شما چه فکر میکنید؟ در صورت تمایل پاسخهای خود را برای ادمین ارسال نمایید: @Hosseingn
#دیدگاه #همدلی #مهارت_نرم
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
#دیدگاه #همدلی #مهارت_نرم
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترکیب آموزشهای مهارتمحور با #کوچینگ و #منتورینگ برای افزایش #یادگیری و بهبود عملكرد
🎯🎯🎯 کانون یادگیری فردا (کیفکو) 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
🎯🎯🎯 کانون یادگیری فردا (کیفکو) 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
📑کارخانه مقالهسازی
این داستان را برای دوستان زیادی تعریف کردهام. موضوع از آنجا شروع میشود که یک بار در یک اتوبوس میانشهری با چند سرباز وظیفه همسفر شده بودم که از بیهوده تلفشدن وقتشان در پادگان و دوران سربازی گلهمند بودند. بعد از گپ کوتاهی که با ایشان در استراحتگاهی میان راه داشتم، سوار اتوبوس شدم و در ادامه راه از پنجره به بیابان مینگریستم. در این بین انبوه کیسههای نایلونی رهاشده در بیابان نظرم را جلب کرد. کیسههایی که به بوتهها چنگ انداخته بودند تا باد نتواند آنها را جابهجا کند. به عادت معلمی خود سعی کردم تخمینی از حجم کیسههای رهاشده بزنم، اعداد در ذهنم سر به فلک زدند. همان لحظه راهحلی عاجل و هوشمندانه برای این مشکل (در واقع دو مشکل) به ذهنم خطور کرد. با خود گفتم اگر من در این کشور بر مسند تصمیمگیری بودم، میتوانستم مشکلی از مشکلات کشور را حل کنم. راهحل ساده و آسان بود. کافی است که به هر سرباز بگوییم به ازای هر کیلو زبالهای که از بیابان بزداید، یک روز از دوران سربازی را به پاس خدمتی که به کشورش کرده، میبخشیم. مگر نه اینکه ایشان سربازانی هستند که باید در خدمت کشور خود زمانی را به اجبار بگذرانند. خب این هم خدمتی است ارزنده در جنگی با آلودگی و پلیدی.
در ذهن به راهحل هوشمندانه خود افتخار میکردم و از اینکه در آن مسند ذهنی نیستم تا بتوانم با قانون یا بخشنامهای آن را پیاده کنم، حسرت میخوردم. مطمئنا با اعلام این قانون تعداد زیادی از سربازان مرخصی گرفته و سر به بیابان میگذاشتند و دستهدسته کیسههای رهاشده در بیابانها را در گونیها چپانده و به مراکز توزین و احتساب کسر خدمت تحویل میدادند. برای کوتاهشدن زمان سفر تصمیم گرفتم این بازی ذهنی را ادامه دهم. شاید این از مواهب نبودن در همان مسند قدرت بود که به من فرصت کافی میداد به عواقب تصمیمم کمی فکر کنم. موهبتی که میدانم خیلی از تصمیمگیران کشور از آن بیبهرهاند. میشد حدس زد که کار جمعکردن کیسهها در همان فاز اول خاتمه نیابد. بدیهی است که والدین متمولی با فرزندان تنبل و تنپرور وجود دارند که حاضرند برای کسر خدمت عزیز دردانهشان هزینه کنند تا دیگرانی به جای سوگولیهایشان زباله جمع کنند. هرچند این آن چیزی نیست که قانونگذار انتظارش را داشت، ولی در هر صورت در جهت حصول به نتیجه مورد انتظار است. اما هر جا پولی برای ارائه خدمتی جابهجا شود، آغازی برای یک تجارت است و اینجاست که احتمالا در مرحله بعد نوبت به شرکتهای تجاری آشغالجمعکن برای تسهیل این تجارت میرسد. شرکتهایی که افرادی را به استخدام درمیآورند تا آشغال جمع کنند و آنها را به قیمت مناسب و رقابتی به مشتریان کسر خدمت خود بفروشند. هنوز به انتهای سفر نرسیده بودم و فرصت داشتم که تخیلم را باز به کار ببرم تا قدم بعدی را نیز پیشبینی کنم. با شروع به کار شرکتها مطمئنا بیابانها روز به روز تمیز و تمیزتر میشدند و یافتن کیسهای در بیابان مشکل و مشکلتر، ولی متقاضیان همچنان در صف دریافت آشغال. قانون آشنای عرضه و تقاضا در این زمان به کمک شرکتها میآید تا قیمت کالای ارزشمند خود را به نرخ روز و متناسب با سختترشدن فرایند یافتن زبالهای در بیابان افزایش دهند. بالاخره روزی میرسد که قیمت کیسه نایلون مصرفشده و رهاشده در بیابان از قیمت کیسه نو بالاتر میرود. در اینجاست که نوابغی از دنیای تجارت کارخانههایی به پا خواهند کرد که در آنجا کیسههای نو را مچاله کرده و به متقاضیان زباله بفروشند! مدتی بود که سفر به پایان رسیده بود و از همراهان سربازم خداحافظی کرده بودم. اکنون در اتوبوس شهری در خیابانهای شلوغ تهران در حرکت بودم. ولی همچنان در فکر سرنوشت قانون هوشمندانهام بودم. شروعش خیلی خوب بود، ولی چرا اینگونه فاجعهبار و با کارخانه آشغالسازی تمام شد؟ شاید به این دلیل که هر قانونی را عمری باید. وقتی به میدان انقلاب رسیدم، از اتوبوس پیاده شدم. نگاهی به اطراف خود انداختم. ناگهان متوجه شدم که در و دیوار خیابان را آگهیهای کارخانههای آشغالسازی از نوع تولید مقاله و پایاننامه پر کرده است. آشغالهایی که حتما بازارشان هنوز خیلی گرم است و کارخانههایی که چرخهایشان به سرعت در گردش است. مطمئن هستم در روزگاری دور متفکرانی برای حل مشکل «غریبهبودن دانشگاهها و دانشگاهیان کشور با استانداردهای بینالمللی پژوهش» راهحل هوشمندانهای داشتهاند، راهحل ساده ارجنهادن به مقالات منتشره در مجلات بینالمللی. هرچند این قانون در سالهای اول خود تأثیر مثبتش را بر فضای علم و پژوهش گذاشت، ولی متأسفانه قانونگذاران در این سالها فراموش کردند که هر قانونی را اگر نه عمری، حداقل رصد و ویرایشی باید. تا زمانی که این آییننامهها به آشغالها همان بهایی را بدهند که به پژوهشهای ناب، آنها خریدار دارند.
👤محمدرضا اجتهادی
@HosseinGaeeni
#تفکر_سیستمی
این داستان را برای دوستان زیادی تعریف کردهام. موضوع از آنجا شروع میشود که یک بار در یک اتوبوس میانشهری با چند سرباز وظیفه همسفر شده بودم که از بیهوده تلفشدن وقتشان در پادگان و دوران سربازی گلهمند بودند. بعد از گپ کوتاهی که با ایشان در استراحتگاهی میان راه داشتم، سوار اتوبوس شدم و در ادامه راه از پنجره به بیابان مینگریستم. در این بین انبوه کیسههای نایلونی رهاشده در بیابان نظرم را جلب کرد. کیسههایی که به بوتهها چنگ انداخته بودند تا باد نتواند آنها را جابهجا کند. به عادت معلمی خود سعی کردم تخمینی از حجم کیسههای رهاشده بزنم، اعداد در ذهنم سر به فلک زدند. همان لحظه راهحلی عاجل و هوشمندانه برای این مشکل (در واقع دو مشکل) به ذهنم خطور کرد. با خود گفتم اگر من در این کشور بر مسند تصمیمگیری بودم، میتوانستم مشکلی از مشکلات کشور را حل کنم. راهحل ساده و آسان بود. کافی است که به هر سرباز بگوییم به ازای هر کیلو زبالهای که از بیابان بزداید، یک روز از دوران سربازی را به پاس خدمتی که به کشورش کرده، میبخشیم. مگر نه اینکه ایشان سربازانی هستند که باید در خدمت کشور خود زمانی را به اجبار بگذرانند. خب این هم خدمتی است ارزنده در جنگی با آلودگی و پلیدی.
در ذهن به راهحل هوشمندانه خود افتخار میکردم و از اینکه در آن مسند ذهنی نیستم تا بتوانم با قانون یا بخشنامهای آن را پیاده کنم، حسرت میخوردم. مطمئنا با اعلام این قانون تعداد زیادی از سربازان مرخصی گرفته و سر به بیابان میگذاشتند و دستهدسته کیسههای رهاشده در بیابانها را در گونیها چپانده و به مراکز توزین و احتساب کسر خدمت تحویل میدادند. برای کوتاهشدن زمان سفر تصمیم گرفتم این بازی ذهنی را ادامه دهم. شاید این از مواهب نبودن در همان مسند قدرت بود که به من فرصت کافی میداد به عواقب تصمیمم کمی فکر کنم. موهبتی که میدانم خیلی از تصمیمگیران کشور از آن بیبهرهاند. میشد حدس زد که کار جمعکردن کیسهها در همان فاز اول خاتمه نیابد. بدیهی است که والدین متمولی با فرزندان تنبل و تنپرور وجود دارند که حاضرند برای کسر خدمت عزیز دردانهشان هزینه کنند تا دیگرانی به جای سوگولیهایشان زباله جمع کنند. هرچند این آن چیزی نیست که قانونگذار انتظارش را داشت، ولی در هر صورت در جهت حصول به نتیجه مورد انتظار است. اما هر جا پولی برای ارائه خدمتی جابهجا شود، آغازی برای یک تجارت است و اینجاست که احتمالا در مرحله بعد نوبت به شرکتهای تجاری آشغالجمعکن برای تسهیل این تجارت میرسد. شرکتهایی که افرادی را به استخدام درمیآورند تا آشغال جمع کنند و آنها را به قیمت مناسب و رقابتی به مشتریان کسر خدمت خود بفروشند. هنوز به انتهای سفر نرسیده بودم و فرصت داشتم که تخیلم را باز به کار ببرم تا قدم بعدی را نیز پیشبینی کنم. با شروع به کار شرکتها مطمئنا بیابانها روز به روز تمیز و تمیزتر میشدند و یافتن کیسهای در بیابان مشکل و مشکلتر، ولی متقاضیان همچنان در صف دریافت آشغال. قانون آشنای عرضه و تقاضا در این زمان به کمک شرکتها میآید تا قیمت کالای ارزشمند خود را به نرخ روز و متناسب با سختترشدن فرایند یافتن زبالهای در بیابان افزایش دهند. بالاخره روزی میرسد که قیمت کیسه نایلون مصرفشده و رهاشده در بیابان از قیمت کیسه نو بالاتر میرود. در اینجاست که نوابغی از دنیای تجارت کارخانههایی به پا خواهند کرد که در آنجا کیسههای نو را مچاله کرده و به متقاضیان زباله بفروشند! مدتی بود که سفر به پایان رسیده بود و از همراهان سربازم خداحافظی کرده بودم. اکنون در اتوبوس شهری در خیابانهای شلوغ تهران در حرکت بودم. ولی همچنان در فکر سرنوشت قانون هوشمندانهام بودم. شروعش خیلی خوب بود، ولی چرا اینگونه فاجعهبار و با کارخانه آشغالسازی تمام شد؟ شاید به این دلیل که هر قانونی را عمری باید. وقتی به میدان انقلاب رسیدم، از اتوبوس پیاده شدم. نگاهی به اطراف خود انداختم. ناگهان متوجه شدم که در و دیوار خیابان را آگهیهای کارخانههای آشغالسازی از نوع تولید مقاله و پایاننامه پر کرده است. آشغالهایی که حتما بازارشان هنوز خیلی گرم است و کارخانههایی که چرخهایشان به سرعت در گردش است. مطمئن هستم در روزگاری دور متفکرانی برای حل مشکل «غریبهبودن دانشگاهها و دانشگاهیان کشور با استانداردهای بینالمللی پژوهش» راهحل هوشمندانهای داشتهاند، راهحل ساده ارجنهادن به مقالات منتشره در مجلات بینالمللی. هرچند این قانون در سالهای اول خود تأثیر مثبتش را بر فضای علم و پژوهش گذاشت، ولی متأسفانه قانونگذاران در این سالها فراموش کردند که هر قانونی را اگر نه عمری، حداقل رصد و ویرایشی باید. تا زمانی که این آییننامهها به آشغالها همان بهایی را بدهند که به پژوهشهای ناب، آنها خریدار دارند.
👤محمدرضا اجتهادی
@HosseinGaeeni
#تفکر_سیستمی
📚📖 در کوچه باغ #کتاب
پیش از این هنگامی که میگفتم راه چاره را باید انتخاب کرد، گفتهام ناقص بود:
راه چاره را نباید و نمیتوان "انتخاب" کرد، راه چاره را باید اختراع کرد، باید آفرید؛
و هر کس با آفریدن راه چارهی خود در حقیقت خود را میآفریند.
انسان هر روز باید خود را بیافریند.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 ادبیات چیست؟/👤✍ ژان پل سارتر
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
پیش از این هنگامی که میگفتم راه چاره را باید انتخاب کرد، گفتهام ناقص بود:
راه چاره را نباید و نمیتوان "انتخاب" کرد، راه چاره را باید اختراع کرد، باید آفرید؛
و هر کس با آفریدن راه چارهی خود در حقیقت خود را میآفریند.
انسان هر روز باید خود را بیافریند.
@HosseinGaeeni
📙📘📗 ادبیات چیست؟/👤✍ ژان پل سارتر
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
کودکان را پیش از علم، با مهربانی و انسانیت آشنا کنیم.
دنیای امروز به انسان مهربان نیازمند است و نه دانشمند نامهربان...
#یادگیری
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
دنیای امروز به انسان مهربان نیازمند است و نه دانشمند نامهربان...
#یادگیری
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
جرعهای #شعر
من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بینگهبان و دیوارهی سیمی
ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای
یا نامهی سربسته تحویل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم میآیند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که میتوانی گوشه قلبت پنهان کنی:
عشق، #اندیشیدن، دریافتن.
👤 ناظم حکمت
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
من در دنیای ممنوع زندگی میکنم
بوییدن گونه دلبندم
ممنوع
ناهار با فرزندان سر یک سفره
ممنوع
همکلامی با مادر و برادر
بینگهبان و دیوارهی سیمی
ممنوع
بستن نامهای که نوشتهای
یا نامهی سربسته تحویل گرفتن
ممنوع
خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم میآیند
ممنوع
بازی تخته نرد
ممنوع
اما چیزهای ممنوعی هم هست
که میتوانی گوشه قلبت پنهان کنی:
عشق، #اندیشیدن، دریافتن.
👤 ناظم حکمت
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
👀 همه ما از اینکه #قضاوت شویم، بیزاریم و این اصلیترین دلیل برای عدم قضاوت دیگران است. البته همه ما دیگران را قضاوت میکنیم: به دلیل رانندگیشان، نحوه بیانشان و یا رفتارشان...
✅ در حقیقت، قضاوت کردن دیگران، به صورت اتوماتیک و عموما بدون آن که به آن فکر کنیم، صورت میگیرد.
این قضاوت اتوماتیک، به چه دلایلی اتفاق میافتد؟
در اینباره در کانال کانون یادگیری فردا (کیفکو) بیشتر خواهید خواند...
#J0001
🎯🎯🎯 آیندهات رو بساز 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
✅ در حقیقت، قضاوت کردن دیگران، به صورت اتوماتیک و عموما بدون آن که به آن فکر کنیم، صورت میگیرد.
این قضاوت اتوماتیک، به چه دلایلی اتفاق میافتد؟
در اینباره در کانال کانون یادگیری فردا (کیفکو) بیشتر خواهید خواند...
#J0001
🎯🎯🎯 آیندهات رو بساز 👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دنیای کنونی ما دارای چه ویژگیها و شرایطی است؟
با دیدن این فیلم و درک دیدگاه آن، سوالی در ذهن ایجاد میشود که:
اکنون، رمز موفقیت ما در زندگی حرفهای و شخصیمان چیست؟
@CYFCo
با دیدن این فیلم و درک دیدگاه آن، سوالی در ذهن ایجاد میشود که:
اکنون، رمز موفقیت ما در زندگی حرفهای و شخصیمان چیست؟
@CYFCo
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
شما چه فکر میکنید؟ در صورت تمایل پاسخهای خود را برای ادمین ارسال نمایید: @Hosseingn #دیدگاه #همدلی #مهارت_نرم 👇👇👇 https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
با سپاس از دوستانی که در چالش تفکر برای پاسخ به این پرسش مشارکت کردند؛ هدف اصلی از طرح این پرسش را در زیر پست اینستاگرام خودم منتشر کردم. در ضمن به پنج نفر از دوستانی که در مسیر این چالش فکری، از زوایای مختلف به موضوع نگریستند یک جلسه تلفنی کوچینگ هدیه داده شد.
با ارادت 😊🙏🌺
با ارادت 😊🙏🌺
جرعهای #شعر
"قلبِ خندان"
#زندگی شما، مال خودتان است.
نگذارید زیر تسلیم و رضای متعفن خرد شود.
به هوش باشید.
همیشه راهی برای فرار است.
همیشه نور امیدی در جایی وجود دارد.
ممکن است نور تابانی نباشد،
اما تاریکی را در هم میشکند،
هوشیار باشید.
خدایان فرصتهایی پیش رویتان میگذارند،
آنها را بشناسید،
و در آغوش بکشید،
شما نمیتوانید مرگ را در هم بشکنید،
ولی میتوانید گاهی مرگ را در زندگیتان از بین ببرید.
هرچه بیشتر این کار را بکنید،
نور بیشتری خواهد تابید.
زندگی شما، در دستان خودتان است.
آنرا به درستی دریابید وقتی هنوز در اختیارتان است.
شما شگفت انگیزید،
و خدایان بیصبرانه منتظر شاد کردنتان هستند.
👤چارلز بوکوفسکی
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
"قلبِ خندان"
#زندگی شما، مال خودتان است.
نگذارید زیر تسلیم و رضای متعفن خرد شود.
به هوش باشید.
همیشه راهی برای فرار است.
همیشه نور امیدی در جایی وجود دارد.
ممکن است نور تابانی نباشد،
اما تاریکی را در هم میشکند،
هوشیار باشید.
خدایان فرصتهایی پیش رویتان میگذارند،
آنها را بشناسید،
و در آغوش بکشید،
شما نمیتوانید مرگ را در هم بشکنید،
ولی میتوانید گاهی مرگ را در زندگیتان از بین ببرید.
هرچه بیشتر این کار را بکنید،
نور بیشتری خواهد تابید.
زندگی شما، در دستان خودتان است.
آنرا به درستی دریابید وقتی هنوز در اختیارتان است.
شما شگفت انگیزید،
و خدایان بیصبرانه منتظر شاد کردنتان هستند.
👤چارلز بوکوفسکی
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
گاهی وقتها ناخودآگاه برای نرسیدن به هدف برنامهریزی میکنیم...
چرا و به چه علت؟
@HosseinGaeeni
#کوچینگ #خودآگاهی #برنامه #موفقیت
👇👇👇🎯🎯🎯
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
چرا و به چه علت؟
@HosseinGaeeni
#کوچینگ #خودآگاهی #برنامه #موفقیت
👇👇👇🎯🎯🎯
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
نکته کلیدی و نقطه تمایز #کوچینگ #C0018
#کانون_یادگیری_فردا (کیفکو)
👇👇👇🎯🎯🎯
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
#کانون_یادگیری_فردا (کیفکو)
👇👇👇🎯🎯🎯
https://t.me/joinchat/AAAAAEDP21i07EDz1yH7mQ
@HosseinGaeeni
📗دانلود فایل PDF معرفی #کتاب "نیروی همدلی" نوشته: کارین دی هال و ملیسا کوک و با ترجمه محبوبه موسوی
👇👇👇
https://goo.gl/EO1CMs
📗دانلود فایل PDF معرفی #کتاب "نیروی همدلی" نوشته: کارین دی هال و ملیسا کوک و با ترجمه محبوبه موسوی
👇👇👇
https://goo.gl/EO1CMs
✅ همدلی، سبکی تربیتی نیست. کاری است که به طور معمول و ناخودآکاه در مواجهه با دوستان، خواهر و برادران و یا همسرمان به خصوص وقتی با مشکلی مواجهه هستند انجام میدهیم، سعی میکنیم خود را در موقعیت آنها بگذاریم تا مشکلشان را بفهمیم و همراهیشان کنیم.
@HosseinGaeeni
📗#کتاب «نیروی همدلی» نوشتهی: کارین دی هال و ملیسا کوک که نویسنده و مترجم خوب کشورمان محبوبه موسوی آن را به فارسی ترجمه کرده است به موضوع «همدلی» نگاه تازهای دارد.
📖 “برای استفاده از مهارت ذهنآگاهی، باید به تجربهی خود دقت کنید. این آگاهی از گسترش درک شما از مشاهدات، افکار و احساساتتان ناشی میشود، چیزی که به جهان خارج و تجربهی درونی شما مربوط است. ذهنآگاهی به شما اجازه میدهد آنچه را که واقعاً واقعی است، ببینید و آن را از توهمات، افکار مخرب و هیجانات جدا کنید..."
👈درباره این کتاب بیشتر بخوانید و فایل PDF معرفی کتاب را دانلود نمایید:
👇👇👇
https://goo.gl/EO1CMs
🎯🎯🎯 یادگیری با تداوم
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
@HosseinGaeeni
📗#کتاب «نیروی همدلی» نوشتهی: کارین دی هال و ملیسا کوک که نویسنده و مترجم خوب کشورمان محبوبه موسوی آن را به فارسی ترجمه کرده است به موضوع «همدلی» نگاه تازهای دارد.
📖 “برای استفاده از مهارت ذهنآگاهی، باید به تجربهی خود دقت کنید. این آگاهی از گسترش درک شما از مشاهدات، افکار و احساساتتان ناشی میشود، چیزی که به جهان خارج و تجربهی درونی شما مربوط است. ذهنآگاهی به شما اجازه میدهد آنچه را که واقعاً واقعی است، ببینید و آن را از توهمات، افکار مخرب و هیجانات جدا کنید..."
👈درباره این کتاب بیشتر بخوانید و فایل PDF معرفی کتاب را دانلود نمایید:
👇👇👇
https://goo.gl/EO1CMs
🎯🎯🎯 یادگیری با تداوم
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
📚📖 در کوچه باغ #کتاب
دو نفر که با هم سرگرمِ بادهگُساریاند، نگاهی به بطری میاندازند و یکی با خود میگوید: «چه خوب که هنوز نیمی از آن پُر است!» در حالی که دومی با خود میگوید: «بَه، هنوز نصفاش خالی شده!»
نکته اینجاست که آنها دربارهی میزانِ باقی مانده در بطری، یا دقتِ یک اندازه گیری، یا یک عکس یا یک نقاشی بحث نمیکنند، اما واقعیتِ یکسانی را مشاهده میکنند به دو شیوهی بسیار متفاوت و فراگیر به آن واکنش نشان میدهند. این فراگیری، سراسرِ دنیایِ فردِ خوشبین را از فردِ بدبین متفاوت میسازد و این دو فرد تقریباً هر چیزی را به نحوی متفاوت، یعنی با وجودِ مضمونِ واقعیِ یکسان، با زبانی آشکارا و متفاوت شرح میدهند.
#دیدگاه
@HosseinGaeeni
📙📘📗 فلسفه شوپنهاور/👤✍ برایان مگی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
دو نفر که با هم سرگرمِ بادهگُساریاند، نگاهی به بطری میاندازند و یکی با خود میگوید: «چه خوب که هنوز نیمی از آن پُر است!» در حالی که دومی با خود میگوید: «بَه، هنوز نصفاش خالی شده!»
نکته اینجاست که آنها دربارهی میزانِ باقی مانده در بطری، یا دقتِ یک اندازه گیری، یا یک عکس یا یک نقاشی بحث نمیکنند، اما واقعیتِ یکسانی را مشاهده میکنند به دو شیوهی بسیار متفاوت و فراگیر به آن واکنش نشان میدهند. این فراگیری، سراسرِ دنیایِ فردِ خوشبین را از فردِ بدبین متفاوت میسازد و این دو فرد تقریباً هر چیزی را به نحوی متفاوت، یعنی با وجودِ مضمونِ واقعیِ یکسان، با زبانی آشکارا و متفاوت شرح میدهند.
#دیدگاه
@HosseinGaeeni
📙📘📗 فلسفه شوپنهاور/👤✍ برایان مگی
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
معرفی و لینک دانلود بخشهایی از #کتاب "آرامش و اعتماد به نفس با ارتباط موثر" نوشته سید طاهر زمانی 👇👇👇
https://goo.gl/bs39ZU
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
https://goo.gl/bs39ZU
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نخستین روزِ واپسین هفتهی سال ۹۵...
خلاقانه آفرینشگر زیبای زندگی خود باشیم.
🎯👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
خلاقانه آفرینشگر زیبای زندگی خود باشیم.
🎯👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
جرعهای #شعر
عشق من
بانو!
تو ای نگارهی بهار،
تو آن درخت بلوطی
که در جان من شکوفه میکنی؛
حریم امن من و
قانون تن منی
جهان نیست- مگر تند بادی،
زمان نیست- مگر لحظهای
در این زمین شورهزار،
عشق تو- اما!
عجب موهبتی ست
👤محمد آدم (شاعر مصری) / ✍ترجمه: پری شاهین
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
عشق من
بانو!
تو ای نگارهی بهار،
تو آن درخت بلوطی
که در جان من شکوفه میکنی؛
حریم امن من و
قانون تن منی
جهان نیست- مگر تند بادی،
زمان نیست- مگر لحظهای
در این زمین شورهزار،
عشق تو- اما!
عجب موهبتی ست
👤محمد آدم (شاعر مصری) / ✍ترجمه: پری شاهین
👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)