درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
408 photos
173 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
جرعه‌ای #شعر

بگذار باور کنم که #زندگی
هنوز می‌تواند خبرهای خوب بیاورد.
این‌که زمان مجبور نیست
با تَرَک‌ها و گرد و خاک‌اش
مرا خوار و خفیف کند.
بگذار در این شب تاریک قدم بزنم
و خیال کنم هنوز
چیزی باقی مانده از ستارگان
میان درختانی که با هم قدم می‌زدیم.
ستارگانی که تنها می‌توانند
آن‌هایی را پیداکنند که عاشق‌ می‌شوند
کنار یک رود
یک عصر.
بگذار، بگذار در رنجم آرام بگیرم
و هذیان مغاک‌ات را بشناسم
و درهایی را که نا‌گهان
از آن‌ها ناپدید شدی.
دخترک ابدی، شعر،
ای گواه مرگ من.
چراکه زندگی رویاست،
همان حکایتی که از کودکی‌ام می‌شنیدم.
نه بیش و نه کم
شخصیت‌های یک قصه‌ایم
که کسی به رویا می‌بیند.
در لحظه‌ای که به پیش می‌رفتم و
غرق می‌شدم
تنها چیزی که می‌توانستم به آن فکر کنم
این بود:
که در پایان
طرح #رویا را
در خواهم یافت.

👤ایوان اونیاته / برگردان: محسن عمادی
🤹‍♀🤹‍♂ هر انسانى در عمق وجود خود عاشق بازى است. بازى‌ها ابزار قدرتمند علمى-فرهنگى به شمار مى‌آيند كه بستر همكارى و هميارى گروهى و تقويت مهارت‌ها را مهيا مى‌سازند.
🥇🥈🥉بازى نه فقط راهى براى تخليه‌ى انرژى، پرورش خلاقيت و استعدادها است؛ بلكه انعطاف‌پذيرى و متفاوت بودن روش‌ها، آن را به ابزارى كارآمد براى توانمندسازى مبدل مى‌كند...
🆔 @CYFCo
📜مطالعه متن کامل مقاله " #یادگیری با #بازی": 👇👇👇
http://goo.gl/YkB1ey
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ برداشتی جالب و جذاب از مفهوم #کوچینگ و تفاوت آن با #منتورینگ
👌 #یادگیری اثربخش از راه #بازی در کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
🆔 @CYFCo
Shape of My Heart
Sting
🎧 #موسیقی
تقدیم به دوست‌داران 🎬 لئون و خاطره‌اش
@HosseinGaeeni
لئون: تو به زمان نیاز داری تا یک کمی بزرگ بشی!
ماتیلدا: من دیگه بزرگ شدنم تموم شده لئون! بعد از این فقط سنم زیاد میشه!
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎞 چگونه #خلاقیت را تقویت کنیم؟
🤔 #پرسش_کوچینگی
آیا نسبت به موانع درونی خلاقیت، شناخت و آگاهی دارم؟
چگونه می‌توانم زمینه پرورش #تفکر_خلاقانه به عنوان یک #مهارت_نرم را ایجاد کنم؟
🆔 @CYFCo
☕️ کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
@CYFCo
📆 دوم شهریور ساعت ۹ تا ۱۳:۳۰
ℹ️ اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت نام: 👇
https://goo.gl/MNe3oM
📖 در کوچه باغ #کتاب

اولین فضیلتِ ناچیزی که به فکرمان می‌رسد، یاد دادنِ پس انداز به فرزندانمان است. یک قلک به آن ها هدیه می‌کنیم و توضیح می‌دهیم که جمع کردنِ پول، چقدر زیباتر از خرج کردن است. بنابراین، قلک، اولین اشتباهِ ماست، در برنامه‌ی تربیتی‌مان، یک فضیلتِ ناچیز، برقرار کرده‌ایم.
تا آنجا که مربوط به تربیتِ بچه‌ها می‌شود، فکر می‌کنم که نباید به آنها فضیلت‌های ناچیز، بلکه باید فضیلت‌های بزرگ را آموخت. نه صرفه‌جویی را؛ که سخاوت را و بی‌تفاوتی به پول را.

نه احتیاط را؛ که شهامت و حقیر شمردن خطر را. نه زیرکی را؛ که صراحت و عشق به واقعیت را.

نه سیاست بازی را؛ که عشق به همنوع و فداکاری را. نه آرزوی توفیق را؛ که آرزوی بودن و دانستن را.

📗 فضیلت‌های ناچیز /✍ ناتالیا گینزبورگ
@HosseinGaeeni
☕️ کافه کوچینگ کانون یادگیری فردا
@CYFCo
📆 پنج‌شنبه دوم شهریور ساعت ۹ تا ۱۳:۳۰
ℹ️ اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت نام: 👇
https://goo.gl/MNe3oM
📚 پشت جلد #کتاب
@HosseinGaeeni
📙📗ملت عشق / 👤الیف شافاک
سکوت را بشنو... جوابش رو تو پیدا کن و برای خودت نگه‌دار...
👇👇👇
https://telegram.me/joinchat/AuBOrD4jjAoCNs_efy_Zjg
تحلیل محتوای کتاب فارسی اول دبستان سه کشور
✅کودک ایرانی «اطاعت» یاد می گیرد، کودک آلمانی «پیشرفت» و کودک چینی «مهرورزی»

علیرضا عابدین (روان شناس) در پژوهشی به بررسی و تحلیل داستان‌های کتاب فارسی کلاس اول در ایران و مقایسه آن با داستان‌های کتاب زبان کلاس اول در دو کشور شرقی و غربی یعنی چین، به عنوان نماینده فرهنگ جمع‌گرا و آلمان، به عنوان نماینده فرهنگ فردگرا پرداخته است.

او به این منظور تمامی داستان‌های کتاب فارسی اول ابتدایی در ایران، شامل ۵١ داستان منتشر شده در سال ١٣٩١، همچنین ۴۴ داستان از داستان‌های کتاب کلاس اول چین و ٢۶ داستان از مجموعه چهار کتاب کلاس اول آلمان را به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب کرده است.

در این پژوهش، تحلیل روان‌شناختی با استفاده از یکی از معتبرترین آزمون‌های فرافکن تحلیلی - یعنی آزمون اندریافت موضوع که یکی از مناسب‌ترین آزمون‌ها برای تحلیل داستان است - انجام گرفته تا مشخص شود چه موضوعاتی در قالب تم اصلی داستان، چه نیازها و چه فشارهای محیطی توسط این کتاب های درسی به کودکان القا می‌شود و این موضوعات چه تفاوتی در دنیای شرق وغرب دارند.

❇️ نتایج این پژوهش نشان می دهد نیازهای «پیروی » و اطاعت در ایران، «پیشرفت » در آلمان و «مهرورزی » در چین، سه نیاز اول و اصلی در سه کشور هستند. نیاز به «پیروی » و اطاعت به دو نوع «تسلیم » و «احترام » تقسیم شده است.

پرتکرارترین نیاز در ایران، «پیروی » از هر دو نوع و البته در بیشتر موارد از نوع «تسلیم » و در چین و آلمان فقط از نوع دوم یعنی «سپاس گزاری » است.

نیاز «مهرورزی » پرتکرارترین نیاز در چین است که به شدت با ساختار جمع‌گرای شرقی مطابقت دارد. در مرتبه‌های بعدی نیاز «فهمیدن » و همچنین نیاز به «ارائه و بیان » در چین قراردارند.

به طور خلاصه می‌توان گفت کودک چینی به دنبال آن است که مهر بورزد، بفهمد و بفهماند. بعد از این سه نیاز که اساسا در ارتباط با دیگران (نیازهای جمعی) معنا پیدا می‌کنند، نیازهای شخصی‌تر مثل «پیشرفت » و «بازی » در چین، ظهور می‌کنند.

این در حالی است که بروز نیازها در آلمان درست وارونه چین است. در آلمان نیاز به «پیشرفت »، «بازی» و «شناخت » که نیازهای فردی و معطوف به خود هستند، در درجه اول قرار دارند و بعد از آنها نیاز «پیوندجویی » ظهور می کند.

✳️ بنابراین کودک ایرانی می‌آموزد طلب‌کننده و گیرنده (تلویحا مصرف کننده و تنبل) باشد؛ کودک چینی اما می‌آموزد دهنده و بخشنده (تلویحا تولیدکننده و کارگر) باشد در حالی که کودک آلمانی اساساچیزی طلب نمی‌کند (تلویحا استقلال طلب) و حتی می توان گفت تا تا حدی دهنده است.

بر این پایه می‌توان نتیجه گرفت کودک ایرانی در کتاب درسی خود یاد می‌گیرد که مطیع و سربه زیر باشد. نگاه کودک ایرانی یا به سمت پایین است و یا از پایین به بالا نگاه می‌کند.

نگاه کودک چینی به اطراف است و یک نگاه دایره‌وار دارد، ولی کودک آلمانی یک حرکت و نگاه رو به جلو و هدف مند دارد. او به یک نقطه و هدف چشم می دوزد و تنها برای رسیدن به‌ آن در یک خط سیر مشخص می کوشد و در نهایت هم موفق است.
@HosseinGaeeni
📕 چند روز پیش در شهر کتاب، وقتی یکی از دوستانِ "م.دمادم" چند نسخه از کتاب‌(ترجمه)‌ تازه منتشر شده‌اش را از انگلستان برایش آورد، من هم آنجا بودم. همان لحظه به شوخی گفتم که یک نسخه از این کتاب را به عنوانِ هدیه برایم کنار بگذارد و او هم لطف کرد و یک جلد را به من هدیه داد. شبِ بعد بدونِ پیش‌فرض و ایده‌ی خاصی شروع به خواندنِ "زنِ تخم‌مرغی" کردم...اهل اغراق نیستم و عادت به بزرگ‌نمایی در چنین موقعیت‌هایی ندارم...داستان برایم بسیار جذاب بود. آن قدر که تا نزدیکی‌های صبح بیدار ماندم و خواندم... فردا صبح با م.دمادم تماس گرفتم و گفتم که تحت تاثیر جذابیتِ فضا و شکلِ روایت خاص زن تخم‌مرغی و پرداختِ شخصیت‌اش قرار گرفتم و...

زنِ تخم‌مرغی، نوشته‌ی لیندا.دی.کرینو و ترجمه‌ی خوبِ دوستِ خوبم م.دمادم، قصه‌ی زنی‌ست...، زنی آن‌قدر درگیرِ روزمرگی که تفاوت‌ِ روزها برایش حس‌کردنی نیست و به قول خودش تنها عوض کردنِ فصل‌ها و آب و هوا را حس می‌کند. زنی بیگانه _نسبت به خود و اطرافش_ که داستان را نیز از زبانِ خاصِ خودش روایت می‌کند "این زن کشاورز با خود همان اندازه غریبه بود که با دنیای اطرافش. کار می‌کرد و می‌خوابید و غیر این، هیچ. او نه می‌توانست کار کمتر را تجسم کند و نه تصوری از تمرد و شکایت داشت. آدم در صورتی شکایت می‌کند که جایگزین بهتری وجود داشته باشد. برای این زن هیچ چیز وجود نداشت. در مورد خودش، احساساتِ حقیرانه‌ای داشت...." این زن که در زمانه‌ی جنگ جهانی زندگی می‌کند، در ادامه با به جنگ رفتنِ همسرش و پناه آوردنِ یک دشمنِ فراری به او، زندگی‌اش‌اش واردِ موقعیت و فضای تازه‌ای می‌شود "زنی متفاوت پدیدار شد، کسی که می‌توان گفت از زیر سایه‌ی زن کشاورز بودن یک قدم فاصله گرفته. این زن افکار و آرزوها و خواسته‌هایی داشت. چیزهای دیگری می‌خواست. چیزهایی که حتی وضوح آشکاری نداشت..."
سربسته‌ بگویم زنِ تخم‌مرغی قصه‌ی قسمتی از زندگی زنی‌ است که دچار دگردیسی می‌شود و پس از آن در تعلیقِ بین فراتر رفتن یا نرفتن از تقدیرِ خودِ واقعی‌اش درمی‌ماند و سرانجام با تقدیرِ خود.........؟
امیدوارم شما هم بتوانید بخوانید این کتاب را.

معرفی #کتاب
#زن_تخم_مرغی


https://telegram.me/zanetokhmemorghi
جرعه‌ای #شعر

باید همیشه مست بود،
نکته این‌جاست؛ تنها نکته این است.
برای آن‌که سنگینیِ وحشت‌زای زمان را ــ که شانه‌های شما را در هم می‌شکند و پشت‌تان را خم می‌کند ــ احساس نکنید، باید مدام مست شوید.
اما مستی از چه چیز؟
از شراب، از شعر یا از نیکویی؟
ــ به‌دلخواهِ شما؛
اما مست شوید!
و اگر گاهگاه، بر پلکانِ کاخی، بر علفِ سبزِ گودالی، در خلوتِ خاموشِ اتاقِ خود، آن‌گاه که مستی به‌ کاستی یا به نیستی گراید؛ از خواب برخاستید، از نسیم، از موج، از اختران، از پرندگان، از ساعت، از هر چه گریزان است و هر چه نالان است و هر چه غلتان است و هر چه نغمه‌خوان است و هر چه سخن‌گوی است بپرسید: «چه ساعتی است؟» نسیم و موج و ستاره و پرنده و ساعت به شما پاسخ خواهند داد:
ساعتِ مستی است؛
تا برده و قربانیِ زمان نشوید، مستی کنید! همواره مست شوید: از شراب و شعر یا نیکویی، به‌دلخواهِ خودتان.

👤 شارل بودلر
@HosseinGaeeni
🎞 کافه فیلم کوچینگ، کانون یادگیری فردا
@CYFCo
📆 سه‌شنبه هفتم شهریور، ساعت ۱۸ تا ۲۰
👈 اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت نام:
https://goo.gl/h2Y1Pm
جرعه‌ای #شعر

"برای م. امید"

نگر
تا به چشمِ زردِ خورشید اندر
نظر
نکنی

که‌ت افسون
نکند.

بر چشم‌های خود
از دستِ خویش
سایبانی کن
نظاره‌ی آسمان را
تا کلنگانِ مهاجر را
ببینی
که بلند


از چارراهِ فصول
در معبرِ بادها
رو در جنوب
همواره
در سفرند.
□

دیدگان را به دست
نقابی کن
تا آفتابِ نارنجی
به نگاهیت
افسون
نکند،
تا کلنگانِ مهاجر را
ببینی
بال‌دربال
که از دریاها همی گذرند. ــ
از دریاها و
به کوه
که خوش به‌غرور ایستاده است؛

و به توده‌ی نمناکِ کاه
بر سفره‌ی بی‌رونقِ مزرعه؛

و به قیل و قالِ کلاغان
در خرمن‌جای متروک؛

و به رسم‌ها و
بر آیین‌ها،
بر سرزمین‌ها.

و بر بامِ خاموشِ تو
بر سرت؛

و بر جانِ اندُه‌گینِ تو
که غمین نشسته‌ای
هم از آنگونه
به زندانِ سال‌های خویش.

و چندان که بازپسین شعله‌ی شهپرهاشان
در آتشِ آفتابِ مغربی
خاکستر شود،
اندوه را ببینی
با سایه‌ی درازش
که پاهم‌پای غروب
لغزان
لغزان
به خانه درآید
و کنارِ تو
در پسِ پنجره بنشیند.

او به دستِ سپیدِ بیمارگونه
دستِ پیرِ تو را…

و غروب
بالِ سیاهش را…

👤 احمد شاملو / دفتر شعر مرثیه‌های خاک
@HosseinGaeeni
✅ اصول #منتورینگ (مربی‌گری): راهنمای مربی‌ها برای موفقیت
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/CdB1iv
📖 در کوچه باغ #کتاب

گفت: پیلی را آوردند بر سر چشمه‌ای که آب خورد. خود را در آب می‌دید و می‌رمید. او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد. نمی‌دانست که از خود می‌رمد.
همه اخلاق بد - از ظلم و کین و حسد و حرص و بی‌رحمی و کبر - چون در توست، نمی‌رنجی؛ چون آن را در دیگری می‌بینی، می‌رمی و می‌رنجی.

📗 فیه‌ما‌فیه / 👤 مولانا جلال
@HosseinGaeeni
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅چرا بايد از #منطقه_آسايش خارج شد؟
برای خروج از منطقه آسایش چه باید کرد؟
نتيجه خروج از منطقه آسایش چه خواهد بود؟
🎬 تماشا کنید...
🆔 @CYFCo
📖 در کوچه باغ #کتاب
من نمی‌گویم که قوانین جامعه را زیر پا بگذاریم. من برهنه در کوچه و یا خیابان نمی‌گردم، و چراغ قرمز را رد نمیكنم، مثال زدم. این‌ها مسائل کوچکی هستند که می‌توانیم رعایتشان کنیم. اما مسائل بزرگتر را؛ اینکه چگونه فکر کنیم، ارزش گذاری‌هایمان در زندگی چیست، باید خودت انتخاب کنی.
نمی توانی، به هر کسی ‌یا به هر جامعه‌ای اجازه بدهی که ارزش‌ها و افکارت را تعیین کند.

📗 سه‌شنبه‌ها با موری / 👤 میچ آلبوم
@HosseinGaeeni
📖 ما به داستان‌مان می‌چسبیم تا تغییر نکنیم و دو نکته‌ی مهم در تغییر نکردن وجود دارد، یکی #ترس از #تغییر و دیگری، مقاومت در برابر آن است...
در سایه‌ی داستانمان راز بزرگی نهفته است که کلید گشایش و آگاهی از مسائل دنیا و درنتیجه عظمت وجود خودمان است.
پس از کشف درون، آن را به نمایش بگذارید و آماده‌ی نشنیده شدن هم باشید. زیرا خیلی از انسان‌ها هنوز با حقیقت وجودی خود بیگانه‌اند و شما مسئول هستید که در مقابل این اتفاق ناامید نشده، با خود مهربان باشید و هدیه‌ی باارزشتان را به جهان عرضه کنید...

📗 برداشتی از #کتاب «راز سایه»/ ✍️ «دبی فورد»
🆔 @CYFCo

✅ جلسات #کوچینگ با دو کارکرد آگاهی و اقدام به ما کمک می‌کند تا درون خود را بیشتر کشف کنیم و تغییرهای مفید را اجرایی کنیم؛ از ناکامی‌ها وتفکرات مأیوس‌کننده‌ی پس از آن خارج شویم و به جهان حقیقی خود -آنچه شایسته‌اش هستیم- دست پیدا کنیم...
🎁 اگر تمایل دارید بیشتر با کوچینگ آشنا شوید و نتیجه این فرایند و لذت حضور در یک جلسه کوچینگ را لمس کنید؛ ما برای شما هدیه‌ای داریم:
👈 درخواست تشکیل جلسه آزمایشی کوچینگ (تلفنی یا حضوری) را از راه پیوند زیر به #کانون_یادگیری_فردا ارسال فرمایید:
👇
https://goo.gl/XWzZEA