Forwarded from آموزشکده توانا
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو و سخنان الهام بخش مسیح علی نژاد را حتما تا آخر ببینید؛
"تغییر را از خودمان شروع کنیم"
تا خودمان را باور نداشته باشیم، کسی ما را باور نخواهد کرد.
bit.ly/2gJFk1r
@Tavaana_TavaanaTech
"تغییر را از خودمان شروع کنیم"
تا خودمان را باور نداشته باشیم، کسی ما را باور نخواهد کرد.
bit.ly/2gJFk1r
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
The Music Played
Matt Monro
🎼 ساعت #موسیقی
👤Matt Monro / The Music Played
...
If I have found the words, you might have stayed
But as I turn to speak, the music played.
@HosseinGaeeni
👤Matt Monro / The Music Played
...
If I have found the words, you might have stayed
But as I turn to speak, the music played.
@HosseinGaeeni
📖 در کوچه باغ #کتاب
به آنانی که راه را از من پرسیدهاند چنین پاسخ دادهام: «این - اکنون راه من است. راه شما کدام است؟» زیرا راهِ مطلق در کار نیست.
📗 چنین گفت زرتشت / 👤فردریش نیچه / ✍ ترجمهی داریوش آشوری
@HosseinGaeeni
به آنانی که راه را از من پرسیدهاند چنین پاسخ دادهام: «این - اکنون راه من است. راه شما کدام است؟» زیرا راهِ مطلق در کار نیست.
📗 چنین گفت زرتشت / 👤فردریش نیچه / ✍ ترجمهی داریوش آشوری
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ کوچینگ (رهیاری) مدیران اجرایی؛ اندازهگیری بازگشت سرمایه
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/sLGyPv
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/sLGyPv
📖 در کوچه باغ #کتاب
هروقت انسان بتواند مثل کسی غیر از خودش، به خودش بنگرد و درباره خود بیندیشد به خودآگاهی رسیده است و این از مشخصات نوع انسان است. در حالیکه سگ یا میمون چنین توانایی ندارد. البته نبودن خودآگاهی میتواند انسان را از احساس گناه و اضطرابهای روانرنجور رها سازد و بعضیها میگویند خوش به حال سگ که خودآگاهی ندارد؛ اما در واقع این بالاترین کیفیتی است که انسان از آن برخوردار است.
📗 انسان در جستجوی خویشتن / 👤 رولو می
@HosseinGaeeni
#خودآگاهی یک #مهارت_نرم است.
هروقت انسان بتواند مثل کسی غیر از خودش، به خودش بنگرد و درباره خود بیندیشد به خودآگاهی رسیده است و این از مشخصات نوع انسان است. در حالیکه سگ یا میمون چنین توانایی ندارد. البته نبودن خودآگاهی میتواند انسان را از احساس گناه و اضطرابهای روانرنجور رها سازد و بعضیها میگویند خوش به حال سگ که خودآگاهی ندارد؛ اما در واقع این بالاترین کیفیتی است که انسان از آن برخوردار است.
📗 انسان در جستجوی خویشتن / 👤 رولو می
@HosseinGaeeni
#خودآگاهی یک #مهارت_نرم است.
درود و سلام بر دوستان و همراهان عزیز.
درباره این کاریکاتور اگر نظر و کامنتی دارید؛ لطفا در زیر این پست اینستاگرام نظرتون رو به اشتراک بگذارید. 🙏
https://www.instagram.com/p/BY0zgUvFZS7/
درباره این کاریکاتور اگر نظر و کامنتی دارید؛ لطفا در زیر این پست اینستاگرام نظرتون رو به اشتراک بگذارید. 🙏
https://www.instagram.com/p/BY0zgUvFZS7/
Instagram
Hossein Gaeeni
درباره این کاریکاتور چی فکر میکنید؟ در صورت تمایل، نظرتون رو به اشتراک بگذارید.
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
جرعهای #شعر
صلح یعنی
عطر غذا در شامگاهان،
صلح یعنی این که
ماشینی دم در خانهات توقف کند
و تو وحشت نکنی،
صلح یعنی
آن که در خانهات را میکوبد
کسی نباشد
جز یک دوست...
👤یانیتس ریتسوس
@HosseinGaeeni
صلح یعنی
عطر غذا در شامگاهان،
صلح یعنی این که
ماشینی دم در خانهات توقف کند
و تو وحشت نکنی،
صلح یعنی
آن که در خانهات را میکوبد
کسی نباشد
جز یک دوست...
👤یانیتس ریتسوس
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ گاهی بازخورد منفی، بهترین است
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/pCrkRE
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/pCrkRE
🤔 وقتی برای اولین بار دختر یا پسر خردسالی را میبینید به او چه میگویيد یا از او چه میپرسید؟
اغلب ما به دخترها میگویيم که چه لباس زیبایی بر تن دارند یا چقدر موهایشان را قشنگ بستهاند، به طور کلی نظری در مورد زیبایی، لباس یا ظاهر آنها میدهیم.
سوالاتی از این قبیل باعث میشود که دختر کوچولوها فکر کنند مهمترین چیز در مورد آنها ظاهرشان است.
بعد از اینکه به آنها گفتيم از دیدنشان خوشحال و خوشوقتیم، میتوانیم از آنها بپرسیم چه کتابی میخوانند یا چه کتابهایی را دوست دارند. دوست دارند وقتی بزرگ شدند چه کاره شوند یا سؤالاتی از این دست که نه بار جنسیتی داشته باشند و نه به آنها القا کنند که ظاهرشان مهمترین خصوصیت آنهاست.
در برخورد با کودکان چه پسر و چه دختر سعی کنیم از آنها تعریفهای ظاهری نکنیم، به عنوان مثال بگوییم: "چه دختر با پسر مهربانی". خیلی جالب است که وقتی به بچهها میگوييم چه لباس قشنگی داری، سعی می کنند آن لباس را بیشتر نشان دهند...
بیاییم با دختران و پسران کوچک که زنان و مردان آینده اند به گونهای صحبت کنیم که تصویر انسانی توانمند، شایسته، نیکو و مهربان را در نظرش ارزشمند جلوه دهيم نه فردی با جذابیتهای ظاهری.
📗 برداشتی از #کتاب "فکر کنید! صحبتی با زنان برای اینکه در دنیای احمقها، باهوش باقی بمانند" / 👤 لیسا بلوم
@HosseinGaeeni
#توسعه_فردی
اغلب ما به دخترها میگویيم که چه لباس زیبایی بر تن دارند یا چقدر موهایشان را قشنگ بستهاند، به طور کلی نظری در مورد زیبایی، لباس یا ظاهر آنها میدهیم.
سوالاتی از این قبیل باعث میشود که دختر کوچولوها فکر کنند مهمترین چیز در مورد آنها ظاهرشان است.
بعد از اینکه به آنها گفتيم از دیدنشان خوشحال و خوشوقتیم، میتوانیم از آنها بپرسیم چه کتابی میخوانند یا چه کتابهایی را دوست دارند. دوست دارند وقتی بزرگ شدند چه کاره شوند یا سؤالاتی از این دست که نه بار جنسیتی داشته باشند و نه به آنها القا کنند که ظاهرشان مهمترین خصوصیت آنهاست.
در برخورد با کودکان چه پسر و چه دختر سعی کنیم از آنها تعریفهای ظاهری نکنیم، به عنوان مثال بگوییم: "چه دختر با پسر مهربانی". خیلی جالب است که وقتی به بچهها میگوييم چه لباس قشنگی داری، سعی می کنند آن لباس را بیشتر نشان دهند...
بیاییم با دختران و پسران کوچک که زنان و مردان آینده اند به گونهای صحبت کنیم که تصویر انسانی توانمند، شایسته، نیکو و مهربان را در نظرش ارزشمند جلوه دهيم نه فردی با جذابیتهای ظاهری.
📗 برداشتی از #کتاب "فکر کنید! صحبتی با زنان برای اینکه در دنیای احمقها، باهوش باقی بمانند" / 👤 لیسا بلوم
@HosseinGaeeni
#توسعه_فردی
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
☕️ کافه کوچینگ کیفکو
@CYFCo
📆 پنجشنبه بیستم مهر ساعت ۱۵ تا ۲۰
ℹ️ اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت نام زودهنگام با تخفیف: 👇
https://goo.gl/9Criv5
@CYFCo
📆 پنجشنبه بیستم مهر ساعت ۱۵ تا ۲۰
ℹ️ اطلاعات بیشتر درباره این رویداد و ثبت نام زودهنگام با تخفیف: 👇
https://goo.gl/9Criv5
✅ مگر ما اسم نداریم؟
چند نفری دور میز مینشینیم و دائم میگوییم «همان طور که آقای دکتر گفتند ...»؛ یا دائم دیگری را صدا میزنیم «آقای دکتر ...» و نقل قول میکنیم «آقای دکتر ... میگفتند.» و همین جور داستان ادامه دارد. کار دبیرخانه دستگاههای دولتی هم سخت شده است و نمیدانند این لقب را برای افراد بهکار ببرند یا نبرند. برخی دکترشدهها بدشان میآید حاصل زحمتشان در نامه بازتاب نداشته باشد، و برخی دکترنشدهها بیزحمت این عنوان را یدک میکشند. این واژه نه چیزی به آدمها اضافه میکند و نبودش هم زیانی ندارد؛ اما رسم و هنجار شدن بیان آن، اعتبار بخشیدن به چیزی است که ارزشی درخور نامش ندارد (اصلا اگر ارزشی داشته باشد.) اصلاً مگر ما اسم نداریم و اسم ما مگر زیباتر از این واژه تکراری نیست؟ این واژه تکراری بیمعنا را که برداریم، زیباتر و صمیمیتر میشویم. بگذاریم مثل اهالی سینما و هنر باشیم. بگذارید یکدیگر مثل اهل هنر صدا کنیم: عباس کیارستمی، رضا کیانیان، غلامحسین امیرخانی، محمود فرشچیان، فاطمه معتمد آریا، رخشان بنیاعتماد، پرویز تناولی، آیدین آغداشلو، هوشنگ ابتهاج، اصغر فرهادی، شهاب حسینی، محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، و صدها نمونه دیگر که بزرگی و سنگینی نامشان را از خود دارند نه از تکه کاغذی که امروز در میدان انقلاب هم خریدنی است. بیایید این واژه را دور بریزیم و صمیمیتر یکدیگر را به نام و نشان خودمان صدا بزنیم.
✍ محمد فاضلی
@HosseinGaeeni
چند نفری دور میز مینشینیم و دائم میگوییم «همان طور که آقای دکتر گفتند ...»؛ یا دائم دیگری را صدا میزنیم «آقای دکتر ...» و نقل قول میکنیم «آقای دکتر ... میگفتند.» و همین جور داستان ادامه دارد. کار دبیرخانه دستگاههای دولتی هم سخت شده است و نمیدانند این لقب را برای افراد بهکار ببرند یا نبرند. برخی دکترشدهها بدشان میآید حاصل زحمتشان در نامه بازتاب نداشته باشد، و برخی دکترنشدهها بیزحمت این عنوان را یدک میکشند. این واژه نه چیزی به آدمها اضافه میکند و نبودش هم زیانی ندارد؛ اما رسم و هنجار شدن بیان آن، اعتبار بخشیدن به چیزی است که ارزشی درخور نامش ندارد (اصلا اگر ارزشی داشته باشد.) اصلاً مگر ما اسم نداریم و اسم ما مگر زیباتر از این واژه تکراری نیست؟ این واژه تکراری بیمعنا را که برداریم، زیباتر و صمیمیتر میشویم. بگذاریم مثل اهالی سینما و هنر باشیم. بگذارید یکدیگر مثل اهل هنر صدا کنیم: عباس کیارستمی، رضا کیانیان، غلامحسین امیرخانی، محمود فرشچیان، فاطمه معتمد آریا، رخشان بنیاعتماد، پرویز تناولی، آیدین آغداشلو، هوشنگ ابتهاج، اصغر فرهادی، شهاب حسینی، محمدرضا شجریان، حسین علیزاده، و صدها نمونه دیگر که بزرگی و سنگینی نامشان را از خود دارند نه از تکه کاغذی که امروز در میدان انقلاب هم خریدنی است. بیایید این واژه را دور بریزیم و صمیمیتر یکدیگر را به نام و نشان خودمان صدا بزنیم.
✍ محمد فاضلی
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیشنهادی برای #تماشا
🎬 catch me if you can (2002)
👤 کارگردان: استیون اسپیلبرگ
فیلمی از سفرهای کارآفرینی براساس داستانی واقعی و سرشار از #خلاقیت، #همدلی و #هوش_هیجانی برای حل #تعارض
@HosseinGaeeni
🎬 catch me if you can (2002)
👤 کارگردان: استیون اسپیلبرگ
فیلمی از سفرهای کارآفرینی براساس داستانی واقعی و سرشار از #خلاقیت، #همدلی و #هوش_هیجانی برای حل #تعارض
@HosseinGaeeni
درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
پیشنهادی برای #تماشا 🎬 catch me if you can (2002) 👤 کارگردان: استیون اسپیلبرگ فیلمی از سفرهای کارآفرینی براساس داستانی واقعی و سرشار از #خلاقیت، #همدلی و #هوش_هیجانی برای حل #تعارض @HosseinGaeeni
👆👆👆
این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده و یک فیلم کلاسیک از سفرهای کارآفرینی میباشد.
بیشتر محتوای این فیلم درباره مسائل مهمی مثل راه حل خلاقانه برای حل مشکلات٬ ایجاد حس خوب از یک وضعیت بد و روشهای رسیدن به موفقیت و مدیریت تعارض با استفاده از هوش هیجانی و همدلی میباشد.
در این فیلم اَباگنِل یک فرد دارای هوش هیجانی فوقالعاده است. پس از کلاهبرداریها و جعلهای فراوان به فرانسه میرود و در تمام مدت، کارل هانرتی، مأموری که او را تعقیب میکرد را به دنبال خود میکشد. پرسشی که هانرتی از خود میپرسید، این بود: چرا گاهوبیگاه، این کلاهبردار جوان به مناسبتهای مختلف با او تماس میگیرد؟ هانرتی، فهمیده بود که اَباگنِل ، چیزی میخواهد به او بگوید، چیزی که در یک بازی بروز یافته بود، اینکه: «اگه میتونی منو بگیر!» در واقع او به این روش میگفت: «اگه ممکنه با من همدلی کن!» وقتی پلیس فرانسه، اَباگنِل را محاصره کرده بود، هانرتی میتوانست اجازه دهد او را بکشند و از شر یک جاعل کلاهبردار، راحت شود، اما او بدون اسلحه به نزد اَباگنِل میرود و با او همدلی میکند و به این ترتیب، نجات اَباگنِل از سقوط به ورطه، تنها به دلیل وجود کسی مانند هانرتی است که با رفتار همدلانه توانست این نابغه کلاهبردار را نجات دهد. بسیاری رابطه بین هانرتی و اَباگنِل را رمانتیک و احساسیگری میدانند، اما هانرتی به عنوان مأمور دستگیری جاعلان چک، دلش برای اَباگنِل نمیسوخت؛ بلکه او تلاش میکرد علت تعارض عاطفی اَباگنِل را بیابد و به او کمک کند تا با پذیرفتن خطاها و اشتباههایش مسیر جدیدی را در زندگی شروع کند. به این ترتیب او نه تنها همدلی عاطفی را با تشویق و تحسین هوش اَباگنِل پرورش میداد، بلکه موجب تصحیح خطاهای شناختی او شد.
@HosseinGaeeni
این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده و یک فیلم کلاسیک از سفرهای کارآفرینی میباشد.
بیشتر محتوای این فیلم درباره مسائل مهمی مثل راه حل خلاقانه برای حل مشکلات٬ ایجاد حس خوب از یک وضعیت بد و روشهای رسیدن به موفقیت و مدیریت تعارض با استفاده از هوش هیجانی و همدلی میباشد.
در این فیلم اَباگنِل یک فرد دارای هوش هیجانی فوقالعاده است. پس از کلاهبرداریها و جعلهای فراوان به فرانسه میرود و در تمام مدت، کارل هانرتی، مأموری که او را تعقیب میکرد را به دنبال خود میکشد. پرسشی که هانرتی از خود میپرسید، این بود: چرا گاهوبیگاه، این کلاهبردار جوان به مناسبتهای مختلف با او تماس میگیرد؟ هانرتی، فهمیده بود که اَباگنِل ، چیزی میخواهد به او بگوید، چیزی که در یک بازی بروز یافته بود، اینکه: «اگه میتونی منو بگیر!» در واقع او به این روش میگفت: «اگه ممکنه با من همدلی کن!» وقتی پلیس فرانسه، اَباگنِل را محاصره کرده بود، هانرتی میتوانست اجازه دهد او را بکشند و از شر یک جاعل کلاهبردار، راحت شود، اما او بدون اسلحه به نزد اَباگنِل میرود و با او همدلی میکند و به این ترتیب، نجات اَباگنِل از سقوط به ورطه، تنها به دلیل وجود کسی مانند هانرتی است که با رفتار همدلانه توانست این نابغه کلاهبردار را نجات دهد. بسیاری رابطه بین هانرتی و اَباگنِل را رمانتیک و احساسیگری میدانند، اما هانرتی به عنوان مأمور دستگیری جاعلان چک، دلش برای اَباگنِل نمیسوخت؛ بلکه او تلاش میکرد علت تعارض عاطفی اَباگنِل را بیابد و به او کمک کند تا با پذیرفتن خطاها و اشتباههایش مسیر جدیدی را در زندگی شروع کند. به این ترتیب او نه تنها همدلی عاطفی را با تشویق و تحسین هوش اَباگنِل پرورش میداد، بلکه موجب تصحیح خطاهای شناختی او شد.
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
🤔 آیا ما با نقش خود به عنوان پدر، مادر، معلم یا استاد در تمامیت هستیم؟
🤔 ارتباط ما با فرزندان، دانشآموزان و دانشجویانمان چگونه است؟ در این ارتباط چه چیزی نیاز به تغییر دارد؟
🤔 آیا ما در نقش دانشآموز یا دانشجو برای ساختن آیندهی خود آماده هستیم؟
🆔 @CYFCo
✅ در آستانه ماه مهر و شروع فصل مدرسه:
🎁 "یک جلسه کوچینگ آزمایشی" هدیه ویژه به پدر و مادرها، معلمها و مربیان مدارس، استادها و مدرسان دانشگاه، دانشآموزان و دانشجویان.
👌 اگر تمایل دارید بیشتر با کوچینگ آشنا شوید و نتیجه این فرایند و لذت حضور در یک جلسه کوچینگ را لمس کنید؛ از این فرصت استفاده کنید:
👈 درخواست تشکیل جلسه آزمایشی #کوچینگ (تلفنی یا حضوری) را از راه پیوند زیر به #کانون_یادگیری_فردا ارسال فرمایید:
👇
https://goo.gl/XWzZEA
🤔 ارتباط ما با فرزندان، دانشآموزان و دانشجویانمان چگونه است؟ در این ارتباط چه چیزی نیاز به تغییر دارد؟
🤔 آیا ما در نقش دانشآموز یا دانشجو برای ساختن آیندهی خود آماده هستیم؟
🆔 @CYFCo
✅ در آستانه ماه مهر و شروع فصل مدرسه:
🎁 "یک جلسه کوچینگ آزمایشی" هدیه ویژه به پدر و مادرها، معلمها و مربیان مدارس، استادها و مدرسان دانشگاه، دانشآموزان و دانشجویان.
👌 اگر تمایل دارید بیشتر با کوچینگ آشنا شوید و نتیجه این فرایند و لذت حضور در یک جلسه کوچینگ را لمس کنید؛ از این فرصت استفاده کنید:
👈 درخواست تشکیل جلسه آزمایشی #کوچینگ (تلفنی یا حضوری) را از راه پیوند زیر به #کانون_یادگیری_فردا ارسال فرمایید:
👇
https://goo.gl/XWzZEA
Forwarded from درنگِ پرسشگرانه | حسین گائینی
ضرورت آموزش مهارتهای نرم در مدارس
در ادامهی پست قبلی دربارهی تفاوت مشکل با مساله و اهمیت نوع نگاه و دیدگاه ما در مواجهه با آن؛ دیدگاه دو اقتصاددان را درباره مساله توسعهی جامعهها مرور میکنیم.
⬅️«داگلاس نورث» رهبر نسلی از اقتصاددانان و عالمان اجتماعی بود که اهمیت نهادها را به مرکز مطالعات اقتصادی آورد و به نوعی پایهگذاری اقتصاد نهادی «جدید» شد. نورث بر تاریخ اقتصاد تمرکز کرده بود و عقیده داشت ابتدا باید بفهمیم چه چیزی موجب ایجاد عملکرد اقتصاد در خلال گذر زمان شده و بعد به فکر بهبود آن باشیم.
تحلیل نورث از عملکرد اقتصادی ملتها بر نقش نهادها تمرکز داشت. او با اطمینان و با صدای بلند، مدعایش در خصوص نقش نهادها را فریاد میزد و استدلال میکرد که نهادها لایههای پایهای در عملکرد اقتصادی هستند و نقش آنها بسیار بیشتر از دیگر عوامل همچون تکنولوژی یا قیمتهای نسبی است که ادعا میشود نقش کلیدی دارند.
◀️نورث برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۳ میگوید: «برای درک این که آیا جامعهای در آینده به توسعه خواهد رسید، به جای بررسی فنآوریهای آن جامعه که ظاهر توسعه است، باید مقدار خلاقیت، پرسشگری، تحرک، روحیه کار جمعی و تنوع طلبی کودکان آن کشور را سنجید. اگر میخواهید ببینید کشوری توسعه یافته است، به کارخانهها و صنایع آن نگاه نکنید؛ کافی است سری به مدارس آن بزنید و ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند؛ مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند؟ اگر محیط آموزشی و روشهای آموزشی آنان محیطی آرام، خلاق و نوآورانه بود، بدانید نسلی که در حال تربیت است، می تواند در آینده، جامعه را با خلاقیت و نوآوری خود توسعه بخشد. از این رو برای فهم این که کشوری توسعه یافته و یا در حال توسعه است، نیازی به اندازه گیری درآمد ملی یا سرانه آن نیست؛ کافی است به دبستانها برویم و به روان شناسی آموزش کودکان توجه کنیم؛ زیرا نطفههای توسعه در دبستانها بسته میشود. اگر مدرسه کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، دارای روحیه گفتگو وتعامل ودارای روحیه مشارکت جمعی وهمکاری بار آورد؛ اینان انسانها وشخصیتهایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.»
@HosseinGaeeni
✔️در این خصوص نگاه یک اقتصاد دان ایرانی را هم مرور کنیم: زندهیاد دکتر حسین عظیمی که تلاش فراوانی برای تهیه و تدوین مبانی توسعه (بومی) کشورمان انجام داد، بر این اعتقاد است که «روزی توسعه در ایران شروع خواهد شد که از آموزش ابتدایی، فرهنگ سازی و باورهای لازم را برای این منظور آغاز نماییم. و قطعا تا زمانی که سیستم آموزشی ایران متحول نشود، محال است که توسعه شکل بگیرد.» به نظر ایشان سرمایههای ما نه در چاههای نفت و بانکها، بلکه در دبستانها جمع شده اند. دکتر عظیمی میگوید:«زمانی که در آکسفورد استاد دانشگاه بودم، همکارانم میگفتند اگرچه شما استاد دانشگاه هستید، ولی اگر بخواهید معلم ابتدایی بشوید، باید آموزشهای ویژهای ببینید؛ چرا که دوران ابتدایی دنیای دیگری است.»
@HosseinGaeeni
✅"میتولیپمن" فیلسوف آمریکایی و بنیانگذار فلسفه برای کودکان در تجربیات آموزشی خود به این نتیجه رسیده که فراگیران دورههای تحصیلی بالاتر که فاقد قدرت استدلال و تحلیل هستند، در دوره ابتدایی این مهارت را نیاموختهاند.
⚠️واقعیت این است که ما هنوز از آموزش سنتی دل نکندهایم و به روز کردن آموزش را فقط در تجهیز تکنولوژیک آن خلاصه کرده و از دیگر مبانی توسعهی آموزش غافل شدهایم.
تجربه کشورهای توسعه یافته به ما میآموزد که برای رسیدن به پیشرفت و توسعه باید از ذهن خلاق نیروی انسانی خود استفاده کنیم و این جز با آموزش و تربیت صحیح این نیروها امکان پذیر نخواهد بود.
🎯به عنوان مثال تجربه موفق سیستم آموزش ابتدایی در کشورهای اسکاندیناوی و یا ژاپن نشان میدهد ایجاد محیطی شاداب، جذاب، دوستانه و با نشاط و انجام بازیهای گروهی برای یادگیری مهارتهای کاربردی، نتایج درخشانی را به دنبال داشته است. در آن مدل آموزشی مهم این است که بچهها محیط طبیعی اطراف خود را بشناسند و به محیط زیست خود احترام بگذارند. با هم بازی کنند و مهارتهای کار گروهی و ارتباط موثر را یاد بگیرند. زمان بازی، بخش بسیار مهم فرآیند یادگیری را شکل میدهد و اعتماد به بچهها وجود دارد. آنجا تاکید بسیار زیادی روی موسیقی، ورزش و هنر میشود.
#مهارتـنرم
@HosseinGaeeni
در ادامهی پست قبلی دربارهی تفاوت مشکل با مساله و اهمیت نوع نگاه و دیدگاه ما در مواجهه با آن؛ دیدگاه دو اقتصاددان را درباره مساله توسعهی جامعهها مرور میکنیم.
⬅️«داگلاس نورث» رهبر نسلی از اقتصاددانان و عالمان اجتماعی بود که اهمیت نهادها را به مرکز مطالعات اقتصادی آورد و به نوعی پایهگذاری اقتصاد نهادی «جدید» شد. نورث بر تاریخ اقتصاد تمرکز کرده بود و عقیده داشت ابتدا باید بفهمیم چه چیزی موجب ایجاد عملکرد اقتصاد در خلال گذر زمان شده و بعد به فکر بهبود آن باشیم.
تحلیل نورث از عملکرد اقتصادی ملتها بر نقش نهادها تمرکز داشت. او با اطمینان و با صدای بلند، مدعایش در خصوص نقش نهادها را فریاد میزد و استدلال میکرد که نهادها لایههای پایهای در عملکرد اقتصادی هستند و نقش آنها بسیار بیشتر از دیگر عوامل همچون تکنولوژی یا قیمتهای نسبی است که ادعا میشود نقش کلیدی دارند.
◀️نورث برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۳ میگوید: «برای درک این که آیا جامعهای در آینده به توسعه خواهد رسید، به جای بررسی فنآوریهای آن جامعه که ظاهر توسعه است، باید مقدار خلاقیت، پرسشگری، تحرک، روحیه کار جمعی و تنوع طلبی کودکان آن کشور را سنجید. اگر میخواهید ببینید کشوری توسعه یافته است، به کارخانهها و صنایع آن نگاه نکنید؛ کافی است سری به مدارس آن بزنید و ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند؛ مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ بلکه ببینید چگونه آموزش میدهند؟ اگر محیط آموزشی و روشهای آموزشی آنان محیطی آرام، خلاق و نوآورانه بود، بدانید نسلی که در حال تربیت است، می تواند در آینده، جامعه را با خلاقیت و نوآوری خود توسعه بخشد. از این رو برای فهم این که کشوری توسعه یافته و یا در حال توسعه است، نیازی به اندازه گیری درآمد ملی یا سرانه آن نیست؛ کافی است به دبستانها برویم و به روان شناسی آموزش کودکان توجه کنیم؛ زیرا نطفههای توسعه در دبستانها بسته میشود. اگر مدرسه کودکان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، دارای روحیه گفتگو وتعامل ودارای روحیه مشارکت جمعی وهمکاری بار آورد؛ اینان انسانها وشخصیتهایی خواهند شد که میتوانند توسعه ایجاد کنند.»
@HosseinGaeeni
✔️در این خصوص نگاه یک اقتصاد دان ایرانی را هم مرور کنیم: زندهیاد دکتر حسین عظیمی که تلاش فراوانی برای تهیه و تدوین مبانی توسعه (بومی) کشورمان انجام داد، بر این اعتقاد است که «روزی توسعه در ایران شروع خواهد شد که از آموزش ابتدایی، فرهنگ سازی و باورهای لازم را برای این منظور آغاز نماییم. و قطعا تا زمانی که سیستم آموزشی ایران متحول نشود، محال است که توسعه شکل بگیرد.» به نظر ایشان سرمایههای ما نه در چاههای نفت و بانکها، بلکه در دبستانها جمع شده اند. دکتر عظیمی میگوید:«زمانی که در آکسفورد استاد دانشگاه بودم، همکارانم میگفتند اگرچه شما استاد دانشگاه هستید، ولی اگر بخواهید معلم ابتدایی بشوید، باید آموزشهای ویژهای ببینید؛ چرا که دوران ابتدایی دنیای دیگری است.»
@HosseinGaeeni
✅"میتولیپمن" فیلسوف آمریکایی و بنیانگذار فلسفه برای کودکان در تجربیات آموزشی خود به این نتیجه رسیده که فراگیران دورههای تحصیلی بالاتر که فاقد قدرت استدلال و تحلیل هستند، در دوره ابتدایی این مهارت را نیاموختهاند.
⚠️واقعیت این است که ما هنوز از آموزش سنتی دل نکندهایم و به روز کردن آموزش را فقط در تجهیز تکنولوژیک آن خلاصه کرده و از دیگر مبانی توسعهی آموزش غافل شدهایم.
تجربه کشورهای توسعه یافته به ما میآموزد که برای رسیدن به پیشرفت و توسعه باید از ذهن خلاق نیروی انسانی خود استفاده کنیم و این جز با آموزش و تربیت صحیح این نیروها امکان پذیر نخواهد بود.
🎯به عنوان مثال تجربه موفق سیستم آموزش ابتدایی در کشورهای اسکاندیناوی و یا ژاپن نشان میدهد ایجاد محیطی شاداب، جذاب، دوستانه و با نشاط و انجام بازیهای گروهی برای یادگیری مهارتهای کاربردی، نتایج درخشانی را به دنبال داشته است. در آن مدل آموزشی مهم این است که بچهها محیط طبیعی اطراف خود را بشناسند و به محیط زیست خود احترام بگذارند. با هم بازی کنند و مهارتهای کار گروهی و ارتباط موثر را یاد بگیرند. زمان بازی، بخش بسیار مهم فرآیند یادگیری را شکل میدهد و اعتماد به بچهها وجود دارد. آنجا تاکید بسیار زیادی روی موسیقی، ورزش و هنر میشود.
#مهارتـنرم
@HosseinGaeeni
Forwarded from کلام یادگیری فردا (کیفکو)
✅ دوچرخهی معکوس چیست و به ما چه میآموزد؟ (نگاهی به کارکرد #الگوی_ذهنی)
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/5oQZom
🆔 @CYFCo
📜 #دانلود و مطالعه #مقاله در این پیوند: 👇👇👇
https://goo.gl/5oQZom
آنها که اهل مطالعه هستند، «اروین یالوم» را کم و بیش میشناسند، بواسطهی اینکه اکثر کتابهای او به فارسی ترجمه شدهاند. معروفترین کتاباش برای غیر روانشناسها «وقتی نیچه گریست» است در حالیکه برای روانشناسها، او دو #کتاب درسی بسیار تاثیرگذار دارد، یکی «رواندرمانی اگزیستانسیال» و دیگری «رواندرمانی گروهی». اما مهمترین دلیلی که موجب شده اروین یالوم در چند سال اخیر مورد توجه رسانهها قرار گیرد، موضوع یکی از کتابهای او با عنوان «خیره به خورشید» است که دربارهی اضطراب مرگ نوشته شده است. او در این کتاب اشاره دارد که آدمها به دو چیز نمیتوانند مستقیماً خیره شوند؛ یکی به خورشید و دیگری به مرگ، و در این کتاب توضیح میدهد که چطور میشود با این اضطراب مرگ کنار آمد.
«جردن مایکل اسمیت»، ژورنالیست مجله «آتلانتیک»، در حالی در شمارهی اخیر مجله (اکتبر ۲۰۱۷) به سراغ یالوم رفته که او در بستر بیماری است. اروین یالوم ۸۶ سال سن دارد و اخیراً زانوی پایش را عمل کرده است. گفتگوی مایکل اسمیت با اروین یالوم، در یکی از اتاقهای بیمارستانی است که او در آن بستری شده است. یالوم دغدغه دارد که بیمارانش متوجه نشوند که او بستری شده است. شاید برای کسانی که درمانگر نیستند یا اصلاً رواندرمانی نگرفتهاند این موضوع کمی عجیب باشد، ولی واقعیت این است که بیماران درمانگران مسن، همیشه دغدغهی از دست دادن درمانگرشان را دارند. خودِ یالوم در یکی از کتابهایش به این اشاره میکند. جالب است که وقتی یالوم، اینباکس ایمیلاش را به مایکل اسمیت نشان میدهد، اشاره میکند که ایمیلهای متعددی از ایران دارد. او در ایران واقعاً محبوب است. خودِ این موضوع جالبی است که چرا درمانگری که دربارهی مرگ و تنهایی مینویسد، تا این حد در ایران محبوب است. او در کتابی که در حال نوشتن است (Becoming Myself) باز هم به این موضوع مرگ اشاره دارد و مینویسد که «عشق» میتواند اضطراب مرگ را کاهش دهد، به دو دلیل؛ یک اینکه در عشق فرد میتواند ترسهایش را با دیگری به اشتراک بگذارد و از بار آن بکاهد و دوم با کمک کردن به تشکیل یک زندگی سالم. از نگاه اروین یالوم، مرگ مهمترین رویداد زندگی است. این تناقض عجیب را پیشتر، زیگموند فروید نیز اشاره کرده بود که «هدف تمام زندگی، مرگ است». در واقع حضور مرگ است که به زندگی شور میاندازد، زندگی را معنادار میکند، انسانها اگر نامیرا بودند به احتمال زندگی پوچی داشتند. تصویر اروین یالوم در بستر بیماری، تصویری است که برای کسانی که ایدههای او را دنبال کردهاند آزار دهنده است. کسی که تلاش کرده تا زندگی کردن را با «مرگ» توضیح دهد و حالا خود در انتظار مرگ است. مایکل اسمیت توضیح میدهد که او حالا برای راه رفتن از «واکر»ی استفاده میکند که دو توپ تنیس به انتهای آن وصل شده، وزنش کم شده، مدتهاست که تنیس بازی نمیکند، نمیتواند غواصی کند و میترسد از اینکه دیگر نتواند دوچرخه براند. شما سطح دغدغههای یک آدم در این سن را ببینید! اروین یالوم کلاً آدم منحصر به فردی است. او در یکی از کتابهایش با اشاره به داستانی از «آلبرتو جاکومتی» نقاش، که یک روز وقتی با دوچرخهاش تصادف میکند با شعف میگوید که «بالاخره برای من هم اتفاق افتاد»، به زندگی خودش اشاره میکند که به عنوان درمانگری که رنج دیگران را درمان میکند، خود رنج تحملناپذیری نداشته است و این را «بدبختی» زندگیاش مینامد!
متن کامل این نوشته را در سایت مجله آتلانتیک بخوانید:👇
https://goo.gl/4fueMK
@HosseinGaeeni
«جردن مایکل اسمیت»، ژورنالیست مجله «آتلانتیک»، در حالی در شمارهی اخیر مجله (اکتبر ۲۰۱۷) به سراغ یالوم رفته که او در بستر بیماری است. اروین یالوم ۸۶ سال سن دارد و اخیراً زانوی پایش را عمل کرده است. گفتگوی مایکل اسمیت با اروین یالوم، در یکی از اتاقهای بیمارستانی است که او در آن بستری شده است. یالوم دغدغه دارد که بیمارانش متوجه نشوند که او بستری شده است. شاید برای کسانی که درمانگر نیستند یا اصلاً رواندرمانی نگرفتهاند این موضوع کمی عجیب باشد، ولی واقعیت این است که بیماران درمانگران مسن، همیشه دغدغهی از دست دادن درمانگرشان را دارند. خودِ یالوم در یکی از کتابهایش به این اشاره میکند. جالب است که وقتی یالوم، اینباکس ایمیلاش را به مایکل اسمیت نشان میدهد، اشاره میکند که ایمیلهای متعددی از ایران دارد. او در ایران واقعاً محبوب است. خودِ این موضوع جالبی است که چرا درمانگری که دربارهی مرگ و تنهایی مینویسد، تا این حد در ایران محبوب است. او در کتابی که در حال نوشتن است (Becoming Myself) باز هم به این موضوع مرگ اشاره دارد و مینویسد که «عشق» میتواند اضطراب مرگ را کاهش دهد، به دو دلیل؛ یک اینکه در عشق فرد میتواند ترسهایش را با دیگری به اشتراک بگذارد و از بار آن بکاهد و دوم با کمک کردن به تشکیل یک زندگی سالم. از نگاه اروین یالوم، مرگ مهمترین رویداد زندگی است. این تناقض عجیب را پیشتر، زیگموند فروید نیز اشاره کرده بود که «هدف تمام زندگی، مرگ است». در واقع حضور مرگ است که به زندگی شور میاندازد، زندگی را معنادار میکند، انسانها اگر نامیرا بودند به احتمال زندگی پوچی داشتند. تصویر اروین یالوم در بستر بیماری، تصویری است که برای کسانی که ایدههای او را دنبال کردهاند آزار دهنده است. کسی که تلاش کرده تا زندگی کردن را با «مرگ» توضیح دهد و حالا خود در انتظار مرگ است. مایکل اسمیت توضیح میدهد که او حالا برای راه رفتن از «واکر»ی استفاده میکند که دو توپ تنیس به انتهای آن وصل شده، وزنش کم شده، مدتهاست که تنیس بازی نمیکند، نمیتواند غواصی کند و میترسد از اینکه دیگر نتواند دوچرخه براند. شما سطح دغدغههای یک آدم در این سن را ببینید! اروین یالوم کلاً آدم منحصر به فردی است. او در یکی از کتابهایش با اشاره به داستانی از «آلبرتو جاکومتی» نقاش، که یک روز وقتی با دوچرخهاش تصادف میکند با شعف میگوید که «بالاخره برای من هم اتفاق افتاد»، به زندگی خودش اشاره میکند که به عنوان درمانگری که رنج دیگران را درمان میکند، خود رنج تحملناپذیری نداشته است و این را «بدبختی» زندگیاش مینامد!
متن کامل این نوشته را در سایت مجله آتلانتیک بخوانید:👇
https://goo.gl/4fueMK
@HosseinGaeeni
The Atlantic
How to Die
As a psychotherapist, Irvin Yalom has helped others grapple with their mortality. Now he is preparing for his own end.
✅ #خلاقیت و اخلاق
☘خانم سيمون وى (الهىدان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مىکند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر میخواهيم نسل آينده بشر اخلاقىتر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🍀خانم آيريس مرداک (فیلسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مىکند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقىتر شوند.
🍀خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند. هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمهاش، متوجه شد، آريشمان، در زندگىاش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است، ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمىتواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
❇️ زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مىدهد و تخيل مىتواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
👤برگرفته از سخنان استاد مصطفا ملکیان
@HosseinGaeeni
☘خانم سيمون وى (الهىدان و عارف فرانسوى)در کتاب "نياز به ريشه" اين مطلب را بيان مىکند که بزرگترين دوست اخلاقى زيستن تخيل و بزرگترين دشمن آن توهم است. اگر میخواهيم نسل آينده بشر اخلاقىتر شود بايد از کودکى در فرايند تربيت، قدرت تخيل کودک را افزايش و توهم او را کم کنيم.
🍀خانم آيريس مرداک (فیلسوف اخلاق) با کار بر روى اين ايده پيشنهاد داد که چون ادبيات به پرورش تخيل کمک زيادى مىکند ، کودکان بايد از آغاز با ادبيات آشنا شوند تا از اين راه اخلاقىتر شوند.
🍀خانم هانا آرنت متفکر آلمانى توانست به طور تجربى ايده تاثير تخيل در تربيت اخلافى را اثبات کند. هانا آرنت با بررسى زندگى آريشمان( افسر نازى که مسئول يهودى سوزى در رژيم هيتلر بود ) در زمان محاکمهاش، متوجه شد، آريشمان، در زندگىاش انسانى از هر جهت درستکار است و در طول عمرش فساد مالى و جنسى نداشته و فرد منظمى بوده است، ولى در عين حال اين جنايات را انجام داده است. هانا آرنت با کمک روانشناسان فهميد ، اشکال آريشمان اين است که قدرت تخيل ندارد و نمىتواند خودش را جاى ديگران بگذارد.
❇️ زندگى فاصله بالفعل ما با ديگران را افزايش مىدهد و تخيل مىتواند اين فاصله را کاهش دهد. بنابراين تخيل شرط لازم اخلاقى زيستن است.
👤برگرفته از سخنان استاد مصطفا ملکیان
@HosseinGaeeni