درنگِ پرسش‌گرانه | حسین گائینی
1.34K subscribers
408 photos
174 videos
28 files
222 links
gaeeni.com
همراه و شریک فکری مدیران عامل
کوچ-منتور مدیران ارشد و اعضای هیئت مدیره
مربی و تسهیلگر مهارت‌های نرم و ارتباطی
مدرس و منتور مهارت‌های کوچینگ
مدرس کارگاه‌ مدیر در نقش کوچ
@hosseingn
Linkedin.com/in/hosseingaeeni
سامانه انتخاب کوچ 👇
bakicoach.ir
Download Telegram
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار ــ
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
میونِ جنگلا تاقم می‌کنه.



تو بزرگی مثِ شب.
اگه مهتاب باشه یا نه
تو بزرگی
مثِ شب.



خودِ مهتابی تو اصلاً، خودِ مهتابی تو.
تازه، وقتی بره مهتاب و
هنوز
شبِ تنها
باید
راهِ دوری‌رو بره تا دَمِ دروازه‌ی روز ــ

مثِ شب گود و بزرگی
مثِ شب.



تازه، روزم که بیاد
تو تمیزی
مثِ شبنم
مثِ صبح.



تو مثِ مخملِ ابری
مثِ بوی علفی
مثِ اون ململِ مه نازکی:
اون ململِ مه
که رو عطرِ علفا، مثلِ بلاتکلیفی
هاج و واج مونده مردد
میونِ موندن و رفتن
میونِ مرگ و حیات.



مثِ برفایی تو.
تازه آبم که بشن برفا و عُریون بشه کوه
مثِ اون قله‌ی مغرورِ بلندی
که به ابرای سیاهی و به بادای بدی می‌خندی…
□

من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار،
نازِ انگشتای بارونِ تو باغم می‌کنه
میونِ جنگلا تاقم می‌کنه.

#شعر: من و تو، درخت و بارون …
مجموعه : آیدا در آینه
احمد شاملو
@HosseinGaeeni
جشن نو شدن طبیعت بر شما مبارک... امیدوارم همگام با طبیعت، این نو شدن در اندیشه‌هامون هم اتفاق بیفته و سالی سرشار از سلامتی؛ شادی و پیروزی رو خودمون برای خودمون بسازیم. @HosseinGaeeni
داشتن "مدل ذهنی قدرتمند" یک "مهارت نرم" است که موجب می‌شود محیط اطراف خودمان رو بهتر درک و تحلیل کنیم.

انتشار پیام نوروزی خسرو آواز ایران، استاد محمد رضا شجریان که در آن ظاهر چهره‌ و اشاره‌ی تلویحی ایشان سبب رسانه‌ای شدن بیماری سرطان استاد می‌شود، در شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های متفاوتی را همراه داشته است. آقای محمد رضا شعبانعلی از دریچه‌ی "مدل ذهنی" استاد شجریان به موضوع نگریسته که به نظرم نگاه متفاوتی است و شایسته‌ی تامل...
با هم نوشته‌ی آقای شعبانعلی را بخوانیم:
@HosseinGaeeni
امروز پیام نوروزی استاد شجریان را دیدم و شنیدم.

پیامی که بسیار آرامش‌بخش و شادی آفرین بود.

قطعاً نه به خاطر اینکه ایشان با سر تراشیده در برابر دوربین قرار گرفته بودند و یا اینکه تلویحاً از بیماری سرطان که آن را تجربه می‌کنند سخن گفتند.

اینها نمی‌تواند خبر خوشحال کننده‌ای باشد.

مستقل از اینکه موسیقی سنتی را دوست داشته باشیم یا نه، استاد محمدرضا شجریان سرمایه‌ای هستند که هر نوع بی احترامی به ایشان یا خوشحالی از هر نوع مشکل یا چالش ایشان، غیرقابل درک و توجیه ناپذیر است.

چیزی که خوشحال کننده و آرامش‌بخش بود، نگاه این استاد بزرگوار به سرطان بود.

وقتی که از آن به عنوان یک “دوست و مهمان پانزده ساله” نام بردند که “دستور داده موهای سرم را کوتاه کنم”. در آن لحظه نفس آرامی کشیدم.

خوشحال شدم که کسی که سالها صدایش را شنیده‌ایم و دوست داشته‌ایم و لحظه‌های بسیاری از ما ایرانیان را پر کرده و قطعاً در آینده‌ی ایران هم در حد چهره‌ای اسطوره‌ای باقی خواهد ماند، چیزی فراتر از صدای خوش و هنر آواز دارد.

او به چنان معرفت و شناختی از دنیای اطراف خود رسیده که سرطان را مهمان می‌بیند و دوستی هم‌خانه که گویی هر دو برای مدتی – که اکنون به پانزده سال رسیده است – در یک تن، همسایه شده‌اند.

شعار دادن در مورد نترسیدن از مرگ و دوستی با سرطان، کار سختی نیست.

اما کسانی که تجربه‌های مشابه داشته‌اند و دارند و یا به هر دلیل،‌ واقعیت مرگ را در نزدیکی خود احساس کرده‌ و می‌کنند (تجربه‌ای که حسین اسرافیلی به زیبایی بیان می‌کند: می‌برم منزل به منزل چوب دار خویش را، تا کجا پایان دهم آغاز کار خویش را) شاید بهتر درک کنند که چنین تعبیری، فراتر از یک حرف شاعرانه است و از درکی عمیق نسبت به زندگی خبر می‌دهد.

همه‌ی ما، با هر نفسی که می‌کشیم، گامی به سوی مرگ نزدیک‌تر می‌شویم. سرطان، فقط یک نام است.

شاید بتوان گفت هر یک از ما، در لحظه‌ی تولد با غده‌ای سرطانی به دنیا می‌آییم که ده یا بیست یا شصت یا هفتاد سال در روح و جانمان رشد می‌کند و روزی، ترکیب به هم پیوسته‌ی تن ما را از هم فرومی‌‍پاشد.

بسیاری از ما چنین لحظه‌ای را فراموش می‌کنیم.

بعضی دیگر هم “عزادار آن لحظه” می‌شویم.

تاریخ بشر در مواجهه با پدیده‌ی طبیعی مرگ، به چه مسیرهای غیرطبیعی که هدایت نشده است!

وقتی به جایی می‌رسیم که سلول سرطانی را دوست و هم‌خانه‌ی خود می‌دانیم و می‌‍پذیریم که هیچ یک، نسبت به این تن، محق‌تر نیستیم و روزی اراده‌ی من این بود که مو بر این سر باشد و امروز او دوست دارد که مو بر این سر نباشد، مرزهای خودساخته با جهان را به تدریج فراموش می‌کنیم.

حالا می‌شود موسیقی شجریان را با لذت بیشتری گوش داد.

او فقط صدایی زیبا نیست که به شعر شاعران ما افزوده شده باشد. بلکه حنجره‌ای است که هستی را شاید نزدیک به همان‌ها که آن حرفها را گفته‌اند می‌فهمد و بی‌هوده نیست که صدایش، چنین سحری را آفریده و می‌‌آفریند.

عمرش دراز و صدایش جاودان.

محمدرضا شعبانعلی
بیا که نوروزه صبح نوروزه
تا عالمی ، جون دلم، چشمم خو ورسوزه
بینه که قد تو کمون و پشت مو قوزه
آی بیا که نوروزه نوروز دیروزه
****************
بیا بیا دلبروک مو قربون تو شم، دنیا دو روزه
بیا مکن شو روز مو خورشید مو صبح نوروزه
دیدی چطو مانند او یک سال برفت، سال نو اومد؟
یکسال چنو تندِ برفت که پندری همی دیروزه
****************
آی بیا که نوروزه صبح نوروزه
تا عالمی ، جون دلم، چشمم خو ورسوزه
بینه که قد تو کمون و پشت مو قوزه
بیا بیا افتو فرو شد پشت کوه کم کمکک شو شد
****************
بیا که باز سر زد ز کوه ماه همچنو یکهو مهتو شد
بر چه چنی بر چه چنو ایچنو مبو، دلبروک مو
ایجور که می بینی زمونه سال به سال کهنه و نو شد
آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
****************
تا عالمی ، جون دلم، چشمم خو ورسوزه
بینه که قد تو کمون و پشت مو قوزه
بیا بیا با هم برم بند دره، یا چار بالا
مگو صبا دیره صبا ورخه بیا تا برم حالا
****************
در آن دره دور از همه بی همهمه خرم و خندان
دور از شر و شور شره با شرشر او کنم لالا
آی بیا که نوروزه دنیا دو روزه
تا عالمی ، جون دلم، چشمم خو ورسوزه
بینه که قد تو کمون و پشت مو قوزه
...

بشنویم سُرنای نوروز را از گروه رستاک👇 @HosseinGaeeni
#شعر بنوشیم...

چه خوش است
راز گفتن
به حریف نکته سنجی

که سخن
نگفته باشی
به سخن رسیده باشد


بیدل دهلوی
به تئاتر بروید، تمامی ردیف‌ها را در سالن‌ها و بالکن‌های تئاتر پر کنید، به کلمات گوش دهید و به تصاویر زنده نگاه کنید!
بخشی از پیام روز جهانی تئاتر سال ۲۰۱۶
@HosseinGaeeni
#مهارتـنرم

"مهارت‌های نرم" (Soft Skills) ویژگی‌هايی فردی هستند که سبب تقویت تعاملات فردی و موفقیت شخصی، تحصیلی و شغلی می‌شوند.

بر خلاف مهارت‌های سخت (Hard Skills) که فقط به بحث در خصوص مجموعه‌ای از توانایی‌های فرد برای به انجام رساندن وظایف یا فعالیت‌هايي خاص می‌پردازد، Soft_Skills یا مهارت‌هاي نرم به طور معمول بر پايه‌ي صفات شخصي و يا توانایی‌های ارتباطی كه با تكرار و تمرین می‌توان به دست آورد، شرح داده مي‌شود.

داشتن مهارت‌های نرم به صورت ناخودآگاه به شما کمک می‌کنند تا با یک توانایی و استعداد متوسط، نسبت به سايرين موفقیت بیشتری کسب کنید.

ليستی از مهم‌ترین مهارت‌های نرم كه براي #توسعه‌ی فردی و حرفه‌ای ضروری هستند را به این صورت می‌توان در نظر گرفت:
* خود‌آگاهي
* مديريت هيجان
* مدیریت زمان
*مهارت ارایه‌ی موثر
* قابليت انعطاف
*مهارت‌ ارتباط موثر و سازنده
* مهارت كار تيمي
* مهارت‌ حل مساله و تصمیم‌گیری
*مهارت تفكر انتقادی
* مهارت تفکر خلاق
* مهارت مذاكره
* مهارت مربي‌گری
* مهارت‌ خود ارتقايي

https://telegram.me/HosseinGaeeni
#موسیقی زیبا بشنویم
Cinema Paradiso (Love Theme)
Ennio Morricone
Genre : Classical
Album : Cinema Paradiso Movie/ 1988

@HosseinGaeeni

فیلم "سینما پارادیزو" ادای دین جوزپه تورناتوره ایتالیایی به سینما و عاشقانش بود. "موریکونه" هم با ساخت یک موسیقی زیبای متن برای این فیلم، کار رو به تموم کرد...👇
❓مساله یا مشکل؟

مساله با مشکل متمایز است. آنچه در سازمان یا جامعه یا زندگی شخصی ابتدا با آن مواجه می‌شویم، اغلب "مشکل" است. "مشکل" سطحی، کلی، ذهنی، مرکب، مبهم، فاقد روش بررسی و به همین دلیل غیرقابل حل است. اما وقتی مشکل به "مساله" تبدیل شود ژرف، متمایز، معین، عینی، بسیط، روشن، دارای روش بررسی و بنابراین قابل حل می‌شود.

◀️پس روزانه ما با مشکلات سروکار داریم و مشکلات راه حل ندارند. بنابراین هنر ما باید تبدیل مشکل به یک مساله‌ای باشد که درست و روشن تعریف شده است.

به عنوان مثال وقتی درمی‌یابیم که در جامعه رکود اقتصادی و یا تورم و یا ناهنجاری‌های اجتماعی وجود دارد؛ باید به این موضوعات به چشم یک مشکل نگاه کنیم و اگر به عنوان یک فرد تصمیم‌گیر در سطح کلان، بلافاصله از چاره پرسان شویم، دچار عوام‌زدگی گشته‌ایم و با این نگاه، مشکل موجود را به بحران تبدیل کرده‌ایم، زیرا به عنوان مثال رکود اقتصادی، مشکلی پیچیده و مرکب از مسایل مختلف می‌تواند باشد و همین، سبب می شود به سادگی شناخته نشود. اقتضای مدیریت عملی این است که ابتدا مشکل را به مساله تبدیل کنیم.

✅این نکته مهم را فراموش نکنیم: تا زمانی که مشکلات خود را به مسایل تشکیل دهنده آن تجزیه و تحلیل نکنیم نه تنها مشکلی حل نمی‌شود، بلکه آنرا به بحران تبدیل کرده‌ایم.

@HosseinGaeeni

⬅️پس به طورخلاصه: مشکل، مساله‌ای است که تمام عوامل و متغيرهای تاثیرگذار در آن برای ما مشخص نيست. وقتي اطلاعات، دانسته‌ها و آگاهی ما از عوامل ايجاد کننده، مؤثر و غيرمؤثر در يک مساله کافی نباشد، با مشکل روبه رو هستيم. مساله يک گام از مشکل جلوتر است. یعنی وقتي می‌دانيم مشکل چيست و ريشه‌های آن کدام است ما با مساله روبه رو هستيم. "مساله" را به صورت ساده، انحراف وضع موجود از وضع مطلوب تعریف می‌کنند. مساله به موضوعی گفته می‌‌شود که بايد باشد ولی نيست و يا نبايد باشد ولی هست. مساله، مشکلِ تعريف شده است. مشکلات، حل نمی‌شوند بلکه ابتدا به مساله تبديل می‌شوند و مساله با استفاده از تکنیک‌ها و روش‌های حل مساله، حل می‌شود.

✔️مهارت #حل_مساله یک #مهارتـنرم است.

⚠️نسبت به #مدل_ذهنی و #دیدگاه خود، آگاه باشیم...
@HosseinGaeeni
ضرورت آموزش مهارت‌های نرم در مدارس

در ادامه‌ی پست قبلی درباره‌ی تفاوت مشکل با مساله و اهمیت نوع نگاه و دیدگاه ما در مواجهه با آن؛ دیدگاه دو اقتصاددان را درباره مساله توسعه‌ی جامعه‌ها مرور می‌کنیم.

⬅️«داگلاس نورث» رهبر نسلی از اقتصاددانان و عالمان اجتماعی بود که اهمیت نهادها را به مرکز مطالعات اقتصادی آورد و به نوعی پایه‌گذاری اقتصاد نهادی «جدید» شد. نورث بر تاریخ اقتصاد تمرکز کرده بود و عقیده داشت ابتدا باید بفهمیم چه چیزی موجب ایجاد عملکرد اقتصاد در خلال گذر زمان شده و بعد به فکر بهبود آن باشیم.
تحلیل نورث از عملکرد اقتصادی ملت‌ها بر نقش نهادها تمرکز داشت. او با اطمینان و با صدای بلند، مدعایش در خصوص نقش نهادها را فریاد می‌زد و استدلال میکرد که نهادها لایه‌های پایه‌ای در عملکرد اقتصادی هستند و نقش آنها بسیار بیشتر از دیگر عوامل همچون تکنولوژی یا قیمت‌های نسبی است که ادعا می‌شود نقش کلیدی دارند.
◀️نورث برنده جایزه نوبل اقتصاد سال ۱۹۹۳ می‌گوید: «برای درک این که آیا جامعه‌ای در آینده به توسعه خواهد رسید، به جای بررسی فن‌آوری‌های آن جامعه که ظاهر توسعه است، باید مقدار خلاقیت، پرسش‌گری، تحرک، روحیه کار جمعی و تنوع طلبی کودکان آن کشور را سنجید. اگر می‌خواهید ببینید کشوری توسعه یافته است، به کارخانه‌ها و صنایع آن نگاه نکنید؛ کافی است سری به مدارس آن بزنید و ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند؛ مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ بلکه ببینید چگونه آموزش می‌دهند؟ اگر محیط آموزشی و روش‌های آموزشی آنان محیطی آرام، خلاق و نوآورانه بود، بدانید نسلی که در حال تربیت است، می تواند در آینده، جامعه را با خلاقیت و نوآوری خود توسعه بخشد. از این رو برای فهم این که کشوری توسعه یافته و یا در حال توسعه است، نیازی به اندازه گیری درآمد ملی یا سرانه آن نیست؛ کافی است به دبستان‌ها برویم و به روان شناسی آموزش کودکان توجه کنیم؛ زیرا نطفه‌های توسعه در دبستان‌ها بسته می‌شود. اگر مدرسه کودکان شما را پرسش‌گر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطرپذیر، دارای روحیه گفتگو وتعامل ودارای روحیه مشارکت جمعی وهمکاری بار آورد؛ اینان انسان‌ها وشخصیت‌هایی خواهند شد که می‌توانند توسعه ایجاد کنند.»
@HosseinGaeeni
✔️در این خصوص نگاه یک اقتصاد دان ایرانی را هم مرور کنیم: زنده‌یاد دکتر حسین عظیمی که تلاش فراوانی برای تهیه و تدوین مبانی توسعه (بومی) کشورمان انجام داد، بر این اعتقاد است که «روزی توسعه در ایران شروع خواهد شد که از آموزش ابتدایی، فرهنگ سازی و باورهای لازم را برای این منظور آغاز نماییم. و قطعا تا زمانی که سیستم آموزشی ایران متحول نشود، محال است که توسعه شکل بگیرد.» به نظر ایشان سرمایه‌های ما نه در چاه‌های نفت و بانک‌ها، بلکه در دبستان‌ها جمع شده اند. دکتر عظیمی می‌گوید:«زمانی که در آکسفورد استاد دانشگاه بودم، همکارانم می‌گفتند اگرچه شما استاد دانشگاه هستید، ولی اگر بخواهید معلم ابتدایی بشوید، باید آموزش‌های ویژه‌ای ببینید؛ چرا که دوران ابتدایی دنیای دیگری است.»
@HosseinGaeeni

✅"میتولیپمن" فیلسوف آمریکایی و بنیانگذار فلسفه برای کودکان در تجربیات آموزشی خود به این نتیجه رسیده که فراگیران دوره‌های تحصیلی بالاتر که فاقد قدرت استدلال و تحلیل هستند، در دوره ابتدایی این مهارت را نیاموخته‌اند.

⚠️واقعیت این است که ما هنوز از آموزش سنتی دل نکنده‌ایم و به روز کردن آموزش را فقط در تجهیز تکنولوژیک آن خلاصه کرده و از دیگر مبانی توسعه‌ی آموزش غافل شده‌ایم.
تجربه کشورهای توسعه یافته به ما می‌آموزد که برای رسیدن به پیشرفت و توسعه باید از ذهن خلاق نیروی انسانی خود استفاده کنیم و این جز با آموزش و تربیت صحیح این نیروها امکان پذیر نخواهد بود.

🎯به عنوان مثال تجربه موفق سیستم آموزش ابتدایی در کشورهای اسکاندیناوی و یا ژاپن نشان می‌دهد ایجاد محیطی شاداب، جذاب، دوستانه و با نشاط و انجام بازی‌های گروهی برای یادگیری مهارت‌های کاربردی، نتایج درخشانی را به دنبال داشته است. در آن مدل آموزشی مهم این است که بچه‌ها محیط طبیعی اطراف خود را بشناسند و به محیط زیست خود احترام بگذارند. با هم بازی کنند و مهارت‌های کار گروهی و ارتباط موثر را یاد بگیرند. زمان بازی، بخش بسیار مهم فرآیند یادگیری را شکل می‌دهد و اعتماد به بچه‌ها وجود دارد. آنجا تاکید بسیار زیادی روی موسیقی، ورزش و هنر می‌شود.

#مهارتـنرم
@HosseinGaeeni
📚 در سایه سار #کتاب

به خاطر آدم بزرگ‌هاست که من این جزییات را در باب اخترکِ ب۶۱۲ برای‌تان نقل می‌کنم یا شماره‌اش را می‌گویم چون که آن‌ها عاشق عدد و رقم‌اند. وقتی با آن‌ها از یک دوست تازه‌تان حرف بزنید هیچ وقت ازتان درباره‌ی چیزهای اساسی‌اش سوآل نمی‌کنند؛ هیچ وقت نمی‌پرسند «آهنگ صداش چه‌طور است؟ چه بازی‌هایی را بیشتر دوست دارد؟ پروانه جمع می‌کند یا نه؟» می‌پرسند: «چند سالش است؟ چند تا برادر دارد؟ وزنش چه‌قدر است؟ پدرش چه‌قدر حقوق می‌گیرد؟» و تازه بعد از این سوآل‌ها است که خیال می‌کنند طرف را شناخته‌اند.

اگر به آدم بزرگ‌ها بگویید یک خانه‌ی قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره‌هاش غرقِ شمعدانی و بامش پر از کبوتر بود محال است بتوانند مجسمش کنند. باید حتماً به‌شان گفت یک خانه‌ی صد میلیون تومنی دیدم تا صداشان بلند بشود که: ــ وای چه قشنگ!

یا مثلاً اگر به‌شان بگویید «دلیل وجودِ شهریارِ کوچولو این که تودل‌برو بود و می‌خندید و دلش یک بره می‌خواست و بره خواستن، خودش بهترین دلیل وجود داشتن هر کسی است» شانه بالا می‌اندازند و باتان مثل بچه‌ها رفتار می‌کنند! اما اگر به‌شان بگویید «سیاره‌یی که ازش آمده‌بود اخترک ب۶۱۲ است» بی‌معطلی قبول می‌کنند و دیگر هزار جور چیز ازتان نمی‌پرسند. این جوری‌اند دیگر. نباید ازشان دل‌خور شد. بچه‌ها باید نسبت به آدم بزرگ‌ها گذشت داشته باشند.

ما که مفهوم حقیقی زندگی را درک می‌کنیم می‌خندیم به ریش هر چه عدد و رقم است!...


📗 #شازده_کوچولو
آنتون دو سنت اگزوپری/ احمد #شاملو
@HosseinGaeeni
هنوز
در رقص-وقفه‌هاي جاده‌ی هراز
هزار ترانه و ترديدی
گريزان از فرو رفتن در برف
لرزيده در من و
در سکوت
کوه نگاه تو، جاری در من و
رود نگاه من، ايستاده بر تو
تا دريا-شبِ بي‌وقفه
تا تاب‌بازي خنده‌های تو
تلو تلو خوری جان من
و ژانگولر بازی ِ آتش
در شرم ِ هم‌نشيني گونه و سرخاب
تا تداوم ِ آن ندااا
ندای مولانای تو:
"دزديده چون جان مي‌روي اندر ميان ِ جان من"


×××

هنوز
ـ بي حرفی از زمان ـ
در قامت هاشوری از خطوط
دستم به دور هاله‌ای از توهم و ترديد
ـ به دور هيچ ـ
تهی می‌شوم
در سکون رود
در پريشانی کوه
"بي‌رونقِ بستان من"

حسین گایینی
http://www.piadero.ir/portal/index.php?do=post&id=906

پ.ن.: این شعر وامدار یک خاطره‌ی نوروزی ست در هزاران سالِ پیش...
@HosseinGaeeni
جرعه‌ای #شعر

ما را
سَرِ
باغ و
بوستان نیست

آنجا
که
تویی
تفرج آنجاست

"سعدی"
@HosseinGaeeni
✍#تفکر_سیستمی یا #نگرش_سیستمی به عنوان یک #مهارت_نرم:

تفکر سیستمی هنر مشاهده‌ی جنگل از میان درختان است.
تفکر سیستمی، تفکر کل نگر است.
تفکر سیستمی به دنبال شناخت مساله از طریق فهم روابط بین اجزای سیستم است.


@HosseinGaeeni
👈در پست‌های قبلی با توضیح تفاوت بین مشکل و مساله روشن شد که هنر حل مساله در ساده‌سازی و تجزیه مشکل‌های پیچیده به مساله‌های تشکیل دهنده‌ی آن مشکل است.

هنگام روبرو شدن با یک موضوع اگر بخواهیم به تمام جزییات توجه کنیم، ممکن است با اطلاعات بسیار زیادی مواجه شویم که مشکل را پیچیده‌تر کند.
برای ساده کردن مساله باید سطح درستی از کل‌نگری را انتخاب کنیم و به جزییات پایین‌تر از آن سطح توجه نکنیم.

❓تفکر کل‌نگر به هنگام روبرو شدن با عوامل اثر گذار بر یک مساله می‌پرسد که:
- کدام عوامل در کنترل ما هستند و کدام عوامل خارج از کنترل ما هستند؟
- عوامل خارج از کنترل چگونه بر ما اثر می‌گذارند؟
- چگونه می‌توانیم بر عواملی که خارج از کنترل ما هستند اثر گذار باشیم؟

اگر ما می‌توانیم اثر قابل توجهی بر این عوامل داشته باشیم، این عوامل دیگر خارج از کنترل ما نیستند و مرز مساله‌مان را باید بزرگ‌تر کنیم.

تفکر کل نگر تا جایی که می تواند جزییات غیر ضروری را حذف می کند و فقط مهم‌ترین عوامل را برای بررسی حفظ می‌کند.
#تفکر_سیستمی
#حل_مساله
#مهارت_نرم
https://telegram.me/HosseinGaeeni
آتش را خاموش کن؛ اما با خاموش شدن آتش، تو خاموش نشو؛ اندیشه‌ات را و تفکرت را شعله‌ور نگهدار!
#تفکر_سیستمی
@HosseinGaeeni
⌛️✍2⃣
#تفکر_سیستمی به عنوان یک #مهارت_نرم:

در ادامه‌ی پست‌های پیشین درباره‌ی تفکر سیستمی:👇
@HosseinGaeeni
👈تفکر سیستمی به تعبیری، تفکر در طول زمان است؛ یعنی فقط به رویدادها توجه ندارد و به روندها در طول زمان می‌اندیشد و به آن بسیار اهمیت می دهد.

تفکر سیستمی وقتی با یک رویداد مواجه می‌شود، می پرسد که: ❓
- آیا با این رویداد یا چیزی شبیه به آن در گذشته هم مواجه بوده‌ایم؟

تفکر سیستمی وقتی می‌بیند که جنگل‌ها آتش گرفته‌اند، پس از تلاش برای خاموش کردن آتش، نه تنها متوقف نمی‌شود؛بلکه با طرح سلسله پرسش‌هایی فرایند اندیشه‌ورزی برای بهبود وضعیت را تداوم می‌بخشد:
- آیا این اولین باری است که با آتش سوزی جنگل مواجه شده‌ایم؟
اگر پیش از این هم آتش‌سوزی‌هایی داشته‌ایم:
- آیا فاصله بین آتش‌سوزی‌ها در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟
- آیا شدت آتش‌سوزی‌ها در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟
- آیا توان ما برای مواجه شدن با آتش‌سوزی در حال کمتر شدن است یا بیشتر شدن؟

✅ تفکر و نگرش سیستمی می‌گوید که:
- اگر وضع‌مان در حال حاضر خیلی خوب نیست، اما در طول زمان وضع‌مان در حال بهتر شدن است، خیلی جای نگرانی نداریم.
- اگر وضع‌مان در حال حاضر خوب است، اما در طول زمان وضع‌مان در حال بدتر شدن است، باید بسیار نگران باشیم و چاره اندیشی کنیم.
#تفکر_سیستمی
#حل_مساله
#مهارت_نرم
https://telegram.me/HosseinGaeeni
فرشتگان برتر سرشت ما: چرا خشونت کاهش یافته است؟
نوشته: استیون پینکر
ترجمه: فریبا فقیهی و محمدرضا مردانیان @HosseinGaeeni