جهت اطلاع کصمشنگ های #همكارى_ملى
راستی جاش بدجوری میسوزه!
این فقط یک قطره از اقیانوس پوفیوزی صاحبان طرح است.
بقیه اش را خودت برو پیدا کن، کسکم.
راستی جاش بدجوری میسوزه!
این فقط یک قطره از اقیانوس پوفیوزی صاحبان طرح است.
بقیه اش را خودت برو پیدا کن، کسکم.
😡17👍3❤1
همازوران و هم میهنان گرامی،
ما در جنبش به هیچ عنوان نمیخواهیم به موضوع #همكارى_ملى و نه به پرسمانهایی که پیرامون این جریان بمانند دفترچه اضطرار و دعوای #مشروطه با #نوفدی و یا دیگر پرسمانها (مسائل) بپردازیم. اما از آنجایی که همازوران پرسشهایی را بازگو کردند و پرسمانهایی که خصوصا پس از آخرین متنی که منسب به پادشاه است، مبنی بر همین پرسمانهای پیرامون همکاری ملی منتشر شد، و به احترام همازورانمان به چند نکتهای اشاره میکنیم.
نخست اینکه نگر همگان را به این موضوع جلب میکنیم که در نوع نوشتار و ادبیات آن نوشته و یا به گونه ای #حکم_حکومتی دقت کنید. آیا تا بحال از شاهنشاه دادمهر رضا پهلوی چنین ادبیات و نوشتاری را دیده اید؟ خوب بررسی کنید و اگر دیده اید، لینک آنرا زیر همین تویت بگذارید تا ما هم آگاه شویم. سپاس
هنگامی که متوجه این موضوع بشوید، خود به خود این پرسش مطرح میگردد، که پس چه کس و یا کسانی این متن را به پادشاه منتسب و از اکانتهای ایشان پخش کرده اند و مهمتر از همه این است که در چه هنگامهای این نوشتار همگانی و با چه اهدافی پخش شده است؟!
حال از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم.
بی گمان فعالین فضای مبارزاتی، خصوصا آنان که دارای خرد و مدتی در این فضا کار کرده باشند، با ادبیات اشخاص مختلف آشنایی دارند. همانگونه که ما پادشاهی خواهان، ادبیات پادشاه خود را به نیکی میشناسیم. اینچنین کنکاش و بررسی دراینباره، ما را به یاد ادبیات سخیف امیرحسین اعتمادی میاندازد که به هر بهانه و پرسشگریی از سوی هم میهنان، اکانتهای آنان را بلاک و از پاسخ گویی فرار میکند. این موضوع را همگان در فضای مبارزاتی شاهد هستند و به نیکی میدانند.
اما به گمان ما، این متن حاصل مغز نخودی امیرحسین اعتمادی نیست، بلکه یک کار گروهی با همکاری سعید قاسمی نژاد وعلیرضا کیانی میباشد که اتفاقا یاران قدیمی تحکیم وحدت هستند.(یار دبستانی) البته رد پای کامران خوانسارینیا هم پیداست.
نوع ادبیات تحکیمی و توهین آمیز نسبت به خردمندان پرسشگرا و همچنین به پادشاهی خواهان راستین و خصوصا به شخص خود پادشاه، نشانگر این گمان است که نویسندگان آن چه کسانی بودهاند، زیرا که بوی گند رژیم اسلامی در لابلای خطوط مشام هر میهن پرستی را آزار میدهد.
کاملا مشخص است که این متن را شخص سومی (گروهی) از سوی یک شخص با هدف سرکوب منتقدان به یک موضوع خاص نوشته است. از نوع بکار بردن افعال، ضمیرها و صفتها به نیکی میتوانیم متوجه این موضوع بشویم. ضمن اینکه این نوع ادبیات نوشتاری را ما هماره از سوی مسئولان جمهوری اشغالگر اسلامی دیدهایم که چگونه منتقدان را سرکوب و جامعه را تحقیر میکنند.
بررسی بیشتر نسبت به آن متن را به خرد خود شما گرامیان میسپاریم.
اما نکته ای که میخواهیم با شما در میان بگذاریم که شاید برخی هنوز نشنیده و یا دقیقا متوجه این موضوع نیستند، چنین میباشد که موضوع سلطنت در گروگان که برخی بنام طرح هانری پرشت شاید به گوششان خورده باشد، بسیار جدی تر از آن است که بخواهیم به سادگی از کنارش بگذریم.
خاستگاههای زیر را نگاهی بیاندازید:
t.me/IIRCF/33959
t.me/IIRCF/33958
ما پادشاهی خواهان هیچگاه نگفته و نخواهیم گفت که پادشاه در تبعید و اسارت ما بیاختیار است، که برعکس ما به نیکی میدانیم که بارها و بارها ایشان سخن خودشان را بصورت مستقیم و غیر مستقیم عنوان فرمودند و اتفاقا آگاه به تمام مسائل هستند. ما یک موضوع روشن را با مدرک عنوان میکنیم که مردم حواسشان به تمام ابعاد مسائل سیاسی باشد و آنهم پادشاه در گروگان و زندانبانان پادشاه است.
این زندانبانان بمانند قل و زنجیر بر دست و پا ی پادشاه در تبعید و اسارت ما بسته شدهاند و بی گمان ایشان مجبور هستند که به برخی مسائل که مورد نگر ایشان نیستند، تن در دهند. صحبت ما این است. ما به نیکی بازیهای کثیف مافیای جهانی را میشناسیم و میدانیم که پادشاه در بند ما گاها مجبور به انجام یکسری از مسائل ناخواسته میباشند. این بدین معنی که در آن متن عنوان شده است نمیباشد که گفته شده، ایشان از خود اختیار ندارند.
اتفاقا عدو شد سبب خیر...زیرا همین متن اخیر گواهی قدرتمند در راستای همین نگر ماست که طرح سلطنت در تبعید و پادشاه در اسارت را مطرح و گوشزد کردهایم.
کاملا مشخص است که نفوذی های جمهوری اشغالگر اسلامی به بهانه بازی و دغلکاری ریزشی، پادشاه را محاصره کردند و بسیارانی از اشخاصی که در همین همایش اخیر شرکت داشتند، نشانگر همین گمان ما است. حاصل و نتیجه اش را هم میبینیم که بصورت همان تحکیم و در دهان زدن پرسشگران و مردم، از آن متن منتسب به پادشاه بروز میکند. آن دفترچه کذایی که دیگر هیچ.
ما در جنبش به هیچ عنوان نمیخواهیم به موضوع #همكارى_ملى و نه به پرسمانهایی که پیرامون این جریان بمانند دفترچه اضطرار و دعوای #مشروطه با #نوفدی و یا دیگر پرسمانها (مسائل) بپردازیم. اما از آنجایی که همازوران پرسشهایی را بازگو کردند و پرسمانهایی که خصوصا پس از آخرین متنی که منسب به پادشاه است، مبنی بر همین پرسمانهای پیرامون همکاری ملی منتشر شد، و به احترام همازورانمان به چند نکتهای اشاره میکنیم.
نخست اینکه نگر همگان را به این موضوع جلب میکنیم که در نوع نوشتار و ادبیات آن نوشته و یا به گونه ای #حکم_حکومتی دقت کنید. آیا تا بحال از شاهنشاه دادمهر رضا پهلوی چنین ادبیات و نوشتاری را دیده اید؟ خوب بررسی کنید و اگر دیده اید، لینک آنرا زیر همین تویت بگذارید تا ما هم آگاه شویم. سپاس
هنگامی که متوجه این موضوع بشوید، خود به خود این پرسش مطرح میگردد، که پس چه کس و یا کسانی این متن را به پادشاه منتسب و از اکانتهای ایشان پخش کرده اند و مهمتر از همه این است که در چه هنگامهای این نوشتار همگانی و با چه اهدافی پخش شده است؟!
حال از زاویه ای دیگر به این موضوع نگاه کنیم.
بی گمان فعالین فضای مبارزاتی، خصوصا آنان که دارای خرد و مدتی در این فضا کار کرده باشند، با ادبیات اشخاص مختلف آشنایی دارند. همانگونه که ما پادشاهی خواهان، ادبیات پادشاه خود را به نیکی میشناسیم. اینچنین کنکاش و بررسی دراینباره، ما را به یاد ادبیات سخیف امیرحسین اعتمادی میاندازد که به هر بهانه و پرسشگریی از سوی هم میهنان، اکانتهای آنان را بلاک و از پاسخ گویی فرار میکند. این موضوع را همگان در فضای مبارزاتی شاهد هستند و به نیکی میدانند.
اما به گمان ما، این متن حاصل مغز نخودی امیرحسین اعتمادی نیست، بلکه یک کار گروهی با همکاری سعید قاسمی نژاد وعلیرضا کیانی میباشد که اتفاقا یاران قدیمی تحکیم وحدت هستند.(یار دبستانی) البته رد پای کامران خوانسارینیا هم پیداست.
نوع ادبیات تحکیمی و توهین آمیز نسبت به خردمندان پرسشگرا و همچنین به پادشاهی خواهان راستین و خصوصا به شخص خود پادشاه، نشانگر این گمان است که نویسندگان آن چه کسانی بودهاند، زیرا که بوی گند رژیم اسلامی در لابلای خطوط مشام هر میهن پرستی را آزار میدهد.
کاملا مشخص است که این متن را شخص سومی (گروهی) از سوی یک شخص با هدف سرکوب منتقدان به یک موضوع خاص نوشته است. از نوع بکار بردن افعال، ضمیرها و صفتها به نیکی میتوانیم متوجه این موضوع بشویم. ضمن اینکه این نوع ادبیات نوشتاری را ما هماره از سوی مسئولان جمهوری اشغالگر اسلامی دیدهایم که چگونه منتقدان را سرکوب و جامعه را تحقیر میکنند.
بررسی بیشتر نسبت به آن متن را به خرد خود شما گرامیان میسپاریم.
اما نکته ای که میخواهیم با شما در میان بگذاریم که شاید برخی هنوز نشنیده و یا دقیقا متوجه این موضوع نیستند، چنین میباشد که موضوع سلطنت در گروگان که برخی بنام طرح هانری پرشت شاید به گوششان خورده باشد، بسیار جدی تر از آن است که بخواهیم به سادگی از کنارش بگذریم.
خاستگاههای زیر را نگاهی بیاندازید:
t.me/IIRCF/33959
t.me/IIRCF/33958
ما پادشاهی خواهان هیچگاه نگفته و نخواهیم گفت که پادشاه در تبعید و اسارت ما بیاختیار است، که برعکس ما به نیکی میدانیم که بارها و بارها ایشان سخن خودشان را بصورت مستقیم و غیر مستقیم عنوان فرمودند و اتفاقا آگاه به تمام مسائل هستند. ما یک موضوع روشن را با مدرک عنوان میکنیم که مردم حواسشان به تمام ابعاد مسائل سیاسی باشد و آنهم پادشاه در گروگان و زندانبانان پادشاه است.
این زندانبانان بمانند قل و زنجیر بر دست و پا ی پادشاه در تبعید و اسارت ما بسته شدهاند و بی گمان ایشان مجبور هستند که به برخی مسائل که مورد نگر ایشان نیستند، تن در دهند. صحبت ما این است. ما به نیکی بازیهای کثیف مافیای جهانی را میشناسیم و میدانیم که پادشاه در بند ما گاها مجبور به انجام یکسری از مسائل ناخواسته میباشند. این بدین معنی که در آن متن عنوان شده است نمیباشد که گفته شده، ایشان از خود اختیار ندارند.
اتفاقا عدو شد سبب خیر...زیرا همین متن اخیر گواهی قدرتمند در راستای همین نگر ماست که طرح سلطنت در تبعید و پادشاه در اسارت را مطرح و گوشزد کردهایم.
کاملا مشخص است که نفوذی های جمهوری اشغالگر اسلامی به بهانه بازی و دغلکاری ریزشی، پادشاه را محاصره کردند و بسیارانی از اشخاصی که در همین همایش اخیر شرکت داشتند، نشانگر همین گمان ما است. حاصل و نتیجه اش را هم میبینیم که بصورت همان تحکیم و در دهان زدن پرسشگران و مردم، از آن متن منتسب به پادشاه بروز میکند. آن دفترچه کذایی که دیگر هیچ.
Telegram
رنسانس ایرانی🌱IRCF
طرح هنری پرشت چیست؟
در زمان ریاست جمهوری کارتر در دوم اوت 1979(11 امرداد2538) نامه ای محرمانه که بالای آن گذاره فقط چشم ها نوشته شده بود به وسیله رییس دفتر امور ایران بنام هنری پرشت نگاشته شد که موضع ایالات متحده را نسبت به ممنوعیت کنش های سیاسی و مبارزاتی…
در زمان ریاست جمهوری کارتر در دوم اوت 1979(11 امرداد2538) نامه ای محرمانه که بالای آن گذاره فقط چشم ها نوشته شده بود به وسیله رییس دفتر امور ایران بنام هنری پرشت نگاشته شد که موضع ایالات متحده را نسبت به ممنوعیت کنش های سیاسی و مبارزاتی…
👍12💯5❤1🏆1
Forwarded from Shapour Surenpahlav
تاریخ ایران، خالی از نمونهها و پیشینههای مشابه با آنچه امروز میگذرد نیست. برای نمونه، امام جمعه وقت تهران که از حقوقبگیران دولت بریتانیا بهشمار میرفت—و پدرزن دکتر محمد مصدق نیز بود—همان کسی بود که فتوای قتل امیرکبیر را صادر کرد. غلامحسین تنگکی نزدیک ترین یار رئیسعلی دلواری در ازای دریافت سکههای انگلیسی، از پشت سر گلوله ای در سر او خالی کرد و مقاومت تنگستانیها در برابر اشغال بریتانیا را از میان برداشت. شیخ فضلالله نوری با خیانت به نهضت مشروطه، بدستور بیگانهان و به نام دین در کنار استبداد ایستاد و خواهان اجرای حکومت شرعی بجای قانون اساسی مشروطه شد. حسین فردوست، دوست نزدیک شاهنشاده فقید، محمدرضا شاه پهلوی، بهدستور سازمان سیا و دولت آمریکا به او خیانت ورزید. جلالالدین تهرانی، رئیس شورای سلطنت، در یکی از حساسترین دورههای تاریخ معاصر، وظیفه خود در دفاع از مشروطه را کنار گذاشت و مستقیماً وارد مذاکره با جریان خمینی شد، و با شعار "آشتی ملی"، مشروعیت را به حاکمیت روحانیت بخشید. و شاید مهمترین رویداد سرنوشتساز، خیانت فرماندهان عالیرتبه ارتش شاهنشاهی ایران در بهمن ۱۳۵۷ بود؛ آنان به دستور ژنرال رابرت هایزر، بیانیه بیطرفی ارتش را امضا کردند و با رها کردن زنجیره فرماندهی، نهتنها به سوگند وفاداری خود به نظام شاهنشاهی پشت کردند، بلکه واپسین سد نهادی دفاع از حاکمیت ملی را نیز فرو ریختند و کشور را بدون پایداری، در اختیار رژیم روضه خوانان گذاشتند. بنابرین، هیچکدام از این افراد بیگانه نبودند—همه از میان خود ما برخاسته بودند. به زبان ما سخن میگفتند، چهرهای آشنا داشتند و در میان ما زندگی میکردند، تا زمانی که خیانتشان آشکار شد.
بایستی همواره بهخاطر داشته باشیم: هیچ خائنی نام "میهنفروش" را بر پیشانی خود نمینویسد. آنچه چهره راستین آنان را روشن میسازد، کارنماه سیاسی، گذشته، کردار و عملکردشان است—از جمله خیانتهای حسابشده، همراهی با منافع بیگانه، و تضعیف اراده و حاکمیت ملی.
با اینحال، اعضای "نوفدی" از بسیاری از خیانتکاران پیشین خطرناکتر و پیچیدهترند؛ نه تنها بهخاطر گذشته و همکاری با رژیم اسلامی و ماهیت خیانتآمیز اقداماتشان، بلکه به این دلیل که مهارت کامل در بهرهبرداری از ابزارهای مدرن نفوذ و اثرگذاری را در اختیار دارند: لابیگری در پوشش فنسالاری، سازماندهی پنهان پشت نقاب کنشگری مدنی، و استفاده از زبان دموکراسی برای بازتولید همان ساختارهایی که از دل آن برخاستهاند.
از آنروی، اگر در این لحظه حساس، نسبت به این واقعیتها بیتوجه بمانیم، در حقیقت، آینده ایران را به شکلی خطرناک و پنهان، بهسوی استمرار همین رژیم در لباسی نو واگذار کردهایم؛ طرحی که در ظاهر به نام آزادی معرفی میشود، اما در عمل، آمادهسازی شرایط برای تداوم یک استبداد همسو با منافع بیگانه است—در قالبی ناکارآمد و بهظاهر فنسالارانه. در چنین شرایطی، هوشیاری ملی نهتنها یک فضیلت، بلکه یک وظیفه و ضرورت تاریخی است.
و در پایان، این نوشته نه یک حکم الهی است و نه وحی منزل؛ بلکه جمعبندیای است شخصی، حاصل بیش از چهار دهه مبارزه علیه رژیم اسلامی، جناحهای درون آن و نیروهای تجزیهطلب. بنابراین، این وظیفه هممیهنان است که با خرد، آگاهی سیاسی، و تجربههای مبارزاتی خود، درباره پذیرش یا رد آن تصمیم بگیرند.
فروغ اهورایی، همواره نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.
شاپور سورنپهلاو
روز ورهرام از ماه امرداد سال ۳۷۶۳ بهدینی
۱۶ امرداد ۲۵۸۴ شاهنشاهی
۷ اوت ۲۰۲۵ ترسایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تلگرام: https://t.me/surenpahlav
تارنمای شخصی: https://suren-pahlav.com
اِکس (توئیتر): https://twitter.com/shapoursp
فیسبوک: https://facebook.com/surenpahlav
اینستاگرام: https://instagram.com/surenpahlav
بالاترین: https://balatarin.com/users/surenpahlav
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#همكارى_ملى
#پرچم_شیروخورشید
#رضاشاه_روحت_شاد
#شاهنشاه_روحت_شاد
#یک_کشور_یک_ملت_یک_پرچم #زن_مرد_برابری_شاه_میهن_آبادی #ایران_زندگی_آزادی_شاه_ملت_پایندگی #ایران_یک_کشور_یک_ملت_یک_پرچم_شیروخورشید
بایستی همواره بهخاطر داشته باشیم: هیچ خائنی نام "میهنفروش" را بر پیشانی خود نمینویسد. آنچه چهره راستین آنان را روشن میسازد، کارنماه سیاسی، گذشته، کردار و عملکردشان است—از جمله خیانتهای حسابشده، همراهی با منافع بیگانه، و تضعیف اراده و حاکمیت ملی.
با اینحال، اعضای "نوفدی" از بسیاری از خیانتکاران پیشین خطرناکتر و پیچیدهترند؛ نه تنها بهخاطر گذشته و همکاری با رژیم اسلامی و ماهیت خیانتآمیز اقداماتشان، بلکه به این دلیل که مهارت کامل در بهرهبرداری از ابزارهای مدرن نفوذ و اثرگذاری را در اختیار دارند: لابیگری در پوشش فنسالاری، سازماندهی پنهان پشت نقاب کنشگری مدنی، و استفاده از زبان دموکراسی برای بازتولید همان ساختارهایی که از دل آن برخاستهاند.
از آنروی، اگر در این لحظه حساس، نسبت به این واقعیتها بیتوجه بمانیم، در حقیقت، آینده ایران را به شکلی خطرناک و پنهان، بهسوی استمرار همین رژیم در لباسی نو واگذار کردهایم؛ طرحی که در ظاهر به نام آزادی معرفی میشود، اما در عمل، آمادهسازی شرایط برای تداوم یک استبداد همسو با منافع بیگانه است—در قالبی ناکارآمد و بهظاهر فنسالارانه. در چنین شرایطی، هوشیاری ملی نهتنها یک فضیلت، بلکه یک وظیفه و ضرورت تاریخی است.
و در پایان، این نوشته نه یک حکم الهی است و نه وحی منزل؛ بلکه جمعبندیای است شخصی، حاصل بیش از چهار دهه مبارزه علیه رژیم اسلامی، جناحهای درون آن و نیروهای تجزیهطلب. بنابراین، این وظیفه هممیهنان است که با خرد، آگاهی سیاسی، و تجربههای مبارزاتی خود، درباره پذیرش یا رد آن تصمیم بگیرند.
فروغ اهورایی، همواره نگهبان ایرانزمین و ایرانیان باد.
شاپور سورنپهلاو
روز ورهرام از ماه امرداد سال ۳۷۶۳ بهدینی
۱۶ امرداد ۲۵۸۴ شاهنشاهی
۷ اوت ۲۰۲۵ ترسایی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تلگرام: https://t.me/surenpahlav
تارنمای شخصی: https://suren-pahlav.com
اِکس (توئیتر): https://twitter.com/shapoursp
فیسبوک: https://facebook.com/surenpahlav
اینستاگرام: https://instagram.com/surenpahlav
بالاترین: https://balatarin.com/users/surenpahlav
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#همكارى_ملى
#پرچم_شیروخورشید
#رضاشاه_روحت_شاد
#شاهنشاه_روحت_شاد
#یک_کشور_یک_ملت_یک_پرچم #زن_مرد_برابری_شاه_میهن_آبادی #ایران_زندگی_آزادی_شاه_ملت_پایندگی #ایران_یک_کشور_یک_ملت_یک_پرچم_شیروخورشید
👍13❤4🏆1