I am kheradgera
3.95K subscribers
9.44K photos
15K videos
426 files
6.25K links
Download Telegram
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن

📌#قسمت_نوزدهم

در بخشهاى قبل دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند، شادی میکرد. این «پیکرهای سیاه»، روان هایِ (ارواح) نوادگانِ حضرت آدم هستند که هنوز زاده نَشُده بودند. رویهم رفته این «پیکرهای سیاه» را «هستی های بُنیادین ( Existent Atoms)» مینامند.

💢این «پیکرهای سیاه» متفاوت از آن موجودات در کتاب «سفارش نامۀِ ابراهیم» هستند، بدینگونه که در کتاب «سفارش نامه ابراهیم»، ابراهیم روان های نوادگانش را که ُمرده اند، میبیند، درحالی که در اینروایتِ اسلامی، محمد روانِ آن انسان هایی را که هنوز زاییده نشده اند، در شکل «هستی های بُنیادین» میبیند.

نامی را که مسلمان ها برای نامیدن این «پیکرهای سیاه» در نوشته هایشان بکار میبرند، بدون شک یک نام نابِ (خالص) عربی است. ولی این اندیشه به نظر میآید که از زرتُشتیان سرچشمه گرفته باشد، که آنها این «پیکرهای سیاه» را در اوستا «فَرَوَشی» [٤٥] و در زبان پهلوی «فروهر» مینامند. برخی میگویند: این امکان هست که پارسیان این اندیشه را از مصریان باستان پذیرفته باشند، ولی به نظر میآید که این احتمال بسیار کم باشد. جدا از اینکه این اندیشه از کجا سرچشمه گرفته باشد، مسلمان ها این باور دینی شان را وام دار (مدیون) زرتُشتیان هستند که وجودِ روان هایِ (ارواح) انسان هایی را که هنوز زاده نشده اند، پذیرفته اند.

💢مسلمان ها همانند یهودیان دربارۀِ فرشتۀِ مرگ بسیار سخن میگویند، با این تفاوت که یهودیان فرشته مرگ را «سامائل» مینامند ولی مسلمان ها «عزرائیل».
ولی «عزرائیل» یک نام عربی نیست، بلکه یک نام عبری است، و همین یک دلیل نشان میدهد که باورهای دین یهود در شکل گیری دین اسلام تأثیر گُذار بوده اند. از آنجا که نام این فرشتۀِ مرگ در انجیل نیامده است، روشن است که یهودی ها و مسلمان ها باید این اندیشه را از سرچشمۀِ دیگری وام گرفته باشند. با شایمندی (احتمال) فراوان این اندیشه ریشه در فرهنگ پارسیان دارد، زیرا اوستا دربارۀِ فرشته ای به نام «Astovidhotus» یا «Vidhatus» گزارش کرده است که به معنی «جُدا کُننده» است. و وظیفۀِ او جدا کردن روان آدمی از پیکر اوست. برپایه باور زرتُشتیان آب و آتش عناصر خوبی هستند و به انسان آسیبی نمیرسانند؛ و اگر یک آدمی در آتش یا آب بیافتد و این بدآمد سبب مرگ او شود، در حقیقت این فرشتۀِ مرگ «Vidhatus» است که روان انسان را از پیکرش جدا ساخته است [٤٦].

ادامه دارد...

📌مطالعه قسمت هجدهم از طریق:

https://t.me/Iamkheradgera/21418
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن

📌#قسمت_بيستم

سوم: برآمدن عزازل از دوزخ! برپایۀِ روایت های اسلامی، عزازل نامِ نُخستینِ شیطان یا ابلیس بود. عزازل یک نامِ عبری است و در کتابِ «سفر لاویان (کتاب موسی) 26 ,10 ,8 .xvi» آمده است.

💢ولی سرچشمۀِ روایتی که از عزازل میکنند یهودی نیست، اگر کاملا زرتُشتی نباشد، همانگونه که سنجش میانِ افسانه هایِ اسلامی با افسانه های زرتُشتی این حقیقت را نشان میدهد. در کتابِ «قصص النبیا ( برگ ٩)» ما میخوانیم: «خدای تعالی عزازل را آفرید. عزازل برایِ هزار سال در سِجین (هفتمین طبقه در ته دوزخ) به سوی خدای تعالی نیایش کرد [٤٧]. سپس او از ته دوزخ برآمد و به زمین رسید. عزازل در هنگام بالا آمدن در هر طبقه هزار سال به سوی خدای تعالی نیایش کرد تا اینکه او به ترازِ هم کفِ زمین رسید ،» به بالاترین طبقه، که در آنجا انسان ها جای گُزیده و زندگی میکُنند [٤٨].

خدا سپس به عزازل یک جفت بال داد که از ز ُمرُدِ سبز ساخته شُده بود؛ با این بالها او به سوی نُخستین آسمان بالا رفت. در آنجا او برای هزار سال نیایش کرد، و بدینسان امکان رفتن به آسمان دوم را بدست آورد؛ و او به همینگونه ادامه داد، هنگام بالا رفتن در هر طبقه هزار سال نیایش کرد، و در هر طبقه از فرشتگانی که در آنجا میزیستند یک نام ویژه دریافت کرد. برپایۀِ این افسانه، در طبقۀِ پنجم برای نُخستین بار او را عزازل نامیدند.

💢عزازل بدینسان به آسمان ششم و هفتم بالا رفت، و سپس او به اندازه ای نیایش بجای آورد که در زمین و آسمان یک جای کوچک به اندازۀِ کف دست انسان برجای نماند که او در آنجا هنگام نیایش به سوی خدای تعالی سُجده نکرده باشد. گفته میشود که پس از آن عزازل به دلیلِ گُناهِ خودداری از سُجده به سوی حضرت آدم از بهشت رانده شُد [٤٩]. کتاب عرائس المجالس [٥٠] به ما میگوید که پس از اینکه عزازل را ابلیس نامیدند، او با این امید که بتواند آسیبی به آدم و حوا بزند، برای سه هزار سال در نزدیکی دروازۀِ بهشت ماند، برای اینکه قلب او پُر از رشک و بدخواهی نسبت به آنها شُده بود.» اکنون بِگُذارید ببینیم که زرتُشتیان در کتابِ «بُندَهِشَن» که یک اثر پهلوی و به معنی «آفرینش» است، در اینباره چه گزارشی میدهند. در اینجا باید یادآوری شود که در زبان پهلوی شیطان، یا روان پلید (روح خبیث) را اهریمن مینامند که برگرفته از نام «انگره مینو» است؛ و معنی آن «اثر تاریکی» و «نابود کُنندۀِ خرد» میباشد.

ادامه دارد...

📌مطالعه قسمت نوزدهم از طریق:

https://t.me/Iamkheradgera/21472