▪️ چرا اسلام را كنار گذاشتم؟
#قسمت_بيستم
اگر به یاد داشته باشید در #قرآن خواندیم که کسی که ذره اى بدی یا خوبی کند در آخرت به همان مقدار به جزای کار خود می رسد.
٥٩) اما حال این که در آیات ٦٨ و ٦٩ #سوره_فرقان، الله حرف خود را فراموش کرده و می گوید:
و آنان هستند که با خدای یکتا کسی را شریک قرار نمی دهند و کسی را که خدا حرام کرده به قتل نمی رسانند و زنا نمی کنند و هر کس که این اعمال را انجام دهد كيفر گناهش را خواهد دید و برای او در روز قیامت عذاب دو چندان می شود و پیوسته در آن خوار می ماند.
٦٠) در آیه ٤٣ همین #سوره_فرقان می خوانیم:
ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزديك نشوید تا زمانی که بدانید چه می گوید و نیز در حال جنابت وارد نماز نشوید مگر اینکه رهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید با در سفرید با یکی از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آمیزش کرده اید و آب نیافته اید پس بر خاكی پاك تيمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است.
#موضوع اينجاست كه اگر وضو و غسل برای پاکیزگی است، پس نه تنها پس از عمل جنسی، بلکه در زمانی که انسان در گرما قرار می گیرد نیز پوست از طریق تعرق قسمتی از مواد زاید را دفع می کند. حال چطور این مواد دفع شده و به سطح پوست آمده با تيمم زدوده می شوند؟
اصولا ماليدن خاك به صورت نه تنها علمى و باعث پاكيزگى نميشود بلكه باعث ايجاد بيماريهاى مختلف بدليل وحود انواع باكتريها در خاك ميشود!
#الله كه ادعا ميكند همه چيز را ميداند و خالق كل كائنات است چطور اين مسائل پيش پا افتاده را نميداند؟؟
همانطور كه ميدانيد، آياتى که جهنم را به بدترین وجه ممکن به تصویر می کشند در قرآن فراوانند. با وجود چنین آيه هائى، الله در قرآن بیشتر به صورت یک جلاد کینه توز جلوه می کند تا یک خدای مهربان. به عنوان مثال:
٦١) به آیه ٨٧ #سورہ_النساء توجه کنید و ببینید که چگونه انسانی تنها به سبب خواست الله باید در آتش بسوزد!
چرا شما در مورد منافقان به دو دسته شدید در حالی که آنها در باطن کافرند و خدا آنان را به سزای آنچه انجام داده اند می رساند. "آیا می خواهید کسی را که خدا گمراهش کرده هدایت کنید؟ در صورتی که هر کسی را که خدا گمراه کرده هرگز راهی برای هدایت و نخواهی يافت.
#سئوال: اين چه خدائى است كه خودش مانع هدايت افراد ميشود بعد همان فرد را بدليل عدم هدايت در آتش ميسوزاند؟؟
ادامه دارد ....
https://t.me/Iamkheradgera
#قسمت_بيستم
اگر به یاد داشته باشید در #قرآن خواندیم که کسی که ذره اى بدی یا خوبی کند در آخرت به همان مقدار به جزای کار خود می رسد.
٥٩) اما حال این که در آیات ٦٨ و ٦٩ #سوره_فرقان، الله حرف خود را فراموش کرده و می گوید:
و آنان هستند که با خدای یکتا کسی را شریک قرار نمی دهند و کسی را که خدا حرام کرده به قتل نمی رسانند و زنا نمی کنند و هر کس که این اعمال را انجام دهد كيفر گناهش را خواهد دید و برای او در روز قیامت عذاب دو چندان می شود و پیوسته در آن خوار می ماند.
٦٠) در آیه ٤٣ همین #سوره_فرقان می خوانیم:
ای کسانی که ایمان آورده اید در حال مستی به نماز نزديك نشوید تا زمانی که بدانید چه می گوید و نیز در حال جنابت وارد نماز نشوید مگر اینکه رهگذر باشید تا غسل کنید و اگر بیمارید با در سفرید با یکی از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آمیزش کرده اید و آب نیافته اید پس بر خاكی پاك تيمم کنید و صورت و دستهایتان را مسح نمایید که خدا بخشنده و آمرزنده است.
#موضوع اينجاست كه اگر وضو و غسل برای پاکیزگی است، پس نه تنها پس از عمل جنسی، بلکه در زمانی که انسان در گرما قرار می گیرد نیز پوست از طریق تعرق قسمتی از مواد زاید را دفع می کند. حال چطور این مواد دفع شده و به سطح پوست آمده با تيمم زدوده می شوند؟
اصولا ماليدن خاك به صورت نه تنها علمى و باعث پاكيزگى نميشود بلكه باعث ايجاد بيماريهاى مختلف بدليل وحود انواع باكتريها در خاك ميشود!
#الله كه ادعا ميكند همه چيز را ميداند و خالق كل كائنات است چطور اين مسائل پيش پا افتاده را نميداند؟؟
همانطور كه ميدانيد، آياتى که جهنم را به بدترین وجه ممکن به تصویر می کشند در قرآن فراوانند. با وجود چنین آيه هائى، الله در قرآن بیشتر به صورت یک جلاد کینه توز جلوه می کند تا یک خدای مهربان. به عنوان مثال:
٦١) به آیه ٨٧ #سورہ_النساء توجه کنید و ببینید که چگونه انسانی تنها به سبب خواست الله باید در آتش بسوزد!
چرا شما در مورد منافقان به دو دسته شدید در حالی که آنها در باطن کافرند و خدا آنان را به سزای آنچه انجام داده اند می رساند. "آیا می خواهید کسی را که خدا گمراهش کرده هدایت کنید؟ در صورتی که هر کسی را که خدا گمراه کرده هرگز راهی برای هدایت و نخواهی يافت.
#سئوال: اين چه خدائى است كه خودش مانع هدايت افراد ميشود بعد همان فرد را بدليل عدم هدايت در آتش ميسوزاند؟؟
ادامه دارد ....
https://t.me/Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
توییتر:
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
I am kheradgera
▪️ چه كسانى قرآن را نوشته و هدفشان چه بوده است؟ #قسمت_نوزدهم متن قرآن خود در چند جا به وضوح اشاره میکند که تفاوتهایی میان آیات نازل شده وجود دارد: شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه ومن كان مريضا…
▪️ چه كسانى قرآن را نوشته و هدفشان چه بوده است؟
#قسمت_بيستم
در آیات دوم و سوم گفته می شود که کتابی نازل شده است که موید #تورات و #انجیل است. پس براي محمد کتبی مشابه تورات و انجیل و نیز قرآن فرستاده شده و بعد در آیه هفتم گفته می شود، اوست کسی که این کتاب را فرو فرستاد برخی از آیاتش محکم هستند و برخی متشابه. معمولا آیات محکم و متشابه به ترتیب آیات صریح و آیات تاویل پذیر تعبیر میشوند که به نظر من چنین نیست(بعدا بحث خواهد شد).
با یک بررسی همه جانبه از متن قرآن و با قبول فرضیه چهارم، به این نتیجه میرسیم که کتب و متون مختلفی همراه با نامه ها براي محمد ارسال شده است که نمودار(در ادامه اين متن)، این بخشها را نشان میدهد:
کتابی که ما تحت عنوان قرآن میشناسیم در اصل مجموعه نامه هایی است که برای محمد ارسال میشده است. با این حال، برخی از سوره همان مناجات ها هستند که تحت عنوان "قرآن فجر" (احتمالا سوره فجر)، "قرآن کریم"، "قرآن مجید" میشناسیم.
این صفات در واقع نوع مناجات یا ذکر هستند و می توان آن را به ترتیب مناجات یا ذکر صبحگاهی، ذکر بخشایش و ذکر عظمت ترجمه کرد
احتمالا تنها بخش اندکی از این مناجات ها در قرآن حاضر درج شده است و بسیاري از دست رفته است. همراه با نامه ها کتابی تحت عنوان فرقان نیز ارسال شده است اما فرقان در متن وجود ندارد. در برخی سوره ها از کتاب مبین یا قرآن مبین (بینات) نیز سخن به میان می آید و این سوره ها دقیقا همان سوره هایی هستند که بیشتر داستانهاي انبیا در آن گنجانده شده است. قرآن مبین را باید بخشی از کتاب مبین دانست که به زبان عربی ترجمه شده و #محمد میتواند از آنها براي موعظه خود استفاده کند. حدس من این است که کتاب مبین، تورات، اسفار یا بخشی از آن باشد. احتمالا بسیاري از آیات مربوط به قصص انبیا از همین کتاب مبین باشد. دلیل اشارات پراکنده به قصص در متن این است که اصل داستان در #ملحقات وجود دارد و نویسنده در متن نامه به این داستانها و بخشهایی از آن که مهم هستند اشاره میکند و به محمد تذکر می دهد که این داستانها را براي مردم نقل کند. حتی اگر کسی تصور کند که متن قرآن کلام خداست، نمیتواند از این نتیجه طفره برود که تمامی کلام خدا در کتاب قرآن موجود نیست.
تعیین توالی زمانی سوره هاي قرآن کار بسیار دشواري است، زیرا همچنانکه گفتیم متن قرآن از آنجایی که اصالتا نامه هایی هستند؛ در پاسخ به پیام محمد،اشاره بسیار اندکی به زمینه بحث میکنند. با این حال، تقسیم بندي فوق (مناجات، نامه ها، قرآن و کتاب مبین، فرقان و در نهایت آیات مدنی) به ما کمک میکند تا درکی از ترتیب زمانی قرآت بدست آوریم.
ادامه دارد...
https://t.me/Iamkheradgera
#قسمت_بيستم
در آیات دوم و سوم گفته می شود که کتابی نازل شده است که موید #تورات و #انجیل است. پس براي محمد کتبی مشابه تورات و انجیل و نیز قرآن فرستاده شده و بعد در آیه هفتم گفته می شود، اوست کسی که این کتاب را فرو فرستاد برخی از آیاتش محکم هستند و برخی متشابه. معمولا آیات محکم و متشابه به ترتیب آیات صریح و آیات تاویل پذیر تعبیر میشوند که به نظر من چنین نیست(بعدا بحث خواهد شد).
با یک بررسی همه جانبه از متن قرآن و با قبول فرضیه چهارم، به این نتیجه میرسیم که کتب و متون مختلفی همراه با نامه ها براي محمد ارسال شده است که نمودار(در ادامه اين متن)، این بخشها را نشان میدهد:
کتابی که ما تحت عنوان قرآن میشناسیم در اصل مجموعه نامه هایی است که برای محمد ارسال میشده است. با این حال، برخی از سوره همان مناجات ها هستند که تحت عنوان "قرآن فجر" (احتمالا سوره فجر)، "قرآن کریم"، "قرآن مجید" میشناسیم.
این صفات در واقع نوع مناجات یا ذکر هستند و می توان آن را به ترتیب مناجات یا ذکر صبحگاهی، ذکر بخشایش و ذکر عظمت ترجمه کرد
احتمالا تنها بخش اندکی از این مناجات ها در قرآن حاضر درج شده است و بسیاري از دست رفته است. همراه با نامه ها کتابی تحت عنوان فرقان نیز ارسال شده است اما فرقان در متن وجود ندارد. در برخی سوره ها از کتاب مبین یا قرآن مبین (بینات) نیز سخن به میان می آید و این سوره ها دقیقا همان سوره هایی هستند که بیشتر داستانهاي انبیا در آن گنجانده شده است. قرآن مبین را باید بخشی از کتاب مبین دانست که به زبان عربی ترجمه شده و #محمد میتواند از آنها براي موعظه خود استفاده کند. حدس من این است که کتاب مبین، تورات، اسفار یا بخشی از آن باشد. احتمالا بسیاري از آیات مربوط به قصص انبیا از همین کتاب مبین باشد. دلیل اشارات پراکنده به قصص در متن این است که اصل داستان در #ملحقات وجود دارد و نویسنده در متن نامه به این داستانها و بخشهایی از آن که مهم هستند اشاره میکند و به محمد تذکر می دهد که این داستانها را براي مردم نقل کند. حتی اگر کسی تصور کند که متن قرآن کلام خداست، نمیتواند از این نتیجه طفره برود که تمامی کلام خدا در کتاب قرآن موجود نیست.
تعیین توالی زمانی سوره هاي قرآن کار بسیار دشواري است، زیرا همچنانکه گفتیم متن قرآن از آنجایی که اصالتا نامه هایی هستند؛ در پاسخ به پیام محمد،اشاره بسیار اندکی به زمینه بحث میکنند. با این حال، تقسیم بندي فوق (مناجات، نامه ها، قرآن و کتاب مبین، فرقان و در نهایت آیات مدنی) به ما کمک میکند تا درکی از ترتیب زمانی قرآت بدست آوریم.
ادامه دارد...
https://t.me/Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
توییتر:
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
Forwarded from Deleted Account
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_بيستم
⭕️بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی، تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
📌در تفسیر طباطبایی از تفاسیر شیعی می خوانیم:
"از آنچه در صدر آیه مورد بحث از اوصاف سه گانه اهل کتاب بعنوان حکمت و مجوز قتال با ایشان ذکر شده ، و از اینکه باید با کمال ذلت جزیه بپردازند، چنین برمى آید که منظور از ذلت ایشان خضوعشان در برابر سنت اسلامى ، و تسلیمشان در برابر حکومت عادله جامعه اسلامى است."
📚منبع: ترجمه تفسیر المیزان نویسنده: علامه طباطبایی جلد: ٩ ص: ٣٢٢
📌و مقصود این است که مانند سایر جوامع نمى توانند در برابر جامعه اسلامى صف آرائى و عرض اندام کنند، و آزادانه در انتشار عقاید خرافى و هوى و هوس خود به فعالیت بپردازند، و عقاید و اعمال فاسد و مفسد جامعه بشرى خود را رواج دهند، بلکه باید با تقدیم دو دستى جزیه همواره خوار و زیر دست باشند.
📚منبع: ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی جلد: ٩ ص: ٣٢٣
⭕️بدون شک معنا و تفسیر صاغرون که در معنی تحقیر کافران با جزیه آمده است هم مطابق خود قرآن است هم مطابق سیره و تاریخ و هم مطابق قول اکثر علماء قدیم اسلام است بعنی آن زمانی که از وجود این قوانین پوسیده و بدوی اسلام اصلاً خجالت نمی کشیدند و ما با این همه توضیح و مثال و نظیر از شرح بیشتر خودداری می کنیم.نکته لطیفی که در تفسیر المیزان نهفته است عداوت شدید اسلام با آزادی بیان است که هر عاقلی این عبارت بخش دوم تفسیر المیزان بخواند دیگر نباید ژست روشنفکری بخود بگیرد که اسلام دین آزادی بیان و انتقاد است.
📌بر این اساس، علماء معاصر اسلام به دلیل خجالت از بیان صریح این قوانین در مقابل قوانین حقوق بشری زمانه ما سعی در تاویلات ناشیانه آیات اخذ جزیه می کنند و گرنه هیچ پشتوانه علمی و تاریخی به لحاظ علوم الهیات پشت این تاویلات نیست و در اصل چهره کریه مقابل خود را بزک می کنند و آن را به مشتریان خود غالب می کنند.
⭕️در این میان ذکر نکته ای خالی از لطف نیست که محمد قبل از دوران مدنی خود در مکه نقشه اخذ جزیه را در سر می پروانده و اساساً از این همین کار او معلوم می شود که مراد محمد از این همه بگیر و ببند نه تفکر روحانی و الهی بلکه تفکر سیاسی و مادی بوده است. اینکه در قرآن جزیه و تشریع آن در آیات قرآن به دوران مدنی برمی گردد ثمره نقشه های خیلی قدیمی تر محمد بوده است.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت نوزدهم در این آدرس
https://t.me/Iamkheradgera/16324
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
#قسمت_بيستم
⭕️بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی، تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
📌در تفسیر طباطبایی از تفاسیر شیعی می خوانیم:
"از آنچه در صدر آیه مورد بحث از اوصاف سه گانه اهل کتاب بعنوان حکمت و مجوز قتال با ایشان ذکر شده ، و از اینکه باید با کمال ذلت جزیه بپردازند، چنین برمى آید که منظور از ذلت ایشان خضوعشان در برابر سنت اسلامى ، و تسلیمشان در برابر حکومت عادله جامعه اسلامى است."
📚منبع: ترجمه تفسیر المیزان نویسنده: علامه طباطبایی جلد: ٩ ص: ٣٢٢
📌و مقصود این است که مانند سایر جوامع نمى توانند در برابر جامعه اسلامى صف آرائى و عرض اندام کنند، و آزادانه در انتشار عقاید خرافى و هوى و هوس خود به فعالیت بپردازند، و عقاید و اعمال فاسد و مفسد جامعه بشرى خود را رواج دهند، بلکه باید با تقدیم دو دستى جزیه همواره خوار و زیر دست باشند.
📚منبع: ترجمه تفسیر المیزان نویسنده : علامه طباطبایی جلد: ٩ ص: ٣٢٣
⭕️بدون شک معنا و تفسیر صاغرون که در معنی تحقیر کافران با جزیه آمده است هم مطابق خود قرآن است هم مطابق سیره و تاریخ و هم مطابق قول اکثر علماء قدیم اسلام است بعنی آن زمانی که از وجود این قوانین پوسیده و بدوی اسلام اصلاً خجالت نمی کشیدند و ما با این همه توضیح و مثال و نظیر از شرح بیشتر خودداری می کنیم.نکته لطیفی که در تفسیر المیزان نهفته است عداوت شدید اسلام با آزادی بیان است که هر عاقلی این عبارت بخش دوم تفسیر المیزان بخواند دیگر نباید ژست روشنفکری بخود بگیرد که اسلام دین آزادی بیان و انتقاد است.
📌بر این اساس، علماء معاصر اسلام به دلیل خجالت از بیان صریح این قوانین در مقابل قوانین حقوق بشری زمانه ما سعی در تاویلات ناشیانه آیات اخذ جزیه می کنند و گرنه هیچ پشتوانه علمی و تاریخی به لحاظ علوم الهیات پشت این تاویلات نیست و در اصل چهره کریه مقابل خود را بزک می کنند و آن را به مشتریان خود غالب می کنند.
⭕️در این میان ذکر نکته ای خالی از لطف نیست که محمد قبل از دوران مدنی خود در مکه نقشه اخذ جزیه را در سر می پروانده و اساساً از این همین کار او معلوم می شود که مراد محمد از این همه بگیر و ببند نه تفکر روحانی و الهی بلکه تفکر سیاسی و مادی بوده است. اینکه در قرآن جزیه و تشریع آن در آیات قرآن به دوران مدنی برمی گردد ثمره نقشه های خیلی قدیمی تر محمد بوده است.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت نوزدهم در این آدرس
https://t.me/Iamkheradgera/16324
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_نوزدهم
⭕️ابن کثیر می گوید:
وَقَوْلُهُ: {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ فَضْلِهِ} قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ: وَذَلِكَ أَنَّ النَّاسَ
قَالُوا: لَتَنْقَطِعَنَّ…
#قسمت_نوزدهم
⭕️ابن کثیر می گوید:
وَقَوْلُهُ: {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ فَضْلِهِ} قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ: وَذَلِكَ أَنَّ النَّاسَ
قَالُوا: لَتَنْقَطِعَنَّ…
Forwarded from Atheist
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_بيست_يكم
⭕️در این میان ذکر نکته ای خالی از لطف نیست که محمد قبل از دوران مدنی خود در مکه نقشه اخذ جزیه را در سر می پروانده و اساساً از این همین کار او معلوم می شود که مراد محمد از این همه بگیر و ببند نه تفکر روحانی و الهی بلکه تفکر سیاسی و مادی بوده است.
📌اینکه در قرآن جزیه و تشریع آن در آیات قرآن به دوران مدنی برمی گردد ثمره نقشه های خیلی قدیمی تر محمد بوده است بعنوان مثال در مسند احمد حنبل نمود این تفکر چنین بیان می شود که زمانی که قریش از رفتارهای محمد به عمویش ابوطالب شکایت می کنند محمد در جواب عمو و شاکی ها می گوید:
٢٠٠٨ - حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ سُفْيَانَ، حَدَّثَنِي سُلَيْمَانُ يَعْنِي الْأَعْمَشَ، عَنْ يَحْيَى بْنِ عُمَارَةَ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: مَرِضَ أَبُو طَالِبٍ، فَأَتَتْهُ قُرَيْشٌ، وَأَتَاهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَعُودُهُ، وَعِنْدَ رَأْسِهِ مَقْعَدُ رَجُلٍ، فَقَامَ أَبُو جَهْلٍ فَقَعَدَ فِيهِ، فَقَالُوا: إِنَّ ابْنَ أَخِيكَ يَقَعُ فِي آلِهَتِنَا، وَقَالَ: مَا شَأْنُ قَوْمِكَ يَشْكُونَكَ؟ قَالَ: " يَا عَمِّ أُرِيدُهُمْ عَلَى كَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ تَدِينُ لَهُمْ بِهَا الْعَرَبُ، وَتُؤَدِّي الْعَجَمُ إِلَيْهِمْ الْجِزْيَةَ "، قَالَ: مَا هِيَ؟ قَالَ: " لَا إِلَهَ إِلا اللهُ "
(٢٠٠٨) إسناده صحيح، يحيى بن عمارة: ثقة، ذكره ابن حبان في الثقات
📚منبع: مسند أحمد - ت شاكر
✍أحمد بن حنبل ج: ٢ ص ٤٨٣
📌ترجمه:
ابن عباس گفته: ابوطالب مریض شد،پس قریش به نزد او آمدند،و رسول الله هم نزد او آمد ولی او را برگرداند، و بالای سرش مردی نشسته بود ولی ابوجهل برخاست و به جای او نشست.پس آنان به ابوطالب گفتند، همانا پسر برادرت با خدایان خود را درگیر کرده (و به خدایان ما فحاشی می کند). ابوطالب به محمد گفت چرا قومت از تو شکایت دارند؟ محمد در جواب گفت: ای عمو من قصد دارم(در آینده) عرب را بر یک دین جمع کنم و بر عجم جزیه را برقرار سازم. ابوطالب پرسید آن (دین)چیست؟ محمد گفت: " لَا إِلَهَ إِلا اللهُ "
⭕️این حدیث به خوبی نشان می دهد که اغراض سیاسی محمد دال بر تسلط عرب بر عجم بوده و البته در این کار تا حدودى موفق شد.
او بعدها این تفکر اخذ جزیه را به زبان خدا بست و آیه ای برایش ساخت و گفت در عوض اینکه مشرکان و اهل کتاب را گردن بزنید یا نفی بلد بکنید از آنان جزیه بگیرید.این بود که پدران ما در نهایت ذلت و خواری به عرب ها جزیه دادند و همان تفکرات محمد دال بر برتری عرب بر عجم به وقوع پیوست و سیادت عرب علاوه بر هزینه های مالی بر گُرده ی ما نشست و الان سر تعظیم بر قبور صغیر و کبر آنان در اقصی نقاط جهان می شود.
📌اما وقتی ما می گوییم جزیه امری برای تحقیر غیر عرب بوده و عرب جزیه را نوعی تحقیر می دانسته اند برایش دلیل از خود اسلام داریم.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت قبل در این آدرس
https://t.me/Iamkheradgera/16418
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
#قسمت_بيست_يكم
⭕️در این میان ذکر نکته ای خالی از لطف نیست که محمد قبل از دوران مدنی خود در مکه نقشه اخذ جزیه را در سر می پروانده و اساساً از این همین کار او معلوم می شود که مراد محمد از این همه بگیر و ببند نه تفکر روحانی و الهی بلکه تفکر سیاسی و مادی بوده است.
📌اینکه در قرآن جزیه و تشریع آن در آیات قرآن به دوران مدنی برمی گردد ثمره نقشه های خیلی قدیمی تر محمد بوده است بعنوان مثال در مسند احمد حنبل نمود این تفکر چنین بیان می شود که زمانی که قریش از رفتارهای محمد به عمویش ابوطالب شکایت می کنند محمد در جواب عمو و شاکی ها می گوید:
٢٠٠٨ - حَدَّثَنَا يَحْيَى، عَنْ سُفْيَانَ، حَدَّثَنِي سُلَيْمَانُ يَعْنِي الْأَعْمَشَ، عَنْ يَحْيَى بْنِ عُمَارَةَ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: مَرِضَ أَبُو طَالِبٍ، فَأَتَتْهُ قُرَيْشٌ، وَأَتَاهُ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَعُودُهُ، وَعِنْدَ رَأْسِهِ مَقْعَدُ رَجُلٍ، فَقَامَ أَبُو جَهْلٍ فَقَعَدَ فِيهِ، فَقَالُوا: إِنَّ ابْنَ أَخِيكَ يَقَعُ فِي آلِهَتِنَا، وَقَالَ: مَا شَأْنُ قَوْمِكَ يَشْكُونَكَ؟ قَالَ: " يَا عَمِّ أُرِيدُهُمْ عَلَى كَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ تَدِينُ لَهُمْ بِهَا الْعَرَبُ، وَتُؤَدِّي الْعَجَمُ إِلَيْهِمْ الْجِزْيَةَ "، قَالَ: مَا هِيَ؟ قَالَ: " لَا إِلَهَ إِلا اللهُ "
(٢٠٠٨) إسناده صحيح، يحيى بن عمارة: ثقة، ذكره ابن حبان في الثقات
📚منبع: مسند أحمد - ت شاكر
✍أحمد بن حنبل ج: ٢ ص ٤٨٣
📌ترجمه:
ابن عباس گفته: ابوطالب مریض شد،پس قریش به نزد او آمدند،و رسول الله هم نزد او آمد ولی او را برگرداند، و بالای سرش مردی نشسته بود ولی ابوجهل برخاست و به جای او نشست.پس آنان به ابوطالب گفتند، همانا پسر برادرت با خدایان خود را درگیر کرده (و به خدایان ما فحاشی می کند). ابوطالب به محمد گفت چرا قومت از تو شکایت دارند؟ محمد در جواب گفت: ای عمو من قصد دارم(در آینده) عرب را بر یک دین جمع کنم و بر عجم جزیه را برقرار سازم. ابوطالب پرسید آن (دین)چیست؟ محمد گفت: " لَا إِلَهَ إِلا اللهُ "
⭕️این حدیث به خوبی نشان می دهد که اغراض سیاسی محمد دال بر تسلط عرب بر عجم بوده و البته در این کار تا حدودى موفق شد.
او بعدها این تفکر اخذ جزیه را به زبان خدا بست و آیه ای برایش ساخت و گفت در عوض اینکه مشرکان و اهل کتاب را گردن بزنید یا نفی بلد بکنید از آنان جزیه بگیرید.این بود که پدران ما در نهایت ذلت و خواری به عرب ها جزیه دادند و همان تفکرات محمد دال بر برتری عرب بر عجم به وقوع پیوست و سیادت عرب علاوه بر هزینه های مالی بر گُرده ی ما نشست و الان سر تعظیم بر قبور صغیر و کبر آنان در اقصی نقاط جهان می شود.
📌اما وقتی ما می گوییم جزیه امری برای تحقیر غیر عرب بوده و عرب جزیه را نوعی تحقیر می دانسته اند برایش دلیل از خود اسلام داریم.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت قبل در این آدرس
https://t.me/Iamkheradgera/16418
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_بيستم
⭕️بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی، تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
📌در…
#قسمت_بيستم
⭕️بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی، تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
📌در…
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_بيستم
⭕هرچه بیشتر صفات مسیحی همانند «مسیح (جانشین داود و پادشاه یهودیان که از سوی خدا تعیین شده است)»، «خدمتکار خدا»، «حمل کُنندۀِ نام و روح خدا»، که پیش از کنفرانس نیسه استفاده میشدند و به تدریج درحال بی مفهوم ُشدن بودند، به پس رانده میشدند، صفت «مُحَمَد» و عنوان های «پیامبر» و «فرستاده (رسول)» بیشتر به جلو میآمدند.
💢«مُحَمَد» که در آغازِ این جُنبشِ عربی و دینیِ نو ایستاده بود، ُشد فرستادۀِ خدا و پسر عبدالله. این رویدادها یک ریشۀِ دیگری هم دارند: مسیحیانِ عرب (که از سوریه به ایران کوچ داده ُشده بودند) در خاور که از زمان «عبدالمک» در این رویدادها نقش تعیین کُننده ای داشتند، دستکم یک جزوۀِ نُخُستین از قرآن را به همراه آوردند -برای نمونه میتوانیم این جزوه را «بخش مکی» قرآن بنامیم- و در پایان قرن هفتم میلادی، همانگونه که نوشته های اندرونی قبه الصخره نشان میدهند، بخشی از آنرا به زبان عربی ترجمه کردند، و اگر دقیق تر بخواهیم بگوییم: به یک زبان عربی که سخت از زبان سریانی/آرامی تاثیر گرفته بود، یا یک زبان آمیخته از عربی و آرامی. در قرن هشتم میلادی ُسخنان (موعظه ها) و آیه های دیگری به جزوه «مکی» افزوده شدند -که میتوانیم نسبتا و کلی آنها را سوره ها و آیه های «مدنی» بنامیم. نوشته های «مُقدس» را - با آنچه که ما امروز از معنی نویسنده برداشت میکنیم پیوند نمیدهند- بلکه به کسانیکه «بانی» پیدایش این نوشته ها شده اند ربط میدهند. نسبتا همزمان با نگارش قرآن، همانگونه که یک پژوهش ایرانی نشان میدهد، نوشته های زرتُشتی را هم که رو به افزون در یک کتاب (اوستا) گردآوری میکردند، بگونۀ گُسترده به زرتُشت افسانه ای نسبت میدادند. البته آن سوره های «مکی» و به همراه آورده شدۀِ قرآن با احتمال دارای یک «بانی»، یا یک «موسایِ» آرمانگرایانه بوده اند که باید مهاجرت (exodus) مسیحیان منزوی شدۀِ خاور را (که از زمان اشکانیان و سپس بدست ساسانیان از سوریه به ایران کوچ داده شده بودند) به میهن کُهن شان یا حتی مهاجرت به سرزمین مقدس را امکان پذیر میکرد.
⭕این اندیشۀِ تاریخی/باستانی (مهاجرت به میهن) به فراموشی سپرده شد، همینکه نه تنها آرزوی «مهاجرت (exodus)» به میهن پس از فروپاشی فرمانروایی ساسانی امکان پذیر شده بود، بلکه از زمان «عبدالمک» عرب های مسیحی حتی قدرت سیاسی را هم بدست آورده بودند، و همچنین نوشته های قرآنی به زبان عربی برگردانده شده و در دسترس بودند. اکنون «مُحَمَد» در جایگاهِ کسی که در قرآن از او به نام پیامبر و فرستاده سخن گفته است، نمایان میشود.
افزون بر این، باید عرب کردن این مسیحیان را نیز درنگر داشت. با آنکه «معاویه» عرب بود، او روند عرب کردن مسیحیان را با شدت دُنبال نکرد، ولی از زمان «عبدالمک» و جانشینان او این سیاست با قدرت و شدت دُنبال شد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت نوزدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20281
#قسمت_بيستم
⭕هرچه بیشتر صفات مسیحی همانند «مسیح (جانشین داود و پادشاه یهودیان که از سوی خدا تعیین شده است)»، «خدمتکار خدا»، «حمل کُنندۀِ نام و روح خدا»، که پیش از کنفرانس نیسه استفاده میشدند و به تدریج درحال بی مفهوم ُشدن بودند، به پس رانده میشدند، صفت «مُحَمَد» و عنوان های «پیامبر» و «فرستاده (رسول)» بیشتر به جلو میآمدند.
💢«مُحَمَد» که در آغازِ این جُنبشِ عربی و دینیِ نو ایستاده بود، ُشد فرستادۀِ خدا و پسر عبدالله. این رویدادها یک ریشۀِ دیگری هم دارند: مسیحیانِ عرب (که از سوریه به ایران کوچ داده ُشده بودند) در خاور که از زمان «عبدالمک» در این رویدادها نقش تعیین کُننده ای داشتند، دستکم یک جزوۀِ نُخُستین از قرآن را به همراه آوردند -برای نمونه میتوانیم این جزوه را «بخش مکی» قرآن بنامیم- و در پایان قرن هفتم میلادی، همانگونه که نوشته های اندرونی قبه الصخره نشان میدهند، بخشی از آنرا به زبان عربی ترجمه کردند، و اگر دقیق تر بخواهیم بگوییم: به یک زبان عربی که سخت از زبان سریانی/آرامی تاثیر گرفته بود، یا یک زبان آمیخته از عربی و آرامی. در قرن هشتم میلادی ُسخنان (موعظه ها) و آیه های دیگری به جزوه «مکی» افزوده شدند -که میتوانیم نسبتا و کلی آنها را سوره ها و آیه های «مدنی» بنامیم. نوشته های «مُقدس» را - با آنچه که ما امروز از معنی نویسنده برداشت میکنیم پیوند نمیدهند- بلکه به کسانیکه «بانی» پیدایش این نوشته ها شده اند ربط میدهند. نسبتا همزمان با نگارش قرآن، همانگونه که یک پژوهش ایرانی نشان میدهد، نوشته های زرتُشتی را هم که رو به افزون در یک کتاب (اوستا) گردآوری میکردند، بگونۀ گُسترده به زرتُشت افسانه ای نسبت میدادند. البته آن سوره های «مکی» و به همراه آورده شدۀِ قرآن با احتمال دارای یک «بانی»، یا یک «موسایِ» آرمانگرایانه بوده اند که باید مهاجرت (exodus) مسیحیان منزوی شدۀِ خاور را (که از زمان اشکانیان و سپس بدست ساسانیان از سوریه به ایران کوچ داده شده بودند) به میهن کُهن شان یا حتی مهاجرت به سرزمین مقدس را امکان پذیر میکرد.
⭕این اندیشۀِ تاریخی/باستانی (مهاجرت به میهن) به فراموشی سپرده شد، همینکه نه تنها آرزوی «مهاجرت (exodus)» به میهن پس از فروپاشی فرمانروایی ساسانی امکان پذیر شده بود، بلکه از زمان «عبدالمک» عرب های مسیحی حتی قدرت سیاسی را هم بدست آورده بودند، و همچنین نوشته های قرآنی به زبان عربی برگردانده شده و در دسترس بودند. اکنون «مُحَمَد» در جایگاهِ کسی که در قرآن از او به نام پیامبر و فرستاده سخن گفته است، نمایان میشود.
افزون بر این، باید عرب کردن این مسیحیان را نیز درنگر داشت. با آنکه «معاویه» عرب بود، او روند عرب کردن مسیحیان را با شدت دُنبال نکرد، ولی از زمان «عبدالمک» و جانشینان او این سیاست با قدرت و شدت دُنبال شد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت نوزدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20281
Telegram
I am kheradgera
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_نوزدهم
⭕پیش از همه اینکه آغاز هر دین با حکایت هایی دربارۀِ بُنیانگذارِ آن دین گره خورده است، اکنون این روایت ها یا کاملا افسانه ای هستند همانند نمونۀِ «لائوتسه (Laotse)»، «ابراهیم»، یا «موسی»،…
#قسمت_نوزدهم
⭕پیش از همه اینکه آغاز هر دین با حکایت هایی دربارۀِ بُنیانگذارِ آن دین گره خورده است، اکنون این روایت ها یا کاملا افسانه ای هستند همانند نمونۀِ «لائوتسه (Laotse)»، «ابراهیم»، یا «موسی»،…
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_بيست_يكم
⭕در زمان «عبدالمک مروان» عرب های مسیحی حتی قدرت سیاسی را هم بدست آورده بودند، و همچنین نوشته های قرآنی به زبان عربی برگردانده شده و در دسترس بودند. اکنون «مُحَمَد» در جایگاهِ کسی که در قرآن از او به نام پیامبر و فرستاده سخن گفته است، نمایان میشود.
💢افزون بر این، باید عرب کردن این مسیحیان را نیز درنگر داشت. با آنکه «معاویه» عرب بود، او روند عرب کردن مسیحیان را با شدت دُنبال نکرد، ولی از زمان «عبدالمک» و جانشینان او این سیاست با قدرت و شدت دُنبال شد.
⭕حاکمان تازه خودشان را «عرب» میدانستند، و میراثداران سرزمینِ عربهای نبطی در دوران باستان، که در آنجا افزون بر اورشلیم، -در شمال- (دمشق) و جنوب (مدینه) پرستشگاه هایی با برنامه ساخته ُشده بود. بدینسان نُخست ویژگی هایِ عربیِ دین مسیحیِ حکمرانانِ تازه و ویژگی هایِ عربیِ نوشته های قرآنی که به آنها هویت میبخشید، به جلو خزیدند: «مُحَمَد» میبایست در آغاز در جایگاه یک پیامبر عرب فهمیده شود، (همانگونه که قرآن میگو.ید)- «یک فرستاده از میان خودشان» (سوره ٩، آیه ١٢٨)-، که همزمان بانیِ عربِ موعظه هایِ عربیِ
قرآنی بود.
💢شکل گیریِ این اندیشه که سرچشمۀِ آیه های قرآن یک پیامبر عرب است، میتواند به راستی در نیمۀِ نُخُستِ قرن هشتم میلادی انجام گرفته باشد، ولی هنوز بگونۀِ رسمی در نوشته های دیواری قبه الصخره و بر سکه های پول هنوز از نام «عیسی» یک صفت ستایش کُنندۀِ مسیحی فهمیده میشُد؛ و این گمانه زنی با گزارش «یوحناس دمشقی» پُشتیبانی میشود که از وجودِ یک موعظه گر عرب (در میان اسماعیلیان) به نام «احمد» همانند یک شخصیت تاریخی ُسخن میگوید که "چند سوره قرآن از او سرچشمه میگیرند". با اینهمه منظور او از «احمد» یک «پیامبر دروغین»، بُنیانگذار یک کیش مرتد مسیحی در میانِ اسماعیلیان (عرب ها) است، و مُجادله او با آنها تنها یک مُجادلۀِ «درون دینی» دربارۀِ آموزه های انحرافی، ولی مسیحی آنها است. از اینرو صفت «مُحَمَد» براستی در نُخستین گام-تا پیرامون سال ٧٥٠ میلادی-، گاه به گاه در جایگاه یک شخصیت تاریخی در آغاز جُنبش قرآنی دیده میشود، ولی در پیوند با مسیحیت.
💢این دیدگاه تکیه به این حقیقت دارد که این «مُحَمَِد» تاریخی ُشده، نُخست در جایگاه یکی از پیروان (حواریون) مسیح نمایان میشود، که وظیفۀِ او توان بخشیدن به تورات و انجیل، نوشته های مقدس، و اجرای دستورات آنها بود-یعنی در مخالفت با تفسیرهایِ اشتباهِ دیگر «ادیان کتاب دار».
⭕«نوه (Y.D. Nevo)» و «کورن (J. Koren)» یک آگهی رسانی همگانی (proclamation) قدیمی از سال های میان ٦٩٠-٦٩٢ را به «مُحَمَد» پیامبر عرب ها نسبت میدهند(٥٤).
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیستم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20321
#قسمت_بيست_يكم
⭕در زمان «عبدالمک مروان» عرب های مسیحی حتی قدرت سیاسی را هم بدست آورده بودند، و همچنین نوشته های قرآنی به زبان عربی برگردانده شده و در دسترس بودند. اکنون «مُحَمَد» در جایگاهِ کسی که در قرآن از او به نام پیامبر و فرستاده سخن گفته است، نمایان میشود.
💢افزون بر این، باید عرب کردن این مسیحیان را نیز درنگر داشت. با آنکه «معاویه» عرب بود، او روند عرب کردن مسیحیان را با شدت دُنبال نکرد، ولی از زمان «عبدالمک» و جانشینان او این سیاست با قدرت و شدت دُنبال شد.
⭕حاکمان تازه خودشان را «عرب» میدانستند، و میراثداران سرزمینِ عربهای نبطی در دوران باستان، که در آنجا افزون بر اورشلیم، -در شمال- (دمشق) و جنوب (مدینه) پرستشگاه هایی با برنامه ساخته ُشده بود. بدینسان نُخست ویژگی هایِ عربیِ دین مسیحیِ حکمرانانِ تازه و ویژگی هایِ عربیِ نوشته های قرآنی که به آنها هویت میبخشید، به جلو خزیدند: «مُحَمَد» میبایست در آغاز در جایگاه یک پیامبر عرب فهمیده شود، (همانگونه که قرآن میگو.ید)- «یک فرستاده از میان خودشان» (سوره ٩، آیه ١٢٨)-، که همزمان بانیِ عربِ موعظه هایِ عربیِ
قرآنی بود.
💢شکل گیریِ این اندیشه که سرچشمۀِ آیه های قرآن یک پیامبر عرب است، میتواند به راستی در نیمۀِ نُخُستِ قرن هشتم میلادی انجام گرفته باشد، ولی هنوز بگونۀِ رسمی در نوشته های دیواری قبه الصخره و بر سکه های پول هنوز از نام «عیسی» یک صفت ستایش کُنندۀِ مسیحی فهمیده میشُد؛ و این گمانه زنی با گزارش «یوحناس دمشقی» پُشتیبانی میشود که از وجودِ یک موعظه گر عرب (در میان اسماعیلیان) به نام «احمد» همانند یک شخصیت تاریخی ُسخن میگوید که "چند سوره قرآن از او سرچشمه میگیرند". با اینهمه منظور او از «احمد» یک «پیامبر دروغین»، بُنیانگذار یک کیش مرتد مسیحی در میانِ اسماعیلیان (عرب ها) است، و مُجادله او با آنها تنها یک مُجادلۀِ «درون دینی» دربارۀِ آموزه های انحرافی، ولی مسیحی آنها است. از اینرو صفت «مُحَمَد» براستی در نُخستین گام-تا پیرامون سال ٧٥٠ میلادی-، گاه به گاه در جایگاه یک شخصیت تاریخی در آغاز جُنبش قرآنی دیده میشود، ولی در پیوند با مسیحیت.
💢این دیدگاه تکیه به این حقیقت دارد که این «مُحَمَِد» تاریخی ُشده، نُخست در جایگاه یکی از پیروان (حواریون) مسیح نمایان میشود، که وظیفۀِ او توان بخشیدن به تورات و انجیل، نوشته های مقدس، و اجرای دستورات آنها بود-یعنی در مخالفت با تفسیرهایِ اشتباهِ دیگر «ادیان کتاب دار».
⭕«نوه (Y.D. Nevo)» و «کورن (J. Koren)» یک آگهی رسانی همگانی (proclamation) قدیمی از سال های میان ٦٩٠-٦٩٢ را به «مُحَمَد» پیامبر عرب ها نسبت میدهند(٥٤).
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیستم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20321
Telegram
I am kheradgera
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_بيستم
⭕هرچه بیشتر صفات مسیحی همانند «مسیح (جانشین داود و پادشاه یهودیان که از سوی خدا تعیین شده است)»، «خدمتکار خدا»، «حمل کُنندۀِ نام و روح خدا»، که پیش از کنفرانس نیسه استفاده میشدند و به…
#قسمت_بيستم
⭕هرچه بیشتر صفات مسیحی همانند «مسیح (جانشین داود و پادشاه یهودیان که از سوی خدا تعیین شده است)»، «خدمتکار خدا»، «حمل کُنندۀِ نام و روح خدا»، که پیش از کنفرانس نیسه استفاده میشدند و به…
👍1
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيستم
⭕سوم: برآمدن عزازل از دوزخ! برپایۀِ روایت های اسلامی، عزازل نامِ نُخستینِ شیطان یا ابلیس بود. عزازل یک نامِ عبری است و در کتابِ «سفر لاویان (کتاب موسی) 26 ,10 ,8 .xvi» آمده است.
💢ولی سرچشمۀِ روایتی که از عزازل میکنند یهودی نیست، اگر کاملا زرتُشتی نباشد، همانگونه که سنجش میانِ افسانه هایِ اسلامی با افسانه های زرتُشتی این حقیقت را نشان میدهد. در کتابِ «قصص النبیا ( برگ ٩)» ما میخوانیم: «خدای تعالی عزازل را آفرید. عزازل برایِ هزار سال در سِجین (هفتمین طبقه در ته دوزخ) به سوی خدای تعالی نیایش کرد [٤٧]. سپس او از ته دوزخ برآمد و به زمین رسید. عزازل در هنگام بالا آمدن در هر طبقه هزار سال به سوی خدای تعالی نیایش کرد تا اینکه او به ترازِ هم کفِ زمین رسید ،» به بالاترین طبقه، که در آنجا انسان ها جای گُزیده و زندگی میکُنند [٤٨].
⭕خدا سپس به عزازل یک جفت بال داد که از ز ُمرُدِ سبز ساخته شُده بود؛ با این بالها او به سوی نُخستین آسمان بالا رفت. در آنجا او برای هزار سال نیایش کرد، و بدینسان امکان رفتن به آسمان دوم را بدست آورد؛ و او به همینگونه ادامه داد، هنگام بالا رفتن در هر طبقه هزار سال نیایش کرد، و در هر طبقه از فرشتگانی که در آنجا میزیستند یک نام ویژه دریافت کرد. برپایۀِ این افسانه، در طبقۀِ پنجم برای نُخستین بار او را عزازل نامیدند.
💢عزازل بدینسان به آسمان ششم و هفتم بالا رفت، و سپس او به اندازه ای نیایش بجای آورد که در زمین و آسمان یک جای کوچک به اندازۀِ کف دست انسان برجای نماند که او در آنجا هنگام نیایش به سوی خدای تعالی سُجده نکرده باشد. گفته میشود که پس از آن عزازل به دلیلِ گُناهِ خودداری از سُجده به سوی حضرت آدم از بهشت رانده شُد [٤٩]. کتاب عرائس المجالس [٥٠] به ما میگوید که پس از اینکه عزازل را ابلیس نامیدند، او با این امید که بتواند آسیبی به آدم و حوا بزند، برای سه هزار سال در نزدیکی دروازۀِ بهشت ماند، برای اینکه قلب او پُر از رشک و بدخواهی نسبت به آنها شُده بود.» اکنون بِگُذارید ببینیم که زرتُشتیان در کتابِ «بُندَهِشَن» که یک اثر پهلوی و به معنی «آفرینش» است، در اینباره چه گزارشی میدهند. در اینجا باید یادآوری شود که در زبان پهلوی شیطان، یا روان پلید (روح خبیث) را اهریمن مینامند که برگرفته از نام «انگره مینو» است؛ و معنی آن «اثر تاریکی» و «نابود کُنندۀِ خرد» میباشد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت نوزدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21472
📌#قسمت_بيستم
⭕سوم: برآمدن عزازل از دوزخ! برپایۀِ روایت های اسلامی، عزازل نامِ نُخستینِ شیطان یا ابلیس بود. عزازل یک نامِ عبری است و در کتابِ «سفر لاویان (کتاب موسی) 26 ,10 ,8 .xvi» آمده است.
💢ولی سرچشمۀِ روایتی که از عزازل میکنند یهودی نیست، اگر کاملا زرتُشتی نباشد، همانگونه که سنجش میانِ افسانه هایِ اسلامی با افسانه های زرتُشتی این حقیقت را نشان میدهد. در کتابِ «قصص النبیا ( برگ ٩)» ما میخوانیم: «خدای تعالی عزازل را آفرید. عزازل برایِ هزار سال در سِجین (هفتمین طبقه در ته دوزخ) به سوی خدای تعالی نیایش کرد [٤٧]. سپس او از ته دوزخ برآمد و به زمین رسید. عزازل در هنگام بالا آمدن در هر طبقه هزار سال به سوی خدای تعالی نیایش کرد تا اینکه او به ترازِ هم کفِ زمین رسید ،» به بالاترین طبقه، که در آنجا انسان ها جای گُزیده و زندگی میکُنند [٤٨].
⭕خدا سپس به عزازل یک جفت بال داد که از ز ُمرُدِ سبز ساخته شُده بود؛ با این بالها او به سوی نُخستین آسمان بالا رفت. در آنجا او برای هزار سال نیایش کرد، و بدینسان امکان رفتن به آسمان دوم را بدست آورد؛ و او به همینگونه ادامه داد، هنگام بالا رفتن در هر طبقه هزار سال نیایش کرد، و در هر طبقه از فرشتگانی که در آنجا میزیستند یک نام ویژه دریافت کرد. برپایۀِ این افسانه، در طبقۀِ پنجم برای نُخستین بار او را عزازل نامیدند.
💢عزازل بدینسان به آسمان ششم و هفتم بالا رفت، و سپس او به اندازه ای نیایش بجای آورد که در زمین و آسمان یک جای کوچک به اندازۀِ کف دست انسان برجای نماند که او در آنجا هنگام نیایش به سوی خدای تعالی سُجده نکرده باشد. گفته میشود که پس از آن عزازل به دلیلِ گُناهِ خودداری از سُجده به سوی حضرت آدم از بهشت رانده شُد [٤٩]. کتاب عرائس المجالس [٥٠] به ما میگوید که پس از اینکه عزازل را ابلیس نامیدند، او با این امید که بتواند آسیبی به آدم و حوا بزند، برای سه هزار سال در نزدیکی دروازۀِ بهشت ماند، برای اینکه قلب او پُر از رشک و بدخواهی نسبت به آنها شُده بود.» اکنون بِگُذارید ببینیم که زرتُشتیان در کتابِ «بُندَهِشَن» که یک اثر پهلوی و به معنی «آفرینش» است، در اینباره چه گزارشی میدهند. در اینجا باید یادآوری شود که در زبان پهلوی شیطان، یا روان پلید (روح خبیث) را اهریمن مینامند که برگرفته از نام «انگره مینو» است؛ و معنی آن «اثر تاریکی» و «نابود کُنندۀِ خرد» میباشد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت نوزدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21472
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_نوزدهم
⭕در بخشهاى قبل دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند،…
📌#قسمت_نوزدهم
⭕در بخشهاى قبل دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند،…
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيست_يكم
⭕در اوستا روان پلید را اهریمن نامیده اند. در بخش نُخست و دوم کتاب «بُندَهِشَن» ما میخوانیم: «اهریمن در تاریکی بود، او از گذشته آگاهی داشت [٥١] و آرزو داشت آسیب بزند، و در ته دوزخ....آنجایی را که آسیب و گَزَند و تاریکی وجود دارد، ناحیه تاریک مینامند. اورمزد به دلیل آگاهی از همۀِ دانستنی ها در جهان میدانست که اهریمن وجود دارد، برای اینکه اهریمن خودش را برانگیخته بود و با رَشک (حسد) درآمیخته بود...
⭕آنها (اورمزد و اهریمن) برای سه هزار سال به شکل روح بودند، یعنی اینکه بدون دگرگونی و حرکت....روحِ آسیب زننده (اهریمن) به دلیل محدود بودن آگاهیش به گذشته، از وجود اورمزد آگاهی نداشت. در پایان او از ته دوزخ بالا آمد، و به یک جایگاه روشنی وارد شُد؛ و پس از اینکه او روشنایی اورمزد را دید،...به دلیل داشتنِ آرزویِ گَزَند وارد کردن و گرایش به رَشک ورزیدن، سرگرم ویران
کردن شُد.»
💢در اینجا روشن است که این افسانه در دین زرتُشتی و دین اسلام دارای تفاوت است. و دلیل این تفاوت این است که در فرهنگ زرتُشتی اورمزد آفرینندۀِ بدنهادی و پلیدی نیست، و اهریمن در آغاز از وجود اورمزد آگاهی ندارد، درحالیکه در فرهنگ اسلامی ابلیس یکی از آفریده های الله است. در افسانۀِ ُمسلمانان ابلیس از راه پرهیزکاری آرام آرام از طبقه هایِ آسمان بالا و بالاتر میرود، درحالیکه در گُزارش زرتُشتیان پرهیزکاریِ اهریمن هیچ جایگاهی در این افسانه ندارد. ولی در هر دو افسانه، اهریمن نُخست در تاریکی سکونت دارد و در ناآگاهی بسرمیبرد و سپس وارد روشنایی میشود؛ و در هر دو مورد، اهریمن نابودیِ آفریده های خُدا را از راه رَشک ورزیدن و بدخواهی هدف خودش میکُند. زرتُشتیان دوازده هزار سال نبردِ میانِ خوبی و پلیدی را به چهار دورۀِ سه هزارساله بخش بندی کرده اند.
احتمالا ردپایِ این اندیشۀِ زرتُشتی را میتوان بدینگونه در افسانۀِ مسلمانان پیدا کرد که آنها نیز باور دارند که عزازل (ابلیس) برای سه هزار سال در کنار دروازۀِ بهشت منتظر ماند تا حضرت آدم و حوا را نابود کُند. پیش از اینکه ما از این گُفتار گُذر کُنیم شاید اشاره به این موضوع جالب باشد که تاووس (طاووس) در هر دو افسانۀِ اسلامی و زرتُشتی با روانِ پَلیدِ (اهریمن) در پیوند است.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیستم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21497
📌#قسمت_بيست_يكم
⭕در اوستا روان پلید را اهریمن نامیده اند. در بخش نُخست و دوم کتاب «بُندَهِشَن» ما میخوانیم: «اهریمن در تاریکی بود، او از گذشته آگاهی داشت [٥١] و آرزو داشت آسیب بزند، و در ته دوزخ....آنجایی را که آسیب و گَزَند و تاریکی وجود دارد، ناحیه تاریک مینامند. اورمزد به دلیل آگاهی از همۀِ دانستنی ها در جهان میدانست که اهریمن وجود دارد، برای اینکه اهریمن خودش را برانگیخته بود و با رَشک (حسد) درآمیخته بود...
⭕آنها (اورمزد و اهریمن) برای سه هزار سال به شکل روح بودند، یعنی اینکه بدون دگرگونی و حرکت....روحِ آسیب زننده (اهریمن) به دلیل محدود بودن آگاهیش به گذشته، از وجود اورمزد آگاهی نداشت. در پایان او از ته دوزخ بالا آمد، و به یک جایگاه روشنی وارد شُد؛ و پس از اینکه او روشنایی اورمزد را دید،...به دلیل داشتنِ آرزویِ گَزَند وارد کردن و گرایش به رَشک ورزیدن، سرگرم ویران
کردن شُد.»
💢در اینجا روشن است که این افسانه در دین زرتُشتی و دین اسلام دارای تفاوت است. و دلیل این تفاوت این است که در فرهنگ زرتُشتی اورمزد آفرینندۀِ بدنهادی و پلیدی نیست، و اهریمن در آغاز از وجود اورمزد آگاهی ندارد، درحالیکه در فرهنگ اسلامی ابلیس یکی از آفریده های الله است. در افسانۀِ ُمسلمانان ابلیس از راه پرهیزکاری آرام آرام از طبقه هایِ آسمان بالا و بالاتر میرود، درحالیکه در گُزارش زرتُشتیان پرهیزکاریِ اهریمن هیچ جایگاهی در این افسانه ندارد. ولی در هر دو افسانه، اهریمن نُخست در تاریکی سکونت دارد و در ناآگاهی بسرمیبرد و سپس وارد روشنایی میشود؛ و در هر دو مورد، اهریمن نابودیِ آفریده های خُدا را از راه رَشک ورزیدن و بدخواهی هدف خودش میکُند. زرتُشتیان دوازده هزار سال نبردِ میانِ خوبی و پلیدی را به چهار دورۀِ سه هزارساله بخش بندی کرده اند.
احتمالا ردپایِ این اندیشۀِ زرتُشتی را میتوان بدینگونه در افسانۀِ مسلمانان پیدا کرد که آنها نیز باور دارند که عزازل (ابلیس) برای سه هزار سال در کنار دروازۀِ بهشت منتظر ماند تا حضرت آدم و حوا را نابود کُند. پیش از اینکه ما از این گُفتار گُذر کُنیم شاید اشاره به این موضوع جالب باشد که تاووس (طاووس) در هر دو افسانۀِ اسلامی و زرتُشتی با روانِ پَلیدِ (اهریمن) در پیوند است.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیستم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21497
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيستم
⭕سوم: برآمدن عزازل از دوزخ! برپایۀِ روایت های اسلامی، عزازل نامِ نُخستینِ شیطان یا ابلیس بود. عزازل یک نامِ عبری است و در کتابِ «سفر لاویان (کتاب موسی) 26 ,10 ,8 .xvi» آمده است.
💢ولی سرچشمۀِ روایتی که از عزازل…
📌#قسمت_بيستم
⭕سوم: برآمدن عزازل از دوزخ! برپایۀِ روایت های اسلامی، عزازل نامِ نُخستینِ شیطان یا ابلیس بود. عزازل یک نامِ عبری است و در کتابِ «سفر لاویان (کتاب موسی) 26 ,10 ,8 .xvi» آمده است.
💢ولی سرچشمۀِ روایتی که از عزازل…