💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيست_ششم
⭕در هنگام گُذر از روی پُل چینود، روان انسان ُمرده هماهنگ با گُزارشی که از رفتار خوب و بد او در دست است [٦٠]، از سوی میترا، رشن و سروش دادگاهی میشود. تنها زمانیکه رفتارهای خوب انسان فراتر از رفتارهای بَد او باشند، دروازۀِ بهشت برای اجازه یافتنش به اندرون باز میشود. اگر رویهم رفته شُمارِ رفتارهایِ بَدِ انسان فراتر روند، او به درون دوزخ پرتاب میشود: ولی اگر رفتارهایِ خوب و بد انسان دارای توازن باشد، روان انسان ُمرده باید ُمنتظر واپَسین دادگاهی بماند[٦١]. این دادگاه در پایان نَبَرد میانِ اورمزد و اهریمن برگُزار خواهد شُد.
💢برای اینکه نشان دهیم که سرچشمۀِ افسانۀِ پُل «سرات (صراط)» در باورهای دینی مسلمانان تنها به همانندی واژه «سرات (صراط)» و واژۀِ «چینود» مرزین و محدود نمیماند، در اینجا بَسَنده خواهد بود که ما در ادامه، بخش کوچکی از یک نوشتۀِ پهلوی به نام «دینکرد» را ترجمه کُنیم: «من از این همه گُناه میگُریزم [٦٢]، و از راه توجۀِ پاکدلانه به شش نیروی زندگی رفتارم را پاکیزه نگه میدارم-رفتار، گُفتار، اندیشه، خِرَد، هوش و دَرک- به خواست تو، ای سرچشمۀِ نیرومندِ همۀِ رفتارهای خوب. در داد (عدالت)، من نیایش به سوی تو را با اندیشۀِ نیک، گفتار نیک، و رفتار نیک بجا میآورم، تا من در راه روشن بمانم، تا کیفرهای سختِ دوزخ به من نرسد، ولی از روی پُل چینود گُذر کُنم و به آن اقامتگاه فَرخُنده ( ُمتبرک) برسم که پُر از بوی خوش، کاملا دلنشین، و همیشه دَرَخشان است.» در اوستا نیز ما اشاره هایی به چنین باوری را پیدا میکنیم، که در میان آن نوشته ها سُخن دربارۀِ مردان و زنان خوب است: «همچنین آنها را [٦٣] من همانند تو با این نیایش هدایت خواهم کرد:
⭕با همۀِ نیکبختی من آنها را به سوی پُل چینود راهنمایی خواهم کرد.» یک دلیل دیگر که سرچَشمۀِ آریایی این باور دینی را نشان میدهد یک افسانۀِ اسکاندیناوی است که از پُلی به نام «Bifrost » نام میبرد که به معنی«پُل خُدایان» است، و از راه این پُل خُدایان از جایگاهشان (آسمان) به سوی زمین گُذر میکُنند. این افسانه پدیدۀِ «رنگین گمان» را که پس از باران در آسمان نمایان میشود، «پُل خُدایان» نامیده است.
💢این افسانه نشان میدهد که چگونه یک پدیدۀِ رازگونۀِ طبیعی زیربنایی برای ساخته شدن افسانۀِ وجودِ «پُل» میان زمین و آسمان شده است؛ از آنجا که مردم اسکاندیناوی این افسانه را به اروپا آوردند، نشان میدهد که چه اندازه چنین باوری دیرینگی (قدمت) دارد. از اینرو، این افسانه بایستیکه در زمان های بسیار دور دارای یک ریشۀِ مشترک میان مردم اسکاندیناوی و پارسیان بوده باشد..
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیست و پنجم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21688
📌#قسمت_بيست_ششم
⭕در هنگام گُذر از روی پُل چینود، روان انسان ُمرده هماهنگ با گُزارشی که از رفتار خوب و بد او در دست است [٦٠]، از سوی میترا، رشن و سروش دادگاهی میشود. تنها زمانیکه رفتارهای خوب انسان فراتر از رفتارهای بَد او باشند، دروازۀِ بهشت برای اجازه یافتنش به اندرون باز میشود. اگر رویهم رفته شُمارِ رفتارهایِ بَدِ انسان فراتر روند، او به درون دوزخ پرتاب میشود: ولی اگر رفتارهایِ خوب و بد انسان دارای توازن باشد، روان انسان ُمرده باید ُمنتظر واپَسین دادگاهی بماند[٦١]. این دادگاه در پایان نَبَرد میانِ اورمزد و اهریمن برگُزار خواهد شُد.
💢برای اینکه نشان دهیم که سرچشمۀِ افسانۀِ پُل «سرات (صراط)» در باورهای دینی مسلمانان تنها به همانندی واژه «سرات (صراط)» و واژۀِ «چینود» مرزین و محدود نمیماند، در اینجا بَسَنده خواهد بود که ما در ادامه، بخش کوچکی از یک نوشتۀِ پهلوی به نام «دینکرد» را ترجمه کُنیم: «من از این همه گُناه میگُریزم [٦٢]، و از راه توجۀِ پاکدلانه به شش نیروی زندگی رفتارم را پاکیزه نگه میدارم-رفتار، گُفتار، اندیشه، خِرَد، هوش و دَرک- به خواست تو، ای سرچشمۀِ نیرومندِ همۀِ رفتارهای خوب. در داد (عدالت)، من نیایش به سوی تو را با اندیشۀِ نیک، گفتار نیک، و رفتار نیک بجا میآورم، تا من در راه روشن بمانم، تا کیفرهای سختِ دوزخ به من نرسد، ولی از روی پُل چینود گُذر کُنم و به آن اقامتگاه فَرخُنده ( ُمتبرک) برسم که پُر از بوی خوش، کاملا دلنشین، و همیشه دَرَخشان است.» در اوستا نیز ما اشاره هایی به چنین باوری را پیدا میکنیم، که در میان آن نوشته ها سُخن دربارۀِ مردان و زنان خوب است: «همچنین آنها را [٦٣] من همانند تو با این نیایش هدایت خواهم کرد:
⭕با همۀِ نیکبختی من آنها را به سوی پُل چینود راهنمایی خواهم کرد.» یک دلیل دیگر که سرچَشمۀِ آریایی این باور دینی را نشان میدهد یک افسانۀِ اسکاندیناوی است که از پُلی به نام «Bifrost » نام میبرد که به معنی«پُل خُدایان» است، و از راه این پُل خُدایان از جایگاهشان (آسمان) به سوی زمین گُذر میکُنند. این افسانه پدیدۀِ «رنگین گمان» را که پس از باران در آسمان نمایان میشود، «پُل خُدایان» نامیده است.
💢این افسانه نشان میدهد که چگونه یک پدیدۀِ رازگونۀِ طبیعی زیربنایی برای ساخته شدن افسانۀِ وجودِ «پُل» میان زمین و آسمان شده است؛ از آنجا که مردم اسکاندیناوی این افسانه را به اروپا آوردند، نشان میدهد که چه اندازه چنین باوری دیرینگی (قدمت) دارد. از اینرو، این افسانه بایستیکه در زمان های بسیار دور دارای یک ریشۀِ مشترک میان مردم اسکاندیناوی و پارسیان بوده باشد..
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیست و پنجم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21688
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيست_پنجم
⭕آنچه که روایت های اسلامی دربارۀِ بخشبندی شدن «نور محمد» از آغاز آفرینش آن در بخش های گوناگون بازگویی میکُنند، که از آنها دیگر چیزها پدید آمدند، همانندی بسیار با افسانه های زرتُشتی دارد که در یک کتاب پارسی…
📌#قسمت_بيست_پنجم
⭕آنچه که روایت های اسلامی دربارۀِ بخشبندی شدن «نور محمد» از آغاز آفرینش آن در بخش های گوناگون بازگویی میکُنند، که از آنها دیگر چیزها پدید آمدند، همانندی بسیار با افسانه های زرتُشتی دارد که در یک کتاب پارسی…
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيست_هفتم
⭕در سرودۀِ «ایلیاد (Iliad)» در فرهنگ یونان باستان، «رنگین کمان» پیامبر خدایگان «ایریس» بود، ولی بِنَگر میاید که در فرهنگ یونان باستان اندیشۀِ وجود یک پُل میان آسمان و زمین از میان رفته باشد.
📌ششم: دیگر اندیشه های پارسی که اسلام وام گرفته است
⭕بدون تردید نمونه های فراوانی وجود دارند که تجلی تاثیر پذیری اسلام از اندیشه های پارسی هستند، ولی آنچه که تا کنون بیان شُد، برای رساندن ما به هدف بَسَنده بوده است. ولی با اینهمه ما نباید این بخش از پژوهش خودمان را بدون اشاره به دو مورد دیگر به پایان ببریم که اهمیت کمتری دارند. یکی از این موردها این باور مسلمان هاست که ادعا میکنند «هر پیامبری پیش از مرگش دربارۀِ آمدنِ پیامبری دیگر پس از او، آگاهی رسانی میکُند.» این اندیشه هیچ جایگاهی در تورات ندارد؛ در آنجا پیشگویی دربارۀِ آمدن مسیح (نجات دهنده) وجود دارد، ولی آن چیزیکه تاییدی بر ادعای مسلمان ها باشد، وجود ندارد. این اندیشه با شایمندی (احتمال) از یکی از نوشته های زرتُشتی به نام «دساتیر آسمانی» گرفته شده است. این کتاب ادعا میکند که بسیار کُهن باشد، و (از آنجا که فهم آن بسیار دُشوار است [٦٤]) پارسیان نوین باور دارند که «این کتاب به زبان آسمان نوشته شده است!» یک ترجمه به زبان دَری کُهن (یکی از گویش های پارسی)، وجود دارد که گفته میشود در سده پیش در ایران پیدا شده است، و به کمک ملا فیروز در بُمبئی ویراسته شده است (edit).
💢این کتاب دربرگیرندۀِ پانزده رساله است، که به پانزده پیامبرانی که پشت سر هم آمده اند پرداخته است؛ نُخستین این پیامبران کسی به نام مهباد است، و واپسین آنها ساسان، که با شایمندی (احتمال) خاندان پادشاهی ساسانی از نوادگان او بوده اند. ترجمۀِ دَری این کتاب میگوید که به زمان خسرو پرویز (٥-٥٩٠ میلادی) برمیگردد، بدینسان نوشته اصلی باید بسیار کُهن تر باشد [٦٥]. با نزدیک شدن به پایان هر رساله ادعا میشود که یک پیشگویی برای آمدن پیامبر دیگری وجود دارد. هدف این کتاب آشکار است. بسیاری از پارسیان این کتاب را رد میکُنند، ولی بنَگر میآید که این اندیشه به اندازه ای مسلمان ها را خشنود ساخته است که بخشی از باورهایِ دینیِ آنها شُده است. توجه به این مورد ارزش دارد که در این کتاب گُزارۀِ (عبارت) دوم در هر رساله بدینسان آغاز میشود: «به نام خُداوندِ دهنده، بخشنده، مهربان و دادگر.» روشن است که این گُزاره پیوند تَنگاتنگ با آن آیه هایی دارد که هر سورۀِ قرآن، بجز سوره نُهم، با آنها آغاز میشود: «به نام خُدای مهربان و بخشنده.» با شایمندی (احتمال) فراوان نویسندۀِ قرآن این گُزاره را از کتاب های زرتُشتی وام گرفته است و نه به واژگونه: زیرا در کتاب «بُندَهِشَن» گُزارۀِ
(عبارت) همانندی وجود دارد: «به نام اورمزد آفریننده (خالق).» برخی میپندارند که این گُزارۀِ قرآن از دین یهود سرچشمه گرفته است. روایت ها میگویند که یکی از هموندان (اعضای) گروه «حنیف»، به نام «اُمیه» که ما با آن در بخش دیگر این کتاب آشنا خواهیم شد، شاعری از شهر طائف بود. «اُمیه» از راه سفرهای بازرگانی به سوریه و جاهای دیگر و نشست و برخاست و داد و ستد با ترسایان و یهودی ها با این روش نگارش آشنا شد و سپس او این روش را به قریش آموزش داد. اگر محمد از اینراه با این روشِ نگارش آشنا شده و آنرا پذیرفته باشد، بدون شک محمد بگونه ای که مورد پسندش بوده، در آن دست بُرده است، همانگونه که او همیشه نوشته هایی را که از دیگران وام میگرفت، دگرگون میساخت. ولی این شایمندی (احتمال) بیشتر است که سرچشمۀِ چنین نگارشی دین زرتُشت باشد تا دین یهودی، و «اُمیه» بایستیکه این روش نگارش را از پارسیان هنگام سفرهای بازرگانی به ایران آموخته باشد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیست و ششم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21722
📌#قسمت_بيست_هفتم
⭕در سرودۀِ «ایلیاد (Iliad)» در فرهنگ یونان باستان، «رنگین کمان» پیامبر خدایگان «ایریس» بود، ولی بِنَگر میاید که در فرهنگ یونان باستان اندیشۀِ وجود یک پُل میان آسمان و زمین از میان رفته باشد.
📌ششم: دیگر اندیشه های پارسی که اسلام وام گرفته است
⭕بدون تردید نمونه های فراوانی وجود دارند که تجلی تاثیر پذیری اسلام از اندیشه های پارسی هستند، ولی آنچه که تا کنون بیان شُد، برای رساندن ما به هدف بَسَنده بوده است. ولی با اینهمه ما نباید این بخش از پژوهش خودمان را بدون اشاره به دو مورد دیگر به پایان ببریم که اهمیت کمتری دارند. یکی از این موردها این باور مسلمان هاست که ادعا میکنند «هر پیامبری پیش از مرگش دربارۀِ آمدنِ پیامبری دیگر پس از او، آگاهی رسانی میکُند.» این اندیشه هیچ جایگاهی در تورات ندارد؛ در آنجا پیشگویی دربارۀِ آمدن مسیح (نجات دهنده) وجود دارد، ولی آن چیزیکه تاییدی بر ادعای مسلمان ها باشد، وجود ندارد. این اندیشه با شایمندی (احتمال) از یکی از نوشته های زرتُشتی به نام «دساتیر آسمانی» گرفته شده است. این کتاب ادعا میکند که بسیار کُهن باشد، و (از آنجا که فهم آن بسیار دُشوار است [٦٤]) پارسیان نوین باور دارند که «این کتاب به زبان آسمان نوشته شده است!» یک ترجمه به زبان دَری کُهن (یکی از گویش های پارسی)، وجود دارد که گفته میشود در سده پیش در ایران پیدا شده است، و به کمک ملا فیروز در بُمبئی ویراسته شده است (edit).
💢این کتاب دربرگیرندۀِ پانزده رساله است، که به پانزده پیامبرانی که پشت سر هم آمده اند پرداخته است؛ نُخستین این پیامبران کسی به نام مهباد است، و واپسین آنها ساسان، که با شایمندی (احتمال) خاندان پادشاهی ساسانی از نوادگان او بوده اند. ترجمۀِ دَری این کتاب میگوید که به زمان خسرو پرویز (٥-٥٩٠ میلادی) برمیگردد، بدینسان نوشته اصلی باید بسیار کُهن تر باشد [٦٥]. با نزدیک شدن به پایان هر رساله ادعا میشود که یک پیشگویی برای آمدن پیامبر دیگری وجود دارد. هدف این کتاب آشکار است. بسیاری از پارسیان این کتاب را رد میکُنند، ولی بنَگر میآید که این اندیشه به اندازه ای مسلمان ها را خشنود ساخته است که بخشی از باورهایِ دینیِ آنها شُده است. توجه به این مورد ارزش دارد که در این کتاب گُزارۀِ (عبارت) دوم در هر رساله بدینسان آغاز میشود: «به نام خُداوندِ دهنده، بخشنده، مهربان و دادگر.» روشن است که این گُزاره پیوند تَنگاتنگ با آن آیه هایی دارد که هر سورۀِ قرآن، بجز سوره نُهم، با آنها آغاز میشود: «به نام خُدای مهربان و بخشنده.» با شایمندی (احتمال) فراوان نویسندۀِ قرآن این گُزاره را از کتاب های زرتُشتی وام گرفته است و نه به واژگونه: زیرا در کتاب «بُندَهِشَن» گُزارۀِ
(عبارت) همانندی وجود دارد: «به نام اورمزد آفریننده (خالق).» برخی میپندارند که این گُزارۀِ قرآن از دین یهود سرچشمه گرفته است. روایت ها میگویند که یکی از هموندان (اعضای) گروه «حنیف»، به نام «اُمیه» که ما با آن در بخش دیگر این کتاب آشنا خواهیم شد، شاعری از شهر طائف بود. «اُمیه» از راه سفرهای بازرگانی به سوریه و جاهای دیگر و نشست و برخاست و داد و ستد با ترسایان و یهودی ها با این روش نگارش آشنا شد و سپس او این روش را به قریش آموزش داد. اگر محمد از اینراه با این روشِ نگارش آشنا شده و آنرا پذیرفته باشد، بدون شک محمد بگونه ای که مورد پسندش بوده، در آن دست بُرده است، همانگونه که او همیشه نوشته هایی را که از دیگران وام میگرفت، دگرگون میساخت. ولی این شایمندی (احتمال) بیشتر است که سرچشمۀِ چنین نگارشی دین زرتُشت باشد تا دین یهودی، و «اُمیه» بایستیکه این روش نگارش را از پارسیان هنگام سفرهای بازرگانی به ایران آموخته باشد.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت بیست و ششم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21722
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_بيست_ششم
⭕در هنگام گُذر از روی پُل چینود، روان انسان ُمرده هماهنگ با گُزارشی که از رفتار خوب و بد او در دست است [٦٠]، از سوی میترا، رشن و سروش دادگاهی میشود. تنها زمانیکه رفتارهای خوب انسان فراتر از رفتارهای بَد او…
📌#قسمت_بيست_ششم
⭕در هنگام گُذر از روی پُل چینود، روان انسان ُمرده هماهنگ با گُزارشی که از رفتار خوب و بد او در دست است [٦٠]، از سوی میترا، رشن و سروش دادگاهی میشود. تنها زمانیکه رفتارهای خوب انسان فراتر از رفتارهای بَد او…