I am kheradgera
3.93K subscribers
9.44K photos
15K videos
426 files
6.25K links
Download Telegram
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن

📌#قسمت_بيست_پنجم

آنچه که روایت های اسلامی دربارۀِ بخشبندی شدن «نور محمد» از آغاز آفرینش آن در بخش های گوناگون بازگویی میکُنند، که از آنها دیگر چیزها پدید آمدند، همانندی بسیار با افسانه های زرتُشتی دارد که در یک کتاب پارسی و کُهن با فرنام (عنوان) «دساتیر آسمانی» آمده است. با شایمندی (احتمال) فراوان این افسانۀِ اسلامیِ «نور محمد» ریشه در افسانه زرتُشتی دارد، به ویژه اینکه همین اندیشه را میتوان در نوشته های کُهن زرتُشتی در کتاب «مینوی خرد» نیز یافت که در بالا اشاره شد.

💢پنجم: پُل مرگ؛ در روایت های اسلامی «پُل مرگ» را «سرات (صراط)» یا «راه» نامیده اند. جُزییات فراوانی دربارۀِ این پُلِ شگفت انگیز وجود دارد، که میگویند این پُل باریکتر از یک مو و تیز تر از یک شمشیر است. این پُل رویِ درۀِ دوزخ کشیده شُده است، و در روز رستاخیز تنها راه گُذر از زمین به سوی آسمان است.

به همۀِ آفریده ها فرمان خواهند داد که از رویِ این پُل گُذر کُنَند. مسلمان هایِ پارساخو (زاهد) با راهنماییِ فرشتگان، بدون دُشواری از رویِ این پُل گُذر خواهند کرد؛ ولی بی دینیان، ناتوان از گُذر کردن، با سر در آتش دوزخ خواهند اُفتاد.

💢با آنکه واژۀِ «سرات (صراط)» که قرآن بکار بُرده است، معنی استعاره ای «راه» را دربر دارد، همانگونه که در جملۀِ «صراط المستقیم» (یعنی راه راست در سوره فتح) این معنی را میدهد، با اینهمه واژۀِ «سرات (صراط)» عربی نیست. خاستگاه این واژه، ریشۀِ آنرا که نامِ یک پُل است، نشان میدهد. این واژه نه عربی است و نه عبری، بلکه یک شکل عربی شُده از واژۀِ پارسی «چینود» است.

از آنجا که در زبان عربی هیچ واتی (حرفی) که همآوای «چ» در زبان پارسی باشد، وجود ندارد، عرب ها بجای وات «چ»، وات «ص» را بکار میبرند که نخستین وات در واژۀِ «صراط» است. واژۀِ «چینود» در زبان پارسی به معنی «گردآورنده»، «گردهم آوردنده» یا «توجه کُننده» است.

💢واژۀِ «سرات (صراط)» عربی در حقیقت شکل کوتاه شُدۀِ «چینود» [٥٩] پارسی است، زیرا در اوستا از « چینود پرتوس (Chinvato-peretus)» نام بُرده است که معنی آن میشود «پُل حساب کردنِ رفتارِ خوب و بد.» این پُل از بالایِ کوه البُرز روی بیابان «Chakat Daitih » کشیده شده و به بالایِ دوزخ رسیده است. همینکه یک انسانی بمیرد، روان او پس از اجرای آیین خاکسپاری به پُل چینود میرسد؛ و برای رسیدن به بهشت باید از روی این پُل گُذر کُند.

ادامه دارد...

📌مطالعه قسمت بیست و چهارم از طریق:

https://t.me/Iamkheradgera/21626
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن

📌#قسمت_بيست_ششم

در هنگام گُذر از روی پُل چینود، روان انسان ُمرده هماهنگ با گُزارشی که از رفتار خوب و بد او در دست است [٦٠]، از سوی میترا، رشن و سروش دادگاهی میشود. تنها زمانیکه رفتارهای خوب انسان فراتر از رفتارهای بَد او باشند، دروازۀِ بهشت برای اجازه یافتنش به اندرون باز میشود. اگر رویهم رفته شُمارِ رفتارهایِ بَدِ انسان فراتر روند، او به درون دوزخ پرتاب میشود: ولی اگر رفتارهایِ خوب و بد انسان دارای توازن باشد، روان انسان ُمرده باید ُمنتظر واپَسین دادگاهی بماند[٦١]. این دادگاه در پایان نَبَرد میانِ اورمزد و اهریمن برگُزار خواهد شُد.

💢برای اینکه نشان دهیم که سرچشمۀِ افسانۀِ پُل «سرات (صراط)» در باورهای دینی مسلمانان تنها به همانندی واژه «سرات (صراط)» و واژۀِ «چینود» مرزین و محدود نمیماند، در اینجا بَسَنده خواهد بود که ما در ادامه، بخش کوچکی از یک نوشتۀِ پهلوی به نام «دینکرد» را ترجمه کُنیم: «من از این همه گُناه میگُریزم [٦٢]، و از راه توجۀِ پاکدلانه به شش نیروی زندگی رفتارم را پاکیزه نگه میدارم-رفتار، گُفتار، اندیشه، خِرَد، هوش و دَرک- به خواست تو، ای سرچشمۀِ نیرومندِ همۀِ رفتارهای خوب. در داد (عدالت)، من نیایش به سوی تو را با اندیشۀِ نیک، گفتار نیک، و رفتار نیک بجا میآورم، تا من در راه روشن بمانم، تا کیفرهای سختِ دوزخ به من نرسد، ولی از روی پُل چینود گُذر کُنم و به آن اقامتگاه فَرخُنده ( ُمتبرک) برسم که پُر از بوی خوش، کاملا دلنشین، و همیشه دَرَخشان است.» در اوستا نیز ما اشاره هایی به چنین باوری را پیدا میکنیم، که در میان آن نوشته ها سُخن دربارۀِ مردان و زنان خوب است: «همچنین آنها را [٦٣] من همانند تو با این نیایش هدایت خواهم کرد:

با همۀِ نیکبختی من آنها را به سوی پُل چینود راهنمایی خواهم کرد.» یک دلیل دیگر که سرچَشمۀِ آریایی این باور دینی را نشان میدهد یک افسانۀِ اسکاندیناوی است که از پُلی به نام «Bifrost » نام میبرد که به معنی«پُل خُدایان» است، و از راه این پُل خُدایان از جایگاهشان (آسمان) به سوی زمین گُذر میکُنند. این افسانه پدیدۀِ «رنگین گمان» را که پس از باران در آسمان نمایان میشود، «پُل خُدایان» نامیده است.

💢این افسانه نشان میدهد که چگونه یک پدیدۀِ رازگونۀِ طبیعی زیربنایی برای ساخته شدن افسانۀِ وجودِ «پُل» میان زمین و آسمان شده است؛ از آنجا که مردم اسکاندیناوی این افسانه را به اروپا آوردند، نشان میدهد که چه اندازه چنین باوری دیرینگی (قدمت) دارد. از اینرو، این افسانه بایستیکه در زمان های بسیار دور دارای یک ریشۀِ مشترک میان مردم اسکاندیناوی و پارسیان بوده باشد..

ادامه دارد...

📌مطالعه قسمت بیست و پنجم از طریق:

https://t.me/Iamkheradgera/21688