I am kheradgera
▪️ چه كسانى قرآن را نوشته و هدفشان چه بوده است؟ #قسمت_هفدهم در این موارد قرآن آنچیزی است که میتوان آنرا در هنگام موعظه یا مناجات قرائت کرد و این مجزا از کتاب است. در واقع منظور این است که کتابی است روشن که آیاتش به زبان عربی است و بنابر این محمد میتواند…
▪️ چه كسانى قرآن را نوشته و هدفشان چه بوده است؟
#قسمت_هجدهم
احتمالا بخشهایی از متن، به خصوص برخی از سورههای کوتاه آخر قرآن بخشی از همین مناجاتها باشد(مانند سورههای #اخلاص و #فاتحه) و یا بخشهایی از سورههایی که شامل قصص انبیاست یا نقل قولهایی از آنچیزی باشد که "#قرآن_مبین" خوانده میشود.
در هر حال، یک چیز مشخص است: قرآنی که ما در دست داریم، عینا همان "قرآن" و "کتابی" نیست که در متن به آن اشاره میشود.
مفسرین و مترجمین قرآن، برای لاپوشانی عناوین اولیه سورهها "کتاب حکیم"، "قرآن مبین"، "کتاب مبین"، "قرآن عربی"، "قرآن مجید"، "ذکر" و غیره را به تمامی همین متن سورهها تعبیر کرده اند.
اما همانطور که از در قسمتهاى قبل اشاره كرديم، در بسیاری از این موارد، این عناوین به چیزی خارج از متن اشاره میکنند. این موضوع، فرضیه ما مبنی بر اینکه متن سورهها، در واقع نامههایی هستند که همراه با آنها بخشهای مختلفی از کتب ارسال میشده را تقویت میکند.
حتی برخی مسلمانان برای توجیه بیشتر، با سوء تعبیر عامدانه از کلمه مبهم "قدر"، ادعا میکنند که در واقع قرآن به صورت یک کتاب کامل در شب قدر به طور یکجا براى محمد فرستاده شده است و سپس به تدریج بر او قرائت میشده است(این در حالی است که قرآن در ۱۵:۹، ۱۷:۱۰۶، ۲۵:۳۲، ۷۶:۲۳ به صراحت اعلام میکند که قرآن به تدریج نازل شده است)
این ادعا البته برای توجیه و گمراه کردن اذهان از این واقعیت است که متن قرآن، نامههایی هستند همراه با الحاقیههایی تحت عنوان "کتاب حکیم"، "فرقان"، "قرآن مبین" و مانند آن. در واقع اصلا مسلمانان نمیدانند که منظور از شب قدر چیست؟ این شب به عنوان شبی که قرآن بر محمد یکجا نازل شده است جشن گرفته میشود و در آن مسلمانان تلاش میکنند تا صبح به عبادت بپردازند چرا که گمان میکنند صواب مناجات در این شب چندین برابر است. با این حال، به نظر میرسد منظور از قدر، #شب_تولد_مسیح باشد، زیرا در ادامه میخوانیم:
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری [که مقرر شده است] فرود آیند. در انجیل لوقا آمده است که فرشتگان به چوپانان تولد مسیح را اعلام میکنند (Luke 2:8-20) پس در واقع نزول فرشتگان به زمین ارتباطی با تولد مسیح باید داشته باشد و نویسنده احتمالا این عقیده مسیحی را منعکس میکند که در شب تولد مسیح، فرشتگان برای برآورده کردن دعای مسیحیان و برکت دادن ایشان از آسمان نزول میکنند.
پس متن قرآن را میتوان مجموعهای از نامهها (و نیز بخشهایی از ملحقات همراه با نامه) دانست که به همراه فصول و بخشهای مختلف کتب برای محمد ارسال میشده است.
ادامه دارد...
https://t.me/Iamkheradgera
#قسمت_هجدهم
احتمالا بخشهایی از متن، به خصوص برخی از سورههای کوتاه آخر قرآن بخشی از همین مناجاتها باشد(مانند سورههای #اخلاص و #فاتحه) و یا بخشهایی از سورههایی که شامل قصص انبیاست یا نقل قولهایی از آنچیزی باشد که "#قرآن_مبین" خوانده میشود.
در هر حال، یک چیز مشخص است: قرآنی که ما در دست داریم، عینا همان "قرآن" و "کتابی" نیست که در متن به آن اشاره میشود.
مفسرین و مترجمین قرآن، برای لاپوشانی عناوین اولیه سورهها "کتاب حکیم"، "قرآن مبین"، "کتاب مبین"، "قرآن عربی"، "قرآن مجید"، "ذکر" و غیره را به تمامی همین متن سورهها تعبیر کرده اند.
اما همانطور که از در قسمتهاى قبل اشاره كرديم، در بسیاری از این موارد، این عناوین به چیزی خارج از متن اشاره میکنند. این موضوع، فرضیه ما مبنی بر اینکه متن سورهها، در واقع نامههایی هستند که همراه با آنها بخشهای مختلفی از کتب ارسال میشده را تقویت میکند.
حتی برخی مسلمانان برای توجیه بیشتر، با سوء تعبیر عامدانه از کلمه مبهم "قدر"، ادعا میکنند که در واقع قرآن به صورت یک کتاب کامل در شب قدر به طور یکجا براى محمد فرستاده شده است و سپس به تدریج بر او قرائت میشده است(این در حالی است که قرآن در ۱۵:۹، ۱۷:۱۰۶، ۲۵:۳۲، ۷۶:۲۳ به صراحت اعلام میکند که قرآن به تدریج نازل شده است)
این ادعا البته برای توجیه و گمراه کردن اذهان از این واقعیت است که متن قرآن، نامههایی هستند همراه با الحاقیههایی تحت عنوان "کتاب حکیم"، "فرقان"، "قرآن مبین" و مانند آن. در واقع اصلا مسلمانان نمیدانند که منظور از شب قدر چیست؟ این شب به عنوان شبی که قرآن بر محمد یکجا نازل شده است جشن گرفته میشود و در آن مسلمانان تلاش میکنند تا صبح به عبادت بپردازند چرا که گمان میکنند صواب مناجات در این شب چندین برابر است. با این حال، به نظر میرسد منظور از قدر، #شب_تولد_مسیح باشد، زیرا در ادامه میخوانیم:
در آن [شب] فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان برای هر کاری [که مقرر شده است] فرود آیند. در انجیل لوقا آمده است که فرشتگان به چوپانان تولد مسیح را اعلام میکنند (Luke 2:8-20) پس در واقع نزول فرشتگان به زمین ارتباطی با تولد مسیح باید داشته باشد و نویسنده احتمالا این عقیده مسیحی را منعکس میکند که در شب تولد مسیح، فرشتگان برای برآورده کردن دعای مسیحیان و برکت دادن ایشان از آسمان نزول میکنند.
پس متن قرآن را میتوان مجموعهای از نامهها (و نیز بخشهایی از ملحقات همراه با نامه) دانست که به همراه فصول و بخشهای مختلف کتب برای محمد ارسال میشده است.
ادامه دارد...
https://t.me/Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
توییتر:
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
https://twitter.com/Iamkheradgera1?s=09
اینستاگرام: https://www.instagram.com/Iamkheradgera1
کانال تلگرام: https://t.me/Iamkheradgera
Forwarded from Kheradgera
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_هجدهم
⭕️طبری در مورد جزيه می گوید:
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ يَحْيَى، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنْ قَتَادَةَ، فِي
قَوْلِهِ: " }وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ -[٤٠٥]- فَضْلِهِ} [التوبة: ٢٨] قَالَ: أَغْنَاهُمُ اللَّهُ بِالْجِزْيَةِ الْجَارِيَةِ شَهْرًا فَشَهْرًا وَعَامًا فَعَامًا"
📚منبع: تفسير الطبري = جامع البيان - ط هجر نویسنده: الطبري، أبو جعفر جلد: ١١ صفحه ٤٠٤
📌ترجمه:
معمّر از قتاده در تفسیر آیه ٢٨ توبه می گوید: یعنی خداوند شما را بواسطه جزیه جاریه ماه به ماه و سال به سال ثروتمند خواهند نمود.
⭕️همچنین طبری گفته:
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ، قَالَ: ثنا ابْنُ يَمَانٍ، وَأَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنْ أَبِي سِنَانَ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنِ الضَّحَّاكِ، قَالَ: " أُخْرِجَ الْمُشْرِكُونَ مِنْ مَكَّةَ، فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ، وَقَالُوا: كُنَّا نُصِيبُ مِنْهُمُ التِّجَارَةَ وَالْمِيرَةَ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ: {قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ} [التوبة: ٢٩[ "
📚منبع: تفسير الطبري = جامع البيان - ط هجر نویسنده : الطبري، أبو جعفر جلد : ١١ صفحه ٤٠٢
📌ترجمه:
از ضحّاک نقل است که گفته: دستور داده شد به مسلمانان مشرکین را از مکه بیرون کنند ولی انجام این دستور بر مسلمانان سخت بود و گفتند که ما بواسطه تجارت و بازرگانی آنان نصیب می بریم پس خداوند آیه فرستاد که:با کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آوردند کارزار کنید(و در عوض اخراج از آنان جزیه بگیرید)
💢در اینجا هم می بینیم یک بده بستان بین الله و اصحاب محمد رخ می دهد و آنان برای تامین معاش خود یا وابسته به غنایم جنگی بودند یا کشاورزی و صنعت یهودیان و یا تجارت اهل مکه و خود این بزرگواران شمشیر بدست، قتال به پیش، از اموال بقیه به زور می خورند و نامش هم فضل الله و برکت الهی است و جُرم هم این بوده که غیر مسلمانان به الله و روز قیامت ایمان نداشته اند.
📌واقعا این چه استدلالات مضحکی است که الله حجاز دارد که صرفا الله کسانی را که به او ایمان ندارند و روز آخرت را قبول ندارند باید باج سبیل به غداره کش های الله و محمد بدهند. در این وسط حالا افرادی هم هستند که الله و روز آخرتش را قبول نداشتند ولی با اخلاق با شرف و اهل تجارت و زراعت و صنعت بودند به هیچ همه ی ماجرا می شد صرفا ایمان به الله و روز قیامت. مانند زمانه الانِ ما، که افراد بدبخت و مسکین شبانه روز کار کنند بدهند به حلقوم و جیب های گشاد ملاها و مولوی ها و طلبه ها که چه؟
که آنان نماینده الله بر روی زمین هستند و دارند قوانین شنیع الله حجاز را در کره زمین پیاده می کنند!
⭕️عجب الله گرسنه ای چشم به ناموسی که به اتباع خود دستور نمی دهد شما مشرکین را اخراج کنید ولی در عوض بروید کار کنید و تجارت کنید تا بواسطه تجارت و فلاحت و صنعت ببی نیاز شوید ولی در عوض می گوید جزیه یا پول زور و تحقیر بگیرید خدا با پول زور شما را بی نیاز می کند.
ادامه دارد ...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/16278
#قسمت_هجدهم
⭕️طبری در مورد جزيه می گوید:
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ يَحْيَى، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنْ قَتَادَةَ، فِي
قَوْلِهِ: " }وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ -[٤٠٥]- فَضْلِهِ} [التوبة: ٢٨] قَالَ: أَغْنَاهُمُ اللَّهُ بِالْجِزْيَةِ الْجَارِيَةِ شَهْرًا فَشَهْرًا وَعَامًا فَعَامًا"
📚منبع: تفسير الطبري = جامع البيان - ط هجر نویسنده: الطبري، أبو جعفر جلد: ١١ صفحه ٤٠٤
📌ترجمه:
معمّر از قتاده در تفسیر آیه ٢٨ توبه می گوید: یعنی خداوند شما را بواسطه جزیه جاریه ماه به ماه و سال به سال ثروتمند خواهند نمود.
⭕️همچنین طبری گفته:
حَدَّثَنَا ابْنُ وَكِيعٍ، قَالَ: ثنا ابْنُ يَمَانٍ، وَأَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنْ أَبِي سِنَانَ، عَنْ ثَابِتٍ، عَنِ الضَّحَّاكِ، قَالَ: " أُخْرِجَ الْمُشْرِكُونَ مِنْ مَكَّةَ، فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ، وَقَالُوا: كُنَّا نُصِيبُ مِنْهُمُ التِّجَارَةَ وَالْمِيرَةَ. فَأَنْزَلَ اللَّهُ: {قَاتِلُوا الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ} [التوبة: ٢٩[ "
📚منبع: تفسير الطبري = جامع البيان - ط هجر نویسنده : الطبري، أبو جعفر جلد : ١١ صفحه ٤٠٢
📌ترجمه:
از ضحّاک نقل است که گفته: دستور داده شد به مسلمانان مشرکین را از مکه بیرون کنند ولی انجام این دستور بر مسلمانان سخت بود و گفتند که ما بواسطه تجارت و بازرگانی آنان نصیب می بریم پس خداوند آیه فرستاد که:با کسانی که به خدا و روز قیامت ایمان نمی آوردند کارزار کنید(و در عوض اخراج از آنان جزیه بگیرید)
💢در اینجا هم می بینیم یک بده بستان بین الله و اصحاب محمد رخ می دهد و آنان برای تامین معاش خود یا وابسته به غنایم جنگی بودند یا کشاورزی و صنعت یهودیان و یا تجارت اهل مکه و خود این بزرگواران شمشیر بدست، قتال به پیش، از اموال بقیه به زور می خورند و نامش هم فضل الله و برکت الهی است و جُرم هم این بوده که غیر مسلمانان به الله و روز قیامت ایمان نداشته اند.
📌واقعا این چه استدلالات مضحکی است که الله حجاز دارد که صرفا الله کسانی را که به او ایمان ندارند و روز آخرت را قبول ندارند باید باج سبیل به غداره کش های الله و محمد بدهند. در این وسط حالا افرادی هم هستند که الله و روز آخرتش را قبول نداشتند ولی با اخلاق با شرف و اهل تجارت و زراعت و صنعت بودند به هیچ همه ی ماجرا می شد صرفا ایمان به الله و روز قیامت. مانند زمانه الانِ ما، که افراد بدبخت و مسکین شبانه روز کار کنند بدهند به حلقوم و جیب های گشاد ملاها و مولوی ها و طلبه ها که چه؟
که آنان نماینده الله بر روی زمین هستند و دارند قوانین شنیع الله حجاز را در کره زمین پیاده می کنند!
⭕️عجب الله گرسنه ای چشم به ناموسی که به اتباع خود دستور نمی دهد شما مشرکین را اخراج کنید ولی در عوض بروید کار کنید و تجارت کنید تا بواسطه تجارت و فلاحت و صنعت ببی نیاز شوید ولی در عوض می گوید جزیه یا پول زور و تحقیر بگیرید خدا با پول زور شما را بی نیاز می کند.
ادامه دارد ...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/16278
Telegram
I am kheradgera
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_هفدهم
⭕️در آیه ٢٨ سوره توبه می خوانیم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا = ای مسلمانان (بچه مسلمونا، بچه سنّی های مجاهد، بچه شیعه های ولایی آتش به اختیار)
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ…
#قسمت_هفدهم
⭕️در آیه ٢٨ سوره توبه می خوانیم:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا = ای مسلمانان (بچه مسلمونا، بچه سنّی های مجاهد، بچه شیعه های ولایی آتش به اختیار)
إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ…
Forwarded from Atheist
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_نوزدهم
⭕️ابن کثیر می گوید:
وَقَوْلُهُ: {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ فَضْلِهِ} قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ: وَذَلِكَ أَنَّ النَّاسَ
قَالُوا: لَتَنْقَطِعَنَّ عَنَّا الْأَسْوَاقُ، وَلَتَهْلِكَنَّ [٩] التِّجَارَةُ وَلَيَذْهَبَنَّ مَا كُنَّا نُصِيبُ فِيهَا مِنَ الْمَرَافِقِ، فَنَزَلَتْ [١٠] {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ} مِنْ وَجْهٍ غَيْرِ ذَلِكَ
- {إِنْ شَاءَ} إِلَى قَوْلِهِ: {وَهُمْ صَاغِرُونَ} أَيْ: إِنَّ
هَذَا عِوَضُ مَا تَخَوَّفْتُمْ مِنْ قَطْعِ تِلْكَ الْأَسْوَاقِ، فَعَوَّضَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَطَعَ عَنْهُمْ مِنْ أَمْرِ الشِّرْكِ، مَا أَعْطَاهُمْ مِنْ أعناق أهل الكتاب، من الجزية.
📚منبع: تفسير ابن كثير نویسنده: ابن كثير جلد: ٤ صفحه ١٣١
📌ترجمه:
و این قول در قرآن که گفته:( اگر ترس داشتید از فقر و تنگدستی خداوند شما را به فضل خود ثروتمند می کند) ابن اسحاق راجع آن گفته:(این آیه بدین دلیل نازل شده مردم(مسلمان)می گفتند: هر آیینه بازارها به طوری جدّی بر روی ما قطع خواهد شد(اگر مشرکان را از دخول به مکه مانع شویم یا نفی بلدشان کنیم و اخراجشان کنیم) وتجارت به شدت نابود خواهد شد و از نصیبی که بواسطه تجارت و بازار مشرکان به می رسید به روی ما قطع خواهد شد پس آیه نازل شد که : (اگر ترس داشتید از فقر و تنگدستی خداوند شما را به فضل خود ثروتمند می کند) از راه دیگر (اگر الله بخواهد) تا این قول خداوند در قرآن که گفته(جزیه بدهند از روی ذلت و خضوع) یعنی: این جزیه در عوض ترس شما از قطع آن بازارها به شما داده شد و خداوند در عوض آن که شرک از آنان قطع شود خزیه را بر آنان غالب کرد و اهل کتاب (یهود و مسیحیان و صابئین و مجوس) هم برای اینکه سرهایشان از قطع شدن در امان بماند جزیه بر آنان لازم گردید(تا به مسلمانان بدهند در عوض حفظ جانشان و نفی بلد نشدنشان).
⭕️اما راجع معنی کلمه صاغرون در آیه ٢٩ سوره توبه معاصرینی که می خواهند چهره اسلام را معصوم جلوه دهند گفته اند اصلا صاغرون معنی خوار کردن کفار از طریق گرفتن جزیه نیست اما جالب است باز رجوع می کنیم به تفسیری قرآن با خود قرآن که کلمه صاغرون به معنی حقیر کننده در سوره النمل به کار رفته است جایی که می گوید:
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿۳۷﴾
📌ترجمه:
به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان مى آوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به خوارى و زبونى بيرونشان مى كنيم بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی،تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت هجدهم از طریق
https://t.me/Iamkheradgera/16279
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
#قسمت_نوزدهم
⭕️ابن کثیر می گوید:
وَقَوْلُهُ: {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ
مِنْ فَضْلِهِ} قَالَ ابْنُ إِسْحَاقَ: وَذَلِكَ أَنَّ النَّاسَ
قَالُوا: لَتَنْقَطِعَنَّ عَنَّا الْأَسْوَاقُ، وَلَتَهْلِكَنَّ [٩] التِّجَارَةُ وَلَيَذْهَبَنَّ مَا كُنَّا نُصِيبُ فِيهَا مِنَ الْمَرَافِقِ، فَنَزَلَتْ [١٠] {وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ} مِنْ وَجْهٍ غَيْرِ ذَلِكَ
- {إِنْ شَاءَ} إِلَى قَوْلِهِ: {وَهُمْ صَاغِرُونَ} أَيْ: إِنَّ
هَذَا عِوَضُ مَا تَخَوَّفْتُمْ مِنْ قَطْعِ تِلْكَ الْأَسْوَاقِ، فَعَوَّضَهُمُ اللَّهُ بِمَا قَطَعَ عَنْهُمْ مِنْ أَمْرِ الشِّرْكِ، مَا أَعْطَاهُمْ مِنْ أعناق أهل الكتاب، من الجزية.
📚منبع: تفسير ابن كثير نویسنده: ابن كثير جلد: ٤ صفحه ١٣١
📌ترجمه:
و این قول در قرآن که گفته:( اگر ترس داشتید از فقر و تنگدستی خداوند شما را به فضل خود ثروتمند می کند) ابن اسحاق راجع آن گفته:(این آیه بدین دلیل نازل شده مردم(مسلمان)می گفتند: هر آیینه بازارها به طوری جدّی بر روی ما قطع خواهد شد(اگر مشرکان را از دخول به مکه مانع شویم یا نفی بلدشان کنیم و اخراجشان کنیم) وتجارت به شدت نابود خواهد شد و از نصیبی که بواسطه تجارت و بازار مشرکان به می رسید به روی ما قطع خواهد شد پس آیه نازل شد که : (اگر ترس داشتید از فقر و تنگدستی خداوند شما را به فضل خود ثروتمند می کند) از راه دیگر (اگر الله بخواهد) تا این قول خداوند در قرآن که گفته(جزیه بدهند از روی ذلت و خضوع) یعنی: این جزیه در عوض ترس شما از قطع آن بازارها به شما داده شد و خداوند در عوض آن که شرک از آنان قطع شود خزیه را بر آنان غالب کرد و اهل کتاب (یهود و مسیحیان و صابئین و مجوس) هم برای اینکه سرهایشان از قطع شدن در امان بماند جزیه بر آنان لازم گردید(تا به مسلمانان بدهند در عوض حفظ جانشان و نفی بلد نشدنشان).
⭕️اما راجع معنی کلمه صاغرون در آیه ٢٩ سوره توبه معاصرینی که می خواهند چهره اسلام را معصوم جلوه دهند گفته اند اصلا صاغرون معنی خوار کردن کفار از طریق گرفتن جزیه نیست اما جالب است باز رجوع می کنیم به تفسیری قرآن با خود قرآن که کلمه صاغرون به معنی حقیر کننده در سوره النمل به کار رفته است جایی که می گوید:
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لَا قِبَلَ لَهُمْ بِهَا وَلَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهَا أَذِلَّةً وَهُمْ صَاغِرُونَ ﴿۳۷﴾
📌ترجمه:
به سوى آنان بازگرد كه قطعا سپاهيانى بر [سر] ايشان مى آوريم كه در برابر آنها تاب ايستادگى نداشته باشند و از آن [ديار] به خوارى و زبونى بيرونشان مى كنيم بدون شک و تردید، مطابق مطالعات تاریخی،تفسیری و حدیثی هدف از اخذ جزیه تحقیر غیر مسلمانان و امرار معاش حکومت اسلامی و انداختن جوّ رعب و ترس بر علیه غیر مسلمانان بوده است.
ادامه دارد ...
مطالعه قسمت هجدهم از طریق
https://t.me/Iamkheradgera/16279
🔥مطالب بیشتر در کانال: من خردگرا هستم👇
@Iamkheradgera
Telegram
I am kheradgera
💥جهاد در اسلام، دفاع از خود يا قتل عام و تجاوز براى اعتلاى اسلام؟!
#قسمت_هجدهم
⭕️طبری در مورد جزيه می گوید:
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ يَحْيَى، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنْ قَتَادَةَ، فِي
قَوْلِهِ: " }وَإِنْ خِفْتُمْ…
#قسمت_هجدهم
⭕️طبری در مورد جزيه می گوید:
حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ يَحْيَى، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، قَالَ: أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنْ قَتَادَةَ، فِي
قَوْلِهِ: " }وَإِنْ خِفْتُمْ…
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_هجدهم
⭕«شپرنگر (Sprenger)» به هر روی این دیدگاه را میپذیرد و با تکیه به گزارش «ابن سعد» به این نتیجه میرسد: "در این روایت ها نام «مُحَمَد» همانند دیگر نام ها در جایگاه عنوانِ پیامبر نمایان میشود و نه در جایگاه نام شخصی او.(٥١)
چکیده سخن اینکه: « شپرنگر (Sprenger)» بر این باور بود که «مُحَمَد» یک صفت ستایش کُننده است، نه یک نام شخصی. طبیعی است که او همه چیز را به پیامبر عرب ها نسبت میدهد. او میگوید: "اسلام تنها دین جهانی است که ما، بدون توجه به سن و سال و دیرینگیش، گزارش های باورپذیری دربارۀِ آغاز آن در دسترس داریم.(٥٢)"
💢ولی این دیدگاه در سال های اخیر به دلیل توجه به روش های پژوهشی تاریخی/ انتقادی و تکیه به بُنمایه هایِ هم دوره با آغاز اسلام به لغزش افتاده است. و این یافته، ارزشمندی (اعتبار) خودش را نگه میدارد، زیرا بُنمایه های اسلامی از قرن نهم میلادی نیز میدانستند که نام «مُحَمَد» (و دیگر نام ها) تنها صفت های ستایش کُنندۀِ دینی هستند.
⭕این صفات دینی تا آغاز دوران عباسیان خودشان را خودسالار (مستقل) کردند و دستکم اینگونه به نظر میآید که خودشان را هم از علت بُنیادین که «عیسی» بود، رها ساختند. اکنون در سایۀِ نیاز ها و شرایط تازه، موقعیتی پیش آمده بود تا صفت «مُحَمَد» را با آیین های دیگر کامل کُنند، آیین هایی که با ویژگی های عربی در دین و سیاست هماهنگ بودند.
💢٤) دادنِ یک شخصیتِ تاریخی به صفت «مُحََمد» در سیمای یک پیامبر عرب
تاريخ تمُدن نمونه هاى فراوانی را میشناسد که در آغاز، یک جُنبش را با شخصیت های کُنشگر گره میزنند و جنبش را با آنها پیوند میدهند؛ دربارۀِ این شخصیت ها روایت هایی را میسازند. سپس ریزگان و جزییات این روایت ها کانون و گرانیگاه آن اندیشه ای میشوند که بانیان نُخستینِ جُنبش در آغاز میخواستند به آن شکل دهند و برای همگان آشکار و قابل لمس سازند. بُنیان ُگذار يك شهر یا یک کشور، چگونگی نمایان شدنِ یک ملت یا یک دین... میتوانند با تکیه به شخصیت هایِ نُخستین انجام گرفته باشند، ولی همچنین ارزش ها و درونمایه های با اهمیتِ دینی میتوانند تبدیل به زندگینامه های افسانه ای شوند؛ برای نمونه، سه "ویژگی خوب آسمانی"، همانند ایمان، امید و دلبستگی، در کلیسای یونانی/ روسی و همچنین در کلیسای لاتین بسانِ «مقدساتِ» لمس شدنی ستایش میشوند.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20050
#قسمت_هجدهم
⭕«شپرنگر (Sprenger)» به هر روی این دیدگاه را میپذیرد و با تکیه به گزارش «ابن سعد» به این نتیجه میرسد: "در این روایت ها نام «مُحَمَد» همانند دیگر نام ها در جایگاه عنوانِ پیامبر نمایان میشود و نه در جایگاه نام شخصی او.(٥١)
چکیده سخن اینکه: « شپرنگر (Sprenger)» بر این باور بود که «مُحَمَد» یک صفت ستایش کُننده است، نه یک نام شخصی. طبیعی است که او همه چیز را به پیامبر عرب ها نسبت میدهد. او میگوید: "اسلام تنها دین جهانی است که ما، بدون توجه به سن و سال و دیرینگیش، گزارش های باورپذیری دربارۀِ آغاز آن در دسترس داریم.(٥٢)"
💢ولی این دیدگاه در سال های اخیر به دلیل توجه به روش های پژوهشی تاریخی/ انتقادی و تکیه به بُنمایه هایِ هم دوره با آغاز اسلام به لغزش افتاده است. و این یافته، ارزشمندی (اعتبار) خودش را نگه میدارد، زیرا بُنمایه های اسلامی از قرن نهم میلادی نیز میدانستند که نام «مُحَمَد» (و دیگر نام ها) تنها صفت های ستایش کُنندۀِ دینی هستند.
⭕این صفات دینی تا آغاز دوران عباسیان خودشان را خودسالار (مستقل) کردند و دستکم اینگونه به نظر میآید که خودشان را هم از علت بُنیادین که «عیسی» بود، رها ساختند. اکنون در سایۀِ نیاز ها و شرایط تازه، موقعیتی پیش آمده بود تا صفت «مُحَمَد» را با آیین های دیگر کامل کُنند، آیین هایی که با ویژگی های عربی در دین و سیاست هماهنگ بودند.
💢٤) دادنِ یک شخصیتِ تاریخی به صفت «مُحََمد» در سیمای یک پیامبر عرب
تاريخ تمُدن نمونه هاى فراوانی را میشناسد که در آغاز، یک جُنبش را با شخصیت های کُنشگر گره میزنند و جنبش را با آنها پیوند میدهند؛ دربارۀِ این شخصیت ها روایت هایی را میسازند. سپس ریزگان و جزییات این روایت ها کانون و گرانیگاه آن اندیشه ای میشوند که بانیان نُخستینِ جُنبش در آغاز میخواستند به آن شکل دهند و برای همگان آشکار و قابل لمس سازند. بُنیان ُگذار يك شهر یا یک کشور، چگونگی نمایان شدنِ یک ملت یا یک دین... میتوانند با تکیه به شخصیت هایِ نُخستین انجام گرفته باشند، ولی همچنین ارزش ها و درونمایه های با اهمیتِ دینی میتوانند تبدیل به زندگینامه های افسانه ای شوند؛ برای نمونه، سه "ویژگی خوب آسمانی"، همانند ایمان، امید و دلبستگی، در کلیسای یونانی/ روسی و همچنین در کلیسای لاتین بسانِ «مقدساتِ» لمس شدنی ستایش میشوند.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20050
Telegram
I am kheradgera
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_هفدهم
⭕این پنهان ُشدنِ «عیسی» در پُشت صفت «مُحَمَد»، میتواند در این پیوند باشد، که اکنون تاثیر مسیحیت ایرانی، که در آغازِ جُنبش قرآنی هم یک نقشی را بازی میکرد، نیرومندتر شده باشد؛ این حقیقت…
#قسمت_هفدهم
⭕این پنهان ُشدنِ «عیسی» در پُشت صفت «مُحَمَد»، میتواند در این پیوند باشد، که اکنون تاثیر مسیحیت ایرانی، که در آغازِ جُنبش قرآنی هم یک نقشی را بازی میکرد، نیرومندتر شده باشد؛ این حقیقت…
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_نوزدهم
⭕پیش از همه اینکه آغاز هر دین با حکایت هایی دربارۀِ بُنیانگذارِ آن دین گره خورده است، اکنون این روایت ها یا کاملا افسانه ای هستند همانند نمونۀِ «لائوتسه (Laotse)»، «ابراهیم»، یا «موسی»، یا آنها تشبیهات مُهم و بیوگرافی های دینی هستند که با انسان های «تاریخی» پیوند زده شده اند، و درباره زندگی آنها ما هیچ نمیدانیم، برای نمونه «بودا» یا «زرتشت».
💢همچنین در یک دین میتواند نگارش نوشته های کلیدی و مقدِس آن دین به یک آگهی دهندۀِ (موعظه کُنندۀِ) تخیلی نسبت داده شود و این باور به «زندگینامۀِ» او پیوند داده شود، برای نمونه در دین زرتشت، این نقش را به «زرتشت» داده اند و در دین یهود/مسیح و اسلام به «موسی»؛ در پیوند با «موسی»، برای ٢٠٠٠ سال زندگینامۀ «موسی» و ادعایِ نگارش تورات به دست او بدون شک و تردید پذیرفته شده بود.
⭕در این پیوند نیز باید نام «مُحَمَد» برای مسیحت عربی که از زمان «عبدالمک» نقش کانونی یافت و بر نوشته های اندرونی زیارتگاه ها و سکه های پول نمایان ُشد، به معنی وجودِ یک آگهی دهندۀِ (موعظه کُنندۀِ) خودسالار بوده باشد. نُخُست منظور از نام «مُحَمَد» که بر سکه های پول، و بر دیوارهایِ قبه الصخره نقش بسته بود، خدمتکار خدا و «عیسی مسیح»، پسر «مریم» برداشت میشُد؛ سپس با گذشت زمان نام «عیسی» بیشتر به پس رانده ُشد. کمرنگ ُشدن نام «عیسی» در این نوشته ها در میانِ پیروانِ عربِ جنبش قرآنی (که نمیتوانستند همانند لایه های
بلندپایه و طبقۀِ حکمران جامعه) پیوندهای پنهانِ میانِ این نام ها و صفات را درک کُنند، این توهم را پدید آورد که منظور از «مُحَمَد» یک شخصیت خودسالار و مستقل است. پیش از همه اینکه، آن مسیحیانی که مُخالفان دینیِ مسیحیت عربی بودند، همانند مسیحیان سوریه و بیزانس (روم خاوری)، در آیین ها و سنت های دینیشان با صفت مسیحی «مُحَمَد» بیگانه بودند. و این ناآشنایی با صفت «مُحَمَد» سبب شد تا آنها این صفت را به نام یک پیامبر عرب بفهمند. (برای نمونه همین اشتباه را هم «یوحناس دمشقی» کرد). این بدبرداشتی (سوتفاهم) سبب شد تا آنها ناخواسته از یک روندی (باور به وجود یک پیامبر عرب به نام «مُحَمَد») پُشتیبانی کُنند که مُدت ها پیش به احتمال در میانِ مسیحیتِ عربی آغاز ُشده بود، ولی افسوسمندانه در آغاز هیچ سندی در تایید آن وجود نداشت(٥٣).
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هجدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20124
#قسمت_نوزدهم
⭕پیش از همه اینکه آغاز هر دین با حکایت هایی دربارۀِ بُنیانگذارِ آن دین گره خورده است، اکنون این روایت ها یا کاملا افسانه ای هستند همانند نمونۀِ «لائوتسه (Laotse)»، «ابراهیم»، یا «موسی»، یا آنها تشبیهات مُهم و بیوگرافی های دینی هستند که با انسان های «تاریخی» پیوند زده شده اند، و درباره زندگی آنها ما هیچ نمیدانیم، برای نمونه «بودا» یا «زرتشت».
💢همچنین در یک دین میتواند نگارش نوشته های کلیدی و مقدِس آن دین به یک آگهی دهندۀِ (موعظه کُنندۀِ) تخیلی نسبت داده شود و این باور به «زندگینامۀِ» او پیوند داده شود، برای نمونه در دین زرتشت، این نقش را به «زرتشت» داده اند و در دین یهود/مسیح و اسلام به «موسی»؛ در پیوند با «موسی»، برای ٢٠٠٠ سال زندگینامۀ «موسی» و ادعایِ نگارش تورات به دست او بدون شک و تردید پذیرفته شده بود.
⭕در این پیوند نیز باید نام «مُحَمَد» برای مسیحت عربی که از زمان «عبدالمک» نقش کانونی یافت و بر نوشته های اندرونی زیارتگاه ها و سکه های پول نمایان ُشد، به معنی وجودِ یک آگهی دهندۀِ (موعظه کُنندۀِ) خودسالار بوده باشد. نُخُست منظور از نام «مُحَمَد» که بر سکه های پول، و بر دیوارهایِ قبه الصخره نقش بسته بود، خدمتکار خدا و «عیسی مسیح»، پسر «مریم» برداشت میشُد؛ سپس با گذشت زمان نام «عیسی» بیشتر به پس رانده ُشد. کمرنگ ُشدن نام «عیسی» در این نوشته ها در میانِ پیروانِ عربِ جنبش قرآنی (که نمیتوانستند همانند لایه های
بلندپایه و طبقۀِ حکمران جامعه) پیوندهای پنهانِ میانِ این نام ها و صفات را درک کُنند، این توهم را پدید آورد که منظور از «مُحَمَد» یک شخصیت خودسالار و مستقل است. پیش از همه اینکه، آن مسیحیانی که مُخالفان دینیِ مسیحیت عربی بودند، همانند مسیحیان سوریه و بیزانس (روم خاوری)، در آیین ها و سنت های دینیشان با صفت مسیحی «مُحَمَد» بیگانه بودند. و این ناآشنایی با صفت «مُحَمَد» سبب شد تا آنها این صفت را به نام یک پیامبر عرب بفهمند. (برای نمونه همین اشتباه را هم «یوحناس دمشقی» کرد). این بدبرداشتی (سوتفاهم) سبب شد تا آنها ناخواسته از یک روندی (باور به وجود یک پیامبر عرب به نام «مُحَمَد») پُشتیبانی کُنند که مُدت ها پیش به احتمال در میانِ مسیحیتِ عربی آغاز ُشده بود، ولی افسوسمندانه در آغاز هیچ سندی در تایید آن وجود نداشت(٥٣).
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هجدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/20124
Telegram
I am kheradgera
💥دگردیسی عیسی بن مریم به مُحَمَد بن عبدالله در گذر تاريخ
#قسمت_هجدهم
⭕«شپرنگر (Sprenger)» به هر روی این دیدگاه را میپذیرد و با تکیه به گزارش «ابن سعد» به این نتیجه میرسد: "در این روایت ها نام «مُحَمَد» همانند دیگر نام ها در جایگاه عنوانِ پیامبر نمایان میشود…
#قسمت_هجدهم
⭕«شپرنگر (Sprenger)» به هر روی این دیدگاه را میپذیرد و با تکیه به گزارش «ابن سعد» به این نتیجه میرسد: "در این روایت ها نام «مُحَمَد» همانند دیگر نام ها در جایگاه عنوانِ پیامبر نمایان میشود…
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_هجدهم
⭕چنین باوری بسیار همانند این اندیشۀِ کُهن آریایی است که میگوید آنکسی که با زخم هایش در پیشاپیش جبهه نَبرد جان دهد، سزاوار پاداش است.
💢مانو(آدم در دین هندو) در کتاب «Dharmasastra » میگوید: «سروران زمین [٣٧] در نَبرد بودند، و متقابل خواهان کُشتن یک دیگر، چهره هایشان را از هم برنمیگرداندند، از آن زمان آنها به دلیل دلاوری شان به آسمان میروند.» همچنین در کتاب « Nalopakhyanam » ایندرا(خدای هندوها) به قهرمانی به نام «نالا» میگوید:«تنها [٣٨] نگهبانان زمین (همانند پادشاهان)، جنگاوران، کسانیکه از (همۀِ امیدها) و زندگی گذشت کردند، کسانیکه در هنگام کارزار با یک جنگ افزار برای نابودی دُشمن میروند، بدون اینکه چهره هایشان را برگردانند -جایگاه آنها این جهان جاودان است- آسمان(بهشت) ایندرا.» اندیشۀِ پاداش آسمانی برای جنگاوران تنها محدود به هندوستان نبود، زیرا نیاکان ما در شمال اروپا نیز در دوران بُت پرستی باور داشتند که ایزدبانو «والکیریز (Valkyries) »، یا «گُزینش کُنندۀِ مرگ»، از میدان جنگ دیدن میکند [٣٩]؛
⭕و از آنجا او روان (روح) جنگاوران دلاور را که در جنگ کُشته شده اند، بسوی
آسمانِ خُدایگان «اودهین (Odhin)» (پدر ایزدبانو «والکیریز (Valkyries)») و به جایگاهی به نام «Valhalla»، یا آرامگاه کُشته شدگان میبرد.
جن ها گونه ای از روان های(ارواح) بدنهاد هستند؛ آنها دارای نیروی فراوان و سرچشمۀِ ترس و ترور در بخش های فراوانی از جهان اسلام میباشند.
مسلمان ها میگویند که فرمانبُردار حضرت سُلیمان بودند [٤٠]، و قرآن پیوسته دربارۀِ آنها گزارش داده است [٤١]؛ قرآن میگوید که آنها از جنس آتش هستند [٤٢]، همانند دیوانِ بدنهاد. بنگر میآید که این واژۀِ «جن» از فرهنگ پارسیان وام گرفته شده باشد، برای اینکه اسم مفردِ جن در زبان اوستایی «جینی» میشود [٤٣]، که به معنی یک روح بدجنس زنانه میباشد. در پی بررسی این پُرسش که ریشۀِ این افسانه اسلامی در پیوند با «توازن در کردار» چیست، ما دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند، شادی میکرد.
این «پیکرهای سیاه»، روان هایِ (ارواح) نوادگانِ حضرت آدم هستند که هنوز زاده نَشُده بودند. رویهم رفته این «پیکرهای سیاه» را «هستی های بُنیادین ( Existent Atoms)» مینامند.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21397
📌#قسمت_هجدهم
⭕چنین باوری بسیار همانند این اندیشۀِ کُهن آریایی است که میگوید آنکسی که با زخم هایش در پیشاپیش جبهه نَبرد جان دهد، سزاوار پاداش است.
💢مانو(آدم در دین هندو) در کتاب «Dharmasastra » میگوید: «سروران زمین [٣٧] در نَبرد بودند، و متقابل خواهان کُشتن یک دیگر، چهره هایشان را از هم برنمیگرداندند، از آن زمان آنها به دلیل دلاوری شان به آسمان میروند.» همچنین در کتاب « Nalopakhyanam » ایندرا(خدای هندوها) به قهرمانی به نام «نالا» میگوید:«تنها [٣٨] نگهبانان زمین (همانند پادشاهان)، جنگاوران، کسانیکه از (همۀِ امیدها) و زندگی گذشت کردند، کسانیکه در هنگام کارزار با یک جنگ افزار برای نابودی دُشمن میروند، بدون اینکه چهره هایشان را برگردانند -جایگاه آنها این جهان جاودان است- آسمان(بهشت) ایندرا.» اندیشۀِ پاداش آسمانی برای جنگاوران تنها محدود به هندوستان نبود، زیرا نیاکان ما در شمال اروپا نیز در دوران بُت پرستی باور داشتند که ایزدبانو «والکیریز (Valkyries) »، یا «گُزینش کُنندۀِ مرگ»، از میدان جنگ دیدن میکند [٣٩]؛
⭕و از آنجا او روان (روح) جنگاوران دلاور را که در جنگ کُشته شده اند، بسوی
آسمانِ خُدایگان «اودهین (Odhin)» (پدر ایزدبانو «والکیریز (Valkyries)») و به جایگاهی به نام «Valhalla»، یا آرامگاه کُشته شدگان میبرد.
جن ها گونه ای از روان های(ارواح) بدنهاد هستند؛ آنها دارای نیروی فراوان و سرچشمۀِ ترس و ترور در بخش های فراوانی از جهان اسلام میباشند.
مسلمان ها میگویند که فرمانبُردار حضرت سُلیمان بودند [٤٠]، و قرآن پیوسته دربارۀِ آنها گزارش داده است [٤١]؛ قرآن میگوید که آنها از جنس آتش هستند [٤٢]، همانند دیوانِ بدنهاد. بنگر میآید که این واژۀِ «جن» از فرهنگ پارسیان وام گرفته شده باشد، برای اینکه اسم مفردِ جن در زبان اوستایی «جینی» میشود [٤٣]، که به معنی یک روح بدجنس زنانه میباشد. در پی بررسی این پُرسش که ریشۀِ این افسانه اسلامی در پیوند با «توازن در کردار» چیست، ما دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند، شادی میکرد.
این «پیکرهای سیاه»، روان هایِ (ارواح) نوادگانِ حضرت آدم هستند که هنوز زاده نَشُده بودند. رویهم رفته این «پیکرهای سیاه» را «هستی های بُنیادین ( Existent Atoms)» مینامند.
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هفدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21397
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_هفدهم
⭕اندیشۀِ وجود حوریان از افسانه های کُهن پارسی دربارۀ «پایراک ها» الهام گرفته است، که امروز ایرانیان آنها را پریان مینامند.
💢برپایۀِ آیین زرتُشت این پریان روان (روح) زنانه هستند که در اِسپاش (فضا) در نزدیکی و…
📌#قسمت_هفدهم
⭕اندیشۀِ وجود حوریان از افسانه های کُهن پارسی دربارۀ «پایراک ها» الهام گرفته است، که امروز ایرانیان آنها را پریان مینامند.
💢برپایۀِ آیین زرتُشت این پریان روان (روح) زنانه هستند که در اِسپاش (فضا) در نزدیکی و…
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_نوزدهم
⭕در بخشهاى قبل دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند، شادی میکرد. این «پیکرهای سیاه»، روان هایِ (ارواح) نوادگانِ حضرت آدم هستند که هنوز زاده نَشُده بودند. رویهم رفته این «پیکرهای سیاه» را «هستی های بُنیادین ( Existent Atoms)» مینامند.
💢این «پیکرهای سیاه» متفاوت از آن موجودات در کتاب «سفارش نامۀِ ابراهیم» هستند، بدینگونه که در کتاب «سفارش نامه ابراهیم»، ابراهیم روان های نوادگانش را که ُمرده اند، میبیند، درحالی که در اینروایتِ اسلامی، محمد روانِ آن انسان هایی را که هنوز زاییده نشده اند، در شکل «هستی های بُنیادین» میبیند.
⭕نامی را که مسلمان ها برای نامیدن این «پیکرهای سیاه» در نوشته هایشان بکار میبرند، بدون شک یک نام نابِ (خالص) عربی است. ولی این اندیشه به نظر میآید که از زرتُشتیان سرچشمه گرفته باشد، که آنها این «پیکرهای سیاه» را در اوستا «فَرَوَشی» [٤٥] و در زبان پهلوی «فروهر» مینامند. برخی میگویند: این امکان هست که پارسیان این اندیشه را از مصریان باستان پذیرفته باشند، ولی به نظر میآید که این احتمال بسیار کم باشد. جدا از اینکه این اندیشه از کجا سرچشمه گرفته باشد، مسلمان ها این باور دینی شان را وام دار (مدیون) زرتُشتیان هستند که وجودِ روان هایِ (ارواح) انسان هایی را که هنوز زاده نشده اند، پذیرفته اند.
💢مسلمان ها همانند یهودیان دربارۀِ فرشتۀِ مرگ بسیار سخن میگویند، با این تفاوت که یهودیان فرشته مرگ را «سامائل» مینامند ولی مسلمان ها «عزرائیل».
ولی «عزرائیل» یک نام عربی نیست، بلکه یک نام عبری است، و همین یک دلیل نشان میدهد که باورهای دین یهود در شکل گیری دین اسلام تأثیر گُذار بوده اند. از آنجا که نام این فرشتۀِ مرگ در انجیل نیامده است، روشن است که یهودی ها و مسلمان ها باید این اندیشه را از سرچشمۀِ دیگری وام گرفته باشند. با شایمندی (احتمال) فراوان این اندیشه ریشه در فرهنگ پارسیان دارد، زیرا اوستا دربارۀِ فرشته ای به نام «Astovidhotus» یا «Vidhatus» گزارش کرده است که به معنی «جُدا کُننده» است. و وظیفۀِ او جدا کردن روان آدمی از پیکر اوست. برپایه باور زرتُشتیان آب و آتش عناصر خوبی هستند و به انسان آسیبی نمیرسانند؛ و اگر یک آدمی در آتش یا آب بیافتد و این بدآمد سبب مرگ او شود، در حقیقت این فرشتۀِ مرگ «Vidhatus» است که روان انسان را از پیکرش جدا ساخته است [٤٦].
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هجدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21418
📌#قسمت_نوزدهم
⭕در بخشهاى قبل دیدیم که روایت های اسلامی میگویند که در زمان معراج، محمد دید که هرگاه که حضرت آدم آن «پیکرهای سیاه» را در سمت چپ خودش نگاه میکرد [٤٤]، میگریست، ولی با نگاه کردن به کسانیکه سمت راست او ایستاده بودند، شادی میکرد. این «پیکرهای سیاه»، روان هایِ (ارواح) نوادگانِ حضرت آدم هستند که هنوز زاده نَشُده بودند. رویهم رفته این «پیکرهای سیاه» را «هستی های بُنیادین ( Existent Atoms)» مینامند.
💢این «پیکرهای سیاه» متفاوت از آن موجودات در کتاب «سفارش نامۀِ ابراهیم» هستند، بدینگونه که در کتاب «سفارش نامه ابراهیم»، ابراهیم روان های نوادگانش را که ُمرده اند، میبیند، درحالی که در اینروایتِ اسلامی، محمد روانِ آن انسان هایی را که هنوز زاییده نشده اند، در شکل «هستی های بُنیادین» میبیند.
⭕نامی را که مسلمان ها برای نامیدن این «پیکرهای سیاه» در نوشته هایشان بکار میبرند، بدون شک یک نام نابِ (خالص) عربی است. ولی این اندیشه به نظر میآید که از زرتُشتیان سرچشمه گرفته باشد، که آنها این «پیکرهای سیاه» را در اوستا «فَرَوَشی» [٤٥] و در زبان پهلوی «فروهر» مینامند. برخی میگویند: این امکان هست که پارسیان این اندیشه را از مصریان باستان پذیرفته باشند، ولی به نظر میآید که این احتمال بسیار کم باشد. جدا از اینکه این اندیشه از کجا سرچشمه گرفته باشد، مسلمان ها این باور دینی شان را وام دار (مدیون) زرتُشتیان هستند که وجودِ روان هایِ (ارواح) انسان هایی را که هنوز زاده نشده اند، پذیرفته اند.
💢مسلمان ها همانند یهودیان دربارۀِ فرشتۀِ مرگ بسیار سخن میگویند، با این تفاوت که یهودیان فرشته مرگ را «سامائل» مینامند ولی مسلمان ها «عزرائیل».
ولی «عزرائیل» یک نام عربی نیست، بلکه یک نام عبری است، و همین یک دلیل نشان میدهد که باورهای دین یهود در شکل گیری دین اسلام تأثیر گُذار بوده اند. از آنجا که نام این فرشتۀِ مرگ در انجیل نیامده است، روشن است که یهودی ها و مسلمان ها باید این اندیشه را از سرچشمۀِ دیگری وام گرفته باشند. با شایمندی (احتمال) فراوان این اندیشه ریشه در فرهنگ پارسیان دارد، زیرا اوستا دربارۀِ فرشته ای به نام «Astovidhotus» یا «Vidhatus» گزارش کرده است که به معنی «جُدا کُننده» است. و وظیفۀِ او جدا کردن روان آدمی از پیکر اوست. برپایه باور زرتُشتیان آب و آتش عناصر خوبی هستند و به انسان آسیبی نمیرسانند؛ و اگر یک آدمی در آتش یا آب بیافتد و این بدآمد سبب مرگ او شود، در حقیقت این فرشتۀِ مرگ «Vidhatus» است که روان انسان را از پیکرش جدا ساخته است [٤٦].
⭕ادامه دارد...
📌مطالعه قسمت هجدهم از طریق:
https://t.me/Iamkheradgera/21418
Telegram
I am kheradgera
💥نگاهى به سرچشمه هاى اصلى قرآن
📌#قسمت_هجدهم
⭕چنین باوری بسیار همانند این اندیشۀِ کُهن آریایی است که میگوید آنکسی که با زخم هایش در پیشاپیش جبهه نَبرد جان دهد، سزاوار پاداش است.
💢مانو(آدم در دین هندو) در کتاب «Dharmasastra » میگوید: «سروران زمین [٣٧] در…
📌#قسمت_هجدهم
⭕چنین باوری بسیار همانند این اندیشۀِ کُهن آریایی است که میگوید آنکسی که با زخم هایش در پیشاپیش جبهه نَبرد جان دهد، سزاوار پاداش است.
💢مانو(آدم در دین هندو) در کتاب «Dharmasastra » میگوید: «سروران زمین [٣٧] در…