⭕️ سیستان و بلوچستان و هرمزگان، اسیر فقر و طلسم محرومیت
📌 کپرنشینی با ساخت خانههای سیمانی از بین نمیرود؛ آنچه باید نابود شود، فقر است
♦️مرگ دو کودک بر اثر عقربگزیدگی در ماههای اخیر، بار دیگر نگاهها را متوجه مسئله کپرنشینی و مشکلات مردم کپرنشین مناطق محروم کرده است. محرومانی که سالهاست در سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان اسیر فقری گزنده هستند و نیش عقرب تنها یکی از بیشمار مشکلات کشندهایست که آنان در این سالیان بر پوست فرتوت خود دیدهاند. مناطقی طلسم شده که ریشه فقر و محرومیت آنان در نخستین سالهای پس از انقلاب، فساد رژیم گذشته و وجود خوانین معرفی میشد، با گذشت زمان دچار فراموشی شدند تا روالِ زوال همیشگی خود را شاهد باشند. نبود امکانات اولیه نظیر جاده و آب و برق سبب شده است تا میزان مرگ و میر کودکان و زنان باردار در این سالیان رو به افزایش بگذارد و باعث شود تا ساکنان خانه خرمایی، دو راه پیش روی خود ببینند: مهاجرت، یا انتظار برای مرگ خویش.
♦️در اسفندماه ۱۳۵۹، «مرتضی آوینی» به همراه تیمی از سازمان جهادسازندگی برای ساخت مستندی به منطقهای کوهستانی در شمال غربی هرمزگان پای میگذارد؛ منطقهای فراموش شده که مردمش کپرنشینند و از امکانات اولیه زندگی محروم. با پخش مستند او با عنوان «گمگشتههای دیار فراموشی» از صداوسیماست که نام بشاگرد بر سر زبانها میافتد و به نمادی از فقر بدل میشود. تصاویری سیاه و سفید از مردمی که هستههای خرما را آرد میکنند تا با نان هسته خرما و خمیر آن خود را سیر کنند، بشاگرد را بدل به کانون فقر ایران میکند. کانونی که آوینی در مستند خود شرمزده از وجود این میزان از فقر، خود و مسئولان را خوابزدههایی عنوان میکند که اکنون با دیدن این وضعیت وخیم از خواب بیدار شدهاند و وعده میدهد که بشاگرد دیگر دیار فراموشی نیست.
♦️نزدیک به سی کودک در این چند ساله بر اثر نیش عقرب جان خود را از دست دادهاند؛ کودکانی که پیش از نیش عقرب، از نیش فقر مرده بودند. کودکانی فراموش شده که همچون والدین خود، در کپرها حیاتی از سر اجبار و محرومیت را میگذرانند. نبودِ شغل و درآمدی هر چند کوچک، کپرنشینی آنها را تداوم بخشیده و آنها را به زندگی میان شاخ و برگ خرما عادت داده است. افرادی که زمانی نه چندان دور باغ و زمین و کشاورزی داشتند، به مرور زمان و با خشکسالیهای متوالی از تنها منبع درآمد خود نیز دستشان کوتاه ماند تا در شرایط دشوار معیشتی قرار گیرند. با چنین شرایطی و در کنار نبودِ امکانات اولیه است که آنها بیش از پیش خود را فراموششده میبینند. نه کسی آنها را میبیند و نه آنها کسی را میبینند. فراموششدگان در کپرهای حصیری میمانند تا بلایی از راه برسد و دوباره برای چند روز به نان و نوایی برسند. با اخبار مرگ و میر کودکان و یا سیل و آتش و عقرب و اردوهای جهادی است که آنها دوباره در رسانه ظاهر میشوند و به امید از بین رفتن نیازشان به کپرها، چشم به دوربینها میدوزند. کپرنشینی اما با از بین رفتن کپرها و ساخت خانههای سیمانی نیز از بین نمیرود، زیرا آنچه باید نابود شود، در قدم اول فقر است و موانع پرشمار بر سر راه اشتغال و راههای ارتباط. آنها برای دوباره زنده شدن و به یادآورده شدن، نیازمند دستیابی به حداقل امکانات لازم برای ارتقای زندگی خود هستند: آب، راه و برق. تا کودکانی که با ترس و لرز در این کپرها کودکی میکنند، به این دلخوشی کوچک زنده بمانند و پادزهری حداقلی در برابر نیش محرومیت داشته باشند.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 هادی کیکاووسی
#محرومیت #فقر #سیستان #کپرنشینی
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
📌 کپرنشینی با ساخت خانههای سیمانی از بین نمیرود؛ آنچه باید نابود شود، فقر است
♦️مرگ دو کودک بر اثر عقربگزیدگی در ماههای اخیر، بار دیگر نگاهها را متوجه مسئله کپرنشینی و مشکلات مردم کپرنشین مناطق محروم کرده است. محرومانی که سالهاست در سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان اسیر فقری گزنده هستند و نیش عقرب تنها یکی از بیشمار مشکلات کشندهایست که آنان در این سالیان بر پوست فرتوت خود دیدهاند. مناطقی طلسم شده که ریشه فقر و محرومیت آنان در نخستین سالهای پس از انقلاب، فساد رژیم گذشته و وجود خوانین معرفی میشد، با گذشت زمان دچار فراموشی شدند تا روالِ زوال همیشگی خود را شاهد باشند. نبود امکانات اولیه نظیر جاده و آب و برق سبب شده است تا میزان مرگ و میر کودکان و زنان باردار در این سالیان رو به افزایش بگذارد و باعث شود تا ساکنان خانه خرمایی، دو راه پیش روی خود ببینند: مهاجرت، یا انتظار برای مرگ خویش.
♦️در اسفندماه ۱۳۵۹، «مرتضی آوینی» به همراه تیمی از سازمان جهادسازندگی برای ساخت مستندی به منطقهای کوهستانی در شمال غربی هرمزگان پای میگذارد؛ منطقهای فراموش شده که مردمش کپرنشینند و از امکانات اولیه زندگی محروم. با پخش مستند او با عنوان «گمگشتههای دیار فراموشی» از صداوسیماست که نام بشاگرد بر سر زبانها میافتد و به نمادی از فقر بدل میشود. تصاویری سیاه و سفید از مردمی که هستههای خرما را آرد میکنند تا با نان هسته خرما و خمیر آن خود را سیر کنند، بشاگرد را بدل به کانون فقر ایران میکند. کانونی که آوینی در مستند خود شرمزده از وجود این میزان از فقر، خود و مسئولان را خوابزدههایی عنوان میکند که اکنون با دیدن این وضعیت وخیم از خواب بیدار شدهاند و وعده میدهد که بشاگرد دیگر دیار فراموشی نیست.
♦️نزدیک به سی کودک در این چند ساله بر اثر نیش عقرب جان خود را از دست دادهاند؛ کودکانی که پیش از نیش عقرب، از نیش فقر مرده بودند. کودکانی فراموش شده که همچون والدین خود، در کپرها حیاتی از سر اجبار و محرومیت را میگذرانند. نبودِ شغل و درآمدی هر چند کوچک، کپرنشینی آنها را تداوم بخشیده و آنها را به زندگی میان شاخ و برگ خرما عادت داده است. افرادی که زمانی نه چندان دور باغ و زمین و کشاورزی داشتند، به مرور زمان و با خشکسالیهای متوالی از تنها منبع درآمد خود نیز دستشان کوتاه ماند تا در شرایط دشوار معیشتی قرار گیرند. با چنین شرایطی و در کنار نبودِ امکانات اولیه است که آنها بیش از پیش خود را فراموششده میبینند. نه کسی آنها را میبیند و نه آنها کسی را میبینند. فراموششدگان در کپرهای حصیری میمانند تا بلایی از راه برسد و دوباره برای چند روز به نان و نوایی برسند. با اخبار مرگ و میر کودکان و یا سیل و آتش و عقرب و اردوهای جهادی است که آنها دوباره در رسانه ظاهر میشوند و به امید از بین رفتن نیازشان به کپرها، چشم به دوربینها میدوزند. کپرنشینی اما با از بین رفتن کپرها و ساخت خانههای سیمانی نیز از بین نمیرود، زیرا آنچه باید نابود شود، در قدم اول فقر است و موانع پرشمار بر سر راه اشتغال و راههای ارتباط. آنها برای دوباره زنده شدن و به یادآورده شدن، نیازمند دستیابی به حداقل امکانات لازم برای ارتقای زندگی خود هستند: آب، راه و برق. تا کودکانی که با ترس و لرز در این کپرها کودکی میکنند، به این دلخوشی کوچک زنده بمانند و پادزهری حداقلی در برابر نیش محرومیت داشته باشند.
♦️متن کامل این مطلب را در سایت ایندیپندنت فارسی بخوانید
🖌 هادی کیکاووسی
#محرومیت #فقر #سیستان #کپرنشینی
#IndependentPersian
#IndyPersian
#ایندیپندنت_فارسی
ایندیپندنت فارسی
سیستان و بلوچستان و هرمزگان، اسیر فقر و طلسم محرومیت
مرگ دو کودک بر اثر عقربگزیدگی در ماههای اخیر، بار دیگر نگاهها را متوجه مسئله کپرنشینی و مشکلات مردم کپرنشین مناطق محروم کرده است. محرومانی که سالهاست در سه استان کرمان، سیستان و بلوچستان و