به نمایندگان مجلس، قوه قضائیه و دولت :
موضوع: درخواست کارگران هفت تپه و مردم منطقه برای لغو فوری خصوصی سازی
با سلام؛ همانطور که می دانید بار قبل که چند تن از همکاران ما قصد سفر به تهران و ملاقات با کمیسیون اجتماعی مجلس را داشتند در میانه راه دزدیده و بازداشت شدند که این دستگیری با اعتراض شدید از سوی کارگران هفت تپه مواجه شد و موجی از خشم و کینه و اعتراض را در میان همکاران ما برانگیخت.
مایلیم از این طریق و بار دیگر اعلام کنیم که اکثریت قریب به اتفاق همکاران ما در مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با مساله ی خصوصی سازی مخالفت جدی دارند. هرگز امکان نخواهد داشت که خصوصی سازی از سوی چند هزار کارگر هفت تپه و یعنی بالغ بر بیست و پنج هزار نفر خانواده کارگری و ده ها هزار نفر دیگر در منطقه که از طریق این مجتمع امرار معاش میکنند مورد قبول قرار بگیرد. حضور شرکت خصوصی در مالکیت این شرکت برای همیشه یکی از سرچشمه های تنش و دردسر و تشدید فقر و فلاکت و عدم امنیت شغلی است.
برخلاف ادعای برخی مقامات در اظهارنظرات مختلف، ما تنها با نحوه ی خصوصی سازی و فقط با اسدبیگی فاسد و اختلاسگر مشکل نداریم؛ بلکه اساسا واگذاری یک شرکت مادر و ملی به بخش خصوصی خلاف قانون و خلاف مصلحت جامعه و نابود کننده معیشت مردم منطقه است.
بدینوسیله و بار دیگر برای تاکید بر خواسته های این خانوار چندین هزار نفری در هفت تپه و منطقه اعلام میداریم که ما خواهان انجام یکی از پیشنهادات زیر هستیم:
١- واگذاری شرکت به بخش دولتی با نظارت کامل کارگران بر تولید، فروش و فعالیت مالی-فنی-اقتصادی
در میان کارگران هفت تپه دو پیشنهاد جدی دیگر نیز وجود دارد :
٢-پنجاه و یک درصد سهام شرکت به کارگران واگذار شود و چهل و نه درصد آن به دولت
٣-صد درصد سهام شرکت به یک شرکت تعاونی کارگری متشکل از کارگران هفت تپه واگذار شود
ما با هر شکل، وضعیت یا پیشنهاد دیگری مخالفت داریم. مادامی که این تخلف در واگذاری شرکت به بخش خصوصی رفع و جبران نشود هفت تپه همیشه دارای مشکلات لاینحلی خواهد بود که با هیچ قرص مسکنی قابل درمان نیست. برای حل ریشه ای مشکلات در هفت تپه و کل منطقه، لازم است که یکی از پیشنهادات فوق اجرا شود.
ما از موضع چندتن از سخنگویان کارگران هفت تپه در مورد لغو کامل و سریع خصوصی سازی در نیشکر هفت تپه حمایت میکنیم و ضمن حمایت از این موضوع اعلام میکنیم که لغو خصوصی سازی خواسته همه ماست.
جمعی از کارگران و جمعی از مردم هفت تپه و منطقه- دوشنبه - ۲۲ مهر ۱۳۹۸
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکارا و گروه های واتزاپی بفرستید
⬆️#نامه به دولت، مجلس و قوه قضائیه : #درخواست کارگران هفت تپه و مردم #منطقه برای #لغو فوری #خصوصی_سازی
موضوع: درخواست کارگران هفت تپه و مردم منطقه برای لغو فوری خصوصی سازی
با سلام؛ همانطور که می دانید بار قبل که چند تن از همکاران ما قصد سفر به تهران و ملاقات با کمیسیون اجتماعی مجلس را داشتند در میانه راه دزدیده و بازداشت شدند که این دستگیری با اعتراض شدید از سوی کارگران هفت تپه مواجه شد و موجی از خشم و کینه و اعتراض را در میان همکاران ما برانگیخت.
مایلیم از این طریق و بار دیگر اعلام کنیم که اکثریت قریب به اتفاق همکاران ما در مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با مساله ی خصوصی سازی مخالفت جدی دارند. هرگز امکان نخواهد داشت که خصوصی سازی از سوی چند هزار کارگر هفت تپه و یعنی بالغ بر بیست و پنج هزار نفر خانواده کارگری و ده ها هزار نفر دیگر در منطقه که از طریق این مجتمع امرار معاش میکنند مورد قبول قرار بگیرد. حضور شرکت خصوصی در مالکیت این شرکت برای همیشه یکی از سرچشمه های تنش و دردسر و تشدید فقر و فلاکت و عدم امنیت شغلی است.
برخلاف ادعای برخی مقامات در اظهارنظرات مختلف، ما تنها با نحوه ی خصوصی سازی و فقط با اسدبیگی فاسد و اختلاسگر مشکل نداریم؛ بلکه اساسا واگذاری یک شرکت مادر و ملی به بخش خصوصی خلاف قانون و خلاف مصلحت جامعه و نابود کننده معیشت مردم منطقه است.
بدینوسیله و بار دیگر برای تاکید بر خواسته های این خانوار چندین هزار نفری در هفت تپه و منطقه اعلام میداریم که ما خواهان انجام یکی از پیشنهادات زیر هستیم:
١- واگذاری شرکت به بخش دولتی با نظارت کامل کارگران بر تولید، فروش و فعالیت مالی-فنی-اقتصادی
در میان کارگران هفت تپه دو پیشنهاد جدی دیگر نیز وجود دارد :
٢-پنجاه و یک درصد سهام شرکت به کارگران واگذار شود و چهل و نه درصد آن به دولت
٣-صد درصد سهام شرکت به یک شرکت تعاونی کارگری متشکل از کارگران هفت تپه واگذار شود
ما با هر شکل، وضعیت یا پیشنهاد دیگری مخالفت داریم. مادامی که این تخلف در واگذاری شرکت به بخش خصوصی رفع و جبران نشود هفت تپه همیشه دارای مشکلات لاینحلی خواهد بود که با هیچ قرص مسکنی قابل درمان نیست. برای حل ریشه ای مشکلات در هفت تپه و کل منطقه، لازم است که یکی از پیشنهادات فوق اجرا شود.
ما از موضع چندتن از سخنگویان کارگران هفت تپه در مورد لغو کامل و سریع خصوصی سازی در نیشکر هفت تپه حمایت میکنیم و ضمن حمایت از این موضوع اعلام میکنیم که لغو خصوصی سازی خواسته همه ماست.
جمعی از کارگران و جمعی از مردم هفت تپه و منطقه- دوشنبه - ۲۲ مهر ۱۳۹۸
انتشار: کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکارا و گروه های واتزاپی بفرستید
⬆️#نامه به دولت، مجلس و قوه قضائیه : #درخواست کارگران هفت تپه و مردم #منطقه برای #لغو فوری #خصوصی_سازی
دو اصطلاح کارگری جدید: بخش خصوصی داعشی و سرزمین های اشغالی
اصطلاح داعشی برای بخش خصوصی در سراسر کشور همه گیر شد. یک کارگر هپکو در سخنرانی در حضور رئیس قوه قضائیه از خصوصی سازی به عنوان حمله داعش یاد کرد و بخش خصوصی را داعش خطاب کرد. امیدوارم به زودی در مورد سخنان این همکار نوشته هایی منتشر بشود چون نقدهایی به حرف ایشان وارد است.
امیر اسدبیگ داعشی، فاسد، بدکار و دشمن همه مردم منطقه، در یک اقدام احمقانه، برای اولین بار در مصاحبه ای کارگران هفت تپه را داعشی خواند و سپس کانال مستقل و همکاران ما، در پاسخ به این فاضلاب های زالو صفت، نام خاندان خودش را داعشی گذاشتند و این ماجرا آنقدر تکرار شد که به سایر نقاط کشور هم سرایت کرد. ما خودمان هم اصطلاح " سرزمین اشغالی را از همکاران در سرزمین اشغالی مغان یاد گرفتیم.
همکاران عزیز هپکو، آذرآب، هفت تپه، مغان، واگن پارس و تمامی همکاران در دیگر سرزمین های اشغالی و تحت ستم مضاعف توسط بخش خصوصی داعشی:
پیشنهاد میکنیم از این پس اصطلاح "سرزمین های اشغالی" را برای شرکت هایمان و اصطلاح "داعشی" را برای کارفرمای بخش خصوصی استفاده کنیم تا نزد همه همکاران و مخاطبان به طور کامل جا بیفتد.
یک کارگر همکار با کانال مستقل، از سرزمین های اشغالی هفت تپه و متحد و مبارز علیه کارفرمای داعشی بخش خصوصی
پیام همکار- کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و گروه های واتزاپی بفرستید.
دو #اصطلاح کارگری جدید: بخش #خصوصی #داعشی و #سرزمین های #اشغالی
اصطلاح داعشی برای بخش خصوصی در سراسر کشور همه گیر شد. یک کارگر هپکو در سخنرانی در حضور رئیس قوه قضائیه از خصوصی سازی به عنوان حمله داعش یاد کرد و بخش خصوصی را داعش خطاب کرد. امیدوارم به زودی در مورد سخنان این همکار نوشته هایی منتشر بشود چون نقدهایی به حرف ایشان وارد است.
امیر اسدبیگ داعشی، فاسد، بدکار و دشمن همه مردم منطقه، در یک اقدام احمقانه، برای اولین بار در مصاحبه ای کارگران هفت تپه را داعشی خواند و سپس کانال مستقل و همکاران ما، در پاسخ به این فاضلاب های زالو صفت، نام خاندان خودش را داعشی گذاشتند و این ماجرا آنقدر تکرار شد که به سایر نقاط کشور هم سرایت کرد. ما خودمان هم اصطلاح " سرزمین اشغالی را از همکاران در سرزمین اشغالی مغان یاد گرفتیم.
همکاران عزیز هپکو، آذرآب، هفت تپه، مغان، واگن پارس و تمامی همکاران در دیگر سرزمین های اشغالی و تحت ستم مضاعف توسط بخش خصوصی داعشی:
پیشنهاد میکنیم از این پس اصطلاح "سرزمین های اشغالی" را برای شرکت هایمان و اصطلاح "داعشی" را برای کارفرمای بخش خصوصی استفاده کنیم تا نزد همه همکاران و مخاطبان به طور کامل جا بیفتد.
یک کارگر همکار با کانال مستقل، از سرزمین های اشغالی هفت تپه و متحد و مبارز علیه کارفرمای داعشی بخش خصوصی
پیام همکار- کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و گروه های واتزاپی بفرستید.
دو #اصطلاح کارگری جدید: بخش #خصوصی #داعشی و #سرزمین های #اشغالی
#خصوصی_سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود!
مطلب مهم #آموزشی، بخش اول:
در دوره نخست وزیری مارگارت تاچر در انگلستان و ریگان در آمریکا پروژه ای شروع شد به نام نئولیبرالیسم. معنای ساده شده آن «بُرد بُرد» است. یعنی هر کمپانی سرمایه داری در هر نقطه جهان با هر سرمایه داری دیگری در هر جای دیگر جهان معامله کند به نوعی سودش به جیب همه سرمایه داران عضو یک چیزی به نام سازمان تجارت جهانی( WTO) می رود. نظام سرمایه داری چون میداند در سطح جهان به هم تنیده و مربوط شده است، با ایجاد سازمان تجارت جهانی سعی کرد دنیا را به یک کشور تبدیل کند. برای این منظور کشورهای عضو باید مفاد و قطعنامه های مختلفی را امضاء می کردند. یکی از آنها که مهمترینش هم بود کوچک کردن دولت از طریق خصوصی سازی و حذف سوبسیدها بود. این پروژه ابتدا در اندونزی در دوره حاکمیت سوهارتو شروع شد و اعتراضات وسیعی را در مقابل خود داشت، به طوری که بیش از یک میلیون کارگر در آن اعتراضات کشته شدند. به زودی نئولیبرالیسم همه جهان را در بر گرفت به جز بعضی از کشورهای سرمایه داری که در شرایط بحران و بِلبِشو سود بیشتری می برند و مایل نبودند به شکل سرمایه داری متعارف در این سازمان تجارت جهانی عضو باشند. کشورهایی مثل عراق، لیبی و ایران از آن جمله اند. اما قدرت سرمایه داری جهانی به آنها می چربید و اجازه تک خوری به آنها نمی داد. برای همین در دوره جورج بوش پسر صحبت از «محور شیطانی»، یعنی همین کشورهای نام برده شد که باید به زور وادارشان کرد برای عضویت در این سازمان. لیبی و عراق مقاومت کردند و از دور حذف شدند اما جمهوری اسلامی در زمان هاشمی رفسنجانی مجبور شد این پروژه را بپذیرد. در دوره احمدی نژاد که تازه وانمود می کرد ضد اصلاحات است شدت خصوصی سازی و حذف سوبسیدها به بیشترین حد خود رسید. افتخار آن دولت این بود که سیم کارتی که از ابتدا باید مجانی می بود و به یک میلیون تومان خرید و فروش می شد، با منت به چهارصدهزارتومان کاهش داده است! اینها حکومت هایی تابع لیبرالیسمی بودند که در آغاز انقلاب کسانی مثل بازرگان را به دلیل لیبرال بودن عقب می زدند!
از آن دوره تا کنون نیز همیشه تحت عناوین مختلف مشغول چانه زنی بودند. «برجام» نهایت توافق کشورهای سرمایه داری با ایران بود و هر دو سمت این پروژه که از موضوعاتش هم فقط خودشان باخبرند و تحت عنوان «موضوعات هسته ای» به خورد مردم می دهند از مهمترین مذاکرات پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی بود. طرف ایران خیلی مقاومت می کرد که بیشترین امتیاز را بگیرد اما در نهایت پیوستن به آن را پذیرفت و بنا به درخواست کشورهای بزرگ سرمایه داری در سازمان تجارت جهانی خصوصی سازی را آغاز کرد.
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش اول
- حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
مطلب مهم #آموزشی، بخش اول:
در دوره نخست وزیری مارگارت تاچر در انگلستان و ریگان در آمریکا پروژه ای شروع شد به نام نئولیبرالیسم. معنای ساده شده آن «بُرد بُرد» است. یعنی هر کمپانی سرمایه داری در هر نقطه جهان با هر سرمایه داری دیگری در هر جای دیگر جهان معامله کند به نوعی سودش به جیب همه سرمایه داران عضو یک چیزی به نام سازمان تجارت جهانی( WTO) می رود. نظام سرمایه داری چون میداند در سطح جهان به هم تنیده و مربوط شده است، با ایجاد سازمان تجارت جهانی سعی کرد دنیا را به یک کشور تبدیل کند. برای این منظور کشورهای عضو باید مفاد و قطعنامه های مختلفی را امضاء می کردند. یکی از آنها که مهمترینش هم بود کوچک کردن دولت از طریق خصوصی سازی و حذف سوبسیدها بود. این پروژه ابتدا در اندونزی در دوره حاکمیت سوهارتو شروع شد و اعتراضات وسیعی را در مقابل خود داشت، به طوری که بیش از یک میلیون کارگر در آن اعتراضات کشته شدند. به زودی نئولیبرالیسم همه جهان را در بر گرفت به جز بعضی از کشورهای سرمایه داری که در شرایط بحران و بِلبِشو سود بیشتری می برند و مایل نبودند به شکل سرمایه داری متعارف در این سازمان تجارت جهانی عضو باشند. کشورهایی مثل عراق، لیبی و ایران از آن جمله اند. اما قدرت سرمایه داری جهانی به آنها می چربید و اجازه تک خوری به آنها نمی داد. برای همین در دوره جورج بوش پسر صحبت از «محور شیطانی»، یعنی همین کشورهای نام برده شد که باید به زور وادارشان کرد برای عضویت در این سازمان. لیبی و عراق مقاومت کردند و از دور حذف شدند اما جمهوری اسلامی در زمان هاشمی رفسنجانی مجبور شد این پروژه را بپذیرد. در دوره احمدی نژاد که تازه وانمود می کرد ضد اصلاحات است شدت خصوصی سازی و حذف سوبسیدها به بیشترین حد خود رسید. افتخار آن دولت این بود که سیم کارتی که از ابتدا باید مجانی می بود و به یک میلیون تومان خرید و فروش می شد، با منت به چهارصدهزارتومان کاهش داده است! اینها حکومت هایی تابع لیبرالیسمی بودند که در آغاز انقلاب کسانی مثل بازرگان را به دلیل لیبرال بودن عقب می زدند!
از آن دوره تا کنون نیز همیشه تحت عناوین مختلف مشغول چانه زنی بودند. «برجام» نهایت توافق کشورهای سرمایه داری با ایران بود و هر دو سمت این پروژه که از موضوعاتش هم فقط خودشان باخبرند و تحت عنوان «موضوعات هسته ای» به خورد مردم می دهند از مهمترین مذاکرات پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی بود. طرف ایران خیلی مقاومت می کرد که بیشترین امتیاز را بگیرد اما در نهایت پیوستن به آن را پذیرفت و بنا به درخواست کشورهای بزرگ سرمایه داری در سازمان تجارت جهانی خصوصی سازی را آغاز کرد.
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش اول
- حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
#خصوصی_سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود!
مطلب مهم #آموزشی، بخش دوم:
با خصوصی سازی قرار بود دولت کوچک تر بشود و همه موانع سرمایه گذاری کمپانی های فراملیتی از میان برداشته شود. سوبسیدها برداشته شود و قیمت ها منطبق با بازار جهانی شود. حکومت جمهوری اسلامی که این را پذیرفته بود به زعم خودش زرنگی می کرد و کارخانه ها و موسسات تولیدی را به فک و فامیل و اعضای رانت های خود به مفت واگذار کرد که مثلا از این جیب به آن جیب بگذارد! این برای سازمان تجارت جهانی اهمیتی نداشت فقط باید از دست دولت بیرون آمده و به دست بخش خصوصی گذاشته شود که امکان سرمایه گذاری کمپانی های بزرگ جهان فراهم شود و بعدها رقیب این کمپانی ها به جای یک دولت، عده ای سرمایه دار چپر چلاق باشد که با یک فوت کنار روند.
اما در خصوصی سازی به این دلیل که اداره امور به سلیقه یک فرد سرمایه گذار سپرده می شود، دیگر او است که تصمیم می گیرد با اموالش چه کند. کارخانه را خراب کند و برج و پاساژ خرید بسازد یا هرکار دیگری که دلش خواست. تعدیل نیرو کند و فشار چندبرابر به سایر کارگران وارد کند و ارتشی از بیکاران را پشت در کارخانه به صف کند که کسی هوس درخواست افزایش دستمزد نداشته باشد وگرنه جایش با یک نفر در پشت در ایستاده عوض خواهد شود. بین کارگران تفرقه و دشمنی و پراکندگی ایجاد کند و ...
منتها چون دولت سرمایه دار ایران وضعیتی ناقص الخلقه و مفلوک دارد، با اجرای خصوصی سازی، علاوه بر چندبرابر بدتر شدن وضعیت معیشتی کارگران امر خصوصی سازی هم به بن بست رسید. مثلا در همین هفت تپه از یک طرف کل کارخانه به بُز به یک فرد ملنگ که دست چپ و راست خود را از هم تشخیص نمی دهد واگذار شد، و از طرف دیگر دولت کوچک تر که نشد هیچ، سرنوشت کارخانه و کارگران را به فرد خصوصی واگذار نکرد و خودش همچنان در وسط درگیری بین کارگران و کارفرما با همه دستگاه سرکوب و زندانش در کنار کارفرما ایستاد. سوال کارگران از حکومت این است که مگر کارخانه را به بخش خصوصی واگذار نکردید؟ پس چرا به عقب نمی روید تا خود کارگران تکلیف شان را با دزدی و اختلاس های کارفرما حل کنند؟. حکومت از مالیات کارگران و پول نفت دستگاه سرکوبش را پروارتر می کند تا در موقع اعتراض کارگران به سودجویی های کارفرما بر سرشان بکوبد. نماینده کارگران هفت تپه اسماعیل بخشی و سایر کارگران معترض را در زندان می اندازد تا آنها را مرعوب و وحشت زده کند. اما مگر کارگران به جز همین مزد ناچیز که چندماه یک بار هم به تعویق می افتد چه چیزی دارند که از دست بدهند که لازم باشد به خاطرش بترسند.
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش دوم
-حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
مطلب مهم #آموزشی، بخش دوم:
با خصوصی سازی قرار بود دولت کوچک تر بشود و همه موانع سرمایه گذاری کمپانی های فراملیتی از میان برداشته شود. سوبسیدها برداشته شود و قیمت ها منطبق با بازار جهانی شود. حکومت جمهوری اسلامی که این را پذیرفته بود به زعم خودش زرنگی می کرد و کارخانه ها و موسسات تولیدی را به فک و فامیل و اعضای رانت های خود به مفت واگذار کرد که مثلا از این جیب به آن جیب بگذارد! این برای سازمان تجارت جهانی اهمیتی نداشت فقط باید از دست دولت بیرون آمده و به دست بخش خصوصی گذاشته شود که امکان سرمایه گذاری کمپانی های بزرگ جهان فراهم شود و بعدها رقیب این کمپانی ها به جای یک دولت، عده ای سرمایه دار چپر چلاق باشد که با یک فوت کنار روند.
اما در خصوصی سازی به این دلیل که اداره امور به سلیقه یک فرد سرمایه گذار سپرده می شود، دیگر او است که تصمیم می گیرد با اموالش چه کند. کارخانه را خراب کند و برج و پاساژ خرید بسازد یا هرکار دیگری که دلش خواست. تعدیل نیرو کند و فشار چندبرابر به سایر کارگران وارد کند و ارتشی از بیکاران را پشت در کارخانه به صف کند که کسی هوس درخواست افزایش دستمزد نداشته باشد وگرنه جایش با یک نفر در پشت در ایستاده عوض خواهد شود. بین کارگران تفرقه و دشمنی و پراکندگی ایجاد کند و ...
منتها چون دولت سرمایه دار ایران وضعیتی ناقص الخلقه و مفلوک دارد، با اجرای خصوصی سازی، علاوه بر چندبرابر بدتر شدن وضعیت معیشتی کارگران امر خصوصی سازی هم به بن بست رسید. مثلا در همین هفت تپه از یک طرف کل کارخانه به بُز به یک فرد ملنگ که دست چپ و راست خود را از هم تشخیص نمی دهد واگذار شد، و از طرف دیگر دولت کوچک تر که نشد هیچ، سرنوشت کارخانه و کارگران را به فرد خصوصی واگذار نکرد و خودش همچنان در وسط درگیری بین کارگران و کارفرما با همه دستگاه سرکوب و زندانش در کنار کارفرما ایستاد. سوال کارگران از حکومت این است که مگر کارخانه را به بخش خصوصی واگذار نکردید؟ پس چرا به عقب نمی روید تا خود کارگران تکلیف شان را با دزدی و اختلاس های کارفرما حل کنند؟. حکومت از مالیات کارگران و پول نفت دستگاه سرکوبش را پروارتر می کند تا در موقع اعتراض کارگران به سودجویی های کارفرما بر سرشان بکوبد. نماینده کارگران هفت تپه اسماعیل بخشی و سایر کارگران معترض را در زندان می اندازد تا آنها را مرعوب و وحشت زده کند. اما مگر کارگران به جز همین مزد ناچیز که چندماه یک بار هم به تعویق می افتد چه چیزی دارند که از دست بدهند که لازم باشد به خاطرش بترسند.
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش دوم
-حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
#خصوصی_سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود!
مطلب مهم #آموزشی، بخش سوم:
راه مقابله با خصوصی سازی همان است که نماینده کارگران هفت تپه مطرح کرد و به خاطرش به زندان رفت. یا همه آنها و همه کارگران معترض به خصوصی سازی در سراسر ایران را باید در زندان و زیر شکنجه قرار دهید و یا همانطور که اسماعیل بخشی گفت کارخانه را به خود کارگران واگذار کنید تا به صورت شورایی آن را به نفع همه کارگران شاغل و خانواده هایشان اداره کنند.
به راستی مگر شما دولت مطیع دستورات سازمان تجارت جهانی کارخانه را به یک هزارم قیمت، آن هم به صورت قسطی و با دادن وام به بخش مفت خور خصوصی واگذار نکردید؟ اگر در کفش شما ریگی نیست چرا با همین مبلغ کارخانه را به چهار هزار کارگر همین نیشکر هفت تپه واگذار نکردید؟ کارگران هفت تپه و هپکو و سایر کارخانه های واگذار شده به بخش خصوصی هم می توانند وام بگیریند و به قول اسماعیل بخشی همه تخصص را هم در بین خودشان دارند و چندبار بهتر از قبل تولید را ادامه خواهند داد و نه تنها یک نفر اخراج نخواهد شد بلکه با سود کارخانه به جای رفتن در جیب بخش خصوصی صندوق کارخانه می تواند با کاهش ساعت کار بسیاری از کارگران بیکار و بیکار شده را به کار برگرداند. شکر و تولیدات کارخانجات مستقیما از تولید به دست مصرف کننده برسد و جلوی انواع اختلاس و دلالی ها و دزدی ها گرفته شود و سود کارخانه به صورت افزایش دستمزد و پاداش به سفره همه کارگران و خانواده هایشان برود.
خصوصی سازی یعنی اراده هزاران کارگر را نادیده گرفتن و آن را به اراده یک فرد واگذار کردن. یعنی تبعیض، فقر وحشتناک در حد تلاش برای زنده ماندن، یعنی فروپاشی روابط عاطفی در میان خانواده ها، افزایش بزهکاری و اعتیاد و فساد و انواع بدبختی هایی که در مجموع به فروپاشی همه جامعه منجر خواهد شد. در گذشته اگر دولت مجبور به پاسخگویی بود امروز دیگر می تواند بگوید به ما مربوط نیست، بروید سراغ بخش خصوصی. بخش خصوصی هم خواهد گفت من به دنبال سودم هستم و به من ربطی ندارد تکلیف زندگی یک کارگر اخراجی چه می شود. کارگران آگاه هم خوب می دانند که در اقتصاد بی برنامه سرمایه داری همه این مصیبت ها امر روزمره جامعه می شود و هیچکس هم پاسخگو نیست.
پس وقتی نمایندگان کارگران هفت تپه در اعتصاب می گوید مشکل ما فیش حقوقی نیست و خصوصی سازی باید از اینجا برود یعنی مقاومت در مقابل همه فشارهایی که نه تنها به یک کارخانه بلکه به همه جامعه وارد می شود. اما همه خوب می دانیم که مقاومت باید متحدانه و وسیع باشد وگرنه سرکوبمان می کنند. وقتی پراکنده باشیم در گوشه و کنار به طور جداگانه راحت سرکوب مان می کنند. مبارزه با سرمایه داران مبارزه تن به تن نیست. باید مثل خود آنها که با هم در سرکوب کارگرات متحدند کارگران سراسر کشور متحدانه وارد عمل شوند تا قدرتشان دیده شود. تا زمانی که کارگران با ماهیت سرمایه داران، اعم از بخش خصوصی تا دولت مدافعش آشنا نشوند امکان شکست خوردن و عقب نشینی و دستگیری و زندان و تسلیم این ظلم بی انتها شدن همچنان باقی است.
نمایندگان ما را آزاد کنید!
خصوصی سازی ها را متوقف کنید!
کارخانه هایمان را پس دهید!
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش سوم
- حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
مطلب مهم #آموزشی، بخش سوم:
راه مقابله با خصوصی سازی همان است که نماینده کارگران هفت تپه مطرح کرد و به خاطرش به زندان رفت. یا همه آنها و همه کارگران معترض به خصوصی سازی در سراسر ایران را باید در زندان و زیر شکنجه قرار دهید و یا همانطور که اسماعیل بخشی گفت کارخانه را به خود کارگران واگذار کنید تا به صورت شورایی آن را به نفع همه کارگران شاغل و خانواده هایشان اداره کنند.
به راستی مگر شما دولت مطیع دستورات سازمان تجارت جهانی کارخانه را به یک هزارم قیمت، آن هم به صورت قسطی و با دادن وام به بخش مفت خور خصوصی واگذار نکردید؟ اگر در کفش شما ریگی نیست چرا با همین مبلغ کارخانه را به چهار هزار کارگر همین نیشکر هفت تپه واگذار نکردید؟ کارگران هفت تپه و هپکو و سایر کارخانه های واگذار شده به بخش خصوصی هم می توانند وام بگیریند و به قول اسماعیل بخشی همه تخصص را هم در بین خودشان دارند و چندبار بهتر از قبل تولید را ادامه خواهند داد و نه تنها یک نفر اخراج نخواهد شد بلکه با سود کارخانه به جای رفتن در جیب بخش خصوصی صندوق کارخانه می تواند با کاهش ساعت کار بسیاری از کارگران بیکار و بیکار شده را به کار برگرداند. شکر و تولیدات کارخانجات مستقیما از تولید به دست مصرف کننده برسد و جلوی انواع اختلاس و دلالی ها و دزدی ها گرفته شود و سود کارخانه به صورت افزایش دستمزد و پاداش به سفره همه کارگران و خانواده هایشان برود.
خصوصی سازی یعنی اراده هزاران کارگر را نادیده گرفتن و آن را به اراده یک فرد واگذار کردن. یعنی تبعیض، فقر وحشتناک در حد تلاش برای زنده ماندن، یعنی فروپاشی روابط عاطفی در میان خانواده ها، افزایش بزهکاری و اعتیاد و فساد و انواع بدبختی هایی که در مجموع به فروپاشی همه جامعه منجر خواهد شد. در گذشته اگر دولت مجبور به پاسخگویی بود امروز دیگر می تواند بگوید به ما مربوط نیست، بروید سراغ بخش خصوصی. بخش خصوصی هم خواهد گفت من به دنبال سودم هستم و به من ربطی ندارد تکلیف زندگی یک کارگر اخراجی چه می شود. کارگران آگاه هم خوب می دانند که در اقتصاد بی برنامه سرمایه داری همه این مصیبت ها امر روزمره جامعه می شود و هیچکس هم پاسخگو نیست.
پس وقتی نمایندگان کارگران هفت تپه در اعتصاب می گوید مشکل ما فیش حقوقی نیست و خصوصی سازی باید از اینجا برود یعنی مقاومت در مقابل همه فشارهایی که نه تنها به یک کارخانه بلکه به همه جامعه وارد می شود. اما همه خوب می دانیم که مقاومت باید متحدانه و وسیع باشد وگرنه سرکوبمان می کنند. وقتی پراکنده باشیم در گوشه و کنار به طور جداگانه راحت سرکوب مان می کنند. مبارزه با سرمایه داران مبارزه تن به تن نیست. باید مثل خود آنها که با هم در سرکوب کارگرات متحدند کارگران سراسر کشور متحدانه وارد عمل شوند تا قدرتشان دیده شود. تا زمانی که کارگران با ماهیت سرمایه داران، اعم از بخش خصوصی تا دولت مدافعش آشنا نشوند امکان شکست خوردن و عقب نشینی و دستگیری و زندان و تسلیم این ظلم بی انتها شدن همچنان باقی است.
نمایندگان ما را آزاد کنید!
خصوصی سازی ها را متوقف کنید!
کارخانه هایمان را پس دهید!
مطلب دریافتی - انتشار : کانال مستقل کارگران هفت تپه @kargare7tape
لطفا به خصوصی همکاران و به گروه های واتزاپی بفرستید. @kargarane7tape
⬆️خصوصی سازی چیست و چرا کارگران آگاه می گویند باید برود! بخش سوم
- حتما بخوانید و برای همکاران دیگر ارسال کنید
#هفت_تپه_همچنان_استوار
جا دارد از همه ی #کارگران و زحمت کشان و افرادی که در گرمای طاقت فرسای خوزستان همچنان برای منافع به حق خود تلاش میکنند آفرین و دست مریزاد گفت.
دوستان توجه داشته باشند که با تحصن و اعتصاب خود تنها برای #هفت_تپه و گرفتن حق خود تلاش نمیکنید. شما سمبل ایستادگی و مقاومت در جهان کارگری شناخته شدید و خیلی از #کارگران و افراد ستمدیده در شرکت های گوناگون به توان شما چشم دوخته و اخبار شما را دنبال میکنند.
دوستان دقت داشته باشند که اتحاد خود را حفظ و با تشکیل جلسات بین خود و دیگر شرکت های معترض در سراسر کشور و حمایت از آنها و حتی تشکیل جلساتی با آنها بتوانید نیرویی مضاعف در کالبد حق خواهی و مقاومت خود ایجاد کنید.
به طور مثال میتوانید چندی از دوستان #هفت_تپه با در دست داشتن بنر حمایت از #هپکو و #آذر_آب اراک به یاری آنها شتافته و باعث اتحاد بیشتر شرکت ها در برابر #خصوصی_سازی و #رانتخواری و عقب نشینی افراد سود جو شده و در این مهم یار و یاور یکدیگر باشید.
اما سخنی با قوه ی قضائیه.
باید گفت آفرین بر شما.آفرین بر این همه همت و تلاش تان.کجای کار میلنگد؟کجای کار عیب دارد که برای کسی همچو شریعتی استاندار خوزستان به این راحتی در اخبار سراسری دروغ میگوید و به دروغ میگوید که #کارگران حقوق گرفته اند.
یا آقای جهانگیری که به #کارگران اتهام و شان و منزلت آنها را نادیده و به سخره میگیرد هیچ اتفاقی نمی افتد، اما افرادی که از حق خود دفاع میکند تنبیه و بعضا اشدد مجازات در نظر گرفته میشود .
باید گفت آقای رئیسی دنیا ، دنیای اینترنت و پیشرفت است و وقایع و اتفاقات بلافاصله به سر تا سر جهان مخابره میشود.ما دیدیم که چگونه رئیس جمهور یک کشور و بزرگانش محاکمه شده و به سزای اعمالشان رسیدند.
البته این را هم میدانیم که قوه ی قضائیه ی آنها مستقل از هر گونه فشار و به هیچ عنوان سیاسی ، نیست . اما قضاوت در کشور ما سیاسی و به قدرت وصل است و در واقع قدرت خود را از حکومت میگیرد و این بدترین قضاوت در جهان است.
و این گونه است که امثال #اسد_بیگی و #رستمی و #جهانگیری حتی بازخواست هم نمی شوند.
امید داریم که روزی قضات ما مستقل و بدور از قلقک ها و جناح ها و دسته بندی های سیاسی و به درستی و طبق #قانون حکم دهند.
✍️محمد کرد / بیست و هشتم مرداد هزار و سیصدو نود ونه
پیام دریافتی
جا دارد از همه ی #کارگران و زحمت کشان و افرادی که در گرمای طاقت فرسای خوزستان همچنان برای منافع به حق خود تلاش میکنند آفرین و دست مریزاد گفت.
دوستان توجه داشته باشند که با تحصن و اعتصاب خود تنها برای #هفت_تپه و گرفتن حق خود تلاش نمیکنید. شما سمبل ایستادگی و مقاومت در جهان کارگری شناخته شدید و خیلی از #کارگران و افراد ستمدیده در شرکت های گوناگون به توان شما چشم دوخته و اخبار شما را دنبال میکنند.
دوستان دقت داشته باشند که اتحاد خود را حفظ و با تشکیل جلسات بین خود و دیگر شرکت های معترض در سراسر کشور و حمایت از آنها و حتی تشکیل جلساتی با آنها بتوانید نیرویی مضاعف در کالبد حق خواهی و مقاومت خود ایجاد کنید.
به طور مثال میتوانید چندی از دوستان #هفت_تپه با در دست داشتن بنر حمایت از #هپکو و #آذر_آب اراک به یاری آنها شتافته و باعث اتحاد بیشتر شرکت ها در برابر #خصوصی_سازی و #رانتخواری و عقب نشینی افراد سود جو شده و در این مهم یار و یاور یکدیگر باشید.
اما سخنی با قوه ی قضائیه.
باید گفت آفرین بر شما.آفرین بر این همه همت و تلاش تان.کجای کار میلنگد؟کجای کار عیب دارد که برای کسی همچو شریعتی استاندار خوزستان به این راحتی در اخبار سراسری دروغ میگوید و به دروغ میگوید که #کارگران حقوق گرفته اند.
یا آقای جهانگیری که به #کارگران اتهام و شان و منزلت آنها را نادیده و به سخره میگیرد هیچ اتفاقی نمی افتد، اما افرادی که از حق خود دفاع میکند تنبیه و بعضا اشدد مجازات در نظر گرفته میشود .
باید گفت آقای رئیسی دنیا ، دنیای اینترنت و پیشرفت است و وقایع و اتفاقات بلافاصله به سر تا سر جهان مخابره میشود.ما دیدیم که چگونه رئیس جمهور یک کشور و بزرگانش محاکمه شده و به سزای اعمالشان رسیدند.
البته این را هم میدانیم که قوه ی قضائیه ی آنها مستقل از هر گونه فشار و به هیچ عنوان سیاسی ، نیست . اما قضاوت در کشور ما سیاسی و به قدرت وصل است و در واقع قدرت خود را از حکومت میگیرد و این بدترین قضاوت در جهان است.
و این گونه است که امثال #اسد_بیگی و #رستمی و #جهانگیری حتی بازخواست هم نمی شوند.
امید داریم که روزی قضات ما مستقل و بدور از قلقک ها و جناح ها و دسته بندی های سیاسی و به درستی و طبق #قانون حکم دهند.
✍️محمد کرد / بیست و هشتم مرداد هزار و سیصدو نود ونه
پیام دریافتی
چرا #مخالف #خصوصی_سازی هستیم؟
اولین دلیل: چیزهایی که #خصوصی #سازی می شوند مثل کارخانه، معدن و دانشگاه اموال عمومی اند. اینها متعلق به همه جامعه است و همین حالا هم دولت حق ندارد مالک آنها باشد ولی ادعا میکنند که به نمایندگی از طرف مردم آنها را در اختيار دارد که دروغ میگویند زیرا از این امول برای رفاه کارگران و جامعه استفاده نمیکنند. یعنی باید گفت این یک ضعف اساسی است که چرا اختیار این اموال عمومی دست خود ایجاد کنندگان و گردانندگان آن یعنی کارگران نیست. ستون فقرات یک کارخانه یا کارگاه یا بنگاه ارائه خدمات و امثالهم، کارگران هستند. اداره و اختیار آن می تواند و باید در دست کارگران باشد، به جای آنکه کارخانه به دولت به امانت سپرده شود و دولت امکان سواستفاده پیدا کند. مانند حالا که اموال عمومی در دست دولت است و دولت به ناحق آن را به شخصی یا اشخاصی به عنوان بخش خصوصی می فروشد. البته زمانی هم که بنا به زور و سرکوب، دولت در اختیار دارنده اموال عمومی است باید به او فشار آورد که دست به خصوصی سازی نزند یا اگر اموال عمومی را خصوصی کرد آن را دوباره پس بگیرد.
دومین دلیل: میگویند سرمایهدار خصوصی چون که می خواهد سود فراوان به دست بیاورد انگیزه بالاتری از دولت دارد، پس کارخانه را درست اداره خواهد کرد.
اما سود فراوان و درست اداره کردن کارخانه از نظر سرمایهدار معمولا به زیان کارگران تمام می شود. بخصوص اگر مانند ایران کارگران از تشکل مستقل خود محروم باشند. در نبود تشکل کارگری کارفرمایان برای بالا بردن سود خود دست به کارهایی می زنند که خلاف اشتغال و رفاه کارگران است. شرکت دولتی شود، تشکل مستقل کارگران ایجاد شود و نظارت اآنها اعمال شود. تا هم رفاه کارگران تامین شود و هم چرخ تولید بگردد.برای کارفرمایان و سرمایهداران خصوصی تنها هدف سودآوری است که به خانه خرابی و فقر بیشتر ما کارگران دامن میزند
دلیل سوم: بالاتر گفتیم که می گویند بخش خصوصی به دنبال بالاتر بردن سود از راه ادار درست کارخانه است. یکی از راههای درست اداره کارخانه پایین آوردن هزینههاست. از نظر سرمایهدار هزینهها معمولا به چند شیوه پایین می آید: اخراج کارگران، بالا بردن شدت کار و افزایش ساعات کار کارگران شاغل، محدود کردن حقوق کارگران مانند ایاب و ذهاب، امکانات ورزشی و...
یکی دیگر از راههای دیگر کاهش هزینهها پایین نگهداشتن دستمزد کارگران و جلوگیری از افزایش آن است. زمانی هم که مملکت بی صاحب است پرداخت نکردن دستمزدها، نریختن پول بیمه و تمدید نکردن دفترچهها، پرداخت نکردن اضافه حقوق و تامین نکردن وسایل ایمنی در محیط کار، لباس کار مناسب و... . اینها از نظر بخش خصوصی راههای درست اداره کارخانه و کاهش هزینهها و افزایش سود سرمایهدار است.
حالا برگرديم به هفت تپه:
کدام یک از این سه دلیل در هفت تپه وجود ندارد؟ باید گفت که هر سه دلیل مخالفت با خصوصی سازی را می توان در هفت تپه دید.
یک- هفت تپه اموال عمومی و به ویژه کارگران است که دولت بدون مجوز از طرف عموم و کارگران آن را به ازای دریافت مبلغی به اسدبیگی فروخته است.
دو- اسدبیگی دزد بیت المال و فاسد نه تنها انگیزهای برای راه اندازی تولید و ایجاد رونق در کارخانه ندارد بلکه هفت تپه را ابزاری کرده تا از بانکها و دولت مبالغ میلیاردی و تسهیلات و میلیونها دلار ارز دولتی بگیرد. می بینید که اسدبیگی سودی که خصوصی است و علیه نفع همگان قرار میگیرد را هر طور که بتواند دنبال می کند حتا اگر این سود با خواباندن تولید و بیکاری کارگران همراه باشد.
سه- دستمزد کارگران حتا اگر به موقع پرداخت بشود کفاف هزینههای زندگی را نمی دهد. دولت در هماهنگی کامل با سرمایهدارها از افزایش واقعی دستمزدها جلوگیری می کند. با این حال اسدبیگی و شرکایش همین دستمزد اندک را هم به موقع نمی دهند، پول بیمه را واریز نمی کنند، کارگران را اخراج می کنند و با چنین راههایی به دنبال افزایش سود و غارت کارخانه و دسترنج کارگران اند.
به این ترتیب معنای بخش خصوصی را در هفت تپه به وضوح می شود دید. با این وضعیت روشن است که چرا ما حق داریم مخالف خصوصی سازی باشیم.
پیام همکار
⬆️چرا مخالف خصوصی سازی هستیم؟ @kargare7tapeh
اولین دلیل: چیزهایی که #خصوصی #سازی می شوند مثل کارخانه، معدن و دانشگاه اموال عمومی اند. اینها متعلق به همه جامعه است و همین حالا هم دولت حق ندارد مالک آنها باشد ولی ادعا میکنند که به نمایندگی از طرف مردم آنها را در اختيار دارد که دروغ میگویند زیرا از این امول برای رفاه کارگران و جامعه استفاده نمیکنند. یعنی باید گفت این یک ضعف اساسی است که چرا اختیار این اموال عمومی دست خود ایجاد کنندگان و گردانندگان آن یعنی کارگران نیست. ستون فقرات یک کارخانه یا کارگاه یا بنگاه ارائه خدمات و امثالهم، کارگران هستند. اداره و اختیار آن می تواند و باید در دست کارگران باشد، به جای آنکه کارخانه به دولت به امانت سپرده شود و دولت امکان سواستفاده پیدا کند. مانند حالا که اموال عمومی در دست دولت است و دولت به ناحق آن را به شخصی یا اشخاصی به عنوان بخش خصوصی می فروشد. البته زمانی هم که بنا به زور و سرکوب، دولت در اختیار دارنده اموال عمومی است باید به او فشار آورد که دست به خصوصی سازی نزند یا اگر اموال عمومی را خصوصی کرد آن را دوباره پس بگیرد.
دومین دلیل: میگویند سرمایهدار خصوصی چون که می خواهد سود فراوان به دست بیاورد انگیزه بالاتری از دولت دارد، پس کارخانه را درست اداره خواهد کرد.
اما سود فراوان و درست اداره کردن کارخانه از نظر سرمایهدار معمولا به زیان کارگران تمام می شود. بخصوص اگر مانند ایران کارگران از تشکل مستقل خود محروم باشند. در نبود تشکل کارگری کارفرمایان برای بالا بردن سود خود دست به کارهایی می زنند که خلاف اشتغال و رفاه کارگران است. شرکت دولتی شود، تشکل مستقل کارگران ایجاد شود و نظارت اآنها اعمال شود. تا هم رفاه کارگران تامین شود و هم چرخ تولید بگردد.برای کارفرمایان و سرمایهداران خصوصی تنها هدف سودآوری است که به خانه خرابی و فقر بیشتر ما کارگران دامن میزند
دلیل سوم: بالاتر گفتیم که می گویند بخش خصوصی به دنبال بالاتر بردن سود از راه ادار درست کارخانه است. یکی از راههای درست اداره کارخانه پایین آوردن هزینههاست. از نظر سرمایهدار هزینهها معمولا به چند شیوه پایین می آید: اخراج کارگران، بالا بردن شدت کار و افزایش ساعات کار کارگران شاغل، محدود کردن حقوق کارگران مانند ایاب و ذهاب، امکانات ورزشی و...
یکی دیگر از راههای دیگر کاهش هزینهها پایین نگهداشتن دستمزد کارگران و جلوگیری از افزایش آن است. زمانی هم که مملکت بی صاحب است پرداخت نکردن دستمزدها، نریختن پول بیمه و تمدید نکردن دفترچهها، پرداخت نکردن اضافه حقوق و تامین نکردن وسایل ایمنی در محیط کار، لباس کار مناسب و... . اینها از نظر بخش خصوصی راههای درست اداره کارخانه و کاهش هزینهها و افزایش سود سرمایهدار است.
حالا برگرديم به هفت تپه:
کدام یک از این سه دلیل در هفت تپه وجود ندارد؟ باید گفت که هر سه دلیل مخالفت با خصوصی سازی را می توان در هفت تپه دید.
یک- هفت تپه اموال عمومی و به ویژه کارگران است که دولت بدون مجوز از طرف عموم و کارگران آن را به ازای دریافت مبلغی به اسدبیگی فروخته است.
دو- اسدبیگی دزد بیت المال و فاسد نه تنها انگیزهای برای راه اندازی تولید و ایجاد رونق در کارخانه ندارد بلکه هفت تپه را ابزاری کرده تا از بانکها و دولت مبالغ میلیاردی و تسهیلات و میلیونها دلار ارز دولتی بگیرد. می بینید که اسدبیگی سودی که خصوصی است و علیه نفع همگان قرار میگیرد را هر طور که بتواند دنبال می کند حتا اگر این سود با خواباندن تولید و بیکاری کارگران همراه باشد.
سه- دستمزد کارگران حتا اگر به موقع پرداخت بشود کفاف هزینههای زندگی را نمی دهد. دولت در هماهنگی کامل با سرمایهدارها از افزایش واقعی دستمزدها جلوگیری می کند. با این حال اسدبیگی و شرکایش همین دستمزد اندک را هم به موقع نمی دهند، پول بیمه را واریز نمی کنند، کارگران را اخراج می کنند و با چنین راههایی به دنبال افزایش سود و غارت کارخانه و دسترنج کارگران اند.
به این ترتیب معنای بخش خصوصی را در هفت تپه به وضوح می شود دید. با این وضعیت روشن است که چرا ما حق داریم مخالف خصوصی سازی باشیم.
پیام همکار
⬆️چرا مخالف خصوصی سازی هستیم؟ @kargare7tapeh
استعفای رئیس سازمان خصوصی سازی به خاطر ماجرای واگذاری هفت تپه
همزمان با انتشار خبر استعفای علیرضا صالح، رییس سازمان خصوصیسازی، شنیده شده که پافشاری او در لغو واگذاری هفت تپه و ارجاع پرونده این واگذاری مسالهدار به هیات داوری موجب خشم برخی مقامات عالیرتبه اجرایی و فشار به وزیر اقتصاد برای برکناری او شده است.
در متن استعفای رئیس سازمان خصوصی سازی به این مسئله واگذاری ها اشاره شده است.
#هفت_تپه #اسدبیگی #جهانگیری #روحانی #واعظی #شریعتی_استاندار_خوزستان #خصوصی_سازی #خصوصی_بازی #خوزستان #بزرگترین_فساد
پیام همکار
همزمان با انتشار خبر استعفای علیرضا صالح، رییس سازمان خصوصیسازی، شنیده شده که پافشاری او در لغو واگذاری هفت تپه و ارجاع پرونده این واگذاری مسالهدار به هیات داوری موجب خشم برخی مقامات عالیرتبه اجرایی و فشار به وزیر اقتصاد برای برکناری او شده است.
در متن استعفای رئیس سازمان خصوصی سازی به این مسئله واگذاری ها اشاره شده است.
#هفت_تپه #اسدبیگی #جهانگیری #روحانی #واعظی #شریعتی_استاندار_خوزستان #خصوصی_سازی #خصوصی_بازی #خوزستان #بزرگترین_فساد
پیام همکار
📌تذکر به همه همکاران
درسی از دوره اختلاس بیگیان!
حوادث کاری، بیمه و جنایت بخش خصوصی
یکی از جنایت های دوره بخش خصوصی درباره حوادث کاری بوده. همکاران زیادی بودن که در شرکت براشون حادثه کاری پیش اومده بابت مشکلات بیمه نتونستن کاری کنن. رفتن خودشون با هزینه شخصی درمان کردن. یا مثلا اخر سال بوده یا به هر ترتیب با زد و بندی که کارفرما با بیمه داشته نذاشتن برای بیمه اقدام کنن. به بعضی ها هم گفتن طرف بیمه نرید که ناراحت میشن و بعد کارفرما میاد سراغتون. به بعضی گفتن آخر ساله بیمه پولی نمیده. به بعضی گفتن اگر برید سراغ بیمه بعد معلوم میشه که امار حوادق تو شرکت زیاده اسدبیگی ها قراردادتون تمدید نمیکنن.
وقتی تعدادی از همکاران نتونستن با بیمه پیگیر درمان و خسارت باشن میخواستن برن از کارفرما شکایت کنن که بخشی از هزینه درمان و خسارت رو بگیرن. اولا که بعضی از این همکاران بابت غیبت دوران درمان براشون غیبت بی حقوق رد شده. بعد هم که خواستن از کارفرما شکایت کنن برای خسارت بشون گفتن مدیریت ازتون ناراحت میشه و بعد اسدبیگی میگه اینایی که شکایت کردن رو بیرون کنید.
اینطوری شده که با وجود آمار بالای حوادث درون شرکت اکثر همکاران نه تونستن بیمه بگیرن و نه هزینه درمان و نه تونستن شکایت از کارفرما بکنن. اداره کار شوش هم که نوکر اسدبیگی بود.
اگر کسی شکایت از کارفرما میکرد تهدید میشد که اخراج میشه.
اینها گوشه هایی از جنایت بخش خصوصی است.
الان باید یکی از فعالین عزیز قبول زحمت کنه و همکارانی که دچار خسارت شدن رو لیست کنن و مدارک رو بگیرن و تحویل بیمه و شرکت بدن برای طلب خسارات. چون از نظر قانونی کارفرمای حاضر، قائم مقام قانونی مسئولیت ها و تعهدات کارفرمای قبلی حساب میشه.
ضمنا باید مساله بهداشت محیط کار و ایمنی توسط یک گروه از همکاران در همراهی با ادارات مرتبط درون شرکت مرتبا نظارت بشه. هر وسیله و شرایطی که لازم هست باید توسط مدیریت تهیه بشه.
پیام همکار
#حوادث کاری #بیمه #خسارت #ایمنی #بهداشت #جنایت های بخش #خصوصی
درسی از دوره اختلاس بیگیان!
حوادث کاری، بیمه و جنایت بخش خصوصی
یکی از جنایت های دوره بخش خصوصی درباره حوادث کاری بوده. همکاران زیادی بودن که در شرکت براشون حادثه کاری پیش اومده بابت مشکلات بیمه نتونستن کاری کنن. رفتن خودشون با هزینه شخصی درمان کردن. یا مثلا اخر سال بوده یا به هر ترتیب با زد و بندی که کارفرما با بیمه داشته نذاشتن برای بیمه اقدام کنن. به بعضی ها هم گفتن طرف بیمه نرید که ناراحت میشن و بعد کارفرما میاد سراغتون. به بعضی گفتن آخر ساله بیمه پولی نمیده. به بعضی گفتن اگر برید سراغ بیمه بعد معلوم میشه که امار حوادق تو شرکت زیاده اسدبیگی ها قراردادتون تمدید نمیکنن.
وقتی تعدادی از همکاران نتونستن با بیمه پیگیر درمان و خسارت باشن میخواستن برن از کارفرما شکایت کنن که بخشی از هزینه درمان و خسارت رو بگیرن. اولا که بعضی از این همکاران بابت غیبت دوران درمان براشون غیبت بی حقوق رد شده. بعد هم که خواستن از کارفرما شکایت کنن برای خسارت بشون گفتن مدیریت ازتون ناراحت میشه و بعد اسدبیگی میگه اینایی که شکایت کردن رو بیرون کنید.
اینطوری شده که با وجود آمار بالای حوادث درون شرکت اکثر همکاران نه تونستن بیمه بگیرن و نه هزینه درمان و نه تونستن شکایت از کارفرما بکنن. اداره کار شوش هم که نوکر اسدبیگی بود.
اگر کسی شکایت از کارفرما میکرد تهدید میشد که اخراج میشه.
اینها گوشه هایی از جنایت بخش خصوصی است.
الان باید یکی از فعالین عزیز قبول زحمت کنه و همکارانی که دچار خسارت شدن رو لیست کنن و مدارک رو بگیرن و تحویل بیمه و شرکت بدن برای طلب خسارات. چون از نظر قانونی کارفرمای حاضر، قائم مقام قانونی مسئولیت ها و تعهدات کارفرمای قبلی حساب میشه.
ضمنا باید مساله بهداشت محیط کار و ایمنی توسط یک گروه از همکاران در همراهی با ادارات مرتبط درون شرکت مرتبا نظارت بشه. هر وسیله و شرایطی که لازم هست باید توسط مدیریت تهیه بشه.
پیام همکار
#حوادث کاری #بیمه #خسارت #ایمنی #بهداشت #جنایت های بخش #خصوصی