شورشیان جدید!
احمد زید آبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:
حامیان سرسخت لایحۀ حجاب و نیروهای نزدیک به جبهۀ پایداری دیگر خود را در چارچوب سیاستهای رسمی تعریف نمیکنند. نه اینکه صرفاً مخالف و منتقد باشند بلکه علناً تهدید به شورشگری عملی میکنند. سخنان اخیر امیرحسن بانکیپور نمایندۀ مجلس از اصفهان معنایی جز اعلام شورشگری علنی علیه نظامات موجود ندارد.
او تهدید کرده است: "مردم ایران در برابر بیحجابی خودشان وارد میدان خواهند شد!"
در واقع برخی نهادهای حاکم با میدان دادن به این نوع نیروها، عملاً در آستین خود مار پرورش دادهاند! میدانداری نیروهای تندرو از هر تهدید دیگری علیه نظامهای مستقر، خطرناکتر است.
در مرحلهای نه میتوان به مطالبات افراطی آنها پاسخ داد و نه میتوان مهار و کنترلشان کرد. از این رو، بهتر و مؤثرتر از هر اپوزیسیونِ براندازی اوضاع را بیثبات میکنند!/عبدیمدیا
@Kherad_jensi
احمد زید آبادی در کانال تلگرامی خود نوشت:
حامیان سرسخت لایحۀ حجاب و نیروهای نزدیک به جبهۀ پایداری دیگر خود را در چارچوب سیاستهای رسمی تعریف نمیکنند. نه اینکه صرفاً مخالف و منتقد باشند بلکه علناً تهدید به شورشگری عملی میکنند. سخنان اخیر امیرحسن بانکیپور نمایندۀ مجلس از اصفهان معنایی جز اعلام شورشگری علنی علیه نظامات موجود ندارد.
او تهدید کرده است: "مردم ایران در برابر بیحجابی خودشان وارد میدان خواهند شد!"
در واقع برخی نهادهای حاکم با میدان دادن به این نوع نیروها، عملاً در آستین خود مار پرورش دادهاند! میدانداری نیروهای تندرو از هر تهدید دیگری علیه نظامهای مستقر، خطرناکتر است.
در مرحلهای نه میتوان به مطالبات افراطی آنها پاسخ داد و نه میتوان مهار و کنترلشان کرد. از این رو، بهتر و مؤثرتر از هر اپوزیسیونِ براندازی اوضاع را بیثبات میکنند!/عبدیمدیا
@Kherad_jensi
👍50❤8👎4🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺معرفی دوره سکسوالیته در ایران باستان از زبان مدرس دکتر محسن بدره
🔸شروع دوره: ۱۸ دی ماه
🔸تعداد جلسات: ۶ جلسه
زمان: دوشنبهها ساعت ۱۸
📌 این دوره در بستر اسکایروم تشکیل خواهد شد.
نحوه ثبت نام: پس از واریز وجه رسید واریزی را به تلگرام پشتیبانی مدرسه تردید ارسال کنید
هزینه ثبت نام: یک میلیون و دویست هزار تومان
شماره کارت: ۷۰۵۹ ۶۹۶۲ ۰۶۱۰ ۶۲۲۱
مسعود صادقی
@tardidschool_support
@Kherad_jensi
🔸شروع دوره: ۱۸ دی ماه
🔸تعداد جلسات: ۶ جلسه
زمان: دوشنبهها ساعت ۱۸
📌 این دوره در بستر اسکایروم تشکیل خواهد شد.
نحوه ثبت نام: پس از واریز وجه رسید واریزی را به تلگرام پشتیبانی مدرسه تردید ارسال کنید
هزینه ثبت نام: یک میلیون و دویست هزار تومان
شماره کارت: ۷۰۵۹ ۶۹۶۲ ۰۶۱۰ ۶۲۲۱
مسعود صادقی
@tardidschool_support
@Kherad_jensi
👍11❤6
✅ ابتلای بیشاز ۴۱ هزار نفر در ایران به ایدز! / مشاهده زگیل تناسلی در نوجوانان ۱۷ و ۱۸ ساله بهطور گسترده/ سن آغاز تماس جنسی در ایران حدود ۱۴ سال گزارش شده است
مینو محرز هشدار داد که بهدلیل نبود آموزش و انگ اجتماعی، بسیاری از مبتلایان HIV شناسایی نمیشوند و انتقال جنسی در سنین پایین رو به افزایش است.
@kherad_jensi
مینو محرز هشدار داد که بهدلیل نبود آموزش و انگ اجتماعی، بسیاری از مبتلایان HIV شناسایی نمیشوند و انتقال جنسی در سنین پایین رو به افزایش است.
@kherad_jensi
🤯50😱18👍9❤1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دبیر ستاد ملی جمعیت: از ابتدای سال آینده مبلغ ۲ میلیون تومان به مدت دو سال به مادران به ازای هر فرزندی که به دنیا آورند در قالب کارت امید پرداخت میشود
@kherad_jensi
@hammihanonline
@kherad_jensi
@hammihanonline
🤬67😁34👏4👎3👍2
اندیشکده خرد جنسی
عدالت بدون پیش شرط! ریاست محترم قوه قضائیه جناب آقای دکتر غلامحسین محسنی اژهای با سلام، مستحضرید براساس ماده ۳۸۲ قانون مجازات اسلامی، در صورتی که مردی مرتکب قتل زن شود، خانوادهٔ مقتول برای اجرای حق قصاص، ملزم به پرداخت مابهالتفاوت دیهٔ زن و مرد هستند.…
دستور اژهای برای پرداخت تفاضل دیه پرونده الهه حسیننژاد
سخنگوی قوه قضائیه:
پرونده مرحوم الهه حسیننژاد واجد همه شرایط برای پرداخت تفاضل دیه از محل بیتالمال نبود و با پرداخت تفاضل دیه از بیتالمال مخالفت شد.
اما دیروز با دستور رئیس قوه قرار شد تفاضل دیه از محل دیگری تأمین شود تا مقدمات اجرای حکم فراهم شود.
پ.ن؛
به امید حل مسائلهمندانهی معضلات حقوقی بر پایه عدالت جنسیتی.
@kherad_jensi
سخنگوی قوه قضائیه:
پرونده مرحوم الهه حسیننژاد واجد همه شرایط برای پرداخت تفاضل دیه از محل بیتالمال نبود و با پرداخت تفاضل دیه از بیتالمال مخالفت شد.
اما دیروز با دستور رئیس قوه قرار شد تفاضل دیه از محل دیگری تأمین شود تا مقدمات اجرای حکم فراهم شود.
پ.ن؛
به امید حل مسائلهمندانهی معضلات حقوقی بر پایه عدالت جنسیتی.
@kherad_jensi
👍68👏15😁6❤4💯3👎2
🔻دویدن زنان در فضای باز ممنوع شد؟/ لغو دومینووار مسابقات دو با فشار تندروها
حاشیههای ماراتن کیش و برخورد قضایی با برگزارکنندگان و شرکتکنندگان زن، بهویژه بهدلیل مسأله حجاب، نشان داد فشار جریانهای تندرو همچنان اثرگذار است. پیامد این فضا، لغو پیدرپی مسابقات دوِ فضای باز با حضور زنان، از کیش تا قائمشهر، به بهانه «جلوگیری از حاشیه» بوده است.
به نظر میرسد ترس مدیران محلی از تکرار جنجال کیش، عملاً به محدود شدن حضور ورزشی زنان در فضاهای شهری انجامیده است.
این در حالی است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی و حتی رئیسجمهور، چنین برخوردهایی را عامل افزایش نارضایتی اجتماعی و بیتوجه به مشکلات اصلی مردم میدانند./رویداد ۲۴
@kherad_jensi
حاشیههای ماراتن کیش و برخورد قضایی با برگزارکنندگان و شرکتکنندگان زن، بهویژه بهدلیل مسأله حجاب، نشان داد فشار جریانهای تندرو همچنان اثرگذار است. پیامد این فضا، لغو پیدرپی مسابقات دوِ فضای باز با حضور زنان، از کیش تا قائمشهر، به بهانه «جلوگیری از حاشیه» بوده است.
به نظر میرسد ترس مدیران محلی از تکرار جنجال کیش، عملاً به محدود شدن حضور ورزشی زنان در فضاهای شهری انجامیده است.
این در حالی است که بخش قابل توجهی از افکار عمومی و حتی رئیسجمهور، چنین برخوردهایی را عامل افزایش نارضایتی اجتماعی و بیتوجه به مشکلات اصلی مردم میدانند./رویداد ۲۴
@kherad_jensi
🤬52😁14👍12👎3❤1🤔1
دخالت خانوادهها بلای جان ازدواجها
(مرزگذاری؛ تنها راه حفظ آرامش زندگی مشترک)
🔻 پژوهشهای گسترده در ایران نشان میدهد که ناتوانی زوجین در ایجاد مرزهای سالم با خانوادههای اصلی، یکی از اصلیترین عوامل تعارضات زناشویی است. مطالعات روانشناسی خانواده تأیید میکند که دخالت والدین و خویشاوندان، پس از مشکلات اقتصادی، دومین علت شایع اختلافات میان همسران به شمار میرود. این دخالتها اغلب با نیت خیر آغاز میشوند، اما به تدریج به بحرانهای جدی تبدیل میشوند و آرامش خانه را از بین میبرند.
▪️ بسیاری از زوجهای جوان، به ویژه در سالهای نخست زندگی مشترک، عادت دارند مشکلات خود را با والدین یا خواهر و برادر در میان بگذارند. این کار، هرچند به ظاهر برای گرفتن مشاوره است، اما در عمل زمینهساز قضاوتهای یکطرفه و حمایتهای نادرست میشود. وقتی مادر یا پدر یکی از طرفین از جزئیات اختلافات آگاه میشود، ناخودآگاه نسبت به همسر فرزندش سوگیری پیدا میکند و این سوگیری در برخوردهای بعدی آشکار میشود.
▪️ در فرهنگ ایرانی، وابستگی عاطفی عمیق به خانواده اصلی، گاهی مرز میان زندگی مشترک و خانواده پدری یا مادری را محو میکند. این وابستگی، که ریشه در سنتهای دیرینه دارد، باعث میشود زوجین به جای حل مسائل درون خانه، به دنبال تأیید یا حمایت از بیرون باشند. نتیجه این رویکرد، کاهش اعتماد متقابل، افزایش تنشهای روزانه و حتی سرد شدن روابط عاطفی میان همسران است. پژوهشها نشان میدهد تعاملات منفی با خانواده همسر، مستقیماً رضایت زناشویی را کاهش میدهد.
▪️ حفظ حریم خصوصی زندگی مشترک، قدرت واقعی زوجین است. وقتی همسران تصمیم میگیرند مسائل خانه را تنها بین خودشان مطرح و حل کنند، نه تنها از دخالتهای ناخواسته جلوگیری میشود، بلکه پیوندشان قویتر میگردد. فاش کردن اختلافات کوچک، مانند بحث بر سر مسائل مالی یا تربیت فرزند، میتواند به سرعت به درگیریهای بزرگتر منجر شود. اطرافیان، حتی اگر خیرخواه باشند، نمیتوانند بیطرف بمانند و نظراتشان اغلب به یکی از طرفین گرایش دارد.
▪️ مرزگذاری به معنای قطع رابطه با خانوادهها نیست، بلکه نیازمند هوشمندی و توافق مشترک است. زوجین موفق پیش از ازدواج یا در ابتدای زندگی، بر سر میزان ارتباط، نحوه دیدارها و موضوعات قابل بحث با خانوادهها به توافق میرسند. آنها یاد میگیرند که در جمعهای خانوادگی از پرداختن به مشکلات شخصی پرهیز کنند و به جای آن، نقاط مثبت رابطهشان را برجسته سازند. این رویکرد نه تنها تعارضات را کاهش میدهد، بلکه احترام متقابل میان خانوادهها را نیز حفظ میکند.
▪️ راهکارهای عملی برای ایجاد مرزهای سالم فراوان است.
نخست، تقویت گفتوگوی سازنده میان همسران و حل مسائل پیش از گسترش آنها.
دوم، اجتناب از انتقال شکایتها به والدین و تمرکز بر استقلال عاطفی.
سوم، حمایت بیقید و شرط از یکدیگر در برابر نظرات خارجی. زوجینی که این مهارتها را میآموزند، زندگیای آرامتر و شیرینتر تجربه میکنند و از بحرانهای رایج در امان میمانند.
▪️ در نهایت، زندگی مشترک مانند باغی ظریف است که نیاز به حصار محکم دارد. بدون مرزهای روشن، بادهای دخالت میوزند و گلهای رابطه را پرپر میکنند. زوجین آگاه امروز میدانند که قدرت واقعی در حفظ حریم است؛ حریمی که نه تنها از تخریب جلوگیری میکند، بلکه شیرینی زندگی را برای همیشه حفظ مینماید. با مرزگذاری درست، ازدواج نه تنها دوام میآورد، بلکه به منبع آرامش و شادی تبدیل میشود.
✍️ مصطفی سلیمانی
@sokhanranihaa
@kherad_jensi
(مرزگذاری؛ تنها راه حفظ آرامش زندگی مشترک)
🔻 پژوهشهای گسترده در ایران نشان میدهد که ناتوانی زوجین در ایجاد مرزهای سالم با خانوادههای اصلی، یکی از اصلیترین عوامل تعارضات زناشویی است. مطالعات روانشناسی خانواده تأیید میکند که دخالت والدین و خویشاوندان، پس از مشکلات اقتصادی، دومین علت شایع اختلافات میان همسران به شمار میرود. این دخالتها اغلب با نیت خیر آغاز میشوند، اما به تدریج به بحرانهای جدی تبدیل میشوند و آرامش خانه را از بین میبرند.
▪️ بسیاری از زوجهای جوان، به ویژه در سالهای نخست زندگی مشترک، عادت دارند مشکلات خود را با والدین یا خواهر و برادر در میان بگذارند. این کار، هرچند به ظاهر برای گرفتن مشاوره است، اما در عمل زمینهساز قضاوتهای یکطرفه و حمایتهای نادرست میشود. وقتی مادر یا پدر یکی از طرفین از جزئیات اختلافات آگاه میشود، ناخودآگاه نسبت به همسر فرزندش سوگیری پیدا میکند و این سوگیری در برخوردهای بعدی آشکار میشود.
▪️ در فرهنگ ایرانی، وابستگی عاطفی عمیق به خانواده اصلی، گاهی مرز میان زندگی مشترک و خانواده پدری یا مادری را محو میکند. این وابستگی، که ریشه در سنتهای دیرینه دارد، باعث میشود زوجین به جای حل مسائل درون خانه، به دنبال تأیید یا حمایت از بیرون باشند. نتیجه این رویکرد، کاهش اعتماد متقابل، افزایش تنشهای روزانه و حتی سرد شدن روابط عاطفی میان همسران است. پژوهشها نشان میدهد تعاملات منفی با خانواده همسر، مستقیماً رضایت زناشویی را کاهش میدهد.
▪️ حفظ حریم خصوصی زندگی مشترک، قدرت واقعی زوجین است. وقتی همسران تصمیم میگیرند مسائل خانه را تنها بین خودشان مطرح و حل کنند، نه تنها از دخالتهای ناخواسته جلوگیری میشود، بلکه پیوندشان قویتر میگردد. فاش کردن اختلافات کوچک، مانند بحث بر سر مسائل مالی یا تربیت فرزند، میتواند به سرعت به درگیریهای بزرگتر منجر شود. اطرافیان، حتی اگر خیرخواه باشند، نمیتوانند بیطرف بمانند و نظراتشان اغلب به یکی از طرفین گرایش دارد.
▪️ مرزگذاری به معنای قطع رابطه با خانوادهها نیست، بلکه نیازمند هوشمندی و توافق مشترک است. زوجین موفق پیش از ازدواج یا در ابتدای زندگی، بر سر میزان ارتباط، نحوه دیدارها و موضوعات قابل بحث با خانوادهها به توافق میرسند. آنها یاد میگیرند که در جمعهای خانوادگی از پرداختن به مشکلات شخصی پرهیز کنند و به جای آن، نقاط مثبت رابطهشان را برجسته سازند. این رویکرد نه تنها تعارضات را کاهش میدهد، بلکه احترام متقابل میان خانوادهها را نیز حفظ میکند.
▪️ راهکارهای عملی برای ایجاد مرزهای سالم فراوان است.
نخست، تقویت گفتوگوی سازنده میان همسران و حل مسائل پیش از گسترش آنها.
دوم، اجتناب از انتقال شکایتها به والدین و تمرکز بر استقلال عاطفی.
سوم، حمایت بیقید و شرط از یکدیگر در برابر نظرات خارجی. زوجینی که این مهارتها را میآموزند، زندگیای آرامتر و شیرینتر تجربه میکنند و از بحرانهای رایج در امان میمانند.
▪️ در نهایت، زندگی مشترک مانند باغی ظریف است که نیاز به حصار محکم دارد. بدون مرزهای روشن، بادهای دخالت میوزند و گلهای رابطه را پرپر میکنند. زوجین آگاه امروز میدانند که قدرت واقعی در حفظ حریم است؛ حریمی که نه تنها از تخریب جلوگیری میکند، بلکه شیرینی زندگی را برای همیشه حفظ مینماید. با مرزگذاری درست، ازدواج نه تنها دوام میآورد، بلکه به منبع آرامش و شادی تبدیل میشود.
✍️ مصطفی سلیمانی
@sokhanranihaa
@kherad_jensi
👍38❤12👎2👏2
فحش جنسی از متن آرام جامعه تا حاشیه ناآرام تظاهرات
افزایش فحاشیهای جنسی و ناموسی دیگر محدود به لحظههای اعتراض یا خشم سیاسی نیست. متاسفانه این زبان بهتدریج وارد فرهنگ عمومی شده و در گفتوگوی روزمره، شبکههای اجتماعی و حتی شوخیهای عادی جا باز کرده است.
این تغییر، نشانهی یک جابهجایی عمیق در هنجارهای زبانی جامعه است.
در جامعهای که مرجعیت اخلاقیِ زبان فرو ریخته، نهی اخلاقی کار نمیکند. وقتی نهادهای رسمی خود از زبان تحقیر، تهدید و توهین استفاده میکنند، حساسیت اجتماعی نسبت به خشونت زبانی کاهش مییابد. بدریختی زبان بالا، مجوز بدبیانی زبان پایین میشود.
از سوی دیگر، خشم انباشتهای که امکان تخلیه نهادمند ندارد، راهی جز بروز زبانی پیدا نمیکند. فحش جنسی، ارزانترین و فوریترین ابزار تخلیه است. نه استدلال میخواهد و نه سازمان. شبکههای اجتماعی هم با پاداشدادن به شوک و بیشرمی، این زبان را تقویت میکنند و به آن سرمایهی توجه میدهند.
عامل مهم دیگر، جنسیشدن کاریکاتوری زبان در جامعهای است که گفتوگوی سالم درباره بدن و جنسیت در آن سرکوب شده. وقتی جنسیت امکان بیان آگاهانه ندارد، به شکل فحش و توهین بازمیگردد.
عادیشدن این زبان فقط مسئله اخلاق فردی نیست. نشانهی فرسایش ظرفیت جامعه برای گفتوگو و حل مسئله است. زبانی که بر تحقیر بنا شود، امکان ساختن آینده را تضعیف میکند. اگر زبان عمومی ترمیم نشود، حتی تغییرات سیاسی هم بهتنهایی قادر به ترمیم این شکاف نخواهند بود.
افزایش چشمگیر ناسزاهای جنسی و فحشهای ناموسی در شعارهای اعتراضی سالهای اخیر، بیش از آنکه نشانه «بیاخلاقی» یا «رادیکالیسم آگاهانه» باشد، علامت یک بحران عمیقتر است؛ فروپاشی زبان عمومی.
در جامعهای که زبان رسمی قدرت، تهی، تکراری و غیرقابلاعتماد شده و زبان عقلانیِ انتقادی یا امکان بروز ندارد یا بیاثر است، اعتراض ناگزیر به پایینترین لایههای زبان عقبنشینی میکند.
جایی که زبان به بدن، خشم و تحقیر گره میخورد. فحش جنسی دقیقاً محصول همین عقبنشینی است.
این نوع ناسزاها زبان «بیقدرتها» است. زبانی که نه برای اقناع، بلکه برای ضربه زدن به کار میرود. وقتی معترض هیچ ابزار نهادمندی برای اثرگذاری ندارد، به سراغ تابو میرود و در فرهنگ ایرانی، ناموس، مادر و بدن زن، هستهی اصلی تابو و قداست هستند.
حمله زبانی به این حوزه، تلاشی است برای شکستن همان قداستی که سالها ابزار مشروعیت و کنترل بوده است.
اما مسئله اینجاستکه این زبان اگرچه از دل انسداد بیرون میآید، اما خود به انسداد بیشتر منجر میشود.
این زبان خشونت نمادین را عادی میکند، امکان بازگشت به گفتوگو را دشوارتر میسازد و ناخواسته زنان را دوباره به میدان نزاع مردانه قدرت پرتاب میکند.
فحشهای جنسی را نه باید توجیه کرد و نه صرفاً محکوم، بلکه باید آنها را بهعنوان نشانهای هشداردهنده دید.
نشانهی جامعهای که زبان گفتوگو را از دست داده و خشمش راهی جز بدن پیدا نمیکند.
اگر زبان میانی و مسئلهمحور بازسازی نشود، این سیر نزولی زبان ادامه خواهد یافتحتی اگر صورتهای اعتراض تغییر کند!
@kherad_jensi
افزایش فحاشیهای جنسی و ناموسی دیگر محدود به لحظههای اعتراض یا خشم سیاسی نیست. متاسفانه این زبان بهتدریج وارد فرهنگ عمومی شده و در گفتوگوی روزمره، شبکههای اجتماعی و حتی شوخیهای عادی جا باز کرده است.
این تغییر، نشانهی یک جابهجایی عمیق در هنجارهای زبانی جامعه است.
در جامعهای که مرجعیت اخلاقیِ زبان فرو ریخته، نهی اخلاقی کار نمیکند. وقتی نهادهای رسمی خود از زبان تحقیر، تهدید و توهین استفاده میکنند، حساسیت اجتماعی نسبت به خشونت زبانی کاهش مییابد. بدریختی زبان بالا، مجوز بدبیانی زبان پایین میشود.
از سوی دیگر، خشم انباشتهای که امکان تخلیه نهادمند ندارد، راهی جز بروز زبانی پیدا نمیکند. فحش جنسی، ارزانترین و فوریترین ابزار تخلیه است. نه استدلال میخواهد و نه سازمان. شبکههای اجتماعی هم با پاداشدادن به شوک و بیشرمی، این زبان را تقویت میکنند و به آن سرمایهی توجه میدهند.
عامل مهم دیگر، جنسیشدن کاریکاتوری زبان در جامعهای است که گفتوگوی سالم درباره بدن و جنسیت در آن سرکوب شده. وقتی جنسیت امکان بیان آگاهانه ندارد، به شکل فحش و توهین بازمیگردد.
عادیشدن این زبان فقط مسئله اخلاق فردی نیست. نشانهی فرسایش ظرفیت جامعه برای گفتوگو و حل مسئله است. زبانی که بر تحقیر بنا شود، امکان ساختن آینده را تضعیف میکند. اگر زبان عمومی ترمیم نشود، حتی تغییرات سیاسی هم بهتنهایی قادر به ترمیم این شکاف نخواهند بود.
افزایش چشمگیر ناسزاهای جنسی و فحشهای ناموسی در شعارهای اعتراضی سالهای اخیر، بیش از آنکه نشانه «بیاخلاقی» یا «رادیکالیسم آگاهانه» باشد، علامت یک بحران عمیقتر است؛ فروپاشی زبان عمومی.
در جامعهای که زبان رسمی قدرت، تهی، تکراری و غیرقابلاعتماد شده و زبان عقلانیِ انتقادی یا امکان بروز ندارد یا بیاثر است، اعتراض ناگزیر به پایینترین لایههای زبان عقبنشینی میکند.
جایی که زبان به بدن، خشم و تحقیر گره میخورد. فحش جنسی دقیقاً محصول همین عقبنشینی است.
این نوع ناسزاها زبان «بیقدرتها» است. زبانی که نه برای اقناع، بلکه برای ضربه زدن به کار میرود. وقتی معترض هیچ ابزار نهادمندی برای اثرگذاری ندارد، به سراغ تابو میرود و در فرهنگ ایرانی، ناموس، مادر و بدن زن، هستهی اصلی تابو و قداست هستند.
حمله زبانی به این حوزه، تلاشی است برای شکستن همان قداستی که سالها ابزار مشروعیت و کنترل بوده است.
اما مسئله اینجاستکه این زبان اگرچه از دل انسداد بیرون میآید، اما خود به انسداد بیشتر منجر میشود.
این زبان خشونت نمادین را عادی میکند، امکان بازگشت به گفتوگو را دشوارتر میسازد و ناخواسته زنان را دوباره به میدان نزاع مردانه قدرت پرتاب میکند.
فحشهای جنسی را نه باید توجیه کرد و نه صرفاً محکوم، بلکه باید آنها را بهعنوان نشانهای هشداردهنده دید.
نشانهی جامعهای که زبان گفتوگو را از دست داده و خشمش راهی جز بدن پیدا نمیکند.
اگر زبان میانی و مسئلهمحور بازسازی نشود، این سیر نزولی زبان ادامه خواهد یافتحتی اگر صورتهای اعتراض تغییر کند!
@kherad_jensi
👍56❤12🤔2👎1
Forwarded from یاسر عرب
خون هزینهی حق!
مسئله گواهینامه موتور نیست. مسئله این است که بدیهیترین حقوق، سالها گروگان میماند و بعد از فاجعه، مثل یک لطف یا عقبنشینی هوشمندانه عرضه میشود.
نه عذرخواهی هست، نه پذیرش خطا، نه اعتراف به اینکه این تبعیض از اول بیمعنا بوده.
از آن بدتر، این جور تصمیمها معمولاً نه از سر باور، بلکه از سر کنترل بحران است. برای آرامکردن فضا، برای خریدن زمان، برای گفتن اینکه «دیدید گوش میدهیم»
در حالی که جامعه دقیقاً میفهمد فرق اصلاح واقعی با مُسکن موقتی چیست.
و دردناکترش اینکه وقتی حق تبدیل به ابزار مدیریت بحران میشود، دیگر اسمش حق نیست، اسمش معامله است.
معاملهای که همیشه بعد از فاجعه پیشنهاد میشود، نه قبل از آن!
باری...
اصلاح، فقط وقتی مطرح میشود که هزینهاش را جامعه قبلاً داده باشد.
@yaser_arab57
مسئله گواهینامه موتور نیست. مسئله این است که بدیهیترین حقوق، سالها گروگان میماند و بعد از فاجعه، مثل یک لطف یا عقبنشینی هوشمندانه عرضه میشود.
نه عذرخواهی هست، نه پذیرش خطا، نه اعتراف به اینکه این تبعیض از اول بیمعنا بوده.
از آن بدتر، این جور تصمیمها معمولاً نه از سر باور، بلکه از سر کنترل بحران است. برای آرامکردن فضا، برای خریدن زمان، برای گفتن اینکه «دیدید گوش میدهیم»
در حالی که جامعه دقیقاً میفهمد فرق اصلاح واقعی با مُسکن موقتی چیست.
و دردناکترش اینکه وقتی حق تبدیل به ابزار مدیریت بحران میشود، دیگر اسمش حق نیست، اسمش معامله است.
معاملهای که همیشه بعد از فاجعه پیشنهاد میشود، نه قبل از آن!
باری...
اصلاح، فقط وقتی مطرح میشود که هزینهاش را جامعه قبلاً داده باشد.
@yaser_arab57
👍163❤22👎3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروندههای اخلاقی و جنگهای خاورمیانه
دعوای دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا اینبار بصورت افشای سلسله پروندههای جنجالی #جفری_اپستین (بزرگترین مجرم #سواستفاده_جنسی از دختران نابالغ) خود را نشان داد.
دعوایی که در احتمال وقوع جنگی جدید در خاورمیانه نقش دارد. تهدید به افشای زوایای دیگر و معرفی سایر شخصیتها از نظر بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی پیامدهای ویژه خود را دارد.
وزارت دادگستری آمریکا اخیرا تعداد قابل توجهی پرونده جدید مرتبط با جفری اپستین را منتشر کرد که بزرگترین حجم اسناد منتشرشده از سوی دولت آمریکا، تاکنون است. از اواخر ژانویه، سه میلیون صفحه، ۱۸۰ هزار تصویر و ۲ هزار ویدیو در دسترس عموم قرار گرفت.
🔺مستندی کوتاه درباره جفری اپستین:
https://t.me/EveDaughters/4161
@kherad_jensi
@EveDaughters
دعوای دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا اینبار بصورت افشای سلسله پروندههای جنجالی #جفری_اپستین (بزرگترین مجرم #سواستفاده_جنسی از دختران نابالغ) خود را نشان داد.
دعوایی که در احتمال وقوع جنگی جدید در خاورمیانه نقش دارد. تهدید به افشای زوایای دیگر و معرفی سایر شخصیتها از نظر بسیاری از تحلیلگران داخلی و خارجی پیامدهای ویژه خود را دارد.
وزارت دادگستری آمریکا اخیرا تعداد قابل توجهی پرونده جدید مرتبط با جفری اپستین را منتشر کرد که بزرگترین حجم اسناد منتشرشده از سوی دولت آمریکا، تاکنون است. از اواخر ژانویه، سه میلیون صفحه، ۱۸۰ هزار تصویر و ۲ هزار ویدیو در دسترس عموم قرار گرفت.
🔺مستندی کوتاه درباره جفری اپستین:
https://t.me/EveDaughters/4161
@kherad_jensi
@EveDaughters
😢8👍7🔥6❤5🤔4
🔻واکنش پدر مهسا به حضور زنان بیحجاب در راهپیمایی ۲۲ بهمن
امجد امینی، پدر مهسا امینی، با انتشار متنی در اینستاگرام به حضور بدون حجاب زنان در راهپیمایی ۲۲ بهمن واکنش نشان داد و نوشت:
به خاطر چهار تار مو دختر معصوم من را کشتند و کسی جوابگو نشد و اینک از دختران با سرهای برهنه و پوشش به قول آنها غیرمتعارف در مراسم رسمی فیلم میگیرند و پخش میکنند و کسی هم فریاد وا اسلاما سر نمیدهد. روزگار غریبی است!
@kherad_jensi
امجد امینی، پدر مهسا امینی، با انتشار متنی در اینستاگرام به حضور بدون حجاب زنان در راهپیمایی ۲۲ بهمن واکنش نشان داد و نوشت:
به خاطر چهار تار مو دختر معصوم من را کشتند و کسی جوابگو نشد و اینک از دختران با سرهای برهنه و پوشش به قول آنها غیرمتعارف در مراسم رسمی فیلم میگیرند و پخش میکنند و کسی هم فریاد وا اسلاما سر نمیدهد. روزگار غریبی است!
@kherad_jensi
❤79👍57😢39👎7😁2
پدرم را کشتم تا انتقام قتل مادرم را بگیرم
🔹جوانی که به اتهام قتل پدرش تحت تعقیب پلیس آگاهی مشهد قرار داشت روز پنج شنبه گذشته خود را به پلیس آگاهی معرفی کرد و در اعترافاتی عجیب، تکان دهنده ترین انتقام خانوادگی را بر زبان جاری ساخت.
🔹 او گفت: حدود ۳۲سال قبل زمانی که کودکی خردسال بودم در مشهد زندگی میکردیم. آن زمان پدرم به خاطر درگیری و پرخاشگریهایی که داشت مادرم را به قتل رساند و جسد او را درون چاه حیاط منزل انداخت.
🔹در آن سن و سال نمیفهمیدم چه بلایی سرمان آمده و سرنوشتمان چه میشود. یک هفته بعد پلیس وارد ماجرا شد و پدرم را به زندان بردند. از آن روز به بعد سختیها و فلاکتهای تلخ ما هم شروع شد چرا که هیچکس از ما مراقبت نمیکرد و به همین دلیل هم من و برادرانم را تحویل بهزیستی دادند.
🔹 سالها گذشت و ما در بهزیستی رشد کردیم. وقتی به سن قانونی رسیدیم به دادگاه رفتیم و با اعلام گذشت ما، پدرم از زندان آزاد شد و به زندگی خود در همین منزل خیابان مجد ادامه داد؛ اما من و برادرانم به اصفهان رفتیم و در آن جا زندگی جدیدی را آغاز کردیم.
🔹گاهی برای دیدن پدرمان به مشهد می آمدیم تا این که در آخرین سفر ما به مشهد برادر بزرگ ترم برای انجام کاری به بیرون از خانه رفت و من و پدرم تنها ماندیم. در حالی که با یکدیگر صحبت میکردیم ناگهان پدرم موضوع قتل مادرم را به میان کشید و گفت: مادرت حقش بود که او را کشتم! این جمله برایم خیلی سنگین بود به طوری که من هم پاسخش را با عصبانیت دادم و به همین خاطر با یکدیگر درگیر شدیم. در همان حالت خشم ناگهان چماقی را برداشتم و به سرش کوبیدم.
🔹زمانی که متوجه شدم دیگر نفس نمیکشد موزائیکهای درون سر چاه منزل را برداشتم و پیکر بی جان پدرم را کشانکشان به داخل حیاط بردم و درون همان چاهی انداختم که ۳۲ سال قبل مادرم را داخل آن انداخته بود. بعد هم ماجرای قتل پدرم را برای برادرانم بازگو کردم و به این نتیجه رسیدیم که خودم را به پلیس مشهد معرفی کنم.
روزنامه خراسان
@kherad_jensi
🔹جوانی که به اتهام قتل پدرش تحت تعقیب پلیس آگاهی مشهد قرار داشت روز پنج شنبه گذشته خود را به پلیس آگاهی معرفی کرد و در اعترافاتی عجیب، تکان دهنده ترین انتقام خانوادگی را بر زبان جاری ساخت.
🔹 او گفت: حدود ۳۲سال قبل زمانی که کودکی خردسال بودم در مشهد زندگی میکردیم. آن زمان پدرم به خاطر درگیری و پرخاشگریهایی که داشت مادرم را به قتل رساند و جسد او را درون چاه حیاط منزل انداخت.
🔹در آن سن و سال نمیفهمیدم چه بلایی سرمان آمده و سرنوشتمان چه میشود. یک هفته بعد پلیس وارد ماجرا شد و پدرم را به زندان بردند. از آن روز به بعد سختیها و فلاکتهای تلخ ما هم شروع شد چرا که هیچکس از ما مراقبت نمیکرد و به همین دلیل هم من و برادرانم را تحویل بهزیستی دادند.
🔹 سالها گذشت و ما در بهزیستی رشد کردیم. وقتی به سن قانونی رسیدیم به دادگاه رفتیم و با اعلام گذشت ما، پدرم از زندان آزاد شد و به زندگی خود در همین منزل خیابان مجد ادامه داد؛ اما من و برادرانم به اصفهان رفتیم و در آن جا زندگی جدیدی را آغاز کردیم.
🔹گاهی برای دیدن پدرمان به مشهد می آمدیم تا این که در آخرین سفر ما به مشهد برادر بزرگ ترم برای انجام کاری به بیرون از خانه رفت و من و پدرم تنها ماندیم. در حالی که با یکدیگر صحبت میکردیم ناگهان پدرم موضوع قتل مادرم را به میان کشید و گفت: مادرت حقش بود که او را کشتم! این جمله برایم خیلی سنگین بود به طوری که من هم پاسخش را با عصبانیت دادم و به همین خاطر با یکدیگر درگیر شدیم. در همان حالت خشم ناگهان چماقی را برداشتم و به سرش کوبیدم.
🔹زمانی که متوجه شدم دیگر نفس نمیکشد موزائیکهای درون سر چاه منزل را برداشتم و پیکر بی جان پدرم را کشانکشان به داخل حیاط بردم و درون همان چاهی انداختم که ۳۲ سال قبل مادرم را داخل آن انداخته بود. بعد هم ماجرای قتل پدرم را برای برادرانم بازگو کردم و به این نتیجه رسیدیم که خودم را به پلیس مشهد معرفی کنم.
روزنامه خراسان
@kherad_jensi
😢60👏9🤯3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 از انکار اجتماعی تا گرانی؛ مسیر ناهموار واکسیناسیون HPV در ایران
عمادی کوچک، عضو کمیته ملی واکسن درباره گفتوکو با ایسنا:
🔹عامل بیماری اچ. پی. وی یا زگیل تناسلی یک ویروس است.
🔹انتقال از طریق استخر و برخی مواردی که گفته میشود، خیلی بعید است.
🔹چرخش پارتنرها زنجیره پنهان انتقال ویروس اچ. پی. وی است.
🔹ما با یک بیماری بسیار مسری که از طریق تماس جنسی منتقل میشود و درمان موثری هم ندارد، مواجه هستیم.
🔹اچ. پی. وی زمینهساز چند سرطان شایع است
🔹هیچ واکسن HPV صددرصد پیشگیریکننده نیست، اما خطر ابتلا به سرطان را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
🔹جریان و افراد ضدواکسن در جامعه ما متاسفانه زیاد شدهاند.
🔹زگیل تناسلی یک بیماری مقاربتی است. و الان اگر بخواهیم این واکسن را بزنیم انگار یک جورهایی داریم میگوییم ما چنین مسالهای در جامعه داریم.
🔹مشکل بزرگتر گرانی این واکسن خاص است.
لینک خبر
لینک ویدئو
@kherad_jensi
@isna94
عمادی کوچک، عضو کمیته ملی واکسن درباره گفتوکو با ایسنا:
🔹عامل بیماری اچ. پی. وی یا زگیل تناسلی یک ویروس است.
🔹انتقال از طریق استخر و برخی مواردی که گفته میشود، خیلی بعید است.
🔹چرخش پارتنرها زنجیره پنهان انتقال ویروس اچ. پی. وی است.
🔹ما با یک بیماری بسیار مسری که از طریق تماس جنسی منتقل میشود و درمان موثری هم ندارد، مواجه هستیم.
🔹اچ. پی. وی زمینهساز چند سرطان شایع است
🔹هیچ واکسن HPV صددرصد پیشگیریکننده نیست، اما خطر ابتلا به سرطان را بهطور چشمگیری کاهش میدهد.
🔹جریان و افراد ضدواکسن در جامعه ما متاسفانه زیاد شدهاند.
🔹زگیل تناسلی یک بیماری مقاربتی است. و الان اگر بخواهیم این واکسن را بزنیم انگار یک جورهایی داریم میگوییم ما چنین مسالهای در جامعه داریم.
🔹مشکل بزرگتر گرانی این واکسن خاص است.
لینک خبر
لینک ویدئو
@kherad_jensi
@isna94
👍22❤3😢3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دکتر عمادی کوچک، عضو کمیته ملی واکسن: قصد سیاهنمایی نداریم، اما به واکسن HPV نیاز داریم
@kherad_jensi
@isna94
@kherad_jensi
@isna94
💯9👍6
سیاست بدون بدن: غیبت زنان، در تخیل سیاسی
نویسنده: خانم مهزاد الیاسی
بخش اول
در هفتههای اخیر، بعد از کشتار دی ماه، رسانههای آنلاین داخلی، چندین مصاحبه مفصل با متفکران مرد ایران منتشر کردند: گفتوگوهایی دقیق و روشنگر دربارهی بنبست سیاسی کنونی و امکان تخیل سیاسی در آینده. اما در میان این همه دقت نظری، یک غیبت مکرر توجهم را جلب کرد: غیبت زنان.
پیش از این بارها غیبت زنان بهعنوان صاحبنظر در این نوع گفتوگوها انتقاد شده است؛ غیبتی که حتی گاه به این شکل ظاهر میشود که زنان صرفاً در مباحثی با برچسب «موضوعات زنان» دعوت میشوند.
اما آنچه من مطرح میکنم تنها فقدان فیزیکی حضور زنان نیست. مسئلهی من غیبت مسئلهی زنان در بحثهاست: به این معنا که مسئلهی زنان بهعنوان سوژهی سیاسی و بهمثابه یک مسئلهی ساختاری، در چندین ساعت گفتوگو بین متفکران حاضر در بحثها، حتی یکبار هم طرح نمیشود. گویی بحران کنونی، میتواند بدون ارجاع به بدنهایی که طی سالهای اخیر خط مقدم سیاست را بازتعریف کردهاند، فهم شود. انگار مسئلهی زنان، اگر هم وجود دارد، موضوعی «فرعی» است؛ امری مربوط به خودشان، نه بنیان نظم سیاسی.
این حذف تصادفی نیست. همانطور که سیاست هرگز بیبدن نیست، تحلیل سیاسی نیز بیرون از موقعیت بدن تحلیلگر شکل نمیگیرد. آنچه در این گفتوگوها غایب است، نه صرفاً نام بردن از مسائل مربوط زنان، بلکه درک این واقعیت است که مسئلهی زن ایرانی صرفاً محدود به ساختار سیاسی حکومت نیست؛ بلکه مسئلهای در رابطه با نظم مردانهای است که هم در ساختار قدرت رسمی و هم در تخیل اجتماعی بازتولید میشود.
در سه سال گذشته، زنان با امتناع از حجاب اجباری در ایران نوعی دیگر از سیاست را رقم زدند؛ سیاستی که نه بر تصرف عمودی قدرت، بلکه بر فرسایش روزمرهی آن استوار بود. سیاستی بدنمند، اجراگرانه و مبتنی بر کنش جمعی، که بدون خشونت و بدون سلاح، نظم نمادین موجود را مختل کرد. اما این عاملیت سیاسی، در بسیاری از تحلیلهای مردان، یا به حاشیه رانده میشود یا اساساً نادیده میماند. مقاومت مؤثر زنان در سالهای اخیر، حتی یکبار هم منجر به این نشد که زنان بهعنوان سوژههای تخیل سیاسی در صورتبندی بحران کنونی در بحثها حاضر باشند.
چرا در شرایطی که چند سال گذشته، فضای مجازی و عرصهی عمومی مملو از روایتهای خشم، فرسودگی، اعتراض و نارضایتی زنان از نظام مردسالاری بوده، این حجم از نارضایتی، در تحلیلهای متفکران مرد حتی یکبار هم به مسئلهای مرکزی بدل نمیشود؟ چگونه ممکن است یکی از پردامنهترین و مداومترین شکافهای اجتماعی، حتی در حاشیهی گفتوگوهای متفکران امروزی وجود نداشته باشد؟
در یکی از همین گفتوگوها، میلاد دخانچی خطاب به حسام سلامت میگوید: «من تو رو به رسمیت شناختم که نشستم باهات حرف میزنم»، جملهای که ناخواسته مسئلهای را آشکار میکند: سیاست، پیش از هر چیز، عرصهی بهرسمیتشناسی است.
اینکه چه کسی شایستهی نشستن بر سر میز گفتوگو تلقی میشود و چه کسی اساساً مخاطب یا موضوع مورد بحث فرض نمیشود. اگر به این منطق دقت کنیم، پرسش دیگری مطرح میشود: کدامیک از این مردان متفکر، صدای زنان را بهعنوان یکی از مهمترین و پایدارترین نیروهای معترض سالهای اخیر، در این گفتوگوها به رسمیت شناختند؟ نه در سطح همدلی اخلاقی، بلکه در سطح سوژهی تحلیلی.
بهرسمیتشناختن، همیشه با حذف آشکار رخ نمیدهد. گاه با عبور از صدای سوژه سیاسی اتفاق میافتد؛ با فرضگرفتن اینکه این سوژه مسئلۀ «خاص» است و نه بنیادین. در چنین حالتی، زنان نه تنها بهعنوان صاحبان اندیشه یا سوژههای تخیل سیاسی در بحثها غیبت دارند، بلکه نامرئی میشوند و این نامرئیسازی، یکی از مؤثرترین اشکال تداوم سلطه است.
مسئلۀ زنان را نمیتوان به سطح سیاستگذاری تقلیل داد. این مسئله، به خودِ سازمانیافتگی قدرت مربوط است. به نحوۀ توزیع صدا، اعتبار و مرجعیت. به اینکه چه کسی سوزۀ بحث است، چه کسی میتواند سخن بگوید و چه کسی همواره باید صبر کند تا «اولویتهای اصلی» حل شوند. این نامرئیسازی، بیش از آنکه نشانهای بیاهمیت باشد، نشانۀ محدودیت موقعیت نظری است. نامرئی بودن زنان در بحث متفکران مرد مقیم ایران، حتی رادیکالترینشان، نشان از نظمی دارد که مردبودن را پیشفرض خنثی سیاست میداند.
در چنین چارچوبی، مسئلۀ زنان و نارضایتی آنها نه بهعنوان شکاف بنیادین، بلکه بهعنوان مطالبۀ ثانویه در نظر گرفته میشود. برای بسیاری از مردان، مردسالاری یک بحران روزمره نیست؛ یک امتیاز ساختاری است که بهدلیل طبیعیبودنش نامرئی میماند. آنچه برای زنان تجربۀ مستمر کنترل، حذف و فرسایش است، برای مردان زمینۀ عادی زیستن است و امر عادی، بندرت در بحثها به مسئلۀ نظری تبدیل میشود.
@kherad_jensi
ادامه 👇
نویسنده: خانم مهزاد الیاسی
بخش اول
در هفتههای اخیر، بعد از کشتار دی ماه، رسانههای آنلاین داخلی، چندین مصاحبه مفصل با متفکران مرد ایران منتشر کردند: گفتوگوهایی دقیق و روشنگر دربارهی بنبست سیاسی کنونی و امکان تخیل سیاسی در آینده. اما در میان این همه دقت نظری، یک غیبت مکرر توجهم را جلب کرد: غیبت زنان.
پیش از این بارها غیبت زنان بهعنوان صاحبنظر در این نوع گفتوگوها انتقاد شده است؛ غیبتی که حتی گاه به این شکل ظاهر میشود که زنان صرفاً در مباحثی با برچسب «موضوعات زنان» دعوت میشوند.
اما آنچه من مطرح میکنم تنها فقدان فیزیکی حضور زنان نیست. مسئلهی من غیبت مسئلهی زنان در بحثهاست: به این معنا که مسئلهی زنان بهعنوان سوژهی سیاسی و بهمثابه یک مسئلهی ساختاری، در چندین ساعت گفتوگو بین متفکران حاضر در بحثها، حتی یکبار هم طرح نمیشود. گویی بحران کنونی، میتواند بدون ارجاع به بدنهایی که طی سالهای اخیر خط مقدم سیاست را بازتعریف کردهاند، فهم شود. انگار مسئلهی زنان، اگر هم وجود دارد، موضوعی «فرعی» است؛ امری مربوط به خودشان، نه بنیان نظم سیاسی.
این حذف تصادفی نیست. همانطور که سیاست هرگز بیبدن نیست، تحلیل سیاسی نیز بیرون از موقعیت بدن تحلیلگر شکل نمیگیرد. آنچه در این گفتوگوها غایب است، نه صرفاً نام بردن از مسائل مربوط زنان، بلکه درک این واقعیت است که مسئلهی زن ایرانی صرفاً محدود به ساختار سیاسی حکومت نیست؛ بلکه مسئلهای در رابطه با نظم مردانهای است که هم در ساختار قدرت رسمی و هم در تخیل اجتماعی بازتولید میشود.
در سه سال گذشته، زنان با امتناع از حجاب اجباری در ایران نوعی دیگر از سیاست را رقم زدند؛ سیاستی که نه بر تصرف عمودی قدرت، بلکه بر فرسایش روزمرهی آن استوار بود. سیاستی بدنمند، اجراگرانه و مبتنی بر کنش جمعی، که بدون خشونت و بدون سلاح، نظم نمادین موجود را مختل کرد. اما این عاملیت سیاسی، در بسیاری از تحلیلهای مردان، یا به حاشیه رانده میشود یا اساساً نادیده میماند. مقاومت مؤثر زنان در سالهای اخیر، حتی یکبار هم منجر به این نشد که زنان بهعنوان سوژههای تخیل سیاسی در صورتبندی بحران کنونی در بحثها حاضر باشند.
چرا در شرایطی که چند سال گذشته، فضای مجازی و عرصهی عمومی مملو از روایتهای خشم، فرسودگی، اعتراض و نارضایتی زنان از نظام مردسالاری بوده، این حجم از نارضایتی، در تحلیلهای متفکران مرد حتی یکبار هم به مسئلهای مرکزی بدل نمیشود؟ چگونه ممکن است یکی از پردامنهترین و مداومترین شکافهای اجتماعی، حتی در حاشیهی گفتوگوهای متفکران امروزی وجود نداشته باشد؟
در یکی از همین گفتوگوها، میلاد دخانچی خطاب به حسام سلامت میگوید: «من تو رو به رسمیت شناختم که نشستم باهات حرف میزنم»، جملهای که ناخواسته مسئلهای را آشکار میکند: سیاست، پیش از هر چیز، عرصهی بهرسمیتشناسی است.
اینکه چه کسی شایستهی نشستن بر سر میز گفتوگو تلقی میشود و چه کسی اساساً مخاطب یا موضوع مورد بحث فرض نمیشود. اگر به این منطق دقت کنیم، پرسش دیگری مطرح میشود: کدامیک از این مردان متفکر، صدای زنان را بهعنوان یکی از مهمترین و پایدارترین نیروهای معترض سالهای اخیر، در این گفتوگوها به رسمیت شناختند؟ نه در سطح همدلی اخلاقی، بلکه در سطح سوژهی تحلیلی.
بهرسمیتشناختن، همیشه با حذف آشکار رخ نمیدهد. گاه با عبور از صدای سوژه سیاسی اتفاق میافتد؛ با فرضگرفتن اینکه این سوژه مسئلۀ «خاص» است و نه بنیادین. در چنین حالتی، زنان نه تنها بهعنوان صاحبان اندیشه یا سوژههای تخیل سیاسی در بحثها غیبت دارند، بلکه نامرئی میشوند و این نامرئیسازی، یکی از مؤثرترین اشکال تداوم سلطه است.
مسئلۀ زنان را نمیتوان به سطح سیاستگذاری تقلیل داد. این مسئله، به خودِ سازمانیافتگی قدرت مربوط است. به نحوۀ توزیع صدا، اعتبار و مرجعیت. به اینکه چه کسی سوزۀ بحث است، چه کسی میتواند سخن بگوید و چه کسی همواره باید صبر کند تا «اولویتهای اصلی» حل شوند. این نامرئیسازی، بیش از آنکه نشانهای بیاهمیت باشد، نشانۀ محدودیت موقعیت نظری است. نامرئی بودن زنان در بحث متفکران مرد مقیم ایران، حتی رادیکالترینشان، نشان از نظمی دارد که مردبودن را پیشفرض خنثی سیاست میداند.
در چنین چارچوبی، مسئلۀ زنان و نارضایتی آنها نه بهعنوان شکاف بنیادین، بلکه بهعنوان مطالبۀ ثانویه در نظر گرفته میشود. برای بسیاری از مردان، مردسالاری یک بحران روزمره نیست؛ یک امتیاز ساختاری است که بهدلیل طبیعیبودنش نامرئی میماند. آنچه برای زنان تجربۀ مستمر کنترل، حذف و فرسایش است، برای مردان زمینۀ عادی زیستن است و امر عادی، بندرت در بحثها به مسئلۀ نظری تبدیل میشود.
@kherad_jensi
ادامه 👇
❤12👍7👏5😁2
سیاست بدون بدن: غیبت زنان، در تخیل سیاسی
نویسنده: خانم مهزاد الیاسی
بخش دوم
همانطور که مارکس، با تمام نبوغ تحلیلیاش، بزرگترین نیروی کارِ بیدستمزد تاریخ و تولید پنهان نیمی از جامعه را ندید. او سرمایهداری را کالبدشکافی کرد، اما خانه و کار مجانی زنان را نه. این نابینایی، نقص اخلاق فردی نبود؛ محدودیت افق نظریای بود که درون آن ایستاده بود. در مقابل، زنان دقیقاً به این دلیل که درون این نظم هرگز «طبیعی» نبودند، قادرند آن را ببینند. حاشیه، جایگاه دیدن ساختار است.
همانگونه که بسیاری از نظریههای انتقادی از موقعیت فرودستی زاده شدهاند، فهم مردسالاری نیز از درون تجربۀ زیستۀ زنان امکانپذیر میشود.
بقیۀ اسامی حاضر در این مصاحبهها که تکلیف خاستگاه فکریشان مشخص است و حتی مخاطب این متن نیستند، اما از مردان متفکری مثل محمد مهدی اردبیلی، حسام سلامت و … انتظار میرود با تجربۀ زیستۀ سالهای اخیر زنان وارد گفتگو شوند و آن را به رسمیت بشناسند. انتظار نمیرود زمانی که بحران توسط آنها تحلیل میشود، بیآنکه زنان بهمثابه نیرویی مؤثر در صورتبندی تخیل سیاسی دیده شوند، با تکرار همان منطق حذف مواجه شویم؛ سیاستِ بدون بدن. سیاستی که میکوشد خود را عام و خنثی نشان دهد، اما بر پیشفرض مردبودن بنا شده است.
نادیدهگرفتن زنان، صرفاً حذف یک گروه اجتماعی نیست؛ حذف امکان دیدن شکاف بنیادین نظم مردانه است. نظمی که نه فقط در ساختار سیاسی حکومت، بلکه در اولویتبندیهای زبان تحلیل بازتولید میشود. مسئله این نیست که چرا این متفکران درباره زنان «کم گفتهاند»، مسئله این است که تخیل سیاسی مسلط هنوز قادر نیست بحران را از منظر زنانه صورتبندی کند. تا زمانی که چنین است، هر تحلیلی حتی اگر رادیکال به نظر برسد، در نهایت درون همان افق مردانه باقی میماند که خود یکی از ریشههای بحران کنونی است.
پایان.
@kherad_jensi
نویسنده: خانم مهزاد الیاسی
بخش دوم
همانطور که مارکس، با تمام نبوغ تحلیلیاش، بزرگترین نیروی کارِ بیدستمزد تاریخ و تولید پنهان نیمی از جامعه را ندید. او سرمایهداری را کالبدشکافی کرد، اما خانه و کار مجانی زنان را نه. این نابینایی، نقص اخلاق فردی نبود؛ محدودیت افق نظریای بود که درون آن ایستاده بود. در مقابل، زنان دقیقاً به این دلیل که درون این نظم هرگز «طبیعی» نبودند، قادرند آن را ببینند. حاشیه، جایگاه دیدن ساختار است.
همانگونه که بسیاری از نظریههای انتقادی از موقعیت فرودستی زاده شدهاند، فهم مردسالاری نیز از درون تجربۀ زیستۀ زنان امکانپذیر میشود.
بقیۀ اسامی حاضر در این مصاحبهها که تکلیف خاستگاه فکریشان مشخص است و حتی مخاطب این متن نیستند، اما از مردان متفکری مثل محمد مهدی اردبیلی، حسام سلامت و … انتظار میرود با تجربۀ زیستۀ سالهای اخیر زنان وارد گفتگو شوند و آن را به رسمیت بشناسند. انتظار نمیرود زمانی که بحران توسط آنها تحلیل میشود، بیآنکه زنان بهمثابه نیرویی مؤثر در صورتبندی تخیل سیاسی دیده شوند، با تکرار همان منطق حذف مواجه شویم؛ سیاستِ بدون بدن. سیاستی که میکوشد خود را عام و خنثی نشان دهد، اما بر پیشفرض مردبودن بنا شده است.
نادیدهگرفتن زنان، صرفاً حذف یک گروه اجتماعی نیست؛ حذف امکان دیدن شکاف بنیادین نظم مردانه است. نظمی که نه فقط در ساختار سیاسی حکومت، بلکه در اولویتبندیهای زبان تحلیل بازتولید میشود. مسئله این نیست که چرا این متفکران درباره زنان «کم گفتهاند»، مسئله این است که تخیل سیاسی مسلط هنوز قادر نیست بحران را از منظر زنانه صورتبندی کند. تا زمانی که چنین است، هر تحلیلی حتی اگر رادیکال به نظر برسد، در نهایت درون همان افق مردانه باقی میماند که خود یکی از ریشههای بحران کنونی است.
پایان.
@kherad_jensi
❤20👍5👏5🤔2
حالا چی فکر میکنه دربارهی اِلی...؟
چند مواجهه با خیانت
🔺مرد حدوداً چهلساله با وسواس پیام تبریک ولنتاین را نهایی میکند و آن را میفرستد برای «همسرجان». شلوغی مترو، آدمها را چسبانده به یکدیگر و گوشی مرد توی حلق ماست؛ من و پسر دبیرستانی خوشحال. لاجرم دل میدهم به گوشیاَش. پیام تینایجری ولنتاین فرستادن به سن و سال و شکل و قیافهاَش نمیآید. کمی بعد، پیام را کپی میکند و در کمال ناباوری میفرستد برای «خدمات شهری ٢». با این تفاوت که «تقدیم به همسر عزیزم» را از انتهای پیام حذف میکند و مینویسد «برای عشق خودم». اعصابم به هم میریزد. ساعت ٨ صبح زمان مناسبی برای مواجهه با خیانت نیست. آن هم خیانت با «خدمات شهری ٢» به «همسر جان»!
🔺میگوید آقای خدابنده دیشب ششتا باکس گل ولنتاین سفارش داده... «آخه لامصب شیشتا؟ اونم همه شبیه هم؟! رو دل نکنی!» نمیتوانم با ماجرا شوخی کنم. سکوت میکنم و به آن شش نفر فکر میکنم که احتمالا امشب بعد از گرفتن این هدیهی گرانقیمت و خاص، فکر میکنند خوشبختترین معشوق روی زمین هستند.
🔺کارشناس شبکهی سلامت توضیح میدهد خیانتهایی که به دلیل اعتیاد جنسی است، راحتتر درمان میشود. اصولا خیانتکار در این روابط، قصدی برای ارتباط عاطفی ندارد و همچنان خود را متعهد میداند. اما بیماری جنسیاَش باعث میشود احساس کند راهی جز روابط متعدد برای تسکین فشارهای ناشی از بیماری ندارد؛ هرچند این روابط به تشدید بیماری منجر میشود و مهم این است که افراد از درمان خود طفره نروند.
🔺جزو معدود مواردی است که صریح نظر میدهم. میگویم تردید دارم ازدواج موقت در عرض ازدواج دائم مشروع باشد، همینطور ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول. دلایل هم کم نیست؛ مهمترینش هم ایجاد حرج روانی برای طرف رابطه. اما بهفرض هم که باشد، خیانت با مجوز شرعی تطهیر نمیشود. خیانت، بیوفایی نسبت به تعهد است و وقتی «طرف» آدم رضایت ندارد، جواز شرعی هم قبح اخلاقی را رفع نمیکند. هرچند آدمی که بخواهد خیانت کند، کاری به این چیزها ندارد.
🔺سپیده نگران است که دیگران فکر کنند اِلی به نامزدش خیانت کرده. اگر همهی آنها دروغگو باشند، بهتر است تا اِلی خیانتکار باشد. بداخلاقی و رفتارهای بد نامزد اِلی هم مجوز خیانت نیست. «حالا چی فکر میکنه دربارهی اِلی...؟» معلوم نیست. شاید به سهم خودش در احتمال خیانت... نمیدانیم. اصغر فرهادی خواسته دربارهی اِلی... پایان باز باشد. مثل تمام خیانتها که امکان ندارد برای آن که مورد خیانت بوده، بسته شود. ادامه دارد، تا همیشه و تا همهجا...
@kherad_jensi
@tadaeeat
چند مواجهه با خیانت
🔺مرد حدوداً چهلساله با وسواس پیام تبریک ولنتاین را نهایی میکند و آن را میفرستد برای «همسرجان». شلوغی مترو، آدمها را چسبانده به یکدیگر و گوشی مرد توی حلق ماست؛ من و پسر دبیرستانی خوشحال. لاجرم دل میدهم به گوشیاَش. پیام تینایجری ولنتاین فرستادن به سن و سال و شکل و قیافهاَش نمیآید. کمی بعد، پیام را کپی میکند و در کمال ناباوری میفرستد برای «خدمات شهری ٢». با این تفاوت که «تقدیم به همسر عزیزم» را از انتهای پیام حذف میکند و مینویسد «برای عشق خودم». اعصابم به هم میریزد. ساعت ٨ صبح زمان مناسبی برای مواجهه با خیانت نیست. آن هم خیانت با «خدمات شهری ٢» به «همسر جان»!
🔺میگوید آقای خدابنده دیشب ششتا باکس گل ولنتاین سفارش داده... «آخه لامصب شیشتا؟ اونم همه شبیه هم؟! رو دل نکنی!» نمیتوانم با ماجرا شوخی کنم. سکوت میکنم و به آن شش نفر فکر میکنم که احتمالا امشب بعد از گرفتن این هدیهی گرانقیمت و خاص، فکر میکنند خوشبختترین معشوق روی زمین هستند.
🔺کارشناس شبکهی سلامت توضیح میدهد خیانتهایی که به دلیل اعتیاد جنسی است، راحتتر درمان میشود. اصولا خیانتکار در این روابط، قصدی برای ارتباط عاطفی ندارد و همچنان خود را متعهد میداند. اما بیماری جنسیاَش باعث میشود احساس کند راهی جز روابط متعدد برای تسکین فشارهای ناشی از بیماری ندارد؛ هرچند این روابط به تشدید بیماری منجر میشود و مهم این است که افراد از درمان خود طفره نروند.
🔺جزو معدود مواردی است که صریح نظر میدهم. میگویم تردید دارم ازدواج موقت در عرض ازدواج دائم مشروع باشد، همینطور ازدواج مجدد بدون رضایت همسر اول. دلایل هم کم نیست؛ مهمترینش هم ایجاد حرج روانی برای طرف رابطه. اما بهفرض هم که باشد، خیانت با مجوز شرعی تطهیر نمیشود. خیانت، بیوفایی نسبت به تعهد است و وقتی «طرف» آدم رضایت ندارد، جواز شرعی هم قبح اخلاقی را رفع نمیکند. هرچند آدمی که بخواهد خیانت کند، کاری به این چیزها ندارد.
🔺سپیده نگران است که دیگران فکر کنند اِلی به نامزدش خیانت کرده. اگر همهی آنها دروغگو باشند، بهتر است تا اِلی خیانتکار باشد. بداخلاقی و رفتارهای بد نامزد اِلی هم مجوز خیانت نیست. «حالا چی فکر میکنه دربارهی اِلی...؟» معلوم نیست. شاید به سهم خودش در احتمال خیانت... نمیدانیم. اصغر فرهادی خواسته دربارهی اِلی... پایان باز باشد. مثل تمام خیانتها که امکان ندارد برای آن که مورد خیانت بوده، بسته شود. ادامه دارد، تا همیشه و تا همهجا...
@kherad_jensi
@tadaeeat
😢20❤13👍12🤬1
⭕️#مهم هشدار فوری سازمان غذا و دارو درباره واکسن تقلبی گارداسیل ۹ ظرفیتی
🔘واکسن گارداسیل ۹ ظرفیتی با شماره سری ساخت X027853 تقلبی است.
🔹 بر اساس اعلام رسمی شرکت بهستان دارو و با استناد به نامه شماره ۱۴۰۴/۱۰/۱۰۶۹۴، واکسن گارداسیل ۹ ظرفیتی با شماره سری ساخت X027853 که به شرکت MSD منتسب شده، تقلبی بوده و مصرف آن ممنوع است.
🔴 این فرآورده به نام گارداسیل ۹ ظرفیتی (واکسن پیشگیری از HPV) عرضه شده اما اصالت ندارد.
🔴 لازم به ذکر است UID درجشده روی برچسب اصالت الصاقی، مربوط به فرآورده اصلی است؛ بنابراین صرف وجود برچسب، نشانه اصل بودن محصول نیست.
🔴 برای تشخیص واکسن اصلی از تقلبی، تأکید شده حتماً کد ۱۶ رقمی زیر برچسب سیاه رنگ (Scratch Label) بررسی و اصالت محصول از طریق سامانه مربوطه تأیید شود.
t.me/medistU
@kherad_jensi
🔘واکسن گارداسیل ۹ ظرفیتی با شماره سری ساخت X027853 تقلبی است.
🔹 بر اساس اعلام رسمی شرکت بهستان دارو و با استناد به نامه شماره ۱۴۰۴/۱۰/۱۰۶۹۴، واکسن گارداسیل ۹ ظرفیتی با شماره سری ساخت X027853 که به شرکت MSD منتسب شده، تقلبی بوده و مصرف آن ممنوع است.
🔴 این فرآورده به نام گارداسیل ۹ ظرفیتی (واکسن پیشگیری از HPV) عرضه شده اما اصالت ندارد.
🔴 لازم به ذکر است UID درجشده روی برچسب اصالت الصاقی، مربوط به فرآورده اصلی است؛ بنابراین صرف وجود برچسب، نشانه اصل بودن محصول نیست.
🔴 برای تشخیص واکسن اصلی از تقلبی، تأکید شده حتماً کد ۱۶ رقمی زیر برچسب سیاه رنگ (Scratch Label) بررسی و اصالت محصول از طریق سامانه مربوطه تأیید شود.
t.me/medistU
@kherad_jensi
🤯11👍7❤2😱2