🟢دختری در آنسوی ماه
فرآوری سنت تاریخی غیریت سازی بجهت نفی #دیگری و تایید نارسیست گونه #خود روز به روز با سرعتی شگرف کارکرد خویش را از دست می دهد.
در زیست جهان فرهنگی_اقتصادی امروز آنچه و آنکه برنده است قصه و قصه گوست.البته بدیهیست که زمینه تحقق رویای موجود در درون قصه که گذشته را بحال و حال را به آینده پیوند می زند، برخورداری از زمینه تحقق رویا در دل ابزارهای مدرن حکمرانی و اجتماعی ست.
«آموزش و پرورش، رسانه، اقتصاد مقبول و... »
The history makes your story and your story makes your future
📽آنسوی ماه انیمیشنی با خاستگاه آمریکایی چینی ویژه فرهنگ چین است.
تعاطی سنت، حال و آینده با شبکه مضامینی همچون:
مذهب(کاراکتر چانگا الهه ماه)،اصالت خانواده، نهادینه سازی میل به پیشرفت(فرآوری پروژه فضایی چانگا یا همان فرستادن انسان به فضا توسط دولت چین و پیوند هوشمندانه این امر با مدرسه و کودکی بواسطه ساخت رویایی کودکانه) و رعایت هوشمندانه بایسته های جنسیتی(تمرکز بر جنسیت زنانه ناظر به تحولات اجتماعی و البته جایگاه بی بدیل زن در ساخت رویا)
نشان از آن دارد که تقریبا همه به غیر از ما سوراخ دعای فرهنگ و البته ساخت رویا را خوب پیدا کرده اند!
مگر ژاپنی ها فوتبال و والیبال و دوچرخه سواری و صنعت رباتیک را از دل ساخت رویا در قلوب کودک و والد ژاپنی بوجود نیاورند.
البته بازهم جا دارد مجدد تاکید کنیم که فرهنگ تهی از بایسته های اقتصادی و زیرساختی و تکنولوژیک کارکردش عکس خواهد بود.
یعنی شما رویا را می سازی و بعد ناظر به فقدان ضرورتهای زمینی جامعه دچار درماندگی می شود و تکرار این چرخه جامعه را دچار سرخوردگی، خشم و درنهایت درماندگی آموخته شده و بیزاری خواهد نمود.
اینها را گفتم چرا که فرهنگ و رسانه این روزها دکان خوبی شده است برای عده ای.
وضعیت سختی که ما با آن در درون کشور روبه رو هستیم در تمامی حیطه ها نیازمند تاملات و بازنگری های جدیست.
سنت چیست؟
آیا فقط اسلام است یا ایران نیز هست؟
شرح حال چیست؟
آیا ضروریات فعلیت بخشی به رویا وجود دارد؟
اساسا آیا رویا حد یقف دارد؟
آیا رویا نیز می بایست در راستای بخشی از تفکر سنتی و ناظر به اشخاص محدود ساخته شود؟
نقش جنسیت در پیشبرد رویای ملی چیست؟
#زنان چه جایگاهی در ساخت و فعلیت بخشی به رویا دارند؟
#رویای کنونی جامعه زنان ایران چیست؟
آیا ما بغیر از رویاهای پرتکرار #نظامی موجود تصویر رویایی تکنولوژیک دیگری از آینده داریم؟
آینده اساسا چیست؟آیا مفهومی بین الاذهانی و مشترک است؟
آیا در امرواقع رویای آینده یک ایرانی در درون کشور تعریف می شود یا خارج از کشور؟
آیا رویای آینده رویایی جمعیست و یا رویایی طبقه ای جریانی؟
آه خدای من این سوالات چقدر قابلیت توسعه دارند...
یهو یادم آمد دیروز در مراسم معارفه و تودیع یکی از دوستان در یکی از بنیادهای ملی و مذهبی شرکت کردم.
مدیر سابق دستاوردهای این بنیاد مذهبی را تولید ۸۰۰۰۰۰۰_هشت میلیون اثر هنری و رسانه ای و علمی داخلی خارجی مرتبط می دانست!
اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود:
چرا پس ما تا حالا چند اثر فاخر را بخاطر نسپردیم.
دوما چرا این حجم از تولیدات در لایه اجتماعی اثر بخش نبوده است.
سوما این حجم از تاکید بر سنت بی نسبت به امر اجتماعی و البته آینده آیا اساسا منطق پذیر است!
و دوباره مجدد یهو یادم آمد از جلسه مشترک با مدیر مجموعه مدارس امام رضا علیه السلام که شخصیتی علمی و فرهیخته بود.
نکته مهم ایشان در راستای درد مشترک فی مابین این بود:
آقای فیروزی همین روسیه حدود ۱۵ سال است کدنویسی را از دبستان وارد چرخه آموزش کرده است. داستان ژاپن و کشورهای توسعه یافته حول آموزش هوش مصنوعی پیش کش!
بماند که همین کنار دست خودمان امارات هم در حال ساخت رویای ملی از دل گذشته، حال و آینده می باشد.
برای نمونه اکسپو ۲۰۲۲ ترکیبی جذاب، هوشمندانه و عالمانه از سنت، حال و آینده بود.
قطر کوچکتر از برخی از شهرهای ما نیز برای خود رویایی دارد...
حال اینک این مائیم و ضرورت تغییر و فهم صحیح گذشته، حال و آینده.
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
فرآوری سنت تاریخی غیریت سازی بجهت نفی #دیگری و تایید نارسیست گونه #خود روز به روز با سرعتی شگرف کارکرد خویش را از دست می دهد.
در زیست جهان فرهنگی_اقتصادی امروز آنچه و آنکه برنده است قصه و قصه گوست.البته بدیهیست که زمینه تحقق رویای موجود در درون قصه که گذشته را بحال و حال را به آینده پیوند می زند، برخورداری از زمینه تحقق رویا در دل ابزارهای مدرن حکمرانی و اجتماعی ست.
«آموزش و پرورش، رسانه، اقتصاد مقبول و... »
The history makes your story and your story makes your future
📽آنسوی ماه انیمیشنی با خاستگاه آمریکایی چینی ویژه فرهنگ چین است.
تعاطی سنت، حال و آینده با شبکه مضامینی همچون:
مذهب(کاراکتر چانگا الهه ماه)،اصالت خانواده، نهادینه سازی میل به پیشرفت(فرآوری پروژه فضایی چانگا یا همان فرستادن انسان به فضا توسط دولت چین و پیوند هوشمندانه این امر با مدرسه و کودکی بواسطه ساخت رویایی کودکانه) و رعایت هوشمندانه بایسته های جنسیتی(تمرکز بر جنسیت زنانه ناظر به تحولات اجتماعی و البته جایگاه بی بدیل زن در ساخت رویا)
نشان از آن دارد که تقریبا همه به غیر از ما سوراخ دعای فرهنگ و البته ساخت رویا را خوب پیدا کرده اند!
مگر ژاپنی ها فوتبال و والیبال و دوچرخه سواری و صنعت رباتیک را از دل ساخت رویا در قلوب کودک و والد ژاپنی بوجود نیاورند.
البته بازهم جا دارد مجدد تاکید کنیم که فرهنگ تهی از بایسته های اقتصادی و زیرساختی و تکنولوژیک کارکردش عکس خواهد بود.
یعنی شما رویا را می سازی و بعد ناظر به فقدان ضرورتهای زمینی جامعه دچار درماندگی می شود و تکرار این چرخه جامعه را دچار سرخوردگی، خشم و درنهایت درماندگی آموخته شده و بیزاری خواهد نمود.
اینها را گفتم چرا که فرهنگ و رسانه این روزها دکان خوبی شده است برای عده ای.
وضعیت سختی که ما با آن در درون کشور روبه رو هستیم در تمامی حیطه ها نیازمند تاملات و بازنگری های جدیست.
سنت چیست؟
آیا فقط اسلام است یا ایران نیز هست؟
شرح حال چیست؟
آیا ضروریات فعلیت بخشی به رویا وجود دارد؟
اساسا آیا رویا حد یقف دارد؟
آیا رویا نیز می بایست در راستای بخشی از تفکر سنتی و ناظر به اشخاص محدود ساخته شود؟
نقش جنسیت در پیشبرد رویای ملی چیست؟
#زنان چه جایگاهی در ساخت و فعلیت بخشی به رویا دارند؟
#رویای کنونی جامعه زنان ایران چیست؟
آیا ما بغیر از رویاهای پرتکرار #نظامی موجود تصویر رویایی تکنولوژیک دیگری از آینده داریم؟
آینده اساسا چیست؟آیا مفهومی بین الاذهانی و مشترک است؟
آیا در امرواقع رویای آینده یک ایرانی در درون کشور تعریف می شود یا خارج از کشور؟
آیا رویای آینده رویایی جمعیست و یا رویایی طبقه ای جریانی؟
آه خدای من این سوالات چقدر قابلیت توسعه دارند...
یهو یادم آمد دیروز در مراسم معارفه و تودیع یکی از دوستان در یکی از بنیادهای ملی و مذهبی شرکت کردم.
مدیر سابق دستاوردهای این بنیاد مذهبی را تولید ۸۰۰۰۰۰۰_هشت میلیون اثر هنری و رسانه ای و علمی داخلی خارجی مرتبط می دانست!
اولین سوالی که به ذهنم رسید این بود:
چرا پس ما تا حالا چند اثر فاخر را بخاطر نسپردیم.
دوما چرا این حجم از تولیدات در لایه اجتماعی اثر بخش نبوده است.
سوما این حجم از تاکید بر سنت بی نسبت به امر اجتماعی و البته آینده آیا اساسا منطق پذیر است!
و دوباره مجدد یهو یادم آمد از جلسه مشترک با مدیر مجموعه مدارس امام رضا علیه السلام که شخصیتی علمی و فرهیخته بود.
نکته مهم ایشان در راستای درد مشترک فی مابین این بود:
آقای فیروزی همین روسیه حدود ۱۵ سال است کدنویسی را از دبستان وارد چرخه آموزش کرده است. داستان ژاپن و کشورهای توسعه یافته حول آموزش هوش مصنوعی پیش کش!
بماند که همین کنار دست خودمان امارات هم در حال ساخت رویای ملی از دل گذشته، حال و آینده می باشد.
برای نمونه اکسپو ۲۰۲۲ ترکیبی جذاب، هوشمندانه و عالمانه از سنت، حال و آینده بود.
قطر کوچکتر از برخی از شهرهای ما نیز برای خود رویایی دارد...
حال اینک این مائیم و ضرورت تغییر و فهم صحیح گذشته، حال و آینده.
https://t.me/kherad_jensi
https://t.me/seyyedhashemfirouzi
Telegram
اندیشکده خرد جنسی
تلاش برای توصیف، تحلیل و تولید گفتمان با تکیه برجمهوریت، در حوزه زیست جنسی مان.
ارتباط با ادمین
@Yek_pishnahad_sade
ارتباط با ادمین
@Yek_pishnahad_sade
👍5
🔹 چرا دهه هشتادی ها دستاوردهای زنان در دوره جمهوری اسلامی را باور نمی کنند؟!
✍ مهران صولتی
#اپیزود_یکم: انسیه خزعلی، معاون رئیسی در امور زنان گفت قصد داریم آمار «وضعیت بهتر زنان ایران نسبت به آمریکا» را منتشر کنیم. او افزود امید به زندگی زنان ایران بین کشورهای منطقه «فوقالعاده» است و باید اینها را اعلام و پرسید که چرا کشورهای دیگر نمیتوانند چنین شرایط مناسبی را فراهم کنند؟
#اپیزود_دوم: روزنامه همشهری نیم تای بالای شماره ۸۶۸۸ خود را به دستاوردهای زنان در جمهوری اسلامی اختصاص داده و به مواردی از جمله؛ رشد سواد، افزایش مدال آوری در مسابقات، تاسیس شرکت های دانش بنیان، رشد تعداد بانوان پزشک و نویسنده، و افزایش حضور دانشگاهی زنان به عنوان دانشجو یا استاد اشاره کرده است.
انقلاب ۵۷ با پشتیبانی و حضور کم نظیر زنان به پیروزی رسید. زنانی که دوشادوش مردان فارغ از دغدغه پوشش خیابان ها را تسخیر کرده و تغییر نظام سیاسی را محقق ساختند. در دوران پهلوی دوم هم اگر چه زنان از آزادی های اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند ولی انقلاب حضور سیاسی زنان را با رشدی فزاینده روبرو کرد.
در چهاردهه اخیر نیز زنان دستاوردهای قابل ذکری در عرصه های اجتماعی و دانشگاهی کسب کرده و به عاملیت و اعتماد به نفس شایانی دست یافته اند که اگر چه با شایستگی های ذاتی آن ها فاصله بسیار دارد ولی همچنان قابل توجه به نظر می رسد. اما چرا این دستاوردها نزد نسل جدید دختران یا همان دهه هشتادی ها باورپذیر نیستند؟
✅ دستاوردهای زنان در این دوره بیشتر حاصل تحولات جهانی، تغییر نقش زنان و مرتبط با نیازهای ساختاری کشور بوده و به نوعی از سر اضطرار به نظام سیاسی تحمیل شده اند.
✅ زنان در عرصه دستیابی به مدیریت های کلان سیاسی همچنان ناکام مانده اند؛ امکان رییس جمهوری شدن را ندارند، به کابینه راه نمی یابند و حضورشان در مدیریت های کلان کشور در مقایسه با مردان بسیار ناچیز است.
✅ زنان در عرصه های سیاسی به خودی و غیر خودی تقسیم می شوند؛ خودی ها تریبون های اصلی را در رسانه های رسمی در اختیار دارند و غیر خودی ها فقط در تبلیغات سیاسی و انتخاباتی فرصت دیده شدن را می یابند.
✅ زنان از آزادی برای انتخاب پوشش و سبک زندگی خود برخوردار نیستند. نظام سیاسی همچنان از حجاب اجباری و سبک زندگی اسلامی حمایت کرده و همنوایان با این آموزه های ایدئولوژیک را در جایگاهی برتر می نشاند.
✅ خانه نشینی به معنای اولویت یافتن همسر داری و فرزند آوری همچنان با بیان های مختلف مورد تاکید قرار می گیرد. ضرورت حضور اجتماعی زنان اگر چه انکار نمی شود ولی آشکارا در درجه دوم قرار می گیرد.
✅ نظام سیاسی خواست آزادی های اجتماعی زنان را غیر واقعی و ناشی از بزرگ نمایی رسانه های غربی تلقی کرده و عقب نشینی در مقابل این مطالبات را نوعی شکست سیاسی- ایدئولوژیک در قبال نظام سلطه ( تعبیر رسمی) قلمداد می کند.
✅ تفاوت های نسلی، مشارکت ناپذیری نظام سیاسی، و فقدان شکل گیری گفت و گوی برابر میان حکومت با نمایندگان واقعی جوانان موجب باور ناپذیری برخی از دستاوردهای زنان از سوی دهه هشتادی ها شده است.
@solati_mehran
@kherad_Jensi
#زنان
#دستاورد
#همشهری
#انسیه_خزعلی
✍ مهران صولتی
#اپیزود_یکم: انسیه خزعلی، معاون رئیسی در امور زنان گفت قصد داریم آمار «وضعیت بهتر زنان ایران نسبت به آمریکا» را منتشر کنیم. او افزود امید به زندگی زنان ایران بین کشورهای منطقه «فوقالعاده» است و باید اینها را اعلام و پرسید که چرا کشورهای دیگر نمیتوانند چنین شرایط مناسبی را فراهم کنند؟
#اپیزود_دوم: روزنامه همشهری نیم تای بالای شماره ۸۶۸۸ خود را به دستاوردهای زنان در جمهوری اسلامی اختصاص داده و به مواردی از جمله؛ رشد سواد، افزایش مدال آوری در مسابقات، تاسیس شرکت های دانش بنیان، رشد تعداد بانوان پزشک و نویسنده، و افزایش حضور دانشگاهی زنان به عنوان دانشجو یا استاد اشاره کرده است.
انقلاب ۵۷ با پشتیبانی و حضور کم نظیر زنان به پیروزی رسید. زنانی که دوشادوش مردان فارغ از دغدغه پوشش خیابان ها را تسخیر کرده و تغییر نظام سیاسی را محقق ساختند. در دوران پهلوی دوم هم اگر چه زنان از آزادی های اجتماعی قابل توجهی برخوردار بودند ولی انقلاب حضور سیاسی زنان را با رشدی فزاینده روبرو کرد.
در چهاردهه اخیر نیز زنان دستاوردهای قابل ذکری در عرصه های اجتماعی و دانشگاهی کسب کرده و به عاملیت و اعتماد به نفس شایانی دست یافته اند که اگر چه با شایستگی های ذاتی آن ها فاصله بسیار دارد ولی همچنان قابل توجه به نظر می رسد. اما چرا این دستاوردها نزد نسل جدید دختران یا همان دهه هشتادی ها باورپذیر نیستند؟
✅ دستاوردهای زنان در این دوره بیشتر حاصل تحولات جهانی، تغییر نقش زنان و مرتبط با نیازهای ساختاری کشور بوده و به نوعی از سر اضطرار به نظام سیاسی تحمیل شده اند.
✅ زنان در عرصه دستیابی به مدیریت های کلان سیاسی همچنان ناکام مانده اند؛ امکان رییس جمهوری شدن را ندارند، به کابینه راه نمی یابند و حضورشان در مدیریت های کلان کشور در مقایسه با مردان بسیار ناچیز است.
✅ زنان در عرصه های سیاسی به خودی و غیر خودی تقسیم می شوند؛ خودی ها تریبون های اصلی را در رسانه های رسمی در اختیار دارند و غیر خودی ها فقط در تبلیغات سیاسی و انتخاباتی فرصت دیده شدن را می یابند.
✅ زنان از آزادی برای انتخاب پوشش و سبک زندگی خود برخوردار نیستند. نظام سیاسی همچنان از حجاب اجباری و سبک زندگی اسلامی حمایت کرده و همنوایان با این آموزه های ایدئولوژیک را در جایگاهی برتر می نشاند.
✅ خانه نشینی به معنای اولویت یافتن همسر داری و فرزند آوری همچنان با بیان های مختلف مورد تاکید قرار می گیرد. ضرورت حضور اجتماعی زنان اگر چه انکار نمی شود ولی آشکارا در درجه دوم قرار می گیرد.
✅ نظام سیاسی خواست آزادی های اجتماعی زنان را غیر واقعی و ناشی از بزرگ نمایی رسانه های غربی تلقی کرده و عقب نشینی در مقابل این مطالبات را نوعی شکست سیاسی- ایدئولوژیک در قبال نظام سلطه ( تعبیر رسمی) قلمداد می کند.
✅ تفاوت های نسلی، مشارکت ناپذیری نظام سیاسی، و فقدان شکل گیری گفت و گوی برابر میان حکومت با نمایندگان واقعی جوانان موجب باور ناپذیری برخی از دستاوردهای زنان از سوی دهه هشتادی ها شده است.
@solati_mehran
@kherad_Jensi
#زنان
#دستاورد
#همشهری
#انسیه_خزعلی
👍44👎5
در این تاریکی عامدانه اختفای زنان تاثیرگذار، تهیه و خواندن کتاب ارزشمند #زنان_پیشرو، داستانهایی برای دختران ایران، کاری مشترک از الهام نظری، گلچهره سهراب و سحر سلیمانی متین را به تمام دغدغه مندان مباحث زنان پیشنهاد میکنم. کتابی که اگرچه برای مخاطبین نوجوان نوشته شده است اما شک نکنید که بسیاری از پنجاه زن مطرح در کتاب را نمی شناسید.
@EveDaughters
@kherad_Jensi
📚 برای خرید و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه از لینک زیر استفاده کنید:
https://amp.taaghche.com/book/57148/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-
#زنان_تاثیرگذار
@EveDaughters
@kherad_Jensi
📚 برای خرید و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچه از لینک زیر استفاده کنید:
https://amp.taaghche.com/book/57148/%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-
#زنان_تاثیرگذار
👍39👏2❤1
⭕️دولت سیزدهم بودجه زنان سرپرست خانوار را حذف کرد
📌آمار های دولتی نشان میدهد نزدیک به چهار میلیون نفر از زنان ایران سرپرست خانوادهاند و حدود نیمی از آنها به دلیل شرایط اقتصادی و تورم موجود زیر خط فقر زندگی میکنند
♦️دولت ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، همزمان با حذف ردیف بودجه زنان سرپرست خانوار، بودجه تحت اختیار انسیه خزعلی در معاونت امور زنان و خانواده را که مدافع ازدواج کودکان و حجاب اجباری است، افزایش داد.
▫️همزمان با اختصاص اعتبار ۱۲۴ میلیارد تومانی به مجموعه تحت مدیریت خزعلی و همکارانش، سهم زنان سرپرست خانوار از بودجه سال آینده به صفر رسیده است. این خبر را فاطمه قاسمپور، رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس در توییتی اعلام کرد و نوشت: «توانمندسازی زنان سرپرست خانوار یا حمایت از دختران در معرض آسیب و آسیبدیده که در دو سال گذشته در قوانین بودجه وارد شده بود، در بودجه امسال حذف شده است.»
🔺این در حالی است که آمار رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد نزدیک به چهار میلیون زن در ایران سرپرست خانوادهاند و حدود نیمی از آنان به دلیل شرایط اقتصادی و تورم موجود زیر خط فقر قرار دارند.
#زنان_سرپرست_خانوار
📑 بیشتر بخوانید...
@kherad_Jensi
@Zane_Ruz_Channel
📌آمار های دولتی نشان میدهد نزدیک به چهار میلیون نفر از زنان ایران سرپرست خانوادهاند و حدود نیمی از آنها به دلیل شرایط اقتصادی و تورم موجود زیر خط فقر زندگی میکنند
♦️دولت ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، همزمان با حذف ردیف بودجه زنان سرپرست خانوار، بودجه تحت اختیار انسیه خزعلی در معاونت امور زنان و خانواده را که مدافع ازدواج کودکان و حجاب اجباری است، افزایش داد.
▫️همزمان با اختصاص اعتبار ۱۲۴ میلیارد تومانی به مجموعه تحت مدیریت خزعلی و همکارانش، سهم زنان سرپرست خانوار از بودجه سال آینده به صفر رسیده است. این خبر را فاطمه قاسمپور، رئیس فراکسیون زنان و خانواده مجلس در توییتی اعلام کرد و نوشت: «توانمندسازی زنان سرپرست خانوار یا حمایت از دختران در معرض آسیب و آسیبدیده که در دو سال گذشته در قوانین بودجه وارد شده بود، در بودجه امسال حذف شده است.»
🔺این در حالی است که آمار رسمی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان میدهد نزدیک به چهار میلیون زن در ایران سرپرست خانوادهاند و حدود نیمی از آنان به دلیل شرایط اقتصادی و تورم موجود زیر خط فقر قرار دارند.
#زنان_سرپرست_خانوار
📑 بیشتر بخوانید...
@kherad_Jensi
@Zane_Ruz_Channel
ایندیپندنت فارسی
دولت سیزدهم بودجه زنان سرپرست خانوار را حذف کرد
دولت ابراهیم رئیسی، رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، همزمان با حذف ردیف بودجه زنان سرپرست خانوار، بودجه تحت اختیار انسیه خزعلی در معاونت امور زنان و خانواده را که مدافع ازدواج کودکان و حجاب اجباری
🤯23😢8👎4👍2🔥1🤔1
🔻تهیهکننده دسته دختران: تصویر فرشته حسینی با نشان دادن علامت پیروزی ممنوع است
محمدرضا منصوری تهیه کننده فیلم دسته دختران گفت: باید همه این #زنان را با پوشش شبیه چادر نشان میدادیم؟! ما امروز عکس فرشته حسینی که انگشتاش را به نشانه پیروزی بالا برده نمیتوانیم در سطح شهر نشان دهیم چون میگویند ممنوع است.
@kherad_Jensi
محمدرضا منصوری تهیه کننده فیلم دسته دختران گفت: باید همه این #زنان را با پوشش شبیه چادر نشان میدادیم؟! ما امروز عکس فرشته حسینی که انگشتاش را به نشانه پیروزی بالا برده نمیتوانیم در سطح شهر نشان دهیم چون میگویند ممنوع است.
@kherad_Jensi
😁31🤯10👍7👎6👏1
✅خانم #خزعلی ۲کار نه بیشتر،بفرمایید که در مدت معاونتان برای ارتقای سطح زندگی زنان ایران انجام دادهاید که بر زندگی کل #زنان_ایران اثر داشت؟
ازقانون منع خشونت علیه زنان چه خبر؟
چه طرح های حمایتی و ترقی بخش زندگی زنان، به مجلس ارائه و پیگیری کردید؟
@Kherad_Jensi
ازقانون منع خشونت علیه زنان چه خبر؟
چه طرح های حمایتی و ترقی بخش زندگی زنان، به مجلس ارائه و پیگیری کردید؟
@Kherad_Jensi
👍57🤬10👎1
🔻آمارهای تولد، فوت و ازدواج در سال۱۴۰۲
سازمان ثبت احوال اعلام کرد:
🔹آمار #تولد: استان #گیلان ( کمترین) و #سیستان_و_بلوچستان (بیشترین) تولد را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند.
🔹آمار #وفات: استان #کهگیلویه_و_بویراحمد (کمترین) و #گیلان (بیشترین) وفات را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند.
🔹آمار #ازدواج: استان #سمنان (کمترین) و استانهای #آذربایجان_غربی و #خراسان_شمالی (بیشترین) ازدواج را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند./تسنیم
🔻۵۸ درصد متقاضیان #طلاق در ایران #زنان هستند.
🔸این آماری است که مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی روز گذشته از وضعیت طلاق داده است!
🔹على فتحى آشتیانی رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره ایران درباره وضعیت طلاق در ایران گفت:
یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی طی یک دهه گذشته طلاق است طلاق در کشور ما با یک شیب و سرعت بالایی در حال پیشروی است نسبت ازدواج به طلاق در ۲۰ سال گذشته از ۱۲ به یک به کمتر از سه به یک رسیده است./تجارت نیوز
@Kherad_Jensi
سازمان ثبت احوال اعلام کرد:
🔹آمار #تولد: استان #گیلان ( کمترین) و #سیستان_و_بلوچستان (بیشترین) تولد را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند.
🔹آمار #وفات: استان #کهگیلویه_و_بویراحمد (کمترین) و #گیلان (بیشترین) وفات را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند.
🔹آمار #ازدواج: استان #سمنان (کمترین) و استانهای #آذربایجان_غربی و #خراسان_شمالی (بیشترین) ازدواج را در ۱۰ ماه سال ۱۴۰۲ ثبت کردهاند./تسنیم
🔻۵۸ درصد متقاضیان #طلاق در ایران #زنان هستند.
🔸این آماری است که مدیرکل بهزیستی خراسان رضوی روز گذشته از وضعیت طلاق داده است!
🔹على فتحى آشتیانی رئیس سازمان روانشناسی و مشاوره ایران درباره وضعیت طلاق در ایران گفت:
یکی از مهمترین تغییرات اجتماعی طی یک دهه گذشته طلاق است طلاق در کشور ما با یک شیب و سرعت بالایی در حال پیشروی است نسبت ازدواج به طلاق در ۲۰ سال گذشته از ۱۲ به یک به کمتر از سه به یک رسیده است./تجارت نیوز
@Kherad_Jensi
👍16😢7
.
زنان حق دارند در بین گزینههای خروجی کمیتهها باشند، نه به صرف زن بودنشان بلکه به دلیل شایستگی، تخصص، سلامت و سایر توانمندیهایی که دارند.
کمیتهها حق ندارند #زنان را نادیده بگیرند و فهرستهای خروجی را سبیل تا سبیل با مردانی پر کنند که برخی با تبعیض مثبت هم نمیتوانند جایی در بین گزینهها داشته باشند.
#دغدغه_ایران #محمد_فاضلی #زنان_شایسته
@fazeli_mohsmmad
@kherad_jensi
زنان حق دارند در بین گزینههای خروجی کمیتهها باشند، نه به صرف زن بودنشان بلکه به دلیل شایستگی، تخصص، سلامت و سایر توانمندیهایی که دارند.
کمیتهها حق ندارند #زنان را نادیده بگیرند و فهرستهای خروجی را سبیل تا سبیل با مردانی پر کنند که برخی با تبعیض مثبت هم نمیتوانند جایی در بین گزینهها داشته باشند.
#دغدغه_ایران #محمد_فاضلی #زنان_شایسته
@fazeli_mohsmmad
@kherad_jensi
👏24👍10😁5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سینا کلهر معاون وزیر ورزش: برخی اعضای جلسات گفتند #کرونا را بهانه کنید که زنان وارد ورزشگاه نشوند! گفتیم تا کی این روش را میتوانید ادامه بدهید؟
ورود #زنان به ورزشگاه از گره فیلترینگ میتوانست بدتر شود، میتوانست سبب حذف ما از جام جهانی شود. بعد از ورود زنان ما هر هفته باید میرفتیم جواب میدادیم!
@kherad_jensi
ورود #زنان به ورزشگاه از گره فیلترینگ میتوانست بدتر شود، میتوانست سبب حذف ما از جام جهانی شود. بعد از ورود زنان ما هر هفته باید میرفتیم جواب میدادیم!
@kherad_jensi
🤬22👍4😁4🤩1
باشگاه اندیشه، انجمن زنان. کودک همسری قاجاری. ندا سنبلی. 03.05.29
باشگاه اندیشه، انجمن زنان. کودک همسری قاجاری. ندا سنبلی. 03.05.29
.
فایل شنیداری
واکاوی کودکهمسری در دورهٔ قاجار
با ارائهٔ
دکتر ندا سنبلی
تاریخپژوه
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳
به میزبانی باشگاه اندیشه و انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
#کودکهمسری #قاجار #ندا_سنبلی #زنان_پژوهشگر_تاریخ #باشگاه_اندیشه
@kherad_jensi
@zananepazhoheshgartarikh1396
@bashgahandishe
فایل شنیداری
واکاوی کودکهمسری در دورهٔ قاجار
با ارائهٔ
دکتر ندا سنبلی
تاریخپژوه
دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۳
به میزبانی باشگاه اندیشه و انجمن زنان پژوهشگر تاریخ
#کودکهمسری #قاجار #ندا_سنبلی #زنان_پژوهشگر_تاریخ #باشگاه_اندیشه
@kherad_jensi
@zananepazhoheshgartarikh1396
@bashgahandishe
👍9👎1
آن ۶٠ درصد چه میشوند؟
سهم ناهمگون زنان از آموزش عالی
✍ روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
١. بنا بر آمارها، سهم زنان ایرانی از آموزش و بهویژه آموزش عالی در دهههای اخیر رشد فزایندهای داشته است. برآوردها نشان میدهد بیش از ۶٠ درصد از دانشجویان ایرانی را زنان تشکیل میدهند. الگوهای رفتاری نوجوانان نیز نشان میدهد اقبال دختران به دانشگاه رو به افزایش است و در برابر، ورود به دانشگاه برای پسران کماهمیتتر شده است. تداوم این روند ممکن است در آینده به زنانه شدن آموزش عالی بینجامد.
٢. بنابر همان آمارها که افزایش ورود زنان به دانشگاه را نشان میدهند، سهم زنان از کرسیهای هیئت علمی دانشگاهها حدود ٢۵ درصد است. توزیع کمّی دانشجویان زن نسبت به مرد در آموزش عالی نیز منحصر به سطوح مقدماتی است و برای نمونه، غالب دانشجویان دکتری تخصصی مردان هستند و آمارها از کاهش حضور زنان در مقاطع تحصیلات تکمیلی حکایت دارند. این ناهمگونی آماری برای پژوهشگران جنسیت قطعا جالب توجه است.
٣. اما چرا؟ آن ۶٠ درصد چه میشوند؟
میتوان تحلیلهای گوناگونی از این مسئله ارائه داد. نخستین مواجهه، تاکید بر محروم بودن زنان از سطوح فراتر ساختارهای موجود است. براساس نظریهی بسیار شنیدهشدهی سقف شیشهای، کلیشههای ریشهدار جنسیتی مانع از رشد طولی زنان در ساختارهای اجتماعی میشوند. اما ابهام دیگری همچنان پابرجاست. شاید مردانه بودن ساختار قدرت سیاسی و بازار کار توجیه بیشتری داشته باشد، چون زنان معمولاً در سطوح دونتر آن نیز نقش اندکی ایفا میکنند؛ اما چرا در ساختار آموزش عالی که زنان سطوح مقدماتی آن را به دست گرفتهاند، دگربار بنا بر همان رویهی عمومی، از تداوم و بقا در ساختار باز میمانند؟
۴. دیگرانی ممکن است بر درگیری زنان با نقشهای خانوادگی و تعارض آن با طی مدارج تحصیلی تمرکز کنند. برخی تجربهنگاریها توجه میدهند که زنان بسیاری با همسران خود در مورد ادامهی تحصیل دچار چالش میشوند و در تعارض میان خانواده و آموزش عالی، عطای دانشگاه را به لقایش میبخشند. از سوی دیگر، ساختارهای دانشگاهی در ایران، با وجود تبلیغات و شعارهای بسیار پیرامون اهمیت مادری، همچنان امکانات مناسبی را برای مادران دانشجو فراهم نساخته است.
۵. گزاف نیست اگر دلیل این ناهمگونی آماری را در هدف از ورود به دانشگاه و کارکرد آموزش عالی برای زنان واکاویم. دهههاست که دانشگاه برای دختران ایرانی بیش از آنکه ابزاری برای تحصیل و آموزش باشد، فرصتی برای استقلال، دستیابی به منزلت اجتماعی و امکان ورود به مرحلهی دیگری از زندگی بوده است. تعبیر عامیانه و جنسیتزدهی «رفتن به دانشگاه برای یافتن شوهر» هرچند مستند به آمار پژوهشی نیست، اما تلویحاً حاکی از یک نگرهی عمومی است که میتواند خالی از واقعیت نباشد.
۶. با وجود کاهش میزان ازدواج در ایران، آمارها از تمایل غالب افراد مجرد به تشکیل خانواده حکایت دارد. از اینرو منطقی است که انتخابهای افراد در راستای فراهم ساختن موقعیت مناسبی جهت یک ازدواج بهتر باشد. شاید عدم اقبال پسران به ورود به دانشگاه را نیز بتوان به این دلیل دانست که دانشگاهِ ایرانی نتوانسته سهم موثری در ارتقای اقتصادی و شغلی دانشآموختگانش داشته باشد و مردان که طبق عرفهای اجتماعی در مورد تامین اقتصادی خانواده موظف به شمار میآیند، از این مسیر ناامید شدهاند. به عکس در مورد دختران، دانشگاه همچنان کارکرد خود در این راستا را حفظ کرده است.
٧. برای تعمیق و به ثمر رساندن ادعای این تحلیل، انجام دستکم سه پژوهش لازم مینماید. نخست بررسی موانع قانونی و ساختاری ارتقای زنان در آموزش عالی همچون ممنوعیت پذیرش زنان در رشتههای خاص. دوم نسبتسنجی میان ازدواج دانشجویان و ورود به مقطع تحصیلی بالاتر و سوم - که از باقی دشوارتر است - اجرای یک پژوهش جامع کیفی پیرامون دلایل و انگیزههای دانشجویان دختر از ورود به دانشگاه و انتظار آنان از کارکرد یک دانشگاه مطلوب. پس از آن میتوان در اینباره محتاطانهتر گفتوگو کرد. البته تا آن زمان، میتوان همچنان پرسید که حقیقتاً آن ۶٠ درصد چه میشوند؟!
#آموزش_عالی #دانشگاه #ایران #زنان
@kherad_jensi
@tadaeeat
سهم ناهمگون زنان از آموزش عالی
✍ روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
١. بنا بر آمارها، سهم زنان ایرانی از آموزش و بهویژه آموزش عالی در دهههای اخیر رشد فزایندهای داشته است. برآوردها نشان میدهد بیش از ۶٠ درصد از دانشجویان ایرانی را زنان تشکیل میدهند. الگوهای رفتاری نوجوانان نیز نشان میدهد اقبال دختران به دانشگاه رو به افزایش است و در برابر، ورود به دانشگاه برای پسران کماهمیتتر شده است. تداوم این روند ممکن است در آینده به زنانه شدن آموزش عالی بینجامد.
٢. بنابر همان آمارها که افزایش ورود زنان به دانشگاه را نشان میدهند، سهم زنان از کرسیهای هیئت علمی دانشگاهها حدود ٢۵ درصد است. توزیع کمّی دانشجویان زن نسبت به مرد در آموزش عالی نیز منحصر به سطوح مقدماتی است و برای نمونه، غالب دانشجویان دکتری تخصصی مردان هستند و آمارها از کاهش حضور زنان در مقاطع تحصیلات تکمیلی حکایت دارند. این ناهمگونی آماری برای پژوهشگران جنسیت قطعا جالب توجه است.
٣. اما چرا؟ آن ۶٠ درصد چه میشوند؟
میتوان تحلیلهای گوناگونی از این مسئله ارائه داد. نخستین مواجهه، تاکید بر محروم بودن زنان از سطوح فراتر ساختارهای موجود است. براساس نظریهی بسیار شنیدهشدهی سقف شیشهای، کلیشههای ریشهدار جنسیتی مانع از رشد طولی زنان در ساختارهای اجتماعی میشوند. اما ابهام دیگری همچنان پابرجاست. شاید مردانه بودن ساختار قدرت سیاسی و بازار کار توجیه بیشتری داشته باشد، چون زنان معمولاً در سطوح دونتر آن نیز نقش اندکی ایفا میکنند؛ اما چرا در ساختار آموزش عالی که زنان سطوح مقدماتی آن را به دست گرفتهاند، دگربار بنا بر همان رویهی عمومی، از تداوم و بقا در ساختار باز میمانند؟
۴. دیگرانی ممکن است بر درگیری زنان با نقشهای خانوادگی و تعارض آن با طی مدارج تحصیلی تمرکز کنند. برخی تجربهنگاریها توجه میدهند که زنان بسیاری با همسران خود در مورد ادامهی تحصیل دچار چالش میشوند و در تعارض میان خانواده و آموزش عالی، عطای دانشگاه را به لقایش میبخشند. از سوی دیگر، ساختارهای دانشگاهی در ایران، با وجود تبلیغات و شعارهای بسیار پیرامون اهمیت مادری، همچنان امکانات مناسبی را برای مادران دانشجو فراهم نساخته است.
۵. گزاف نیست اگر دلیل این ناهمگونی آماری را در هدف از ورود به دانشگاه و کارکرد آموزش عالی برای زنان واکاویم. دهههاست که دانشگاه برای دختران ایرانی بیش از آنکه ابزاری برای تحصیل و آموزش باشد، فرصتی برای استقلال، دستیابی به منزلت اجتماعی و امکان ورود به مرحلهی دیگری از زندگی بوده است. تعبیر عامیانه و جنسیتزدهی «رفتن به دانشگاه برای یافتن شوهر» هرچند مستند به آمار پژوهشی نیست، اما تلویحاً حاکی از یک نگرهی عمومی است که میتواند خالی از واقعیت نباشد.
۶. با وجود کاهش میزان ازدواج در ایران، آمارها از تمایل غالب افراد مجرد به تشکیل خانواده حکایت دارد. از اینرو منطقی است که انتخابهای افراد در راستای فراهم ساختن موقعیت مناسبی جهت یک ازدواج بهتر باشد. شاید عدم اقبال پسران به ورود به دانشگاه را نیز بتوان به این دلیل دانست که دانشگاهِ ایرانی نتوانسته سهم موثری در ارتقای اقتصادی و شغلی دانشآموختگانش داشته باشد و مردان که طبق عرفهای اجتماعی در مورد تامین اقتصادی خانواده موظف به شمار میآیند، از این مسیر ناامید شدهاند. به عکس در مورد دختران، دانشگاه همچنان کارکرد خود در این راستا را حفظ کرده است.
٧. برای تعمیق و به ثمر رساندن ادعای این تحلیل، انجام دستکم سه پژوهش لازم مینماید. نخست بررسی موانع قانونی و ساختاری ارتقای زنان در آموزش عالی همچون ممنوعیت پذیرش زنان در رشتههای خاص. دوم نسبتسنجی میان ازدواج دانشجویان و ورود به مقطع تحصیلی بالاتر و سوم - که از باقی دشوارتر است - اجرای یک پژوهش جامع کیفی پیرامون دلایل و انگیزههای دانشجویان دختر از ورود به دانشگاه و انتظار آنان از کارکرد یک دانشگاه مطلوب. پس از آن میتوان در اینباره محتاطانهتر گفتوگو کرد. البته تا آن زمان، میتوان همچنان پرسید که حقیقتاً آن ۶٠ درصد چه میشوند؟!
#آموزش_عالی #دانشگاه #ایران #زنان
@kherad_jensi
@tadaeeat
👍27👎3❤1🤔1😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از ملت پرسیدهایم
-شنیدهاید پشت هر مرد موفق یک زن ایستاده؟
پس پشت مردان ناموفق چه کسی ایستاده؟
♨️پاسخها شنیدنی است!
هماکنون میتوانید مخاطب برنامه 《شرانگاری زنان!》 در مجموعه داستان سکسوالیته ایرانی با ارائه دکتر محسن بدره در لینک زیر باشید👇
https://youtu.be/dpfS1HQ4DjY
@kherad_jensi
-شنیدهاید پشت هر مرد موفق یک زن ایستاده؟
پس پشت مردان ناموفق چه کسی ایستاده؟
♨️پاسخها شنیدنی است!
هماکنون میتوانید مخاطب برنامه 《شرانگاری زنان!》 در مجموعه داستان سکسوالیته ایرانی با ارائه دکتر محسن بدره در لینک زیر باشید👇
https://youtu.be/dpfS1HQ4DjY
@kherad_jensi
❤11👍10
معاون اجتماعی وزیر کشور: اعتیادبه گل و الکل در بین بانوان سیر صعودی دارد
لایحه منع خشونت علیه #زنان ممکن است تاثیر عکس بگذارد!
نرخ خودکشی در زنان بیشتر از مردان است.
در آمارهای خشونت و فرار از خانه با کاهش درصد سهم بانوان مواجه هستیم.
@kherad_jensi
لایحه منع خشونت علیه #زنان ممکن است تاثیر عکس بگذارد!
نرخ خودکشی در زنان بیشتر از مردان است.
در آمارهای خشونت و فرار از خانه با کاهش درصد سهم بانوان مواجه هستیم.
@kherad_jensi
😢7😁3🤬3🤔1
هیس! پسرها گریه نمیکنند!
✍ روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
١. گویا اخیراً روز جهانی پسر بوده. آنقدر به روز نداشتن در تقویم عادت کردهایم که حتی برای یافتن فلسفهی این نامگذاری هم انگیزهای نداشتم. اما تلاش کردم خودم برای خودم فلسفهای برای بزرگداشت روز پسر بسازم. مردانگی و اتفاقاً پسرانگی، حتی در عرصهی پژوهش و تأملات نظرورزانه هم بسیار مغفول مانده. سالها غلبهی انگارههای مردسالارانه و توجه به جنسیت از منظر فمینیستی، باعث شده مردان و پسران و مؤلفههای جنسیتی مردانگی و پسرانگی کمتر مورد توجه قرار بگیرد.
٢. حتی اگر رادیکالترین نگاهها را به مسئلهی جنسیت داشته باشیم و برجسته کردن مطالعات زنان را از جهت ستمدیدگی تاریخی آنان تحت سلطهی مردسالاری بدانیم، باز چشمانمان را بر گروهی از مردان و بهویژه پسران که اتفاقاً از همین نوع سلطه رنج میبرند، بستهایم. پسرانی که نمیخواهند به هنجارهای مردسالارانه تن بدهند، تجربهی دردناکتری از انقیاد جنسیتی خواهند داشت.
٣. هنجارها و کلیشههای جنسیتی مردمحور نهتنها وجود دارد، که برمبنای عرف و قوانین نانوشته، بازتولید و تثبیت میشوند. تجربهی بسیاری از ما، تایید میکند که درمیان پسران نوجوان، بیشتر چیزها بر مبنای جنس تعریف میشود. هر چه مردتر باشی، مقبولتری. هر چه از «چیز»های زنانه فاصله داشته باشی، بیشتر برایت کف میزنند.
۴. چه چیزهایی زنانه است؟ هر چیز که ردّی از عاطفه و مدارا و لطافت و صلح داشته باشد! زور بازو و قدرت جنسی و ناسزاهای رکیک که متوجه مادران و خواهران و عمهها میشود، وجه نهچندان پنهان این مردانگی است. پسران مؤدب، کمتر مرد بهشمار میآیند و کافی است نتوانند به تعداد دخترهایی که تصاحب کردهاند بیفزایند، تا به کلی طرد شوند. همهچیز بر مبنای یک تفکیک و تمایز و طبقهبندی جنسیتی دشوار پیش میرود تا از دل این آزمون سخت، مردانِ مردتری بار بیایند.
۵. خانوادهها نیز پسرانشان را بر همین منوال تربیت میکنند. انگار که قرار باشد در عصر غارنشینان زندگی کنیم، هرچه پسرانی قدرتمندتر و باخشونت بار بیاورند که عزم جزمشان را هیچجوره نمیتوان تغییر داد و تا حد ممکن عطوفت و مراقبت و پروریدن و محبت را در وجودشان کشتهاند، خوشحالترند. از خطاهای پسران راحتتر میگذرند و امکان آزمون را بیشتر برایشان فراهم میکنند. بیتوجه به اینکه این پسران در آینده، چهگونه قرار است تبدیل به مردان و پدرانی شوند که باید نسبت به همسرشان محبت داشته باشند.
۶. اگر کمی از زنمحوری در مطالعات جنسیت فاصله بگیریم و اگر لختی بیندیشیم که توجه به مسائل زنان خود بر مبنای اهمیت احقاق حقوق و رعایت عدالت انسانی و الهی است که موجه مینماید، آنوقت شاید به تبعیضی که علیه مردان و بهویژه پسرانی که نمیخواهند تحت انقیاد باشند هم توجه کنیم.
«پسر که گریه نمیکند» بدیل همان نهی کلیشهای «دختر که نمیخندد» است. ما انسانیم. هم میخندیم و هم میگرییم. هم به عاطفه نیاز داریم و هم به عزم. هم به اخلاق و هم به علم. ما همه انسانهایی هستیم که باید برای تحقق تعادل و عدالت تربیت شویم. گفتمان عدالت جنسیتی بدون باور هر دو جنس شکل نمیگیرد. همهی ما زنان و مردان باید به این باور برسیم که منطقی، اخلاقی، عقلانی، دینی و انسانی است که نباید انسانهایی باشیم منحصر به جنبههای صرف ذکورت یا انوثت. باید انسانی باشیم، متعادل.
#جنسیت #مردان #زنان #انسان
@kherad_jensi
@tadaeeat
✍ روح الله طالبی توتی
پژوهشگر مطالعات جنسیت و زنان
١. گویا اخیراً روز جهانی پسر بوده. آنقدر به روز نداشتن در تقویم عادت کردهایم که حتی برای یافتن فلسفهی این نامگذاری هم انگیزهای نداشتم. اما تلاش کردم خودم برای خودم فلسفهای برای بزرگداشت روز پسر بسازم. مردانگی و اتفاقاً پسرانگی، حتی در عرصهی پژوهش و تأملات نظرورزانه هم بسیار مغفول مانده. سالها غلبهی انگارههای مردسالارانه و توجه به جنسیت از منظر فمینیستی، باعث شده مردان و پسران و مؤلفههای جنسیتی مردانگی و پسرانگی کمتر مورد توجه قرار بگیرد.
٢. حتی اگر رادیکالترین نگاهها را به مسئلهی جنسیت داشته باشیم و برجسته کردن مطالعات زنان را از جهت ستمدیدگی تاریخی آنان تحت سلطهی مردسالاری بدانیم، باز چشمانمان را بر گروهی از مردان و بهویژه پسران که اتفاقاً از همین نوع سلطه رنج میبرند، بستهایم. پسرانی که نمیخواهند به هنجارهای مردسالارانه تن بدهند، تجربهی دردناکتری از انقیاد جنسیتی خواهند داشت.
٣. هنجارها و کلیشههای جنسیتی مردمحور نهتنها وجود دارد، که برمبنای عرف و قوانین نانوشته، بازتولید و تثبیت میشوند. تجربهی بسیاری از ما، تایید میکند که درمیان پسران نوجوان، بیشتر چیزها بر مبنای جنس تعریف میشود. هر چه مردتر باشی، مقبولتری. هر چه از «چیز»های زنانه فاصله داشته باشی، بیشتر برایت کف میزنند.
۴. چه چیزهایی زنانه است؟ هر چیز که ردّی از عاطفه و مدارا و لطافت و صلح داشته باشد! زور بازو و قدرت جنسی و ناسزاهای رکیک که متوجه مادران و خواهران و عمهها میشود، وجه نهچندان پنهان این مردانگی است. پسران مؤدب، کمتر مرد بهشمار میآیند و کافی است نتوانند به تعداد دخترهایی که تصاحب کردهاند بیفزایند، تا به کلی طرد شوند. همهچیز بر مبنای یک تفکیک و تمایز و طبقهبندی جنسیتی دشوار پیش میرود تا از دل این آزمون سخت، مردانِ مردتری بار بیایند.
۵. خانوادهها نیز پسرانشان را بر همین منوال تربیت میکنند. انگار که قرار باشد در عصر غارنشینان زندگی کنیم، هرچه پسرانی قدرتمندتر و باخشونت بار بیاورند که عزم جزمشان را هیچجوره نمیتوان تغییر داد و تا حد ممکن عطوفت و مراقبت و پروریدن و محبت را در وجودشان کشتهاند، خوشحالترند. از خطاهای پسران راحتتر میگذرند و امکان آزمون را بیشتر برایشان فراهم میکنند. بیتوجه به اینکه این پسران در آینده، چهگونه قرار است تبدیل به مردان و پدرانی شوند که باید نسبت به همسرشان محبت داشته باشند.
۶. اگر کمی از زنمحوری در مطالعات جنسیت فاصله بگیریم و اگر لختی بیندیشیم که توجه به مسائل زنان خود بر مبنای اهمیت احقاق حقوق و رعایت عدالت انسانی و الهی است که موجه مینماید، آنوقت شاید به تبعیضی که علیه مردان و بهویژه پسرانی که نمیخواهند تحت انقیاد باشند هم توجه کنیم.
«پسر که گریه نمیکند» بدیل همان نهی کلیشهای «دختر که نمیخندد» است. ما انسانیم. هم میخندیم و هم میگرییم. هم به عاطفه نیاز داریم و هم به عزم. هم به اخلاق و هم به علم. ما همه انسانهایی هستیم که باید برای تحقق تعادل و عدالت تربیت شویم. گفتمان عدالت جنسیتی بدون باور هر دو جنس شکل نمیگیرد. همهی ما زنان و مردان باید به این باور برسیم که منطقی، اخلاقی، عقلانی، دینی و انسانی است که نباید انسانهایی باشیم منحصر به جنبههای صرف ذکورت یا انوثت. باید انسانی باشیم، متعادل.
#جنسیت #مردان #زنان #انسان
@kherad_jensi
@tadaeeat
👍43❤7
عِرض خود میبری و زحمت ما میداری!
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
✍ روح الله طالبی توتی
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@kherad_jensi
@tadaeat
دربارهی تبعیض جنسیتی و مردانِ همیشه متهم
✍ روح الله طالبی توتی
١. زن میانسال که تیپ اسپرت دارد، میآید پشت باجه و درخواست تمدید گذرنامه میدهد. کارهایش پیش میرود تا آنجا که میشنود: «همسرتون باید اجازه بدن برای خروج...» زن میگوید بار قبل از همسرش اجازهی خروج گرفته. خانم متصدی توضیح میدهد که برای هر بار درخواست گذرنامه باید رضایتنامه داشته باشد. زن با کلافگی فرمها را میچپاند توی کیف و زیر لب غر میزند «با شصت سال سن مثل بچهها باید اجازه بگیرم؟ اصلاً با خودش دارم میرم که!»
٢. طبق معمول مسئولیت اجتماعیام گل میکند. میروم جلو و به او توضیح میدهم که چگونه میتواند اذن خروج دائمی بگیرد تا دیگر نیازی به حضور همسرش نباشد. با وجود ناراحتیاش، آرام تشکر میکند و میگوید: «حالا این مسخرهبازیها چیه؟ مگه میخوام فرار کنم؟ والا همهش بهخاطر پوله!» پاسخی ندارم. وقتی طبق قانون، ترک منزل توسط زن تنها مسقط نفقه است و نمیتوان او را به بازگشت الزام کرد، وصل کردن خروج از کشور زنان متأهل به رضایت همسر چه منطقی دارد؟
٣. در گروه دانشگاه بعد از مدتها دوباره بحث تذکر حجاب شده. آن وسطها یکی نوشته «مردها و زنها از نظر روانی متفاوتن. مردها آستانهی تحریکشون پایینه. مرد متأهل زنهای بدون حجاب رو ببینه از همسرش سیر میشه. مرد مجرد به گناه میافته.» اعصابم به هم میریزد. نمیدانم این توهین آشکار به مردها چرا همیشه نادیده گرفته شده؟ چرا مردها برایشان مهم نیست که این ایدهی «زن خودش رو بپوشونه تا مرد به گناه نیفته»، آنها را فاقد خودکنترلی و تقوا و ارادهی انسانی در نظر میگیرد؟ چرا از میان اینهمه توجیه و تبیین برای حجاب، این یکی هنوز رواج دارد؟
۴. صدای بوق ممتد میآید و بعد یک فریاد بلند. بر میگردیم. زن موتورسوار که انگار نزدیک بوده با ماشین روبهرویی برخورد کند، از ما کمک میخواهد. میرویم سمتش. موتور را نگه میداریم. دستهایش میلرزند. دارد تشکر میکند که میگویم: «بدون گواهینامه خیلی خطرناکهها خانم. خداینکرده اتفاقی بیفته، داستان دارید.» با حسرت مخلوط با اعتراض میگوید: «چیکار کنم آقا؟ وقتی گواهینامه نمیدن، چیکار کنم؟» باز حرفی ندارم. هیچجوره نمیتوانم این تناقض را توجیه کنم که زنان میتوانند ترک موتور بنشینند، اما دووجب جلوتر، نه!
۵. گروهها را سرسری نگاهی میاندازم. توییتی حسابی دست به دست شده با عنوان «یک فریم از زن بودن در ایران». زنی از این موقعیت گفته که خواهرش نیاز به عمل جراحی دارد و بیمارستان بدون رضایت شوهر اینکار را انجام نمیدهد. شوهر هم مدتی است خانه را رها کرده و رفته و خبری از او نیست. وکیلی پاسخ داده که برای عمل جراحی باید از دادستان اجازه بگیرد. کامنت میگذارم که اصرار بیمارستانها برای اخذ رضایت شوهر، مستند به هیچ قانونی نیست و آن رضایتنامه فقط برای از سر باز کردن ادعاهای بعدی است. اما چه تفاوتی دارد؟ زنان دارند با این قانونهای غیرقانونی زیست میکنند.
۶. این عرفها و عادتها و قانونهای تبعیضآمیز که اغلب نه مستند شرعی دارند و نه پذیرش اجتماعی، همچنان شکاف جنسیتی در فرهنگ رسمی را تداوم میبخشند. زنان بیشتری روز به روز بهخاطر همین محدودیتهای بدون توجیه از دین و قانون فاصله میگیرند و مردان هم مدام با اتهام سوءاستفاده از حق روبهرو هستند - جدا از اینکه متأسفانه بعضاً این سوءاستفاده را هم انجام میدهند.
٧. چهکار کنیم؟ ما مردان چگونه ثابت کنیم که نمیخواهیم در جایگاه متهم بایستیم؟ چهطور میشود به خودمان قبولاند که هم مردسالاری سنتی و هم فمینیسم رادیکال، ما را در جایگاه متهم نشاندهاند. مگر میشود مدام این را توضیح داد؟ مگر آموزش و تربیت ما از کودکی در راستای عدالت جنسیتی بوده است؟ چگونه میتوان به این واقعیت رسید که تبعیض، در نهایت به نفع خودمان هم نیست؟ هنوز نمیدانم.
#زنان #حجاب #فمینیسم #دین #تبعیض #قانون
@kherad_jensi
@tadaeat
👍73😢13❤10😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دخترک ۱۲ ساله التماس می کند او را از آن مکان ناامن نجات دهند! او به جبر،در آن مکان به دنیا آمده و در همان مکان هم رشد کرده است!
در مکانی که مادرش تن فروشی می کرده است و مردان شهوتران در آن رفت و آمد می کرده اند ... مکانی بنام “قلعه” ... این بخش کوتاهی از مستند “قلعه” ساخته ی کامران شیردل است که سال ۱۳۴۵ در روسپیخانه پایتخت فیلمبرداری کرده.
یکی از آسیب های اجتماعی،حضور اجباری کودکان در چنین مکان هایی است.حضوری پر مخاطره که هر ثانیه اش انبوهی زخم به همراه دارد! خصوصا اگر کودک دختر هم باشد، مثل همین دختر ...
وضعیت آن محله - قلعه یا شهرنو - در آن روزگار، وضعیتی در ظاهر کنترل شده زیر نظر نهادهای ناظر بود. اما در حقیقت آنچه که در آنجا می گذشت تنها بخشی از فعالیت مافیایی پنهان بود که شبکه ای گسترده در سراسر کشور را اداره می کرد.
شبکه ای برای به دام انداختن دختران و هدایت آنها به چنین مکانهایی برای بهره کشی جنسی از آنها... در سال های منتهی به انقلاب سن دختران شاغل در آن مکان ها به ۱۵ سال هم رسیده بود!
مجله ی هفتگی “جوانان امروز”، در گزارش هایی پر مخاطب،هر هفته به معرفی چند تن از آن دختران می پرداخت!
روسپی خانه ها در شهرهای بزرگ به شکل کاملا رسمی دایر بودند ... در آن سال ها بخشی از تولیدات سینمای تجاری هم به داستان هایی از سرگذشت این دختران اختصاص داشت!
فعالیتی مشکوک به همکاری با آن مافیا... انقلاب اما مشکل آن تیره بختان را هرگز حل نکرد. برعکس،مشکل را در همان روزهای نخست پیچیده تر هم کرد، هنگامی که در یک غروب غمبار گروهی انقلابی، خانه های آن زنان را به آتش کشیدند و چند تن از آنها را زنده زنده در آتش سوزاندند...
از میان بزرگان انقلاب تنها کسی که با زنان آسیب دیده همدردی کرد، آیت الله سیدمحمود طالقانی بود که آن حرکت جنون آمیز را محکوم و گروهی را به نمایندگی از خود برای رسیدگی به آن محل اعزام کرد.
انقلاب، چندی بعد تعدادی از سرکردگان روسپی خانه ی معروف پایتخت را اعدام کرد، اما مشکل زنان تیره بخت را هیچگاه حل نکرد.
شهرنو را تعطیل و روسپیان را آواره ی خیابان ها کرد ... از آن پس روسپی گری به یک فعالیت زیر زمینی تبدیل شد ... و حالا که نزدیک به نیم قرن از انقلاب گذشته، پژوهش ها - برای نمونه پژوهش دکترسعید مدنی - نشان می lدهد که سن روسپیگری در ایران به زیر ۱۴ سالگی رسیده!
آیا همچنان مافیایی پشت پرده پنهان است؟
#قلعه
#کامران_شیردل
#زنان_آسیب_دیده
#مهردادحجتی
@kherad_jensi
در مکانی که مادرش تن فروشی می کرده است و مردان شهوتران در آن رفت و آمد می کرده اند ... مکانی بنام “قلعه” ... این بخش کوتاهی از مستند “قلعه” ساخته ی کامران شیردل است که سال ۱۳۴۵ در روسپیخانه پایتخت فیلمبرداری کرده.
یکی از آسیب های اجتماعی،حضور اجباری کودکان در چنین مکان هایی است.حضوری پر مخاطره که هر ثانیه اش انبوهی زخم به همراه دارد! خصوصا اگر کودک دختر هم باشد، مثل همین دختر ...
وضعیت آن محله - قلعه یا شهرنو - در آن روزگار، وضعیتی در ظاهر کنترل شده زیر نظر نهادهای ناظر بود. اما در حقیقت آنچه که در آنجا می گذشت تنها بخشی از فعالیت مافیایی پنهان بود که شبکه ای گسترده در سراسر کشور را اداره می کرد.
شبکه ای برای به دام انداختن دختران و هدایت آنها به چنین مکانهایی برای بهره کشی جنسی از آنها... در سال های منتهی به انقلاب سن دختران شاغل در آن مکان ها به ۱۵ سال هم رسیده بود!
مجله ی هفتگی “جوانان امروز”، در گزارش هایی پر مخاطب،هر هفته به معرفی چند تن از آن دختران می پرداخت!
روسپی خانه ها در شهرهای بزرگ به شکل کاملا رسمی دایر بودند ... در آن سال ها بخشی از تولیدات سینمای تجاری هم به داستان هایی از سرگذشت این دختران اختصاص داشت!
فعالیتی مشکوک به همکاری با آن مافیا... انقلاب اما مشکل آن تیره بختان را هرگز حل نکرد. برعکس،مشکل را در همان روزهای نخست پیچیده تر هم کرد، هنگامی که در یک غروب غمبار گروهی انقلابی، خانه های آن زنان را به آتش کشیدند و چند تن از آنها را زنده زنده در آتش سوزاندند...
از میان بزرگان انقلاب تنها کسی که با زنان آسیب دیده همدردی کرد، آیت الله سیدمحمود طالقانی بود که آن حرکت جنون آمیز را محکوم و گروهی را به نمایندگی از خود برای رسیدگی به آن محل اعزام کرد.
انقلاب، چندی بعد تعدادی از سرکردگان روسپی خانه ی معروف پایتخت را اعدام کرد، اما مشکل زنان تیره بخت را هیچگاه حل نکرد.
شهرنو را تعطیل و روسپیان را آواره ی خیابان ها کرد ... از آن پس روسپی گری به یک فعالیت زیر زمینی تبدیل شد ... و حالا که نزدیک به نیم قرن از انقلاب گذشته، پژوهش ها - برای نمونه پژوهش دکترسعید مدنی - نشان می lدهد که سن روسپیگری در ایران به زیر ۱۴ سالگی رسیده!
آیا همچنان مافیایی پشت پرده پنهان است؟
#قلعه
#کامران_شیردل
#زنان_آسیب_دیده
#مهردادحجتی
@kherad_jensi
😢105👍14❤8🤬5
حرف قالیباف طنز سیاسی است
قالیباف: «لایحه حمایت از #زنان نباید معطل بماند.»
اما واقعیت این است که ۱۵ سال معطل ماندن این لایحه نشان میدهد که اراده واقعی برای تغییر نیست؛ حتی اگر تصویب شود هم ، دیگر فاصله زیادی با نیازها و واقعیت امروز زنان دارد.
این حرف بیشتر طنز سیاسی و ژست سیاسی است تا اقدام عملی
@kherad_jensi
قالیباف: «لایحه حمایت از #زنان نباید معطل بماند.»
اما واقعیت این است که ۱۵ سال معطل ماندن این لایحه نشان میدهد که اراده واقعی برای تغییر نیست؛ حتی اگر تصویب شود هم ، دیگر فاصله زیادی با نیازها و واقعیت امروز زنان دارد.
این حرف بیشتر طنز سیاسی و ژست سیاسی است تا اقدام عملی
@kherad_jensi
👍50🤬8👏7❤5🤔2👎1
دست از تحقیر زنان بردارید!
✍ روح الله طالبی توتی
پیشنوشت: اخیراً ویدئویی دیدم از کارشناس یک برنامهی گفتوگومحور که میگوید زنان باحجاب با تماشای زنان بدون حجاب دچار حسرت میشوند چون میفهمند که میتوانستند جور دیگری زندگی کنند...
١. تیرماه ١۴٠١ بود در نشستی به مناسبت روز ملی حجاب، از این گفتم که گام اول برای جلوگیری از تبدیل مسئلهی حجاب به یک بحران، پذیرش عاملیت و کرامت زنان است. خوب به یاد دارم که نمونههای روشنی آوردم. گفتم وقتی زنان کمحجاب را به شکلاتی تشبیه میکنیم که مگس روی آن مینشیند، وقتی دختران را بهخاطر حجاب عرفی دستگیر میکنیم و به بازداشتگاه میبریم، وقتی کارمند مرد حراست سرتاپای دانشجوی دختر را برانداز میکند تا به اندازهی مانتویش ایراد بگیرد، وقتی فلان سخنران زنان بدون حجاب را هرزه میخواند و بهمان روزنامه به همسران زنان کمحجاب میگوید دیوث، چرا انتظار داریم زنان به حجاب علاقهمند شوند؟ حرفم این بود حالا که سیاست رسمی کشور با هر دلیل و مبنایی تصمیم دارد حجاب زنان را مدیریت کند، باید دست از تحقیر زنان بردارد و در وهلهی نخست، عاملیت و ارادهی آگاهانه و کرامت انسانی آنان را به رسمیت بشناسد.
٢. ورق برگشت و در کمتر از چند سال، حالا خبری از آن مدیریت سختگیرانه نیست. اساساً خبری از چیزی نیست و آگاهانه یا از سر ناچاری، سیاست رسمی در زمینهی حجاب به تغافل رو آورده. اجرای قانون جدید حجاب متوقف شده و قانون سابق هم اجرا نمیشود. شرایط جنگی کشور و لزوم حفظ وحدت و انسجام ملی هم مزید بر علت شده تا طرح هر بحثی پیرامون حجاب، سریعاً به محاق برود. چهرهی شهر تغییر کرده و حجاب - به معنای روسری - دیگر مانند سابق عمومیت الزامی ندارد. هرچند خلاف انتظار و پیشبینی برخی، زنان بسیاری همچنان به حجاب عرفی پایبند ماندند.
٣. این به معنای آزادی پوشش نیست. ما از حجاب اجباری قانونی به بیحجابی اجباری عرفی رسیدهایم. روسری داشتن دیگر مانند سابق بخشی از مد پوشش زنانه در ایران نیست و حالا که این امکان وجود دارد تا زنان انتخاب کنند که حجاب داشته باشند یا نه، روسری داشتن میتواند فرد را در معرض قضاوتهای ناخوشایند قرار دهد. برای زنان و دختران ایرانی که سالهاست با مسئلهی اعتماد به نفس درگیر هستند - که اگر نبودند این میزان از جراحی زیبایی و استفاده از لوازم آرایشی رواج نداشت - دشوار است که بخواهند با پوشش خود مورد اتهام قرار بگیرند.
۴. حالا در این شرایط، عدهای از جمله آن کارشناس، انگار میخواهند عقدهی سالها اجبار حجاب را بر سر زنان محجبه خالی کنند. اینکه بگوییم زنان باحجاب با دیدن زنان بدون حجاب در مورد سبک زندگیشان تردید میکنند و دچار حسرت میشوند، توهینی آشکار و تحقیرآمیز به تمام زنان باحجاب است. این انگاره هم عاملیت و ارادهی زن را نادیده میگیرد. گو اینکه تمام زنان باحجاب با اجبار و نه انتخاب خود، حجاب دارند و کافی است ببینند میتوانند حجاب نداشته باشند تا هوایی شوند! این نگرش کاریکاتوری و وقیحانه به زنان باحجاب، امتداد همان نگاه سلطهگرانهای است که زنان را به صرف نداشتن روسری از دایرهی انسانیت و کرامت و عفت خارج میکند.
۵. بسیاری از زنان بدون حجاب، مادران محجبه دارند و بسیاری از زنان باحجاب، دختر و خواهر بدون حجاب. دیگریسازی بر مبنای حجاب و رواج این تصویر که انگار زنان باحجاب و زنان بدون حجاب از دو سیارهی مجزا به زمین آمدهاند، بسیار ناشیانه و غیرواقعی است؛ بهویژه اگر چاشنی توهین و تحقیر هم داشته باشد. زنان با حجاب در شرایط بهشدت واگرای امروز ایران، به قدر کافی به خاطر انتخابشان قضاوت میشوند و دیگر نیازی نیست که نمک بر زخمشان بپاشیم. دربارهی زنان تحلیل داشته باشید، قلم بزنید، گفتوگو کنید. اما دست از سر تحقیر زنان بردارید! بپذیرید که جامعهی ایرانی سبکهای متفاوتی از پوشش را پذیرفته و خود زنان نیز به یک تعامل اجتماعی در این مورد دست یافتهاند. با بیحجابی اجباری نمیتوان تلافی سالها اجبار حجاب را درآورد. زنان باحجاب هم نباید قربانی این نگرشهای سطحی و عقدهگشاییهای سیاسی باشند.
۶. در شرایط کنونی، حجاب داشتن بیشتر از بیحجابی یک انتخاب آگاهانه و عاملانه است. سیاست رسمی سالها بر سر مامور گشت ارشاد و حراست دانشگاه و اداره و مجرم و متهم چادر گذاشت و با اینکار، علناً تصویری منفی از حجاب را تثبیت کرد. فضای غیررسمی هم بیحجابی را ترویج کرد و آن را با مفاهیمی مثل آزادی و زیبایی پیوند داد. نتیجه اینکه در ایران، حجاب داشتن بسیار دشوار شده و بینهایت دلالت سیاسی و اجتماعی با خودش به همراه دارد. روا نیست در این وضعیت، دوباره تیغ تحقیر و توهین را بر بخشی از زنان جامعه روانه کنیم. روا نیست و البته که مغرضانه است.
#حجاب #زنان #ایران
@kherad_jensi
@tadaeeat
✍ روح الله طالبی توتی
پیشنوشت: اخیراً ویدئویی دیدم از کارشناس یک برنامهی گفتوگومحور که میگوید زنان باحجاب با تماشای زنان بدون حجاب دچار حسرت میشوند چون میفهمند که میتوانستند جور دیگری زندگی کنند...
١. تیرماه ١۴٠١ بود در نشستی به مناسبت روز ملی حجاب، از این گفتم که گام اول برای جلوگیری از تبدیل مسئلهی حجاب به یک بحران، پذیرش عاملیت و کرامت زنان است. خوب به یاد دارم که نمونههای روشنی آوردم. گفتم وقتی زنان کمحجاب را به شکلاتی تشبیه میکنیم که مگس روی آن مینشیند، وقتی دختران را بهخاطر حجاب عرفی دستگیر میکنیم و به بازداشتگاه میبریم، وقتی کارمند مرد حراست سرتاپای دانشجوی دختر را برانداز میکند تا به اندازهی مانتویش ایراد بگیرد، وقتی فلان سخنران زنان بدون حجاب را هرزه میخواند و بهمان روزنامه به همسران زنان کمحجاب میگوید دیوث، چرا انتظار داریم زنان به حجاب علاقهمند شوند؟ حرفم این بود حالا که سیاست رسمی کشور با هر دلیل و مبنایی تصمیم دارد حجاب زنان را مدیریت کند، باید دست از تحقیر زنان بردارد و در وهلهی نخست، عاملیت و ارادهی آگاهانه و کرامت انسانی آنان را به رسمیت بشناسد.
٢. ورق برگشت و در کمتر از چند سال، حالا خبری از آن مدیریت سختگیرانه نیست. اساساً خبری از چیزی نیست و آگاهانه یا از سر ناچاری، سیاست رسمی در زمینهی حجاب به تغافل رو آورده. اجرای قانون جدید حجاب متوقف شده و قانون سابق هم اجرا نمیشود. شرایط جنگی کشور و لزوم حفظ وحدت و انسجام ملی هم مزید بر علت شده تا طرح هر بحثی پیرامون حجاب، سریعاً به محاق برود. چهرهی شهر تغییر کرده و حجاب - به معنای روسری - دیگر مانند سابق عمومیت الزامی ندارد. هرچند خلاف انتظار و پیشبینی برخی، زنان بسیاری همچنان به حجاب عرفی پایبند ماندند.
٣. این به معنای آزادی پوشش نیست. ما از حجاب اجباری قانونی به بیحجابی اجباری عرفی رسیدهایم. روسری داشتن دیگر مانند سابق بخشی از مد پوشش زنانه در ایران نیست و حالا که این امکان وجود دارد تا زنان انتخاب کنند که حجاب داشته باشند یا نه، روسری داشتن میتواند فرد را در معرض قضاوتهای ناخوشایند قرار دهد. برای زنان و دختران ایرانی که سالهاست با مسئلهی اعتماد به نفس درگیر هستند - که اگر نبودند این میزان از جراحی زیبایی و استفاده از لوازم آرایشی رواج نداشت - دشوار است که بخواهند با پوشش خود مورد اتهام قرار بگیرند.
۴. حالا در این شرایط، عدهای از جمله آن کارشناس، انگار میخواهند عقدهی سالها اجبار حجاب را بر سر زنان محجبه خالی کنند. اینکه بگوییم زنان باحجاب با دیدن زنان بدون حجاب در مورد سبک زندگیشان تردید میکنند و دچار حسرت میشوند، توهینی آشکار و تحقیرآمیز به تمام زنان باحجاب است. این انگاره هم عاملیت و ارادهی زن را نادیده میگیرد. گو اینکه تمام زنان باحجاب با اجبار و نه انتخاب خود، حجاب دارند و کافی است ببینند میتوانند حجاب نداشته باشند تا هوایی شوند! این نگرش کاریکاتوری و وقیحانه به زنان باحجاب، امتداد همان نگاه سلطهگرانهای است که زنان را به صرف نداشتن روسری از دایرهی انسانیت و کرامت و عفت خارج میکند.
۵. بسیاری از زنان بدون حجاب، مادران محجبه دارند و بسیاری از زنان باحجاب، دختر و خواهر بدون حجاب. دیگریسازی بر مبنای حجاب و رواج این تصویر که انگار زنان باحجاب و زنان بدون حجاب از دو سیارهی مجزا به زمین آمدهاند، بسیار ناشیانه و غیرواقعی است؛ بهویژه اگر چاشنی توهین و تحقیر هم داشته باشد. زنان با حجاب در شرایط بهشدت واگرای امروز ایران، به قدر کافی به خاطر انتخابشان قضاوت میشوند و دیگر نیازی نیست که نمک بر زخمشان بپاشیم. دربارهی زنان تحلیل داشته باشید، قلم بزنید، گفتوگو کنید. اما دست از سر تحقیر زنان بردارید! بپذیرید که جامعهی ایرانی سبکهای متفاوتی از پوشش را پذیرفته و خود زنان نیز به یک تعامل اجتماعی در این مورد دست یافتهاند. با بیحجابی اجباری نمیتوان تلافی سالها اجبار حجاب را درآورد. زنان باحجاب هم نباید قربانی این نگرشهای سطحی و عقدهگشاییهای سیاسی باشند.
۶. در شرایط کنونی، حجاب داشتن بیشتر از بیحجابی یک انتخاب آگاهانه و عاملانه است. سیاست رسمی سالها بر سر مامور گشت ارشاد و حراست دانشگاه و اداره و مجرم و متهم چادر گذاشت و با اینکار، علناً تصویری منفی از حجاب را تثبیت کرد. فضای غیررسمی هم بیحجابی را ترویج کرد و آن را با مفاهیمی مثل آزادی و زیبایی پیوند داد. نتیجه اینکه در ایران، حجاب داشتن بسیار دشوار شده و بینهایت دلالت سیاسی و اجتماعی با خودش به همراه دارد. روا نیست در این وضعیت، دوباره تیغ تحقیر و توهین را بر بخشی از زنان جامعه روانه کنیم. روا نیست و البته که مغرضانه است.
#حجاب #زنان #ایران
@kherad_jensi
@tadaeeat
👍70👎24❤12👏6
زنانی که روی دیوارهای تهران نیستند
روی #دیوارهای_تهران، چهرههای زیادی به شهر نگاه میکنند؛ اما #زنان کمتر در میان آنها دیده میشوند.
گزارشی از «پیام ما» درباره پژوهش مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران نشان میدهد از میان ۱۰۰ دیوارنگاره ثابتِ بررسیشده در معابر پرتردد و مرکزی پایتخت، ۱۵ اثر حاوی تصویر یا نمادی از زنان بودهاند.
این پژوهش دیوارنگارههای دوره ششم مدیریت شهری، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، را بررسی کرده است.
مساله فقط تعداد تصاویر نیست؛ این است که زنان چگونه تصویر میشوند. بهگفته این پژوهش، #نقشهای_خانوادگی و #مراقبتی در #دیوارنگارهها دست بالا را دارند: #زن، #مادر یا #همسر_شهید است، کسی را بدرقه میکند، سوگوار است یا در نقش پزشک و پرستار از دیگران مراقبت میکند. در مقابل، بازنمایی زنان بهعنوان کنشگر اجتماعی و سیاسی کمترین سهم را دارد.
گزارش میگوید زنان دانشجو، پژوهشگر، مدیر، ورزشکار و هنرمند معاصر کمتر به دیوارهای شهر راه یافتهاند. تصویر دختران نوجوان و جوان نیز محدود است. پروین اعتصامی و بیبی مریم بختیاری از نمونههای معدودی هستند که با هویت فکری، فرهنگی یا تاریخی خودشان دیده میشوند، نه صرفاً در نسبت با یک مرد.
دیوارنگارهها بخشی از تصویر عمومی شهرند. وقتی زنان در این تصویر عمدتاً در چند نقش محدود جای میگیرند، تنوع زندگی، کار و حضورشان در تهران دیده نمیشود. این در حالی است که، بنا بر گزارش «پیام ما»، اسناد مدیریت شهری از تکریم جایگاه زنان، #عدالت_جنسیتی در طراحی #فضاهای_شهری و #پرهیز از #تبعیض سخن میگویند.
پژوهشگران برای کمکردن این فاصله، بازنگری در فرایند طراحی و داوری دیوارنگارهها و اصلاح برنامههای توسعه شهری را پیشنهاد کردهاند.
#حق_زنان_بر_شهر فقط حق حضور در خیابان نیست؛ حق دیدهشدن در تصویری است که شهر از ساکنانش میسازد. زنانی که در تهران زندگی میکنند، نباید از روایت تصویری آن غایب بمانند.
@kherad_jensi
@womenwatcher
منبع: گزارش «پیام ما»
روی #دیوارهای_تهران، چهرههای زیادی به شهر نگاه میکنند؛ اما #زنان کمتر در میان آنها دیده میشوند.
گزارشی از «پیام ما» درباره پژوهش مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران نشان میدهد از میان ۱۰۰ دیوارنگاره ثابتِ بررسیشده در معابر پرتردد و مرکزی پایتخت، ۱۵ اثر حاوی تصویر یا نمادی از زنان بودهاند.
این پژوهش دیوارنگارههای دوره ششم مدیریت شهری، از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴، را بررسی کرده است.
مساله فقط تعداد تصاویر نیست؛ این است که زنان چگونه تصویر میشوند. بهگفته این پژوهش، #نقشهای_خانوادگی و #مراقبتی در #دیوارنگارهها دست بالا را دارند: #زن، #مادر یا #همسر_شهید است، کسی را بدرقه میکند، سوگوار است یا در نقش پزشک و پرستار از دیگران مراقبت میکند. در مقابل، بازنمایی زنان بهعنوان کنشگر اجتماعی و سیاسی کمترین سهم را دارد.
گزارش میگوید زنان دانشجو، پژوهشگر، مدیر، ورزشکار و هنرمند معاصر کمتر به دیوارهای شهر راه یافتهاند. تصویر دختران نوجوان و جوان نیز محدود است. پروین اعتصامی و بیبی مریم بختیاری از نمونههای معدودی هستند که با هویت فکری، فرهنگی یا تاریخی خودشان دیده میشوند، نه صرفاً در نسبت با یک مرد.
دیوارنگارهها بخشی از تصویر عمومی شهرند. وقتی زنان در این تصویر عمدتاً در چند نقش محدود جای میگیرند، تنوع زندگی، کار و حضورشان در تهران دیده نمیشود. این در حالی است که، بنا بر گزارش «پیام ما»، اسناد مدیریت شهری از تکریم جایگاه زنان، #عدالت_جنسیتی در طراحی #فضاهای_شهری و #پرهیز از #تبعیض سخن میگویند.
پژوهشگران برای کمکردن این فاصله، بازنگری در فرایند طراحی و داوری دیوارنگارهها و اصلاح برنامههای توسعه شهری را پیشنهاد کردهاند.
#حق_زنان_بر_شهر فقط حق حضور در خیابان نیست؛ حق دیدهشدن در تصویری است که شهر از ساکنانش میسازد. زنانی که در تهران زندگی میکنند، نباید از روایت تصویری آن غایب بمانند.
@kherad_jensi
@womenwatcher
منبع: گزارش «پیام ما»
👍39👎5❤2