کولبرنیوز | Kolbarnews
5.02K subscribers
13.8K photos
15.2K videos
295 files
12K links
اخبار را به اینجا بفرستید:

@kolbar


وب‌سایت:
https://www.kolbarnews.com

تلگرام:
http://t.me/kolbarnews

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/kolbarnews

فیسبوک:
https://www.facebook.com/kolbarnews1

توییتر:
https://twitter.com/Kolbarnews
Download Telegram
#مهاباد
تصاویری از دانش‌آموزان مسموم‌شده دبستان ستایش، حاج صالح شاطری و دبیرستان معروف شافعی در مهاباد که به دنبال حمله شیمیایی به این مدارس در بیمارستان بستری شده‌اند.

شنبه ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۲

#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مەهاباد

بارودۆخی نەخۆشخانە مەهاباد بە دوای هێرشی شیمیایی ئەمڕۆ بۆ سەر قوتابیان


#شەممە_٢٦ی_خاکەلێوە_١٤٠٢
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سەقز گۆڕستانی ئایچی
ئامادەبوونی بەربڵاوی خەڵک بۆ ناشتنی تەرمی دوو کۆڵبەری نوقمبوو.

#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
#انقلاب_ژینا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور گسترده مردم در مراسم خاکسپاری "افشین فلاحی" و "مهدی رحمتی" دو کولبر غرق شدە در سد عباس‌آباد که بعد از ۹ روز پیکر آنها با کمک غواصان و نیروهای مردمی پیدا شد. آن‌ها شعار می‌دهند:

«شهید کوردستان هستند، جان‌فدای آزادی و نان هستند»


شنبه ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۲

#ژینا_امینی
#اعتراضات_سراسری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سقز
شعار جوانان انقلابی بعد از خاکسپاری دو کولبر جانباخته


شنبه ۲۶ فروردین‌ماه ۱۴۰۲

#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
◾️جان باختن یک سوختبر بلوچ در محور چابهار

یک سوختبر بلوچ بر اثر واژگونی خودرو سوختبری و آتش‌سوزی در محور چابهار جانش را از دست داد.

به گزارش رسیده بامداد جمعع ۲۵ فروردین ۱۴۰۲، در پی واژگونی یک دستگاه خودروی سوختبر در محور چابهار که منجر به آتش‌سوزی شد یک سوختبر بلوچ در شعله‌های آتش جان خود را از دست داد. هویت این سوختبر "دوست‌محمد روزدار" ۵۳ ساله فرزند جلایی اهل روستای تیس‌کوپان از توابع چابهار می‌باشد. این حادثه حوالی ساعت ۳ بامداد جمعه رخ داد که راننده خودرو در شعله‌های آتش جانش را از دست داد.

ادامە گزارش در لینک زیر:
http://bitly.ws/D4fM
◾️کشته شدن یک سوختبر بلوچ در ایرانشهر

یک سوختبر بلوچ بر اثر تصادف و آتش‌سوزی خودرو در محور ایرانشهر جانش را از دست داد.

به گزارش رسیده روز پنجشنبه ۲۴ فروردین‌ماه ۱۴۰۲، یک سوختبر بلوچ در پی تصادف و بدنبال آن دچار حریق شدن خودرو در محور ایرانشهر جان خود را در شعله‌های آتش از دست داد. هویت این سوختبر "عرض محمد ریگی"، ۳۳ ساله، فرزند درمحمد اهل روستای غریب‌آباد از توابع شهرستان تفتان عنوان شده است. گفتنی است این حادثه در ۳۵ کیلومتری نیروگاه بخار پهره (ایرانشهر) رخ داد که راننده در شعله‌های آتش جان باخت.

ادامە گزارش در لینک زیر:
http://bitly.ws/D4fT
▪️«تمامیت ارضی» بهانه برای پایمال کردن حقوق ملت‌های ساکن در جغرافیای ایران

طی سال‌ها در دو رژیم پادشاهی و اسلامی مفهوم «حفظ تمامیت ارضی»
همواره بهانه‌ای بوده است برای سرکوب و تحمیل بی‌حقوقی به ملت‌های ساکن در جغرافیای ایران. یکی از نمایش‌های درنده سرکوب مردم کورد را در رژیم‌های پهلوی و اسلامی در کوردستان با همین بهانه شاهد بوده‌ایم.

تکرار مفهوم «حفظ تمامیت ارضی» گاهی از لحاظ نظری این شبهه را ایجاد می‌کرد که شاید منظور صاحبان این شعار حفظ مرزهای ایران در مقابل تجاوز خارجی باشد. مثلاً نمونه آنچه که در قراردهای «گلستان» و «ترکمن چای» به رژیم حاکم در ایران تحمیل شد و بخش‌هایی از خاک ایران به روسیه تزاری واگذار گردید. اما اخیراً ائتلاف گروه موسوم به «جرج تاون» با محوریت رضا پهلوی از این مفهوم هم «ابهام زدایی» کرده است و به جای استفاده از عبارت «تمامیت ارضی» عبارت «حفظ یکپارچگی خاک ایران» را به کار برده‌اند. این عبارت دیگر بدون هیچ گونه پرده‌پوشی خطر را نه از جانب دشمن خارجی بلکه خطری است که گویا از داخل کشور یکپارچگی خاک ایران را تهدید می‌کند. البته ارتش هم که قرار است مطابق این منشور به کمک «نخبگان و کارشناسان سپاه پاسداران» که گویا دست‌شان به خون مردم آلوده نشده است، تقویت هم بشود، وظیفه حفظ یکپارچگی را در مقابل تهدید کنندگان یکپارچگی خاک ایران بر عهده دارد. البته می‌دانیم این یعنی سرکوب هر حرکت حق‌طلبانه‌ای که به زعم آنها تجزیه‌طلب باشد. جالب است فرد کورد زبانی که نقش نماینده خود گمارده کوردها در این ائتلاف را ایفا می‌کند، تغییر این ترم از«تمامیت ارضی» به «حفظ یکپارچگی» را از نتایج مجاهدات خود می‌داند!

به هر حال بگذارید به همان مفهوم کلاسیک «تمامیت ارضی» که با مفهوم «حفظ یکپارچگی» خاک ایران کنکرت‌تر هم شده است بر گردیم.
سوال این است که در مفهوم «حفظ تمامیت ارضی»، آیا بحث تنها بر سر ارض «سر زمین»، منابع زیر زمینی، جغرافیا و ثروت‌های مادی است، یا "مردم" و "ساکنین" آن سرزمین‌ها هم، بخشی از تمامیت‌ارضی هستند؟
تجربه ایران در یک قرن گذشتە و در دو رژیم سلطنتی/اسلامی، نشان می‌دهد که سلب حقوق سیاسی، اجتماعی، انسانی، اقتصادی، فرهنگی و زبانی مردم ساکن این سرزمین‌ها و سرکوب هر حرکتی که خواهان تامین این حقوق باشد، به بهانه حفظ «تمامیت ارضی» روش و پراتیک غالب در این دو رژیم بوده است. واقعیت این است که تمامیت‌ارضی ایران تنها به قیمت جنایات بی‌شمار، سرکوب، غارت و بی‌حقوقی بخش بیشتر مردم ایران فراهم آمده است. آیا وقت آن نرسیده است که بگوئیم «تمامیت ارضی» که حاصل سرکوب ملت‌های تحت‌ستم، اقلیت‌های مذهبی، جنسی، تحقیر و غارت باشد، پایدار نیست.

برای یک قرن مردم کورد و دیگر ملل ساکن ایران را بە بهانە «تمامیت ارضی» سرکوب کردە و می‌کنند. در کشوری کە میلیون‌ها نفر حتی صاحب یک متر زمین نیستند، در نظام فاسدی کە حاکمان اسلامی زمین، دریا و آسمانش را فروختە و غارت می‌کنند، تمامیت ارضی چە معنایی برای میلیون‌ها آوارە، بی‌مسکن و کرایە‌نشین دارد؟ وطنی کە بیش از هفتاد درصد مردمان آن با فقر، بیکاری، بی‌مسکنی، دست‌فروشی، کولبری، سوختبری، گور خوابی و فروش اعضای بدن روبرو هستند چگونە میهنی است؟

واژه «تمامیت ارضی» را صاحبان قدرت مهندسی سیاسی کردە‌اند. کدام کشور و ارتش سرزمین ایران را تهدید می‌کند کە امروز حاکمان در کوردستان و بلوچستان با کمک ارتش و سپاه روزانه جنایت می‌کنند؟ کدام خطر یکپارچگی خاک ایران را تهدید می‌کند که حتی اپوزسیون راست و ناسیونالیست ایرانی از هم‌اکنون در تدارک فرستادن ارتش به سراغ مردم با بهانه «تجزیه طلبی» است؟
هنگامی کە زنان، نیمە جامعە با آپارتاید و تبعیض نهادینە جنسیتی روبرو هستند، ایران بە زندانی بزرگ برای اقلیت‌های ملی و مذهبی تبدیل شدە است. در چنین شرایطی حکومت اسلامی و اپوزیسیون راست و ناسیونالیست افراطی مردم را فراموش کردە و به خاک چسبیدە‌اند.


لینک به متن کامل:

https://bit.ly/417Y7oi
در حاشیه یک دیدار/ همه با هم برای؟

در خبرها خواندنم که گروهی از زنان با فائزه هاشمی دیدار داشته‌اند. دوستی پیشنهاد ‌داد که کاش ما فعالین صنفی هم به دیدارش برویم. عکس دیدار با فائزه هاشمی را دیدم. داشتم فکر می‌کردم که آیا این دیدار خوب است یا بد؟ در حینی که به عکس و چهره ها دقت می‌کردم در بخشی از عکس تابلویی که روی دیوار بود توجهم را جلب کرد، روی تابلو نام هاشمی خطاطی شده بود. جوابم را گرفتم!

هاشمی سردار سازندگی، هاشمی نماد تعدیل ساختاری، هاشمی نماد قراردادهای موقت، تعدیل نیروی کارگران (بخوان اخراج محترمانه کارگران)، هاشمی نماد شرکت‌های پیمانکار نیرو (دلالان نیروی کار) و .....

مسئله فرد فائزه هاشمی نیست (هر چند که حول خود او هم می‌شود زیاد صحبت کرد)، مسئله طبقه‌ای است که او به عنوان نماینده‌اش است. دیدن او یعنی چشم بستن بر همه‌ی روابطی که هاشمی نماینده آنان است.

من نمی‌دانم که مشکل زنانی که به دیدار فائزه هاشمی رفته‌اند با شرایط موجود چیست؟ یا خودشان در کجای جامعه قرار دارند؟ اما مشکل خودم و هزاران کارگرِ همانند خود را می‌دانم. من و هزاران کارگر شبیه من با عدم امنیت شغلی، شرکت‌های پیمانکاری، قراردادهای موقت، دستمزدهای زیر خط فقر، عدم دسترسی به بهداشت و درمان مناسب و رایگان، عدم دسترسی به آموزش و پرورش رایگان و مناسب برای فرزندانمان، عدم دسترسی به مسکن مناسب، تفریحات، ساعت کار کم و ... مشکل داریم.

صرف زندان رفتن فائزه هاشمی و مشکل داشتن او با شرایط موجود دلیلی کافی برای دیدار با او نیست. ما کارگران همبستگی‌ای با وی نداریم. مخالفت من با سیستم سرمایه‌داری است که فائزه هاشمی مشکلی با آن ندارد و اتفاقا خاندان هاشمی نمایندگانی از این سرمایه‌داری در جمهوری اسلامی هستند. مخالف من با همه‌ی کسانی است که این مرز را مخدوش می‌کنند. هر آن کس که با شرایط موجود مشکل دارد الزاما کنار ما کارگران نمی‌ایستد.

صرف زن بودن فائزه هاشمی دلیل نمی‌شود که کنار ما کارگران یا زنان طبقه کارگر باشد. او نماینده‌ی طبقه‌ای است که قرن‌هاست من و امثال من را استثمار می‌کنند، نه فقط در ایران بلکه در همه‌ی دنیا.
او کنار ماکرون، بایدن، بوش، اردوغان، پوتین، بن‌سلمان، خاتمی، احمدی‌نژاد، رفسنجانی، رئیسی، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی و .... ایستاده است.

برای من فائزه هاشمی و مسیح علینژاد در کلیت تفاوتی ندارند. یکی نماینده سرمایه‌داری با رویه‌ی مذهبی است و دیگری سرمایه‌داری با رویه‌ی غیر مذهبی (لیبرال). بنابراین از هر حرکت و هر فردی یا کنشی که این مرز و تقابل را مخدوش می‌کند باید فاصله گرفت.

آنان زن هستند اما زن در کلیتش. در کدام سوی این جامعه ایستاده‌اند. نمی‌دانم. شعار زن – زندگی – آزادی می‌دهند. از خودم می‌پرسم کدام زن- کدام زندگی- کدام آزادی. اگر این کدام‌ها را نتوانیم مشخص کنیم آن موقع به دیدار فائزه هاشمی می‌رویم و تبدیل می‌شویم به همه با هم برای؟

ریحانه انصاری

۲۶ فروردین ۱۴۰۲

https://t.me/komite_h/22867
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زیبای دختران نوجوان در پاساژ شاهو شهر کامیاران


این جنبش را سر بازایستادن نیست...

#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
▪️کاک کەماڵ لوتفی باوک گیانبەختکردوو ڕەزا لوتفی ئیمڕۆ لە لایەن لیباس شەخسییەکانەوە لە سەر شەقام لە شاری دێولان دەسبەسەر کرا و بۆ شوێنێکی نادیار ڕاگوێزاوە.
▪️جان باختن یک سوختبر بلوچ در سوران

یک خوردوی سوختبر بلوچ در حین تعقيب و گریز توسط نیروهای نظامی در مسیر سوران واژگون و راننده آن جانش را از دست داد.

به گزارش رسیده یک‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۲، در حین تعقیب یک دستگاه خودروی سوختبر توسط نیروهای نظامی که در مسیر سوران به بمپشت کمین زده بودند، منجر به تصاف و جان باختن سوختبر شده است. هویت این سوختبر بلوچ "حمید سندک‌زهی"، اهل روستای عبزل‌آباد از توابع سوران می‌باشد.

سوختبری از جمله کارهای نامتعارف و خطرآمیزی محسوب می‌شود که بسیاری از مردم بلوچ در بلوچستان بدلیل نبود شغل مناسب و پایدار اجباراً به آن روی آوردەاند. تصادف، واژگونی خودرو و تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی و امنیتی، بخشی از خطراتی هستند که در این راه جان سوختبران را تهدید می‌کند.
با استناد به گزارش فعالین بلوچ در سال ۲۰۲۲ میلادی دستکم ۱۰۵ سوختبر بلوچ با تیراندازی نیروهای نظامی، تصادفات رانندگی و آتش گرفتن خودرو جان خود را از دست داده و ۵۲ تن دیگر نیز طی این حوادث زخمی شدند.

https://bit.ly/3A0sIIH
▪️سنندج؛ جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رفیق سلیمی پس از گذشت ١۴٠ روز برگزار شد


جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رفیق سلیمی، فعال کارگری محبوس در زندان مرکزی سنندج روز یک‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۲،سرانجام پس از گذشت ١۴٠ روز در دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی نقی‌زاده برگزار شد. وی پیش‌تر در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و با اتهامات سنگینی نظیر محاربه و افساد فی‌الارض مواجه شده است.

به گزارش کولبر نیوز امروز یک‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۲، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رفیق سلیمی فعال کارگری و مدنی اهل شهر سنندج در دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی نقی‌زاده معاون دادستان و رئیس شعبه دوم دادگاه عمومی و انقلاب شهر سنندج برگزار شد. در جریان این جلسه دادگاهی، رفیق سلیمی به اتهامات «ایجاد گروه‌های غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی کشور» به "افساد فی‌الارض" متهم شده است. به گفته خانواده رفیق سلیمی، این فعال کارگری در این جلسه دادگاهی کلیه اتهامات مطروحه علیه خود را رد کرده و به دفاع از خود پرداخته است.

رفیق سلیمی روز چهارشنبه ۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۱ پس از گذشت بیش از ۵۰ روز بازداشت و شکنجه در بازداشتگاه‌های اداره اطلاعات، به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است.
پیش‌تر یک منبع نزدیک به خانواده سلیمی به کولبر نیوز گفته بود: رفیق سلیمی بیمار است و از مشکلات جسمی رنج می‌برد و نیاز به رسیدگی پزشکی و دسترسی روزانه و درمان دارد.


ادامە گزارش را در لینک زیر بخوانید:

https://bit.ly/43zybDN
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️حمله شیمیایی به مدارس در #هرسین استان کرمانشاه

امروز یکشنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۲ مدرسه شهید علی ناصری در شهرستان هرسین مورد حمله شیمیایی قرار گرفت.
مصدومان به بیمارستان شهدا انتقال داده شدند. حال یکی از دبیران مدرسه و شماری از دانش‌آموزان وخیم گزارش شده است.


#مسمومیت_دانش‌آموزان
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
▪️برینداربوونی پێنج كۆڵبه‌ر له‌ ڕووداوێكی هاتووچۆ له‌ نه‌وسوود


سه‌ر له‌به‌یانی ڕۆژی شه‌ممه‌ ٢٦ی خاكه‌لێوه‌ به‌هۆی پێكدادانی نێوان ئۆتۆمبێلی گواستنه‌وه‌ی كۆڵبه‌ران له‌گه‌ڵ بارهه‌ڵگرێك دا، پێنج كۆڵبه‌ری خه‌ڵكی جوانڕۆ بریندار بوون.

به‌پێی ڕاپۆرتەکان ، ئه‌و پێنج كۆڵبه‌ره‌ خه‌ڵكی گوندی “زه‌لان“ی سه‌ر به‌ شاری جوانڕۆن و ئۆتۆمبێله‌كه‌یان له‌ نزیك ترمیناڵی نه‌وسوود له‌گه‌ڵ بارهه‌ڵگرێك دا پێكیان داداوه‌. به‌وته‌ی شایه‌تحاڵان، باری ته‌ندرووستی دوو كه‌س له‌ برینداره‌كان ناجێگیره‌ و ڕاگوێزی ناوه‌نده‌ ده‌رمانییه‌كانی پاوه‌ كراون.


https://bit.ly/3KJJlxf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️مسمومیت دانش‌آموزان این بار در #ارومیه

امروز یک‌شنبه ۲۷ فروردین‌ماه ۱۴۰۲، در نتیجه حمله شیمیایی به مدرسه دخترانه طراوت در ارومیه، بیش از ۴۰ دانش‌آموز مسموم شده‌اند و جهت مداوا به بیمارستان مطهری این شهر منتقل شده‌اند.

#مسمومیت_دانش‌آموزان
#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
در این جغرافیای نفرین شده، تنها باید بلوچ باشی تا سُفره‌ات بوی نفت، گازوئيل و بنزین دهد. در کشوری که روی دریایی از نفت و گاز جا خوش کرده است، تنها باید #بلوچ باشی، تا خونت بوی نفت بدهد، #نفت در رگانت جاری باشد و پیکر بی‌جان و نحیف هم دست‌آخر با نفت بسوزد. در این جغرافیای ساختگی و استعماری تنها باید بلوچ باشی تا بدون شناسنامه و پاسپورت هر روز برای لقمه‌ای نان، مرزهای پوشالی #مام‌میهن را رد کنی و آن‌طرف مرز نیز دوباره بی‌هویت و بی‌شناسنامه جانت‌ را حراج کنی. تنها باید #سوختبر باشی تا اتومبیلت هم‌چون بمبی متحرک هر لحظه امکان انفحارش وجود داشته باشد. باید بلوچ بودن تا بدانی ترس آتش گرفتن #مندی یعنی چی، تنها باید بلوچ باشی تا ترس خوردن شدن توسط #گاندو در حین رفتن به مدرسه را داشته باشی. باید بلوچ باشی تا ترس غرق شدن در #هوتگ هنگام تهیه آب شُرب را داشته باشی. باید بلوچ باشی تا رنج #بی‌شناسنامه بودن، درد نبود مدرسه، حسرت بهداشت و درمان، آزار حاشیه‌نشین بودن و تبعیض سیستماتیک و نهادینه شده در حکومت را با گوشت و استخوانت لمس کنی.

تصویر: #عثمان_لازهی  ‏از جمله جوانان بلوچی است که تحصیلات خود را پیش برد و لیسانس گرفت. سپس به پروسه سربازی رفت، تا با پایان خدمت و لیسانس شغلی برای خود جور کند.
دست و پا زدن‌های وی برای کار در بلوچستان نتیجه نداد، مجبوراً سوختبر شد، اما پس از مدتی هم جسدش و هم مدرک تحصیلی و  پایان سربازی‌اش در آتش سوخت.


#ژینا_امینی
#انقلاب_ژینا
#اعتراضات_سراسری
▪️بانه‌؛ بی‌خبری از سرنوشت دو کولبر اهل ارومیه

با گذشت بیش از یک ماه و نیم هنوز از سرنوشت دو کولبر نوجوان اهل ارومیه که برای کولبری به نوارمرزی بانه رفته بودند، اطلاعی در دسترس نمی‌باشد.

به گزارش کولبر نیوز، دو کولبر نوجوان اهل ارومیه که روز ١٢ اسفندماه ۱۴۰۱ برای کولبری به بانه رفته بودند، با گذشت یک ماه و نیم، هنوز خانواده‌های آن‌ها هیج خبری از آن‌ها ندارند و تلفن‌همراه آن‌ها نیز خاموش می‌باشد. هویت این دو کولبر جوان "سعید دلائی‌میلان" ٢٠ ساله و "حجت دلائی‌میلان" ١٧ می‌باشد.
لازم به ذکر است که تلاش‌های خانواده آن‌ها برای پیدا کردن این دو کولبر نوجوان تاکنون نتیجه‌ای نداشته است و این عدم اطلاع از سرنوشت این دو نوجوان کولبر موجی از نگرانی و اضطراب را برای خانواده آن‌ها درست کرده است.

https://bit.ly/3UFtHHy
▫️در حاشیه یک دیدار/همه با هم برای؟


نویسنده: ریحانه انصاری‌نژاد

در خبرها خواندم که گروهی از زنان با فائزه هاشمی دیدار داشته‌اند. دوستی پیشنهاد ‌داد که کاش ما فعالین صنفی هم به دیدارش برویم. عکس دیدار با فائزه هاشمی را دیدم. داشتم فکر می‌کردم که آیا این دیدار خوب است یا بد؟ در حینی که به عکس و چهره‌ها دقت می‌کردم در بخشی از عکس تابلویی که روی دیوار بود توجهم را جلب کرد، روی تابلو نام هاشمی خطاطی شده بود. جوابم را گرفتم!

هاشمی سردار سازندگی، هاشمی نماد تعدیل ساختاری، هاشمی نماد قراردادهای موقت، تعدیل نیروی کارگران (بخوان اخراج محترمانه کارگران)، هاشمی نماد شرکت‌های پیمانکار نیرو (دلالان نیروی کار) و...
مسئله فرد فائزه هاشمی نیست (هر چند که درباره خود او هم می‌شود صحبت کرد)، مسئله طبقه‌ای است که او به عنوان نماینده‌اش است. دیدن او یعنی چشم بستن بر همه‌ی روابطی که هاشمی نماینده آنان است.
من نمی‌دانم که مشکل زنانی که به دیدار فائزه هاشمی رفته‌اند با شرایط موجود چیست؟ یا خودشان در کجای جامعه قرار دارند؟ اما مشکل خودم و هزاران کارگرِ همانند خودم را می‌دانم. من و هزاران کارگر شبیه من با عدم امنیت شغلی، شرکت‌های پیمانکاری، قراردادهای موقت، دستمزدهای زیر خط‌فقر، بیمه‌های ناکارآمد، عدم دسترسی به بهداشت و درمان مناسب و رایگان، عدم دسترسی به آموزش و پرورش رایگان و مناسب برای فرزندانمان، عدم دسترسی به مسکن مناسب، تفریحات، ساعت کار کم و ... مواجهیم و با آن ها مشکل داریم.
صرف زندان رفتن فائزه هاشمی و مشکل داشتن او با شرایط موجود دلیلی کافی برای دیدار با او نیست. ما کارگران همبستگی‌ و تعلقات خاص و مشترکی با وی نداریم. مخالفت من با سیستم سرمایه‌داری است که فائزه هاشمی مشکلی با آن ندارد و اتفاقاً خاندان هاشمی نمایندگانی از این سرمایه‌داری در جمهوری اسلامی هستند. مخالفت من با همه‌ی کسانی است که این مرز را مخدوش می‌کنند. هر آن کس که با شرایط موجود مشکل دارد الزاماً کنار ما کارگران نمی‌ایستد.
صرف زن بودن فائزه هاشمی دلیل نمی‌شود که کنار ما کارگران یا زنان طبقه کارگر باشد. او نماینده‌ی طبقه‌ای است که قرن‌هاست من و امثال من را استثمار می‌کنند. نه فقط در ایران بلکه در همه‌ی دنیا.
او کنار ماکرون، بایدن، بوش، اردوغان، پوتین، بن‌سلمان، خاتمی، احمدی‌نژاد، رفسنجانی، رئیسی، رضا پهلوی، محمدرضا پهلوی و... ایستاده است.
برای من فائزه هاشمی و مسیح علینژاد در کلیت تفاوتی با هم ندارند. یکی نماینده سرمایه‌داری با رویه‌ی مذهبی است و دیگری سرمایه‌داری با رویه‌ی غیر مذهبی (لیبرال). بنابراین از هر حرکت و هر فردی یا کُنشی که این مرز و تقابل را مخدوش می‌کند باید فاصله گرفت.
آنان زن هستند، اما زن در کلیتش و شعار زن، زندگی،آزادی سرمی‌دهند، اما در کدام سوی این جامعه ایستاده‌اند؟ نمی‌دانم.
اما از خودم می‌پرسم:
کدام زن؟
کدام زندگی؟
کدام آزادی؟
اگر نتوانیم پاسخ مشخص و درخوری به این کدام‌ها بدهیم، آن موقع به دیدار فائزه هاشمی هم می‌رویم و تبدیل می‌شویم به "همه با هم" برای؟


۲۷ فروردین‌ماه ١۴٠٢

https://bit.ly/3MNyzsd