کولبرنیوز | Kolbarnews
4.93K subscribers
13.8K photos
14.9K videos
295 files
11.9K links
اخبار را به اینجا بفرستید:

@kolbar


وب‌سایت:
https://www.kolbarnews.com

تلگرام:
http://t.me/kolbarnews

اینستاگرام:
https://www.instagram.com/kolbarnews

فیسبوک:
https://www.facebook.com/kolbarnews1

توییتر:
https://twitter.com/Kolbarnews
Download Telegram
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
به کولبری می‌توان از دو جنبه نگریست. اول این‌که کولبری را به عنوان یک پدیده در نظر بگیریم و برای تفسیر آن به جزئی‌نگری بپردازیم. بدین معنا که کولبر را به عنوان یک «فرد» در نظر بگیریم که برای امرار معاش به‌ اجبار به مرز می‌رود و به کولبری مشغول می‌شود. کولبری تبدیل به یک «شغل» می‌شود که فرد با اشتغالِ آن جایگاه، کسب درآمد می‌کند. آن‌چه در این نگاه غالب است، شخصی سازیِ کولبری و تقلیل یک مسئله ساختاری به امری شخصی، فردی و حتی گروهی است.
جنبه دوم که در تضاد با نگاهِ اول قرار دارد، نگاهِ ساختاری به پدیده کولبری است. بنیاد این نگاه این است که کولبری امری ساختاری است و نه شخصی. بر این اساس، مکانیزم‌هایی تاریخی و ساختاری باعث شکل‌گیری پدیده کولبری شده‌اند که بدون شناخت این مکانیزم‌ها نمی‌توان پدیده مورد نظر را تبیین نمود. در این حالت ما با «کولبر» روبرو نیستیم، بلکه با «کولبری» مواجه هستیم. در واقع، فرمی از گذار از شخصی‌سازی کولبری به ساختار محوریِ کولبری را شاهد هستیم. بنابراین کولبری یک پدیده ساختاری است که ارتباطی با شخصِ «کولبر» ندارد. شخصِ «کولبر» تنها فرم و قالبی است که «کولبری» در درونِ آن نمود پیدا کرده و بازنمایی می‌شود. کولبر تنها نمایندهِ یک وضعیت ساختاری-تاریخی است.
برای روشن شدنِ تفاوت این دو نگاه به تفصیل در مورد کولبری و مفهموم‌پردازی آن می‌پردازیم و در ادامه، اهمیتِ نگاه ساختاری به کولبری را یادآور می‌شویم. کولبری وضعیتی است که در آن «زیستِ انسانی» حذف شده است و به جای آن فرمی از «زیستِ بیولوژیک» جایگزین شده است. در واقع، در کولبری ما شاهدِ حاکمیت حیاتِ بیولوژیک بر حیاتِ مدنی-سیاسی هستیم. آن‌چه اهمیت محوری پیدا کرده است، «تَنِ کولبر» است. آن‌چه زخمی می‌شود، بدنِ کولبر است؛ آن‌چه از بین می‌رود و ویران می‌شود، کالبدِ کولبر است. اما این تنها نگاهی سطحی و ساده به کولبری است. ما هنگامی‌که نگاهِ شخصی‌نگرانه به کولبری داشته باشیم، بیشتر با تَن و بدن کولبر مواجه هستیم. این در حالی‌ست که کولبری تنها یک وضعیت بیولوژیک و زیستی نیست، بلکه بیشتر از آن، ماهیتی سیاسی-اجتماعی دارد. در این حالت کولبر، تنها یک تنِ بیولوژیک نیست، بلکه یک سوژه سیاسی نیز می‌باشد. این مسئله هنگامی بیشتر از همه پُررنگ می‌شود که کولبری تبدیل به یک موقعیتِ اعمال قدرت و تنظیم معادلات قدرت می‌شود. کولبر توسط مناسباتِ قدرت احضار شده و فراخوانده می‌شود(تبدیل به یک سوژه می‌شود). او تبدیل به ابزار و ابژه‌ای برای اعمال قدرت و سیاستِ تعامل می‌شود. کولبر از خودش «وجود»ی ندارد، بلکه وجود او تبدیل به ابزارِ اعمالِ «وجودِ دیگری» شده است. به زبانی دیگر، «میل» کولبر به خودش تعلق ندارد، بل‌که «میل دیگری» است. «دیگری» کولبر را احضار می‌کند «میل» او را مدیریت می‌کند، و در نهایت «میل» خودش(میل دیگری) را به او تزیق می‌کند. میلِ «دیگری»، فرمی #اســــتعـــمـــاری دارد. «دیگری» نه تنها به دنبال استعمارِ فضای عینی زیستِ کوردستان است، بل‌که به دنبال تسلط بر فضای ذهنی «ملت کورد» نیز می‌باشد.

#کولبری
#کولبر
#انقلاب_ژینا
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
▪️به کولبری می‌توان از دو جنبه نگریست. اول این‌که کولبری را به عنوان یک پدیده در نظر بگیریم و برای تفسیر آن به جزئی‌نگری بپردازیم. بدین معنا که کولبر را به عنوان یک «فرد» در نظر بگیریم که برای امرار معاش به‌ اجبار به مرز می‌رود و به کولبری مشغول می‌شود. کولبری تبدیل به یک «شغل» می‌شود که فرد با اشتغالِ آن جایگاه، کسب درآمد می‌کند. آن‌چه در این نگاه غالب است، شخصی سازیِ کولبری و تقلیل یک مسئله ساختاری به امری شخصی، فردی و حتی گروهی است.
جنبه دوم که در تضاد با نگاهِ اول قرار دارد، نگاهِ ساختاری به پدیده کولبری است. بنیاد این نگاه این است که کولبری امری ساختاری است و نه شخصی. بر این اساس، مکانیزم‌هایی تاریخی و ساختاری باعث شکل‌گیری پدیده کولبری شده‌اند که بدون شناخت این مکانیزم‌ها نمی‌توان پدیده مورد نظر را تبیین نمود. در این حالت ما با «کولبر» روبرو نیستیم، بلکه با «کولبری» مواجه هستیم. در واقع، فرمی از گذار از شخصی‌سازی کولبری به ساختار محوریِ کولبری را شاهد هستیم. بنابراین کولبری یک پدیده ساختاری است که ارتباطی با شخصِ «کولبر» ندارد. شخصِ «کولبر» تنها فرم و قالبی است که «کولبری» در درونِ آن نمود پیدا کرده و بازنمایی می‌شود. کولبر تنها نمایندهِ یک وضعیت ساختاری-تاریخی است.
برای روشن شدنِ تفاوت این دو نگاه به تفصیل در مورد کولبری و مفهموم‌پردازی آن می‌پردازیم و در ادامه، اهمیتِ نگاه ساختاری به کولبری را یادآور می‌شویم. کولبری وضعیتی است که در آن «زیستِ انسانی» حذف شده است و به جای آن فرمی از «زیستِ بیولوژیک» جایگزین شده است. در واقع، در کولبری ما شاهدِ حاکمیت حیاتِ بیولوژیک بر حیاتِ مدنی-سیاسی هستیم. آن‌چه اهمیت محوری پیدا کرده است، «تَنِ کولبر» است. آن‌چه زخمی می‌شود، بدنِ کولبر است؛ آن‌چه از بین می‌رود و ویران می‌شود، کالبدِ کولبر است. اما این تنها نگاهی سطحی و ساده به کولبری است. ما هنگامی‌که نگاهِ شخصی‌نگرانه به کولبری داشته باشیم، بیشتر با تَن و بدن کولبر مواجه هستیم. این در حالی‌ست که کولبری تنها یک وضعیت بیولوژیک و زیستی نیست، بلکه بیشتر از آن، ماهیتی سیاسی-اجتماعی دارد. در این حالت کولبر، تنها یک تنِ بیولوژیک نیست، بلکه یک سوژه سیاسی نیز می‌باشد. این مسئله هنگامی بیشتر از همه پُررنگ می‌شود که کولبری تبدیل به یک موقعیتِ اعمال قدرت و تنظیم معادلات قدرت می‌شود. کولبر توسط مناسباتِ قدرت احضار شده و فراخوانده می‌شود(تبدیل به یک سوژه می‌شود). او تبدیل به ابزار و ابژه‌ای برای اعمال قدرت و سیاستِ تعامل می‌شود. کولبر از خودش «وجود»ی ندارد، بلکه وجود او تبدیل به ابزارِ اعمالِ «وجودِ دیگری» شده است. به زبانی دیگر، «میل» کولبر به خودش تعلق ندارد، بل‌که «میل دیگری» است. «دیگری» کولبر را احضار می‌کند «میل» او را مدیریت می‌کند، و در نهایت «میل» خودش(میل دیگری) را به او تزیق می‌کند. میلِ «دیگری»، فرمی #اســــتعـــمـــاری دارد. «دیگری» نه تنها به دنبال استعمارِ فضای عینی زیستِ کوردستان است، بل‌که به دنبال تسلط بر فضای ذهنی «ملت کورد» نیز می‌باشد.

#کولبری
#کولبر
#انقلاب_ژینا
کولبرنیوز | Kolbarnews
Video
▪️به کولبری می‌توان از دو جنبه نگریست. اول این‌که کولبری را به عنوان یک پدیده در نظر بگیریم و برای تفسیر آن به جزئی‌نگری بپردازیم. بدین معنا که کولبر را به عنوان یک «فرد» در نظر بگیریم که برای امرار معاش به‌ اجبار به مرز می‌رود و به کولبری مشغول می‌شود. کولبری تبدیل به یک «شغل» می‌شود که فرد با اشتغالِ آن جایگاه، کسب درآمد می‌کند. آن‌چه در این نگاه غالب است، شخصی سازیِ کولبری و تقلیل یک مسئله ساختاری به امری شخصی، فردی و حتی گروهی است.
جنبه دوم که در تضاد با نگاهِ اول قرار دارد، نگاهِ ساختاری به پدیده کولبری است. بنیاد این نگاه این است که کولبری امری ساختاری است و نه شخصی. بر این اساس، مکانیزم‌هایی تاریخی و ساختاری باعث شکل‌گیری پدیده کولبری شده‌اند که بدون شناخت این مکانیزم‌ها نمی‌توان پدیده مورد نظر را تبیین نمود. در این حالت ما با «کولبر» روبرو نیستیم، بلکه با «کولبری» مواجه هستیم. در واقع، فرمی از گذار از شخصی‌سازی کولبری به ساختار محوریِ کولبری را شاهد هستیم. بنابراین کولبری یک پدیده ساختاری است که ارتباطی با شخصِ «کولبر» ندارد. شخصِ «کولبر» تنها فرم و قالبی است که «کولبری» در درونِ آن نمود پیدا کرده و بازنمایی می‌شود. کولبر تنها نمایندهِ یک وضعیت ساختاری-تاریخی است.
برای روشن شدنِ تفاوت این دو نگاه به تفصیل در مورد کولبری و مفهموم‌پردازی آن می‌پردازیم و در ادامه، اهمیتِ نگاه ساختاری به کولبری را یادآور می‌شویم. کولبری وضعیتی است که در آن «زیستِ انسانی» حذف شده است و به جای آن فرمی از «زیستِ بیولوژیک» جایگزین شده است. در واقع، در کولبری ما شاهدِ حاکمیت حیاتِ بیولوژیک بر حیاتِ مدنی-سیاسی هستیم. آن‌چه اهمیت محوری پیدا کرده است، «تَنِ کولبر» است. آن‌چه زخمی می‌شود، بدنِ کولبر است؛ آن‌چه از بین می‌رود و ویران می‌شود، کالبدِ کولبر است. اما این تنها نگاهی سطحی و ساده به کولبری است. ما هنگامی‌که نگاهِ شخصی‌نگرانه به کولبری داشته باشیم، بیشتر با تَن و بدن کولبر مواجه هستیم. این در حالی‌ست که کولبری تنها یک وضعیت بیولوژیک و زیستی نیست، بلکه بیشتر از آن، ماهیتی سیاسی-اجتماعی دارد. در این حالت کولبر، تنها یک تنِ بیولوژیک نیست، بلکه یک سوژه سیاسی نیز می‌باشد. این مسئله هنگامی بیشتر از همه پُررنگ می‌شود که کولبری تبدیل به یک موقعیتِ اعمال قدرت و تنظیم معادلات قدرت می‌شود. کولبر توسط مناسباتِ قدرت احضار شده و فراخوانده می‌شود(تبدیل به یک سوژه می‌شود). او تبدیل به ابزار و ابژه‌ای برای اعمال قدرت و سیاستِ تعامل می‌شود. کولبر از خودش «وجود»ی ندارد، بلکه وجود او تبدیل به ابزارِ اعمالِ «وجودِ دیگری» شده است. به زبانی دیگر، «میل» کولبر به خودش تعلق ندارد، بل‌که «میل دیگری» است. «دیگری» کولبر را احضار می‌کند «میل» او را مدیریت می‌کند، و در نهایت «میل» خودش(میل دیگری) را به او تزیق می‌کند. میلِ «دیگری»، فرمی #اســــتعـــمـــاری دارد. «دیگری» نه تنها به دنبال استعمارِ فضای عینی زیستِ کوردستان است، بل‌که به دنبال تسلط بر فضای ذهنی «ملت کورد» نیز می‌باشد.

#کولبری
#کولبر
#انقلاب_ژینا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ به کولبری می‌توان از دو جنبه نگریست. اول این‌که کولبری را به عنوان یک پدیده در نظر بگیریم و برای تفسیر آن به جزئی‌نگری بپردازیم. بدین معنا که کولبر را به عنوان یک «فرد» در نظر بگیریم که برای امرار معاش به‌ اجبار به مرز می‌رود و به کولبری مشغول می‌شود. کولبری تبدیل به یک «شغل» می‌شود که فرد با اشتغالِ آن جایگاه، کسب درآمد می‌کند. آن‌چه در این نگاه غالب است، شخصی سازیِ کولبری و تقلیل یک مسئله ساختاری به امری شخصی، فردی و حتی گروهی است.
جنبه دوم که در تضاد با نگاهِ اول قرار دارد، نگاهِ ساختاری به پدیده کولبری است. بنیاد این نگاه این است که کولبری امری ساختاری است و نه شخصی. بر این اساس، مکانیزم‌هایی تاریخی و ساختاری باعث شکل‌گیری پدیده کولبری شده‌اند که بدون شناخت این مکانیزم‌ها نمی‌توان پدیده مورد نظر را تبیین نمود. در این حالت ما با «کولبر» روبرو نیستیم، بلکه با «کولبری» مواجه هستیم. در واقع، فرمی از گذار از شخصی‌سازی کولبری به ساختار محوریِ کولبری را شاهد هستیم. بنابراین کولبری یک پدیده ساختاری است که ارتباطی با شخصِ «کولبر» ندارد. شخصِ «کولبر» تنها فرم و قالبی است که «کولبری» در درونِ آن نمود پیدا کرده و بازنمایی می‌شود. کولبر تنها نمایندهِ یک وضعیت ساختاری-تاریخی است.
برای روشن شدنِ تفاوت این دو نگاه به تفصیل در مورد کولبری و مفهموم‌پردازی آن می‌پردازیم و در ادامه، اهمیتِ نگاه ساختاری به کولبری را یادآور می‌شویم. کولبری وضعیتی است که در آن «زیستِ انسانی» حذف شده است و به جای آن فرمی از «زیستِ بیولوژیک» جایگزین شده است. در واقع، در کولبری ما شاهدِ حاکمیت حیاتِ بیولوژیک بر حیاتِ مدنی-سیاسی هستیم. آن‌چه اهمیت محوری پیدا کرده است، «تَنِ کولبر» است. آن‌چه زخمی می‌شود، بدنِ کولبر است؛ آن‌چه از بین می‌رود و ویران می‌شود، کالبدِ کولبر است. اما این تنها نگاهی سطحی و ساده به کولبری است. ما هنگامی‌که نگاهِ شخصی‌نگرانه به کولبری داشته باشیم، بیشتر با تَن و بدن کولبر مواجه هستیم. این در حالی‌ست که کولبری تنها یک وضعیت بیولوژیک و زیستی نیست، بلکه بیشتر از آن، ماهیتی سیاسی-اجتماعی دارد. در این حالت کولبر، تنها یک تنِ بیولوژیک نیست، بلکه یک سوژه سیاسی نیز می‌باشد. این مسئله هنگامی بیشتر از همه پُررنگ می‌شود که کولبری تبدیل به یک موقعیتِ اعمال قدرت و تنظیم معادلات قدرت می‌شود. کولبر توسط مناسباتِ قدرت احضار شده و فراخوانده می‌شود(تبدیل به یک سوژه می‌شود). او تبدیل به ابزار و ابژه‌ای برای اعمال قدرت و سیاستِ تعامل می‌شود. کولبر از خودش «وجود»ی ندارد، بلکه وجود او تبدیل به ابزارِ اعمالِ «وجودِ دیگری» شده است. به زبانی دیگر، «میل» کولبر به خودش تعلق ندارد، بل‌که «میل دیگری» است. «دیگری» کولبر را احضار می‌کند «میل» او را مدیریت می‌کند، و در نهایت «میل» خودش(میل دیگری) را به او تزیق می‌کند. میلِ «دیگری»، فرمی #اســــتعـــمـــاری دارد. «دیگری» نه تنها به دنبال استعمارِ فضای عینی زیستِ کوردستان است، بل‌که به دنبال تسلط بر فضای ذهنی «ملت کورد» نیز می‌باشد.

#کولبری
#کولبر
#انقلاب_ژینا
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM