ایران از نگاه جهان: جمعه ۱۰ مهر ۱۴۰۵
❤89👀14
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محمدرضا کرمی، ۱۶ ساله و بوکسور اهل ملکشاهی در استان ایلام، روز ۱۳ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی مجروح شد و دو روز بعد، در ۱۵ دی، بر اثر شدت جراحات در بیمارستان خمینی ایلام جان باخت.
تیراندازی نیروهای حکومتی به معترضان در ملکشاهی، شماری کشته و دهها زخمی بر جا گذاشت. پس از انتقال مجروحان به بیمارستان، مأموران برای بازداشت تعدادی از آنها به این مرکز درمانی یورش بردند. بستگان مجروحان و شماری از اعضای کادر درمان در برابر آنها مقاومت کردند، اما نیروها با توسل به خشونت وارد محوطه شدند و در فضای بیمارستان گاز اشکآور شلیک کردند.
تیراندازی نیروهای حکومتی به معترضان در ملکشاهی، شماری کشته و دهها زخمی بر جا گذاشت. پس از انتقال مجروحان به بیمارستان، مأموران برای بازداشت تعدادی از آنها به این مرکز درمانی یورش بردند. بستگان مجروحان و شماری از اعضای کادر درمان در برابر آنها مقاومت کردند، اما نیروها با توسل به خشونت وارد محوطه شدند و در فضای بیمارستان گاز اشکآور شلیک کردند.
❤🔥197❤69
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام جواد حیدری، ۳۹ ساله, روز ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ در جریان خیزش مهسا، در خیابان حکمآباد و نزدیکی پارک ملت قزوین هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
بنا بر روایت منتشرشده، نیروهای امنیتی از پشت با گلوله جنگی به او شلیک کردند و بهجای انتقال فوری به بیمارستان، او را به مقر فرماندهی نزدیک پارک بردند. جواد پس از وخامت حال و خونریزی شدید به بیمارستان رجایی منتقل شد، اما رسیدگی دیرهنگام نتوانست جانش را نجات دهد.
خانواده پس از حدود ۲۴ ساعت بیخبری، پیگیر سرنوشت او شدند و برای دیدن آثار جراحت بر پیکرش، مانع خاکسپاری او توسط نیروهای امنیتی شدند. پیکر جواد در نهایت در زادگاهش، روستای رحمتآباد بزرگ قزوین، به خاک سپرده شد.
بنا بر روایت منتشرشده، نیروهای امنیتی از پشت با گلوله جنگی به او شلیک کردند و بهجای انتقال فوری به بیمارستان، او را به مقر فرماندهی نزدیک پارک بردند. جواد پس از وخامت حال و خونریزی شدید به بیمارستان رجایی منتقل شد، اما رسیدگی دیرهنگام نتوانست جانش را نجات دهد.
خانواده پس از حدود ۲۴ ساعت بیخبری، پیگیر سرنوشت او شدند و برای دیدن آثار جراحت بر پیکرش، مانع خاکسپاری او توسط نیروهای امنیتی شدند. پیکر جواد در نهایت در زادگاهش، روستای رحمتآباد بزرگ قزوین، به خاک سپرده شد.
💔189❤24
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام پارسا لوینیان، ۳۱ ساله و مکانیک خودرو اهل اصفهان، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴، حوالی ساعت ۹ شب، در فلکه نوبهارِ محله خانه اصفهان، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به سینهاش کشته شد.
بر اساس روایت دریافتی، پیکر او بلافاصله به خانواده تحویل داده نشد. خانواده پس از حدود یک هفته انتظار و با سپردن تعهدات امنیتی توانستند پیکرش را تحویل بگیرند و در شرایط فشار و سکوت خبری به خاک بسپارند.
بر اساس روایت دریافتی، پیکر او بلافاصله به خانواده تحویل داده نشد. خانواده پس از حدود یک هفته انتظار و با سپردن تعهدات امنیتی توانستند پیکرش را تحویل بگیرند و در شرایط فشار و سکوت خبری به خاک بسپارند.
💔196❤21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال تحصیلی آغاز شده و در این کلاس، نام دانشآموزانی خوانده میشود که دیگر بازنمیگردند؛ کودکانی که باید پشت همین نیمکتها مینشستند و فرصت بزرگشدن پیدا میکردند.
جای خالی آنها تنها به سرکوب دیماه ۱۴۰۴ مربوط نیست. در سالهای مختلف، کودکان و نوجوانان در سراسر ایران قربانی خشونت نیروهای جمهوری اسلامی شدهاند؛ در خیابان، هنگام بازگشت از مدرسه یا در کنار خانوادههایشان.
در آبان ۱۳۹۸، دستکم ۲۳ کودک و نوجوان به دست نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند. نیکتا اسفندانی، محمد داستانخواه، محسن محمدپور، امیررضا عبداللهی، آرمین قادری و علی غزلاوی از جانباختگان آن روزها بودند.
در خیزش ۱۴۰۱، نامهایی چون سارینا اسماعیلزاده، نیکا شاکرمی، سپهر مقصودی و کیان پیرفلک به این فهرست اضافه شدند؛ و در دیماه ۱۴۰۴ نیز کودکان و نوجوانان دیگری جانشان را در سرکوب اعتراضات از دست دادند. این نامها تنها بخشی از قربانیاناند.
خانوادههای دادخواه با آغاز هر سال تحصیلی، جای خالی فرزندانی را یادآوری میکنند که حکومت فرصت زندگی و آینده را از آنها گرفت.
جای خالی آنها تنها به سرکوب دیماه ۱۴۰۴ مربوط نیست. در سالهای مختلف، کودکان و نوجوانان در سراسر ایران قربانی خشونت نیروهای جمهوری اسلامی شدهاند؛ در خیابان، هنگام بازگشت از مدرسه یا در کنار خانوادههایشان.
در آبان ۱۳۹۸، دستکم ۲۳ کودک و نوجوان به دست نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند. نیکتا اسفندانی، محمد داستانخواه، محسن محمدپور، امیررضا عبداللهی، آرمین قادری و علی غزلاوی از جانباختگان آن روزها بودند.
در خیزش ۱۴۰۱، نامهایی چون سارینا اسماعیلزاده، نیکا شاکرمی، سپهر مقصودی و کیان پیرفلک به این فهرست اضافه شدند؛ و در دیماه ۱۴۰۴ نیز کودکان و نوجوانان دیگری جانشان را در سرکوب اعتراضات از دست دادند. این نامها تنها بخشی از قربانیاناند.
خانوادههای دادخواه با آغاز هر سال تحصیلی، جای خالی فرزندانی را یادآوری میکنند که حکومت فرصت زندگی و آینده را از آنها گرفت.
💔214😢33
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک کوهنورد در اقدامی ارزشمند، قله دماوند، بلندترین قله ایران، را به یاد بابک فتح کرد؛ جوانی که عشق به طبیعت و کوهنوردی بخش جداییناپذیر زندگیاش بود و خودش نیز در زمان حیاتش این قله را فتح کرده بود.
بابک صادقی محسنی جوان ۳۱ ساله ی طبیعتگرد و کوهنورد، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات تهران، با شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شد.
این بار دماوند فقط مقصد نبود؛ نام و یاد بابک هم تا ارتفاع ۵۶۱۰ متری رفت، تا یادش در بلندای ایران زنده بماند.
بابک صادقی محسنی جوان ۳۱ ساله ی طبیعتگرد و کوهنورد، در ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات تهران، با شلیک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شد.
این بار دماوند فقط مقصد نبود؛ نام و یاد بابک هم تا ارتفاع ۵۶۱۰ متری رفت، تا یادش در بلندای ایران زنده بماند.
🕊157🙏49
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در چهارمین سالگرد کشتهشدن جاویدنام رحیم کلیج، خواهرش با تهیه غذا برای حیوانات، یاد برادرش را گرامی داشت. او نوشت: «بی تو ۴ سال گذشت… اگر ۴۰ سال هم بگذرد، داغ تو تا ابد تازهست، جان خواهر.»
جاویدنام رحیم کلیج، ۲۷ ساله و اهل قائمشهر، دانشآموخته کاردانی نرمافزار و صاحب مغازه تعمیرات تلفن همراه بود. به ورزش و طبیعت علاقه داشت و برای آیندهاش برنامه میریخت. عاشق حیوانات، بهویژه سگها بود و سگی به نام «سیتا» داشت که به هم بسیار وابسته بودند.
رحیم روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، پس از پایان کار، به جمع معترضان پیوست و در نزدیکی کلانتری ۱۱ قائمشهر هدف گلولههای جنگی و ضربات متعدد قرار گرفت و جان باخت. نیروهای امنیتی خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند تا مسئولیت کشتهشدن او را به معترضان نسبت دهند، اما خانواده این روایت را نپذیرفت. تحویل پیکر و خاکسپاری او نیز با محدودیتهای امنیتی همراه بود.
جاویدنام رحیم کلیج، ۲۷ ساله و اهل قائمشهر، دانشآموخته کاردانی نرمافزار و صاحب مغازه تعمیرات تلفن همراه بود. به ورزش و طبیعت علاقه داشت و برای آیندهاش برنامه میریخت. عاشق حیوانات، بهویژه سگها بود و سگی به نام «سیتا» داشت که به هم بسیار وابسته بودند.
رحیم روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، پس از پایان کار، به جمع معترضان پیوست و در نزدیکی کلانتری ۱۱ قائمشهر هدف گلولههای جنگی و ضربات متعدد قرار گرفت و جان باخت. نیروهای امنیتی خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند تا مسئولیت کشتهشدن او را به معترضان نسبت دهند، اما خانواده این روایت را نپذیرفت. تحویل پیکر و خاکسپاری او نیز با محدودیتهای امنیتی همراه بود.
💔200😭27
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارش تورم شهریور مرکز آمار از شتاب گرفتن افزایش قیمتها در پایان تابستان حکایت دارد؛ گزارشی که در برخی شاخصها با روایت بانک مرکزی همخوان نیست.
اما برای خانوارها، فشار گرانی در هزینههای روزمره معنا پیدا میکند: پول بیشتری برای خوراک، مسکن و درمان میپردازند و در مقابل، توان تأمین نیازهایشان کمتر میشود. تداوم تورم، خانوادهها را ناچار کرده از کیفیت و مقدار خریدشان کم کنند یا برخی نیازهای ضروری را به تعویق بیندازند.
گزارشها و تجربههای خود از گرانی و تأثیر آن بر زندگی روزمرهتان را، از هر شهر و منطقهای که هستید، برای «گزارشگر» بفرستید.
اما برای خانوارها، فشار گرانی در هزینههای روزمره معنا پیدا میکند: پول بیشتری برای خوراک، مسکن و درمان میپردازند و در مقابل، توان تأمین نیازهایشان کمتر میشود. تداوم تورم، خانوادهها را ناچار کرده از کیفیت و مقدار خریدشان کم کنند یا برخی نیازهای ضروری را به تعویق بیندازند.
گزارشها و تجربههای خود از گرانی و تأثیر آن بر زندگی روزمرهتان را، از هر شهر و منطقهای که هستید، برای «گزارشگر» بفرستید.
😨108😢34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علی هاشمی مطلق، ۳۲ ساله، از ایل بختیاری و ساکن اندیمشک، شامگاه ۱۹ دی ۱۴۰۴ در خیابان سینای اندیمشک با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد.
علی شب پیش از آن نیز از ناحیه کمر با گلولههای ساچمهای زخمی شده بود، اما دوباره به خیابان رفت. به گفته نزدیکانش، سه گلوله جنگی به مچ پای راست، پشت ران راست و پهلوی چپ او اصابت کرد
خانواده علی پیشنهاد نهادهای امنیتی برای معرفی او بهعنوان «بسیجی» یا «شهید حکومتی» را نپذیرفتند. پیکرش ساعت ۳ بامداد ۲۲ دی، با حضور شمار محدودی از اعضای خانواده و بستگان، تحت تدابیر شدید امنیتی و بدون اجازه برگزاری مراسم عمومی، در بهشت زهرای اندیمشک به خاک سپرده شد.
علی شب پیش از آن نیز از ناحیه کمر با گلولههای ساچمهای زخمی شده بود، اما دوباره به خیابان رفت. به گفته نزدیکانش، سه گلوله جنگی به مچ پای راست، پشت ران راست و پهلوی چپ او اصابت کرد
خانواده علی پیشنهاد نهادهای امنیتی برای معرفی او بهعنوان «بسیجی» یا «شهید حکومتی» را نپذیرفتند. پیکرش ساعت ۳ بامداد ۲۲ دی، با حضور شمار محدودی از اعضای خانواده و بستگان، تحت تدابیر شدید امنیتی و بدون اجازه برگزاری مراسم عمومی، در بهشت زهرای اندیمشک به خاک سپرده شد.
❤196😭42
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر جاویدنام محمدجواد خلیلی اردلی، جایی را میبوسد که فرزندش مقابل چشمان او هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
جاویدنام محمدجواد خلیلی اردلی، اهل اردل و ساکن اصفهان، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ هدف شلیک مأموران جمهوری اسلامی قرار گرفت. پیکرش پس از سه روز به خانواده تحویل داده شد و در فضایی کاملاً امنیتی، با حضور محدود اعضای خانواده، در آرامستان شهر اردل در چهارمحال و بختیاری به خاک سپرده شد.
او دانشآموخته کاردانی بود و در زمینه واردات لوازم جانبی تلفن همراه فعالیت میکرد.
مراسم چهلم او با حضور گسترده مردم و اجرای آیین بختیاری «کُتلبندی» برگزار شد. به گفته خانواده، نهادهای حکومتی برخلاف خواست آنها، نام محمدجواد را در فهرست رسمی «شهدا» قرار دادهاند.
جاویدنام محمدجواد خلیلی اردلی، اهل اردل و ساکن اصفهان، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ هدف شلیک مأموران جمهوری اسلامی قرار گرفت. پیکرش پس از سه روز به خانواده تحویل داده شد و در فضایی کاملاً امنیتی، با حضور محدود اعضای خانواده، در آرامستان شهر اردل در چهارمحال و بختیاری به خاک سپرده شد.
او دانشآموخته کاردانی بود و در زمینه واردات لوازم جانبی تلفن همراه فعالیت میکرد.
مراسم چهلم او با حضور گسترده مردم و اجرای آیین بختیاری «کُتلبندی» برگزار شد. به گفته خانواده، نهادهای حکومتی برخلاف خواست آنها، نام محمدجواد را در فهرست رسمی «شهدا» قرار دادهاند.
❤261🔥15
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام جواد یوسفی، ۳۳ ساله و اهل رشت، روز ۱۹ دی ۱۴۰۴ در چهارراه میکائیل، هدف تیراندازی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. سه گلوله جنگی به قفسه سینهاش اصابت کرد. او را به بیمارستان پورسینا رساندند و تحت عمل جراحی قرار گرفت، اما حوالی ساعت ۴ بامداد بر اثر شدت جراحات جان باخت.
جواد چند سال کار کرده بود تا بتواند کارواش خودش را راهاندازی کند؛ کسبوکاری که حاصل تلاش او برای ساختن زندگیاش بود.
به گفته نزدیکانش، خانواده برای تحویل گرفتن پیکر او با تهدید و محدودیت روبهرو شدند. مأموران شرط گذاشته بودند که خاکسپاری شبانه و بدون مراسم برگزار شود و هشدار داده بودند اگر صدای گریه یا شیون بلند شود، پیکر جواد را پس میگیرند و خودشان دفن میکنند.
پیکر او شامگاه ۲۱ دی به خانواده تحویل داده شد و در آرامستان باغ رضوان رشت به خاک سپرده شد.
جواد چند سال کار کرده بود تا بتواند کارواش خودش را راهاندازی کند؛ کسبوکاری که حاصل تلاش او برای ساختن زندگیاش بود.
به گفته نزدیکانش، خانواده برای تحویل گرفتن پیکر او با تهدید و محدودیت روبهرو شدند. مأموران شرط گذاشته بودند که خاکسپاری شبانه و بدون مراسم برگزار شود و هشدار داده بودند اگر صدای گریه یا شیون بلند شود، پیکر جواد را پس میگیرند و خودشان دفن میکنند.
پیکر او شامگاه ۲۱ دی به خانواده تحویل داده شد و در آرامستان باغ رضوان رشت به خاک سپرده شد.
💔246❤40
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اگر اسلحه راهحل نیست، چه چیزی میتواند قدرت سیاسی بسازد؟ نگاهی به مقاومت مدنی، سازماندهی و تبدیل نارضایتی پراکنده به نیرویی ماندگار
👍118🤔16
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آمریکا دور تازهای از تحریمها علیه خودرو، راهآهن و فولاد ایران وضع کرده است. هدف، بستن مسیرهای درآمدی و تجاریای است که میتوانند جایگزین نفت شوند.
❤157👀11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام محراب دولتپناه، ۳۴ ساله و اهل هشتپر تالش، روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات مردمی در مرکز این شهر، از فاصله نزدیک هدف شلیک مستقیم مأموران امنیتی به سر قرار گرفت. ابتدا به بیمارستان شهید نورانی تالش منتقل شد و به دلیل وخامت وضعیتش، به بیمارستان پورسینای رشت انتقال یافت. محراب پس از چند روز کما جان باخت، اما بنا بر گزارشها، مقامهای امنیتی خبر مرگش را با چند روز تأخیر، در ۷ مهر، به خانواده اعلام کردند.
او در بازار ماهی و صادرات آن به جمهوری آذربایجان فعالیت میکرد.
تحویل پیکر جاویدنام محراب دولتپناه با فشارهای امنیتی و مطالبه پول تحت عنوان «هزینه بیمارستان و گلوله» همراه بود. پس از پیگیریهای خانواده، پیکر او تحویل داده شد و روز ۱۱ مهر ۱۴۰۱ در آرامستان زادگاهش، روستای تازهآباد تالش، به خاک سپرده شد.
خانواده محراب با وجود تهدیدهای امنیتی، برای پیگیری کشتهشدن او در مراجع قضایی شکایت ثبت کردند. آنها همچنین به یاد او درختی بر مزارش کاشتند.
او در بازار ماهی و صادرات آن به جمهوری آذربایجان فعالیت میکرد.
تحویل پیکر جاویدنام محراب دولتپناه با فشارهای امنیتی و مطالبه پول تحت عنوان «هزینه بیمارستان و گلوله» همراه بود. پس از پیگیریهای خانواده، پیکر او تحویل داده شد و روز ۱۱ مهر ۱۴۰۱ در آرامستان زادگاهش، روستای تازهآباد تالش، به خاک سپرده شد.
خانواده محراب با وجود تهدیدهای امنیتی، برای پیگیری کشتهشدن او در مراجع قضایی شکایت ثبت کردند. آنها همچنین به یاد او درختی بر مزارش کاشتند.
🕊153❤98
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام مهرزاد نظری، اهل نورآباد ممسنی، شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، نزدیک ساختمان سپاه از فاصلهای نزدیک هدف گلوله قرار گرفت. به گفته نزدیکانش، پس از مجروح شدن بارها گفته بود: «تو چشمام نگاه کرد و شلیک کرد.» خانواده از بیم بازداشت او در بیمارستان، مهرزاد را به روستای بردنگان، زادگاه پدریاش، منتقل کردند. او بر اثر خونریزی شدید و جراحات داخلی، در شرایطی که امکانات پزشکی کافی در دسترس نبود، جان باخت.
مهرزاد به طبیعت و حیوانات علاقه داشت و هنگام آتشسوزیها داوطلبانه برای مهار آتش کمک میکرد. سوارکار، شناگر و تیراندازی ماهر بود.
نیروهای امنیتی ابتدا از تحویل پیکر مهرزاد خودداری کردند. روز خاکسپاری نیز مأموران تلاش کردند پیکرش را از خانواده و مردم بردنگان بگیرند و ادامه مراسم را به گرفتن تعهد از خانواده مشروط کردند. پدرش خواسته بود او را بدون غسل، نماز و مراسم مذهبی حکومتی در مراسخون به خاک بسپارند.
تشییع و مراسم چهلم مهرزاد با موسیقی، رقص سوگ و شاهنامهخوانی برگزار شد.
مهرزاد به طبیعت و حیوانات علاقه داشت و هنگام آتشسوزیها داوطلبانه برای مهار آتش کمک میکرد. سوارکار، شناگر و تیراندازی ماهر بود.
نیروهای امنیتی ابتدا از تحویل پیکر مهرزاد خودداری کردند. روز خاکسپاری نیز مأموران تلاش کردند پیکرش را از خانواده و مردم بردنگان بگیرند و ادامه مراسم را به گرفتن تعهد از خانواده مشروط کردند. پدرش خواسته بود او را بدون غسل، نماز و مراسم مذهبی حکومتی در مراسخون به خاک بسپارند.
تشییع و مراسم چهلم مهرزاد با موسیقی، رقص سوگ و شاهنامهخوانی برگزار شد.
💔212🫡17
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیدار مادر جاویدنام پارسا امینی با خانوادههای جاویدنامان رامسر بر سر مزار عزیزانشان.
او با انتشار این ویدیو نوشت که در نخستین پنجشنبهای که بر مزار پارسا نبود، به دیدار خانوادههای داغدار رامسر رفت: «انگار ما فامیل هم بودیم، از یک خانواده بزرگ؛ دردمان یکی بود.»
مادر پارسا از دلتنگی بیپایان برای فرزندانشان گفت و نوشت که در آغوش گرفتن یکدیگر، کمی از سنگینی این درد کم میکرد.
محمدپارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس کرج، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده فلکه پنجم فردیس، هنگام کمک به یک مجروح، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت. او متولد ۵ آذر ۱۳۸۷، کوچکترین فرزند و تنها پسر خانواده بود؛ نوجوانی که برای رسیدن به استقلال مالی کار میکرد و بخشی از درآمدش را به حمایت از کودکان کار اختصاص میداد.
او با انتشار این ویدیو نوشت که در نخستین پنجشنبهای که بر مزار پارسا نبود، به دیدار خانوادههای داغدار رامسر رفت: «انگار ما فامیل هم بودیم، از یک خانواده بزرگ؛ دردمان یکی بود.»
مادر پارسا از دلتنگی بیپایان برای فرزندانشان گفت و نوشت که در آغوش گرفتن یکدیگر، کمی از سنگینی این درد کم میکرد.
محمدپارسا امینی، نوجوان ۱۷ ساله اهل فردیس کرج، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محدوده فلکه پنجم فردیس، هنگام کمک به یک مجروح، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت. او متولد ۵ آذر ۱۳۸۷، کوچکترین فرزند و تنها پسر خانواده بود؛ نوجوانی که برای رسیدن به استقلال مالی کار میکرد و بخشی از درآمدش را به حمایت از کودکان کار اختصاص میداد.
💔233😢19