🖼 بازار بردهفروشی رومی (۱۸۸۴)
* ژان لئون ژروم صحنهای از یک بازار بردهفروشی در روم باستان را به تصویر میکشد. کالا زن جوانی پوستروشن است که به پشت ایستاده و تمامقد بر روی یک سکوی حراج قرار گرفته. دستش را به نشانه حیا و شرم بر صورت گذاشته تا نگاههای خیره و حریص خریداران را نبیند. ظرافت و تناسب اندامش برای بالاتر بردن قیمت توسط بردهفروش کهنهکار استفاده میشود. جمعیت متنوعی از مردان در پایین سکو ایستادهاند؛ برخی با انگشتان خود در حال قیمت دادن و چانهزنی هستند، برخی دیگر با اشتیاق و برخی با نوعی علاقه تجاری زن را برانداز میکنند. در کنار سکو، زن دیگری با موهای تیره و پوست گندمگونتر، در هم فشرده و نشسته در گوشهای، منتظر نوبت خود است، که احتمالا از مناطق جنوبی به اسارت گرفته شده است. ژروم با دقت در معماری، پوشش خریداران و حالات بدن، فضایی تاریخی اما با نگاهی قرن نوزدهمی و شرقشناسانه به یک پدیده تلخ (بردهداری) میبخشد. این اثر، مانند بسیاری از آثار شرقشناسانه، ضمن نمایش ظلم بردهداری، برهنگی و اگزوتیسم (عجیب و غریب بودن) سوژه زن را برای مخاطب اروپایی برجسته میکند.
۱. تاریخچه برهنگی در نقاشی غرب پسا مسیحی
* قرون وسطی: با حاکمیت کلیسا و آموزههای مسیحی، نمایش برهنگی در نقاشی بشدت محدود شد. برهنگی اغلب تنها در زمینههای خاص دینی مانند:
* آدم و حوا پس از هبوط (بعنوان نماد گناه و از دست دادن معصومیت).
* داوری نهایی (رستاخیز) برای نمایش روحهای گناهکار یا رستگار.
* شهادت و رنج قدیسان (به ندرت).
* دوران رنسانس (قرن ۱۴ تا ۱۶): با احیای ارزشهای یونان و روم باستان و تأکید بر اومانیسم، پیکر انسان و برهنگی به صحنه هنر بازگشت. برهنگی دیگر فقط نماد گناه نبود، بلکه نماد زیبایی آرمانی، فضیلت، قدرت و اساطیر (مثل ونوس، مریخ و...) شد. هنرمندان برای نمایش تسلط خود بر آناتومی و ایدهآلسازی بدن، از برهنگی استفاده میکردند. این دوره اوج استفاده از مدلهای زنده برهنه برای آموزش هنر بود.
* دوران پسارنسانس (باروک، روکوکو تا قرن ۱۹): برهنگی همچنان به عنوان یک ژانر هنری (Nude Art) ادامه یافت، اما با گذار به قرنهای بعدی، در کنار موضوعات اساطیری، بیشتر به سمت اگزوتیسم و اروتیسم (جنسی) گرایش پیدا کرد. نقاشانی مانند ژروم در قرن ۱۹، با استفاده از نقاشیهای شرقشناسانه و نمایش بردههای برهنه در بازارهای دوردست، در واقع نوعی برهنگی مجاز و تماشایی را برای جامعه محافظهکار اروپا فراهم میکردند که از نظر فرهنگی قابل توجیه بود.
۲. مقایسه با نقاشی در ایران و سابقه برهنگی در آن
* هنر ایران (پس از اسلام): در سنت نقاشی و نگارگری ایران (به ویژه پس از اسلام)، نمایش پیکر برهنه انسان بصورت تمامقد و با هدف زیباییشناسی آرمانی یا اروتیک یک پدیده نادر و محدود بوده.
* محدودیتهای دینی/فرهنگی: عدم تمایل به شمایلنگاری و محدودیتهای فقهی و فرهنگی پیرامون پوشش، سبب شد که هنر ایران تمرکز خود را بر طبیعت (باغ، گل و مرغ)، خوشنویسی، داستانهای ادبی و تمثیلها بگذارد.
* موارد استثناء: اگرچه برهنگی در سطح هنر فاخر یا رایج نبود، اما موارد محدودی از نقاشیهای با محتوای اروتیک و یا نیمهبرهنه در دورههای خاص دیده میشود:
* عصر صفویه و قاجار: تحت تأثیر مراودات و نفوذ فرهنگی غرب، در برخی نقاشیهای دیواری، تکبرگی یا کتب خصوصی (به ویژه در دربارها)، تصاویری از زنان و مردان نیمهبرهنه یا برهنه (اغلب با نشانههای اروپایی) دیده شده، اما این یک جریان اصلی یا پذیرفتهشده عمومی در سنت هنری ایران نبود.
۳. تمایز ریشهای
تفاوتهای بنیادین در رویکرد به برهنگی در این دو فرهنگ، از تفاوتهای عمیق فرهنگی ناشی میشود:
* فرهنگ غرب:
* فلسفه یونانی: بدن انسان نماد آرمان زیبایی، عقلانیت، قدرت و کمال بود (مانند مجسمههای یونانی).
* فلسفه مسیحی: بدن مظهر گناه و موقتی بودن بود، اما در رنسانس، بدن انسان (بعنوان تصویر خدا) دوباره اهمیت یافت و بعنوان ابزار اصلی بیان هنری و زیباییشناسی مادی مطرح شد.
* نتیجه: در غرب، بدن یک سوژه اصلی برای بیان زیبایی، آرمانگرایی و کشمکشهای انسان باقی ماند.
* فرهنگ اسلامی:
* فلسفه اسلامی: تأکید بر جسمانیت کمتر و تمرکز بر روح، باطن، و ماوراءالطبیعه است. زیبایی آرمانی و کمال در هنر اغلب از طریق تجرید، رنگ، نور و فرمهای غیرانسانی (مانند اسلیمی و ختایی) یا از طریق توصیف کلامی و ادبی (شعر) بیان میشد.
* انسانشناسی: برهنگی به شدت به حوزه اخلاق و محارم پیوند خورده و نمایش آن در فضای عمومی (هنر) معمولاً منع میشد.
* نتیجه: هنر ایرانی بیشتر بدنبال بیان مفاهیم و روایتهای ادبی-عرفانی بود تا نمایش زیبایی مادی و آناتومیک بدن انسان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
* ژان لئون ژروم صحنهای از یک بازار بردهفروشی در روم باستان را به تصویر میکشد. کالا زن جوانی پوستروشن است که به پشت ایستاده و تمامقد بر روی یک سکوی حراج قرار گرفته. دستش را به نشانه حیا و شرم بر صورت گذاشته تا نگاههای خیره و حریص خریداران را نبیند. ظرافت و تناسب اندامش برای بالاتر بردن قیمت توسط بردهفروش کهنهکار استفاده میشود. جمعیت متنوعی از مردان در پایین سکو ایستادهاند؛ برخی با انگشتان خود در حال قیمت دادن و چانهزنی هستند، برخی دیگر با اشتیاق و برخی با نوعی علاقه تجاری زن را برانداز میکنند. در کنار سکو، زن دیگری با موهای تیره و پوست گندمگونتر، در هم فشرده و نشسته در گوشهای، منتظر نوبت خود است، که احتمالا از مناطق جنوبی به اسارت گرفته شده است. ژروم با دقت در معماری، پوشش خریداران و حالات بدن، فضایی تاریخی اما با نگاهی قرن نوزدهمی و شرقشناسانه به یک پدیده تلخ (بردهداری) میبخشد. این اثر، مانند بسیاری از آثار شرقشناسانه، ضمن نمایش ظلم بردهداری، برهنگی و اگزوتیسم (عجیب و غریب بودن) سوژه زن را برای مخاطب اروپایی برجسته میکند.
۱. تاریخچه برهنگی در نقاشی غرب پسا مسیحی
* قرون وسطی: با حاکمیت کلیسا و آموزههای مسیحی، نمایش برهنگی در نقاشی بشدت محدود شد. برهنگی اغلب تنها در زمینههای خاص دینی مانند:
* آدم و حوا پس از هبوط (بعنوان نماد گناه و از دست دادن معصومیت).
* داوری نهایی (رستاخیز) برای نمایش روحهای گناهکار یا رستگار.
* شهادت و رنج قدیسان (به ندرت).
* دوران رنسانس (قرن ۱۴ تا ۱۶): با احیای ارزشهای یونان و روم باستان و تأکید بر اومانیسم، پیکر انسان و برهنگی به صحنه هنر بازگشت. برهنگی دیگر فقط نماد گناه نبود، بلکه نماد زیبایی آرمانی، فضیلت، قدرت و اساطیر (مثل ونوس، مریخ و...) شد. هنرمندان برای نمایش تسلط خود بر آناتومی و ایدهآلسازی بدن، از برهنگی استفاده میکردند. این دوره اوج استفاده از مدلهای زنده برهنه برای آموزش هنر بود.
* دوران پسارنسانس (باروک، روکوکو تا قرن ۱۹): برهنگی همچنان به عنوان یک ژانر هنری (Nude Art) ادامه یافت، اما با گذار به قرنهای بعدی، در کنار موضوعات اساطیری، بیشتر به سمت اگزوتیسم و اروتیسم (جنسی) گرایش پیدا کرد. نقاشانی مانند ژروم در قرن ۱۹، با استفاده از نقاشیهای شرقشناسانه و نمایش بردههای برهنه در بازارهای دوردست، در واقع نوعی برهنگی مجاز و تماشایی را برای جامعه محافظهکار اروپا فراهم میکردند که از نظر فرهنگی قابل توجیه بود.
۲. مقایسه با نقاشی در ایران و سابقه برهنگی در آن
* هنر ایران (پس از اسلام): در سنت نقاشی و نگارگری ایران (به ویژه پس از اسلام)، نمایش پیکر برهنه انسان بصورت تمامقد و با هدف زیباییشناسی آرمانی یا اروتیک یک پدیده نادر و محدود بوده.
* محدودیتهای دینی/فرهنگی: عدم تمایل به شمایلنگاری و محدودیتهای فقهی و فرهنگی پیرامون پوشش، سبب شد که هنر ایران تمرکز خود را بر طبیعت (باغ، گل و مرغ)، خوشنویسی، داستانهای ادبی و تمثیلها بگذارد.
* موارد استثناء: اگرچه برهنگی در سطح هنر فاخر یا رایج نبود، اما موارد محدودی از نقاشیهای با محتوای اروتیک و یا نیمهبرهنه در دورههای خاص دیده میشود:
* عصر صفویه و قاجار: تحت تأثیر مراودات و نفوذ فرهنگی غرب، در برخی نقاشیهای دیواری، تکبرگی یا کتب خصوصی (به ویژه در دربارها)، تصاویری از زنان و مردان نیمهبرهنه یا برهنه (اغلب با نشانههای اروپایی) دیده شده، اما این یک جریان اصلی یا پذیرفتهشده عمومی در سنت هنری ایران نبود.
۳. تمایز ریشهای
تفاوتهای بنیادین در رویکرد به برهنگی در این دو فرهنگ، از تفاوتهای عمیق فرهنگی ناشی میشود:
* فرهنگ غرب:
* فلسفه یونانی: بدن انسان نماد آرمان زیبایی، عقلانیت، قدرت و کمال بود (مانند مجسمههای یونانی).
* فلسفه مسیحی: بدن مظهر گناه و موقتی بودن بود، اما در رنسانس، بدن انسان (بعنوان تصویر خدا) دوباره اهمیت یافت و بعنوان ابزار اصلی بیان هنری و زیباییشناسی مادی مطرح شد.
* نتیجه: در غرب، بدن یک سوژه اصلی برای بیان زیبایی، آرمانگرایی و کشمکشهای انسان باقی ماند.
* فرهنگ اسلامی:
* فلسفه اسلامی: تأکید بر جسمانیت کمتر و تمرکز بر روح، باطن، و ماوراءالطبیعه است. زیبایی آرمانی و کمال در هنر اغلب از طریق تجرید، رنگ، نور و فرمهای غیرانسانی (مانند اسلیمی و ختایی) یا از طریق توصیف کلامی و ادبی (شعر) بیان میشد.
* انسانشناسی: برهنگی به شدت به حوزه اخلاق و محارم پیوند خورده و نمایش آن در فضای عمومی (هنر) معمولاً منع میشد.
* نتیجه: هنر ایرانی بیشتر بدنبال بیان مفاهیم و روایتهای ادبی-عرفانی بود تا نمایش زیبایی مادی و آناتومیک بدن انسان.
مرتبط
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 راهنمای واقعیت (+)
— از دیدگاه ایان مک گیل کریست
🔸این ویدیو دیدگاه ایان مکگیلکریست، روانپزشک و فیلسوف، را در مورد بحران دنیای مدرن توضیح میدهد. به عقیدهی او، ریشهی اصلی مشکلات ما نه در دنیای خارج، بلکه در شیوهی توجه ما و نحوهی کارکرد مغزمان نهفته است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از دیدگاه ایان مک گیل کریست
🔸این ویدیو دیدگاه ایان مکگیلکریست، روانپزشک و فیلسوف، را در مورد بحران دنیای مدرن توضیح میدهد. به عقیدهی او، ریشهی اصلی مشکلات ما نه در دنیای خارج، بلکه در شیوهی توجه ما و نحوهی کارکرد مغزمان نهفته است.
۱. استعارهی «ارباب و فرستاده» (دو نیمکرهی مغز)
مکگیلکریست برای شرح این دیدگاه، از استعارهای برای توصیف دو نیمکرهی مغز استفاده میکند:
* نیمکرهی راست (ارباب): این بخش مسئول درک کل، ارتباط برقرار کردن و خرد است. توجه آن باز و گسترده بوده و تجربهی مستقیم «قلمرو» (دنیای واقعی، پویا و پر معنا) را فراهم میکند. ارباب با ابهام و احتمالات مختلف کنار میآید.
* نیمکرهی چپ (فرستاده): این بخش مسئول تحلیل، جزء جزء کردن و کنترل دنیا است. توجه آن تیز و متمرکز بوده و نتیجهی کارش ارائهی یک «نقشه» از واقعیت است (نسخهای سادهشده و انتزاعی که به دنبال قطعیت است).
۲. بحران دنیای مدرن
مکگیلکریست معتقد است بحران از آنجا شروع میشود که ما «نقشه»ای که فرستاده ارائه میدهد را با خود «قلمرو» اشتباه میگیریم. در دنیای مدرن، فرستاده (بخش تحلیلگر ذهن) جایگاه خود را فراموش کرده و به جای خدمت به ارباب (دیدگاه کلنگر)، بر کل فرایند حاکم شده است.
این سلطه باعث میشود واقعیت به یک «نسخهی دیاگرامی و تکهپاره شده» تبدیل شود که از روابط، زمینه و روح خالی است و تنها مجموعهای از اشیاء بیربط به نظر میرسد.
۳. راهحل (بازگرداندن تعادل)
راهحل این نیست که تحلیل (نیمکرهی چپ) را کنار بگذاریم، زیرا تحلیل ابزاری حیاتی است. بلکه باید سلسله مراتب درست را بازگردانیم، یعنی تحلیل باید تنها یک مرحلهی میانی باشد و همواره در خدمت دیدگاه غنیتر و کلنگر ارباب قرار گیرد.
هدف نهایی این است که تعادل بازگردد و جهانبینی ارباب دوباره به جایگاه فرماندهی خود برسد. از این منظر، حقیقت چیزی نیست که با تلاش و تحلیل به چنگ آید، بلکه یک «فرایند پردهبرداری و کشف کردن» است که با کنار زدن دیدگاههای محدود فرستاده، به واقعیت اجازه میدهد خودش را آشکار کند. در نهایت، این توجه شماست که دنیایتان را خلق میکند و شما باید آگاهانه انتخاب کنید که بیشتر در «قلمرو» زندگی کنید یا «نقشه».
.
#فلسفیدن #زیستروان #خودشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸شاید در نگاه نخست، این صرفا گفتوگو دو ارزشی باشد که سواد و فهم زیادی ندارند، ولی باور کنید که راس هرم قدرت را این نوع تفکرات شکل داده، نگاه امنیتی به هر چیزی، جدی نگرفتن هشدارهای کارشناسان، نوعی تقدیرگرایی قرآنی.
🔸خامنهای سالها پیش گفته بود:
اما دیدیم که نشد. نظام جمهوری اسلام بر توهم، هذیان، ولنگاری و ابلهی بنا شده، نظامی که آمده با ایمان به جنگ خردورزی برود، و در این مسیر خواه ناخواه، اخلاق، شهریگری و زیست اجتماعی را به نابودی میکشاند تا نادانی خود را اثبات کند.
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸خامنهای سالها پیش گفته بود:
نفت آمریکا تموم میشود،
اما دیدیم که نشد. نظام جمهوری اسلام بر توهم، هذیان، ولنگاری و ابلهی بنا شده، نظامی که آمده با ایمان به جنگ خردورزی برود، و در این مسیر خواه ناخواه، اخلاق، شهریگری و زیست اجتماعی را به نابودی میکشاند تا نادانی خود را اثبات کند.
@fargasht22
.
#حکومت_اسلامی #عقل_عرزشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
کانال بازنگری | ترکاشوند
منشور حقوق بشر کوروش، ثبت جهانی شد
(تصویب رسمی منشور کوروش در یونسکو)
در رویدادی تاریخی که دقایقی [ساعاتی] پیش ۶ نوامبر ۲۰۲۵ برابر با ۱۵ آبان ۱۴۰۴ در صحن چهلوسومین کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند به ثبت رسید «منشور کوروش کبیر» بهعنوان یکی از نخستین منشورهای…
(تصویب رسمی منشور کوروش در یونسکو)
در رویدادی تاریخی که دقایقی [ساعاتی] پیش ۶ نوامبر ۲۰۲۵ برابر با ۱۵ آبان ۱۴۰۴ در صحن چهلوسومین کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند به ثبت رسید «منشور کوروش کبیر» بهعنوان یکی از نخستین منشورهای…
📘از «برای ایران» تا ثبت جهانی منشور کوروش
(با ثبت جهانی منشور کوروش منتظر واکنش رهبری و رئیسجمهور میمانیم)
✍🏻#امیرحسین_ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۶
🍂 رهبری نظام در اولین دیدار پس از تجاوز رژیم تروریستمحور و آپارتایدی اسرائیل به کشورمان، از "ایران" گفتند و شنیدند، و خواهان سرود "ای ایران" شدند. این نخستین بار در جمهوری اسلامی از آغاز سلسله فقها در ۴۷ سال پیش است که رهبری نظام اسلامی چنین شفاف از ایران به خودی خود، آنهم در فضای پرشورِ آن دیدار، سخن گفت.
🍂 اینک که بالاترین نهاد بینالمللی و جهانی در امور فرهنگی یعنی یونسکو، منشور حقوق بشرِ کوروش کبیر ،پادشاه ایرانِ بزرگ، را پس از بررسیهای کارشناسی و تأیید انتساب آن، به ثبت جهانی رسانده و آن را از نخستین منشورهای حقوق بشر جهان (که بر احترام به تنوع فرهنگی تأکید دارد) و «سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری» و «نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی» توصیف کرده، بیش از هر زمانی جا دارد که رهبری نظام و رئیسجمهور و نیز به ویژه رئیس دستگاه قضایی و دادگستریِ کشور، در باب این منشورِ ۲۵۰۰ ساله سخن گویند و اطلاعیه دهند و این موفقیت را با مردمشان به اشتراک گذارند و دوباره برای ایران همآوا شوند.
🍂 و به سازمان صدا و سیما دستور دهند اینقدر با پخش سریالهای تاریخی کره و دیگر همنوعان چشمبادامی، سعی بلیغ در شناساندن تاریخ هزارههای پیشِ آنان به مردم ایران نداشته باشند و از پرسه زدن در کوچه پسکوچههای تاریخ پادشاهانِ آنان، به نمایش تاریخ گذشتههای دورِ خودمان شیفت کنند.
🍂 عظمت کوروش و منشور آن را بیآنکه حتی از محتوای آن آگاه باشیم میتوان در این نکته بسیار مهم دریافت که کشور مورد تهاجمِ کوروش یعنی عراق کنونی نیز همراه ایران و تاجیکستان جزو سه کشوری بود که پیشنهاد ثبت جهانی آن منشور را به یونسکو داد!!! (خوشتر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران).
🍂 اگر رهبری و رئیسجمهور به این منشور و این توفیقی که از اعماق تاریخ به سمت ما ایرانیان در برابر دیدگان جهانیان جلوه کرد، بیتوجهی کنند، موجب آزردگی خاطرِ بسیاری از ایرانیان بوده و مزهی "برای ایران" را تلخ خواهد کرد.
در همین باره:
منشور حقوق بشر کوروش ثبت جهانی شد "اینجا"
▪️پینوشت:
بدیهیست که حتی همان مداحی نیز با تحریفِ شعری از محمد نوری (با دخولِ تمی مذهبی - شیعی) خواندهشد و صرفا ابزاری بود برای اسکاتِ مردم در وضعیتِ بحرانی؛ وگرنه هیچوقت نظام اسلامی نمیتواند از پادشاهی بگوید که سالها جلوی حضورِ ایرانیان در مزارش را گرفتهبود، و رهبر مملکت از او و سلسلهاش جز به بدی و تحریف، یاد نکردهاند.
@baznegari
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(با ثبت جهانی منشور کوروش منتظر واکنش رهبری و رئیسجمهور میمانیم)
✍🏻#امیرحسین_ترکاشوند، ۱۴۰۴/۰۸/۱۶
🍂 رهبری نظام در اولین دیدار پس از تجاوز رژیم تروریستمحور و آپارتایدی اسرائیل به کشورمان، از "ایران" گفتند و شنیدند، و خواهان سرود "ای ایران" شدند. این نخستین بار در جمهوری اسلامی از آغاز سلسله فقها در ۴۷ سال پیش است که رهبری نظام اسلامی چنین شفاف از ایران به خودی خود، آنهم در فضای پرشورِ آن دیدار، سخن گفت.
🍂 اینک که بالاترین نهاد بینالمللی و جهانی در امور فرهنگی یعنی یونسکو، منشور حقوق بشرِ کوروش کبیر ،پادشاه ایرانِ بزرگ، را پس از بررسیهای کارشناسی و تأیید انتساب آن، به ثبت جهانی رسانده و آن را از نخستین منشورهای حقوق بشر جهان (که بر احترام به تنوع فرهنگی تأکید دارد) و «سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری» و «نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی» توصیف کرده، بیش از هر زمانی جا دارد که رهبری نظام و رئیسجمهور و نیز به ویژه رئیس دستگاه قضایی و دادگستریِ کشور، در باب این منشورِ ۲۵۰۰ ساله سخن گویند و اطلاعیه دهند و این موفقیت را با مردمشان به اشتراک گذارند و دوباره برای ایران همآوا شوند.
🍂 و به سازمان صدا و سیما دستور دهند اینقدر با پخش سریالهای تاریخی کره و دیگر همنوعان چشمبادامی، سعی بلیغ در شناساندن تاریخ هزارههای پیشِ آنان به مردم ایران نداشته باشند و از پرسه زدن در کوچه پسکوچههای تاریخ پادشاهانِ آنان، به نمایش تاریخ گذشتههای دورِ خودمان شیفت کنند.
🍂 عظمت کوروش و منشور آن را بیآنکه حتی از محتوای آن آگاه باشیم میتوان در این نکته بسیار مهم دریافت که کشور مورد تهاجمِ کوروش یعنی عراق کنونی نیز همراه ایران و تاجیکستان جزو سه کشوری بود که پیشنهاد ثبت جهانی آن منشور را به یونسکو داد!!! (خوشتر آن باشد که سرّ دلبران / گفته آید در حدیث دیگران).
🍂 اگر رهبری و رئیسجمهور به این منشور و این توفیقی که از اعماق تاریخ به سمت ما ایرانیان در برابر دیدگان جهانیان جلوه کرد، بیتوجهی کنند، موجب آزردگی خاطرِ بسیاری از ایرانیان بوده و مزهی "برای ایران" را تلخ خواهد کرد.
در همین باره:
منشور حقوق بشر کوروش ثبت جهانی شد "اینجا"
▪️پینوشت:
بدیهیست که حتی همان مداحی نیز با تحریفِ شعری از محمد نوری (با دخولِ تمی مذهبی - شیعی) خواندهشد و صرفا ابزاری بود برای اسکاتِ مردم در وضعیتِ بحرانی؛ وگرنه هیچوقت نظام اسلامی نمیتواند از پادشاهی بگوید که سالها جلوی حضورِ ایرانیان در مزارش را گرفتهبود، و رهبر مملکت از او و سلسلهاش جز به بدی و تحریف، یاد نکردهاند.
@baznegari
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نبوت اسلامی در ترازوی «حکمت الهی» (۱/۲)
— آیا روشِ الله حکیمانهترین روش هدایت بوده؟
✍🏻 #پیغمبر_شکاکان
🔻امروز یکی از بزرگترین مشکلاتم با دین اسلام را مطرح میکنم:
1️⃣ فرض کنیم خدا وجود دارد، خدایی «قادر، عالم، مهربانِ» مطلق.
2️⃣ همچنین فرض کنیم اگر این خدا چیزی را بخواهد، نهتنها قادر است آن را به بهترین شکل ممکن به دست آورد، بلکه واقعاً آن را به بهترین شکل ممکن (یا بهترین روشهای ممکن) به دست میآورد. این ویژگی آخر را حکمت مینامیم.
🔻در مورد نبوت، دو احتمال داریم:
▪️ یا خدا خواسته با انسانها ارتباط برقرار کند (= خواسته به آنها مجموعهای از قوانین را اعلام کند که زندگیشان را سازماندهی کند)،
▪️یا نخواسته با انسانها ارتباط برقرار کند (= پس هیچ نبوتی وجود ندارد).
🔺فرض کنیم او اولی را خواسته (ارتباط با انسانها)، میتوانیم از طریق (A) صفاتی که توافق کردیم و (B) اراده خالق برای ارتباط با انسانها، نتیجه بگیریم: خدا با بهترین روش ممکن با انسانها ارتباط برقرار خواهد کرد (او حداقل از روش حکیمانهای برای اعلام قوانینش به "انسانها" استفاده خواهد کرد).
🔶 روشهای محتمل ارتباط الهی
🔻حالا بیایید مجموعهای از روشهایی را که خدا میتواند برای رسیدن به هدف ارتباط استفاده کند تصور کنیم:
1️⃣ خدا به ابلیس میگوید همه انسانها را با قوانینش آشنا کند.
2️⃣ خدا قوانین را به صورت ذاتی در مکانهای خاصی قرار میدهد (که ما به طور فطری آنها را میدانیم) اما به زبانی که انسانها نمیفهمند.
3️⃣ خدا آنها را فقط به مخلوق اولش آموزش میدهد و مسئله اطلاع دادن به انسانها را به انتخاب او میگذارد.
4️⃣ خدا گروهی خاص از انسانها را انتخاب میکند و قوانینش را به آنها میآموزد تا به قومهایشان منتقل کنند، همچنین این فرآیند را محدود (زمانی و مکانی) میکند، و پیام نهایی را به زبانی خاص انتخاب میکند و سپس اعلام میکند که:
5️⃣ خدا گروهی خاص از انسانها را انتخاب میکند و قوانینش را به آنها میآموزد تا به قومهایشان منتقل کنند، اما این فرآیند نامحدود (زمانی و مکانی) است، یعنی در هر زمان گروهی از پیامبران وجود دارند که قادرند قوانینش را در هر نقطهای از زمین و به هر زبانی منتقل کنند.
6️⃣ خدا قوانینش را برای همه انسانها قابل مشاهده میکند، همانطور که ستارگان را میبینیم، قوانینش برای هر ناظری در جهان واضح است و از نظر زبانی بیطرف است (= هر انسانی میتواند آن را به یک شکل بفهمد).
7️⃣ خدا قوانینش را فطری برای همه انسانها قرار میدهد (به همان معنایی که مؤمن وقتی به فطرت توحید، نفرت از همجنسگرایی، نفرت از شهوت به محارم اشاره میکند).
🔎 تحلیل حکمت و روش نبوت اسلامی
🔺حالا پس از این مرور کوتاه از احتمالات ارتباط خدا با انسانها که عقل میتواند تصور کند، با درک معنای حکمت، تأمل در سه روش اول، و با در نظر گرفتن اینکه خالق خواستۀ انسانها را با قوانینش آگاه کند تا زندگیشان را سازمان دهد و بر آنها حجت اقامه کند، و اینکه قادر است به بهترین روش ممکن به هدفش برسد و باید (به دلیل حکمتش) به بهترین روش ممکن برسد،
🔺میگویم با در نظر گرفتن همه این اطلاعات، مسلمان قبل از غیرمسلمان ۳ روش اول را رد خواهد کرد.
▪️مسلمان خواهد دید که سه روش اول حتماً با حکمت تعارض دارند،
🔺و من ادعا میکنم روش چهارم نیز حتماً با حکمت تعارض دارد. خدا خواسته همه انسانها را با پیامش آگاه کند، خواسته زندگیشان را که بدون آن هرج و مرج است سازمان دهد، خواسته نظام اخلاقی به آنها بدهد که بدون قوانینش نمیتوانند به دست آورند (وگرنه حکمت نبوت چیست؟! پس حکمت الهی مستلزم عدم وجود «موانع تصادفی» است).
🔻پس تأمل کنید چگونه خداوند اسلام اهدافش را محقق کرده است:
1️⃣ گروهی از پیامبران را در مکانهای جغرافیایی خاص و برای اقوام معینی فرستاده،
2️⃣ و بدتر از همه! خدا به دلیلی که فقط خودش میداند(!)، تصمیم گرفته ارسال پیامبران را متوقف کند، و بازی خداحافظیاش را در شبه جزیره عربستان برگزار کند! و پیام نهاییاش را به زبانی که اکثر انسانها صحبت نمیکنند بفرستد! و حتی واضحترین دلیل بر پیام نهاییاش را، وابسته به درک آن زبان کند که حتی کسانی که اجدادشان به آن زبان صحبت میکردند دیگر آن را نمیفهمند.
🔺وقتی این روش (چهارم) را با سه روش آخر مقایسه کنیم، بیشتر آشکار میشود که این روش چقدر احمقانه است، حتی ما انسانهای عادی نمیتوانیم علم و حکمت خود را با علم و حکمت خدا مقایسه کنیم، اما میتوانیم تفاوت بزرگ بین روش خداوند اسلام و روشهایی که با ابزار محدود خود تصور کردهایم را درک کنیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا روشِ الله حکیمانهترین روش هدایت بوده؟
✍🏻 #پیغمبر_شکاکان
🔻امروز یکی از بزرگترین مشکلاتم با دین اسلام را مطرح میکنم:
1️⃣ فرض کنیم خدا وجود دارد، خدایی «قادر، عالم، مهربانِ» مطلق.
2️⃣ همچنین فرض کنیم اگر این خدا چیزی را بخواهد، نهتنها قادر است آن را به بهترین شکل ممکن به دست آورد، بلکه واقعاً آن را به بهترین شکل ممکن (یا بهترین روشهای ممکن) به دست میآورد. این ویژگی آخر را حکمت مینامیم.
🔻در مورد نبوت، دو احتمال داریم:
▪️ یا خدا خواسته با انسانها ارتباط برقرار کند (= خواسته به آنها مجموعهای از قوانین را اعلام کند که زندگیشان را سازماندهی کند)،
▪️یا نخواسته با انسانها ارتباط برقرار کند (= پس هیچ نبوتی وجود ندارد).
🔺فرض کنیم او اولی را خواسته (ارتباط با انسانها)، میتوانیم از طریق (A) صفاتی که توافق کردیم و (B) اراده خالق برای ارتباط با انسانها، نتیجه بگیریم: خدا با بهترین روش ممکن با انسانها ارتباط برقرار خواهد کرد (او حداقل از روش حکیمانهای برای اعلام قوانینش به "انسانها" استفاده خواهد کرد).
🔶 روشهای محتمل ارتباط الهی
🔻حالا بیایید مجموعهای از روشهایی را که خدا میتواند برای رسیدن به هدف ارتباط استفاده کند تصور کنیم:
1️⃣ خدا به ابلیس میگوید همه انسانها را با قوانینش آشنا کند.
2️⃣ خدا قوانین را به صورت ذاتی در مکانهای خاصی قرار میدهد (که ما به طور فطری آنها را میدانیم) اما به زبانی که انسانها نمیفهمند.
3️⃣ خدا آنها را فقط به مخلوق اولش آموزش میدهد و مسئله اطلاع دادن به انسانها را به انتخاب او میگذارد.
4️⃣ خدا گروهی خاص از انسانها را انتخاب میکند و قوانینش را به آنها میآموزد تا به قومهایشان منتقل کنند، همچنین این فرآیند را محدود (زمانی و مکانی) میکند، و پیام نهایی را به زبانی خاص انتخاب میکند و سپس اعلام میکند که:
این فرآیند برای همیشه متوقف شده است.
5️⃣ خدا گروهی خاص از انسانها را انتخاب میکند و قوانینش را به آنها میآموزد تا به قومهایشان منتقل کنند، اما این فرآیند نامحدود (زمانی و مکانی) است، یعنی در هر زمان گروهی از پیامبران وجود دارند که قادرند قوانینش را در هر نقطهای از زمین و به هر زبانی منتقل کنند.
6️⃣ خدا قوانینش را برای همه انسانها قابل مشاهده میکند، همانطور که ستارگان را میبینیم، قوانینش برای هر ناظری در جهان واضح است و از نظر زبانی بیطرف است (= هر انسانی میتواند آن را به یک شکل بفهمد).
7️⃣ خدا قوانینش را فطری برای همه انسانها قرار میدهد (به همان معنایی که مؤمن وقتی به فطرت توحید، نفرت از همجنسگرایی، نفرت از شهوت به محارم اشاره میکند).
🔎 تحلیل حکمت و روش نبوت اسلامی
🔺حالا پس از این مرور کوتاه از احتمالات ارتباط خدا با انسانها که عقل میتواند تصور کند، با درک معنای حکمت، تأمل در سه روش اول، و با در نظر گرفتن اینکه خالق خواستۀ انسانها را با قوانینش آگاه کند تا زندگیشان را سازمان دهد و بر آنها حجت اقامه کند، و اینکه قادر است به بهترین روش ممکن به هدفش برسد و باید (به دلیل حکمتش) به بهترین روش ممکن برسد،
🔺میگویم با در نظر گرفتن همه این اطلاعات، مسلمان قبل از غیرمسلمان ۳ روش اول را رد خواهد کرد.
▪️مسلمان خواهد دید که سه روش اول حتماً با حکمت تعارض دارند،
🔺و من ادعا میکنم روش چهارم نیز حتماً با حکمت تعارض دارد. خدا خواسته همه انسانها را با پیامش آگاه کند، خواسته زندگیشان را که بدون آن هرج و مرج است سازمان دهد، خواسته نظام اخلاقی به آنها بدهد که بدون قوانینش نمیتوانند به دست آورند (وگرنه حکمت نبوت چیست؟! پس حکمت الهی مستلزم عدم وجود «موانع تصادفی» است).
🔻پس تأمل کنید چگونه خداوند اسلام اهدافش را محقق کرده است:
1️⃣ گروهی از پیامبران را در مکانهای جغرافیایی خاص و برای اقوام معینی فرستاده،
2️⃣ و بدتر از همه! خدا به دلیلی که فقط خودش میداند(!)، تصمیم گرفته ارسال پیامبران را متوقف کند، و بازی خداحافظیاش را در شبه جزیره عربستان برگزار کند! و پیام نهاییاش را به زبانی که اکثر انسانها صحبت نمیکنند بفرستد! و حتی واضحترین دلیل بر پیام نهاییاش را، وابسته به درک آن زبان کند که حتی کسانی که اجدادشان به آن زبان صحبت میکردند دیگر آن را نمیفهمند.
🔺وقتی این روش (چهارم) را با سه روش آخر مقایسه کنیم، بیشتر آشکار میشود که این روش چقدر احمقانه است، حتی ما انسانهای عادی نمیتوانیم علم و حکمت خود را با علم و حکمت خدا مقایسه کنیم، اما میتوانیم تفاوت بزرگ بین روش خداوند اسلام و روشهایی که با ابزار محدود خود تصور کردهایم را درک کنیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘نبوت اسلامی در ترازوی «حکمت الهی» (۲/۲)
— آیا روشِ الله حکیمانهترین روش هدایت بوده؟
✍🏻 #پیغمبر_شکاکان
💥تضاد حکمت و بیعدالتی معرفتی: اگر هدف خالق، سازماندهی زندگی و اقامهی حجت بر همهی انسانهاست، پس روشی که انتخاب میکند باید عاری از "سدّهای تصادفی" باشد: ۱) زبان محدود، ۲) جغرافیای محدود، و ۳) توقف زمانی (ختم نبوت) دقیقاً همان سدّهای تصادفی هستند که برخورداری از هدایت الهی را به یک بختآزمایی تبدیل میکنند. روشهای ۵، ۶ و ۷، همگی نمایانگر "عدالت معرفتی" هستند، در حالی که روش چهارم، یک "بیعدالتی معرفتی" بزرگ را بر جهان تحمیل میکند. چگونه میتوان مهربانی مطلق را با روشی توضیح داد که صدها میلیون نفر را به خاطر تصادف جغرافیا و تصادف زبان، در تاریکی نگه میدارد؟
🔺اگر اراده خالق ارتباط با انسانها باشد نه فقط عربها (و بنیاسرائیل)، و اگر ارادهاش سازمان دادن زندگی انسانها با دادن قوانین و قواعد اخلاقی باشد، نه افزایش سردرگمی و آشفتگی، پس سه روش آخر حداقل روش ارتباطی است که میتواند با صفات خالق و ارادهای که فرض کردیم سازگار باشد.
🔶 خلاصهی استدلال (به شکل منطقی)
🔻و میتوانیم استدلال را به این شکل بیان کنیم:
۱ - اگر خدا با انسانها ارتباط برقرار کند، این ارتباط به صورت حکیمانه است.
۲ - روش ارتباطی که اسلام ادعا میکند، روش حکیمانهای نیست (به دلیل محدودیتهای زمانی، مکانی و زبانی که مانع اقامهی حجت جهانی میشوند).
۳ - نتیجه: اسلام از جانب خدا نیست.
نکته: میتوان این استدلال را به صورت احتمالی بیان کرد، یعنی آن را فقط به عنوان قرینهای علیه صحت اسلام در نظر گرفت که احتمال بطلان آن را افزایش میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— آیا روشِ الله حکیمانهترین روش هدایت بوده؟
✍🏻 #پیغمبر_شکاکان
💥تضاد حکمت و بیعدالتی معرفتی: اگر هدف خالق، سازماندهی زندگی و اقامهی حجت بر همهی انسانهاست، پس روشی که انتخاب میکند باید عاری از "سدّهای تصادفی" باشد: ۱) زبان محدود، ۲) جغرافیای محدود، و ۳) توقف زمانی (ختم نبوت) دقیقاً همان سدّهای تصادفی هستند که برخورداری از هدایت الهی را به یک بختآزمایی تبدیل میکنند. روشهای ۵، ۶ و ۷، همگی نمایانگر "عدالت معرفتی" هستند، در حالی که روش چهارم، یک "بیعدالتی معرفتی" بزرگ را بر جهان تحمیل میکند. چگونه میتوان مهربانی مطلق را با روشی توضیح داد که صدها میلیون نفر را به خاطر تصادف جغرافیا و تصادف زبان، در تاریکی نگه میدارد؟
🔺اگر اراده خالق ارتباط با انسانها باشد نه فقط عربها (و بنیاسرائیل)، و اگر ارادهاش سازمان دادن زندگی انسانها با دادن قوانین و قواعد اخلاقی باشد، نه افزایش سردرگمی و آشفتگی، پس سه روش آخر حداقل روش ارتباطی است که میتواند با صفات خالق و ارادهای که فرض کردیم سازگار باشد.
🔶 خلاصهی استدلال (به شکل منطقی)
🔻و میتوانیم استدلال را به این شکل بیان کنیم:
۱ - اگر خدا با انسانها ارتباط برقرار کند، این ارتباط به صورت حکیمانه است.
۲ - روش ارتباطی که اسلام ادعا میکند، روش حکیمانهای نیست (به دلیل محدودیتهای زمانی، مکانی و زبانی که مانع اقامهی حجت جهانی میشوند).
۳ - نتیجه: اسلام از جانب خدا نیست.
نکته: میتوان این استدلال را به صورت احتمالی بیان کرد، یعنی آن را فقط به عنوان قرینهای علیه صحت اسلام در نظر گرفت که احتمال بطلان آن را افزایش میدهد.
📺 ادیان درباره خدا نمیگویند
📓مسیر پیامبری
📻 برای خدا و بر ضد پیامبری
📺 «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ»
— و چالش تَنزیه در مواجهه با آیات و احادیث تَجسیم
📻 درسهایی دربارۀ دین
📻 معامله با خدایان
— اگر قربانی نکنیم، جهان متوقف میشود!
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕چه بسیار بیهودهسخنها که زیاده بهدرازا کشید!
📻نقد و بررسی برهانِ «فاینتیونینگ»
📻نفیِ منطقیِ «خدای شایستۀ پرستش»
📻 مسئله شر و رد صفات خدا
📕هیوم و نقد معجزات
📓گفتوگوها درباب دین طبیعی
📻 «خدا بزرگ نیست»
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📻 خلاصهای از کتابِ «گفتگوهایی دربارۀ دین طبیعی»
📺 آیا خدا واجبالوجود است؟
📕نقد برهان نظم [بخش اول | بخش دوم و سوم]
📻 جدالی درباب برهان علیت
📻 نقدِ کانت و هیوم بر برهان علیت
📻 برهان علیت و مسألۀ شر
📺 بزرگترین چالش اعتقاد به خدا؟
📻آیا باور به خدای ادیان ابراهیمی موجه است؟
📻 بررسی مناظرۀ جردن پیترسون
📻 خدا، طراحی هوشمند و پیامبری
📺 آیا براهین وجود خدا قانعکنندهاند؟
📻 خاستگاه یکتاپرستی (۱۰ قسمت)
📻 «اختراع خدا» اثر توماس رومر
📺 از «خدای طوفان» تا خدای یکتا
📻 آیا یهوه بازسازیِ بعل بود؟
📺 الله و یهوه؛ خدایانی دائمالغضب
📺 الله و خواستههایش
📺 دگرگشتِ یهوه
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
.
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خدایی که میترساند و زنجیر بر عقل میزند
— بررسی آرای متفکر سعودی #عبدالله_القصیمی
(۱/۲)
مقدمه: یک فکر سرکش
عبدالله القصیمی (۱۹۰۷-۱۹۹۶) متفکر بزرگ سعودی، شخصیتی است که مسیر فکریاش از یک مدافع شدیداللحن مذهب سنتی تا یک منتقد سرسخت تمامی ادیان و قدرتهای مذهبی تغییر کرد. او با کلماتش، پایههای فکری جهان عرب را به لرزه درآورد. او جرات کرد بگوید:
۱. شروع از تعصب مذهبی و اخراج جنجالی
قصیمی در نجد، منطقهای با فضای مذهبی افراطی (وهابیت)، پرورش یافت. او قرآن را از کودکی حفظ کرد و در الازهر مصر به تحصیل پرداخت. در جوانی، با شور و حرارت از مذهب سلفی دفاع میکرد و کتاب مشهور ««آذرخشهای نجد در فرونشاندن تاریکیهای شبانه» را نوشت که حملهی شدیدی به فکر اشعری (مکتبی که بر خلاف سنت سلفی، از منطق و فلسفه برای توجیه عقاید دینی استفاده میکرد، ولو باور به حسن و قبح عقلی نداشت، و القصیمی این را خروج از نقل خالص میدانست) بود.
انتقاد تند او به یک روحانی بزرگ الازهر، باعث اخراجش از این دانشگاه شد. اما این پایان راه نبود، بلکه نقطهی شروعی برای تغییر فکری ریشهای او شد. این دگرگونی در نهایت به نگارش پرحاشیهترین کتابش، «هذه هي الأغلال» (اینها زنجیرها هستند)، منجر شد که در آن، آشکارا به نقد اسلام، پیامبر و قرآن پرداخت. او دین را مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت کشورهای عربی میدانست.
۲. نقد تصویرسازی از خدا: خدای انسانساخته
مهمترین بخش نقد القصیمی، مربوط به صفات خدا در باورهای دینی است:
* خدا شبیه ماست، نه برعکس: او معتقد بود انسان، تصویری از خود را بر خدا فرافکنی کرده است. یعنی انسان، بهترین و بدترین صفاتش را به خدا نسبت داده است.
* تضاد اخلاقی: القصیمی به شدت انتقاد کرد که چگونه میتوان صفات ظالمانه و خشن (مانند کینه، مکر، خشونت، و انتقام) را همزمان به موجودی نسبت داد که نماد رحمت مطلق، عدالت و کمال است. او پرسید:
* نتیجهی تکاندهنده: القصیمی نتیجه گرفت: اگر خدا، خدایی خشن و ستمگر باشد، شایستهی شورش و نافرمانی است، نه بندگی. او همچنین گفت:
* زیر سوال بردن ایمانداران: او با اشاره به این تناقضات، اخلاقیات فرد مؤمن به چنین خدایی را زیر سوال برد و پرسید:
***
۳. نقد پیامبری (نبوت) و الهام
قصیمی معتقد بود پیامبری و وحی سلطهای ساختگی هستند که بر اساس باور به عالم غیب بنا شدهاند:
* منبع انسانی: او نبوت را نه یک امر الهی، بلکه محصول نیازهای روانی انسان و تمایل به قدرت دانست.
* واسطه چرا؟ او پرسید:
* انتقاد به احکام جزئی: او با تمسخر به احادیثی اشاره کرد که خدا برای موضوعات پیشپا افتادهای مانند شیوهی غذا خوردن، نوع لباس، یا خوابیدن، پیامبر را مأمور میکند و میپرسد:
* معجزات، دایرهی بسته: او معتقد بود باور به معجزات (مانند اعجاز قرآن)، یک حجت دوری است:
ایمان به معجزه، صرفاً بر اساس نقل خود کتاب مقدس است.
۴. تناقضات متنی و «زنجیرهای» عقل عربی
🔻قصیمی به تناقضهای متنی و علمی در متون دینی اعتراض کرد:
* خشونت در برابر تساهل: او آیاتی که به کشتار و جنگ دعوت میکنند (مانند آیهی شمشیر) را وحشیانه و غیرقابل پذیرش دانست و آن را با آیاتی که به آزادی عقیده اشاره دارند، در تضاد دید.
* خرافات کیهانی: او با تمسخر به آیهی غرق شدن خورشید در «چشمهی گِلآلود» و داستانهای سخن گفتن مورچه یا جنگیری و سحر اشاره کرد و آنها را اسطورههای بدوی دانست که با عقل و علم روز دنیا مطابقت ندارند.
* بهشت و جهنم دنیوی: او توصیفهای بهشت (غذا، نوشیدنی، زنان) را تنها انعکاسی از آرزوهای زمینی مرد عرب در صحرا دانست و گفت:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی آرای متفکر سعودی #عبدالله_القصیمی
(۱/۲)
مقدمه: یک فکر سرکش
عبدالله القصیمی (۱۹۰۷-۱۹۹۶) متفکر بزرگ سعودی، شخصیتی است که مسیر فکریاش از یک مدافع شدیداللحن مذهب سنتی تا یک منتقد سرسخت تمامی ادیان و قدرتهای مذهبی تغییر کرد. او با کلماتش، پایههای فکری جهان عرب را به لرزه درآورد. او جرات کرد بگوید:
خدایی که مردم مذهبی باور دارند، چیزی بیشتر از یک قدرت مطلق سرکوبگر و تهدیدکننده نیست؛ خدایی که بیشتر میترساند تا محبت کند.
۱. شروع از تعصب مذهبی و اخراج جنجالی
قصیمی در نجد، منطقهای با فضای مذهبی افراطی (وهابیت)، پرورش یافت. او قرآن را از کودکی حفظ کرد و در الازهر مصر به تحصیل پرداخت. در جوانی، با شور و حرارت از مذهب سلفی دفاع میکرد و کتاب مشهور ««آذرخشهای نجد در فرونشاندن تاریکیهای شبانه» را نوشت که حملهی شدیدی به فکر اشعری (مکتبی که بر خلاف سنت سلفی، از منطق و فلسفه برای توجیه عقاید دینی استفاده میکرد، ولو باور به حسن و قبح عقلی نداشت، و القصیمی این را خروج از نقل خالص میدانست) بود.
انتقاد تند او به یک روحانی بزرگ الازهر، باعث اخراجش از این دانشگاه شد. اما این پایان راه نبود، بلکه نقطهی شروعی برای تغییر فکری ریشهای او شد. این دگرگونی در نهایت به نگارش پرحاشیهترین کتابش، «هذه هي الأغلال» (اینها زنجیرها هستند)، منجر شد که در آن، آشکارا به نقد اسلام، پیامبر و قرآن پرداخت. او دین را مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت کشورهای عربی میدانست.
۲. نقد تصویرسازی از خدا: خدای انسانساخته
مهمترین بخش نقد القصیمی، مربوط به صفات خدا در باورهای دینی است:
* خدا شبیه ماست، نه برعکس: او معتقد بود انسان، تصویری از خود را بر خدا فرافکنی کرده است. یعنی انسان، بهترین و بدترین صفاتش را به خدا نسبت داده است.
* تضاد اخلاقی: القصیمی به شدت انتقاد کرد که چگونه میتوان صفات ظالمانه و خشن (مانند کینه، مکر، خشونت، و انتقام) را همزمان به موجودی نسبت داد که نماد رحمت مطلق، عدالت و کمال است. او پرسید:
چگونه خدای مهربان، از خونریزی و قربانی حیوانات خشنود میشود؟
* نتیجهی تکاندهنده: القصیمی نتیجه گرفت: اگر خدا، خدایی خشن و ستمگر باشد، شایستهی شورش و نافرمانی است، نه بندگی. او همچنین گفت:
مدح خشونت خدا به نام قداست، توجیهی است برای هرگونه ظلم و جنایتی که به نام دین انجام میشود.
* زیر سوال بردن ایمانداران: او با اشاره به این تناقضات، اخلاقیات فرد مؤمن به چنین خدایی را زیر سوال برد و پرسید:
چه کسی با عقل سلیم، خدایی را میپرستد که اطاعت را با ترس میخواهد؟
***
۳. نقد پیامبری (نبوت) و الهام
قصیمی معتقد بود پیامبری و وحی سلطهای ساختگی هستند که بر اساس باور به عالم غیب بنا شدهاند:
* منبع انسانی: او نبوت را نه یک امر الهی، بلکه محصول نیازهای روانی انسان و تمایل به قدرت دانست.
* واسطه چرا؟ او پرسید:
اگر خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است، چرا به واسطهای مثل پیامبر نیاز داریم؟ چرا خدا مستقیماً از طریق صدای عقل و وجدان، با تمام انسانها صحبت نمیکند؟ به نظر او، این روش قابل قبولتر و عادلانهتر بود.
* انتقاد به احکام جزئی: او با تمسخر به احادیثی اشاره کرد که خدا برای موضوعات پیشپا افتادهای مانند شیوهی غذا خوردن، نوع لباس، یا خوابیدن، پیامبر را مأمور میکند و میپرسد:
چگونه خالق جهان هستی، همه چیز را رها میکند تا به این جزئیات سخیف بپردازد؟
* معجزات، دایرهی بسته: او معتقد بود باور به معجزات (مانند اعجاز قرآن)، یک حجت دوری است:
«قرآن معجزه است چون شما آن را باور دارید؛ شما آن را باور دارید چون قرآن میگوید معجزه است.»
ایمان به معجزه، صرفاً بر اساس نقل خود کتاب مقدس است.
۴. تناقضات متنی و «زنجیرهای» عقل عربی
🔻قصیمی به تناقضهای متنی و علمی در متون دینی اعتراض کرد:
* خشونت در برابر تساهل: او آیاتی که به کشتار و جنگ دعوت میکنند (مانند آیهی شمشیر) را وحشیانه و غیرقابل پذیرش دانست و آن را با آیاتی که به آزادی عقیده اشاره دارند، در تضاد دید.
* خرافات کیهانی: او با تمسخر به آیهی غرق شدن خورشید در «چشمهی گِلآلود» و داستانهای سخن گفتن مورچه یا جنگیری و سحر اشاره کرد و آنها را اسطورههای بدوی دانست که با عقل و علم روز دنیا مطابقت ندارند.
* بهشت و جهنم دنیوی: او توصیفهای بهشت (غذا، نوشیدنی، زنان) را تنها انعکاسی از آرزوهای زمینی مرد عرب در صحرا دانست و گفت:
دینی که بر ترساندن دائمی از عذاب ابدی بنا شده، دین کنترلگر است، نه آزادیبخش.
🔻قصصِ سلیمان
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 خدایی که میترساند و زنجیر بر عقل میزند
— بررسی آرای متفکر سعودی #عبدالله_القصیمی
(۲/۲)
🔻او در کتاب «هذه هي الأغلال»، این زنجیرهای ذهنی و اجتماعی را که جامعهی عربی را عقب نگه داشتهاند، مشخص کرد:
۱. بندگی گذشته: پرستش بیچون و چرای سنتها و گذشته و ترس از هرگونه نوآوری. او گفت:
۲. استفاده سیاسی از دین: تبدیل دین به ابزاری در دست حکومتها برای کنترل و فرمانروایی بر مردم.
۳. غرق شدن در خرافات: تفسیر همهی رویدادها (از شکست تا بیماری) با سحر، جادو، و دخالت نیروهای غیبی، به جای استفاده از عقل و علم.
۴. تضاد شخصیتی (فصام): تظاهر به فضیلت در اجتماع و انجام کارهای ناپسند در خفا؛ دفاع از قوانین خشن قدیمی (مثل سنگسار) اما متنفر بودن از اجرای واقعی آنها.
📌 نتیجهگیری: عقل، پیشروترین رهبر
🔻قصیمی خواستار آزادی از این زنجیرها شد و تأکید کرد:
🔻او که از یک شیخ مذهبی به یک منتقد انقلابی تبدیل شد، پرسید:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی آرای متفکر سعودی #عبدالله_القصیمی
(۲/۲)
🔻او در کتاب «هذه هي الأغلال»، این زنجیرهای ذهنی و اجتماعی را که جامعهی عربی را عقب نگه داشتهاند، مشخص کرد:
۱. بندگی گذشته: پرستش بیچون و چرای سنتها و گذشته و ترس از هرگونه نوآوری. او گفت:
«ما در یک قبرستان بزرگ به نام میراث زندگی میکنیم.»
۲. استفاده سیاسی از دین: تبدیل دین به ابزاری در دست حکومتها برای کنترل و فرمانروایی بر مردم.
۳. غرق شدن در خرافات: تفسیر همهی رویدادها (از شکست تا بیماری) با سحر، جادو، و دخالت نیروهای غیبی، به جای استفاده از عقل و علم.
۴. تضاد شخصیتی (فصام): تظاهر به فضیلت در اجتماع و انجام کارهای ناپسند در خفا؛ دفاع از قوانین خشن قدیمی (مثل سنگسار) اما متنفر بودن از اجرای واقعی آنها.
📌 نتیجهگیری: عقل، پیشروترین رهبر
🔻قصیمی خواستار آزادی از این زنجیرها شد و تأکید کرد:
عقل از هر کتابی مقدستر و از هر پیامبری جسورتر است.
🔻او که از یک شیخ مذهبی به یک منتقد انقلابی تبدیل شد، پرسید:
آیا ما جرأت خواندن و اندیشیدن مستقل را داریم، یا همچنان باید فقط آنچه را میشنویم، تکرار کنیم؟
🔻مجموعۀ صندوقچۀ اسلام
📺 اسلام و مافیا (یک) (دو)
📺 محمد شخصیتی تاریخی؟ (یک) (دو)
📺 تحولات و نقاط عطف زندگی محمد
📺 مرگِ محمد، ریشۀ اختلافاتِ تاریخی
📺 وصیتِ محمد
📺 زندگینامۀ محمد
📺 اصل و نسبِ محمد
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
📺 رویش اسلام و حکومت بیزانس
📺 پیروزیِ محمد
📺 محمد و یهود
🔻محمد و زنان
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 چرا محمد با عایشه ازدواج کرد؟
🔻کانال دانش تاریخی
📻 تاریخ مستند علیه قرآن
📺 انتقادات فارابی به قرآن و محمد
📺 ابن راوندی، بزرگترین ملحد تاریخ
📺 مسیلمه کذاب کذاب بود؟
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📺 ناسزای ناموسی مقابلِ چالش منطقی
📺 طه حسین، خودکار قرمز و تصحیح قرآن
🔻لیلی العاصیة
📺 آیا قرآن حاصل کار جمعی بوده؟
📺چرا محمد پیامبر نبود؟
📺 قرآنیون: دوستانِ الله یا مرتد؟
📺 آیاتِ سادهلوحانه و خندهدار که بشری بودن قرآن را ثابت میکنند
📺 مسلمانان الله را میپرستند یا محمد را؟
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin