نقدآگین
12.2K subscribers
3.83K photos
3.38K videos
93 files
9.07K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»
استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
(۵۵)
✍🏻#ر_نجفی

🗿اما برای دیدنِ عمقِ این پارادوکس، باید یک قدم به عقب برگردیم و آزادیِ عملِ محمد در برابر محدودیتِ زنانش را کنار هم بگذاریم.

🔻در سوی محمد، با دامنه‌ای بی‌سابقه از اختیار در روابط زناشویی مواجهیم:
☑️ ازدواج با زنان متعدد،

☑️ داشتن کنیزان متعدد،

☑️ پذیرش زنانی که خود را به او هبه می‌کردند، با حکمی که در قرآن به‌عنوان امتیازی ویژه برای او صورت‌بندی شده است،


☑️ جابه‌جا کردن و به تأخیر انداختن یا مقدم کردن نوبتِ همسران،

☑️ و تهدید به طلاق و جایگزینی همسران در صورت بروز نارضایتی و اختلاف.


☑️ حتی در ماجرای زینب، قرآن از عشقِ مخفی‌نگه‌داشته‌شدۀ محمد به همسرِ پسرخوانده‌اش، زید، سخن می‌گوید که الله موانع را کنار می‌زند و او را به وصالِ عشقش می‌رساند [اینچنین ازدواجی را صریحا به خود نسبت می‌دهد]؛ ازدواجی که پس از طلاق زید از زینب صورت گرفت و در متن قرآن به‌عنوان رویدادی با کارکرد حقوقی و هنجارشکنانه در مسئلهٔ پسرخواندگی صورت‌بندی و توجیه شد. دربارهٔ انگیزهٔ درونی محمد می‌توان بحث کرد، اما یک واقعیت روایی روشن است:
محمد اختیار ورود به رابطه‌ای را داشت که برای دیگر مردانِ عرب (حتی غیرمسلمان) با همان صورت‌بندی حقوقی ممکن نبود؛ یعنی حتی عرفِ اجتماعی نیز نمی‌توانست در برابر خواستِ محمد آخرین سد باشد؛ این به‌اصطلاح وحی می‌توانست خودِ مانع عرفی را کنار بزند.


🔻 در سوی دیگر، زنانِ محمد قرار دارند:

1️⃣ محمد می‌توانست زنان متعددی بگیرد و طلاق دهد و در کنار همسران، کنیزانِ بی‌شماری نیز داشته باشد؛

اما زنان محمد حتی پس از مرگ او نیز نمی‌توانستند مرد دیگری اختیار کنند.

2️⃣ محمد می‌توانست زنان را جمعی طلاق دهد و جایگزین کند؛

زنان خودش حق جایگزین کردن تک‌شوهرِ مرده‌شان را نیز نداشتند.


3️⃣ محمد از امتیازهای ویژه‌ای در روابط زناشویی برخوردار بود؛

اما زنانی که به او منسوب بودند، پس از مرگ او نیز از یکی از ابتدایی‌ترین انتخاب‌های زندگی خصوصی، یعنی انتخابِ همسرِ تازه، محروم ماندند.

4️⃣ اما مسئله فقط دامنهٔ اختیار محمد نیست؛ مسئله، تخطی از اخلاقِ عیسویِ میل و وفاداری است. محمد می‌توانست با آسودگیِ وجدان، برخلافِ صریحِ کلامِ عیسی مسیح (کَلِمَةُ الله» به تعبیر قرآن)، و برخلاف انجیل (کلامِ الله به تعبیر قرآن)، در حالی که همسر داشت، به زنانِ دیگری میل بورزد، به روابطی تازه روی آورد، طلاق دهد و زنان دیگری را جایگزین کند. در متنِ قرآن و تاریخ اسلام دربارأۀ ماریه و زینب نیز مسئلۀ میل محمد به زنِ دیگری در حالی که محمد در رابطه‌ای زناشویی قرار داشت، به‌صراحت بازتاب یافته است.

🔻این در حالی است که عیسی در انجیل، حتی میلِ شهوانی به زنِ دیگری را در دل، «زنا» می‌خواند:
«هر کس به زنی با نظر شهوت بنگرد، همان دم در دل خود با او زنا کرده است.» (متی ۵:۲۸)

🔻و در بلافاصله می‌گوید:
«اگر چشم راستت تو را می‌لغزاند، آن را بیرون آور و از خود دور افکن؛ زیرا بهتر است عضوی از اعضایت از دست برود تا اینکه تمام بدنت در جهنم افکنده شود.»

🔻و دربارهٔ طلاق نیز صریحاً می‌گوید:
«هر کس زن خود را طلاق دهد و با زن دیگری ازدواج کند، نسبت به آن زن زنا کرده است.» (مرقس ۱۰:۱۱)

🔻و در متی نیز می‌گوید:
«هر کس زن خود را، جز به سبب زنا/فساد جنسی (porneia)، طلاق دهد و با دیگری ازدواج کند، زنا کرده است.» (متی ۱۹:۹)

🔻و حتی دربارهٔ ازدواج با زنِ طلاق‌داده‌شده نیز می‌گوید:
«هر کس زن طلاق‌داده‌شده را به زنی گیرد، زنا کرده است.» (متی ۵:۳۲)


📌📌📌 نکتهٔ بنیادی‌تر این است که عیسی مسئله را صرفاً در سطح «حق مرد برای طلاق» باقی نمی‌گذارد؛ او اساس این تصور را به چالش می‌کشد که مرد می‌تواند با پایان دادنِ یک‌جانبه به رابطه، زن را از عهد خارج کند و سپس خود آزادانه وارد رابطه‌ای تازه شود.

📌 در منطق عیسی، عهد زناشویی چیزی نیست که میلِ تازۀ مرد بتواند به‌سادگی آن را منحل کند و زن را با دیگری جایگزین سازد:
🔥 در اخلاق عیسی، میلِ مرد باید خود را با عهد سازگار کند؛

اما در صورت‌بندیِ آشکارا بدعت‌آمیز قرآن و سنت، «عهد زناشویی، عرف، و حتی سوگند به خدا»، بندۀ امیالِ مردِ صاحب‌قدرت است.


🔻 بنابراین تفاوت فقط در این نیست که یکی «چندهمسری» را مجاز می‌داند و دیگری نه؛ تفاوت در خودِ اخلاقِ میل است. در سنت عیسی، مردِ متأهل باید حتی میل شهوانی خود به زنِ دیگر را مهار کند؛ زیرا
عهدِ زناشویی، میلِ مرد را نیز به انضباط می‌کشد.


(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»
استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
(۵۶)
✍🏻#ر_نجفی

🔻 بنابراین تفاوت فقط در این نیست که یکی «چندهمسری» را مجاز می‌داند و دیگری نه؛ تفاوت در خودِ اخلاقِ میل است. در سنت عیسی، مردِ متأهل باید حتی میل شهوانی خود به زنِ دیگر را مهار کند؛ زیرا
عهدِ زناشویی، میلِ مرد را نیز به انضباط می‌کشد.


اما در سنت محمد و قرآن، میل به زنِ دیگر (کنیز یا زنی شوهردار - تازه‌عروسِ پسرخوانده-)، در حالی که مرد هنوز در تعهد زناشویی است، نه‌تنها زنا تلقی نمی‌شود، بلکه می‌تواند در قالبی حقوقی و دینی به رابطه‌ای تازه تبدیل شود، ...

... و الله نیز از آن حمایت علنی کند و شرم طبیعیِ محمد ("ترس" در زبانِ بی‌شرمانۀ قرآن!) از افشای امیالِ «خلافِ عهد و عرف» را بخواباند، و چنین افعالِ فتنه‌انگیزی را به خود نسبت دهد.

📌 در تضادی کامل با رویکردی مسیح، طلاق در قرآن به یک امرِ عادی و در دسترس برای گسستنِ پیوند (بنا بر امیالِ مرد در هر زمان و موقعیت) تبدیل می‌شود، که اساسا حتی قابلِ سرزنش نیست، و حتی در نصّ قرآن مکروه‌بودنی نیز بدان نسبت داده نمی‌شود، چه رسد به منفور و مغبوض‌بودن؛ مجددا در تضادی کامل با رویکردی مسیح، تعدد زوجات، راهِ طبیعی و در دسترسی برای افزودنِ زنِ تازه بنا به امیالِ مرد را باز می‌گذارد.


🔥 در یک سو (سنتِ انجیلی)، میل باید مهار شود تا عهد حفظ شود؛ در سوی دیگر (سنت محمدی - قرآنی)، میل به‌سهولت می‌تواند مبنای گسست‌ها، افزودن‌ها و جایگزینی‌های مجدد و مجدد و مجدد قرار گیرد.

📌 و اینجا یک تفاوت بسیار بنیادی آشکار می‌شود:
در اخلاق عیسوی، مرد به خاطر داشتنِ زن، قرار نیست صاحبِ زن باشد؛ بلکه خودِ مرد نیز باید تحتِ انضباطِ عهد قرار گیرد.

اما در صورت‌بندی قرآن، زن می‌تواند به بخشی از مجموعهٔ روابطِ قابلِ افزودن، گسستن و جایگزین‌کردن تبدیل شود.


🗿 در گفتمانِ قرآن، ازدواج دیگر به‌عنوان یک پیوندِ قدسی و مبتنی بر «عشق وفادارانه» که میلِ پس از عهد را مهار می‌کند صورت‌بندی نمی‌شود؛ بلکه به رابطه‌ای تبدیل شود که بسته، گشوده، افزوده یا جایگزین می‌شود. در نتیجه، قبحِ طلاق نیز توسط گفتمانِ قرآنی فرو می‌ریزد:
طلاق نه یک شکستِ اخلاقیِ عظیم یا نقضِ عهدی مقدس، بلکه امکانی عادی برای عبور به رابطه‌ای دیگر جلوه می‌کند.


🔥 و اگر این را کنارِ ماجرای زینب بگذاریم، طنز ماجرا تیزتر می‌شود: در سنت عیسوی،
میلِ مردِ متأهل به زنِ دیگری حتی در سطح نگاه، زیر تیغِ اخلاق قرار می‌گیرد و حتی چشمِ لغزان باید از او گرفته شود؛

اما در روایت قرآنی، میل و کشمکشِ محمد با زنِ دیگری به موضوعِ وحی تبدیل می‌شود و حتی شرم او از مردم بابتِ این رابطه مورد عتاب و سرکوب قرار می‌گیرد.
گویی آنچه در سنت عیسی باید مهار شود، اینجا می‌تواند موضوعِ مشروعیت قرار گیرد.


و تناقض نهایی اینجاست: محمد می‌تواند از قیدِ پیوندِ زناشویی عبور کند؛ اما زنانِ او باید به نامِ الله به همان پیوند وفادار بمانند، حتی وقتی خودِ محمد دیگر زنده نیست. او می‌تواند زنِ تازه بیفزاید، زنِ پیشین را طلاق دهد و جایگزین کند؛ اما زنانِ او حتی پس از مرگِ او حقِ جایگزین‌کردنِ شوهرِ مردهٔ خود را ندارند.

🔺📌کوتاه سخن آنکه، آزادیِ مرد با مرگ پایان می‌گیرد؛ محدودیتِ زن با مرگِ مرد ادامه پیدا می‌کند.

🔻⚰️ اینجا دیگر با یک تفاوت سادهٔ میان «حقوق زن و مرد» مواجه نیستیم؛ با یک معماری نامتقارنِ قدرت روبه‌رو هستیم:

امتیازهای صاحب قدرت در زمان حیات گسترده می‌شود؛ اما محدودیتِ وابستگان، از زمان حیات او به دوران پس از مرگش نیز امتداد پیدا می‌کند.

گویی یک طرفِ رابطه، حقِ انتخاب، آغاز، پایان و جایگزینی دارد؛ و طرف دیگر، وظیفهٔ وفاداری حتی پس از پایان طبیعی رابطه.

🔻و این پرسش، مفهوم «تدفین اجتماعی» را یک گام رادیکال‌تر می‌کند:
چرا مردی که در زمان حیات خود از حقِ انتخاب و جایگزینی در روابط بهره‌مند است، می‌تواند پس از مرگ نیز حقِ انتخابِ زن را محدود کند؟

🔻این همان جایی است که عنوان باشکوه «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ» با یک تناقض بنیادین روبه‌رو می‌شود:
چگونه ممکن است زنی در اوجِ منزلت نمادین قرار گیرد، اما در یکی از خصوصی‌ترین تصمیم‌های زندگیِ خود، حتی پس از مرگِ صاحبِ قدرت، از اختیار محروم بماند؟


🔻اما این سازوکار سوءاستفاده از امر قدسی برای پیشبردِ امیالِ بی‌حدوحصرِ رهبرِ دینیِ مدعیِ وحیِ آسمانی فقط در اسلام دیده نمی‌شود. اینجاست که مقایسه با جوزف اسمیت، بنیان‌گذار جنبش قدیسان آخرالزمان، بسیار جالب می‌شود. هرچند پیش از آن ضروری‌ست مختصرا به بررسی این قصه‌ها از منظری روان‌کاوانه بپردازیم.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک پیشنهاد

در روزگاری که جاعش محسن نامجو را با دستکش مخملی در آغوش گرفته، چرا ایرانیانِ خارج‌نشین یک جنبش راه نیندازند برای خوانش قرآن با همین سبک‌های آوازی جذاب و ملکوتی؟

اگر این سبک خواندن قرآن مجاز و غیرتوهین‌آمیز است، پس ترندش کنیم و با سبک‌های مشابه قرآن‌خوانی کنیم! 🎙📖

آن‌وقت جاعش دو راه بیشتر ندارد:
یا نامجو را بیرون بیاندازد،

یا جامعه با ترندشدنِ این سبک خوانش قرآن، یکی از تابوهای پوچ را جمعی‌تر و بی‌هزینه‌تر می‌شکند. قرآن متنی‌ست مثل هر متن دیگر و می‌توان آن را به هر سبکی و با هر سازی و هر پرفرمنسی اجرا کرد!




🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻شعرخوانی محسن نامجو درباره علی خامنه‌ای و جمهوری اسلامی، شهریور چهارصد و یک:
یک روز مار صدسرتان می‌رود به گا
آئین خوک‌پرورتان می‌رود به گا
سیدعلی اصغرتان می‌رود به گا
سیخ و سنگ سرورتان می‌رود به گا


🔺قرار بود انتقامِ خونِ رهبرِ شهیدشان را بگیرند؛ اما فرش قرمز پهن کردند زیر پای کسی که به نظام‌شان (مارِ صدسرِ ضحاکی)، مذهب‌شان (آیینِ خوک‌پرور) و رهبر شهیدشان (سیدعلی اصغرِ سیخ و سنگ‌به‌دست!) علناً زیباترین کلمات را نثار کرده است!



🌾 @Naqdagin
ورق بزنید!

📘«بازگشت به بهشت»

— محسن نامجو؛ یک «هدیۀ تبلیغاتی» پس از «کشتار»



🌾 @Naqdagin
📺 کروبیِ شیاد در حرم خمینی و «زیارتِ امام(!!)»

تصاویر جدید از مهدی کروبی در حرم امام خمینی، در حالی که با مردم دیدار و برای آنان دعا می‌کند، بار دیگر نام او را به صدر اخبار سیاسی ایران آورده است.

کروبی بیش از ۱۴ سال در حصر خانگی بود؛ حُصری که پس از اعتراضات انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد و یکی از طولانی‌ترین پرونده‌های سیاسی جمهوری اسلامی را رقم زد.
اما امروز تصویر متفاوتی دیده می‌شود؛
همان چهره‌ای که سال‌ها امکان حضور آزادانه در جامعه را نداشت، اکنون در فضای عمومی و در میان مردم دیده می‌شود.

سؤال مهم اینجاست:
چه اتفاقی افتاد که حصر کروبی پایان یافت؟
آیا این تصمیم صرفاً یک اقدام انسانی و سیاسی بود یا نشانه‌ای از تغییر محاسبات حاکمیت درباره یکی از مهم‌ترین چهره‌های اصلاح‌طلب است؟

کروبی در تمام این سال‌ها از مواضع خود درباره انتخابات ۸۸ و ضرورت آزادی زندانیان سیاسی عقب‌نشینی نکرد؛ با این حال، امروز امکان حضور عمومی پیدا کرده است.

و یک نکته دیگر هم توجه‌ها را جلب کرده؛ روحیه و برخورد آرام او در تصاویر جدید. البته از روی یک ویدئو نمی‌توان درباره وضعیت پزشکی یا سلامت او قضاوت کرد.
حالا یک سؤال مهم‌تر برای مخاطبان:
آیا پایان حصر کروبی می‌تواند مقدمه‌ای برای تغییر وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم باشد؟


🔺اندک‌اندک، جمعِ مستان می‌رسند: این هم جولانِ آزادِ شیخ محصور و عصاره‌ی اصلاحات و جنبش سبز و دموکراسی دینی!

🔺بعد از جنایاتِ بی‌مانندِ حکومت آخوندی در قتل‌عام مردم در کمتر از دو روز و اعدام‌ها، و رقم زدن دو جنگِ بیهوده پس از خمینی، که به محاصرۀ اقتصادی و تورمِ سرسام‌آور و نایاب‌شدنِ داروها انجامیده، شیخِ اصلاحات، به زیارتِ قبر خمینیِ ضحاک آمده (که در فقر و نداری بی‌مثالِ مردم و تک‌تکِ جنایاتِ نظامِ اهریمنی و جانشینِ مجنون و جانی‌اش سهیم است)، و ویدیویی از خود پخش کرده، که در آغاز، زنی از او طلبِ دعا برای دختر معلم‌شان می‌کند، و او هم از آمادگی‌اش برای عاقد شدنِ دختر می‌گوید! و در دیگری، یک پیرزنِ عوام فلاکت‌زده می‌گوید:
از شیراز آمدم! یتیمِ مریضی دارم که از برج ۸ داروش گیر نمی‌آد و میگن داروش در خارجه!! آمدم به زیارتِ قبر آقای خمینی! برایم دعا کن!


یک مردِ عوامِ دیگر، بدونِ ممانعت کروبی، بدن او را می‌بوسد، و دستش را که از بدنِ مقدسِ کروبی برکت گرفته، به صورت خود می‌کشد تا نورانیت و برکتِ الله را بگیرد!

🔻کروبی می‌گوید:
خیلی کار خوبی کردی به زیارتِ امام(!) آمدی! خدا ان‌شاءالله بهتون شفا می‌ده! منم کنار دیگر «زائرانِ امام(!)» اینجا ۵ بار «امّن یجیب» را می‌خوانیم، تا خدا بهتون سلامتی بده!


🔺این سیاست‌مدارِ تراز اصلاحات بود که قرار بود کاری کند که مردم بعد از نیم‌قرن، برای دارویی که در خارج است، چنین گداییِ امثالِ او را نکنند، و به زیارتِ قبرِ جلادِ غارت‌گرِ خود را نکنند.

🔺دو دیگری که محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند نیز در مواجهه با خمینی، رویکرد متفاوتی نداشته‌‌اند، و حتی در حدِ یک پاراگراف، نقدی ساده بر خمینی و بنیادِ نظام دینی بیان نکرده‌اند.

.


#استمرارطالبان #سم_هفته



🌾 @Naqdagin
خالد حنفی، وزیر امر به معروف گفت که:
در شریعت الهی «عقل، مطالعه و تحقیق جایی ندارد» و انسان‌ها نباید احکام شریعت را مطابق میل خود بررسی کنند.


او گفت:
«خلاصه قرآن کریم در دو چیز است؛ بکن و نکن. بکن یعنی امر به معروف و نکن یعنی نهی از منکر.»


https://afintl.com/202608185956



🌾 @Naqdagin
نقدآگین pinned «📺 کتیبه‌های فراموش‌شدۀ عربی تاریخ مذهبی را بازنویسی می‌کنند (۱/۲) 🎙دکتر احمد الجلاد 1️⃣ کشف و رمزگشایی کتیبه‌های غارهای ظفار (رویکرد نوین روش‌شناختی) 🪨 ماهیت منحصر‌به‌فرد کتیبه‌ها: این آثار مکتوب که در منطقه ظفار (استان جنوبی کشور عمان و هم‌مرز با یمن) یافت…»