Telegram
نقدآگین
📘از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»
— استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
(۵۶)
✍🏻#ر_نجفی
🔻 بنابراین تفاوت فقط در این نیست که یکی «چندهمسری» را مجاز میداند و دیگری نه؛ تفاوت در خودِ اخلاقِ میل است. در سنت عیسی، مردِ متأهل باید حتی میل شهوانی خود به زنِ دیگر را مهار کند؛ زیرا
❌ اما در سنت محمد و قرآن، میل به زنِ دیگر (کنیز یا زنی شوهردار - تازهعروسِ پسرخوانده-)، در حالی که مرد هنوز در تعهد زناشویی است، نهتنها زنا تلقی نمیشود، بلکه میتواند در قالبی حقوقی و دینی به رابطهای تازه تبدیل شود، ...
❌ ... و الله نیز از آن حمایت علنی کند و شرم طبیعیِ محمد ("ترس" در زبانِ بیشرمانۀ قرآن!) از افشای امیالِ «خلافِ عهد و عرف» را بخواباند، و چنین افعالِ فتنهانگیزی را به خود نسبت دهد.
🔥 در یک سو (سنتِ انجیلی)، میل باید مهار شود تا عهد حفظ شود؛ در سوی دیگر (سنت محمدی - قرآنی)، میل بهسهولت میتواند مبنای گسستها، افزودنها و جایگزینیهای مجدد و مجدد و مجدد قرار گیرد.
📌 و اینجا یک تفاوت بسیار بنیادی آشکار میشود:
🗿 در گفتمانِ قرآن، ازدواج دیگر بهعنوان یک پیوندِ قدسی و مبتنی بر «عشق وفادارانه» که میلِ پس از عهد را مهار میکند صورتبندی نمیشود؛ بلکه به رابطهای تبدیل شود که بسته، گشوده، افزوده یا جایگزین میشود. در نتیجه، قبحِ طلاق نیز توسط گفتمانِ قرآنی فرو میریزد:
🔥 و اگر این را کنارِ ماجرای زینب بگذاریم، طنز ماجرا تیزتر میشود: در سنت عیسوی،
❌ اما در روایت قرآنی، میل و کشمکشِ محمد با زنِ دیگری به موضوعِ وحی تبدیل میشود و حتی شرم او از مردم بابتِ این رابطه مورد عتاب و سرکوب قرار میگیرد.
❌ و تناقض نهایی اینجاست: محمد میتواند از قیدِ پیوندِ زناشویی عبور کند؛ اما زنانِ او باید به نامِ الله به همان پیوند وفادار بمانند، حتی وقتی خودِ محمد دیگر زنده نیست. او میتواند زنِ تازه بیفزاید، زنِ پیشین را طلاق دهد و جایگزین کند؛ اما زنانِ او حتی پس از مرگِ او حقِ جایگزینکردنِ شوهرِ مردهٔ خود را ندارند.
🔺📌کوتاه سخن آنکه، آزادیِ مرد با مرگ پایان میگیرد؛ محدودیتِ زن با مرگِ مرد ادامه پیدا میکند.
🔻⚰️ اینجا دیگر با یک تفاوت سادهٔ میان «حقوق زن و مرد» مواجه نیستیم؛ با یک معماری نامتقارنِ قدرت روبهرو هستیم:
❌ امتیازهای صاحب قدرت در زمان حیات گسترده میشود؛ اما محدودیتِ وابستگان، از زمان حیات او به دوران پس از مرگش نیز امتداد پیدا میکند.
❌❌ گویی یک طرفِ رابطه، حقِ انتخاب، آغاز، پایان و جایگزینی دارد؛ و طرف دیگر، وظیفهٔ وفاداری حتی پس از پایان طبیعی رابطه.
🔻و این پرسش، مفهوم «تدفین اجتماعی» را یک گام رادیکالتر میکند:
🔻این همان جایی است که عنوان باشکوه «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ» با یک تناقض بنیادین روبهرو میشود:
🔻اما این سازوکار سوءاستفاده از امر قدسی برای پیشبردِ امیالِ بیحدوحصرِ رهبرِ دینیِ مدعیِ وحیِ آسمانی فقط در اسلام دیده نمیشود. اینجاست که مقایسه با جوزف اسمیت، بنیانگذار جنبش قدیسان آخرالزمان، بسیار جالب میشود. هرچند پیش از آن ضروریست مختصرا به بررسی این قصهها از منظری روانکاوانه بپردازیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
(۵۶)
✍🏻#ر_نجفی
🔻 بنابراین تفاوت فقط در این نیست که یکی «چندهمسری» را مجاز میداند و دیگری نه؛ تفاوت در خودِ اخلاقِ میل است. در سنت عیسی، مردِ متأهل باید حتی میل شهوانی خود به زنِ دیگر را مهار کند؛ زیرا
عهدِ زناشویی، میلِ مرد را نیز به انضباط میکشد.
❌ اما در سنت محمد و قرآن، میل به زنِ دیگر (کنیز یا زنی شوهردار - تازهعروسِ پسرخوانده-)، در حالی که مرد هنوز در تعهد زناشویی است، نهتنها زنا تلقی نمیشود، بلکه میتواند در قالبی حقوقی و دینی به رابطهای تازه تبدیل شود، ...
❌ ... و الله نیز از آن حمایت علنی کند و شرم طبیعیِ محمد ("ترس" در زبانِ بیشرمانۀ قرآن!) از افشای امیالِ «خلافِ عهد و عرف» را بخواباند، و چنین افعالِ فتنهانگیزی را به خود نسبت دهد.
📌❌ در تضادی کامل با رویکردی مسیح، طلاق در قرآن به یک امرِ عادی و در دسترس برای گسستنِ پیوند (بنا بر امیالِ مرد در هر زمان و موقعیت) تبدیل میشود، که اساسا حتی قابلِ سرزنش نیست، و حتی در نصّ قرآن مکروهبودنی نیز بدان نسبت داده نمیشود، چه رسد به منفور و مغبوضبودن؛ مجددا در تضادی کامل با رویکردی مسیح، تعدد زوجات، راهِ طبیعی و در دسترسی برای افزودنِ زنِ تازه بنا به امیالِ مرد را باز میگذارد.
🔥 در یک سو (سنتِ انجیلی)، میل باید مهار شود تا عهد حفظ شود؛ در سوی دیگر (سنت محمدی - قرآنی)، میل بهسهولت میتواند مبنای گسستها، افزودنها و جایگزینیهای مجدد و مجدد و مجدد قرار گیرد.
📌 و اینجا یک تفاوت بسیار بنیادی آشکار میشود:
✅ در اخلاق عیسوی، مرد به خاطر داشتنِ زن، قرار نیست صاحبِ زن باشد؛ بلکه خودِ مرد نیز باید تحتِ انضباطِ عهد قرار گیرد.
❌ اما در صورتبندی قرآن، زن میتواند به بخشی از مجموعهٔ روابطِ قابلِ افزودن، گسستن و جایگزینکردن تبدیل شود.
🗿 در گفتمانِ قرآن، ازدواج دیگر بهعنوان یک پیوندِ قدسی و مبتنی بر «عشق وفادارانه» که میلِ پس از عهد را مهار میکند صورتبندی نمیشود؛ بلکه به رابطهای تبدیل شود که بسته، گشوده، افزوده یا جایگزین میشود. در نتیجه، قبحِ طلاق نیز توسط گفتمانِ قرآنی فرو میریزد:
طلاق نه یک شکستِ اخلاقیِ عظیم یا نقضِ عهدی مقدس، بلکه امکانی عادی برای عبور به رابطهای دیگر جلوه میکند.
🔥 و اگر این را کنارِ ماجرای زینب بگذاریم، طنز ماجرا تیزتر میشود: در سنت عیسوی،
میلِ مردِ متأهل به زنِ دیگری حتی در سطح نگاه، زیر تیغِ اخلاق قرار میگیرد و حتی چشمِ لغزان باید از او گرفته شود؛
❌ اما در روایت قرآنی، میل و کشمکشِ محمد با زنِ دیگری به موضوعِ وحی تبدیل میشود و حتی شرم او از مردم بابتِ این رابطه مورد عتاب و سرکوب قرار میگیرد.
گویی آنچه در سنت عیسی باید مهار شود، اینجا میتواند موضوعِ مشروعیت قرار گیرد.
❌ و تناقض نهایی اینجاست: محمد میتواند از قیدِ پیوندِ زناشویی عبور کند؛ اما زنانِ او باید به نامِ الله به همان پیوند وفادار بمانند، حتی وقتی خودِ محمد دیگر زنده نیست. او میتواند زنِ تازه بیفزاید، زنِ پیشین را طلاق دهد و جایگزین کند؛ اما زنانِ او حتی پس از مرگِ او حقِ جایگزینکردنِ شوهرِ مردهٔ خود را ندارند.
🔺📌کوتاه سخن آنکه، آزادیِ مرد با مرگ پایان میگیرد؛ محدودیتِ زن با مرگِ مرد ادامه پیدا میکند.
🔻⚰️ اینجا دیگر با یک تفاوت سادهٔ میان «حقوق زن و مرد» مواجه نیستیم؛ با یک معماری نامتقارنِ قدرت روبهرو هستیم:
❌ امتیازهای صاحب قدرت در زمان حیات گسترده میشود؛ اما محدودیتِ وابستگان، از زمان حیات او به دوران پس از مرگش نیز امتداد پیدا میکند.
❌❌ گویی یک طرفِ رابطه، حقِ انتخاب، آغاز، پایان و جایگزینی دارد؛ و طرف دیگر، وظیفهٔ وفاداری حتی پس از پایان طبیعی رابطه.
🔻و این پرسش، مفهوم «تدفین اجتماعی» را یک گام رادیکالتر میکند:
❓چرا مردی که در زمان حیات خود از حقِ انتخاب و جایگزینی در روابط بهرهمند است، میتواند پس از مرگ نیز حقِ انتخابِ زن را محدود کند؟
🔻این همان جایی است که عنوان باشکوه «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ» با یک تناقض بنیادین روبهرو میشود:
❓چگونه ممکن است زنی در اوجِ منزلت نمادین قرار گیرد، اما در یکی از خصوصیترین تصمیمهای زندگیِ خود، حتی پس از مرگِ صاحبِ قدرت، از اختیار محروم بماند؟
🔻اما این سازوکار سوءاستفاده از امر قدسی برای پیشبردِ امیالِ بیحدوحصرِ رهبرِ دینیِ مدعیِ وحیِ آسمانی فقط در اسلام دیده نمیشود. اینجاست که مقایسه با جوزف اسمیت، بنیانگذار جنبش قدیسان آخرالزمان، بسیار جالب میشود. هرچند پیش از آن ضروریست مختصرا به بررسی این قصهها از منظری روانکاوانه بپردازیم.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک پیشنهاد
در روزگاری که جاعش محسن نامجو را با دستکش مخملی در آغوش گرفته، چرا ایرانیانِ خارجنشین یک جنبش راه نیندازند برای خوانش قرآن با همین سبکهای آوازی جذاب و ملکوتی؟
اگر این سبک خواندن قرآن مجاز و غیرتوهینآمیز است، پس ترندش کنیم و با سبکهای مشابه قرآنخوانی کنیم! 🎙📖
آنوقت جاعش دو راه بیشتر ندارد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در روزگاری که جاعش محسن نامجو را با دستکش مخملی در آغوش گرفته، چرا ایرانیانِ خارجنشین یک جنبش راه نیندازند برای خوانش قرآن با همین سبکهای آوازی جذاب و ملکوتی؟
اگر این سبک خواندن قرآن مجاز و غیرتوهینآمیز است، پس ترندش کنیم و با سبکهای مشابه قرآنخوانی کنیم! 🎙📖
آنوقت جاعش دو راه بیشتر ندارد:
یا نامجو را بیرون بیاندازد،
یا جامعه با ترندشدنِ این سبک خوانش قرآن، یکی از تابوهای پوچ را جمعیتر و بیهزینهتر میشکند. قرآن متنیست مثل هر متن دیگر و میتوان آن را به هر سبکی و با هر سازی و هر پرفرمنسی اجرا کرد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻شعرخوانی محسن نامجو درباره علی خامنهای و جمهوری اسلامی، شهریور چهارصد و یک:
🔺قرار بود انتقامِ خونِ رهبرِ شهیدشان را بگیرند؛ اما فرش قرمز پهن کردند زیر پای کسی که به نظامشان (مارِ صدسرِ ضحاکی)، مذهبشان (آیینِ خوکپرور) و رهبر شهیدشان (سیدعلی اصغرِ سیخ و سنگبهدست!) علناً زیباترین کلمات را نثار کرده است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یک روز مار صدسرتان میرود به گا
آئین خوکپرورتان میرود به گا
سیدعلی اصغرتان میرود به گا
سیخ و سنگ سرورتان میرود به گا
🔺قرار بود انتقامِ خونِ رهبرِ شهیدشان را بگیرند؛ اما فرش قرمز پهن کردند زیر پای کسی که به نظامشان (مارِ صدسرِ ضحاکی)، مذهبشان (آیینِ خوکپرور) و رهبر شهیدشان (سیدعلی اصغرِ سیخ و سنگبهدست!) علناً زیباترین کلمات را نثار کرده است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 کروبیِ شیاد در حرم خمینی و «زیارتِ امام(!!)»
🔺اندکاندک، جمعِ مستان میرسند: این هم جولانِ آزادِ شیخ محصور و عصارهی اصلاحات و جنبش سبز و دموکراسی دینی!
🔺بعد از جنایاتِ بیمانندِ حکومت آخوندی در قتلعام مردم در کمتر از دو روز و اعدامها، و رقم زدن دو جنگِ بیهوده پس از خمینی، که به محاصرۀ اقتصادی و تورمِ سرسامآور و نایابشدنِ داروها انجامیده، شیخِ اصلاحات، به زیارتِ قبر خمینیِ ضحاک آمده (که در فقر و نداری بیمثالِ مردم و تکتکِ جنایاتِ نظامِ اهریمنی و جانشینِ مجنون و جانیاش سهیم است)، و ویدیویی از خود پخش کرده، که در آغاز، زنی از او طلبِ دعا برای دختر معلمشان میکند، و او هم از آمادگیاش برای عاقد شدنِ دختر میگوید! و در دیگری، یک پیرزنِ عوام فلاکتزده میگوید:
❌ یک مردِ عوامِ دیگر، بدونِ ممانعت کروبی، بدن او را میبوسد، و دستش را که از بدنِ مقدسِ کروبی برکت گرفته، به صورت خود میکشد تا نورانیت و برکتِ الله را بگیرد!
🔻کروبی میگوید:
🔺این سیاستمدارِ تراز اصلاحات بود که قرار بود کاری کند که مردم بعد از نیمقرن، برای دارویی که در خارج است، چنین گداییِ امثالِ او را نکنند، و به زیارتِ قبرِ جلادِ غارتگرِ خود را نکنند.
🔺دو دیگری که محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند نیز در مواجهه با خمینی، رویکرد متفاوتی نداشتهاند، و حتی در حدِ یک پاراگراف، نقدی ساده بر خمینی و بنیادِ نظام دینی بیان نکردهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
تصاویر جدید از مهدی کروبی در حرم امام خمینی، در حالی که با مردم دیدار و برای آنان دعا میکند، بار دیگر نام او را به صدر اخبار سیاسی ایران آورده است.
کروبی بیش از ۱۴ سال در حصر خانگی بود؛ حُصری که پس از اعتراضات انتخابات ۱۳۸۸ آغاز شد و یکی از طولانیترین پروندههای سیاسی جمهوری اسلامی را رقم زد.
اما امروز تصویر متفاوتی دیده میشود؛
همان چهرهای که سالها امکان حضور آزادانه در جامعه را نداشت، اکنون در فضای عمومی و در میان مردم دیده میشود.
❓ سؤال مهم اینجاست:
چه اتفاقی افتاد که حصر کروبی پایان یافت؟
آیا این تصمیم صرفاً یک اقدام انسانی و سیاسی بود یا نشانهای از تغییر محاسبات حاکمیت درباره یکی از مهمترین چهرههای اصلاحطلب است؟
کروبی در تمام این سالها از مواضع خود درباره انتخابات ۸۸ و ضرورت آزادی زندانیان سیاسی عقبنشینی نکرد؛ با این حال، امروز امکان حضور عمومی پیدا کرده است.
و یک نکته دیگر هم توجهها را جلب کرده؛ روحیه و برخورد آرام او در تصاویر جدید. البته از روی یک ویدئو نمیتوان درباره وضعیت پزشکی یا سلامت او قضاوت کرد.
حالا یک سؤال مهمتر برای مخاطبان:
آیا پایان حصر کروبی میتواند مقدمهای برای تغییر وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم باشد؟
🔺اندکاندک، جمعِ مستان میرسند: این هم جولانِ آزادِ شیخ محصور و عصارهی اصلاحات و جنبش سبز و دموکراسی دینی!
🔺بعد از جنایاتِ بیمانندِ حکومت آخوندی در قتلعام مردم در کمتر از دو روز و اعدامها، و رقم زدن دو جنگِ بیهوده پس از خمینی، که به محاصرۀ اقتصادی و تورمِ سرسامآور و نایابشدنِ داروها انجامیده، شیخِ اصلاحات، به زیارتِ قبر خمینیِ ضحاک آمده (که در فقر و نداری بیمثالِ مردم و تکتکِ جنایاتِ نظامِ اهریمنی و جانشینِ مجنون و جانیاش سهیم است)، و ویدیویی از خود پخش کرده، که در آغاز، زنی از او طلبِ دعا برای دختر معلمشان میکند، و او هم از آمادگیاش برای عاقد شدنِ دختر میگوید! و در دیگری، یک پیرزنِ عوام فلاکتزده میگوید:
از شیراز آمدم! یتیمِ مریضی دارم که از برج ۸ داروش گیر نمیآد و میگن داروش در خارجه!! آمدم به زیارتِ قبر آقای خمینی! برایم دعا کن!
❌ یک مردِ عوامِ دیگر، بدونِ ممانعت کروبی، بدن او را میبوسد، و دستش را که از بدنِ مقدسِ کروبی برکت گرفته، به صورت خود میکشد تا نورانیت و برکتِ الله را بگیرد!
🔻کروبی میگوید:
خیلی کار خوبی کردی به زیارتِ امام(!) آمدی! خدا انشاءالله بهتون شفا میده! منم کنار دیگر «زائرانِ امام(!)» اینجا ۵ بار «امّن یجیب» را میخوانیم، تا خدا بهتون سلامتی بده!
🔺این سیاستمدارِ تراز اصلاحات بود که قرار بود کاری کند که مردم بعد از نیمقرن، برای دارویی که در خارج است، چنین گداییِ امثالِ او را نکنند، و به زیارتِ قبرِ جلادِ غارتگرِ خود را نکنند.
🔺دو دیگری که محمد خاتمی و میرحسین موسوی هستند نیز در مواجهه با خمینی، رویکرد متفاوتی نداشتهاند، و حتی در حدِ یک پاراگراف، نقدی ساده بر خمینی و بنیادِ نظام دینی بیان نکردهاند.
.
#استمرارطالبان #سم_هفته
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خالد حنفی، وزیر امر به معروف گفت که:
او گفت:
https://afintl.com/202608185956
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در شریعت الهی «عقل، مطالعه و تحقیق جایی ندارد» و انسانها نباید احکام شریعت را مطابق میل خود بررسی کنند.
او گفت:
«خلاصه قرآن کریم در دو چیز است؛ بکن و نکن. بکن یعنی امر به معروف و نکن یعنی نهی از منکر.»
https://afintl.com/202608185956
➖➖➖
🌾 @Naqdagin