Telegram
نقدآگین
📘ما زنان ايرانی حق رأی خود را واگذار میکنیم!
[تصویر: زندهیاد پروانه فروهر، در مورد انتخابِ «راه آسان/ بهظاهر بیهزینه» و دروغِ بزرگِ اصلاحات و دموکراسی در ذیلِ ولایت مطلقۀ فقیه که به عقبگرد خودآگاهی جامعه منجر شد، سخن میگوید]
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 شهر حال و هوای مردانهای بهخود گرفتهاست؛ شورای نگهبان، ۶ مرد را که معرف عصارهی ناب انقلاب و چکیدهی فضایل جمهوری اسلامیاند، بعنوان کاندیداهای ریاستجمهوری اعلام کرده تا سرانجام یک تن از ایشان به عنوان رئیسجمهور، احتمالا در چهار سال آتی ایفای نقش کند.
🍂 نخست، ممنونیم از نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی که زنان را در قامت "رجل سیاسی" ندیده و امکان مساهمت در این بازی خطیر را از جامعهی زنان سلب کرده و توفیقی اجباری برای دور ماندن از این عرصه را فراهم کردهاند!
🍂 در حالیکه انتظار میرود حدود ۴۸ تا ۵۰ درصد رأیدهندگان از میان زنان باشند، هیچیک از این شش کاندیدا، برنامه و تصمیم روشنی برای جامعهی زنان ارائه نکردهاند و درباره بغرنجترین مسائل مربوط به زنان سکوت اختیار کرده یا اظهار عجز میکنند. برای مثال، هیچیک از این آقایان نمیگوید که در روز نخست پاستورنشینی، در مقابل ونهای گشت ارشاد و پتوپیچ کردن و اهانت به زنان چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟
🔺همگی در مقابل پرسش مربوط به طرح مشعشع "نور" به لکنت میافتند و نهایتا روشنفکرترین ایشان میگوید که این طرح نور نیست و طرحی کور و تاریک است و وعده دادهاست که بنابر سنت پیامبر که هیچ زن بیحجابی را توبیخ و تنبیه نکرده، در مقابل این طرح خواهد ایستاد؛ اما آیا ایشان خواهد توانست در مقابل سیاستهای کلانی که از جانب رأس هرم قدرت يا نزديك به رأس اتخاذ شده و به تعبير يكي دیگر از آقایان با توجه به "عمقی راهبردی"، و با تفسیری متفاوت از قرآن همان "پیامبر"، بیش از چهل سال است که به نیمی از جامعه تحمیل شده، تصمیم یا کنشی متفاوت داشته باشد؟ فرمودهاند اگر نتوانستم به وعدههایم عمل کنم بیایید و رأیتان را پس بگیرید، آیا تضمینی هست که در روز پس گرفتن رأی، فقط به پایمان شلیک کنند؟
🔺از آنجا که پاسخ این پرسشها روشن است و لکنت زبان امروز این شش تن در پاسخگویی بیشتر ناشی از ملاحظات کسب رأی و بالارفتن درصد مشارکت است و فردای انتخابات، بیانات هر ۶ تن در این فقره یکسان یا در عمل مشابه خواهد بود، ما زنان ایران بدینوسیله ضمن ارج نهادن به مبارزات طولانی و طاقتفرسای زنان در جهان برای کسب حق رأى، و با عذرخواهی از روان مبارزانی که قرنها در این راه تلاش کردهاند، آگاهانه و به خواست خود، این حق رأی را پس میدهیم!
❓در جامعهای فقهزده و تحت قوانینی نرینهسالار که موی سر و بدنِ زن و واقعیت طبیعی مونثبودن خطر محسوب میشود، چگونه میتوان از حق رأی، حقوق سیاسی و مدنی و دیگر حقوق به مراتب پیچیدهتر دم زد؟!
❓ما زنان که قادر نیستیم مصلحت شخصی خود را تشخیص دهیم و از ملموسترین و سادهترین حق انتخاب برای لباس روزانهی خود منع میشویم، چگونه میتوانیم مصلحت جامعه، آنهم مصلحتی چنین سترگ را، بهدرستی تشخیص داده و در مقولات پیچیده و انتزاعی و اظهارنظرهای سیاسی ورود کنیم و یار و یاور مناسب رهبر و آن کارگزار مکنون ولایتمدار را از میان این شش تن که همگی ادعا میکنند ذوب در ولایت هستند، انتخاب کرده و به پاستور بفرستیم؟
🍂 "آیتالله" خمینی بهدرستی و صادقانه سالها قبل از انقلاب در ١٣٤١ ش. در اعتراض به اصلاحات انقلاب سفيد، اصل موضوع را فهمیده و با «حق رأی زنان» مخالفت کرده و آن را مغایر اسلام و قرآن دانسته بود و اگر روشنفکرنماها، بازی جمهوریت و نیاز به رای پنجاه درصدی زنان را پیش نکشیدهبودند، هیچ لزومی نداشت که چنین قانونی تداوم یابد!
🍂 اکنون از دولتمردان جمهوری اسلامی میخواهیم تعارف و تکلف را به کنار نهاده و رسما اعلام کنند که زن بودن جز در چارچوب «متعلقهبودن» و «مرد زاییدن» معنای معتنابه دیگری ندارد و حق رأی زنان را که قانونی غربی و نامتجانس با فرهنگ بومی و اسلامیست، «ملغی» اعلام نمایند!
🍂 موجودی که مرد باید برایش تعیین کند که چه بپوشد و چه نپوشد و خودش قادر نیست این کمترین عقلانیت را دربارهی خودش درک و اعمال کند، به هیچوجه شایسته «حق رأی» نیست! ما زنان ایرانی بدینوسیله مراتب اعتراض خود را اعلام میداریم که چنین حقی به ناروا در دوران حکومت پهلوی به ما اعطا شده و عجیب است که نویسندگان قانون اساسی جمهوری مقدس اسلامی هم کورکورانه از آن تقلید کردهاند!
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hooreechannel
[تصویر: زندهیاد پروانه فروهر، در مورد انتخابِ «راه آسان/ بهظاهر بیهزینه» و دروغِ بزرگِ اصلاحات و دموکراسی در ذیلِ ولایت مطلقۀ فقیه که به عقبگرد خودآگاهی جامعه منجر شد، سخن میگوید]
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 شهر حال و هوای مردانهای بهخود گرفتهاست؛ شورای نگهبان، ۶ مرد را که معرف عصارهی ناب انقلاب و چکیدهی فضایل جمهوری اسلامیاند، بعنوان کاندیداهای ریاستجمهوری اعلام کرده تا سرانجام یک تن از ایشان به عنوان رئیسجمهور، احتمالا در چهار سال آتی ایفای نقش کند.
🍂 نخست، ممنونیم از نویسندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی که زنان را در قامت "رجل سیاسی" ندیده و امکان مساهمت در این بازی خطیر را از جامعهی زنان سلب کرده و توفیقی اجباری برای دور ماندن از این عرصه را فراهم کردهاند!
🍂 در حالیکه انتظار میرود حدود ۴۸ تا ۵۰ درصد رأیدهندگان از میان زنان باشند، هیچیک از این شش کاندیدا، برنامه و تصمیم روشنی برای جامعهی زنان ارائه نکردهاند و درباره بغرنجترین مسائل مربوط به زنان سکوت اختیار کرده یا اظهار عجز میکنند. برای مثال، هیچیک از این آقایان نمیگوید که در روز نخست پاستورنشینی، در مقابل ونهای گشت ارشاد و پتوپیچ کردن و اهانت به زنان چه موضعی اتخاذ خواهد کرد؟
🔺همگی در مقابل پرسش مربوط به طرح مشعشع "نور" به لکنت میافتند و نهایتا روشنفکرترین ایشان میگوید که این طرح نور نیست و طرحی کور و تاریک است و وعده دادهاست که بنابر سنت پیامبر که هیچ زن بیحجابی را توبیخ و تنبیه نکرده، در مقابل این طرح خواهد ایستاد؛ اما آیا ایشان خواهد توانست در مقابل سیاستهای کلانی که از جانب رأس هرم قدرت يا نزديك به رأس اتخاذ شده و به تعبير يكي دیگر از آقایان با توجه به "عمقی راهبردی"، و با تفسیری متفاوت از قرآن همان "پیامبر"، بیش از چهل سال است که به نیمی از جامعه تحمیل شده، تصمیم یا کنشی متفاوت داشته باشد؟ فرمودهاند اگر نتوانستم به وعدههایم عمل کنم بیایید و رأیتان را پس بگیرید، آیا تضمینی هست که در روز پس گرفتن رأی، فقط به پایمان شلیک کنند؟
🔺از آنجا که پاسخ این پرسشها روشن است و لکنت زبان امروز این شش تن در پاسخگویی بیشتر ناشی از ملاحظات کسب رأی و بالارفتن درصد مشارکت است و فردای انتخابات، بیانات هر ۶ تن در این فقره یکسان یا در عمل مشابه خواهد بود، ما زنان ایران بدینوسیله ضمن ارج نهادن به مبارزات طولانی و طاقتفرسای زنان در جهان برای کسب حق رأى، و با عذرخواهی از روان مبارزانی که قرنها در این راه تلاش کردهاند، آگاهانه و به خواست خود، این حق رأی را پس میدهیم!
❓در جامعهای فقهزده و تحت قوانینی نرینهسالار که موی سر و بدنِ زن و واقعیت طبیعی مونثبودن خطر محسوب میشود، چگونه میتوان از حق رأی، حقوق سیاسی و مدنی و دیگر حقوق به مراتب پیچیدهتر دم زد؟!
❓ما زنان که قادر نیستیم مصلحت شخصی خود را تشخیص دهیم و از ملموسترین و سادهترین حق انتخاب برای لباس روزانهی خود منع میشویم، چگونه میتوانیم مصلحت جامعه، آنهم مصلحتی چنین سترگ را، بهدرستی تشخیص داده و در مقولات پیچیده و انتزاعی و اظهارنظرهای سیاسی ورود کنیم و یار و یاور مناسب رهبر و آن کارگزار مکنون ولایتمدار را از میان این شش تن که همگی ادعا میکنند ذوب در ولایت هستند، انتخاب کرده و به پاستور بفرستیم؟
🍂 "آیتالله" خمینی بهدرستی و صادقانه سالها قبل از انقلاب در ١٣٤١ ش. در اعتراض به اصلاحات انقلاب سفيد، اصل موضوع را فهمیده و با «حق رأی زنان» مخالفت کرده و آن را مغایر اسلام و قرآن دانسته بود و اگر روشنفکرنماها، بازی جمهوریت و نیاز به رای پنجاه درصدی زنان را پیش نکشیدهبودند، هیچ لزومی نداشت که چنین قانونی تداوم یابد!
🍂 اکنون از دولتمردان جمهوری اسلامی میخواهیم تعارف و تکلف را به کنار نهاده و رسما اعلام کنند که زن بودن جز در چارچوب «متعلقهبودن» و «مرد زاییدن» معنای معتنابه دیگری ندارد و حق رأی زنان را که قانونی غربی و نامتجانس با فرهنگ بومی و اسلامیست، «ملغی» اعلام نمایند!
🍂 موجودی که مرد باید برایش تعیین کند که چه بپوشد و چه نپوشد و خودش قادر نیست این کمترین عقلانیت را دربارهی خودش درک و اعمال کند، به هیچوجه شایسته «حق رأی» نیست! ما زنان ایرانی بدینوسیله مراتب اعتراض خود را اعلام میداریم که چنین حقی به ناروا در دوران حکومت پهلوی به ما اعطا شده و عجیب است که نویسندگان قانون اساسی جمهوری مقدس اسلامی هم کورکورانه از آن تقلید کردهاند!
#زنان #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @hooreechannel
Telegram
نقدآگین
📘«جمهوری اسلامی»، تیتری نامتوازن
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 تجربۀ تاریخی ملت ایران و فرایند درکِ "زندگی آزاد دموکراتیک" و مطالبهگری وعدهها، میتوانست از همان زمستان ۵۷ آغاز شود، اما در بحبوحۀ انقلاب، جوگیری انقلابی و القاء "معنویت روحانی"، مخصوصا با آن لحنِ آرام و نگاه فروافتادۀ آیتالله، و انتخاب ساختارِ نامتعارف سخنرانیها و پسوپیش گفتنِ فعل و فاعل و مفعول، و تاکید بر مفاهیم دینی و آخرتگرایی و هقهقِ مخاطبان متأثر، و نیز خشونتِ بیدرنگ در حذفِ مخالفان و غلبۀ نگاه چپ و گفتمان رایج مارکسیستی، و نیز فروافتادنِ ناگزیر در ورطۀ جنگ و شهادتطلبی در راه دوگانۀ "وطن/ اسلام"، فضایی برای فکر کردن به مفاهیمِ سکولار و ژیگولی مثل "آزادی و دموکراسی و زندگی"، باقی نگذاشتهبود.
🍂 گذشت تا اینکه از دوم خرداد ۷۶، نخستین بارقههای این مفاهیم در عرصۀ اندیشۀ سیاسی ایران بطور جدیتر مطرح شد؛ بذری که در ۸۸ به نهالی نوپا تبدیل شد و هویتی مستقل یافت. از آن زمان، بهتدریج چشمها باز شد و مردم نسبت به حوادث و مواضعی که این نهال را تهدید میکرد، حساس شدند. از زمانی که خیابان ولیعصر پایتخت، از حد فاصل بهشتی تا پارکوی، یکطرفه شد، حتی حواسپرتترین چشمها و مغزها، متوجه شدند که حکومت، ابزار سرکوب و قدرتنمایی را از پستوها، به اصلیترین شاهراه تردد مردم منتقل کرده و واردِ فاز جدیدی شدهاست. پیش از آن، سرکوبها اگر پنهانتر و با لطایفالحیل قابل توجیه بود، از آن زمان دیگر پردهها برافتاد و خشونت و سیاست هراسافکنی و تهدید و دشمنانگاری مردمِ معترض، منتقدان و غیر خودیها، آشکار شد.
🍂 از آن زمان، مردم که جان و مال و اندک آزادیهای روزمره را در خطری جدی میدیدند، با اینکه روند آگاهیشان سرعت گرفتهبود، در لاک دفاعی فرو رفتند. از طرف دیگر، سیر نزولی اقتصاد و روند کاهشی ارزش پول و فشارهای مالی، این لاک دفاعی را تشدید کرد و شکلی ابتدایی از تلاش برای بقا، بهسرعت در روحیۀ مردم جا خوش کرد. تا اینکه جنبش مهسا و مبارزۀ زن زندگی آزادی، بویژه در اوج صد روزۀ نخست، نهیبی بود به این «ترسیدگی و دلمردگی و غریزۀ تنازع بقا».
🍂 خون جوانان بیگناه و مظلومیت دختران و زنان، دلها و مغزها را لرزاند و مثلِ از مرگبرگشتهای که به یکباره عاشق زندگی میشود، دوباره طعم امید به زندگی و آزادی را یادآوری کرد و نفرت از خشونتپیشگی و تبعیضهای مذهبی و جنسیتی را در دلها کاشت.
🍂 شاید قبل از آن هرچه دادخواهان پیشین فریاد میزدند به گوش عدهای، پیامهایی گنگ بود، اما از وقتی تصویر مهسا، نیکا، کیان و بچههای معصوم قربانی، در چشمخانۀ مردم نشست، کمکم آن خشونتها و فریبها و ستمهای پیشین هم مفهوم شد.
🍂 در تمام این سالها، حد فاصل میان دو نقطه، از حدود ۷۰ درصد "آری" به جمهوری اسلامی تا حدود ۷۰ درصد "نه" ، یک بازۀ خودآگاهی تدریجی بود که امروز عیانتر از هر زمان، زیبایی و غرور درونیاش را بهرخ میکشد. این فاصله از آن آری تا نه امروز، تجربهای سترگ بود برای فهمیدنِ اینکه عنوان "جمهوری اسلامی" عنوانی نامتوازن و نامناسب است برای حکومتی که مفاهیم «انسان، آزادی و جمهوریت» برایش بیمعناست یا در اولویت نیست.
🍂 امروز مردم معترض با همۀ تنوعشان، افتان و خیزان، بدنبال ویرایش این تیتر نامتوازناند. هر حرکت جمهوریخواهانه، زندگیجویانه و آزادیطلبانه، ذیل سیطرۀ این تیتر نامناسب، تهدید تلقی میشود، به سرگیجه میافتد یا سر از زندان درمیآورد! برای اینکه این محتوای مطلوب مردم، با تیتر و قانون فعلی سنخیت ندارد.
🍂 برای ویرایش این تیتر، غالب جامعه به بلوغی فکری رسیده که دیگر نه از گرسنگی و تهیدستی میترسد و نه از نیمچه زامبیهای طالبانی!
🍂 این جامعه با مواجهه با خشونت از همان ۸۸ تاکنون، و پاکبازی در قمار اقتصاد ویران دهههای اخیر و بازنگری در ماهیت اصلی بازیگردانانِ بمراتب هولناکتر از بازیگران کنونی، برای ویرایش این تیتر نامتوازن، محکم ایستاده و کوتاه نمیآید:
رفراندوم، تغییر قانون اساسی، ویرایش تیتر نامتوازن!
🍂 ناگفته پیداست که در جمعۀ پیش رو هم ترجیح، پیگیری همین مطالبات و تقویت "نه"ی پیشین است، اما پیشنهادم به دوستانی که بنا بر ملاحظات بقاء و اندک روزنهای برای تنفس، میخواهند به پزشکیان رأی دهند این است که پشت برگه، کلمۀ رفراندوم و تغییر قانون اساسی را هم بنگارند. شاید در صورت ثبت این خواسته، تاریخنگارانی سمج هم پیدا شوند که این آراء مشروط را در کنار تحریمکنندگان، در شمار تبدیل فرصتها در جهت ویرایش این تیتر نامتوازن ثبت کنند!
🍂 نام پزشکیان هم با تاکیدش بر خواست ملت و رفع تبعیضها، شاید ویرایش محسوب شود، اما از آن دست ویرایشهای ترسان و لرزانی که ممکن است چند ماه بعد، بدلایل مختلف، پشیمانی و نومیدی فزاید، بهبهای غرور و کرامت نفس و شجاعت از دسترفته! چنین مباد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 تجربۀ تاریخی ملت ایران و فرایند درکِ "زندگی آزاد دموکراتیک" و مطالبهگری وعدهها، میتوانست از همان زمستان ۵۷ آغاز شود، اما در بحبوحۀ انقلاب، جوگیری انقلابی و القاء "معنویت روحانی"، مخصوصا با آن لحنِ آرام و نگاه فروافتادۀ آیتالله، و انتخاب ساختارِ نامتعارف سخنرانیها و پسوپیش گفتنِ فعل و فاعل و مفعول، و تاکید بر مفاهیم دینی و آخرتگرایی و هقهقِ مخاطبان متأثر، و نیز خشونتِ بیدرنگ در حذفِ مخالفان و غلبۀ نگاه چپ و گفتمان رایج مارکسیستی، و نیز فروافتادنِ ناگزیر در ورطۀ جنگ و شهادتطلبی در راه دوگانۀ "وطن/ اسلام"، فضایی برای فکر کردن به مفاهیمِ سکولار و ژیگولی مثل "آزادی و دموکراسی و زندگی"، باقی نگذاشتهبود.
🍂 گذشت تا اینکه از دوم خرداد ۷۶، نخستین بارقههای این مفاهیم در عرصۀ اندیشۀ سیاسی ایران بطور جدیتر مطرح شد؛ بذری که در ۸۸ به نهالی نوپا تبدیل شد و هویتی مستقل یافت. از آن زمان، بهتدریج چشمها باز شد و مردم نسبت به حوادث و مواضعی که این نهال را تهدید میکرد، حساس شدند. از زمانی که خیابان ولیعصر پایتخت، از حد فاصل بهشتی تا پارکوی، یکطرفه شد، حتی حواسپرتترین چشمها و مغزها، متوجه شدند که حکومت، ابزار سرکوب و قدرتنمایی را از پستوها، به اصلیترین شاهراه تردد مردم منتقل کرده و واردِ فاز جدیدی شدهاست. پیش از آن، سرکوبها اگر پنهانتر و با لطایفالحیل قابل توجیه بود، از آن زمان دیگر پردهها برافتاد و خشونت و سیاست هراسافکنی و تهدید و دشمنانگاری مردمِ معترض، منتقدان و غیر خودیها، آشکار شد.
🍂 از آن زمان، مردم که جان و مال و اندک آزادیهای روزمره را در خطری جدی میدیدند، با اینکه روند آگاهیشان سرعت گرفتهبود، در لاک دفاعی فرو رفتند. از طرف دیگر، سیر نزولی اقتصاد و روند کاهشی ارزش پول و فشارهای مالی، این لاک دفاعی را تشدید کرد و شکلی ابتدایی از تلاش برای بقا، بهسرعت در روحیۀ مردم جا خوش کرد. تا اینکه جنبش مهسا و مبارزۀ زن زندگی آزادی، بویژه در اوج صد روزۀ نخست، نهیبی بود به این «ترسیدگی و دلمردگی و غریزۀ تنازع بقا».
🍂 خون جوانان بیگناه و مظلومیت دختران و زنان، دلها و مغزها را لرزاند و مثلِ از مرگبرگشتهای که به یکباره عاشق زندگی میشود، دوباره طعم امید به زندگی و آزادی را یادآوری کرد و نفرت از خشونتپیشگی و تبعیضهای مذهبی و جنسیتی را در دلها کاشت.
🍂 شاید قبل از آن هرچه دادخواهان پیشین فریاد میزدند به گوش عدهای، پیامهایی گنگ بود، اما از وقتی تصویر مهسا، نیکا، کیان و بچههای معصوم قربانی، در چشمخانۀ مردم نشست، کمکم آن خشونتها و فریبها و ستمهای پیشین هم مفهوم شد.
🍂 در تمام این سالها، حد فاصل میان دو نقطه، از حدود ۷۰ درصد "آری" به جمهوری اسلامی تا حدود ۷۰ درصد "نه" ، یک بازۀ خودآگاهی تدریجی بود که امروز عیانتر از هر زمان، زیبایی و غرور درونیاش را بهرخ میکشد. این فاصله از آن آری تا نه امروز، تجربهای سترگ بود برای فهمیدنِ اینکه عنوان "جمهوری اسلامی" عنوانی نامتوازن و نامناسب است برای حکومتی که مفاهیم «انسان، آزادی و جمهوریت» برایش بیمعناست یا در اولویت نیست.
🍂 امروز مردم معترض با همۀ تنوعشان، افتان و خیزان، بدنبال ویرایش این تیتر نامتوازناند. هر حرکت جمهوریخواهانه، زندگیجویانه و آزادیطلبانه، ذیل سیطرۀ این تیتر نامناسب، تهدید تلقی میشود، به سرگیجه میافتد یا سر از زندان درمیآورد! برای اینکه این محتوای مطلوب مردم، با تیتر و قانون فعلی سنخیت ندارد.
🍂 برای ویرایش این تیتر، غالب جامعه به بلوغی فکری رسیده که دیگر نه از گرسنگی و تهیدستی میترسد و نه از نیمچه زامبیهای طالبانی!
🍂 این جامعه با مواجهه با خشونت از همان ۸۸ تاکنون، و پاکبازی در قمار اقتصاد ویران دهههای اخیر و بازنگری در ماهیت اصلی بازیگردانانِ بمراتب هولناکتر از بازیگران کنونی، برای ویرایش این تیتر نامتوازن، محکم ایستاده و کوتاه نمیآید:
رفراندوم، تغییر قانون اساسی، ویرایش تیتر نامتوازن!
🍂 ناگفته پیداست که در جمعۀ پیش رو هم ترجیح، پیگیری همین مطالبات و تقویت "نه"ی پیشین است، اما پیشنهادم به دوستانی که بنا بر ملاحظات بقاء و اندک روزنهای برای تنفس، میخواهند به پزشکیان رأی دهند این است که پشت برگه، کلمۀ رفراندوم و تغییر قانون اساسی را هم بنگارند. شاید در صورت ثبت این خواسته، تاریخنگارانی سمج هم پیدا شوند که این آراء مشروط را در کنار تحریمکنندگان، در شمار تبدیل فرصتها در جهت ویرایش این تیتر نامتوازن ثبت کنند!
🍂 نام پزشکیان هم با تاکیدش بر خواست ملت و رفع تبعیضها، شاید ویرایش محسوب شود، اما از آن دست ویرایشهای ترسان و لرزانی که ممکن است چند ماه بعد، بدلایل مختلف، پشیمانی و نومیدی فزاید، بهبهای غرور و کرامت نفس و شجاعت از دسترفته! چنین مباد!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘عقرب جراره، مار غاشیه؛ آنجا، اینجا، همهجا
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 از جمله درسهای انتخابات اخیر این بود که سیاست ترساندن از هولناکترین گزینه هنوز کاراست و با اینکه بخش عمدۀ جامعه نسبت بدان هشیارند، گروه قابل توجهی هم هستند که ترس از عقرب جراره را امری واقعبینانه تفسیر کرده و بیتوجهی به آن را خلاف خرد میدانند.
🍂 کاربست این تکنیک ظاهرا واقعنگرانه در اقناع درصدی از تحریمکنندگان برای شرکت در دور دوم تاثیرگذار بود، البته بحوی ارگانیک توانست در مقابل حریف، نقشی دفعی ایفا کند. هرچند چنانکه در بسیاری از تحلیلها عنوان شده، بنظر میرسد همۀ اینها بازیگردانی کارگردان اعظم بود که در اقدامی همزمان، هم هواداران ولایتمآب را راضی نگاهداشت، هم شماری از تحریمکنندگان را وارد میدان کرد تا عرصه چندان هم خالی از "مردم" نباشد و همچنین با رأی نزدیک دو حریف، اعتماد به نفس دولت جدید هم در سطحی شکننده نگاه داشته شود تا هرجا که لازم بود بتوان از چماق حریف برای اسکات و تسلیم استفاده کرد. گو اینکه ایدۀ دولت ملی و تنوع سهمبران بیش از آنکه بخواهد در پی رفع تبعیضهای مذهبی و جنسیتی باشد، در پی اطمینانبخشیدن به هیأت حاکمه و بالا بردن دست تسلیم است که بله قربان پیام را گرفتیم، ید شما و اذناب عالی هرجا که اراده بفرمایید مبسوط خواهد بود.
🍂 با این همه، پزشکیان در همین یکسال پیشرو، ناچار است تکلیفش را با مسائل عمده و مطالبات مردمی و اوامر ولایی یکسره کند. از آنجا که شیب مواضع طرفین تند است و فاصلهها بسیار، او سرانجام مجبور خواهد شد سیاستهای تألیف قلوب این روزهایش را به شیوۀ اصلی بدل کند، یا تلاش کند حداقلهایی از مطالبات مردم را عملی سازد؛ که در صورت شکست، با توجه به تأکید مداوم بر صداقت و همراهی مردم، گزینهی استعفا محتمل خواهد بود. به هر حال باید به رئیسجمهور فرصت داد تا عملا دست به انتخاب زند.
🍂 و اما در این میان مطلوب هیأت حاکمه با همۀ پیچیدگیها و ابهامها چیست؟ طبعا اینکه با حفظ قدرت در همین سیستم ولایی و تمرکز ثروت در مجموعهی خود، اجازه ندهد رخنهای در محوریت قدرت رخ دهد و در ضمن با اعطای امتیازهایی قطرهچکانی، مردم را حتیالامکان راضی نگاهدارد تا بتواند با سهولت بیشتر طی طریق کند. بیشترین امید به این تحلیل است که با اندک بهبود وضع اقتصادی چه با مذاکره یا فرمان ایست موقت به مفسدان و دیگر طرق ممکن و نیز برخی آزادیهای محدود مدنی مثلا سهلگیری درباب حجاب (به معنای کمتر شدن آزارها و نه آزادی پوشش)، همراهی جامعه و مشروعیتی نسبی تضمین گردد.
🍂 در این میان از آنجا که انسان میراست، لازم است مسیر جانشینی هموار گردد و چالشهای پیرامون رهبری آینده به حداقل برسد و دستاندازها چنان نباشد که ماشین ولایت زمینگیر گردد. برای همین بار دیگر سیاست ترساندن از عقرب جراره پیش خواهد آمد.
🍂 چنانکه چندیست معرفی مرشد و مراد جریان آکادمی (فرهنگستان علوم اسلامی)، با محوریت سید منیرالدین حسینی هاشمی فقید و شاگرد خلفش محمدمهدی میرباقری در شطرنج مربوط به جانشینی در حال شکلگیریست برای ایجاد همان دو قطبی معروف!
🍂 یک طرف، جریان ولایتمداری که اصولا منطق ارسطویی و مبنای علوم را کشک فرض کرده و به جایش ولایت را نشانده و آنقدر در طالبانی کردن فرهنگ استاد است که زنان را خارج از خانه و زایشگاه برنمیتابد و در سیاست خارجی هم بر طبل جنگ میکوبد و آرزویش احیای اسلام ناب، برای مثال احیای بردهداری اسلامی و سیاستهایی از این دست است، طرف دیگر ولایتمداران معتدلتر از سنخ و تبار رهبر کنونی، و خب ناگفته پیداست که ما ملت شریف سربهزیر قانع ترسان، باز مار غاشیه را بر آن هیولای طالبانی ترجیح خواهیم داد.
🍂 با اینکه باید نسبت به این هیولای خفته حساس و هشیار بود، اما نباید بیجهت با بزرگ کردن موضوع به چنین جریانی هویت بخشید. قدرت گرفتن طالبانیسم در جامعهی کنونی ایران از منظر جامعه "نه ممکن است و نه مطلوب"هستهی سخت قدرت.
🍂 بنابراین چارۀ کار این است که مردم اعم از کسانی که در انتخابات اخیر در شمار تحریمکنندگان بودند و نیز امیدواران به اصلاحطلبی و پزشکیان، ایدههای کلان و چشماندازهای فردا را فراموش نکنند. آمار انتخابات اخیر، نشان داد که شمار انبوهی از جامعه فراتر از گفتمان کنونی اصلاحطلبی و اصولگرایی، بدنبال گشایش افقهای جدید در سیاستگذاریهای کلان آتیۀ کشور هستند.
با توجه به آمارها در خوشبینانهترین حالت هم، موافقان سیستم فعلی در اقلیت هستند و در مقابل، وجه اشتراک جامعه در اهداف تحولخواهانهای چون رفع استبداد ولایت فقیه، تغییر قانون اساسی و افق سکولار دموکراسی است (چه در قالب جمهوری و چه در قالب مشروطه و دیگر گفتمانها). و در صورت پیگیری این اهداف، نه تنها طلسم عقربهای جراره که جادوی همۀ مارهای غاشیۀ آتی هم در هم خواهد پیچید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | تاریخوتمدن
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 از جمله درسهای انتخابات اخیر این بود که سیاست ترساندن از هولناکترین گزینه هنوز کاراست و با اینکه بخش عمدۀ جامعه نسبت بدان هشیارند، گروه قابل توجهی هم هستند که ترس از عقرب جراره را امری واقعبینانه تفسیر کرده و بیتوجهی به آن را خلاف خرد میدانند.
🍂 کاربست این تکنیک ظاهرا واقعنگرانه در اقناع درصدی از تحریمکنندگان برای شرکت در دور دوم تاثیرگذار بود، البته بحوی ارگانیک توانست در مقابل حریف، نقشی دفعی ایفا کند. هرچند چنانکه در بسیاری از تحلیلها عنوان شده، بنظر میرسد همۀ اینها بازیگردانی کارگردان اعظم بود که در اقدامی همزمان، هم هواداران ولایتمآب را راضی نگاهداشت، هم شماری از تحریمکنندگان را وارد میدان کرد تا عرصه چندان هم خالی از "مردم" نباشد و همچنین با رأی نزدیک دو حریف، اعتماد به نفس دولت جدید هم در سطحی شکننده نگاه داشته شود تا هرجا که لازم بود بتوان از چماق حریف برای اسکات و تسلیم استفاده کرد. گو اینکه ایدۀ دولت ملی و تنوع سهمبران بیش از آنکه بخواهد در پی رفع تبعیضهای مذهبی و جنسیتی باشد، در پی اطمینانبخشیدن به هیأت حاکمه و بالا بردن دست تسلیم است که بله قربان پیام را گرفتیم، ید شما و اذناب عالی هرجا که اراده بفرمایید مبسوط خواهد بود.
🍂 با این همه، پزشکیان در همین یکسال پیشرو، ناچار است تکلیفش را با مسائل عمده و مطالبات مردمی و اوامر ولایی یکسره کند. از آنجا که شیب مواضع طرفین تند است و فاصلهها بسیار، او سرانجام مجبور خواهد شد سیاستهای تألیف قلوب این روزهایش را به شیوۀ اصلی بدل کند، یا تلاش کند حداقلهایی از مطالبات مردم را عملی سازد؛ که در صورت شکست، با توجه به تأکید مداوم بر صداقت و همراهی مردم، گزینهی استعفا محتمل خواهد بود. به هر حال باید به رئیسجمهور فرصت داد تا عملا دست به انتخاب زند.
🍂 و اما در این میان مطلوب هیأت حاکمه با همۀ پیچیدگیها و ابهامها چیست؟ طبعا اینکه با حفظ قدرت در همین سیستم ولایی و تمرکز ثروت در مجموعهی خود، اجازه ندهد رخنهای در محوریت قدرت رخ دهد و در ضمن با اعطای امتیازهایی قطرهچکانی، مردم را حتیالامکان راضی نگاهدارد تا بتواند با سهولت بیشتر طی طریق کند. بیشترین امید به این تحلیل است که با اندک بهبود وضع اقتصادی چه با مذاکره یا فرمان ایست موقت به مفسدان و دیگر طرق ممکن و نیز برخی آزادیهای محدود مدنی مثلا سهلگیری درباب حجاب (به معنای کمتر شدن آزارها و نه آزادی پوشش)، همراهی جامعه و مشروعیتی نسبی تضمین گردد.
🍂 در این میان از آنجا که انسان میراست، لازم است مسیر جانشینی هموار گردد و چالشهای پیرامون رهبری آینده به حداقل برسد و دستاندازها چنان نباشد که ماشین ولایت زمینگیر گردد. برای همین بار دیگر سیاست ترساندن از عقرب جراره پیش خواهد آمد.
🍂 چنانکه چندیست معرفی مرشد و مراد جریان آکادمی (فرهنگستان علوم اسلامی)، با محوریت سید منیرالدین حسینی هاشمی فقید و شاگرد خلفش محمدمهدی میرباقری در شطرنج مربوط به جانشینی در حال شکلگیریست برای ایجاد همان دو قطبی معروف!
🍂 یک طرف، جریان ولایتمداری که اصولا منطق ارسطویی و مبنای علوم را کشک فرض کرده و به جایش ولایت را نشانده و آنقدر در طالبانی کردن فرهنگ استاد است که زنان را خارج از خانه و زایشگاه برنمیتابد و در سیاست خارجی هم بر طبل جنگ میکوبد و آرزویش احیای اسلام ناب، برای مثال احیای بردهداری اسلامی و سیاستهایی از این دست است، طرف دیگر ولایتمداران معتدلتر از سنخ و تبار رهبر کنونی، و خب ناگفته پیداست که ما ملت شریف سربهزیر قانع ترسان، باز مار غاشیه را بر آن هیولای طالبانی ترجیح خواهیم داد.
🍂 با اینکه باید نسبت به این هیولای خفته حساس و هشیار بود، اما نباید بیجهت با بزرگ کردن موضوع به چنین جریانی هویت بخشید. قدرت گرفتن طالبانیسم در جامعهی کنونی ایران از منظر جامعه "نه ممکن است و نه مطلوب"هستهی سخت قدرت.
🍂 بنابراین چارۀ کار این است که مردم اعم از کسانی که در انتخابات اخیر در شمار تحریمکنندگان بودند و نیز امیدواران به اصلاحطلبی و پزشکیان، ایدههای کلان و چشماندازهای فردا را فراموش نکنند. آمار انتخابات اخیر، نشان داد که شمار انبوهی از جامعه فراتر از گفتمان کنونی اصلاحطلبی و اصولگرایی، بدنبال گشایش افقهای جدید در سیاستگذاریهای کلان آتیۀ کشور هستند.
با توجه به آمارها در خوشبینانهترین حالت هم، موافقان سیستم فعلی در اقلیت هستند و در مقابل، وجه اشتراک جامعه در اهداف تحولخواهانهای چون رفع استبداد ولایت فقیه، تغییر قانون اساسی و افق سکولار دموکراسی است (چه در قالب جمهوری و چه در قالب مشروطه و دیگر گفتمانها). و در صورت پیگیری این اهداف، نه تنها طلسم عقربهای جراره که جادوی همۀ مارهای غاشیۀ آتی هم در هم خواهد پیچید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | تاریخوتمدن
Telegram
نقدآگین
انقلاب ۵۷ در حوزۀ #زنان، سقوط به اعقابی بود که فلسطین و عراق و عربستان و... در المپیک هم موقعیتِ آزادتری را از ما تجربه میکنند. هرطور بنگریم، نوعی از کوریِ فجیع را در روشنفکران، نسبت به عقاید آخوندهای متحجر و نگاه حیوانانگارانهشان به زنان را میبینیم.…
📘دشمن درون خانه است، شکایت کجا بریم؟
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 بسیاری از حوزههای کنشگری مدنی در ایران، از جمله مسائل #زنان، بهمعنای دقیق کلمه "بیصاحب" است! وقتی قلم به دست میگیرید تا مطالبهای را تنظیم و پیگیری کنید، نمیدانید خطاب به چه کسی بنویسید!
🍂 تمام روز به ویدئوی فرار دو دخترک ترسان از دست مأموران گشت ارشاد و هجمهی وحشیانهی گروهی آنها نگاه میکنید (نگارنده حتیالامکان از تعابیر خشونتبار و ناسزاگونه پرهیز میکند، اما در اینجا هیچ واژهی جایگزینی به جای «هجمهی وحشیانه» برای توصیف رفتار مأموران زن نمییابد)؛ دلتان ریش میشود از بیپناهی این نوجوانان و با خود فکر میکنید، همین چند سال پیش که آنها در کودکستان و دبستان گرگم بههوا و قایمباشکبازی میکردند، هیچ تصور نمیکردند که بهزودی بهمحضِ پاگذاشتن به سنِ بلوغ، به جرمِ داشتن مو و بدنِ زنانه، باید از دستِ این زنانِ سیاهپوش فرار کنند و در تعقیب و گریز، هیچ جایی امنتر از تأسیسات برقِ کنارِ خیابان نیابند، و آخر سر هم کشانکشان و با بدنهای کبود و خراشیده، بازداشت شوند و در مقر پلیس، مثل مجرمها و تبهکاران از آنها عکس بگیرند و پیش از "ارشاد شدن"، انواعِ اهانت و تحقیر را تحمل کنند و با تن زخمی و روانی فرسوده، تعهد دهند که زینپس، زنانی در چارچوبِ قوانین درخشان حکومت اسلامی باشند!
❓از این ستم به کجا شکایت بریم؟
خطاب به رئيسجمهور بنويسيم که پیش از انتخاب وعده میدهد و «حفظ کرامت انسانی زنان» را جزو وظایف خود میشمرد و به گاه عمل یا دستکم عکسالعمل، چونان کارگزاری مخلص و مطيع، منتظر إذن و جواز مقامات میماند؟
خطاب به وزیر كشوری که معلوم نیست منصوب و مؤید از جانب کدام قدرت پنهان است و به چه کسی پاسخگوست؟
شكايت به كجا بريم؟!
🍂 ناامید از همهجا، این بار شکوائیه را از جانب زنان ایرانی و افغانستانی، خطاب به زنانِ جهان، بهویژه زنانِ مسلمانِ فلسطینی مینویسیم، صرفا جهت اطلاع و عرض تبریک از آنکه در چالشانگیزترین و سختترین موقعیتهای زندگیشان، در انسانبودن و زن بودن خود مردد و ترسان نبودهاند!
🍂 به جز دو ملت ایران و افغانستان که گرفتارِ رادیکالترین خوانش از دین و اسیر سیاستهای ولایی و داعشی هستند، دیگر زنان در جهان، گرچه گرفتار فقر، گرچه در اضطراب جنگ، گرچه اسیر مستبدان یا جنگطلبان، در این حداقلیترین حق و تفسیر وجودی از هستی زنانهی خویش لرزان نیستند!
🍂 در حالی که یک هفته است بهواسطهی ضعف جدیِ سیستم امنیتی، یک ایران در اضطراب پیامدهای ترورِ مبهم رهبر حماس به سر میبرد و خواب راحت از چشمان یک ملت ربوده شده، زن فلسطینی با پوششِ اختیاری، در مسابقات المپیک شرکت میکند و مدال کسب میکند؛ زن ایرانی پشتِ پست برق کنار خیابان سنگر میگیرد، میگرید، کتک میخورد و تعهد میدهد!
حکومت ترسان و مستأصلِ اسلامی؛ به این بازیِ سخیفِ ضد انسانی پایان دهید!
🍂 زنان جهان، ما زنان ایرانی و افغانستانی را بنگرید! گواه و نظارهگر این خشونتِ قرون وسطایی در سدهی بیست و یکم باشید!
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | تاریخ و تمدن
✍🏻 #نگار_ذیلابی
🍂 بسیاری از حوزههای کنشگری مدنی در ایران، از جمله مسائل #زنان، بهمعنای دقیق کلمه "بیصاحب" است! وقتی قلم به دست میگیرید تا مطالبهای را تنظیم و پیگیری کنید، نمیدانید خطاب به چه کسی بنویسید!
🍂 تمام روز به ویدئوی فرار دو دخترک ترسان از دست مأموران گشت ارشاد و هجمهی وحشیانهی گروهی آنها نگاه میکنید (نگارنده حتیالامکان از تعابیر خشونتبار و ناسزاگونه پرهیز میکند، اما در اینجا هیچ واژهی جایگزینی به جای «هجمهی وحشیانه» برای توصیف رفتار مأموران زن نمییابد)؛ دلتان ریش میشود از بیپناهی این نوجوانان و با خود فکر میکنید، همین چند سال پیش که آنها در کودکستان و دبستان گرگم بههوا و قایمباشکبازی میکردند، هیچ تصور نمیکردند که بهزودی بهمحضِ پاگذاشتن به سنِ بلوغ، به جرمِ داشتن مو و بدنِ زنانه، باید از دستِ این زنانِ سیاهپوش فرار کنند و در تعقیب و گریز، هیچ جایی امنتر از تأسیسات برقِ کنارِ خیابان نیابند، و آخر سر هم کشانکشان و با بدنهای کبود و خراشیده، بازداشت شوند و در مقر پلیس، مثل مجرمها و تبهکاران از آنها عکس بگیرند و پیش از "ارشاد شدن"، انواعِ اهانت و تحقیر را تحمل کنند و با تن زخمی و روانی فرسوده، تعهد دهند که زینپس، زنانی در چارچوبِ قوانین درخشان حکومت اسلامی باشند!
❓از این ستم به کجا شکایت بریم؟
خطاب به رئيسجمهور بنويسيم که پیش از انتخاب وعده میدهد و «حفظ کرامت انسانی زنان» را جزو وظایف خود میشمرد و به گاه عمل یا دستکم عکسالعمل، چونان کارگزاری مخلص و مطيع، منتظر إذن و جواز مقامات میماند؟
خطاب به وزیر كشوری که معلوم نیست منصوب و مؤید از جانب کدام قدرت پنهان است و به چه کسی پاسخگوست؟
شكايت به كجا بريم؟!
🍂 ناامید از همهجا، این بار شکوائیه را از جانب زنان ایرانی و افغانستانی، خطاب به زنانِ جهان، بهویژه زنانِ مسلمانِ فلسطینی مینویسیم، صرفا جهت اطلاع و عرض تبریک از آنکه در چالشانگیزترین و سختترین موقعیتهای زندگیشان، در انسانبودن و زن بودن خود مردد و ترسان نبودهاند!
🍂 به جز دو ملت ایران و افغانستان که گرفتارِ رادیکالترین خوانش از دین و اسیر سیاستهای ولایی و داعشی هستند، دیگر زنان در جهان، گرچه گرفتار فقر، گرچه در اضطراب جنگ، گرچه اسیر مستبدان یا جنگطلبان، در این حداقلیترین حق و تفسیر وجودی از هستی زنانهی خویش لرزان نیستند!
🍂 در حالی که یک هفته است بهواسطهی ضعف جدیِ سیستم امنیتی، یک ایران در اضطراب پیامدهای ترورِ مبهم رهبر حماس به سر میبرد و خواب راحت از چشمان یک ملت ربوده شده، زن فلسطینی با پوششِ اختیاری، در مسابقات المپیک شرکت میکند و مدال کسب میکند؛ زن ایرانی پشتِ پست برق کنار خیابان سنگر میگیرد، میگرید، کتک میخورد و تعهد میدهد!
حکومت ترسان و مستأصلِ اسلامی؛ به این بازیِ سخیفِ ضد انسانی پایان دهید!
🍂 زنان جهان، ما زنان ایرانی و افغانستانی را بنگرید! گواه و نظارهگر این خشونتِ قرون وسطایی در سدهی بیست و یکم باشید!
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | تاریخ و تمدن