Telegram
نقدآگین
📘آیا آنچه در طبس رخ داد «حادثه» بود؟
— تحلیلی از منظر «تفکر جمعیتی»
✍🏻 #هادی_صمدی
🍂 ابتدا به یک ویژگی اصلی حادثه اشاره کنیم: حادثه رویدادی «غیرقابل پیشبینی» است.
🍂 برای آنکه تحت تأثیر هیجانهای ناشی از این رویداد تلخ تحلیل را پیش نبریم، اجازه دهید با مثال «حوادث رانندگی» تحلیل را آغاز کنیم.
🍂 فرض کنید هر کدام از مهندسان و کارگران یک کارخانه مسئولانه وظیفهی خود را در تولید اتومبیل به انجام رساندهاند. اما چند ماه پس از تولید، اتومبیل ساختهشده تصادف میکند و کارشناس تصادفات نیز علت تصادف را نقص فنی تشخیص میدهد. آیا مهندسان و کارگران مسئول هستند؟ از منظر حقوقی خیر. به طور متعارف در این مورد از منظری «یکهنگارانه» و برای حل و فصل سریع حقوقی رویداد، مقصر رانندهای معرفی میشود که بدون توجه به نقص موجود در اتومبیل، و بدون آنکه معاینات فنی لازم را انجام داده باشد، وارد جاده شده است.
🍂 حالا فرض کنید اتومبیل یادشده از برندی است که مطابق آمار بیشترین تعداد تصادفات رانندگی منجر به مرگ را دارد. آیا اینبار نیز نظام حقوقی مجاز است همانند بار قبل عمل کند و راننده را مقصر بداند؟ اینبار پاسخ به روشنی قبل مثبت نیست. درست است که هر کدام از مهندسان و کارگران کارخانه مسئولانه وظیفهی محول به خود را انجام دادهاند اما از آنجا که آنچه در جادهها رخ میدهد «قابل پیشبینی» است دیگر نمیتوان آنها را "حادثه" خواند. اینبار اگر به واقع دستاندکاران در خط تولید وظیفهشناسانه وظیفهی محول به خود را به درستی انجام دادهاند، و مثلاً شخصیتی ضداجتماعی پیدا نشود که به قصد خرابکاری، دستکاری خاصی در برخی اتومبیلها انجام داده باشد، کارخانه به عنوان یک شخص حقوقی مسئول حوادث است.
🍂 در نظریهی تکامل، به این نحوهی تفکر، که مثلاً به کل جمعیت تصادفها نظاره میکند و نه به تک تک آنها، و بر اساس آمارها به عنوان شواهد معتبر تصمیمگیری میکند «تفکر جمعیتی» میگویند. نگاه تکاملی به ما آموزش میدهد منظر را از تکتک افراد برگیریم و به جمعیتها توجه کنیم. سیاستگذاری شواهدمحور باید این شواهد را جدی بگیرد. نظام حقوقی نیز باید از منظر فردنگر کنونی خارج شده و چنین موارد قابل پیشبینی را از منظر جمعیتی نظاره کند.
🍂 حالا بار دیگر به حادثهی تلخ طبس نگاه کنیم. از همین حالا میشنویم که عموماً توجه به پیدا کردن مقصرها در سطح فردی هستند. هرچند کار خوبی است اما نباید باعث شود ذهن ما از آمار منحرف شود. این کار قطعاً جلوی رویدادهای بعدی را نمیگیرد. همانطور که یافتن دقیق یک مقصر در یک حادثهی رانندگی، و مثلاً تشخیص اینکه راننده معاینههای فنی را در زمان مقرر انجام نداده است جلوی تصادفات بعدی سایر رانندهها با آن برند را نمیگیرد. یافتههای علوم شناختی یکی از مهمترین خطاهای ذهنی را آن میدانند که ذهن آدمی آمار را به خوبی درک نمیکند و برای درک آن نیاز به تأملهای سطح بالاتر داریم.
🍂 تعداد بسیار بالایِ حوادث حوزهی کارگری گواهی است بر مشکلات بنیادیتر در وضع قوانین برای امنیت کارگران. از منظر تفکر جمعیتی وزارتهای مربوطه و سایر نهادهای نظارتی، مسئول اصلی بالا بودن نرخ حوداث کارگری در کشوراند و باید قوانین امنیت کارگران را بازبینی اساسی کنند.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @evophilosophy
— تحلیلی از منظر «تفکر جمعیتی»
✍🏻 #هادی_صمدی
🍂 ابتدا به یک ویژگی اصلی حادثه اشاره کنیم: حادثه رویدادی «غیرقابل پیشبینی» است.
🍂 برای آنکه تحت تأثیر هیجانهای ناشی از این رویداد تلخ تحلیل را پیش نبریم، اجازه دهید با مثال «حوادث رانندگی» تحلیل را آغاز کنیم.
🍂 فرض کنید هر کدام از مهندسان و کارگران یک کارخانه مسئولانه وظیفهی خود را در تولید اتومبیل به انجام رساندهاند. اما چند ماه پس از تولید، اتومبیل ساختهشده تصادف میکند و کارشناس تصادفات نیز علت تصادف را نقص فنی تشخیص میدهد. آیا مهندسان و کارگران مسئول هستند؟ از منظر حقوقی خیر. به طور متعارف در این مورد از منظری «یکهنگارانه» و برای حل و فصل سریع حقوقی رویداد، مقصر رانندهای معرفی میشود که بدون توجه به نقص موجود در اتومبیل، و بدون آنکه معاینات فنی لازم را انجام داده باشد، وارد جاده شده است.
🍂 حالا فرض کنید اتومبیل یادشده از برندی است که مطابق آمار بیشترین تعداد تصادفات رانندگی منجر به مرگ را دارد. آیا اینبار نیز نظام حقوقی مجاز است همانند بار قبل عمل کند و راننده را مقصر بداند؟ اینبار پاسخ به روشنی قبل مثبت نیست. درست است که هر کدام از مهندسان و کارگران کارخانه مسئولانه وظیفهی محول به خود را انجام دادهاند اما از آنجا که آنچه در جادهها رخ میدهد «قابل پیشبینی» است دیگر نمیتوان آنها را "حادثه" خواند. اینبار اگر به واقع دستاندکاران در خط تولید وظیفهشناسانه وظیفهی محول به خود را به درستی انجام دادهاند، و مثلاً شخصیتی ضداجتماعی پیدا نشود که به قصد خرابکاری، دستکاری خاصی در برخی اتومبیلها انجام داده باشد، کارخانه به عنوان یک شخص حقوقی مسئول حوادث است.
🍂 در نظریهی تکامل، به این نحوهی تفکر، که مثلاً به کل جمعیت تصادفها نظاره میکند و نه به تک تک آنها، و بر اساس آمارها به عنوان شواهد معتبر تصمیمگیری میکند «تفکر جمعیتی» میگویند. نگاه تکاملی به ما آموزش میدهد منظر را از تکتک افراد برگیریم و به جمعیتها توجه کنیم. سیاستگذاری شواهدمحور باید این شواهد را جدی بگیرد. نظام حقوقی نیز باید از منظر فردنگر کنونی خارج شده و چنین موارد قابل پیشبینی را از منظر جمعیتی نظاره کند.
🍂 حالا بار دیگر به حادثهی تلخ طبس نگاه کنیم. از همین حالا میشنویم که عموماً توجه به پیدا کردن مقصرها در سطح فردی هستند. هرچند کار خوبی است اما نباید باعث شود ذهن ما از آمار منحرف شود. این کار قطعاً جلوی رویدادهای بعدی را نمیگیرد. همانطور که یافتن دقیق یک مقصر در یک حادثهی رانندگی، و مثلاً تشخیص اینکه راننده معاینههای فنی را در زمان مقرر انجام نداده است جلوی تصادفات بعدی سایر رانندهها با آن برند را نمیگیرد. یافتههای علوم شناختی یکی از مهمترین خطاهای ذهنی را آن میدانند که ذهن آدمی آمار را به خوبی درک نمیکند و برای درک آن نیاز به تأملهای سطح بالاتر داریم.
🍂 تعداد بسیار بالایِ حوادث حوزهی کارگری گواهی است بر مشکلات بنیادیتر در وضع قوانین برای امنیت کارگران. از منظر تفکر جمعیتی وزارتهای مربوطه و سایر نهادهای نظارتی، مسئول اصلی بالا بودن نرخ حوداث کارگری در کشوراند و باید قوانین امنیت کارگران را بازبینی اساسی کنند.
.
#حکومت_اسلامی #تفکر_انتقادی#کارگران #کارگران_معدن #حقوق_کارگر #تشکل_کارگری #سندیکا #وزارت_کار #ایمنی_کار #امنیت_شغلی #طبس #معدن_طبس #صدای_کارگر #معدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @evophilosophy
Telegram
نقدآگین
📘مرگ در معدن درد کدام جراحی است؟
✍🏻#رضا_امیدی
🍂 گفته میشود حادثۀ مرگبار دیروز در معدن طبس ۱۲امین حادثه در معادن ایران طی ۴ ماه اخیر است و طی این حوادث حدود ۶۴ نفر جان خود را از دست دادهاند. حادثۀ معدن یورت گلستان که در سال ۱۳۹۶ رخ داد بیش از ۴۰ کشته داشت، اما از آن حادثه چه درسهایی گرفته شد و تا چه اندازه صدای اعتراضی آن کارگران شنیده شد؟
🍂 رویکرد غالب در تحلیل مخاطرات کاری در ایران بیش از هر چیز بر «فردیدیدن» مخاطره مبتنی است. ازهمینرو، حتی در دستهبندی عوامل بروز حادثه برچسب «بیاحتیاطی» بیشترین میزان فراوانی را دارد. برای مثال، از مجموع حدود ۱۴۰۰ نفر مرگومیر حین کار و همین مقدار قطع عضو حین کار در سال، بیش از ۹۰ درصد موارد به بیاحتیاطی نسبت داده میشود. همین نرخ در حوادث رانندگی هم تکرار میشود. یا مسئلۀ بیکاری به «ضعف مهارتهای فردی» تقلیل میيابد. اساساً این «فرد» است که باید در مقابل مخاطرههای مداوم از خود مراقبت کند و گویی ساختارها و نهادها وظیفهای برعهده ندارند.
🍂 این نوع تحلیل مبتنی بر «انکار وضعیت» است؛ انکار عوامل ساختاری. زیرا تأکید بر این نوع عوامل، بیمسئولیتیها، رهاشدگیها، و ناکارآمدیها را آشکار میکند و «پاسخگویی» میطلبد. چیزی که ساختار از آن فراری است. اقتصاد سیاسی نهفته در مناسبات کاری ایران هم نقد استراتژی «انکار وضعیت» را دشوار میکند.
🍂 در حادثۀ شلاقخوردن کارگران معدن آققلا، در حادثۀ معدن یورت، و در بسیاری دیگر از موارد، پای نهادهایی در میان بود که اگر در وقوع حادثه بر «وضعیت و ابعاد ساختاری حادثه» تأکید میشد، مسئله ابعاد دیگری پیدا میکرد. خودِ این موضوع، سلطۀ موجود در روابط و محیط کار را تشدید میکند.
🍂 «موقتیسازی شغلی» هم از یکسو تشکلیابی نیروی کار را تضعیف کرده و از سوی دیگر شرایطی را بر کارگران تحمیل میکند که جرئت پیگیری سادهترین و بنیادینترین حقوقشان را از دست میدهند. در جریان حادثۀ معدن یورت در سال ۱۳۹۶، کارگران میگفتند
🍂 موقتیسازی شغلی، بیثباتکاری، تشکلزدایی از نیروی کار، امنیتیکردنِ تشکلیابی و ... جراحیهایی است که درد آن وضعیت امروز کارگران معدن و کارگران پروژهای و ... است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻#رضا_امیدی
🍂 گفته میشود حادثۀ مرگبار دیروز در معدن طبس ۱۲امین حادثه در معادن ایران طی ۴ ماه اخیر است و طی این حوادث حدود ۶۴ نفر جان خود را از دست دادهاند. حادثۀ معدن یورت گلستان که در سال ۱۳۹۶ رخ داد بیش از ۴۰ کشته داشت، اما از آن حادثه چه درسهایی گرفته شد و تا چه اندازه صدای اعتراضی آن کارگران شنیده شد؟
🍂 رویکرد غالب در تحلیل مخاطرات کاری در ایران بیش از هر چیز بر «فردیدیدن» مخاطره مبتنی است. ازهمینرو، حتی در دستهبندی عوامل بروز حادثه برچسب «بیاحتیاطی» بیشترین میزان فراوانی را دارد. برای مثال، از مجموع حدود ۱۴۰۰ نفر مرگومیر حین کار و همین مقدار قطع عضو حین کار در سال، بیش از ۹۰ درصد موارد به بیاحتیاطی نسبت داده میشود. همین نرخ در حوادث رانندگی هم تکرار میشود. یا مسئلۀ بیکاری به «ضعف مهارتهای فردی» تقلیل میيابد. اساساً این «فرد» است که باید در مقابل مخاطرههای مداوم از خود مراقبت کند و گویی ساختارها و نهادها وظیفهای برعهده ندارند.
🍂 این نوع تحلیل مبتنی بر «انکار وضعیت» است؛ انکار عوامل ساختاری. زیرا تأکید بر این نوع عوامل، بیمسئولیتیها، رهاشدگیها، و ناکارآمدیها را آشکار میکند و «پاسخگویی» میطلبد. چیزی که ساختار از آن فراری است. اقتصاد سیاسی نهفته در مناسبات کاری ایران هم نقد استراتژی «انکار وضعیت» را دشوار میکند.
🍂 در حادثۀ شلاقخوردن کارگران معدن آققلا، در حادثۀ معدن یورت، و در بسیاری دیگر از موارد، پای نهادهایی در میان بود که اگر در وقوع حادثه بر «وضعیت و ابعاد ساختاری حادثه» تأکید میشد، مسئله ابعاد دیگری پیدا میکرد. خودِ این موضوع، سلطۀ موجود در روابط و محیط کار را تشدید میکند.
🍂 «موقتیسازی شغلی» هم از یکسو تشکلیابی نیروی کار را تضعیف کرده و از سوی دیگر شرایطی را بر کارگران تحمیل میکند که جرئت پیگیری سادهترین و بنیادینترین حقوقشان را از دست میدهند. در جریان حادثۀ معدن یورت در سال ۱۳۹۶، کارگران میگفتند
«جرئت بیان واقعیتهای ایمنی معدن را به بازرسان نداشتیم، چون به اخراج از کار تهدید میشدیم».
🍂 موقتیسازی شغلی، بیثباتکاری، تشکلزدایی از نیروی کار، امنیتیکردنِ تشکلیابی و ... جراحیهایی است که درد آن وضعیت امروز کارگران معدن و کارگران پروژهای و ... است.
.
#حکومت_اسلامی#کارگران #کارگران_معدن #حقوق_کارگر #تشکل_کارگری #سندیکا #وزارت_کار #ایمنی_کار #امنیت_شغلی #صدای_کارگر #معدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 یکی از جوانان اعدامشدۀ #زن_زندگی_آزادی که نامش را به خاطر ندارم و نمیدانم کدامیکشان بود، از بس که اعدام کردند و بهکشتن دادند، که در روزهای جنبش وقتی عدهای از معترضان بزرگراه را مسدود کردهبودند و توی درگیری یک یا شاید دو بسیجی کشته شدهبود، جوانی که حرفش را میزنم از پاهای بسیجیِ کشتهشده گرفته و کشیدهبود کنارِ راه تا مگر رانندهای خواسته یا ناخواسته او را زیر نکند و از رویش رد نشود.
🍂 من ویدئوی این کار او را دیدهام، قاضی دادگاه هم دیدهبود و قبول داشت که متهم این کار را کرده، اما میگفت چرا آن بسیجیِ فلان و بهمان را با احترام کنار نکشیدی و شأنِ انسانی او را بهجا نیاوردی، و آن جوان که شأنِ انسانیِ یک غیرانسان قاتل را از نظر قاضی بهجا نیاوردهبود، اعدام شد.
🍂 وقتی بعد از انقلاب شأن زیروزبرشدۀ ایرانان را خواستند در شأنی نو بین مردم تقسیم کنند، حکومتیهایِ همیشهدزد به انبار زدند و همه را برای خودشان برداشتند، و از بس در شأنِ آن شأنِ غارتکرده نبودند، شأن به قامت کریهشان زار زد؛ همچنان که وقتی عدهای که میشود گفت سختترین کارِ دنیا را با دستمزدِ بسیار پایین در ناسالمترین محیط کاری دارند با اهمالکاری، با منفعتطلبی، با نادیدهگرفتنِ استانداردهای الزامیِ کار توسط نهادهای نظارتیِ ناسالمِ حکومتی، دستهدسته کشته میشوند، آنها، دزدانِ شأنِ انسان، هیچچیشان نمیشود و از ترسِ دوباره داغشدنِ جنبشِ اعتراضی، طبق معمول وعدۀ سرِ خرمن میدهند، که مسببان همچه وضعیتی بهسزای عملشان خواهند رسید! همچنان که بهسزای عمل رسیدنِ مسببانِ جنایات بیشمار قبلی را در خیال دیدیم.
✍🏻 #یوریک_کریم_مسیحی (عکاس، نویسنده و منتقد هنری)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 من ویدئوی این کار او را دیدهام، قاضی دادگاه هم دیدهبود و قبول داشت که متهم این کار را کرده، اما میگفت چرا آن بسیجیِ فلان و بهمان را با احترام کنار نکشیدی و شأنِ انسانی او را بهجا نیاوردی، و آن جوان که شأنِ انسانیِ یک غیرانسان قاتل را از نظر قاضی بهجا نیاوردهبود، اعدام شد.
🍂 وقتی بعد از انقلاب شأن زیروزبرشدۀ ایرانان را خواستند در شأنی نو بین مردم تقسیم کنند، حکومتیهایِ همیشهدزد به انبار زدند و همه را برای خودشان برداشتند، و از بس در شأنِ آن شأنِ غارتکرده نبودند، شأن به قامت کریهشان زار زد؛ همچنان که وقتی عدهای که میشود گفت سختترین کارِ دنیا را با دستمزدِ بسیار پایین در ناسالمترین محیط کاری دارند با اهمالکاری، با منفعتطلبی، با نادیدهگرفتنِ استانداردهای الزامیِ کار توسط نهادهای نظارتیِ ناسالمِ حکومتی، دستهدسته کشته میشوند، آنها، دزدانِ شأنِ انسان، هیچچیشان نمیشود و از ترسِ دوباره داغشدنِ جنبشِ اعتراضی، طبق معمول وعدۀ سرِ خرمن میدهند، که مسببان همچه وضعیتی بهسزای عملشان خواهند رسید! همچنان که بهسزای عمل رسیدنِ مسببانِ جنایات بیشمار قبلی را در خیال دیدیم.
✍🏻 #یوریک_کریم_مسیحی (عکاس، نویسنده و منتقد هنری)
.
#حکومت_اسلامی#کارگران #کارگران_معدن #حقوق_کارگر #تشکل_کارگری #سندیکا #وزارت_کار #ایمنی_کار #امنیت_شغلی #صدای_کارگر #سید_محمد_حسینی #محمد_مهدی_کرمی #معدن
➖➖➖
🌾@Naqdagin