مارسیلیوس پادووایی در گفتار اول کتابش، مدافع صلح (defensor pacis)، میگوید:
@morteza_news
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
من با همه آنچه ارسطو دربارهٔ سیاست گفته است کاملاً موافقم. تنها در یک مورد با او اختلاف دارم: ارسطو «بزرگترین شر» برای بشریت را نمیشناخت، زیرا در جهان پیشاوحیانی میزیست و این شر خاص جهان پساوحیانی است: آخوندسالاری و دعوی ولایت مطلقهٔ پاپ (plenitudo potestatis).
@morteza_news
.
#حکومت_اسلامی #داعش_شیعی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
عربستانی که در ظاهر خودشو مخالف حمله نشون میده، در جلسه خصوصی به مقامات آمریکا گفته اگه به ایران حمله نکنید باعث میشه ایران جسورتر و خطرناکتر از قبل بشه و تلویحا موافقت خودشو با حمله اعلام کرده. ۴منبع که توی اون جلسه حضور داشتن این خبر رو تایید کردن.
https://www.axios.com/2026/01/31/saudi-us-strike-iran-kbs-trump
پ.ن: این موضوع بشدت خبر مهمیه
از دستاوردهای رهبر فرزانه، حکیم و موقتِ انقلاب:
۱. مرگ بر شاه را به جاوید شاه بدل کرد.
۲. شدیدترین تحریمها را برای دهها میلیون ایرانی کسب کرد.
۳. ۲ جنگ و تعرض تحقیرآمیز خارجی را در زمان خود برای ایرانیان بدست آورد.
۴. کشورهای همسایه مسلمان را به چنان نفرتی از خود کشاند که عملا خواستار نابودیاش شوند.
۵. تمام چهرههای مورد اعتماد ملت را به زندان و حصر و تبعید یا ردصلاحیت مبتلا کرد.
۶. در ۲ روز حدود ۵۰ هزار ایرانی را قتلعام کرد.
۷. ارزش ریال را به مادونِ پشکل رساند.
۸. در قتلعام بزرگِ ملت سوریه مشارکت مستقیم کرد، اما همان سوریه را نیز از دست داد؛ در قتلِ عام غزه نیز با تدبیرهای فوقالعادهاش در حمایت کور از یک گروه بنیادگرا و تروریست، نقشی موثر ایفا کرد.
Forwarded from Nolan Writes
فکت نامحبوب ۱۷
رفتار معترضین همیشه واکنشی بوده نه کنشی. همیشه این رژیم بوده که کاری کرده و بعد ما در واکنش به اون قضیه حرکتی زدیم. هیچوقت کنشی از مردم مخالف وجود نداشته که رژیم مجبور بشه واکنش بده. این باعث میشه که ابتکار عمل دست رژیم باقی بمونه.
اگر مبارزه رو یه شطرنج بدونیم، اینکار مثل این میمونه که خودمون هربار به طرف مقابل بگیم «بفرما شما مهرهی سفید باش، شما اول حرکت کن».
توی فکتهای قبلی چندبار تاکید کردم که انقلاب علیه این رژیم، یه پروژه است و نه یه حادثه. بیاید ببینیم جنبشهای ۸ سال اخیر چیا بودن: دی ۹۶ رژیم دلار و تخممرغ رو گرون کرد، مردم بیرون اومدن. آبان ۹۸ رژیم بنزین رو گرون کرد، مردم بیرون اومدن. ۱۴۰۱ رژیم مهسا امینی رو کشت، مردم بیرون اومدن. ۱۴۰۴ هم رژیم دلار و تخممرغ رو گرون کرد و مردم بیرون اومدن. این الگو فقط دربارهی اعتراضات خیابانی نیست، رفتار عمومی مردم معترض توی سوشالمدیا هم عموما واکنشی هست و نه کنشی. معمولا این رژیمه که یه گندی میزنه یا کاری میکنه و بعد مردم بهش واکنش میدن. کمتر پیش میاد که وقتی خبری نیست و رژیم سوتی نداده، کنشی توسط مردم شروع بشه که گفتمان و اقداماتی بسازه و به رژیم ضربه بزنه.
مثلا چه کنشی؟ چرا همین الان یه صندوقی شکل نمیگیره که ایرانیای داخل و خارج با استفاده از کریپتوکارنسی توش پول جمع کنن و همون صندوق توسط افراد مورد اعتماد جریانهای مختلف صرف اقدامات مبارزاتی بشه؟ حتی ایرانیای داخل هم میتونن با کارمزد ۶ سنت، مبالغ کوچیک رو به ولت مربوطه بریزن (حتی یک دلار یا ده دلار) تا قطرهقطره جمع گردد وانگهی دریا شود. وقتی جمع شد خرج یه پروژهی مبارزاتی بشه. این پروژه میتونه حقوقی باشه، حمایتی باشه، تجهیزاتی باشه و .... . هر گروه و جریانی چنین صندوقی برای خودش و طرفداراش بسازه و خرج مسائلی که مهمتر میدونه بکنه.
یا غیر از این، همین الان کسی چرا ابتکار عملی پیشنهاد نمیده و اجرا نمیکنه که یواش یواش توی میدان به رژیم ضربه بزنه؟ مثلا به پایگاههای بسیج سلام برسونه.
این یعنی کنشگری. ولی ما توی ایران کنشگری نداریم. واکنشگری داریم. همیشه وامیستیم رژیم یه کاری بکنه و ما در واکنش به اون یه حرکتی بزنیم. و این مارو قابل پیشبینی میکنه و به اونها این امکان رو میده تا همیشه آماده باشن. بخاطر همینه که همیشه این رژیمه که بازی رو تعیین میکنه و میتونه مدیریتش کنه، نه ما.
پینوشت: کمپینهای معدودی حدود ۸-۱۰ سال پیش بودن که نمیخوام اسمشون رو بیارم تا بحث وارد حاشیه نشه. اونها کنشی بودن و گفتمانسازی هم کردن. ولی خب مدتهاست از این کنشگری فاصله گرفتیم و فقط واکنش میدیم.
رفتار معترضین همیشه واکنشی بوده نه کنشی. همیشه این رژیم بوده که کاری کرده و بعد ما در واکنش به اون قضیه حرکتی زدیم. هیچوقت کنشی از مردم مخالف وجود نداشته که رژیم مجبور بشه واکنش بده. این باعث میشه که ابتکار عمل دست رژیم باقی بمونه.
اگر مبارزه رو یه شطرنج بدونیم، اینکار مثل این میمونه که خودمون هربار به طرف مقابل بگیم «بفرما شما مهرهی سفید باش، شما اول حرکت کن».
توی فکتهای قبلی چندبار تاکید کردم که انقلاب علیه این رژیم، یه پروژه است و نه یه حادثه. بیاید ببینیم جنبشهای ۸ سال اخیر چیا بودن: دی ۹۶ رژیم دلار و تخممرغ رو گرون کرد، مردم بیرون اومدن. آبان ۹۸ رژیم بنزین رو گرون کرد، مردم بیرون اومدن. ۱۴۰۱ رژیم مهسا امینی رو کشت، مردم بیرون اومدن. ۱۴۰۴ هم رژیم دلار و تخممرغ رو گرون کرد و مردم بیرون اومدن. این الگو فقط دربارهی اعتراضات خیابانی نیست، رفتار عمومی مردم معترض توی سوشالمدیا هم عموما واکنشی هست و نه کنشی. معمولا این رژیمه که یه گندی میزنه یا کاری میکنه و بعد مردم بهش واکنش میدن. کمتر پیش میاد که وقتی خبری نیست و رژیم سوتی نداده، کنشی توسط مردم شروع بشه که گفتمان و اقداماتی بسازه و به رژیم ضربه بزنه.
مثلا چه کنشی؟ چرا همین الان یه صندوقی شکل نمیگیره که ایرانیای داخل و خارج با استفاده از کریپتوکارنسی توش پول جمع کنن و همون صندوق توسط افراد مورد اعتماد جریانهای مختلف صرف اقدامات مبارزاتی بشه؟ حتی ایرانیای داخل هم میتونن با کارمزد ۶ سنت، مبالغ کوچیک رو به ولت مربوطه بریزن (حتی یک دلار یا ده دلار) تا قطرهقطره جمع گردد وانگهی دریا شود. وقتی جمع شد خرج یه پروژهی مبارزاتی بشه. این پروژه میتونه حقوقی باشه، حمایتی باشه، تجهیزاتی باشه و .... . هر گروه و جریانی چنین صندوقی برای خودش و طرفداراش بسازه و خرج مسائلی که مهمتر میدونه بکنه.
یا غیر از این، همین الان کسی چرا ابتکار عملی پیشنهاد نمیده و اجرا نمیکنه که یواش یواش توی میدان به رژیم ضربه بزنه؟ مثلا به پایگاههای بسیج سلام برسونه.
این یعنی کنشگری. ولی ما توی ایران کنشگری نداریم. واکنشگری داریم. همیشه وامیستیم رژیم یه کاری بکنه و ما در واکنش به اون یه حرکتی بزنیم. و این مارو قابل پیشبینی میکنه و به اونها این امکان رو میده تا همیشه آماده باشن. بخاطر همینه که همیشه این رژیمه که بازی رو تعیین میکنه و میتونه مدیریتش کنه، نه ما.
پینوشت: کمپینهای معدودی حدود ۸-۱۰ سال پیش بودن که نمیخوام اسمشون رو بیارم تا بحث وارد حاشیه نشه. اونها کنشی بودن و گفتمانسازی هم کردن. ولی خب مدتهاست از این کنشگری فاصله گرفتیم و فقط واکنش میدیم.
بیانیهی میر حسین موسوی،
نه فقط دیرهنگام، بلکه سیاسی و اخلاقیِ بیاعتبار است؛ سه هفته پس از کشتهشدن دهها هزار نفر، گفتنِ «بازی به پایان رسید» دیگر اعلان نیست، گزارشِ پسافاجعه است.
در برههای که جامعه از مرحلهٔ اعتراض عبور کرده و وارد فاز قتلعام عریان شده، بازگشت به رفراندوم، گذار مسالمتآمیز و نصیحت قاتلان به زمینگذاشتن تفنگ، توهین مستقیم به واقعیت خون است.
این متن نه هزینهای میدهد، نه خطری میکند، نه مسئولیتی میپذیرد؛ صرفاً میکوشد صاحبِ آخرین ژست اخلاقی باشد، آنهم وقتی که اخلاقِ بیقدرت دیگر کار نمیکند.
موسوی اینجا نه در جایگاه رهبر جنبش سبز است، نه حتی کنشگر، بلکه تماشاگرِ متأخرِ فاجعه؛ کسی که هنگام کشتار سکوت کرد و وقتی دیگر کاری از دست کسی برنمیآید، زبان گشود.
این بیانیه نه پایان بازی را رقم میزند و نه افقی میسازد؛ فقط شکاف عمیق میان نسل امروز و سیاستمداری را عریان میکند که هنوز خیال میکند میتوان با ادبیات دهههای گذشته، از دل یک قتلعام عبور کرد.
✍🏻 #بهار_اخوان
@baharakhavan_makatebsiasi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نه فقط دیرهنگام، بلکه سیاسی و اخلاقیِ بیاعتبار است؛ سه هفته پس از کشتهشدن دهها هزار نفر، گفتنِ «بازی به پایان رسید» دیگر اعلان نیست، گزارشِ پسافاجعه است.
در برههای که جامعه از مرحلهٔ اعتراض عبور کرده و وارد فاز قتلعام عریان شده، بازگشت به رفراندوم، گذار مسالمتآمیز و نصیحت قاتلان به زمینگذاشتن تفنگ، توهین مستقیم به واقعیت خون است.
این متن نه هزینهای میدهد، نه خطری میکند، نه مسئولیتی میپذیرد؛ صرفاً میکوشد صاحبِ آخرین ژست اخلاقی باشد، آنهم وقتی که اخلاقِ بیقدرت دیگر کار نمیکند.
موسوی اینجا نه در جایگاه رهبر جنبش سبز است، نه حتی کنشگر، بلکه تماشاگرِ متأخرِ فاجعه؛ کسی که هنگام کشتار سکوت کرد و وقتی دیگر کاری از دست کسی برنمیآید، زبان گشود.
این بیانیه نه پایان بازی را رقم میزند و نه افقی میسازد؛ فقط شکاف عمیق میان نسل امروز و سیاستمداری را عریان میکند که هنوز خیال میکند میتوان با ادبیات دهههای گذشته، از دل یک قتلعام عبور کرد.
✍🏻 #بهار_اخوان
@baharakhavan_makatebsiasi
.
#استمرارطالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🌡 حرارت جنگی در خاورمیانه رو باید از پیشونی اسراییل اندازه گرفت، و پیشونی اسراییل نشون نمیده منتظر یک جنگ تمام عیار یا طولانی هستند. البته من اطلاعات نظامی که بقیه ندارند ندارم، و فقط از روی وایبی که از اسراییلیها میگیرم این رو میگم.
🛡 موقعیت بسیار شبیه 2018 است که بشار اسد در شهر دوما از سلاح شیمیایی استفاده کرد و معارضان یک روز بعدش شهر رو واگذار کردند (و اونجا هم حکومت میگفت تروریستها خودشون به خودشون شیمیایی زدند تا ما را بدنام کنند! سپس فرداش پس گرفتن شهر رو جشن گرفتند، و طرفدارانشون نپرسیدند اگه ما نزدیم چرا شهر رو پس دادند؟)، و آمریکا بعد از کلی استخاره یک حمله محدود به پایگاههای سوریه انجام داد، تا از هنجار بینالمللی عدم استفاده از سلاح شیمیایی دفاع کنه.
🥀 مردم سوریه منتظر واکنشی بودند که متناسب با سلاخی کودکان باشه (کسانی که اون صحنهها رو دیدند دیگه به آدمی که قبلش بودند برنگشتند)، اما اصابت چند موشک کروز به پایگاههایی در وسط بیابان، چیزی نبود که میخواستند. خاورمیانه سرزمین چشم در برابر چشمه، و تا وقتی خون به جای خون نریزه، مردم هر دستاورد دیگهای رو پوچ تلقی میکنند.
🤝 واکنش آمریکا البته موثر بود، و هر دو طرف دیگری رو متقاعد شده فرض کرد. حکومت اسد مدعی بود واکنش شل آمریکا تروریستها رو متقاعد کرده که «کشتن بچههای خود» در جهت بدنام کردن حکومت بیفایدهست، و مخالفان حکومت هم نتیجه گرفتند انتقام چیزی که کف خیابان میبینند، توسط کسی از بیرون گرفته نمیشه.
🎯 در ایران و این زمان خاص هم به نظر میرسه عملیات مشابهی انجام بشه. یعنی اصابت کروز به چند ساختمان و ترور چند نظامی که عامل سرکوب معرفی میشن، که ممکنه لوکیشن بعضی ازونها رو حتی خود حکومت در اختیار آمریکا قرار بده. از بزدلهایی که فقط در تیراندازی به دختر و پسرهای هفده ساله شهامت دارند، و آدمکشهای خودشون رو هم سگهای یکبار مصرف در نظر میگیرند، این جور تبادل اطلاعات، که اسمش رو میذارن «تدبیر» دور از ذهن نیست.
🐮 اوباش شیعه دوباره جشن پیروزی میگیرند که ناوها آمدند اما گوساله طلاییشون هنوز در عمق زمین زندهست و صدا ازش درمیاد، و دولت ترامپ هم با دستی پر که «نذاشتم کشتار معترضان بی واکنش بمونه» ملوانها رو برمیگردونه به سندیگو. و مردم ایران میمانند با هشتگهای نه به اعدام!
🖇 توی فضای بعد از حمله شیمیایی دوما میشه دنبال الگوهایی برای ایران گشت، ولی تفاوتهایی وجود داره و شباهتهایی. دو تفاوت بزرگ این بود که ترکیه خودش رو صاحب واقعی سوریه میدونست، و برای به چنگ آوردنش هر کثافتکاری که به ذهنش رسید و از دستش برمیاومد انجام داد. و دوم اینکه روسیه خودش رو مهمان موقت میدید برای تأمین امنیت بندری که در اختیار داشت. انقدر فقط همین بندر براش اهمیت داشت که وقتی مخالفان تضمین دادند که میتونه نگهش داره، رویکردش نسبت به اونها رو تغییر داد.
🌍 هر دو اینها در ایران متفاوتند. هیچ کشوری نیست که بخواد ایران رو به چنگ بیاره، مخصوصا کشوری که عضو ناتو باشه. و روسیه خودش رو مهمان موقت در ایران نمیبینه، بلکه جزیی از داراییهاش میبینه.
🏚 و اما شباهتها در اینه که هم حکومت و هم مردم سوریه خودشون رو باختند. گاهی اتفاقات طوری رخ میدن که همه بانگ پیروزی سر میدن، ولی میرن خونه و گریه میکنند. از اون سال اعتماد به نفس نیروهای اسد به شدت افت کرد، با اینکه ماشین جنایت متوقف نشد، و فجایع خیلی بدتری هم مرتکب شدند. مردم هم در اقیانوسی از یأس و ناامیدی فرو رفتند.
🕰 میتونم بگم اون سال هیچکس در سوریه باور نمیکرد که شش سال بعد اسد فرار کرده باشه به مسکو. همچنین اصلا نمیشد تشخیص داد کدوم یکی از نیروهای معارض میتونند به بقیه غلبه کنند. همچنان کلی دعوا و تخطئه بین گروهها وجود داشت. در واقع اون سال سالی بود که جولانی از القاعده فاصله گرفت، و نظر خیلیها این بود که با این کار به بازیگر ضعیفتری تبدیل شد.
🌀 هر کشور داستان خودش رو داره و قرار نیست الگوها کپی پیست بشن. اما مهم اینه که به اخبار روز وقعی نهاده نشه. جمهوری اسلامی داره برای خودش خبرخوبسازی میکنه. حتی در اقتصاد (یه عده تونستن سرشون رو شیره بمالند که وارد کردن شوک قیمتی به مردم و رهاکردن قیمتها، زایمانیه که تنها نقطه ضعفشون که کمبود منابع است رو فیکس میکنه، و میتونند ازون به بعد با خیال راحتتری به جلو حرکت کنند).
🛤 اما اون زیر هیچخبری نیست، و روند درازمدت راه خودش رو میره. راهی که در اون همهچیز مختله و هیچچیز به سرانجامی نمیرسه. یک بخش مهم از تفرعن، اینه که فراعنه فکر میکنند میدونند بدترین چیزی که ممکنه براشون پیش بیاد چیه، و سپس برمبنای این پیشبینی برنامهریزی میکنند. اما دنیا طوری کار میکنه که هیچکس نتونه از قبل بدونه بدترین چیزی که ممکنه سرش بیاد چیه.
✍🏻 #اریک
@anarchonomy
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🛡 موقعیت بسیار شبیه 2018 است که بشار اسد در شهر دوما از سلاح شیمیایی استفاده کرد و معارضان یک روز بعدش شهر رو واگذار کردند (و اونجا هم حکومت میگفت تروریستها خودشون به خودشون شیمیایی زدند تا ما را بدنام کنند! سپس فرداش پس گرفتن شهر رو جشن گرفتند، و طرفدارانشون نپرسیدند اگه ما نزدیم چرا شهر رو پس دادند؟)، و آمریکا بعد از کلی استخاره یک حمله محدود به پایگاههای سوریه انجام داد، تا از هنجار بینالمللی عدم استفاده از سلاح شیمیایی دفاع کنه.
🥀 مردم سوریه منتظر واکنشی بودند که متناسب با سلاخی کودکان باشه (کسانی که اون صحنهها رو دیدند دیگه به آدمی که قبلش بودند برنگشتند)، اما اصابت چند موشک کروز به پایگاههایی در وسط بیابان، چیزی نبود که میخواستند. خاورمیانه سرزمین چشم در برابر چشمه، و تا وقتی خون به جای خون نریزه، مردم هر دستاورد دیگهای رو پوچ تلقی میکنند.
🤝 واکنش آمریکا البته موثر بود، و هر دو طرف دیگری رو متقاعد شده فرض کرد. حکومت اسد مدعی بود واکنش شل آمریکا تروریستها رو متقاعد کرده که «کشتن بچههای خود» در جهت بدنام کردن حکومت بیفایدهست، و مخالفان حکومت هم نتیجه گرفتند انتقام چیزی که کف خیابان میبینند، توسط کسی از بیرون گرفته نمیشه.
🎯 در ایران و این زمان خاص هم به نظر میرسه عملیات مشابهی انجام بشه. یعنی اصابت کروز به چند ساختمان و ترور چند نظامی که عامل سرکوب معرفی میشن، که ممکنه لوکیشن بعضی ازونها رو حتی خود حکومت در اختیار آمریکا قرار بده. از بزدلهایی که فقط در تیراندازی به دختر و پسرهای هفده ساله شهامت دارند، و آدمکشهای خودشون رو هم سگهای یکبار مصرف در نظر میگیرند، این جور تبادل اطلاعات، که اسمش رو میذارن «تدبیر» دور از ذهن نیست.
🐮 اوباش شیعه دوباره جشن پیروزی میگیرند که ناوها آمدند اما گوساله طلاییشون هنوز در عمق زمین زندهست و صدا ازش درمیاد، و دولت ترامپ هم با دستی پر که «نذاشتم کشتار معترضان بی واکنش بمونه» ملوانها رو برمیگردونه به سندیگو. و مردم ایران میمانند با هشتگهای نه به اعدام!
🖇 توی فضای بعد از حمله شیمیایی دوما میشه دنبال الگوهایی برای ایران گشت، ولی تفاوتهایی وجود داره و شباهتهایی. دو تفاوت بزرگ این بود که ترکیه خودش رو صاحب واقعی سوریه میدونست، و برای به چنگ آوردنش هر کثافتکاری که به ذهنش رسید و از دستش برمیاومد انجام داد. و دوم اینکه روسیه خودش رو مهمان موقت میدید برای تأمین امنیت بندری که در اختیار داشت. انقدر فقط همین بندر براش اهمیت داشت که وقتی مخالفان تضمین دادند که میتونه نگهش داره، رویکردش نسبت به اونها رو تغییر داد.
🌍 هر دو اینها در ایران متفاوتند. هیچ کشوری نیست که بخواد ایران رو به چنگ بیاره، مخصوصا کشوری که عضو ناتو باشه. و روسیه خودش رو مهمان موقت در ایران نمیبینه، بلکه جزیی از داراییهاش میبینه.
🏚 و اما شباهتها در اینه که هم حکومت و هم مردم سوریه خودشون رو باختند. گاهی اتفاقات طوری رخ میدن که همه بانگ پیروزی سر میدن، ولی میرن خونه و گریه میکنند. از اون سال اعتماد به نفس نیروهای اسد به شدت افت کرد، با اینکه ماشین جنایت متوقف نشد، و فجایع خیلی بدتری هم مرتکب شدند. مردم هم در اقیانوسی از یأس و ناامیدی فرو رفتند.
🕰 میتونم بگم اون سال هیچکس در سوریه باور نمیکرد که شش سال بعد اسد فرار کرده باشه به مسکو. همچنین اصلا نمیشد تشخیص داد کدوم یکی از نیروهای معارض میتونند به بقیه غلبه کنند. همچنان کلی دعوا و تخطئه بین گروهها وجود داشت. در واقع اون سال سالی بود که جولانی از القاعده فاصله گرفت، و نظر خیلیها این بود که با این کار به بازیگر ضعیفتری تبدیل شد.
🌀 هر کشور داستان خودش رو داره و قرار نیست الگوها کپی پیست بشن. اما مهم اینه که به اخبار روز وقعی نهاده نشه. جمهوری اسلامی داره برای خودش خبرخوبسازی میکنه. حتی در اقتصاد (یه عده تونستن سرشون رو شیره بمالند که وارد کردن شوک قیمتی به مردم و رهاکردن قیمتها، زایمانیه که تنها نقطه ضعفشون که کمبود منابع است رو فیکس میکنه، و میتونند ازون به بعد با خیال راحتتری به جلو حرکت کنند).
🛤 اما اون زیر هیچخبری نیست، و روند درازمدت راه خودش رو میره. راهی که در اون همهچیز مختله و هیچچیز به سرانجامی نمیرسه. یک بخش مهم از تفرعن، اینه که فراعنه فکر میکنند میدونند بدترین چیزی که ممکنه براشون پیش بیاد چیه، و سپس برمبنای این پیشبینی برنامهریزی میکنند. اما دنیا طوری کار میکنه که هیچکس نتونه از قبل بدونه بدترین چیزی که ممکنه سرش بیاد چیه.
✍🏻 #اریک
@anarchonomy
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
— فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷)
(۱)
🔻کپشنِ ویدیوی اخالوحید:
این قسمت پاسخیست به «شبهه» ر مورد جنگها در عهد عتیق و کشتن کودکان. کسانی که این تصور غلط را مطرح میکنند، آن را در پسزمینهی مناسب خود ارائه نمیدهند؛ بلکه آیهای را از اینجا یا آنجا استخراج میکنند و آن را به صورت جداگانه استفاده میکنند، بدون اینکه متن کامل آن را در مورد همان موضوع یا در روح وسیعتر کتاب مقدس در نظر بگیرند. بنابراین، در این قسمت ما را دنبال کنید و برای ما دعا کنید.
🔸این برنامه از #اخ_الوحید، مبلغ مسیحی و منتقد چیرهدستِ نصوصِ اسلامی، وجه جالبی از «سندروم نابیناییِ گزینشی» در ویروسِ ادیان را آشکار میکند. مؤمنانی که در نقدِ ادیانِ رقیب بدل به محققانی موشکاف، خردگرا و چیرهدست میشوند، وقتی نوبت به آیین خود یا بستری که دینشان بر پایهی تصدیقِ آن مشروعیت یافته میرسد، ناگهان سلاحِ نقد را زمین گذاشته و بدل به متکلمان مالهکش و توجیه گرانی بی خردِ انتقادی میشوند.
🔻پیشتر در نقدآگین، خلاصهای برخی از برنامههای او را ارائه کردهبودیم:
🔻خلاصۀ برنامههای اخالوحید
📻 قرآن: اقتباسی از متون کهن یا ترجمهای به عربی؟
📻 تحلیلِ سلیمان و اجنه! و منابعش
📻 قصۀ تخیلیِ هدهد و ملکۀ سباء
📻 پاسخ مورچۀ سخنور(!) به تحدی مولفان قرآن!
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
🔸او که با وسواسی تحسینبرانگیز، تناقضاتِ تاریخی و اخلاقیِ متون اسلامی را کالبدشکافی میکند، هنگامی که با «حمّام خونِ» عهد عتیق و دستورِ سلاخیِ نوزادانِ مدیانی مواجه میشود، بهجای پذیرشِ خویِ قبیلهایِ متن، به «ژیمناستیکِ کلامی» روی میآورد. او تلاش میکند با مفاهیمی چون «پیمانهی گناه» یا «عدالت الهی»، امرِ غیرانسانی را انسانی جلوه دهد؛ گویی خشونت اگر با امضای «یهوه» باشد، نهتنها جنایت نیست، بلکه مرهمی است بر زخمِ عدالت!
🔸در واقع، وحید در این برنامه گرفتار همان بنبستی میشود که همهی خداباورانِ جزماندیش با آن دستبهگریبانند: «اخلاقِ ابزاری». او کشتارِ غیرنظامیان در متون رقیب را «بربریت» مینامد، اما همان کنش را در کتاب مقدس به «جراحیِ معنوی برای نجات بشریت» تعبیر میکند. این پارادوکس، نشاندهندهی آن است که در جهانبینیِ دینی، «حقیقت» نه یک ارزشِ فرافردی، بلکه ابزاری در خدمتِ بنیادگراییِ هویتی است.
🔸او با توسل به استدلالهای سستی نظیر «فرستادن کودکان به ملکوت»، عملاً به یک «نسلکشیِ رمانتیک» تن میدهد. از منظرِ یک ناظرِ بیطرف، این نمایش ثابت میکند که مبلغانِ دینی تنها زمانی از «عقلانیت» دم میزنند که بخواهند رقیب را از میدان بهدر کنند؛ اما وقتی پایِ «خدایِ خودی» به میان میآید، عقل را در قربانگاهِ ایمان سر میبرند تا مبادا ساختارِ لرزانِ باورهایشان فرو بریزد. او در نقدِ اسلام، یک «سقراطِ» پرسشگر است، اما در دفاع از خشونتِ عهد عتیق، به یک «سربازِ» گوشبهفرمان بدل میشود که وظیفهاش تزیینِ چهرۀ کریهِ جنگهای آیینی با واژگانِ لاهوتی است.
🔸اخالوحید در این برنامه میکوشد تا بهزعم خود، پاسخی جامع به شبهه خشونت در عهد قدیم و دستور قتل کودکان مدیانی در کتاب مقدس است. در ادامه، تمامی نکات مطرح شده در این ویدیو به صورت دستهبندی شده ارائه میشود، سپس به نقد دقیق این دست توجیهات میپردازیم:
۱. مبنای الهیاتی مجازات: گناه، نه هویت
🔸مجری برنامه تأکید میکند که در کل کتاب مقدس (از تکوین تا رؤیا)، هیچ مجازاتی بر اساس «هویت دینی» یا نژادی صورت نگرفته است. تنها دلیل مجازات، گناه است.
* قاعده اصلی: بر اساس رومیان ۶:۲۳، «مزد گناه مرگ است». گناه نزد خدا شوخیبردار نیست و ثمره آن نابودی است.
* فرصت توبه: خدا هرگز ناگهانی مجازات نمیکند. برای مثال، او به مردم کنعان ۴۰۰ سال فرصت توبه داد. اگر ملتی توبه کند (مانند نینوا در زمان یونس نبی)، خدا از مجازات صرفنظر میکند، اما اگر پیمانه گناه پر شود، قضاوت الهی قطعی است.
۲. روشهای اجرای مجازات الهی
🔻خداوند برای تادیب یا مجازات ملتها از سه ابزار استفاده میکند:
* بلایای طبیعی: مانند طوفان نوح یا نابودی سدوم و عموره به دلیل فساد اخلاقی شدید.
* اوبئه (بیماریهای واگیردار): که بارها برای تنبیه خودِ بنیاسرائیل به کار گرفته شد.
* جنگها: استفاده از یک ملت برای تنبیه ملتی دیگر که پیمانه گناهشان پر شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
— فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷)
(۲)
۳. بررسی موردی: جنگ با مدیانیان (اعداد ۳۱)
🔻این بخش اصلی شبهه است که چرا دستور قتل کودکان و زنان داده شد. مجری معتقد است برای فهم این موضوع نباید از انتهای داستان شروع کرد، بلکه باید پیشزمینه را دانست:
* توطئه بلعام: مدیانیان و موآبیان با هم متحد شدند تا اسرائیل را شکست دهند. وقتی بلعام نتوانست آنها را نفرین کند، نقشهای مکارانه کشید: فرستادن زنان برای وسوسه جنسی مردان اسرائیل و کشاندن آنها به بتپرستی (بعل فغور).
* نکاح متعه در عهد قدیم: مجری این رفتار بنیاسرائیل را به «نکاح متعه» تشبیه میکند و میگوید این فساد جنسی باعث شد خشم خدا ابتدا بر خودِ بنیاسرائیل نازل شود.
* اولین قربانی، خودِ اسرائیل بود: پیش از آنکه جنگی با مدیان رخ دهد، خدا ۲۴,۰۰۰ نفر از بنیاسرائیل را بهخاطر این گناه با طاعون کشت و دستور داد رؤسای خاطی اسرائیل در برابر آفتاب آویزان شوند.
* چرا کودکان ذکر و زنان غیرباکره؟
۱) زنان: زنانی که کشته شدند، همانهایی بودند که در توطئه وسوسه مردان اسرائیل و نابودی معنوی آنها نقش داشتند.
۲. کودکان پسر: در فقه یهودی و بستر تاریخی آن زمان، این کودکان حامل هویت مدیانی و روحیه انتقامجویی بودند که میتوانستند دوباره همان بستر فساد و بتپرستی را زنده کنند[!]
.
3. باکرهها: دخترانی که ازدواج نکرده بودند چون در آن توطئه جنسی شرکت نداشتند، بر اساس عدالت الهی (!) زنده نگاه داشته شدند تا در جامعه اسرائیل ادغام (!) شوند.
۴. مقایسه با اسلام و نقد نكاح متعه
مجری با نقد تند به متون اسلامی (صحیح مسلم)، ادعا میکند که در حالی که خدا در کتاب مقدس بنیاسرائیل را به خاطر روابط خارج از ازدواج (متعه) به سختی مجازات کرد، پیامبر اسلام این عمل را حلال کرد. او میپرسد:
«یک مورد نشان دهید که اللهِ قرآن، مسلمانان را به خاطر گناهی که انجام دادند (نه به خاطر هویتشان) مجازات کرده باشد؟» در حالی که ۸۵٪ مجازاتهای کتاب مقدس مربوط به خودِ بنیاسرائیل است.
[در کتاب صحیح مسلم (از معتبرترین منابع اهل سنت)، در باب «نکاح المتعه»، احادیث متعددی وجود دارد که نشان میدهد این عمل در مقاطعی از صدر اسلام مجاز بوده است.
• حدیث سَبْرَة الجُهَنی: او میگوید در سال فتح مکه، پیامبر اجازه متعه را برای سه روز (!) صادر کرد، اما سپس گفت:
«ای مردم، من به شما اجازه استمتاع از زنان را داده بودم، اما اکنون خداوند آن را تا روز قیامت حرام کرده است.» (صحیح مسلم، حدیث ۱۴۰۶).
• روایت جابر بن عبدالله انصاری: او میگوید:
«ما در زمان رسول خدا و ابوبکر، در قبال یک مشت خرما یا آرد (!) متعه میکردیم، تا اینکه عمر (در اواخر خلافتش) به خاطر ماجرای عمرو بن حریث، آن را ممنوع کرد.» (صحیح مسلم، حدیث ۱۴۰۵).
نکته: اهل سنت معتقدند متعه «حلال» شد و سپس «نسخ» (حرام) شد. شیعیان اما معتقدند این حلالِ پیامبر هرگز توسط خدا یا پیامبر نسخ نشد و ممنوعیت آن اجتهادِ خلیفه دوم بود].
۵. وضعیت این احکام در عصر حاضر
* توقف اجرا: بر اساس دیدگاه علمای یهودی مانند «رمبام» (موسی بن میمون)، این احکام مربوط به یک مقطع تاریخی خاص و دستور مستقیم نبی (موسی) بوده و دیگر قابل تکرار نیستند. بدون وجود پیامبر و مجمع عالی (سنهدرین)، هیچکس حق اجرای چنین احکامی را ندارد.
* سرنوشت کودکان: مجری با استناد به سخنان عیسی مسیح («بگذارید بچهها نزد من بیایند، زیرا ملکوت خدا از آنِ ایشان است»)، تأکید میکند که کودکان مقتول در این جنگها، از نظر الهیاتی بیگناه محسوب شده و جایگاهشان در ملکوت است و مرگ جسمی آنها برای جلوگیری از سقوط در فساد معنوی آینده بوده است. [با وجود اینکه قصهی جنایی «خضر و موسی و قتلِ کودک» در قرآن، در بایبل عبری نیست، یک مسیحی بسادگی قتلِ کودکانِ پیروانِ مذاهبِ دیگر را توجیه میکند]
نتیجهگیری: خشونت در عهد قدیم یک «قانون کلی» برای همیشه نیست، بلکه قضاوت الهی در یک بستر خاص تاریخی علیه فساد اخلاقی و بتپرستی است که دامنگیر خودِ اسرائیلیها هم شده بود. در عهد جدید، این قضاوتها با فیض مسیح جایگزین شده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
— فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷)
(۳)
🩸الهیاتِ نسلکشی (۱)
— واکاویِِ «آپولوژیِ/توجیهِ خشونت»
🔸این قسمت جدید از برنامهی #اخ_لرشید که تحت عنوان دفاع از «عدالت الهی» در کشتار کودکان مدیانی ارائه شده، نمونهای کلاسیک از «ژیمناستیکِ ذهنی» در علم کلام (Apologetics) است. مجری برنامه تلاش میکند با اِعمال مفاهیم مدرن حقوقی و اخلاقی بر یک متن قبیلهای عصر آهن، خشونت عریان آن را تطهیر کند. اما از منظر تاریخنگاری انتقادی و باستانشناسیِ متون، این استدلالها نه تنها سست، بلکه نوعی «سفیدشویی جنایت» با ابزار الهیات هستند.
🔻در ادامه، این متن را در پنج محور اصلی شالودهشکنی میکنیم:
۱. افسانه «گناه» به مثابه ابزار سیاسی
— نقد مبنای الهیاتی
🔸مجری ادعا میکند مجازات بر اساس «گناه» است نه «هویت»، درحالیکه این ادعا یک مغلطه بنیادین است. در خاورمیانه باستان، «گناه» تعریف جهانشمول اخلاقی نداشت؛ گناه یعنی «هر آنچه که منافع قبیله و خدای قبیله را تهدید کند».
* برساختِ «دیگریِ» شرور: نویسندگانِ (احتمالاً کاهنی/Priestly Source) سفر اعداد، قرنها پس از وقایع ادعایی، این متون را تدوین کردهاند تا توجیه کنند چرا باید زمین کنعان و اطراف آن را اشغال میکردند. ادعای «۴۰۰ سال فرصت توبه» (اشاره به تکوین ۱۵:۱۶) یک «پیشگویی پس از وقوع» است؛ یعنی نویسنده یهودی در زمانی که کنعان را گرفته، «این جمله را در دهان خدا میگذارد» تا اشغالگریِ قوم خود را اخلاقی جلوه دهد.
* استاندارد دوگانه: وقتی آشور یا بابل اسرائیل را قتلعام میکنند، مولفانِ بایبل عبری آن را «ظلم» و «شرارت» مینامد، اما وقتی اسرائیل همان کار را با مدیان میکند، نامش میشود «عدالت الهی». این یعنی اخلاق در خدمت ژئوپلیتیک قبیله است.
۲. فرافکنیِ خشونت طبیعی به عاملیت الهی
— نقد روشهای مجازات
⚡️ مجری بلایای طبیعی و بیماریها را ابزار هوشمند خدا میداند. این نگاه، بازماندهای از جهانبینی «تثنیهگرایانه» (Deuteronomistic Theology) است که بر اساس فرمول سادهلوحانهی «اطاعت = برکت / نافرمانی = لعنت» بنا شده.
🗿اما خطرناکترین بخش، مشروعیتبخشی به جنگ به عنوان ابزار خداست. در کتیبههای باستانی (مثل کتیبه میشع پادشاه موآب)، دقیقاً همین منطق دیده میشود:
«کموش (خدای موآب) بر ما خشم گرفت، پس اسرائیل بر ما مسلط شد؛ سپس کموش ما را یاری کرد و ما اسرائیل را از دم تیغ گذراندیم.»
🔺منطق مجری دقیقاً همان منطق بتپرستان باستان است: «خدای ما دستور کشتار شما را داده است.» این یک مکانیسم روانشناختی برای سلب مسئولیت اخلاقی از جنگافروزان و نسبت دادن آن به یک فرا-اراده است.
۳. سفر اعداد باب ۳۱: تاریخ یا فانتزیِ کاهنان؟
— نقد تاریخی-ادبی
🔻مجری داستان اعداد ۳۱ را یک «گزارش تاریخی» میپندارد، در حالی که اکثر محققان مدرن (مانند مارتین نوت یا جولیوس ولهاوزن) این بخش را متعلق به لایه متأخر منبع کاهنی (P Source) میدانند.
* تناقض بلعام: در فصول ۲۲ تا ۲۴، بلعام یک شخصیت نسبتاً مثبت است که نمیتواند اسرائیل را نفرین کند. اما در فصل ۳۱ ناگهان تبدیل به معمارِ توطئه جنسی میشود. چرا؟ شاید چون مولفان متأخر بایبلِ عبری (احتمالاً در دوره بعد از تبعید) نیاز به یک «بزگردان» داشتند تا علت «جذابیت زنان خارجی» را به یک «توطئه شیطانی» تقلیل دهند و نه تمایل طبیعی مردان یهودی.
* جنگ کاغذی: اعداد ۳۱ به احتمال زیاد یک جنگ واقعی نیست، بلکه یک «جنگ اتوپیایی» است که روی کاغذ رخ داده. هیچ سرباز اسرائیلی کشته نمیشود (اعداد ۳۱:۴۹)، غنائم به دقت ریاضی تقسیم میشود و همه چیز طبق قوانین خلوص آیینی (Ritual Purity) پیش میرود. این یک «فانتزی انتقام» است که توسط کاهنان نوشته شده تا نشان دهند «اگر طبق شریعت بجنگیم، چه میشود». استناد تاریخی به این متن برای اثبات عدالت خدا، استناد به یک رمان برای اثبات واقعیت است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
— فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷)
(۴)
🩸الهیاتِ نسلکشی (۲)
— واکاویِِ «آپولوژیِ/توجیهِ خشونت»
۴. «حرم» (Herem) و اقتصادِ جنسیِ جنگ
— نقد اخلاقی
🔻دفاع مجری از کشتن کودکان پسر و زنده نگه داشتن باکرهها، تاریکترین نقطهی این آپولوژی است.
* کودککشی پیشگیرانه: استدلال اینکه «کودکان پسر را کشتیم تا انتقام نگیرند»، همان منطق فاشیسم است. این اعتراف صریح به این است که هدف جنگ، رفع خطر وجودی به هر قیمت (حتی نسلکشی) بوده است، نه اجرای عدالت.
* سرنوشت باکرهها: مجری میگوید:
باکرهها زنده ماندند تا «در جامعه ادغام شوند».
بیایید صریح باشیم: در خاورمیانه باستان، زنی که خانوادهاش قتلعام شده و خودش به اسارت درآمده، «شهروند» نمیشود؛ او «برده جنسی» یا «کنیز» میشود. (اشاره به آیه ۱۸: «آنان را برای خود زنده نگاه دارید»).
🔺اینکه مجری ادعا میکند «این کار برای جلوگیری از فساد بود»، نادیده گرفتن واقعیت تلخ «تجاوز سیستماتیک» به عنوان «غنیمت جنگی» است. باکره بودن شرط زنده ماندن بود، چون تنها «رحمهای دستنخورده» ارزش کالایی برای مردان قبیله فاتح داشتند.
۵. مغلطه «چه کسی بدتر است؟»
— نقد مقایسه با اسلام
🔻مجری با حمله به «نکاح متعه» و اسلام، تلاش میکند خشونت توراتی را موجه جلوه دهد:
* آنالیز تاریخی: بله، محمد نیز یک رهبر قبیلهای در قرن هفتم بود و قوانین جنگی مشابهی داشت. اما نقد اسلام، جنایات عصر آهن بنیاسرائیل را تطهیر نمیکند. اینکه خدای تورات ابتدا ۲۴ هزار نفر از مردم خودش را میکشد (تصفیه درونگروهی)، نشاندهنده عدالت نیست؛ نشاندهنده «ترور و تصفیهی سیاسی -ایدئولوژیک» است. در سیستمهای توتالیتر (چه دینی و چه سکولار)، اولین قربانیان همیشه «خائنین داخلی» هستند تا وفاداری مطلق تضمین شود.
۶. پناه بردن به «مسیح» و پایان تاریخ
🔻استدلال پایانی مجری که:
«این احکام تمام شده و مسیح پیامآور عشق است»،
نوعی «فرار به جلو» است.
* تناقض ذاتی: اگر خدای عهد عتیق و جدید یکی است (که در الهیات مسیحی هست)، پس خدای عیسی مسیح همان کسی است که دستور داده نوزادان پسر را با شمشیر تکهتکه کنند. ادعای اینکه «آن زمان لازم بود و الان نیست»، نسبیتگرایی اخلاقی است. چطور خدایی که «محبت مطلق» است، در یک برهه تاریخی تبدیل به یک «قصاب عملگرا» میشود؟
* توجیه رمبام: استناد به موسی بن میمون که این احکام را منسوخ میداند، تلاشی است برای انسانی کردن چهرهی دینی که متنش صراحتاً غیرانسانی است. این نشان میدهد که وجدان بشری (حتی در الهیدانان یهودی) همواره جلوتر از متون مقدسشان بوده و سعی در مهار خشونت متن داشته است.
❇️ نتیجهگیری نهایی
🔺این برنامه تلاشی نافرجام برای نجات «اخلاق» از دلِ «تاریخ خونین» بوده است. واقعیت عریان این است که کتاب مقدس در این بخشها، نه کلامِ یک خدای متعال، بلکه «مانیفستِ بقای قبیلهای» است. دستور قتل کودکان و تصاحب باکرهها، بازتابی از وحشت و خشونت زیستبوم خاورمیانه باستان است که نویسندگان دینی تلاش کردهاند با برچسب «فرمان الهی» آن را مقدس کنند. توجیهات امروزی (مانند فرستادن کودکان به بهشت!) تنها لایهای از رنگِ فریبنده بر روی استخوانهای پوسیدهی یک نسلکشی باستانی است.
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
🪓 معماران خون
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📕اصل فتنه است [نه کشتن]؛ انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📕فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امتگرا
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
🔻افسانهها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
.
#نقد_ادیان #بازنگری #نواندیشی_دینی #نقد_یهودیت #نقد_مسیحیت #نقد_تورات #ادیان_ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📕 الحاکم متوهم تهران
✍️ نگار
🔴 این روزها ما ایرانیان دلخونایم از داغ هممیهنان در کشتاری بیسابقه که روی مغولان و خونریزان تاریخ را سپید کرده است. با این تفاوت که آن جنایتکاران در خلوت خود بر قساوت و توحش خود اذعان داشتند اما امروز قاتل ما، خود را در مقام حق میپندارد و کشتگان را منافقان، کافران و یا خائنانی در خور تعزیر. به این میاندیشم که ریشهی این جنون را چگونه میشود خشکاند؟
🔴 در تاریخ حکومتهای دینی، جنون الزاماً به معنای اختلال روانی نیست؛ اغلب بهصورت توهم قدسی نهادمند ظاهر میشود: حالتی که در آن حاکم، خود را نه صرفاً صاحب قدرت، بلکه تجسم حقیقت الهی در زمین میبیند.
یکی از نمونههای کلاسیک این پدیده، خلیفهٔ فاطمی، الحاکم بأمرالله است؛ شخصیتی که در منابع تاریخی به نوسانهای شدید رفتاری، تصمیمهای خشن و توهم جایگاه فراانسانی شهره است. در سالهای پایانی حکومتش، او از مقام خلافت عبور کرد و در ذهن خود به آستانهٔ پیامبری و حتی الوهیت رسید؛ توهمی که نهتنها مهار نشد، بلکه توسط حلقهای از پیروان تقویت و تقدیس شد و فرقهی دروزیه از همین توهم زاده شد. نتیجه توهم هم سرکوب شدید مخالفان بود، کشتار وسیع و به آتش کشیدن قاهره. آخر سر هم کار به جایی رسد که یک روز به پای کوه المقطم رفت و هرگز بازنیامد. خلیفه متوهم پنهانی به دست مخالفانش کشته شد اما پیروانش او را مهدی غایب پنداشتند و خیال کردند از نظرها غایب شده است.
🔴 پیامد چنین ذهنیتی، قابل پیشبینی است: هر اعتراض مردمی بهعنوان عدول از حق، شورش علیه نمایندهٔ خدا، و خروج از دین تفسیر میشود. در این چارچوب، سرکوب خونین نه جنایت، بلکه اجرای عدالت الهی است. سوزاندن قاهره و کشتار گستردهٔ مردم، نه از سر جنون لحظهای، بلکه نتیجهٔ منطقیِ یک جهانبینی قدسیشده بود. این الگو البته محدود به مصر فاطمی نیست.
🔴 در وضعیت کنونی ایران با شکلی آشنا از همین الگو مواجهایم. در ساختار ولایت فقیه، رهبر سیاسی در جایگاهی فراتر از نقد، فراتر از انسان و فراتر از خطا نشسته، جایگاهی که حق انحصاری درک و تبیین حق و حقیقت را تنها از آن خود میداند. فاصلهٔ او با پیامبر و امام (از منظر کلام شیعه)، آگاهانه فرو میریزد تا همه تصمیماتش مطابق حق دانشته شود و اعتراض مردم در برابر او و اینکه دیگر حکومتش را نخواهند به سادگی در چارچوب تاریخ مقدس بازخوانی گردد و معترضان مساوی خوارج و خائنان به حکومت الله و رسولالله تلقی شوند.
هیچ استبعادی ندارد که اکنون در ذهن او و پیروانش موقعیت با موقعیت جنگ خندق در صدر اسلام قیاس شود و مخالفان هم در جایگاه خائنان بنیقریظه و عاملان دشمن. یا موقعیت نهروان و علی و خوارج.
🔴 وقتی چنین قیاسهایی در ذهن حاکم تثبیت شود، آنگاه کشتار نه فقط مجاز، بلکه واجب میشود. همانگونه که در روایتهای سنتی، کشتن خوارج یا مجازات «خائنان» امری الهی جلوه داده شده، حاکم متوهم امروز نیز خود را محق میبیند که مخالفان را با منطق «لبهٔ خندق» حذف کند؛ چه با طناب دار، چه با گلوله. اینجا دیگر با تصمیمهای امنیتی طرف نیستیم؛ با الهیات سرکوب مواجهایم.
🔴 ریشهٔ خطر در اینجا تاریخی است که مقدس شده و با توهم یک بیمار هم مخلوط شده است.
خطای رایج این است که همهچیز به «نبود سکولاریسم» فروکاسته شود. سکولاریسم شرط لازم برای رهایی از این خطر است، اما کافی نیست. مسئلهٔ عمیقتر، نحوهٔ روایت تاریخ اسلام در ذهن جمعی ماست. تاریخی که خطا، خشونت، و زمینهٔ اجتماعی از کنشگر انسانی آن زدوده شده و به مجموعهای از الگوهای مقدس و غیرقابل پرسش تبدیل شده است. تا زمانی که تاریخ اسلام نه بهعنوان یک تجربهٔ انسانیِ مشروط، بلکه بهمثابه خزانهای از اسطورههای مشروعیتبخش تدریس شود، خطر بازتولید الحاکمهای متوهم پابرجاست.
🔴 ایران برای رهایی از این چرخه به دگرگونی ذهنیت تاریخی نیازمند است. این یعنی خواندن تاریخ اسلام بدون هالهی تقدس و دیدن پیامبر و امام و حاکم به مثابه کنشگر تاریخی در سیاق زیست تاریخی و هشیاری نسبت به این موضوع حیاتی که دین هر گاه ابزار قدرت شد مستعد جنون است.
اکنون از پس این جنایت بزرگ در ایران، دین تا مدتها در انزوا خواهد بود اما همواره قدرت بازگشت دارد بنابراین این پروژه تغییر ذهنیت، یک رنسانس فکری است؛ رنسانسی که اگر رخ ندهد، حتی پس از سقوط این حاکمیت نیز، پیروان الحاکم متوهم او را مهدی موعودی خواهند پنداشت که در نبودش هم باید خون ریخت و ترور کرد و منتظر ماند.
ما بازماندگان این کشتار بزرگ وظیفه داریم این رنسانس فکری و مذهبی را پیش بریم. این وظیفهی تاریخی ماست.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
یکی از نمونههای کلاسیک این پدیده، خلیفهٔ فاطمی، الحاکم بأمرالله است؛ شخصیتی که در منابع تاریخی به نوسانهای شدید رفتاری، تصمیمهای خشن و توهم جایگاه فراانسانی شهره است. در سالهای پایانی حکومتش، او از مقام خلافت عبور کرد و در ذهن خود به آستانهٔ پیامبری و حتی الوهیت رسید؛ توهمی که نهتنها مهار نشد، بلکه توسط حلقهای از پیروان تقویت و تقدیس شد و فرقهی دروزیه از همین توهم زاده شد. نتیجه توهم هم سرکوب شدید مخالفان بود، کشتار وسیع و به آتش کشیدن قاهره. آخر سر هم کار به جایی رسد که یک روز به پای کوه المقطم رفت و هرگز بازنیامد. خلیفه متوهم پنهانی به دست مخالفانش کشته شد اما پیروانش او را مهدی غایب پنداشتند و خیال کردند از نظرها غایب شده است.
هیچ استبعادی ندارد که اکنون در ذهن او و پیروانش موقعیت با موقعیت جنگ خندق در صدر اسلام قیاس شود و مخالفان هم در جایگاه خائنان بنیقریظه و عاملان دشمن. یا موقعیت نهروان و علی و خوارج.
خطای رایج این است که همهچیز به «نبود سکولاریسم» فروکاسته شود. سکولاریسم شرط لازم برای رهایی از این خطر است، اما کافی نیست. مسئلهٔ عمیقتر، نحوهٔ روایت تاریخ اسلام در ذهن جمعی ماست. تاریخی که خطا، خشونت، و زمینهٔ اجتماعی از کنشگر انسانی آن زدوده شده و به مجموعهای از الگوهای مقدس و غیرقابل پرسش تبدیل شده است. تا زمانی که تاریخ اسلام نه بهعنوان یک تجربهٔ انسانیِ مشروط، بلکه بهمثابه خزانهای از اسطورههای مشروعیتبخش تدریس شود، خطر بازتولید الحاکمهای متوهم پابرجاست.
اکنون از پس این جنایت بزرگ در ایران، دین تا مدتها در انزوا خواهد بود اما همواره قدرت بازگشت دارد بنابراین این پروژه تغییر ذهنیت، یک رنسانس فکری است؛ رنسانسی که اگر رخ ندهد، حتی پس از سقوط این حاکمیت نیز، پیروان الحاکم متوهم او را مهدی موعودی خواهند پنداشت که در نبودش هم باید خون ریخت و ترور کرد و منتظر ماند.
ما بازماندگان این کشتار بزرگ وظیفه داریم این رنسانس فکری و مذهبی را پیش بریم. این وظیفهی تاریخی ماست.
.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 داستان داوود: برآمدن و فروپاشیِ داوودِ پادشاه
(۱)
🔸در این قسمت از پادکست دورههای آنلاین کالج هیلزدِیل، «ارمیا» و «خوان» پیش از معرفی سخنرانی «جاستین جکسون» (استاد زبان انگلیسی در کالج هیلزدیل)، درباره ماهیت رابطه نامشروع داوود با «بَتشَبَع» گفتگو میکنند.
🔸داوود پادشاه در اوج قدرت خود، مرتکب زنا با بتشبع میشود و برای سرپوش گذاشتن بر گناه خود، دستور قتل شوهر او، «اوریا»، را صادر میکند. این تخلفات، قضاوتی چهارگانه (کیفری سنگین) را علیه داوود و خانوادهاش رقم میزند.
🔸کتابهای اول و دوم سموئیل، داستان «شائول» و «داوود»، نخستین پادشاهان اسرائیل را روایت میکنند. این کتب عهد عتیق، اهمیت رابطه بین پدر و پسر و پیامدهای گناه برای شخص گناهکار، خانواده و ملت او را به تصویر میکشند. اگرچه لغزشهای داوود منجر به تراژدی بزرگی برای خودش و اسرائیل میشود، اما توبه او مسیری را به سوی رستگاری نشان میدهد.
🔸این پادکست به میزبانی «جردن جونز» و با حضور «دکتر سینتیا شفر الیوت»، به تحلیل عمیق و انتقادی داستان داوود و بَتشَبَع میپردازد.
۱. بازنگری در چارچوب داستان: زنا یا تجاوز؟
* عناوین تحمیلی: دکتر الیوت اشاره میکند که عناوینی مثل «زنای داوود» که در بالای صفحات برخی انجیلها دیده میشود، بخشی از متن اصلی نیستند و توسط ویراستاران برای تلطیف ماجرا یا جهتدهی به ذهن خواننده اضافه شدهاند.
* عدم تعادل قدرت: برخلاف تصور عامه که این رابطه را یک «رابطه عاشقانه غیرمجاز» میبینند، تحلیلگران تأکید دارند که با توجه به قدرت مطلق پادشاه، احضار بَتشَبَع به قصر عملاً راهی برای رضایت یا مذاکره باقی نمیگذاشت. در واقع، این واقعه از دیدگاه نقد فمینیستی و متنی، بیشتر به تجاوز و سوءاستفاده از قدرت شباهت دارد تا زنای متقابل.
۲. تحلیل باستانشناسی و موقعیت مکانی
* پشتبام: داوود در بهار (زمانی که پادشاهان معمولاً در جنگ بودند) در اورشلیم میماند و از پشتبام خانهاش بَتشَبَع را در حال شستشو میبیند. خانههای عصر آهن معمولاً دو طبقه و دارای سقف تخت بودند که فضایی برای خواب در شبهای گرم یا فعالیتهای روزمره بود.
* مکان بَتشَبَع: برخلاف نقاشیهای کلاسیک که او را برهنه روی پشتبام نشان میدهند، احتمالاً او در حیاط داخلی یا حریم خصوصی خانهاش بوده است. با توجه به توپوگرافی اورشلیم (شهر داوود) که روی تپههای شیبدار بنا شده، داوود از موضع بالاتر قصر میتوانسته به راحتی به حریم خصوصی خانههای پاییندست دید داشته باشد. در واقع، این داوود بوده که به حریم او تجاوز بصری کرده است، نه اینکه بَتشَبَع قصد خودنمایی داشته باشد.
۳. شخصیت بَتشَبَع و جزئیات متنی
* نامها و پیوندها: بَتشَبَع به عنوان دختر «اِلیعام» و همسر «اورای حِتّی» معرفی میشود. هر دو مرد از یاران نزدیک و جنگجویان وفادار داوود بودند. این یعنی داوود دقیقاً میدانسته به چه کسی و به چه خانوادهای دارد خیانت میکند.
* پاکی مذهبی: متن اشاره میکند که بَتشَبَع در حال تطهیر خود پس از عادت ماهانه بود. این نکته دو هدف دارد: اولاً ثابت میکند که او زنی متدین و پایبند به قوانین شریعت بوده؛ ثانیاً از نظر بیولوژیکی تأیید میکند که او در اوج دوره باروری بوده و فرزندی که بعداً به دنیا میآید، قطعاً متعلق به داوود است (چون اوریا در آن زمان در جبهه جنگ بود).
۴. شخصیت «اورای حِتّی» در برابر داوود
* مردِ شرف: اوریا به عنوان نماد صداقت و شرافت در داستان ظاهر میشود. داوود او را از جبهه فرا میخواند تا با همسرش بخوابد و رد پای بارداری را بپوشاند، اما اوریا به دلیل سوگند نظامی و وفاداری به همرزمانش، حتی با وجود مست کردن توسط داوود، به خانه نمیرود و در آستانه قصر میخوابد.
* نامه مرگ: داوود در نهایت اوریا را با نامهای به دست خودش به جبهه میفرستد که حاوی دستور قتل اوست. این تضاد آشکار است:
۵. پیامدها و سقوط خاندان داوود
* نفرین ناتان نبی: ناتان با حکایت «مرد ثروتمند و گوسفندِ مرد فقیر»، داوود را محکوم میکند. مجازات این است که «شمشیر هرگز از خانه تو دور نخواهد شد».
* تکرار خشونت در خانواده: داوود که بَتشَبَع را به زور تصاحب کرد، اندکی بعد شاهد تجاوز پسرش «آمنون» به دخترش «تامار» است. جالب اینجاست که داوود در برابر این واقعه سکوت میکند. سپس پسر دیگرش «اَبشالوم» برای انتقام، آمنون را میکشد و بعداً علیه پدرش شورش کرده و در مقابل چشم همه، با زنان حرمسرای داوود روی همان پشتبام قصر رابطه برقرار میکند تا نشان دهد قدرت داوود به پایان رسیده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱)
🔸در این قسمت از پادکست دورههای آنلاین کالج هیلزدِیل، «ارمیا» و «خوان» پیش از معرفی سخنرانی «جاستین جکسون» (استاد زبان انگلیسی در کالج هیلزدیل)، درباره ماهیت رابطه نامشروع داوود با «بَتشَبَع» گفتگو میکنند.
🔸داوود پادشاه در اوج قدرت خود، مرتکب زنا با بتشبع میشود و برای سرپوش گذاشتن بر گناه خود، دستور قتل شوهر او، «اوریا»، را صادر میکند. این تخلفات، قضاوتی چهارگانه (کیفری سنگین) را علیه داوود و خانوادهاش رقم میزند.
🔸کتابهای اول و دوم سموئیل، داستان «شائول» و «داوود»، نخستین پادشاهان اسرائیل را روایت میکنند. این کتب عهد عتیق، اهمیت رابطه بین پدر و پسر و پیامدهای گناه برای شخص گناهکار، خانواده و ملت او را به تصویر میکشند. اگرچه لغزشهای داوود منجر به تراژدی بزرگی برای خودش و اسرائیل میشود، اما توبه او مسیری را به سوی رستگاری نشان میدهد.
🔸این پادکست به میزبانی «جردن جونز» و با حضور «دکتر سینتیا شفر الیوت»، به تحلیل عمیق و انتقادی داستان داوود و بَتشَبَع میپردازد.
۱. بازنگری در چارچوب داستان: زنا یا تجاوز؟
* عناوین تحمیلی: دکتر الیوت اشاره میکند که عناوینی مثل «زنای داوود» که در بالای صفحات برخی انجیلها دیده میشود، بخشی از متن اصلی نیستند و توسط ویراستاران برای تلطیف ماجرا یا جهتدهی به ذهن خواننده اضافه شدهاند.
* عدم تعادل قدرت: برخلاف تصور عامه که این رابطه را یک «رابطه عاشقانه غیرمجاز» میبینند، تحلیلگران تأکید دارند که با توجه به قدرت مطلق پادشاه، احضار بَتشَبَع به قصر عملاً راهی برای رضایت یا مذاکره باقی نمیگذاشت. در واقع، این واقعه از دیدگاه نقد فمینیستی و متنی، بیشتر به تجاوز و سوءاستفاده از قدرت شباهت دارد تا زنای متقابل.
۲. تحلیل باستانشناسی و موقعیت مکانی
* پشتبام: داوود در بهار (زمانی که پادشاهان معمولاً در جنگ بودند) در اورشلیم میماند و از پشتبام خانهاش بَتشَبَع را در حال شستشو میبیند. خانههای عصر آهن معمولاً دو طبقه و دارای سقف تخت بودند که فضایی برای خواب در شبهای گرم یا فعالیتهای روزمره بود.
* مکان بَتشَبَع: برخلاف نقاشیهای کلاسیک که او را برهنه روی پشتبام نشان میدهند، احتمالاً او در حیاط داخلی یا حریم خصوصی خانهاش بوده است. با توجه به توپوگرافی اورشلیم (شهر داوود) که روی تپههای شیبدار بنا شده، داوود از موضع بالاتر قصر میتوانسته به راحتی به حریم خصوصی خانههای پاییندست دید داشته باشد. در واقع، این داوود بوده که به حریم او تجاوز بصری کرده است، نه اینکه بَتشَبَع قصد خودنمایی داشته باشد.
۳. شخصیت بَتشَبَع و جزئیات متنی
* نامها و پیوندها: بَتشَبَع به عنوان دختر «اِلیعام» و همسر «اورای حِتّی» معرفی میشود. هر دو مرد از یاران نزدیک و جنگجویان وفادار داوود بودند. این یعنی داوود دقیقاً میدانسته به چه کسی و به چه خانوادهای دارد خیانت میکند.
* پاکی مذهبی: متن اشاره میکند که بَتشَبَع در حال تطهیر خود پس از عادت ماهانه بود. این نکته دو هدف دارد: اولاً ثابت میکند که او زنی متدین و پایبند به قوانین شریعت بوده؛ ثانیاً از نظر بیولوژیکی تأیید میکند که او در اوج دوره باروری بوده و فرزندی که بعداً به دنیا میآید، قطعاً متعلق به داوود است (چون اوریا در آن زمان در جبهه جنگ بود).
۴. شخصیت «اورای حِتّی» در برابر داوود
* مردِ شرف: اوریا به عنوان نماد صداقت و شرافت در داستان ظاهر میشود. داوود او را از جبهه فرا میخواند تا با همسرش بخوابد و رد پای بارداری را بپوشاند، اما اوریا به دلیل سوگند نظامی و وفاداری به همرزمانش، حتی با وجود مست کردن توسط داوود، به خانه نمیرود و در آستانه قصر میخوابد.
* نامه مرگ: داوود در نهایت اوریا را با نامهای به دست خودش به جبهه میفرستد که حاوی دستور قتل اوست. این تضاد آشکار است:
سرباز وفاداری که نامه مرگ خود را حمل میکند در مقابل پادشاهی که برای پوشاندن رسوایی خود، حاضر به قتل یکی از بهترین یارانش است.
۵. پیامدها و سقوط خاندان داوود
* نفرین ناتان نبی: ناتان با حکایت «مرد ثروتمند و گوسفندِ مرد فقیر»، داوود را محکوم میکند. مجازات این است که «شمشیر هرگز از خانه تو دور نخواهد شد».
* تکرار خشونت در خانواده: داوود که بَتشَبَع را به زور تصاحب کرد، اندکی بعد شاهد تجاوز پسرش «آمنون» به دخترش «تامار» است. جالب اینجاست که داوود در برابر این واقعه سکوت میکند. سپس پسر دیگرش «اَبشالوم» برای انتقام، آمنون را میکشد و بعداً علیه پدرش شورش کرده و در مقابل چشم همه، با زنان حرمسرای داوود روی همان پشتبام قصر رابطه برقرار میکند تا نشان دهد قدرت داوود به پایان رسیده است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin