Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی شیاد بود؟
🔸کار شریعتی را نمیتوان «پرسونا» دانست. پرسونای ادبی یک شگرد هنری و صدای روایی در قلمروی داستان است که طبق قرارداد ناگفتهٔ اثر، مخاطب میداند با متنی تخیلی روبهروست؛ اما ساختن فردی خیالی همانند «پروفسور شاندل» و ارجاع دادن به او بدون قرینه در اکثر آثار غیرداستانی و غیرادبی، از حوزهٔ هنر و ادبیات خارج است و نوعی «جعل سند، فریب مخاطب و مغالطهٔ توسل به مرجعیت ساختگی» محسوب میشود تا فرد بار اثبات ادعایش را دور بزند و اعتباری دروغین برای سخنانش بتراشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸کار شریعتی را نمیتوان «پرسونا» دانست. پرسونای ادبی یک شگرد هنری و صدای روایی در قلمروی داستان است که طبق قرارداد ناگفتهٔ اثر، مخاطب میداند با متنی تخیلی روبهروست؛ اما ساختن فردی خیالی همانند «پروفسور شاندل» و ارجاع دادن به او بدون قرینه در اکثر آثار غیرداستانی و غیرادبی، از حوزهٔ هنر و ادبیات خارج است و نوعی «جعل سند، فریب مخاطب و مغالطهٔ توسل به مرجعیت ساختگی» محسوب میشود تا فرد بار اثبات ادعایش را دور بزند و اعتباری دروغین برای سخنانش بتراشد.
.
#نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻در ادامه ۳ کیپ از ۳ زن، دو ایرانی و یک افغانستانی را بازنشر میکنیم تا ببینیم ایدئولوژی «اسلامی - شیعیِ» حکومت اسلامی، عملا با ذهن انسانها چه میکند، و چرا آنها که به بحثهای نژادستیزانه دامن میزنند، خواسته یا ناخواسته بحث را از نقد و نفیِ ایدئولوژی «اسلامی - شیعی»، که قدرت را در چنبره گرفته و انسان ایرانی را به فاحشگیِ اقتصادی و بردگیِ «سیاسی- فرهنگی» کشانده، منحرف میکنند و ذهنها را دچار ابتذال و سطحیتِ بینظیری میکنند.🔻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱) امان از دست امنیت زیاد
🔸در این کلیپ زنِ مطلوبِ نظام اسلامی - شیعی را میبینیم. زنی که کمترین توان تفکیک از او ستانده شده، ولی بخاطر غرق شدن در فضای حبابگونه و بستۀ رسانههای داخلی، تصور میکند صاحبِ بصیرت و تفکیکگریِ ویژهای است. درحالیکه ایدئولوژیِ حکومتی که سنگش را به سینه میزند، عاملِ فروپاشیِ اقتصادیِ یک ملتِ ۹۰ میلیونی، و آوارگی چندین میلیون ایرانی در کشورهای دیگر شده، و کشور را به سه جنگِ بیدلیل در کمتر از ۵۰ سال کشانده، میگوید اگر امنیت نبود، بحث از قیمت دلار (فروپاشیِ اقتصادی) هم ممکن نمیشد! یعنی سطحیترین تلقی از امنیت بهعنوان مهمترین وجهِ آن به ذهنِ او فروخته شده، بنحوی که هیچ التفاتی از ابعاد فاجعهی تاریخی و غارتی که بر او و چندین نسل از ایرانیان رفته، نیافتهاست.
🔸همچنین هیچ درکی از کارکردِ این تجمعاتِ حکومتی نیافته، که پس از قتلعام دی ماه، تدارک دیدهشده، تا اکثریت نتوانند برای تغییر نظامِ سیاسی به خیابانها برگردند. کشتاری که نظامِ مطلوبِ این زن، به موساد و سیا نسبت داد؛ سازمانهای جاسوسیای که فقط مخالفان نظام اسلامی را میکشند و با تجمعات حکومتی کاری ندارند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این کلیپ زنِ مطلوبِ نظام اسلامی - شیعی را میبینیم. زنی که کمترین توان تفکیک از او ستانده شده، ولی بخاطر غرق شدن در فضای حبابگونه و بستۀ رسانههای داخلی، تصور میکند صاحبِ بصیرت و تفکیکگریِ ویژهای است. درحالیکه ایدئولوژیِ حکومتی که سنگش را به سینه میزند، عاملِ فروپاشیِ اقتصادیِ یک ملتِ ۹۰ میلیونی، و آوارگی چندین میلیون ایرانی در کشورهای دیگر شده، و کشور را به سه جنگِ بیدلیل در کمتر از ۵۰ سال کشانده، میگوید اگر امنیت نبود، بحث از قیمت دلار (فروپاشیِ اقتصادی) هم ممکن نمیشد! یعنی سطحیترین تلقی از امنیت بهعنوان مهمترین وجهِ آن به ذهنِ او فروخته شده، بنحوی که هیچ التفاتی از ابعاد فاجعهی تاریخی و غارتی که بر او و چندین نسل از ایرانیان رفته، نیافتهاست.
🔸همچنین هیچ درکی از کارکردِ این تجمعاتِ حکومتی نیافته، که پس از قتلعام دی ماه، تدارک دیدهشده، تا اکثریت نتوانند برای تغییر نظامِ سیاسی به خیابانها برگردند. کشتاری که نظامِ مطلوبِ این زن، به موساد و سیا نسبت داد؛ سازمانهای جاسوسیای که فقط مخالفان نظام اسلامی را میکشند و با تجمعات حکومتی کاری ندارند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۲) خانواده شمام پر تلاش بودن؟
🔸در این ویدیو، نتیجهی نهاییِ اختصاصِ بودجههای هنگفت به حوزهها و سازمانهای تبلیغاتِ اسلامی، گشتهای ارشاد، دروسِ «دین و زندگی» و معلمان تربیتی و صداوسیما و.. را در مواجهه با فرهنگ مدرن و رسانههای جدید، با وجودِ اعمالِ سختترین فیلترینگها و تحدیدها، میبینیم.
🔸بودجههایی که میتوانست صرفِ توسعهی زیرساختهای ایران و ساختِ دانشگاهها و صنعت و سرمایهگذاری در توسعهی توریسم و... شود، صرفِ اموری شد که با وزشِ کمترین نسیمی از تمدنِ جدید، به بادِ فنا رفتند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸در این ویدیو، نتیجهی نهاییِ اختصاصِ بودجههای هنگفت به حوزهها و سازمانهای تبلیغاتِ اسلامی، گشتهای ارشاد، دروسِ «دین و زندگی» و معلمان تربیتی و صداوسیما و.. را در مواجهه با فرهنگ مدرن و رسانههای جدید، با وجودِ اعمالِ سختترین فیلترینگها و تحدیدها، میبینیم.
🔸بودجههایی که میتوانست صرفِ توسعهی زیرساختهای ایران و ساختِ دانشگاهها و صنعت و سرمایهگذاری در توسعهی توریسم و... شود، صرفِ اموری شد که با وزشِ کمترین نسیمی از تمدنِ جدید، به بادِ فنا رفتند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۱)
🔻📺 ۳. بانوی افغانستانی در نقدِ ملاها
🔻یادم نمیرود که بخشِ مهمی از دعای قنوتِ آخوندِ حکومتیِ مسجدمان و بسیاری آخوندهای دیگر کمتر حکومتی در مساجد دیگر، دعای
بود.
🧠 دعاهای تکرارشونده مخ و مغزِ یک مذهب را عیان میکنند. این ادعیه را انگلیس و موساد و سیا در زبانِ آخوندها نگذاشتهاست؛ یکی از محوریتهای سنتِ محمدی و رویاهای رسولانه (قرآن) همین وعدۀ امر جنسی افسارگسیخته در زمین و آخرت بودهاست.
😎 بهشت؛ جایی که میل جنسی نمیمیرد
برای دیدن این مسئله لازم نیست سراغ نوشتههای ضداسلامی برویم. کافی است مجموعهٔ حدیثی را باز کنیم و ببینیم برای بدن انسان در بهشت چه تصویری ساخته شده است. در این ادبیات، بهشت فقط رهایی از درد و رسیدن به آرامش نیست.
🔻در صحیح بخاری، حدیث ۳۲۴۵، دربارهٔ نخستین گروه واردشونده به بهشت آمده است:
🔻در حدیث دیگری از بخاری، شمارهٔ ۳۲۵۴، باز همان تصویر تکرار میشود:
🔺این تکرار مهم است. با یک تعبیر اتفاقی روبهرو نیستیم؛ این تصویر در بیش از یک روایت آمده است.
😍 اینجا زبانِ روایت خودش شهوتورزی میکند: تنِ زن را برانداز میکند و جزئیاتش را برای لذتِ مخاطب به رخ میکشد. زن بهشتی در اینجا فقط «همسر» نیست؛ متن، تنِ او را با چشمِ شهوت تماشا میکند و با زبان به نمایش میگذارد.
🔺را شرح میدهد؛ گویی راوی نه از یک انسان با ابعادِ روحی و عاطفیِ بسیار، که از پیکری محض برای دیدن، پسندیدن و کامجویی سخن میگوید.
🦵هفتاد لباس و باز هم بدن دیده میشود
🔻ترمذی در حدیثی، در باب توصیف زنان بهشتی، روایتی دارد که تصویر را باز هم جسمانیتر میکند:
🔺اینجا دیگر با مفهوم سادهٔ «زیبایی» روبهرو نیستیم. متن، بدن را جزئی از تصویر پاداش کرده است. هفتاد جامه هم نمیتواند مانع مشاهدهٔ ساق شود!
👰🏻👰🏻 کمترینِ اهل بهشت و هفتاد و دو همسر
در ترمذی، حدیث ۲۵۶۲، دربارهٔ کمترینِ اهل بهشت از نظر مقام آمده است:
🔻در ادامهٔ همان روایت آمده است که اهل بهشت، جوان یا پیر، در سن سیسالگی قرار میگیرند و در همان وضعیت باقی میمانند.
🔻اینجا چند چیز در کنار هم قرار گرفتهاند:
🔺بهشت تبدیل میشود به نسخهٔ ابدی و بیفرسودگیِ کامیابی دنیوی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱)
🔻📺 ۳. بانوی افغانستانی در نقدِ ملاها
«دینی که بهشتش را با «حوریهای نرم و منعطف» برای نوجوان ها تبلیغ میکنه، دین نیست؛ فانتزیفروشی جنسی با پوشش مقدس است.
وقتی ملا به جای حرف از عدالت، انسانیت و مسئولیت، از بدنهای زنانه به عنوان «هدیهٔ آخرتی» یاد میکنه، در واقع در حالِ تحریک هوس و تربیتِ نسلهای بیمارِ بعدی است.
حوریهای خیالیای که فقط در ذهن مردسالارانِ هوس باز زاده شدهاند!»
🔻یادم نمیرود که بخشِ مهمی از دعای قنوتِ آخوندِ حکومتیِ مسجدمان و بسیاری آخوندهای دیگر کمتر حکومتی در مساجد دیگر، دعای
«خدایا! ما را به با حورالعین مزدوج کن!»
بود.
🧠 دعاهای تکرارشونده مخ و مغزِ یک مذهب را عیان میکنند. این ادعیه را انگلیس و موساد و سیا در زبانِ آخوندها نگذاشتهاست؛ یکی از محوریتهای سنتِ محمدی و رویاهای رسولانه (قرآن) همین وعدۀ امر جنسی افسارگسیخته در زمین و آخرت بودهاست.
😎 بهشت؛ جایی که میل جنسی نمیمیرد
برای دیدن این مسئله لازم نیست سراغ نوشتههای ضداسلامی برویم. کافی است مجموعهٔ حدیثی را باز کنیم و ببینیم برای بدن انسان در بهشت چه تصویری ساخته شده است. در این ادبیات، بهشت فقط رهایی از درد و رسیدن به آرامش نیست.
بدن باقی میماند، جوان میماند، میل باقی میماند، زنان متعدد حضور دارند و حتی قدرت جنسی مرد نیز موضوع روایت قرار میگیرد.
🔻در صحیح بخاری، حدیث ۳۲۴۵، دربارهٔ نخستین گروه واردشونده به بهشت آمده است:
«نخستین گروهی که وارد بهشت میشوند، چهرههایشان مانند ماه شب چهارده است. در آنجا آب دهان نمیاندازند، بینی پاک نمیکنند و قضای حاجت نمیکنند. ظروفشان از طلا و نقره است، بخورشان عود و عرقشان مشک است.
👰🏻👰🏻هر یک از آنان دو همسر دارد. مغز استخوان ساق پاهای آن دو از پشت گوشتشان دیده میشود.
میان آنان اختلاف و کینهای وجود ندارد؛ دلهایشان مانند یک دل است و صبح و شام خدا را تسبیح میکنند.»
🔻در حدیث دیگری از بخاری، شمارهٔ ۳۲۵۴، باز همان تصویر تکرار میشود:
«هر یک از آنان دو همسر از حورالعین دارد. مغز استخوان ساقهایشان از پشت گوشت دیده میشود.»
🔺این تکرار مهم است. با یک تعبیر اتفاقی روبهرو نیستیم؛ این تصویر در بیش از یک روایت آمده است.
😍 اینجا زبانِ روایت خودش شهوتورزی میکند: تنِ زن را برانداز میکند و جزئیاتش را برای لذتِ مخاطب به رخ میکشد. زن بهشتی در اینجا فقط «همسر» نیست؛ متن، تنِ او را با چشمِ شهوت تماشا میکند و با زبان به نمایش میگذارد.
✔️ ساق،
✔️گوشت،
✔️شفافیت بدن
✔️و حتی مغز استخوانش
🔺را شرح میدهد؛ گویی راوی نه از یک انسان با ابعادِ روحی و عاطفیِ بسیار، که از پیکری محض برای دیدن، پسندیدن و کامجویی سخن میگوید.
🦵هفتاد لباس و باز هم بدن دیده میشود
🔻ترمذی در حدیثی، در باب توصیف زنان بهشتی، روایتی دارد که تصویر را باز هم جسمانیتر میکند:
«سفیدی ساق زن بهشتی از پشت هفتاد جامه دیده میشود، تا جایی که مغز استخوانش دیده میشود؛ و این به سبب آن است که الله آنان را مانند یاقوت و مرجان توصیف کرده است.»
🔺اینجا دیگر با مفهوم سادهٔ «زیبایی» روبهرو نیستیم. متن، بدن را جزئی از تصویر پاداش کرده است. هفتاد جامه هم نمیتواند مانع مشاهدهٔ ساق شود!
👰🏻👰🏻 کمترینِ اهل بهشت و هفتاد و دو همسر
در ترمذی، حدیث ۲۵۶۲، دربارهٔ کمترینِ اهل بهشت از نظر مقام آمده است:
«کمترینِ اهل بهشت از نظر مقام کسی است که ۸۰.۰۰۰ هزار خدمتکار و ۷۲ همسر دارد. برای او خیمهای از مروارید، یاقوت و زبرجد برپا میشود که طول آن مانند فاصلهٔ جابیه تا صنعاء است.»
🔻در ادامهٔ همان روایت آمده است که اهل بهشت، جوان یا پیر، در سن سیسالگی قرار میگیرند و در همان وضعیت باقی میمانند.
🔻اینجا چند چیز در کنار هم قرار گرفتهاند:
✔️ جوانی ابدی،
✔️ ثروت،
✔️ خدمتکاران فراوان،
✔️ خیمهٔ عظیم و
✔️ هفتاد و دو همسر.
🔺بهشت تبدیل میشود به نسخهٔ ابدی و بیفرسودگیِ کامیابی دنیوی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۲)
👰🏻👰🏻👰🏻شهید و هفتاد و دو حورالعین
🔻در ترمذی، حدیث ۱۶۶۳، در شمار پاداشهای شهید آمده است:
🔺اینجا «هفتاد و دو» دیگر در حاشیه نیست. یکی از اقلام صریح پاداش شهید است.
💪 قدرت جنسیِ صد مرد
اما روایتها از تعداد زنان فراتر میروند و سراغ بدنِ خودِ مرد میآیند. در این روایات، نعمت اخروی فقط به داشتن همسران متعدد محدود نمیشود؛ توان جنسیِ مرد بهشتی نیز بخشی از پاداش اوست.
🔻ترمذی در روایتی از محمد بن عبدالله نقل میکند که مؤمن در بهشت «قدرت صد نفر» در جماع خواهد داشت.
🔻در روایت صریحترِ ابنماجه، این مضمون حتی به وضعیت اندام جنسی مرد میرسد و گفته میشود که او «ذکری خواهد داشت که هرگز سست نمیشود». از ابوامامه روایت شده که پیامبر گفت:
🔻اینجا تقریباً تمام عناصر کنار هم قرار گرفتهاند:
🔺🔻اما در همین عبارت، نکتهٔ دیگری نیز هست که از خودِ عدد هفتاد و دو عجیبتر است:
😑 هفتاد نفر از این زنان «میراث» مرد بهشتی معرفی میشوند. یعنی روایت فقط از آفرینش حوریان برای پاداش سخن نمیگوید؛ برای این زنان تعبیرِ «میراث از اهل دوزخ» را به کار میبرد. و توضیحی که در ادامهٔ همین روایت از سوی راوی آمده، مقصود از این «میراث» را روشنتر میکند: منظور زنانی دانسته شده که شوهرانشان از اهل دوزخ بودهاند و سپس مردان بهشتی آنان را به ارث میبرند!
🔻در همان توضیح، این معنا با نمونهای از «ارث بردن» زنانِ مردان دوزخی، از جمله همسر فرعون، توضیح داده میشود.
🔻اینجا دیگر با یک تصویر ساده از «حوریانِ بهشتی» روبهرو نیستیم. زن، همسر، مالکیت و پاداش جنسی در یک دستگاه واحد کنار هم قرار میگیرند:
🔺این روایت، بهشت را از منظر امتیاز جنسیِ مرد بهشتی ترسیم میکند؛ جایی که نه فقط تعداد زنان افزایش مییابد، بلکه حتی محدودیتهای جسمانیِ مرد زمینی نیز در وعدهٔ اخروی حذف میشود.
🔻در کنار آن، روایت ترمذی دربارهٔ «قدرت صد نفر» این تصویر را کاملتر میکند:
😭 صد باکره در یک روز
🔻روایت دیگری که در منابعی مانند بزار و طبرانی نقل شده، از این هم صریحتر است. در آن از ابوهریره نقل میشود که از پیامبر پرسیدند آیا اهل بهشت با همسرانشان رابطهٔ جنسی خواهند داشت. پاسخ چنین گزارش شده است:
🔺این روایت در منابع مختلف با الفاظ نزدیک به هم آمده و دربارهٔ درجهٔ سند آن میان محدثان بحث وجود دارد. اما خودِ تصویر کاملاً روشن است: یک روز، صد باکره. این دیگر صرفاً سخن از «لذت اخروی» نیست. برای لذت، عدد و واحد زمان تعیین شده است!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲)
👰🏻👰🏻👰🏻شهید و هفتاد و دو حورالعین
🔻در ترمذی، حدیث ۱۶۶۳، در شمار پاداشهای شهید آمده است:
«شهید نزد خدا شش خصلت دارد: با نخستین قطرهٔ خونش آمرزیده میشود؛ جایگاهش در بهشت به او نشان داده میشود؛ از عذاب قبر حفظ میشود؛ از هراس بزرگ ایمن میگردد؛ تاج کرامت بر سرش گذاشته میشود که یک یاقوت آن از دنیا و آنچه در آن است بهتر است؛
🧖🏻♀️🧖🏻♀️🧖🏻♀️و با هفتاد و دو همسر از حورالعین ازدواج داده میشود
و برای هفتاد نفر از خویشاوندان نزدیک خود شفاعت میکند.»
🔺اینجا «هفتاد و دو» دیگر در حاشیه نیست. یکی از اقلام صریح پاداش شهید است.
💪 قدرت جنسیِ صد مرد
اما روایتها از تعداد زنان فراتر میروند و سراغ بدنِ خودِ مرد میآیند. در این روایات، نعمت اخروی فقط به داشتن همسران متعدد محدود نمیشود؛ توان جنسیِ مرد بهشتی نیز بخشی از پاداش اوست.
🔻ترمذی در روایتی از محمد بن عبدالله نقل میکند که مؤمن در بهشت «قدرت صد نفر» در جماع خواهد داشت.
🔻در روایت صریحترِ ابنماجه، این مضمون حتی به وضعیت اندام جنسی مرد میرسد و گفته میشود که او «ذکری خواهد داشت که هرگز سست نمیشود». از ابوامامه روایت شده که پیامبر گفت:
«هیچکس نیست که خداوند او را وارد بهشت کند، مگر اینکه خداوند او را با هفتاد و دو همسر ازدواج دهد: دو نفر از حوریان و هفتاد نفر از میراث او از اهل دوزخ.
هیچیک از آنان نیست مگر اینکه اندام جنسی مطلوبی دارد، و او نیز اندام جنسیای خواهد داشت که هرگز سست نمیشود.»
🔻اینجا تقریباً تمام عناصر کنار هم قرار گرفتهاند:
☑️ تعداد زنان،
☑️ منشأ آنان،
☑️ وضعیتِ جنسی زنان و
☑️ استمرار توان جنسی مرد.
🔺🔻اما در همین عبارت، نکتهٔ دیگری نیز هست که از خودِ عدد هفتاد و دو عجیبتر است:
😑 هفتاد نفر از این زنان «میراث» مرد بهشتی معرفی میشوند. یعنی روایت فقط از آفرینش حوریان برای پاداش سخن نمیگوید؛ برای این زنان تعبیرِ «میراث از اهل دوزخ» را به کار میبرد. و توضیحی که در ادامهٔ همین روایت از سوی راوی آمده، مقصود از این «میراث» را روشنتر میکند: منظور زنانی دانسته شده که شوهرانشان از اهل دوزخ بودهاند و سپس مردان بهشتی آنان را به ارث میبرند!
🔻در همان توضیح، این معنا با نمونهای از «ارث بردن» زنانِ مردان دوزخی، از جمله همسر فرعون، توضیح داده میشود.
🔻اینجا دیگر با یک تصویر ساده از «حوریانِ بهشتی» روبهرو نیستیم. زن، همسر، مالکیت و پاداش جنسی در یک دستگاه واحد کنار هم قرار میگیرند:
دو حوری از بهشت، هفتاد زن بهعنوان «میراث» از اهل دوزخ، و مردی که اندام جنسیاش «هرگز سست نمیشود».
🔺این روایت، بهشت را از منظر امتیاز جنسیِ مرد بهشتی ترسیم میکند؛ جایی که نه فقط تعداد زنان افزایش مییابد، بلکه حتی محدودیتهای جسمانیِ مرد زمینی نیز در وعدهٔ اخروی حذف میشود.
🔻در کنار آن، روایت ترمذی دربارهٔ «قدرت صد نفر» این تصویر را کاملتر میکند:
مرد بهشتی هم زنان بسیار دارد و هم بدنی که برای برخورداری از این نعمت، قدرتی فراتر از بدن معمول انسانی به او داده شده است.
😭 صد باکره در یک روز
🔻روایت دیگری که در منابعی مانند بزار و طبرانی نقل شده، از این هم صریحتر است. در آن از ابوهریره نقل میشود که از پیامبر پرسیدند آیا اهل بهشت با همسرانشان رابطهٔ جنسی خواهند داشت. پاسخ چنین گزارش شده است:
«آری، سوگند به آنکه جانم در دست اوست؛ مرد در یک روز با صد باکره رابطه خواهد داشت.»
🔺این روایت در منابع مختلف با الفاظ نزدیک به هم آمده و دربارهٔ درجهٔ سند آن میان محدثان بحث وجود دارد. اما خودِ تصویر کاملاً روشن است: یک روز، صد باکره. این دیگر صرفاً سخن از «لذت اخروی» نیست. برای لذت، عدد و واحد زمان تعیین شده است!
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۳)
✂️ باکرگیای که دوباره برمیگردد
😯 در شماری از گزارشهای روایی دیگر، همین تصویر تا مرحلهٔ بازگشت باکرگی پیش میرود. در نقلهایی که در مجموعههای بعدی دربارهٔ نعمتهای بهشتی گرد آمدهاند، مضمون چنین است که مرد پس از رابطه با یکی از همسران بهشتی، او را دوباره باکره مییابد!
🔻این مضمون را نباید به حدیث بخاری یا مسلم نسبت داد؛ در منابع متأخرتر و مجموعههای گردآورندهٔ روایات بهشتی دیده میشود. اهمیت آن برای تاریخ ذهنیت در چیز دیگری است:
👰🏻👰🏻👰🏻 خیمهای با خانوادههای متعدد
در میان توصیفهای رواییِ بهشت، حدیثی در صحیح مسلم، ۲۸۳۸ وجود دارد که از نظر اعتبار، با بسیاری از روایتهای عددی و جنسیِ دیگری که در این بحث میآیند تفاوت دارد. این روایت در صحیح مسلم در سه نقلِ نزدیک به هم ثبت شده و مسلم آن را در بابی با عنوان «خیمههای بهشت و آنچه مؤمنان در آنها از اهل خواهند داشت» آورده است؛ یعنی روایت از همان ابتدا در چارچوبِ اهل و همسرانِ بهشتی قرار گرفته است.
🔻در نخستین نقل، ابوموسی اشعری از پیامبر روایت میکند:
در نقل دیگری آمده است:
و در نقل سوم نیز آمده است:
🔺پس با یک روایتِ منفرد و حاشیهای روبهرو نیستیم؛ یک مضمون در سه نقل در صحیح مسلم تکرار شده است. از نظر جایگاه حدیثی، این روایت در زمرهٔ احادیث بسیار معتبر اهل سنت قرار دارد و از این جهت، بسیار محکمتر از روایتهای ضعیفی است که بعداً دربارهٔ ۷۲ همسر، ۵۰۰ حوری یا اعداد بزرگتر نقل شدهاند.
❓اما «شصت میل» چقدر است؟ نمیتوان آن را با قطعیت به یک عدد امروزی تبدیل کرد، زیرا «میل» در دورهها و سنتهای اندازهگیری مختلف مقدار کاملاً ثابتی نداشته است. اگر میل عربیِ مورد استفاده در محاسبات تاریخی را حدود ۱٫۸ تا ۲ کیلومتر در نظر بگیریم، شصت میل تقریباً در محدودهٔ ۱۰۸ تا ۱۲۰ کیلومتر قرار میگیرد. بنابراین روایت از خیمهای سخن میگوید که در مقیاس امروزی، در ابعادی بیش از صد کیلومتر تصور شده است.
🔺اما خودِ واژهٔ «اهل» از این هم جالبتر است. حدیث نمیگوید «در هر گوشه چند زن» یا «چند حوری»؛ میگوید «أهل»؛ یعنی خانواده یا کسانی که در نسبت خانوادگی با مؤمن قرار دارند. بنابراین نمیتوان از خود این حدیث عدد مشخصی برای زنان یا فرزندان استخراج کرد.
❌ بااینحال، عنوان باب مسلم آن را مشخصاً در کنار بحثِ اهل و همسرانِ مؤمنان در خیمههای بهشتی قرار داده است، و وقتی «اهل» را در کنار ابعاد ۶۰ میلیِ خیمه و تعبیر «در هر گوشه» میگذاریم، تصویر از نظر مقیاس بسیار بزرگتر میشود. حتی اگر ندانیم «اهل» دقیقاً چند نفرند، روایت عملا یک فضای عظیم را برای کانونهای متعددِ خانوادگی تصور میکند؛ کانونهایی که آنقدر از یکدیگر جدا هستند که ساکنانشان یکدیگر را نمیبینند.
🔻در نتیجه تصویر روایت این نیست که صرفاً یک مرد، یک زنِ بهشتی دارد. تصویر بسیار گستردهتر است:
😎 و شاید مهمترین جزئیات همین جملهٔ آخر باشد:
🔺حدیث توضیح نداده چرا چنین ترتیبی لازم است. اما خودِ این طراحی قابل تأمل است. در زندگی زمینی، تعدد خانوادهها یا همسران میتواند با رقابت، مقایسه، حسادت و تعارض همراه شود.
🔺🔻این تصویر اخروی، بدون آنکه اصلِ تعدد را حذف کند، اصطکاک میان کانونهای متعدد را از صحنه بیرون میبرد:
🔻به این ترتیب، روایت فقط از کثرتِ برخورداری سخن نمیگوید؛ برای این کثرت، یک معماری هم میسازد:
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳)
✂️ باکرگیای که دوباره برمیگردد
😯 در شماری از گزارشهای روایی دیگر، همین تصویر تا مرحلهٔ بازگشت باکرگی پیش میرود. در نقلهایی که در مجموعههای بعدی دربارهٔ نعمتهای بهشتی گرد آمدهاند، مضمون چنین است که مرد پس از رابطه با یکی از همسران بهشتی، او را دوباره باکره مییابد!
🔻این مضمون را نباید به حدیث بخاری یا مسلم نسبت داد؛ در منابع متأخرتر و مجموعههای گردآورندهٔ روایات بهشتی دیده میشود. اهمیت آن برای تاریخ ذهنیت در چیز دیگری است:
زن بهشتی در این تخیل نه فقط جوان و زیبا، بلکه بدنی بدون فرسودگی است؛ رابطه اتفاق میافتد، اما آثار فرسایش بر بدن باقی نمیماند.
👰🏻👰🏻👰🏻 خیمهای با خانوادههای متعدد
در میان توصیفهای رواییِ بهشت، حدیثی در صحیح مسلم، ۲۸۳۸ وجود دارد که از نظر اعتبار، با بسیاری از روایتهای عددی و جنسیِ دیگری که در این بحث میآیند تفاوت دارد. این روایت در صحیح مسلم در سه نقلِ نزدیک به هم ثبت شده و مسلم آن را در بابی با عنوان «خیمههای بهشت و آنچه مؤمنان در آنها از اهل خواهند داشت» آورده است؛ یعنی روایت از همان ابتدا در چارچوبِ اهل و همسرانِ بهشتی قرار گرفته است.
🔻در نخستین نقل، ابوموسی اشعری از پیامبر روایت میکند:
«برای مؤمن در بهشت خیمهای از یک مرواریدِ توخالی است که پهنای آن شصت میل است. او در آن، اهلانی دارد و نزد آنان رفتوآمد میکند؛ و برخی از آنان، برخی دیگر را نمیبینند.»
در نقل دیگری آمده است:
«در بهشت خیمهای از یک مرواریدِ توخالی است که پهنای آن از هر سو شصت میل است؛ در هر گوشهٔ آن اهلی برای مؤمن وجود دارد و دیگران آنان را نمیبینند؛ و مؤمن نزد آنان رفتوآمد میکند.»
و در نقل سوم نیز آمده است:
«خیمهای از مروارید است که ارتفاع آن در آسمان شصت میل است؛ در هر گوشهٔ آن، اهلی برای مؤمن وجود دارد که دیگران آنان را نمیبینند.»
🔺پس با یک روایتِ منفرد و حاشیهای روبهرو نیستیم؛ یک مضمون در سه نقل در صحیح مسلم تکرار شده است. از نظر جایگاه حدیثی، این روایت در زمرهٔ احادیث بسیار معتبر اهل سنت قرار دارد و از این جهت، بسیار محکمتر از روایتهای ضعیفی است که بعداً دربارهٔ ۷۲ همسر، ۵۰۰ حوری یا اعداد بزرگتر نقل شدهاند.
❓اما «شصت میل» چقدر است؟ نمیتوان آن را با قطعیت به یک عدد امروزی تبدیل کرد، زیرا «میل» در دورهها و سنتهای اندازهگیری مختلف مقدار کاملاً ثابتی نداشته است. اگر میل عربیِ مورد استفاده در محاسبات تاریخی را حدود ۱٫۸ تا ۲ کیلومتر در نظر بگیریم، شصت میل تقریباً در محدودهٔ ۱۰۸ تا ۱۲۰ کیلومتر قرار میگیرد. بنابراین روایت از خیمهای سخن میگوید که در مقیاس امروزی، در ابعادی بیش از صد کیلومتر تصور شده است.
🔺اما خودِ واژهٔ «اهل» از این هم جالبتر است. حدیث نمیگوید «در هر گوشه چند زن» یا «چند حوری»؛ میگوید «أهل»؛ یعنی خانواده یا کسانی که در نسبت خانوادگی با مؤمن قرار دارند. بنابراین نمیتوان از خود این حدیث عدد مشخصی برای زنان یا فرزندان استخراج کرد.
❌ بااینحال، عنوان باب مسلم آن را مشخصاً در کنار بحثِ اهل و همسرانِ مؤمنان در خیمههای بهشتی قرار داده است، و وقتی «اهل» را در کنار ابعاد ۶۰ میلیِ خیمه و تعبیر «در هر گوشه» میگذاریم، تصویر از نظر مقیاس بسیار بزرگتر میشود. حتی اگر ندانیم «اهل» دقیقاً چند نفرند، روایت عملا یک فضای عظیم را برای کانونهای متعددِ خانوادگی تصور میکند؛ کانونهایی که آنقدر از یکدیگر جدا هستند که ساکنانشان یکدیگر را نمیبینند.
🔻در نتیجه تصویر روایت این نیست که صرفاً یک مرد، یک زنِ بهشتی دارد. تصویر بسیار گستردهتر است:
یک مردِ مؤمن، خیمهای عظیم دارد؛ در گوشههای مختلف آن، «اهل» متعدد او قرار گرفتهاند؛ و خودش میان آنان رفتوآمد میکند، در حالی که این اهل یکدیگر را نمیبینند!!
😎 و شاید مهمترین جزئیات همین جملهٔ آخر باشد:
«دیگران آنان را نمیبینند.»
🔺حدیث توضیح نداده چرا چنین ترتیبی لازم است. اما خودِ این طراحی قابل تأمل است. در زندگی زمینی، تعدد خانوادهها یا همسران میتواند با رقابت، مقایسه، حسادت و تعارض همراه شود.
🔺🔻این تصویر اخروی، بدون آنکه اصلِ تعدد را حذف کند، اصطکاک میان کانونهای متعدد را از صحنه بیرون میبرد:
هر «اهل» در گوشهای جدا قرار گرفته، دیگری را نمیبیند و مرد میتواند میان آنها رفتوآمد کند.
🔻به این ترتیب، روایت فقط از کثرتِ برخورداری سخن نمیگوید؛ برای این کثرت، یک معماری هم میسازد:
فضایی عظیم، کانونهای خانوادگیِ متعدد و حریمهایی که مانع دیدهشدن آنها از یکدیگر میشود. مرد در مرکز این ساختار قرار دارد و رفتوآمد میان این کانونها برای او ممکن است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۴)
🔺از این منظر، «ندیدن» در این روایات، جزوِ جزئیاتی بیاهمیت نیست. این روایات مسئلهٔ تعدد زوجات را با حذفِ مواجههی فیزیکی حل میکنند. کثرت بیحد و حصرِ زنان هست، اما رقابتِ دیداریِ منجر به اصطکاکِ میان کانونها نیست! هرکدام در گوشهٔ خود قرار دارند و مرد بهشتی از میان آنها عبور میکند و از بودن با هر کدام لذتِ خاصّ خود را میبرد!
🔻این نکته زمانی برجستهتر میشود که این روایت را کنار روایتهای دیگری بگذاریم که از تعدد همسران و قدرت جنسیِ مرد بهشتی سخن میگویند. آنجا با تعداد روبهرو هستیم؛ اینجا با فضا و سازماندهیِ این تعداد:
📌 بهشت فقط به مرد همسران متعدد نمیدهد؛ در این تصویر، برای این تعدد یک فضای خصوصیِ عظیم هم فراهم میکند که در آن، هر کانون از کانون دیگر جداست.
📌 بنابراین حدیث ۲۸۳۸ از این جهت برای بحث ما اهمیت ویژهای دارد: روایت، بهشت را به صورت یک فضای خصوصیِ عظیم برای مؤمن تصویر میکند؛ فضایی با اهل متعدد، امکان رفتوآمد میان آنان و حذفِ برخورد متقابلشان با یکدیگر. این دیگر صرفاً توصیف یک باغ یا نعمت طبیعی نیست؛ تصویری از یک نظم خانوادگیِ اخروی است که در آن، کثرتِ برخورداری برای مرد با کمترین اصطکاک ممکن طراحی شده است!
😱 پنجصد حوری؛ چهار هزار باکره؛ هشت هزار زن
در لایههای متأخرتر ادبیات روایی، اعداد از این هم بزرگتر میشوند. در گزارشهایی منسوب به ابوالشیخ در «العظمة» و بیهقی در «البعث والنشور»، از پانصد حوری سخن گفته شده و در نقل دیگری عدد ۴۰۰۰ باکره و ۸۰۰۰ زن آمده است. منابع سنتی خودشان دربارهٔ سند این گزارشها اشکالاتی مطرح کردهاند، از جمله وجود راوی ناشناخته. بنابراین این گزارشها را نباید همردیف احادیث صحیح بخاری و مسلم قرار داد.
❌ اما حذف این روایتها از تاریخ ذهنیت نیز اشتباه است. ضعیفبودن یک روایت، به این معنا نیست که هرگز خوانده یا شنیده نشده است. روایتی که وارد کتابهای حدیث شده، در موعظه و آموزش دینی گردش کرده و نسلهای پیدرپی با آن روبهرو شدهاند، حتی اگر از نظر سندی نتوان آن را سخن قطعی پیامبر دانست، خودش بخشی از تاریخ شکلگیری تخیل دینی است.
📌📌 اما مسئله حتی از این هم مهمتر است: این حجم از ادبیات جنسی را نمیتوان صرفاً به چند حدیث ضعیف نسبت داد.
✝️ مقایسه با مسیحیت این تفاوت را برجستهتر میکند. در انجیل، وقتی عیسی مستقیماً دربارهٔ وضعیت انسان در رستاخیز سخن میگوید، تصویر او اساساً در جهت دیگری است:
📌اما مؤلفانِ قرآن بعکس، از حوریان، ازدواج با آنان، زنانِ جوانِ همسن، باکرگی و ویژگیهای جسمانی آنان سخن میگویند؛ از جمله تعبیر «کَواعِبَ أَتراباً» در سورهٔ نبأ که در تفاسیر کلاسیک به زنان جوانِ پُرسینه و دارای پستانهای برآمده و گرد تفسیر شده است؛ و در توصیف دیگری، آنان به یاقوت و مرجان و در جای دیگری به مرواریدِ نهفته تشبیه میشوند. قرآن همچنین از باکرگیِ آنان سخن میگوید.
📌 سنت روایی این میدان را با جزئیات بسیار بیشتری گسترش میدهد: ساق و بدن حوریان، دیدهشدن مغز استخوان از میان جامهها، تعداد همسران، خانه و خانوادههای متعدد، باکرگیِ دوباره، قدرت جنسیِ مرد و حتی اندامی که هرگز سست نمیشود.
📌📌بنابراین نمیتوان مسئله را با این جمله بست که «بعضی از این احادیث ضعیفاند». ضعف سندِ برخی روایتها، ظرفیت جنسیِ موجود در خودِ قرآن و سنت را از میان نمیبرد؛ همانطور که نمیتواند توضیح دهد چرا اصلاً چنین روایاتی امکانِ تولید و گردش پیدا کردند.
📍📍روایت ضعیف در خلأ متولد نمیشود؛ وقتی چنین روایاتی در یک سنت دینی قابلتصور، قابلنوشتن، قابلنقل و قابلموعظه است، باید پرسید چه چیزی در زبان مقدس و سنت رواییِ پیش از آن، چنین تخیلی را ممکن کرده بود.
🔺اینجا دیگر بحث فقط بر سر «اعتبار یک حدیث» نیست. بحث بر سر ظرفیت یک دستگاه دینی برای جنسیکردنِ وعدهٔ آخرت و قرار دادن بدن زن در جایگاهِ کالا و پاداش مرد است.
🔺و همین تفاوت مهم است: ممکن است یک روایت را از نظر حدیثشناسی کنار بگذاریم و بگوییم «این را پیامبر نگفته است»؛ اما اگر همان روایت در امتداد تصاویری قرار میگیرد که قرآن و سنت معتبرتر پیشاپیش امکانِ تصورشان را فراهم کردهاند، نمیتوان با حذف برچسب «ضعیف» کل مسئله را پاک کرد.
📍روایت ضعیف شاید سخن پیامبر نباشد؛ اما حضورِ آن در سنت نشان میدهد این سنت چه چیزهایی را توانسته دربارهٔ بهشت تصور کند، بسط دهد و به زبان دین درآورد. و این، برای تاریخ ذهنیت، مسئلهای کاملاً متفاوت از صحت سند است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۴)
🔺از این منظر، «ندیدن» در این روایات، جزوِ جزئیاتی بیاهمیت نیست. این روایات مسئلهٔ تعدد زوجات را با حذفِ مواجههی فیزیکی حل میکنند. کثرت بیحد و حصرِ زنان هست، اما رقابتِ دیداریِ منجر به اصطکاکِ میان کانونها نیست! هرکدام در گوشهٔ خود قرار دارند و مرد بهشتی از میان آنها عبور میکند و از بودن با هر کدام لذتِ خاصّ خود را میبرد!
🔻این نکته زمانی برجستهتر میشود که این روایت را کنار روایتهای دیگری بگذاریم که از تعدد همسران و قدرت جنسیِ مرد بهشتی سخن میگویند. آنجا با تعداد روبهرو هستیم؛ اینجا با فضا و سازماندهیِ این تعداد:
📌 بهشت فقط به مرد همسران متعدد نمیدهد؛ در این تصویر، برای این تعدد یک فضای خصوصیِ عظیم هم فراهم میکند که در آن، هر کانون از کانون دیگر جداست.
📌 بنابراین حدیث ۲۸۳۸ از این جهت برای بحث ما اهمیت ویژهای دارد: روایت، بهشت را به صورت یک فضای خصوصیِ عظیم برای مؤمن تصویر میکند؛ فضایی با اهل متعدد، امکان رفتوآمد میان آنان و حذفِ برخورد متقابلشان با یکدیگر. این دیگر صرفاً توصیف یک باغ یا نعمت طبیعی نیست؛ تصویری از یک نظم خانوادگیِ اخروی است که در آن، کثرتِ برخورداری برای مرد با کمترین اصطکاک ممکن طراحی شده است!
😱 پنجصد حوری؛ چهار هزار باکره؛ هشت هزار زن
در لایههای متأخرتر ادبیات روایی، اعداد از این هم بزرگتر میشوند. در گزارشهایی منسوب به ابوالشیخ در «العظمة» و بیهقی در «البعث والنشور»، از پانصد حوری سخن گفته شده و در نقل دیگری عدد ۴۰۰۰ باکره و ۸۰۰۰ زن آمده است. منابع سنتی خودشان دربارهٔ سند این گزارشها اشکالاتی مطرح کردهاند، از جمله وجود راوی ناشناخته. بنابراین این گزارشها را نباید همردیف احادیث صحیح بخاری و مسلم قرار داد.
❌ اما حذف این روایتها از تاریخ ذهنیت نیز اشتباه است. ضعیفبودن یک روایت، به این معنا نیست که هرگز خوانده یا شنیده نشده است. روایتی که وارد کتابهای حدیث شده، در موعظه و آموزش دینی گردش کرده و نسلهای پیدرپی با آن روبهرو شدهاند، حتی اگر از نظر سندی نتوان آن را سخن قطعی پیامبر دانست، خودش بخشی از تاریخ شکلگیری تخیل دینی است.
📌📌 اما مسئله حتی از این هم مهمتر است: این حجم از ادبیات جنسی را نمیتوان صرفاً به چند حدیث ضعیف نسبت داد.
❓باید دید خودِ قرآن و سنت روایی چه ظرفیتی برای تولید و گسترش چنین تخیلی فراهم کردهاند؟
✝️ مقایسه با مسیحیت این تفاوت را برجستهتر میکند. در انجیل، وقتی عیسی مستقیماً دربارهٔ وضعیت انسان در رستاخیز سخن میگوید، تصویر او اساساً در جهت دیگری است:
«در رستاخیز نه ازدواج میکنند و نه به ازدواج داده میشوند، بلکه مانند فرشتگان آسماناند.»
📌اما مؤلفانِ قرآن بعکس، از حوریان، ازدواج با آنان، زنانِ جوانِ همسن، باکرگی و ویژگیهای جسمانی آنان سخن میگویند؛ از جمله تعبیر «کَواعِبَ أَتراباً» در سورهٔ نبأ که در تفاسیر کلاسیک به زنان جوانِ پُرسینه و دارای پستانهای برآمده و گرد تفسیر شده است؛ و در توصیف دیگری، آنان به یاقوت و مرجان و در جای دیگری به مرواریدِ نهفته تشبیه میشوند. قرآن همچنین از باکرگیِ آنان سخن میگوید.
📌 سنت روایی این میدان را با جزئیات بسیار بیشتری گسترش میدهد: ساق و بدن حوریان، دیدهشدن مغز استخوان از میان جامهها، تعداد همسران، خانه و خانوادههای متعدد، باکرگیِ دوباره، قدرت جنسیِ مرد و حتی اندامی که هرگز سست نمیشود.
📌📌بنابراین نمیتوان مسئله را با این جمله بست که «بعضی از این احادیث ضعیفاند». ضعف سندِ برخی روایتها، ظرفیت جنسیِ موجود در خودِ قرآن و سنت را از میان نمیبرد؛ همانطور که نمیتواند توضیح دهد چرا اصلاً چنین روایاتی امکانِ تولید و گردش پیدا کردند.
📍📍روایت ضعیف در خلأ متولد نمیشود؛ وقتی چنین روایاتی در یک سنت دینی قابلتصور، قابلنوشتن، قابلنقل و قابلموعظه است، باید پرسید چه چیزی در زبان مقدس و سنت رواییِ پیش از آن، چنین تخیلی را ممکن کرده بود.
🔺اینجا دیگر بحث فقط بر سر «اعتبار یک حدیث» نیست. بحث بر سر ظرفیت یک دستگاه دینی برای جنسیکردنِ وعدهٔ آخرت و قرار دادن بدن زن در جایگاهِ کالا و پاداش مرد است.
🔺و همین تفاوت مهم است: ممکن است یک روایت را از نظر حدیثشناسی کنار بگذاریم و بگوییم «این را پیامبر نگفته است»؛ اما اگر همان روایت در امتداد تصاویری قرار میگیرد که قرآن و سنت معتبرتر پیشاپیش امکانِ تصورشان را فراهم کردهاند، نمیتوان با حذف برچسب «ضعیف» کل مسئله را پاک کرد.
📍روایت ضعیف شاید سخن پیامبر نباشد؛ اما حضورِ آن در سنت نشان میدهد این سنت چه چیزهایی را توانسته دربارهٔ بهشت تصور کند، بسط دهد و به زبان دین درآورد. و این، برای تاریخ ذهنیت، مسئلهای کاملاً متفاوت از صحت سند است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۵)
👙لباس زن بهشتی؛ پوشش یا نمایش؟
در این مجموعهٔ روایی، حتی لباس زن بهشتی نیز به ابزاری برای برجستهکردن زیبایی جسمانی او تبدیل میشود. در روایت ترمذی، گفته میشود که
🔺یعنی مسئله فقط این نیست که زن لباس فاخر و متعدد بر تن دارد؛ مسئله این است که هفتاد لایهٔ لباس نیز مانع دیدن بدن او نمیشوند. اگر این توصیف را به زبان امروز برگردانیم، با پوششی روبهرو هستیم که دستکم در تخیل روایت، آنچنان نازک یا شفاف تصویر شده که لایههای متعدد آن نیز بدن را پنهان نمیکنند. پس لباس در اینجا دیگر صرفاً «پوشش» نیست؛ خودش بخشی از سازوکار نمایش بدن است.
🔺البته باید دقیق ماند: حدیث صریحاً نمیگوید «این لباسها شفافاند» یا «برای نمایش بدن طراحی شدهاند». اینها تعبیر و استنباط ما از توصیف روایت است. آنچه خود متن صریحاً میگوید، از این هم برای تحلیل کافی است:
🤦🏻♀️ بدن زن؛ زیباییای که به جزئیات فیزیولوژیک میرسد
🔻وقتی روایتهای مختلف را کنار هم میگذاریم، بدن زن بهشتی ویژگیهای مشخصی پیدا میکند:
🔺در اینجا دیگر «حوری» یک اسم شاعرانه نیست. یک بدن بهشتی است. و این بدن در بسیاری از روایتها در نسبت با مرد بهشتی تعریف میشود: او همسر اوست، پاداش اوست و بخشی از نعمت اوست.
💪 بدن مرد؛ قدرت بدون فرسودگی
طرف دیگر این تخیل، مرد بهشتی است.
🔺بنابراین بهشت فقط بدن زن را تغییر نمیدهد.
بدن مرد را هم از محدودیتهای زمینی آزاد میکند.
🔻اما جهتی که این آزادی در آن تعریف میشود، در این روایتها روشن است: افزایش ظرفیت لذت.
مسئله فقط تعداد نیست؛ مسئله زمان هم هست
🔻اگر روایت «صد باکره در یک روز» را کنار روایت «قدرت صد نفر» بگذاریم، متوجه میشویم که ادبیات بهشتی فقط به «چه چیزی» فکر نکرده، بلکه به ظرفیت بدن و زمان رابطه نیز پرداخته است:
🔺اینها اجزای یک تصویرند: بدن انسانی بدون سقف فیزیولوژیک.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۵)
👙لباس زن بهشتی؛ پوشش یا نمایش؟
در این مجموعهٔ روایی، حتی لباس زن بهشتی نیز به ابزاری برای برجستهکردن زیبایی جسمانی او تبدیل میشود. در روایت ترمذی، گفته میشود که
☑️ سفیدیِ ساق پای زن از میان هفتاد جامه دیده میشود
☑️ و حتی مغز استخوانش نیز از پشت آن جامهها قابل مشاهده است.
🔺یعنی مسئله فقط این نیست که زن لباس فاخر و متعدد بر تن دارد؛ مسئله این است که هفتاد لایهٔ لباس نیز مانع دیدن بدن او نمیشوند. اگر این توصیف را به زبان امروز برگردانیم، با پوششی روبهرو هستیم که دستکم در تخیل روایت، آنچنان نازک یا شفاف تصویر شده که لایههای متعدد آن نیز بدن را پنهان نمیکنند. پس لباس در اینجا دیگر صرفاً «پوشش» نیست؛ خودش بخشی از سازوکار نمایش بدن است.
🔺البته باید دقیق ماند: حدیث صریحاً نمیگوید «این لباسها شفافاند» یا «برای نمایش بدن طراحی شدهاند». اینها تعبیر و استنباط ما از توصیف روایت است. آنچه خود متن صریحاً میگوید، از این هم برای تحلیل کافی است:
هفتاد جامه بر تن زن است، اما ساق و مغز استخوان او همچنان دیده میشود. در نتیجه، لباس نه بهعنوان مانعی برای نگاه، بلکه در دلِ توصیف زیباییِ بدن قرار گرفته است.
🤦🏻♀️ بدن زن؛ زیباییای که به جزئیات فیزیولوژیک میرسد
🔻وقتی روایتهای مختلف را کنار هم میگذاریم، بدن زن بهشتی ویژگیهای مشخصی پیدا میکند:
☑️ جوانی دائمی،
☑️ زیبایی فوقالعاده،
☑️ شفافیتی که در برخی روایات تا دیدن مغز استخوان پیش میرود،
☑️ لباسهایی که مانع مشاهدهٔ ساق نمیشوند
☑️ و در بعضی گزارشها باکرگیای که دوباره برقرار میشود.
🔺در اینجا دیگر «حوری» یک اسم شاعرانه نیست. یک بدن بهشتی است. و این بدن در بسیاری از روایتها در نسبت با مرد بهشتی تعریف میشود: او همسر اوست، پاداش اوست و بخشی از نعمت اوست.
💪 بدن مرد؛ قدرت بدون فرسودگی
طرف دیگر این تخیل، مرد بهشتی است.
☑️ او پیر نمیشود.
☑️ از کثرتِ جماع خسته نمیشود و فرسوده
☑️ و در برخی روایات، قدرت جنسی او به شکل غیرعادی افزایش مییابد.
ترمذی از قدرتی معادل صد نفر/کمر سخن میگوید. ابنماجه از مردی سخن میگوید که عضو جنسیاش هرگز سست نمیشود!
🔺بنابراین بهشت فقط بدن زن را تغییر نمیدهد.
بدن مرد را هم از محدودیتهای زمینی آزاد میکند.
🔻اما جهتی که این آزادی در آن تعریف میشود، در این روایتها روشن است: افزایش ظرفیت لذت.
مسئله فقط تعداد نیست؛ مسئله زمان هم هست
🔻اگر روایت «صد باکره در یک روز» را کنار روایت «قدرت صد نفر» بگذاریم، متوجه میشویم که ادبیات بهشتی فقط به «چه چیزی» فکر نکرده، بلکه به ظرفیت بدن و زمان رابطه نیز پرداخته است:
✔️ دو زن.
✔️ هفتاد و دو زن.
✔️ صد زن در یک روز.
✔️ قدرت صد نفر.
✔️ آلتی که هرگز سست نمیشود.
✔️ زنی که در برخی روایتها دوباره باکره میشود.
🔺اینها اجزای یک تصویرند: بدن انسانی بدون سقف فیزیولوژیک.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۶)
🙃 بهشت بهمثابه وارونگی محدودیتهای بدن
🔻در دنیا بدن پیر میشود. میل جنسی محدود است. قدرت جنسی کاهش مییابد. رابطه خستگی دارد. باکرگی یک وضعیت برگشتناپذیر طبیعی تلقی میشود. تعداد همسران و روابط نیز محدودیتهای اجتماعی و جسمانی دارند.
🔻❌اما در این تصویر از بهشت، تقریباً تمام این محدودیتها حذف میشوند.
🔺بنابراین اینجا بهشت صرفاً رهایی از بدن نیست.
بهشت، در این بخش از سنت، رهایی بدن از محدودیت است.
⚠️ «ضعیف» بودن یک روایت، اثر تاریخی آن را پاک نمیکند
🔻من عمداً روایتهای نه چندان قوی را هم در این بررسی کنار نگذاشتم. نه برای اینکه آنها را همگی سخن قطعی محمد بدانم، که اساسا نفسِ وجودِ تاریخیاش نیز در تحقیقاتِ این چند دهه زیر سوال رفته، بلکه به این دلیل که موضوع این بحث تاریخ ذهنیت دینی است.
🔺برای نمونه، روایت قدرت صدگانه در ترمذی آمده است. روایت صد باکره در یک روز در منابع دیگری آمده است. روایت ۷۲ همسر در چند مجموعهٔ حدیثی با صورتهای مختلف دیده میشود. گزارشهای ۵۰۰ حوری و ۴۰۰۰ و ۸۰۰۰ زن نیز در لایههای متأخرتر ظاهر شدهاند. اینها از نظر سند یکسان نیستند.
📌 اما تاریخ ذهنیت هم تاریخ «اسناد صحیح» به تنهایی نیست. تاریخ ذهنیت، تاریخ چیزهایی است که انسانها خواندهاند، شنیدهاند، نقل کردهاند، تصور کردهاند و بر اساس آنها دربارهٔ جهان پس از مرگ خیال ساختهاند. ممکن است سند یک روایت ضعیف باشد و تخیل آن قرنها قدرتمند بماند. ممکن است یک محدث آن را رد کند و واعظ دیگری آن را برای هزاران نفر تعریف کند.
🔺از نظر علم حدیث، این دو مسئله متفاوتاند. از نظر تاریخ فرهنگ، هر دو مهماند.
🔻مسئله فقط حوری نیست؛ مسئله ساختار پاداش است. گاهی در برابر چنین بحثی گفته میشود:
اما این متن ادعا نمیکند که تمام اسلام دربارهٔ حوریهاست. بحث بسیار محدودتر است. بحث این است که
🦸🏻♂️ بهشتِ مردانه؟
🔻در ادبیات رواییِ بهشت، عدمتقارن چشمگیری دیده میشود: دربارهٔ مرد،
❌ اما دربارهٔ لذت جنسیِ زن بهشتی، روایتها بسیار کمجزئیاتترند. زن عمدتاً از منظرِ زیبایی، مطلوبیت، باکرگی و دلبستگی به مرد توصیف میشود، نه از منظرِ تجربه و فیزیولوژیِ لذت خودش. بعدها مفسران و فقیهان برای پاسخ به این خلأ گفتهاند که زنان نیز در بهشت هرچه بخواهند خواهند داشت و از لذت برخوردار خواهند شد؛ ولی این پاسخ، با انبوه توصیفهای مشخصی که برای لذت جنسی مرد وجود دارد، از نظر جزئیات روایی قابل مقایسه نیست.
🔻اگر همهٔ این روایات را کنار هم بگذاریم، انسان بهشتی موجودی است که
🔺مرگ حذف میشود. میل باقی میماند. شاید همین یکی از مهمترین ویژگیهای این تخیل باشد. بهشت در این بخش از سنت، نابودی میل نیست. جاودانهکردن میل است. و به همین دلیل دعاها مهماند
📌 کتابها را همه نمیخوانند. اما دعا را همه میشنوند. ملا ممکن است صدها صفحه حدیث را برای مردم نخواند. اما میتواند یک جمله را صدها بار تکرار کند:
🔺🔻پشت این جمله کوتاه، یک ادبیات عظیم ایستاده است:
🔺پس مسئله فقط یک کلمه در قنوت نیست. مسئله یک دستگاه تخیل است. دستگاهی که برای مرد بهشتی بدن میسازد. برای او قدرت میسازد. برای او همسران متعدد میسازد. برای زن بهشتی زیبایی و جوانی ابدی میسازد. برای رابطه تعداد و ظرفیت تصور میکند. و همهٔ اینها را در قالب پاداش اخروی قرار میدهد.
🔺میتوان به این تصویر ایمان داشت. میتوان آن را استعاری دانست. میتوان آن را نقد کرد. اما نمیتوان وانمود کرد که چنین ادبیاتی وجود نداشته است. حوریها در حاشیهٔ این جهان تخیلی نیستند؛ یکی از روشنترین پنجرهها به تصوری هستند که این ادبیات از بدن، میل، مردانگی، زن و پاداش ساخته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۶)
🙃 بهشت بهمثابه وارونگی محدودیتهای بدن
🔻در دنیا بدن پیر میشود. میل جنسی محدود است. قدرت جنسی کاهش مییابد. رابطه خستگی دارد. باکرگی یک وضعیت برگشتناپذیر طبیعی تلقی میشود. تعداد همسران و روابط نیز محدودیتهای اجتماعی و جسمانی دارند.
🔻❌اما در این تصویر از بهشت، تقریباً تمام این محدودیتها حذف میشوند.
جوانی ابدی.
قدرت جنسی فوقالعاده.
همسران متعدد.
بدنهای زیبا و بدون فرسودگی.
و در برخی روایات، بازگشت باکرگی.
🔺بنابراین اینجا بهشت صرفاً رهایی از بدن نیست.
بهشت، در این بخش از سنت، رهایی بدن از محدودیت است.
⚠️ «ضعیف» بودن یک روایت، اثر تاریخی آن را پاک نمیکند
🔻من عمداً روایتهای نه چندان قوی را هم در این بررسی کنار نگذاشتم. نه برای اینکه آنها را همگی سخن قطعی محمد بدانم، که اساسا نفسِ وجودِ تاریخیاش نیز در تحقیقاتِ این چند دهه زیر سوال رفته، بلکه به این دلیل که موضوع این بحث تاریخ ذهنیت دینی است.
🔺برای نمونه، روایت قدرت صدگانه در ترمذی آمده است. روایت صد باکره در یک روز در منابع دیگری آمده است. روایت ۷۲ همسر در چند مجموعهٔ حدیثی با صورتهای مختلف دیده میشود. گزارشهای ۵۰۰ حوری و ۴۰۰۰ و ۸۰۰۰ زن نیز در لایههای متأخرتر ظاهر شدهاند. اینها از نظر سند یکسان نیستند.
📌 اما تاریخ ذهنیت هم تاریخ «اسناد صحیح» به تنهایی نیست. تاریخ ذهنیت، تاریخ چیزهایی است که انسانها خواندهاند، شنیدهاند، نقل کردهاند، تصور کردهاند و بر اساس آنها دربارهٔ جهان پس از مرگ خیال ساختهاند. ممکن است سند یک روایت ضعیف باشد و تخیل آن قرنها قدرتمند بماند. ممکن است یک محدث آن را رد کند و واعظ دیگری آن را برای هزاران نفر تعریف کند.
🔺از نظر علم حدیث، این دو مسئله متفاوتاند. از نظر تاریخ فرهنگ، هر دو مهماند.
🔻مسئله فقط حوری نیست؛ مسئله ساختار پاداش است. گاهی در برابر چنین بحثی گفته میشود:
«شما همهٔ اسلام را به حوریها تقلیل میدهید.»
اما این متن ادعا نمیکند که تمام اسلام دربارهٔ حوریهاست. بحث بسیار محدودتر است. بحث این است که
❓چرا در بخشی از ادبیات پاداش اخروی، این حجم از جزئیات دربارهٔ زن، بدن زن، تعداد زنان، باکرگی، قدرت جنسی مرد و رابطهٔ جنسی تولید شده است.
🦸🏻♂️ بهشتِ مردانه؟
🔻در ادبیات رواییِ بهشت، عدمتقارن چشمگیری دیده میشود: دربارهٔ مرد،
جزئیات متعددی از قدرت جنسی، تعداد همسران، آمیزش و دوام شهوت روایت شده است؛
❌ اما دربارهٔ لذت جنسیِ زن بهشتی، روایتها بسیار کمجزئیاتترند. زن عمدتاً از منظرِ زیبایی، مطلوبیت، باکرگی و دلبستگی به مرد توصیف میشود، نه از منظرِ تجربه و فیزیولوژیِ لذت خودش. بعدها مفسران و فقیهان برای پاسخ به این خلأ گفتهاند که زنان نیز در بهشت هرچه بخواهند خواهند داشت و از لذت برخوردار خواهند شد؛ ولی این پاسخ، با انبوه توصیفهای مشخصی که برای لذت جنسی مرد وجود دارد، از نظر جزئیات روایی قابل مقایسه نیست.
🔻اگر همهٔ این روایات را کنار هم بگذاریم، انسان بهشتی موجودی است که
هنوز میخواهد. اما بدون محدودیت. میخورد، بدون بیماری. مینوشد، بدون پیامدهای جسمانی. رابطهٔ جنسی دارد، بدون فرسودگی. جوان میماند. زنان و همسران بسیار دارد. و در برخی روایات، ظرفیت جنسی او به شکل غیرعادی افزایش پیدا میکند.
🔺مرگ حذف میشود. میل باقی میماند. شاید همین یکی از مهمترین ویژگیهای این تخیل باشد. بهشت در این بخش از سنت، نابودی میل نیست. جاودانهکردن میل است. و به همین دلیل دعاها مهماند
📌 کتابها را همه نمیخوانند. اما دعا را همه میشنوند. ملا ممکن است صدها صفحه حدیث را برای مردم نخواند. اما میتواند یک جمله را صدها بار تکرار کند:
«خدایا ما را با حورالعین مزدوج کن.»
🔺🔻پشت این جمله کوتاه، یک ادبیات عظیم ایستاده است:
دو همسر.
هفتاد و دو همسر.
هفتاد و دو حورالعین.
قدرت جنسی صد مرد.
صد باکره در یک روز.
خیمهای عظیم با خانوادههای متعدد.
بدنهایی که فرسوده نمیشوند.
و در لایههای متأخرتر، اعداد بسیار بزرگتر از زنان.
🔺پس مسئله فقط یک کلمه در قنوت نیست. مسئله یک دستگاه تخیل است. دستگاهی که برای مرد بهشتی بدن میسازد. برای او قدرت میسازد. برای او همسران متعدد میسازد. برای زن بهشتی زیبایی و جوانی ابدی میسازد. برای رابطه تعداد و ظرفیت تصور میکند. و همهٔ اینها را در قالب پاداش اخروی قرار میدهد.
🔺میتوان به این تصویر ایمان داشت. میتوان آن را استعاری دانست. میتوان آن را نقد کرد. اما نمیتوان وانمود کرد که چنین ادبیاتی وجود نداشته است. حوریها در حاشیهٔ این جهان تخیلی نیستند؛ یکی از روشنترین پنجرهها به تصوری هستند که این ادبیات از بدن، میل، مردانگی، زن و پاداش ساخته است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
🎙#علیرضا_رضایی
🗄پستهای مرتبط
.
#نقدخند #نقد_قرآن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#علیرضا_رضایی
🗄پستهای مرتبط
.
#نقدخند #نقد_قرآن #زنان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘پاداشِ مؤمنان: حوریانِ بیپایان، سکسِ بیامان، شَهوتِ جاودان
(۷)
🎁 وقتی زن از «انسان» به «کالای جنسی» تبدیل میشود
🔻اما مسئله از خودِ توصیف حوریان فراتر میرود. اگر زن در بخش مهمی از تخیل پاداش اخروی، پیش از هر چیز بهعنوان موضوع لذت مرد و از دریچۀ نرهای دچار سندرومِ آلتِ بیقرار تعریف شود، پیامد این تصویر فقط به جهان پس از مرگ محدود نمیماند.
🔻اینجا یک تغییر مهم در جایگاه زن رخ میدهد:
🔺اینجاست که «کالاشدنِ زن» اهمیت پیدا میکند. کالا چیزی است که ارزشش از کارکردی که برای دیگری دارد تعیین میشود. وقتی زن در زبان پاداش بهشتی به «همسر»، «حوری»، «باکره»، «زیبایی»، «لذت» و بخشی از نعمتهای مرد تبدیل میشود، خودش نیز بخشی از پاداشِ مرد میشود.
📌 در همینجا یک عدمتقارن اساسی شکل میگیرد. برای مرد:
برای زن:
🔺مرد «فاعلِ برخوردار» است و زن غالباً «موضوعِ برخورداری» [این وضعیت را در ویدیوی پیوست جاویدنام علیرضا رضایی بهخوبی توصیف کردهاست].
🔺اما روی دیگر این ماجرا، فقط کالاییشدن بدن زن نیست؛ سرکوب بدن زن در زندگی زمینی نیز هست. همان بدنی که در تصویر بهشتی میتواند موضوعِ لذت و پاداش مرد باشد، در جهان زمینی میتواند موضوعِ کنترل، پوشاندن، محدودکردن و انضباط قرار گیرد. در یک سو، بدن زن باید پنهان و مهار شود؛ در سوی دیگر، همان بدن در تخیل پاداش اخروی به نعمتِ مرد تبدیل میشود. بدن زن همزمان سرکوب و کالایی میشود؛ در دنیا مهار میشود و در تخیل مردانهٔ آخرت، عرضه میشود.
🔺از همینجا تأثیر احتمالی این دستگاه ارزشی بر حضور اجتماعی زن اهمیت پیدا میکند. وقتی زن بارها با بدن، بکارت، زیبایی، عفت، همسری و میل مرد تعریف شود، برای حضور در دیگر ساحتهای انسانی باید دائماً ثابت کند که فقط بدن نیست؛ فقط همسر نیست؛ فقط مادر نیست؛ فقط موضوع میل جنسی مرد نیست. او متفکر است، شاعر است، هنرمند است، دانشمند است، نویسنده است، شهروند است،
🔻به همین دلیل، بحث حوریان را نمیتوان صرفاً بحثی دربارهٔ «سکس در بهشت» دانست. بحث بر سر تصویری از زن است که در آن بدن زن میتواند به پاداش مرد و ابزارِ قدرت دینی برای اغوای مومنان برای کشتن و کشتهشدن تبدیل شود؛ و همین تصویر، در کنار سازوکارهای زمینیِ کنترل بدن زن، میتواند در شکلدادن به مناسبات جنسیتی نقش داشته باشد.
📌 نتیجه فقط این نیست که زن «کمتر دیده» میشود؛ گاهی دقیقاً بدنش بیش از حد دیده میشود و خودِ او کمتر دیده میشود. بدن او دیده میشود؛ اما ذهنش نه. زیباییاش توصیف میشود؛ اما اندیشهاش نه. بکارتش اهمیت پیدا میکند؛ اما تجربه و انتخابش نه. مطلوبیت جنسیاش سنجیده میشود؛ اما فردیتش به حاشیه میرود.
🔺و شاید یکی از بنیادیترین وجوه مسئله همین باشد: سرکوب زن همیشه با نادیدهگرفتن بدن او اتفاق نمیافتد؛ گاهی با تبدیلکردن بدنش به مهمترین چیزی که دربارهٔ او باید دیده شود اتفاق میافتد.
🔺از این منظر، کالاییشدن و سرکوب بدن زن میتوانند دو روی یک رابطهٔ قدرت باشند.
🔻و اینجاست که پرسش اصلی مقاله شکل میگیرد:
🔺این پرسش، بهمراتب بزرگتر از مسئلهٔ حوریان است. مسئله، جایگاه بدن و فردیت زن در معماریِ تخیلِ سعادت و در نظام قدرتی است که این تخیل را به زندگی زمینی پیوند میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۷)
🎁 وقتی زن از «انسان» به «کالای جنسی» تبدیل میشود
🔻اما مسئله از خودِ توصیف حوریان فراتر میرود. اگر زن در بخش مهمی از تخیل پاداش اخروی، پیش از هر چیز بهعنوان موضوع لذت مرد و از دریچۀ نرهای دچار سندرومِ آلتِ بیقرار تعریف شود، پیامد این تصویر فقط به جهان پس از مرگ محدود نمیماند.
🔻اینجا یک تغییر مهم در جایگاه زن رخ میدهد:
زن دیگر اساساً انسانی با اراده، عقل، استعداد، تجربه، رنج، میل و زندگی مستقل دیده نمیشود؛ او به بدن تقلیل مییابد و همین بدن به وعدۀ پاداشِ عملِ مرد تبدیل میشود.
🔺اینجاست که «کالاشدنِ زن» اهمیت پیدا میکند. کالا چیزی است که ارزشش از کارکردی که برای دیگری دارد تعیین میشود. وقتی زن در زبان پاداش بهشتی به «همسر»، «حوری»، «باکره»، «زیبایی»، «لذت» و بخشی از نعمتهای مرد تبدیل میشود، خودش نیز بخشی از پاداشِ مرد میشود.
📌 در همینجا یک عدمتقارن اساسی شکل میگیرد. برای مرد:
قدرت، اختیار، تعدد، ظرفیت جنسی و برخورداری توصیف میشود؛
برای زن:
زیبایی، جوانی، باکرگی، بدن، مطلوبیت و دلباختگی به مرد.
🔺مرد «فاعلِ برخوردار» است و زن غالباً «موضوعِ برخورداری» [این وضعیت را در ویدیوی پیوست جاویدنام علیرضا رضایی بهخوبی توصیف کردهاست].
🔺اما روی دیگر این ماجرا، فقط کالاییشدن بدن زن نیست؛ سرکوب بدن زن در زندگی زمینی نیز هست. همان بدنی که در تصویر بهشتی میتواند موضوعِ لذت و پاداش مرد باشد، در جهان زمینی میتواند موضوعِ کنترل، پوشاندن، محدودکردن و انضباط قرار گیرد. در یک سو، بدن زن باید پنهان و مهار شود؛ در سوی دیگر، همان بدن در تخیل پاداش اخروی به نعمتِ مرد تبدیل میشود. بدن زن همزمان سرکوب و کالایی میشود؛ در دنیا مهار میشود و در تخیل مردانهٔ آخرت، عرضه میشود.
🔺از همینجا تأثیر احتمالی این دستگاه ارزشی بر حضور اجتماعی زن اهمیت پیدا میکند. وقتی زن بارها با بدن، بکارت، زیبایی، عفت، همسری و میل مرد تعریف شود، برای حضور در دیگر ساحتهای انسانی باید دائماً ثابت کند که فقط بدن نیست؛ فقط همسر نیست؛ فقط مادر نیست؛ فقط موضوع میل جنسی مرد نیست. او متفکر است، شاعر است، هنرمند است، دانشمند است، نویسنده است، شهروند است،
صاحب رأی و اراده است و حق دارد خودش دربارهٔ بدن، میل، ایمان، زندگی و آیندهٔ خویش تصمیم بگیرد.
🔻به همین دلیل، بحث حوریان را نمیتوان صرفاً بحثی دربارهٔ «سکس در بهشت» دانست. بحث بر سر تصویری از زن است که در آن بدن زن میتواند به پاداش مرد و ابزارِ قدرت دینی برای اغوای مومنان برای کشتن و کشتهشدن تبدیل شود؛ و همین تصویر، در کنار سازوکارهای زمینیِ کنترل بدن زن، میتواند در شکلدادن به مناسبات جنسیتی نقش داشته باشد.
📌 نتیجه فقط این نیست که زن «کمتر دیده» میشود؛ گاهی دقیقاً بدنش بیش از حد دیده میشود و خودِ او کمتر دیده میشود. بدن او دیده میشود؛ اما ذهنش نه. زیباییاش توصیف میشود؛ اما اندیشهاش نه. بکارتش اهمیت پیدا میکند؛ اما تجربه و انتخابش نه. مطلوبیت جنسیاش سنجیده میشود؛ اما فردیتش به حاشیه میرود.
🔺و شاید یکی از بنیادیترین وجوه مسئله همین باشد: سرکوب زن همیشه با نادیدهگرفتن بدن او اتفاق نمیافتد؛ گاهی با تبدیلکردن بدنش به مهمترین چیزی که دربارهٔ او باید دیده شود اتفاق میافتد.
🔺از این منظر، کالاییشدن و سرکوب بدن زن میتوانند دو روی یک رابطهٔ قدرت باشند.
بدنی که حقِ تعریف و تصمیمگیری دربارهٔ خودش را ندارد، میتواند همزمان موضوعِ نگاه، ارزشگذاری و بهرهمندیِ دیگران قرار گیرد.
🔻و اینجاست که پرسش اصلی مقاله شکل میگیرد:
❓آیا میتوان از جامعهای انتظار داشت زن را در همهٔ ساحتهای انسانیاش ببیند، وقتی در تصویر آرمانیِ سعادت متونِ دینی و مقدس، زن تا این اندازه از منظرِ لذتِ مرد صورتبندی میشود؟
🔺این پرسش، بهمراتب بزرگتر از مسئلهٔ حوریان است. مسئله، جایگاه بدن و فردیت زن در معماریِ تخیلِ سعادت و در نظام قدرتی است که این تخیل را به زندگی زمینی پیوند میدهد.
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
📕از «ملازمانِ فرعون» تا «مادران مومنان»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
❤️ چرا گربهدوست نبودن یه جورایی "زنستیزانه"ست؟
🔻این مقاله با این جملات جیدیونس شروع میشه:
هدف این حرف این بود که زنهای بدون همسر و بچه رو ناراضی و بیارزش نشون بده.
🔺توی قرون وسطی، زنانی که تنها زندگی میکردن و گربه داشتن، بهشون میگفتن جادوگر. تهدید واقعی، خودِ زنانی بودن که مستقل زندگی میکردن.
✒️با گذشت زمان، گربهی ولگرد نماد زن «سقوطکرده» شد و همین تصویر تبدیل شد به سلاح جنبش مخالف حق رأی زنان.
🔸اما چرا دقیقاً گربهها؟ گربهها برخلاف سگها مرزهاشون رو حفظ میکنن. زنی هم که مرز تعیین میکنه، معمولاً بهش میگن سرد یا سختگیر. کاترین راجرز مینویسه گربهها «اطاعت نمیکنن و به اندازهی کافی عشق نمیورزن.»
🔸«زن گربهای دیوونه» هیچوقت واقعاً دیوونه نبود، احتمالاً جادوگر هم نبود؛ فقط جرئت کرده بود زندگیای بیرون از نقشی که جامعه براش تعیین کرده بود، انتخاب کنه.
▫️nana is hannah
📄لینک مقاله:
@Zane_Ruz_Twitter
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻این مقاله با این جملات جیدیونس شروع میشه:
«یک مشت زن بیفرزند عاشق گربه، ادارهمون میکنند، زنهایی که از زندگی خودشون ناراضیان»
هدف این حرف این بود که زنهای بدون همسر و بچه رو ناراضی و بیارزش نشون بده.
زن قبل از اینکه دیوونه باشه، جادوگر بود.
🔺توی قرون وسطی، زنانی که تنها زندگی میکردن و گربه داشتن، بهشون میگفتن جادوگر. تهدید واقعی، خودِ زنانی بودن که مستقل زندگی میکردن.
✒️با گذشت زمان، گربهی ولگرد نماد زن «سقوطکرده» شد و همین تصویر تبدیل شد به سلاح جنبش مخالف حق رأی زنان.
🔸اما چرا دقیقاً گربهها؟ گربهها برخلاف سگها مرزهاشون رو حفظ میکنن. زنی هم که مرز تعیین میکنه، معمولاً بهش میگن سرد یا سختگیر. کاترین راجرز مینویسه گربهها «اطاعت نمیکنن و به اندازهی کافی عشق نمیورزن.»
🔸«زن گربهای دیوونه» هیچوقت واقعاً دیوونه نبود، احتمالاً جادوگر هم نبود؛ فقط جرئت کرده بود زندگیای بیرون از نقشی که جامعه براش تعیین کرده بود، انتخاب کنه.
▫️nana is hannah
📄لینک مقاله:
https://trinketgirlie.substack.com/p/this-kittys-got-claws-the-history?r=3ntv9x&utm_medium=ios@Zane_Ruz_Twitter
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 محسن رضایی: از قبیلهگرایی تا شورای امنیت
محسن رضایی در خانوادهای عشایری و بختیاری در مسجدسلیمان به دنیا آمده است.شاید برای فهم جهان ذهنی او و همچنین بسیاری دیگر از سردمداران جمهوری اسلامی، این پیشینه از بسیاری از مدرکها و سمتهای بعدیاش مهمتر باشد؛ بحث به هیچ رو این نیست که زندگی عشایری ذاتاً مذموم است، اما باید توجه داشت این سبک از زندگی صورت قدیمی زندگیست، یعنی زندگیِ جمع و ایل است، جهانی با مناسبات نسبتاً سادهتر که در آن وفاداری به جمع، حفظ آبرو، ایستادن پشت حرف خودی و عقبننشستن در برابر طایفه رقیب اهمیتی بسیار بیشتری از فردگرایی و پیچیدگی روابط در شهر مدرن دارد.
اگر تاریخ دولت مدرن را با ظرافت بررسی کنیم، در مییابیم دولت مدرن درست در نقطه مقابل چنین جهانی ایستاده. یعنی وضعیتی که با اقتصاد جهانی، محاسبه هزینه، تخصص، مذاکره، نهاد و میلیونها فردی سروکار دارد که قرار نیست اعضای یک ایل و طایفه باشند.
به یک معنا با شهامت میتوانم بگویم، در بنیادیترین تحلیل ممکن انقلاب ۵۷ لحظه چیرگی بخشی از همین ارزشهای جمعگرایانه و ضدفردگرا بر زندگی شهری ایران بود.
«ما» بر «من» تقدم یافت، وفاداری بر تردید، ایمان بر بازنگری و حفظ حیثیت گروه بر اعتراف به اشتباه. محسن رضایی شاید یکی از خالصترین نمونههای سیاسی همین روحیه باشد.
حرفی را که یک بار گفته باید تا آخر تکرار کند، حتی وقتی واقعیت بیرونی سالهاست کذب آن را آشکار کرده است، زیرا عقبنشینی از باور قبیلهای در منطق وی نه اصلاح یک باور و جایگزینی آن با باوری صادق موجه است، بلکه نوعی شکست و بیآبرویی تلقی میشود. شرمی که آتش آن میتواند دامن طایفه را بگیرد. برای همین است که او در سال ۱۳۹۴ با جدیت تمام مقابل دوربین نشست و گفت:
تصویری حیرتآور از جهان که در آن سیاست خارجی چیزی میان یورش، اسیرگیری و گرفتن غنیمت است و اقتصاد یک کشور هشتاد میلیونی را هم میتوان با پول آزادی اسرا سر و سامان داد. اینگونه به نظر میآید محسن رضایی هنوز در خیال خود در ییلاقهای زردکوه بختیاری نشسته و مشغول فیصلهدادن یک نزاع طایفهای است؛ گویی میتوان با ستاندن چند رأس بز و گوسفند خسارت را جبران کرد، حساب دو طایفه را صاف کرد و زندگی را دوباره به روال سابق برگرداند. مسئله این است که زندگی عشایری به هیچ رو کمارزش نیست؛ مسئله این است که جهانی با مناسبات نسبتاً ساده، رودررو و قبیلهای را نمیتوان الگوی فهم اقتصاد جهانی، جنگ مدرن و سیاست خارجی یک کشور هشتاد میلیونی قرار داد.
به هر روی بیش از ده سال گذشته و واقعیت فرصت کافی داشته تا این رجزها را بیازماید؛ علی خامنهای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شده، شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز از میان رفتهاند، اما زبان و فهم محسن رضایی تقریباً همان زبان سابق است. باز هم تهدید، باز هم وعده شکست دشمن و باز هم همان اطمینانی که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ پیشبینیای در جهان واقعی ابطال نشده است.
این شاید مسئله اصلی محسن رضایی باشد؛ نه از آن رو که زیاد اشتباه کرده، چون سیاستمدار بدون اشتباه وجود ندارد، بلکه مسئله این است که واقعیت توان اصلاح باورهای او را ندارد. در برابر فهم واکسینه شده و تجربه برای چنین ذهنی وسیله یادگیری نیست؛ مزاحمی است که باید آن را با رجزهای تازه کنار زد. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که همین مرد، پس از سالها شکست انتخاباتی و دههها سخن گفتن با چنین دستگاه ذهنیای، اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی شده است؛ یعنی جایی نشسته که قرار است پیچیدهترین محاسبات امنیتی یک کشور مدرن را انجام دهد.
مشکل آنجاست که ایران دیگر ایل نیست، جهان هم میدان تاختوتاز نیست، دشمن اسیری نیست که بتوان آزادیاش را فروخت و اقتصاد نیز غنیمتی نیست که پس از جنگ میان خودیها تقسیم شود؛ اما محسن رضایی هنوز، پس از این همه سال و این همه شکست، جهان را تقریباً با همان زبان میفهمد.
✍️#اشکان
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
محسن رضایی در خانوادهای عشایری و بختیاری در مسجدسلیمان به دنیا آمده است.شاید برای فهم جهان ذهنی او و همچنین بسیاری دیگر از سردمداران جمهوری اسلامی، این پیشینه از بسیاری از مدرکها و سمتهای بعدیاش مهمتر باشد؛ بحث به هیچ رو این نیست که زندگی عشایری ذاتاً مذموم است، اما باید توجه داشت این سبک از زندگی صورت قدیمی زندگیست، یعنی زندگیِ جمع و ایل است، جهانی با مناسبات نسبتاً سادهتر که در آن وفاداری به جمع، حفظ آبرو، ایستادن پشت حرف خودی و عقبننشستن در برابر طایفه رقیب اهمیتی بسیار بیشتری از فردگرایی و پیچیدگی روابط در شهر مدرن دارد.
اگر تاریخ دولت مدرن را با ظرافت بررسی کنیم، در مییابیم دولت مدرن درست در نقطه مقابل چنین جهانی ایستاده. یعنی وضعیتی که با اقتصاد جهانی، محاسبه هزینه، تخصص، مذاکره، نهاد و میلیونها فردی سروکار دارد که قرار نیست اعضای یک ایل و طایفه باشند.
به یک معنا با شهامت میتوانم بگویم، در بنیادیترین تحلیل ممکن انقلاب ۵۷ لحظه چیرگی بخشی از همین ارزشهای جمعگرایانه و ضدفردگرا بر زندگی شهری ایران بود.
«ما» بر «من» تقدم یافت، وفاداری بر تردید، ایمان بر بازنگری و حفظ حیثیت گروه بر اعتراف به اشتباه. محسن رضایی شاید یکی از خالصترین نمونههای سیاسی همین روحیه باشد.
حرفی را که یک بار گفته باید تا آخر تکرار کند، حتی وقتی واقعیت بیرونی سالهاست کذب آن را آشکار کرده است، زیرا عقبنشینی از باور قبیلهای در منطق وی نه اصلاح یک باور و جایگزینی آن با باوری صادق موجه است، بلکه نوعی شکست و بیآبرویی تلقی میشود. شرمی که آتش آن میتواند دامن طایفه را بگیرد. برای همین است که او در سال ۱۳۹۴ با جدیت تمام مقابل دوربین نشست و گفت:
اگر آمریکا حمله کند، در هفته نخست هزار آمریکایی را اسیر میکنیم و برای آزادی هرکدام چند میلیارد دلار میگیریم و شاید با همان پول مشکلات اقتصادی کشور هم حل شود.
تصویری حیرتآور از جهان که در آن سیاست خارجی چیزی میان یورش، اسیرگیری و گرفتن غنیمت است و اقتصاد یک کشور هشتاد میلیونی را هم میتوان با پول آزادی اسرا سر و سامان داد. اینگونه به نظر میآید محسن رضایی هنوز در خیال خود در ییلاقهای زردکوه بختیاری نشسته و مشغول فیصلهدادن یک نزاع طایفهای است؛ گویی میتوان با ستاندن چند رأس بز و گوسفند خسارت را جبران کرد، حساب دو طایفه را صاف کرد و زندگی را دوباره به روال سابق برگرداند. مسئله این است که زندگی عشایری به هیچ رو کمارزش نیست؛ مسئله این است که جهانی با مناسبات نسبتاً ساده، رودررو و قبیلهای را نمیتوان الگوی فهم اقتصاد جهانی، جنگ مدرن و سیاست خارجی یک کشور هشتاد میلیونی قرار داد.
به هر روی بیش از ده سال گذشته و واقعیت فرصت کافی داشته تا این رجزها را بیازماید؛ علی خامنهای در حملات مشترک آمریکا و اسرائیل کشته شده، شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی نیز از میان رفتهاند، اما زبان و فهم محسن رضایی تقریباً همان زبان سابق است. باز هم تهدید، باز هم وعده شکست دشمن و باز هم همان اطمینانی که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و هیچ پیشبینیای در جهان واقعی ابطال نشده است.
این شاید مسئله اصلی محسن رضایی باشد؛ نه از آن رو که زیاد اشتباه کرده، چون سیاستمدار بدون اشتباه وجود ندارد، بلکه مسئله این است که واقعیت توان اصلاح باورهای او را ندارد. در برابر فهم واکسینه شده و تجربه برای چنین ذهنی وسیله یادگیری نیست؛ مزاحمی است که باید آن را با رجزهای تازه کنار زد. و طنز تلخ ماجرا اینجاست که همین مرد، پس از سالها شکست انتخاباتی و دههها سخن گفتن با چنین دستگاه ذهنیای، اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی شده است؛ یعنی جایی نشسته که قرار است پیچیدهترین محاسبات امنیتی یک کشور مدرن را انجام دهد.
مشکل آنجاست که ایران دیگر ایل نیست، جهان هم میدان تاختوتاز نیست، دشمن اسیری نیست که بتوان آزادیاش را فروخت و اقتصاد نیز غنیمتی نیست که پس از جنگ میان خودیها تقسیم شود؛ اما محسن رضایی هنوز، پس از این همه سال و این همه شکست، جهان را تقریباً با همان زبان میفهمد.
✍️#اشکان
@fargasht22
➖➖➖
🌾 @Naqdagin