Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👁 جولیا سوینی «بیخیالِ خدا شدن» را اجرا میکند
🔺نکاتِ ارزشمندی در این اجرای طنزآمیز بهبهانهی قصۀ پیروانِ فرقۀ مورمن وجود دارد. در بخشی از این اجرا به بحثِ «تولد عیسی از مریم باکره» که در پست اخیر (مسئلۀ «تولدِ باکره») پرداختیم نیز اشاراتی میشود.
🔻همچنین بخشی از مقالهی ارزشمند یکی از همراهانِ نقدآگین دربارهی مقایسه پیامبرِ مورمنها و محمد بود:
📕شوهرانِ «مجهز به خدا»؛ محمد و جوزف اسمیت؛ مرد میخواهد، وحی میرسد؛ زن میایستد، تهدید میشود
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
👣 جولیا سوینی (خدا گفت: «ها!») پانزده دقیقه اول نمایش یک نفره «بی خیال خدا شدن» را که در سال ۲۰۰۶ اجرا کرده بود دو مرتبه اجرا میکند.
یک روز دو مبلّغ مذهبی جوان از فرقهی مورمن در خانهاش را می زنند، مکالمه با آنها چنان تاثیری بر او میگذارد که همهی اعتقاداتش را بازنگری میکند!😅
@DailyTED1
🔺نکاتِ ارزشمندی در این اجرای طنزآمیز بهبهانهی قصۀ پیروانِ فرقۀ مورمن وجود دارد. در بخشی از این اجرا به بحثِ «تولد عیسی از مریم باکره» که در پست اخیر (مسئلۀ «تولدِ باکره») پرداختیم نیز اشاراتی میشود.
🔻همچنین بخشی از مقالهی ارزشمند یکی از همراهانِ نقدآگین دربارهی مقایسه پیامبرِ مورمنها و محمد بود:
📕شوهرانِ «مجهز به خدا»؛ محمد و جوزف اسمیت؛ مرد میخواهد، وحی میرسد؛ زن میایستد، تهدید میشود
.
#نقد_ادیان #نقد_مسیحیت #نقدخند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 محمد دوم که بود؟! (+)
🙏 دوران پیش از اسلام و شرایط عربستان: ویدیو به این موضوع میپردازد که برخلاف تصویر رایج از «جاهلیت» و بتپرستی صرف در عربستان پیش از اسلام، شبهجزیره عربستان تحت تأثیر جوامع یهودی، مسیحی و یکتاپرست بوده و آثار باستانی و کتیبهها نشاندهنده رواج یکتاپرستی و آیینهای ابراهیمی (مانند حنفیت) در آن دوران است.
💰 ازدواج با خدیجه و شرایط اقتصادی: درباره ازدواج محمد و خدیجه بحث میشود و ویدیو ادعا میکند که تسلط اقتصادی خدیجه و ثروت هنگفت او نقش مهمی در زندگی و فعالیتهای محمد در آن دوران داشته است.
📜 منابع تاریخی و قرآن: ویدیو به بررسی منابع تاریخ اسلام (مانند قرآن، کتیبهها، منابع غیر اسلامی و روایات حدیثی) میپردازد و بیان میکند که برخی از کتب سنتی و روایی قرنهای بعد نوشته شدهاند و ماهیت حماسی یا کلامی دارند، در حالی که قرآن معتبرترین سند تاریخی برای این دوران محسوب میشود.
👥 مقایسه محمد پیامبر و محمد بن حنفیه: بخش قابل توجهی از ویدیو با اتکا به پژوهشهای مورخانی همچون سلیمان بشیر و کتاب «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» (نوشته ریموند دوکوین و ترجمه داریوش بینیاز)، به تحلیل ریشههای تاریخی و شباهتهای شگفتانگیز میان دو چهره در تاریخ اسلام یعنی محمد بن حنفیه و محمد بن عبدالله میپردازد:
🏛 ریشهشناسی نام و هویت محمد بن حنفیه:
نام محمد بن حنفیه از دو بخش تشکیل شده است: «محمد» که به گفته پژوهشگران همان نماد یا بازتاب عیسی مسیح است، و «حنفیه» که به قبیله مادرش، خوله حنفیه، اشاره دارد. بنا بر روایات سنتی، خوله از اسیران قبیله بنیحنیفه بود که به همسری امام علی درآمد.
نکته قابل تأمل این است که در فرهنگ آن دوران، معمولاً فرزندان را به پدر نسبت میدادند (محمد بن علی)، اما در اینجا هویت این شخصیت با مادرش («حنفیه») گره خورده است.
👥 پیدایش کیسانیه و قیام مختار ثقفی:
پس از واقعه کربلا، فرقه شیعی کیسانیه به رهبری مختار ثقفی شکل گرفت که به خونخواهی حسین بن علی برخاستند. این گروه، «محمد بن حنفیه» را به عنوان امام و پرچمدار پس از پدرش معرفی کردند و معتقد بودند او علوم باطنی و اسرار دین را از امام حسن و امام حسین فرا گرفته است.
کیسانیه تحت تأثیر تفکرات گنوسی و مسیحی، معتقد به حلول روحالقدس بودند؛ به این معنا که روحالقدس ابتدا در علی، سپس در حسن و حسین، و در نهایت در پیکر محمد بن حنفیه حلول کرده است.
🔄 شباهتهای شگفتانگیز و ساختاری در زندگینامه دو محمد:
ویدیو ادعا میکند که در منابع سنتی (مانند تاریخ طبری، سیره ابنهشام و طبقات ابنسعد)، زندگینامه محمد بن حنفیه و محمد پیامبر دارای نقاط اشتراک و همپوشانی بسیار عجیبی است که پرسشبرانگیز به نظر میرسد:
گرفتاری و محاصره در مکه: هر دو محمد در مکه توسط مخالفان و دشمنان خود تحت فشار و محاصره قرار میگیرند.
رهایی با گروه ۷۰ نفری: هر دو توسط گروهی حدوداً ۷۰ نفره از یارانشان (در یکی خشابیه و در دیگری انصار) از خطر رهایی مییابند.
حضور شخصیت ابنعباس: در هر دو ماجرای آزادی، فردی به نام «ابنعباس» حضور دارد که به شکلی از دیدن صحنه یا افراد ناتوان است (در یکی پسر محمد بن حنفیه که نابینا است و در دیگری عموی پیامبر که در تاریکی کسی را نمیبیند).
ممانعت از جنگ به دلیل عدم فرمان الهی: در لحظه بحرانی، یک هوادار پرشور از هر دو محمد میخواهد که جنگ با دشمنان را فوراً آغاز کنند، اما هر دو از این کار سر باز میزنند؛ محمد پیامبر به دلیل عدم دریافت فرمان الهی و محمد بن حنفیه به خاطر حفظ حرمت مکان مقدس مکه.
پناهگاه پس از رهایی: محمد پیامبر پس از فرار در غار کوه سور پناه میگیرد و محمد بن حنفیه در دره منا یا دره علی سنگربندی میکند.
القاب و جزئیات زندگی: هر دو به القابی چون «مزمه» (معلول) و «نفس ذکیه» خوانده شدهاند، عمامه سیاه بر سر میگذاشتند، کنیه مشترک «ابوالقاسم» داشتند، دختری به نام فاطمه با کنیه «امابیها» داشتند، نوشیدنی تخمیر شده مشخصی مینوشیدند، و حتی هر دو در سن ۶۵ سالگی وفات یافتهاند.
📜 نتیجهگیری پژوهشی ویدیو درباره این تشابهات:
بر اساس این تحلیل، شباهتهای فراوان میان زندگینامه این دو شخصیت نشان میدهد که روایات تاریخی اولیه بیشتر حول محور «محمد بن حنفیه» و تحولات صدر اسلام شکل گرفته بوده است.
به مرور زمان و در دوران حکومت عباسیان، این روایتها و الگوهای زندگینامه به «محمد بن عبدالله» (پیامبر اسلام) انتقال یافته و نسخه نهایی تاریخنگاری اسلامی تدوین شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🙏 دوران پیش از اسلام و شرایط عربستان: ویدیو به این موضوع میپردازد که برخلاف تصویر رایج از «جاهلیت» و بتپرستی صرف در عربستان پیش از اسلام، شبهجزیره عربستان تحت تأثیر جوامع یهودی، مسیحی و یکتاپرست بوده و آثار باستانی و کتیبهها نشاندهنده رواج یکتاپرستی و آیینهای ابراهیمی (مانند حنفیت) در آن دوران است.
💰 ازدواج با خدیجه و شرایط اقتصادی: درباره ازدواج محمد و خدیجه بحث میشود و ویدیو ادعا میکند که تسلط اقتصادی خدیجه و ثروت هنگفت او نقش مهمی در زندگی و فعالیتهای محمد در آن دوران داشته است.
📜 منابع تاریخی و قرآن: ویدیو به بررسی منابع تاریخ اسلام (مانند قرآن، کتیبهها، منابع غیر اسلامی و روایات حدیثی) میپردازد و بیان میکند که برخی از کتب سنتی و روایی قرنهای بعد نوشته شدهاند و ماهیت حماسی یا کلامی دارند، در حالی که قرآن معتبرترین سند تاریخی برای این دوران محسوب میشود.
👥 مقایسه محمد پیامبر و محمد بن حنفیه: بخش قابل توجهی از ویدیو با اتکا به پژوهشهای مورخانی همچون سلیمان بشیر و کتاب «آغاز ستایش علی و شکلگیری جهانبینی عباسیان» (نوشته ریموند دوکوین و ترجمه داریوش بینیاز)، به تحلیل ریشههای تاریخی و شباهتهای شگفتانگیز میان دو چهره در تاریخ اسلام یعنی محمد بن حنفیه و محمد بن عبدالله میپردازد:
🏛 ریشهشناسی نام و هویت محمد بن حنفیه:
نام محمد بن حنفیه از دو بخش تشکیل شده است: «محمد» که به گفته پژوهشگران همان نماد یا بازتاب عیسی مسیح است، و «حنفیه» که به قبیله مادرش، خوله حنفیه، اشاره دارد. بنا بر روایات سنتی، خوله از اسیران قبیله بنیحنیفه بود که به همسری امام علی درآمد.
نکته قابل تأمل این است که در فرهنگ آن دوران، معمولاً فرزندان را به پدر نسبت میدادند (محمد بن علی)، اما در اینجا هویت این شخصیت با مادرش («حنفیه») گره خورده است.
👥 پیدایش کیسانیه و قیام مختار ثقفی:
پس از واقعه کربلا، فرقه شیعی کیسانیه به رهبری مختار ثقفی شکل گرفت که به خونخواهی حسین بن علی برخاستند. این گروه، «محمد بن حنفیه» را به عنوان امام و پرچمدار پس از پدرش معرفی کردند و معتقد بودند او علوم باطنی و اسرار دین را از امام حسن و امام حسین فرا گرفته است.
کیسانیه تحت تأثیر تفکرات گنوسی و مسیحی، معتقد به حلول روحالقدس بودند؛ به این معنا که روحالقدس ابتدا در علی، سپس در حسن و حسین، و در نهایت در پیکر محمد بن حنفیه حلول کرده است.
🔄 شباهتهای شگفتانگیز و ساختاری در زندگینامه دو محمد:
ویدیو ادعا میکند که در منابع سنتی (مانند تاریخ طبری، سیره ابنهشام و طبقات ابنسعد)، زندگینامه محمد بن حنفیه و محمد پیامبر دارای نقاط اشتراک و همپوشانی بسیار عجیبی است که پرسشبرانگیز به نظر میرسد:
گرفتاری و محاصره در مکه: هر دو محمد در مکه توسط مخالفان و دشمنان خود تحت فشار و محاصره قرار میگیرند.
رهایی با گروه ۷۰ نفری: هر دو توسط گروهی حدوداً ۷۰ نفره از یارانشان (در یکی خشابیه و در دیگری انصار) از خطر رهایی مییابند.
حضور شخصیت ابنعباس: در هر دو ماجرای آزادی، فردی به نام «ابنعباس» حضور دارد که به شکلی از دیدن صحنه یا افراد ناتوان است (در یکی پسر محمد بن حنفیه که نابینا است و در دیگری عموی پیامبر که در تاریکی کسی را نمیبیند).
ممانعت از جنگ به دلیل عدم فرمان الهی: در لحظه بحرانی، یک هوادار پرشور از هر دو محمد میخواهد که جنگ با دشمنان را فوراً آغاز کنند، اما هر دو از این کار سر باز میزنند؛ محمد پیامبر به دلیل عدم دریافت فرمان الهی و محمد بن حنفیه به خاطر حفظ حرمت مکان مقدس مکه.
پناهگاه پس از رهایی: محمد پیامبر پس از فرار در غار کوه سور پناه میگیرد و محمد بن حنفیه در دره منا یا دره علی سنگربندی میکند.
القاب و جزئیات زندگی: هر دو به القابی چون «مزمه» (معلول) و «نفس ذکیه» خوانده شدهاند، عمامه سیاه بر سر میگذاشتند، کنیه مشترک «ابوالقاسم» داشتند، دختری به نام فاطمه با کنیه «امابیها» داشتند، نوشیدنی تخمیر شده مشخصی مینوشیدند، و حتی هر دو در سن ۶۵ سالگی وفات یافتهاند.
📜 نتیجهگیری پژوهشی ویدیو درباره این تشابهات:
بر اساس این تحلیل، شباهتهای فراوان میان زندگینامه این دو شخصیت نشان میدهد که روایات تاریخی اولیه بیشتر حول محور «محمد بن حنفیه» و تحولات صدر اسلام شکل گرفته بوده است.
به مرور زمان و در دوران حکومت عباسیان، این روایتها و الگوهای زندگینامه به «محمد بن عبدالله» (پیامبر اسلام) انتقال یافته و نسخه نهایی تاریخنگاری اسلامی تدوین شده است.
📓پروژۀ محمدسازى (جلد اول | جلد دوم)
📺 هجرت محمد و شکاف زمانی
📕 سال هجری یا سال اعراب؟
📺 تناقض حملات صلیبی
🔻ردپای مولفانِ قرآن
📺 چه کسی واقعاً قرآن را نوشت؟
📺 چرا قرآن از انجیل گفته و نه اناجیل؟
📻 "درهم" در زمان یوسف؟!
📻 پارسی و عبری قرآن
.
#بازنگری #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 جمهوری اسلامی بهنسبتِ نظام پهلوی، منافعِ بیشتری از آمریکا را تامین میکند!
🎙#مهدی_مطهرنیا
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#مهدی_مطهرنیا
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📽 عزت الله ضرغامی: آیتالله جنتی به دلیل کهولت سن، امکان ملاقات و گفتوگو ندارد
🔻ترجمه به فارسی:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻ترجمه به فارسی:
بعد از انتخابِ مجتبی خامنهای به رهبری، با توسل به امام زمان (ارواحنا فداه)، حتی شرط حیات هم برای مناصب حکومتی حذف شده و کافیست تولد وی قبلا محرز شده باشد:)
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
👁 جولیا سوینی «بیخیالِ خدا شدن» را اجرا میکند 👣 جولیا سوینی (خدا گفت: «ها!») پانزده دقیقه اول نمایش یک نفره «بی خیال خدا شدن» را که در سال ۲۰۰۶ اجرا کرده بود دو مرتبه اجرا میکند. یک روز دو مبلّغ مذهبی جوان از فرقهی مورمن در خانهاش را می زنند، مکالمه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایدۀ بلاگری از پیامبری آمده!
از قدیمالایام بشر دنبال فالوئر گرفتن بود؛ فقط آن زمان بجای «بلاگر» میگفتند پیامبر!
فالوئرها هم هنوز مجازی نشده بودند؛ باید حضوری جمعشان میکردند! 😄
🔺با سرعتِ نور، شجاعت، طنز خلاق، نگاه نقادانه و بازاندیشی در فرهنگ خود میان زنان و مردان ما در حال گسترش است.
🔺بعد عدهای به مردم خرده میگیرند که فحش میدهند، آشغال میریزند، خرافاتیاند و... بله، اینها مشکلات واقعیاند و باید نقد شوند؛ اما کدام جامعه از این آسیبها مصون است؟ از هند تا آمریکا، کموبیش نمونههایش هست. تفاوت در این است که در دموکراسیهای نرمال، حکومت قرار نیست ضعفهای ملت را بهانۀ سرکوب کند؛ باید حداقلهای زندگی را فراهم کند، مانع رشدشان نشود و مردم را هر چند سال یکبار بدتر از اشغالگران اجنبی سلاخی نکند!
🔺اینکه مردم کتاب کم میخوانند یا قوانین رانندگی را رعایت نمیکنند، هیچ منطقی برای توجیه یک حکومت ناکارآمد و داعشی نیست.
مردم لازم نیست بینقص باشند تا شایستۀ آزادی و حکومتی نرمال باشند.
🔺حکومت دموکراتیک، اساسا برای یک جامعۀ واقعی ساخته میشود؛ با تمام ضعفها و کاستیهای اساسیاش.
.
#نقدخند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امام پروفسورِ جملهسازی بود:) ⚠️
🔸یا بقولِ وکیلمدافعِ بیمخِ شیادِ خالقِ «پروفسور شاندل»، یعنی دکتر حاجفرج دباغ:
🔸همچنین شغلی بس آبرومندانه و مرتبط با تخصصهای پیچیدۀ «سیاست مدرن، فرهنگ و آموزش، اقتصاد [مالِ خر]، سیاست خارجه» بنا بر «قرآن و سنت» داشت (به همین خاطر همۀ نوابیغ و روشنفکران، و احزابی چون مجاهدین و جبهه ملی، پشتش رفتند)، و از جیبِ خودش (با نبوغ، تخصص و دانشی بینظیر) روزی میخورد [و بنیانگذارِ بیزینسِ سوددهِ چند نسل خود و دستبوسانش بمدتِ نیمقرن شد، البته با ورشکستگیِ تاریخی چند نسل ملت!]. گویا آن زمان، مُد نبود کسانی مرتب از رهبر سیاسی بپرسند شغلت چیست و مخارجت را چگونه در میآوری؟
🔸خمینی با این ادبیاتِ مشعشع خدعه کرد، وگرنه از این ادبیات و مواضع ارتجاعیاش در کتب و سخنرانیها، انتظار داشتند بنا بر چند مصاحبۀ توصیه-نوشتهشده توسطِ دیگران، جمهوریِ لائیک فرانسۀ موعود دربیاید؛ البته بدونِ تکرارِ اعدامهای دورانِ وحشتِ انقلاب فرانسه؛ مگر آنکه اسلام ایجاب کند!
🔸یا بقولِ وکیلمدافعِ بیمخِ شیادِ خالقِ «پروفسور شاندل»، یعنی دکتر حاجفرج دباغ:
«خمینی «باسوادترین رهبر» ایران از آغاز هخامنشیان تاکنون بود؛ حتی هیچیک از رهبران و پادشاهان دنیا از نظر علمی به پایش نمیرسیدند»
🔸همچنین شغلی بس آبرومندانه و مرتبط با تخصصهای پیچیدۀ «سیاست مدرن، فرهنگ و آموزش، اقتصاد [مالِ خر]، سیاست خارجه» بنا بر «قرآن و سنت» داشت (به همین خاطر همۀ نوابیغ و روشنفکران، و احزابی چون مجاهدین و جبهه ملی، پشتش رفتند)، و از جیبِ خودش (با نبوغ، تخصص و دانشی بینظیر) روزی میخورد [و بنیانگذارِ بیزینسِ سوددهِ چند نسل خود و دستبوسانش بمدتِ نیمقرن شد، البته با ورشکستگیِ تاریخی چند نسل ملت!]. گویا آن زمان، مُد نبود کسانی مرتب از رهبر سیاسی بپرسند شغلت چیست و مخارجت را چگونه در میآوری؟
🔸خمینی با این ادبیاتِ مشعشع خدعه کرد، وگرنه از این ادبیات و مواضع ارتجاعیاش در کتب و سخنرانیها، انتظار داشتند بنا بر چند مصاحبۀ توصیه-نوشتهشده توسطِ دیگران، جمهوریِ لائیک فرانسۀ موعود دربیاید؛ البته بدونِ تکرارِ اعدامهای دورانِ وحشتِ انقلاب فرانسه؛ مگر آنکه اسلام ایجاب کند!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
♦️ صولت مرتضوی (وزیر کار دولت سیزدهم):
🔺جمهوری اسلامی هر بار مرزی تازه از وقاحت، رذالت و وحشیبودگی را برای خود تعریف میکند.
🔺درحالیکه وزیر ارشاد پزشکیان با واژۀ عذرخواهی بازی میکند تا نشان دهد آنچه به عقلِ هیتلر پس از آشویتس نرسید، همیشه در ذهنِ اصلاحمعاش جماعت هست تا هر سطح از جنایتی را لوث کند و قابل علاج با زبانبازی بداند؛ چرا که مردم را مشتی گوسفندِ بدون حافظۀ تاریخیِ ناتوان تصور میکند؛
🔺وزیر کارِ رئیسی، بطور ضمنی، از آمادگیِ جمهوری اسلامی برای کشتارِ عددی از مردم سخن میگوید که نظیر ندارد، و خود اثباتیست بر بیپشتوانگیِ کامل جمهوری اسلامی، و بیشمار بودنِ ملتِ کف خیابان در دی ماه، که جمهوری اسلامی پتانسیلِ آن را داشت حتی ۸۰۰ هزار نفر از آنها را بکشد، که با تدبیرها (منظور بستنِ اینترنت و تیربارانِ مستقیم، بدون استفاده از بمبارانِ هوایی مشابه بشار، الگوی محور مقاومت) از آن جلوگیری کرد، و ملت باید از "تدبیر"های این زامبیهای بیوطن متشکر هم باشند!
دشمن نقشه داشت ۸۰۰ هزار نفر در فتنه دی ماه کشته شوند که تدبیرها اجازه نداد عملی شود وقتی فراخوان صادر شود دیگر ماجرا با اعتراض اجتماعی تفاوت دارد
🔺جمهوری اسلامی هر بار مرزی تازه از وقاحت، رذالت و وحشیبودگی را برای خود تعریف میکند.
🔺درحالیکه وزیر ارشاد پزشکیان با واژۀ عذرخواهی بازی میکند تا نشان دهد آنچه به عقلِ هیتلر پس از آشویتس نرسید، همیشه در ذهنِ اصلاحمعاش جماعت هست تا هر سطح از جنایتی را لوث کند و قابل علاج با زبانبازی بداند؛ چرا که مردم را مشتی گوسفندِ بدون حافظۀ تاریخیِ ناتوان تصور میکند؛
🔺وزیر کارِ رئیسی، بطور ضمنی، از آمادگیِ جمهوری اسلامی برای کشتارِ عددی از مردم سخن میگوید که نظیر ندارد، و خود اثباتیست بر بیپشتوانگیِ کامل جمهوری اسلامی، و بیشمار بودنِ ملتِ کف خیابان در دی ماه، که جمهوری اسلامی پتانسیلِ آن را داشت حتی ۸۰۰ هزار نفر از آنها را بکشد، که با تدبیرها (منظور بستنِ اینترنت و تیربارانِ مستقیم، بدون استفاده از بمبارانِ هوایی مشابه بشار، الگوی محور مقاومت) از آن جلوگیری کرد، و ملت باید از "تدبیر"های این زامبیهای بیوطن متشکر هم باشند!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨پیام تند یک لبنانی خطاب به مشتبی
«اینجا بیروت است نه تهران؛ هویتِ ما عربیست نه ایرانی!
هرچقدر هم بچرخی و هرچقدر هم بالا و پایین کنی، اینجا بیروت است و نه تهران؛ اینجا یک پایتخت عربیِ آزاد است؛ هرگز پایتختِ فارسی نخواهد شد! گورت را گم کن ای اشغالگر!
🔻به زبان خودمان برگردانیم، میشود:
اینجا ایران است، نه عربستان و عراق و لبنان و فلسطین؛
محور مشترکِ هویت ما ایرانی بودن است، نه عربیت، اسلامیت و تشیع!
هرچقدر هم بچرخی و هرچقدر بالا و پایین کنی، اینجا ایران است؛ نه عربستان، عراق، لبنان و فلسطین!
اینجا جغرافیایِ اجدادیِ ایرانیان آزاده است، و هرگز امالقرای اسلام و محلِ تحققِ اوهامِ آخرالزمانیِ شیعی نمیشود!
گورت را گم کن ای اشغالگر!
🔻به فارسی صریحتر برگردانیم:
نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران!
🔻و عامیانهترش کنیم:
ما ایرانی هستیم، عرب نمیپرستیم!
🔻عوامیترش را دیگر نمیگویم!
📌 اما این فهمِ مشترکِ عقل عرفی که هر انسانِ وطندوستی، از آمریکا تا لبنان، متوجه میشود، که باید منافعِ ملیِ کشورش اساس هر سیاستی باشد، و اقتصاد و امنیتِ یک ملت، قربانیِ اوهام فرامرزی و فرقهای نشود، برای برخی قابل فهم نیست.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 رونمایی از کراماتِ خفیۀ امام شهید 😢
🔻حسین یکتا از مبلغان و نویسندگان انقلابی در یک برنامه تلویزیونی افشا کرد
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
“خامنهای و حاج علی مالکی در شب(!) دو نفره(!) رفتن حموم، و همو کیسه و لیف کشیدن!"
🔻حسین یکتا از مبلغان و نویسندگان انقلابی در یک برنامه تلویزیونی افشا کرد
بعد از امضای قطعنامه، علی خامنهای در لشکر ابن علی مالک شبانه، با حاج علی مالکی به حمام رفتند! و همدیگر را لیف و کیسه کشیدند!!
امام شهید برای صابون و لیفکشیده شدن توسط مالکی شرط گذاشت، که خودش هم او را کیسه و لیف و صابون بکشد!
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امالجهنمی که از جهنم و انسان میگوید!
🔸سخنرانیِ نورانیِ عمام و چهرههای مختلف پرورشیافته در مکتبش که پای منبرش نشستند تا مجریِ آموزههای فوقالعاده عرفانیاش شوند؛ در کنارِ چهرۀ اندکی از دهها هزار جوانِ جاویدنامِ ایرانی که توسطِ نظام او در کمتر از نیمقرن قصابی شدند؛
🔸میلیونها انسانی که در سوریه، فلسطینی، لبنان، یمن، اوکراین و... که این نعمتالله (نظامِ ولایی - عرفانی)، در به خاک و خون کشیدهشدن و بیخانمانی و آوارگیشان، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته را نیز فراموش نکنیم.
🔸خدایِ تاریخ، با صبوری، نیمقرن کلاسِ قرآنشناسی و اسلامشناسی و اللهشناسی و رحمتشناسی و فسادشناسی، برای ما ملتِ عقبمانده برپا کرد، تا ذاتِ آخوند را از همۀ زوایای ممکن بشناسیم، و دست برداریم از آخوندبازی و بیشعوری!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸سخنرانیِ نورانیِ عمام و چهرههای مختلف پرورشیافته در مکتبش که پای منبرش نشستند تا مجریِ آموزههای فوقالعاده عرفانیاش شوند؛ در کنارِ چهرۀ اندکی از دهها هزار جوانِ جاویدنامِ ایرانی که توسطِ نظام او در کمتر از نیمقرن قصابی شدند؛
🔸میلیونها انسانی که در سوریه، فلسطینی، لبنان، یمن، اوکراین و... که این نعمتالله (نظامِ ولایی - عرفانی)، در به خاک و خون کشیدهشدن و بیخانمانی و آوارگیشان، نقش مستقیم و غیرمستقیم داشته را نیز فراموش نکنیم.
🔸خدایِ تاریخ، با صبوری، نیمقرن کلاسِ قرآنشناسی و اسلامشناسی و اللهشناسی و رحمتشناسی و فسادشناسی، برای ما ملتِ عقبمانده برپا کرد، تا ذاتِ آخوند را از همۀ زوایای ممکن بشناسیم، و دست برداریم از آخوندبازی و بیشعوری!
.
#حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
#سم_هفته 🔷 سندرم شریعتی: جراحی روی مومیایی! 🔸این جماعتِ «حکیمباشی» که نامشان را روشنفکر گذاشتهاند، از شریعتی و گلسرخی گرفته تا فردید و بازرگان و عبدالکریمی و سروش و این جنسِ بنجلِ «لیبرالیسم اسلامی»: جنتخواه، همهشان جادهصافکنهای همان جهلِ مقدساند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
نقدآگین
📺 سمّ خالص: امتزاج بیفکری و دینخویی
🔸ایرانگراییِ بیمارگون، وقتی با اسلامگرایی درهم بیامیزد، به چنین جنونی میرسد: پیجی با ۱۴۰ هزار دنبالکننده؛ و البته فقط یکی از نمونههای این «پیتزای قرمهسبزی» در جامعهای بسته که سالهاست با بحرانهای حلنشده و انکارشدهٔ هویت و فرهنگ دستبهگریبان است.
🔸خسرو گلسرخی و علی شریعتی، درآمیختن تشیع و مارکسیسم؛ مهدی بازرگان، در امتزاج اسلام و علمگرایی؛ و محمدعلی جنتخواه و موسی غنینژاد، نمونههایی از آمیزش اسلام و لیبرالیسماند؛ گویی هر بار چند دستگاه فکری ناهمگون را کنار هم میچینیم و بهجای مواجههٔ انتقادی با تناقضهایشان، از معجون حاصل، یک جهانبینی میسازیم.
📌 اما در تمام این ترکیبها یک خط قرمز عجیب پابرجاست: خودِ اسلام و قرآن. میتوان ایران و ایرانگرایی، مارکسیسم، لیبرالیسم، علم، غرب و حتی تاریخ را به محک نقد کشید؛ اما کمتر کسی حاضر است پس از چهارده قرن تجربهٔ تاریخی و مشاهدهٔ ثمرات این دین، همان تیغ نقد را متوجه خودِ اسلام و قرآن کند. نتیجه، نه تفکر انتقادی، که مجموعهای از مصالح فکریِ ناهمگون است که یک پیشفرض مقدس را دستنخورده نگه میدارد.
📌 اما عجیبتر از همه، سرنوشت خودِ این دعواهاست. کسانی که یکدیگر را به شیادی، التقاط، تناقض، تضاد و بیپایگی فکری متهم میکنند، در نهایت باز به همان نقطهٔ مشترک پناه میبرند: اسلام و قرآن. یکی برای اثبات حرفش به قرآن استناد میکند، دیگری برای ردّ رقیب به فلان سنتِ منسوب به محمد؛ یکی مارکسیسم را به اسلام میآمیزد، دیگری لیبرالیسم را، و هرکدام دیگری را متهم میکند که اسلام را بد فهمیده یا از آن سوءاستفاده کرده است.
📌 یعنی دعوا بر سر این نیست که «اسلام» باید در جایگاه داوری قرار بگیرد یا نه؛ دعوا بر سر این است که چه کسی حق دارد از طرف اسلام حرف بزند. همه برای زدنِ رقیب، تیغِ نقد در دست دارند؛ اما وقتی پای اسلام و قرآن به میان میآید، تیغ را زمین میگذارند و همان چیزی را که باید موضوع نقد باشد، به سندِ حقانیت خود تبدیل میکنند.
📌 اینجاست که تناقضِ عمیقتری شکل میگیرد: کسانی که یکدیگر را به جعل و شیادی، تفسیر به رأی و بازی با مفاهیم متهم میکنند، خودشان بارها و بارها به متونی از یک سنت دینی نامربوط به این زمانه و زمینه تمسک میجویند تا عقایدِ مدرنِ خود را اثبات کنند.
📌 حاصل، چیزی شبیه مسابقهٔ تفسیر برای تصاحب یک مقدس مشترک است؛ هرکس میکوشد اسلام را با دستگاه فکری خودش سازگار کند و دیگری را متهم کند که اسلام را تحریف کرده است. در این میان، چیزی حیاتی غایب است: امکانِ نقدِ منطقی و علمی و فلسفی و اخلاقیِ بیپروای اسلام.
🔺وقتی تفکر انتقادی، فلسفی و علمی تعطیل شود، ایرانگرا و اسلامگرا، مارکسیست و لیبرالیست، مهندس و آخوند و دکتر و دیپلمردی چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ همگی میتوانند اسطورهاندیش شوند، شطحیات را بهجای استدلال بنشانند و نامِ پیشداوریهای خود را «اندیشه» بگذارند. چون اندیشیدن فقط دانستن و استدلالکردن نیست؛ پیش از هر چیز، صداقت با خویشتن و شجاعتِ ایستادن در برابر باورهای خود است؛ اینکه اگر دلیل علیه عقیدهات بود، عقیدهات را قربانیِ حقیقت کنی، نه حقیقت را قربانیِ عقیدهات.
🔺🔺کسی که فقط برای اثبات آنچه از پیش باور دارد فکر میکند، متفکر نیست؛ و کسی که جرئتِ بهزیرکشیدنِ مقدسات، بتها و پیشفرضهای خودش را ندارد، هرچقدر هم مدرک و عنوان و کتاب در کارنامهاش باشد، هنوز از اندیشیدنِ واقعی فاصله دارد. فاجعه آنجاست که این ناتوانی، با اعتمادبهنفس و ژست روشنفکری عرضه شود و شطح، تعصب و پیشفرض، با نامِ «اندیشه» به خورد دیگران داده شود. آنوقت دیگر با اختلافنظر روبهرو نیستیم؛ با رسواییِ اندیشهنکردن روبهروایم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸ایرانگراییِ بیمارگون، وقتی با اسلامگرایی درهم بیامیزد، به چنین جنونی میرسد: پیجی با ۱۴۰ هزار دنبالکننده؛ و البته فقط یکی از نمونههای این «پیتزای قرمهسبزی» در جامعهای بسته که سالهاست با بحرانهای حلنشده و انکارشدهٔ هویت و فرهنگ دستبهگریبان است.
🔸خسرو گلسرخی و علی شریعتی، درآمیختن تشیع و مارکسیسم؛ مهدی بازرگان، در امتزاج اسلام و علمگرایی؛ و محمدعلی جنتخواه و موسی غنینژاد، نمونههایی از آمیزش اسلام و لیبرالیسماند؛ گویی هر بار چند دستگاه فکری ناهمگون را کنار هم میچینیم و بهجای مواجههٔ انتقادی با تناقضهایشان، از معجون حاصل، یک جهانبینی میسازیم.
📌 اما در تمام این ترکیبها یک خط قرمز عجیب پابرجاست: خودِ اسلام و قرآن. میتوان ایران و ایرانگرایی، مارکسیسم، لیبرالیسم، علم، غرب و حتی تاریخ را به محک نقد کشید؛ اما کمتر کسی حاضر است پس از چهارده قرن تجربهٔ تاریخی و مشاهدهٔ ثمرات این دین، همان تیغ نقد را متوجه خودِ اسلام و قرآن کند. نتیجه، نه تفکر انتقادی، که مجموعهای از مصالح فکریِ ناهمگون است که یک پیشفرض مقدس را دستنخورده نگه میدارد.
📌 اما عجیبتر از همه، سرنوشت خودِ این دعواهاست. کسانی که یکدیگر را به شیادی، التقاط، تناقض، تضاد و بیپایگی فکری متهم میکنند، در نهایت باز به همان نقطهٔ مشترک پناه میبرند: اسلام و قرآن. یکی برای اثبات حرفش به قرآن استناد میکند، دیگری برای ردّ رقیب به فلان سنتِ منسوب به محمد؛ یکی مارکسیسم را به اسلام میآمیزد، دیگری لیبرالیسم را، و هرکدام دیگری را متهم میکند که اسلام را بد فهمیده یا از آن سوءاستفاده کرده است.
📌 یعنی دعوا بر سر این نیست که «اسلام» باید در جایگاه داوری قرار بگیرد یا نه؛ دعوا بر سر این است که چه کسی حق دارد از طرف اسلام حرف بزند. همه برای زدنِ رقیب، تیغِ نقد در دست دارند؛ اما وقتی پای اسلام و قرآن به میان میآید، تیغ را زمین میگذارند و همان چیزی را که باید موضوع نقد باشد، به سندِ حقانیت خود تبدیل میکنند.
📌 اینجاست که تناقضِ عمیقتری شکل میگیرد: کسانی که یکدیگر را به جعل و شیادی، تفسیر به رأی و بازی با مفاهیم متهم میکنند، خودشان بارها و بارها به متونی از یک سنت دینی نامربوط به این زمانه و زمینه تمسک میجویند تا عقایدِ مدرنِ خود را اثبات کنند.
📌 حاصل، چیزی شبیه مسابقهٔ تفسیر برای تصاحب یک مقدس مشترک است؛ هرکس میکوشد اسلام را با دستگاه فکری خودش سازگار کند و دیگری را متهم کند که اسلام را تحریف کرده است. در این میان، چیزی حیاتی غایب است: امکانِ نقدِ منطقی و علمی و فلسفی و اخلاقیِ بیپروای اسلام.
🔺وقتی تفکر انتقادی، فلسفی و علمی تعطیل شود، ایرانگرا و اسلامگرا، مارکسیست و لیبرالیست، مهندس و آخوند و دکتر و دیپلمردی چندان تفاوتی با یکدیگر ندارند؛ همگی میتوانند اسطورهاندیش شوند، شطحیات را بهجای استدلال بنشانند و نامِ پیشداوریهای خود را «اندیشه» بگذارند. چون اندیشیدن فقط دانستن و استدلالکردن نیست؛ پیش از هر چیز، صداقت با خویشتن و شجاعتِ ایستادن در برابر باورهای خود است؛ اینکه اگر دلیل علیه عقیدهات بود، عقیدهات را قربانیِ حقیقت کنی، نه حقیقت را قربانیِ عقیدهات.
🔺🔺کسی که فقط برای اثبات آنچه از پیش باور دارد فکر میکند، متفکر نیست؛ و کسی که جرئتِ بهزیرکشیدنِ مقدسات، بتها و پیشفرضهای خودش را ندارد، هرچقدر هم مدرک و عنوان و کتاب در کارنامهاش باشد، هنوز از اندیشیدنِ واقعی فاصله دارد. فاجعه آنجاست که این ناتوانی، با اعتمادبهنفس و ژست روشنفکری عرضه شود و شطح، تعصب و پیشفرض، با نامِ «اندیشه» به خورد دیگران داده شود. آنوقت دیگر با اختلافنظر روبهرو نیستیم؛ با رسواییِ اندیشهنکردن روبهروایم.
.
#سم_هفته #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin