This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معیارهای یکسان در قضاوت تاریخی: نقد روش استدلال درباره کربلا و کشتار جمهوری اسلامی در دیماه.
ما در این ویدیو به نقد منطقی روشی میپردازیم که برخی افراد در قضاوت درباره کشتار دیماه به کار میبرند.
اگر این معیارهای انتقادی را برای رویداد تاریخی کربلا اعمال کنیم، باید سؤالاتی درباره تصمیمهای امام حسین، تعداد دقیق شهدا، و مدارک موجود مطرح کنیم.
ما استدلال میکنیم که اگر این شیوهی استدلال را برای یک واقعه تاریخی معتبر نمیدانیم، باید از آن برای همه رویدادهای تاریخی پرهیز کنیم.
هدف ما یکسانسازی معیارهای قضاوت تاریخی است.
🔻هرچند این مقایسه نکاتی داشت اما مساله را تا حدی سادهسازی کردهاست. در پست بعدی بهاختصار، به این مساله میپردازیم.
🔻قتلعام دی ماه
📺 جنایت در خیابان، ذبح حقیقت در روایت
📺 قتلعام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسلکشی
📻 افشاگری شکوریراد از قتلعام ولیفقیه
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
📕نام مستعار: تروریست
🪓 معماران خون
📕هندسۀ فرمانبری
❓دهها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت میکند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
معیارهای یکسان در قضاوت تاریخی: نقد روش استدلال درباره کربلا و کشتار جمهوری اسلامی در دیماه.
ما در این ویدیو به نقد منطقی روشی میپردازیم که برخی افراد در قضاوت درباره کشتار دیماه به کار میبرند.
اگر این معیارهای انتقادی را برای رویداد تاریخی کربلا اعمال کنیم، باید سؤالاتی درباره تصمیمهای امام حسین، تعداد دقیق شهدا، و مدارک موجود مطرح کنیم.
ما استدلال میکنیم که اگر این شیوهی استدلال را برای یک واقعه تاریخی معتبر نمیدانیم، باید از آن برای همه رویدادهای تاریخی پرهیز کنیم.
هدف ما یکسانسازی معیارهای قضاوت تاریخی است.
🔻هرچند این مقایسه نکاتی داشت اما مساله را تا حدی سادهسازی کردهاست. در ادامه، به این مساله میپردازیم:
۱. مسئلۀ اصلی: نسبتِ ارزش جان انسان با تصمیم سیاسیِ رهبر
حسین بن علی نظام باوری داعشی، ضدزندگی و پر از تناقض داشته که وفقِ آن، «زندگی به ما هو زندگی ارزشمند نبوده». وفقِ منطقِ قرآن (هرچند، بنا بر سنت نبی، خروج بر حاکم و ایجاد فتنه و تفرقه در میان امت امری نکوهیده بود)، او خود و یارانش را جزو شهیدان میدیده، که پس از مرگ انبوهی از حوریان و نعماتِ بهشتی را الله برای آنها تدارک دیده، و آنها میتوانند از طریق جان دادن در آزمایشی که آنها را به بهشت میرساند، پیروز شوند و به وعدههای اللهِ قرآن برسند.
اما در جنبشهای زندگیمحورِ ایرانیان، بهویژه پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نقطهٔ عزیمت متفاوت است: زندگی و آزادی فردی، خودْ ارزشاند؛ نه ابزاری برای آنکه عدهای کشته شوند تا دیگرانی به سعادت برسند، یا سعادتی پس از مرگ نصیبشان شود.
از این منظر، حفظ جانِ فرد فرد انسانها باید یکی از نخستین مسئولیتهای هر رهبر سیاسی باشد. اگر رهبری بداند که تصمیمی میتواند جان شمار بزرگی از افراد را به خطر بیندازد، و در عین حال نسبت به توان واقعیِ تحقق اهداف، میزان سبعیت حکومت و پیامدهای احتمالی اطمینان ندارد، نمیتواند صرفا بر امید و وعده تکیه کند و چنین ریسکی را به دیگران تحمیل کند.
این به معنای بیعملی یا تسلیم نیست؛ به معنای عملِ محاسبهشده، برنامهریزیشده و برخوردار از سناریوهای جایگزین است. جان انسانها ابزار قمار سیاسی نیست. هر تصمیمی که احتمال دارد هزینۀ جانی سنگینی ایجاد کند، باید بر اساس ارزیابی واقعبینانۀ توان، پیامدها، نسبت هزینه و فایده و امکانهای جایگزین اتخاذ شود.
۲. اختیار معترضان را نباید با مسئولیت رهبران و بازیگران سیاسی خلط کرد
حتی اگر بپذیریم بسیاری از افرادی که به خیابان آمدند با اختیار و آگاهی این کار را کردند، این امر تأثیرِ فضای تبلیغاتی، وعدههای سیاسی و ارزیابیهایی را که از سوی برخی رهبران و نیروهای خارجی ارائه میشد، منتفی نمیکند.
تصویرسازی از تغییر بعنوان امری نزدیک و قطعی (از وعدۀ «کمک در راه است» و «ما کنار شما هستیم» گرفته تا ادعاهایی دربارۀ «تعداد افراد عضو گارد جاویدان: آمادگیِ نظامیها») بر محاسبۀ ریسکِ کسانی که وارد میدان شدند اثرگذار بوده است.
بنابراین، مسئولیت اخلاقی و سیاسیِ یک رهبر را نمیتوان صرفا با ارجاع به «انتخاب آزادانهٔ افراد» تمامشده تلقی کرد. باید دید چه اطلاعاتی در اختیار آنان قرار گرفته، چه وعدههایی داده شده و تصویر ارائهشده از آینده تا چه اندازه با واقعیت تطابق داشته است.
۳. حتی اگر عدد اعلامشدۀ حکومت را بپذیریم، مسئله همچنان بس مهیب است
حتی اگر رقم بیش از سه هزار کشته (که از سوی حکومتِ کذابانِ آدمکش اعلام شده) عینا درست باشد، کشتهشدن چنین شمار بزرگی از انسانها در چند ساعت (نه حتی ۲ روز: ۴۸ ساعت)، خود واقعهای تاریخی و مشروعیتزدا از یک نظام سیاسیست.
بنابراین، تشکیک در اعداد و مطالبۀ تشکیل یک کمیتۀ حقیقتیاب، با اصلِ محکومکردن جنایت منافاتی ندارد. برعکس، اگر هر فرد، نهاد یا جریان سیاسی عدد متفاوتی اعلام میکند، اما روش محاسبه، منابع و معیارهای رسیدن به آن عدد روشن نیست، مطالبهٔ دادهٔ قابلسنجش و روششناسی شفاف کاملاً موجه است.
مسئله اینجاست که نباید از یک سو، بدلیل ملاحظات سیاسی، هر عددی را بدون بررسی بپذیریم و از سوی دیگر، در مواجهه با روایتهای تاریخیِ مطلوب خود، همان سختگیری را کنار بگذاریم.
همانطور که عدد نمادینِ «۷۲» در روایتهای عاشورایی نباید صرفا بدلیل تقدسِ واقعه، از حوزۀ بررسی تاریخی خارج شود، اعداد مربوط به قربانیان وقایع معاصر نیز نباید به «اعداد مقدس» تبدیل شوند. عدد تاریخی باید منبع، روش محاسبه و امکان راستیآزمایی داشته باشد.
بنابراین، مسئله نه کوچکنمایی جنایت است و نه بزرگنمایی آن؛ مسئله این است که هولناکیِ یک جنایت، جای روششناسیِ تحقیق را نگیرد.
اگر معیار ما حقیقت است، باید همان معیار را دربارهٔ کربلا، دیماه و هر واقعهٔ تاریخی دیگری به کار ببریم؛ حتی وقتی نتیجۀ آن با روایت برخی سازگار نباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Forwarded from فکرکهای من | موسوی عقیقی
خیریهی شمارهی ۹۶، شهریورماه ۱۴۰۵
🔹 مبلغ مورد نیاز : ۶۰ میلیون تومان 🔹
اگر کسی میتواند بخشی از مبلغ یا تمام آن را تقبل کند، به آیدی زیر در همین تلگرام پیام بدهد:
@Mousaviaghighi
(( فرصت : ۱۱ روز ))
🔸مبلغ جمعآوری شده : ۲۳ میلیون تومان🔸
🔻مبلغ باقیمانده : ۳۷ میلیون تومان 🔺
🔹 شماره کارت:
6104337427804677
(بانک ملت)
توضیحاتامیدوارم دستانی پُر از مهر، خیری برساند؛ تا دستی گرفته شود و برای خانوادهای شادی بسازد.
خانم ۴۵ ساله | طلاق از همسر | ۲ فرزند ۱۶ و ۱۷ سالهی دختر | به همراه مادر ۵۸ ساله | برای رهن یک خانه ۶۰۰ میلیون نیازه | ۳۵۰ میلیون خودشون از قبل دارن | ۱۹۰ میلیون رو سه فرد خیّر تقبل کردن.
🔹 مبلغ مورد نیاز : ۶۰ میلیون تومان 🔹
اگر کسی میتواند بخشی از مبلغ یا تمام آن را تقبل کند، به آیدی زیر در همین تلگرام پیام بدهد:
@Mousaviaghighi
(( فرصت : ۱۱ روز ))
🔸مبلغ جمعآوری شده : ۲۳ میلیون تومان🔸
🔻مبلغ باقیمانده : ۳۷ میلیون تومان 🔺
🔹 شماره کارت:
6104337427804677
(بانک ملت)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امر مقدس چه سودی برای سیستمها داره؟
❓آیا چیزی اونقدر شريف وجود داره که باید از تحلیل و نقد مصون بمونه و با برچسب «مقدس»، از هرگونه بررسی مبرا بشه؟
❓مقدسسازی، بارِ توضیح و اثبات را از دوشِ عنصرِ مقدسشده برمیداره.
❓اما این مصونیت، در نهایت به سود چه کسیست؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓آیا چیزی اونقدر شريف وجود داره که باید از تحلیل و نقد مصون بمونه و با برچسب «مقدس»، از هرگونه بررسی مبرا بشه؟
❓مقدسسازی، بارِ توضیح و اثبات را از دوشِ عنصرِ مقدسشده برمیداره.
❓اما این مصونیت، در نهایت به سود چه کسیست؟
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دین، سازمانِ «ایجاد احساسِ گناه»
❓ آیا ادیان از آسمان آمدند و بعد توسط سیستمها مصادره شدهاند؟ یا سیستمها اونها را برای کنترل توده ساختهاند؟ یا شاید توده، سیستمی رو ساخته که در نهایت خودش بردهی اون شده است؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
❓ آیا ادیان از آسمان آمدند و بعد توسط سیستمها مصادره شدهاند؟ یا سیستمها اونها را برای کنترل توده ساختهاند؟ یا شاید توده، سیستمی رو ساخته که در نهایت خودش بردهی اون شده است؟
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 کاش هر شب استیک میخورد!
🔻پروپاگاندای ج.ا با فقیر جلوه دادن علی خامنهای بدنبال دستیابی به دو هدف متفاوت است.
1️⃣ فقر در قاموس اسلامی که مورد تایید روحانیت است یک مزیت اخلاقی به شمار میآید و ثروت نماد حرص و آز است.
🔻برای برررسی بیشتر بنگرید و بخوانید:
2️⃣ اگر مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بانگ برآرند که
حضرات زبان درازشان را نشان بدهند و بگویند:
🔺شیعه حکومتی معتاد به شعار، نمایش و تظاهر است. سادهزیستی خامنهای ها هم متاثر از باورهای مذهبی و کارکشتگی سیاسیشان است؛ وگرنه کیست که در جریان لفت و لیس مجتبی و دارایی هنگفت پدر تازه به گور شدهاش نباشد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻پروپاگاندای ج.ا با فقیر جلوه دادن علی خامنهای بدنبال دستیابی به دو هدف متفاوت است.
1️⃣ فقر در قاموس اسلامی که مورد تایید روحانیت است یک مزیت اخلاقی به شمار میآید و ثروت نماد حرص و آز است.
🔻برای برررسی بیشتر بنگرید و بخوانید:
📓اخلاق محمدی و روح بهفقری
📺 خامنهای: رفاه مردم آنها را بیدین میکند!
📺 ریشۀ عقیدتی «رفاه/توسعهستیزی» خامنهای
📺 ما انقلابیایم؛ مالزی الگوی ما نخواهد بود!
2️⃣ اگر مردم یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان بانگ برآرند که
"چرا وضع زندگیمان این است؟"
حضرات زبان درازشان را نشان بدهند و بگویند:
وضعیت مالی نفر اول مملکت را ندیدی؟
🔺شیعه حکومتی معتاد به شعار، نمایش و تظاهر است. سادهزیستی خامنهای ها هم متاثر از باورهای مذهبی و کارکشتگی سیاسیشان است؛ وگرنه کیست که در جریان لفت و لیس مجتبی و دارایی هنگفت پدر تازه به گور شدهاش نباشد؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مرتبط
📻 بازخوانی مسئلهٔ تعدد زوجات و قوامیت
📻 چندهمسری در اسلام (جلسه یکم) (جلسه دوم)
📻 جایگاه زن در اسلام
📻 سنجش معقولیت حجاب اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 اخراج یک آخوند از ایتالیا
ماجرا از یک دوربین مخفی در شهر برشا ایتالیا شروع شد؛
خبرنگار برنامهی معروف Fuori dal Coro خودش را کسی جا زد که میخواهد درباره اسلام بیشتر بداند و رفت سراغ علی کاشف (Ali Kashif).
اما وسط صحبتها، حرف به جایی رسید که همهچیز را عوض کرد… 😳
🔺در فردای ایران، روزِ نهچندان دوری که دولتی نرمال و لائیک بر ایران حاکم شود، معلوم نیست چه حجمی از آخوندها، بابتِ نشرِ خرافات و اباطیلِ ناقضِ حقوق و اخلاقِ انسانِ امروزی، باید به عراق و افغانستان تبعید شوند تا شاید از خوابِ اصحابکهفگونهشان بیدار شوند؛ یا دستکم از زجرِ زیستن در دارالکفرِ ایران برهند.
🔺تا آن روز، همین دسته از بربرهای عقلی ـ اخلاقی، عاملِ عذاب و آوارهسازیِ هرروزهٔ میلیونها انسانِ نرمال و نخبهٔ ایرانی خواهند ماند.
.
#آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔴 سوال هایی که تو دانشگاه علمی کاربردی از دانشجوها پرسیدن:
🔺اگر اقتصاد ایران با معجزه از این سقوطِ آزاد در درک اسفل جهنم، به بهترین اقتصاد دنیا هم برسد، حکومتی که چنین اباطیلی را موضوعِ سوال میکند (که در واقع، مصداقِ بارزِ تفتیش عقیده و القای باوری فرقهای به دانشجویان و شهروندان است) لایق ساقط شدن هزارباره است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ـ حوادث ۱۸ و ۱۹ دی کودتا بود یا شورش؟
ـ علت ناکامی برنامه های محمدرضا پهلوی چه بود؟
ـ نداشتن ریشه قومی و قبیله ای پهلوی چه مشکلی ایجاد کرده بود؟
- نظریه ولایتفقیه را توضیح دهید و بنویسید که با آن کدام رکن انقلاب کامل شد؟
- مساله تاریخی ملت ایران که منجر به انقلاب شد کدام بود؟
- با وجود مشکلات فراوان چرا مدعی هستیم که به قله نزدیک شدیم؟
🔺اگر اقتصاد ایران با معجزه از این سقوطِ آزاد در درک اسفل جهنم، به بهترین اقتصاد دنیا هم برسد، حکومتی که چنین اباطیلی را موضوعِ سوال میکند (که در واقع، مصداقِ بارزِ تفتیش عقیده و القای باوری فرقهای به دانشجویان و شهروندان است) لایق ساقط شدن هزارباره است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Christianity has a major flaw. Nobody knows what belief is for
👉 Get the Armchair Bible Scholar Emails 👉 https://www.cjcornthwaite.com/armchair-bible-scholar
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
📺 مسیحیت نقص بزرگی دارد؛ هیچکس نمیداند کارکرد باور چیست
(۱/۳)
🔔 توضیح مهم: این ویدیو بیشتر بر مسیحیت متمرکز است، اما سالهای مشترک در ادیان و مذاهب را برجسته میکند.
1️⃣ چیستی «باور»؛ تحول واژگانی و دوگانهٔ کاذب در تعریف باور دینی
🔹 برای درک نقص ساختاری مسیحیت مدرن، ابتدا باید به چیستی خودِ واژه «باور» (Belief) و کارکرد شناختی آن رجوع کرد. سی. جی. کورنتویت بحث خود را با این پرسش بنیادین آغاز میکند که وقتی فردی میگوید
دقیقاً چه فرایند ذهنشناختی یا زبانی رخ میدهد؟
🔻در دنیای باستان و زبان یونانی کوینه (زبان نگارش عهد جدید)، واژهای که امروزه به «ایمان» یا «باور» ترجمه میشود، کلمه «پسْتیس» (Pistis / Πίσتیس) است. این واژه در اصل به معنای
بود؛
📌 اما در جهان مدرن، معنای آن دستخوش تحولی بنیادین شد و به
تغییر یافت.
📌 این تحول زبانی، دینداری را از یک «روابط مبتنی بر اعتماد» به یک «آزمون معتقدات گزارهای» تبدیل کرد.
🔻حال اگر باور مدرن را به معنای ادعای صدق گزارهها بدانیم، این باورها منطقاً به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
🔹 دسته اول: ادعاهای انتزاعی و ابطالناپذیر:
این دستهبندی شامل مفاهیم پیچیدهٔ الهیاتی نظیر «نظریه تثلیث» (Trinitiarian formulations) و روابط درونذاتی اقانیم سهگانه (پدر، پسر، روحالقدس) یا مباحث مربوط به همجوهر بودن (Consubstantiality) و صدور روحالقدس است.
ویژگی کلیدی این گزارهها آن است که بههیچوجه در این سوی مرگ ابطالپذیر یا بررسیپذیر تجربی نیستند. وقتی یک مسیحی مدرن میگوید «من به تثلیث باور دارم»،
🔹باورهای شهودی و اخلاق الهیاتی:
در همین حوزهٔ انتزاعی، گزارههای دیگری قرار میگیرند که شکل «باور شکمی/شهودی» (Thinking with your gut) به خود میگیرند؛ مانند این ادعا که
اگرچه این گزاره به نظر عقلانی و جذاب میرسد، اما یک فرضیه آزمونپذیر تجربی نیست. ما وجود اخلاق را در جوامع انسانی میبینیم، اما منشأ الهی داشتن آن، فرضیهای ناپیدا و اثباتناپذیر باقی میماند.
🔹 امتداد این تحلیل نشان میدهد که باور دینی تنها به ادعاهای الهیاتی و انتزاعی متوقف نمیشود، بلکه بهناچار خود را به حوزه واقعیات ملموس و تاریخ گره میزند؛ امری که ما را مستقیماً وارد دسته دوم باورها میسازد.
2️⃣ ورود تاریخ به عرصهٔ ایمان و چالش بنیادین دانش تخصصی
🔹دسته دوم باور دینی زمانی شکل میگیرد که ایمان، ادعای رخ دادن یک واقعیت تاریخی ملموس را مطرح میکند. در تمام ادیان بزرگ، لحظات «شبهتاریخی» (Pseudohistorical moments) وجود دارد؛ برای نمونه،
اما در سنت مسیحیت، نقطه ثقل اصلی و آزمون سخت تاریخی،
است. فرد مسیحی با ادعای باور به رستاخیز، در واقع میگوید: «یک حادثه مشخص در یک زمان و مکان تاریخی رخ داده است».
🔹 این ادعای تاریخی، پاشنه آشیلِ ساختار باور در مسیحیت میشود؛ زیرا
این انقطاع اسنادی موجب بروز یک تناقض سهمگین در سنت دینی میشود: «تخصص و دانش تاریخی به تهدیدی مستقیم برای باور تبدیل میشود».
🔹 مکانیسم تعارض دانش و ایمان:
برخلاف زمینههای علمی که در آنها دانش بیشتر به استحکام ادعا میانجامد،
پیامد معکوس و منطقی این امر آن است که:
همچنان بهترین و مؤفقترین افراد در حفظ «باور دینی»، کسانی هستند که کمترین مطالعه و عمیقترین بیاطلاعی را نسبت به تاریخ تشکل آن دین دارند!!
هرگونه آگاهی تخصصی، شواهد تاریخی و تحلیلهای متنی متناقض را آشکار کرده و زیربنای گزارههای تاریخی ایمانی را منهدم میسازد. (همانطور که تلاش یک زمینتختگرا برای پرواز به دور کره زمین و کسب دانش جغرافیایی، باور او را به ناگاه نابود میکند).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۳)
🔔 توضیح مهم: این ویدیو بیشتر بر مسیحیت متمرکز است، اما سالهای مشترک در ادیان و مذاهب را برجسته میکند.
1️⃣ چیستی «باور»؛ تحول واژگانی و دوگانهٔ کاذب در تعریف باور دینی
🔹 برای درک نقص ساختاری مسیحیت مدرن، ابتدا باید به چیستی خودِ واژه «باور» (Belief) و کارکرد شناختی آن رجوع کرد. سی. جی. کورنتویت بحث خود را با این پرسش بنیادین آغاز میکند که وقتی فردی میگوید
«من به موضوعی باور دارم»،
دقیقاً چه فرایند ذهنشناختی یا زبانی رخ میدهد؟
🔻در دنیای باستان و زبان یونانی کوینه (زبان نگارش عهد جدید)، واژهای که امروزه به «ایمان» یا «باور» ترجمه میشود، کلمه «پسْتیس» (Pistis / Πίσتیس) است. این واژه در اصل به معنای
«اعتماد» (Trust)، «وفاداری» و «شایستگی اعتماد» میان افراد
بود؛
📌 اما در جهان مدرن، معنای آن دستخوش تحولی بنیادین شد و به
«پذیرش ذهنیِ صدقِ یک گزاره»
تغییر یافت.
📌 این تحول زبانی، دینداری را از یک «روابط مبتنی بر اعتماد» به یک «آزمون معتقدات گزارهای» تبدیل کرد.
🔻حال اگر باور مدرن را به معنای ادعای صدق گزارهها بدانیم، این باورها منطقاً به دو دسته اصلی تقسیم میشوند:
🔹 دسته اول: ادعاهای انتزاعی و ابطالناپذیر:
این دستهبندی شامل مفاهیم پیچیدهٔ الهیاتی نظیر «نظریه تثلیث» (Trinitiarian formulations) و روابط درونذاتی اقانیم سهگانه (پدر، پسر، روحالقدس) یا مباحث مربوط به همجوهر بودن (Consubstantiality) و صدور روحالقدس است.
ویژگی کلیدی این گزارهها آن است که بههیچوجه در این سوی مرگ ابطالپذیر یا بررسیپذیر تجربی نیستند. وقتی یک مسیحی مدرن میگوید «من به تثلیث باور دارم»،
واقعاً به معنای داشتن درک مستقیم از فرایند متافیزیکی تثلیث نیست؛ بلکه صرفاً به این معناست که او «اعتماد میکند» الهیدانانی در ۱۶۰۰ یا ۱۷۰۰ سال پیش (نظیر شورای نیقیه در سال ۳۲۵ میلادی) شهودی نسبت به این امر داشتهاند.
🔹باورهای شهودی و اخلاق الهیاتی:
در همین حوزهٔ انتزاعی، گزارههای دیگری قرار میگیرند که شکل «باور شکمی/شهودی» (Thinking with your gut) به خود میگیرند؛ مانند این ادعا که
«اخلاق بدون خدا وجود ندارد».
اگرچه این گزاره به نظر عقلانی و جذاب میرسد، اما یک فرضیه آزمونپذیر تجربی نیست. ما وجود اخلاق را در جوامع انسانی میبینیم، اما منشأ الهی داشتن آن، فرضیهای ناپیدا و اثباتناپذیر باقی میماند.
🔹 امتداد این تحلیل نشان میدهد که باور دینی تنها به ادعاهای الهیاتی و انتزاعی متوقف نمیشود، بلکه بهناچار خود را به حوزه واقعیات ملموس و تاریخ گره میزند؛ امری که ما را مستقیماً وارد دسته دوم باورها میسازد.
2️⃣ ورود تاریخ به عرصهٔ ایمان و چالش بنیادین دانش تخصصی
🔹دسته دوم باور دینی زمانی شکل میگیرد که ایمان، ادعای رخ دادن یک واقعیت تاریخی ملموس را مطرح میکند. در تمام ادیان بزرگ، لحظات «شبهتاریخی» (Pseudohistorical moments) وجود دارد؛ برای نمونه،
لوحهای طلاییِ جوزف اسمیت در مانیفست مورمونیسم،
یا سیر شبانه و معراج پیامبر اسلام.
اما در سنت مسیحیت، نقطه ثقل اصلی و آزمون سخت تاریخی،
«رستاخیز و از میان مردگان خاستن عیسی مسیح» (Resurrection of Jesus)
است. فرد مسیحی با ادعای باور به رستاخیز، در واقع میگوید: «یک حادثه مشخص در یک زمان و مکان تاریخی رخ داده است».
🔹 این ادعای تاریخی، پاشنه آشیلِ ساختار باور در مسیحیت میشود؛ زیرا
وقایعی از این دست در اعماق تاریخ گم شدهاند، اسناد معاصر همزمان کافی ندارند و شواهد مکتوب آنها سالها پس از واقعه به نگارش درآمدهاند.
این انقطاع اسنادی موجب بروز یک تناقض سهمگین در سنت دینی میشود: «تخصص و دانش تاریخی به تهدیدی مستقیم برای باور تبدیل میشود».
🔹 مکانیسم تعارض دانش و ایمان:
برخلاف زمینههای علمی که در آنها دانش بیشتر به استحکام ادعا میانجامد،
در تحلیل متون دینی، هرچه فرد بیشتر به مطالعه تخصصیِ متون، زمینه تاریخی ظهور مسیحیت، و درک متون مقدس بپردازد، حفظ باورهای گزارهای کلاسیک برایش دشوارتر میشود.
پیامد معکوس و منطقی این امر آن است که:
همچنان بهترین و مؤفقترین افراد در حفظ «باور دینی»، کسانی هستند که کمترین مطالعه و عمیقترین بیاطلاعی را نسبت به تاریخ تشکل آن دین دارند!!
هرگونه آگاهی تخصصی، شواهد تاریخی و تحلیلهای متنی متناقض را آشکار کرده و زیربنای گزارههای تاریخی ایمانی را منهدم میسازد. (همانطور که تلاش یک زمینتختگرا برای پرواز به دور کره زمین و کسب دانش جغرافیایی، باور او را به ناگاه نابود میکند).
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Christianity has a major flaw. Nobody knows what belief is for
👉 Get the Armchair Bible Scholar Emails 👉 https://www.cjcornthwaite.com/armchair-bible-scholar
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
📺 مسیحیت نقص بزرگی دارد؛ هیچکس نمیداند کارکرد باور چیست
(۲/۳)
🔹حال این سوال پیش میآید که نهادهای دینی و جریانهای ایمانی چگونه با این «تهدید دانش تخصصی» مقابله کردهاند؟ پاسخ منطقی در ایجاد یک ابزار دفاعی به نام «الهیات دفاعی / علم کلام» نهفته است.
3️⃣ الهیات دفاعی (Apologetics / علم کلام) به مثابه مکانیزم دفاعی و شبهعلمی
🔹در پاسخ طبیعی به خطری که پژوهشهای تاریخی و دانش تخصصی برای باور ایجاد میکردند، جریانهای مسیحی (بهویژه مسیحیت تبشیری/انجیلی یا همان Evangelicalism) صنعت و رشتهای شبهعلمی تحت عنوان «الهیات دفاعی مسیحی» (Christian Apologetics / کلام مسیحی) را پایهگذاری کردند.
🔹کارکرد اصلی الهیات دفاعی، ارائه تحلیل دقیق و بیطرفانه تاریخی نیست، بلکه ایجاد «تلوّن و توهمِ تفکر اندیشیده شده» است.
🔹شیوههای کارکرد الهیات دفاعی:
دستچین کردن شواهد (Cherry-picking): متکلمان و دفاعیهنویسان مسیحی به جای بررسی همهجانبهٔ تاریخ، متون و شواهد را به نحوی دستچین میکنند تا روایتی ظاهرِ علمی به خود بگیرد.
🗿تکنیک مغالطه پوشالی در برابر تکنیک نقد قوی:
متکلمان دفاعی هرگز قویترین دلایل متقابل نقد رستاخیز را مطرح نمیکنند، بلکه ضعیفترین نقدها را برمیگزینند تا به راحتی آنها را رد کنند و حس پیروزی کاذب را به مؤمنان القا نمایند.
🧘🏻♂️ ایجاد آرامش روانی برای عدم پژوهش واقعی: الهیات دفاعی به پیروان این احساس را میدهد که
در نتیجه مؤمن بدون وارد شدن به دانش واقعی که باور او را تهدید کند، احساس اطینان خاطر میکند.
🔹 تجربه زیسته و گواه شخصی کورنتویت:
کورنتویت برای ملموس کردن این ادعا، روند تحصیلی خود را مثال میزند. او با داشتن مدرک کارشناسی ارشد الهیات (Master of Divinity) و مدرک دکترا (PhD)، اقرار میکند که در نیمه اول تحصیلات دینیاش در دانشکدههای الهیات انجلیکال، هیچ علاقهای به «یادگیری برای نفس یادگیری» نداشت. او تمام پاسخها را به واسطه مباحث کلامی و الهیات دفاعی پیشاپیش میدانست و مدرک کارشناسی ارشدش را صرفاً کاغذی برای کسب موقعیتهای شغلی و کشیشی میدید. او
🔹 تا اینجا مشخص شد که گزارههای دینی چه در حوزه انتزاعی و چه در حوزه تاریخی با دشواریهای منطقی روبرو هستند و الهیات دفاعی تنها سرپوشی بر این واقعیت است. اکنون وقت آن است که به سوال اصلی و بنیادی سخنرانی پاسخ دهیم: اگر باور دینی نه حقیقت تاریخی را ثابت میکند و نه از نظر عقلی منسجم است، پس کارکرد واقعی آن چیست؟
4️⃣ کارکرد واقعی باور؛ تعیین مرزهای هویت و جامعهپذیری (In-Group Identity)
🔹 پاسخ کورنتویت به این معما روشن است: «کارکرد واقعی باور، کشف حقیقت نیست؛ بلکه علامتگذاری برای هویت درونگروهی است».
🔹 انسانها گزارههای دینی (مانند اقرار به تثلیث یا رستاخیز) را نه به دلیل تحلیل تاریخی عمیق یا کاوشهای فلسفی، بلکه به عنوان «پیششرطهای تعلق و پذیرش» در یک جامعه یا خانواده میپذیرند. اقرار به این باورها به فرد اجازه میدهد از جامعه دینی خود «محبت، پذیرش، امنیت، جایگاه اجتماعی و هویت» دریافت کند.
🔹 افسانه «دین انتخابی»:
در مسیحیت مدرن (بهویژه سنتهای پروتستان و تبشیری)، این اسطوره و ادعای بزرگ وجود دارد که
یعنی فرد شخصاً تصمیم میگیرد که عیسی را بپذیرد. الگوهایی نظیر «تجربه دگرگونی پولس در مسیر دمشق» یا جلسات توبه و ایمانداری بیلی گراهام
این حس را القا میکنند که ایمان یک انتخاب فردی و آگاهانه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۳)
🔹حال این سوال پیش میآید که نهادهای دینی و جریانهای ایمانی چگونه با این «تهدید دانش تخصصی» مقابله کردهاند؟ پاسخ منطقی در ایجاد یک ابزار دفاعی به نام «الهیات دفاعی / علم کلام» نهفته است.
3️⃣ الهیات دفاعی (Apologetics / علم کلام) به مثابه مکانیزم دفاعی و شبهعلمی
🔹در پاسخ طبیعی به خطری که پژوهشهای تاریخی و دانش تخصصی برای باور ایجاد میکردند، جریانهای مسیحی (بهویژه مسیحیت تبشیری/انجیلی یا همان Evangelicalism) صنعت و رشتهای شبهعلمی تحت عنوان «الهیات دفاعی مسیحی» (Christian Apologetics / کلام مسیحی) را پایهگذاری کردند.
🔹کارکرد اصلی الهیات دفاعی، ارائه تحلیل دقیق و بیطرفانه تاریخی نیست، بلکه ایجاد «تلوّن و توهمِ تفکر اندیشیده شده» است.
🔹شیوههای کارکرد الهیات دفاعی:
دستچین کردن شواهد (Cherry-picking): متکلمان و دفاعیهنویسان مسیحی به جای بررسی همهجانبهٔ تاریخ، متون و شواهد را به نحوی دستچین میکنند تا روایتی ظاهرِ علمی به خود بگیرد.
🗿تکنیک مغالطه پوشالی در برابر تکنیک نقد قوی:
متکلمان دفاعی هرگز قویترین دلایل متقابل نقد رستاخیز را مطرح نمیکنند، بلکه ضعیفترین نقدها را برمیگزینند تا به راحتی آنها را رد کنند و حس پیروزی کاذب را به مؤمنان القا نمایند.
🧘🏻♂️ ایجاد آرامش روانی برای عدم پژوهش واقعی: الهیات دفاعی به پیروان این احساس را میدهد که
«افرادی باهوشتر و متخصصتر قبلاً این مسائل را بررسی کردهاند و جوابها مشخص است»؛ [این را کم نشنیدهایم از جاهلان متعصب: پاسخ همهی شبهات شما قبلا دادهشده است! کافیست گوگل کنید و سخنان خندهدار شبههافکنان را تکرار نکنید]
در نتیجه مؤمن بدون وارد شدن به دانش واقعی که باور او را تهدید کند، احساس اطینان خاطر میکند.
🔹 تجربه زیسته و گواه شخصی کورنتویت:
کورنتویت برای ملموس کردن این ادعا، روند تحصیلی خود را مثال میزند. او با داشتن مدرک کارشناسی ارشد الهیات (Master of Divinity) و مدرک دکترا (PhD)، اقرار میکند که در نیمه اول تحصیلات دینیاش در دانشکدههای الهیات انجلیکال، هیچ علاقهای به «یادگیری برای نفس یادگیری» نداشت. او تمام پاسخها را به واسطه مباحث کلامی و الهیات دفاعی پیشاپیش میدانست و مدرک کارشناسی ارشدش را صرفاً کاغذی برای کسب موقعیتهای شغلی و کشیشی میدید. او
تنها پس از فرایند «واسنجی و واسازی ایمان» (Deconstruction) بود که توانست جهان باستان را آنگونه که واقعاً بود دوست بدارد و بیطرفانه مطالعه کند.
🔹 تا اینجا مشخص شد که گزارههای دینی چه در حوزه انتزاعی و چه در حوزه تاریخی با دشواریهای منطقی روبرو هستند و الهیات دفاعی تنها سرپوشی بر این واقعیت است. اکنون وقت آن است که به سوال اصلی و بنیادی سخنرانی پاسخ دهیم: اگر باور دینی نه حقیقت تاریخی را ثابت میکند و نه از نظر عقلی منسجم است، پس کارکرد واقعی آن چیست؟
4️⃣ کارکرد واقعی باور؛ تعیین مرزهای هویت و جامعهپذیری (In-Group Identity)
🔹 پاسخ کورنتویت به این معما روشن است: «کارکرد واقعی باور، کشف حقیقت نیست؛ بلکه علامتگذاری برای هویت درونگروهی است».
🔹 انسانها گزارههای دینی (مانند اقرار به تثلیث یا رستاخیز) را نه به دلیل تحلیل تاریخی عمیق یا کاوشهای فلسفی، بلکه به عنوان «پیششرطهای تعلق و پذیرش» در یک جامعه یا خانواده میپذیرند. اقرار به این باورها به فرد اجازه میدهد از جامعه دینی خود «محبت، پذیرش، امنیت، جایگاه اجتماعی و هویت» دریافت کند.
🔹 افسانه «دین انتخابی»:
در مسیحیت مدرن (بهویژه سنتهای پروتستان و تبشیری)، این اسطوره و ادعای بزرگ وجود دارد که
مسیحیت یک «دین انتخابی» است؛
یعنی فرد شخصاً تصمیم میگیرد که عیسی را بپذیرد. الگوهایی نظیر «تجربه دگرگونی پولس در مسیر دمشق» یا جلسات توبه و ایمانداری بیلی گراهام
(مجموعه همایشها و گردهماییهای عظیم و استادیومی مسیحیت تبشیری که توسط بیلی گراهام در بین سالهای ۱۹۴۷ تا ۲۰۰۵ در سراسر جهان برگزار میشد. در این جلسات هیجانانگیز و پرمخاطب، با ایجاد جو روانی و احساسی قوی، از حاضران دعوت میشد تا در انتهای موعظه به جلوی صحنه بیایند، گناهان خود را اقرار کنند و طی یک تجربهٔ دگرگونی ناگهانی، عیسی مسیح را به عنوان منجی شخصی خود بپذیرند. این گردهماییها به عنوان نماد الگوی «ایمانآوری ارادی و انتخابی» در مسیحیت مدرن شناخته میشوند.)
این حس را القا میکنند که ایمان یک انتخاب فردی و آگاهانه است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Christianity has a major flaw. Nobody knows what belief is for
👉 Get the Armchair Bible Scholar Emails 👉 https://www.cjcornthwaite.com/armchair-bible-scholar
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
Original video on Mindshift - https://youtu.be/Ru7gzPPSsa8
Every time I say I'm a Christian who doesn't hold certain doctrines, someone asks the same thing: then…
📺 مسیحیت نقص بزرگی دارد؛ هیچکس نمیداند کارکرد باور چیست
(۳/۳)
🔹 اما کورنتویت این ادعا را یک «دروغ ساختاری و خودگولزنی» میداند. واقعیت این است که اکثریت قاطع مسیحیان، مسیحی به دنیا میآیند. یک کودک ۷ یا ۸ ساله که در یک خانواده مسیحی دعا میخواند و «ایمان میآورد»، در حال انتخاب آگاهانه یک دین از میان گزینههای موجود نیست؛ بلکه او از نخستین سالهای زندگی توسط محیط، خانواده و کلیسا جامعهپذیری و قالبگیری شده است. او دست به یک «نمایشِ ایمانآوری» میزند تا ورود خود را به جامعهای که در آن متولد شده بازتولید و تثبیت کند.
🔹 تحلیل پدیده دگرگونیهای ناگهانی:
این کارکردِ جامعهشناختی باور، حتی داستانهای دگرگونی ناگهانی افراد بالغ را نیز توضیح میدهد.
❌ منطق واقعی معکوس است:
🔹 نتیجهگیری و چتر استنباط نهایی:
🔻مسیحیت مدرن دچار یک سوءتفاهمِ عمیق نسبت به بنیانهای خود شده است. باورهای گزارهای (چه الهیات انتزاعی مثل تثلیث و چه ادعاهای تاریخی مثل رستاخیز) موتور محرک دینداری نیستند، بلکه «محصولِ فرعیِ» نیاز انسان به تعلق جامعهشناختیاند.
🔻بیشتر مردم در کلیساها حتی جزئیات الهیاتی تثلیث را نمیدانند و دلیل باورشان، آموزش ناخودآگاه محیطی و نیاز به هویت است.
🔻 زمانی که افسانهٔ «دینِ انتخابی بودن» کنار زده شود، مشخص میشود که باورهای دینی ابزارهایی برای مرزبندی اجتماعی و کنترل جامعهاند.
🎯 بر همین اساس، کورنتویت تأکید میکند که میتوان خود را مسیحی دانست و سنت زیستهی آن را تمرین کرد بدون آنکه نیازی به تظاهر به باور داشتن گزارههای ناممکن، اثباتناپذیر یا از نظر تاریخی فرسوده باشد؛ چرا که ارزش واقعی حیات دینی در «تعلق، عمل و اعتماد» (Pistis) نهفته است، نه در پذیرش کورکورانه گزارههای الهیاتی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🔹 اما کورنتویت این ادعا را یک «دروغ ساختاری و خودگولزنی» میداند. واقعیت این است که اکثریت قاطع مسیحیان، مسیحی به دنیا میآیند. یک کودک ۷ یا ۸ ساله که در یک خانواده مسیحی دعا میخواند و «ایمان میآورد»، در حال انتخاب آگاهانه یک دین از میان گزینههای موجود نیست؛ بلکه او از نخستین سالهای زندگی توسط محیط، خانواده و کلیسا جامعهپذیری و قالبگیری شده است. او دست به یک «نمایشِ ایمانآوری» میزند تا ورود خود را به جامعهای که در آن متولد شده بازتولید و تثبیت کند.
🔹 تحلیل پدیده دگرگونیهای ناگهانی:
این کارکردِ جامعهشناختی باور، حتی داستانهای دگرگونی ناگهانی افراد بالغ را نیز توضیح میدهد.
وقتی فردی ناگهان ۱۸۰ درجه تغییر دیدگاه داده و ۱۰ باور کاملاً متضاد را یکجا میپذیرد، اینگونه نیست که او تکتک آن ۱۰ موضوع را از نظر تاریخی و منطقی بررسی کرده باشد.
❌ منطق واقعی معکوس است:
«فرد ابتدا تصمیم میگیرد که به یک گروه و جامعه تعلق داشته باشد؛ سپس تمام بستهی باوریِ آن گروه را به عنوان ورودیه و پیششرط پذیرش، یکجا بر زبان میآورد و میپذیرد».
🔹 نتیجهگیری و چتر استنباط نهایی:
🔻مسیحیت مدرن دچار یک سوءتفاهمِ عمیق نسبت به بنیانهای خود شده است. باورهای گزارهای (چه الهیات انتزاعی مثل تثلیث و چه ادعاهای تاریخی مثل رستاخیز) موتور محرک دینداری نیستند، بلکه «محصولِ فرعیِ» نیاز انسان به تعلق جامعهشناختیاند.
🔻بیشتر مردم در کلیساها حتی جزئیات الهیاتی تثلیث را نمیدانند و دلیل باورشان، آموزش ناخودآگاه محیطی و نیاز به هویت است.
🔻 زمانی که افسانهٔ «دینِ انتخابی بودن» کنار زده شود، مشخص میشود که باورهای دینی ابزارهایی برای مرزبندی اجتماعی و کنترل جامعهاند.
🎯 بر همین اساس، کورنتویت تأکید میکند که میتوان خود را مسیحی دانست و سنت زیستهی آن را تمرین کرد بدون آنکه نیازی به تظاهر به باور داشتن گزارههای ناممکن، اثباتناپذیر یا از نظر تاریخی فرسوده باشد؛ چرا که ارزش واقعی حیات دینی در «تعلق، عمل و اعتماد» (Pistis) نهفته است، نه در پذیرش کورکورانه گزارههای الهیاتی.
🔻عیسی و مسیحیت
📺 عیسی: واقعیت یا «اوهمریسمِ» معکوس؟
📺 عهد جدید یک ساختار ادبی بود
📺 بازگشتش را پیشگویی کردند — عیسی نبود
📺 هیرودس کودکان را نکشت!
📕رستاخیز مسیح یک کهنالگو؟
📺 عیسی وجود خارجی داشت؟
📺 چه کسانی مسیحیت را ساختند؟
📺 آیا عیسی همان خدای عهد عتیق است؟ دو خدای اسرائیل
📺 خوانندگانِ اناجیل میدانستند که «یک پسر خدا» وجود دارد—آن شخص عیسی نبود
📺خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»
🔻مسالهی باکره و...
📺 مسئلۀ «تولدِ باکره»
📺 تولدهای باکره پیش از عیسی
📕“فرزند خدا” در یهود و یونان
📕عیسی: «فرزندِ معبد»
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📺 هویت مولفان اناجیل
📺 ۸ دلیل مبنی بر اینکه مسیح یک «اختراع سیاسی» بود
📺«همسایهات را... دوست بدار» دعوتی به محبتِ فراگیر؟
🔻پولس
📺 پولس هرگز وجود نداشت
📕پولس و پیدایش مسیحیت رومی
📺 پولس رسول هیچکدام از نامهها را ننوشته!
🔻مسیحیت Vs اسلام
📕«پدرِ آسمانی» در برابر «قیصرِ املاکی»: جعلِ امضای مصلوب بر قبالهٔ خون
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
.
#نقد_مسیحیت #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🚨عیسی هرگز نگفت هرکس پس از من آمد، فرستادۀ خداست. برعکس، او پیشاپیش هشدار داد:
🚨و دوباره میگوید:
⚠️ پس صرف اینکه کسی پس از عیسی آمده، ادعای پیامبری کرده و پیروان بسیاری یافته، ثابت نمیکند که عیسی آمدن او را وعده داده است.
🔻برای بررسی دقیقتر، بعد از خواندنِ عکسنوشتهها به مقالهی بعد رجوع کنید. همچنین چندین تحقیقِ جداگانه پیشتر در این باب در نقدآگین منتشر شدهبود:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«پیامبران دروغینِ زیادی برخاسته، بسیاری را گمراه خواهند کرد.» 📖 انجیلِ متی باب ۲۴ آیه ۱۱
🚨و دوباره میگوید:
«مسیحان کاذب و پیامبران دروغین برخاسته… حتی برگزیدگان را گمراه خواهند کرد.» 📖 انجیلِ متی باب ۲۴ آیه ۲۴
⚠️ پس صرف اینکه کسی پس از عیسی آمده، ادعای پیامبری کرده و پیروان بسیاری یافته، ثابت نمیکند که عیسی آمدن او را وعده داده است.
🔻برای بررسی دقیقتر، بعد از خواندنِ عکسنوشتهها به مقالهی بعد رجوع کنید. همچنین چندین تحقیقِ جداگانه پیشتر در این باب در نقدآگین منتشر شدهبود:
🔻رد ادعای تحریف بایبل
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 نام محمد در بایبل؟ (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📕نسبت قرآن با تورات و تناقضات الهیات بدنمندی
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
.
#نقد_ادیان #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin