Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 قرآن؛ معجزه یا خزعبلات؟ (+)
🎙#اسکپتیک
🍂 «بیچارگان» داستایوفسکی منظور بوده که به اشتباه در بحث، «بینوایان» ذکر شدهاست.
🗄پستهای مرتبط (اینجا)
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#اسکپتیک
🍂 «بیچارگان» داستایوفسکی منظور بوده که به اشتباه در بحث، «بینوایان» ذکر شدهاست.
🗄پستهای مرتبط (اینجا)
#تفکر_انتقادی #نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📗اسلام و بحران در نظام آموزشیِ ایران
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ اسلام، «استبداد و انحصارگرایی و مطلقگرایی و دیگریستیزی و خودشیفتگی و مردسالاری و خردستیزی و استدلالگریزی و خرافات و تعبد و جزم و جمود و تعصب» را بسط میدهد. قرآن به جای استدلال، مدام به «مغالطه» و «تطمیع با بهشت» و «تهدید با جهنم» و «فحاشی» متوسل میشود؛ زیرا قادر نیست بنیانهایش را با استدلال، اثبات و موجه کند.
انسانِ تراز اسلام، ابراهیم است؛ یعنی عبد و بردهای که «عقل و اخلاق و عواطفش» را در بارگاه «رب-ارباب-الله» ذبح کرد و حتی به قتل کودکی بیگناه و به شنیعترین فعل متصور در جهان تن داد.
وقتی از کودکی به انسانها القاء و تلقین میشود که اسلام، حقیقت مطلق و مشتی «خرافات و اباطیل و احکام داعشی» سخن الله است و مخالفان اسلام، دشمنان خداوند و نجس هستند و مجازات مرتد، قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت است، اندک جرأتِ «اندیشیدن و نقد و شک و اصلاح» از میان میرود. به همین سبب، هنوز در قرن بیست و یکم، نتوانستهایم که «کودکهمسری و شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و تبعیض علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
دعوت اسلام به تفکر، دعوت به فلسفهٔ استدلالی یا ساینس نیست، بلکه دعوت به عبرت گرفتن از سرنوشت قوم ثمود و عاد و سدوم و عاموره است که همگی، اعم از کودکان، به خاطر «نافرمانی» توسط الله قتل عام شدند و لذا مضمون لفظ تفکر در قرآن، دعوت به تعبد و تسلیم است. قرآن نمیگوید: «تفکر کنید و از استدلال تبعیت کنید و حتی اگر به انکار اسلام و نبوت برسید، حقوق و افکارتان محترم است». اسلام میگوید: «تفکر کنید و تسلیم اسلام و نبوت شوید و اگر نبوت محمد را تصدیق نکنید، بیشعور و سگ و الاغ و شتر و بوزینه هستید».
تفکر و پرسش انتقادی از بنیانهای اعتقادات خویش، در ذهن دینخو ممتنع است. انسان دینخو نمیتواند در تفکر عمق بگیرد و مبدع و خلاق باشد. انسان دینخو مدام در ترس است که مبادا از اسلام خارج شود و بعد، بابت ارتداد به قتل برسد و تا ابد به جهنم برود. انسان دینخو، حریت و آزاداندیشی ندارد.
2️⃣ پس از انقلاب ۵۷، دینخویان و مسلمانان به عنوان معلم و استاد بر نظام آموزشی سیطره یافتند و این نهاد را تسخیر کردند. در نظام آموزشی ایران، شخصیت معلمان و استادان در مدارس و دانشگاهها و نیز محتوای کتب درسی، تفکر انتقادی را تعلیم نمیدهند.
اگر انقلاب رسانهها اتفاق نیافتاده بود و نیز خانوادههای مدرن نقش ایفا نمیکردند، با اتکاء به معلمین و اساتید نامتفکر و عامی و دینخو و نیز کتب درسی مدنظر، احتمال کمی وجود دارد تا حتی اندکی جوان متفکر و نقاد و خلاق در چنین نظام آموزشی پرورش یابند و لذا نظام آموزشی در ایران به جای «نخبهپرور» به «نخالهپرور» تبدیل میشد.
حتی روشنفکران دینی و امثال دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی قادر نبودهاند تا مبانی دینشان که میبایست مبتنی بر تحقیق باشد را متفکرانه و پرسشگرانه به چالش بکشند و مآلاً باورهای دینی خویش را با دلیل موزون کنند و اگر «ملکیان پنجم» ظهور نمیکرد، حوزهٔ عمومی و رسمی در داخل ایران فاقد حتی یک متفکر راستین و اصیل و در نقش و مقام «روشنفکر» بود.
هیچ متفکری، مدعیات کاذبی چون «وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله» و «خدای متشخص و انسانوار و سخنگو و عادل و مهربان» و «نبوت» را تصدیق نمیکند. دکتر سروش در یک پارادوکس، ابتدا به خرافات و خرافهپراکنی انتقاد و اعتراض میکند و در گام بعد، مخاطبان را به مطالعهٔ قرآن دعوت مینماید. گویا گزارههایی مثل خلقت جن از آتش و وجود فرشته و شیطان، مصداق خرافات نیست و نیز کثیری اباطیل و احکام داعشی در قرآن وجود ندارد. با این وصف، اسلام و معضل «دینخویی»، نقش و سهم مهمی در بحران موجود در نظام آموزشی ایران دارد.
🗄پست مرتبط
📻 مسمومسازی ذهن از کودکی
📻 اسلام و عقلانیت (نقد احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
📻 ایضاح مفهوم دینخویی (سخنی با حسن یوسفی اشکوری)
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📕زوال عقل توسط وحی
📕امتناع گفتگو با مسلمانان راستین
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍️#علیرضاموثق
1️⃣ اسلام، «استبداد و انحصارگرایی و مطلقگرایی و دیگریستیزی و خودشیفتگی و مردسالاری و خردستیزی و استدلالگریزی و خرافات و تعبد و جزم و جمود و تعصب» را بسط میدهد. قرآن به جای استدلال، مدام به «مغالطه» و «تطمیع با بهشت» و «تهدید با جهنم» و «فحاشی» متوسل میشود؛ زیرا قادر نیست بنیانهایش را با استدلال، اثبات و موجه کند.
انسانِ تراز اسلام، ابراهیم است؛ یعنی عبد و بردهای که «عقل و اخلاق و عواطفش» را در بارگاه «رب-ارباب-الله» ذبح کرد و حتی به قتل کودکی بیگناه و به شنیعترین فعل متصور در جهان تن داد.
وقتی از کودکی به انسانها القاء و تلقین میشود که اسلام، حقیقت مطلق و مشتی «خرافات و اباطیل و احکام داعشی» سخن الله است و مخالفان اسلام، دشمنان خداوند و نجس هستند و مجازات مرتد، قتل دنیوی و جهنم ابدی در آخرت است، اندک جرأتِ «اندیشیدن و نقد و شک و اصلاح» از میان میرود. به همین سبب، هنوز در قرن بیست و یکم، نتوانستهایم که «کودکهمسری و شلاق و قصاص و سنگسار و قطع دست و تبعیض علیه زنان و کافران» را لغو کنیم.
دعوت اسلام به تفکر، دعوت به فلسفهٔ استدلالی یا ساینس نیست، بلکه دعوت به عبرت گرفتن از سرنوشت قوم ثمود و عاد و سدوم و عاموره است که همگی، اعم از کودکان، به خاطر «نافرمانی» توسط الله قتل عام شدند و لذا مضمون لفظ تفکر در قرآن، دعوت به تعبد و تسلیم است. قرآن نمیگوید: «تفکر کنید و از استدلال تبعیت کنید و حتی اگر به انکار اسلام و نبوت برسید، حقوق و افکارتان محترم است». اسلام میگوید: «تفکر کنید و تسلیم اسلام و نبوت شوید و اگر نبوت محمد را تصدیق نکنید، بیشعور و سگ و الاغ و شتر و بوزینه هستید».
تفکر و پرسش انتقادی از بنیانهای اعتقادات خویش، در ذهن دینخو ممتنع است. انسان دینخو نمیتواند در تفکر عمق بگیرد و مبدع و خلاق باشد. انسان دینخو مدام در ترس است که مبادا از اسلام خارج شود و بعد، بابت ارتداد به قتل برسد و تا ابد به جهنم برود. انسان دینخو، حریت و آزاداندیشی ندارد.
2️⃣ پس از انقلاب ۵۷، دینخویان و مسلمانان به عنوان معلم و استاد بر نظام آموزشی سیطره یافتند و این نهاد را تسخیر کردند. در نظام آموزشی ایران، شخصیت معلمان و استادان در مدارس و دانشگاهها و نیز محتوای کتب درسی، تفکر انتقادی را تعلیم نمیدهند.
اگر انقلاب رسانهها اتفاق نیافتاده بود و نیز خانوادههای مدرن نقش ایفا نمیکردند، با اتکاء به معلمین و اساتید نامتفکر و عامی و دینخو و نیز کتب درسی مدنظر، احتمال کمی وجود دارد تا حتی اندکی جوان متفکر و نقاد و خلاق در چنین نظام آموزشی پرورش یابند و لذا نظام آموزشی در ایران به جای «نخبهپرور» به «نخالهپرور» تبدیل میشد.
حتی روشنفکران دینی و امثال دکتر عبدالکریم سروش و دکتر بیژن عبدالکریمی قادر نبودهاند تا مبانی دینشان که میبایست مبتنی بر تحقیق باشد را متفکرانه و پرسشگرانه به چالش بکشند و مآلاً باورهای دینی خویش را با دلیل موزون کنند و اگر «ملکیان پنجم» ظهور نمیکرد، حوزهٔ عمومی و رسمی در داخل ایران فاقد حتی یک متفکر راستین و اصیل و در نقش و مقام «روشنفکر» بود.
هیچ متفکری، مدعیات کاذبی چون «وجود امام زمان ۱۲٠٠ ساله» و «خدای متشخص و انسانوار و سخنگو و عادل و مهربان» و «نبوت» را تصدیق نمیکند. دکتر سروش در یک پارادوکس، ابتدا به خرافات و خرافهپراکنی انتقاد و اعتراض میکند و در گام بعد، مخاطبان را به مطالعهٔ قرآن دعوت مینماید. گویا گزارههایی مثل خلقت جن از آتش و وجود فرشته و شیطان، مصداق خرافات نیست و نیز کثیری اباطیل و احکام داعشی در قرآن وجود ندارد. با این وصف، اسلام و معضل «دینخویی»، نقش و سهم مهمی در بحران موجود در نظام آموزشی ایران دارد.
🗄پست مرتبط
📻 مسمومسازی ذهن از کودکی
📻 اسلام و عقلانیت (نقد احمد زیدآبادی)
📻 زیدآبادی و هزینههایش در راه آزادی
📻 ایضاح مفهوم دینخویی (سخنی با حسن یوسفی اشکوری)
📻 برعکس کن تا پیروز شوی - سروش در ترازو (۲)
📕زوال عقل توسط وحی
📕امتناع گفتگو با مسلمانان راستین
#نقد_اسلام #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#نقد_ادیان
🎧 مسمومسازی ذهن از کودکی
🎙#اسکپتیک
+
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎧 مسمومسازی ذهن از کودکی
🎙#اسکپتیک
+
➖➖➖
🌾@Naqdagin