نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘در باب تمایزِ «رأی‌ دادن» با «بیعت کردن»

✍🏻 #علیرضاموثق

🔻از ظریف پرسیدند:
مردم می‌پرسند این‌همه کشور در دنیا روابط خوبی با دیگر کشورها دارند و فشاری رویشان نیست، چرا فشار روی ایران است؟»

پاسخ داد:
«یک دلیل وجود دارد و این است که ما خودمان انتخاب کردیم یک جور دیگر زندگی کنیم».

🔻در اینجا نیز برای ماله‌کشی فیلترینگ گفته:
بخشی از ایرانیان -که شاید اکثریت باشند- توقع دارند از نشر «کفرگویی» و «امور غیراخلاقی» حفاظت شود. ما باید به نظراتِ این بخش جامعه احترام بگذاریم؛ هرچند ابزارِ دقیقی برای سرشماری آنها نداریم.


🔻لطفا به مفهوم «بی‌شعوری» بعنوان نوعی از فلج مغزی در درک بدیهیات و تحلیل و تفکر، بمثابه توهین نگاه نکنید، بلکه بعنوان توصیف بیماری نگاه کنید. ظریف تازه از باسوادترین‌های این قوم است، اما گویا دروغ سلاح مؤمن است یا اکثر اهل بهشت از ابلهان‌اند.

اولا) این «ما» دقیقا چه کسانی‌اند؟ با چه ابزاری آمارشان را که در صحنه‌ای دیگر به فقدان آن اذعان کردی، احصا شدند؟ مگر همۀ «ما» یک سبک زندگی داریم؟ آیا این «ما» همان بخشی‌ست که بخش دیگر جامعه را سرکوب می‌کند و با توسری، روسری سرش می‌کند؟ پس مای بخش مدرن باید، هم چماق بخورد و هم به عقاید چماق‌داران احترام بگذارد؟ آیا اگر اکثریت یک جامعه هم خواستند وفق باورشان کشفِ‌حجاب الزامی شود، باید چشم بر حقوق بشر و حقوق اقلیت‌ها بست؟ حال که می‌دانیم در بسیاری موارد، اکثریت و اقلیت، عکس مدعای ظریف است و اکثریت است که منقاد و مطیع اقلیت است.

ثانیا) از کسانی که در انقلاب ۵۷ و رفراندوم قانون اساسی شرکت کردند، چند نفر الان زنده‌اند؟ بقیه چقدر امکان انتخاب آزادانه دارند؟ چه میزان از مردم در انتخابات شرکت نمی‌کنند؟ و چه میزان با رویکردِ انتخاب بین «بد و بدتر» در انتخابات شرکت می‌کنند؟

به بیان‌دیگر، لوازم و مولفه‌های «انتخاب‌گری» چیست؟ و چه میزان از جمعیت ایران در حال حاضر، سبک زندگی مورد نظر شما را «انتخاب» کرده‌اند؟ و چه میزان به‌خاطر محدودیت و ترس و سرکوب، ریا می‌کنند و سبک زندگی و علایق‌شان، با آنچه تظاهر می‌کنند، متفاوت است؟

همچنین آیا «انتخابِ آزاد»، متضمن آگاهی نیست؟ چه میزان از مردمِ حاضر در انقلاب ۵۷ نسبت به ماهیت و اقتضائاتِ «جمهوری اسلامی» و تئوری «ولایت مطلقۀ فقیه» و نسبت به نرم‌افزار و باورها و احکام و ارزش هایِ مندرج در آن و به آثار بیرونی آن نرم‌افزار، و به گزینه‌های رقیب، آگاهی لازم را داشتند؟

ثالثا) آیا مشکلِ آمریکا با ما فقط «سبک زندگی» است؟ یعنی آیا الان «سبک زندگیِ» مردمِ ژاپن و مالزی و سنگاپور و امثالهم، توسطِ آمریکا دیکته و تحمیل می‌شود و آنها از عزت و منافع ملی و استقلال، دست شسته‌اند؟ و یا آیا راه‌های کم‌هزینه‌تری برای دست‌یابی به اهداف‌مان نداشته‌ایم؟ و آیا با مدیریتِ صحیح و کمترین هزینۀ ممکن و با استفادۀ بهینه و به‌هنگام از فرصت‌ها و منابع، اهداف‌مان را تعقیب کرده‌ایم؟ و یا آیا همۀ اهداف ما، مثل «نجات مستضعفانِ جهان» و «صدور انقلاب»، معقول و متناسب با امکانات ما و واقعیات بوده‌است؟ و یا آیا شناخت‌مان از غرب، واقع‌بینانه بوده؟ و آیا عدم آگاهی و شناختِ لازم از مدرنیسم و جهان جدید و بعد، آرزواندیشی و توهمات و روش‌ناشناسیِ ما، در تولیدِ هزینه‌هایِ گزاف و تشدیدِ تنش‌ها و مخاصمات و منازعات، نقش نداشته‌است؟ و آیا علتِ دشمنیِ بین ما و آمریکا، تماما به همان «حقانیت ما» و «باطل بودن آمریکا» و «سبک زندگی» ما مربوط است؟ و ...

🔺باری، برگه‌ای که درون صندوق می‌اندازید، تنها درصورتی واجد حداقلی از معنای «رأی بودن»، به‌معنای ایده و اندیشه‌ای آزاد که حاملِ امکانِ تغییراتی (ولو حداقلی‌ اما) پایدار در آینده‌ای معین است، می‌باشد، که شخصی از میان نامزدها، این کمینه شعور را داشت که اولا، نظیرِ این پرسش‌ها را طرح کند و سپس، بدان‌ها پاسخ‌هایی روشن بدهد، و در نهایت، در ساختار ایدئولوژیک موجود، امکان این را داشته‌باشد که به پاسخ‌های معقولِ موردِ اجماع نخبگان، تا حد قابل توجهی عمل کند، نه اینکه صرفا با زبانی عوام‌زده، یکسری دردها را بگوید، بدون آنکه پرسش‌هایی در بابِ ریشه‌های ساختاری آنها طرح کند و سپس، بدون اینکه وعده‌های معین و زمان‌مندِ رسیدگی‌پذیری بدهد، از اجرای منویاتِ نائب امام زمان بگوید، و انتظار هم داشته‌باشد که ملت از ترس عقرب جراره به مار غاشیه (خودش) پناه ببرند. در اینجا دیگر با مفهومِ «بیعت» طرفیم، نه رأی شهروندانی صاحب‌رأی به نمایندگانی صاحب‌رأی. بیعت در زیست-جهان سنت، نوعی تضمین حمایت از یک مدعی و خواستارِ قدرت بود تا او نیز نهایتا، امنیتِ رعیت را حفظ کند و اساسا تنها مسئولیت حکومت، حفظ امنیت مردم یک سرزمین، در مقابل هجوم دشمنان خارجی بود. چنین سازوکاری، ربطی به دموکراسیِ مدرن که بر محور صاحب‌رأی دانستن هر شهروند و اعطایِ آزادانه و مشروط نمایندگی‌ست، ندارد.


🌾 @Naqdagin
📘«زبانِ الله» با این ننگ چه کار خواهد کرد؟

✍🏻
#علیرضاموثق

1️⃣ وفق سخن سید علی خامنه‌ای، مشارکت حدود ۴۰ درصد (بنا به آمار «بطور جد نامعتبرِ» حکومتی که حتی در انتخاب هیئت رئیسه مجلس انقلابی و خودی‌شان نیز آمارسازی کرده‌بودند و مشاهده‌های میدانی از خلوت‌بودن بی‌نظیر شعب اخذ رأی شهرها) در انتصابات و بیعتِ اخیر، ننگِ «حکومت اسلامی-آخوندی-داعشی» و نظام خرافات‌بنیان و استبدادی ولایت مطلقهٔ فقیه است که تازه برخلاف دموکراسی‌های سکولار، از خدا و اسلام و امام زمان و واجب شرعی و ملی‌گرایی مایه گذاشت و اصلاح‌طلبان حکومتی را نیز مامور کرد تا با توسل به «النصر بالرعب» و ترساندن از رقیب، به‌دنبال فریب و افرایش آمار مشارکت بیافتند (بنا به صریح سخن عباس عبدی)، اما در نهایت با یک «نه» بزرگ مواجه شد.

🍂 میزان آرای باطله و یا تحریم مردم در کلان‌شهرها نیز پیام روشن دیگری بود برای نائب امام و نیز خود امام زمان که وفق ادعای سید علی خامنه‌ای، ناخدای کشتیِ این حکومت است.

🍂 پیش از این، به‌دفعات گفته‌ام که دورانِ «بزن در رو» تمام شده‌است. آخوندِ زبل‌خان، نمی‌تواند روشنفکران و سبک زندگیِ بخش مدرن جامعه را تحقیر و حقوقشان را سلب کند، و به دختر مردم به خاطر اعتراض مدنی و بدون خشونت به قانون فاشیستیِ حجاب اجباری، حبس و جریمه بدهد و سپس، توأمان در هنگام و هنگامهٔ انتخابات، رأی و مشارکت آنها را برای مشروعیت بخشیدن به حکومت اسلامی و بیت‌العنکبوتِ استبداد دینی-آخوندی، مطالبه کند.

🔻آمارها به وضوح نشان می‌دهند که اکثریت مردم ایران:
اولاً) به‌طور کلی از دین داعشی و داعش‌پرورِ اسلام عبور کرده‌اند، و یا به جدایی نهاد دین از دولت باور دارند؛
ثانیاً) آخوندهای مفت‌خور، بی‌سواد، بی‌کار، بی‌هنر و خرافاتی را از معضلات فرهنگی و سیاسی و اجتماعی کشور می‌دانند؛
🔺لذا نمی‌توان علل تحریم انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۳ را صرفاً به مشکلات اقتصادی و معیشتی تقلیل داد. هرچند که استبداد دینی و تفکر و احکام داعشی‌اش، از جمله عوامل مهم در تولید و بسط فقر است.

2️⃣ اصلاح‌طلبان حکومتی، همان‌طور که به‌دفعات اشاره کرده‌ام، یا احمق‌اند، یا دروغگو، و یا هر دو؛ زیرا دموکراسی، مراعات حقوق بشر و نیز وعدهٔ «ایران برای همهٔ ایرانیان» و «یک زندگی معمولی»، با ساختار این حکومت قرون وسطایی و استبدادی و غیرعادی و غرب‌ستیز، اساساً تضاد غیرقابل رفع دارد.

چرا یک فردِ بهایی و یا مسیحی و یا لامذهب، به‌شرط واجد صلاحیت علمی و اخلاقی و مدیریتی بودن، نباید بتواند رئیس جمهور شود؟ چرا حق حکومت، ارث پدریِ آخوندها و شیعیان غالی و خرافی و دوازده امامی باید باشد؟

خاتمی و روحانی به کدام یک از وعده هایِ مورد مطالبهٔ بخش مدرن جامعه توانستند عمل کنند تا پزشکیانِ قوم‌گرا که کاریکاتوری از کاریکاتور آنها هم نیست، بتواند؟

3️⃣ ضمن احترام به حقوقِ افرادی که در بیعت ۱۴۰۳ نظام ولایت مطلقهٔ فقیه مشارکت کردند و به یکی از گماشتگانِ ولی فقیه آری گفتند، این تمرین و موفقیتِ مدنی و خشونت‌پرهیز برای مبارزه با حکومتِ قرونِ وسطاییِ ولایت مطلقهٔ فقیه (که هم جاهل است و هم ظالم) را به عموم تحریم‌کنندگانِ انتخابات تبریک می‌گویم و امیدوارم تا زمانِ تحولات اساسی و ساختاری در نظام سیاسیِ حاکم، تحریم انتخابات و نیز سایر اشکال مبارزات مدنی و خشونت‌پرهیز تداوم داشته‌باشد.

🍂 همچنین باید گوشزد نمایم که ایستادگی و صبوری و استمرار بر یک روشِ مبارزاتیِ خشونت‌پرهیزِ عقلانی و پا پس نکشیدن از آن، از شروط ضروریِ پیروزی‌ست. در این یک هفته، بسیاری از بوق‌های اصلاح‌طلب بکار خواهند افتاد تا باز ارادۀ مردم را سست کنند و از فردایی بی حضور اصلاح‌طلبان در سِمتِ «تدارکاتچی» بترسانند و رأی به پزشکیانِ ذوب در ولایت را به‌دروغ، «نه» به نظام و اقلیت حاکم جلوه بدهند تا رأی برخی از تحریمی‌ها را بدزدند، اما ترس اصلی ما باید از امتداد بیشتر این بازیِ تکراری و پوچ بیعت کردن با نخاله‌ها با تاکتیکِ پلشتِ ترساندن‌های دروغین باشد.

🍂 هیچ‌کس به‌اندازۀ رئیسی، سابقۀ بلند اطاعت و خشونت کور و سرکوب نداشت و کسی مثل جلیلی اصلا بپای او نمی‌رسد، اما آمار کشته‌ها در سرکوب‌‌های خیابانی دوران او، با دوران حسن روحانی مدعی «منشور حقوق شهروندی» قابل مقایسه نیست؛ چرا که اصلاح‌طلبان نقش سرکوب نرم و بی‌اهمیت جلوه‌دادن آن حد از خشونت را بعهده گرفته‌بودند. بنا به گفتۀ سعید لیلاز در مصاحبۀ اخیرش، حکومت آخوندی-اسلامی مجبور است که دست به آزادسازی بیشتر قیمت‌ها بزند، و انگیزۀ تایید صلاحیت پزشکیان نیز در اصل همین بود تا این امر را به او بسپارند تا بدنامی‌ آن و سرکوب‌های محتمل پیش‌رو، بعهدۀ انتخاب اشتباهِ مردم و اصلاح‌طلبان بیافتد و رهبر و اصول‌گرایان نیز بتوانند در نقش اپوزیسیون باقی بمانند و بعد از خرج اعتبار اصلاح‌طلبان برای اهداف خود، قدرت را دوباره بازپس بگیرند.



🌾@Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1️⃣ پزشکیان، آذر ۹۳:
اول انقلاب مسئول پاکسازی بودم. هنوز بحث حجاب نشده‌بود حجاب را در بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها اجباری کردم. با دادگاه انقلاب هماهنگ کردم بخشنامه کردم که همه باید روسری و مانتو و لباس آستین‌بلند بپوشید.
دانشگاه را ما بستیم
. انقلاب فرهنگی و بستن دانشگاه‌ها را ما شروع کردیم!


2️⃣ #علیرضاموثق

تحول وقتی صادقانه است و جهت عوام‌فریبی نیست که شخص، اصل و بنیادِ این سیاستِ داعشی را نفی کند و بابت کارنامۀ فضاحت‌بارش، پوزش بخواهد؛ نه اینکه حتی امروز هم بگوید، اگر زنان و دختران لچک به سر نمی‌کنند، چون خوب تربیت‌ نشده‌اند؛ باید اول خود را نقد کنیم!

ابله! این تویی که در خانواده‌ای بیمار تربیت شده‌ای و اگر فرصت بیابی، می‌خواهی بجای درمان سندرم آلت بی‌قرار و عقاید داعشی‌ات (که وفق نهج‌البلاغه، زنان نصف مردان‌اند در عقل و ایمان) کل زنانِ زمین را روسری‌به‌سر کنی!

آیا وضعیتی «کمیک - تراژیک»تر از این قابل تصور است که برای چند دهه، داعش و طالبان، دو بال حکومتی باشند، و هر یک با ترساندن از دیگری، ملت را به بیعت بخواند؟


🗄پست مرتبط

📕پزشکیان و چشمهای مسعود!
📻 «بسیجی دهان گشاد» و پزشکیان



🌾 @Naqdagin
🍂 با این دست فرمان، چندان دور از انتظار نیست که سید علی خامنه‌ای چندی دیگر بگوید:
کسانی که شعارهای «مرگ بر اصل ولایت فقیه» و «زنده‌باد حکومت سکولار و لائیک» سر می‌دهند نیز با نظام مخالف نیستند و این حقیر و تئوری «ولایت فقیه» هم‌تراز نظام نیستیم.

🍂 این امر یعنی فشارِ اکثریت ملت اثرگذار است و همین مبارزات مدنی و خشونت‌پرهیز است که نظام را ناچار به اصلاحِ تعریف خود از «مخالف نظام» و «ماهیت نظام» می‌کند و اگر اکثریت، هر بار در خیمه‌شب‌بازی «بد و بدتر» به صحنه بیایند، آن عدۀ آگاهی که به این بازی تن نمی‌دهند، اقلیتی «مخالف نظام» تلقی می‌شوند و تحت فشار قرار می‌گیرند، اگر مردم مرتب آن لچک را بر سرشان نگه دارند با انواع توجیهات، آنانکه حجاب از سرشان برمی‌دارند، اقلیتی «مخالف نظام» تعریف می‌شوند و...

🍂 فی‌الواقع، برای حفظ نظام، استحالۀ نظام و تغییر تعریف آن و قانون اساسی آن ضروری می‌شود، و این دقیقا همان مسیری‌ست که «جنبش تحریم» در ادامه پی خواهد گرفت؛ چونان که در زمان رئیسی بود که حتی بدحجاب‌ها نیز ایده‌آل تلقی شدند؛ چرا که هنوز مثل اقلیتِ بسرعت در حال رشد، ترکِ حجاب نکرده‌بودند.

✍🏻 #علیرضاموثق



🌾 @Naqdagin
📘نامه‌ای به حسین‌بن‌علی

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 ای حسین بن علی؛ من در این مجال، به خدای ادیان و خدای تصویر شده در قرآن کاری ندارم؛ به ادعاهای نامدللِ جدت، از جمله در بابِ سخنِ الله بودن قرآن، کاری ندارم؛ به نواقصِ متعددِ چهره و شخصیت الله و نیز به خسارات و ظلم‌ها و آسیب‌های برخاسته از اسلام کاری ندارم؛

🍂 به «علمِ غیب و عصمت و ماجرای فرشته و امداد غیبی» باور ندارم؛ نمی‌گویم که تو بهترین انسان در طول تاریخ هستی؛ با اسطوره‌سازی‌ها و خرافات و خشونت و فرقه‌گرایی و «دیگری‌ستیزیِ» شکل‌گرفته پیرامون واقعهٔ عاشورا کاری ندارم؛ من منتقد این امور که تا مغز استخوانِ حتی جماعتِ روشنفکر ما، نظیر احمد زیدآبادی، نفوذ کرده، هستم و خودت (بر فرضِ وجود به‌نحوی از انحاء) می‌دانی!

🍂 اما می‌دانم که تو اصولی داشتی و بر روی آن ایستادی و آنجا که بر مبنای باورهایت، امری را ذلت دیدی و آنها خواستند ذلیلت کنند، مقاومت کردی!

🍂 می‌دانم که زنده‌ماندن و زیستن را به هر قیمت و تحت هر شرایط، موجه ندیدی! می‌دانم که انسانی «گوشت و پوست و استخوان‌»دار بودی که رنج کشیدی و مُردی! می‌دانم که دیدن مرگ عزیزان سخت است! و مهمتر از همه، من با تو از کودکی‌ام خاطره‌ها دارم، در هیئت‌ها و نوحه‌ها!

🍂 حسین جان؛ تو خیلی بدشانسی! اگر عاشورا در غرب اتفاق افتاده‌بود یا غربی‌ها شیعه بودند، تاکنون هالیوود در بلاد کفر، فیلم‌هایی خوش‌ساخت و وزین و زیبا از زندگی و جنگ و مرگت ساخته‌بود که کثیری از بندگان خدا را جذب و متأثر می‌کرد، اما جامعهٔ خرافاتی و متوهم ما، آخوندهایی «دین‌بان» تولید کرده که اینک مثل «زندان‌بان»، قیودی فاشیستی برای هنرمندان ترسیم می‌کنند و سبب می‌شوند تا آنها عموما، عطای ساختنِ فیلم در مورد زندگی‌ات را به لقایش ببخشند!

🍂 آنها (یعنی دین‌بان‌ها)، نقش یکی از ۱۹ عدد دربان جهنم را برای روح هنرمند ایفا می‌کنند و مانع از تولید اثر هنری خلاقانه و اصیل می‌شوند!

🍂 تو بدشانسی حسین جان؛ حکومت‌ها، حتی تاجران خوبی نیستند، چه رسد به معلمان اخلاق و مبلغان خوب دین؛ اما پیروان تو در آستانهٔ قرن ۲۱، نبوغ به‌خرج دادند و قدرت سیاسی را به دست آخوندهایی سپردند که از فرط بی‌سوادی و بی‌هنری، دین و دنیای مردم را باهم ویران کردند!

🍂 افسوس که کثیری از شیعیانت، بزرگترین هنرشان، ایجاد تهوع از هر چیز زیباست! بیا و ببین که کثیری از شیعیانت در مراسم‌های عزاداری‌ات، چقدر اسرافِ منابع و تولیدِ ظلم و خسارت و آلودگی می‌کنند!

🍂 بیا و ببین که کثیری از شیعیانت، به اصناف ظلم‌های ریز و درشت، یا یک اعتراض حتی ساده و بی‌خطر نمی‌کنند، و یا در آن ظلم‌ها، مشارکتی فعال نیز می‌کنند؛ اما با وقاحت و بلاهت و بدون خجالت، در مراسم عزاداری‌ات، خودشان را جر می‌دهند! و... بگذریم حسین جان!
«شرح این هجران و این خون جگر
این زمان بگذار تا وقت دگر».



#نقد_شیعه


🌾 @Naqdagin
1️⃣ ادعای ترامپ: تنها خدا بود که من را نجات داد
کمپین انتخاباتی ترامپ با طراحی پوستر «دست خدا»، حمایت خود از ترامپ اعلام کرد.

2️⃣ #علیرضاموثق

وقتی یک روضه‌خوان، با وجود رتبۀ فساد اداری ما در جهان و آمار جنگیِ کشته‌های سالانه ‌در جاده‌ها (برای انحصار در عرضۀ خودروی بنجل داخلی و مافیای شکل‌گرفته حولش) و با وجود آمارِ دو رقمیِ تورم و بی‌کاری برای سالیان متمادی، خود را «لسانِ الله» می‌نامد، چرا ترامپ، بعنوان یک تاجر موفق و رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، چنین توهمی بر ندارد که خدا نجات‌دهندۀ او بوده؟

می‌توان با قطعیتِ بالایی حدس زد که اگر یک هزارم قدرت نظامی و ثبات اقتصادی و وضعیتِ توسعه‌‌یافته‌ای که آمریکا دارد، ما داشتیم و ایران کشورِ مهاجرها و نخبه‌ها و فرصت‌ها بود، برخی به ادعای نزول کتاب و ارسال نبی و امام به ملل دیگر نیز می‌رسیدند!

الله (بر فرض وجود) می‌داند به چه کسی شاخ بدهد! به زبان فلسفی‌تر، میان ارتفاعِ ادعا و خودشیفتگیِ هر فرد-جامعه‌، با قد واقعی و وضعیت عینی آن، رابطه‌ای معکوس وجود دارد. هرچه در جامعه‌ای، خدا بیشتر کالایی برای فروش شود، آن جامعه بیشتر در انحطاط فرو رفته‌‌ و خواهد رفت.



🌾 @Naqdagin
📘آیا حسین بن علی بر حق بود؟

✍🏻 #علیرضاموثق

۱) دکتر سروش نقدی را به شریعتی و ساده‌سازی ایدئولوژیکش وارد می‌کند و می‌گوید که
زندگی ما «آدمیان متوسط و قهرمان‌های کوچک»، در عالم واقع، بسی پیچیده و طیفی‌ست و «صفر و صدی-باینری» نیست و لذا ما یک واقعهٔ استثنائی و آمیخته با اسطوره و اغراق و یک تیپ ایده‌آل چون «کربلای حسینی» را نمی‌توانیم به زندگیِ روزمرهٔ خویش تعمیم دهیم و اینطور نیست که در جامعهٔ واقعی و امروزی، از بام تا شام با حسین و شمر مواجه باشیم؛ هر چند می‌بایست نیم‌نگاهی عبرت‌آمیز به واقعه کربلا داشته باشیم.


🔻در مقابل، دکتر محدثی با این استدلال مدعای سروش را نقد می‌کند:
ما نه تنها هر روز، بلکه هر لحظه در «دو راهی‌های زندگی» با «انتخاب‌هایی» مواجه هستیم؛ انتخاب‌هایی مثل «مبارزه یا عدم مبارزه» با ظلم و فساد و یا «مشارکت یا عدم مشارکت» در ظلم و فساد و امثالهم.


۲) در اینجا می‌خواهم در اصل قضیهٔ «حق بودن حسین بن علی» و در پیش‌فرض‌های شیعیان؛ از جمله در پیش‌فرض‌های دکتر علی شریعتی مناقشه کنم و از آنها در قالب چند پرسش، پاسخ و تأمل بطلبم. منتها در مقدمه اشاره کنم که «حق بودن» را در مانحن‌فیه، در خصوص حوزهٔ ارزش‌ها و امور ناظر به «باید و نباید»، به معنی «مطابقت با عدل زمانه» و «باطل بودن» را به معنی «مطابقت با ظلم زمانه» و نیز حقیقت را در حوزهٔ واقعیت‌ها و امور ناظر به «هست و نیست»، به معنی «مطابقت گزاره با واقع» تلقی می‌کنم و این گمان را مفروض می‌گیرم که در موضوع مذکور با مخاطب‌ام، توافق دارم. با این وصف:

اولاً) حسین بن علی، دقیقاً در کدام گفتار و کردار، «حق» بوده‌است؟ یعنی آیا تمام گفتارها و کردارهایش، «حق» بوده‌است؟ به عبارت دیگر آیا ایشان در تمام حوزه‌ها و در تمام آنات زندگی‌اش، اعم از حوزهٔ فردی و اجتماعی و دینی و فلسفی و علمی و سیاسی، حق بوده‌است؟ آنهم حقیقتی فراتاریخی و بدون لحاظ سیاق و کانتکست؟ یعنی در «هر زمینه‌ای»، الگویی برای تمام زمان‌ها و مکان‌ها بوده‌است؟ «مورد به مورد، چرا؟».

ثانیاً) در خصوص واقعهٔ کربلا به عنوان یک مصداق در زندگی حسین بن علی، می‌دانیم که یزید، مطابق ساز و کار و مقتضیات عرفی در زمانه و زمینهٔ تاریخیِ خودش و در آن بافت قبیله‌ای، حکومتی مشروع داشته است و عموم جامعه به اقتفای بزرگان قوم، با او بیعت کرده بودند. برای مثال و جهت وضوح بخشیدن به مراد و عینی‌تر شدن بحث، در اوایل انقلاب، اکثریت قاطع مردم، به هر دلیل، یا به خاطر جهل و جوگیری و خرافات مذهبی و یا از روی دلایل محققانه و سنجیده، به حکومت روح الله خمینی رأی دادند؛ حال، به چه دلیل، اقلیتی چون مجاهدین خلق یا چریک‌های فدایی اقلیت، حق داشتند که به اقتفای حسین بن علی، قیام کنند؟ (چه مسلحانه و چه غیر مسلحانه).

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل (منتشره در گویانیوز) در مشاهدۀ فوری
زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖۱۰۶۷ واژه


#نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
📘فرصت و شانسِ اندکِ اصلاح‌طلبان حکومتی

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 زمانِ چندانی نمی‌برد که فشارِ مدرنیسم، این تصویر را بدل به یک وضعیتِ غالب در جای‌جای ایران کند، مقاومت داعشی‌وار، صرفا از بلاهت است و عصیان این نسل را تشدید می‌کند و تغییری در امرِ محتومِ تاریخی نخواهد داد.

🍂 بخشی از عقبهٔ اجتماعیِ اصلاح‌طلبان حکومتی، اهل دیسکو و شُرب خَمر و قِر کمر و سفر به تایلند و آنتالیا هستند، در کمپین‌های انتخاباتی‌شان نیز از آزادیِ موسمی و متقلبانه و ریاکارانهٔ ایام انتخابات (جهت بسیج توده)، کمال بهره‌برداری را به‌منظور برگزاری پارتی‌های خیابانی، به عمل می‌آورند. این بخش از عقبهٔ اجتماعی اصلاح‌طلبان حکومتی، همان‌هایی‌اند که تاسوعا و عاشورا را نیز وفقِ اصطلاح خودشان، به «حسین‌پارتی» تبدیل کرده‌اند.

🍂 با توجه به اینکه احتمالِ بالا آمدن ترامپ و افزایش فشارهای اقتصادی و تحریم‌ها جدی است، اگر در دولت پزشکیان، خواسته‌های حداقلی این بخش از رأی‌دهندگان، باز هم سرکوب شود و فکری اساسی در بابِ جمع‌آوریِ گشت‌ ارشاد از هر نوعش نشود، بسیار بعید است که چهار سال بعد، باز هم اصلاح‌طلبان بتوانند با دوقطبی‌سازی‌های صوری، اندک درصدی که باعث پیروزی پزشکیان شد را مجددا کسب کنند؛ چرا که در بُعد «سیاستِ خارجی و اقتصاد» و معیشت مردم، امکانِ گشایشِ محسوس و رضایت‌بخشی نخواهد بود، و اگر در بُعدِ «احترام به سبکِ پوشش و سبکِ زندگی» و «حسّ امنیت و آزادی در جامعه» نیز گشایشی جدی حس نشود، بخش قابل توجهی از اقلیتِ رأی‌دهنده، به همان اکثریت تحریمی می‌پیوندند و از اشتباهِ مجددشان در اعتماد به اصلاح‌طلبان حکومتی، توبه می‌کنند. نمی‌توان در بلندمدت و در دوره‌های متوالی، با «فروشِ ترس»، رأی مردمی را خرید و با وقاحت، شعارِ «آزادی و کرامتِ انسان و ایران برای ایرانیان» هم سر داد، اما در هنگامِ عمل، هیچ قدمِ مؤثری برای پایان‌بخشی به آن ترس‌ها برنداشت.


#استمرارطالبان #جامعه


🌾 @Naqdagin
🍂 اخیرا که اخباری دربارۀ وضعِ وخیم و مرگِ احتمالیِ فاطی‌کماندویِ اعظمِ دلقکانِ سُرخ‌‌لچک پخش شده‌بود، قصد داشتم که متنی مفصل در بابِ پدیدۀ «زنانِ ضد زن» بنویسم. زنانی که توسط ویروس اسلام بدل به موجودی شده‌اند که اگر جایگاه ریاست مجلس و ریاستِ جمهوری نیز بدان‌ها داده‌شود، بسیار زن‌‌ستیزانه‌تر از نرینه‌های موجود عمل می‌کنند و نباید خواسته‌ها و مطالباتِ جنبش زنان، به این حد از فرم‌‌گرایی تقلیل یابد که بتوان بسادگی آن‌ها را مصادره کرد.

🍂 حال بنگریم به این سیرک و استندآپ کمدی تمام‌عیارِ تاریخی که از امتزاجِ ویروس مارکسیسم و اسلامِ شیعی حاصل شده و نظیرش را حتی میان زنان حزب‌اللهی نیز ندیده‌ایم! این نوابیغ، مدعی و مبدعِ ایدۀ «سرقت انقلاب» بودند(!) و اگر انقلاب‌شان به سرقت نمی‌رفت، قرار بود هشتاد میلیون ایرانی را این‌گونه حاضر/غایب کنند، با احیای «سنتِ مترقیِ»(!) بیعت در غدیر خم!

🍂 هویت‌گرایی از هر نوعش، عاملِ انحطاط و محو تدریجیِ سوژهٔ مستقل و نقادِ مدرن است، اما هویت‌گراییِ مجاهدین خلق، یک سنخ هویت‌گرایی دوبل و کم‌نظیر است، چرا که در آن، دو ایدئولوژیِ جمع‌گرا و تمامیت‌خواه و فاشیستی، چنان ذهن نقاد و مستقلِ سوژه را دچار فروپاشی می‌کنند که او را بدل به یک ماشین-بردۀ کاملِ حزب و پیشوای سیاسی می‌کنند.

🍂 ریشۀ نفرتِ کثیری از مردم از این فرقه چپ‌گرای اسلامی، به همان امری برمی‌گردد که عامل فرارِ آنها از آخوند و اسلام و حکومتِ اسلامی و ولایت مطلقۀ فقیه بوده‌است؛ مضاف بر اینکه نسبتِ مجاهدین خلق با آخوندها و ولی فقیه، نسبتِ یک پیرمردِ یخ‌زده و خفته در غارِ کهف با یک پیرمردِ کر و کور، اما بیدار و افلیج در غارِ کهف است! اگر منصفانه بنگریم، شدت دگم بودن و انجمادِ آخوندها و حکومت اسلامیِ ولایت مطلقۀ فقیه، با این فرقه، کمی فاصله دارد و‌ اندکی تن به تحول و تغییر و واقع‌بینی و اصلاح می‌دهند، و همین امر از مهمترین عواملِ توفق‌ و بقایشان تا امروز بوده‌است.

✍🏻 #علیرضاموثق


#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ


🌾@Naqdagin
📺 در بابِ تقابل و دشمنی با آمریکا

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂
وفقِ این سخنانِ دکتر احمد زیدآبادی، کلِ تدبیرِ جمهوریِ اسلامی «حالا بگذار امروز بگذره! فردا خدا بزرگه!» بوده‌است، یعنی روزمرگی و «از این ستون به اون ستون فرجه».

🍂 پیش از این به مصادیقی از الگوهایِ «چالش-پاسخِ» جمهوری اسلامی اشاره کرده‌ام؛ از جنگِ هشت‌ساله و الگویِ «جام زهر» تا آنقدر فِس‌فِس کردن و خورده‌شدن دو میلیارد دلار پول بیت‌المال توسطِ آمریکا و مآلاً تکرار الگویِ «نوش‌دارو پس از مرگ سهراب».

🍂 حال، وقتی امثال دکتر زیدآبادی می‌خواهند چنین حکومتِ جاهل و خرفت و سنگین و تنبلی، مشکلی را حل کند، حکایتِ رفتنِ یک لاک‌پشت به دنبالِ قابله خواهد بود که تا بیاید، بچۀ مردم، چهل ساله شده‌است! تا اینها با مغزهایِ زنگ‌زدۀ جنتیِ‌‌وارشان، الفباها را بفهمند، کار از کار گذشته‌است.

🍂 دکتر زیدآبادی می‌گوید:
مسألۀ ۲۸ مرداد چه ربطی به حکومت آخوندی دارد؟ آمریکایی‌ها در شیلی هم کودتا کردند، اما امروز روابط شیلی بر مبنایِ دشمنی با آمریکا، و بالتبع خود-تحریمی و وارد کردنِ خساراتِ عظیم و بلندمدتِ اقتصادی به مردم شیلی، بنا نشده‌است.

🔺برای فهم این وضعیتِ کمیک-تراژیک، کافی‌ست چند ترم کلاسِ آخوندشناسی پاس کرده‌باشید تا دریابید، آخوندی که کربلا را برای قرون متمادی، موضوع نان‌خوری‌اش کرده و با گرایاندنِ خلق، جیب‌شان را می‌زند، طبیعی‌ست که تا وقتی نفت و گاز و معادن ایران باقی‌ست، دست از نمایشِ تعزیۀ پُر سودی که چپ‌های وطنی به او آموختند و در آن، یزید و شمر و ابن زیادش آمریکاست، دست نخواهد کشید.

🍂 آخوندهای بی‌سواد و بی‌کار و بی‌هنر و تن‌پرور، چرا باید این موقعیتِ سروری‌‌شان که با سودِ سرشارِ حاصل از کاسبیِ تحریم نیز عجین شده را از دست بدهند و به فکر یک اقتصادِ سالم و توسعه‌محور و سیاستی نرمال در روابط بین‌الملل باشند؟

🍂 اگر همین فردا سفارت آمریکا در ایران افتتاح شود و عادی‌سازی در روابط ما با جهان برقرار شود و تحریم‌ها پایان یابد، و مآلاً سفر بین ایران و آمریکا سهل‌الوصول‌تر از قبل شود، لُچکِ نصفه‌نیمه باقی‌مانده بر سرِ بخشی از زنان نیز خواهد افتاد و در وهلۀ بعد، بخش بزرگی از بدنۀ طرفداران نظام با این سؤال مواجه خواهند شد که پس نقشِ نائب امام زمان در صدرِ نظام ولایی، که قرار بود مقدمات ظهور را از طریق جنگ با استکبار جهانی فراهم کند، چیست، وقتی ما نیز سیاستی مشابهِ اکثر کشورهای جهان، از جمله ترکیه و مالزی و چین و روسیه، با غربِ سیاسی و فرهنگی پیشه کرده‌ایم؟ پس دیگر چرا بعد از یک انقلابِ پر هزینه علیه سلطنت، یک آخوندِ روضه‌خوان باید به‌شکلِ مادام‌العمر، آن بالا پاسبانی بدهد و قدرتِ نامحدود و ناپاسخگویِ پادشاهان را نیز داشته‌باشد؟ علی‌‌القاعده، ریزشِ شدیدتری در همان اندک بدنۀ مذهبی حامیان نظام نیز رخ خواهد داد، و اکثریت مردم که با اقتضائاتِ زیست مدرن ممزوج شده‌اند نیز مطالباتِ معوقِ بنیادی‌ خود را با شجاعتِ بیشتری طرح و پی‌گیری خواهند کرد؛ مطالباتی که پیگیری‌شان در ذیلِ قانون اساسی جمهوری اسلامی، محال اندر محال است.

🔻این وضعیتِ ارّه‌‌ در عربستان سعودی قابل وقوع نبوده، چرا که:

اولا، در عربستان، اسلام سیاسی با قدرتِ قاهره و توسل به گفتمان ایدئولوژیک و غرب‌ستیزانۀ چپِ‌ها، برای نیم‌قرن کشور را از مسیر توسعه‌ای که در حال پیمودن بود، به قهقرای فقر و فحشا و شعب ابی‌طالبِ تحریم‌های فلج‌کننده نیانداخته‌است،

ثانیا، در نظام سیاسی عربستان، یک ولی فقیه و نائب امام زمان که بخواهد صدر تا ذیل جامعه را با زور اسلامی کند و با توسری روسری سر زنان جامعه کند و مدعیِ آلترناتیو و نظمِ جایگزین برای تمدن غرب و علوم انسانی باشد، در صدر نظام سیاسی وجود نداشته‌است؛

ثالثا، جامعۀ مدنی و روشنفکری ایران که از پیشتازانِ مشروطه‌خواهی و طرح مطالباتِ لیبرال و نگاه نقادانه به اسلام و آخوند در منطقه بوده‌‌اند، با عربستان قابل مقایسه نیستند؛ به همین جهت، حتی بنیادگراترین آخوندها، «جمهوریِ» مشرکانِ غربی را در نام‌گذاریِ نظام سیاسیِ مطلوب‌شان پذیرفتند، و مخالفانِ داعشیِ «حق رأی» زنان، خود، این حق و اموری بیشتر از آن را مجاز دانستند و از فراهم‌گرانِ زمینۀ حضورِ حداکثری زنان در جامعه شدند.

🔺به همین‌ جهت، آخوندها تا زمانی که در قدرت هستند و امکانِ فروش نفت و گاز (ولو با تخفیف‌های فاجعه‌وار) دارند، تن به عادی‌سازیِ روابط با جهان نخواهند داد، مگر اینکه کارد به استخوان برسد و به حکمِ «اکل میته»، مجبور شوند برای خریدنِ کمی زمان و ایجادِ تعویقی اندک در مرگِ نظام سیاسی، بدان تن بدهند.


🗄پست‌ مرتبط
📕دو دروغ بزرگِ جلیلی، رسانۀ میلی و دیگر سیاستمداران حکومت
📺 پزشکیان آدم صادقیه و دروغ نخواهد گفت :)

#سیاست #حکومت_اسلامی


🌾 @Naqdagin
🍂 بارها گفته‌ام که فرهنگِ دهاتی در پوشش و ظاهر مسئولین ما، به‌درستی با باطن‌شان تناسب دارد. هیچ‌کدام از مسئولینِ ریز و درشت حکومت آخوندی-اسلامی، از جمله همان مهندس موسوی که خیرِ سرش نقاش و معمار است، سوادِ بصری و شعورِ «سِت و هماهنگ کردنِ» رنگِ پیراهن و کت‌و‌شلوار و کفش‌شان را ندارند.

🍂 اما حفظه‌الله(!) مسعود پزشکیان، که فیلِ هواکردۀ اصلاح‌طلبان حکومتی‌ست، در بسیاری وجوه چیزی معادلِ احمدی‌نژاد است و آنقدر عاشقِ پوشیدنِ کاپشن (آن هم در زلّ تابستان!) است که حتی نتوانسته الفباها و اولیاتی چون ضرورتِ اُتو خوردنِ کتِ مقامِ ریاست جمهوری در چنین دیدارِ رسمی و مراسمِ تاریخی‌ای را بفهمد.

🍂 اخیرا هم دیدم که روزنامۀ اصلاح‌طلب هم‌میهن، رکوردِ چاپلوسی و ماله‌کشی را جابجا کرده و نوشته:
«کت و شلوار اصالتا ایرانی نیست(!) و پیوندی دیرینه با فرهنگ ما ندارد [...] به‌جای این ناسنجیده‌گویی‌ها(!)، ساده‌پوشی دکتر پزشکیان را ارج نهیم!»
🔺 تا نشان دهد که فی‌الواقع، این بخشِ غالب و احمدی‌نژادی حکومت است که در حالِ اصلاحِ اصلاح‌طلبان است، و نه برعکس.

✍🏻 #علیرضاموثق



🌾 @Naqdagin
📺 پزشکیان، عدالت علی و ژن خوب الاهی!

1️⃣احمد زیدآبادی:
برخلاف تصور رایج، به نظرم عارف از همۀ گزینه‌های ممکن برای تصدی معاون اولی، مناسب‌تر است! [...] در این میان، گاف فرزندش هم قابل گذشت است!


2️⃣ #علیرضاموثق

🍂 انتظارم از دکتر زیدآبادی این بود که با این همه مطالعه در حوزۀ سیاست، لااقل فرقِ میانِ «گاف» و «باور احمقانۀ» یک شخصیتِ بیمار و خودشیفته و ماحصلِ یک «تربیت و حیاتِ رانتی و فاسد» را بفهمد.

اولا، بخش مهمی از موفقیت افراد را نه وراثت، بلکه محیط سالم و امن و دارای امکانات لازم می‌سازد. اینکه مردمِ کرۀ جنوبی در وضعیتی بکلی متفاوت از مردم کرۀ شمالی زیست می‌کنند، یا مردم در شهرها و استان‌هایی چون اراک و کردستان و سیستان و بلوچستان، در وضعیتی بسیار متفاوت از مردمِ شهرهایی چون تهران و شیراز و اصفهان زیست می‌کنند، یا بسیاری از رتبه‌های تک‌‌رقمی و دو-رقمی و سه‌رقمی کنکور، از دهک‌های بالای اقتصادی جامعه (یا افراد صاحبِ انواعِ سهمیه) هستند، به همین محیط و امکانات اقتصادی و صنعتی و آموزشی بازمی‌گردد، و کسی که به‌جای پاسخگوییِ صحیحِ پرسش‌ها دربارۀ بهره‌گیری از آقازادگی‌اش در یکسری مبادلات بزرگِ اقتصادی، به ژن خوبِ خود و پدر و مادر ویژه‌اش استناد می‌کند، صرفا از ناشایستگی و عدم بلوغ و بی‌سوادی و بی‌شعوری اساسی‌اش حکایت می‌کند.

ثانیا، در اینکه وراثت و ژنتیک در ویژگی‌ها و‌ استعدادهای ما نقش دارد، شکی نیست، و‌ در اینکه ایشان و‌ پدرش در زمینه‌هایی استعداد دارند نیز شکی نیست؛ برای مثال، همایون شجریان نیز از پدرش در حوزه‌ای از زندگی، استعدادی را به ارث برده؛ اما نکته این است که این پسر، بسیاری از استعدادها را ندارد، چون حتی پدرش هم همهٔ ژن‌های خوب را ندارد تا به او ارث دهد.

🍂 ایشان مثل پدرش، ژنِ «وجدان اخلاقیِ» و «شجاعت» و «شعور کافی» در حوزهٔ «تفکر عینی و استدلالی و انتقادی» ندارد و ذهن پدر و پسر، به کثیری خرافات مبتلاست (چون اگر به امام زمان و نائب امام زمان بودن خامنه‌ای باور نداشتند، الان در این سیستم سیاسی که بنیانش بر خرافات است، چنین پست و مقامی نداشتند).

🍂 در حوزهٔ سخن‌وری نیز مشابهِ پدرش، ژن خوبی ندارد. ژن خوبی که به شعورش کمک کند که یک سخن را چگونه و‌ کجا باید گفت و...؛ پدرش نیز به‌خاطر جمع شدنِ این معلولیتِ ذهنی و فقدانِ شجاعتِ حداقلی، در دورانِ نمایندگی مجلس، نقشِ درختِ «لیست امید» را ایفا می‌کرد.

🔺لذا به ژن‌های خوبی که ندارد نیز اگر کمی فکر کند، بد نیست. با تلاش می‌توان این نقصان‌های ژنتیکی را تا حدودی جبران کرد!

ثالثا، مسعود پزشکیان نیز با این انتخاب معنادار در ساحتِ عمل نشان داد که «عدالتِ» علی و نهج‌البلاغه، که گوش همه را در این چند مدت با آن کر کرده‌بود، چیزی جز باور به تئوریِ «ژن خوب الاهی» نیست! خود ولایت مطلقۀ فقیه و تشیعِ اثنی عشری بر محور همین باور، که گویا از نظام شاهنشاهیِ ایران به تشیع سر ریز کرده، شکل گرفته، و «دموکراسی اسلامیِ»(!) مورد اشارۀ مکرر عظما نیز چیزی جز همین سفرۀ رانتی میان یک‌سری خودیِ خود-«ژن خوب / مستضعف»پندار نیست؛ کسانی که یکسری خرافاتِ فرقه‌ای را تصدیق می‌کنند و سپس اکثریت مردم و نمایندگانشان که تن به این خرافات نمی‌دهند را فاقدِ صلاحیتِ تشخیص و انتخاب و نمایندگی می‌دانند و بعد از هر بار فریب‌دادنِ بخشی از جامعه با ترساندن از بخشی از هم‌سفره‌ای‌های خود و اجرای پر شورِ نمایشِ بیعت، «مشت محکم»ی بر دهان اکثریت و آن دیگری‌های «فاقدِ ژن خوب» می‌زنند. دموکراسی اسلامی را از این خلاصه‌تر و ساده‌تر نمی‌توان تشریح کرد.


#استمرارطالبان


🌾 @Naqdagin
📘 آیا «انسان» پیروز خواهد شد؟

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 فرض کنید در انقلابِ ۵۷ ما بر حسبِ تصادف، شانس می‌آوردیم و داوریِ سر تا پا توهمیِ مرحوم شایگان، درست از آب در می‌آمد و روح‌الله خمینی شبیه به گاندی بود (البته خود اینکه یک فقیه سنتی، شبیه به گاندی شود و چنان سعۀ وجوی و وسعتِ نظری داشته باشد، اجتماع نقیضین است)؛

🔻در وهلۀ بعد، روح‌الله خمینی با آن حجم از نفوذِ کاریزماتیکش می‌گفت:

ما به لحاظ عاطفی، محمدرضا پهلوی و عقبه‌اش را می‌بخشیم و نفرت نمی‌ورزیم، اما به‌لحاظ عقلی، عبرت‌هایِ استبدادورزی را فراموش نمی‌کنیم! آنها را محاکمه می‌کنیم، اما اعدام نمی‌کنیم و آزاد می‌گذاریم! من شخصاً از محمدرضا پهلوی دعوت می‌کنم به ایران برگردد!

🔖 ۵۷۲ کلمه
زمان مطالعه: ۴ دقيقه
📌 مطالعۀ ادامه و متن کامل: سایت تریبون زمان | تلگرام نقدآگین


🌾 @Naqdagin
📘 آیا «انسان» پیروز خواهد شد؟

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 فرض کنید در انقلابِ ۵۷ ما بر حسبِ تصادف، شانس می‌آوردیم و داوریِ سر تا پا توهمیِ مرحوم شایگان، درست از آب در می‌آمد و روح‌الله خمینی شبیه به گاندی بود (البته خود اینکه یک فقیه سنتی، شبیه به گاندی شود و چنان سعۀ وجوی و وسعتِ نظری داشته باشد، اجتماع نقیضین است)؛

🔻در وهلۀ بعد، روح‌الله خمینی با آن حجم از نفوذِ کاریزماتیکش می‌گفت:

ما به لحاظ عاطفی، محمدرضا پهلوی و عقبه‌اش را می‌بخشیم و نفرت نمی‌ورزیم، اما به‌لحاظ عقلی، عبرت‌هایِ استبدادورزی را فراموش نمی‌کنیم! آنها را محاکمه می‌کنیم، اما اعدام نمی‌کنیم و آزاد می‌گذاریم! من شخصاً از محمدرضا پهلوی دعوت می‌کنم به ایران برگردد!

مقبرۀ رضا شاه را خراب نمی‌کنیم و او را سیاه نمی‌کنیم؛ تا سیاه‌نمایی، الگویی برای آیندگان نشود! مقبرۀ رضا شاه را به موزه تبدیل می‌کنیم و خدمات و نیز ظلم‌ها و خطاهایِ او را در آن موزه به نمایش می‌گذاریم؛ نه فقط ظلم‌ها و خطاها را!

به‌جای صدور انقلاب از طریقِ سیاسی و نظامی، کشورمان را توسعه می‌دهیم تا از طریقِ الگو شدن در تمام حوزه‌هایِ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و امنیتی، فرهنگِ خودمان را صادر کنیم! هر ایرانی هر ماه برای صدور انقلاب، یک درخت بکارد تا الگویی شویم برای نشرِ اکسیژن در اتمسفرِ جهان!

حکومتی برپا می‌کنیم که در آن، هر ایرانی با هر مذهبی و حتی ایرانیانِ بدونِ مذهب، اگر صلاحیت علمی و اخلاقی (طبقِ ارزش‌هایِ عام جهانی و نه معیارهایِ یک مذهب خاص) داشتند، بتوانند در انتخابات شرکت کنند و به‌صورت موقت، مناصبِ ارشد سیاسی را تصدی کنند! هیچ منصبِ مادام‌العمری نخواهیم داشت و هیچ فرقه‌ای، حقِ پیشینی و انحصاری برایِ حکمرانی ندارد!

ما در عرصۀ بین‌المللی، مکلف به بهشت‌بردنِ جهانیان با زور و مبارزه با ظلم، خارج از قوانین و سازوکارهای حقوقی و ظرفیتِ نهادهایِ بین‌المللی نیستیم! تمرکز و اولویتِ ما رشد و اصلاحِ کشورِ خویش و دفعِ خطر و ظلم از آن است!

ما علم و اخلاق و عدالت و حقوقِ بین‌الملل را سرمشقِ خود قرار می‌دهیم و کشورهایِ دیگر در صورتِ صلاح‌دید، مختارند که از ما بیاموزند و این را راه صدور انقلاب می‌دانیم! و...

🔺اعادۀ معدوم و برگشت به گذشته ممکن نیست، اما آنچه در فوق آمد را می‌توان بعنوانِ یک آرمان، جستجو کرد.

🍂 متاسفانه جهان هنوز مثل یک جوانکِ مذکر و مجرد، پر از تستوسترون و تکانه‌هایِ خردسوز و خشنِ جنسی است و به‌سیاقِ دستگاهِ تحلیلیِ اریک برن، عموماً در حالِ بازیِ «مالِ من بهتره» است؛ یکی با مدل ماشین و لباس و یا با رنگ پوست و مدلِ دماغش پز می‌دهد و دیگری، با خدا و پیامبر و امام و عظمتِ ظاهرِ مسجد و کلیسا و کنیسه‌اش و نفر بعدی، با موشک و سلاح و دقتش در ترور!

🍂 این حجم از جنگ و خشونت و تنش در جهان، هیچ نسبتی با عقلِ سلیم ندارد؛ فهم و پذیرشِ ساده‌ترین امور، قرن‌ها طول می‌کشد؛ حتی بین کثیری از خود مسلمین، هنوز پس از ۱۴۰۰ سال، سر خلافت ابوبکر و علی، اختلافِ همراه با تنش و نفرت وجود دارد! در آمریکا با آن نظام آموزشی و علمی، در قرنِ ۲۱ شخصی چون ترامپ محتمل است برای بار دوم انتخاب شود، یا کسی مثل بایدن با وجود زوالِ عقلش و تبدیل شدن به مضحکۀ جهانیان، برای ۴ سال در صدر بزرگترین دموکراسی دنیا می‌ماند.

🔺واقعاً نمی دانم که آیا امیدی به آیندۀ این جهان، بدونِ اصلاح ژنتیکِ انسان‌ها و کاهشِ جمعیتِ کرۀ زمین، وجود دارد یا خیر؟ آیا «انسان» پیروز خواهد شد؟ یا باید گفت:
مدحِ این آدم که نامش می‌برم
تا قیامت گر بیابم قاصرم؟


#حکومت_اسلامی #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
نقدآگین
👳🏿‍♂️تعطیلی شنبه و خطای شناختی فقیهان ✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی 🍂 در هفته‌ی گذشته، پیرامون «طرح تعطیلی شنبه» دو تن از فقیهان قم به مخالف پرداختند. جعفر سبحانی تبریزی بنا به اینکه «در چنین روزهایی که دشمن صهیونیست فزون از هفت ماه، به نسل کشی پرداخته و هزاران شهروند…
📘از آخوندهای رفوزه تا ناقدانِ اسلام‌شناس

✍🏻 #علیرضاموثق

شورای نگهبان اعلام کرده‌ تعطیلی شنبه خلاف شرع است. البته دلایل خلاف شرع بودن را توضیح نداده‌است.

🔻چندی قبل در نوشته‌ای با مستندات قرآنی توضیح دادم که تعطیل شدن شنبه نه ربط شرعی دارد و نه می‌تواند خلاف شرع باشد:
https://t.me/Naqdagin/10489

🔻علاوه بر این‌ها عبدالله جوادی آملی، مرجع تقلید شیعه، در پاسخ به استفتائی بیان کرده که:
«تعطیلی شنبه خلاف شرع نبوده و اتفاقاً هماهنگ شدن با بازارها و دادوستدعای جهانی است».

✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 از مختصاتِ روزگار انحطاط یکی این است که اسلام‌شناسانِ منتخبِ حکومت آخوندی با بودجه‌های میلیاردی نیز باید از منتقدان اسلام اولیات و الفباهای قرآن و سنت نبوی را بیاموزند! فسیل بی‌سوادی مثل جنتی که با امدادِ اجنه اجابتِ مزاج می‌کند، چگونه می‌تواند دربارۀ تصمیمات مهمی که به معیشتِ یک ملت مربوط است، نظر کارشناسی بدهد؟

🍂 نکتۀ قابل تامل آن است که در اسلام، اساسا «روز تعطیل» وجود نداشته‌است. وفقِ قرآن و سنت نبوی، چنین اصطلاحی وجود ندارد؛ بلکه بعکس، الله، برخلاف سنت دینیِ «روز تعطیلی مطلقِ کار» که در یهودیت گذاشت و از یهودیت به مسیحیت و سپس جهان مدرن بسط یافت، حتی روز جمعه را نیز روز کار می‌داند و تنها در بابِ نماز جمعه می‌گوید مدتی دست از کار بکشید و بعد به کار و زندگی‌ برگردید:
«پس هنگامى كه نماز جمعه پايان يافت، در زمين پراكنده شويد و از فضل الهى طلب روزی كنيد». (جمعه: ۱۰).


🔻از سوی دیگر، می‌دانیم که الله در هیچ‌کجای قرآن، از «تحریف لفظی» تورات نمی‌گوید و اتفاقا مکررا بدان با صفاتی مثبت ارجاع می‌دهد. در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» برخی نکات مرتبط با این موضوع را گفته‌ام که نقل‌شان را سودمند می‌دانم:
«در آیهٔ ۴۹ از سورهٔ قصص، قرآن در تحدی خودش را «هم‌تراز تورات» قرار می‌دهد و به‌نحو خودشکن می‌گوید:

«ای پیامبر، به آنان بگو: اگر راست می‌گویید که تورات و قرآن، سحر و افسون هستند، شما از جانب خداوند کتابی بیاورید که از این دو کتاب، هدایت‌آفرین‌تر باشد؛ در این صورت من نیز از آن پیروی می‌کنم».

در مانحن‌فیه، فی‌الواقع قرآن شکست خودش در تحدی را پذیرفته و به برابری‌اش با تورات اذعان کرده‌است. [...] همچنین ادعای مسلمین مبنی بر تحریف تورات و اینکه قرآن یگانه کتاب آسمانیِ مصون از تحریف و واجد وثاقت تاریخی‌ست و نیز ادعای مسلمین مبنی بر استناد به «فرم و صورت ادبی و زیباشناختی قرآن» در تحدی، نظر به تصریح قرآن در سورهٔ قصص بر مؤلفهٔ «هدایت‌گری» و «وزن محتوا» که وجه‌شبه اعلام گشته‌است، نقض می‌شود؛ خاصه اینکه تورات به زبان غیرعربی است و نصّ قرآن دلالت دارد بر این قضیه که اگر متنی از حیث «هدایت‌گری» و «کیفیت محتوا» در زبان غیرعربی نیز باشد، می‌تواند وارد تحدی شود و زبان عربی، برخلاف ادعاهای رایج در میان مسلمین، قیدی برای تحدی نیست».
🔺پس مخالفت با تورات و سنتِ خدای آن، در بهترین حالت قابل تصور، نوعی بازیِ اریک‌برنی «مال من بهترۀ» آخوندهایی چون جنتی است، علی‌رغم ادعایشان مبنی بر منشاء واحد ادیان و تصدیقِ کتبِ انبیای سابق در قرآن.

«در نظر یهود، روز شنبه به‌صورت نمادین به‌معنای هفتمین روز آفرینش است که ریشه در تورات دارد.

تورات می‌گوید خداوند جهان را در شش روز آفرید و در روز هفتم دست نگه داشت و به تعبیری استراحت کرد.

در این روز شخم زدن، پاشیدن بذر، کار کردن، خوشه دسته کردن، غربال کردن، خرد کردن، خمیر کردن، آشپزی، برش، شستن و به تعبیری کل ساحات زندگی حرام است».

🔻در قرآن هم در بابِ روز شنبه، قصۀ خرافه‌محورِ مشابهی نقل شده:
«الله آن کسی است که آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در مقدار شش روز بیافرید، آن گاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت» (سجده: ۴).


🔻حتی فراتر از این‌ها، قرآن با طرح موضوعِ «اصحاب سبت»، بر الاهی بودن این سنت مهر تایید زده و فی‌الواقع، این شورای نگهبانِ حکومتِ آخوندی-اسلامی است که خلافِ حرامِ الله حکم می‌دهد:
«اصحاب سبت، گروهی از بنی‌اسرائیل بودند که بر اثر سرپیچی از فرمان خداوند دربارۀ «حرمت کار در روز شنبه»، به عذاب گرفتار شدند.

آنان در عصر پیامبری حضرت داوود زندگی می‌کرده و جمعیتی حدود ۱۲ تا ۷۰ هزار نفر داشته‌اند.

عبارت «اصحاب سبت» تنها یک بار به طور صریح در آیه ۴۷ سوره نساء به‌کار رفته، اما در آیات دیگری از قرآن کریم نیز داستان قوم مذکور و سرانجام آن بیان شده است.

سَبت که به‌معنای «قطع یا قطع عمل» است و در زبان عبری، شبات خوانده می‌شود، عنوان «روز شنبه» در میان یهودیان بوده و در لغت عبرانی، به‌معنای استراحت است.
بنابر فرهنگ یهودی، یهود باید در روز شنبه یا سبت، از همه کارهای خود دست بکشند و استراحت کنند. حفظ حرمت روز سبت و کارنکردن در آن، یکی از ده فرمان حضرت موسی بوده‌است». (ویکی‌فقه)




🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 لحظۀ سقوط و جان باختن کارمند شهرداری منطقۀ ۱۸ تهران در چالۀ آسانسور

✍🏻 #علیرضاموثق

در این ظلماتِ هستی و جنگلِ خاورمیانه، تنها چیزی که در دست‌ داریم، گام‌‌زدنی محتاطانه و تدریجی، پس از نگریستن‌های دقیق و شکاکانه و نقادانه و بهره‌گیری از عقلانیت جمعی و آرای خبرگان و اهل تجربه در هر زمینۀ بخصوص است.

در زندگیِ اقتصادی‌مان نیز اگر فقط لحظه‌ای تعلل کنیم و به پالس‌ها و آمارها و روندها بی‌توجهی نشان دهیم، علی‌الخصوص در کازینویِ اقتصادِ اسلامی(!)، مثل این خانم، با چشمانی بظاهر باز، به قعرِ طبقاتِ جامعه سقوط می‌کنیم.

باری! زندگی به مویی بند است و علی‌رغم میل ما، هیچ خدای مهربان و دلسوز و فرشتۀ نجات و امام غایب و نیروی مرموزی در میان نیست که بخواهد ما را نجات بدهد. اگر خدایی نیز در میان باشد، خدای نامتشخص است که هیچ صفتِ انسانی‌ای قابل الصاق به او نیست؛ نه خالق است، نه مهربان، نه غضب می‌گیرد، نه پاداش می‌دهد، نه امتحان می‌کند، نه می‌سازد که مقصودی را در پایانِ تاریخ برآورده سازد و...؛ دریایی‌ست که می‌موجد و ما موجی از موج‌هایش؛ حاصلِ کنش‌ها و برهم‌کنش‌های آنیم و هستی‌ای منفک از وجودِ آن نداریم.



🌾 @Naqdagin
📘چپِ بچه‌پرروی ایرونی
— کاریکاتوری مضحک‌، اما خسارت‌بار

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 گویا دیروز جلسۀ رونمایی از کتابی با عنوانِ «گذشتۀ یک توهم» برگزار شده‌است و در این جلسه، دکتر حسن محدثی نیز بعنوان سخنران، جزو مدعوین بوده‌است. از همان آغاز، «امتِ حزب‌اللهِ مارکسیست‌‌های پُفکیِ ایرانی»، صبر انقلابی‌‌شان لبریز و دهانشان پر از کف شده و مدام مثل یک‌سری لُمپن بی‌شخصیت، در وسطِ سخنان مدعوین دویده‌اند و در نهایتِ امر، به این هم بسنده نکرده‌اند و برای روشن شدنِ «عمق راهبردیِ» مارکسیسم در ایران و گرفتنِ «انتقام سختِ» دهۀ شصت، به لگدپراکنیِ واقعی و فیزیکی هم اقدام نموده‌اند! و وقتی نمایشِ سیرک‌‌وار‌شان افاقه نکرد، جلوی خودِ دکتر حسن محدثی رفته‌اند و مانع از سخن‌گفتن ایشان شده‌اند! و ایشان هم با الهام از توصیۀ منسوب به عیسی مسیح، از آن «جمعِ احمقان» خارج می‌شود، اما از آنجاکه «وقاحت انسانِ فرومایه انتهایی ندارد»، به شیوۀ نوبالغانی کودن و سفیه، ترکِ مجلسی که به گند کشیده‌‌اند را نیز با صدایِ انکرالاصواتشان، «در رفتن» جار زده‌اند!

🍂 این رفقای پنچر-شدۀ انقلابی و نسخه‌بدل‌های امتِ حزب‌الله و اساتیدِ همیشه‌درصحنه‌شان در دانشگاه‌ها (نظیر یوسف اباذری)، در ذیل یکه‌تازیِ فاشیسمِ مذهبی، همیشه نگرانِ لیبرالیسم‌ و نولیبرالیسم و باگ‌های آزادی در غربِ سرمایه‌داری‌اند، درحالی‌که حتی تاب و تحملِ نشستنِ متمدنانه در یک جلسۀ سادۀ فرهنگی، به‌مناسبتِ رونمایی از کتابی در بابِ تاریخچۀ ایدئولوژی مترقی‌(!)شان‌، را ندارند!

🍂 مثلِ یکسری غارنشینِ پشت‌کوهی که در یک روستا، گرفتارِ چند بیماری، از جمله طاعون و وبا و سل، شده‌اند و بعد، صبح و شام «پزشکی مدرن» در غربِ جغرافیایی را نقد و لعن می‌کند(!)َ، و وقتی پزشکانی به روستا می‌آیند و در حالِ گفتگوی علمی و تخصصی در بابِ تاریخچۀ بیماری‌ آن‌ها می‌شوند، مثل یک‌سری زامبیِ زنجیر-پاره‌کرده، به‌سوی آن‌ها حمله‌ور می‌شوند و بر صورتشان چنگ می‌اندازند و جفتک‌پراکنی انقلابی(!) می‌کنند تا مبادا به بیماری‌ِ مقدس‌شان توهینی روا شود و چیز بدی از تاریخ سراسر گل‌و‌بلبل(!) آن‌ بیماری بیان شود!

🍂 این‌ها مثل بچه‌های دبیرستانی هستند که وقتی به دانشگاه می‌آیند، کیف سامسونت می‌خرند تا متفکر جلوه کنند؛ چهارتا کتاب خوانده‌اند و نه آن کتاب‌ها را فهمیده‌اند، و نه ربطش با واقعیاتِ جامعۀ خویش را، و بعد، همینطور با بلغور کردن‌، ژست روشنفکری می‌گیرند!

🍂 نقدِ لیبرالیسم چه ربطی به تو دارد که تا خرخره در باتلاقِ استبداد دینی فرو رفته‌ای و حتی تابِ یک نشست فرهنگی در باب تاریخچۀ ایدئولوژی‌ات را نداری؟! و همین تو، برای یک کف‌و‌سوت و قرِ کمرِ نشسته در یک کنسرتِ موسیقی، یا شرکت در یک مهمانیِ مختلط، محتمل است مثل خر شلاق بخوری و از فشار، به مارکس و انگلس و هفت‌جدشان فحش‌های کاف‌دار بدهی؟!

🍂 لشکرِ «بردگان و فرومایگان و عقب‌مانده‌های ذهنی» صرفاً با آموزش رشد نمی‌کنند. درجا زدن و سقوط در بلاهت و حماقت‌ِ «مجاهدین خلق» در وسطِ آزادیِ غرب و در جوارِ دانشگاه‌ها و کالج‌های متعدد، یکسره ادامه یافته و رفقایشان در ایران نیز، در یک فضای کانالیزه‌شده و ایزولۀ ذهنی و ارتباطی، خود را از هرگونه تغییر و تحول و رشد و بازنگری‌ای بازداشته‌اند.


#چپ_ایرانی #نقد_چپ


🌾 @Naqdagin
📘بی‌ادبی همۀ وجودتان را فرا گرفته‌است!

✍🏻 #علیرضاموثق

🍂 بعد از متن اخیرم، برخی شاکی شده‌اند که فلانی در توصیف آن صحنۀ فضاحت‌بار، «چرا به اسب شاه گفته یابو» و خودِ این امر هم مصداق خشونت و بلکه مقدمۀ فاشیسم است!!! توصیفات دقیق من از موقعیت و تناقضات فکری-وجودیِ این جماعت را ندیده‌اند و بند کرده‌اند که چرا کسی را که کوتوله است، می‌گویی کوتوله، و چرا به بی‌سواد تحصیل‌کرده‌ای که جفتک‌پرانی کرده می‌گویی، پشت‌کوهی و غارنشین! این ادب‌‌‌بازان، بی‌شک اگر داستان «کنیزک و کدو» را بخوانند به مولوی می‌گویند فحشیستِ فاشیست!

🍂 شما چپ‌های لگدپران و تروریست‌ستا و «فاشیست‌گو» به هر غیرخودی، و شما مسلمینِ چماق‌بدست معتقد به «جهنم خلد» و «نجس بودن کفار»، تا اطلاع ثانوی به کسی درس ادب ندهید و به اوضاع وخیم خود برسید!

🍂 عموم مسلمین طی ۱۴۰۰ سال، بیشترِ وقت‌شان صرف جهاد و صدور اسلام و فرو کردن میخ خود در سوراخ دیگران شده‌است، از جمله اخیرا در سوراخِ علوم تجربی سکولار. اگر می‌توانستند با شمشیر و اگر نمی‌توانستند با لطایف‌الحیل دیگر این کار را می‌کردند.

🍂 مسلمین عطش زیادی برایِ ابراز قدرت و ابراز وجود و احساس هویت از طریقِ حقنۀ اسلام به دیگران دارند؛ البته این روند، ناشی از الگویی بود که از اسلام گرفتند و به حکم الله و با احساس حقیقت‌یافتگی، دائم برای بردن دیگران به بهشت احساس تکلیف می‌کرده‌اند؛ حتی زمانی که خودشان تا گردن در چاه انحطاط و فساد و ظلم فرو رفته‌اند و از سیاست تا اقتصادشان، بوی تعفن می‌دهد و محیط‌زیست‌شان ویران شده‌است و در خاورمیانه توام با تلاوت قرآن، مشغول دریدن و سوزاندن و خوردن یکدیگرند.

🍂 چپ‌ها نیز در تاریخ معاصر، نشان دادند هیچ کم‌و‌کاستی از یک دین تمامیت‌خواه نظیر اسلام ندارند، منتها بخت و اقبال تاریخی با آن‌ها یار نبوده‌،‌ و حتی در سال ۲۰۲۴ و پس از رقم‌زدنِ تجارب بس خونین و سیاه تاریخی، باز هم کارشان یا تقلب‌های گل‌درشت در انتخابات است، یا حمله به جلسات فرهنگیِ مخالفان، یا با جنگِ انگ و فاشیست‌-فاشیست‌گویی به همه جز خودشان، برای خود و ایدئولوژیِ پوسیدۀ دولت‌‌‌محورشان پپسی باز کردن.

🍂 چپ‌های ایرونی و مسلمینِ وطنی، بعد از انقلاب ۵۷ نیز کمافی‌السابق به این کارویژۀ خود مشغول شدند؛ یعنی به گسترش اسلام و افکار منحط چپ در داخل با توسری-روسری و اسلحه‌بازی و لات‌بازی، و در خارج با صدور انقلابِ اسلامی-آخوندی یا حمایت جانانه از گفتمانِ محور مقاومت؛ امثال علی علیزاده بیهوده با ولاییون تخت نرد عشق نمی‌بازند!

🍂 مسلمین ایرانی در خارج از کشور چون زورشان به غربی‌ها، چینی‌ها، روسی‌ها و ژاپنی‌ها نمی‌رسید و آنها به عقب‌ماندگی اینها می‌خندیدند و اینها نیز در ناخودآگاهشان می‌فهمیدند که نسبت به آنها چقدر مفلوک‌اند، و مضحک است که برای ارشاد و هدایتِ الهیِ آنها قیام کنند، از فرط بلاهت رفتند سراغ گسترش اسلام در بین خود مسلمینی که نسبت سببی و نسبی‌شان با پیامبر بیشتر بود و از اینها مسلمان‌تر بودند.

🍂 اکنون هم وضع جامعه و حکومتِ اسلامی در کشورشان این شده‌است که می‌بینیم؛ چون وقت و انرژی و منابعِ محدودشان را در عین بی‌صلاحیتی و گرفتاری در انحطاط و فساد و ظلم و نکبت، صرفِ بردنِ دیگران به بهشت کردند، تا آنجا که خودشان تا عمق جهنم فرو رفتند!

🍂 فقر و فساد و تبعیض غوغا می‌کند، ارزش پول ملی با باد معده رقابت می‌کند، طلاق و اعتیاد گسترش یافته بنحوی که تقریبا در مقابل هر ۲ ازدواج، یک طلاق داریم، وضع محیط زیست بحرانی است، ۲۰ میلیون حاشیه‌نشین داریم و تخلفاتِ رانندگی در یک روز در شهر تهران برابر با یک سال در اتحادیه اروپا و یک قاره است و ...

🍂 البته تحمل موارد مذکور برای‌شان مصداق بی‌اخلاقی و بی‌ادبی نیست و حالشان را بهم نمی‌زند، اما بیرون بودنِ موی دختران و یا الفاظی چون «ابله و کودن و احمق» و «پشت‌کوهی» و «عقب‌مانده و فرومایه» یا به‌کار بردن لفظِ «کاندوم» هنگامِ مراجعه به داروخانه، هزار و یک جای وجودشان را از خجالت می‌لرزاند!

🍂 حالا لطفا و برای امتحان، مدتی بی‌خیالِ ادب و اخلاقِ نامسلمان‌ها و نارفقای ضدانقلابی شوید و به خودتان و به اسلام‌تان و به سبک زندگی‌تان و به خدا و پیامبر و مارکس و لنین‌تان بپردازید، تا شاید از این انحطاط و نکبت خلاص شوید!

🍂 بروید سراغِ تاریخ مشعشعِ خشونت و فقرگستری در شوروی کمونیستی، چین مائویی و ونزوئلا و... و شعارهای جنسیتی‌تان در انقلاب پرشکوه(!) ۵۷ که دزدیده‌شد(!)، ارواحِ عمه‌تان!

🍂 بروید سراغ قرآن‌تان که از فحش «حرام‌زاده، سگ، گوره‌خر و بوزینه» استفاده کرده و به الله منتسب نموده‌است!

🍂 بروید سراغ جهنمِ خشن و هیتلری و کافرسوزش که الگوی شقاوت و داعش است!

🍂 بروید سراغ قتل و غارت و تکفیر و حکم ارتداد و سنگسار و قطع دست و پا و جهاد ابتدایی که به الله منتسب و مآلا مقدس شده‌است و ...


#نقد_چپ #نقد_فرهنگ


🌾 @Naqdagin
📘چپ و اسلامیسم
(۱/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

می‌دانید کدام نوع از «چپ»ها اغلب خودشان را در کنار سازمان‌های اسلامی افراطی مسلّح همچون «حماس» و «حزب‌الله» و «طالبان» و... می‌یابند؟ سوال بسیار جالبی است و اگر بتوانیم پاسخ درستی به آن بدهیم، به سادگی تفاوت اساسی بین دو نحله‌ی «چپ»‌ها را متوجه خواهیم شد.

🍂 تا قبل از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه، دیدگاه کلی مارکسیست‌ها، همه‌ی کشورهای سرمایه‌داری را کم و بیش عرصه‌های مبارزه طبقاتی داخلی بین کارگران و طبقات بورژوا می‌دانست که همواره در کشاکش مثبت و منفی بین مقاومت سرمایه و مبارزه‌ی کار و دستاوردهای طبقه‌ی کارگر بودند؛ یعنی همان که مارکس و انگلس می‌گفتند.

🍂 آن‌ها ضمن نقد ساز و کارهای استثمار سرمایه‌داری، دستاوردهای مثبت و انقلابی بورژوازی علیه فئودالیسم را ارج می‌نهادند و آزادی‌های دموکراتیک و حقوق سیاسی و اجتماعی مردمان غربی را ارزشمند می‌دانستند.

🍂 اما بعد از انقلاب اکتبر، و بخصوص بعد از وقوع جنگ خونبار داخلی که با پشتیبانی و دخالت کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و... در روسیه درگرفت، تا سال ۱۹۲۱ طول کشید و به نابودی صدها هزار کمونیست و سرباز اتحاد شوروی انجامید و جمهوری جوان شوروی را دچار قحطی و ویرانی نمود، دشمنی با غرب دخالتگر و مهاجم تبدیل شد به بخشی از هویت وجودی کمونیسم روسی.

🍂 در دهه‌ی سی که دیگر اثری از انترناسیونالیسم انقلابی در نظام شوروی باقی نمانده و همه‌ی انترناسیونالیست‌های انقلابی (از جمله همه‌ی یاران لنین و رهبران کمونیست جهانی) اعدام یا ترور شدند، نظام شوروی به یک نظام ناسیونالیستی با محوریّت زبان و فرهنگ «روسی» استحاله یافت. حالا دیگر یک روسیه بود در مقابل همه‌ی جهان غرب. پس لازم آمد که ناسیونالیسم روسی زیر پوشش مارکسیسم توجیه شود.

🍂 از آن به بعد بود که سرتاپای تمدن غرب ِ موجود، شیطانی و فاسد تلقی شد. همه‌ی دستاوردهای طبقه‌ی کارگر غربی فقط فریب بورژوازی نظامی تعریف شد. آزادی، حق بیان و اعتصاب و انتقاد و اعتراض و حقوق بشر و اتحادیه‌های کارگری مستقل و برابری حقوقی کارگر غربی و... دروغ‌هایی بیش نبودند که همچون رشوه‌ای به کارگر غربی داده شده و او را فاسد کرده بود.

🍂 کارگران غربی تنها زمانی انقلابی و مترقی تلقی می‌شدند که اتحاد شوروی را وطن واقعی خود بدانند و زیر فرمان دولت شوروی و احزاب وابسته به آن باشند. حتی یک مورد مثبت از زندگی و فعالیت کارگران غربی را تایید نمی‌کردند و کل سیستم حقوقی غرب را نقاب فریب و استثمار می‌دانستند.

🍂 این تلقی ضد مارکسیستی که صرفاً زاده‌ی ملی‌گرایی روسی-شوروی بود، کم‌کم به درون سازمان‌ها و احزاب کمونیست همه‌ی دنیا (که به دستور و با حمایت شوروی تشکیل شده و هدایت می‌شدند) نفوذ کرد و یک چپ شبه‌مارکسیست جهانی به وجود آمد که دیگر دغدغه‌اش مبارزه‌ی طبقاتی نبود و طبقه‌ی کارگر غربی (و بعدتر خودی) را از معادلات و محاسبات خود حذف نمود.

🍂 حالا دیگر «غرب» یک دشمن یکپارچه بود که همچون هیولایی دهان بر بقیه‌‌ی جهان گشوده و آماده‌ی بلعیدنش‌ بود. هر که علیه «غرب» بود، در جبهه‌ی کمونیسم هم بود و هر که کمترین امتیازی به وجوهی مثبت از «غرب» می‌داد، در جبهه‌ی شیطانی استثمار و امپریالیسم ایستاده بود! از این‌جا تا حمایت از «صدام حسین» و «معمر قذافی» کمونیست‌کُش راه زیادی نبود.

🍂 احزاب کمونیست غربی هم بخشی از این خودتخریبی مازوخیستی بودند و از همین راه هم بود که تمام حمایت مردمی و کارگری خود را از دست دادند و از احزابی که زمانی جهت سیاست ملی را تعیین می‌کردند، تبدیل شدند به محافل کم رونق ورّاجی که دلشان را به فتح شهرداری کوچکی در حومه‌‌ی «لیون» یا «اسکی شهیر» خوش کرده‌اند.

🍂 این میراث ضد غربی در شاکله‌ی ذهنیّت چپ اردوگاهی «نقر» شد و دیگر زدوده نشد. این چپ اردوگاهی حتی بعد از سقوط اردوگاه شوروی همچنان بر تعصب اردوگاهی‌اش پای فشرد و پس از چند سال آوارگی و تردید نظری، چین و روسیه و بعدتر ایران را به جای شوروی قدیم نشانید و همچنان از جهان دو-قطبی دم زد.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin
📘چپ و اسلامیسم
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

🍂 البته حالا دیگر قضیه خیلی رسواست، چرا که چین نه آن زمان که مائوئیست بود «رفیق» شمرده می‌شد و نه حالا که پرتعدادترین میلیاردرهای دنیا را در خود دارد می‌تواند کمونیست شمرده شود. روسیه که رسماً گورکن کمونیسم شورویایی بود و ایران هم که علناً کمونیسم را الحاد و کفر می‌شناسد و همین حالا هم هر شهروند ایرانی را که کمونیست بداند سرکوب خواهدکرد. پس چپ اردوگاهی چگونه این مثلث را به عنوان قطب چپ و مارکسی توجیه می‌کند؟ با یک ترفند غریب!

🍂 این ترفند چنین است: اگر تا قبل از سقوط اردوگاه شوروی، معیار چپ‌بودن و مارکسیست‌بودن وفاداری به شوروی بود، حالا که شوروی وجود ندارد، پس معیار چپ‌بودن و مارکسیست بودن، دشمنی با قطب قدیم مقابل شوروی است!‌ درست است که شوروی فروپاشیده اما دشمن تاریخی‌اش که هنوز سرپاست! پس وقتی او دشمن است، هر که علیه او ایستاده یا می‌ایستد، در قطب مترقی و چپ مارکسی ماست. حالا اگر جای صدام و قذافی را حماس و حشد شعبی گرفته‌اند خیلی مهم نیست: مگر هر چهارتا کمونیست نمی‌کشتند؟؟

🍂 در واقع دشمنی پیشامدرن اسلام افراطی مسلح با «دموکراسی غربی»، فرقی با دشمنی مدرن چپ شبه مارکسیست اردوگاهی با «سرمایه‌داری غربی» ندارد. هر دو مخالف اساس تمدن و فرهنگ دموکراتیک موجود غربی هستند. هر دو مزایا و دستاوردهای آن را انکار می‌کنند و در عین حال که به شدّت در حال سوءاستفاده از آن ومکیدن خون آن هستند و از مزایای آن می‌خورند، به ریشه‌کن کردن آن مشغول هستند.


.


#نقد_چپ #چپ_ایرانی #چپ_روسی #حزب_توده #فرخ_نگهدار #علی_علیزاده #آمریکا #روسیه #حماس #جهاد_اسلامی #محور_مقاومت #آینه_تاریخ #سیاست #سیاسی #شوروی #کمونیسم #کمونیست #روسی #انترناسیونالیسم #کارگر #غرب #امپریالیسم #مارکسیسم #مارکسیست #صدام #قذافی #حکومت_آخوندی #سرمایه‌داری #بورژوازی #مائو #چین #بنیادگرایی #یهودستیزی #آمریکاستیزی



🌾 @Naqdagin