📕خدمات یکسویۀ حزب توده به اسلام سیاسی
✍️#علی_مرادی
کتابِ مانیفست حزب کمونیست نوشتۀ مارکس و انگلس با این جمله که تاکید بر اهمیت انقلاب و خشونت انقلابی است پایان می یابد:
«تنها از طریق واژگون ساختن همۀ نظامهای اجتماعی موجود، از راه جبر، وصول به هدفهایشان میسر است...»
به همین خاطر حزب توده پس از سرنگونی نظام پهلوی آن همه بر خشونت انقلابی و اعدام در آن زمان تاکید داشت و، از آقای خلخالی و عملکردهایش حمایت میکرد و کمکم که اعدامها فروکش میکرد، حزب توده به انتقاد مینوشت «چرا شمشیر انقلاب کُند شده است؟!»
وقتی کاروان انقلاب ۵۷ به راه افتاد، در درون حزب توده دو گرایش وجود داشت: اولی کیانوری بود که دم از سرنگونی شاه، خشونت انقلابی و حمایت از رهبری امام خمینی میزد؛
اما دومی ایرج اسکندری بود که در پی حمایت از آیت الله شریعتمداری، جبهۀ ملّی، آزادیهای دموکراتیک و اجرای قوانین مشروطه بود.
هنگامیکه نشانههای سقوط حکومت شاه آشکار شد، روسها جانب موضع کیانوری را گرفتند و غلام یحیی آمد و در ۲۳ دی ۱۳۵۷ در جلسه هیئت اجرائیۀ کمیتۀ مرکزی حزب، تغییر دبیرکلّ حزب را اعلام کرد!
کیانوری بجای اسکندری دبیرکل شد و اسکندری را به خارج از کشور فرستادند تا مشغول ترجمۀ جلد سوم کاپیتال باشد!(یادماندهها و یادداشتهای پراکنده، ایرج اسکندری... ص ۱۱۳)
اما یکی از برگهای تاریخ حزب توده، شرکتش در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بود که در۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار شد. همچنانکه در زیر این نوشته عکسها و اسنادش را آوردهام نامزدهای حزب توده در تهران اینها بودند: «مریم فیروز، آصف رزم دیده، نورالدین کیانوری، عباس حجری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، صابر محمدزاده» و به اضافه کاندیداهایی در شهرستانها... .
نتیجۀ انتخابات، پیروزی روحانیون و حزب جمهوری اسلامی بود. مرحوم طالقانی با ۲٬۰۱۶٬۸۵۱ رایاول تهران شد و هیچکدام از نامزدهای حزب توده پیروز نشد؛ بیشترین رای را از بین آنها احسان طبری (با ۴۷٬۲۲۵ رای) آورده بود، یعنی در حدود ۱/۶ آرایِ مسعود رجوی را کسب کرده بود (و خود رجوی نیز با ۲۹۷٬۷۰۷ رای، ناکام مانده بود).
البته حزب توده اطلاعیهای صادر کرد که: «حزب توده ایران در هر نقطه ای که آیت الله صادق خلخالی نامزد باشند به ایشان رای خواهد داد!» و یا وقتی خلخالی از دادستانی کل انقلاب برکنار شد، کیانوری نوشت:
«...سرانجام بر اثر فشار و توطئه ضدانقلاب و گروهها و جناحهای سازشکاری مانند بازرگانها و غیره، از کار بر کنار شد!» (حزب توده چگونه می نگرد؟...ص۱۵۲)
اما در مقابل، آقای خلخالی آنها را تحویل نمیگرفت و میگفت:
«حزب توده اگر اسم شان حسن و حسین است، ولی اعتقادات شان این است که خدا نیست و فقط لنین هست و مارکس. پس جزو مسلمانان نمیشود آنان را قلمداد کنیم مگر اسم آنها را!»
این حزب از مهر ۱۳۲۰ که در خان سلیمان میرزا تشکیل شد و تا ۶ اردیبهشت ۱۳۶۲ که منحل میگردد تاریخ پر فراز و نشیبی داشته:
از پشتیبانی و راهپیماییهایش در ۵ آبان ۱۳۲۳ در تهران و شهرستان برای فشار بر دولت ایران جهت واگذاری نفت شمال به روسها(!) گرفته، تا عملکردش در قبال فرقه دمکرات آذربایجان، از واکنشهای حزب در قبال دولت دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد، از اتحاد دوبارۀ حزب با فرقۀ دمکرات در خاک شوروی و از عملکردهای حزب در پس از انقلاب و... همگی قابل نقد و بررسی هستند.
زمانی که ایران در اشغال ارتش سرخ بود، حزب در آذربایجان بر اسب مراد می تاخت؛ حتی برای اینکه بر مردم مسلمانان و دینمدار تاثیر بگذارد، در ماه رمضان دربارۀ بسته شدن قهوه خانهها اعلامیه صادر میکرد و در آذرشهر و برخی از شهرهای آذربایجان، اعضای حزب توده، در طول روزها در خیابانها گردش میکردند تا مواظب باشند مبادا کسی اقدام به روزه خواری کرده باشد! و هرکسی که روزه خواری میکرد مورد ضرب و شتم قرار میدادند! (بنگرید به: سند گزارش شهربانی تبریز در مورخه ۱۳۲۴/۷/۶ پیدایش فرقه دمکرات به روایت اسناد...صص ۱۳۳-۱۳۴)
هنگامیکه که نمایندگان حزب توده در مجلس چهاردهم از حریم امنیت روسها سخن گفته و تاکید بر واگذاری نفت شمال به روسیه(!) میکردند، مصدق با عصبانیت به ایرج اسکندری گفته بود:
«اگر بار دیگر مطرح کنی زبانت را با این قلمتراش می برم؛ یعنی چه؟ پس حریم امنیت ایران کجاست؟!...»
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
✍️#علی_مرادی
کتابِ مانیفست حزب کمونیست نوشتۀ مارکس و انگلس با این جمله که تاکید بر اهمیت انقلاب و خشونت انقلابی است پایان می یابد:
«تنها از طریق واژگون ساختن همۀ نظامهای اجتماعی موجود، از راه جبر، وصول به هدفهایشان میسر است...»
به همین خاطر حزب توده پس از سرنگونی نظام پهلوی آن همه بر خشونت انقلابی و اعدام در آن زمان تاکید داشت و، از آقای خلخالی و عملکردهایش حمایت میکرد و کمکم که اعدامها فروکش میکرد، حزب توده به انتقاد مینوشت «چرا شمشیر انقلاب کُند شده است؟!»
وقتی کاروان انقلاب ۵۷ به راه افتاد، در درون حزب توده دو گرایش وجود داشت: اولی کیانوری بود که دم از سرنگونی شاه، خشونت انقلابی و حمایت از رهبری امام خمینی میزد؛
اما دومی ایرج اسکندری بود که در پی حمایت از آیت الله شریعتمداری، جبهۀ ملّی، آزادیهای دموکراتیک و اجرای قوانین مشروطه بود.
هنگامیکه نشانههای سقوط حکومت شاه آشکار شد، روسها جانب موضع کیانوری را گرفتند و غلام یحیی آمد و در ۲۳ دی ۱۳۵۷ در جلسه هیئت اجرائیۀ کمیتۀ مرکزی حزب، تغییر دبیرکلّ حزب را اعلام کرد!
کیانوری بجای اسکندری دبیرکل شد و اسکندری را به خارج از کشور فرستادند تا مشغول ترجمۀ جلد سوم کاپیتال باشد!(یادماندهها و یادداشتهای پراکنده، ایرج اسکندری... ص ۱۱۳)
اما یکی از برگهای تاریخ حزب توده، شرکتش در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بود که در۱۲ مرداد ۱۳۵۸ برگزار شد. همچنانکه در زیر این نوشته عکسها و اسنادش را آوردهام نامزدهای حزب توده در تهران اینها بودند: «مریم فیروز، آصف رزم دیده، نورالدین کیانوری، عباس حجری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، صابر محمدزاده» و به اضافه کاندیداهایی در شهرستانها... .
نتیجۀ انتخابات، پیروزی روحانیون و حزب جمهوری اسلامی بود. مرحوم طالقانی با ۲٬۰۱۶٬۸۵۱ رایاول تهران شد و هیچکدام از نامزدهای حزب توده پیروز نشد؛ بیشترین رای را از بین آنها احسان طبری (با ۴۷٬۲۲۵ رای) آورده بود، یعنی در حدود ۱/۶ آرایِ مسعود رجوی را کسب کرده بود (و خود رجوی نیز با ۲۹۷٬۷۰۷ رای، ناکام مانده بود).
البته حزب توده اطلاعیهای صادر کرد که: «حزب توده ایران در هر نقطه ای که آیت الله صادق خلخالی نامزد باشند به ایشان رای خواهد داد!» و یا وقتی خلخالی از دادستانی کل انقلاب برکنار شد، کیانوری نوشت:
«...سرانجام بر اثر فشار و توطئه ضدانقلاب و گروهها و جناحهای سازشکاری مانند بازرگانها و غیره، از کار بر کنار شد!» (حزب توده چگونه می نگرد؟...ص۱۵۲)
اما در مقابل، آقای خلخالی آنها را تحویل نمیگرفت و میگفت:
«حزب توده اگر اسم شان حسن و حسین است، ولی اعتقادات شان این است که خدا نیست و فقط لنین هست و مارکس. پس جزو مسلمانان نمیشود آنان را قلمداد کنیم مگر اسم آنها را!»
این حزب از مهر ۱۳۲۰ که در خان سلیمان میرزا تشکیل شد و تا ۶ اردیبهشت ۱۳۶۲ که منحل میگردد تاریخ پر فراز و نشیبی داشته:
از پشتیبانی و راهپیماییهایش در ۵ آبان ۱۳۲۳ در تهران و شهرستان برای فشار بر دولت ایران جهت واگذاری نفت شمال به روسها(!) گرفته، تا عملکردش در قبال فرقه دمکرات آذربایجان، از واکنشهای حزب در قبال دولت دکتر مصدق و کودتای ۲۸ مرداد، از اتحاد دوبارۀ حزب با فرقۀ دمکرات در خاک شوروی و از عملکردهای حزب در پس از انقلاب و... همگی قابل نقد و بررسی هستند.
زمانی که ایران در اشغال ارتش سرخ بود، حزب در آذربایجان بر اسب مراد می تاخت؛ حتی برای اینکه بر مردم مسلمانان و دینمدار تاثیر بگذارد، در ماه رمضان دربارۀ بسته شدن قهوه خانهها اعلامیه صادر میکرد و در آذرشهر و برخی از شهرهای آذربایجان، اعضای حزب توده، در طول روزها در خیابانها گردش میکردند تا مواظب باشند مبادا کسی اقدام به روزه خواری کرده باشد! و هرکسی که روزه خواری میکرد مورد ضرب و شتم قرار میدادند! (بنگرید به: سند گزارش شهربانی تبریز در مورخه ۱۳۲۴/۷/۶ پیدایش فرقه دمکرات به روایت اسناد...صص ۱۳۳-۱۳۴)
هنگامیکه که نمایندگان حزب توده در مجلس چهاردهم از حریم امنیت روسها سخن گفته و تاکید بر واگذاری نفت شمال به روسیه(!) میکردند، مصدق با عصبانیت به ایرج اسکندری گفته بود:
«اگر بار دیگر مطرح کنی زبانت را با این قلمتراش می برم؛ یعنی چه؟ پس حریم امنیت ایران کجاست؟!...»
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#آینه_تاریخ
📕خدمات یکسویۀ حزب توده به اسلام سیاسی
#علی_مرادی
#نقد_چپ
@Ali_Moradi_maragheie
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕خدمات یکسویۀ حزب توده به اسلام سیاسی
#علی_مرادی
#نقد_چپ
@Ali_Moradi_maragheie
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📕وجود همیشه دوپارۀ احسان طبری...
✍️#علی_مرادی
اشاره: مطلبی در مورد احسان طبری و دفاع او از منافع روسیه در دوران فعالیت حزبیاش نوشته بودم که یک بزرگوارِ مسنّی از رشت مرا نقد کرده بود که «احسان طبری مرد بزرگی بود و رنجهای زیادی بخاطر رستگاری مردم کشیده» و سپس در نقد من، از رنجهای احسان طبری به نقل از نوشتهای چنین آورده بود:
«او ۴ سال تبعید و زندان در زمان رضاشاه، ۳۰ سال مهاجرت اجباری با ۲ بار حکم اعدام غیابی در زمان محمدرضا شاه، و پس از بازگشت به ایران در پی پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، ۱ بار حکم اعدام حضوری، ۱ بار اعدام مصنوعی و ۶ سال شکنجه، زندان و حصر و...»
دیگر ادامه ندادم چون اتلاف وقت بود؛ چرا که ما در اینجا وحدتِ موضوع نداریم و، اکثر بحثها بخاطر همین، به نتیجه نمیرسند، چون من راجع به مقاله طبری در دوران اشغال ایران توسط ارتش سرخ نوشته بودم اما این بزرگوار کهنسال ما، راجع به زندانها و اعدامهای طبری نوشته بود!
نوشته بودم در ۱۳۲۳ طبری اولین کسی بود که در مقالهاش نوشته بود: «شمال ایران حریم امنیت شوروی است ما بایستی این حریم را محترم بشماریم»(نشریه مردم برای روشنفکران، ۱۲ آبان ۱۳۲۳)
و وقتی ایرج اسکندری در مجلس چهاردهم، همان جمله را بکار برد مصدق گفته بود:
«اگر یک بار دیگر این حرف را بزنی، زبانت را می بُرم! ... پس حریم امنیت ایران کجاست؟...»(خاطرات ایرج اسکندری...ص۱۸۹)
احسان طبری در تمام زندگی، وجودش دو تکه شده بود و همۀ عمر، بارِ متضادِ شخصیت دوگانهاش را به دوش میکشید:
یک نیمۀ وجودش، شاعر، فیلسوف و عاشقِ دانایی بود، اما در همان حال، نیمۀ دیگرش، گرفتار در هاویۀ تنگ «دگماتیزم و ایدئولوژی»... که مجبورش میکرد حتی ضدانسانیترین جنایاتِ استالینیزم را نیز توجیه کند!
آن نیمۀ اول طبری، بدو شخصیتی ذوابعاد بخشیده بود که میتوانست در حوزههای مختلف: هنر، ادبیات، فلسفه و تاریخ، با مهارت تمام بدرخشد و به ۶ زبان زندۀ دنیا بخواند و بنویسد...
اما وقتی آن نیمۀ دوم شخصیتش گشوده میشد، گرفتار در هزار زنجیر مرئی و نامرئی حزبی میشد که به آسانی، منافع ملّی کشور خود را در پای منافعِ برادر بزرگتر و، در پای سیاست خارجۀ روسیه قربانی میساخت و چنان طوطی صفت، سخن استاد ازل را تکرار میکرد که انگار، تمامیّت آن نیمۀ اول به حاشیه رانده شده و اثری از آن باقی نمیماند...!
و این شیوۀ طوطی صفتی، از زمان ظهور حزب در خانۀ سلیمان میرزا شروع شد و با تظاهرات آن حزب برای فشار بر دولت ساعد، جهت واگذاری نفت به روسیه ادامه یافت تا رسید به بعد از انقلاب پنجاه و هفت.
در زمانیکه حزب در اوج قدرت بود، اما شدیدترین حملات را بر دولت میانهرویِ بازرگان میکرد و، سوار بر اسبِ رادیکالیسم چنان می تاخت که حتی از خلخالی نیز در زمانِ کمکاریاش انتقاد میکرد(!) که «چرا شمشیر انقلاب کند شده؟»
اما سرانجام، آن رادیکالیسم، دامن خود حزب را هم گرفت و، چون بومرنگ که پس از پرتاب بسوی خود باز گردد، بسوی حزب برگشت...
اطلاعات دقیقی از روزهای پایانی طبری و چگونگی مسلمان شدنش وجود ندارد به غیر از حافظۀ زندانبانانش. امّا تنها کسی که توانسته لحظات آخر احسان طبری را ببیند خانم لورانس دئونا روزنامهنگار سویسی بوده است که در خاطرات خود (در ملاقات با طبری در زندان، سویس، ۱۹۸۹) چنین شهادت میدهد:
«سرانجام معجزه روی داد؛ در مقابل من درهای زندان باز و بسته میشوند ... احسان طبری آنجاست؛ مبهوت از نور فلاشها، سراپا ایستاده، خمیده، لاغر، با پوست مرطوب و براق... شکستهتر از سنّ و سالش نشان میدهد... یک حملۀ مغزی نیمی از چهرهاش را فلج کرده و به زحمت سخن میگوید ... با دستی لرزان میکروفن را بسوی او دراز میکنم، به سوی او که آنهمه زیبا بوده و، آنهمه سرها را بسوی خویش چرخانده بود و، کتابهایش آن همه روحها را به پرواز در آورده بود...
گفتگو به زبان فرانسه صورت میگیرد و مصاحبه چند دقیقهایی بیش به طول نینجامید؛ اما من هرگز فراموش نخواهم کرد (اعتقاداتِ سیاسی شما هر چه میخواهد باشد، با اینهمه تاثرآمیز است) که یک متفکر کمونیست به شما بگوید: « آری خانم، این طور است؛ من پذیرفتهام. من ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی اسلام را پذیرفتهام...»
اما در این میان، واقعیتی بس تراژیک وجود دارد: اینکه، جامعۀ ایران که به روشنگری، تفکّر انتقادی و نگرۀ فلسفی، از نان شب هم محتاجتر است؛ چرا به محض آغاز تعقّل و فلسفیدن، بلافاصله نگاه و وجودِ فیلسوفانه رنگ می بازد و جامۀ شهید بر تن می کند؟! از سهرودی بگیر بیا تا ارانی...
۱- آیا این به خودِ متفکر ایرانی و لنزی که او از آن به جهان مینگرد باز میگردد؟
۲- یا به سیستمهای سیاسی حاکم بر تاریخ ایران؟
۳- و یا به مردمِ فوقالعاده ایدهآلیست ایران، که همیشه شهید را از فیلسوف دوستتر میدارند؟!
به نظر می رسد که هر سه دخیلاند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
🌾@Naqdagin
✍️#علی_مرادی
اشاره: مطلبی در مورد احسان طبری و دفاع او از منافع روسیه در دوران فعالیت حزبیاش نوشته بودم که یک بزرگوارِ مسنّی از رشت مرا نقد کرده بود که «احسان طبری مرد بزرگی بود و رنجهای زیادی بخاطر رستگاری مردم کشیده» و سپس در نقد من، از رنجهای احسان طبری به نقل از نوشتهای چنین آورده بود:
«او ۴ سال تبعید و زندان در زمان رضاشاه، ۳۰ سال مهاجرت اجباری با ۲ بار حکم اعدام غیابی در زمان محمدرضا شاه، و پس از بازگشت به ایران در پی پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷، ۱ بار حکم اعدام حضوری، ۱ بار اعدام مصنوعی و ۶ سال شکنجه، زندان و حصر و...»
دیگر ادامه ندادم چون اتلاف وقت بود؛ چرا که ما در اینجا وحدتِ موضوع نداریم و، اکثر بحثها بخاطر همین، به نتیجه نمیرسند، چون من راجع به مقاله طبری در دوران اشغال ایران توسط ارتش سرخ نوشته بودم اما این بزرگوار کهنسال ما، راجع به زندانها و اعدامهای طبری نوشته بود!
نوشته بودم در ۱۳۲۳ طبری اولین کسی بود که در مقالهاش نوشته بود: «شمال ایران حریم امنیت شوروی است ما بایستی این حریم را محترم بشماریم»(نشریه مردم برای روشنفکران، ۱۲ آبان ۱۳۲۳)
و وقتی ایرج اسکندری در مجلس چهاردهم، همان جمله را بکار برد مصدق گفته بود:
«اگر یک بار دیگر این حرف را بزنی، زبانت را می بُرم! ... پس حریم امنیت ایران کجاست؟...»(خاطرات ایرج اسکندری...ص۱۸۹)
احسان طبری در تمام زندگی، وجودش دو تکه شده بود و همۀ عمر، بارِ متضادِ شخصیت دوگانهاش را به دوش میکشید:
یک نیمۀ وجودش، شاعر، فیلسوف و عاشقِ دانایی بود، اما در همان حال، نیمۀ دیگرش، گرفتار در هاویۀ تنگ «دگماتیزم و ایدئولوژی»... که مجبورش میکرد حتی ضدانسانیترین جنایاتِ استالینیزم را نیز توجیه کند!
آن نیمۀ اول طبری، بدو شخصیتی ذوابعاد بخشیده بود که میتوانست در حوزههای مختلف: هنر، ادبیات، فلسفه و تاریخ، با مهارت تمام بدرخشد و به ۶ زبان زندۀ دنیا بخواند و بنویسد...
اما وقتی آن نیمۀ دوم شخصیتش گشوده میشد، گرفتار در هزار زنجیر مرئی و نامرئی حزبی میشد که به آسانی، منافع ملّی کشور خود را در پای منافعِ برادر بزرگتر و، در پای سیاست خارجۀ روسیه قربانی میساخت و چنان طوطی صفت، سخن استاد ازل را تکرار میکرد که انگار، تمامیّت آن نیمۀ اول به حاشیه رانده شده و اثری از آن باقی نمیماند...!
و این شیوۀ طوطی صفتی، از زمان ظهور حزب در خانۀ سلیمان میرزا شروع شد و با تظاهرات آن حزب برای فشار بر دولت ساعد، جهت واگذاری نفت به روسیه ادامه یافت تا رسید به بعد از انقلاب پنجاه و هفت.
در زمانیکه حزب در اوج قدرت بود، اما شدیدترین حملات را بر دولت میانهرویِ بازرگان میکرد و، سوار بر اسبِ رادیکالیسم چنان می تاخت که حتی از خلخالی نیز در زمانِ کمکاریاش انتقاد میکرد(!) که «چرا شمشیر انقلاب کند شده؟»
اما سرانجام، آن رادیکالیسم، دامن خود حزب را هم گرفت و، چون بومرنگ که پس از پرتاب بسوی خود باز گردد، بسوی حزب برگشت...
اطلاعات دقیقی از روزهای پایانی طبری و چگونگی مسلمان شدنش وجود ندارد به غیر از حافظۀ زندانبانانش. امّا تنها کسی که توانسته لحظات آخر احسان طبری را ببیند خانم لورانس دئونا روزنامهنگار سویسی بوده است که در خاطرات خود (در ملاقات با طبری در زندان، سویس، ۱۹۸۹) چنین شهادت میدهد:
«سرانجام معجزه روی داد؛ در مقابل من درهای زندان باز و بسته میشوند ... احسان طبری آنجاست؛ مبهوت از نور فلاشها، سراپا ایستاده، خمیده، لاغر، با پوست مرطوب و براق... شکستهتر از سنّ و سالش نشان میدهد... یک حملۀ مغزی نیمی از چهرهاش را فلج کرده و به زحمت سخن میگوید ... با دستی لرزان میکروفن را بسوی او دراز میکنم، به سوی او که آنهمه زیبا بوده و، آنهمه سرها را بسوی خویش چرخانده بود و، کتابهایش آن همه روحها را به پرواز در آورده بود...
گفتگو به زبان فرانسه صورت میگیرد و مصاحبه چند دقیقهایی بیش به طول نینجامید؛ اما من هرگز فراموش نخواهم کرد (اعتقاداتِ سیاسی شما هر چه میخواهد باشد، با اینهمه تاثرآمیز است) که یک متفکر کمونیست به شما بگوید: « آری خانم، این طور است؛ من پذیرفتهام. من ایدئولوژی سیاسی و اجتماعی اسلام را پذیرفتهام...»
اما در این میان، واقعیتی بس تراژیک وجود دارد: اینکه، جامعۀ ایران که به روشنگری، تفکّر انتقادی و نگرۀ فلسفی، از نان شب هم محتاجتر است؛ چرا به محض آغاز تعقّل و فلسفیدن، بلافاصله نگاه و وجودِ فیلسوفانه رنگ می بازد و جامۀ شهید بر تن می کند؟! از سهرودی بگیر بیا تا ارانی...
۱- آیا این به خودِ متفکر ایرانی و لنزی که او از آن به جهان مینگرد باز میگردد؟
۲- یا به سیستمهای سیاسی حاکم بر تاریخ ایران؟
۳- و یا به مردمِ فوقالعاده ایدهآلیست ایران، که همیشه شهید را از فیلسوف دوستتر میدارند؟!
به نظر می رسد که هر سه دخیلاند.
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
#آینه_تاریخ
📕قسمت دوم: وجود همیشه دوپارۀ احسان طبری...
✍️#علی_مرادی
#یادداشت
#نقد_چپ
#حزب_توده #اسلام_سیاسی
@Ali_Moradi_maragheie
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📕قسمت دوم: وجود همیشه دوپارۀ احسان طبری...
✍️#علی_مرادی
#یادداشت
#نقد_چپ
#حزب_توده #اسلام_سیاسی
@Ali_Moradi_maragheie
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
مشروطه، آخوندها و رضاشاه
@Naqdagin
🎧مشروطه، آخوندها و رضاشاه (+)
🎙دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی
.
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #سیاست #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مدرنیسم #تجدد #مدرنیته #روسیه #بابیه #شریعت #روحانیت_شیعه #ناسیونالیسم #ایرانگرایی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مشروطه #مشروطهخواه #سلطنت #سلطنتطلب #پادشاهیخواه #رضاشاه #رضا_پهلوی #پهلوی #مشروعه #شیخ_فضلالله_نوری #حسن_رشدیه #کودتا #حزب_توده #کسروی #احمد_کسروی #قانون_اساسی #سوئد #نروژ #قانون_خانواده #مراد_فرهادپور #ساسانیان #استبداد_دینی #عباسیان #فردوسی #ایران_باستان #ایران #ایرانستیز #رستم #اسفندیار #شاهنامه #شاهنشاهی #شاملو #احمد_شاملو #مرتضی_مطهری #توسعه_ایران #شیعه #عارف_قزوینی #قمهزنی #خودتحقیری #بهرام_بیضایی #مارکسیست #مارکسیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 اما سفسطهی دوم سلطنتطلبها: میگویند کودتا بد است! میگویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا میخواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما میگوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.
🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خردهای بعد نخستوزیر نشد و در دوران نخستوزیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟
🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر میکرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل میداد، رضا خان نخست وزیر چه میکرد؟ شما چه میگفتید؟ آیا نمیگفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخستوزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره میکنند؟
🍂 سلطنتطلبها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نمایندهی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش میدهند اما حتا نمیپذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخستوزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!
🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق میماند یا عزل میشد) سومین نقطهی بازگشت دوبارهی حکومت مطلقهی فراقانونی به جای سلطنت مشروطهی قانونمدار بود. دو نقطهی پیشین عبارت بودند از:
اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر
دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴
🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم میگویند) که جامعهی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوبارهی حکومت مطلقهی فردی کار درستی بودهاست. من میگویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد میتوان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعهبار سلطنت مطلقهی پهلوی هم (با مشاهدهی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقهی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشتهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 اما سفسطهی دوم سلطنتطلبها: میگویند کودتا بد است! میگویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا میخواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما میگوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.
🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خردهای بعد نخستوزیر نشد و در دوران نخستوزیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟
🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر میکرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل میداد، رضا خان نخست وزیر چه میکرد؟ شما چه میگفتید؟ آیا نمیگفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخستوزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره میکنند؟
🍂 سلطنتطلبها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نمایندهی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش میدهند اما حتا نمیپذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخستوزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!
🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق میماند یا عزل میشد) سومین نقطهی بازگشت دوبارهی حکومت مطلقهی فراقانونی به جای سلطنت مشروطهی قانونمدار بود. دو نقطهی پیشین عبارت بودند از:
اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر
دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴
🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم میگویند) که جامعهی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوبارهی حکومت مطلقهی فردی کار درستی بودهاست. من میگویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد میتوان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعهبار سلطنت مطلقهی پهلوی هم (با مشاهدهی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقهی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشتهاند.
.
#آینه_تاریخ #مغلطجات #اپوزیشنقد#تاریخ_معاصر #مغلطه #غالطات #سفسطه #کودتا #سلطنت #سلطنتطلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_شاه #مشروطه #مشروطهخواه #مصدق #محمد_مصدق #انقلاب #انقلاب_اسلامی #حزب_توده #تاریخ #استبداد #دیکتاتوری #پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #اپوزیسیون #رضا_پهلوی #سلطنت_مطلقه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود ؟ (+)
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست#کودتا #تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #صنعت_نفت #ملیگرایی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #انگلستان #آمریکا #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم #شوروی #امپریالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
.
#آینه_تاریخ #سیاست#کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📘ناسیونالیسم ایرانی و خود-هیچ-پنداریِ اصحابِ ۵۷
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 ناسیونالیسم ایرانی از ۱۱۸ سال پیش تا به امروز، مهمترین سنگر مبارزه با دو ایدئولوژی ارتجاعی زمانۀ ما، یعنی مارکسیسم و اسلامیسم بودهاست.
🍂 در زمینۀ عرضۀ چهرههای اثرگذار، قد مارکسیستها و بازماندگان ایدئولوژیک، آنها حتا به غوزکِ پای ناسیونالیستها هم نمیرسد؛ زیرا "همۀ" ارزشهای جهان مدرن را ناسیونالیستها به سپهر سیاسی و فرهنگی ایران وارد کردهاند.
🍂 بدینگونه، هرکسی که امروز با ایرانگرایی، که نام بومی ناسیونالیسم ایرانی است، از در ستیز درمیآید، در نهانخانۀ ذهن خود دو کَس را پنهان کردهاست: شیخ فضلالله نوری و نوهاش نورالدین کیانوری.
🔻از کتاب زیر چاپ "مشروطه و افسانههایش":
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محسن_بنائی
🍂 ناسیونالیسم ایرانی از ۱۱۸ سال پیش تا به امروز، مهمترین سنگر مبارزه با دو ایدئولوژی ارتجاعی زمانۀ ما، یعنی مارکسیسم و اسلامیسم بودهاست.
🍂 در زمینۀ عرضۀ چهرههای اثرگذار، قد مارکسیستها و بازماندگان ایدئولوژیک، آنها حتا به غوزکِ پای ناسیونالیستها هم نمیرسد؛ زیرا "همۀ" ارزشهای جهان مدرن را ناسیونالیستها به سپهر سیاسی و فرهنگی ایران وارد کردهاند.
🍂 بدینگونه، هرکسی که امروز با ایرانگرایی، که نام بومی ناسیونالیسم ایرانی است، از در ستیز درمیآید، در نهانخانۀ ذهن خود دو کَس را پنهان کردهاست: شیخ فضلالله نوری و نوهاش نورالدین کیانوری.
🔻از کتاب زیر چاپ "مشروطه و افسانههایش":
🍂 نباید به گذشته و اکنون خود از دریچۀ چشمان یک اروپایی بنگریم. ناسیونالیسم اروپایی یک جنبش دیگرستیز بود و خود را بر همین پایه تعریف میکرد. از همین رو این واژه در قارۀ اروپا، و بویژه در آلمان و ایتالیا، از باری منفی برخوردار است. درحالیکه ناسیونالیسم در بیرون از این قاره، جنبشی همگرا و پیشرو بودهاست.
🍂 از برجستهترین چهرههای جنبشهای ناسیونالیستی جهان، گذشته از رهبران همۀ جنبشهای ضداستعماری، میتوان از مهاتما گاندی، نلسون ماندلا، پاتریس لومومبا، احمد سوکارنو، سیمون بولیوار، پدران بنیانگذار امریکا و ... نام برد.
🍂 در ایران نیز همانگونه که آمد نزدیک به همۀ رهبران و اندیشهپردازان جنبش مشروطه، بهویژه سرآمدان جنبش زنان، در چارچوب گفتمان ناسیونالیستی تعریف میشوند؛ چیزی که کرمانی بدان «ایرانیگری» میگفت و ما امروزه آن را «ایرانگرایی» مینامیم.
🍂 این ناسیونالیسم نه تنها دیگرستیز نبود و نه تنها کیستی تنها "یکی" از قومها یا تیرههای زیونده درون مرزهای ایران را بازتاب نمیداد، که لهجۀ آن در آغاز پیدایشش «تُرکی» بود. پیشروان این جنبش، از یکی-دو تن مانندِ میرزا آقاخان کرمانی و ملکم خان اگر درگذریم، همه ترکزبان (آذربایجانی و یا ارانی) بودند. از آن دستاند:
- میرزا فتحعلی آخوندزاده
- جلال الدین میرزا قاجار
- میرزا علی خان امینالدوله
- میرزا یوسف خان مستشارالدوله
- میرزا حسین خان سپهسالار
- عبدالرحیم طالبوف تبریزی
- حاج زین العابدین مراغهای
- حسن تقیزاده
- احمد کسروی
- تقی ارانی
و بسیارانی دیگر.
🍂 در دیگرپذیری و همگرائی ناسیونالیسم ایرانی همین بس که نخستین شهربان (رئیس امنیه) پایتختِ تنها کشورِ شیعۀ جهان پس از پیروزی مشروطه، یک ارمنی بهنام یپرم خان داویدیان بود و یک ارمنی دیگر به نام گاسپار ایپگیان، شهردارِ (رئیس بلدیه) همین پایتخت پس از کودتای سوم اسفند.
.
#سیاست #ایران #آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ#ناسیونالیسم #ملیگرایی #مشروطه #ایرانگرا #ایرانگرایی #چپگرایی #حزب_توده #تاریخ #تاریخ_ایران #تاریخ_معاصر #انقلاب_اسلامی #فضلالله_نوری #معرفی_کتاب #مشروعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی یا کسروی؟ (+)
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_شیعه #آخوندیسم#احمد_کسروی #علی_شریعتی #شاهنامه #فردوسی #ایران_باستان #جندیشاپور #دکتر_شریعتی #ساسانیان #اسلام #فداییان_اسلام #ساواک #احسان_نراقی #عباس_میلانی #حزب_توده #مجاهدین_خلق #فاطمه_زهرا #عبدالکریم_سروش #شیعهگری #زینب_کبری #مشروطه #نواب_صفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
1️⃣ فیلسوف معروف چپگرای فمنیست آمریکایی، جودیت باتلر
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
حماس و حزبالله بخشی از چپ جهانیاند.
2️⃣ #علیرضاموثق
🍂 از بانو باتلر تقاضا داریم که پدر مهربان این دو (یعنی فردین خاورمیانه، حکومت آخوندی-اسلامی) را نیز زیر چتر واسعۀ چپ جهانی بپذیرد و مسئولیتش را تقبل…
📘چپ و اسلامیسم
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 البته حالا دیگر قضیه خیلی رسواست، چرا که چین نه آن زمان که مائوئیست بود «رفیق» شمرده میشد و نه حالا که پرتعدادترین میلیاردرهای دنیا را در خود دارد میتواند کمونیست شمرده شود. روسیه که رسماً گورکن کمونیسم شورویایی بود و ایران هم که علناً کمونیسم را الحاد و کفر میشناسد و همین حالا هم هر شهروند ایرانی را که کمونیست بداند سرکوب خواهدکرد. پس چپ اردوگاهی چگونه این مثلث را به عنوان قطب چپ و مارکسی توجیه میکند؟ با یک ترفند غریب!
🍂 این ترفند چنین است: اگر تا قبل از سقوط اردوگاه شوروی، معیار چپبودن و مارکسیستبودن وفاداری به شوروی بود، حالا که شوروی وجود ندارد، پس معیار چپبودن و مارکسیست بودن، دشمنی با قطب قدیم مقابل شوروی است! درست است که شوروی فروپاشیده اما دشمن تاریخیاش که هنوز سرپاست! پس وقتی او دشمن است، هر که علیه او ایستاده یا میایستد، در قطب مترقی و چپ مارکسی ماست. حالا اگر جای صدام و قذافی را حماس و حشد شعبی گرفتهاند خیلی مهم نیست: مگر هر چهارتا کمونیست نمیکشتند؟؟
🍂 در واقع دشمنی پیشامدرن اسلام افراطی مسلح با «دموکراسی غربی»، فرقی با دشمنی مدرن چپ شبه مارکسیست اردوگاهی با «سرمایهداری غربی» ندارد. هر دو مخالف اساس تمدن و فرهنگ دموکراتیک موجود غربی هستند. هر دو مزایا و دستاوردهای آن را انکار میکنند و در عین حال که به شدّت در حال سوءاستفاده از آن ومکیدن خون آن هستند و از مزایای آن میخورند، به ریشهکن کردن آن مشغول هستند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 البته حالا دیگر قضیه خیلی رسواست، چرا که چین نه آن زمان که مائوئیست بود «رفیق» شمرده میشد و نه حالا که پرتعدادترین میلیاردرهای دنیا را در خود دارد میتواند کمونیست شمرده شود. روسیه که رسماً گورکن کمونیسم شورویایی بود و ایران هم که علناً کمونیسم را الحاد و کفر میشناسد و همین حالا هم هر شهروند ایرانی را که کمونیست بداند سرکوب خواهدکرد. پس چپ اردوگاهی چگونه این مثلث را به عنوان قطب چپ و مارکسی توجیه میکند؟ با یک ترفند غریب!
🍂 این ترفند چنین است: اگر تا قبل از سقوط اردوگاه شوروی، معیار چپبودن و مارکسیستبودن وفاداری به شوروی بود، حالا که شوروی وجود ندارد، پس معیار چپبودن و مارکسیست بودن، دشمنی با قطب قدیم مقابل شوروی است! درست است که شوروی فروپاشیده اما دشمن تاریخیاش که هنوز سرپاست! پس وقتی او دشمن است، هر که علیه او ایستاده یا میایستد، در قطب مترقی و چپ مارکسی ماست. حالا اگر جای صدام و قذافی را حماس و حشد شعبی گرفتهاند خیلی مهم نیست: مگر هر چهارتا کمونیست نمیکشتند؟؟
🍂 در واقع دشمنی پیشامدرن اسلام افراطی مسلح با «دموکراسی غربی»، فرقی با دشمنی مدرن چپ شبه مارکسیست اردوگاهی با «سرمایهداری غربی» ندارد. هر دو مخالف اساس تمدن و فرهنگ دموکراتیک موجود غربی هستند. هر دو مزایا و دستاوردهای آن را انکار میکنند و در عین حال که به شدّت در حال سوءاستفاده از آن ومکیدن خون آن هستند و از مزایای آن میخورند، به ریشهکن کردن آن مشغول هستند.
.
#نقد_چپ#چپ_ایرانی #چپ_روسی #حزب_توده #فرخ_نگهدار #علی_علیزاده #آمریکا #روسیه #حماس #جهاد_اسلامی #محور_مقاومت #آینه_تاریخ #سیاست #سیاسی #شوروی #کمونیسم #کمونیست #روسی #انترناسیونالیسم #کارگر #غرب #امپریالیسم #مارکسیسم #مارکسیست #صدام #قذافی #حکومت_آخوندی #سرمایهداری #بورژوازی #مائو #چین #بنیادگرایی #یهودستیزی #آمریکاستیزی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه اسطورهای به زن (۳) (+)
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
.
#زنان #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #جامعهشناسی#پهلوی #انقلاب_اسلامی #گوگوش #داریوش #حزب_توده #زنستیزی #فرح_دیبا #علی_شریعتی #آل_احمد #دکتر_شریعتی #محمدرضا_پهلوی #محمدرشاه_شاه #رضا_شاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 عصر چریکها و رد مبارزۀ مسلحانه
🎙گفتوگوی با بهرام قبادی (+)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی با بهرام قبادی (+)
🗄پست مرتبط
📺 عصر چریکها و فرار از نیهیلیسم
📺 عصر چریکها و پشت دروازههای شکست
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مجاهدین #انقلاب_اسلامی #سرمایهداری #چریک_فدایی #هگل #لنین #حزب_توده #کودتا #مسعود_احمدزاده
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🔻منوچهر آشتیانی خواهرزادۀ لادبن اسفندیاری (که در تصفیههای استالین کشتهشد) و نیما اسفندیاری (یوشیج)، رهبر معنوی و یکی از چهرههای شناختهشدۀ حزب توده، معروف به مارکس ایرانی:
🍂 وقتی «استقلال» را در معنای سطحی آن متوجه بشویم، میشود همین تعبیرِ منوچهر آشتیانی.
🍂 معنای «استقلال» در انقلاب ۵۷ استقلال در سیاست نبود، بلکه در «ريشه» بود؛ استقلال را بیرونرفت از «متافیزیک غرب» معنا میکردند. به همین دلیل، به داعش ختم شد. تقلا برای بیرونزدن از «متافیزیک غرب» همانا و داعشیشدن همانا.
🍂 چرا که اساسا خودِ مفهومِ «استقلال» معنایی مدرن دارد و در «سیاست مدرن» معنا مییابد. بهعبارتی، اگر انقلاب مشروطه، ورود به «متافیزیک غرب» بود، انقلاب ۵۷ خروج بود و به همین دلیل، ضد انقلاب مشروطه بود.
🍂 انقلاب مشروطه شکست نخورد، چون انقلاب ۵۷ برای کسب هویت، نیاز دارد که با «متافیزیک غرب» مقابله کند و این هویت را از دریچۀ نفی به دست میآورد؛ بنابراین خواهناخواه دوباره آن را تولید میکند؛ چنانکه امروز میبینیم.
🍂 ماهیتِ مبارزه با خلیفه و مغول، با ماهیت مبارزه با «متافیزیک غرب» فرق میکند. به همین دلیل، وقتی جهان اسلام میخواهد از «متافیزیک غرب» بیرون بزند، به «خلافت» روی میآورد، و در دهههای اخیر شاهد برآمدن انواع خلفا بودهایم؛ که خمینی یکی از این خلفا بوده که در عمل به مغولیسم میرسند.
✍🏻 #ف_امیرفرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برای اولین بار در طول تاریخ ایران، #چپ در همۀ زمینههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، با نهضت خمینی در انقلاب۵۷ به پیروزی رسید.
ایران توانست پس از ۲۷۰۰ سال برای اولینبار به عدالت اجتماعی و آزادی و استقلال، که اکنون دارای اندک اشکالاتیست دست یابد..!!
🍂 وقتی «استقلال» را در معنای سطحی آن متوجه بشویم، میشود همین تعبیرِ منوچهر آشتیانی.
🍂 معنای «استقلال» در انقلاب ۵۷ استقلال در سیاست نبود، بلکه در «ريشه» بود؛ استقلال را بیرونرفت از «متافیزیک غرب» معنا میکردند. به همین دلیل، به داعش ختم شد. تقلا برای بیرونزدن از «متافیزیک غرب» همانا و داعشیشدن همانا.
🍂 چرا که اساسا خودِ مفهومِ «استقلال» معنایی مدرن دارد و در «سیاست مدرن» معنا مییابد. بهعبارتی، اگر انقلاب مشروطه، ورود به «متافیزیک غرب» بود، انقلاب ۵۷ خروج بود و به همین دلیل، ضد انقلاب مشروطه بود.
🍂 انقلاب مشروطه شکست نخورد، چون انقلاب ۵۷ برای کسب هویت، نیاز دارد که با «متافیزیک غرب» مقابله کند و این هویت را از دریچۀ نفی به دست میآورد؛ بنابراین خواهناخواه دوباره آن را تولید میکند؛ چنانکه امروز میبینیم.
🍂 ماهیتِ مبارزه با خلیفه و مغول، با ماهیت مبارزه با «متافیزیک غرب» فرق میکند. به همین دلیل، وقتی جهان اسلام میخواهد از «متافیزیک غرب» بیرون بزند، به «خلافت» روی میآورد، و در دهههای اخیر شاهد برآمدن انواع خلفا بودهایم؛ که خمینی یکی از این خلفا بوده که در عمل به مغولیسم میرسند.
✍🏻 #ف_امیرفرهنگ
.
#چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی#حزب_توده #بنیادگرایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin