📘 الاهیات، مبنا یا مؤیّد حقوق بشر؟
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
#یادداشت
#فلسفه_حقوق #حقوق_بشر #حقوق_مدرن #مدرنیته #لیبرالیسم
#عبدالکریم_سروش #جان_رالز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
#یادداشت
#فلسفه_حقوق #حقوق_بشر #حقوق_مدرن #مدرنیته #لیبرالیسم
#عبدالکریم_سروش #جان_رالز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘 الاهیات، مبنا یا مؤیّد حقوق بشر؟
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
نیاز انسان به خداوند برای کرامت انسانی، از نکاتی است که استاد سروش در سالهای اخیر به آن توجه داشته است: انسان کرامت دارد و خدا به انسان کرامت بخشیده است. این سخن، شاهد درون دینی هم دارد: ولقد کرمنا بنیآدم(قرآن). در نگاه سروش، ایدهی خدا یک توجیه مناسب برای کرامت انسانیست.
سروش بر این باور است که کرامت انسان مقدمهی حقوق بشر است. انسانِ مکرم، محق است. در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است که انسانها دارای کرامت ذاتیاند و از حیث مکرم بودن، برابر.
اما نقش ایدهی خدا چیست؟ این حق از کجا میآید؟ خصوصاً با دانستن این نکتهی مهم که: پایه و اساس دموکراسی حقوق بشر است.
در اینجا میتوان به جان رالز و لیبرالیسم سیاسی او تکیه کرد. رالز تلاش کرد تا روایتی از لیبرالیسم عرضه کند که هم از آموزههای فراگیر دینی و نادینی جدا باشد و هم آن آموزهها تأییدش کنند، هم مستقل باشد و هم مورد تأیید. برای همین هم روایت او، از یک سبک زندگی خاص حمایت نمیکند. حقوق بشر در این خوانش، مستقل و فارغ از ایدههای خاص دینی و سکولار دربارهی انسان تعریف میشود. حقوق بشر، برای آنکه مقبولیت عام داشته باشد، نمیتواند در ایدههایی که برای گروهی پذیرفتنی است، محدود شود. رالز در «قانون مردمان» میگوید «حقوق بشر قائم به هیچ آموزه فلسفی یا دینی جامع ِ خاصی در خصوص ماهیت انسان نیست». مسئله انکار یا تأیید آن آموزهها نیست، سخن بر سر توافق عام بر سر حقوق انسان است.
به این معنا، حقوق بشر فراتر از نگرشهای خاص دینی و نادینی مینشیند. اگر نگرشهای دینی و نادینی خاصی را، دربارهی سرشت انسان و جهان، به میان آوریم، هم حقوق بشر را محدود کردهایم و هم راه را برای نزاع دینی و عقیدتی که پایانی برای آن متصور نیست، باز کردهایم که حق در میان این نزاع، به محاق میرود و فراموش میشود. نگرشهای دینی و نادینی، وابستهاند به خیر انسان، حال آنکه حق حوزهای مستقل است. حق مقدم بر خیر است. دو فردی که خیر خود را در چیزهای متفاوت دیدهاند، میتوانند بر سر حق توافق کنند.
بنابر آنچه که آمد، بنا کردن حقوق بشر بر یک نگرش و ایدهی خاص دینی و نادینی، خواه خداباوری خواه بیخدایی، نادرست و خطاست. نمیتوان برای نگارش قانون و در یک جامعهی متکثر ایده و نگرش خاص دینی و سکولار را محور و مبنا قرار داد. مشخص است که بخشی از جامعه، که خداباور یا خداناباور است، دیندار یا غیردیندار است، نمیتواند چنین محور و مبنایی را بپذیرد و مجادله خواهد کرد. بحث و جدلی که شکل میگیرد، سرنوشت مشخصی هم ندارد.
اگر معنای ادعای دکتر سروش این است که ایدهی خدا را، پایه و اساس حقوق بشر بدانیم، نمیتوان با او موافق و همدل بود. اما اگر به معنای آن است که برداشتی از خداوند، میتواند حقوق بشر را تأیید کند، البته میتوان همراهی کرد. اینکه ایدهای حقوق بشر را تأیید کند، جداست از اینکه ایدهای پایهی حقوق بشر باشد. این برداشت از خدا در یک جامعهی دینی میتواند مفید و کارگشا هم باشد. اگر مخاطب او جمع و گروهی دینی و اسلامی باشد، میشود گفت که به میان آوردن ایدهی خدا برای تأیید حقوق بشر، بجاست. اما اگر مخاطب، یک کشور رنگارنگ، قانون اساسی و دولت باشد، چنین ایدهای نابجا و نارواست.
نیاز انسان به خدا در مقولهی کرامت انسانی، میتواند معقولیتی به باور به خدای یگانه ببخشد و کمکی به زیستِ دینی و اخلاقی برساند اما نمیتواند اساس قانونی باشد که بر محور حقوق بشر در جامعهای با آموزههای متنوع نوشته شده است. روشن است که روایت و تفسیر عبدالکریم سروش از اسلام، در کنار حقوق بشر و دموکراسی مینشیند و برای تقویت این روایت و تفسیر، میتوان از ایدهی خدا به مثابه تأییدی دروندینی برای حقوق بشر بهره برد نه پایه و اساسی برای آن یا قانونی که بر مدار حق است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
نیاز انسان به خداوند برای کرامت انسانی، از نکاتی است که استاد سروش در سالهای اخیر به آن توجه داشته است: انسان کرامت دارد و خدا به انسان کرامت بخشیده است. این سخن، شاهد درون دینی هم دارد: ولقد کرمنا بنیآدم(قرآن). در نگاه سروش، ایدهی خدا یک توجیه مناسب برای کرامت انسانیست.
سروش بر این باور است که کرامت انسان مقدمهی حقوق بشر است. انسانِ مکرم، محق است. در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز آمده است که انسانها دارای کرامت ذاتیاند و از حیث مکرم بودن، برابر.
اما نقش ایدهی خدا چیست؟ این حق از کجا میآید؟ خصوصاً با دانستن این نکتهی مهم که: پایه و اساس دموکراسی حقوق بشر است.
در اینجا میتوان به جان رالز و لیبرالیسم سیاسی او تکیه کرد. رالز تلاش کرد تا روایتی از لیبرالیسم عرضه کند که هم از آموزههای فراگیر دینی و نادینی جدا باشد و هم آن آموزهها تأییدش کنند، هم مستقل باشد و هم مورد تأیید. برای همین هم روایت او، از یک سبک زندگی خاص حمایت نمیکند. حقوق بشر در این خوانش، مستقل و فارغ از ایدههای خاص دینی و سکولار دربارهی انسان تعریف میشود. حقوق بشر، برای آنکه مقبولیت عام داشته باشد، نمیتواند در ایدههایی که برای گروهی پذیرفتنی است، محدود شود. رالز در «قانون مردمان» میگوید «حقوق بشر قائم به هیچ آموزه فلسفی یا دینی جامع ِ خاصی در خصوص ماهیت انسان نیست». مسئله انکار یا تأیید آن آموزهها نیست، سخن بر سر توافق عام بر سر حقوق انسان است.
به این معنا، حقوق بشر فراتر از نگرشهای خاص دینی و نادینی مینشیند. اگر نگرشهای دینی و نادینی خاصی را، دربارهی سرشت انسان و جهان، به میان آوریم، هم حقوق بشر را محدود کردهایم و هم راه را برای نزاع دینی و عقیدتی که پایانی برای آن متصور نیست، باز کردهایم که حق در میان این نزاع، به محاق میرود و فراموش میشود. نگرشهای دینی و نادینی، وابستهاند به خیر انسان، حال آنکه حق حوزهای مستقل است. حق مقدم بر خیر است. دو فردی که خیر خود را در چیزهای متفاوت دیدهاند، میتوانند بر سر حق توافق کنند.
بنابر آنچه که آمد، بنا کردن حقوق بشر بر یک نگرش و ایدهی خاص دینی و نادینی، خواه خداباوری خواه بیخدایی، نادرست و خطاست. نمیتوان برای نگارش قانون و در یک جامعهی متکثر ایده و نگرش خاص دینی و سکولار را محور و مبنا قرار داد. مشخص است که بخشی از جامعه، که خداباور یا خداناباور است، دیندار یا غیردیندار است، نمیتواند چنین محور و مبنایی را بپذیرد و مجادله خواهد کرد. بحث و جدلی که شکل میگیرد، سرنوشت مشخصی هم ندارد.
اگر معنای ادعای دکتر سروش این است که ایدهی خدا را، پایه و اساس حقوق بشر بدانیم، نمیتوان با او موافق و همدل بود. اما اگر به معنای آن است که برداشتی از خداوند، میتواند حقوق بشر را تأیید کند، البته میتوان همراهی کرد. اینکه ایدهای حقوق بشر را تأیید کند، جداست از اینکه ایدهای پایهی حقوق بشر باشد. این برداشت از خدا در یک جامعهی دینی میتواند مفید و کارگشا هم باشد. اگر مخاطب او جمع و گروهی دینی و اسلامی باشد، میشود گفت که به میان آوردن ایدهی خدا برای تأیید حقوق بشر، بجاست. اما اگر مخاطب، یک کشور رنگارنگ، قانون اساسی و دولت باشد، چنین ایدهای نابجا و نارواست.
نیاز انسان به خدا در مقولهی کرامت انسانی، میتواند معقولیتی به باور به خدای یگانه ببخشد و کمکی به زیستِ دینی و اخلاقی برساند اما نمیتواند اساس قانونی باشد که بر محور حقوق بشر در جامعهای با آموزههای متنوع نوشته شده است. روشن است که روایت و تفسیر عبدالکریم سروش از اسلام، در کنار حقوق بشر و دموکراسی مینشیند و برای تقویت این روایت و تفسیر، میتوان از ایدهی خدا به مثابه تأییدی دروندینی برای حقوق بشر بهره برد نه پایه و اساسی برای آن یا قانونی که بر مدار حق است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘 الاهیات، مبنا یا مؤیّد حقوق بشر؟
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
#یادداشت
#فلسفه_حقوق #حقوق_بشر #حقوق_مدرن #مدرنیته #لیبرالیسم
#عبدالکریم_سروش #جان_رالز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
(با نگاهی به برخی آرای دکتر عبدالکریم سروش)
✍️#رضا_زمان
#یادداشت
#فلسفه_حقوق #حقوق_بشر #حقوق_مدرن #مدرنیته #لیبرالیسم
#عبدالکریم_سروش #جان_رالز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
مشروطه، آخوندها و رضاشاه
@Naqdagin
🎧مشروطه، آخوندها و رضاشاه (+)
🎙دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی
.
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #سیاست #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مدرنیسم #تجدد #مدرنیته #روسیه #بابیه #شریعت #روحانیت_شیعه #ناسیونالیسم #ایرانگرایی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مشروطه #مشروطهخواه #سلطنت #سلطنتطلب #پادشاهیخواه #رضاشاه #رضا_پهلوی #پهلوی #مشروعه #شیخ_فضلالله_نوری #حسن_رشدیه #کودتا #حزب_توده #کسروی #احمد_کسروی #قانون_اساسی #سوئد #نروژ #قانون_خانواده #مراد_فرهادپور #ساسانیان #استبداد_دینی #عباسیان #فردوسی #ایران_باستان #ایران #ایرانستیز #رستم #اسفندیار #شاهنامه #شاهنشاهی #شاملو #احمد_شاملو #مرتضی_مطهری #توسعه_ایران #شیعه #عارف_قزوینی #قمهزنی #خودتحقیری #بهرام_بیضایی #مارکسیست #مارکسیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘قطعیتی که از دست برفت و پذیرفته شد!
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ما در جهانهای پیرامونی اروپا، که مدرنیته را بهصورت "تجدد" دریافت کردیم، نیز نخست عدمقطعیتی که "علم" داشت را از بیخوبن فهم نکردیم و "علم" را ملازم با قطعیت دانستیم؛ آنگاه بهتدریج شروع به فهم بنمایه بافتاریِ نبودِ قطعیت در علم شدیم و بدان تمکین نمودیم.
🍂 چنین شد که انسان برای نخستینبار در تاریخ طولانیاش، درکی نو و بیسابقه از "باور" و از زیستن در جهانی از امکانها یافت. حالا دیگر هر "باوری" عاری از قطعیت بود؛ بجایش حوزهای از احتمالات بود که در میان گزینههای آن، یکی بیش از همه محتمل بود و (عجالتاً) "حقیقت" فرض گرفته میشد؛ حقیقتی که ممکن بود بعداً بدل به "ناحقیقت" گردد. پذیرش این تلقی از معرفت، انسان طرازِ نویی را بهبار آورد که هرچند او انسان پیشامدرن را میفهمید، ولی این یکی عاجز از فهم او بود.
🍂 این انسان طراز نو، "ایمان" نداشت؛ چه جای ایمان آنگاه که قطعیتی نباشد، و نتواند که باشد؟! همین هم شد که الاهیدانان مسیحیِ (غالبا پروتستان) عصر مدرن، "ایمان" را به "امید" تحویل کردند؛ سورن کیرکگارد سرخیل ایشان بود. اما ایمان دینی، تنها وجه ناچیزی از آن "وضعیت روانی" نو بود که حاصل آمد و انسان را آموخت تا در میانۀ مه تردیدها و عدمقطعیتها سَر کند. این نوع سَر کردن - که آزاردهنده و اضطرابآفرین نباشد - مشخصکنندۀ یکی از عمدهترین مولفههای بودن و زیستن در ساحت مدرن است؛ و در عین حال، برخلاف مغلطهافکنی پستمدرنها، نه "نسبیگرایی" است و نه "امتناع معرفت".
🔺این یک ایستاِر روانی/عقلانیِ گشودگی بر "امکان خبط و خطا در تشخیصِ حقیقت"، نه صرفاً در عرصۀ فردی، بلکه عمدتا در میدانِ اجتماعیست که نهاد علم نمایندگیاش میکند. انسان مدرن این گشودگی را دارد، ولی انسان پیشامدرن فاقد آن است و از آن گریزان است. حالا ما دو گونه انسان داریم! روند پیشرو به نفع بقای یکی و زوال آن دیگریست. آن "تکامل فرهنگی" گونۀ انسان که گفته میشود، همین است.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
(۲/۲)
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
🍂 ما در جهانهای پیرامونی اروپا، که مدرنیته را بهصورت "تجدد" دریافت کردیم، نیز نخست عدمقطعیتی که "علم" داشت را از بیخوبن فهم نکردیم و "علم" را ملازم با قطعیت دانستیم؛ آنگاه بهتدریج شروع به فهم بنمایه بافتاریِ نبودِ قطعیت در علم شدیم و بدان تمکین نمودیم.
🍂 چنین شد که انسان برای نخستینبار در تاریخ طولانیاش، درکی نو و بیسابقه از "باور" و از زیستن در جهانی از امکانها یافت. حالا دیگر هر "باوری" عاری از قطعیت بود؛ بجایش حوزهای از احتمالات بود که در میان گزینههای آن، یکی بیش از همه محتمل بود و (عجالتاً) "حقیقت" فرض گرفته میشد؛ حقیقتی که ممکن بود بعداً بدل به "ناحقیقت" گردد. پذیرش این تلقی از معرفت، انسان طرازِ نویی را بهبار آورد که هرچند او انسان پیشامدرن را میفهمید، ولی این یکی عاجز از فهم او بود.
🍂 این انسان طراز نو، "ایمان" نداشت؛ چه جای ایمان آنگاه که قطعیتی نباشد، و نتواند که باشد؟! همین هم شد که الاهیدانان مسیحیِ (غالبا پروتستان) عصر مدرن، "ایمان" را به "امید" تحویل کردند؛ سورن کیرکگارد سرخیل ایشان بود. اما ایمان دینی، تنها وجه ناچیزی از آن "وضعیت روانی" نو بود که حاصل آمد و انسان را آموخت تا در میانۀ مه تردیدها و عدمقطعیتها سَر کند. این نوع سَر کردن - که آزاردهنده و اضطرابآفرین نباشد - مشخصکنندۀ یکی از عمدهترین مولفههای بودن و زیستن در ساحت مدرن است؛ و در عین حال، برخلاف مغلطهافکنی پستمدرنها، نه "نسبیگرایی" است و نه "امتناع معرفت".
🔺این یک ایستاِر روانی/عقلانیِ گشودگی بر "امکان خبط و خطا در تشخیصِ حقیقت"، نه صرفاً در عرصۀ فردی، بلکه عمدتا در میدانِ اجتماعیست که نهاد علم نمایندگیاش میکند. انسان مدرن این گشودگی را دارد، ولی انسان پیشامدرن فاقد آن است و از آن گریزان است. حالا ما دو گونه انسان داریم! روند پیشرو به نفع بقای یکی و زوال آن دیگریست. آن "تکامل فرهنگی" گونۀ انسان که گفته میشود، همین است.
.
#فلسفیدن #نقد_ادیان#فلسفه #عدم_قطعیت #اسپینوزا #دکارت #افلاطون #ارسطو #پوپر #کارل_پوپر #علم #منطق #مدرنیته #مدرنیسم #اسطوره #ادیان #دین #ایمان #تفکر_انتقادی #شکاکیت #فلسفه_معاصر
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @sahebolhavashi
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ملکم خان: مردِ هزار چهرۀ تاریخ معاصر ایران (+)
🍂 میرزا ملکم خان ناظمالدوله، چهرهای پر رمز و راز در تاریخ معاصر ایران است. از روشنفکر اصلاحطلب تا متهم به فساد مالی، زندگی او پر از فراز و نشیب بود. در این ویدیو، به بررسی زندگی و افکار ملکم خان او پرداخته میشود: تحصیل در فرانسه و آشنایی با افکار مدرن،
تأسیس فراموشخانه و ترویج افکار اصلاحطلبانه، نقش در قرارداد رویتر و اخراج از سفارت ایران در لندن، انتشار روزنامۀ قانون و تأثیر آن بر افکار عمومی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 میرزا ملکم خان ناظمالدوله، چهرهای پر رمز و راز در تاریخ معاصر ایران است. از روشنفکر اصلاحطلب تا متهم به فساد مالی، زندگی او پر از فراز و نشیب بود. در این ویدیو، به بررسی زندگی و افکار ملکم خان او پرداخته میشود: تحصیل در فرانسه و آشنایی با افکار مدرن،
تأسیس فراموشخانه و ترویج افکار اصلاحطلبانه، نقش در قرارداد رویتر و اخراج از سفارت ایران در لندن، انتشار روزنامۀ قانون و تأثیر آن بر افکار عمومی.
.
#آینه_تاریخ #سیاست #نقد_روشنفکران#قاجار #تاریخ_ایران #تاریخ #تاریخ_معاصر #حقوق_زنان #روشنفکر #روشنفکری #مشروطه #مشروطهخواهی #تجدد #مدرنیسم #مدرنیته #توسعه #روزنامه #روزنامهنگار #روزنامه_قانون #میرزا_ملکمخان #فراموشخانه #فراماسون #فراماسونری #ایران #غرب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تفاوت خدای اسلام و زرتشت در ایران (+)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
❓خدای زرتشت و خدای ایران پس از اسلام تفاوتهای بسیاری دارند. اما ریشۀ این تفاوتها در چیست؟ چه باعث میشود شیعیان سیاه بپوشند و آتش بر تمدن ایران پیش از اسلام بکشند؟ چرا خدای پس از اسلام خدای خشنتری بوده؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
🔻خدای خودساختۀ یک ملت یا خدای تحمیلیِ یورشگر؟
— حاشیهای کوتاه بر کلیپ
🔸فرق است بین خدایی که یک ملت، خودش آفریدهاست و خدایی که به او یورش آوردهاست. خدایان و پهلوانان هر ملت نمودگارِ بهترین و خردمندانهترین صفاتی هستند که یک ملت میتواند برای خود تصور کند. تضاد بین آنچه درونزاد است و آنچه تحمیلیست بهآسانی مرتفع نمیشود. این کشمکشی هزارهای است! این نکتهای است که دکتر شروین وکیلی بدان توجه مقتضی را نمیکند. در یادداشتِ «نشیبی دراز است پیشِ فراز» در باب این مواجهۀ خاص او با اسلام بیشتر پرداختهام:
اگر «تاختوتاز»، «تاژیکان» به «ایرانشهر» آغازِ یک «گسستِ بنیادین» در تاریخِ ایران نیست، پس چرا در وجدان «فردوسی» و نیز در وجدان نویسندۀ «بندهشن»، چونان سرآغاز یک «نشیب درازدامن» و یک دوران دیریاز «فروفتادگی و سرفکندگی» فهم میشود؟ چرا هر دوی این بزرگان، این یورش را سرآغاز چیرگی منطق «سخنان بهکردار بازی» بر ایران میدانند؟ این پرسشیست که خوانش تاریخی دکتر #شروین_وکیلی از نسبت ایران و اعراب، پاسخی بدان فراهم نمیآورد.
🔺ادامۀ متن را در «نشیبی دراز است پیشِ فراز» بخوانید.
.
#نقد_ادیان #ایران #نقد_روشنفکران#نقد_اسلام #نقد_مسیحیت #زرتشت #زرتشتی #مدرنیته #داعش #طالبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ حسیدیها
@Naqdagin
🎧دربارۀ حسیدیها
🔸درست در وسط شهر نیویورک و در منطقه بروکلین این شهر جماعتی زندگی میکنند که با بقیه مردم نیویورک کاملا متفاوت هستند. آنها هم در ظاهر و هم در عقیده با بقیه مردم تفاوت دارند.نیویورک شهریست پر از آسمانخراش، پر از بانک و موسسات مالی و مراکز خرید و فروش سهام و هر آن چیزی که مربوط به پول و مادیاته. آنوقت در وسط چنین جایی گروهی از یهودیان ارتودوکس زندگی میکنند که میگویند ما به دنبال معنویاتیم. کسایی که به آنها حسیدی میگویند و به عقاید و مناسک افراطیشان معروف هستند.
🔸در این اپیزود در مورد یهودیت ارتودوکس و گرایش حسیدی به تفصیل صحبت کردم. در مورد آداب و مناسک خاص این مردم مثل شبات و سوکا، و در مورد این گفتم که چطور این گروه متفاوت در شهر نیویورک ساکن شدند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @doxpodcast
🔸درست در وسط شهر نیویورک و در منطقه بروکلین این شهر جماعتی زندگی میکنند که با بقیه مردم نیویورک کاملا متفاوت هستند. آنها هم در ظاهر و هم در عقیده با بقیه مردم تفاوت دارند.نیویورک شهریست پر از آسمانخراش، پر از بانک و موسسات مالی و مراکز خرید و فروش سهام و هر آن چیزی که مربوط به پول و مادیاته. آنوقت در وسط چنین جایی گروهی از یهودیان ارتودوکس زندگی میکنند که میگویند ما به دنبال معنویاتیم. کسایی که به آنها حسیدی میگویند و به عقاید و مناسک افراطیشان معروف هستند.
🔸در این اپیزود در مورد یهودیت ارتودوکس و گرایش حسیدی به تفصیل صحبت کردم. در مورد آداب و مناسک خاص این مردم مثل شبات و سوکا، و در مورد این گفتم که چطور این گروه متفاوت در شهر نیویورک ساکن شدند.
.
#نقد_ادیان#نقد_فرهنگ #مدرنیته #سنت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @doxpodcast
دربارۀ آمیشها
@Naqdagin
🎧دربارۀ آمیشها
🔸تصور کنید در ایالت اوهایوی امریکا با یک اتومبیل مدرن در حال رانندگی هستید و ناگهان وارد منطقه ای میشوید که در آن تعداد زیادی درشکه تردد میکند. یک درشکه ران در هیات یک کشاورز دویست سال پیش بر روی درشکه نشسته و به اسبها هی هی میکند، با دهانش سرو صدایی ایجاد میکند تا اسبها راه بروند. انگار به گذشته سفر کرده اید و ناگهان از عصر اطلاعات به جایی پرت شدید که آنجا هنور دوره دوره کشاورزی است. به منطقه آمیش نشین هلمز کانتی خوش آمدید. جایی که جماعتی از مسیحیان محافظه کار در آن به شیوه پیشینیانشان زندگی میکنند. بدون برق، بدون اینترنت و بدون جلوه های زندگی مدرن. گویی این جماعت دشمن تکنولوژی و مدرنیته هستند. آمیشها چه کسانی هستند و چرا اینگونه فکر میکنند. اپیزود را بشنوید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @doxpodcast
🔸تصور کنید در ایالت اوهایوی امریکا با یک اتومبیل مدرن در حال رانندگی هستید و ناگهان وارد منطقه ای میشوید که در آن تعداد زیادی درشکه تردد میکند. یک درشکه ران در هیات یک کشاورز دویست سال پیش بر روی درشکه نشسته و به اسبها هی هی میکند، با دهانش سرو صدایی ایجاد میکند تا اسبها راه بروند. انگار به گذشته سفر کرده اید و ناگهان از عصر اطلاعات به جایی پرت شدید که آنجا هنور دوره دوره کشاورزی است. به منطقه آمیش نشین هلمز کانتی خوش آمدید. جایی که جماعتی از مسیحیان محافظه کار در آن به شیوه پیشینیانشان زندگی میکنند. بدون برق، بدون اینترنت و بدون جلوه های زندگی مدرن. گویی این جماعت دشمن تکنولوژی و مدرنیته هستند. آمیشها چه کسانی هستند و چرا اینگونه فکر میکنند. اپیزود را بشنوید.
.
#نقد_ادیان#نقد_فرهنگ #مدرنیته #سنت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @doxpodcast
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایمان یا قدرت؟
— مناظرهای از دل تاریکی (+)
🎙 نیچه و داستایوفسکی
🔸در این گفتگوی تخیلی اما دقیق و مستند، دو ذهن بزرگ تاریخ رو در رو میشوند: فریدریش نیچه، فیلسوف طغیان، که میگوید خدا مرده است و انسان باید خود خالق معنا شود، در برابر فیودور داستایوفسکی، نویسندهی تاریکی و نجات، که باور دارد ایمان، عشق و رنج میتوانند انسان را از نابودی نجات دهند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مناظرهای از دل تاریکی (+)
🎙 نیچه و داستایوفسکی
🔸در این گفتگوی تخیلی اما دقیق و مستند، دو ذهن بزرگ تاریخ رو در رو میشوند: فریدریش نیچه، فیلسوف طغیان، که میگوید خدا مرده است و انسان باید خود خالق معنا شود، در برابر فیودور داستایوفسکی، نویسندهی تاریکی و نجات، که باور دارد ایمان، عشق و رنج میتوانند انسان را از نابودی نجات دهند.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 - معنا و زندگی از نظر نیچه
02:43 - دیدگاه داستایوفسکی و نیمه اول زندگی او
07:19 - چنین گفت زرتشت و رستگاری انسان
13:11 - جنایت و مکافات، ابله و ایمان در اثار داستایوفسکی
18:50 - هشدار نیچه به بشریت!
24:08 - برادران کارامازوف و فلسفه داستایوفسکی
.
#فلسفیدن#نیچه #رو_در_رو #داستایوفسکی #فلسفه #کتاب #مناظره #روانشناسی #انگیزشی #آگاهی #ادبیات #هنر #جنایت_و_مکافات #زرتشت #ابله #برادران_کارامازوف #مدرنیته #دین #ادیان_ابتدایی #خدا #زندگی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin