Telegram
نقدآگین
📘زن و عشق در #شاهنامه
✍🏻 دکتر #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
🍂 شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیادِ هُمر که در آن، سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش، موجد جنگ است؛ اینگونه است کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
🍂 در دوران پهلوانیِ شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها، شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابیست، وجود او موجب میشود که این کتاب، در ردیفِ لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
🍂 این زنها هستند که به داستان تراژیک، آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود، مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد؛ همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود.
🍂 در تمام داستانهای شاهنامه، حضور زن را میبینیم. در داستان ضحاک، خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون، باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال، سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس، سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش، سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
🍂 شاهنامه برخلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده، یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه، نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند؛ حتی زنانی که خارجی هستند، چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
🍂 عشق در شاهنامه، در عین برهنگی، پاک و نجیب است. رابطۀ زن و مرد، بیآنکه به تکلّف و تصنع گراییده باشد، از تمدن و فرهنگ برخوردار است.
🍂 ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن، عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است. تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن، عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود. زن در شاهنامه، برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی، به استثنای سودابه، بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست. چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند: تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد، مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#زنان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #محمدعلی_اسلامی_ندوشن
🍂 شاهنامه کتابیست که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیادِ هُمر که در آن، سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد، آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش، موجد جنگ است؛ اینگونه است کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
🍂 در دوران پهلوانیِ شاهنامه، حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها، شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابیست، وجود او موجب میشود که این کتاب، در ردیفِ لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
🍂 این زنها هستند که به داستان تراژیک، آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود، مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد؛ همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود.
🍂 در تمام داستانهای شاهنامه، حضور زن را میبینیم. در داستان ضحاک، خواهران جمشید هستند. در داستان فریدون، باز خواهران جمشید را میبینیم که به همسری او درمیآیند، و نیز مادرش فرانک و دختران سرو که همسر پسران او میگردند. در داستان سام و زال، سیندخت و رودابه هستند، و در داستان سهراب تهمینه و گردآفرید؛ در داستان کاووس، سودابه و مادر سیاوش، و در داستان سیاوش، سودابه و فرنگیس و جریره و گلشهر زن پیران؛ و در داستان بیژن، منیژه؛ و در داستان گشتاسب و اسفندیار، کتایون دختر قیصر.
🍂 شاهنامه برخلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده، یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه، نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند؛ حتی زنانی که خارجی هستند، چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
🍂 عشق در شاهنامه، در عین برهنگی، پاک و نجیب است. رابطۀ زن و مرد، بیآنکه به تکلّف و تصنع گراییده باشد، از تمدن و فرهنگ برخوردار است.
🍂 ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن، عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است. تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن، عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود. زن در شاهنامه، برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی، به استثنای سودابه، بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست. چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند: تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد، مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
#زنان #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ممنوعیت شعرخوانی در حافظیه
— ۱۴۰۳ سال پس از تشکیلِ اولین #حکومت_اسلامی (بنا به تاریخنگاری(؟) عباسی)
#ایران #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ۱۴۰۳ سال پس از تشکیلِ اولین #حکومت_اسلامی (بنا به تاریخنگاری(؟) عباسی)
چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز
نهان گشت کردار فرزانگان
پراگنده شد کام دیوانگان
هنر خوار شد جادویی ارجمند
نهان راستی آشکارا گزند
شده بر بدی دست دیوان دراز
به نیکی نرفتی سخن جز به راز (#شاهنامه #فردوسی)
#ایران #شعرانه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 ضحاک که بود؟ (+)
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در #شاهنامه و فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🗄 پست مرتبط
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 جنگهای ساسانیان و اعراب پیش از اسلام
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی با دکتر محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بررسی شخصیتِ اسطورهای ضحاک در #شاهنامه و فرهنگ ایرانی
🎙مهرداد فرهمند با #تامار_گیندین (متخصص در زبانهای ایران باستان)
🗄 پست مرتبط
📻 تاریخ اسلام زیر ذرهبین
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📻 جنگهای ساسانیان و اعراب پیش از اسلام
📻 سیاهچالۀ تاریخ اسلام
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونه اعراب بر امپراتوری ایران غلبه کردند؟
📕چگونگی خَلق شخصیت محمد از روی الگوی مانی پیامبر
📺 ابن زبیر هویتتراش؛ بنیانگذار کعبه و دین نو
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی با دکتر محسن بنائی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ (ابن اسحاق دجال)
#اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘سرِ داستان نامِ کیومرث بود
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 مرور و شناخت تاريخ و فرهنگ باستانی ايرانزمين، همواره آميخته بودهاست با بازخوانی آيين زرتشتی، كيش ديرينۀ ايرانيان. نسک تاریخیای که به پیشینۀ باستانی ایران میپردازند، سرشار هستند از نمادها و باورهایی که ریشه در کیش زرتشتی دارند. در این میان، شاهنامۀ #فردوسی، این شاهکار جاودان ادب ایرانی، را میتوان نمونهای بیمانند در بکارگیری از این باورها به بهترین و استادانهترین شیوه ممکن دانست. اين نوشتار، به بررسی داستان کیومرث -اولین داستان #شاهنامه-، و ریشههای زرتشتی آن میپردازد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۰۰ واژه
#خیالپرسه #اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 مرور و شناخت تاريخ و فرهنگ باستانی ايرانزمين، همواره آميخته بودهاست با بازخوانی آيين زرتشتی، كيش ديرينۀ ايرانيان. نسک تاریخیای که به پیشینۀ باستانی ایران میپردازند، سرشار هستند از نمادها و باورهایی که ریشه در کیش زرتشتی دارند. در این میان، شاهنامۀ #فردوسی، این شاهکار جاودان ادب ایرانی، را میتوان نمونهای بیمانند در بکارگیری از این باورها به بهترین و استادانهترین شیوه ممکن دانست. اين نوشتار، به بررسی داستان کیومرث -اولین داستان #شاهنامه-، و ریشههای زرتشتی آن میپردازد.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۵ دقیقه
🔖 ۱۰۰۰ واژه
#خیالپرسه #اسطورهشناسی #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @DivaneSara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شاهنامۀ #فردوسی
🍂 در این #مستند داستانی، روایت #شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شدهاست. این مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد. در این اثر، فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمتِ ناب را به ایرج میدهد. «ایر» بمعنای آزاده و نجیب است. داستان ایرج یکی از داستانهای اندوهبار شاهنامه است. فردوسی در این داستان، ایرج را انسانی صلحدوست و مهربان و اهل مدارا معرفی کردهاست. فریدون برای سه پسر، پس از آن که در پی آزمونی همسرانی از یمن برمیگزیند، با آزمونی دیگر که آستانه هشیاری و بیدار ماندن بود، ایرج سربلند بیرون آمد؛ پس روم و خاور را به سلم، توران و چین را به تور و ایران و دشت نیزهوران (تا اندازه ای برابر میانرودان یا عراق امروزی) را به ایرج میبخشد. ایران از دیگر قلمروها آبادتر است و پادشاهی بر این نقطه بمنزله پادشاهی بر هفت کشور بود و کسی که فرمانروای #ایران باشد فرمانروای جهان بود. این مسئله برای سلم و تور گران آمد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 در این #مستند داستانی، روایت #شاهنامه از ابتدا تا انتها پرداخته شدهاست. این مستند طبق خود داستان شاهنامه که از آغاز جهان شروع میشود تا به تمدن بزرگ میرسد و دوران ایرج و فریدون زال و رستم و... را به تصویر میکشد. در این اثر، فریدون کل جهان را بین فرزندانش تقسیم میکند و قسمتِ ناب را به ایرج میدهد. «ایر» بمعنای آزاده و نجیب است. داستان ایرج یکی از داستانهای اندوهبار شاهنامه است. فردوسی در این داستان، ایرج را انسانی صلحدوست و مهربان و اهل مدارا معرفی کردهاست. فریدون برای سه پسر، پس از آن که در پی آزمونی همسرانی از یمن برمیگزیند، با آزمونی دیگر که آستانه هشیاری و بیدار ماندن بود، ایرج سربلند بیرون آمد؛ پس روم و خاور را به سلم، توران و چین را به تور و ایران و دشت نیزهوران (تا اندازه ای برابر میانرودان یا عراق امروزی) را به ایرج میبخشد. ایران از دیگر قلمروها آبادتر است و پادشاهی بر این نقطه بمنزله پادشاهی بر هفت کشور بود و کسی که فرمانروای #ایران باشد فرمانروای جهان بود. این مسئله برای سلم و تور گران آمد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📻 ریشههای شکست ایرانیان
🍂 ویژهبرنامۀ «ریشههای شکست» مهمترین اپیزود «پادکست میدان فردوسی» است که در آستانۀ پایان این پادکست منتشر میشود.
🍂 ریشههای شکست، چکیدهای از تمام آن چیزیست که در این «۴ سال» در قالب «۸۵ ساعت» گفتار پژوهشی گفتهایم. حتی اگر هیچکدام از اپیزودهای ما را گوش نکردهاید، این اپیزود اهمیت شاهنامه را همراه با جزئیاتی تماماً کاربردی و معاصر برای ایران امروز بیان میدارد و به بررسی عوامل شکست ما میپردازد؛ عواملی که از زمان آغاز ساسانیان وارد فرهنگ ملّی ما شد و در دورهی اسلامی به اوج خود رسید و در نتیجه، شکستهای پیاپی ما را تا امروز رقم زد.
🍂 ریشههای شکست از منظر «تحلیل تفکر حاکم» در تمام طول این گسترهی ۱۸۰۰ ساله در اشتراکی واحد بودهاند که عدم پرداخت به آن، برابر با عدم توجه به بخشهای بحرانزای ناخودآگاه ملی ما و ریشههای عمیق و پنهان روانِ تاریخی ما میباشد؛ چرا که ریشههای شکست، چیزی نیست جز تحلیل «اندیشههای شکستآفرین در تاریخ تفکر جامعهی ایرانی» و بررسی سیر بروز و تسلط آن بر فرهنگ ملی ایران.
🔻در این اپیزود، دو نوع اندیشه که هم در #شاهنامه و هم در تاریخ فرهنگی #ایران نمایان است، با جزئیاتی تاریخی بررسی میشود و تضاد این دو اندیشه مورد تحلیل قرار میگیرد:
۱- اندیشۀ پهلوانی که ریشه در گاهان دارد و نماد تاریخی آن هخامنشیان و اشکانیان میباشند و نماد شاهنامهای آن رستم
۲- اندیشهی عرفانی که ریشه در آرای بودایی، عرفان افلاطونی و عرفان مسیحی دارد و با ورود به اوستای نو، باعث تأسیس اندیشهی نوزرتشتی در زمان ساسانیان شد و پس از شکست آن دودمان، در دورهی اسلامی ادامه پیدا کرد و در قالب عرفان اسلامی بازتولید شد. نماد شاهنامهای این اندیشه، ایرج و سیاوش هستند.
🔺این دو اندیشه که توسط جناب استاد #مرتضی_ثاقبفر با عنوان «اندیشۀ گاهانی» و «اندیشۀ ایرجی» نامگذاری شدهاند، ستونهای فرهنگی تاریخ تفکر ایرانیان را تشکیل میدهند که نتایج تاریخی هر کدام از این دو اندیشه در این ایپزود بررسی شدهاست. کتاب مورد استفاده در این اپیزود: «شاهنامۀ #فردوسی و فلسفۀ تاریخ» اثر مرتضی ثاقبفر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | میدانِ فردوسی
🍂 ویژهبرنامۀ «ریشههای شکست» مهمترین اپیزود «پادکست میدان فردوسی» است که در آستانۀ پایان این پادکست منتشر میشود.
🍂 ریشههای شکست، چکیدهای از تمام آن چیزیست که در این «۴ سال» در قالب «۸۵ ساعت» گفتار پژوهشی گفتهایم. حتی اگر هیچکدام از اپیزودهای ما را گوش نکردهاید، این اپیزود اهمیت شاهنامه را همراه با جزئیاتی تماماً کاربردی و معاصر برای ایران امروز بیان میدارد و به بررسی عوامل شکست ما میپردازد؛ عواملی که از زمان آغاز ساسانیان وارد فرهنگ ملّی ما شد و در دورهی اسلامی به اوج خود رسید و در نتیجه، شکستهای پیاپی ما را تا امروز رقم زد.
🍂 ریشههای شکست از منظر «تحلیل تفکر حاکم» در تمام طول این گسترهی ۱۸۰۰ ساله در اشتراکی واحد بودهاند که عدم پرداخت به آن، برابر با عدم توجه به بخشهای بحرانزای ناخودآگاه ملی ما و ریشههای عمیق و پنهان روانِ تاریخی ما میباشد؛ چرا که ریشههای شکست، چیزی نیست جز تحلیل «اندیشههای شکستآفرین در تاریخ تفکر جامعهی ایرانی» و بررسی سیر بروز و تسلط آن بر فرهنگ ملی ایران.
🔻در این اپیزود، دو نوع اندیشه که هم در #شاهنامه و هم در تاریخ فرهنگی #ایران نمایان است، با جزئیاتی تاریخی بررسی میشود و تضاد این دو اندیشه مورد تحلیل قرار میگیرد:
۱- اندیشۀ پهلوانی که ریشه در گاهان دارد و نماد تاریخی آن هخامنشیان و اشکانیان میباشند و نماد شاهنامهای آن رستم
۲- اندیشهی عرفانی که ریشه در آرای بودایی، عرفان افلاطونی و عرفان مسیحی دارد و با ورود به اوستای نو، باعث تأسیس اندیشهی نوزرتشتی در زمان ساسانیان شد و پس از شکست آن دودمان، در دورهی اسلامی ادامه پیدا کرد و در قالب عرفان اسلامی بازتولید شد. نماد شاهنامهای این اندیشه، ایرج و سیاوش هستند.
🔺این دو اندیشه که توسط جناب استاد #مرتضی_ثاقبفر با عنوان «اندیشۀ گاهانی» و «اندیشۀ ایرجی» نامگذاری شدهاند، ستونهای فرهنگی تاریخ تفکر ایرانیان را تشکیل میدهند که نتایج تاریخی هر کدام از این دو اندیشه در این ایپزود بررسی شدهاست. کتاب مورد استفاده در این اپیزود: «شاهنامۀ #فردوسی و فلسفۀ تاریخ» اثر مرتضی ثاقبفر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | میدانِ فردوسی
Telegram
نقدآگین
📓شاهنامۀ فردوسی و فلسفۀ تاریخ ایران
✍🏻 #مرتضی_ثاقبفر
🍂 این کتاب با فلسفۀ تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارد و ویژگیهایی را به تصویر میکشد که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانیان دارند. #شاهنامه #فردوسی دریای حکمت، معرفت، فلسفه، اخلاق و درس زندگی است و خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه در این کتاب بررسی میشود؛ زیرا خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگِ ایران پدیدار است. آفرینش حماسهٔ ملی ایران نیز آمیزهای از اسطوره و تاریخ است و افسانههای کهن که بیشتر اساطیریاند به شیوهای نو و حماسی بازگو شدهاند.
🍂 نویسنده پیش از طرح مباحث کتاب، بحث دربارهٔ موضوعاتی را پیش میکشد که با فلسفه تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارند. در این بحث، آنچه پایۀ استدلالی او را شکل میدهد، نظریۀ «هگل» فیلسوف آلمانی درباره تاریخ و فلسفه آن است. فلسفۀ تاریخ میکوشد تا جویای علت و منطق ویژهای برای تاریخ باشد و رویدادها را تبیین و گزارش کند. در پایان این بخش نیز به «آگاهی و خودآگاهی حماسی» میپردازد تا به پاسخ این پرسش اساسی برسد که فردوسی تا چه اندازه توانستهاست به فلسفۀ تاریخ ایران دست یابد.
🍂 فصل آغازین کتاب به موضوع «خودآگاهی ایرانی و پیدایش شاهنامه» اختصاص دارد. در این فصل، نخست به پیشینه خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه اشاره میشود. ثاقبفر مینویسد که خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگ ایران پدیدار است. همانند «باور به مینوهای دینی، اعتقاد به نبرد نیکی و بدی و راستی و دروغ، ایمان به رسالت آدمی از سوی خداوند برای پیکار با بدی، اتکای به یزدان، گروش به نظام دادگرانه سیاسی، نقش طبقات اجتماعی» و موارد دیگری که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانی دارند.
🍂 نویسنده برای کندوکاو بیشتر در این باره به خودآگاهی ایرانی پس از اسلام میپردازد و به پیدایی حماسههای ملی ایران اشاره میکند. آنگاه خواننده را از زمانه فردوسی و مآخذی که او برای تدوین و سرایش شاهنامه در اختیار داشته است، آگاه میسازد. ثاقبفر سرایش شاهنامه را نیز گامی برای دستیابی به همان هدفهایی میداند که در ناخودآگاه ایرانی ثبت شدهاند؛ پیداست که چنین بینش خودآگاهانهای که در سراسر شاهنامه موج میزند، بیش از هر چیز دیگر نشان از آگاهی تاریخی فردوسی دارد.
🗄پست مرتبط
📻 ریشههای شکست ایرانیان
#کتاب #ایران
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #مرتضی_ثاقبفر
🍂 این کتاب با فلسفۀ تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارد و ویژگیهایی را به تصویر میکشد که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانیان دارند. #شاهنامه #فردوسی دریای حکمت، معرفت، فلسفه، اخلاق و درس زندگی است و خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه در این کتاب بررسی میشود؛ زیرا خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگِ ایران پدیدار است. آفرینش حماسهٔ ملی ایران نیز آمیزهای از اسطوره و تاریخ است و افسانههای کهن که بیشتر اساطیریاند به شیوهای نو و حماسی بازگو شدهاند.
🍂 نویسنده پیش از طرح مباحث کتاب، بحث دربارهٔ موضوعاتی را پیش میکشد که با فلسفه تاریخ و خودآگاهی تاریخی پیوند دارند. در این بحث، آنچه پایۀ استدلالی او را شکل میدهد، نظریۀ «هگل» فیلسوف آلمانی درباره تاریخ و فلسفه آن است. فلسفۀ تاریخ میکوشد تا جویای علت و منطق ویژهای برای تاریخ باشد و رویدادها را تبیین و گزارش کند. در پایان این بخش نیز به «آگاهی و خودآگاهی حماسی» میپردازد تا به پاسخ این پرسش اساسی برسد که فردوسی تا چه اندازه توانستهاست به فلسفۀ تاریخ ایران دست یابد.
🍂 فصل آغازین کتاب به موضوع «خودآگاهی ایرانی و پیدایش شاهنامه» اختصاص دارد. در این فصل، نخست به پیشینه خودآگاهی تاریخی و حماسی در ایران و بازتاب آن در شاهنامه اشاره میشود. ثاقبفر مینویسد که خودآگاهی ایرانی در تمام تاریخ و فرهنگ ایران پدیدار است. همانند «باور به مینوهای دینی، اعتقاد به نبرد نیکی و بدی و راستی و دروغ، ایمان به رسالت آدمی از سوی خداوند برای پیکار با بدی، اتکای به یزدان، گروش به نظام دادگرانه سیاسی، نقش طبقات اجتماعی» و موارد دیگری که همگی نشان از آگاهی و خودآگاهی ایرانی دارند.
🍂 نویسنده برای کندوکاو بیشتر در این باره به خودآگاهی ایرانی پس از اسلام میپردازد و به پیدایی حماسههای ملی ایران اشاره میکند. آنگاه خواننده را از زمانه فردوسی و مآخذی که او برای تدوین و سرایش شاهنامه در اختیار داشته است، آگاه میسازد. ثاقبفر سرایش شاهنامه را نیز گامی برای دستیابی به همان هدفهایی میداند که در ناخودآگاه ایرانی ثبت شدهاند؛ پیداست که چنین بینش خودآگاهانهای که در سراسر شاهنامه موج میزند، بیش از هر چیز دیگر نشان از آگاهی تاریخی فردوسی دارد.
🗄پست مرتبط
📻 ریشههای شکست ایرانیان
#کتاب #ایران
#فلسفیدن #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #فردوسی یا مولوی؟
— بخش دوم: جمشید و فریدون
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش دوم: جمشید و فریدون
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #فردوسی یا مولوی؟
— بخش سوم: کیخسرو و رستم
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش سوم: کیخسرو و رستم
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 #فردوسی یا مولوی؟
— بخش چهارم: ابراهیم ادهم و بایزید بسطامی
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بخش چهارم: ابراهیم ادهم و بایزید بسطامی
🎙دکتر #مرتضی_مردیها
🗄پستهای مرتبط
#نقد_ادبی #شاهنامه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
مشروطه، آخوندها و رضاشاه
@Naqdagin
🎧مشروطه، آخوندها و رضاشاه (+)
🎙دکتر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی
.
#آینه_تاریخ #آخوندیسم #سیاست #نقد_چپ #چپ_ایرانی#مدرنیسم #تجدد #مدرنیته #روسیه #بابیه #شریعت #روحانیت_شیعه #ناسیونالیسم #ایرانگرایی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مشروطه #مشروطهخواه #سلطنت #سلطنتطلب #پادشاهیخواه #رضاشاه #رضا_پهلوی #پهلوی #مشروعه #شیخ_فضلالله_نوری #حسن_رشدیه #کودتا #حزب_توده #کسروی #احمد_کسروی #قانون_اساسی #سوئد #نروژ #قانون_خانواده #مراد_فرهادپور #ساسانیان #استبداد_دینی #عباسیان #فردوسی #ایران_باستان #ایران #ایرانستیز #رستم #اسفندیار #شاهنامه #شاهنشاهی #شاملو #احمد_شاملو #مرتضی_مطهری #توسعه_ایران #شیعه #عارف_قزوینی #قمهزنی #خودتحقیری #بهرام_بیضایی #مارکسیست #مارکسیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اسطورۀ قربانی ۱۵
@Naqdagin
🎧 اسطورۀ قربانی (۱۵)
— ختنه در مسیحیت و ورود آن به ایران
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ختنه در مسیحیت و ورود آن به ایران
✍🏻 #علیاصغر_مصطفوی
🔻فهرست مباحث طرحشده:
بخش سوم: نهضت ختنه
ختنه در مسیحیت
ورود ختنه به ایران
.
#کتاب_صوتی #نقد_ادیان #ایران#ادیان #مذاهب #تاریخ_ادیان #دینشناسی #ختنه #ویل_دورانت #یهودیت #ولتر #مسیحیت #بدعت #حواریون #عیسی_مسیح #اناجیل #اورشلیم #یهوه #موسی #روزه #لوقا #اعمال_رسولان #پولس #ایمان #زرتشتی #بهشت #گناه #قربانی #صلیب #شرک #تثلیث #خدایان #ایران_باستان #تاریخ #تاریخ_ایران #مهرپرستی #میترائیسم #اهورامزدا #شاهنامه #گلشن_راز #گاتها #زرتشت #زندگی #توحید #ساسانی #ساسانیان #اسلام #کوروش #کورش #یهود #بابل #خزر #اصفهان #کهگیلویه #آذربایجان #پزشکی #یهوه #قادسیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی یا کسروی؟ (+)
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_شیعه #آخوندیسم#احمد_کسروی #علی_شریعتی #شاهنامه #فردوسی #ایران_باستان #جندیشاپور #دکتر_شریعتی #ساسانیان #اسلام #فداییان_اسلام #ساواک #احسان_نراقی #عباس_میلانی #حزب_توده #مجاهدین_خلق #فاطمه_زهرا #عبدالکریم_سروش #شیعهگری #زینب_کبری #مشروطه #نواب_صفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘میانمایگی؛ دام روشنفکری
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
.
#نقد_روشنفکران #اسطورهشناسیمیانمایگی #رستم #سهراب #شاهنامه #یونان #تراژدی #علی_شریعتی #موسی_غنینژاد #آل_احمد #مهران_مدیری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
میانمایگی؛ دام روشنفکری
ناهید زمانیان قهرمانان تا اینجا دیدیم که تکیهگاه اسطورهای غرب در بحث میانمایگی کجاست و این موضوع تا چه میزان حساس و قابل تامل در نظر گرفته میشود. همین تکیهگاه است که باعث میشود در تراژدیها نیز قهرمان از میانمایگی دوری کنند و اگر چنین اتفاقی بیفتد باید…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر (۱) (+)
— زرتشت در ایران زنده است
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸گاهان چیست؟ چرا مهم است؟ اگر نگاهِ مقدس به گاهان را کنار بگذاریم به چه میرسیم؟ سرودههای گاهان چگونه میتوانند به ما دید بهتری نسبت به تاریخ ایرانشهر بدهند؟ «زند» چیست؟ زند کردن چرا مهم است؟
📻 فایل صوتی فشرده (اینجا)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زرتشت در ایران زنده است
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸گاهان چیست؟ چرا مهم است؟ اگر نگاهِ مقدس به گاهان را کنار بگذاریم به چه میرسیم؟ سرودههای گاهان چگونه میتوانند به ما دید بهتری نسبت به تاریخ ایرانشهر بدهند؟ «زند» چیست؟ زند کردن چرا مهم است؟
📻 فایل صوتی فشرده (اینجا)
.
#ایران #آینه_تاریخ #فلسفیدن #گاهان#الهیات #خداشناسی #امر_قدسی #خدای_متشخص #اخلاق #گیاهخواری #حقوق_حیوانات #دینشناسی #زند #کوروش #کورش #زرتشت #زرتشتی #سوشیانت #آخرالزمان #منجی #امام_زمان #تورات #ذوالقرنین #مسیح #قباد #مزدک #مزدکیان #اهورامزدا #خرمدین #انوشیروان #هرمونوتیک #تفسیر #تفسیر_قرآن #ایرانشهری #فردوسی #شاهنامه #تاریخ #هگل #تاریخ_اروپا #ایرانشهر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اولین و آخرین تمدن (+)
— نگاه زرتشت و کوروش به ایران
🎙گفتگو با دکتر #شروین_وکیلی
❓چرا این اصرار وجود دارد که ایران اولین تمدن است؟ کلید این ماجرا چیست؟ چه چیز باعث بقای این سرزمین می شود؟ چرا ایران مهم است؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاه زرتشت و کوروش به ایران
🎙گفتگو با دکتر #شروین_وکیلی
❓چرا این اصرار وجود دارد که ایران اولین تمدن است؟ کلید این ماجرا چیست؟ چه چیز باعث بقای این سرزمین می شود؟ چرا ایران مهم است؟
🔸این کلیپ برشی از گفتگوی سهقسمتیِ «اهمیتِ «گاهان» در ایرانشهر» (قسمت یکم، قسمت دوم، قسمت سوم) میباشد.
.
#ایران #آینه_تاریخ #فلسفیدن #گاهان#الهیات #خداشناسی #امر_قدسی #خدای_متشخص #اخلاق #گیاهخواری #حقوق_حیوانات #دینشناسی #زند #کوروش #کورش #زرتشت #زرتشتی #سوشیانت #آخرالزمان #منجی #امام_زمان #تورات #ذوالقرنین #مسیح #قباد #مزدک #مزدکیان #اهورامزدا #خرمدین #انوشیروان #هرمونوتیک #تفسیر #تفسیر_قرآن #ایرانشهری #فردوسی #شاهنامه #تاریخ #هگل #تاریخ_اروپا #ایرانشهر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘زندگیخواهی یا مرگخواهی؟ مسأله این است
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
🗄پست مرتبط
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📕حرامزادهها، ما هنوز زندهایم!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 ملتها و امتها را ایدهها میسازند. در قرآن و دین محمد، «تمنای مرگ» از ستودنیترین ویژگیهای مؤمن و یکی از مهمترین نشانههای صداقت اوست. این نقطهای بنیادین در قرآن است که در آنجا، درست در مقابل نقطۀ بنیادینِ گاهان میایستد.
🍂 ستودنیترین ویژگی «انسان راستمنش» در گاهان، زندگیخواهی و گرایشِ بِهمنشانۀ او به «آراستن گیتی» است. در گاهان، بهمثابه یکی از تجلیات جدی فرهنگ ایرانی، زندگی فرع نیست، بلکه اصل است و «مرگ و مرگخواهی» بختکی شوم است که سایۀ مهیب خود را بر جوامع میگسترد و گلوی زندگی را سخت میفشارد و زیستگاه انسان را به جایگاه خفقان تبدیل میکند.
🍂 جمشید در وجه سازندهاش که سرنمونِ بزرگترین ایدهآلهای فرهنگ ایران است، با همین تلاش برای آراستن گیتی تصویر میشود. فرهنگ ایران به شکست عمل انسان در راستای دستیابی به برترین آرمانهایش اقرار میکند، اما حتی یک قدم از آن آرمانها پا پس نمیکشد.
🍂 ایدهآلِ «انسان شادخوار» و «شادیآفرین»، برترین ایدهآل فرهنگ ایران است. صفحهبهصفحۀ #شاهنامه، گواهِ منشِ شادخوارانۀ بزرگترین و بلندپایهترین پهلوانان فرهنگ ایران است. این فلسفۀ «شادخواری»، از بنیاد با فلسفه «تضرع و سوگ» بیگانه و ضد آن است؛ این پهلوانان با پیشوایان و پاکان و پارسایان و زاهدانی که از سر «ترس و خشیت»، بسی سجادهها به اشک آمیختهاند، از یک تبار نیستند.
🍂 زندگی در بنیاد خود، زندگی یک «من» است و هر «من» چیزی جز «عمل» نیست. من نیز هیچ کجا، جدای از خواست و ارادۀ خود برای «بیشینهشدن» و «فراز رفتن از هر جهت» نیست. در برابر «مرگخواهی و نیستیخواهی» که رو به «فسردگی و فروبستگی» دارند، «زندگیخواهی»، با «فراگشایی و فراگستری و گشودگی بهروی تجربههای نوبهنو» تعریف میشود؛ از همین روست که در فرهنگ ایران، «مرگخواهی و فرعی ساختن زندگی»، اموری اهریمنی هستند.
🍂 این اهریمن است که پیوسته، میراندن زندگی را میسگالد [میاندیشد]، و در برابر اوست که هر انسان باید بیاموزد که بهرغم همۀ مخاطرات و درشتیها و سختیها و فراز-و-نشیبها، زندگی را دوست بدارد و در جستوجوی «شادی و شادخواری» باشد. خویشکاریِ انسانِ راستمنش و بِهمنش در فرهنگ ایران، با همین پرهیز از «مرگخواهی و مرگستایی» تعریف میشود؛ هیچ چیز بیش از فلسفه «تضرع»، از ایدۀ بنیادی فرهنگ ایرانی دور نیست.
🍂 ایدۀ «رامش»، ایدۀ بنیادین فرهنگ #ایران بود، اما «نقطۀ شکست» این ایده کجا بود؟ درست همانجا که «رسالت» زرتشت، آغاز شد. من تا مدتی دراز، بر سرِ اقرار به این نکته، با خودم کلنجار میرفتم، اما حقیقت همین است! «الهیات زرتشتی»، با تمام واقعیتهای هولبار منتج از آن، ریشه در «ایدۀ رسالت» داشت، و همین «الهیات»، آیندهای برای این «ایده» (ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران: رامش) تدارک دید که از بنیاد با آن بیگانه بود.
پینوشت: خودِ «ایده»، وجهی فرازمانی دارد که از باد و باران گزندی نمییابد؛ از همین رو، این ایدهایست که تا جاودان، ایرانی را به «خود و به زندگیاندیشی و زندگیدوستی» فرا-میخواند. برای حفظ «ایدۀ بنیادین فرهنگ ایران»، باید از زرتشت هم عبور کرد. باید دانست «ایدۀ رسالت»، دامگاهی است که ارجمندترین و شریفترین دستاوردهای فرهنگ بشری را بر باد دادهاست. به زبانی استعاری، «دشنۀ اهریمن» در «محراب رسالت» بر «پیکر زرتشت» فرود آمد؛ «رسالت زرتشت» را، «ایدۀ رسالت» بهزانو در آورد.
🗄پست مرتبط
📕روانکاویِ «دلهرۀ مرگ» در ساختارهای ایدئولوژیک
📕حرامزادهها، ما هنوز زندهایم!
.
#اسطورهشناسی #نقد_فرهنگ #نقد_اسلام #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خوانش مسکوب از اسطورهشناسی
@Naqdagin
🎧 خوانش مسکوب از #اسطورهشناسی
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقد #بهرام_بیضایی بر جریان غالب روشنفکری چپ #ایران
🍂 بهرام بیضایی در مقالهای که برای ارائه به کنفرانسی درباره شاهرخ مسکوب در دانشگاه استنفورد نوشته، با اشاره به #شاهنامه و جایگاهش در تاریخ معاصر ایران، یکی از تندترین نقدهایش را به روشنفکری چپ ایران بیان کرد. او در این نقد، سیری بر برخورد جریانهای فکری معاصر با شاهنامه میکند و در این نگاه انتقادی، به ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین هم اشاره میکند و #شاهرخ_مسکوب را متفاوت از آنها میداند.
.
#نقد_چپ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 #شاهنامه داستان ملتیست که..
🎙#بهرام_بیضایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#بهرام_بیضایی
ما بعد از #فردوسی به تمایلات مختلف دچار شدیم:
۱. دشنام به فردوسی برای جلب نظر و ستایش فاتحان نو
۲. تمایلات عرفانی (بدون اینکه ردشان کنم)، ملتی که طرحی جهانی داشت، چنان کوچک میکنه که به این میرسه که این دنیا جای زندگی نیست..سعادت در آخرت است و در دنیایی دیگر...قناعت...کوچک و کوچک شدن تا چهاردیواری...
بهرام بیضای زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷ – درگذشتهٔ ۵ دی ۱۴۰۴ نویسنده و کارگردانِ ایرانی بود که از کارهای دیگرش میشود تدوین و تهیهٔ فیلم، شاعری، مقالهنویسی، ترجمهٔ چند نمایشنامه، پژوهشِ تاریخی و ادبی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلمسازانِ صاحبِ سبک و معتبر و از نویسندگان و متفکّرانِ برجستهٔ نمایش و ادبیاتِ نوینِ فارسی بهشمار میرود. بعضی از نمایشنامههایش به زبانهای دیگری ترجمه و در آسیا و اروپا و آمریکا و استرالیا چاپ و اجرا شده است. ده فیلمِ بلند و چهار فیلمِ کوتاه و کمابیش هفتاد کتاب و چهارده نمایش بر صحنههای شهرهای مختلفِ ایران و گاه غیر از ایران از سالِ ۱۳۴۱ به بعد بخشِ عمدهٔ کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد
.
#ایران #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin