نقدآگین
@Naqdagin – انسان خدا نیست
!شریعتی و تریاک؟
@Naqdagin
🎧 شریعتی و تریاک؟!
— مقدستراشی و امامسازی ایرانیان
🔗 این اپیزود را میتوانید در کستباکس نقدآگین (اینجا) بشنوید.
🎙 گوینده: ر.محمدی
🍂 روشنفکران دینی، ظاهراً به اقتفای اسلام و تقدس موجود در آن، خواسته یا ناخواسته، به برساختن «قبیله و فرقهای مقدس» مشغولاند. در این راستا، دکتر #عبدالکریم_سروش به مشروب خوردن فردید اشاره میکند و فراموش میکند که کثیری از مسلمانان، مشروب میخورند یا مخدر مصرف میکنند.
🍂 همچنین وقتی پرویز ثابتی از مصرف تریاک توسط #علی_شریعتی سخن میگوید، گویا تابویی را شکسته و قداست قدیسی را مخدوش نمودهاست و حتی شبههاش قابل تأمل و بررسی نیست و مآلاً با حملهٔ شخصی و درشتگویی نسبت به مدعی، صورت مسئله پاک میشود.
🍂 به نظر میرسد که پیش فرض روشنفکران دینی، این است که مصرف مشروب الکلی و تریاک و یا ضعفهای اخلاقی-روانی و بشری، منحصر به روشنفکران سکولار یا عوام است و فقط در میان آنها میتوان مصادیقی مثل مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی یافت.
🍂 در قدم شصت و یکم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی متنی با این مضمون از #علیرضاموثق میپردازیم.
#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— مقدستراشی و امامسازی ایرانیان
🔗 این اپیزود را میتوانید در کستباکس نقدآگین (اینجا) بشنوید.
🎙 گوینده: ر.محمدی
🍂 روشنفکران دینی، ظاهراً به اقتفای اسلام و تقدس موجود در آن، خواسته یا ناخواسته، به برساختن «قبیله و فرقهای مقدس» مشغولاند. در این راستا، دکتر #عبدالکریم_سروش به مشروب خوردن فردید اشاره میکند و فراموش میکند که کثیری از مسلمانان، مشروب میخورند یا مخدر مصرف میکنند.
🍂 همچنین وقتی پرویز ثابتی از مصرف تریاک توسط #علی_شریعتی سخن میگوید، گویا تابویی را شکسته و قداست قدیسی را مخدوش نمودهاست و حتی شبههاش قابل تأمل و بررسی نیست و مآلاً با حملهٔ شخصی و درشتگویی نسبت به مدعی، صورت مسئله پاک میشود.
🍂 به نظر میرسد که پیش فرض روشنفکران دینی، این است که مصرف مشروب الکلی و تریاک و یا ضعفهای اخلاقی-روانی و بشری، منحصر به روشنفکران سکولار یا عوام است و فقط در میان آنها میتوان مصادیقی مثل مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی یافت.
🍂 در قدم شصت و یکم #پادکست_نقدآگین به بازخوانی متنی با این مضمون از #علیرضاموثق میپردازیم.
#نقد_فرهنگ #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘شجاعت یا فرافکنی داریوش شایگان؟ (۲)
— کی «گند زد»؟ «فرح پهلوی و شایگان» یا «چپها»؟
✍️#فرج_سرکوهی
طرح بحث
🍂 چندی روز پیش یادداشتی نوشتم در فیس بوک با عنوان «کی گند زد؟ فرح پهلوی و شایگان یا «چپ زدگی شدید» یا.. ». که بهویژه سلطنتطلبان را خشمگین کرد. نمیدانستند که «شهبانوی گرامی» آنها، سرمایهگذار گرایش «احیا، اشاعه و بازگشت به سنتهای اسلامی» و از زمینهسازان جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگی بودهاست.
🍂 در متنی مستقل در باره «گرایش بازگشت» خواهم نوشت. متن واکنشی بود به جملهای از آقای داریوش شایگان. آقای عمار ملکی نقدی بر نوشته من نوشت. متن دوم اقای ملکی به چپ و چپستیزی می پردازد و متن حاضر پاسخیست به این نوشته که بلندتر از ظرفیت فیس بوک از آب درآمد.
🍂 جملهی شایگان که نخست، در نشریات فرهنگی کاران امنیتی داخل در موج چپستیزی رایج منتشر و آب از لب و لوچه چپستیزان و سلطنت طلبان «سرازیر» کرد، به نقل از نوشته اقای ملکی این است «ما روشنفکران (دهه۴۰ و۵۰) پرت بودیم و تحلیل درستی ازجایگاه خود در جامعه و جامعه خود درجهان نداشتیم. یکی دیگر از آسیبهای جامعهی ما در آن هنگام، چپزدگی شدید بود. باید اعتراف کنم شرمندهام که نسل ما گند زد»
«چپ ظلمستیز» و «چپ غربستیز»
🍂 آقای ملکی عزیز!ً در پاسخ شما به نوشته من مشکلی متدیک (روش شناختی) هست که راه را بر بحث و نقد جدی میبندد. شما با ارائه تعریفهائی شخصی و اختصاصی و اگر ناراحت نشوید، مندرآوردی، از اصطلاحهای «چپ» و «چپزده» و «چپ ظلمستیز» و «چپ غربستیز»، مبنای بحث را بر تعریفهای شخصی و اختصاصی خود گذاشتهاید. تعریفهای شما چنان تنظیم شدهاند که نتیجهگیری دلخواه شما را اثبات کنند.
🍂 دستکم بر سابقه دانشگاهی خود میدانید که این شیوه اسکولاستیکی و مدرسی و قرون وسطائی با بحث جدی بیگانه است. این شیوه در جهان مجازی و برخی رسانههای فارسی زبان، بر ذهنهای سادهی پذیرندهی فرمول های ساده، موثر است، اما با سابقه آکادمیک شما و با روال بحث جدی در تضاد.
🍂 من هم میتوانم برای مثل، برای آب و سنگ دو تعریف اختصاصی و شخصی جعل کنم و بگویم آب در تعریف من جسم جامدیست که... و سنگ ماده سیالیست که... و نتیجه بگیرم که با زدن آب بر سر ادمها می توان آن ها را کشت و سنگ را میتوان نوشید و هر کس انتقاد کرد، بگویم که تعریف من از این دو کلمه چنین است و نتیجه با تعریفهای من همگن. اما که چه بشود؟
🍂 البته حقّ شماست که اصطلاحسازی کنید یا از هر واژهای، هر تعریفی که خواستید ارائه کنید. مشکل این جاست که با تعریفهای شخصی و اختصاصی و مندرآوردی، نمیتوان با دیگران گفت و گو و تبادل نظر کرد.
🍂 تعریفهای شما شاید بر ذهنهای سادهای تاثیر بگذارید که برای مثال از خود نمیپرسند، داریوش شایگان «دورهی بازگشت به سنتهای اسلامی و معتقد به کرامات مابعدالطبیعی» و جلال آل احمد «دورهی غرب زدگی» را چگونه میشود با کسی چون امیرپرویز پویان در یک مقوله جای داد؟ آن هم وقتی سه متن درخشان امیرپرویز پویان در نقد عمیق و رادیکال و جدی آل احمد و گرایش «احیا، اشاعه و بازگشت به هویت و سنت»های اسلامی در دهه چهل هنوز در دست است و میتوان آنها را خواند.
🍂 نمیپرسند که روشنفکرانی مدافع دستاوردهای فرهنگی و تمدنی مدرنیته چون پویان یا شاملو را چگونه میشود با دفتر فرح پهلوی، داریوش شایگان، احمد فردید، احسان نراقی، حسن نصر و... (درباریان هوادار بازگشت) و #علی_شریعتی و روح الله خمینی و آل احمد و...، (مخالفان حکومت اما معتقد به بازگشت)، با انگ «چپ غربستیز» یا «چپزده» در یک گونی چپاند؟
🍂 از خود نمیپرسند اگر همه چپها، جز اقلیتی کوچک، «غربستیز» و «مخالف دستاوردهای مدرنیته» بودند، پس آن همه آثار هنری و ادبی، که چپهای ایرانی بر بستر دستاوردهای مدرنیتهی بهاصطلاح غربی، خلق کردند و آن همه نهاد مدرن که برساختند، از کجا آمده است؟
🔻تیترهای بعدی نوشتار:
شیطان و خدا، چپ و ...
چه کسی در ایران فرهنگ ساز بود؟ چپ یا دیگران؟
نقد چپ و چپستیزی
چپ کیست و چیست؟
سوریه
مبارزه با سلطه سرمایهداری آمریکا
حاشیه داعش و القاعده
🌐 مطالعه ادامه متن ومتن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۶ واژه
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Faraj_Sarkohi
— کی «گند زد»؟ «فرح پهلوی و شایگان» یا «چپها»؟
✍️#فرج_سرکوهی
طرح بحث
🍂 چندی روز پیش یادداشتی نوشتم در فیس بوک با عنوان «کی گند زد؟ فرح پهلوی و شایگان یا «چپ زدگی شدید» یا.. ». که بهویژه سلطنتطلبان را خشمگین کرد. نمیدانستند که «شهبانوی گرامی» آنها، سرمایهگذار گرایش «احیا، اشاعه و بازگشت به سنتهای اسلامی» و از زمینهسازان جمهوری اسلامی در عرصه فرهنگی بودهاست.
🍂 در متنی مستقل در باره «گرایش بازگشت» خواهم نوشت. متن واکنشی بود به جملهای از آقای داریوش شایگان. آقای عمار ملکی نقدی بر نوشته من نوشت. متن دوم اقای ملکی به چپ و چپستیزی می پردازد و متن حاضر پاسخیست به این نوشته که بلندتر از ظرفیت فیس بوک از آب درآمد.
🍂 جملهی شایگان که نخست، در نشریات فرهنگی کاران امنیتی داخل در موج چپستیزی رایج منتشر و آب از لب و لوچه چپستیزان و سلطنت طلبان «سرازیر» کرد، به نقل از نوشته اقای ملکی این است «ما روشنفکران (دهه۴۰ و۵۰) پرت بودیم و تحلیل درستی ازجایگاه خود در جامعه و جامعه خود درجهان نداشتیم. یکی دیگر از آسیبهای جامعهی ما در آن هنگام، چپزدگی شدید بود. باید اعتراف کنم شرمندهام که نسل ما گند زد»
«چپ ظلمستیز» و «چپ غربستیز»
🍂 آقای ملکی عزیز!ً در پاسخ شما به نوشته من مشکلی متدیک (روش شناختی) هست که راه را بر بحث و نقد جدی میبندد. شما با ارائه تعریفهائی شخصی و اختصاصی و اگر ناراحت نشوید، مندرآوردی، از اصطلاحهای «چپ» و «چپزده» و «چپ ظلمستیز» و «چپ غربستیز»، مبنای بحث را بر تعریفهای شخصی و اختصاصی خود گذاشتهاید. تعریفهای شما چنان تنظیم شدهاند که نتیجهگیری دلخواه شما را اثبات کنند.
🍂 دستکم بر سابقه دانشگاهی خود میدانید که این شیوه اسکولاستیکی و مدرسی و قرون وسطائی با بحث جدی بیگانه است. این شیوه در جهان مجازی و برخی رسانههای فارسی زبان، بر ذهنهای سادهی پذیرندهی فرمول های ساده، موثر است، اما با سابقه آکادمیک شما و با روال بحث جدی در تضاد.
🍂 من هم میتوانم برای مثل، برای آب و سنگ دو تعریف اختصاصی و شخصی جعل کنم و بگویم آب در تعریف من جسم جامدیست که... و سنگ ماده سیالیست که... و نتیجه بگیرم که با زدن آب بر سر ادمها می توان آن ها را کشت و سنگ را میتوان نوشید و هر کس انتقاد کرد، بگویم که تعریف من از این دو کلمه چنین است و نتیجه با تعریفهای من همگن. اما که چه بشود؟
🍂 البته حقّ شماست که اصطلاحسازی کنید یا از هر واژهای، هر تعریفی که خواستید ارائه کنید. مشکل این جاست که با تعریفهای شخصی و اختصاصی و مندرآوردی، نمیتوان با دیگران گفت و گو و تبادل نظر کرد.
🍂 تعریفهای شما شاید بر ذهنهای سادهای تاثیر بگذارید که برای مثال از خود نمیپرسند، داریوش شایگان «دورهی بازگشت به سنتهای اسلامی و معتقد به کرامات مابعدالطبیعی» و جلال آل احمد «دورهی غرب زدگی» را چگونه میشود با کسی چون امیرپرویز پویان در یک مقوله جای داد؟ آن هم وقتی سه متن درخشان امیرپرویز پویان در نقد عمیق و رادیکال و جدی آل احمد و گرایش «احیا، اشاعه و بازگشت به هویت و سنت»های اسلامی در دهه چهل هنوز در دست است و میتوان آنها را خواند.
🍂 نمیپرسند که روشنفکرانی مدافع دستاوردهای فرهنگی و تمدنی مدرنیته چون پویان یا شاملو را چگونه میشود با دفتر فرح پهلوی، داریوش شایگان، احمد فردید، احسان نراقی، حسن نصر و... (درباریان هوادار بازگشت) و #علی_شریعتی و روح الله خمینی و آل احمد و...، (مخالفان حکومت اما معتقد به بازگشت)، با انگ «چپ غربستیز» یا «چپزده» در یک گونی چپاند؟
🍂 از خود نمیپرسند اگر همه چپها، جز اقلیتی کوچک، «غربستیز» و «مخالف دستاوردهای مدرنیته» بودند، پس آن همه آثار هنری و ادبی، که چپهای ایرانی بر بستر دستاوردهای مدرنیتهی بهاصطلاح غربی، خلق کردند و آن همه نهاد مدرن که برساختند، از کجا آمده است؟
🔻تیترهای بعدی نوشتار:
شیطان و خدا، چپ و ...
چه کسی در ایران فرهنگ ساز بود؟ چپ یا دیگران؟
نقد چپ و چپستیزی
چپ کیست و چیست؟
سوریه
مبارزه با سلطه سرمایهداری آمریکا
حاشیه داعش و القاعده
🌐 مطالعه ادامه متن ومتن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۸۲۶ واژه
#نقد_روشنفکران #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Faraj_Sarkohi
Telegraph
شجاعت یا فرافکنی داریوش شایگان؟ (۲)
— کی «گند زد»؟ «فرح پهلوی و شایگان» یا «چپها»؟ ✍️ فرج سرکوهی طرح بحث 🍂 چندی روز پیش یادداشتی نوشتم در فیس بوک با عنوان «کی گند زد؟ فرح پهلوی و شایگان یا «چپ زدگی شدید» یا.. ». که بهویژه سلطنتطلبان را خشمگین کرد. نمیدانستند که «شهبانوی گرامی» آنها، سرمایهگذار…
دکتر علی شریعتی و آوفهِبونگ
@Naqdagin
🎧دکتر #علی_شریعتی و آوفهِبونگ (مفهومی هگلی) +
— شریعتیستیزی از مسعود رجوی تا عباس میلانی؛ نقدهای وارد و ناوارد بر دکتر شریعتی
🎙#همنشین_بهار
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— شریعتیستیزی از مسعود رجوی تا عباس میلانی؛ نقدهای وارد و ناوارد بر دکتر شریعتی
🎙#همنشین_بهار
#فلسفیدن #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾@Naqdagin
شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
@Naqdagin
🎧 #علی_شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
🎙#بهرام_مشیری
#نقد_شیعه #علی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @bahrammoshri
🌾 @Naqdagin
🎙#بهرام_مشیری
#نقد_شیعه #علی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @bahrammoshri
🌾 @Naqdagin
📅 بیستم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 حدود دو هزار و پانصد سال پیش #در_چنین_روزی، به سال ۴۸۰ پیش از میلاد، یک رسته از سپاهیان ایرانی که برای فتح آتن در یونان پیشروی میکردند، در تنگهی ترموپولای (ترموپیل[1]) با مقاومت یونانیهایی روبرو شدند که به روایتی، رهبریشان را اسپارتیها بر عهده داشتند
🗓 یونانیها تا سه روز کوشیدند راه پیشروی ایرانیان را سد کنند، اما در بیستم امرداد، فرماندهی اسپارتیشان لئونیداس[2]، در جنگ کشته شد و باقی گریختند و ایرانیان چنانکه قرارشان بود، رفتند و آتن را گرفتند.
🗓 اروپاییان از قرن هجدهم به بعد، این درگیری کوچک و نافرجام نظامی را مهم دانسته و لئونیداس را همچون قهرمان مقاومت غربیان در برابر نفوذ شرقیان ستودهاند.
🗓 در تاریخ معاصرمان در این روز، چند رخداد به نسبت کماهمیت واقع شدهاست.
🗓 روز سهشنبه بیستم امرداد ۱۲۸۷ جمعیتی بزرگ از مشروطهخواهان تبریز همراه با یک گروه موزیک در مسجد صمصام گرد آمدند و با ستارخان و انجمن آزادیخواه حقیقت همقسم شدند و تصمیم گرفتند در برابر کودتای محمدعلیشاه و بسته شدن مجلس مقاومت کنند.
🗓 ده سال بعد در ۱۲۹۷، بين ميرزا كوچكخان و انگليسها يك موافقتنامه امضاء شد که بر مبنای آن، سپاهیان انگلیسی مجاز بودند از گیلان گذشته و به قفقاز دسترسی داشته باشند.
🗓 در همین روز به سال ۱۲۹۹، گاندی[3] سخنرانی مشهوری ایراد کرد و در آن اصول اخلاقی فعالیت سیاسیاش را بیان کرد که بر «ستایش رنج» استوار بود. بخشی از سخنرانی او چنین بود:
«رنجی که شعار عشیرهی بشر است،... شرط ضروری هستی است. زندگی از مرگ پدید میآید. برای آن که گندم بروید باید دانهی بذر نابود شود... هیچگاه کسی بدون عبور از میان آتش رنج بلند نشده است...هیچکس نمیتواند از این قاعده بگریزد... ترقی چیزی جز تزکیهی رنج با اجتناب از رنج دادن نیست. هرقدر رنج پاکتر باشد، ترقی والاتر است... ساتیاگراها همان رنج خودآگاه است... من به خود اجازه دادهام که قانون کهن فدا کردن خویش یعنی قانون رنج را به ملت هند عرضه کنم...»
🗓 در ۱۳۰۷ آبراههی پرهزینهای که شهرداری برای انتقال آب از رود کرج و طالقان به تهران کشیده بود گشایش یافت. در ۱۳۲۱ هم پس از سقوط دولت رضاشاهی و ورود متفقین به کشور، کمبود خواربار در ایران ظاهر شده بود که برای چاره کردنش ادارهی خواربار کشور تأسیس شد و ریاستش را امانالله اردلان بر عهده گرفت.
🗓 در چنین روزی در سال ۱۳۵۱، درگیری میان آیتالله میلانی و دکتر #علی_شریعتی بالا گرفت و به موجب فتوای او رفتن به حسینیهی ارشاد و خواندن کتابهای شریعتی حرام اعلام شد.
📅 مناسبتهای جهانی
- روز معاینه سالانه پزشکی: در این روز توصیه میشود برای بالا رفتن سطح ایمنی و بهداشت فردی به طور سالانه آزمایشهای لازم را انجام دهید. با این شعار که پیشگیری بهتر از درمان است.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
— رام: روزشمار ایرانی معنادار
🗓 حدود دو هزار و پانصد سال پیش #در_چنین_روزی، به سال ۴۸۰ پیش از میلاد، یک رسته از سپاهیان ایرانی که برای فتح آتن در یونان پیشروی میکردند، در تنگهی ترموپولای (ترموپیل[1]) با مقاومت یونانیهایی روبرو شدند که به روایتی، رهبریشان را اسپارتیها بر عهده داشتند
🗓 یونانیها تا سه روز کوشیدند راه پیشروی ایرانیان را سد کنند، اما در بیستم امرداد، فرماندهی اسپارتیشان لئونیداس[2]، در جنگ کشته شد و باقی گریختند و ایرانیان چنانکه قرارشان بود، رفتند و آتن را گرفتند.
🗓 اروپاییان از قرن هجدهم به بعد، این درگیری کوچک و نافرجام نظامی را مهم دانسته و لئونیداس را همچون قهرمان مقاومت غربیان در برابر نفوذ شرقیان ستودهاند.
🗓 در تاریخ معاصرمان در این روز، چند رخداد به نسبت کماهمیت واقع شدهاست.
🗓 روز سهشنبه بیستم امرداد ۱۲۸۷ جمعیتی بزرگ از مشروطهخواهان تبریز همراه با یک گروه موزیک در مسجد صمصام گرد آمدند و با ستارخان و انجمن آزادیخواه حقیقت همقسم شدند و تصمیم گرفتند در برابر کودتای محمدعلیشاه و بسته شدن مجلس مقاومت کنند.
🗓 ده سال بعد در ۱۲۹۷، بين ميرزا كوچكخان و انگليسها يك موافقتنامه امضاء شد که بر مبنای آن، سپاهیان انگلیسی مجاز بودند از گیلان گذشته و به قفقاز دسترسی داشته باشند.
🗓 در همین روز به سال ۱۲۹۹، گاندی[3] سخنرانی مشهوری ایراد کرد و در آن اصول اخلاقی فعالیت سیاسیاش را بیان کرد که بر «ستایش رنج» استوار بود. بخشی از سخنرانی او چنین بود:
«رنجی که شعار عشیرهی بشر است،... شرط ضروری هستی است. زندگی از مرگ پدید میآید. برای آن که گندم بروید باید دانهی بذر نابود شود... هیچگاه کسی بدون عبور از میان آتش رنج بلند نشده است...هیچکس نمیتواند از این قاعده بگریزد... ترقی چیزی جز تزکیهی رنج با اجتناب از رنج دادن نیست. هرقدر رنج پاکتر باشد، ترقی والاتر است... ساتیاگراها همان رنج خودآگاه است... من به خود اجازه دادهام که قانون کهن فدا کردن خویش یعنی قانون رنج را به ملت هند عرضه کنم...»
🗓 در ۱۳۰۷ آبراههی پرهزینهای که شهرداری برای انتقال آب از رود کرج و طالقان به تهران کشیده بود گشایش یافت. در ۱۳۲۱ هم پس از سقوط دولت رضاشاهی و ورود متفقین به کشور، کمبود خواربار در ایران ظاهر شده بود که برای چاره کردنش ادارهی خواربار کشور تأسیس شد و ریاستش را امانالله اردلان بر عهده گرفت.
🗓 در چنین روزی در سال ۱۳۵۱، درگیری میان آیتالله میلانی و دکتر #علی_شریعتی بالا گرفت و به موجب فتوای او رفتن به حسینیهی ارشاد و خواندن کتابهای شریعتی حرام اعلام شد.
📅 مناسبتهای جهانی
- روز معاینه سالانه پزشکی: در این روز توصیه میشود برای بالا رفتن سطح ایمنی و بهداشت فردی به طور سالانه آزمایشهای لازم را انجام دهید. با این شعار که پیشگیری بهتر از درمان است.
🌐 مطالعهٔ ادامه و «رام» کامل امروز
➖➖➖
🌾 @ReadAllAboutMemories
🌾 @Naqdagin
Telegraph
بیستم امرداد
— رام: روزشمار ایرانی معنادار حدود دو هزار و پانصد سال پیش #در_چنین_روزی، به سال ۴۸۰ پیش از میلاد، یک رسته از سپاهیان ایرانی که برای فتح آتن در یونان پیشروی میکردند، در تنگهی ترموپولای (ترموپیل[1]) با مقاومت یونانیهایی روبرو شدند که به روایتی، رهبریشان…
📗ولایت مطلقهٔ فقیه و حکومت تکحزبی
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 تئوری «امت و امامت» از #علی_شریعتی و نظریهٔ «ولایت مطلقهٔ فقیه» از روح الله خمینی وجوه شباهتشان، خصوصاً در خصومت با «دموکراسی و حقوق بشر و عدالت و آزادی» در حدی زیاد است که میتوان با کمی مسامحه، آن دو را نظریهای واحد نامید؛ به طوری که گویا یک روح در دو بدن هستند.
🍂 اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطهگر و دیگریستیز و قدرتطلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود. وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد بن عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حق خود میدیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد بن عبدالله به آنها به ارث رسیدهبود.
🍂 نهاد دین، نوعی قدرت در سپهر جامعه است و قدرت، میل به توسعه و تسخیرِ سایر منابع قدرت دارد. بیجهت نیست که سودای تولید «علوم تجربی اسلامی» مطرح میشود. نهاد دین، پس از تسخیر نهادِ «سیاست و حکومت» در ایران، حتی نهاد علم را نیز میخواهد اشغال کند و از فردای انقلاب ۵۷، سودای «اسلامی کردن دانشگاهها» مطرح شد.
🍂علی شریعتی و روح الله خمینی، هر دو ماهیتِ سیاسی و «قدرت معطوف به حکومت» در اسلام (به شکل عام) و در تشیع (به شکل خاص) را با برساختن یکسری مفاهیم مذهبی تئوریزه کردند و برای بسط اجتماعی و تحقق عینیاش نیز تلاش عملی نمودند. از طرف دیگر، بستر اجتماعی هم به واسطهٔ «مقولهٔ تقلید از مرجع دینی» و مذهبی بودن عموم مردم ایران در آن زمان، برای پذیرش ایدهٔ شریعتی و خمینی مناسب بود و در نهایت، علل دیگر از قبیل نارضایتی عمومی با مقصود شریعتی و خمینی قرین شد، و انقلاب ۵۷ شکل گرفت و پیروز گشت.
🍂 نکته اما این است که در انقلاب ۵۷، یک ایدهٔ «خردگرا و اخلاقی و لیبرال و دموکرات و آزادیخواه» پیروز نشد، بلکه ایدئولوژیِ شریعتی و خمینی، آشکارا «فاشیستی و توتالیتر و استبدادی و خردستیز و خرافهبنیان و ارتجاعی» و در تعارض با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی و فردیت» بود و البته این ویژگیها با فرهنگ عمومی در کانتکستِ مربوطه نیز به شدت سازگار بود، والا تحقق اجتماعی نمییافت. از این رو، با تشکیل حکومت اسلامی-آخوندی در قالب تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» یا همان «امت و امامت» که شریعتی بیان میکرد، به سرعت «حقوق بشر و آزادی» به محاق رفت و در هر دو ساحتِ «اجتماع و سیاست»، سرکوبِ «دیگریها» و «اقلیتها» آغاز شد.
🍂 در حوزهٔ اجتماعی، میتوان به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی و برپایی نماز در ادارات دولتی اشاره کرد و در حوزهٔ سیاست، میتوان سرکوبِ نهضت آزادی که مسلمانانی مسالمتجو بودند و حتی سرکوبِ محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری که مرجع تقلید بودند را یادآوری نمود. به عبارت دیگر، حتی به نهضت آزادی و شریعتمداری و منتظری که شیعه بودند رحم نشد، چه رسد به فرقههای دیگر اسلامی و یا به پیروان ادیان دیگر و لامذهبها.
🍂 روح توتالیتر و مستبدِ اسلام با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرالدموکراسی و گاندی. به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کردهبودند نیز در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
✍️#علیرضاموثق
🍂 تئوری «امت و امامت» از #علی_شریعتی و نظریهٔ «ولایت مطلقهٔ فقیه» از روح الله خمینی وجوه شباهتشان، خصوصاً در خصومت با «دموکراسی و حقوق بشر و عدالت و آزادی» در حدی زیاد است که میتوان با کمی مسامحه، آن دو را نظریهای واحد نامید؛ به طوری که گویا یک روح در دو بدن هستند.
🍂 اسلام از آغاز و ماهیتاً یک ایدئولوژی سیاسیِ توتالیتر بود که مفهوم «خداوند» را به استخدام ارادهٔ قدرت و حکومت و سلطه درآورد. در ادامه و در روند تاریخیِ بسطِ اسلام، هر فرقه و شعبه، در مفهومی طیفی، هرچه بیشتر اسلامی بود، بیشتر «مستبد و توتالیتر و سلطهگر و دیگریستیز و قدرتطلب» بود و لذا تعارضش با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی» بیشتر بود. وفق تاریخ اسلام، اختلاف بر سر «قدرت سیاسی و حکومت»، از لحظهٔ فوت محمد بن عبدالله آغاز شد و شیعیان با برساختن مفهوم «امامت و ولایت»، قدرت سیاسی و حکومت را حق خود میدیدند؛ حقی که در «غدیر خم» و از مجرای «ژن خوب الهی»، از جانب الله و توسط محمد بن عبدالله به آنها به ارث رسیدهبود.
🍂 نهاد دین، نوعی قدرت در سپهر جامعه است و قدرت، میل به توسعه و تسخیرِ سایر منابع قدرت دارد. بیجهت نیست که سودای تولید «علوم تجربی اسلامی» مطرح میشود. نهاد دین، پس از تسخیر نهادِ «سیاست و حکومت» در ایران، حتی نهاد علم را نیز میخواهد اشغال کند و از فردای انقلاب ۵۷، سودای «اسلامی کردن دانشگاهها» مطرح شد.
🍂علی شریعتی و روح الله خمینی، هر دو ماهیتِ سیاسی و «قدرت معطوف به حکومت» در اسلام (به شکل عام) و در تشیع (به شکل خاص) را با برساختن یکسری مفاهیم مذهبی تئوریزه کردند و برای بسط اجتماعی و تحقق عینیاش نیز تلاش عملی نمودند. از طرف دیگر، بستر اجتماعی هم به واسطهٔ «مقولهٔ تقلید از مرجع دینی» و مذهبی بودن عموم مردم ایران در آن زمان، برای پذیرش ایدهٔ شریعتی و خمینی مناسب بود و در نهایت، علل دیگر از قبیل نارضایتی عمومی با مقصود شریعتی و خمینی قرین شد، و انقلاب ۵۷ شکل گرفت و پیروز گشت.
🍂 نکته اما این است که در انقلاب ۵۷، یک ایدهٔ «خردگرا و اخلاقی و لیبرال و دموکرات و آزادیخواه» پیروز نشد، بلکه ایدئولوژیِ شریعتی و خمینی، آشکارا «فاشیستی و توتالیتر و استبدادی و خردستیز و خرافهبنیان و ارتجاعی» و در تعارض با «عقلانیت و عدالت و اخلاق و آزادی و فردیت» بود و البته این ویژگیها با فرهنگ عمومی در کانتکستِ مربوطه نیز به شدت سازگار بود، والا تحقق اجتماعی نمییافت. از این رو، با تشکیل حکومت اسلامی-آخوندی در قالب تئوری «ولایت مطلقهٔ فقیه» یا همان «امت و امامت» که شریعتی بیان میکرد، به سرعت «حقوق بشر و آزادی» به محاق رفت و در هر دو ساحتِ «اجتماع و سیاست»، سرکوبِ «دیگریها» و «اقلیتها» آغاز شد.
🍂 در حوزهٔ اجتماعی، میتوان به حجاب اجباری و تفکیک جنسیتی و برپایی نماز در ادارات دولتی اشاره کرد و در حوزهٔ سیاست، میتوان سرکوبِ نهضت آزادی که مسلمانانی مسالمتجو بودند و حتی سرکوبِ محمدکاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری که مرجع تقلید بودند را یادآوری نمود. به عبارت دیگر، حتی به نهضت آزادی و شریعتمداری و منتظری که شیعه بودند رحم نشد، چه رسد به فرقههای دیگر اسلامی و یا به پیروان ادیان دیگر و لامذهبها.
🍂 روح توتالیتر و مستبدِ اسلام با فاشیسم و هیتلر سازگار است و نه با لیبرالدموکراسی و گاندی. به همین جهت، مسلمانانی که به شکل «کلاژگون و صوری و نااصیل»، بین اسلام با آزادی و عدالت، کمی سازگاری ایجاد کردهبودند نیز در هجومِ طوفانِ اسلامِ راستین، منکوب و دفن شدند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
خودت را بشناس
@Naqdagin
🎧 خودت را بشناس
— با نگاهی به فیلم «هامون» و «گاوِ» #داریوش_مهرجویی
🎙#مهدی_خلجی
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فیلم #احمد_فردید #علی_شریعتی #بیژن_عبدالکریمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— با نگاهی به فیلم «هامون» و «گاوِ» #داریوش_مهرجویی
🎙#مهدی_خلجی
#نقد_روشنفکران #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فیلم #احمد_فردید #علی_شریعتی #بیژن_عبدالکریمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
ریشههای انقلاب ۵۷
@Naqdagin
🎧 بررسی ریشههای انقلاب ۵۷
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— جلسۀ سوم - نقدهایی بر #علی_شریعتی
🎙گفتگوی #مهدی_نصیری و #بابک_مینا
#آینه_تاریخ #نقد_روشنفکران #نقد_چپ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عزاداری محرم (۱/۲)
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 صفویه ناگهان نهضت تشیعی را که همیشه در زیرزمینها مبارزه میکرد، روی کار می آورد، میآورد روی بالکن، در صحنه باز جامعه. اما اقلیت شیعه ایرانی چون که هرگز در طول تاریخ نتوانسته یک جامعه مستقل بسازد، جز در دوره کوتاه حکومت آل بویه و حکومتهایی محلی موقتی چون سربداریه، هیچگاه آزاد نبوده و امکان تظاهرات اجتماعی نداشته و در تقیه بسر می برده، هنوز شعارهای اجتماعی ندارد، هنوز مراسم عملی ندارد، هنوز نمیداند که چگونه و در چه فرمهای جمعی و نمایشهای عمومی تجلی کند، سمبل و علائم و مراسم اجتماعی ندارد؛ باید کاری کند. این کار بسیار ساده انجام شد یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد، و شخصیتی بهاسم "وزیر امور روضهخوانی" ماموریت یافت تا دراین زمینه دست به کار شود. این وزیر امور روضهخوانی اولین تحفههای غرب را در قرن ۱۶ و ۱۷ به ایران سوغات آورد!
🍂 وزیر امور روضهخوانی و تعزیهداری رفت به اروپای شرقی که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکورهای ویژۀ محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند؛ بطوریکه ناگهان در ایران، سمبلها و مراسم و مظاهر کاملا تازهای که هرگز، نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام، و نه در مذهب شیعه، بوجود آمد.
🍂 مراسمی از نوع تعزیهگردانی، شبیهسازی، نعش و علم و کتل و عماری و پردهداری و شمایلکشی و معرکهگیری و قفلبندی و زنجیرزنی و تیغزنی و موزیک و سنجزنی و تعزیهخوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبتخوانی" و "نوحهسرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هرکس با آن آشنا است، بهسادگی تشخیص میدهد که تقلید است.
🍂 اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها و سرداران آنها است، و نیز شرح حال حواریون و تراژدی مریم و بیان فضائل و کرامات و رنجها و مظلومیتهای او، و از همه مهمتر، احیای خاطره خونین عیسی مسیح و شکنجهها و ظلمها و سختیهایی که از قوم خود (یهودیها) و از ظلمه (روم های بیرحم) تحمل کردهاست، تحت عنوان"مصائب" که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش و بیان آن، بهوسیله صفویه تقلید و اقتباس شدهاست و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و حضرت فاطمه زهرا و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفتهاست.
🍂 قفلزنی و سینهزنی و زنجیرزنی و تیغزنی حتی هم اکنون، به همین شکل در " لورد"، سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی، این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی، نهتنها آن را تایید نکردهاند که جداً مخالفند و این نمایشها را برخلاف موازین علمی شرع میدانند، ولی همواره و همه ساله، در این دو سه قرن انجام میشده و این در عین حال که شگفتانگیز است، روشنکننده این است که این مراسم «ابتکار سیاست» بودهاست، نه روحانیت واقعی، و نشان میدهد که این تظاهرات پرشور و سازمانیافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام میشود، مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن، ناچار "تقیه " میکردهاند و از مخالفت علنی و جدی خودداری مینمودهاند و این روشن میکند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بودهاست که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کردهاست و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی، آنها را تایید نمیکند، ولی بنام اینکه: «این، کار عشق است، کار شرع نیست»، خود را از قید فتوای عالم رها میکردهاند.
🍂 موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی میکنند، در «شبیه و تعزیه و نعش»، تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه " و" میراکل " و «نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود» و دیگر قضایا است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 صفویه ناگهان نهضت تشیعی را که همیشه در زیرزمینها مبارزه میکرد، روی کار می آورد، میآورد روی بالکن، در صحنه باز جامعه. اما اقلیت شیعه ایرانی چون که هرگز در طول تاریخ نتوانسته یک جامعه مستقل بسازد، جز در دوره کوتاه حکومت آل بویه و حکومتهایی محلی موقتی چون سربداریه، هیچگاه آزاد نبوده و امکان تظاهرات اجتماعی نداشته و در تقیه بسر می برده، هنوز شعارهای اجتماعی ندارد، هنوز مراسم عملی ندارد، هنوز نمیداند که چگونه و در چه فرمهای جمعی و نمایشهای عمومی تجلی کند، سمبل و علائم و مراسم اجتماعی ندارد؛ باید کاری کند. این کار بسیار ساده انجام شد یک مقام رسمی وزارتی به وجود آمد، و شخصیتی بهاسم "وزیر امور روضهخوانی" ماموریت یافت تا دراین زمینه دست به کار شود. این وزیر امور روضهخوانی اولین تحفههای غرب را در قرن ۱۶ و ۱۷ به ایران سوغات آورد!
🍂 وزیر امور روضهخوانی و تعزیهداری رفت به اروپای شرقی که در آن هنگام صفویه روابط بسیار نزدیک و مرموز ویژه ای با آن ها داشتند) و درباره مراسم دینی و تشریفاتی مذهبی آن جا تحقیق کرد، مطالعه کرد و بسیاری از آن سنت ها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت، و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعائر و ابزار ها و وسایل خاص این مراسم و دکورهای ویژۀ محافل دینی و کلیسا را اقتباس کرد و همه را به ایران آورد و در اینجا به کمک روحانیون وابسته به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق دادند و به آن قالبهای مسیحی اروپایی، محتوای شیعی ایرانی بخشیدند؛ بطوریکه ناگهان در ایران، سمبلها و مراسم و مظاهر کاملا تازهای که هرگز، نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام، و نه در مذهب شیعه، بوجود آمد.
🍂 مراسمی از نوع تعزیهگردانی، شبیهسازی، نعش و علم و کتل و عماری و پردهداری و شمایلکشی و معرکهگیری و قفلبندی و زنجیرزنی و تیغزنی و موزیک و سنجزنی و تعزیهخوانی و فرم خاص و جدید و تشریفاتی "مصیبتخوانی" و "نوحهسرائی جمعی" ... که همه شکلش اقتباس از مسیحیت است و هرکس با آن آشنا است، بهسادگی تشخیص میدهد که تقلید است.
🍂 اساس مراسم عزاداری مسیحیان بر نمایش زندگی شهدای نخستین نهضت مسیحیت و نشان دادن مظلومیت و شهادت آنان در دوران حکومت شرک و کفر و امپراطوری وحشی سزارها و سرداران آنها است، و نیز شرح حال حواریون و تراژدی مریم و بیان فضائل و کرامات و رنجها و مظلومیتهای او، و از همه مهمتر، احیای خاطره خونین عیسی مسیح و شکنجهها و ظلمها و سختیهایی که از قوم خود (یهودیها) و از ظلمه (روم های بیرحم) تحمل کردهاست، تحت عنوان"مصائب" که مراسم و اشکال برگزاری و نمایش و بیان آن، بهوسیله صفویه تقلید و اقتباس شدهاست و در خدمت تاریخ خاص شیعه و بیان مصائب اهل بیت و حضرت فاطمه زهرا و بالاخص شهادت امام حسین و خاندان و اصحاب بزرگوارش قرار گرفتهاست.
🍂 قفلزنی و سینهزنی و زنجیرزنی و تیغزنی حتی هم اکنون، به همین شکل در " لورد"، سالیانه در سالروز شهادت مسیح برگزارمی شود و این است که با اینکه از نظر اسلامی، این اعمال محکوم است و علمای حقیقی اسلامی، نهتنها آن را تایید نکردهاند که جداً مخالفند و این نمایشها را برخلاف موازین علمی شرع میدانند، ولی همواره و همه ساله، در این دو سه قرن انجام میشده و این در عین حال که شگفتانگیز است، روشنکننده این است که این مراسم «ابتکار سیاست» بودهاست، نه روحانیت واقعی، و نشان میدهد که این تظاهرات پرشور و سازمانیافته و بسیار نیرومند، با اینکه صد در صد مذهبی و شیعی است و به نام امام و خاندان پیغمبر و ولایت علی و عشق مذهبی انجام میشود، مورد تایید علمای شیعی نیست و حتی علما غالباً در برابر آن، ناچار "تقیه " میکردهاند و از مخالفت علنی و جدی خودداری مینمودهاند و این روشن میکند که مصالح سیاسی و قدرت حکومت بودهاست که این مراسم و اعمال و شعائر را بر علما تحمیل کردهاست و گردانندگان آن نیز خود به این امر بیش و کم واقفند که عالم و فقیه واقعی شیعی، آنها را تایید نمیکند، ولی بنام اینکه: «این، کار عشق است، کار شرع نیست»، خود را از قید فتوای عالم رها میکردهاند.
🍂 موسیقی که علما آن همه با کراهت و حرمت تلقی میکنند، در «شبیه و تعزیه و نعش»، تقلید کورکورانه از مراسم" میسترهای هفتگانه " و" میراکل " و «نمایش نعش عیسی بر صلیب و فرود آوردن و دفن و صعود» و دیگر قضایا است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘عزاداری محرم (۲/۲)
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 نوحههای دستهجمعی درست یادآور" کر "های کلیسا است و پردههای سیاه که بهشکل خاصی بر سر در تکیهها و پایهها و کتیبهها آویخته میشود و غالبا اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده، بیکموکاست از پردههای کلیسا در مراسم تقلید شده، و شمایلگردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده میشود، پرترهسازیهای مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشیها همان است؛ در حالیکه صورتسازی در مذهب ما مکروه است؛ حتی نوری که به صورت یک هالۀ گرد سر ائمه و اهل بیت دیده میشود، درست تقلیدیست و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شدهاست.
🍂 این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبتخوانی و شبیهسازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحیها جلوی دستهها میبرند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند، آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلوی دستهها راه میبرند و همه میبینند که شاخصه نمایان هر دستۀ سینهزنی، همین صلیب یعنی جریده (عَلم) است. در عین حال، در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا میسازند و حمل میکنند، نمیدانند برای چه چنین میکنند؟
🍂 اما، با اینکه این «جریده» در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمیکند، همۀ شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریدهاش وابسته است؛ دعواها سر جریده است؛ ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازۀ ایمان و شور دینی یک دسته، به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریدهاش بستگی دارد؛ جریده نهتنها از نظر شکل همان «صلیب» است، بلکه از نظر لفظ هم همان «صلیب» است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده، چون کلمۀ "جریده" نه در فارسی و نه در عربی، با این شکل هیچ مفهومی ندارد.
🍂 دکورها و پوششها و پردههایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه میبینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشدهبود، ساختمانهای خاص این امور بنا شد بنام "تکیه".
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بدعت در دین و تقلید صفویه از مشرکان مسیحی
✍🏻 دکتر #علی_شریعتی
🍂 نوحههای دستهجمعی درست یادآور" کر "های کلیسا است و پردههای سیاه که بهشکل خاصی بر سر در تکیهها و پایهها و کتیبهها آویخته میشود و غالبا اشعار جودی و محتشم و غیره بر آن نقش شده، بیکموکاست از پردههای کلیسا در مراسم تقلید شده، و شمایلگردانی و نقش صورت ائمه و دشمنان و حوادث کربلا و غیره که در میان مردم نمایش داده میشود، پرترهسازیهای مسیحی است؛ حتی اسلوب نقاشیها همان است؛ در حالیکه صورتسازی در مذهب ما مکروه است؛ حتی نوری که به صورت یک هالۀ گرد سر ائمه و اهل بیت دیده میشود، درست تقلیدیست و شاید با فره ایزدی و فروع یزدانی در ایران باستان توجیه شدهاست.
🍂 این مراسم و تشریفات رسمی و مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبتخوانی و شبیهسازی مسیحیت اروپایی است، و حتی گاه بقدری ناشیانه این تقلید را کرده اند که شکل صلیب را هم که در مراسم مذهبی مسیحیها جلوی دستهها میبرند، صفویه بدون اینکه کمترین تغییری در آن بدهند، آوردند به ایران و همین الان هم بدون توجه به شکل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت، جلوی دستهها راه میبرند و همه میبینند که شاخصه نمایان هر دستۀ سینهزنی، همین صلیب یعنی جریده (عَلم) است. در عین حال، در نظر هیچکس معلوم نیست برای چیست؟ و هیچکس از آنهایی هم که آنرا میسازند و حمل میکنند، نمیدانند برای چه چنین میکنند؟
🍂 اما، با اینکه این «جریده» در میان ما هیچ مفهومی ندارد و کاری نمیکند، همۀ شخصیت و عظمت و افتخار یک دسته به همان جریدهاش وابسته است؛ دعواها سر جریده است؛ ارزش و اعتبار و شکوه و فداکاری، اندازۀ ایمان و شور دینی یک دسته، به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی جریدهاش بستگی دارد؛ جریده نهتنها از نظر شکل همان «صلیب» است، بلکه از نظر لفظ هم همان «صلیب» است که همراه مسمی از اروپای شرقی و از زبان لاتین به فارسی آمده، چون کلمۀ "جریده" نه در فارسی و نه در عربی، با این شکل هیچ مفهومی ندارد.
🍂 دکورها و پوششها و پردههایی که در اروپای شرقی و ایتالیا و غالب کلیساهای کاتولیک وجود دارد و همه میبینند، با همان شکل به ایران آمد، و چون مسجد امکان پذیرش این مراسم و این تزئینات جدید را نداشت و برای چنین کارهایی ساخته نشدهبود، ساختمانهای خاص این امور بنا شد بنام "تکیه".
#نقد_شیعه #نقد_ادیان #آینه_تاریخ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
اهمیت بستر فرهنگی
@Naqdagin
🎧اهمیت بستر فرهنگی (۷)
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙گفتوگوی #شاهین_نژاد با #شهرام_آرین
🔸تفسیرِ ایرانی-شیعی از واقعۀ کربلا، نوعی تلاش برای ارتقاء حسین به یک فیلسوف و شوالیۀ زرتشتی بودهاست، اما در نهایت، چون زهر اسلام آنقدر غلیظ بوده، پروژۀ تشیع نیز شکست خورد
🔸تعارضِ آشکارِ تصور ایرانیان از دین و واقعیت اسلام
.
#نقد_فرهنگ #زیستروان #نقد_ادیان#ادیان #ادیان_ابراهیمی #ادیان_سامی #اسلام #نقد_اسلام #مطالعات_اسلام #جهان_اسلام #مسیحیت #قرون_وسطی #سامانیان #سلجوقی #آل_بویه #شرک #الله #زرتشتی #دینشناسی #ایمان #ساسانیان #قادسیه #رضا_شاه #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #علی_شریعتی #خمینی #امام_خمینی #آل_احمد #احمد_فردید #کمونیسم #امت #امامت #شیعه #مرتضی_مطهری #توسعه #روانکاوی #روانشناسی #گاتها #عقلانیت #خرد #اهورامزدا #اوستا #دین_شناسی #تاریخ_ادیان #سکولاریسم #ترکیه #توتالیتر #توحید #سپنتا #امشاسپندان #شریعت #تحجر #تفکر_انتقادی #جهاد_اکبر #پیشرفت #ایرانشهر #انقلاب_اسلامی #ایرانشناسی #پیشرفت #توسعه_فردی #معنای_زندگی #اسطورهشناسی #اساطیر #اسطوره #اخلاق #کارما #حسین #امام_حسین #آرش_کمانگیر #کربلا #اهریمن #مطالعات_فرهنگی #فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ سینما رکس
@Naqdagin
🎧دربارۀ فاجعۀ «سینما رکس آبادان»
🎙دکنر #محسن_بنائی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکنر #محسن_بنائی
.
#در_چنین_روزی #آینه_تاریخ #حکومت_اسلامی #آخوندیسم #نقد_چپ #چپ_ایرانی#تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #سینما_رکس #سینما #دادگاه #دادگاه_انقلاب #تروریست #تروریسم #ساواک #دروغ #پروپاگاندا #انقلاب_اسلامی #بنیادگرایی #روحالله_خمینی #احمد_خمینی #نواب_صفوی #مسعود_کیمیایی #آبادان #مارکسیست #مارکس #لنین #انقلاب_مشروطه #مشروطه #مشروطهخواه #شریعتی #علی_شریعتی #خلیل_ملکی #صمد_بهرنگی #فرخی_یزدی #مجاهدین_خلق #فداییان_خلق #احمد_شاملو #فیلم_فارسی #حق_رای #مطالعات_زنان #جبهه_ملی #زنان #شاپور_بختیار #محمد_مصدق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 شریعتی یا کسروی؟ (+)
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 نکات ارزشمندی در کلیپ بیان میشود، منتها در یک مورد، از «آزادی سیاسی» در دوران پهلوی میگوید که سخنی مهمل مشابهِ سخنان خود شریعتی دربارۀ فاطمه و علی است، بنا به مُدِ این زمانه برای ساختِ یک دورانِ طلایی خیالی و بینقصِ نو.
.
#نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #نقد_شیعه #آخوندیسم#احمد_کسروی #علی_شریعتی #شاهنامه #فردوسی #ایران_باستان #جندیشاپور #دکتر_شریعتی #ساسانیان #اسلام #فداییان_اسلام #ساواک #احسان_نراقی #عباس_میلانی #حزب_توده #مجاهدین_خلق #فاطمه_زهرا #عبدالکریم_سروش #شیعهگری #زینب_کبری #مشروطه #نواب_صفوی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 لزومِ نقدِ بیگذشت به گذشتۀ خود
🎙دکتر #محسن_بنائی و #مرجان_گرکانی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی و #مرجان_گرکانی
.
#تجربه_زیسته #آینه_تاریخ#انقلاب_اسلامی #اسلام #نقد_اسلام #حجاب #ترک_اسلام #حجاب_اجباری #نماز #شریعت #غرب #غربستیزی #معرفی_کتاب #کتاب_ممنوعه #علی_شریعتی #هویت #بحران_هویت #اسرائیل #فلسطین #زوج_موفق #خودانتقادی #اعتراف #بازنگری #بازاندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
لزوم نقد بیگذشت به گذشتۀ خود
@Naqdagin
🎧لزومِ نقدِ بیگذشت به گذشتۀ خود
🎙دکتر #محسن_بنائی و #مرجان_گرکانی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🎙دکتر #محسن_بنائی و #مرجان_گرکانی
.
#تجربه_زیسته #آینه_تاریخ#انقلاب_اسلامی #اسلام #نقد_اسلام #حجاب #ترک_اسلام #حجاب_اجباری #نماز #شریعت #غرب #غربستیزی #معرفی_کتاب #کتاب_ممنوعه #علی_شریعتی #هویت #بحران_هویت #اسرائیل #فلسطین #زوج_موفق #خودانتقادی #اعتراف #بازنگری #بازاندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘میانمایگی؛ دام روشنفکری
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
.
#نقد_روشنفکران #اسطورهشناسیمیانمایگی #رستم #سهراب #شاهنامه #یونان #تراژدی #علی_شریعتی #موسی_غنینژاد #آل_احمد #مهران_مدیری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
میانمایگی؛ دام روشنفکری
ناهید زمانیان قهرمانان تا اینجا دیدیم که تکیهگاه اسطورهای غرب در بحث میانمایگی کجاست و این موضوع تا چه میزان حساس و قابل تامل در نظر گرفته میشود. همین تکیهگاه است که باعث میشود در تراژدیها نیز قهرمان از میانمایگی دوری کنند و اگر چنین اتفاقی بیفتد باید…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاه اسطورهای به زن (۳) (+)
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— اسطورۀ زن
🎙#داروین_صبوری (جامعهشناس)
🔸زنان در پهلوی دوم احساس میکردند آنچه به آن رسیدهاند، بهسادگی بوده و و امری طبیعی، و هرکسی بود، چنین میشد
❓چه فضایی در دهۀ ۵۰ بر سپهر سیاسی و اندیشۀ کشور حاکم بود؟ چپها و اسلامگرا ها در دهۀ ۵۰ چه نگاهی به زن داشتند؟
❓امثالِ هما ناطق چه نقشی در شکلگیری دیدگاهِ زنان داشتند؟ ملیگرایان و مذهبیون چه نگاهی به زن داشتند؟ چرا به یکباره جامعۀ ایران به تمام نمادهای زنانگی حمله کرد و آنها را شیطانی دانست؟
🔸دربارۀ گوگوش و نقشی که ایفا میکرد و داریوش و نقشِ حزب توده در شکلدهیِ ذهنیتِ هنرمندان
🔸آنچه علی شریعتی و آل احمد بعنوان الگو برای زنان ساختند
.
#زنان #آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_فرهنگ #جامعهشناسی#پهلوی #انقلاب_اسلامی #گوگوش #داریوش #حزب_توده #زنستیزی #فرح_دیبا #علی_شریعتی #آل_احمد #دکتر_شریعتی #محمدرضا_پهلوی #محمدرشاه_شاه #رضا_شاه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 علی شریعتی، آخوندِ روشنفکر (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
.
#نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #نقد_چپ #حکومت_اسلامی #آینه_تاریخ #علی_شریعتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🍂 تصویر متعلق به الویس برونر افسر ارشد عضو اساس و همکار آدولف آیشمن در ستاد فرماندهی هولوکاست در جنگ جهانی دوم است که بعد از جنگ دوم، به سوریه گریخت و طراح سیستم مخوف بازجویی و شکنجه در سازمان امنیت حکومت، بعثی حافظ اسد و اسلافش، شد.
🍂 برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی، سرانجام موساد در سال ۱۹۸۰، یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
🍂 مقایسۀ حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث، آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق، تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث، رسالت سیاسی پیروانش را متحد-کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بیامان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعادۀ عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
🔺اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد.
🍂 ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم. میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی، به «دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده» اعتقاد داشت و «دمکراسی لیبرال» را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است! عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش، عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود، اما با مارکسیسم مرزبندی داشت. عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها «جنبۀ معنوی و روحانی انسان» را فراموش کردهاند.
🍂 از دل این اندیشهها، مخوفترین سیستم حکومتی غیرکمونیست در جهان سوم متولد شد. بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، بیش از ۵۰ - ۶۰ هزار نفر در نزاع وحشتناکِ بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند!
🍂 تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا بعنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها، به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بیمنتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود. خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود.
🍂 بعتیها با خشونت رابطهای شورمند و زیباییشناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهامبخششان و هم فرهنگ سیاسی کهنشان، در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسان، نگاهی همچون تکههای چوب داشتهباشند و هیچ دغدغهای دربارۀ وحشیانهترین شکل متصور از جنایات بیهوده و بیدلیل به خود راه ندهند.
✍🏻#طوس_طهماسبی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 برونر و چند همکار دیگر آلمانیاش که اعضای سابق گشتاپو بودند، سالها در سیستم امنیتی حافظ اسد نقش کلیدی ایفا کردند. پس از یک تلاش ناموفق در دهه شصت میلادی، سرانجام موساد در سال ۱۹۸۰، یک بمب نامهای برای برونر فرستاد که یک چشم و سه انگشتش را گرفت.
🍂 مقایسۀ حکومت خاندان اسد در سوریه با دیکتاتوریهای معمولی غیر ایدئولوژیک و متحد غرب در جهان سوم، وقاحت یا بلاهت محض است. ایدئولوژی بعث، آمیزش شومی از نازیسم و استالینیسم است. میشل عفلق، تئوریسین ارشد ایدئولوژی بعث، رسالت سیاسی پیروانش را متحد-کردن تمام اعراب در یک واحد سیاسی و مبارزه بیامان با امپریالیسم غرب میدانست. او اعراب را امت واحدی میدانست که رسالتی جاودانه دارند: اعادۀ عظمت گذشته و به خاک مالیدن پشت امپریالیسم غرب در خاورمیانه.
🔺اینها بندهای مهم اساسنامه حزب بودند که در سال چهل و هفت میلادی در جلسهای در قهوهخانه الرشید دمشق تصویب شد و برای دهها سال خاورمیانه را در امواج مخوف قتلعام و شکنجه غرق کرد.
🍂 ایدئولوژی بعث سه ضلع داشت: وحدت اعراب، آزادی از یوغ امپریالیسم غرب و سوسیالیسم. میشل عفلق دقیقا همچون علی شریعتی، به «دیکتاتوری ارشادگر و هدایت کننده» اعتقاد داشت و «دمکراسی لیبرال» را یک فریب غربی زیانبخش تلقی میکرد. شباهت بسیاری از اندیشههای عفلق با علی شریعتی حیرتانگیز است! عفلق هم همچون شریعتی و نظایرش، عمیقا به سوسیالیسم معتقد بود، اما با مارکسیسم مرزبندی داشت. عفلق سکولار معتقد بود که مارکس و مارکسیستها «جنبۀ معنوی و روحانی انسان» را فراموش کردهاند.
🍂 از دل این اندیشهها، مخوفترین سیستم حکومتی غیرکمونیست در جهان سوم متولد شد. بعثیها علیرغم ستیز با غرب و نزدیکی به شوروی، نقشی همانند نازیها را در برابر کمونیستهای خاورمیانه ایفا کردند. در سالهای دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی، بیش از ۵۰ - ۶۰ هزار نفر در نزاع وحشتناکِ بعثیها و کمونیستها در عراق و سوریه سلاخی شدند!
🍂 تصادفی نیست که امروز زندان صیدنایا بعنوان مخوفترین مکان جهان و آشویتس خاورمیانه شناخته شدهاست. خشونت بعثیها، به هیچ وجه همچون یک دیکتاتوری معمولی، واکنشی و صرفا در جهت بقا در قدرت نبود. خشونت بیمنتهای آنان، ترکیب وحشتناکی از خشنترین نسخههای بدویت کهن و خون آشام در بابل و امپراتوری عربی و الگوهای توتالیتر نازیستی و استالینی بود. خشونت همچون عضوی از بدن یا دستگاه تنفسیشان بود.
🍂 بعتیها با خشونت رابطهای شورمند و زیباییشناسانه داشتند. هم ایدئولوژیهای جدید الهامبخششان و هم فرهنگ سیاسی کهنشان، در ترکیبی شوم و غریب به آنها اجازه میداد که به انسان، نگاهی همچون تکههای چوب داشتهباشند و هیچ دغدغهای دربارۀ وحشیانهترین شکل متصور از جنایات بیهوده و بیدلیل به خود راه ندهند.
✍🏻#طوس_طهماسبی
🗄پست مرتبط
📕نقبی به الهیات شکنجه!
📕شرارتی بهنام نظام شکنجه و زندان و رژیمهای تمامیتخواه
📕از سلولهای زیرزمینی صیدنایا چه خبر
📺 وقتی بشار اسد تصاویر زندان صیدنایا را تکذیب میکرد
📺 روانکاوی و «سقوط بشار اسد»
.
#آینه_تاریخ #نقد_چپ #چپ_ایرانی #نقد_روشنفکران#نازیسم #حزب_نازی #علی_شریعتی #دکتر_شریعتی #سوریه #خاورمیانه #بشار_اسد #حکومت_اسلامی #غربستیز #غربستیزی #کمونیسم #شکنجه #حزب_بعث #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 علی شریعتی و توضیحات در دیدار حوری بهشتی (+)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻بهرام مشیری
📺 روشنگری بهرام مشیری
📻 «دزدانِ مدینه» از زبان فردوسی
📻 علی شریعتی و نگاه دینخویانه به علی
📺 نمونههایی از مهملات کتبِ دینی
📺 شیعیان و ظهور امام زمان
📺 بهشت/جهنم اسلامی یک، دو، سه
📺 حوریهای فابریکِ مستقر در بهشت!
📺 خوانش سریانی و محو لاسوگاس
📺 معجزهٔ قرآن؟! (آرای کریستف لوکزنبرگ به زبان ساده)
📕رد محمد و اسلام توسط توماس آکویناس
📕علل تاریخیِ بقای خشونت در اسلام نسبت به یهودیت
📕باکره؛ کدام باکره؟
📓خوانش سریانی-آرامی قرآن (جستاری برای رازگشایی زبان قرآن)
.
#نقد_اسلام #نقد_شیعه #نقد_روشنفکران #علی_شریعتی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin