Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سیراک مِلکُنیان (+)
🍂 سیراک مِلکُنیان (۲۴ مهر ۱۳۱۰ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۳) هنرمندِ نقاشِ ارمنی-ایرانی و از پیشگامانِ هنرِ نوگرای ایران بود.
🍂 او در آثارش به شیوهای انتزاعی و با تاکید بر خط و فرم، به نمایش انتزاعی مناظر میپرداخت. آثار این هنرمند طبیعتی نه خیالی و نه واقعی، نه فراواقعگرا و نه واقعگرا را به زبانی منحصربهفرد به تصویر میکشید.
🍂 سیراک ملکنیان، در امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ در سن ۹۲ سالگی در کانادا درگذشت.
🌾 @Naqdagin
🍂 سیراک مِلکُنیان (۲۴ مهر ۱۳۱۰ – ۳۰ مرداد ۱۴۰۳) هنرمندِ نقاشِ ارمنی-ایرانی و از پیشگامانِ هنرِ نوگرای ایران بود.
🍂 او در آثارش به شیوهای انتزاعی و با تاکید بر خط و فرم، به نمایش انتزاعی مناظر میپرداخت. آثار این هنرمند طبیعتی نه خیالی و نه واقعی، نه فراواقعگرا و نه واقعگرا را به زبانی منحصربهفرد به تصویر میکشید.
🍂 سیراک ملکنیان، در امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۳ در سن ۹۲ سالگی در کانادا درگذشت.
.➖➖➖
#تجربه_زیسته #مستند #هنر #در_چنین_روزی#بزرگان #هنر_مدرن #نقاش #نقاشی #آبسترکت #هنرمند #هنرمندان #ارمنی #مارکو_گریگوریان #سهراب_سپهری #کانادا #هنر_تجسمی #موسیقی #گرافیک #پرتره #ایران
🌾 @Naqdagin
📘میانمایگی؛ دام روشنفکری
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #ناهید_زمانیان
ریشۀ زبانی میانمایه
واژۀ میانمایه به صورت کلی به فرآیندی اشاره دارد که در آن، یک واسطه یا میانجی میان دو طرفِ دخیل در یک مسئله قرار میگیرد، به این منظور که روابط بین طرفین را تسهیل کند. طبق این تعریف، تمامی رشتههای علوم انسانی، اعم از هنر و ادبیات و جامعهشناسی و... حتی روشنگران و روشنفکران نیز میانمایه محسوب میشوند!! میبینید یک واژه چطور میتواند حیات یک جامعه را به خطر بیندازد و یا نجاتش دهد؟!
🍂 در مقابلِ میانمایه، گرانمایه را داریم که بهمعنای ارزش یا چیزی ارزشمند است که بهعنوان پایه و محور مسئله در نظر گرفته میشود. با این توصیف، گرانمایه به طرفین دخیل در مسئله اعتنا نمیکند؛ زیرا با خودِ مسئله کار دارد (آیا فلسفه اینگونه نیست؟!).
اسطوره
در تمام اسطورهها و تراژدیهای یونان، تقابل میان میانمایگی و گرانمایگی بهصورت جدی مطرح میشود. با یک مثال واحد از دو اسطورۀ یونانی و ایرانی، به تکیهگاهها این واژه میپردازم:
🍂 در یونان الههای داریم بهنام آفرودیت. این الهه از پرتاب آلت تناسلی پدرش (اورانوس) در دریا بهوجود آمده و زیباییِ بیحدش باعث میشود که به محض ورود به کوه المپ، زئوس به فکر شوهری برای او بیفتد؛ زیرا میترسد خدایان برای دسترسی به آفرودیت به جان هم بیفتند.
🍂 او هفایستوس، یکی از نخبهترین و در عین حال زشتروترین خدایانی که پایش لنگ میزند را بهعنوان شوهر آفرودیت انتخاب میکند، اما طبیعتا آفرودیت به همسرش خیانت کرده و با یکی از خدایان همبستر میشود.
🍂 هفایتسوس که مخترع بزرگی بوده و حتی برای خودش ربات خدمتکار میساخته، دست به کار ساختن یک تور نامرئی میشود و زمانی که آفرودیت با معشوق خود در بستر است، آنها را در این تور گرفتار میکند.
🍂 پس از آن، خدایان المپ را فرامیخواند تا شاهد خیانت آفرودیت شوند، اما زمانی که خدایان این صحنه را میبینند، داستان برعکس میشود.
🍂 صحنهای که هفایستوس ایجاد کرده انقدر مبتذل و زشت است که همه را به خنده میاندازد و در نهایت، همگی رای بر «میانمایه» بودن هفتاستوس میدهند.
🍂 آخر چه کسی خیانت زنش را تبدیل به صحنۀ تئاتر میکند؟! این اشتباه هفایستوس باعث میشود خیانت آفرودیت بهسادگی فراموش شود. در نهایت این دو از یکدیگر جدا میشوند، آفرودیت با خدایان بسیاری همبستر میشود و در عینحال همیشه الهه باقی میماند و هیچ شان و منزلتی از او ستانده نمیشود؛ زیرا او باید تا ابد نقش میانجی جسم زنان با هستی را ایفا کند.
🍂 مشابه این داستان را در اسطورۀ آفرینش ایرانی داریم. این داستان به ما میفهماند که چرا زن در نگاه ایرانیان همیشه «میانمایه» بودهاست تا حدی که اگر مرد خیانت کند، فقط خیانتکار نامیده میشود، اما زن اگر خیانت کند برچسب ج*ده بودن میخورد (ببخشید که از چنین واژهای استفاده کردم. از آنجایی که این واژه تاریخ دارد مجبورم از آن استفاده کنم).
🍂 داستان از این قرار است که اهورامزدا هنگام آفرینش هستی مجبور میشود اهریمن را با افیون به خواب چند هزار ساله فرو ببرد.
🍂 در انتهای آفرینش، زنی بهنام جهی، که از دیوهای مونث است، اهریمن را بیدار میکند و او را از ساخت جهان آگاه میکند. از آنجایی که اهورامزدا مثل زئوس نیست، یعنی خدایی واحد و همهآگاه است، پیشاپیش میداند که جهی دست به چنین کاری میزند؛ بنابراین اهریمنِ زشترو را در چشم او به پسر پانزدهسالۀ بسیار زیبا تبدیل میکند. جهی عاشق اهریمن شده و همانجا به او پیشنهاد همبستری میدهد، اما از آنجایی که اهریمن مقام خودش را از اهورامزدا بالاتر میداند، از تقاضای جهی که یک دیو دونپایه است عصبانی میشود و او را نفرین میکند که هر ماه پریود شده، رذیلتهای زنانه همراه همیشگی او شود، و همواره آرزومند همبستری با مردان باشد؛ درحالیکه نیاز جنسیاش در نظر مردان همچون عیب و ننگ تصور شود، و در نهایت، سالاری خانه را از دست بدهد و از مجرای او، همۀ این نفرینها تا ابد برای زنان دنیا نیز به ارث گذاشتهشود.
🍂 نام جهی در تغییر و تحولات زبانی در نهایت به ناسزایی زشت تبدیل میشود، درحالیکه او میانجی جسم زنان ایرانی و هستیست.
🍂 در انتهای بخش اسطورهها باید اضافه کنم در نظام اسطورهای یونان و ایران، زنان بسیاری مانند گایا، هرا، آناهیتا و غیره وجود دارند، اما در این میان، آفرودیت و جهی نمایندۀ تامالاختیار بدن زنانهاند.
🌐 مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۶ دقیقه
🔖 ۱۱۴۵ واژه
.
#نقد_روشنفکران #اسطورهشناسیمیانمایگی #رستم #سهراب #شاهنامه #یونان #تراژدی #علی_شریعتی #موسی_غنینژاد #آل_احمد #مهران_مدیری
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
میانمایگی؛ دام روشنفکری
ناهید زمانیان قهرمانان تا اینجا دیدیم که تکیهگاه اسطورهای غرب در بحث میانمایگی کجاست و این موضوع تا چه میزان حساس و قابل تامل در نظر گرفته میشود. همین تکیهگاه است که باعث میشود در تراژدیها نیز قهرمان از میانمایگی دوری کنند و اگر چنین اتفاقی بیفتد باید…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 مناظرۀ کافکا با سهراب سپهری (+)
— از درۀ پوچی تا کوهستان حضورِ ذن
🌾 @Naqdagin
— از درۀ پوچی تا کوهستان حضورِ ذن
🔸در این مناظرهی فلسفی، دو نگاه کاملاً متضاد به زندگی روبهروی هم قرار میگیرند: از یک سو فرانتس کافکا، نویسندهی مشهور رمان مسخ، که دنیایش سرشار از تاریکی، تنهایی، بیگانگی و پوچی است؛ و از سوی دیگر سهراب سپهری، شاعر شعر معاصر ایران، که از آرامش، طبیعت و معنا در دل سکوت سخن میگوید.
🔸کافکا با تصویر حشرهی مسخشده، انسان را در جهانی سرد و بیرحم نمایش میدهد. در حالیکه سهراب، با شعری مانند قایقی خواهم ساخت، ما را به سفری درونی دعوت میکند؛ سفری از جنس نور، سادگی و یکی شدن با هستی.
00:00 - جهانبینی و زندگی کافکا
06:47 - جهانبینی سهراب سپهری
11:50- مسخ کافکا و بیگانگی انسان مدرن
15:41- نگاه سهراب به تنهایی انسان
19:09- جمعبندی دیدگاهها نسبت به زندگی
📗اشعاری از یک استاد ذن
📗من هرگز خدا را ندیدەام!
📕«یک نگاه» کافیست یا «هزار و یک سند/واسطه» لازم؟
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📺 آنچه بودا آموخت
📺 در باب پوچی
📺 مناظرۀ نیچه با شوپنهاور
.➖➖➖
#فلسفیدن#کافکا #فلسفه #سهراب_سپهری #ادبیات #اگزیستانسیالیسم # #مناظره
🌾 @Naqdagin