نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آفرینشِ «آدم و حوّا» اثر میکل آنژ (+)

🔻آنچه در این ویدئو می بینید:
طرح مساله 00:00
آغاز سفارش های پاپ به میکل آنژ 01:16
پاپ ژولیوس دوم که بود؟ 02:00
آغاز حسادت رقبای میکل آنژ و شروع مشکلات پاپ و‌میکل آنژ 02:42
پروژه ی نقاشی سقف نمازخانه سیستین 07:00
سیستین چپل کجاست؟ (نمازخانه ی سیستین) 09:57
چرا میکل آنژ طرحی چنین پیچیده را انتخاب کرد؟ 11:25
آشنایی با بخش های مختلف سقف سیستین 13:04
بررسی نقاشی آفرینش آدم 14:22
چرا آلت تناسلی آدم کوچک است؟ 20:53
لیلیث، نخستین زن 22:52
تحلیل نقاشی آفرینش حوا 24:19
مقایسه ی دو نقاشی آفرینش آدم و حوا 28:46
ایگنودی چیست؟ 29:32
موضوع مدالیون‌ها
:
قصه ی قبیله ی آخاب 31:28
قصه ی مرگ نیکانور 31:47
قصه ی اسکندر و کاهن اعظم اورشلیم 32:31
قصه ی داوود و ناتان نبی 33:13


🔻آدم و حوا
📻 قصۀ آفرینش: از سومر تا بایبل
📺 جایگاه باغ/بهشتِ عدن در تورات
📺 رازِ آفرینشِ جهان از دیدگاهِ اساطیر ایران
📺 آفرینشِ انسان در باورِ مانی
📺 لیلیت [یک - دو]
📺 کیومرث؛ نخستین انسانِ ایرانی
📺 آدم و حوا در اساطیر ایران

.


#هنر #تاریخ_هنر #دین #آفرینش #میکل_آنژ



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ایمان یا قدرت؟
مناظره‌ای از دل تاریکی (+)

🎙 نیچه و داستایوفسکی

🔸در این گفتگوی تخیلی اما دقیق و مستند، دو ذهن بزرگ تاریخ رو در رو می‌شوند: فریدریش نیچه، فیلسوف طغیان، که می‌گوید خدا مرده است و انسان باید خود خالق معنا شود، در برابر فیودور داستایوفسکی، نویسنده‌ی تاریکی و نجات، که باور دارد ایمان، عشق و رنج می‌توانند انسان را از نابودی نجات دهند.

⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:00 - معنا و زندگی از نظر نیچه
02:43 - دیدگاه داستایوفسکی و نیمه اول زندگی او
07:19 - چنین گفت زرتشت و رستگاری انسان
13:11 - جنایت و مکافات، ابله و ایمان در اثار داستایوفسکی
18:50 - هشدار نیچه به بشریت!
24:08 - برادران کارامازوف و فلسفه داستایوفسکی


.


#فلسفیدن #نیچه #رو_در_رو #داستایوفسکی #فلسفه #کتاب #مناظره #روانشناسی #انگیزشی #آگاهی #ادبیات #هنر #جنایت_و_مکافات #زرتشت #ابله #برادران_کارامازوف #مدرنیته #دین #ادیان_ابتدایی #خدا #زندگی



🌾 @Naqdagin
📘دربارۀ چیستی و ماهیت هنر ایدئولوژیک مینیاتور
— فرشچیان در آیینۀ داوینچی

✍🏻 #محبوبه_زمانیان

🍂 سوال پر تکراری وجود دارد که هر بار از من پرسیده می‌شود و به اختصار به آن از دریچه‌ی جامعه‌شناسی پاسخ خواهم داد. پرسش این است که:
چرا مینیاتور را یک اثر هنری آغشته به ایدئولوژی می‌دانم؟


🍂 به دو نقاشی بالا نگاه کنید. اگر خوب فکر کنید، می‌بینید که بیشترین دفعاتی که هر کدام از آن‌ها را چه مستقیم و چه غیرمستقیم دیده‌اید یا نام آن را شنیده‌اید به تابلوی شام آخر داوینچی تعلق دارد.

🍂 اما آیا پشت چنین آماری حقیقتی نهفته است؟ ذهنیت تئوری توطئه فورا پاسخ می‌دهد:
آری؛ مسیحیت در پروپاگاندای دینی خود توانسته از هنر استفاده کند و تا جایی که می‌تواند این اثر را به چشم مخاطب برساند و حتا در رمان‌ها و آثار سینمایی بگنجاند.

🔺اما این استدلال صرفا یک تئوری توطئه است.

🍂 ما می‌دانیم که زندگی روزمرۀ اجتماعی غیرقابل نفوذ است. سطوح مختلف اجتماعی اگرچه آنقدر قابلیت دارد که تحت‌تاثیر پروپاگاندا باشد، همانطور که در برابر ادیان، خود یک دستگاه تبلیغاتی می‌شوند، اما قدرت هنر را باید از معنویت جدا کرد.

🍂 هنر هیچ‌گاه قدرت ندارد تا مانند دین و گفتمان دینی اذهان را تسخیر کند مگر این که بتواند با روایت لایه‌های مختلف زیستی و تجربی جامعه همخوان و همصدا شود.

🍂 بعبارتی، تجربه‌ی لمس و درک هنر، با تجربه‌ی زیسته پیوند مستقیم دارد. ما هنر را ابتدا با حواس خود تجربه می‌کنیم و چنانچه یک اثر هنری یا سبک هنری نتواند حواس ما را اقناع کند پس زده می‌شود.

🍂 اما ادیان ابتدا در شکاف‌های تجربی جا می‌گیرند؛ یعنی جایی که از دسترس حواس خارج است. به همین علت، هنر نزدیک‌ترین فاصله را با واقعیت دارد اما دین نزدیک‌ترین فاصله را با ذهن پیدا می‌کند، و از واقعیت فاصله دارد.

🍂 تابلوی شام آخر با وجود اینکه یک روایت تاریخی دینی است اما از آنجا که نقاش با حواس انسان بیگانه نبوده است، بدون هیچگونه اجباری و تا آخر تاریخ تکرار می‌شود. میمِ تابلوی شام آخر مدام بازآفرینی می‌شود و عناصر اجتماعی درون آن مطابقت جدی با تجربیات ما دارند، و ما بارها می‌توانیم تجربیات خود را در این آثار کشف کنیم؛ مانند خیانت.

🔺ولی نقاشی مینیاتور مانند ادیان است که اشتراکی با حواس ما ندارد. حواس ما آن را پشتیبانی نمی‌کند و به لحاظ تجربی خاطره‌ی اجتماعی و جمعی و حتا بینافردی ندارد. اینجاست که می‌توان گفت هنر ایدئولوژیک به کلی از زندگی اجتماعی بیرون است و نسبتی با آن ندارد. در نتیجه، برای تکرار شدن، یعنی میم شدن و سرایت به جامعه، به دستورالعمل و تاکید نیاز دارد.

🔺این نکته باعث می‌شود همواره نیاز به قدرت داشته باشد. گفتمانی که آن را زنده نگه دارد؛ یعنی تبلیغ و تأویل، یعنی ایدئولوژی.


🔻محبوبه زمانیان
📕پروپاگاندا
📕مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
📕تاریخچۀ غرب‌ستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران (محسن رنانی و شبه‌علم)
📕انقلابِ فرهنگیِ مردم: عبور از فمینیسم، چپ‌گرایی و توهمات پسااستعماری
📕بی‌سوادیِ عمومی دربارۀ سلامت روان
📕اهمیت «آبرو» و ضربات عرفان‌‌‌گرایی به آن
📕در باب اهمیتِ درکِ تمایزِ «سلبریتی» و «پوپولیست»
📕در بابِ ترسناک‌ترین بحران
📕نقد سخن آرش حیدری درباره سوژه مستاجر
📕در وصف کتاب‌هایی که از درمانِ درد ما عاجزند
📕نقد و بررسیِ «ادا در بیاریم کلا…»
📕اسنوبیسم چیست؟
📕خود واقعی، فریب بزرگ
📕چگونه «کوچینگ» و موفقیت‌های فوری، فرهنگ را به بن‌بست می‌رسانند؟

.


#هنر #نقد_ادیان #محمود_فرشچیان #داوینچی #نقاشی #مینیاتور



🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
📘شهرزاد، راه سختِ زن بودن

✍🏻 #مصطفا_آل‌احمد

🍂 چند سال پیش در خواجوشهر نزدیکی سیرجان و در خانه‌ی "حوا"، زن‌ مهربانی که پناهش داده بود به دیدارش رفتم. بسیار شکسته شده بود، اما همچنان قوی و با انرژی صحبت می‌کرد. اگرچه همه چیز علیه او و زنانگیش رقم خورده بود، اما امیدی داشت که سرانجام تغییراتی صورت بگیرد.

🍂 انقلاب اسلامی، زندگیِ "شهرزاد" را همچون بسیاری دیگر از هنرپیشه‌ها و خواننده‌ها دگرگون کرد. شهرزاد که رقصنده و بازیگر سینما بود، اگرچه خود در سال ۱۳۵۲ در اعتراض به برخی نقش‌‌های سطحی زنان در فیلم‌های ایرانی، بازیگری را کنار گذاشته بود، اما با پیوستن به جنبش "سینمای آزاد" شروع به ساختن فیلم و سرودن شعر می‌‌کند. او را میتوان نخستین زن کارگردان سینمای ایران دانست. پس از انقلاب اسلامی در اسفند ۱۳۵۷ و در هشتم مارس مصادف با "روز جهانی زن" در اعتراض به حجاب اجباری با دوربینش در تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری حاضر می‌شود، اما دوربینش را توقیف و خودش را به زندان می‌اندازند.

🍂 این رقصنده و بازیگر فیلم‌های قیصر، داش آکل و بلوچ به کارگردانی مسعود کیمیایی، طوقی به کارگردانی علی حاتمی، تنگنا به کارگردانی امیر نادری، درشکه‌چی به کارگردانی نصرت کریمی، صبح روز چهارم به کارگردانی کامران شیردل و بازی در ده‌ها فیلم دیگر، همچنین کارگردان فیلم سینمایی مریم و مانی و چندین فیلم کوتاه، این شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران پس از انقلاب اسلامی دیگر جایی برای بروز این همه استعداد نداشت. او آرام آرام از زندگی ساقط شد.

🔻شهرزاد خود در گفت‌وگویی از شرایط زندگی و بی‌خانمانی‌هایش می‌گوید:
«وقتی در پارک می‌خوابی، بعد از چند وقت وحشت از خوابیدن در کنار بی‌خانمان‌ها و موش و گربه و سوسک به الفت با آن‌ها می‌رسد. در شب‌های گرم تابستان، می‌توانی به آسمان خیره شوی و برای هزارمین بار دنبال ستاره بختت بگردی و باز هم پیدایش نکنی. اما صبح که بیدار می‌شوی و می‌خواهی به دست‌شویی بروی، دردسرهایت تازه شروع می‌شود. همین کار عادی و روزانه‌ی همه آدم‌های دنیا به مشکلی بزرگ تبدیل می‌شود. کجا بروم؟ چه کار بکنم؟ ساک‌هایم را کجا بگذارم؟…»


🍂 کبرا سعیدی با نام هنری شهرزاد دیروز ۲۷ مرداد ۱۴۰۴ در روستایی دور افتاده از توابع سیرجان از این "هیچ گسترده"* رخت بر بست.

* "هیچ گسترده" تعبیری است از جلال آل‌احمد از این جهان و تکاپو برای زیستن در کتاب "سنگی برگوری" که در این مقال از ایشان وام گرفتم.

@mostafa_aleahmad

📺 وزیر زنی که گرفتار انقلاب ۵۷ شد
📺 زن‌ستیزیِ تاریخی و نقشِ ادیان و حکومت‌ اسلامی
📺 ادیان، سیاست و سرکوبِ زنان
🩸
سایه‌ای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغ‌شده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بوده‌است؟

.


#زنان #هنر #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
📺 تالار رودکی: نمادی از مدرنیزاسیون فرهنگی ایران

🔸تالار رودکی، شاهکاری از معماری اوژن آفتاندلیانس بزرگ، در شبی باشکوه توسط پادشاه و شهبانو افتتاح شد. این سالن زیبا، با هدف اجرای باله، اپرا، تئاتر، کنسرت سمفونی و نمایش احداث شده بود. تأسیس تالار رودکی یک اتفاق مهم در تاریخ فرهنگی ایران به شمار می‌آید. باله، تئاتر و اپرا همگی نماد شکوفایی هنر و تجلی روح انسان هستند.

🔸از دوران رنسانس تا گوتیک، و از باروک تا دوران معاصر، هنر فاخر عرصه‌ای برای نمایش استعدادها بوده است. تکنوکرات‌هایی مانند امیرعباس هویدا که تحصیل‌کرده و با ادبیات و هنر جهان آشنا بودند، می‌دانستند که در شهرهای مدرن جهان، سال‌هاست اپرا، باله و کنسرت‌های موسیقی هنری برگزار می‌شود و بخشی از شکوه و تجلی یک کشور هستند. اساساً دولت‌های جدید وظیفه دارند بودجه‌ای برای پرورش هنری شهروندان در نظر بگیرند.

🔸تالار رودکی در روز چهارم آبان ۱۳۴۶، همزمان با تولد محمدرضا شاه پهلوی، با نمایش اُپرای «زال و رودابه» اثر ثمین باغچه‌بان و «جشن دهقان» ساخته حسین پژمان افتتاح شد. همزمانی تحولات هنری و فرهنگی با مدرنیزاسیون در معماری و شهرسازی، باعث شد تا تأسیس چنین مکان‌هایی اثرات عمیقی بر هنر و فرهنگ مدرنیستی در ایران داشته باشد. ایده ساخت تالار رودکی را شهبانو فرح پهلوی به پادشاه دادند. در واقع، شاهنشاه با تأسیس سازمان هنری تالار رودکی و رویکرد مدرنیستی آن می‌خواست مهم‌ترین نماد فرهنگی عصر انقلاب سفید را مهیا کند و همزمان تلاش می‌شد تا افکار عمومی رویکرد دقیق و درستی به فرهنگ ملی و موسیقی و آواز ایرانی داشته باشند.

🔸در مراسم افتتاحیه تالار رودکی، با هفت طبقه که سه طبقه آن گنجایش حدود هزار نفر را داشت، مقامات عالی‌رتبه از نقاط مختلف جهان از جمله پادشاه یونان و ملکه، هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی، رئیس‌جمهور رومانی و بانو، رئیس‌جمهور چکسلواکی و بانو، امیر کویت، رئیس‌جمهور مجارستان و بانو، رئیس‌جمهور بلغارستان، و همچنین خواننده‌ها، موسیقیدان‌ها، خبرنگاران، عکاسان و کارگزاران فرهنگی از نقاط جهان به تهران دعوت شدند.

🔺در طول تاریخ تهران، هیچ مکانی مانند تالار رودکی نتوانسته بود این همه طراح، نقاش، روزنامه‌نگار، خواننده، نوازنده، عکاس، نورپرداز و بازیگر را دور هم جمع کند.

.


#آینه_تاریخ #هنر #ایران



🌾 @Naqdagin
|من سیاهی‌لشکر نیستم|
#ناصر_تقوایی چگونه با هیچ‎کاری‎کردن، اعتراضش را ثبت کرد؟

✍🏻 #سعید_پرسا


.


#هنر #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
#ناصر_تقوایی را این‌گونه به‌خاطر می‌آورم؛ با مرضیه... #مرضیه_وفامهر و عشق و وفا و مِهرِ مثال‌زدنی‌اش. چیزی شبیه به داستان‌ها و شعرها... انگار برآمده از #آیدا_در_آینه... مرضیه که با آن‌همه توانایی و خلاقیت، خودش را وقفِ عشق کرد که #ناصرتقوایی تماماً عشقِ اوست: هم در شمایلِ معشوقِ زمینی و دل‌به‌خواهش و هم در جهانِ سینما که سینما و درواقع #سینمای_ایران مگر جز #تقوایی و #مهرجویی است که حالا در یک روز: #بیست_و_دوم_مهر سوگوارِ دو جهانِ سینمایی شدیم...

● دوست داشتم ا‌ولین سطرها را در سوگِ تقوایی با نامِ مرضیه آغاز کنم که از دور و نزدیک شاهدِ آن‌همه عشقِ بی‌چون‌وچرا بودم. می‌شود درباره‌ی #ناصر_تقوایی_و_مرضیه_وفامهر فیلم و مستند ساخت، داستان و شعر نوشت، نت‌های موسیقی را روی کلاویه‌های سفیدوسیاه آورد یا تصاویری از رنج‌ها و گنج‌هاشان را نقاشی کرد. چرا که هیچ‌کس به‌اندازه‌ی مرضیه، قدردان و مراقبِ ناصر تقوایی و آثارش نبود. انتشارِ #مجموعه_کوچک_جنگلی در سه‌جلد تنها گوشه‌ای از زحماتِ مرضیه برای ذهن و قلب و قلمِ تقوایی بود، که مرضیه مثل تقوایی بی‌نیاز است از هر اجازه‌ای و سرشار از راه‌های تازه‌ای برای #دادخواهی و با صلابت‌خواندن حتی از روی #کاغد_بی_خط. تقوایی را با مرضیه به‌خاطر می‌آورم. مثل #شاملو_و_آیدا...

● نوشتن از ناصر تقوایی یعنی نوشتن از سینمای محض. #سینما_بدون_سانسور و سینمای تألیفی و مستقل نه به‌معنای کلیشه‌ای و متظاهرانه‌اش که به‌وضوح در استقلال و آزادی. هیچ‌وقت آن مصاحبه و آن جمله‌ی درخشانِ تقوایی را از خاطر نمی‌برم که درمقابل خبرنگارِ صداوسیما، انگار یک پرفورمنسِ چندثانیه‌ای اجرا کند، پا بر زمین کوبید و با صراحت گفت:

💫 #من_رو_یخ_راه_نمی_رم

● ناصر تقوایی نیازی به ستایش و تملق ندارد، که کارنامه‌اش سراسر ایستادگی است و نه‌گفتن به سانسور. که در هر زمینه‌ای از مستند و سینما و سریال تا ادبیات داستانی، کیفیتِ حضورش بر کمیتِ #سینمای_مدفون می‌اَرزد و می‌درخشد. تقوایی را از خاطر نمی‌بریم و به‌خاطر و خاطره‌ی تمام نسل‌ها می‌سپاریم.

✍🏻 #فاضل_ترکمن

.


#هنر #حکومت_اسلامی



🌾 @Naqdagin
🎨 «آخرین دعاگویان»

* نقاش: ژان-لئون ژروم
* تاریخ خلق: ۱۸۸۳ میلادی

توصیف ظرائف هنری با تمرکز بر نمادهای رومی

🔻این نقاشی در سنت آکادمیک، با استفاده از رئالیسم دقیق و ترکیب‌بندی دراماتیک، تضاد بین معصومیت ایمانی و بی‌رحمی قدرت را به نمایش می‌گذارد.

۱. نمادهای بت‌پرستی و قدرت رومی (مجسمه‌ها، انگور و گل‌ها) 🏛

🔻ژروم از عناصر دکوراتیو برای برجسته کردن بستر رومی و ایدئولوژی‌ای که مسیحیان را قربانی می‌کند، استفاده کرده است:

* مجسمه‌ها و نیم‌تنه‌ها:
    * در پشت صحنه و بالای تیرک‌هایی که شهدا به آن‌ها بسته شده‌اند، نیم‌تنه‌های سنگی یا مجسمه‌هایی از خدایان رومی یا شخصیت‌های اساطیری/قهرمانی دیده می‌شوند. این مجسمه‌ها نماد قدرت دولت رومی و مذهب رسمی بت‌پرستانه هستند. آن‌ها به عنوان یک پس‌زمینهٔ سنگی و ثابت، بر سلطهٔ ایدئولوژی و بی‌تفاوتی آن نسبت به رنج انسانی تأکید دارند.

   * همچنین، مجسمه یا بنایی در نزدیکی دروازهٔ خروجی با عبارت SPQR (Senātus Populusque Rōmānus – سنا و مردم روم) قرار دارد که مستقیماً به قدرت و اقتدار امپراتوری اشاره می‌کند که عامل این حکم‌های اعدام است.

* انگور و گل‌های تزیینی:
    * برخی از تیرک‌ها و مجسمه‌های رومی با تاج‌هایی از گل و خوشه‌های انگور تزیین شده‌اند.

    * انگور اغلب نماد دیونیسوس/باکوس (خدای شراب و عیاشی) در روم بود و گل‌ها نماد جشن، لذت و تزیین‌های مرسوم رومی برای رویدادهای عمومی و جشن‌های مذهبی بودند.

    * ظرافت هنری: این تزیینات، تضاد عمیقی ایجاد می‌کنند: صحنهٔ اعدام و رنج با تزیینات شاد و جشن‌گونه پوشانده شده است. این نشان می‌دهد که برای تماشاگران رومی، شکنجه و مرگ مسیحیان صرفاً بخشی از سرگرمی و جشن‌های سیرک بوده و امری عادی و حتی شادمانه تلقی می‌شده است.

۲. تقابل نور و رنج (شهدا)

* آناتومی و نورپردازی: بدن‌های برهنهٔ قربانیان نماد پاکی و آسیب‌پذیری در برابر خشونت هستند. نور شدید و طلایی‌رنگ (احتمالاً نور معنویت) مستقیماً بر این فیگورها می‌تابد و آن‌ها را از تیرگی پس‌زمینه و جمعیت عظیم جدا می‌کند.

🤵🏻‍♀️ درباره‌ی لخت بودن زنان و تضاد مذهبی

🔻اینکه چرا زنان در چنین صحنه‌ای لخت یا نیمه‌لخت به تصویر کشیده شده‌اند، موضوعی است که منتقدان هنر قرن نوزدهم به آن پرداخته‌اند:

* قرارداد هنر کلاسیک و آکادمیک: در سبک آکادمیسم (که سبک ژروم است)، نمایش پیکر برهنه، به‌خصوص پیکر زنانه، یک سنت دیرینه و یک معیار برای مهارت نقاش محسوب می‌شد. نقاشان آکادمیک از «برهنگی» (Nudity) برای نمایش مضامین والا و اسطوره‌ای استفاده می‌کردند تا آن را از «لختی» (Nakedness) معمولی متمایز کنند.

* نمایش آسیب‌پذیری و معصومیت: هنرمند از برهنگی برای تأکید بر آسیب‌پذیری مطلق و معصومیت قربانیان در برابر قدرت وحشیانه روم استفاده کرده است.

* نقد ژانری (ژانر تاریخ): هرچند موضوع مسیحی است، این صحنه در قالب ژانر نقاشی تاریخی (History Painting) گنجانده می‌شود. در نقاشی‌های تاریخی که به دوران روم باستان مربوط می‌شدند، برهنگی برای نمایش «انسان در برابر طبیعت و تقدیر» رایج بود و می‌توانست توجیهی برای جلب توجه مخاطب باشد.

* جذب مخاطب و جنبه‌ی نمایش: این نقاشی‌ها در اروپا مورد استقبال زیادی قرار می‌گرفتند. برخی منتقدان معتقدند که نقاشان، گاهی برای جذب نگاه و سلیقه‌ی مخاطب بورژوازی قرن نوزدهم، که به آثار تاریخی و در عین حال حاوی تصاویر اغواگرانه علاقه داشتند، از این المان (برهنگی زنان زیبا) در ترکیب با یک پس‌زمینه «مذهبی/تاریخی» استفاده می‌کردند تا تضاد و درام صحنه را بیشتر کنند.

🔺به طور خلاصه، در حالی که این برهنگی با نگاه مذهبیِ متعهدانه تضاد دارد، اما در چهارچوب سنت‌های زیبایی‌شناختی، تاریخی و آکادمیک هنر قرن نوزدهم، یک ابزار هنری برای نمایش آسیب‌پذیری و درام محسوب می‌شد.

* حالت‌های احساسی: ژروم به جای نشان دادن ترس، بر تسلیم، آرامش و تقوای درونی تأکید کرده است. چهره‌ها یا به دعا رو به آسمان دارند (زن در مرکز) و یا در سکوت و اندوه فرو رفته‌اند (مانند مرد جوان در سمت چپ و زن نشسته)، که نشان‌دهندهٔ غلبهٔ ایمان بر ترس از مرگ است.

۳. ترکیب‌بندی و درام روایی 📐

* فاصله‌گذاری با جمعیت: جمعیت انبوه در طبقات بالا به صورت کوچک و مبهم ترسیم شده‌اند تا بر انزوای قربانیان تأکید شود. این جمعیت، نماد بی‌تفاوتی و بی‌رحمی عمومی است که تنها برای تفریح در این کشتار حضور یافته است.

* مرکز دیداری: تمرکز نقاشی بر روی قربانیان است و این باعث می‌شود که همدلی مخاطب کاملاً به سمت رنج آن‌ها جلب شود، در حالی که پس‌زمینهٔ رومیِ مزین، به مثابهٔ یک صحنهٔ بزرگ تئاتر برای این فاجعه عمل می‌کند.

.


#نگار_نو #نقاشی #هنر #مسیحیت


🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 ناصر تقوایی (+)

در ستایش ناصر تقوایی و سینمای او زیاد شنیده‌ام، در بزرگی و غرور و رفتار او. اما تقوایی شاخصه‌ای داشت که من در هیچ‌کس دیگر ندیده‌ام. قدرتی که چه حیف شد.


🔸 بی‌مانندی در اقتباس: تقوایی در تاریخ سینمای ایران بی‌مانند دانسته می‌شود، زیرا او ادبیات را «می‌فهمید» و توانایی داشت «جان» داستان را درک کرده و آن را به فیلم‌نامه تبدیل کند.

🔸 نمونه‌های موفق: فیلم‌هایی چون «ناخدا خورشید» (اقتباسی ایرانیزه از داستانی از همینگوی)، «دایی جان ناپلئون» (اقتباس از سریالی ماندگار) و «کاغذ بی‌خط» همگی بر اساس اقتباس‌های درستی از ادبیات بنا شده‌اند.

🔸 اعتراض با فیلم نساختن: تقوایی پس از انقلاب حدود ۲۰ سال فیلم نساخت و این عملش به عنوان یک اعتراض به وضعیت سینما و عدم تمایل به تن دادن به سانسور تعبیر شده است.

🔸 نقد بر اقتباس‌های ضعیف: در ویدیو، با مقایسهٔ اقتباس‌های تقوایی با آثار ضعیف‌تر (مانند «سووشون» نرگس آبیار)، تأکید می‌شود که اقتباس، ساختن «جمله به جملهٔ کتاب» نیست، بلکه فهم «جان و روح» داستان است.

.


#هنر #سینما



🌾 @Naqdagin
🖼 «زاده‌ی سقوط» (The Birth of the Fall)

🎨 نقاش: الیران کانتور (Eliran Kantor)

* هویت: الیران کانتور (متولد ۱۹۸۴ در اسرائیل) یک هنرمند و تصویرساز برجسته است که در حال حاضر در برلین اقامت دارد.

* شهرت اصلی: او در دنیای موسیقی، به ویژه در سبک هوی متال (Heavy Metal)، بسیار شناخته شده است و آثارش به عنوان کاور آلبوم برای گروه‌های معروفی مانندTestamen، Helloween، Kreator و My Dying Bride استفاده شده است.

* سبک هنری: کار او با استفاده از تکنیک‌های کلاسیک نقاشی رنگ روغن، تصاویری قدرتمند، تیره، پرشور و پر از وحشت، اسطوره و نمادگرایی خلق می‌کند. نقاشی‌های او کیفیتی جاودانه دارند که آن‌ها را شبیه به آثار قدیمی مذهبی یا گوتیک اروپایی می‌کند.

🔶 تشریح نقاشی «زاده‌ی سقوط» (The Birth of the Fall)

این نقاشی به دلیل اینکه یک اثر هنری مستقل نبوده و احتمالاً برای کاور یک آلبوم متال طراحی شده، حاوی یک روایت مشخص است که کانتور معمولاً آن‌ها را بر اساس مفهوم گروه موسیقی خلق می‌کند. با این حال، می‌توان عناصر تصویری آن را تحلیل کرد:

۱. موضوع (Composition and Subject):

* نبرد یا پیروزی زنانه: هسته‌ی تصویر، پای یک زن (که به دلیل پوشیدن لباس سفید چین‌دار باله یا یک دامن مانند، شبیه یک فرشته، الهه یا رقصنده است) را نشان می‌دهد که محکم بر سر یک مرد افتاده یا مرده فشار می‌آورد. این تصویر به وضوح بیانگر یک پیروزی قدرتمند و خشونت‌آمیز است.

* قربانی مرد (The Fallen Man): صورت مرد از خون پوشیده شده و چشمانش بسته‌اند، که نشان‌دهنده‌ی مرگ، شکست یا تسلیم کامل است. موقعیت او زیر پای زن، یک سلطه‌ی مطلق یا از بین بردن کامل را القا می‌کند.

* نماد کف پا: تمرکز بر روی کف پا (و نه کفش)، این عمل را صمیمی‌تر، خام‌تر و به شکلی وحشیانه یا آئینی جلوه می‌دهد. این می‌تواند نماد یک عدالت شخصی، انتقام یا فروپاشی یک قدرت مردسالارانه باشد.

۲. فضای هنری و نمادگرایی:

* تکنیک: استفاده از رنگ روغن و ترکیب رنگ‌های تیره (قهوه‌ای، سیاه) با لکه‌های روشن خون و پوست، حس درام کلاسیک و وحشت رمانتیک را ایجاد می‌کند که یادآور نقاشان دوران باروک یا رمانتیک است.

* تفسیر نمادین (Symbolism): عنوان «زاده‌ی سقوط» می‌تواند اشاره‌ای به مفاهیم زیر باشد:
 
  * آغاز یک دوران جدید: این پیروزی زنانه بر مرد مرده، می‌تواند تولد یک نظم جدید باشد که پس از سقوط نظم پیشین (نظم مردانه یا دیکتاتور) متولد می‌شود.

   * انتقام یا کارما: شاید مرد نماینده‌ی خطایی بوده که اکنون با این سرنوشت روبه‌رو شده است.
 
  * اسطوره: این صحنه یادآور صحنه‌های اسطوره‌ای و مذهبی است که در آن‌ها قهرمانان (مانند قهرمانان یونانی) دشمنان خود را زیر پا له می‌کنند.

🔺به طور کلی، کانتور در اینجا یک صحنه‌ی تکان‌دهنده از غلبه و نابودی خلق کرده است که همزمان زیبا (از نظر فرم و تکنیک نقاشی) و وحشتناک (از نظر موضوع) است.


.


#نگار_نو #نقاشی #هنر


🌾 @Naqdagin
🖼 تفسیری بر «قاضی بزرگ»
— اثر جیمز اِنسور‏

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🍂 ما تماشاگران خسته هیاهوی جهان، در آستانه این پرده‌ی رنگین که انسور با جنون خویش از روح زمانه برگرفت، لحظه‌ای درنگ ‏کنیم. «قاضی بزرگ» نه یک دادگاه، بلکه صحنه‌ی شیدایی عالم است؛ جایی که حقیقت همچون ماسکی بر چهره‌ی بازیگران، ‏پیچیده و مضحک، پدیدار می‌شود.‏

🍂 انسور، نقاش بزرگ فلاندرز، با قلم‌مویی آغشته به زهر طنز و رنگ‌های کارناوال، پرده از نمایش بزرگ «قضاوت» برمی‌دارد.

🍂 در ‏مرکز صحنه، شخصیتی استوار، همچون شمایلی اسکلتی، نشسته؛ نه نماد عدالت کور، بلکه پیکر خودِ "حکمیت" است که از زیر ‏بار سنگین دنیا به پوچی و تهی‌شدگی رسیده. این قاضی، نه از عدالت، بلکه از خستگیِ ابدیِ داوری بر انسان‌ها می‌گوید.‏

🍂  او قاضی بزرگ است، اما در نگاه انسور، بزرگی‌اش نه در عصمت، که در ابهامِ هولناک اوست. آیا او مردگان را داوری می‌کند، ‏یا زندگان را به جرم نفس‌کشیدن در این نمایشِ مهوع، محکوم می‌سازد؟ صورت او، عریان از گوشت و پوست، نشان از این دارد ‏که زیر هر جامه و عنوان، یک اسکلت خنده‌رو (یا گریان)، در انتظارِ برهنگیِ نهایی است.‏

🍂 اطراف او را گروهی از شخصیت‌ها احاطه کرده‌اند، با جامه‌هایی پر زرق و برق و چهره‌هایی که خود ماسکی مضحک‌اند. ‏اینجاست که فلسفه به یاری هنر می‌آید:

📌 قضاوت چیست جز پوشیدنِ نقابِ دانایی، بر چهره‌ی نادانیِ مطلق؟ هر فریادی، هر حرکت ‏دستی، هر چشم خیره، خود اعترافی است پنهان: ما حکم می‌دهیم تا خود داوری نشویم.‏


🍂 این اثر، تجسمِ «کارناوالِ حقیقت» است. در فضای مبهم و تیره، رنگ‌های لجام‌گسیخته‌ی لباس‌ها، نه شادی، بلکه پریشانیِ درون را ‏فریاد می‌زنند. این رنگ‌ها، جشن نیستند؛ رسواییِ آشکار است. انسور با جسارت تمام، جوهره‌ی نقد خود را به سوی نهادهایی ‏پرتاب می‌کند که ادعای نظم و داوری دارند. او می‌گوید: بنگرید! عدالت شما، تنها یک بازیِ کریه با ماسک‌هایِ موقت است.‏

🍂 اینجا، داوری، بیشتر یک اعدامِ نمادین است تا اجرای قانون. شاهدان، وکلای مدافع، و خود محکومان، همه در یک رقصِ ‏بالماسکه شرکت دارند.
و چه ستمی بزرگ‌تر از آنکه حکم، از دهان کسانی صادر شود که خود بازیچه‌ی هوس و کینه و جهل‌اند؟


اما ورای طعنه‌ی تلخ، «قاضی بزرگ» پرسشی عمیق را مطرح می‌کند: «حکم‌دهنده» کیست؟
از منظر فلسفی، قضاوت، تمنایِ دیرینه‌ی انسان برای تعریفِ «مرز» است. مرز میان نور و ظلمت، خیر و شر، حق و باطل. اما انسور، با ‏نقاشی‌اش، این مرزها را در هم می‌شکند. او به ما می‌گوید: هیچ قاضی‌ای وجود ندارد، مگر «ترسِ» انسان از آشوب. ما حکم ‏می‌دهیم تا مطمئن شویم که در جهان، هنوز نظمی، هرچند پوشالی، برقرار است.‏

🍂 قضاوت، در نهایت، نه عملِ عقل، بلکه کنشِ اراده است. اراده‌ای که می‌خواهد جهان را در قالب‌هایِ محدود خود بگنجاند. ولی ‏این اثر، خود گواهی است بر ناکامی این اراده. همان‌طور که رنگ‌ها در پس‌زمینه‌ای تیره می‌لرزند، حکمِ قاضی بزرگ نیز در ‏نهایت در هاله‌ای از ابهام و پوچیِ غایی فرو می‌رود.‏

🍂 در برابر این اثر شگفت‌انگیز، ما نه داوران، که خود محکومانیم. محکوم به تماشایِ ابدیتِ ماسک‌ها و جستجویِ بی‌پایانِ چهره‌ای ‏که هرگز برنمی‌آید. انسور به ما آموخت که اگر قرار است داوری‌ای صورت گیرد، آن داوری باید بر نقاب‌های ما باشد، نه بر روح ‏عریان و خسته‌ای که زیر آنها پنهان است. ‏
‏«قاضی بزرگ» فریاد می‌زند:
ای انسان! از قضاوت کردن دیگران دست بکش، و از ترسِ داوریِ خود رها شو. حقیقت، رهاوردِ این ‏برهنگی است، و عدالت، تنها در غیابِ قاضیِ بزرگ، مجال ظهور می‌یابد. ‏

@nasaksara

.


#نگار_نو #فلسفیدن #نقاشی #هنر #قضاوت



🌾 @Naqdagin
🖼 پرترۀ دختری با موش

👨🏻‍🎤یكاترینا لوتوخینا

هنرمند و نقاش معاصر روسی است که به دلیل آثارش در زمینهٔ نقاشی و گرافیک شناخته می‌شود. او در زمینهٔ هنر به صورت آکادمیک تحصیل کرده و فارغ‌التحصیل مؤسسهٔ آکادمیک دولتی هنر مسکو است.

* دیدگاه هنری: او هنر را یک نیاز درونی می‌داند و هدف اصلی‌اش در نقاشی، یافتن تصاویری است که بتوانند یک حالت احساسی و روحی خاص را به بیننده منتقل کنند. لوتوخینا بر این باور است که یک هنرمند باید با خود و بیننده صادق باشد تا بتواند پاسخ احساسی ایجاد کند.

* فعالیت‌های دیگر: یکاترینا لوتوخینا علاوه بر نقاشی، در زمینه‌های نقاشی روی آیکون‌های مذهبی (Icon Painting)، موزاییک کاری و مرمت نقاشی‌های دیواری در کلیساهای ارتدوکس شرقی نیز فعالیت دارد.

* فعالیت کنونی
: او در حال حاضر در شهر روستوف-نا-دونو زندگی و کار می‌کند و به عنوان استاد طراحی در آکادمی معماری و هنرهای فدرال جنوبی روسیه تدریس می‌کند.

* آثار شاخص
: او مجموعه‌ای از آثار دارد که به طور خاص به احساسات مختلف می‌پردازند، مانند: «ترس شبانه» (Night fears)، «یأس» (Despair)، «خستگی» و «قطعات».

.


#نگار_نو #نقاشی #هنر



🌾 @Naqdagin ‌ ‌
💨آلودگی هوا: قتل‌عام خاموشی که دولت آن را امضا می‌کند🇮🇷

✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

💨 ایران، سرزمین کهن، این روزها در دود غلیظی غرق شده که نه فقط آسمان را کور کرده، بلکه ریه‌های میلیون‌ها انسان را می‌سوزاند. همین امروز، شاخص کیفیت هوای تهران از ۳۰۰ گذشته، اصفهان ۲۸۰، اهواز ۴۵۰، اراک و کرج بالای ۲۵۰. این اعداد دیگر فقط «شاخص» نیستند؛ حکم اعدام تدریجی‌اند. طبق گزارش سال ۱۴۰۳ سازمان بهداشت جهانی، آلودگی هوا سالانه بیش از ۶۰ هزار ایرانی را مستقیماً می‌کُشد. شصت هزار! یعنی هر سال، معادل جمعیت یک شهر متوسط ایران، زیر خروس‌خوان بنزین سوپرِ پالایشگاه‌های فرسوده و مازوت‌سوزی نیروگاه‌ها جان می‌دهند و کسی حتی یک دقیقه سکوت ملی اعلام نمی‌کند.

💨 ۶۰ هزار مرگ در سال یعنی روزانه ۱۶۴ نفر. یعنی همین حالا که شما این متن را می‌خوانید، چند کودک در بیمارستان‌های تهران با ماسک اکسیژن در حال خفه شدن‌اند. یعنی مادرانی که سال‌هاست بوی دود جای بوی نان صبح را گرفته، دیگر نمی‌توانند برای فرزندشان نفس بکشند. این مرگ‌ها را نه موشک دشمن، نه زلزله، نه سیل می‌کشد؛ این مرگ‌ها را تصمیمات غلط، بی‌کفایتی مطلق و فساد سیستماتیک مدیریت کلان کشور می‌کشد.

💨 بیایید عددهای تلخ‌تر را هم بگوییم: وزارت بهداشت در سال ۱۴۰۱ اعتراف کرد که فقط در تهران، آلودگی هوا سالانه بیش از ۴۸۰۰ نفر را می‌کشد. یعنی در هشت سال گذشته، فقط در پایتخت، بیش از ۴۰ هزار نفر قربانی سیاست «نمی‌صرفد فیلتر نصب کنیم»، «نمی‌صرفد خودروسازی را تعطیل کنیم»، «نمی‌صرفد مازوت را کنار بگذاریم» شده‌اند. این ۴۰ هزار نفر، نه شهید راه آزادی‌اند، نه کشته‌های جنگ تحمیلی؛ قربانی بی‌وطنی مسئولینی‌اند که ماشین خارجی آخرین مدل سوار می‌شوند، در ویلاهای لواسان نفس می‌کشند و برای مردم نسخه «در خانه بمانید» می‌پیچند.

💨 یادتان هست زمستان ۹۶؟ وقتی تهران ۲۷ روز پی‌درپی تعطیل شد و باز هم کسی استعفا نداد؟ یادتان هست که همان سال، رئیس‌جمهور سابق گفت «آلودگی هوا سیاسی است»؟ سیاسی؟! مرگ کودک ۹ ساله‌ای که به خاطر حمله آسم در آمبولانس جان داد سیاسی است؟ سرطان ریه‌ای که در ۱۰ سال گذشته در ایران ۱۱۵ درصد رشد کرده سیاسی است؟ (آمار مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه علوم پزشکی تهران، ۱۴۰۳)

💨 و حالا، در آبان ۱۴۰۴، دوباره همان داستان تکراری: مدارس تعطیل، دانشگاه‌ها غیرحضوری، بیماران قلبی بمیرند، سالمندان در خانه حبس شوند، زنان باردار جنین‌شان آسیب ببیند و هیچ کس، هیچ کس، پاسخگو نباشد. نه وزیر نفت استعفا می‌دهد که چرا پالایشگاه‌ها هنوز استاندارد یورو۵ ندارند، نه وزیر صمت که چرا ۳۰ سال است خودروسازان آشغال تولید می‌کنند، نه رئیس سازمان محیط زیست که فقط بلد است بگوید «مازوت نمی‌سوزانیم» و بعد دوربین‌های مخفی نشان دهند نیروگاه‌ها شب‌ها دود سیاه می‌پاشند توی صورت مردم.

💨 این دیگر آلودگی هوا نیست؛ این نسل‌کشی سازمان‌یافته است. این قتل‌عام با امضای کسانی است که بودجه‌های نجومی را صرف تبلیغات و پروژه‌های نمایشی می‌کنند اما برای یک فیلتر دوده روی اتوبوس‌های شرکت واحد پول ندارند. این کشتار عمدی مردمی است که مالیات می‌دهند تا مسئولین در کاخ‌هایشان اکسیژن خالص تنفس کنند.

💨 تا کی باید کودکمان را با سرفه‌های خونی از خواب بیدار کنیم؟ تا کی باید به مادرمان بگوییم «امروز بیرون نرو، می‌میری»؟ تا کی باید در شهری زندگی کنیم که نفس کشیدن در آن مساوی است با خودکشی تدریجی؟

💨 این متن را نه برای تغییر مسئولین می‌نویسم؛ آن‌ها گوششان کر و دل شان کور است. برای شما می‌نویسم، برای آن مادری که فرزندش را در آغوش گرفته و اشک می‌ریزد، برای آن پیرمردی که با ویلچر در پارک خالی نشسته و به آسمان خاکستری نگاه می‌کند. ما دیگر نمی‌توانیم ساکت بمانیم. این دود فقط ریه را نمی‌سوزاند؛ وجدان یک ملت را هم دارد خاکستر می‌کند. اگر امروز فریاد نزنیم، فردا دیگر کسی نمانده که فریاد بزند.

@nasaksara

⭕️ افزایش چشمگیر تولید «بنزین پتروشیمی»؛ هدیه سرطان‌زای جمهوری اسلامی به ایرانیان

آلودگی هوا در ده‌ها شهر ایران طی روزهای اخیر به میزان «سمی و خطرناک» برای همه افراد و گروه‌های سنی رسیده است و مردم از تهران و کرج و اراک گرفته تا مشهد، تبریز، اصفهان، اهواز، همدان یا ساری، با انتشار تصاویر و ویدیوهایی از تجربه «شدید‌ترین میزان آلودگی طی دهه‌های اخیر» سخن می‌گویند.

در برخی از این کلان‌شهرها مانند تهران یا تبریز، وب‌سایت‌های کنترل کیفیت هوا به دستور مقام‌ها، از ارائه آخرین داده‌ها یا نمایش اعداد صحیح درباره شدت آلودگی‌ها منع شده‌اند. با این حال، وب‌سایت‌های جهانی معتبر در روز سه‌شنبه ۴ آذر، شاخص آلودگی هوای تهران را با وجود تعطیلی ادارات و مدارس، حدود عدد ۱۸۱ نشان می‌دهند که آن را در سطح خطرناک قرار می‌دهد.

بیشتر بخوانید....

@IndyPersian


.


#نگار_نو #فلسفیدن #نقاشی #هنر #قضاوت



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امیر کبیر و مادرش

🤌🏻 اجرای بی‌نظیر سروین و سینا


.


#هنر



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 امیر کبیر و مادرش

🤌🏻 صحنۀ کامل‌ترِ اجرای سروین ضابطیان و سینا ساعی

.


#هنر



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"اگه چیزیو می‌خوای که تا حالا نداشتی، باید کاریو انجام بدی که تا حالا نکردی"


🔸اشاره درباره‌ی اجرا: ابتدای این اجرای فوق‌ا‌لعاده درباره‌ی زندگی امیرکبیر بود، و این پسر با اومدنش بقیه‌ی‌ این داستان رو اینگونه رقم زد...

.


#هنر



🌾 @Naqdagin
Forwarded from آثار
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 صحنۀ کامل‌ترِ فینال کارناوال

از جمله اجرای سروین ضابطیان و سینا ساعی | صحنه امیرکبیر و مادرش


.


#هنر



🌾 @Naqdagin
🎬 مرگ یزدگرد (۱۳۶۰)
— ژانر: تاریخی – درام – فلسفی

«ملت را نمی‌توان کشت
ولی پادشاه را می‌شود
با مرگ پادشاه ملتی می‌میرند»

بهرام بیضایی، مرگ یزدگرد


🔺نظیر این سخن را برخی از عزیزانِ پادشاهی‌خواه نقل کرده‌اند. اگر کسی حتی فیلم این نمایش‌نامه را گذری دیده‌باشد، چنین خبط بزرگی را نمی‌کند که از نامِ بهرام بیضایی پس از مرگش، برای ایدۀ محترم خود سوءاستفاده کند.

🔺نسبت دادنِ چنین جمله‌ای به بهرام بیضایی، خلافِ کلیتِ مشی و نگرشِ او به ایران و فرهنگ و قدرت، و دیالوگ‌های نقادانۀ متعددی‌ست که صرفا در همان نمایش‌نامه و فیلم (جدا از دیگر کارهایش)، علیه این دیدگاهِ «ملت-صغیرپندارِ» سنتی بیان شده‌است. در این باره در یک رشته‌استوری (اینجا) با جزئیات بیشتری توضیح دادیم.

🔺چنین نقل‌قولی، مشابه آن است که یک طرفدارِ کودک‌همسری، جمله‌ای از یک کاراکترِ طرفدارِ کودک‌همسری در یک نمایش‌نامه، به‌قلم نویسنده‌ای با گرایشاتِ آشکارا لیبرال و حامیِ حقوق زنان و کودکان را تقطیع و نقل کند، و از اعتبار نام آن نویسنده، برای تصدیق و تاییدِ عقاید خود بهره‌ ببرد!
▪️▪️▪️

🔸بهرام بیضایی قبل از هر چیز متفکر تاریخ و اسطوره بود، نه صرفاً فیلم‌ساز. او تاریخ را بازسازی نمی‌کرد؛ تاریخ را بازجویی می‌کرد.

🔸در مرگ یزدگرد، بیضایی عمداً از بازنمایی باشکوه سقوط یک امپراتوری پرهیز می‌کند و به سراغ حاشیه می‌رود: یک آسیاب، یک خانوادهٔ فقیر، و شاهی که دیگر قدرتی ندارد. این جابه‌جاییِ مرکز نگاه، امضای بیضایی است.

🔸او به روایت واحد اعتقاد نداشت. در جهان بیضایی، حقیقت چندپاره است و قدرت همیشه سعی می‌کند یکی از این پاره‌ها را «حقیقت رسمی» اعلام کند. به همین دلیل فیلم ساختاری شبیه تئاتر، اسطوره و محاکمهٔ فلسفی دارد، نه سینمای تاریخی متعارف.

🔸بیضایی زبان را مثل سلاح به کار می‌برد. دیالوگ‌هایش ادبی‌اند، اما تزئینی نیستند؛ هر جمله حامل تاریخ، خشونت، ترس و حافظهٔ جمعی است. او نشان می‌دهد که چگونه زبان می‌تواند هم حقیقت را آشکار کند و هم پنهان.

🔸نکتهٔ مهم‌تر این است که بیضایی همیشه طرف فرودستانِ تاریخ می‌ایستد. در مرگ یزدگرد، شاه می‌میرد، اما این مردم عادی‌اند که زیر بار روایت‌ها له می‌شوند. فیلم دربارهٔ پایان یک پادشاه نیست؛ دربارهٔ شروع قرن‌ها روایت‌سازی، توجیه و تحریف است.

🔻بیضایی منحصر‌به‌فرد بود:
اسطوره را به ابزار نقد قدرت تبدیل کرد
تاریخ را از نگاه پیروزان ننوشت
و به‌جای پاسخ، مخاطب را وادار به فکر کردن کرد
مرگ یزدگرد هنوز هم تازه است، چون نه دربارهٔ گذشته،
بلکه دربارهٔ نحوهٔ ساخته‌شدن حقیقت در هر زمانه‌ای حرف می‌زند.

📖 خلاصهٔ داستان:


🔸فیلم روایت‌گر واپسین لحظات زندگی «یزدگرد سوم»، آخرین شاه ساسانی است؛ اما نه به شکل یک روایت تاریخی خطی. جسد شاه در آسیابی پیدا می‌شود و آسیابان، همسرش و دخترش متهم به قتل او هستند.

🔸دادگاهی تشکیل می‌شود و هرکدام از متهمان، روایت خودشان را از ماجرا تعریف می‌کنند. اما هیچ روایت قطعی‌ای وجود ندارد. حقیقت مدام تغییر شکل می‌دهد و آنچه باقی می‌ماند، نه خودِ تاریخ، بلکه برداشت انسان‌ها از قدرت، ترس و بقاست. فیلم به‌جای پاسخ دادن، سؤال می‌سازد: چه کسی تاریخ را می‌نویسد؟ فاتح، قربانی یا شاهد؟

.


#اپوزیشنقد #هنر #معرفی_فیلم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸نمایشنامهٔ «مرگ یزدگرد» بهرام بیضایی، مرزی میان اسطوره و تاریخ را در می‌نوردد و مسئلهٔ حقیقت را در بستر فروپاشی اخلاقی و سیاسی می‌کاود.

🔸حقیقت در این اثر نه در زبان قدرت بلکه در تضاد روایت‌ها پدیدار می‌شود، و بیضایی با ساختاری بکت‌وار، داوری نهایی را به تعلیق می‌برد تا نشان دهد «حقیقت» همواره محصول نگاه است، نه واقعه. این اثر از منظر فلسفی، نقدی بر فروپاشی معنا در دوران گسست تاریخی است، جایی که مرگ پادشاه، مرگ تفسیر می‌شود.

.


#اپوزیشنقد #هنر #معرفی_فیلم



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#بهرام_بیضایی فقط یک نام در تاریخ هنر ما نیست؛
او یادآور این است که روایت، تماشاخانه‌ای‌ست برای نجات ملت‌ها.


🔸
این ویدئو ادای دِینی است به شعله ای که هرگز خاموش نمی‌شود

نوشتۀ #محمد_رحمانیان (فصلنامه صحنه، شماره ۲، تابستان ۱۳۷۷)
با صدای محمدرضا لبیب
ویدئو از مهدی مرادپور
تقدیم به مژده شمسایی

.


#خیالپرسه #تئاتر_ایران #سینمای_ایران #هنر



🌾 @Naqdagin