Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 اصفهان و نقاشی
— تحول در هنر ایرانی (+)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— تحول در هنر ایرانی (+)
.
#نگار_نو #هنر#تاریخ_هنر #نقاشی #اصفهان #مینیاتور #صفویه #نقاشی_اصفهان
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘دربارۀ چیستی و ماهیت هنر ایدئولوژیک مینیاتور
— فرشچیان در آیینۀ داوینچی
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 سوال پر تکراری وجود دارد که هر بار از من پرسیده میشود و به اختصار به آن از دریچهی جامعهشناسی پاسخ خواهم داد. پرسش این است که:
🍂 به دو نقاشی بالا نگاه کنید. اگر خوب فکر کنید، میبینید که بیشترین دفعاتی که هر کدام از آنها را چه مستقیم و چه غیرمستقیم دیدهاید یا نام آن را شنیدهاید به تابلوی شام آخر داوینچی تعلق دارد.
🍂 اما آیا پشت چنین آماری حقیقتی نهفته است؟ ذهنیت تئوری توطئه فورا پاسخ میدهد:
🔺اما این استدلال صرفا یک تئوری توطئه است.
🍂 ما میدانیم که زندگی روزمرۀ اجتماعی غیرقابل نفوذ است. سطوح مختلف اجتماعی اگرچه آنقدر قابلیت دارد که تحتتاثیر پروپاگاندا باشد، همانطور که در برابر ادیان، خود یک دستگاه تبلیغاتی میشوند، اما قدرت هنر را باید از معنویت جدا کرد.
🍂 هنر هیچگاه قدرت ندارد تا مانند دین و گفتمان دینی اذهان را تسخیر کند مگر این که بتواند با روایت لایههای مختلف زیستی و تجربی جامعه همخوان و همصدا شود.
🍂 بعبارتی، تجربهی لمس و درک هنر، با تجربهی زیسته پیوند مستقیم دارد. ما هنر را ابتدا با حواس خود تجربه میکنیم و چنانچه یک اثر هنری یا سبک هنری نتواند حواس ما را اقناع کند پس زده میشود.
🍂 اما ادیان ابتدا در شکافهای تجربی جا میگیرند؛ یعنی جایی که از دسترس حواس خارج است. به همین علت، هنر نزدیکترین فاصله را با واقعیت دارد اما دین نزدیکترین فاصله را با ذهن پیدا میکند، و از واقعیت فاصله دارد.
🍂 تابلوی شام آخر با وجود اینکه یک روایت تاریخی دینی است اما از آنجا که نقاش با حواس انسان بیگانه نبوده است، بدون هیچگونه اجباری و تا آخر تاریخ تکرار میشود. میمِ تابلوی شام آخر مدام بازآفرینی میشود و عناصر اجتماعی درون آن مطابقت جدی با تجربیات ما دارند، و ما بارها میتوانیم تجربیات خود را در این آثار کشف کنیم؛ مانند خیانت.
🔺ولی نقاشی مینیاتور مانند ادیان است که اشتراکی با حواس ما ندارد. حواس ما آن را پشتیبانی نمیکند و به لحاظ تجربی خاطرهی اجتماعی و جمعی و حتا بینافردی ندارد. اینجاست که میتوان گفت هنر ایدئولوژیک به کلی از زندگی اجتماعی بیرون است و نسبتی با آن ندارد. در نتیجه، برای تکرار شدن، یعنی میم شدن و سرایت به جامعه، به دستورالعمل و تاکید نیاز دارد.
🔺این نکته باعث میشود همواره نیاز به قدرت داشته باشد. گفتمانی که آن را زنده نگه دارد؛ یعنی تبلیغ و تأویل، یعنی ایدئولوژی.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman
— فرشچیان در آیینۀ داوینچی
✍🏻 #محبوبه_زمانیان
🍂 سوال پر تکراری وجود دارد که هر بار از من پرسیده میشود و به اختصار به آن از دریچهی جامعهشناسی پاسخ خواهم داد. پرسش این است که:
چرا مینیاتور را یک اثر هنری آغشته به ایدئولوژی میدانم؟
🍂 به دو نقاشی بالا نگاه کنید. اگر خوب فکر کنید، میبینید که بیشترین دفعاتی که هر کدام از آنها را چه مستقیم و چه غیرمستقیم دیدهاید یا نام آن را شنیدهاید به تابلوی شام آخر داوینچی تعلق دارد.
🍂 اما آیا پشت چنین آماری حقیقتی نهفته است؟ ذهنیت تئوری توطئه فورا پاسخ میدهد:
آری؛ مسیحیت در پروپاگاندای دینی خود توانسته از هنر استفاده کند و تا جایی که میتواند این اثر را به چشم مخاطب برساند و حتا در رمانها و آثار سینمایی بگنجاند.
🔺اما این استدلال صرفا یک تئوری توطئه است.
🍂 ما میدانیم که زندگی روزمرۀ اجتماعی غیرقابل نفوذ است. سطوح مختلف اجتماعی اگرچه آنقدر قابلیت دارد که تحتتاثیر پروپاگاندا باشد، همانطور که در برابر ادیان، خود یک دستگاه تبلیغاتی میشوند، اما قدرت هنر را باید از معنویت جدا کرد.
🍂 هنر هیچگاه قدرت ندارد تا مانند دین و گفتمان دینی اذهان را تسخیر کند مگر این که بتواند با روایت لایههای مختلف زیستی و تجربی جامعه همخوان و همصدا شود.
🍂 بعبارتی، تجربهی لمس و درک هنر، با تجربهی زیسته پیوند مستقیم دارد. ما هنر را ابتدا با حواس خود تجربه میکنیم و چنانچه یک اثر هنری یا سبک هنری نتواند حواس ما را اقناع کند پس زده میشود.
🍂 اما ادیان ابتدا در شکافهای تجربی جا میگیرند؛ یعنی جایی که از دسترس حواس خارج است. به همین علت، هنر نزدیکترین فاصله را با واقعیت دارد اما دین نزدیکترین فاصله را با ذهن پیدا میکند، و از واقعیت فاصله دارد.
🍂 تابلوی شام آخر با وجود اینکه یک روایت تاریخی دینی است اما از آنجا که نقاش با حواس انسان بیگانه نبوده است، بدون هیچگونه اجباری و تا آخر تاریخ تکرار میشود. میمِ تابلوی شام آخر مدام بازآفرینی میشود و عناصر اجتماعی درون آن مطابقت جدی با تجربیات ما دارند، و ما بارها میتوانیم تجربیات خود را در این آثار کشف کنیم؛ مانند خیانت.
🔺ولی نقاشی مینیاتور مانند ادیان است که اشتراکی با حواس ما ندارد. حواس ما آن را پشتیبانی نمیکند و به لحاظ تجربی خاطرهی اجتماعی و جمعی و حتا بینافردی ندارد. اینجاست که میتوان گفت هنر ایدئولوژیک به کلی از زندگی اجتماعی بیرون است و نسبتی با آن ندارد. در نتیجه، برای تکرار شدن، یعنی میم شدن و سرایت به جامعه، به دستورالعمل و تاکید نیاز دارد.
🔺این نکته باعث میشود همواره نیاز به قدرت داشته باشد. گفتمانی که آن را زنده نگه دارد؛ یعنی تبلیغ و تأویل، یعنی ایدئولوژی.
🔻محبوبه زمانیان
📕پروپاگاندا
📕مجتبی شکوری، سهمیه و تاریخچۀ اعتراف
📕تاریخچۀ غربستیزی در اصطلاحِ خودساختۀ «تهاجم فرهنگی»
📺 وضع دانشگاه/علوم انسانی در ایران (محسن رنانی و شبهعلم)
📕انقلابِ فرهنگیِ مردم: عبور از فمینیسم، چپگرایی و توهمات پسااستعماری
📕بیسوادیِ عمومی دربارۀ سلامت روان
📕اهمیت «آبرو» و ضربات عرفانگرایی به آن
📕در باب اهمیتِ درکِ تمایزِ «سلبریتی» و «پوپولیست»
📕در بابِ ترسناکترین بحران
📕نقد سخن آرش حیدری درباره سوژه مستاجر
📕در وصف کتابهایی که از درمانِ درد ما عاجزند
📕نقد و بررسیِ «ادا در بیاریم کلا…»
📕اسنوبیسم چیست؟
📕خود واقعی، فریب بزرگ
📕چگونه «کوچینگ» و موفقیتهای فوری، فرهنگ را به بنبست میرسانند؟
.
#هنر #نقد_ادیان#محمود_فرشچیان #داوینچی #نقاشی #مینیاتور
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @jaiibarayeman