نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ژولیا کریستوا؛ از فروپاشی تا بازسازی (+)

🔸در این برنامه، به زندگی، آثار و اندیشه‌های #ژولیا_کریستوا، فیلسوف، روان‌کاو و نظریه‌پرداز برجسته فرانسوی پرداخته می‌شود. کریستوا با ترکیب روان‌کاوی، زبان‌شناسی و نقد ادبی، مفاهیم مهمی همچون بینامتنیت، ابژۀ منفور (abject) و دگردیسی سوژه را مطرح کرده است.

🔸در این ویدئو، ضمن بررسی نقش کریستوا در گسترش نظریات پساساختارگرایی و فمینیسم، نگاهی خواهیم داشت به تأثیرات او بر فلسفه معاصر، همچنین به نقدهایی که بر دیدگاه‌هایش وارد شده‌است. اگر به فلسفه، روان‌کاوی و اندیشه‌های نوین علاقه‌مند هستید، این برنامه را از دست ندهید.

.


#زیست‌روان #فلسفیدن #زنان #حکومت_اسلامی #فلسفه #روانکاوی



🌾 @Naqdagin
📺 پیام پنهانِ ماکیاولی؛ پدر مدرنیته و انقلابی خاموش
— مصاحبه با هاروی منسفیلد (فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی برجسته آمریکایی، استاد ممتاز دانشگاه هاروارد)
(۲/۲)
🔺به طور خلاصه، علم مدرن با تمرکز بر "علل کارآمد" و "حقیقت تأثیرگذار"، به دنبال فهم تأثیرات و نتایج است، نه اهداف یا نیات. این رویکرد، جهان مدرن را به سمت "کنترل عقلانی" سوق داد.

🔶 تأثیر ماکیاولی بر سیاست مدرن

🔻ماکیاولی مفاهیم کلیدی را در سیاست مدرن پایه‌گذاری کرد که امروزه بدیهی به نظر می‌رسند:

📌 اولویت سیاست خارجی:
ماکیاولی معتقد بود که سیاست خارجی که مبتنی بر رقابت و ضرورت است، باید بر سیاست داخلی غلبه کند. او حتی روابط داخلی یک ملت را به روابط خارجی تشبیه می‌کند، زیرا معتقد است شهروندان یک ملت را نباید به عنوان دوستان ابدی در نظر گرفت، بلکه باید آنها را به عنوان دشمنان بالقوه شناخت.

📌 قدرت اجرایی و غیرمستقیم: قدرت موثر، قدرتی است که پنهان و غیرمستقیم باشد. شهریار به جای اینکه مستقیماً دستور دهد، خود را به عنوان مجری اراده قدرت‌های بالاتر (مانند مردم یا خدا) معرفی می‌کند. این ایده، اساس "قدرت اجرایی" مدرن و "حکومت غیرمستقیم" است.

📌 مفهوم توطئه: ماکیاولی به‌شدت به توطئه معتقد بود و به همین دلیل طولانی‌ترین فصل‌های "شهریار" و "گفتارها" را به توطئه اختصاص داده است. او معتقد بود آنچه در سیاست آشکار است، نمایشی از یک قدرت پنهان است که در پشت صحنه عمل می‌کند. این طرز تفکر، اساس مدیریت و "قدرت پشت پرده" در جهان مدرن را تشکیل می‌دهد.

🔶 نقد به مدرنیته: از شکوه تا مادی‌گرایی

🍂 با این حال، منسفیلد در پایان می‌گوید که اگر ماکیاولی امروز زنده بود، شاید از میراث خود ناامید می‌شد. زیرا مدرنیته‌ای که او بنیان گذاشت، به جایی رسید که هدف غایی انسان‌ها را نه در "شکوه" (glory)، بلکه در "ثروت" و "رفاه مادی" خلاصه کرد. فیلسوفان لیبرال پس از ماکیاولی، مانند هابز، لاک و آدام اسمیت، برای کاهش خشونت و جنگ، عطش انسان‌ها برای کسب قدرت سیاسی را به سوی «کسب ثروت اقتصادی» سوق دادند. نتیجه این تحول، ظهور جامعه‌ای بورژوایی و خودخواه است که به گفته توکویل، انسان‌ها را به افرادی خودشیفته و بی‌مایه تبدیل می‌کند.

🍂 منسفیلد در نهایت ماکیاولی را به دلیل اینکه ما را به ضرورت و واقعیت بازمی‌گرداند، تحسین می‌کند و آن را پادزهری برای خودکامگی مدرنیته می‌داند. اما او خود را ماکیاولی‌گرا نمی‌داند و معتقد است که نهایتاً باید به "فضیلت کلاسیک" بازگشت که تعادل بهتری میان خیر و ضرورت برقرار می‌کند. به عبارت دیگر، ماکیاولی با حمله به فضیلت کلاسیک، در نهایت ما را به قدردانی از آن سوق می‌دهد.


🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»

.


#فلسفیدن #سیاست #فلسفه_سیاسی #علوم_سیاسی #ماکیاولی #مدرنیسم



🌾 @Naqdagin
📘آزادی بیان در «جنگ داخلی»

✍🏻 #یاشار_جیرانی

🍂 سخن گفتن از آزادی بیان وقتی یک جامعه درگیر «جنگ داخلی» است، معنای چندانی ندارد. منظور جنگ داخلی در معنای متعارف و دم‌دستی آن نیست: یعنی زمانی که دو گروه سیاسی داخلی به مرحله‌ی بالفعل درگیری با سلاح می‌رسند. منظور جنگ داخلی در معنای جان لاکی یا فلسفی آن است: یعنی زمانی که دوگانه‌ی دوست و دشمن با همان شدتی که بر دشمن خارجی به کار بسته می‌شود بر دشمن داخلی نیز به کار بسته شود. زمانی که بخشی از اعضای یک جامعه بخش دیگر را نه به‌عنوان رقیب بلکه به‌منزله‌ی دشمنانی ببینند که قابلیت نابودی شیوه‌ی زندگی آنها و نهایتاً حذف فیزیکی یا کشتارجسمانی آنان را دارند. زمانی که دشمن داخلی دقیقاً به اندازه‌ی دشمن خارجی خطرناک تلقی می‌گردد. زمانی که اطاعت یا نقض قانون دیگر معیار واقعی و مؤثر تمایز دوست ــ دشمن عمومی نیست و دوست و دشمن عمومی کسی تلقی می‌شود که با عقیده‌ی خصوصی یا شیوه‌ی زندگی من تقابل دارد.

🍂 در چنین شرایطی، هر سخن عمومی معنایی «سیاسی» می‌یابد:‌ یعنی سخنی که فارغ از معنای تحت‌اللفظی و بی‌واسطه‌اش (مثلاً سخنی در باب یک امر تاریخی) می‌تواند به ابزاری برای تهدید شیوه‌ی زندگی و تقویت دشمن داخلی منجر گردد. در چنین موقعیتی، هر سخنی می‌تواند به مثابه‌ی صورتی از «توطئه»ی دشمن داخلی تفسیر شود.

📌 این موقعیت سیاسی ــ‌ اجتماعی برای تبلیغ و موعظه در باب آزادی بیان مستعد و مناسب نیست. مهمتر از این، آزادی بیان در نهایت قانون و رژیم لیبرالی مستقر را پیش‌فرض می‌گیرد (برای تعیین محدوده‌ی مشروع آزادی بیان)؛ بدون این زمینه‌ی واقعی، آزادی بیان یا صرفاً «معنویت» روشنفکر لیبرال در «بیابان» است یا صورت زمختی از ریاکاری سیاسی است که در بلندمدت به ضرر «آرمان» آزادی بیان است: اینکه هرگاه با سخنی موافق یا همدل باشیم از آزادی بیان دفاع کنیم و هرگاه با آن مخالف بودیم…

🔺دقت کنید استدلال من این نیست که «مصلحت» حکم می‌کند آزادی بیان را نقض کنیم یا چون در مقطع حساسی هستیم. این استدلال‌ها تابع مفهوم «حزم سیاسی» هستند و می‌توانند درست باشند یا نباشند. بگذارید آن را به زبان و شیوه‌ای هابزی دوباره بیان کنیم: آزادی بیان «حق قانونی» است و مبنا و تضمین خود را از وجود دولت و قانون می‌گیرد. خصیصه‌ی جامعه‌ای که دچار جنگ داخلی در معنای موسع کلمه است («وضع جنگی» لاک) این است که قانون در آن ساقط شده است: در «وضع استثنا» قرار دارد.

🔺ما در اینجا با تقابل عقیده‌ها و شیوه‌های زندگی خصوصی مواجه هستیم که برای تبدیل شدن به قانون یا عقیده‌ی عمومی با هم «می‌جنگند». در این موقعیت، همه‌ی معیارهای آزادی بیان دلخواهانه و تابع عقیده و شیوه‌ی زندگی خصوصی طرفین دعواست.
مثلاً در مناقشه‌ی کنونی، باید پرسید اگر فرد مذکور به جای توهین به اسطوره‌های ملی مثلاً به زنان توهین می‌کرد مواضع حامیان آزادی بیان چقدر جا‌به‌جا می‌شد.


🍂 درنهایت، واضح است که بدون تعیین حدود و معیارهای آزادی بیان این ارزش صوری و بی‌معناست. بنابراین، (در نبود معیار عمومی ناشی از اراده‌ و رضایت عمومی یا همان قانون) همه‌ی طرفین لاجرم در حال نقض آزادی بیان خواهند بود (براساس معیارهای خصوصی طرف دیگر). پس، در این موقعیت توسل به آزادی بیان صرفاً به این معناست که شما موضعی را که مورد تهاجم قرار گرفته از عناصر ذاتی و ضروری شیوه‌ی زندگی خود نمی‌دانید (نه اینکه با آن مخالفید). تردیدی نیست که شما می‌توانید برای آزادی بیان یا «بنیاد» آزادی بیان مؤثر و واقعی بجنگید (یا برای تأسیس نظم سیاسی که دایره‌ی آزادی بیان آن گسترده باشد و رعایت شود) اما در این جنگ «نمی‌توانید» آزادی بیان را رعایت کنید (چون موقعیت به واسطه‌ی تکثر تلقی‌ها از محدوده‌ی آزادی بیان شما را به نقض آن مجبور می‌کند).

📌 اگر اصرار کنید در موقعیتی به آزادی بیان متوسل شوید که امکان توسل به آن نیست (در نتیجه تصویری ریاکارانه از آن ساخته می‌شود) همان سرنوشتی را برای آن رقم می‌زنید که بر سر «ارزش‌های دینی» در تئوکراسی‌ها آمد: آن را به امری مبتذل و توخالی بدل می‌کنید.

📺 اگر‌ جای فردوسی حسین موضوع مسخرگی بود، چه می‌شد؟
📕هر تعصبی بد است؟
ضرورتِ نقد مواجهه‌های کلیشه‌ای چپ
📕مقدسات مشروع
📕روایتِ رسانۀ دولتِ فخیمۀ انگلیس
تقدیسِ رکاکت و کاریکاتورسازی از شعور و مقاومتِ ملی
📕در بی‌فرهنگی این «مسلمانان فرهنگی»

.


#سیاست #فلسفه_سیاسی #فلسفیدن



🌾 @Naqdagin | BARU
📘‏«ادموند بِرک» برعلیهِ جزوه! (۵/۵)

باید گفت که این، خود اوج بی‌مسئولیّتی در درکِ انضمامی مشکلات و دعاوی پیش روی آرمان «بازپس‌گیری (دولت ملی) ایران» در این زمانهٔ خطیر است. این «نسبیّت‌اندیشی محض جبّارانه»، از قضا خود استوار بر یک تعهّد به انتزاعی‌اندیشی مبتنی بر «تصادم مجهولات» دارد و درست از همین روست که تقدّس صندوق رأی را تا مقام «تأسیس و تعریف ملّت و دولت» بالا می‌برد. آشکار است که در تاریخ مدرن، «هیچ» ملّت و هیچ دولتی وجه تاسیسی‌ و تعریفی‌اش را از صندوق رأی نگرفته، بلکه در بهترین حالت، صندوق رأی حامل یک همداستانی (Consensus) نمادین و تاریخی بر یک «فرم سیاسی» اما در درون روند زیرایستای «اصول میثاق مشروطیت (=دولت قانون)» در آن مملکت بوده. لازم به یادآوری‌ست که صندوق رأی در مواقع بسیاری مورد دستبرد واقع شده که نتایجش از قضا علیه اصول مشروطیت آن دولت‌ملت به‌کار رفته.

رجوع به صندوق رأی در فازهای نخست پس از اسقاط رژیم ایلغار
[برای رژیمی استفاده می‌شود که به مانند یک سپاه اشغالگر بر کشور حاکم است]، از جمله در قالب رفراندم، در صورت امکان می‌تواند بسیار سودمند و یاریگر باشد، اما تنها و تنها با داشتن درکی درست از پرسپکتیو حقوقی-سیاسی زمین بازی و قواعد موضوعهٔ پیشتر تاسیس‌شدهٔ دولت‌ملت ایرانی، و جانمایی دقیق «مشروعیت سیاسی حاصل از صندوق رأی» در روند کلانتر بازآرایی مناسبات دولت ملی ایران پس از ۴۶ سال اشغال‌شدگی در نتیجهٔ فترت نظم ملی. این به این معناست که با «تشریفات درست برآمده از دولت قانون»، و نه در خلاء حاصل از یک عدمِ پست‌مدرن و سهل‌انگار، می‌توان و باید به صندوق رأی برای «تثبیت» بازآرایی ستونهای نظم دولت‌ملتی (= نظم ملی مشروع) رجوع کرد (و تعیین شکل نظام هم ذیلی از همین است)، اما توهم تاسیس شأن ملت و قواعد دولت ملی از نو، نه‌تنها سودمند نیست، که عمیقا آدرسی غلط و البته جاه‌طلبی‌ای خطرناک است.

🔻لازم به یادآوری است که کلّ ارجاعات به ادموند برک از منبع زیر به ویراستاری J. G. A. Pocock برداشته شده:

Burke, Edmund. Reflections on the Revolution in France. Edited by J. G. A. Pocock. Indianapolis: Hackett Publishing Company, 1987, par. 200.

نیز متن آقای ا.ی‌.آ را در دفاع از جزوه در سایت فریدون می‌توانید مطالعه کنید:
fereydoun.org/

.


#سیاست #اپوزیشنقد #ایران #فلسفه_سیاسی #محافظه‌کاری #ادموند_برک



🌾 @Naqdagin | @irbozorg
📺 همه‌چیز فقط یه بازیه!
#آلن_واتس (منبع)

🔸وقتی قوانین بازی رو بفهمی، دیگه هیچ‌‌چی رو انقدر جدی نمی‌گیری. زندگی یه بازیه، نه آزمون. این ویدیو تو رو می‌بره به عمق نگاه آلن واتس جایی که می‌فهمی نباید با زندگی بجنگی، باید باهاش برقصی. از کنترل دست بردار و وارد جریان بشو—جایی که استرس جای خودش رو به آرامش واقعی می‌ده.

🔻آلن واتس
📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس
📕آلن واتس در برابر اسلام

🔻شرق Vs اسلام
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📕بودیست بودا را می‌کشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بت‌پرستی یک خطای خطرناکِ تاریخی‌ست؟
🔻سادگرو، اشو و مورتی
📕 مصاحبه‌ اشو دربارۀ مراقبه
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسل‌های نو دیگر دین را نمی‌پذیرند؟
📺 مذهب به‌مثابه یک روان‌کاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن‌؟
📺 ادیان بخشی از مشکل‌اند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسک‌خرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!

.


#خودشناسی #معنای_زندگی #فلسفیدن #آلن_واتس #آرامش_ذهن #فلسفه_زندگی



🌾 @Naqdagin
📘چرا عقلانیت یک شوخی بی‌مزه نیست؟
نقدی بر نگاهی بدبینانه

✍🏻 #شهرام_عین

یک) عقلانیت، برای جانوری همچون انسان، جز یک شوخی بی‌مزه و یک توهّم سرگرم‌کننده نیست. عقلانیت بیش از اندازه باد شده، تا حدی که بوی مشکوک می‌دهد. این همه جار و جنجال برای عقلانیت چیزی نیست جز داستان‌سُرایی؛ سرپوشی بر واقعیت عریان.

دو) انسان‌ها نه با عقل، بلکه با اقتدا به "الگو"های اصیل و ممتاز زنده می‌مانند؛ بی‌الگو، به حیوانی بی‌قطب‌نما بدل می‌شوند.

سه) و امروز، جز صحنه‌ای ویران نمانده است: جایی که فرزانگان را حذف کرده‌اند و میدان را تمام‌قد سپرده‌اند به اراذل و اوباشی در قامت شومن و مانکن!

🎙#علی_اشکان_نژاد


🔻سخن جناب علی اشکان نژاد، از لحاظ عاطفی و بیانی، قدرتمند و تأثیرگذار است، اما از منظر منطقی و تحلیلی، نقدهایی جدی به آن وارد است.

۱. رویکرد تقلیل‌گرایانه به عقلانیت

🔻بزرگ‌ترین نقد به سخن ایشان، نگاه تک‌بعدی و تقلیل‌گرایانه آن به مفهوم عقلانیت است.

▪️ایجاد دوگانهٔ کاذب: سخن ایشان، عقلانیت را به طور کامل نفی کرده و آن را در برابر «واقعیت عریان» قرار می‌دهد. این در حالی است که عقل، تنها یک ابزار است. اگر این ابزار به تنهایی و بدون شهود، احساس یا اخلاق به کار گرفته شود، ممکن است به یک "شوخی بی‌مزه" تبدیل شود، اما این به معنای بی‌ارزشی مطلق آن نیست.

▪️تناقض درونی: اشکان‌نژاد برای نقد عقل، از جملاتی منطقی و استدلالی استفاده می‌کند. سخن ایشان خود یک محصول عقلانیت است. چطور می‌توان با ابزاری که آن را "بی‌ارزش" می‌داند، به نقد آن پرداخت؟ این تناقض، ریشهٔ استدلال را سست می‌کند.

۲. ابهام در تعریف "الگو" و "فرزانه"

🔻سخن ایشان، زنده ماندن انسان را به اقتدای به "الگو"های اصیل منوط می‌داند، اما معیاری برای شناخت این الگوها ارائه نمی‌دهد.

▪️معیار انتخاب: اگر عقل یک "توهم" است، پس انسان بر چه اساسی می‌تواند یک الگوی "اصیل" را از یک "شومن" فریبنده تشخیص دهد؟ در غیاب عقلانیت، انتخاب یک الگو به امری کاملاً سلیقه‌ای و بی‌قاعده تبدیل می‌شود که می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد که بی‌الگویی.

▪️عدم ارائهٔ راهکار: سخن ایشان به درستی بیماری را تشخیص می‌دهد (فقدان الگو)، اما راهکاری برای درمان آن ارائه نمی‌دهد. در دنیای پیچیدهٔ امروز، چگونه می‌توان «فرزانگان حذف‌شده» را شناسایی کرد و به آنها اقتدا نمود؟

۳. نگرش بدبینانه و سطحی‌انگارانه به جامعه

🔻سخن ایشان، تصویری کاملاً سیاه و سفید از وضعیت جامعه ترسیم می‌کند که واقعیت آن را نادیده می‌گیرد.

▪️تعمیم‌گرایی افراطی: اگرچه زوال ارزش‌ها و سطحی شدن فرهنگ در جامعه مدرن یک پدیدهٔ قابل نقد است، اما سخن ایشان با یک تعمیم‌گرایی افراطی، همهٔ جامعه را «ویران» و تمام افراد تأثیرگذار را «اراذل و اوباش» می‌نامد. این دیدگاه، وجود فرزانگان و اندیشمندان امروز را که همچنان در حال تلاش برای روشنگری هستند، نفی می‌کند.

▪️ساده‌سازی واقعیت:
واقعیتِ جامعهٔ امروز بسیار پیچیده‌تر از یک صحنهٔ دوگانه (فرزانه در برابر اراذل) است. این نگاه ساده‌انگارانه، از تحلیل علل ریشه‌ای مشکلات جامعه عاجز می‌ماند و تنها به بیان شکوه و تأسف می‌پردازد.

کلام نهایی: سخن جناب علی اشکان نژاد با زبانی قدرتمند، احساسات بسیاری از افراد را نسبت به وضعیت جامعه بیان می‌کند و نقد آن به سوءاستفاده از عقل و رشد پوچ‌گرایی کاملاً درست است. با این حال، با نفی کامل عقل، خود را از ابزار لازم برای ارائهٔ یک راه‌حل منطقی و تشخیص حقیقت از باطل محروم می‌کند و در نهایت، به جای یک تحلیل عمیق، تصویری بدبینانه و غیرسازنده از واقعیت ارائه می‌دهد.

.


#فلسفیدن #نقد_روشنفکران #فلسفه #روانکاوی #سخنرانی #عقلانیت #الگو



🌾 @Naqdagin
Audio
🎧 ماکیاولی
— مقدمۀ گفتارها

🎙#یاشار_جیرانی

@zet362

📻 پیام پنهانِ ماکیاولی؛ پدر مدرنیته و انقلابی خاموش
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»

.


#فلسفیدن #فلسفه_سیاسی #سیاست



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا آگاهی یک توهم است؟ (+)
— یک توافق شگفت‌انگیز


.


#فلسفیدن #فلسفه_ذهن #فلسفه



🌾 @Naqdagin
🎧 ماکیاولی
— جلسۀ نخست: بحثی درباب تقدیم‌نامه و بند نخست پیشگفتار

🎙#یاشار_جیرانی

مخاطب ماکیاولی کیست؟ هدف کتاب چیست؟ منظور از امور دنیوی چیست؟ منظور از شیوه‌ها و نظم‌های نوین چیست؟

@zet362
مقدمۀ درسگفتارها

📻 پیام پنهانِ ماکیاولی؛ پدر مدرنیته و انقلابی خاموش
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🔻پادکستِ خلاصۀ مقاله:
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»

.


#فلسفیدن #فلسفه_سیاسی #سیاست



🌾 @Naqdagin
🎧 در بابِ مفهومِ فلسفی-سیاسیِ «عشق»

🎙#سروش_سیدی

@chaosmotics

.


#فلسفیدن #فلسفه #عشق #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
📘چارچوب جدید برای درک هستی

✍🏻 #مهدی_سالم

🔸پرسش از چیستی اجزای بنیادین هستی، یکی از دغدغه‌های دیرینه و همیشگی من در فلسفه بوده است. در طول تاریخ، متفکران بی‌شماری تلاش کرده‌اند تا واقعیت پیچیده‌ای را که پیرامون ماست، در قالب مقولاتی بنیادین دسته‌بندی و فهم‌پذیر کنند. شاید مشهورترین این تلاش‌ها، دوگانگی سنتی «ذهن» و «بدن» (یا ماده) باشد که واقعیت را به دو جوهر کاملاً متمایز تقسیم می‌کند؛ تفکیکی ماهوی که البته همواره محل بحث و چالش بوده است. این تفکیک‌ها، چه بر مبنای جوهر باشند و چه بر مبنای ویژگی‌ها، نتوانسته‌اند به‌طور کامل رضایت مرا جلب کنند، زیرا اغلب بخشی از غنای تجربهٔ زیستهٔ ما را نادیده می‌گیرند...

لینک
@ShakZi

.


#فلسفیدن #هستی‌کاوی #فلسفه #فیزیکالیسم



🌾 @Naqdagin
اضطرار هستی: دعوتی به دگراندیشی
@Naqdagin
🎧 اضطرار هستی: دعوتی به دگراندیشی

✍🏻 در اپیزود هفتاد‌و‌چهارم از #نقدآگین‌گپ، خلاصۀ مقاله‌ای از آرتور سی. ولف (فیلسوف و پژوهشگر دانشگاه بریتیش کلمبیا) و باربارا (فیلسوف و پژوهشگر حوزهٔ فلسفهٔ کودکان) را در اختیار شما گذاشته‌ایم.

◼️ در این مقاله، آرتور سی. ولف و باربارا وبر ما را به تأملی تازه دربارهٔ فلسفه‌ورزی با کودک و نوجوان دعوت می‌کنند. آن‌ها از ما می‌خواهند فراتر از کلیشه‌های «تفکر انتقادی»، «خلاق» یا «مراقبتی» برویم، و اندیشیدن را به‌عنوان پاسخی زنده به فوریتِ وجودی انسان درک کنیم — همان لحظاتی که بودن، پرسش‌برانگیز می‌شود و کودک، با تمام وجودش می‌خواهد بداند:
«من کی‌ام؟»، «چرا این‌گونه است؟»، «چه باید بکنم؟».

فلسفه‌ورزی در این نگاه، صرفاً آموزش مهارت‌های فکری نیست؛ بلکه نوعی هم‌سفر شدن با کودکان در مسیر زیستنِ آگاهانه و جست‌وجوی معناست. جایی که پرسش نه وسیله، بلکه خودِ زیستن است.

🌐 برای مطالعهٔ متن مقاله به وب‌سایت نشریهٔ پراکسیس (اینجا) سر بزنید.

@praxispublication

.


#فلسفیدن #هستی‌کاوی #فلسفه



🌾 @Naqdagin
📘مرثیه‌ای برای اخلاق بردگی
— نقد رمانتیسیزم ترجمان در دفاع از سنت
(۲/۲)
✍🏻 #اروشا_شهشهانی

🔹 ترامپیسم و اخلاقِ قبیله‌ای مدرن: ترامپیسم از جهاتی بازگشت به همان «اخلاق قبیله‌ای» است که مک‌اینتایر ستایش می‌کند. ترامپ از جهاتی نمادِ وفاداری به قبیله به جای قانون، کیش شخصیت به جای عقلانیت، و قدرت‌طلبی عریان به جای حقوق بشر است. هواداران ترامپ از جهاتی کسانی هستند که از «تکثر مدرن» بیزارند و خواهان بازگشت به یک «نظم اخلاقی واحد» (معمولاً مذهبی و ناسیونالیستی) هستند.

🔹اما اگرچه ترامپیسم رگه‌هایی از «اخلاق قبیله‌ای» و وفاداری به شخص را بازسازی می‌کند، اما همزمان، واکنشی است به ناکارآمدی برخی نخبگان. حامیان ترامپ، برخلافِ رعایای دوران سنت، بر اساس یک «قرارداد اجتماعی مدرن» و با هدفِ صیانت از منافع اقتصادی و ملی خود گرد او آمده‌اند. آن‌ها برخلاف مردمان دوران باستان، کورکورانه مطیع نیستند، بلکه از ابزارهای دموکراتیک (صندوق رای و آزادی بیان) برای به چالش کشیدن ساختار قدرت استفاده می‌کنند.

🔹 تفاوت با نظم صلب قدیمی: در حالی که مک‌اینتایر از نظم واحد سنتی دفاع می‌کند، ترامپ و حامیانش (صرف‌نظر از نقدها) محصولِ همان فضای رقابتی و کثرت‌گرای مدرن هستند. آن‌ها به جای پذیرشِ تقدیرِ تحمیل‌شده از سوی یک «نظم الهی یا طبقاتی»، به دنبال تغییر وضعیت موجود هستند. بنابراین، نسبت دادنِ ترامپ به «پروژه روشنگری» به عنوان یک شکست، نادیده گرفتنِ این حقیقت است که در جهانِ مورد پسندِ مک‌اینتایر، اساساً فضایی برای بروزِ چنین اعتراضات و جنبش‌های مدنی‌ای وجود نداشت.

⛓️ ۴. استبداد در لباس «خیر جمعی»

🔹متن با حسرت می‌گوید: «هدف زندگی انتخاب شخصی نبود، بلکه در دل خیر جمعی معنا می‌یافت». این جمله شاید شاعرانه به نظر برسد، اما در عمل، خطرناک‌ترین ایدئولوژی تاریخ است.

🔹تمامی رژیم‌های توتالیتر (از فاشیسم تا حکومت‌های ایدئولوژیک مذهبی و کمونیستی و سوسیالیستی مانند آنچه در ونزوئلای مادورو دیده‌ایم) دقیقاً با همین شعارِ «خیر جمعی» و «اطاعت از قانون برتر»، آزادی فردی را سرکوب کرده‌اند.

🔹روشنگری شکست نخورده است؛ روشنگری تنها پناهگاه انسان در برابر استبدادِ جمع است. اینکه امروز ما می‌توانیم سوال کنیم «آیا این کار درست است؟» به جای آنکه کورکورانه اطاعت کنیم، نشانه‌ی بلوغ اخلاقی است، نه انحطاط. آنچه نویسنده «عاطفه‌گرایی» (Emotivism) می‌نامد و تحقیر می‌کند، در واقع همان حقِ انسان برای تعیین سرنوشت خویش است بدون آنکه یک «ولی»، «پاپ» یا «خلیفه» برای او تعیین تکلیف کند.

🔚 نتیجه‌گیری

🔹انتشار چنین متنی توسط مجموعۀ حکومتیِ ترجمان، درست در زمانی که جهان شاهد سقوط دیکتاتورهایی است که خود را نماینده‌ی «خیر جمعی» و «مبارزه با غرب» می‌دانستند، تصادفی نیست. این متن تلاشی مذبوحانه برای مشروعیت‌بخشی به استبداد تحت لوای «اخلاق» است.

🔹مشکلِ جهان مدرن این نیست که خدا مرده یا اخلاق نسبی شده است؛ مشکل این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم خود را کاملاً از شرِ آن «نظم‌های اخلاقی ذاتی» و قدیمی خلاص کنیم که خشونت، تبعیض و اطاعت کورکورانه را تقدیس می‌کردند. اخلاق مدرن شاید کامل نباشد، اما حداقل این شجاعت را دارد که دیکتاتورها و مقدس‌مآبان را به چالش بکشد، نه اینکه جنایات آن‌ها را با برچسب «فضیلت» یا «سنت» تطهیر کند.

📻 بدعتِ قرآنی تعدد علیه حکمتِ عیسویِ تعهد
📻 زیبایی صفیه بازیچۀ مشاطه‌گران دین سیف
📺 از تعهد مسیحیت تا هرج‌ومرجِ جنسی اسلام
📕عدالت در قرآن: «چک‌لیستِ امتیازات مردانه»
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام

📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض ده‌فرمان
📺 عدالت در قرآن!
📕
ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد قرآن‌ها

🔻مجموعۀ صندوقچۀ اسلام
📺 اسلام و مافیا (یک) (دو)
📺 تحولات و نقاط عطف زندگی محمد
📺 مرگِ محمد، ریشۀ اختلافاتِ تاریخی
📺 وصیتِ محمد
📺 زندگی‌نامۀ محمد
📺 اصل و نسبِ محمد
📺 ساخت و مرمت خانۀ کعبه
📺 رویش اسلام و حکومت بیزانس
📺 پیروزیِ محمد
📺 محمد و یهود
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 چرا ازدواج با عایشه؟

.


#فلسفیدن #نقد_اسلام #حکومت_اسلامی #فلسفه_اخلاق #سیاست



🌾 @Naqdagin
📺 آیا آگاهی انسان یک اشتباه است؟

🧠 آگاهی؛ هدیه‌ای که کسی نخواست
ویدیو با مقایسه‌ی انسان و حیوانات شروع می‌شود. یک گربه هرگز نگران میراث خود یا کتاب‌های خودیاری نیست؛ او فقط هست. اما انسان، مجموعه‌ای از اتم‌هاست که باید با حقیقت مرگ، پرداخت اجاره‌بها و فرسودگی بدن دست‌ و پنجه نرم کند. آگاهی، ابزاری است که به ما داده شده، اما هزینه‌ی آن بسیار سنگین است.

🦌 مفهوم «هایپرتی» و گوزن ایرلندی
در زیست‌شناسی، Hyperty زمانی رخ می‌دهد که تکامل یک ویژگی را بیش از حد مفید بودنش رشد می‌دهد، تا جایی که به یک خطر تبدیل شود. مثال بارز آن «گوزن ایرلندی» است که شاخ‌هایش آنقدر بزرگ و سنگین شد (۱۲ فوت) که دیگر نمی‌توانست سرش را بلند کند یا از دشمن فرار کند و در نهایت منقرض شد. ویدیو مطرح می‌کند که شاید مغز انسان همان شاخ‌های ۱۲ فوتی دنیای حیوانات باشد؛ ابزاری که از کارایی خود فراتر رفته و اکنون باعث رنج ماست.

🎭 آگاهی به مثابه یک فاجعه بیولوژیک
تکامل به ما خودآگاهی داد تا بتوانیم ببرها را پیش‌بینی کنیم، اما حالا که ببری وجود ندارد، ما «اضطراب وجودی» را پیش‌بینی می‌کنیم. ما تنها موجوداتی هستیم که برای بلند شدن از تخت نیاز به «دلیل» داریم. فیلسوف نروژی، پیتر وسل زاپا، معتقد بود انسان «بیش‌تجهیز» شده است؛ ما تشنه‌ی عدالت و معنا هستیم، در حالی که جهان هیچ‌کدام را به ما نمی‌دهد.

🛡 چهار ستون کنترل خسارت (نظریه زاپا)

🔻چون این آگاهی بیش از حد دردناک است، ما چهار مکانیسم دفاعی برای تحمل زندگی ساخته‌ایم:

۱. انزوا (Isolation): توافق جمعی برای صحبت نکردن درباره مرگ و پوچی. ما افکار ترسناک را در زیرزمین ذهن حبس می‌کنیم.

۲. تثبیت (Anchoring): گره زدن ذهن به ستون‌های محکم مثل مذهب، سیاست، هویت یا اهداف شغلی تا از نگاه کردن به ابدیت فرار کنیم.

۳. سرگرمی (Distraction): پر کردن مدام ذهن با اطلاعات (گوشی‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی) برای فرار از پنج دقیقه سکوت، چون در سکوت است که سنگینی شاخ‌ها (آگاهی) را حس می‌کنیم.

۴. والایش (Sublimation): تبدیل وحشت وجودی به هنر، موسیقی یا فیلم. این صادقانه‌ترین راه است، اما باز هم تلاشی است برای زیبا نشان دادن یک تراژدی.

🧘 پل میان شرق و غرب (شوپنهاور و ذن)
ویدیو به شوپنهاور اشاره می‌کند که تحت تأثیر متون شرقی، ریشه‌ی تمام رنج‌ها را «اراده‌ی معطوف به حیات» می‌دانست؛ نیرویی کور که فقط می‌خواهد زنده بماند. در حالی که ذن آگاهی را دامی می‌بیند که با رها کردن می‌توان از آن جست، شوپنهاور خودش در دام آگاهی‌اش ماند و با وجود نوشتن درباره فقر میل، در رفاه زندگی می‌کرد.

🛠 آگاهی؛ ابزاری که دسته‌ی خودش را زیر سؤال می‌برد
یک چکش هرگز به خاطر شکست خوردن در چکش بودن افسرده نمی‌شود. اما ما تنها ابزاری هستیم که مدام دسته‌ی خودمان را زیر سؤال می‌بریم. ما آزمایشی بیولوژیک هستیم که به طور تصادفی از آزمایشگاه باخبر شده‌ایم و حالا می‌خواهیم قفل را باز کنیم.

🎻 پذیرش رادیکال و قدرت «با این حال»
در نهایت، راه حل قطعی وجود ندارد. آگاهی بخشی از سخت‌افزار ماست. ویدیو با مفهوم پذیرش رادیکال به پایان می‌رسد: ما روی یک کشتی در حال غرق شدن هستیم، اما انتخاب می‌کنیم که همچنان ویولن بنوازیم. نه برای اینکه آب متوقف شود، بلکه چون ما نوازنده‌ایم.

* "می‌دانم همه چیز موقتی است، با این حال قهوه‌ام را می‌نوشم و به دیگران نیکی می‌کنم."

این نگاه به ما می‌گوید به جای پرسیدن «چرا این اتفاق می‌افتد»، بپرسیم «حالا که این اتفاق افتاده، من کجا می‌خواهم بایستم؟»

.


#فلسفیدن #آگاهی #فلسفه #تکامل #خودآگاهی #معنای_زندگی #اگزیستانسیالیسم



🌾@Naqdagin
📺 اخلاق پس از ترک دین

🔸ویدیو بخشی از پادکست Almost Awakened است که در آن بریت هارتلی و بیل ریل با دکتر لیز بوکار (Liz Bucar)، استاد دین‌شناسی دانشگاه نورث‌ایسترن و نویسنده کتاب‌های جنجالی «دزدی از دین من» و «فراتر از سلامتی»، گفتگو می‌کنند. این اپیزود به بررسی چالش‌های اخلاقی پس از ترک دین و نحوه استفاده از ابزارهای مذهبی در زندگی غیرمذهبی می‌پردازد.

🎓 دکتر لیز بوکار کیست و از کجا شروع کرد؟

🔹 برخلاف بسیاری از اساتید الهیات، او در محیطی مذهبی و سخت‌گیر بزرگ نشده است. او ابتدا به کارهای عدالت اجتماعی علاقه‌مند بود و از طریق همکاری با گروه‌های مسیحی حامی حقوق باروری (طرفدار حق انتخاب) به مطالعه دین علاقه‌مند شد.

🔹 او در مقطع دکترا به مطالعه تطبیقی ادیان روی آورد و زبان‌های عربی و فارسی را آموخت تا بتواند بر روی سنت‌های اسلامی کار کند.

🔹 اکنون او خود را در فضای میان «شکاکیت» (Skeptic) و «جستجوگری» (Seeker) می‌بیند؛ کسی که عضو هیچ دینی نیست اما دین را منبعی غنی از فریم‌ورک‌های اخلاقی می‌داند.

📚 مفهوم «دزدی از دین» (Religious Appropriation)

🔹 تمرکز اصلی کتاب «Stealing My Religion» بر این است که چگونه افراد غیرمذهبی در غرب، بدون توجه به ریشه‌ها و اخلاقیات یک دین، بخش‌هایی از آن را جدا کرده و به عنوان ابزار مصرف می‌کنند.

🔹 مثال یوگا: او به عنوان یک مربی تایید شده یوگا، نقد می‌کند که چگونه یوگا در غرب به ابزاری برای «زیباتر شدن بدن» یا «کاهش استرس» تقلیل یافته است. او داستانی از یک زن جنوب آسیایی را نقل می‌کند که به دلیل اعتراض به استفاده کلیشه‌ای و تمسخرآمیز از واژه «ناماسته» در یک استودیو یوگا، اخراج شده بود.

🧘 فراتر از «ولنس» (Beyond Wellness)

🔹 کتاب جدید او با عنوان «Beyond Wellness» به این موضوع می‌پردازد که شاخص‌های سلامتی (مثل BMI، رژیم غذایی و ورزش) برای یک زندگی معنادار کافی نیستند.

🔹 او معتقد است که تقلیل دادن تمرینات معنوی (مثل مدیتیشن یا یوگا) به «سلامتی جسمی»، در واقع گرفتنِ هسته اخلاقی و اجتماعی آن تمرینات است. او می‌گوید:
«نشانگرهای سلامتی من عالی هستند، اما این برای انسان بودن کافی نیست.»


⚖️ اخلاق پس از خروج از دین

🔹 یکی از محورهای بحث این است که وقتی کسی دین را ترک می‌کند، معمولاً «جامعه» و «ساختار اخلاقی» خود را نیز از دست می‌دهد.

📌📌📌 بوکار پیشنهاد نمی‌کند که مردم دوباره به سازمان‌های مذهبی بپیوندند، بلکه معتقد است باید فهمید چرا به سمت تمرینات معنوی کشیده می‌شویم. او می‌گوید دین فقط «تمرین» نیست، بلکه مجموعه‌ای از «تعهدات اخلاقی و پیوندهای اجتماعی» است که نباید در دنیای مدرن به صورت «سلو» (منزوی) مصرف شوند.

⚠️ شکاکیت به سیستم‌های مذهبی

🔹 در بخش‌های پایانی، بیل ریل از دیدگاه خود اشاره می‌کند که سیستم‌های مذهبی و معنوی به مرور زمان تمایل دارند علیه افرادی که قرار است به آن‌ها کمک کنند، بچرخند و آسیب بزنند.

🔹 این گفتگو به این نتیجه می‌رسد که برای زندگی در دنیای پس از دین، باید یاد بگیریم چگونه از منابع ادیان «به طور اخلاقی» و با آگاهی از ریشه‌ها استفاده کنیم، بدون اینکه دوباره در دام ساختارهای قدرت بیفتیم.

👣 جمع‌بندی نهایی

❇️ این اپیزود برای کسانی که در مرحله «Deconstruction» (وارسی و نقد باورها) هستند، یک پیام کلیدی دارد:
معنویت بدون اخلاق و بدون پیوند با ریشه‌های تاریخی‌اش، صرفاً به یک محصول مصرفی دیگر در بازار مدرن تبدیل می‌شود که ممکن است «حس خوبی» بدهد، اما «معنای عمیقی» تولید نمی‌کند.


📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بی‌خدایان
📕بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟
📕پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #دین_و_اخلاق



🌾 @Naqdagin
📘اخلاق؛ گروگانِ شریعت یا فرزندِ عقل؟
— بن‌بستِ اخلاقِ دینی؛ وقتی عقل داورِ نهایی می‌شود

✍🏻 #پیغمبر_شکاکان

🔸بسیاری از دین‌داران می‌پرسند:
«اگر خدایی نباشد یا باشد اما بدان باور نداشته‌باشیم، چه چیزی فرد را به اخلاق ملزم می‌کند؟»

حرفشان این است که «تعهد» فقط با امر و نهیِ الهی ساخته می‌شود. اما بیایید این ادعا را بشکافیم تا ببینیم چطور در همان قدم اول زمین می‌خورد:

۱. چرا باید از خدا اطاعت کرد؟
اگر بگویید «چون خدا گفته»، دچار دور باطل شده‌اید. اگر بگویید «چون اطاعت از او ذاتاً واجب است»، یعنی پذیرفته‌اید که یک «اصلِ اخلاقیِ مستقل» وجود دارد که حتی بر دستورِ خدا هم مقدم است. پس ملحد هم می‌تواند بگوید:
«شناختِ خیر و شر» ذاتاً تعهد ایجاد می‌کند و نیازی به الصاقِ آن به یک منبعِ غیبی نیست.


۲. اعترافِ ناخواسته به قدرتِ عقل
جالب اینجاست که مدافعانِ شریعت وقتی می‌خواهند تعهد را ثابت کنند، خودشان به دامِ «بداهت» می‌افتند. مثلاً می‌گویند: «ما در خانه از والدین اطاعت می‌کنیم چون این یک شناختِ بدیهی است». همین مثال کافیست تا انحصارِ شریعت بشکند! اگر اطاعت از والدین «بدیهی» است، پس یعنی عقل بدون نیاز به وحی، ریشه‌ی تعهد را درک کرده است.

۳. چالشِ جزئیات؛ نفع‌گرایی یا وحی؟
دین‌داران ادعا می‌کنند عقل شاید کلیات را بفهمد، اما در «جزئیات» لنگ می‌زند و محتاج شریعت است. اما چرا نباید معیارِ «نفع و ضرر» (نفع‌گرایی) را جایگزین کرد؟ وقتی ما بر اساس سود و زیانِ واقعیِ انسان‌ها در جزئیات تصمیم می‌گیریم، اگر شریعت با ما مخالفت کند، در واقع دارد با «شهودِ اخلاقی» و «نفعِ بشری» مخالفت می‌کند. اگر ملاکِ درستیِ یک حکم، سازگاریِ آن با وجدان و عقل ماست، پس باز هم این «عقل» است که بر کرسیِ داوری نشسته، نه شریعت.

۴. پارادوکسِ «تصحیح‌کننده خارجی»

✡️ آخرین سنگرِ آن‌ها این است:
«چون آدم‌ها در اخلاق اختلاف دارند، به یک داورِ الهی نیاز داریم.»


🔺🔻این حرف دو ایراد اساسی دارد:

1️⃣ اول اینکه ما در تمامِ علوم (از فیزیک تا فلسفه) اختلاف داریم، اما هیچ‌کس نمی‌گوید برای حل اختلاف در فیزیک باید به سراغ وحی رفت!

2️⃣ دوم و مهم‌تر؛ برای رسیدن به آن «داورِ الهی»، ما اول باید «نبوت» را ثابت کنیم. اثباتِ نبوت خودش یک مسیرِ معرفتیِ به‌شدت اختلاف‌برانگیز است.
📌📌📌 چطور می‌توان ادعا کرد عقل در تشخیصِ «خوب و بد» ناتوان است چون اختلاف وجود دارد، اما همان عقل در تشخیصِ «پیامبرِ صادق از کاذب» ناگهان معصوم و بی‌نقص می‌شود؟ این یک استاندارد دوگانه و تناقض‌آمیز است.


📌 نتیجه‌گیری: امرِ الهی حتی اگر صادر شود، دوباره باید توسط عقلِ ما «تفسیر» شود و خودِ این تفسیر دوباره محلِ هزاران اختلاف است. پس وحی نه تنها مشکلِ «اختلاف» را حل نمی‌کند، بلکه فقط آن را پیچیده‌تر می‌کند. در نهایت، این انسان است که باید با تکیه بر عقل و سنجشِ نفع و ضرر، بارِ مسئولیتِ اخلاقی‌اش را به دوش بکشد.

🔻پیغمبر شکاکان
📕مسأله استدلالی شر چه می‌گوید؟
📕نبوت اسلامی در ترازوی «حکمت الهی»
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟

🔻اخلاق و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بی‌خدایان
📕بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟
📕پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟
📕‍آیا ادیان ابراهیمی "صلح‌جو" بوده‌اند؟!
📕وقتی «فیلسوف حکومتی» روی جنایتِ «فقیهانِ جلاد و ایران‌ستیز» ماله می‌کشند
📺 ضحاک به کدام آیه‌ی ضحاک‌نامه اقتدا کرد؟

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #مغلطجات



🌾 @Naqdagin
📺 عقل و دین (۲/۲)
— چه اتفاقی می‌افتد وقتی عقل شروع به پرسش از خودش می‌کند؟

🔶 تلاقی فاجعه، فلسفه و آگاهی

۱. کالبدشکافی تجربه زیسته: پیوند تروما و تئولوژی

سفر آستین صرفا یک سیر فکری در کتابخانه‌ها نیست، بلکه از دل یک فاجعۀ انسانی برآمده است.

* تزلزل در لنگرگاه ایمان: رشد در یک محیط معنوی، زیربنای فکری او را ساخت، اما قتل ناپدری‌اش در سال ۲۰۲۴، او را با «شر عریان» مواجه کرد. اینجاست که عقل شروع به پرسش از خودش می‌کند: چطور یک نظم الهی می‌تواند با چنین بی‌نظمی و خشونتی همزیستی کند؟

* پناهگاه موقت: او ابتدا برای بقای روانی و فرار از «اضطراب مرگ» به مسیحیت ارتدوکس‌تر پناه برد. این بخش از زندگی او نشان‌دهندۀ کارکرد تسکین‌دهندگی دین است؛ جایی که انسان ترجیح می‌دهد در آغوش یک «معنای از پیش ساخته» باشد تا در سرمای بی‌معنایی.

* فروپاشی سقف اعتقاد: در نهایت، تیغ دو لبه‌ی «عدل الهی» (Theodicy) کارگر افتاد. آستین دریافت که پاسخ‌های سنتی به مسئله‌ی شر، دیگر برای ذهن پرسشگر او که با واقعیتِ درد روبروست، کافی نیست.

۲. نقد رادیکال به الحاد نو

🔻یکی از نقاط قوت این گفتگو، نقد آستین به جبهه‌ی آتئیسم تندرو (مانند ریچارد داکینز یا سم هریس) است:

* فقر تخیل: او معتقد است الحاد نو بیش از حد بر «منطق سرد» متمرکز است و این حقیقت را نادیده می‌گیرد که:
انسان موجودی است که با داستان، اسطوره و نماد زنده می‌ماند. حذف خدا بدون جایگزین کردن یک «نظام معنایی» قوی، جامعه را به سمت نهیلیسم (پوچ‌گرایی) سوق می‌دهد.


* اخلاقِ مواجهه: آستین بر خلاف بسیاری از مبلغان بی‌خدایی، معتقد نیست که باید به هر قیمتی ایمان مردم را از آن‌ها گرفت. او معتقد است اگر باوری به فرد کمک می‌کند تا رنج زندگی را تاب بیاورد و به کسی هم آسیب نمی‌زند، تخریب آن باور لزوماً عملی اخلاقی نیست.

۳. بازتعریف مفهوم امر قدسی: خدا به مثابه‌ی "غایت"

🔻آستین با الهام از روان‌شناسی اعماق و نگاه جردن پیترسون، تعریفی کارکردی از خدا ارائه می‌دهد:

* سلسله‌مراتب ارزش‌ها: در این نگاه، خدا یک پیرمرد در آسمان نیست، بلکه آن ارزشِ نهایی است که شما تمام کارهای دیگرتان را با آن تنظیم می‌کنید. هر کسی «خدایی» دارد؛ چرا که هر کسی چیزی را در رأس سلسله‌مراتب ارزش‌هایش قرار داده است.

* الهیات سلبی مدرن: او به سمت این ایده می‌رود که ما نمی‌توانیم ماهیت خدا را تعریف کنیم (Via Negativa). هر تعریفی، محدود کردن است. پس معنویت واقعی، پذیرش «راز» و «ندانستن» است، نه ادعای مالکیت بر حقیقت مطلق. [در این باره یادداشتی جذاب و مرتبط که در نقدآگین منتشر شده‌است را پیشنهاد می‌کنیم که بخوانید:📕همه دروغ می‌گویند! (قسمت یکم، قسمت دوم: دروغ‌های مومنانۀ علی: شرک در توحید)].

۴. انقلاب در مسئله‌ی آگاهی: از ماده به معنا

🔻بخش فنی و فلسفی گفتگو به چالش کشیدن «ماده‌گرایی» اختصاص دارد:

* بن‌بست فیزیکالیسم: آستین استدلال می‌کند که علمِ فیزیک فقط می‌تواند «رفتار» ماده را توصیف کند، اما نمی‌تواند توضیح دهد که «احساسِ بودن» (آگاهی) چگونه از اتم‌های بی‌جان برمی‌خیزد.

* نظریه فیلتر: او این ایده را مطرح می‌کند که مغز تولیدکننده‌ی آگاهی نیست، بلکه کاهنده و فیلترکننده‌ی آن است. وظیفه‌ی مغز این است که اقیانوس آگاهی را به یک جوی باریک تبدیل کند تا ما بتوانیم بر مسائل بقا (خوردن و نمردن) تمرکز کنیم.

* تجربیات توسعه‌یافته: ارجاع او به تجربیات سایکدلیک برای تایید این است که وقتی فیلترهای شیمیایی مغز ضعیف می‌شوند، ما به سطوح وسیع‌تری از واقعیت دسترسی پیدا می‌کنیم که در حالت عادی برایمان غیرقابل درک است.

۵. پارادوکس حقیقت و فایده (اپیکوریسم مدرن)

🔻در نهایت، گفتگو به یک چالش اخلاقی عمیق ختم می‌شود:

* ارزش ابزاری حقیقت: اگر کشف یک حقیقت علمی یا فلسفی منجر به فروپاشی روانی جامعه شود، آیا باز هم آن حقیقت «مقدس» است؟ آستین به نفع «شکوفایی انسان» رای می‌دهد. او معتقد است حقیقت باید ابزاری در خدمت زندگی باشد.

* نتیجه‌گیری در ندانم‌گرایی: او به جای نشستن بر کرسی یقین (چه مذهبی و چه آتئیستی)، به «تواضع معرفت‌شناختی» می‌رسد. او می‌پذیرد که ابزارهای ادراکی ما محدود است و شاید بزرگترین فضیلت، زندگی کردن در میان پرسش‌هاست، بدون اینکه برای فرار از اضطراب، به پاسخ‌های کاذب چنگ بزنیم.

🔻پیغمبر شکاکان
📕
اخلاق؛ گروگانِ شریعت یا فرزندِ عقل؟
📕مسأله استدلالی شر چه می‌گوید؟
📕نبوت اسلامی در ترازوی «حکمت الهی»
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟

🔻اخلاق و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بی‌خدایان
📕بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕‍آیا ادیان ابراهیمی "صلح‌جو" بوده‌اند؟!

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #نقد_روشنفکران



🌾 @Naqdagin
📺 جستجو برای هدف و معنا را متوقف کن!
(۲/۲)
🎙#اشو

🕳 شهامت مواجهه با تهی بودن درون
دلیل اینکه آدم‌ها دائم به دنبال کار، هدف و شلوغی هستند این است که از روبرو شدن با خلأ و سکوت درونی خود وحشت دارند. بلز پاسکال می‌گوید
تمام مشکلات بشر از این است که نمی‌تواند یک ساعت به تنهایی و در سکوت در اتاقی بنشیند.

وقتی دست از کار می‌کشید، دچار وحشت و ملامت می‌شوید. ملامت و کسالت در واقع رویارویی با تهی بودنِ خودتان است. شما هدف را اختراع می‌کنید تا این چاله را با پول، روابط، یا حتی مذهب پر کنید. اما این خلأ، مرگ نیست؛ بلکه خودِ وجود و نیروانا است. برای ورود امر قدسی، ذهن شما باید خالی و جادار باشد.

🎨 معنا یافتنی نیست، ساختنی است

معنا مانند سنگی نیست که زیر بوته‌ها پنهان شده باشد و شما آن را پیدا کنید. معنا یک پدیده پویا، یک رقص و یک آواز است که خودتان باید آن را خلق کنید.

زندگی یک اسم ثابت نیست، بلکه یک فعل جاری است. نبودِ یک معنای از پیش تعیین‌شده به این معنی است که شما کاملاً آزادید.

خدا به شما بوم، قلم‌مو و رنگ‌ها را داده اما نقاشی را برایتان نکشیده است، چون به آزادی شما احترام می‌گذارد.
یک ماشین هدف دارد چون ابزار است، اما انسان آزاد است که از پست‌ترین درجات تا بالاترین اوج معنوی را خودش نقاشی کند.

🎶 دعوت نهایی به رقص روانی

اوشو در پایان می‌گوید هیچ پیامی برای تغییر شما ندارد، زیرا تلاش برای تغییر و قالب‌سازی، خیانت به خود است. او دعوت می‌کند که از تجارت زندگی استعفا دهید و به کارناوال زندگی ملحق شوید. کار کنید، نقاشی بکشید و بنویسید، اما نه برای نتیجه، بلکه از روی فورانِ انرژی و عشق. فردا صبح که بیدار می‌شوید نپرسید هدف امروز من چیست، بپرسید بازی امروز من چیست. بگذارید خنده و بازیگوشی پس‌زمینه زندگی‌تان باشد، بار سنگین معنا را زمین بگذارید و در آسمان لایتناهی وجود پرواز کنید.

🔻اشو و اسلام
📺 زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمی‌دانست!
📺 از حمایت از تنوع‌طلبیِ مردان تا رواجِ هم‌جنس‌بازی

🔻اشو
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📺 سنت و ماشین فرمانبردار
📺 چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" می‌نامد؟
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسک‌خرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده‌؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📓علم مراقبه و تانترا

📺 فلسفۀ ذن‌بودیسم
📺 معنای زندگی: آلن واتس
📺 لبخند بودا: پایان جستجوی آفریننده و کشف "چنین‌بودگیِ" هستی
📕ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📺 آنچه بودا آموخت

📺 تصوف چیست؟
📺 ذهن‌آگاهی، نا-دوگانگی و توهم خود
📺 معنویت برای ناباوران
📺 بحران عمیق مدرنیسم و مقاومتِ معنوی
📺 تحلیلی بر سفر درونی و مفهوم دایمون

.


#فلسفیدن #معنویت #فلسفه_زندگی #خودشناسی



🌾 @Naqdagin
📑 بررسی برهان متکلمان در اثبات وجود خدا
— گزارشی از مناظره #مهدی_نصیری و #وریا_امیری و احضارِ فیلسوفِ معاصر، #گراهام_آپی
(۲/۲)
💬 ۲. نقد برهان کیهان‌شناسی و علیت (کلامی)

🔻آپی به طور خاص بر براهین کیهان‌شناسی (به ویژه برهان کلامی که ویلیام لین کریگ آن را در غرب احیا کرد و شبیه برهان مورد نظر نصیری است) نقدهای ساختاری وارد می‌کند:

نقد مقدمه اول (هر چه آغاز دارد علتی دارد):

🔺آپی می‌گوید ما تفاوتی اساسی میان «آغازهای درون جهان» و «آغاز خود جهان» قائل هستیم.

🔺در درون جهان، ما پدید آمدن چیزها از چیزهای دیگر (بازآرایی ماده و انرژی) را می‌بینیم. اما آغاز جهان، پدید آمدن کل ماده و زمان از «هیچِ مطلق» (Ex nihilo) است. ما هیچ تجربه یا شهود معتبری ندارند که ثابت کند کل کیهان برای پدید آمدن به یک علت فرامادی نیاز دارد.

اختیارگرایی صانع: متکلمان می‌گویند علت جهان باید یک «فاعل مختار» (خدا) باشد تا جهان را در یک نقطه از زمان اراده کرده باشد.

🔺آپی استدلال می‌کند که مفهوم «اراده کردن و خلق کردن» بدون وجود پیشینِ زمان و مکان، از نظر فلسفی نامفهوم و غیرقابل تبیین است.

💬 ۳. برتری جهان‌بینی طبیعت‌گرایی بر خداباوری (معیار سادگی)


🔻آپی مفهوم «طبیعت‌گرایی غلیظ» (Oppy's Naturalism) را به عنوان تبیینی منسجم‌تر از جهان ارائه می‌دهد:

مبنای استدلال: او می‌گوید
اگر دو سیستم فلسفی (خداباوری و طبیعت‌گرایی) داشته باشیم که هر دو بتوانند جهان را توضیح دهند و هیچ‌کدام دچار تناقض منطقی درونی نباشند، ما باید سیستمی را انتخاب کنیم که به لحاظ هستی‌شناختی ساده‌تر است (Ockham's Razor).


✍🏻 مدل آپی:


🔻نظام خداباوری:
جهان مادی + یک موجود مجرد، بی‌نهایت، فرامادی، عالم مطلق و قادر مطلق (خدا) به عنوان علت بنیادی.


🔻نظام طبیعت‌گرایی:

جهان مادی (یا حالت اولیه کیهان/میدان‌های کوانتومی) به عنوان واقعیت بنیادی (Brute Fact).


نتیجه‌گیری آپی:
از آنجا که طبیعت‌گرایی نیازی به فرض کردن یک طبقه کاملاً مجزا و پیچیده از موجودات (موجودات فرامادی) ندارد، سیستمی اقتصادی‌تر و ساده‌تر است. جهان مادی خودش می‌تواند حالت بنیادی واقعیت باشد و نیازی به علت بیرونی ندارد.

💬 ۴. تقارن در بن‌بست مبانی (First Principles)

آپی معتقد است دعوای خداباور و خداناباور در نهایت به جنگ میان «اصول بنیادی پذیرفته‌شده» منتهی می‌شود.

نصیری فرض می‌کند:
«هر چیزی که وجودش از خودش نیست یا آغاز دارد، باید علتی فرامادی داشته باشد.»

امیری (و آپی) فرض می‌کنند:
«جهان فیزیکی یا قوانین حاکم بر آن، لایه نهایی واقعیت هستند.»

از نظر آپی، هیچ دلیل عقلانیِ مستقلی خارج از این دو سیستم وجود ندارد که ثابت کند فرضیه اول بر فرضیه دوم ترجیح دارد؛ بنابراین برهان متکلمان در اثبات وجود خدا صرفاً تکرارِ پیش‌فرض‌های خودِ متکلمان است و ارزش اثباتی برای شخص بیرونی ندارد.

📕 بهترین برهان علیه خداوند
👤کتاب گراهام آپی

.


#فلسفیدن



🌾 @Naqdagin