نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘قضاوتِ نهایی دربارۀ نسبتِ دینداری و اخلاق
— تجربه‌زیستۀ ما از حکومت دینی

✍🏻#علی‌_صاحب‌الحواشی

🍂 یک‌بار و برای همیشه پرونده این که "دینداری، به‌لحاظ اخلاقی آدم را فردِ بهتری می‌کند" را باید بست!

🍂 قبل از جمهوری‌اسلامی نیز شواهد و قرائن فراوانی بر بطلان آن تلازم بود، منتها علقه‌های دینی‌مان بر آن‌ها پرده می‌پوشید. اما پس از جمهوری‌اسلامی، غلط‌بودنِ این ملازمه، خودش را در چشمِ فاهمه‌ها فروکرد تا دیگر نشود به اقسام توجیه‌ها از آن تن‌زد.

🍂 نه اولیای جمهوری‌اسلامی "بی‌دین" بوده و هستند، نه آن بی‌رسمی‌ها و بی‌رحمی‌ها که با ما مردم کردند، بی‌ربط به دین‌شان بود. این را باید یکبار و برای همیشه پذیرفت که دینداری هیچ ملازمه‌ای با "کنش‌اخلاقی" ندارد و وقتی پایش برسد دینداران آن می‌کنند که از بی‌دینان یا کمتر طلوع کرده است، یا حداقل دینداری و بی‌دینی در سنجه‌اخلاق و کنشِ اخلاقی، کاملاً هم‌سنگ‌اند.

🍂 پذیرش گزاره بالا، "دین" را - فارغ از این و آن دین - به "فرهنگ" تقلیل می‌دهد؛ واقعیت هم همین است. دینداری زیستن در آفاق یک "فرهنگ" است و چنان زیستنی هیچ ربط بسامانی به مقوله "اخلاق" ندارد. هنجارهای زیست‌جهانیِ فرهنگ‌دینی هم "اخلاق" نیستند، آن‌ها ethics هستند، از مَحرم‌ و نامَحرم و حجاب گرفته تا تعدد‌زوجات یا تک‌همسری، تا جواز یا حرمتِ طلاق و ربا و برده‌داری و این‌قبیل.

🍂 از این فریب و سالوس که دینداران محض جلوه‌فروشی "اخلاق‌مداری" را به‌خود می‌بندند، نیز باید بیرون شد، که هیچ حقیقتی در آن دروغ نیست. به‌نظر می‌رسد مردم اهل‌فکر غالباً بر این فریب آگاه شده‌اند.

🍂 بی‌کمترین تردیدی، آن غلظت و وسعت تبهکاری بی‌اخلاق که دیندارانِ مسلمانی امامیه در این چهل‌وشش‌سال سیاه و شوربخت مرتکب شده‌اند، را هیچ حکومتی در گذشته ایران نکرد؛ مگر مغولان/ایلخانیان که بیش از جمهوری‌‌اسلامی تبهکاری کردند.

🍂 حالا دیگر ما نیز چون اروپائیانِ رَسته از هزارسال قرون‌وسطا و فجایع "دادگاه‌های تفتیش‌عقاید" کلیسا، و تجربه‌کرده‌ی پاپ‌های فاسد رنسانس، و شاهد شده‌ی اعوجاجات پروتستانت‌ها، ازجمله وحشیت حکومت ژان‌کالون در ژنو، و فجایع جنگ‌های مذهبی قرون شانزده و هفده، صاحب یک تجربه‌زیسته‌ی تاریخی از خطرناکی‌ِ مطلقِ سیطره دین بر سیاست گشته‌ایم.

🍂 امروز دیگر این‌ها برای ما "قصه‌‌ی دگران" نیست، ما امروز کشتگان و زخمیان و پامال‌شدگان و چپاول‌گشتگان و شکنجه‌شدگان و کور و معلول‌شدگان و آواره و درهم‌شکستگانِ حاکمیتِ مومنانِ شیعه امامیه‌ایم، همان‌هایی که امروز بر مظالم رفته بر حسین و خاندان او دارند سینه زده و و عزاداری می‌کنند! اما احدی از ایشان بر مظالمی که بر ما کردند، کمترین تاسفی نخورده و کوچکترین شرمی بر آن‌همه ندارند! اگر ماجرای کربلا برای این‌جماعت کمترین دلالت‌اخلاقی می‌داشت، هزاریک آنچه با ما کردند را نمی‌کردند.

🍂 این تجربه‌زیسته تاریخی که در خاطره‌جمعی ایرانیان خواهد ماند، بزرگترین ثمره این چهل‌وشش‌سال است، تجربه‌ای که "ایران" را از گردنه پرمهالکِ توهمِ امکانِ یک "حکومت‌ عدل اسلامی" عبور داد، هرچند زخمی و خونین!   

@sahebolhavashi

.


#حکومت_اسلامی #تجربه_زیسته #نقد_شیعه #فلسفیدن #آینه_تاریخ #اخلاق #دین_و_اخلاق



🌾 @Naqdagin
📘"اخلاق" نبودنِ «اخلاق‌ِ دینی»

✍🏻 #علی‌_صاحب‌الحواشی

این آخوند سنی، "زیرِ یه‌خم" امامیه را گرفت و بر زمین‌اش کوفت! مسئله هم فقط خامنه‌ای نبود که تلویحاً بدتر از یزیدش خواند، این زمین‌خوردن و شکستن، تا بیخِ سیستانی‌ِ امامیه را هم جِر می‌دهد! فقط هم سیستانی و حوزه‌های علمیه نبود، این جِر خوردگی دامن نواندیشان دینی را هم می‌گیرد. این‌ها دیگر چرا؟!

یادمان از بیانیه‌های حق و پُرخشم و نفرین نواندیشان دینی هست که درباره فاجعه غزه نثار دولت‌یهود کردند، اما در ماجرای دی‌ ۱۴۰۴ ایران، اگر خونشوری نکردند، که به تلویح و لطایف کردند، نفرین که هیچ، آه چندانی هم از ایشان برنیامد؛ و در حال فاجعه‌‌ی ما حادتر از مالِ غزه بود! چرا؟

اگر دولت‌یهود با ملتی هوادارِ جدی و اکثری حماس و جهاداسلامی می‌جنگید که بسیاری از اصطلاحاً مردم عادی‌‌اش نیز مسلح و فعالانه از پیش، در جنگ با اسرائیل بودند و در طول جنگ نیز دوشادوش رزمندگان حماس، با ارتش اسرائیل عملیات جنگی نامنظم می‌کردند، در ایران حکومت‌اسلامی مردم غیرمسلح معترض را به گلوله بست، با قمه و چاقویش کشت، چشم‌ها را با ساچمه کور کرد.
وانگهی اگر اسرائیل، هفتادهزار اهل غزه را طی در یک‌ونیم سال کشت، حکومت‌اسلامی در ایران جمعا در ۲۴ ساعت، بسته به اختلاف تخمین‌ها، بین پنج تا سی‌هزار و شاید بیشتر را کشت؛ همه شمارش‌های مستند بسرعت رو به افزایش‌اند؛ کشتگان را نیز به مصادره اموال و فروختنِ جسدها بین نیم تا دومیلیارد تومان به خانواده‌ها چاپید!

داستایفسکی که یک پایش اساسی در مسیحیت ارتودکس روسی بود، یکبار نوشت: "اگر خدا نباشد، هرکاری مجاز است"؛ این سخن بر سر زبان‌ها افتاد. یکی سخن او را چنین وارونه کرد و گفت اگر خدا باشد، هرکاری مجاز است! من این تقلیب را چنین تعدیل می‌کنم که در حضور خدا، هر تبهکاری را می‌توان بالقوه مجاز نمود، طوری که نه‌تنها منافاتی با الهیات نیابد بلکه بر آن مهر تایید هم بزنَد. مگر فقها رساله‌ها ننوشتند که چطور می‌شود ربا خورد و مرتکب معصیت نشد؟!

سیستانی که در ماجرای غزه خروشید، بر کشتار ایرانیان سکوت کرد؛ سکوتِ تاییدآمیز او از سر غفلت نبود، مبتنی بر الهیات او بود، والا او که ترسی از جمهوری‌اسلامی نداشت. سوای این، پروای حیثیتِ خودش را که داشت، تا برای آن هم که شده ولو به نرمی کشتار ایرانیان معترض را تقبیح بکند. اما حتی چنین هم نکرد! زیرا منطبق بر الهیاتش معتقد است که معترضانِ غیرمسلح به حکومت‌اسلامی، بهرحال مصداق "باغی" بوده و مهدور‌الدم‌اند. این‌که ایرانیانِ معترض به حکومت‌اسلامیِ فاسد و مفسد و ستمگر مهدورالدم‌اند ولی مسلمانان غزه که با دولت‌یهود می‌جنگند - هرچند اُمویِ ناصبی - محفوظ‌الدم‌‌اند، رونمایی از تنشِ خلاف‌آمدهای "اخلاق‌دینی" می‌کند، که بام‌اش دو هوا ندارد، چندین و چند هوا دارد، تا مصلحت فرقه‌ چه باشد!

در تحلیل نهایی، "اخلاق‌دینی" اصلاً "اخلاق" نیست، بلکه در مقولات اجتماعی، هنجارِ‌سیاسی در میدانِ قدرت‌فرقه‌ای است. همین اعوجاجِ هنجاری را پیشتر طی قرن هفدهم، در تنش‌های خونین‌شده کاتولیک و پروتستانت دیده و آزموده بودیم که مراجعِ هریک باشدت هرچه تمام‌تر دست‌اندرکار جنایات عظیمی بودند که برای‌شان "توجیه‌الهیاتی" داشتند.

"اخلاق‌دینی" در مقولات فردی نیز "اخلاق" نیست، بلکه هنجار‌ِفرهنگ است که در بافتار او نیز الیافِ "قدرت" تنیده‌ی نهفته است، از مردسالاری تا مرجعیت‌مداری‌ها.

کج‌فهمیِ راستگرایِ صیانت‌گرِ فرهنگ‌سنتی روسِ داستایفسکی، از آبشخور پایبندی دینی‌اش می‌نوشید که خداوند را استوانه اخلاق دانست. همین هم بود که از سکولارها متنفر بود، آنقدر که یکبار به دفتر کارِ تورگنیف رفت، تنها برای فحاشی و فضاحت، و دیگر هیچ! این را غالباً به‌پایِ پریشانیِ روانی‌اش می‌نهند، اما پریشانی‌ِ او ریشه فکری هم داشت. این ریشه در آن پایِ هذیانی‌اش بود که در علاقه‌اش به نهاد فاسد و مفسد مسیحیتِ ارتودوکس روسی مستقر بود، نهادی که امروز نیز از ارکانِ فسادِ عنان‌گسیخته‌ی گانگسترسالاریِ روسیه‌ی پوتین است.

تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ احدی گمانِ فساد بر روحانیتِ امامیه نمی‌بُرد. اگر آخوندِ فاسدی دیده می‌شد، همگانِ دیندار و اکثریتِ بی‌دین، حمل بر فسادِ موردی می‌کردند. اما امروز اگر آخوندِ اهل‌ِصَلاحی دیده شود، حمل بر صَلاحِ موردی کنند!

روحانیت امامیه در ایران، این‌چنین خودکشیِ تاریخی کرد! این خودکشی‌تاریخی است که من سال‌هاست "پایان پروژه صفویه"اش خوانده‌ام؛ الا این‌که این جِر خوردگی، در صفویه متوقف نشده و بسا تا قادسیه هم پیش برود.

@sahebolhavashi

📕درباره مواضع سیاسیِ رقت‌انگیزِ عبدالکریم سروش
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
همدستیِ تمام‌عیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی

.


#نقد_شیعه #آخوندیسم #نواندیشی #نقد_ادیان #فلسفیدن #دین_و_اخلاق



🌾 @Naqdagin
📺 اخلاق پس از ترک دین

🔸ویدیو بخشی از پادکست Almost Awakened است که در آن بریت هارتلی و بیل ریل با دکتر لیز بوکار (Liz Bucar)، استاد دین‌شناسی دانشگاه نورث‌ایسترن و نویسنده کتاب‌های جنجالی «دزدی از دین من» و «فراتر از سلامتی»، گفتگو می‌کنند. این اپیزود به بررسی چالش‌های اخلاقی پس از ترک دین و نحوه استفاده از ابزارهای مذهبی در زندگی غیرمذهبی می‌پردازد.

🎓 دکتر لیز بوکار کیست و از کجا شروع کرد؟

🔹 برخلاف بسیاری از اساتید الهیات، او در محیطی مذهبی و سخت‌گیر بزرگ نشده است. او ابتدا به کارهای عدالت اجتماعی علاقه‌مند بود و از طریق همکاری با گروه‌های مسیحی حامی حقوق باروری (طرفدار حق انتخاب) به مطالعه دین علاقه‌مند شد.

🔹 او در مقطع دکترا به مطالعه تطبیقی ادیان روی آورد و زبان‌های عربی و فارسی را آموخت تا بتواند بر روی سنت‌های اسلامی کار کند.

🔹 اکنون او خود را در فضای میان «شکاکیت» (Skeptic) و «جستجوگری» (Seeker) می‌بیند؛ کسی که عضو هیچ دینی نیست اما دین را منبعی غنی از فریم‌ورک‌های اخلاقی می‌داند.

📚 مفهوم «دزدی از دین» (Religious Appropriation)

🔹 تمرکز اصلی کتاب «Stealing My Religion» بر این است که چگونه افراد غیرمذهبی در غرب، بدون توجه به ریشه‌ها و اخلاقیات یک دین، بخش‌هایی از آن را جدا کرده و به عنوان ابزار مصرف می‌کنند.

🔹 مثال یوگا: او به عنوان یک مربی تایید شده یوگا، نقد می‌کند که چگونه یوگا در غرب به ابزاری برای «زیباتر شدن بدن» یا «کاهش استرس» تقلیل یافته است. او داستانی از یک زن جنوب آسیایی را نقل می‌کند که به دلیل اعتراض به استفاده کلیشه‌ای و تمسخرآمیز از واژه «ناماسته» در یک استودیو یوگا، اخراج شده بود.

🧘 فراتر از «ولنس» (Beyond Wellness)

🔹 کتاب جدید او با عنوان «Beyond Wellness» به این موضوع می‌پردازد که شاخص‌های سلامتی (مثل BMI، رژیم غذایی و ورزش) برای یک زندگی معنادار کافی نیستند.

🔹 او معتقد است که تقلیل دادن تمرینات معنوی (مثل مدیتیشن یا یوگا) به «سلامتی جسمی»، در واقع گرفتنِ هسته اخلاقی و اجتماعی آن تمرینات است. او می‌گوید:
«نشانگرهای سلامتی من عالی هستند، اما این برای انسان بودن کافی نیست.»


⚖️ اخلاق پس از خروج از دین

🔹 یکی از محورهای بحث این است که وقتی کسی دین را ترک می‌کند، معمولاً «جامعه» و «ساختار اخلاقی» خود را نیز از دست می‌دهد.

📌📌📌 بوکار پیشنهاد نمی‌کند که مردم دوباره به سازمان‌های مذهبی بپیوندند، بلکه معتقد است باید فهمید چرا به سمت تمرینات معنوی کشیده می‌شویم. او می‌گوید دین فقط «تمرین» نیست، بلکه مجموعه‌ای از «تعهدات اخلاقی و پیوندهای اجتماعی» است که نباید در دنیای مدرن به صورت «سلو» (منزوی) مصرف شوند.

⚠️ شکاکیت به سیستم‌های مذهبی

🔹 در بخش‌های پایانی، بیل ریل از دیدگاه خود اشاره می‌کند که سیستم‌های مذهبی و معنوی به مرور زمان تمایل دارند علیه افرادی که قرار است به آن‌ها کمک کنند، بچرخند و آسیب بزنند.

🔹 این گفتگو به این نتیجه می‌رسد که برای زندگی در دنیای پس از دین، باید یاد بگیریم چگونه از منابع ادیان «به طور اخلاقی» و با آگاهی از ریشه‌ها استفاده کنیم، بدون اینکه دوباره در دام ساختارهای قدرت بیفتیم.

👣 جمع‌بندی نهایی

❇️ این اپیزود برای کسانی که در مرحله «Deconstruction» (وارسی و نقد باورها) هستند، یک پیام کلیدی دارد:
معنویت بدون اخلاق و بدون پیوند با ریشه‌های تاریخی‌اش، صرفاً به یک محصول مصرفی دیگر در بازار مدرن تبدیل می‌شود که ممکن است «حس خوبی» بدهد، اما «معنای عمیقی» تولید نمی‌کند.


📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بی‌خدایان
📕بنیادی‌ترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕چرا مشکل از «مذهب/ایدئولوژی» است، نه فقط از «آدم‌های ناسالم»؟
📕پایانِ اعتبارِ بَزَک؛ چرا نسخه نواندیشی دیگر درمانگر نیست؟

.


#نقد_ادیان #فلسفیدن #فلسفه_اخلاق #دین_و_اخلاق



🌾 @Naqdagin