Telegram
نقدآگین
🎧 «آزمونِ [یهودیِ] نبوتِ محمد» در ترازوی نواندیشان دینی
— نواندیشی دینی چگونه با شکستِ اخلاقی - علمی محمد مواجه میشود؟
🔸در اپیزود هشتاد و ششم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به واکاویِ عمیقِ بخشی از گفتگویِ یک منتقدِ دین با یکی از نواندیشان دینی پیرامون پادکستِ «شکست مطلق در آزمون نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!» و مقالهی مرتبط با آن "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش" میپردازیم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نواندیشی دینی چگونه با شکستِ اخلاقی - علمی محمد مواجه میشود؟
🔸در اپیزود هشتاد و ششم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به واکاویِ عمیقِ بخشی از گفتگویِ یک منتقدِ دین با یکی از نواندیشان دینی پیرامون پادکستِ «شکست مطلق در آزمون نبوت: ۱۵ روز تاخیر و ۳ بار رفوزگی!» و مقالهی مرتبط با آن "ابطالِ ادعای محمد با «نورِ» تورات و «حافظان»ش" میپردازیم.
🔻حقیقتیابی یهود
📻 محمد در دامِ علمای یهود
📺 نضر بن حارث
— روشنفکری که محمد را در مناظره شکست داد!
📕نگاهی انتقادی به پاسخها به پرسشهای یهودیان و دلالتهای آن
🔻یهود Vs اسلام
📺 محمد و یهود
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📕خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📕قرآن و الهیات سیاسی (۱-۱۵؛ ۱۶-۲۱ )
📕دو ایوب، دو سنت، دو سرنوشت
📺 نسبت محمد با «ده فرمان» موسی
📺 رد محمد: توماس آکویناس
📕رد اسلام توسط سعدیا گائون و علمای یهود
🔻تالیف قرآن
📺 آفرینشِ قرآن
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📺 آیا قرآن کار جمعی بوده؟
📻 گافها بمثابه امضا
📺 چه کسی قرآن را تالیف کرد؟
🔻اصحاب کهف
📻 سروش در ترازو: خرافات کپیپیستی
📕اصحاب کهف و روشنفکر دینی
📕سلمان و قرآن و مغالطه در کلام نبوی
🔻گرایش مسیحی - ایرانستیز
📺 افسانهٔ ایرانستیز فیل
📺 «عیسی» و «انجیل» شهادتی بر عدم وحی
📓افسانۀ اسکندر در قرآن
📺 اصحاب کهف: بافتۀ کشیشی مسیحی
🔻ذوالقرنین و رمانس اسکندر
📺 ذوالقرنین کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
👈 🔗 پستهای مرتبط بیشتر (اینجا)
🔻مسیحیت Vs اسلام
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
📕مسیح قرآن: خدایی که خدا نیست!
📺 مسیح: خدا یا پیامبر؟
📺 تمایزِ اسلام و مسیحیت
📕زیباییشناسیِ گناه
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت؟
📕 محمد و علی در قعر جهنم دانته
📺 اسلام بدعت صدم مسیحیت: یوحنای دمشقی
📕رد محمد توسط توماس آکویناس
📕آموزههای یعقوب: شمشیر و پیامبری یا دجال؟
📺 «عیسی» و «انجیل» آشکارگرِ هویت مؤلفان قرآن
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
📺 تصدیقِ صلیبکشیدهشدن و رستاخیزِ عیسا در قرآن (کریستف لوکزنبرگ)
📺 مستند «عیسا و اسلام» (یک، دو، سه)
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن
📺 قرآن مصدقِ بایبل، بایبل مکذبِ قرآن!
📕قرآن از تحریف لفظی سخنی نمیگوید
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای نبی» دربارۀ «تولد مسیح از باکره»
📕بشارتتراشی مسلمانان (قسمت یکم) (قسمت دوم) (قسمت سوم)
📺 انجیل خرافی/بیاعتبار توماس و خلق پرنده در کودکی
.
#بازنگری #نقد_اسلام #تاریخ_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #نواندیشی #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 احکام اسلام فقط برای همان زمان بود (Source)
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔸کمال حیدری، به مساله احکام قرآن پرداخته، و میگوید، خود پیامبر، احکام اسلام را، در مدت ۲۰ سال، چند بار تغییر داد، حال، پس از گذشت ۱۴۰۰ سال، چگونه ما میخواهیم، که این احکام را، به اجرا بگذاریم؟ زیرا، این احکام، در جامعه امروز، کارایی ندارند، و نمیتوان انسان امروزی را، به رعایت این قوانین، اجبار کرد.
🔸ایشان، در ادامه، به مساله حجاب پرداخته، و با مقایسه زن امروزی، با زنان آن زمان، حتی اجرای قوانین حجاب اجباری برای بانوان را، یک مساله غیرقابل اجرا میداند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔸کمال حیدری، به مساله احکام قرآن پرداخته، و میگوید، خود پیامبر، احکام اسلام را، در مدت ۲۰ سال، چند بار تغییر داد، حال، پس از گذشت ۱۴۰۰ سال، چگونه ما میخواهیم، که این احکام را، به اجرا بگذاریم؟ زیرا، این احکام، در جامعه امروز، کارایی ندارند، و نمیتوان انسان امروزی را، به رعایت این قوانین، اجبار کرد.
🔸ایشان، در ادامه، به مساله حجاب پرداخته، و با مقایسه زن امروزی، با زنان آن زمان، حتی اجرای قوانین حجاب اجباری برای بانوان را، یک مساله غیرقابل اجرا میداند.
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 وجود خدا هم قابلِ رد و بحث است
📺 قرآن و کتک زدن زنان؟
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله کمال حیدری
📺 کمال حیدری و سرکوبِ طباطبایی
📺 خدا هم مقدس نیست و قابلِ رد و بحث است
📺 وفق قرآن میتوان زنان را کتک زد؟
🔻بدعتهای شیعه
📺 خانۀ عنکبوت یا «افسانههای تشیع»
📺 جنونِ رنجپرستی و بدعتها
📺 شیخ صدوق و لعن شیعه بابت اذان
📺 بدعتِ پیادهرویِ اربعین و ضربه به اقتصادِ ویران
⬛️ پیادهروی اربعین و نقش غذا
📺 از وصیتِ غیرشیعیان تا شیعیان
🔻حیدری: نقد امامت و خمس
📺 امامت جزء اصول دین است؟!
📺 فوایدِ امام؟ اینا مال پخش نیست!
📺 علامه طباطبایی: هیچ جمعهای نخواهد آمد!
📺 خمس/ولایت فقها برمبنای «دروغ مصلحتیِ» غیبت صغری
📺 امام زمان یا غلو بزرگ؟
📺 امامت جایی در قرآن ندارد
🔻سندیتسنجی
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 آیا فاطمه فرزندی بنام محسن داشته؟
📺 فاطمه؛ شخصیت تاریخی یا خیالی؟
📕شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 سندیتِ اصول کافی؟
📺 دربارۀ نقشِ شیخ محمدباقر مجلسی
📺 کمیل و مجلسی
📺 اعتبارِ کتبِ رجالی شیعه؟
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📺 هیچکس در دانشگاه حدیث را نمیپذیرد
📕کلینی و اصول کافی؟
📺 سندیتِ دعای کمیل
📕نهجالبلاغه و علی؟
📕سندیت زیارت جامعۀ کبیره
📕دعای عرفه و حسين؟
📕نهجالبلاغه در ترازوی قرآن
📺 نهجالبلاغه پیروز تحدی؛ اعجاز ادبی قرآن کجاست؟
📓سخنانِ سرگردان؛ از پیشوایان یا دیگران؟ (قسمت ۱)، (قسمت ۲)
📺 مرجعی با ۵ دلیل ریشۀ قرآن را زد
📺 محدث نوری و ۱۲ دلیل تحریف قرآن
📻 قرآن؛ ضعیفترین سند اسلامی
📻 دستکاریِ قرآن؟
📻 مصحف فاطمه و تألیف قرآن
📺 قرآنِ مفقود شده
📺 محمد هرگز قرآن را تفسیر نکرد!
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
.
#تفکر_انتقادی #نواندیشی #نواندیشی_دینی #زنان_و_اسللام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻#محمد_موسوی_عقیقی
🔻پینوشت نقدآگین:
⏺️ خلیفه و آخوند-غلامانِ دستگاه خلافت، با ترکیبی از حماقت و خودشیفتگیِ حاد، گویا کمر بستهاند تا پیش از سقوط از تختِ قدرت، علاوه بر جنبشِ «حجابسوزی» و «عمامهاندازی»، یک جنبشِ ملیِ قرآنسوزی هم در هر کوی و برزن راه بیندازند.
⏺️ این شرابِ شهوتآمیزِ قدرت، چقدر سکرآور است که پیرمردی در آستانهی نود سالگی، بعد از چهار دهه قدرت مطلقه و ناپاسخگو، حاضر است برای سر کشیدنِ آخرین جرعههای آن، تا اندک باقیماندهی عمرِ شوم و پر از نکبت خود (که بنا به پیشبینیِ صادقش، سببِ خونگریستنِ هر روزۀ ملتی شده)، تمامِ میراثِ سنت و اعتبار و حرمتِ دین و مذهب را یکجا به آتش بکشد و نابود کند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⏺️ هر سال چند نفر پیدا میشن قرآن آتیش میزنن و ویدیوشون پخش میشه. با ضریب دادن و حساسیتسازی برای حاکمیت، این رفتار رو تبدیل به نماد سیاسی برای نشان دادن مخالفت با حاکمیت نکنید.
⏺️ سر حجاب این کار رو کردید، خاکریز ساختید، بعدم از دستش دادید، خانمهای باحجاب هم ضربه خوردن از این سنگر شدن! سر قرآن دیگه این کار رو نکنید!
🔻پینوشت نقدآگین:
⏺️ خلیفه و آخوند-غلامانِ دستگاه خلافت، با ترکیبی از حماقت و خودشیفتگیِ حاد، گویا کمر بستهاند تا پیش از سقوط از تختِ قدرت، علاوه بر جنبشِ «حجابسوزی» و «عمامهاندازی»، یک جنبشِ ملیِ قرآنسوزی هم در هر کوی و برزن راه بیندازند.
⏺️ این شرابِ شهوتآمیزِ قدرت، چقدر سکرآور است که پیرمردی در آستانهی نود سالگی، بعد از چهار دهه قدرت مطلقه و ناپاسخگو، حاضر است برای سر کشیدنِ آخرین جرعههای آن، تا اندک باقیماندهی عمرِ شوم و پر از نکبت خود (که بنا به پیشبینیِ صادقش، سببِ خونگریستنِ هر روزۀ ملتی شده)، تمامِ میراثِ سنت و اعتبار و حرمتِ دین و مذهب را یکجا به آتش بکشد و نابود کند؟
.
#نواندیشی_دینی #حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 «هر پسربچه و زنِ غیرباکره را بکشید!»
— فرمانِ صریحِ «الله/یهوه» در تورات (سفر اعداد، باب ۳۱، آیه ۱۷)
(۴)
🩸الهیاتِ نسلکشی (۲)
— واکاویِِ «آپولوژیِ/توجیهِ خشونت»
۴. «حرم» (Herem) و اقتصادِ جنسیِ جنگ
— نقد اخلاقی
🔻دفاع مجری از کشتن کودکان پسر و زنده نگه داشتن باکرهها، تاریکترین نقطهی این آپولوژی است.
* کودککشی پیشگیرانه: استدلال اینکه «کودکان پسر را کشتیم تا انتقام نگیرند»، همان منطق فاشیسم است. این اعتراف صریح به این است که هدف جنگ، رفع خطر وجودی به هر قیمت (حتی نسلکشی) بوده است، نه اجرای عدالت.
* سرنوشت باکرهها: مجری میگوید:
باکرهها زنده ماندند تا «در جامعه ادغام شوند».
بیایید صریح باشیم: در خاورمیانه باستان، زنی که خانوادهاش قتلعام شده و خودش به اسارت درآمده، «شهروند» نمیشود؛ او «برده جنسی» یا «کنیز» میشود. (اشاره به آیه ۱۸: «آنان را برای خود زنده نگاه دارید»).
🔺اینکه مجری ادعا میکند «این کار برای جلوگیری از فساد بود»، نادیده گرفتن واقعیت تلخ «تجاوز سیستماتیک» به عنوان «غنیمت جنگی» است. باکره بودن شرط زنده ماندن بود، چون تنها «رحمهای دستنخورده» ارزش کالایی برای مردان قبیله فاتح داشتند.
۵. مغلطه «چه کسی بدتر است؟»
— نقد مقایسه با اسلام
🔻مجری با حمله به «نکاح متعه» و اسلام، تلاش میکند خشونت توراتی را موجه جلوه دهد:
* آنالیز تاریخی: بله، محمد نیز یک رهبر قبیلهای در قرن هفتم بود و قوانین جنگی مشابهی داشت. اما نقد اسلام، جنایات عصر آهن بنیاسرائیل را تطهیر نمیکند. اینکه خدای تورات ابتدا ۲۴ هزار نفر از مردم خودش را میکشد (تصفیه درونگروهی)، نشاندهنده عدالت نیست؛ نشاندهنده «ترور و تصفیهی سیاسی -ایدئولوژیک» است. در سیستمهای توتالیتر (چه دینی و چه سکولار)، اولین قربانیان همیشه «خائنین داخلی» هستند تا وفاداری مطلق تضمین شود.
۶. پناه بردن به «مسیح» و پایان تاریخ
🔻استدلال پایانی مجری که:
«این احکام تمام شده و مسیح پیامآور عشق است»،
نوعی «فرار به جلو» است.
* تناقض ذاتی: اگر خدای عهد عتیق و جدید یکی است (که در الهیات مسیحی هست)، پس خدای عیسی مسیح همان کسی است که دستور داده نوزادان پسر را با شمشیر تکهتکه کنند. ادعای اینکه «آن زمان لازم بود و الان نیست»، نسبیتگرایی اخلاقی است. چطور خدایی که «محبت مطلق» است، در یک برهه تاریخی تبدیل به یک «قصاب عملگرا» میشود؟
* توجیه رمبام: استناد به موسی بن میمون که این احکام را منسوخ میداند، تلاشی است برای انسانی کردن چهرهی دینی که متنش صراحتاً غیرانسانی است. این نشان میدهد که وجدان بشری (حتی در الهیدانان یهودی) همواره جلوتر از متون مقدسشان بوده و سعی در مهار خشونت متن داشته است.
❇️ نتیجهگیری نهایی
🔺این برنامه تلاشی نافرجام برای نجات «اخلاق» از دلِ «تاریخ خونین» بوده است. واقعیت عریان این است که کتاب مقدس در این بخشها، نه کلامِ یک خدای متعال، بلکه «مانیفستِ بقای قبیلهای» است. دستور قتل کودکان و تصاحب باکرهها، بازتابی از وحشت و خشونت زیستبوم خاورمیانه باستان است که نویسندگان دینی تلاش کردهاند با برچسب «فرمان الهی» آن را مقدس کنند. توجیهات امروزی (مانند فرستادن کودکان به بهشت!) تنها لایهای از رنگِ فریبنده بر روی استخوانهای پوسیدهی یک نسلکشی باستانی است.
📺 بزرگترین کشتار خیابانی دولتی در تاریخ
— ضحاک به کدام آیهی ضحاکنامه اقتدا کرد؟
📕۵۰ هزار کشته؛ سازمان تحلیل آمار خانه خبری چشما
📊 وقتی ریاضیات، روایت رسمی را رسوا میکند!
— نقد و بررسی خونشوریِ عمادالدین باقی
🪓 معماران خون
📺 کشتاری بیسابقه در کلَ تاریخ ایران
📕اصل فتنه است [نه کشتن]؛ انقدر میکشیم تا دیگر فتنهای نباشد!
📻 جنگطلبی: از اسلام تا یهودیت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📕فروپاشی حافظۀ تاریخی ایران در سایۀ گفتمان امتگرا
📻 منابع ساختِ «قصۀ خضر و موسی»
🔻افسانهها در محک تاریخ/منابع
📕«اسرائیل فینکلشتاین» و آراء او
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری بوده؟
📻 ریشههای قصص قرآن و سنجش نظریات دربارۀ منشاء قرآن
📻 مواجهۀ تاریخی-انتقادی، علم و شبهعلم
.
#نقد_ادیان #بازنگری #نواندیشی_دینی #نقد_یهودیت #نقد_مسیحیت #نقد_تورات #ادیان_ابراهیمی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
attach 📎
📘"اخلاق" نبودنِ «اخلاقِ دینی»
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
این آخوند سنی، "زیرِ یهخم" امامیه را گرفت و بر زمیناش کوفت! مسئله هم فقط خامنهای نبود که تلویحاً بدتر از یزیدش خواند، این زمینخوردن و شکستن، تا بیخِ سیستانیِ امامیه را هم جِر میدهد! فقط هم سیستانی و حوزههای علمیه نبود، این جِر خوردگی دامن نواندیشان دینی را هم میگیرد. اینها دیگر چرا؟!
یادمان از بیانیههای حق و پُرخشم و نفرین نواندیشان دینی هست که درباره فاجعه غزه نثار دولتیهود کردند، اما در ماجرای دی ۱۴۰۴ ایران، اگر خونشوری نکردند، که به تلویح و لطایف کردند، نفرین که هیچ، آه چندانی هم از ایشان برنیامد؛ و در حال فاجعهی ما حادتر از مالِ غزه بود! چرا؟
اگر دولتیهود با ملتی هوادارِ جدی و اکثری حماس و جهاداسلامی میجنگید که بسیاری از اصطلاحاً مردم عادیاش نیز مسلح و فعالانه از پیش، در جنگ با اسرائیل بودند و در طول جنگ نیز دوشادوش رزمندگان حماس، با ارتش اسرائیل عملیات جنگی نامنظم میکردند، در ایران حکومتاسلامی مردم غیرمسلح معترض را به گلوله بست، با قمه و چاقویش کشت، چشمها را با ساچمه کور کرد.
وانگهی اگر اسرائیل، هفتادهزار اهل غزه را طی در یکونیم سال کشت، حکومتاسلامی در ایران جمعا در ۲۴ ساعت، بسته به اختلاف تخمینها، بین پنج تا سیهزار و شاید بیشتر را کشت؛ همه شمارشهای مستند بسرعت رو به افزایشاند؛ کشتگان را نیز به مصادره اموال و فروختنِ جسدها بین نیم تا دومیلیارد تومان به خانوادهها چاپید!
داستایفسکی که یک پایش اساسی در مسیحیت ارتودکس روسی بود، یکبار نوشت: "اگر خدا نباشد، هرکاری مجاز است"؛ این سخن بر سر زبانها افتاد. یکی سخن او را چنین وارونه کرد و گفت اگر خدا باشد، هرکاری مجاز است! من این تقلیب را چنین تعدیل میکنم که در حضور خدا، هر تبهکاری را میتوان بالقوه مجاز نمود، طوری که نهتنها منافاتی با الهیات نیابد بلکه بر آن مهر تایید هم بزنَد. مگر فقها رسالهها ننوشتند که چطور میشود ربا خورد و مرتکب معصیت نشد؟!
سیستانی که در ماجرای غزه خروشید، بر کشتار ایرانیان سکوت کرد؛ سکوتِ تاییدآمیز او از سر غفلت نبود، مبتنی بر الهیات او بود، والا او که ترسی از جمهوریاسلامی نداشت. سوای این، پروای حیثیتِ خودش را که داشت، تا برای آن هم که شده ولو به نرمی کشتار ایرانیان معترض را تقبیح بکند. اما حتی چنین هم نکرد! زیرا منطبق بر الهیاتش معتقد است که معترضانِ غیرمسلح به حکومتاسلامی، بهرحال مصداق "باغی" بوده و مهدورالدماند. اینکه ایرانیانِ معترض به حکومتاسلامیِ فاسد و مفسد و ستمگر مهدورالدماند ولی مسلمانان غزه که با دولتیهود میجنگند - هرچند اُمویِ ناصبی - محفوظالدماند، رونمایی از تنشِ خلافآمدهای "اخلاقدینی" میکند، که باماش دو هوا ندارد، چندین و چند هوا دارد، تا مصلحت فرقه چه باشد!
در تحلیل نهایی، "اخلاقدینی" اصلاً "اخلاق" نیست، بلکه در مقولات اجتماعی، هنجارِسیاسی در میدانِ قدرتفرقهای است. همین اعوجاجِ هنجاری را پیشتر طی قرن هفدهم، در تنشهای خونینشده کاتولیک و پروتستانت دیده و آزموده بودیم که مراجعِ هریک باشدت هرچه تمامتر دستاندرکار جنایات عظیمی بودند که برایشان "توجیهالهیاتی" داشتند.
"اخلاقدینی" در مقولات فردی نیز "اخلاق" نیست، بلکه هنجارِفرهنگ است که در بافتار او نیز الیافِ "قدرت" تنیدهی نهفته است، از مردسالاری تا مرجعیتمداریها.
کجفهمیِ راستگرایِ صیانتگرِ فرهنگسنتی روسِ داستایفسکی، از آبشخور پایبندی دینیاش مینوشید که خداوند را استوانه اخلاق دانست. همین هم بود که از سکولارها متنفر بود، آنقدر که یکبار به دفتر کارِ تورگنیف رفت، تنها برای فحاشی و فضاحت، و دیگر هیچ! این را غالباً بهپایِ پریشانیِ روانیاش مینهند، اما پریشانیِ او ریشه فکری هم داشت. این ریشه در آن پایِ هذیانیاش بود که در علاقهاش به نهاد فاسد و مفسد مسیحیتِ ارتودوکس روسی مستقر بود، نهادی که امروز نیز از ارکانِ فسادِ عنانگسیختهی گانگسترسالاریِ روسیهی پوتین است.
تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ احدی گمانِ فساد بر روحانیتِ امامیه نمیبُرد. اگر آخوندِ فاسدی دیده میشد، همگانِ دیندار و اکثریتِ بیدین، حمل بر فسادِ موردی میکردند. اما امروز اگر آخوندِ اهلِصَلاحی دیده شود، حمل بر صَلاحِ موردی کنند!
روحانیت امامیه در ایران، اینچنین خودکشیِ تاریخی کرد! این خودکشیتاریخی است که من سالهاست "پایان پروژه صفویه"اش خواندهام؛ الا اینکه این جِر خوردگی، در صفویه متوقف نشده و بسا تا قادسیه هم پیش برود.
@sahebolhavashi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #علی_صاحبالحواشی
این آخوند سنی، "زیرِ یهخم" امامیه را گرفت و بر زمیناش کوفت! مسئله هم فقط خامنهای نبود که تلویحاً بدتر از یزیدش خواند، این زمینخوردن و شکستن، تا بیخِ سیستانیِ امامیه را هم جِر میدهد! فقط هم سیستانی و حوزههای علمیه نبود، این جِر خوردگی دامن نواندیشان دینی را هم میگیرد. اینها دیگر چرا؟!
یادمان از بیانیههای حق و پُرخشم و نفرین نواندیشان دینی هست که درباره فاجعه غزه نثار دولتیهود کردند، اما در ماجرای دی ۱۴۰۴ ایران، اگر خونشوری نکردند، که به تلویح و لطایف کردند، نفرین که هیچ، آه چندانی هم از ایشان برنیامد؛ و در حال فاجعهی ما حادتر از مالِ غزه بود! چرا؟
اگر دولتیهود با ملتی هوادارِ جدی و اکثری حماس و جهاداسلامی میجنگید که بسیاری از اصطلاحاً مردم عادیاش نیز مسلح و فعالانه از پیش، در جنگ با اسرائیل بودند و در طول جنگ نیز دوشادوش رزمندگان حماس، با ارتش اسرائیل عملیات جنگی نامنظم میکردند، در ایران حکومتاسلامی مردم غیرمسلح معترض را به گلوله بست، با قمه و چاقویش کشت، چشمها را با ساچمه کور کرد.
وانگهی اگر اسرائیل، هفتادهزار اهل غزه را طی در یکونیم سال کشت، حکومتاسلامی در ایران جمعا در ۲۴ ساعت، بسته به اختلاف تخمینها، بین پنج تا سیهزار و شاید بیشتر را کشت؛ همه شمارشهای مستند بسرعت رو به افزایشاند؛ کشتگان را نیز به مصادره اموال و فروختنِ جسدها بین نیم تا دومیلیارد تومان به خانوادهها چاپید!
داستایفسکی که یک پایش اساسی در مسیحیت ارتودکس روسی بود، یکبار نوشت: "اگر خدا نباشد، هرکاری مجاز است"؛ این سخن بر سر زبانها افتاد. یکی سخن او را چنین وارونه کرد و گفت اگر خدا باشد، هرکاری مجاز است! من این تقلیب را چنین تعدیل میکنم که در حضور خدا، هر تبهکاری را میتوان بالقوه مجاز نمود، طوری که نهتنها منافاتی با الهیات نیابد بلکه بر آن مهر تایید هم بزنَد. مگر فقها رسالهها ننوشتند که چطور میشود ربا خورد و مرتکب معصیت نشد؟!
سیستانی که در ماجرای غزه خروشید، بر کشتار ایرانیان سکوت کرد؛ سکوتِ تاییدآمیز او از سر غفلت نبود، مبتنی بر الهیات او بود، والا او که ترسی از جمهوریاسلامی نداشت. سوای این، پروای حیثیتِ خودش را که داشت، تا برای آن هم که شده ولو به نرمی کشتار ایرانیان معترض را تقبیح بکند. اما حتی چنین هم نکرد! زیرا منطبق بر الهیاتش معتقد است که معترضانِ غیرمسلح به حکومتاسلامی، بهرحال مصداق "باغی" بوده و مهدورالدماند. اینکه ایرانیانِ معترض به حکومتاسلامیِ فاسد و مفسد و ستمگر مهدورالدماند ولی مسلمانان غزه که با دولتیهود میجنگند - هرچند اُمویِ ناصبی - محفوظالدماند، رونمایی از تنشِ خلافآمدهای "اخلاقدینی" میکند، که باماش دو هوا ندارد، چندین و چند هوا دارد، تا مصلحت فرقه چه باشد!
در تحلیل نهایی، "اخلاقدینی" اصلاً "اخلاق" نیست، بلکه در مقولات اجتماعی، هنجارِسیاسی در میدانِ قدرتفرقهای است. همین اعوجاجِ هنجاری را پیشتر طی قرن هفدهم، در تنشهای خونینشده کاتولیک و پروتستانت دیده و آزموده بودیم که مراجعِ هریک باشدت هرچه تمامتر دستاندرکار جنایات عظیمی بودند که برایشان "توجیهالهیاتی" داشتند.
"اخلاقدینی" در مقولات فردی نیز "اخلاق" نیست، بلکه هنجارِفرهنگ است که در بافتار او نیز الیافِ "قدرت" تنیدهی نهفته است، از مردسالاری تا مرجعیتمداریها.
کجفهمیِ راستگرایِ صیانتگرِ فرهنگسنتی روسِ داستایفسکی، از آبشخور پایبندی دینیاش مینوشید که خداوند را استوانه اخلاق دانست. همین هم بود که از سکولارها متنفر بود، آنقدر که یکبار به دفتر کارِ تورگنیف رفت، تنها برای فحاشی و فضاحت، و دیگر هیچ! این را غالباً بهپایِ پریشانیِ روانیاش مینهند، اما پریشانیِ او ریشه فکری هم داشت. این ریشه در آن پایِ هذیانیاش بود که در علاقهاش به نهاد فاسد و مفسد مسیحیتِ ارتودوکس روسی مستقر بود، نهادی که امروز نیز از ارکانِ فسادِ عنانگسیختهی گانگسترسالاریِ روسیهی پوتین است.
تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ احدی گمانِ فساد بر روحانیتِ امامیه نمیبُرد. اگر آخوندِ فاسدی دیده میشد، همگانِ دیندار و اکثریتِ بیدین، حمل بر فسادِ موردی میکردند. اما امروز اگر آخوندِ اهلِصَلاحی دیده شود، حمل بر صَلاحِ موردی کنند!
روحانیت امامیه در ایران، اینچنین خودکشیِ تاریخی کرد! این خودکشیتاریخی است که من سالهاست "پایان پروژه صفویه"اش خواندهام؛ الا اینکه این جِر خوردگی، در صفویه متوقف نشده و بسا تا قادسیه هم پیش برود.
@sahebolhavashi
📕درباره مواضع سیاسیِ رقتانگیزِ عبدالکریم سروش
📺 «نجاستِ مسجعِ» حاج فرجِ دغل
— همدستیِ تمامعیارِ «قصاب دانشگاه» با قصابانِ فاشیسم دینی
.
#نقد_شیعه #آخوندیسم #نواندیشی #نقد_ادیان #فلسفیدن #دین_و_اخلاق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دختربچهای که نظامِ داعشی خواست با او «حرف بزند»، ولی اشتباها «سرجایش نشاند»
— صفکشیدنِ چهرهها در جملهسازی در هنگامۀ بیعت با ولیفقیه و غلامانِ منتخبش، و سکوت و خفهشدن و مسئولیتناپذیری موقعِ فصل برداشتِ محصول!
📢 استاد محمدعلی موحد (عرفانپژوه، تاریخپژوه و حقوقدان برجستهٔ ایرانی) و استاد محمد مجتهد شبستری (دینپژوه و روشنفکر برجسته) در پیام مشترکی از هممیهنان برای رأی به مسعود پزشکیان دعوت کردند:
🔻رضا داوری اردکانی (اینجا):
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— صفکشیدنِ چهرهها در جملهسازی در هنگامۀ بیعت با ولیفقیه و غلامانِ منتخبش، و سکوت و خفهشدن و مسئولیتناپذیری موقعِ فصل برداشتِ محصول!
📢 استاد محمدعلی موحد (عرفانپژوه، تاریخپژوه و حقوقدان برجستهٔ ایرانی) و استاد محمد مجتهد شبستری (دینپژوه و روشنفکر برجسته) در پیام مشترکی از هممیهنان برای رأی به مسعود پزشکیان دعوت کردند:
👈 هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد.
«ما از مسعود پزشکیان بوی صداقت میشنویم و در دور دوم هم به او رای میدهیم.
از هممیهنان عزیز بهویژه جوانان دلآگاه انتظار داریم که به حساسیت موقف در شرایط خطیر موجود توجه کنند و به رغم تلخکامیها و آزردگیها که دارند پای از معرکه بیرون نکشند.
همشهریان غیور ما در آذربایجان این شعر شهریار را به یاد بیاورند که گفت:
هنوز از ماست ایران را اگر روزی فرج باشد.
محمدعلی موحد
محمد مجتهد شبستری»
🔻رضا داوری اردکانی (اینجا):
رای دادن به پزشکیان رای دادن به بقای ایران است. انتخابات ۱۵ تیر انتخاب میان بودن و نبودن ایران است!
.
#داعش_شیعی #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔻سالادِ کلمات جدیدی از یک نواندیش دینی😵💫😷🤧
😅 پرچمِ «شیر و خورشید» را با «الله و آیاتِ قرآن» مخلوط کنید و مصادرۀ اسلامیاش کنید!
✍🏻 #طاهره_بارئی (نویسندهای تحصیلکرده در دانشگاهی فرانسوی، با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد)
🔸یکی از اشتباهات خارق العاده حکومت فعلی در بدو تاسیسش، حذف علامت شیر و خورشید از روی پرچم کشور و جایگزینی آن علامت نور و قدرت، با نشانهٔ سیاه و غیر قابل فهمی بود که شاید میخواست کلمه الله را برساند. که باز در این صورت میتوانست به خط زیبای نستعلیق ایرانی نگاشته شود با چند رنگ از جمله سبز و سرخ. اما نه، از بی ذوقی یا شاید تعمدی موذیانه، به گونه ای شکل داده شد که برخی آنرا حتی یک جادوی هندی فرض گرفتند.
🔸حذف این علامت که با جان و دل و ریشه های ایرانیان از هر صنف، هم آوا بود، گسستی فرهنگی را اراده کرد، که هر چند راه به استخدام و به کار گیری بی ریشگانِ فرهنگی گشود، در بی ریشه سازی مردمان این آب و خاک اما نقشی را بازی کرد، که نتایجش را امروز می بینیم.
🔸باز گرداندنِ شیر و خورشید به پرچم ایران، بازگرداندنِ سلطنت نیست، بازگرداندنِ یکی از وجوه نمادین روح ایرانی و پریدن از روی درٌه ای ست که در طی چندین دهه حفر شده است.
🔸این موضوع بازدارنده از افزودن کلمه الله بالای شیر و خورشید نیست. اینبار نه چون جادو و جنبل هندی، بلکه با خوشنویسی جمیل ایرانی.
🔸یا حتی آیه ای چون « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» که چون هاله ای نماد شیر و خورشید را احاطه میکند.
🔸شیر و خورشید، نماد نور و قدرتی را که تاریخ ایران در سینه خود پرورانده است، به درفش مان باز گردانیم!
🔻نقد آرای طاهره بارئی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
😅 پرچمِ «شیر و خورشید» را با «الله و آیاتِ قرآن» مخلوط کنید و مصادرۀ اسلامیاش کنید!
✍🏻 #طاهره_بارئی (نویسندهای تحصیلکرده در دانشگاهی فرانسوی، با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد)
🔸یکی از اشتباهات خارق العاده حکومت فعلی در بدو تاسیسش، حذف علامت شیر و خورشید از روی پرچم کشور و جایگزینی آن علامت نور و قدرت، با نشانهٔ سیاه و غیر قابل فهمی بود که شاید میخواست کلمه الله را برساند. که باز در این صورت میتوانست به خط زیبای نستعلیق ایرانی نگاشته شود با چند رنگ از جمله سبز و سرخ. اما نه، از بی ذوقی یا شاید تعمدی موذیانه، به گونه ای شکل داده شد که برخی آنرا حتی یک جادوی هندی فرض گرفتند.
🔸حذف این علامت که با جان و دل و ریشه های ایرانیان از هر صنف، هم آوا بود، گسستی فرهنگی را اراده کرد، که هر چند راه به استخدام و به کار گیری بی ریشگانِ فرهنگی گشود، در بی ریشه سازی مردمان این آب و خاک اما نقشی را بازی کرد، که نتایجش را امروز می بینیم.
🔸باز گرداندنِ شیر و خورشید به پرچم ایران، بازگرداندنِ سلطنت نیست، بازگرداندنِ یکی از وجوه نمادین روح ایرانی و پریدن از روی درٌه ای ست که در طی چندین دهه حفر شده است.
🔸این موضوع بازدارنده از افزودن کلمه الله بالای شیر و خورشید نیست. اینبار نه چون جادو و جنبل هندی، بلکه با خوشنویسی جمیل ایرانی.
🔸یا حتی آیه ای چون « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» که چون هاله ای نماد شیر و خورشید را احاطه میکند.
🔸شیر و خورشید، نماد نور و قدرتی را که تاریخ ایران در سینه خود پرورانده است، به درفش مان باز گردانیم!
🔻نقد آرای طاهره بارئی
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
🔻نقد گفتارهای صوتی
📻 نقد و بررسیِ پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
📻 نقد و بررسی بیاحترامی سلیمان به اسبها و عواقب آن
📻 دلسوختگی ایرانیان برای حسینبنعلی (بهبهانۀ تراژدیِ عاشورا) دارای عللی تاریخیست
.
#نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧ذهنیتِ زارِ روضهزده
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…
شماره پنج
پادکست پلاکارد
🎧 آیا گزارۀ
سخن صحیحیست؟
🎙#وحید_هروآبادی
@vahidheroabadi
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«اگر دینت حقیقی بود بخاطر جمهوریاسلامی بیدین نمیشدی»
سخن صحیحیست؟
🎙#وحید_هروآبادی
@vahidheroabadi
.
#نواندیشی #نواندیشی_دینی #داعش_شیعی #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🤲🏻🧎🏻♀️پرسشی و پاسخی: نماز پس از خداناباوری!
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
📺 عقل و دین
— چه اتفاقی میافتد وقتی عقل شروع به پرسش از خودش میکند؟
🔻اخلاق و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
.
#نواندیشی_دینی #نواندیشی #معنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رنج در سایهی سرگرمی
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
در این دو ماه که دسترسی به اینترنت قطع بود، سعی کردم علاوه بر نوشتن پروژههای ناتمام و مُسافرکِشی روزگار بگذرانم. یکی از سرگرمیها علاوه بر فیلم دیدن، خواندن مطالب «سایت زومیت»، به خصوص بخش نجوم و فضا بود. مطالب بهروز و خواندنی دارد.
اما در میان سرگرمی دیگری هم دارم و آن خواندن بخش پیامهای زیر هر مطلب است. در بخش بیان شده، آنچیزی که من را آزار میداد، درانداختن حرفها، ایدهها، تئوریها و بعضاً توهمات دینی از سوی برخی کاربران است. فرض کنید مطلبی پیرامون امکان یا عدم امکان حیات موجودات زنده در سیارهها یا کهکشانهای دیگر میشود و چندین هزار نفر درگیر خواندن یک مطلب علمی هستند و یکباره میبینید شخصی در این میان سخنی دینی در حمد و ستایش خداوند که جهان را چنین وسیع آفریده میگوید.
مطلباش نه ربط موضوعی دارد، نه تخصصی بوده و نه در این سَرموضوع، جای گفتناش است. اما همین یک پیام باعث هجمه علیه دین و دیانت شده است.
📌 اینکه مداوماً خود را در بحث دینی بیاندازیم و جامعه را به جدال دین و علم بکشانیم، آن هم با تفکر دینیای که فکر میکند برای هر چیزی پاسخ دارد، از سویی با توجه به سرعت پیشرفتهای علمی و از سوی دیگر ناکارآمدیِ پاسخهای دینداران که هنوز در گرههای کور فقه ثابت مانده یا عقبگرد میکنند، در نهایت بازندهی این جدال، دین خواهد بود؛ آن هم در موضوعی که خودِ دین هیچگاه مدعی نبوده و به نوعی مصرفکننده یا حداقل تطبیقشونده است.
@fekr_rak
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
در این دو ماه که دسترسی به اینترنت قطع بود، سعی کردم علاوه بر نوشتن پروژههای ناتمام و مُسافرکِشی روزگار بگذرانم. یکی از سرگرمیها علاوه بر فیلم دیدن، خواندن مطالب «سایت زومیت»، به خصوص بخش نجوم و فضا بود. مطالب بهروز و خواندنی دارد.
اما در میان سرگرمی دیگری هم دارم و آن خواندن بخش پیامهای زیر هر مطلب است. در بخش بیان شده، آنچیزی که من را آزار میداد، درانداختن حرفها، ایدهها، تئوریها و بعضاً توهمات دینی از سوی برخی کاربران است. فرض کنید مطلبی پیرامون امکان یا عدم امکان حیات موجودات زنده در سیارهها یا کهکشانهای دیگر میشود و چندین هزار نفر درگیر خواندن یک مطلب علمی هستند و یکباره میبینید شخصی در این میان سخنی دینی در حمد و ستایش خداوند که جهان را چنین وسیع آفریده میگوید.
مطلباش نه ربط موضوعی دارد، نه تخصصی بوده و نه در این سَرموضوع، جای گفتناش است. اما همین یک پیام باعث هجمه علیه دین و دیانت شده است.
📌 اینکه مداوماً خود را در بحث دینی بیاندازیم و جامعه را به جدال دین و علم بکشانیم، آن هم با تفکر دینیای که فکر میکند برای هر چیزی پاسخ دارد، از سویی با توجه به سرعت پیشرفتهای علمی و از سوی دیگر ناکارآمدیِ پاسخهای دینداران که هنوز در گرههای کور فقه ثابت مانده یا عقبگرد میکنند، در نهایت بازندهی این جدال، دین خواهد بود؛ آن هم در موضوعی که خودِ دین هیچگاه مدعی نبوده و به نوعی مصرفکننده یا حداقل تطبیقشونده است.
@fekr_rak
🔻موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
.
#نواندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
www.zoomit.ir
نجوم و فضا - زومیت
نجوم شامل اخبار و تصاویر مرتبط با آسمان، ستاره شناسی، منظومه شمسی و سیارات و کرات مختلف
YouTube
نظريات في منشأ الدين | كتاب دين الإنسان | الحلقة 15 | تأليف: فراس السواح
نظريات في منشأ الدين | كتاب دين الإنسان | الحلقة 15 | تأليف: فراس السواح
فراس السواح: مفكر ومؤرخ بارز في مجال الميثولوجيا وتاريخ الأديان
نشأته وتعليمه:
وُلِد فراس السواح عام 1941 في مدينة حمص بسوريا.
نشأ في عائلة مثقفة، حيث كان والده الكاتب والصحفي المعروف…
فراس السواح: مفكر ومؤرخ بارز في مجال الميثولوجيا وتاريخ الأديان
نشأته وتعليمه:
وُلِد فراس السواح عام 1941 في مدينة حمص بسوريا.
نشأ في عائلة مثقفة، حيث كان والده الكاتب والصحفي المعروف…
📺 نظریههایی دربارۀ منشأ دین (۴/۴)
— کتاب دین انسان | قسمت ۱۵
🔶 تبیین نظریه جدید السواح: پیوند دین و فیزیک کوانتوم
🔸السواح با رد تمام مکاتب فوق، اعلام میکند که «دین یک توهم نیست» و تجربه دینی بر یک امر کاملاً واقعی و شرطِ عینیِ وجود انسانی بنا شده است. این تجربه حاصل «اجتماع و اتحادِ آگاهی متأمل انسان با موضوعات مادی خارج از خود (جهان فیزیکی)» است.
🔸او در دقایق پایانی ویدیو، مخاطب را به یک سفر شگفتانگیز و دشوار در فیزیک جدید دعوت میکند. او معتقد است نتایج معرفتشناختی «نظریه کوانتوم» (Quantum Mechanics) و درهمتنیدگی ناظر (آگاهی) و مشهود (ماده)، دقیقاً همان فرمول و صیغه حقیقی است که ساختار دین بر آن استوار است.
🔸در ميكانیک کوانتوم، واقعیت موضوعی جدا از ناظر وجود ندارد و این دقیقاً همان نگاه باطنی ادیان به وحدت ارگانیک هستی (تجلی باطن در ظاهر) است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— کتاب دین انسان | قسمت ۱۵
🔶 تبیین نظریه جدید السواح: پیوند دین و فیزیک کوانتوم
🔸السواح با رد تمام مکاتب فوق، اعلام میکند که «دین یک توهم نیست» و تجربه دینی بر یک امر کاملاً واقعی و شرطِ عینیِ وجود انسانی بنا شده است. این تجربه حاصل «اجتماع و اتحادِ آگاهی متأمل انسان با موضوعات مادی خارج از خود (جهان فیزیکی)» است.
🔸او در دقایق پایانی ویدیو، مخاطب را به یک سفر شگفتانگیز و دشوار در فیزیک جدید دعوت میکند. او معتقد است نتایج معرفتشناختی «نظریه کوانتوم» (Quantum Mechanics) و درهمتنیدگی ناظر (آگاهی) و مشهود (ماده)، دقیقاً همان فرمول و صیغه حقیقی است که ساختار دین بر آن استوار است.
🔸در ميكانیک کوانتوم، واقعیت موضوعی جدا از ناظر وجود ندارد و این دقیقاً همان نگاه باطنی ادیان به وحدت ارگانیک هستی (تجلی باطن در ظاهر) است.
🔻فراس السواح
📻 از مسجد تا کوانتوم (قسمت اولِ «دینِ انسان: پژوهشی در ماهیت دین و سرچشمهی انگیزهی دینی»)
📺 جنبش محمدی: از حقیقت تا تاریخسازی
📺 دربارهی مغالطات مربوط به تاریخ و تفاسیر اسلام
🔻خزعل ماجدی
📺 آدم و حوا و شیث که بودند؟
📺 آیا طبق تاریخ پیامبری وجود داشته؟
📺 چگونه ادیان سامی با افسانۀ «موسی و فرعون»، تمدن مصر را تحریف کردند؟
📺 طبقهبندی موجودات ماورایی در ادیانِ پیشا-توحیدی
📻 درسهایی دربارۀ دین
📻 معامله با خدایان
— اگر قربانی نکنیم، جهان متوقف میشود!
📺 چرا شیطان را ساختیم؟
📺 «بهشت گمشده»: کتاب مقدسِ جوامع مخفی
📺 شیطان در ادیان سامی
📺 «باور» چیست؟
📺 چرا «دیوها/خدایان/اجنه» را ساختیم؟
📕و تو چه میدانی جن چیست؟
| بخش یک | بخش دو
📺 شیطان رجیم ١
📺 لیلیت؛ از الهه تا شیطان
📻 فروید، روانکاوی و تکامل دیدگاهها دربارۀ دین
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📕چرا دین دیگر منطقی نیست؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
.
#نقد_ادیان #نواندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
عبدالفتاح مورو نواندیش اسلامی در خطبهای:
ای مسلمانان حتى لباسهای به اصطلاح اسلامی شما هم ساخته خودتان نیست. اول لباسهایتان را خودتان بسازید بعد به رقابت با دیگران فکر کنید.
ای مسلمانان حتى لباسهای به اصطلاح اسلامی شما هم ساخته خودتان نیست. اول لباسهایتان را خودتان بسازید بعد به رقابت با دیگران فکر کنید.
📱 عبدالفتاح مورو یکی از برجستهترین و متفاوتترین چهرههای جریان اسلامگرایی معاصر، بهویژه در تونس است. او به عنوان یکی از بنیانگذاران «جنبش النهضه» (حزب اسلامگرای تونس) شناخته میشود، اما چیزی که او را از بسیاری از همفکرانش متمایز میکند، دیدگاههای بسیار نوگرایانه، انعطافپذیر و گاه جنجالی او در حوزه دین، سیاست و جامعه است.
در ادامه، نگاهی جامع به زندگی و بهخصوص نظرات کلیدی او خواهیم داشت.
🔹 شناسنامه کلی
📌 نام کامل: عبدالفتاح مورو
📌 متولد: ۱۹۴۸ در تونس
📌 پیشه: حقوقدان، وکیل دادگستری، سیاستمدار و متفکر اسلامی
📌 نقش سیاسی: نایبرئیس سابق مجلس نمایندگان تونس و از رهبران تاریخی جنبش النهضه
🔹 مهمترین نظرات و دیدگاههای عبدالفتاح مورو
مورو به عنوان نماد «اسلامگرایی اصلاحطلب و تونسی» شناخته میشود. او همواره تلاش کرده تا میان اصالت اسلامی و مقتضیات مدرنیسم و دموکراسی پل بزند.
⚖️ ۱. تفکیک امر سیاسی از امر دعوت (دینی)
یکی از مهمترین نظریات مورو که بعدها به مانیفست حزب النهضه نیز تبدیل شد، لزوم جدایی فعالیتهای سیاسی حزب از فعالیتهای تبلیغی و مذهبی است. او معتقد است حزب سیاسی باید برنامههای عملی برای اداره کشور داشته باشد و نباید از دین به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده کند. او بارها تاکید کرده که جامعه را نباید به دو دسته «مؤمن» و «کافر» یا «دیندار» و «بیدین» تقسیم کرد.
🤝 ۲. پذیرش کامل تکثرگرایی و دموکراسی
برخلاف جریانهای سلفی یا بنیادگرا، مورو دموکراسی را یک ابزار غربیِ مردود نمیداند، بلکه آن را بهترین سازوکار برای مدیریت جامعه میشمارد. او به آزادی عقیده و بیان کاملاً معتقد است و صراحتاً اعلام کرده که صندوق رأی و اراده مردم، فصلالخطاب مشروعیت سیاسی است.
تونس برای همه است؛ چه باحجاب، چه بیحجاب، چه دیندار و چه سکولار. هیچکس حق ندارد سبک زندگی خود را به دیگری تحمیل کند.
🧕 ۳. دیدگاههای نوگرایانه در مورد زنان و حقوق اجتماعی
🔻مورو در حوزه حقوق زنان نظرات بسیار روشنفکرانهای نسبت به بافت سنتی جهان عرب دارد:
او از «مجله احوال شخصیه تونس» (که توسط حبیب بورقیبه، رئیسجمهور سکولار تونس تدوین شد و چندهمسری را ممنوع کرد) دفاع میکند و آن را دستاوردی مثبت میداند.
او حجاب را یک انتخاب فردی میداند و با هرگونه اجبار قانونی برای پوشش (چه اجبار به حجاب و چه ممنوعیت آن) مخالف است.
📜 ۴. بازخوانی فقه اسلامی بر اساس مقتضیات زمان
مورو یک حقوقدان است و نگاهی پویا به فقه دارد. او معتقد است فقه اسلامی نباید در قرون گذشته متوقف شود، بلکه باید با توجه به «مقاصد شریعت» (اهداف کلان دین مثل عدالت، آزادی و کرامت انسانی) و متناسب با نیازهای انسان امروز بازتعریف شود. از نظر او، متون دینی ثابتاند اما فهم بشر از آنها متغیر است.
🎭 ۵. تساهل فرهنگی و رویکرد صلحآمیز
مورو شخصیتی بسیار خوشرو، اهل مزاح و مسلط به خطابه است. او حتی با مخالفان سرسخت سکولار و چپگرای خود در تونس روابط دوستانه و نزدیکی داشت. او همواره بر گفتگو (حوار) به جای تقابل خشونتآمیز تاکید کرده و جریانهای تکفیری و افراطی را بزرگترین ضربه به پیکر اسلام میداند.
🔹 دلیل تمایز و محبوبیت (یا انتقادات)
لباس سنتی و اصالت تونسی: او همیشه با لباس سنتی تونس (جبه و شاشیه) در محافل عمومی و حتی پارلمان ظاهر میشود که نشاندهنده علاقه او به هویت ملی در کنار هویت اسلامی است.
انتقاد از خود: مورو بارها از اشتباهات گذشته جنبشهای اسلامی (از جمله خود النهضه) در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی انتقاد کرده و آنها را ناشی از ناپختگی سیاسی دانسته است.
فاصله گرفتن از سیاست رسمی: او در سالهای اخیر، بهویژه پس از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۹ و تحولات سیاسی بعدی تونس، کمی از بخش اجرایی سیاست فاصله گرفته و بیشتر بر نقش فکری و ارشادی خود تمرکز کرده است.
عبدالفتاح مورو را میتوان نماینده جریانی دانست که تلاش میکند ثابت کند «اسلامگرایی» لزوماً به معنای قشریگری، استبداد یا تقابل با جهان جدید نیست، بلکه میتواند با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر همزیستی داشته باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
در ادامه، نگاهی جامع به زندگی و بهخصوص نظرات کلیدی او خواهیم داشت.
🔹 شناسنامه کلی
📌 نام کامل: عبدالفتاح مورو
📌 متولد: ۱۹۴۸ در تونس
📌 پیشه: حقوقدان، وکیل دادگستری، سیاستمدار و متفکر اسلامی
📌 نقش سیاسی: نایبرئیس سابق مجلس نمایندگان تونس و از رهبران تاریخی جنبش النهضه
🔹 مهمترین نظرات و دیدگاههای عبدالفتاح مورو
مورو به عنوان نماد «اسلامگرایی اصلاحطلب و تونسی» شناخته میشود. او همواره تلاش کرده تا میان اصالت اسلامی و مقتضیات مدرنیسم و دموکراسی پل بزند.
⚖️ ۱. تفکیک امر سیاسی از امر دعوت (دینی)
یکی از مهمترین نظریات مورو که بعدها به مانیفست حزب النهضه نیز تبدیل شد، لزوم جدایی فعالیتهای سیاسی حزب از فعالیتهای تبلیغی و مذهبی است. او معتقد است حزب سیاسی باید برنامههای عملی برای اداره کشور داشته باشد و نباید از دین به عنوان ابزاری برای کسب قدرت استفاده کند. او بارها تاکید کرده که جامعه را نباید به دو دسته «مؤمن» و «کافر» یا «دیندار» و «بیدین» تقسیم کرد.
🤝 ۲. پذیرش کامل تکثرگرایی و دموکراسی
برخلاف جریانهای سلفی یا بنیادگرا، مورو دموکراسی را یک ابزار غربیِ مردود نمیداند، بلکه آن را بهترین سازوکار برای مدیریت جامعه میشمارد. او به آزادی عقیده و بیان کاملاً معتقد است و صراحتاً اعلام کرده که صندوق رأی و اراده مردم، فصلالخطاب مشروعیت سیاسی است.
تونس برای همه است؛ چه باحجاب، چه بیحجاب، چه دیندار و چه سکولار. هیچکس حق ندارد سبک زندگی خود را به دیگری تحمیل کند.
🧕 ۳. دیدگاههای نوگرایانه در مورد زنان و حقوق اجتماعی
🔻مورو در حوزه حقوق زنان نظرات بسیار روشنفکرانهای نسبت به بافت سنتی جهان عرب دارد:
او از «مجله احوال شخصیه تونس» (که توسط حبیب بورقیبه، رئیسجمهور سکولار تونس تدوین شد و چندهمسری را ممنوع کرد) دفاع میکند و آن را دستاوردی مثبت میداند.
او حجاب را یک انتخاب فردی میداند و با هرگونه اجبار قانونی برای پوشش (چه اجبار به حجاب و چه ممنوعیت آن) مخالف است.
📜 ۴. بازخوانی فقه اسلامی بر اساس مقتضیات زمان
مورو یک حقوقدان است و نگاهی پویا به فقه دارد. او معتقد است فقه اسلامی نباید در قرون گذشته متوقف شود، بلکه باید با توجه به «مقاصد شریعت» (اهداف کلان دین مثل عدالت، آزادی و کرامت انسانی) و متناسب با نیازهای انسان امروز بازتعریف شود. از نظر او، متون دینی ثابتاند اما فهم بشر از آنها متغیر است.
🎭 ۵. تساهل فرهنگی و رویکرد صلحآمیز
مورو شخصیتی بسیار خوشرو، اهل مزاح و مسلط به خطابه است. او حتی با مخالفان سرسخت سکولار و چپگرای خود در تونس روابط دوستانه و نزدیکی داشت. او همواره بر گفتگو (حوار) به جای تقابل خشونتآمیز تاکید کرده و جریانهای تکفیری و افراطی را بزرگترین ضربه به پیکر اسلام میداند.
🔹 دلیل تمایز و محبوبیت (یا انتقادات)
لباس سنتی و اصالت تونسی: او همیشه با لباس سنتی تونس (جبه و شاشیه) در محافل عمومی و حتی پارلمان ظاهر میشود که نشاندهنده علاقه او به هویت ملی در کنار هویت اسلامی است.
انتقاد از خود: مورو بارها از اشتباهات گذشته جنبشهای اسلامی (از جمله خود النهضه) در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی انتقاد کرده و آنها را ناشی از ناپختگی سیاسی دانسته است.
فاصله گرفتن از سیاست رسمی: او در سالهای اخیر، بهویژه پس از نامزدی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۹ و تحولات سیاسی بعدی تونس، کمی از بخش اجرایی سیاست فاصله گرفته و بیشتر بر نقش فکری و ارشادی خود تمرکز کرده است.
عبدالفتاح مورو را میتوان نماینده جریانی دانست که تلاش میکند ثابت کند «اسلامگرایی» لزوماً به معنای قشریگری، استبداد یا تقابل با جهان جدید نیست، بلکه میتواند با آزادی، دموکراسی و حقوق بشر همزیستی داشته باشد.
.
#نواندیشی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 قصۀ «سدوم و عموره» (قوم لوط) دربارۀ همجنسگرایی نیست!
(۳/۳)
🔹 کتاب حزقیال، باب ۱۶، آیه ۴۹ (Ezekiel 16:49)
نویسنده صریحترین توصیف از گناه سدوم را از زبان خود کتاب مقدس (کتاب حزقیال) نقل میکند:
مکللن اشاره میکند کلمه کراهتآمیز میتواند شامل همان رفتار تجاوزگرانه به غریبهها باشد، اما هیچ ربطی به رابطه همجنسگرایانه داوطلبانه ندارد.
7️⃣ سیاست هویت (Identity Politics) و استفاده ابزاری از دین
🔹 انگیزههای پشت پرده تفسیر سنتی
مکللن به تندی از مسیحیان محافظهکار انتقاد میکند و میگوید اصرار بر این تفسیر غلط، ناشی از تلاش برای فهم متن نیست؛ بلکه ناشی از «سیاست هویت» است. آنها از داستان سدوم به عنوان یک چماق بلاغی و بیانی (Rhetorical Bludgeon) برای مرزبندیهای اجتماعی، حفظ ساختار قدرت، ابراز وفاداری به گروه خود (Costly Signaling) و ارتقای جایگاه خود در جوامع مذهبی استفاده میکنند. این همجنسگراستیزی (Homophobia) به یک شاخصه هویتی برای برخی گروهها تبدیل شده است.
🔹 مقایسه با مسئله بردهداری
او این رفتار را با دوران بردهداری مقایسه میکند؛ زمانی که بردهداران کتاب مقدس را در دست میگرفتند و ادعا میکردند که خدا به آنها مجوز خرید و فروش انسانها را داده است. امروز جامعه به آن مفسران با شرمساری و انزجار نگاه میکند. مکللن پیشبینی میکند که در آینده (شاید نسلهای بعد)، آیندگان نیز به این همجنسگراستیزی مذهبی با همان حس شرم و انزجار نگاه خواهند کرد.
8️⃣ نتیجهگیری و مرزبندی علمی
🔹 کتاب مقدس یک همپیمان مدرن نیست
مکللن در پایان یک شفافسازی مهم انجام میدهد: رد کردن تفسیر غلط سدوم و عموره به این معنی نیست که کل کتاب مقدس حامی حقوق LGBTQIA+ است. او تاکید میکند که عهد عتیق یک همپیمان (Ally) برای جنبشهای مدرن نیست؛ بخشهایی در لاویان یا در نامههای پولس رسول (مانند اول قرنتیان ۶:۹ یا رومیان ۱) وجود دارند که رابطه جنسی میان دو همجنس را محکوم میکنند (گرچه تفاسیر آنها نیز جای بحث دارد).
🔹 دعوت به اخلاق و تفکر انتقادی
او اشاره میکند که فرستادن کامنتهایی مثل
نشاندهنده عدم درک بحث است؛ زیرا در آن آیات اصلاً نامی از سدوم و عموره برده نشده است.
📌 در نهایت، مکللن از مخاطبان مذهبی میخواهد که اجازه ندهند سیاست هویت، آنها را به سمت نفرت بیشتر و همدلی محدود و خصمانه علیه «دیگریِ اجتماعی» سوق دهد، بلکه باید تفکر انتقادی را پیشه کنند تا انسانهای بهتر و مسیحیان بهتری باشند، چرا که زندگی انسانهای زیادی به این بازنگری وابسته است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🔹 کتاب حزقیال، باب ۱۶، آیه ۴۹ (Ezekiel 16:49)
نویسنده صریحترین توصیف از گناه سدوم را از زبان خود کتاب مقدس (کتاب حزقیال) نقل میکند:
«گناه خواهرت سدوم این بود: او و دخترانش مغرور بودند، نان فراوان و آسایش داشتند، اما دست فقرا و نیازمندان را نگرفتند. آنها متکبر شدند و در حضور من کارهای کراهتآمیز (Abomination) انجام دادند.»
مکللن اشاره میکند کلمه کراهتآمیز میتواند شامل همان رفتار تجاوزگرانه به غریبهها باشد، اما هیچ ربطی به رابطه همجنسگرایانه داوطلبانه ندارد.
7️⃣ سیاست هویت (Identity Politics) و استفاده ابزاری از دین
🔹 انگیزههای پشت پرده تفسیر سنتی
مکللن به تندی از مسیحیان محافظهکار انتقاد میکند و میگوید اصرار بر این تفسیر غلط، ناشی از تلاش برای فهم متن نیست؛ بلکه ناشی از «سیاست هویت» است. آنها از داستان سدوم به عنوان یک چماق بلاغی و بیانی (Rhetorical Bludgeon) برای مرزبندیهای اجتماعی، حفظ ساختار قدرت، ابراز وفاداری به گروه خود (Costly Signaling) و ارتقای جایگاه خود در جوامع مذهبی استفاده میکنند. این همجنسگراستیزی (Homophobia) به یک شاخصه هویتی برای برخی گروهها تبدیل شده است.
🔹 مقایسه با مسئله بردهداری
او این رفتار را با دوران بردهداری مقایسه میکند؛ زمانی که بردهداران کتاب مقدس را در دست میگرفتند و ادعا میکردند که خدا به آنها مجوز خرید و فروش انسانها را داده است. امروز جامعه به آن مفسران با شرمساری و انزجار نگاه میکند. مکللن پیشبینی میکند که در آینده (شاید نسلهای بعد)، آیندگان نیز به این همجنسگراستیزی مذهبی با همان حس شرم و انزجار نگاه خواهند کرد.
8️⃣ نتیجهگیری و مرزبندی علمی
🔹 کتاب مقدس یک همپیمان مدرن نیست
مکللن در پایان یک شفافسازی مهم انجام میدهد: رد کردن تفسیر غلط سدوم و عموره به این معنی نیست که کل کتاب مقدس حامی حقوق LGBTQIA+ است. او تاکید میکند که عهد عتیق یک همپیمان (Ally) برای جنبشهای مدرن نیست؛ بخشهایی در لاویان یا در نامههای پولس رسول (مانند اول قرنتیان ۶:۹ یا رومیان ۱) وجود دارند که رابطه جنسی میان دو همجنس را محکوم میکنند (گرچه تفاسیر آنها نیز جای بحث دارد).
🔹 دعوت به اخلاق و تفکر انتقادی
او اشاره میکند که فرستادن کامنتهایی مثل
«پس اول قرنتیان فلان چه میشود؟»
نشاندهنده عدم درک بحث است؛ زیرا در آن آیات اصلاً نامی از سدوم و عموره برده نشده است.
📌 در نهایت، مکللن از مخاطبان مذهبی میخواهد که اجازه ندهند سیاست هویت، آنها را به سمت نفرت بیشتر و همدلی محدود و خصمانه علیه «دیگریِ اجتماعی» سوق دهد، بلکه باید تفکر انتقادی را پیشه کنند تا انسانهای بهتر و مسیحیان بهتری باشند، چرا که زندگی انسانهای زیادی به این بازنگری وابسته است.
🔻لوط
📕نقد و بررسی «قصۀ لوط»
📕قوم لوط و پترا: ویرانهها آدرس میدهند، افلاتعقلون؟!
✳️ لوط: نجات از روی شانس و نه رستگاری، یا یک کپی دیگر از قدیس-بردگانِ مطیع؟
.
#نقد_ادیان #نواندیشی #نقد_بایبل
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎯 سخن پایانی: از «تقلیلِ استعاره به کالبد» تا «کالبدشکافیِ "سلطانِ" قرآن»
(۲/۲)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔺از این منظر، پیامدهای این دستگاه صرفاً الهیاتی نیستند؛ بلکه معرفتی، اخلاقی، روانشناختی، حقوقی، سیاسی و تمدنی نیز هستند.
🔺آنچه هنوز در محکِ «عقل، تجربه و گفتوگوی آزاد» آزموده نشده، بیواسطه به «قانون، تکلیف، اخلاق و مجازات» تبدیل میشود؛ و بدینسان، جهانِ زندگان زیرِ اقتدارِ پیشفرضهایی قرار میگیرد که «قرنها پیش صورتبندی شدهاند»، و البته «امکانِ نقدِ خود را محدود کردهاند».
🔺از همینجا میتوان گامِ نهاییِ تحلیل را برداشت: این «سلطانِ معرفتی» تنها در سطحِ نتایج و احکام عمل نمیکند، بلکه در سطحِ «صورتبندیِ خودِ نزاع» نیز مداخله میکند. به بیان دیگر، همان سازوکاری که امکانِ نقد را محدود میسازد، پیشتر در «نحوۀ تعریف و بازنماییِ باورِ رقیب» نیز فعال بودهاست.
📌 از این منظر، مسئلهٔ محوری دیگر صرفاً وجودِ خطا در یک گزاره یا استدلال خاص نیست. هر نظامی ممکن است خطا کند. پرسشِ بنیادی این است که
📌 آنچه این پژوهش نشان میدهد، این است که مسئله صرفاً در محتوای نقد نیست، بلکه در نحوهٔ ساختنِ موضوعِ نقد است:
🔺در نتیجه، آنچه رد میشود، نه لزوماً موضعِ واقعیِ رقیب، بلکه صورتی سادهشده و بازسازیشده از آن است.
📌 از این منظر، تمایزِ میانِ یک نظامِ حقیقتجو و یک نظامِ اقتدارگرا را باید نه در پاسخهای نهایی، بلکه در نحوهی صورتبندیِ نزاع با «دیگریها» جستوجو کرد:
📌 برآیندِ این کالبدشکافی عریان میسازد که «سلطان» در استراتژی زبانیِ مولفانِ قرآن، نه واژهای برای «برهان و استدلالِ روشمند»، بلکه نامِ مستعارِ یک «اقتدارِ خودبنیاد» است. این اقتدار، پیش از رسیدن به دادگاهِ نتایج، ابتدا در «مهندسیِ مسئله» و «مسخِ چهرۀ دیگری» مداخله میکند؛ تکنیکی انضباطی که با حذفِ تقارنِ منطقی، امکانِ هرگونه داوریِ آزاد و بیرونسیستمی را پیشاپیش مسدود مینماید.
📌 و از همینجا، حلقهٔ تحلیل بسته میشود: آن جابهجاییِ آغازین—تقلیلِ استعاره به کالبد—تنها یک «لغزشِ زبانی» نبود، بلکه نخستین گام در شکلگیریِ نظمی بود که در آن، معنا «از بسترِ تفسیریِ خود جدا شده» و به ادعایی دربارهٔ واقعیت تبدیل میشود؛ این ادعا، بدون طیِ فرایندِ مستقلِ آزمون، مبنایِ اقتدار قرار میگیرد؛ و همین اقتدار، بهنوبهٔ خود، معیارِ داوری دربارهٔ صدق و کذبِ همان ادعا را در اختیار میگیرد. در چنین نظمی، آنچه «سلطان» خوانده میشود، نه غایتِ استدلال، بلکه نامِ همان اقتدارِ خودبنیادی است که از همان نقطهٔ آغازین، «مسیرِ اندیشیدن» و «چارچوبِ نقد» را به انحصار خود درآورده است.
🔻دکتر حسین میرصلاح🔻
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔺از این منظر، پیامدهای این دستگاه صرفاً الهیاتی نیستند؛ بلکه معرفتی، اخلاقی، روانشناختی، حقوقی، سیاسی و تمدنی نیز هستند.
هنگامی که بر پیشفرضهای اثباتنشده، نامِ «سلطان» گذاشتهمیشود، و از فرآیند آزمونِ دائمیِ نقد مصونسازی میشوند، مرزِ میانِ «توصیفِ جهان» و «تجویزِ رفتار» نیز فرو میریزد.
🔺آنچه هنوز در محکِ «عقل، تجربه و گفتوگوی آزاد» آزموده نشده، بیواسطه به «قانون، تکلیف، اخلاق و مجازات» تبدیل میشود؛ و بدینسان، جهانِ زندگان زیرِ اقتدارِ پیشفرضهایی قرار میگیرد که «قرنها پیش صورتبندی شدهاند»، و البته «امکانِ نقدِ خود را محدود کردهاند».
🔺از همینجا میتوان گامِ نهاییِ تحلیل را برداشت: این «سلطانِ معرفتی» تنها در سطحِ نتایج و احکام عمل نمیکند، بلکه در سطحِ «صورتبندیِ خودِ نزاع» نیز مداخله میکند. به بیان دیگر، همان سازوکاری که امکانِ نقد را محدود میسازد، پیشتر در «نحوۀ تعریف و بازنماییِ باورِ رقیب» نیز فعال بودهاست.
📌 از این منظر، مسئلهٔ محوری دیگر صرفاً وجودِ خطا در یک گزاره یا استدلال خاص نیست. هر نظامی ممکن است خطا کند. پرسشِ بنیادی این است که
آیا آن نظام، مفاهیمِ رقیب را در پیچیدگی و بافتِ واقعیِ خودشان بازنمایی میکند، و سپس به نقد آنها میپردازد، یا آنها را در فرایندِ بازنمایی، به خوانشی «کاریکاتوریزهشده و تقلیلیافته و بهشکلِ اساسی نامربوط» صورتبندی میکند؟
📌 آنچه این پژوهش نشان میدهد، این است که مسئله صرفاً در محتوای نقد نیست، بلکه در نحوهٔ ساختنِ موضوعِ نقد است:
مفاهیمِ رقیب، پیش از آنکه موردِ بررسی قرار گیرند، از بسترِ معناییِ خود جدا شده و به خوانشی تقلیلیافته و تحتاللفظی فروکاسته میشوند.
🔺در نتیجه، آنچه رد میشود، نه لزوماً موضعِ واقعیِ رقیب، بلکه صورتی سادهشده و بازسازیشده از آن است.
📌 از این منظر، تمایزِ میانِ یک نظامِ حقیقتجو و یک نظامِ اقتدارگرا را باید نه در پاسخهای نهایی، بلکه در نحوهی صورتبندیِ نزاع با «دیگریها» جستوجو کرد:
❓آیا نظام، مفاهیمِ رقیب را در سطحِ واقعیِ خودشان به رسمیت میشناسد و امکان مواجههی عریان و بدون هراس با چالشهای رقیب را فراهم میکند یا آنها را پیشاپیش دگرگون میسازد تا نتیجهی نقد از قبل تعیین شده باشد؟
📌 برآیندِ این کالبدشکافی عریان میسازد که «سلطان» در استراتژی زبانیِ مولفانِ قرآن، نه واژهای برای «برهان و استدلالِ روشمند»، بلکه نامِ مستعارِ یک «اقتدارِ خودبنیاد» است. این اقتدار، پیش از رسیدن به دادگاهِ نتایج، ابتدا در «مهندسیِ مسئله» و «مسخِ چهرۀ دیگری» مداخله میکند؛ تکنیکی انضباطی که با حذفِ تقارنِ منطقی، امکانِ هرگونه داوریِ آزاد و بیرونسیستمی را پیشاپیش مسدود مینماید.
📌 و از همینجا، حلقهٔ تحلیل بسته میشود: آن جابهجاییِ آغازین—تقلیلِ استعاره به کالبد—تنها یک «لغزشِ زبانی» نبود، بلکه نخستین گام در شکلگیریِ نظمی بود که در آن، معنا «از بسترِ تفسیریِ خود جدا شده» و به ادعایی دربارهٔ واقعیت تبدیل میشود؛ این ادعا، بدون طیِ فرایندِ مستقلِ آزمون، مبنایِ اقتدار قرار میگیرد؛ و همین اقتدار، بهنوبهٔ خود، معیارِ داوری دربارهٔ صدق و کذبِ همان ادعا را در اختیار میگیرد. در چنین نظمی، آنچه «سلطان» خوانده میشود، نه غایتِ استدلال، بلکه نامِ همان اقتدارِ خودبنیادی است که از همان نقطهٔ آغازین، «مسیرِ اندیشیدن» و «چارچوبِ نقد» را به انحصار خود درآورده است.
🔻دکتر حسین میرصلاح🔻
1️⃣ 📻 شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
۱) ذهنیتِ زارِ روضهزده
۲) آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
۳) از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
۴) "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
۵) سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
۶) سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
2️⃣ 📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #تفکر_انتقادی #مغلطجات #نقد_روشنفکران #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 «ذبحِ اسلامیِ» استعارهها
— چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
❓چطور استعارههای عمیقِ ادیان و عرفانهای جهانِ باستان که نمادِ «رسیدنِ انسان به مقامِ خدایی» بودند، ناگهان در یک چرخشِ تاریخی به «نیازهای جنسی و بیولوژیک» تقلیل یافتند؟
🔸در اپیزود نود و دوم از پادکست #نقدآگینگپ، از لحظهای سخن میگوییم که مولفانِ قرآن با تبدیلِ استعارههای متافیزیکی به گزارههای مادی، بابِ هرگونه گفتگوی الهیاتی دربارهی ظرفیتِ قدسیِ انسان را مسدود کردند.
🔸در قسمت اول از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در بخش مقدماتی و نخستینِ جستارِ انتقادیِ دکتر #حسین_میرصلاح با عنوانِ «معمای «عُزَیر» (عزرا)؛ از احیاگر شریعت تا سنت عرفانی «دو قدرت در آسمان» میپردازیم.
🔻سرفصلهایِ جسورانهی این گفتگو:
🔸ما در این اپیزود، به دنبالِ حلقهی مفقودهای هستیم که الهیاتِ رازآلودِ باستان را از منطقِ تفسیریِ مولفانِ قرآن جدا میکند.
🔻در جستجویِ پاسخ برای این گرههایِ کور خواهیم بود:
🔻📝 فهرست موضوعاتِ مطرح شده در متنِ ۵ پستِ نخستین این جستار (که پادکست خلاصهای از آن را طرح کرده) به شرح زیر است:
🔻دکتر حسین میرصلاح🔻
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
❓چطور استعارههای عمیقِ ادیان و عرفانهای جهانِ باستان که نمادِ «رسیدنِ انسان به مقامِ خدایی» بودند، ناگهان در یک چرخشِ تاریخی به «نیازهای جنسی و بیولوژیک» تقلیل یافتند؟
🔸در اپیزود نود و دوم از پادکست #نقدآگینگپ، از لحظهای سخن میگوییم که مولفانِ قرآن با تبدیلِ استعارههای متافیزیکی به گزارههای مادی، بابِ هرگونه گفتگوی الهیاتی دربارهی ظرفیتِ قدسیِ انسان را مسدود کردند.
🔸در قسمت اول از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در بخش مقدماتی و نخستینِ جستارِ انتقادیِ دکتر #حسین_میرصلاح با عنوانِ «معمای «عُزَیر» (عزرا)؛ از احیاگر شریعت تا سنت عرفانی «دو قدرت در آسمان» میپردازیم.
🔻سرفصلهایِ جسورانهی این گفتگو:
❓پهلوانپنبهی قرآنی: آیا مولفانِ قرآن با ساختنِ تصویری کاریکاتوری از عقایدِ یهود و مسیحیت، فریبِ مخاطبان و پیروزیای ناجوانمردانه در نبردی کلامی را برگزیدند؟
❓چرا با وجودِ تاکیدِ قرآن بر «مبین و روشنگر» بودنِ خود، هنوز در مهمترین موضوعاتِ دین (یعنی خداشناسی)، بر سرِ «دستهای خدا»، «تخت خدا» و «اعضایِ پیکرِ خدا» میانِ هزاران مفسر و مذهبِ اسلامی جدال است؟
❓ استاندارد دوگانه: چرا مفسران برای دست، ساقِ پا و مکرِ الله هزاران توجیهِ تودرتویِ استعاری میتراشند، اما به محضِ شنیدنِ اصطلاحِ «فرزندِ خدا» در سنتهای رقیب، تمامِ ظرائفِ هرمنوتیکی را کنار گذاشته و بر معنایِ بیولوژیک و جنسیِ آن قفل میکنند؟
🔸ما در این اپیزود، به دنبالِ حلقهی مفقودهای هستیم که الهیاتِ رازآلودِ باستان را از منطقِ تفسیریِ مولفانِ قرآن جدا میکند.
🔻در جستجویِ پاسخ برای این گرههایِ کور خواهیم بود:
❓آیا خدا در تلهی زبانِ انسانها گرفتار میشود؟ یا ممکن است که خدا درکِ درستی از استعارههای انسانی نداشتهباشد؟
❓آیا ممکن است مفسرانِ قرآن و روشنفکرانِ دینی، از اللهِ بظاهر علیم و حکیم، در علم تفسیرِ متون و کتب مقدس هوشمندتر باشند؟
❓اگر منطقِ قرآن در نقدِ دیگران درست باشد، آیا «توحیدِ بهروایتِ قرآن» در برابرِ پرسشهای انتقادی متلاشی نمیشود؟
🔻📝 فهرست موضوعاتِ مطرح شده در متنِ ۵ پستِ نخستین این جستار (که پادکست خلاصهای از آن را طرح کرده) به شرح زیر است:
۱. 🏺 تقلیل استعاره به کالبد
۲. 🎭 تراژدیِ مرگ استعاره و پسرفت به تقلیلگرایی
۳. 🔍 معمای «عُزَیر» (عزرا)؛ از احیاگر شریعت تا سنت عرفانی «دو قدرت در آسمان»
۴. 📜 ریشهشناسیِ «خدایان» و «فرزندان» در سنت یهودی-مسیحی
۵. ❌ کژفهمی قرآنی از جایگاه عزرا (عزیر)
۶. ✨ کشفیات نوین و عرفان مرکابا
۷. 🏷 اصطلاح «ابن» و «الوهیت رتبهای»
۸. 🧘 نفسشناسیِ قرب در برابر خوانش فیزیکی قرآن
۹. 🧠 کالبدشناسی مغالطه و وارونهسازی متدولوژیک
۱۰. ⚖️ استاندارد دوگانه: استبداد تفسیری در برابر صراحتِ متن
۱۱. 👤 مصادیق انسانانگاری (آنتروپومورفیسم) در متن قرآن
۱۲. 🌪 پارادوکسِ امتِ گمراه و فاجعهی معرفتشناختی وحی
۱۳. 🤐 بلا کَیف: کلاهبرداریِ معنایی و تسلیمِ خرد
۱۴. 🌐 چالش مکانمندی و حرکتِ امر مطلق
۱۵. 🏠 تقلیل ساحت قدسی به مسائل خصوصی پیامبر
۱۶. 🛣 دایلمای گریزناپذیر
۱۷. 🥊 مغالطهی «پهلوانپنبه» در مواجهه با رقیب
۱۸. 🏛 نتیجه تمدنی
🔻دکتر حسین میرصلاح🔻
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۲) سقوط زنان از «پیشانی زئوس» به «حرمسرای الله»؛ مرز باریکِ میان «فیضان فلسفی» و «شیءانگاری قرآنی»
2️⃣ 📻 شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
۱) ذهنیتِ زارِ روضهزده
۲) آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
۳) از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
۴) "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
۵) سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
۶) سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
3️⃣ 📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_ادیان #نقد_روشنفکران #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧 سقوط زنان از «پیشانیِ زئوس» به «حرمسرایِ الله»
⚖️ مرز باریک میانِ «فیضانِ فلسفی» و «شیءانگاریِ قرآنی»
🔸در جهان باستان، تولد آتنا — ایزدبانوی خرد و جنگ استراتژیک — از پیشانی زئوس یک نمادپردازی عمیق از «صدور خرد» بود، نه یک زناشویی فیزیکی. اما چه اتفاقی میافتد وقتی مولفانِ قرآن، کل این شبکۀ پیچیده معنایی را تا سطح نازلترین نیازهای کالبدی و مادی تقلیل دادند؟
🔸در اپیزود نود و سوم از پادکست #نقدآگینگپ، به این سوال میاندیشیم:
🔸در قسمت دوم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در (۵ پستِ آغازین از بخش دوم جستار) «الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن» میپردازیم.
🩸🧬 چه پیوند پنهانی میان «حذف قداست آسمانیِ امر مؤنث»، با فرامینی مثل «تنبیه فیزیکی، قبحزدایی از تعرض به زنان اسیر» (اعم از شوهردار و غیرشوهردار؛ به زبان و اسمِ الله در قرآن) و شیءانگاری مطلق آنها روی زمین وجود دارد؟
🪐 تفاوت بنیادین میان «صدور و فیضان وجود» در فلسفه نوافلاطونی با «تولیدمثل بیولوژیک» در تفکر قبیلهای چیست و چرا مولفان متن نتوانستند این مرز را تفکیک کنند؟
🔻📝 فهرست موضوعاتِ مطرح شده در متنِ ۵ پستِ دومِ این جستار (که پادکست خلاصهای از آن را طرح کرده) به شرح زیر است:
🔻دکتر حسین میرصلاح
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⚖️ مرز باریک میانِ «فیضانِ فلسفی» و «شیءانگاریِ قرآنی»
🔸در جهان باستان، تولد آتنا — ایزدبانوی خرد و جنگ استراتژیک — از پیشانی زئوس یک نمادپردازی عمیق از «صدور خرد» بود، نه یک زناشویی فیزیکی. اما چه اتفاقی میافتد وقتی مولفانِ قرآن، کل این شبکۀ پیچیده معنایی را تا سطح نازلترین نیازهای کالبدی و مادی تقلیل دادند؟
🔸در اپیزود نود و سوم از پادکست #نقدآگینگپ، به این سوال میاندیشیم:
چرا تفکری که یونان، مصر و هند باستان را به وجد میآورد، در یک جغرافیای دیگر مایه ننگ شد؟
🔸در قسمت دوم از سلسله جلساتِ بررسیِ جستارِ انتقادیِ «تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن» به طرح و بررسی مباحث مطرح شده در (۵ پستِ آغازین از بخش دوم جستار) «الله و ترورِ شخصیتِ ایزدبانوان؛ تقلیل «امر کیهانی» به «کاریکاتور خانوادگی» در قرآن» میپردازیم.
🩸🧬 چه پیوند پنهانی میان «حذف قداست آسمانیِ امر مؤنث»، با فرامینی مثل «تنبیه فیزیکی، قبحزدایی از تعرض به زنان اسیر» (اعم از شوهردار و غیرشوهردار؛ به زبان و اسمِ الله در قرآن) و شیءانگاری مطلق آنها روی زمین وجود دارد؟
🪐 تفاوت بنیادین میان «صدور و فیضان وجود» در فلسفه نوافلاطونی با «تولیدمثل بیولوژیک» در تفکر قبیلهای چیست و چرا مولفان متن نتوانستند این مرز را تفکیک کنند؟
🔻📝 فهرست موضوعاتِ مطرح شده در متنِ ۵ پستِ دومِ این جستار (که پادکست خلاصهای از آن را طرح کرده) به شرح زیر است:
📌 تقلیل امر کیهانی به کاریکاتور خانوادگی در قرآن
🏺 پیشینه شکوهمند ایزدبانوان و جایگاه مستقل آنها در جهان باستان
🏛 ساختار سلسلهمراتبی جهان الهی و شورای خدایان در سنتهای سامی
📜 کاربرد استعاری واژگان خویشاوندی برای بیان رتبه و مشارکت در امر الهی
👑 هویت پیچیده و کارکردهای اجتماعی اللات، العزی و منات
⚔️ راهبرد سادهسازی و مغالطه پهلوانپنبه در نقد قرآنی
⚖️ استاندارد دوگانه در تفسیر صفات انسانوار الله در برابر متون رقیب
🪙 تقلیل نهادهای اقتصادی و ژئوپلیتیک به بتهای سنگی بیجان
🐫 نقش حریمهای امن معابد در ثبات شبکههای تجاری و سیاسی
🔑 انحصار تولید حقیقت دینی و برچیدن کانونهای رقیب اقتدار قدسی
📣 بهرهبرداری از تعصبات پدرسالارانه مخاطب به عنوان ابزار جدل الهیاتی
👥 تفکیک میان مردسالاری در ساحت اجتماع و مردسالاری در ساحت متافیزیک
⚡️ نقش ایزدبانوان به مثابه موتور محرکه، انرژی زاینده و فاعلیت کیهانی
🌱 تقابل مفهوم زادوولد بیولوژیک با ایده صدور و فیضان وجودی
🥀 ریشههای الهیاتی زنستیزی و تنزل رتبه امر مؤنث در قرآن
📑 پیامدهای حقوقی و فقهی شیءانگاری زنان در نصوص اسلامی
🔍 تأویل فلسفی و رمزگشایی نمادین از اسطورههای جنسی در جهان باستان
🗣 ظرفیتهای استعاری و انتزاعی واژگان ابن و بنت در خانواده زبانهای سامی
🧱 شواهد کتیبهشناختی از مفهوم فرزندان خدا در تمدنهای همسایه حجاز
🤝 غلبه نگاه کارکردی بر اساس شفاعت و وساطت در دینداری اعراب پیش از اسلام
🔻دکتر حسین میرصلاح
📻 تقلیل استعاره به کالبد
۱) «ذبحِ اسلامیِ» استعارهها؛ چگونه «عروجِ روح» به «تنانهترین مباحث» تقلیل یافت؟
2️⃣ 📻 شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
۱) ذهنیتِ زارِ روضهزده
۲) آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
۳) از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
۴) "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
۵) سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
۶) سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
3️⃣ 📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
.
#نقد_اسلام #زنان_و_اسلام #زنان #نقد_قرآن #نقد_ادیان #نقد_روشنفکران #نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️︎ذاکر نایک «جادوگر معجزات علمی»
🎬قسمتِ اول
🔸در این ویدیو، #شریف_جابر ادعاهای ذاکر نایک درباره «اعجاز علمی» را زیر ذرهبین میبرد. او تلاش میکند نشان دهد که بسیاری از این استدلالها بر پایه تفسیرهای جهتدار، بازی با واژهها و سوءاستفاده از ناآگاهی مخاطب نسبت به علم و زبان عربی ساخته شدهاند. جابر همینطور نایک را متهم میکند که برای تأیید باورهای خود، متون دینی را به ابزاری برای اثبات نظریههای علمی مدرن تبدیل کرده است.
🆔 @asre_roshangary
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎬قسمتِ اول
🔸در این ویدیو، #شریف_جابر ادعاهای ذاکر نایک درباره «اعجاز علمی» را زیر ذرهبین میبرد. او تلاش میکند نشان دهد که بسیاری از این استدلالها بر پایه تفسیرهای جهتدار، بازی با واژهها و سوءاستفاده از ناآگاهی مخاطب نسبت به علم و زبان عربی ساخته شدهاند. جابر همینطور نایک را متهم میکند که برای تأیید باورهای خود، متون دینی را به ابزاری برای اثبات نظریههای علمی مدرن تبدیل کرده است.
🆔 @asre_roshangary
📻 «نقد قرآن»، اثرِ دکتر سُها
📕معجزهٔ اثر انگشت
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📺 اینشتین در قرآن یا قرآن در توهم؟
📺 قرآن و ادعایِ میخ بودنِ کوهها
📕معجزهٔ کروی بودن زمین:
|بخش یکم: ربالمشرقین و المغربین
|بخش دوم: تخم شتر مرغ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی» قرآن
📺 نقد و بررسیِ «سورۀ بقره»
|یکم|دوم |سوم|چهارم| پنجم
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
.
#نواندیشی_دینی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟
— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی
(۸)
✍️ #نیکروز_پارسبان
⚖️ و اینجا یک نکتهی مهمتر نیز وجود دارد. اگر قرار است رفتار دیلمیان را با اشاره به خشونت و غارتگری آنان چنان برجسته کنیم که دفاع امروزینِ یک ملیگرا از مقاومت آنان را از نظر اخلاقی بیاعتبار سازیم، آنگاه دقیقاً همین معیار باید درباره علویانی که با پشتیبانی دیلمیان به قدرت رسیدند نیز اعمال شود.
🎭 این همان استاندارد دوگانه است. اگر خشونتِ یک جامعهی ایرانی برای عقیقی نشانهای علیه آن جامعه است، خشونتِ حکومت علوی نیز باید به همان اندازه در داوری تاریخی وارد شود.
⚔️ حتی فراتر از این، خودِ تاریخ نشان میدهد که تشیع زیدی در این منطقه نه صرفاً از راهِ یک رابطهی ساده میان «مردمِ بومی» و «مهمانانِ ستمدیده» گسترش یافت،
🔺حکومت حسن بن زید چندین بار به دست نیروهای رقیب از طبرستان رانده شد و هر بار با اتکای به پناهگاهها و نیروهای دیلمی بازگشت؛ سپس خود او و جانشینش برای حفظ قلمرو و اقتدار سیاسیشان وارد جنگهای پیدرپی شدند.
❌ بنابراین،
توضیح تاریخی نیست؛ آغاز، یک مسئلهی تاریخی است. پرسش واقعی این است که
📍⚖️ و درست در همینجا تناقضِ دفاعیه عقیقی آشکار میشود: او برای زشتکردن چهرهی دیلمیان، آنان را از پیچیدگی تاریخیشان جدا میکند و به یک تیپ اخلاقیِ ثابت، یعنی «مردمی غارتگر»، فرو میکاهد؛ اما برای توضیح قدرتیابی علویان، درست برعکس عمل میکند و همهی پیچیدگیهای قدرت، جنگ، سرکوب و رقابت سیاسی را کنار میزند و آنان را همچنان در هیئت «پناهندگان مظلوم» نگه میدارد.
📜 این تاریخ نیست؛ توزیع نابرابرِ حقِ دفاع در تاریخ است. قاعده باید یکی باشد: اگر دیلمیان را باید در بستر تاریخی و سیاسیشان فهمید، علویان نیز باید در همان بستر فهمیده شوند. اگر خشونتِ دیلمیان را باید از زمینهی جنگ، مقاومت و مناسبات قدرت جدا نکرد،
🏛 دیلمیای که با شمشیر میجنگد، صرفاً به دلیل ایرانیبودن یا دیلمیبودن تبرئه نمیشود؛ اما علویای که با شمشیر حکومت میکند نیز صرفاً به دلیل انتساب به خاندان پیامبر از نقد تاریخی معاف نیست. معیار سنجش باید بر کردار باشد، نه تبار و نسب.
👁 و دقیقاً به همین دلیل، استدلال سوم عقیقی نهتنها تشیع را در دیلمستان توضیح نمیدهد، بلکه ناخواسته همان چیزی را آشکار میکند که میخواهد پنهان کند:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی
(۸)
✍️ #نیکروز_پارسبان
⚖️ و اینجا یک نکتهی مهمتر نیز وجود دارد. اگر قرار است رفتار دیلمیان را با اشاره به خشونت و غارتگری آنان چنان برجسته کنیم که دفاع امروزینِ یک ملیگرا از مقاومت آنان را از نظر اخلاقی بیاعتبار سازیم، آنگاه دقیقاً همین معیار باید درباره علویانی که با پشتیبانی دیلمیان به قدرت رسیدند نیز اعمال شود.
نمیتوان گفت «دیلمیان خشن بودند، پس دفاع شما از آنان نادرست است»، اما وقتی همان دیلمیان قدرت را به علویان میسپارند و آن علویان خود به حکومت میرسند و مخالفان مذهبی و سیاسی را سرکوب میکنند، ناگهان خشونت آنان در پرتو «مبارزه با ظلم» و «گسترش تشیع» ناپدید شود.
🎭 این همان استاندارد دوگانه است. اگر خشونتِ یک جامعهی ایرانی برای عقیقی نشانهای علیه آن جامعه است، خشونتِ حکومت علوی نیز باید به همان اندازه در داوری تاریخی وارد شود.
📍اگر «غارتگری» دیلمیان را میتوان دستمایهای برای بیاعتبار کردن دفاع امروزین از مقاومت آنان قرار داد، سرکوب مذهبی و سیاسی حکومت علویان را نیز نمیتوان پشت عنوان «مهمانانِ مظلوم و گریزندگان از خلافت» پنهان کرد.
⚔️ حتی فراتر از این، خودِ تاریخ نشان میدهد که تشیع زیدی در این منطقه نه صرفاً از راهِ یک رابطهی ساده میان «مردمِ بومی» و «مهمانانِ ستمدیده» گسترش یافت،
❌ بلکه از خلال جنگ، ائتلاف، رقابت خاندانهای محلی، سازمان نظامی، تصرف شهرها و تشکیل حکومت پیش رفت.
🔺حکومت حسن بن زید چندین بار به دست نیروهای رقیب از طبرستان رانده شد و هر بار با اتکای به پناهگاهها و نیروهای دیلمی بازگشت؛ سپس خود او و جانشینش برای حفظ قلمرو و اقتدار سیاسیشان وارد جنگهای پیدرپی شدند.
❌ بنابراین،
«علویان به دیلمستان آمدند و دیلمیان آنان را پذیرفتند و تشیع گسترش یافت»
توضیح تاریخی نیست؛ آغاز، یک مسئلهی تاریخی است. پرسش واقعی این است که
❓این پذیرش چگونه به قدرت سیاسی تبدیل شد، چه کسانی از آن سود بردند، چه کسانی کنار زده شدند، با مخالفان چه رفتاری شد، و چگونه یک شبکهی مذهبیِ مهاجر توانست با تکیه بر نیروهای محلی به حکومت بدل شود.
📍⚖️ و درست در همینجا تناقضِ دفاعیه عقیقی آشکار میشود: او برای زشتکردن چهرهی دیلمیان، آنان را از پیچیدگی تاریخیشان جدا میکند و به یک تیپ اخلاقیِ ثابت، یعنی «مردمی غارتگر»، فرو میکاهد؛ اما برای توضیح قدرتیابی علویان، درست برعکس عمل میکند و همهی پیچیدگیهای قدرت، جنگ، سرکوب و رقابت سیاسی را کنار میزند و آنان را همچنان در هیئت «پناهندگان مظلوم» نگه میدارد.
📜 این تاریخ نیست؛ توزیع نابرابرِ حقِ دفاع در تاریخ است. قاعده باید یکی باشد: اگر دیلمیان را باید در بستر تاریخی و سیاسیشان فهمید، علویان نیز باید در همان بستر فهمیده شوند. اگر خشونتِ دیلمیان را باید از زمینهی جنگ، مقاومت و مناسبات قدرت جدا نکرد،
خشونتِ حکومتهای علوی را نیز نمیتوان با واژگان قدسیِ دعوت، تشیع و مبارزه با خلافت از دایرهی نقد بیرون گذاشت.
🏛 دیلمیای که با شمشیر میجنگد، صرفاً به دلیل ایرانیبودن یا دیلمیبودن تبرئه نمیشود؛ اما علویای که با شمشیر حکومت میکند نیز صرفاً به دلیل انتساب به خاندان پیامبر از نقد تاریخی معاف نیست. معیار سنجش باید بر کردار باشد، نه تبار و نسب.
👁 و دقیقاً به همین دلیل، استدلال سوم عقیقی نهتنها تشیع را در دیلمستان توضیح نمیدهد، بلکه ناخواسته همان چیزی را آشکار میکند که میخواهد پنهان کند:
این تشیع، هنگامی که از حاشیهی قدرت به مرکز قدرت رسید، دیگر صرفاً «پناهنده» نبود؛ حکومت داشت، سپاه آراست، قهر سیاسی ورزید و مسئولیت تاریخی بسیاری از سرکوبهای ایرانیان بر عهده همین مهمانانی بود که بر میزبانان خود نیز رحم نیاوردند.
🔻موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
.
#نقد_شیعه #نواندیشی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️ ذاکر نایک، «جادوگر معجزات علمی»
🎬 قسمتِ دوم
🔗 قسمتِ اول
🔸در این ویدیو، #شریف_جابر ادعاهای ذاکر نایک درباره «اعجاز علمی» را زیر ذرهبین میبرد. او تلاش میکند نشان دهد که بسیاری از این استدلالها بر پایۀ
نسبت به علم و زبان عربی ساخته شدهاند.
🔸جابر همینطور نایک را متهم میکند که برای تأیید باورهای خود، متون دینی را به ابزاری برای اثبات نظریههای علمی مدرن تبدیل کرده است.
🆔 @asre_roshangary
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎬 قسمتِ دوم
🔗 قسمتِ اول
🔸در این ویدیو، #شریف_جابر ادعاهای ذاکر نایک درباره «اعجاز علمی» را زیر ذرهبین میبرد. او تلاش میکند نشان دهد که بسیاری از این استدلالها بر پایۀ
تفسیرهای جهتدار، بازی با واژهها و سوءاستفاده از ناآگاهی مخاطب
نسبت به علم و زبان عربی ساخته شدهاند.
🔸جابر همینطور نایک را متهم میکند که برای تأیید باورهای خود، متون دینی را به ابزاری برای اثبات نظریههای علمی مدرن تبدیل کرده است.
🆔 @asre_roshangary
📻 «نقد قرآن»، اثرِ دکتر سُها
📕معجزهٔ اثر انگشت
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📺 اینشتین در قرآن یا قرآن در توهم؟
📺 قرآن و ادعایِ میخ بودنِ کوهها
📕معجزهٔ کروی بودن زمین:
|بخش یکم: ربالمشرقین و المغربین
|بخش دوم: تخم شتر مرغ
📺 کلاهبرداری «معجزات علمی» قرآن
📺 نقد و بررسیِ «سورۀ بقره»
|یکم|دوم |سوم|چهارم| پنجم
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
🔻شریف جابر
📺 معجزهٔ قرآن؟!
📺 آیا داعش ظهور اسلام نیست؟
📺 ذاکر نایاک؛ جادوگرِ معجزاتِ علمی (قسمتِ اول)
.
#نواندیشی_دینی #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘از تکریم تا تحریم؛ از حرمت تا محرومیت
— واکاویِ استدلالِ محمد موسوی عقیقی دربارهٔ ممنوعیتِ ازدواجِ «امهاتالمؤمنین»
(۱۵)
✍🏻 #نیکروز_پارسبان
🧩 پس مجموعهٔ این توجیهها، ناساز با آنچه در نگاه نخست مینماید، هنوز یک مسئلهٔ بنیادین را حل نکرده است. آنها ممکن است برای ممنوعیت ازدواج علتهایی احتمالی عرضه کنند؛ اما علت احتمالی، حتی اگر تاریخی و پذیرفتنی باشد، هنوز به معنای توجیه اخلاقی و اثبات عدالت حکم نیست و درست در همینجاست که بحث ما از دفاعیهٔ عقیقی فراتر میرود.
🔍 زیرا اگر گفته شود این حکم برای جلوگیری از سوءاستفاده بوده، باید پرسید چرا سلب حقِ زنان عادلانهترین راه بوده است.
🔍 اگر گفته شود برای حفظ حرمت محمد بوده، باید پرسید چرا ازدواج زنی پس از مرگ همسرش اهانت به مرد درگذشته محسوب میشود؟
🔍 اگر گفته شود برای ارجنهادن به خود زنان بوده، باید نشان داد چگونه محرومیت مادامالعمر از ازدواج را میتوان مصداق بزرگداشت کسی دانست.
🔍 و اگر گفته شود برای آرامش خاطر و غیرت محمد بوده، باید پرسید آیا احساس شخصی یک مرد - حتی پیامبر - میتواند مبنای سلب همیشگی حق انتخاب زن دیگری قرار گیرد؟
⏳ تا زمانی که این پرسشها پاسخ نگرفتهاند، انباشتن توجیهات گوناگون، مسئله را حل نمیکند؛ فقط صورت مسئله را پیچیدهتر میسازد.
🔗 نقد اول: از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی» [۶۵ پست]
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— واکاویِ استدلالِ محمد موسوی عقیقی دربارهٔ ممنوعیتِ ازدواجِ «امهاتالمؤمنین»
(۱۵)
✍🏻 #نیکروز_پارسبان
🧩 پس مجموعهٔ این توجیهها، ناساز با آنچه در نگاه نخست مینماید، هنوز یک مسئلهٔ بنیادین را حل نکرده است. آنها ممکن است برای ممنوعیت ازدواج علتهایی احتمالی عرضه کنند؛ اما علت احتمالی، حتی اگر تاریخی و پذیرفتنی باشد، هنوز به معنای توجیه اخلاقی و اثبات عدالت حکم نیست و درست در همینجاست که بحث ما از دفاعیهٔ عقیقی فراتر میرود.
🔍 زیرا اگر گفته شود این حکم برای جلوگیری از سوءاستفاده بوده، باید پرسید چرا سلب حقِ زنان عادلانهترین راه بوده است.
🔍 اگر گفته شود برای حفظ حرمت محمد بوده، باید پرسید چرا ازدواج زنی پس از مرگ همسرش اهانت به مرد درگذشته محسوب میشود؟
🔍 اگر گفته شود برای ارجنهادن به خود زنان بوده، باید نشان داد چگونه محرومیت مادامالعمر از ازدواج را میتوان مصداق بزرگداشت کسی دانست.
🔍 و اگر گفته شود برای آرامش خاطر و غیرت محمد بوده، باید پرسید آیا احساس شخصی یک مرد - حتی پیامبر - میتواند مبنای سلب همیشگی حق انتخاب زن دیگری قرار گیرد؟
⏳ تا زمانی که این پرسشها پاسخ نگرفتهاند، انباشتن توجیهات گوناگون، مسئله را حل نمیکند؛ فقط صورت مسئله را پیچیدهتر میسازد.
🔗 نقد اول: از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی» [۶۵ پست]
🔻نقد موسوی عقیقی
📕سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه
📕پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟
— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
🔻زنان و اندامِ الله
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
📺 عدالت در قرآن!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن #نقد_روشنفکران #نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin