🎧 دلسوختگی ایرانیان برای حسینبنعلی (بهبهانۀ تراژدیِ عاشورا) دارای عللی تاریخیست
🎙#طاهره_بارئی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی
🗄پست مرتبط
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 دکتر ماجدی و عدم وجود پیامبران در اسناد
📻 کتاب «اسلام چگونه پدید آمد؟»
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📕خَلق شخصیت محمد از روی مانی
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»
📕محمدهای گوناگون در گزارشهای مسیحی
.
#بازاندیشی #ایران #نقد_اسلام #نقد_شیعه#امام_حسین #خسرو_پرویز #قادسیه #عرب #اعراب #روم #تاریخ #تاریخ_ایران #ایران_باستان #عاشورا #اربعین #پیادهروی_اربعین #زیارت_عاشورا #اسلام #بازنگری #ساسانیان #ساسانی #زرتشت #زرتشتی #ایرانشهر #ایرانشهری #عربستان #روم #مسیحی #مسیحیت #شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧مقایسۀ کوتاهی از سقوط خسرو پرویز ساسانی توسط نیروهای نیابتی بیزانس از بین اعراب، با سقوط روسیه نیکلای دوم و جایگزینی با آشوبگریهای لنین و نیروهای بلشویک نیابتی
🎙#طاهره_بارئی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی
🗄پست مرتبط
📻 دلسوختگی ایرانیان برای حسینبنعلی (بهبهانۀ تراژدیِ عاشورا) دارای عللی تاریخیست
📻 کتاب «اسلام چگونه پدید آمد؟»
📻 سلمان و تاریختراشی عباسی
📻 چرا تاریخپردازی عباسی؟
📺 سنجش تاریخنگاری اسلامی:
جلسهٔ یکم: قسمت یکم| قسمت دوم
جلسهٔ دوم: قسمت یکم| قسمت دوم
📺 کدام محمد؟ با استاد محمدالمسیح
📺 محمد نبی یا رهبری یهودی-نصرانی؟
📺 دکتر ماجدی و عدم وجود پیامبران در اسناد
📕خَلق شخصیت محمد از روی مانی
📕محمد، پیامبرِ روزهایِ دوشنبه!
📕فشردهای پیرامون «تاریخ رستگاری»
📕تاریخ اسلام، یا تاریخ رستگاری؟
.
#بازاندیشی #ایران #نقد_اسلام #نقد_شیعه#امام_حسین #خسرو_پرویز #قادسیه #عرب #اعراب #روم #تاریخ #تاریخ_ایران #ایران_باستان #عاشورا #اربعین #پیادهروی_اربعین #لنین #روسیه #تزار #اسلام #بازنگری #ساسانیان #ساسانی #زرتشت #زرتشتی #بیزانس #شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎧شخصیت ذوالقرنین
— تشابهش با خضر و همسانیاش با کورش کبیر
🎙#طاهره_بارئی
🍂 خانم بارئی البته بهاشتباهِ رایج ایرانیانِ مسلمان، یا ایرانگرایانی که تصدیقشدنِ کوروش توسط قرآن را وجه مثبتی بر او میدانند، گرفتار شده، و بنا به حسن ظنی که بهطور توامان به کوروش و قرآن داشته، بدون بررسیِ تحقیقات تطبیقیِ انجامشده دربارۀ شخصیتِ افسانهای ذوالقرنین در قرآن، که در جزء به جزء داستان روایت شدهاش بیشترین تطابق را با «رمانس اسکندر» (نه اسکندر واقعی) دارد، آن را مطابق با شخصیت کوروش دانستهاست، که نه به توحید رایج ادیانِ سامی گرایش داشته (آنگونه که قرآن روایت میکند)، نه داستانهایی مشابه ذوالقرنین قرآن دربارۀ او در منابع تاریخی وجود دارد.
🍂 برای مطالعۀ بیشتر و دقیقتر، پیشنهاد میکنیم به مطالب منتشره در نقدآگین، که بخشی از آنها توسط گروه مترجمان ما به فارسی برگردانده شده، رجوع کنید:
🗄پست مرتبط
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن (ذوالقرنین)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تشابهش با خضر و همسانیاش با کورش کبیر
🎙#طاهره_بارئی
🍂 خانم بارئی البته بهاشتباهِ رایج ایرانیانِ مسلمان، یا ایرانگرایانی که تصدیقشدنِ کوروش توسط قرآن را وجه مثبتی بر او میدانند، گرفتار شده، و بنا به حسن ظنی که بهطور توامان به کوروش و قرآن داشته، بدون بررسیِ تحقیقات تطبیقیِ انجامشده دربارۀ شخصیتِ افسانهای ذوالقرنین در قرآن، که در جزء به جزء داستان روایت شدهاش بیشترین تطابق را با «رمانس اسکندر» (نه اسکندر واقعی) دارد، آن را مطابق با شخصیت کوروش دانستهاست، که نه به توحید رایج ادیانِ سامی گرایش داشته (آنگونه که قرآن روایت میکند)، نه داستانهایی مشابه ذوالقرنین قرآن دربارۀ او در منابع تاریخی وجود دارد.
🍂 برای مطالعۀ بیشتر و دقیقتر، پیشنهاد میکنیم به مطالب منتشره در نقدآگین، که بخشی از آنها توسط گروه مترجمان ما به فارسی برگردانده شده، رجوع کنید:
🗄پست مرتبط
📓«افسانۀ اسکندر» در قرآن (ذوالقرنین)
📕طنابهای آسمانی و مرجعیت پیامبرانه
📕افسانۀ سُریانیِ دروازهی اسکندر
📺 ذوالقرنین قرآن کپی نعل به نعل «رمانس اسکندر»
📺 پژوهشی در قرآن (۱۳)
.
#نقد_قرآن #کوروش #ذوالقرنین
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
🎙#طاهره_بارئی
🔻نقد
🍂 باید گفت که نگاه ایشان باورمندانه است و بهنظر شکاکیتی در واقعنماییِ قصص قرآن (اجنه و صحبت با حیوانات) وارد نمیبیند و همچنین، وارد طرح و بررسی داستان از کتب اصلی و منبع نیز نمیشود. در این باره، در نقد صوتِ دیگرشان «شخصیت ذوالقرنین» بطور مستند طرحِ بحث کردیم.
🔻سلیمان و داوود جزو انبیای بنیاسرائیل نبودهاند، بلکه از پادشاهان بودهاند، و بهخاطر همین هم گناهان بزرگ در کارنامهشان دیده میشود، اما مسلمین به این تمایز توجه ندارند و تصور میکنند هرکسی در قرآن قصهاش آمده و چندان از او مذمت نشده، پیامبر خدا بودهاست. در ادامه، بهنقل از ویکیپدیا، حیات سلیمان در بایبل عبری و همچنین میزان قطعیتِ وجود تاریخی او را مروری کوتاه میکنیم:
🍂 به گفته بایبل عبری، بعد از زنای داوود با بثشبع و حاملهشدن او، داوود شوهر بثشبع را در توطئهای به قتل رساند و یهوه برای مجازات، فرزند داوود و بثشبع را کشت. در ادامه، سلیمان که دومین فرزند داوود از بثشبع بود، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد؛ با این حال برخی تاریخپژوهان وجود رابطه پدر پسری میان داوود و سلیمان را ساختگی میدانند. داوود نوزاد را سلیمان نامید که احتمالاً نامی مرتبط با شلیم یا شلمان، دو خدای کنعانی، است و بر اساس فرضیه دیگر میتواند به معنای «جایگزین» باشد. در زمان پیری داوود، بثشبع با همکاری ناتان نبی، داوود را فریب دادند و او پذیرفت به جای آدونیا که وارث برحقش بود، سلیمان را جانشین خود کند. داوود و سلیمان چند سال مشترکاً حکومت کردند و بعد از مرگ داوود، سلیمان رقبا و دشمنان خود از جمله آدونیا را قتلعام کرد.
🍂 نویسندگان تنخ عهد سلطنت سلیمان را دوره طلایی اسرائیل نمایاندهاند و حدود دولت او را با هدف بالا بردن جایگاه سلیمان تا مرتبه حکام آشوری، بابلی و ایرانی، بسیار بیشتر از آنچه در واقعیت بوده توصیف کردهاند. سلیمان در دوره حکومتش با دولتهای اطراف روابط سیاسی و تجاری دوستانهای برقرار کرد و با همکاری با پادشاه صور توانست تجارت خود را گسترش دهد که یکی از نمودهای آن، سفر هیئتی تجاری از عربستان به اسرائیل بوده که در قالب دیدار سلیمان و «ملکه سبا» افسانههای زیادی دربارهٔ آن وجود آمده است. سلیمان بناهای زیادی در اسرائیل ساخت، از جمله قصری بزرگ در اورشلیم و معبدی در کنار آن. با این حال، از آنجا که دولت او منابع کافی برای این ساخت و سازها را نداشت، در آخر مجبور شد ۲۰ روستا از قلمروی خود را به صور ببخشد. او همچنین مالیات سنگینی برای اسباط اسرائیل وضع کرد و برخلاف داوود که تنها بر مردم کنعانی قلمروی خود کار اجباری تحمیل کرده بود، اسرائیلیان را هم به بیگاری گرفت. این سیاستهای خشن سلیمان، از دلایل اصلی شورش اسباط شمالی به رهبری یربعام بودهاند.
🍂 سلیمان برای حفظ مرزهای قلمروی خود، با دولتهای اطراف متحد شد و برای تحکیم این اتحادها، با زنان زیادی از ممالک همسایه ازدواج کرد. به گفته تنخ، این زنان باعث شدند سلیمان از یهوه رویگردان شود و شروع به پرستش خدایان آنها کند و به همین دلیل، یهوه تصمیم گرفت اسباط شمالی را از سلطه خاندان داوود خارج کند و به یربعام بدهد. در واقعیت، سلیمان و اسرائیلیان معاصر او هیچگاه یکتاپرست نبودهاند و در کنار یهوه خدایان دیگری را هم میپرستیدند و اساساً سرگذشت سلیمان یکی از مدارکی است که نشان میدهد یهودیان تا قبل از دوره تبعید به بابل، هنوز با یکتاپرستی آشنا نشده بودند. سلیمان مولوخ را به اورشلیم برد و برای پرستش خدایانی چون عشتروت و کموش معابدی موسوم به «مکانهای بلند» ساخت. او در سالهای پایانی عمر شورش یربعام را سرکوب کرد و مدتی بعد مرد
بتپرستی و مرگ
بعد از به پایان رسیدن ساخت و سازها، سلیمان دوباره به جبعون رفت. این مرتبه، یهوه به او توصیه کرد که اگر مانند پدرش سلطنت و از قوانین موسی پیروی کند، حکومت سلسله او را تا ابد بر اسرائیل حفظ خواهد کرد؛ اگر از او اطاعت نکند و خدایان دیگر را پرستش کند، «این خانه (معبد) را از جلوی چشمان خویش دور خواهم کرد.»[۴۵]
🍂 در ادامه گفته شده که او در سالهای پایانی زندگی از یهوه روی برگرداند؛ نویسندگان زنان بسیار او را مسبب این مسئله دانستهاند زیرا زنان او از مللی بودند که «یهوه مردم اسرائیل را از ازدواج با ایشان منع کرده بود چون بدون شک باعث میشوند به خدایانشان متمایل شوید. سلیمان شیفته این زنان بود. او ۷۰۰ زن ۳۰۰ کنیز داشت. زنانش دل او را [از یهوه] برگردانیدند.» او برای این خدایان معابد بسیاری ساخت که رقیب معبد اورشلیم بودند.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی
🔻نقد
🍂 باید گفت که نگاه ایشان باورمندانه است و بهنظر شکاکیتی در واقعنماییِ قصص قرآن (اجنه و صحبت با حیوانات) وارد نمیبیند و همچنین، وارد طرح و بررسی داستان از کتب اصلی و منبع نیز نمیشود. در این باره، در نقد صوتِ دیگرشان «شخصیت ذوالقرنین» بطور مستند طرحِ بحث کردیم.
🔻سلیمان و داوود جزو انبیای بنیاسرائیل نبودهاند، بلکه از پادشاهان بودهاند، و بهخاطر همین هم گناهان بزرگ در کارنامهشان دیده میشود، اما مسلمین به این تمایز توجه ندارند و تصور میکنند هرکسی در قرآن قصهاش آمده و چندان از او مذمت نشده، پیامبر خدا بودهاست. در ادامه، بهنقل از ویکیپدیا، حیات سلیمان در بایبل عبری و همچنین میزان قطعیتِ وجود تاریخی او را مروری کوتاه میکنیم:
🍂 به گفته بایبل عبری، بعد از زنای داوود با بثشبع و حاملهشدن او، داوود شوهر بثشبع را در توطئهای به قتل رساند و یهوه برای مجازات، فرزند داوود و بثشبع را کشت. در ادامه، سلیمان که دومین فرزند داوود از بثشبع بود، به عنوان نشانه برقراری صلح میان داوود و یهوه متولد شد؛ با این حال برخی تاریخپژوهان وجود رابطه پدر پسری میان داوود و سلیمان را ساختگی میدانند. داوود نوزاد را سلیمان نامید که احتمالاً نامی مرتبط با شلیم یا شلمان، دو خدای کنعانی، است و بر اساس فرضیه دیگر میتواند به معنای «جایگزین» باشد. در زمان پیری داوود، بثشبع با همکاری ناتان نبی، داوود را فریب دادند و او پذیرفت به جای آدونیا که وارث برحقش بود، سلیمان را جانشین خود کند. داوود و سلیمان چند سال مشترکاً حکومت کردند و بعد از مرگ داوود، سلیمان رقبا و دشمنان خود از جمله آدونیا را قتلعام کرد.
🍂 نویسندگان تنخ عهد سلطنت سلیمان را دوره طلایی اسرائیل نمایاندهاند و حدود دولت او را با هدف بالا بردن جایگاه سلیمان تا مرتبه حکام آشوری، بابلی و ایرانی، بسیار بیشتر از آنچه در واقعیت بوده توصیف کردهاند. سلیمان در دوره حکومتش با دولتهای اطراف روابط سیاسی و تجاری دوستانهای برقرار کرد و با همکاری با پادشاه صور توانست تجارت خود را گسترش دهد که یکی از نمودهای آن، سفر هیئتی تجاری از عربستان به اسرائیل بوده که در قالب دیدار سلیمان و «ملکه سبا» افسانههای زیادی دربارهٔ آن وجود آمده است. سلیمان بناهای زیادی در اسرائیل ساخت، از جمله قصری بزرگ در اورشلیم و معبدی در کنار آن. با این حال، از آنجا که دولت او منابع کافی برای این ساخت و سازها را نداشت، در آخر مجبور شد ۲۰ روستا از قلمروی خود را به صور ببخشد. او همچنین مالیات سنگینی برای اسباط اسرائیل وضع کرد و برخلاف داوود که تنها بر مردم کنعانی قلمروی خود کار اجباری تحمیل کرده بود، اسرائیلیان را هم به بیگاری گرفت. این سیاستهای خشن سلیمان، از دلایل اصلی شورش اسباط شمالی به رهبری یربعام بودهاند.
🍂 سلیمان برای حفظ مرزهای قلمروی خود، با دولتهای اطراف متحد شد و برای تحکیم این اتحادها، با زنان زیادی از ممالک همسایه ازدواج کرد. به گفته تنخ، این زنان باعث شدند سلیمان از یهوه رویگردان شود و شروع به پرستش خدایان آنها کند و به همین دلیل، یهوه تصمیم گرفت اسباط شمالی را از سلطه خاندان داوود خارج کند و به یربعام بدهد. در واقعیت، سلیمان و اسرائیلیان معاصر او هیچگاه یکتاپرست نبودهاند و در کنار یهوه خدایان دیگری را هم میپرستیدند و اساساً سرگذشت سلیمان یکی از مدارکی است که نشان میدهد یهودیان تا قبل از دوره تبعید به بابل، هنوز با یکتاپرستی آشنا نشده بودند. سلیمان مولوخ را به اورشلیم برد و برای پرستش خدایانی چون عشتروت و کموش معابدی موسوم به «مکانهای بلند» ساخت. او در سالهای پایانی عمر شورش یربعام را سرکوب کرد و مدتی بعد مرد
بتپرستی و مرگ
بعد از به پایان رسیدن ساخت و سازها، سلیمان دوباره به جبعون رفت. این مرتبه، یهوه به او توصیه کرد که اگر مانند پدرش سلطنت و از قوانین موسی پیروی کند، حکومت سلسله او را تا ابد بر اسرائیل حفظ خواهد کرد؛ اگر از او اطاعت نکند و خدایان دیگر را پرستش کند، «این خانه (معبد) را از جلوی چشمان خویش دور خواهم کرد.»[۴۵]
🍂 در ادامه گفته شده که او در سالهای پایانی زندگی از یهوه روی برگرداند؛ نویسندگان زنان بسیار او را مسبب این مسئله دانستهاند زیرا زنان او از مللی بودند که «یهوه مردم اسرائیل را از ازدواج با ایشان منع کرده بود چون بدون شک باعث میشوند به خدایانشان متمایل شوید. سلیمان شیفته این زنان بود. او ۷۰۰ زن ۳۰۰ کنیز داشت. زنانش دل او را [از یهوه] برگردانیدند.» او برای این خدایان معابد بسیاری ساخت که رقیب معبد اورشلیم بودند.
🌐مطالعۀ ادامۀ متن
⏰ زمان مطالعه: ۷ دقیقه
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
.
#نقد_قرآن #نقد_ادیان #نواندیشی#نقد_پیامبران #سلیمان #عصمت #قصص_قرآن #بلقیس
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧بیاحترامی سلیمان به اسبها و عواقب آن
🎙#طاهره_بارئی (نویسنده و پژوهشگر فلسفۀ ادیان و تاریخ، دانشآموختۀ دانشگاه سوربن و مدرسۀ عالی مطالعات اجتماعی)
🔻نقد
🍂 حیرتآور است که یک نفر بعد از این همه سال تحصیلات و تجربۀ زندگی در جهان آزاد، ایندست خرافات و اباطیل را بدون کمترین شکی بازگو میکند، و حتی این حداقلها نیز مطالعه نکردهاست که سلیمان در بایبل عبری (همان توراتی که قرآن هیچ نقدی به نص آن وارد نکردهاست، بلکه دعوت به اجرای آن کرده و آن را نور دانسته: ر.ک. «قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو») نبی نبودهاست و یک پادشاه بوده با کارنامهای شدیدا منفی و قرار نبوده کسی را با معجزاتش هدایت کند:
🔺 اگر علی شریعتی با سواد اندکش، در آن فضای محدود و مذهبزده و انقلابی، هجویات و غلوهایی دربارۀ ابوذر و حتی عمر و... طرح کرد، باز تا حدی قابل فهم بود!
🍂 اما خب انسانِ مرگآگاه، موجودی عمیقا ضعیف است و عجول، و سریع باور میآرد به یک «نظام باور» و هر قصهای را بدون تحقیقِ حداقلی، «گزارشِ واقع» تصور میکند. مگر در همین آمریکا، بسیاری از دانشمندِ علومِ مختلف باور ندارند که بهزودی مسیح ظهور میکند و قبل آن، همه بهشکلی فجیع میمیرند و فقط مسیحیان ربایش میشوند تا کشته نشوند و در حکومت بهشتیِ مسیح وارد بشوند؟
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
📻 پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#طاهره_بارئی (نویسنده و پژوهشگر فلسفۀ ادیان و تاریخ، دانشآموختۀ دانشگاه سوربن و مدرسۀ عالی مطالعات اجتماعی)
🔻نقد
🍂 حیرتآور است که یک نفر بعد از این همه سال تحصیلات و تجربۀ زندگی در جهان آزاد، ایندست خرافات و اباطیل را بدون کمترین شکی بازگو میکند، و حتی این حداقلها نیز مطالعه نکردهاست که سلیمان در بایبل عبری (همان توراتی که قرآن هیچ نقدی به نص آن وارد نکردهاست، بلکه دعوت به اجرای آن کرده و آن را نور دانسته: ر.ک. «قرآن، بایبل عبری و سخنانِ بنیامین نتانیاهو») نبی نبودهاست و یک پادشاه بوده با کارنامهای شدیدا منفی و قرار نبوده کسی را با معجزاتش هدایت کند:
«باد را در اختیار سلیمان قرار دادیم!»، «موجودات فضایی از کراتِ دیگر به سلیمان کمک رساندند تا تخت بلقیس را جابجا کند!»
[چه کار عجیب و مهمی که در طول تاریخ فقط برای آن آمدند و غیبشان زد؛ تازه این قصه، در روایتِ اصلی بایبل عبری وجود ندارد و یک قصۀ اسلامیست که یحتمل از فرقهای خاص اقتباس شدهاست؛ مثل خرافۀ سخنگفتن عیسی در نوزادی که در انجیلی شدیدا خرافهمحور و مطرود ریشه دارد]
🔺 اگر علی شریعتی با سواد اندکش، در آن فضای محدود و مذهبزده و انقلابی، هجویات و غلوهایی دربارۀ ابوذر و حتی عمر و... طرح کرد، باز تا حدی قابل فهم بود!
🍂 اما خب انسانِ مرگآگاه، موجودی عمیقا ضعیف است و عجول، و سریع باور میآرد به یک «نظام باور» و هر قصهای را بدون تحقیقِ حداقلی، «گزارشِ واقع» تصور میکند. مگر در همین آمریکا، بسیاری از دانشمندِ علومِ مختلف باور ندارند که بهزودی مسیح ظهور میکند و قبل آن، همه بهشکلی فجیع میمیرند و فقط مسیحیان ربایش میشوند تا کشته نشوند و در حکومت بهشتیِ مسیح وارد بشوند؟
🗄پست مرتبط
📕ملکۀ سبا، قرآن و فلسفۀ یونان
📻 پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
.
#نقد_قرآن #نواندیشی#نقد_پیامبران #سلیمان #عصمت #عصمت_پیامبران #حیوانات #قصص_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
— تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای
(۱)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔷 تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
—نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
💬 #طاهره_بارئی، نویسندهای با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد، در یادداشتی در روز عاشورا، حسین را چون قهرمانی اسطورهای ستودهاست که چونان تجسم ابدی خیر در برابر شر مطلق ایستاد:
🔺 این تکرار انگارههای ثنویاندیشانه و اسطورهای، چه در زبان خانم بارئی و چه در سخنان دیگر روشنفکران ایرانی، گواه آن است که جهانِ اساطیر در ذهنیتِ بخش قابل توجهی از ایرانیانی که فضای آزادِ لیبرال-دموکراسیها و محیطهای علمیِ آکادمیِ غربی را تجربه کردهاند، همچنان سیطرهای بلامنازع بر عقلانیت تاریخی-انتقادی و نگرشِ علمی دارد.
🔺این چرخۀ بسته و دایرهوار که بر مبنای تقسیمبندیهای سیاه/سفید از جهان ساخته شده، هیچگاه از خود پرسشی جدی نمیسازد؛ چراکه هدف آن نه تحول، بلکه بازتولید خود است. چنین گفتمانی هیچگاه از دیدگاههای ثابت و مقدس خود عقبنشینی نمیکند و هرگونه نقد و تفاوت را بهعنوان تهدیدی از درون یا بیرون نادیده میگیرد. در نهایت، این انگارهها به همان اسطورههای کلیشهوار و ایدههای پیشساخته باز میگردند که نسل به نسل تکرار شدهاند.
🔺این چرخۀ تکراری نهتنها مانع از کمترین حرکتی به سوی تفکر تاریخی-انتقادی میشود، بلکه بر روند فهم و مواجهه با واقعیتها نیز سایه میاندازد. در چنین فضایی، آزادی تفکر بهمراتب محدودتر میشود؛ چرا که افراد در تلاشند تا همواره در چارچوبهای موجود بمانند و از هرگونه نگرش و رویکردی که ممکن است آنها را از این دایره بیرون ببرد، خودداری کنند. در این شرایط، نقدهای جدی و تفاوتهای بنیادی با واقعیتها و تاریخ، از سوی این ذهنیتها براحتی کنار گذاشته میشوند و فرصت برای بازسازیِ دیدگاهها و چالشهای عمیقتر از میان میرود.
🔺حیرتآور است که این نگاه، عینا همان ذهنیتِ ثنوی-اسطورهایست که در میان حزباللهیهای آمریکا-غربستیز، به خامنهای (بهمثابهِ حسینِ عبرتگرفته از مذاکراتِ شکستخوردۀ حسن! و سرنوشتِ علی در مواجهه با معاویه) و غرب/آمریکا/اسرائیل (یزید) دیده میشود. اینها که در ذهنیت اسطورهای زندانی شدهاند، نهتنها در مقابل عادیسازیِ روابط با آمریکا/اسرائیل ایستادهاند، بلکه با همین نگاه، خود را بهعنوان یگانه حافظانِ حقیقت و شرفِ دینی/ملی (در میان انبوهی خائن غربپرست) میبینند. همانطور که حسین در برابر حکومت یزید ایستاد و انتخاب کرد که به عواقب انتخابِ مناقشهبرانگیز خود، که موضوعِ نقدِ بزرگانی چون محمد حنفیه و دیگر عقلا بود، بیاعتنا باشد، آنها نیز خود را در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی و نظامیِ غرب، ملزم به مقاومت میبینند؛ هر هزینۀ سرسامآوری هم به ملت فلکزدۀ خود، بسانِ پوچگرایانی اسطورهزی و ستیزهجو، تحمیل کنند (برخلاف حسین که لااقل به خودش اکتفا کرد و حتی سپاهیان و یارانش را مختار گذاشت که بدون اطلاع و اجازۀ او ترکِ میدان کنند). این نگاه اسطورهای دقیقا همان چیزیست که ایرانِ امروز به ویرانهسرا و زمین سوخته و دشتِ کربلایی نیمقرنه بدل کرده، و امنیتش را نیز در کنارِ اعتبار، خوشنامی، اقتصاد، آزادی و توسعه، بهتاراج بردهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— تقدیر ملتی بیپرسش: «قربانیِ ابدیِ» ذهنِ اسطورهای
(۱)
✍🏻 #حسین_میرصلاح
🔷 تراژدی را از پایانش نمیخوانند، مگر برای روضهخوانی!
—نقدی بر ذهنیت اسطورهزدۀ شیعی، بهبهانۀ متنی از طاهره بارئی
💬 #طاهره_بارئی، نویسندهای با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد، در یادداشتی در روز عاشورا، حسین را چون قهرمانی اسطورهای ستودهاست که چونان تجسم ابدی خیر در برابر شر مطلق ایستاد:
حسین می خواست آزاده زیسته و صاحب اراده خودش بوده بر مبنای آن عمل کند، نه دستنشانده و مطیع سیاستها و منافع بنی امیه. پس نمیخواست بیعت کند، با بنی امیه که مالکیت بر کل اجزای زندگی او را میخواستند. حتی مالکیت بر مرگ و زندگیش، و سرور آزادگان به این خواستهی اهریمن، نه کفت.
زندگی امام حسن که پیش از او پیمان صلح بسته بود، بخوبی گواه آن بود که این بیعت نتوانسته بود نه به او اجازه فعالیت آزاد سیاسی اجتماعی عطا کند نه زندگیش را امنیت ببخشد؛ حتی در زندگی خصوصی و حریم او، نفوذی و تن به اسارت اهریمن فروخته، در نهایت او را کشتند.
حسین با علمی که در تجربه پدرش علی و برادرش حسن، مهر تایید خورده بود، به روشنی میدانست آنان که در برابرش صف آرایی کرده اند، دشمن خونی تیره و سلاله اویند که خطی از نور بر زمین ترسیم میکند، و با صرف حضور خود، ظلمت را متوحش، و توهم سیطره و نفوذ بر همه چیز و همه جا را از او و دار و دسته اش می گیرد.
حسین مطابق عقل و درایتی بر آمده از تجربه، انتخاب کرد که به دست دعوت اهریمن، «نه» بگوید. این انتخاب مرگ نبود. انتخاب ازادگی بود و تعقل و نتیجه گیری از تجربه ها.
سلام بر حسین و آنان که آزاده زیستن و تعقل و تدبر در تجربه ها را برگزیدند. بی باک و بی پروای آنچه در این مسیر می بایست پرداخت.
🔺 این تکرار انگارههای ثنویاندیشانه و اسطورهای، چه در زبان خانم بارئی و چه در سخنان دیگر روشنفکران ایرانی، گواه آن است که جهانِ اساطیر در ذهنیتِ بخش قابل توجهی از ایرانیانی که فضای آزادِ لیبرال-دموکراسیها و محیطهای علمیِ آکادمیِ غربی را تجربه کردهاند، همچنان سیطرهای بلامنازع بر عقلانیت تاریخی-انتقادی و نگرشِ علمی دارد.
🔺این چرخۀ بسته و دایرهوار که بر مبنای تقسیمبندیهای سیاه/سفید از جهان ساخته شده، هیچگاه از خود پرسشی جدی نمیسازد؛ چراکه هدف آن نه تحول، بلکه بازتولید خود است. چنین گفتمانی هیچگاه از دیدگاههای ثابت و مقدس خود عقبنشینی نمیکند و هرگونه نقد و تفاوت را بهعنوان تهدیدی از درون یا بیرون نادیده میگیرد. در نهایت، این انگارهها به همان اسطورههای کلیشهوار و ایدههای پیشساخته باز میگردند که نسل به نسل تکرار شدهاند.
🔺این چرخۀ تکراری نهتنها مانع از کمترین حرکتی به سوی تفکر تاریخی-انتقادی میشود، بلکه بر روند فهم و مواجهه با واقعیتها نیز سایه میاندازد. در چنین فضایی، آزادی تفکر بهمراتب محدودتر میشود؛ چرا که افراد در تلاشند تا همواره در چارچوبهای موجود بمانند و از هرگونه نگرش و رویکردی که ممکن است آنها را از این دایره بیرون ببرد، خودداری کنند. در این شرایط، نقدهای جدی و تفاوتهای بنیادی با واقعیتها و تاریخ، از سوی این ذهنیتها براحتی کنار گذاشته میشوند و فرصت برای بازسازیِ دیدگاهها و چالشهای عمیقتر از میان میرود.
🔺حیرتآور است که این نگاه، عینا همان ذهنیتِ ثنوی-اسطورهایست که در میان حزباللهیهای آمریکا-غربستیز، به خامنهای (بهمثابهِ حسینِ عبرتگرفته از مذاکراتِ شکستخوردۀ حسن! و سرنوشتِ علی در مواجهه با معاویه) و غرب/آمریکا/اسرائیل (یزید) دیده میشود. اینها که در ذهنیت اسطورهای زندانی شدهاند، نهتنها در مقابل عادیسازیِ روابط با آمریکا/اسرائیل ایستادهاند، بلکه با همین نگاه، خود را بهعنوان یگانه حافظانِ حقیقت و شرفِ دینی/ملی (در میان انبوهی خائن غربپرست) میبینند. همانطور که حسین در برابر حکومت یزید ایستاد و انتخاب کرد که به عواقب انتخابِ مناقشهبرانگیز خود، که موضوعِ نقدِ بزرگانی چون محمد حنفیه و دیگر عقلا بود، بیاعتنا باشد، آنها نیز خود را در برابر فشارهای سیاسی و اقتصادی و نظامیِ غرب، ملزم به مقاومت میبینند؛ هر هزینۀ سرسامآوری هم به ملت فلکزدۀ خود، بسانِ پوچگرایانی اسطورهزی و ستیزهجو، تحمیل کنند (برخلاف حسین که لااقل به خودش اکتفا کرد و حتی سپاهیان و یارانش را مختار گذاشت که بدون اطلاع و اجازۀ او ترکِ میدان کنند). این نگاه اسطورهای دقیقا همان چیزیست که ایرانِ امروز به ویرانهسرا و زمین سوخته و دشتِ کربلایی نیمقرنه بدل کرده، و امنیتش را نیز در کنارِ اعتبار، خوشنامی، اقتصاد، آزادی و توسعه، بهتاراج بردهاست.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🔻سالادِ کلمات جدیدی از یک نواندیش دینی😵💫😷🤧
😅 پرچمِ «شیر و خورشید» را با «الله و آیاتِ قرآن» مخلوط کنید و مصادرۀ اسلامیاش کنید!
✍🏻 #طاهره_بارئی (نویسندهای تحصیلکرده در دانشگاهی فرانسوی، با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد)
🔸یکی از اشتباهات خارق العاده حکومت فعلی در بدو تاسیسش، حذف علامت شیر و خورشید از روی پرچم کشور و جایگزینی آن علامت نور و قدرت، با نشانهٔ سیاه و غیر قابل فهمی بود که شاید میخواست کلمه الله را برساند. که باز در این صورت میتوانست به خط زیبای نستعلیق ایرانی نگاشته شود با چند رنگ از جمله سبز و سرخ. اما نه، از بی ذوقی یا شاید تعمدی موذیانه، به گونه ای شکل داده شد که برخی آنرا حتی یک جادوی هندی فرض گرفتند.
🔸حذف این علامت که با جان و دل و ریشه های ایرانیان از هر صنف، هم آوا بود، گسستی فرهنگی را اراده کرد، که هر چند راه به استخدام و به کار گیری بی ریشگانِ فرهنگی گشود، در بی ریشه سازی مردمان این آب و خاک اما نقشی را بازی کرد، که نتایجش را امروز می بینیم.
🔸باز گرداندنِ شیر و خورشید به پرچم ایران، بازگرداندنِ سلطنت نیست، بازگرداندنِ یکی از وجوه نمادین روح ایرانی و پریدن از روی درٌه ای ست که در طی چندین دهه حفر شده است.
🔸این موضوع بازدارنده از افزودن کلمه الله بالای شیر و خورشید نیست. اینبار نه چون جادو و جنبل هندی، بلکه با خوشنویسی جمیل ایرانی.
🔸یا حتی آیه ای چون « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» که چون هاله ای نماد شیر و خورشید را احاطه میکند.
🔸شیر و خورشید، نماد نور و قدرتی را که تاریخ ایران در سینه خود پرورانده است، به درفش مان باز گردانیم!
🔻نقد آرای طاهره بارئی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
😅 پرچمِ «شیر و خورشید» را با «الله و آیاتِ قرآن» مخلوط کنید و مصادرۀ اسلامیاش کنید!
✍🏻 #طاهره_بارئی (نویسندهای تحصیلکرده در دانشگاهی فرانسوی، با گرایشاتِ نزدیک به «نواندیشی دینی»، که سالهاست در فرانسه زندگی میکند و حتی به حکمِ حجاب دینِ محمد و امامان شیعه نیز کمترین وقعی نمینهد)
🔸یکی از اشتباهات خارق العاده حکومت فعلی در بدو تاسیسش، حذف علامت شیر و خورشید از روی پرچم کشور و جایگزینی آن علامت نور و قدرت، با نشانهٔ سیاه و غیر قابل فهمی بود که شاید میخواست کلمه الله را برساند. که باز در این صورت میتوانست به خط زیبای نستعلیق ایرانی نگاشته شود با چند رنگ از جمله سبز و سرخ. اما نه، از بی ذوقی یا شاید تعمدی موذیانه، به گونه ای شکل داده شد که برخی آنرا حتی یک جادوی هندی فرض گرفتند.
🔸حذف این علامت که با جان و دل و ریشه های ایرانیان از هر صنف، هم آوا بود، گسستی فرهنگی را اراده کرد، که هر چند راه به استخدام و به کار گیری بی ریشگانِ فرهنگی گشود، در بی ریشه سازی مردمان این آب و خاک اما نقشی را بازی کرد، که نتایجش را امروز می بینیم.
🔸باز گرداندنِ شیر و خورشید به پرچم ایران، بازگرداندنِ سلطنت نیست، بازگرداندنِ یکی از وجوه نمادین روح ایرانی و پریدن از روی درٌه ای ست که در طی چندین دهه حفر شده است.
🔸این موضوع بازدارنده از افزودن کلمه الله بالای شیر و خورشید نیست. اینبار نه چون جادو و جنبل هندی، بلکه با خوشنویسی جمیل ایرانی.
🔸یا حتی آیه ای چون « الله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین» که چون هاله ای نماد شیر و خورشید را احاطه میکند.
🔸شیر و خورشید، نماد نور و قدرتی را که تاریخ ایران در سینه خود پرورانده است، به درفش مان باز گردانیم!
🔻نقد آرای طاهره بارئی
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدال «دو حقیقت»؛ مطلقِ حق و مطلقِ باطل؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیر مقدس یا تراژدی هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روان حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجش خرد سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ حق الهیِ ولایت
🔻نقد گفتارهای صوتی
📻 نقد و بررسیِ پیروزیِ «سیاستِ بلقیس و فلسفۀ مورچه» بر سیاست و پراتیکِ سلیمان
📻 نقد و بررسی بیاحترامی سلیمان به اسبها و عواقب آن
📻 دلسوختگی ایرانیان برای حسینبنعلی (بهبهانۀ تراژدیِ عاشورا) دارای عللی تاریخیست
.
#نواندیشی_دینی #روشنفکری_دینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🎧ذهنیتِ زارِ روضهزده
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…
— تراژدیِ پنهان: آنچه اسطوره از ما دزدید و روضه هرگز نگفت!
🔸در قسمتِ پنجاهوپنجم از پادکستِ #نقدآگینگپ، به طرح خلاصهای از قسمت اولِ مقالۀ جامع و انتقادی #حسین_میرصلاح (شمشیرِ محمد و عقدۀ علی بر گردنِ حسین و ایرانیان؛ تقدیر ملتی…