📘حشرهٔ یکروزه و گمانههای آخرالزمانی
✍🏻 #فرهاد_شفتی
🍂 خوانده ام حشراتی هستند که عمری بسیار کوتاه دارند. مثلا حشرهای است با نام علمی Ephemeroptera و نوع خاصی از آن تنها یک روز یا کمتر عمر میکند. بنا بر جستجویی که کردم در فارسی به این نوع، «حشرهٔ یکروزه» میگویند (عنوانی نه چندان نوآورانه اما رسا!). تصور کنیم که این حشرهٔ یکروزه از عقل انسانی بهره برده بود و نیز اخباری از چگونگی پایان جهان در دست داشت. احتمالا وقایع همان یکروزه عمرش را بر این اخبار تطبیق میداد و پایان جهان را نزدیک میدانست. اگر بارانی پرهای نازک او را میآزرد و یا آتشی شاخ برگی را که بر آن آرمیده بود میسوزاند او آنها را از علائم آخر زمان میپنداشت، غافل از اینکه برکهای که در آن زندگی میکند قرنهاست که بارانی از این دست بلکه شدیدتر، و آتشی اینگونه بلکه شعلهورتر دیده است و زندگی ادامه داشته و قریب به یقین روزها و سالها و قرنها بلکه هزاران سال پس از او نیز ادامه خواهد داشت.
🍂 از کجا میدانم که اگر حشرهٔ یکروزه عقل آدمی داشت به چنین سادهاندیشیها دچار میشد؟ چون همین رویکرد را ما آدمیان داریم. وقایع و حوادثی که در این روزگار میبینیم بیگمان بسیار پراهمیتاند. کشته شدن مظلومانهٔ هر فردی مصیبتبار است چه رسد به کشتار انبوه و پیوستهٔ انسانهای بیدفاع. با این حال اگر کمی مطالعه کنیم و بیندیشیم خواهیم دید که آنچه شاهد آنیم یا مشابه آن بارها در تاریخ اتفاق افتاده است و حتی بسیار شدیدتر. مردمان آن روزگاران نیز به فراخور اخبار آخرالزمانیِ دین و مذهب خود، ترکیب حکومت دینی زمان (یا نبود آن) و حوادث ایام را نشانۀ ظهور منجی یا پایان جهان میدانستند. تصور کنیم کسی که ظلم و کشتار و نابسامانیهای امروز او را وا میدارد که تصور کند قیام منجی یا پایان جهان نزدیک است، اگر مثلا در زمان حملۀ مغول یا جنگ جهانی دوم زندگی میکرد چه میگفت!
🍂 انتظارِ یک نجاتبخش میتواند انتظار سازنده و پویایی باشد، اما گمانهزنیها برای تطبیق اخبار و پیشبینی ظهور از یک سو باورها را خدشهدار میکند و از سویی دیگر تعقل و مصلحت و اخلاق را فدای نتیجهگیریها و تصمیمهای نابخردانه میکند. معمولا هم آنها که چنین گمانهزنیهایی میکنند عمرشان کفاف نمیدهد که به نسل پس از خود پاسخگو باشند. جملهای میگویند، مخاطب را به گریه میاندازند، و به رحمت الهی میروند، و پیشگوییشان یا فراموش میشود و یا توسط مریدانشان توجیه میشود.
🍂 عمر انسان بسیار کوتاه است و اگر با عمر جهان مقایسهاش کنیم ما نیز در گروه حشرات یکروزه قرار خواهیم گرفت. با این حال ما انسانها اگرچه معصومیت یک حشره را نداریم (و این خود بخشی از مشکل است) اما امتیاز تعقل داریم و راهی را میشناسیم که میتواند عمر ما را به درازای عمر تاریخ کند تا نگاهمان به روزگاری که در آن هستیم محدود به مقطع کوتاهی از عمرمان نشود و به جای دیدی حشرهوار به این روزگار، دیدی به گسترۀ تاریخ داشته باشیم. آن راهی که میتواند ما را از نگاه حشرهوار نجات دهد مطالعۀ تاریخ است و عبرتگیری از این مطالعه.
🍂 به عنوان نمونه و برای شروع نگاهی کنیم به مقالۀ «زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن» از محمدتقی سهرابی. نویسنده در این مقالۀ خواندنی نشان میدهد که مسلمانان و به خصوص شیعیان در مقاطع متفاوت تاریخی از آغاز اسلام تا دوران معاصر سوانح ایّام را نشانۀ ظهور عنقریب امام زمان یا پایان دنیا میدانستند و در انتها برخی پیامدهای پندارِ نزدیک بودنِ ظهور را توضیح میدهد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @farhadshafti
✍🏻 #فرهاد_شفتی
🍂 خوانده ام حشراتی هستند که عمری بسیار کوتاه دارند. مثلا حشرهای است با نام علمی Ephemeroptera و نوع خاصی از آن تنها یک روز یا کمتر عمر میکند. بنا بر جستجویی که کردم در فارسی به این نوع، «حشرهٔ یکروزه» میگویند (عنوانی نه چندان نوآورانه اما رسا!). تصور کنیم که این حشرهٔ یکروزه از عقل انسانی بهره برده بود و نیز اخباری از چگونگی پایان جهان در دست داشت. احتمالا وقایع همان یکروزه عمرش را بر این اخبار تطبیق میداد و پایان جهان را نزدیک میدانست. اگر بارانی پرهای نازک او را میآزرد و یا آتشی شاخ برگی را که بر آن آرمیده بود میسوزاند او آنها را از علائم آخر زمان میپنداشت، غافل از اینکه برکهای که در آن زندگی میکند قرنهاست که بارانی از این دست بلکه شدیدتر، و آتشی اینگونه بلکه شعلهورتر دیده است و زندگی ادامه داشته و قریب به یقین روزها و سالها و قرنها بلکه هزاران سال پس از او نیز ادامه خواهد داشت.
🍂 از کجا میدانم که اگر حشرهٔ یکروزه عقل آدمی داشت به چنین سادهاندیشیها دچار میشد؟ چون همین رویکرد را ما آدمیان داریم. وقایع و حوادثی که در این روزگار میبینیم بیگمان بسیار پراهمیتاند. کشته شدن مظلومانهٔ هر فردی مصیبتبار است چه رسد به کشتار انبوه و پیوستهٔ انسانهای بیدفاع. با این حال اگر کمی مطالعه کنیم و بیندیشیم خواهیم دید که آنچه شاهد آنیم یا مشابه آن بارها در تاریخ اتفاق افتاده است و حتی بسیار شدیدتر. مردمان آن روزگاران نیز به فراخور اخبار آخرالزمانیِ دین و مذهب خود، ترکیب حکومت دینی زمان (یا نبود آن) و حوادث ایام را نشانۀ ظهور منجی یا پایان جهان میدانستند. تصور کنیم کسی که ظلم و کشتار و نابسامانیهای امروز او را وا میدارد که تصور کند قیام منجی یا پایان جهان نزدیک است، اگر مثلا در زمان حملۀ مغول یا جنگ جهانی دوم زندگی میکرد چه میگفت!
🍂 انتظارِ یک نجاتبخش میتواند انتظار سازنده و پویایی باشد، اما گمانهزنیها برای تطبیق اخبار و پیشبینی ظهور از یک سو باورها را خدشهدار میکند و از سویی دیگر تعقل و مصلحت و اخلاق را فدای نتیجهگیریها و تصمیمهای نابخردانه میکند. معمولا هم آنها که چنین گمانهزنیهایی میکنند عمرشان کفاف نمیدهد که به نسل پس از خود پاسخگو باشند. جملهای میگویند، مخاطب را به گریه میاندازند، و به رحمت الهی میروند، و پیشگوییشان یا فراموش میشود و یا توسط مریدانشان توجیه میشود.
🍂 عمر انسان بسیار کوتاه است و اگر با عمر جهان مقایسهاش کنیم ما نیز در گروه حشرات یکروزه قرار خواهیم گرفت. با این حال ما انسانها اگرچه معصومیت یک حشره را نداریم (و این خود بخشی از مشکل است) اما امتیاز تعقل داریم و راهی را میشناسیم که میتواند عمر ما را به درازای عمر تاریخ کند تا نگاهمان به روزگاری که در آن هستیم محدود به مقطع کوتاهی از عمرمان نشود و به جای دیدی حشرهوار به این روزگار، دیدی به گسترۀ تاریخ داشته باشیم. آن راهی که میتواند ما را از نگاه حشرهوار نجات دهد مطالعۀ تاریخ است و عبرتگیری از این مطالعه.
🍂 به عنوان نمونه و برای شروع نگاهی کنیم به مقالۀ «زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن» از محمدتقی سهرابی. نویسنده در این مقالۀ خواندنی نشان میدهد که مسلمانان و به خصوص شیعیان در مقاطع متفاوت تاریخی از آغاز اسلام تا دوران معاصر سوانح ایّام را نشانۀ ظهور عنقریب امام زمان یا پایان دنیا میدانستند و در انتها برخی پیامدهای پندارِ نزدیک بودنِ ظهور را توضیح میدهد.
.
#نقد_شیعه #نقد_ادیان#آخرالزمان #امام_زمان #علائم_ظهور #آقا_بیا #ظهور_نزدیک_است
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @farhadshafti
دینآنلاین
زمینهسازیِ ظهور امام زمان(عج) در تاریخ و پیامدهایِ آن| محمدتقی سهرابی
تعجیل در برپاییِ دولت حقّه و تعجیل در ظهور امام زمان (ع) از صدر اسلام تاکنون رواج داشته است. پیشگوییِ ظهور، ادعای نیابت از امام زمان (عج)، ادعای زمینه سازیِ ظهور، از جمله راههایی است که گاه مؤمنان و گاه فریبکاران برای رسیدن به اهداف صحیح یا ناصحیحِ خود از…
نه سر پیاز نه ته پیاز- 1 .pdf
697.7 KB
📓نه سر پیاز ، نه ته پیاز
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— در دفاع از ملکیان و ضد «دینداریِ گزینشی»
📌خلاصۀ متن در اپیزود چهلوهشتم نقدآگینگپ
✍🏻 #اشکان_مهر_روشن
🔸مدتی پیش، در کانال #یاسر_میردامادی، مختصری صوتی را شنیدم که اشاره به مخالفت ملکیان با دینداری گزینشی بود و در ادامۀ آن نگرشی در دفاع از نگرش گزینگشگر توسط #فرهاد_شفتی، قرآنپژوه خوش ذوق ایرانی آمده بود.
🔸از آنجایی که درحال نوشتن دربارۀ اثر معقولیت دینداری انتخابی ناظر برنقد عملی ادیان هستم، لازم است که با برخی ملاحظات مرتبط با دینداری انتخابی نیز دست و پنجه نرم کرد.
🔸البته در این بحث نه سر پیازم نه ته پیاز – بیشتر خود را به این مباحثه پرت کردهام. در این مختصر، تلاش میکنم نقدی بر دیدگاه سنتی ارائه داده و نشان دهم که نقد محوری به دیدگاه سنتی، گریبان دیدگاه دینداری گزیشنی را نیز خواهد گرفت و آن را با چالشهای بسیار جدی ای روبرو خواهد کرد که از احتمال صدق آن به طور چشمگیری میکاهد.
🔸در پایان، به واسطه یک دوراهی منتج شده از ملاحظات مطرح شده، برضد هر دو نگرش دینی و خداباوری ابراهیمی نتیجهگیری میکنم.
@Negahehandisheh
.
#روشنفکری_دینی #نقد_روشنفکران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🤲🏻🧎🏻♀️پرسشی و پاسخی: نماز پس از خداناباوری!
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 دکتر #فرهاد_شفتی
پرسش: نوشتهاید «اگر روزی خداناباور شوم، گمانم این است که همچنان نماز خواهم خواند.» چرا؟
پاسخ: توضیحی در این فایل صوتی دادهام. در اینجا سعی میکنم پس از چهار مقدمه به چرایی این جمله بپردازم:
▫️مقدمۀ اول: پیش از این سعی کردهام توضیح دهم (مثلا به اختصار اینجا) که من باور به حقیقتی ورای طبیعت (که ما خدایش میخوانیم) را به صورت صفر یا یک نمیبینم. یعنی اینگونه نمیبینم که این باور یا به تمامی هست و یا به تمامی نیست. به نظرم باور به حقیقتی ورای طبیعت در یک دامنه قرار دارد. در این دامنه هر انسانی در جایی قرار گرفته است. کمتر کسی در جایگاه یک قرار دارد (حتی ابراهیم، پدر توحید نیز برای اطمینان قلبی از خداوند یاری خواست؛ بقره ۲۶۰). همچنین کمتر کسی در جایگاه صفر قرار دارد. در ادامۀ این نوشته منظور من از باورمند کسی است که خود خویش را باورمند به حقیقتی ورای طبیعت (که معادل همان است که خدایش میخوانیم) میداند و منظورم از ناباور کسی است که خود خویش را ناباور به چنین حقیقتی میداند.
▫️مقدّمۀ دوم: من انسان را (و در واقع تمامی موجودات را، حتی سنگی را) وجودی مستعدّ معنویت میدانم. یعنی اینگونه میبینم که انسان، به طور بالقوه موجودی معنوی است. چرا و امّایش بماند برای فرصتی دیگر.
▫️مقدّمۀ سوم: بر مبنای مقدّمه دوم، و نیز بر مبنای مشاهدات تجربی خود و دیگران، احوال معنوی مانند رضا، توکّل، اطمینان قلب، صبر، آرامش (سکینه)، نجابت، خاکساری، لذت بردن از لحظهها، محبتورزی بیکران، ...، محدود به انسانهای باورمند نیستند. چه بسا ناباورانی که بعضی از این احوال را بیش از برخی از باورمندان دارند.
▫️مقدّمۀ چهارم: اعمال عبادی بسیاری ادیان از جمله نماز بناست که شاخکهای معنوی ما را بیدار کرده و تقویت کنند تا به کمک آنها انسانی معنوی و معنویتر شویم.
🍃 از مجموع مقدّمههای بالا به این میرسم که اگر انسانی عمری را نماز خوانده باشد و به هر علت و دلیلی در میانسالی یا کهنسالی ناباور شود، اما کماکان نماز بگزارد لزوما دچار تضادّ نیست. این امکان هست که او یاد گرفته و خو کرده است که با نماز حسّ و حال شیرین، گوارا و پربهرهای را در خود بپروراند که به خصوص در زندگی شلوغ و پیچدرپیچ امروز به کارش آید. او در طول درازی از عمرش نماز خوانده است. این نماز برای او به صورت نوعی حافظۀ حسّی و دریافتی درآمده است. او ممکن است چنین بیابد که اگرچه نمازش از باورِ پیشین گسیخته است، کماکان برای او کار میکند، و همچنان آن حسّ و حالی را که دوست دارد به او میدهد و در فراز و نشیب زندگی یاریش میکند.
▫️موخّره: البته که انسانِ ناباور هنگام خواندن نماز نمیتواند از جملات نماز همان تلقی و معنی انسان باورمند را داشته باشد. با این حال کلمات و جملات آبستن معانی هستند. جملات نماز را دارای معنی فرادینی میدانم (مثلا نگاه کنید به اینجا). هیچ جملهای از نماز را سراغ ندارم که قابل تاویل به حقیقتی از منظری ناباور نباشد (خاطرۀ سَلی فریتشه در این فایل صوتی را بشنوید). تمام جملات نماز را چه با تاویلی باورمند و چه با تاویلی ناباورمند دریچهای برای تأملی عملگرا در انسان، اخلاق، و هستی میبینم. بر اینم که باور داشتن امکان بیشترین استفاده از این جملات را فراهم میکند. اما اگر ناباور شوم، بر مبنای آنچه نوشتم، گمان نمیکنم خود را از ادامۀ بهره بردن از این جملات، ولو شاید کمتر از گذشته، محروم کنم.
🍂 این البته گمان اکنون من است. اگر روزی ناباور شوم حال و روزم را خواهم دید و با دوستان علاقمند انجام کار را در میان خواهم گذاشت.
📺 عقل و دین
— چه اتفاقی میافتد وقتی عقل شروع به پرسش از خودش میکند؟
🔻اخلاق و دین
📺 اخلاق پس از ترک دین
📻 اخلاق در اسلام و نزد خداناباوران
📻 مسئله اخلاق برای بیخدایان
📕بنیادیترین عامل خشونت در اسلام چیست؟
📕آیا ادیان ابراهیمی "صلحجو" بودهاند؟!
.
#نواندیشی_دینی #نواندیشی #معنویت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin