نقدآگین
👳🏿♂️تعطیلی شنبه و خطای شناختی فقیهان ✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی 🍂 در هفتهی گذشته، پیرامون «طرح تعطیلی شنبه» دو تن از فقیهان قم به مخالف پرداختند. جعفر سبحانی تبریزی بنا به اینکه «در چنین روزهایی که دشمن صهیونیست فزون از هفت ماه، به نسل کشی پرداخته و هزاران شهروند…
📘از آخوندهای رفوزه تا ناقدانِ اسلامشناس
✍🏻 #علیرضاموثق
🍂 نکتۀ قابل تامل آن است که در اسلام، اساسا «روز تعطیل» وجود نداشتهاست. وفقِ قرآن و سنت نبوی، چنین اصطلاحی وجود ندارد؛ بلکه بعکس، الله، برخلاف سنت دینیِ «روز تعطیلی مطلقِ کار» که در یهودیت گذاشت و از یهودیت به مسیحیت و سپس جهان مدرن بسط یافت، حتی روز جمعه را نیز روز کار میداند و تنها در بابِ نماز جمعه میگوید مدتی دست از کار بکشید و بعد به کار و زندگی برگردید:
🔻از سوی دیگر، میدانیم که الله در هیچکجای قرآن، از «تحریف لفظی» تورات نمیگوید و اتفاقا مکررا بدان با صفاتی مثبت ارجاع میدهد. در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» برخی نکات مرتبط با این موضوع را گفتهام که نقلشان را سودمند میدانم:
🔻در قرآن هم در بابِ روز شنبه، قصۀ خرافهمحورِ مشابهی نقل شده:
🔻حتی فراتر از اینها، قرآن با طرح موضوعِ «اصحاب سبت»، بر الاهی بودن این سنت مهر تایید زده و فیالواقع، این شورای نگهبانِ حکومتِ آخوندی-اسلامی است که خلافِ حرامِ الله حکم میدهد:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
✍🏻 #علیرضاموثق
شورای نگهبان اعلام کرده تعطیلی شنبه خلاف شرع است. البته دلایل خلاف شرع بودن را توضیح ندادهاست.🍂 از مختصاتِ روزگار انحطاط یکی این است که اسلامشناسانِ منتخبِ حکومت آخوندی با بودجههای میلیاردی نیز باید از منتقدان اسلام اولیات و الفباهای قرآن و سنت نبوی را بیاموزند! فسیل بیسوادی مثل جنتی که با امدادِ اجنه اجابتِ مزاج میکند، چگونه میتواند دربارۀ تصمیمات مهمی که به معیشتِ یک ملت مربوط است، نظر کارشناسی بدهد؟
🔻چندی قبل در نوشتهای با مستندات قرآنی توضیح دادم که تعطیل شدن شنبه نه ربط شرعی دارد و نه میتواند خلاف شرع باشد:
https://t.me/Naqdagin/10489
🔻علاوه بر اینها عبدالله جوادی آملی، مرجع تقلید شیعه، در پاسخ به استفتائی بیان کرده که:
«تعطیلی شنبه خلاف شرع نبوده و اتفاقاً هماهنگ شدن با بازارها و دادوستدعای جهانی است».
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 نکتۀ قابل تامل آن است که در اسلام، اساسا «روز تعطیل» وجود نداشتهاست. وفقِ قرآن و سنت نبوی، چنین اصطلاحی وجود ندارد؛ بلکه بعکس، الله، برخلاف سنت دینیِ «روز تعطیلی مطلقِ کار» که در یهودیت گذاشت و از یهودیت به مسیحیت و سپس جهان مدرن بسط یافت، حتی روز جمعه را نیز روز کار میداند و تنها در بابِ نماز جمعه میگوید مدتی دست از کار بکشید و بعد به کار و زندگی برگردید:
«پس هنگامى كه نماز جمعه پايان يافت، در زمين پراكنده شويد و از فضل الهى طلب روزی كنيد». (جمعه: ۱۰).
🔻از سوی دیگر، میدانیم که الله در هیچکجای قرآن، از «تحریف لفظی» تورات نمیگوید و اتفاقا مکررا بدان با صفاتی مثبت ارجاع میدهد. در جستارِ «پیرامون مغالطهٔ تحدی در قرآن» برخی نکات مرتبط با این موضوع را گفتهام که نقلشان را سودمند میدانم:
«در آیهٔ ۴۹ از سورهٔ قصص، قرآن در تحدی خودش را «همتراز تورات» قرار میدهد و بهنحو خودشکن میگوید:🔺پس مخالفت با تورات و سنتِ خدای آن، در بهترین حالت قابل تصور، نوعی بازیِ اریکبرنی «مال من بهترۀ» آخوندهایی چون جنتی است، علیرغم ادعایشان مبنی بر منشاء واحد ادیان و تصدیقِ کتبِ انبیای سابق در قرآن.
«ای پیامبر، به آنان بگو: اگر راست میگویید که تورات و قرآن، سحر و افسون هستند، شما از جانب خداوند کتابی بیاورید که از این دو کتاب، هدایتآفرینتر باشد؛ در این صورت من نیز از آن پیروی میکنم».
در مانحنفیه، فیالواقع قرآن شکست خودش در تحدی را پذیرفته و به برابریاش با تورات اذعان کردهاست. [...] همچنین ادعای مسلمین مبنی بر تحریف تورات و اینکه قرآن یگانه کتاب آسمانیِ مصون از تحریف و واجد وثاقت تاریخیست و نیز ادعای مسلمین مبنی بر استناد به «فرم و صورت ادبی و زیباشناختی قرآن» در تحدی، نظر به تصریح قرآن در سورهٔ قصص بر مؤلفهٔ «هدایتگری» و «وزن محتوا» که وجهشبه اعلام گشتهاست، نقض میشود؛ خاصه اینکه تورات به زبان غیرعربی است و نصّ قرآن دلالت دارد بر این قضیه که اگر متنی از حیث «هدایتگری» و «کیفیت محتوا» در زبان غیرعربی نیز باشد، میتواند وارد تحدی شود و زبان عربی، برخلاف ادعاهای رایج در میان مسلمین، قیدی برای تحدی نیست».
«در نظر یهود، روز شنبه بهصورت نمادین بهمعنای هفتمین روز آفرینش است که ریشه در تورات دارد.
تورات میگوید خداوند جهان را در شش روز آفرید و در روز هفتم دست نگه داشت و به تعبیری استراحت کرد.
در این روز شخم زدن، پاشیدن بذر، کار کردن، خوشه دسته کردن، غربال کردن، خرد کردن، خمیر کردن، آشپزی، برش، شستن و به تعبیری کل ساحات زندگی حرام است».
🔻در قرآن هم در بابِ روز شنبه، قصۀ خرافهمحورِ مشابهی نقل شده:
«الله آن کسی است که آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در مقدار شش روز بیافرید، آن گاه بر عرش (فرمانروایی) قرار گرفت» (سجده: ۴).
🔻حتی فراتر از اینها، قرآن با طرح موضوعِ «اصحاب سبت»، بر الاهی بودن این سنت مهر تایید زده و فیالواقع، این شورای نگهبانِ حکومتِ آخوندی-اسلامی است که خلافِ حرامِ الله حکم میدهد:
«اصحاب سبت، گروهی از بنیاسرائیل بودند که بر اثر سرپیچی از فرمان خداوند دربارۀ «حرمت کار در روز شنبه»، به عذاب گرفتار شدند.
آنان در عصر پیامبری حضرت داوود زندگی میکرده و جمعیتی حدود ۱۲ تا ۷۰ هزار نفر داشتهاند.
عبارت «اصحاب سبت» تنها یک بار به طور صریح در آیه ۴۷ سوره نساء بهکار رفته، اما در آیات دیگری از قرآن کریم نیز داستان قوم مذکور و سرانجام آن بیان شده است.
سَبت که بهمعنای «قطع یا قطع عمل» است و در زبان عبری، شبات خوانده میشود، عنوان «روز شنبه» در میان یهودیان بوده و در لغت عبرانی، بهمعنای استراحت است. بنابر فرهنگ یهودی، یهود باید در روز شنبه یا سبت، از همه کارهای خود دست بکشند و استراحت کنند. حفظ حرمت روز سبت و کارنکردن در آن، یکی از ده فرمان حضرت موسی بودهاست». (ویکیفقه)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
Telegram
نقدآگین
👳🏿♂️تعطیلی شنبه و خطای شناختی فقیهان
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در هفتهی گذشته، پیرامون «طرح تعطیلی شنبه» دو تن از فقیهان قم به مخالف پرداختند. جعفر سبحانی تبریزی بنا به اینکه «در چنین روزهایی که دشمن صهیونیست فزون از هفت ماه، به نسل کشی پرداخته و هزاران…
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در هفتهی گذشته، پیرامون «طرح تعطیلی شنبه» دو تن از فقیهان قم به مخالف پرداختند. جعفر سبحانی تبریزی بنا به اینکه «در چنین روزهایی که دشمن صهیونیست فزون از هفت ماه، به نسل کشی پرداخته و هزاران…
📘مشروعیتِ «عُرف» و امامان شیعه
— قسمت یک
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 «ازدواج» یکی از مهمترین مفاهیم و کنشهای جوامع مختلف از بدو تاریخ تا الان بوده که آیین و احکام مختلفی را برایش برساختهاند. ازدواج به تعبیری، قراردادی میان دو نفر است که بر مبنای «زوجیت» باشد و این عبارت در میان عرفهای مردم در سرزمینهای مختلف، متفاوت است و هر جامعهای ازدواج را بر پایهی آیینهایی که دارد، دینی که انتخاب کرده، قوانینی که برساخته و تاریخی که گذرانده؛ قبول دارد. ازدواج آنقدر اهمیت بالایی داشته که تنها «رابطهی مشروع» شناخته میشود و در مقابل آن «زِنا» به «رابطهی نامشروع» تعریف شده که مجازاتهای زیادی را در پی داشتهاست.
🍂 در میان زرتشتیها نوعی از ازدواج، به نام «خُوَیدیده/خُوَیدوده» وجود دارد. در این نوع ازدواج که بسیار هم پسندیده شمرده میشود، مرد با مادر، خواهر یا دختر خود ازدواج میکند. اگر بشنوید یا ببینید کسی اینگونه ازدواج کرده، چه فکری دربارهی او میکنید و چه نظری میدهید؟ قطعاً نگاه نفرتآمیزی دارید، این رابطه را نامشروعترین و آن دو را جهنمی خواهید دانست.
🍂 اما نگاه پیشوایان دینی اسلام برخلاف شماست. در روایتی صحیحالسند، از پیامآور اسلام نقل شده که:
🍂 نیز در روایت دیگری از محمد (ص) بیان شده که:
🔺تعبیر مهمی هم در این روایت وجود دارد، اینکه ازدواج این مشرکان «مشروع» است: «نِكَاحَ أَهْلِ اَلشِّرْكِ جَائِزٌ».
🍂 روایت بعدی اما صریحتر است؛ محمد بن یعقوب کُلینی، بزرگترین محدث شیعه، به سند خود که تمام راویان آن «ثقه» هستند، نقل میکند که:
در روایت صحیحالسند دیگری نیز امام جعفر صادق بیان داشته:
🔻تاکید بر مبنا بودنِ رفتارهای عرفی آنچنان بود که باعث جدایی رفاقتها و همراهیها میشد.
🍂 در روایت موثقی عمرو بن نُعمان نقل کرده که
🍂 مضامین این روایات در کتابهای اهل سنت هم آمده است (ر.ک به: الشرح الکبیر، ج۷، ص۳۳۴)، اما از مجموع این روایات «مشروعیت نگاه عرف» به موضوع مهمی مانند «ازدواج» برداشت میشود. این رسمیتبخشی چنان بوده که «لِكُلِّ قَوْمٍ نِكَاحٌ» را در قالب یک قاعدهی فقهی بیان کردهاند. (فرهنگ فقه فارسی، ج۶، ص۲۹۴)
🔸 نکات نهایی
نکتهی اول) در اکثر روایات سخن از «قوم» است و این واژه در معنای «جامعه» است، چه کلان و چه خُرد و طبیعتاً شامل ادیان و مذاهب هم میشود. به عبارتی نظرگاه عرف میتواند برآمده از فرهنگ، قانون و آیینهای بشری یا برخاسته از احکام و رهیافتهای الهی باشد.
نکتهی دوم) فقیهان شیعه با پذیرفتن این روایات و قاعدهی مستخرج، دلالت را صرفاً در ادیان الهی غیراسلامی پذیرفتهاند (جواهرالکلام، ج۴۱، ص۲۶۴)، اما استدلالورزی دربارهی اینکه آیا این روایات مخاطبینی عام که شامل مسلمانان است دارد و بنیان ازدواج را عرفی خوانده و جنسیت در آن مطرح است یا نه را باید به فرصتی سپرد که مغتنم باشد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
— قسمت یک
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 «ازدواج» یکی از مهمترین مفاهیم و کنشهای جوامع مختلف از بدو تاریخ تا الان بوده که آیین و احکام مختلفی را برایش برساختهاند. ازدواج به تعبیری، قراردادی میان دو نفر است که بر مبنای «زوجیت» باشد و این عبارت در میان عرفهای مردم در سرزمینهای مختلف، متفاوت است و هر جامعهای ازدواج را بر پایهی آیینهایی که دارد، دینی که انتخاب کرده، قوانینی که برساخته و تاریخی که گذرانده؛ قبول دارد. ازدواج آنقدر اهمیت بالایی داشته که تنها «رابطهی مشروع» شناخته میشود و در مقابل آن «زِنا» به «رابطهی نامشروع» تعریف شده که مجازاتهای زیادی را در پی داشتهاست.
🍂 در میان زرتشتیها نوعی از ازدواج، به نام «خُوَیدیده/خُوَیدوده» وجود دارد. در این نوع ازدواج که بسیار هم پسندیده شمرده میشود، مرد با مادر، خواهر یا دختر خود ازدواج میکند. اگر بشنوید یا ببینید کسی اینگونه ازدواج کرده، چه فکری دربارهی او میکنید و چه نظری میدهید؟ قطعاً نگاه نفرتآمیزی دارید، این رابطه را نامشروعترین و آن دو را جهنمی خواهید دانست.
🔗[البته دربارۀ این تصور غالب تاریخی از ازدواج زرتشتیان بد نیست پستهای زیر را مرور کنید:
📓افسانۀ «ازدواج با محارم» در ایران باستان
📻 آن دیگریِ هرزه!
📺 صحتسنجیِ یک ادعا و تهمتِ رایج]
🍂 اما نگاه پیشوایان دینی اسلام برخلاف شماست. در روایتی صحیحالسند، از پیامآور اسلام نقل شده که:
به کنیزان نامسلمان خود «زادهی گناه» نگویید؛ زیرا برای هر جامعه و گروهی نوعی از ازدواج وجود دارد: «لِكُلِّ قَوْمٍ نِكَاحٌ». (تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۷۲)
🍂 نیز در روایت دیگری از محمد (ص) بیان شده که:
به مشرکان به دلیل نوع ازدواجهایشان فحاشی نکنید، زیرا هر گروهی، ازدواج خود را دارد». (وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۸۰).
🔺تعبیر مهمی هم در این روایت وجود دارد، اینکه ازدواج این مشرکان «مشروع» است: «نِكَاحَ أَهْلِ اَلشِّرْكِ جَائِزٌ».
🍂 روایت بعدی اما صریحتر است؛ محمد بن یعقوب کُلینی، بزرگترین محدث شیعه، به سند خود که تمام راویان آن «ثقه» هستند، نقل میکند که:
شخصی به مردی زرتشتی نسبت رابطهی نامشروع داد، امام جعفر صادق گفت چرا چنین گفتی؟ مرد پاسخ داد زیرا این زرتشتی با مادر و خواهر خود ازدواج میکند، امام در پاسخ گفت این نوع رابطه در میان اینها نوعی ازدواج است: «ذَلِكَ عِنْدَهُمْ نِكَاحٌ فِي دِينِهِمْ». (الکافی، ج۵، ص۵۷۴)
در روایت صحیحالسند دیگری نیز امام جعفر صادق بیان داشته:
«هر جامعه و گروهی که میان ازدواج و غیرازدواج تفاوت بگذارد، ازدواجی که درست کردهاند، جایز است». (تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۷۵)
🔻تاکید بر مبنا بودنِ رفتارهای عرفی آنچنان بود که باعث جدایی رفاقتها و همراهیها میشد.
🍂 در روایت موثقی عمرو بن نُعمان نقل کرده که
امام جعفر صادق دوستی داشت که همیشه همراه یکدیگر بودند، روزی در بازار کفشدوزها قدم میزنند و غلامی همراه مرد همراه امام بود، مرد به پشت سر نگاهی انداخت تا غلاماش را صدا کند و دید او نیست. وقتی غلام را یافت به او گفت کجا رفته بودی زنازاده؟ «يَا اِبْنَ اَلْفَاعِلَةِ أَيْنَ كُنْتَ»، امام تا این جمله را شنید با دست به پیشانی خود زد و به دوستاش گفت مادرش را به رابطهی نامشروع متهم میکنی؟ «سُبْحَانَ اَللَّهِ تَقْذِفُ أُمَّهُ»؛ تا الان من گمان میکردم تو خوددار و پارسایی و الان دیدم چنین نیستی! مرد پاسخ داد که این غلام سِنْدی و مشرک است، امام پاسخ داد که هر گروه و جامعهای برای خود نوعی از ازدواج دارد: «أَنَّ لِكُلِّ أُمَّةٍ نِكَاحاً تَنَحَّ عَنِّي». راوی سپس ادامه داده که دیگر هیچوقت این دو را کنار هم ندیدم تا مرگ میانشان جدایی انداخت. (الکافی، ج۲، ص۳۲۴)
🍂 مضامین این روایات در کتابهای اهل سنت هم آمده است (ر.ک به: الشرح الکبیر، ج۷، ص۳۳۴)، اما از مجموع این روایات «مشروعیت نگاه عرف» به موضوع مهمی مانند «ازدواج» برداشت میشود. این رسمیتبخشی چنان بوده که «لِكُلِّ قَوْمٍ نِكَاحٌ» را در قالب یک قاعدهی فقهی بیان کردهاند. (فرهنگ فقه فارسی، ج۶، ص۲۹۴)
🔸 نکات نهایی
نکتهی اول) در اکثر روایات سخن از «قوم» است و این واژه در معنای «جامعه» است، چه کلان و چه خُرد و طبیعتاً شامل ادیان و مذاهب هم میشود. به عبارتی نظرگاه عرف میتواند برآمده از فرهنگ، قانون و آیینهای بشری یا برخاسته از احکام و رهیافتهای الهی باشد.
نکتهی دوم) فقیهان شیعه با پذیرفتن این روایات و قاعدهی مستخرج، دلالت را صرفاً در ادیان الهی غیراسلامی پذیرفتهاند (جواهرالکلام، ج۴۱، ص۲۶۴)، اما استدلالورزی دربارهی اینکه آیا این روایات مخاطبینی عام که شامل مسلمانان است دارد و بنیان ازدواج را عرفی خوانده و جنسیت در آن مطرح است یا نه را باید به فرصتی سپرد که مغتنم باشد.
.
#نواندیشی_دینی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
📘زنانِ متعلقه
بخش اول: حبس در منزل
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 زنانِ متدین جامعه ما سخت در پیِ فرمانبرداری از مرجعِ تقلید هستند و عقیده دارند هرآنچه که مراجع تقلید فتوا دادهاند، میباید عمل کرده و به رضایت، گردن کج کنند.
🍂 امروزه زنان از یک آزادیِ نسبی در جامعه برخوردارند. هرچند گاهی یک روحانی بر بالایِ منبر از این آزادیها خُرده میگیرد، ولی زنان خود به این آزادیها خو گرفتهاند، امّا کسانی که دل در گرویِ تقلید دارند، باید بدانند که بر اساسِ متونِ فقهی و حتّی منابعِ فقه، زنان حقّ بیرون رفتن از منزل را ندارند و بهعبارتی نباید پایشان را از دربِ منزل بیرون بگذارند.
🔻فقها بر اساس روایاتی مثل روایت زیر عقیده دارند مردان میباید زنانِ خانه خود را در منزل حبس کنند:
🔺فقها زنان را «عورت» خواندهاند. معنایِ عورت «شرمگاهِ پس و پیش» است(فرهنگ سخن،ج۵،ص۵۱۱۷) ولی زمانی که برای زنان استفاده میشود، منظور «زشتی و پستی»ست (لسان العرب،ج۴،ص۷۱۸). از این روی محمّد حسن نجفی تأکید کرده که
🔻به این دلیل که فقها زنان را عورت میدانند، یعنی چیزی که شرم از عیانکردنش داریم، فتوا دادهاند که:
🍂 فقها عقیده دارند که زنان بیاذنِ شوهر حقّ خروج از منزل را ندارند. از این نظر، زنان باید مطیع مردان بوده و هیچگاه علیه آنان قیام نکنند. در این منش، خروجِ زن از منزل بدونِ اجازۀ شوهر، «عُصیان/گناه» تلقی میشود از این روی زنان میباید حتّی برای عیادت از فامیل و یا والدین خود و یا شرکت در مراسمِ عزایِ بستگانِ خویش (حتّی والدین) از شوهر «اجازه» داشتهباشند و این اجازه را باید به صورتِ لفظی بگیرند، سیّد خمینی در این مورد میگوید «أن تطيعه ولا تعصيه ولا تخرج من بيتها إلا بإذنه ولو إلى أهلها حتّى لعيادة والدها أو في عزائه» (التعليقه على تحريرالوسيله،ج۲،ص۳۱۸).
🍂 «عروة الوثقی» تألیف سیّد کاظمِ یزدی فقیهِ مشهورِ معاصر و فقهِ فتوایی و رساله عملیه است. این کتاب را شیخ عبّاس قمّی به نام «غایة الغصوی...» ترجمه کردهاست. یزدی در این کتاب میگوید:
🍂 عبدالله مامقانی بعد از صدور این فتوا، دلیلِ آن را روایاتی مثل روایت زیر میدانند که از فاطمه زهرا نقل شده (مرآة الکمال،ج۲،ص۹۴):
🍂 فقهایِ معاصرِ سنتی به اتفاق در حاشیۀ خود در کتاب «عروة الوثقی» این فتوا را پذیرفتهاند (مانند محمّد فاضل لنکرانی: التعلیقات علی العروة الوثقی،ج۲،ص۶۸۲). علی میلانی، فقیه و متکلّم مشهورِ معاصر میگوید:
🍂 فقها در گامِ نخست فتوا دادهاند که زنان نمیباید بدونِ اجازه شوهر از منزل خارج شوند و به مردان هم «سفارشِ اکیدِ ثوابدار» کردهاند که:
سپس از تلفیقِ این دو حکم، مذاقِ شرع را در «زشتی حضورِ زن در جامعه» کشف کردهاند.
🔺مطابقِ متونِ روایی/سنتی، مردانی که از حقّ ولائی خود در حبسِ زن در خانه کوتاهی کردهاند و برخلاف مذاقِ فقه/ شریعتِ سنتی به زنانشان اذنِ خروج از منزل را دادهاند «دیوث/ بیغیرت» شناخته میشوند. در روایات، دیّوث فردی معرفی شدهاست که زنِ خود را بر دیگران عرضه میکند: «الذی یجلب علی حلیلته الرجال- دیوث شخصیست که زن خود را بر مردان دیگر عرضه میکند» (مستدرک الوسائل،ج۱۴،ص۲۳۵).
🔻محمد حسین طباطبایی تأکید میکند:
🔻و حسینی طهرانی هم:
🔻نتیجه (مطابقِ رأیِ رسمی فقهِ سنتی):
1️⃣ زنان برای هرکاری حتی عیادت یا شرکت در عزایِ والدینِ خود اجازه از شوهر داشتهباشند تا مُجاز به خروج از منزل باشند .
2️⃣ مطابقِ مذاقِ فقهی مردان توصیه اکید شدهاند که زنانِ خود را در خانه حبس کنند تا هیچ مردی آنان را نبیند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
بخش اول: حبس در منزل
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🍂 زنانِ متدین جامعه ما سخت در پیِ فرمانبرداری از مرجعِ تقلید هستند و عقیده دارند هرآنچه که مراجع تقلید فتوا دادهاند، میباید عمل کرده و به رضایت، گردن کج کنند.
🍂 امروزه زنان از یک آزادیِ نسبی در جامعه برخوردارند. هرچند گاهی یک روحانی بر بالایِ منبر از این آزادیها خُرده میگیرد، ولی زنان خود به این آزادیها خو گرفتهاند، امّا کسانی که دل در گرویِ تقلید دارند، باید بدانند که بر اساسِ متونِ فقهی و حتّی منابعِ فقه، زنان حقّ بیرون رفتن از منزل را ندارند و بهعبارتی نباید پایشان را از دربِ منزل بیرون بگذارند.
🔻فقها بر اساس روایاتی مثل روایت زیر عقیده دارند مردان میباید زنانِ خانه خود را در منزل حبس کنند:
«فهمة النساء الرجال، فحصنوهن فی البیوت»(وسائل الشیعه،ج۲۰،ص۶۲)
🔺فقها زنان را «عورت» خواندهاند. معنایِ عورت «شرمگاهِ پس و پیش» است(فرهنگ سخن،ج۵،ص۵۱۱۷) ولی زمانی که برای زنان استفاده میشود، منظور «زشتی و پستی»ست (لسان العرب،ج۴،ص۷۱۸). از این روی محمّد حسن نجفی تأکید کرده که
«عورت چیزیست انسان فی نفسه از عیانکردنش شرم دارد» (جواهرالکلام،ج۸،ص۱۶۴)
🔻به این دلیل که فقها زنان را عورت میدانند، یعنی چیزی که شرم از عیانکردنش داریم، فتوا دادهاند که:
اگر مردان زنانِ ساکنِ منزلشان را در خانه حبس کنند تا هیچ مردی را نبینند و هیچ مردی نیز آنان را نبیند، ثواب خواهند بُرد.
🍂 فقها عقیده دارند که زنان بیاذنِ شوهر حقّ خروج از منزل را ندارند. از این نظر، زنان باید مطیع مردان بوده و هیچگاه علیه آنان قیام نکنند. در این منش، خروجِ زن از منزل بدونِ اجازۀ شوهر، «عُصیان/گناه» تلقی میشود از این روی زنان میباید حتّی برای عیادت از فامیل و یا والدین خود و یا شرکت در مراسمِ عزایِ بستگانِ خویش (حتّی والدین) از شوهر «اجازه» داشتهباشند و این اجازه را باید به صورتِ لفظی بگیرند، سیّد خمینی در این مورد میگوید «أن تطيعه ولا تعصيه ولا تخرج من بيتها إلا بإذنه ولو إلى أهلها حتّى لعيادة والدها أو في عزائه» (التعليقه على تحريرالوسيله،ج۲،ص۳۱۸).
🍂 «عروة الوثقی» تألیف سیّد کاظمِ یزدی فقیهِ مشهورِ معاصر و فقهِ فتوایی و رساله عملیه است. این کتاب را شیخ عبّاس قمّی به نام «غایة الغصوی...» ترجمه کردهاست. یزدی در این کتاب میگوید:
«يستحبّ حبس المرأة في البيت، فلا تخرج إلّالضرورة، ولا يدخل عليها أحد من الرجال؛ حبس زنان در خانه [هایتان] ثواب دارد، پس نباید [گذارید] در غیر مواقع ضرورت از خانه خارج شوند و هیچ مردی(حتی یک نفر) نباید بر آنان داخل گردد» (العروة الوثقی(المحشی)،ج۵،ص۴۹۰).
🍂 عبدالله مامقانی بعد از صدور این فتوا، دلیلِ آن را روایاتی مثل روایت زیر میدانند که از فاطمه زهرا نقل شده (مرآة الکمال،ج۲،ص۹۴):
«خیر للنساء أن لایرین الرجال و لایراهن الرجال؛ بهترین زنان کسانی هستند که نه مردی را ببینند و نه مردی آنان را ببیند».
🍂 فقهایِ معاصرِ سنتی به اتفاق در حاشیۀ خود در کتاب «عروة الوثقی» این فتوا را پذیرفتهاند (مانند محمّد فاضل لنکرانی: التعلیقات علی العروة الوثقی،ج۲،ص۶۸۲). علی میلانی، فقیه و متکلّم مشهورِ معاصر میگوید:
«[ما] اختلاطِ زن و مرد را از شاکلۀ احکام و روایات به دست میآوریم [و آن است که] که حضورِ زن در جامعه امری نیست که موردِ پسندِ شارع باشد» (مصاحبه با شبکه اطلاعرسانی اجتهاد، ۱۸ اسفند ۱۳۹۵).
🍂 فقها در گامِ نخست فتوا دادهاند که زنان نمیباید بدونِ اجازه شوهر از منزل خارج شوند و به مردان هم «سفارشِ اکیدِ ثوابدار» کردهاند که:
زنان را در منزل حبس کنند و تا هیچ مردی آنان را نبیند.
سپس از تلفیقِ این دو حکم، مذاقِ شرع را در «زشتی حضورِ زن در جامعه» کشف کردهاند.
🔺مطابقِ متونِ روایی/سنتی، مردانی که از حقّ ولائی خود در حبسِ زن در خانه کوتاهی کردهاند و برخلاف مذاقِ فقه/ شریعتِ سنتی به زنانشان اذنِ خروج از منزل را دادهاند «دیوث/ بیغیرت» شناخته میشوند. در روایات، دیّوث فردی معرفی شدهاست که زنِ خود را بر دیگران عرضه میکند: «الذی یجلب علی حلیلته الرجال- دیوث شخصیست که زن خود را بر مردان دیگر عرضه میکند» (مستدرک الوسائل،ج۱۴،ص۲۳۵).
🔻محمد حسین طباطبایی تأکید میکند:
روشِ پسندیده در زندگیِ زن این است که در خانه بنشیند و بچه بزرگ کند (المیزان،ج۲،ص۳۵۱)
🔻و حسینی طهرانی هم:
سلامت زن را در خانهداری و حاملگی دائم عنوان میکند (نور ملکوت قرآن،ج۱،ص۱۷۸-۱۸۱).
🔻نتیجه (مطابقِ رأیِ رسمی فقهِ سنتی):
1️⃣ زنان برای هرکاری حتی عیادت یا شرکت در عزایِ والدینِ خود اجازه از شوهر داشتهباشند تا مُجاز به خروج از منزل باشند .
2️⃣ مطابقِ مذاقِ فقهی مردان توصیه اکید شدهاند که زنانِ خود را در خانه حبس کنند تا هیچ مردی آنان را نبیند.
🗄پست مرتبط
📕پردههای ابهام حجاب فاطمه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘پردههای ابهام حجاب فاطمه زهرا
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در بین شیعیان، فاطمۀ زهرا بزرگترین نماد برای «حجاب» است. دمدستترین سخنی که مردم در هنگام دفاع از حجاب از فاطمه زهرا نقل میکنند، این عبارت است:
«خیرِّ للنِّساء اَن لایَرین الرِّجال و لا یَراهُنَّ…
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 در بین شیعیان، فاطمۀ زهرا بزرگترین نماد برای «حجاب» است. دمدستترین سخنی که مردم در هنگام دفاع از حجاب از فاطمه زهرا نقل میکنند، این عبارت است:
«خیرِّ للنِّساء اَن لایَرین الرِّجال و لا یَراهُنَّ…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 طبق اسلام زن باید در خانه بماند!
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🔸عبدالله احمدی شاهرودی از مراجع تقلید نوظهور در قم است. او در ضمن درس خارج فقه خود میگوید که:
🔺تقریباً ۹۵ درصد فقیهان معاصر همین باور را دارند، اینکه زن باید برای خروج از خانه اجازهی شوهر را داشتهباشد و در مقابل به مرد توصیه این اجازه را نداده و زن را در خانه حبس کند و ثواب ببرد (بخوانید: حکم فقها دربارۀ مستحببودنِ حبس زنان در منزل).
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🔸عبدالله احمدی شاهرودی از مراجع تقلید نوظهور در قم است. او در ضمن درس خارج فقه خود میگوید که:
«طبق دین زن نباید از خانهاش بیرون بیاید الا برای ضرورت».
🔺تقریباً ۹۵ درصد فقیهان معاصر همین باور را دارند، اینکه زن باید برای خروج از خانه اجازهی شوهر را داشتهباشد و در مقابل به مرد توصیه این اجازه را نداده و زن را در خانه حبس کند و ثواب ببرد (بخوانید: حکم فقها دربارۀ مستحببودنِ حبس زنان در منزل).
🔸 عبدالله احمدی شاهرودی، از جمله فقیهانیست که در ۱-۲ سال گذشته توضیحالمسائل خود را به صورت محدود منتشر کرده و برای مرجعیت خیز برداشتهاست. او از شاگردان ارشد میرزا جواد تبریزی و حسین وحید خراسانی محسوب میشود.
🗄پست مرتبط
📕 پردههای ابهام حجاب فاطمه
📺 «بدعتِ حجاب» در یهودیت
📺 «بدعتِ حجاب» در مسیحیت و اسلام
📺 در باب «حجاب، نماز و شراب»
📺 دلایل عقلی-نقلی «حجاب اجباری»
📻 روانکاوی خشونت مذهبیون در حجاب
.
#آخوندیسم #زنان#زنان_و_اسلام #حجاب_اجباری
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
Telegram
نقدآگین
📓«پروندۀ سگ در فقه و شریعت»
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🔸این کتاب در موضوع «نقد نظریۀ فقهی نجاست سگ» میباشد. بنا داشتم فایل PDF کتاب را چند ماه دیگر منتشر کنم، ولی فایدهای برای این چند ماه تعلل ندیدم. اکنون فایل کتاب برای شما خوانندهی گرامی، آماده شده است.
🔶 خلاصه کلی کتاب
این پژوهش، بازخوانی انتقادی نجاست سگ در فقه اسلامی است. نویسنده معتقد است که دلیل فقهی نجسدانستن سگها چندان محکم نیست و میکوشد تا با روش سنتی فقه به این موضوع بپردازد. این پژوهش در طول ۴ سال و با مطالعه آیات، روایات و کتب فقهی نوشته شده است، و بالغ بر ۶۲۶ صفحه میباشد.
🔶 ساختار کتاب
🔻کتاب شامل یازده فصل است که به موضوعات مختلفی در این زمینه میپردازد. برخی از مهمترین فصلها و مطالب آنها عبارتند از:
1️⃣ پیشانگاری نجاست سگ (فصل اول):
نویسنده در این فصل به دلایل عرفی و نه لزوماً دینی نجسدانستن سگ میپردازد. او معتقد است که این دلایل ریشه در فرهنگ عرب پیش از اسلام داشته و به مرور زمان رنگ دینی به خود گرفته است. همچنین به جایگاه سگ در ایران باستان و تفاوت آن با نگاه اعراب میپردازد.
2️⃣ موضوعشناسی (فصل دوم):
در این فصل، نویسنده به تحلیل واژه «کلب» در قرآن و روایات پرداخته و نتیجه میگیرد که این کلمه در میان اعراب باستان به معنای «سگ» نبوده، بلکه به طور کلی به حیوانات درنده یا وحشی اطلاق میشده است. همچنین به خطای شناختی فقیهان در شناخت حیوانات اشاره میکند.
3️⃣ مفهومشناسی انتقادی (فصل سوم):
این فصل به تحلیل واژههای کلیدی «نجس»، «رجس» و «طهارت» میپردازد. نویسنده استدلال میکند که معنای نجس در قرآن و روایات به احتمال زیاد معنای عرفی و باطنی «ناپاکی» یا «آلودگی» بوده است، نه معنای فقهی و شرعی آن.
4️⃣ مباحث روایی نجاست (فصل ششم):
در این فصل، روایات مربوط به نجاست سگ به دو دسته کلی و مصداقی تقسیم شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند. نویسنده استدلال میکند که روایات مورد استناد فقها در اثبات نجاست شرعی سگ، به دلیل ضعف سندی یا محتوای غیرشرعی، چنین دلالتی ندارند.
5️⃣ مباحث فقهی تجارت سگ (فصل هفتم): این فصل به بحث حلال یا حرام بودن خرید و فروش سگ میپردازد. فقیهان به دلیل روایاتی که معامله سگ را باطل دانستهاند، این حیوان را نجس میشمرند. نویسنده با نقد این روایات، این استدلال را ضعیف میداند.
6️⃣ آرای متفاوت فقهی (فصل نهم):
نویسنده در این فصل به آرای فقیهانی اشاره میکند که نظری متفاوت با نظر مشهور دارند. فقیهانی مانند ابومحمد حسن اطروش، شیخ صدوق، سید مرتضی، محمدجواد غروی اصفهانی و سید حسین موسوی زنجانی موی، بدن یا آب دهان سگ را پاک دانستهاند. همچنین به نظرات فقیهان معاصر مانند مصطفی محقق داماد، محسن کدیور، محمد سروش محلاتی، عبدالحمید معصومی تهرانی، علیرضا رضایی بیرجندی، علی ریاحینبی و حیدر حبالله در مورد طهارت یا جواز نگهداری سگ اشاره شده است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
🔸این کتاب در موضوع «نقد نظریۀ فقهی نجاست سگ» میباشد. بنا داشتم فایل PDF کتاب را چند ماه دیگر منتشر کنم، ولی فایدهای برای این چند ماه تعلل ندیدم. اکنون فایل کتاب برای شما خوانندهی گرامی، آماده شده است.
پس از دانلود، «اگر برایتان مقدور است»، مبلغ ۱۸۰ هزار تومان به عنوان حقالتألیفِ نویسنده به شماره کارت زیر، واریز کنید؛ اگر هم مقدور نبود در بازنشر هرچه بیشتر کتاب بکوشید.
شماره کارت:
۶۰۳۷۹۹۷۵۱۵۹۸۳۴۱۰
(بانک ملی - محمداحسان عقیقیان)
🔶 خلاصه کلی کتاب
این پژوهش، بازخوانی انتقادی نجاست سگ در فقه اسلامی است. نویسنده معتقد است که دلیل فقهی نجسدانستن سگها چندان محکم نیست و میکوشد تا با روش سنتی فقه به این موضوع بپردازد. این پژوهش در طول ۴ سال و با مطالعه آیات، روایات و کتب فقهی نوشته شده است، و بالغ بر ۶۲۶ صفحه میباشد.
🔶 ساختار کتاب
🔻کتاب شامل یازده فصل است که به موضوعات مختلفی در این زمینه میپردازد. برخی از مهمترین فصلها و مطالب آنها عبارتند از:
1️⃣ پیشانگاری نجاست سگ (فصل اول):
نویسنده در این فصل به دلایل عرفی و نه لزوماً دینی نجسدانستن سگ میپردازد. او معتقد است که این دلایل ریشه در فرهنگ عرب پیش از اسلام داشته و به مرور زمان رنگ دینی به خود گرفته است. همچنین به جایگاه سگ در ایران باستان و تفاوت آن با نگاه اعراب میپردازد.
2️⃣ موضوعشناسی (فصل دوم):
در این فصل، نویسنده به تحلیل واژه «کلب» در قرآن و روایات پرداخته و نتیجه میگیرد که این کلمه در میان اعراب باستان به معنای «سگ» نبوده، بلکه به طور کلی به حیوانات درنده یا وحشی اطلاق میشده است. همچنین به خطای شناختی فقیهان در شناخت حیوانات اشاره میکند.
3️⃣ مفهومشناسی انتقادی (فصل سوم):
این فصل به تحلیل واژههای کلیدی «نجس»، «رجس» و «طهارت» میپردازد. نویسنده استدلال میکند که معنای نجس در قرآن و روایات به احتمال زیاد معنای عرفی و باطنی «ناپاکی» یا «آلودگی» بوده است، نه معنای فقهی و شرعی آن.
4️⃣ مباحث روایی نجاست (فصل ششم):
در این فصل، روایات مربوط به نجاست سگ به دو دسته کلی و مصداقی تقسیم شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند. نویسنده استدلال میکند که روایات مورد استناد فقها در اثبات نجاست شرعی سگ، به دلیل ضعف سندی یا محتوای غیرشرعی، چنین دلالتی ندارند.
5️⃣ مباحث فقهی تجارت سگ (فصل هفتم): این فصل به بحث حلال یا حرام بودن خرید و فروش سگ میپردازد. فقیهان به دلیل روایاتی که معامله سگ را باطل دانستهاند، این حیوان را نجس میشمرند. نویسنده با نقد این روایات، این استدلال را ضعیف میداند.
6️⃣ آرای متفاوت فقهی (فصل نهم):
نویسنده در این فصل به آرای فقیهانی اشاره میکند که نظری متفاوت با نظر مشهور دارند. فقیهانی مانند ابومحمد حسن اطروش، شیخ صدوق، سید مرتضی، محمدجواد غروی اصفهانی و سید حسین موسوی زنجانی موی، بدن یا آب دهان سگ را پاک دانستهاند. همچنین به نظرات فقیهان معاصر مانند مصطفی محقق داماد، محسن کدیور، محمد سروش محلاتی، عبدالحمید معصومی تهرانی، علیرضا رضایی بیرجندی، علی ریاحینبی و حیدر حبالله در مورد طهارت یا جواز نگهداری سگ اشاره شده است.
🔻سگ
📺 گفتار اندر ستایشِ سگ
🔻شراب (و خوک)
📕 در باب «حجاب، نماز و شراب»
📕پیرامون نوشخواری یا شرب خمر
📕شراب یا شاش شتر و انسان؟ مسأله این است!
📕نظر اشو دربارۀ بهشت اسلام و نهرهای شراب
📺 مشکلات ناشی از ممنوعیت مشروبات
📻 ضرورت جرمزدایی از شراب
🔻خوک
📺 خوک؛ دشمن خـدا یا قربانی تاریخ!
📺 اشتراکات اسلام و فرقهی مرتدی یهودی
📻 راز بزرگ اسلام
.
#بازنگری #کتاب #ایران #نقد_اسلام #زرتشتی #سگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @fekr_rak
Telegram
نقدآگین
📘سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه
(۱)
✍🏻 #سیاوش_خرمدین
🔸این نوشته، تلاشیست برای واگشایی و کالبدشکافی ریشهایِ آن مغالطات زبانی و اخلاقی که در نوشته #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" رخ دادهاست؛ عنوانی که نهتنها گزینش واژهای ساده و بیطرف نیست، بلکه درست همان نقطهایست که باید از آن آغاز کرد:
🔺در زبان دفاعیهنویسی، گزینش واژه "رابطه"، سازِ مقدماتِ گمراهی را کوک میکند؛ زیرا مفهوم "رابطه" در گوهر خود متضمن "دو سوی برابر"، "اختیار"، "خرسندی" و "کنش دوسویه" است، اما واقعیتِ رخداد خیبر ـ چه در طبری، چه در طبقات ابن سعد، چه در گزارش سیره ابن هشام ـ با واژه "رابطه" نه تنها همسازی و همرستگی ندارد، بلکه این واژه، گویی غباری است که بر آینه حقیقت پاشیده شده تا لکه قدرت مطلق، لکه دستاندازی بر زنِ اسیر، و لکه لحظهای که پدر و شوهر یک زن در یک روز توسط پیروزمندان کشته میشوند ـ در زبان ناپدید شود.
🔺عقیقی از همان خط اول، میدان بازی را عوض میکند: او از واژۀ "رابطه" بهره میگیرد تا دستاندازی و بهچنگآوری را، به چیزی همچون هنبازی و همگامی، تبدیل کند؛ تا سازوکار چیرگی و سروریجویی را با مفهوم نرم یک پیوند احساسی جایگزین کند؛ تا تناقض میان "ادعای دریافت وحی بیمیانجی از نظم فراجهانی" و "رفتار سراسر قبیلهمحور و اینجهانی" را در یک جابهجاییِ سادۀ واژه، در زیرساخت زبان نابینا کند.
🔸اما این مساله سزاوار آن است تا از دام سادهانگاری زبانی رهایی یابد. اگر شخصیت بررسیشدۀ ما صرفا یک رهبر گله جنگاوران در شبهجزیره بود، کسی شبیه آتیلا یا سردارانی شبیه فرماندهان تاتار، میتوانستیم بگوییم: این کار، بخشی از اخلاق قدرت پیروزگر است. رهبَرِ رهبُر و پیروزگر، بر پروهها (غنایم) چنگ میاندازد و زن اسیر را چون کالایی از بردگان قدرت به اندرونی میافزاید، تا سروری و نفوذ خود بر سرزمین و مردم شکستخورده را نشان دهد. هنجارهای چنین فضایی با نگرگاه امروزین ما دگرسان، اما توجیهپذیرند
🔺اما خودوانمود محمد، از چارچوب هنجارهای انسانی و آیینهای جاافتاده فرامیرود؛ فراتر از محدوده اخلاق قبیلهای نمودار میشود و ادعایی است که انسان عادی را از سنجش با سنجیدارهای هرروزینه بازمیدارد. محمد، با این خودفرانمود، خود را نه تنها رهبر و پیروزگر، که «دریافتکنندۀ بیمیانجی امر والای آسمانی» مینمایاند و موقعیتی مییابد که هر داوری انسانی از توان سنجش آن ناتوان است. او در متن قرآن خود را "الگو" و "رحمت برای جهانیان" میخواند؛ چنین ادعایی، فراتر از آن است که بتوان آن را با سنتها و اخلاق رایج زمانه همسنگ دانست و نشان میدهد که سنجیدار او، دیگر اخلاق انسانی عادی نیست، بلکه او خود را سنجه و سنجیداری الهی مینمایاند.
📌❓و درست در همینجاست که، شکست منطق نسبیگرایی موسوی عقیقی رخ میدهد. در جایی که "وحی" بر آن است که برای جزییترین جزئیات مانند چگونگی شستن اعضا در وضو راهنمایی دارد، چگونه در برابر کشتار خانواده یک زن و چنگانداختن بر او، ناگهان خاموشی پیشه میکند؟
❓اگر وحی توانسته است شمار همسران محمد و جایگاه هر یک را بهدرستی معین کند، چگونه در برابر چنگاندازی بر زنی اسیر و تنها، که خاندانش طعمۀ تیغ تیز محمد و یارانش شدهاند، ناگهان خاموش میشود و فرمان آسمانی، در برابر خواست و قدرت پیامبری "سهوکار"، سکوتی تراژیک اختیار میکند؟
📌 حتی منابع آغازین نشان میدهند که در میان یاران خود پیامآور نیز گونهای "شگفتی" و "ناپذیرفتاری بدون پرسش" درباره همآمیزی با زنان اسیر وجود داشته است ـ یعنی حتی در همان زمان، این رخداد برای همروزگاران نیز چندان جاافتاده نبودهاست (بنگرید ماجرای قبیله اوطاس). و این نکته مهم است: رفتار محمد اگر همساز با هنجار بود، در همان زمان نیز نباید مسئلهساز مینمود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱)
✍🏻 #سیاوش_خرمدین
🔸این نوشته، تلاشیست برای واگشایی و کالبدشکافی ریشهایِ آن مغالطات زبانی و اخلاقی که در نوشته #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" رخ دادهاست؛ عنوانی که نهتنها گزینش واژهای ساده و بیطرف نیست، بلکه درست همان نقطهایست که باید از آن آغاز کرد:
🔺در زبان دفاعیهنویسی، گزینش واژه "رابطه"، سازِ مقدماتِ گمراهی را کوک میکند؛ زیرا مفهوم "رابطه" در گوهر خود متضمن "دو سوی برابر"، "اختیار"، "خرسندی" و "کنش دوسویه" است، اما واقعیتِ رخداد خیبر ـ چه در طبری، چه در طبقات ابن سعد، چه در گزارش سیره ابن هشام ـ با واژه "رابطه" نه تنها همسازی و همرستگی ندارد، بلکه این واژه، گویی غباری است که بر آینه حقیقت پاشیده شده تا لکه قدرت مطلق، لکه دستاندازی بر زنِ اسیر، و لکه لحظهای که پدر و شوهر یک زن در یک روز توسط پیروزمندان کشته میشوند ـ در زبان ناپدید شود.
🔺عقیقی از همان خط اول، میدان بازی را عوض میکند: او از واژۀ "رابطه" بهره میگیرد تا دستاندازی و بهچنگآوری را، به چیزی همچون هنبازی و همگامی، تبدیل کند؛ تا سازوکار چیرگی و سروریجویی را با مفهوم نرم یک پیوند احساسی جایگزین کند؛ تا تناقض میان "ادعای دریافت وحی بیمیانجی از نظم فراجهانی" و "رفتار سراسر قبیلهمحور و اینجهانی" را در یک جابهجاییِ سادۀ واژه، در زیرساخت زبان نابینا کند.
🔸اما این مساله سزاوار آن است تا از دام سادهانگاری زبانی رهایی یابد. اگر شخصیت بررسیشدۀ ما صرفا یک رهبر گله جنگاوران در شبهجزیره بود، کسی شبیه آتیلا یا سردارانی شبیه فرماندهان تاتار، میتوانستیم بگوییم: این کار، بخشی از اخلاق قدرت پیروزگر است. رهبَرِ رهبُر و پیروزگر، بر پروهها (غنایم) چنگ میاندازد و زن اسیر را چون کالایی از بردگان قدرت به اندرونی میافزاید، تا سروری و نفوذ خود بر سرزمین و مردم شکستخورده را نشان دهد. هنجارهای چنین فضایی با نگرگاه امروزین ما دگرسان، اما توجیهپذیرند
🔺اما خودوانمود محمد، از چارچوب هنجارهای انسانی و آیینهای جاافتاده فرامیرود؛ فراتر از محدوده اخلاق قبیلهای نمودار میشود و ادعایی است که انسان عادی را از سنجش با سنجیدارهای هرروزینه بازمیدارد. محمد، با این خودفرانمود، خود را نه تنها رهبر و پیروزگر، که «دریافتکنندۀ بیمیانجی امر والای آسمانی» مینمایاند و موقعیتی مییابد که هر داوری انسانی از توان سنجش آن ناتوان است. او در متن قرآن خود را "الگو" و "رحمت برای جهانیان" میخواند؛ چنین ادعایی، فراتر از آن است که بتوان آن را با سنتها و اخلاق رایج زمانه همسنگ دانست و نشان میدهد که سنجیدار او، دیگر اخلاق انسانی عادی نیست، بلکه او خود را سنجه و سنجیداری الهی مینمایاند.
📌❓و درست در همینجاست که، شکست منطق نسبیگرایی موسوی عقیقی رخ میدهد. در جایی که "وحی" بر آن است که برای جزییترین جزئیات مانند چگونگی شستن اعضا در وضو راهنمایی دارد، چگونه در برابر کشتار خانواده یک زن و چنگانداختن بر او، ناگهان خاموشی پیشه میکند؟
❓اگر وحی توانسته است شمار همسران محمد و جایگاه هر یک را بهدرستی معین کند، چگونه در برابر چنگاندازی بر زنی اسیر و تنها، که خاندانش طعمۀ تیغ تیز محمد و یارانش شدهاند، ناگهان خاموش میشود و فرمان آسمانی، در برابر خواست و قدرت پیامبری "سهوکار"، سکوتی تراژیک اختیار میکند؟
📌 حتی منابع آغازین نشان میدهند که در میان یاران خود پیامآور نیز گونهای "شگفتی" و "ناپذیرفتاری بدون پرسش" درباره همآمیزی با زنان اسیر وجود داشته است ـ یعنی حتی در همان زمان، این رخداد برای همروزگاران نیز چندان جاافتاده نبودهاست (بنگرید ماجرای قبیله اوطاس). و این نکته مهم است: رفتار محمد اگر همساز با هنجار بود، در همان زمان نیز نباید مسئلهساز مینمود.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⬛️ زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
📻 در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید در ارائۀ ویدیویی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📻 در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید در ارائۀ ویدیویی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگران
@Naqdagin
🎧 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔻در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید بهصورت ارائۀ ویدیی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
🌾 @Naqdagin
🔻در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید بهصورت ارائۀ ویدیی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
چگونه وحی آسمانی، که برای جزئیات کوچک زندگی (مانند وضو) فرمان داشت، در برابر کشتار خانواده صفیه و زفاف بیعده در اردوگاه نظامی، سکوتی تراژیک اختیار کرد و تنها مُهر تأیید قدرت فاتح را زد؟این واکاوی، دعوتی است به رهایی از توهم دفاعیهنویسی و مواجهه با حقیقت تاریخیِ پیچیده و آکنده از اجبار، اکراه و کشمکشهای روانی که تاکتیک بقا را جایگزین عشق ناب ساخت.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🫖 قوریِ راسل و اللهِ جُنُب!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— «تحریم ربیبه» و نظر به عروس
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📺 کمال حیدری و رقص ماله!
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
.➖➖➖
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #تاریخ_اسلام
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔸خلاصهای از مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه" بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه".
📻 بررسیِ عمیقتر و جامعتر مقاله را در اپیزود هفتاد و سوم از پادکست نقدآگینگپ بشنوید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
🌾 @Naqdagin
🔸خلاصهای از مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه" بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه".
📻 بررسیِ عمیقتر و جامعتر مقاله را در اپیزود هفتاد و سوم از پادکست نقدآگینگپ بشنوید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
چگونه وحی آسمانی، که برای جزئیات کوچک زندگی (مانند وضو) فرمان داشت، در برابر کشتار خانواده صفیه و زفاف بیعده در اردوگاه نظامی، سکوتی تراژیک اختیار کرد و تنها مُهر تأیید قدرت فاتح را زد؟این واکاوی، دعوتی است به رهایی از توهم دفاعیهنویسی و مواجهه با حقیقت تاریخیِ پیچیده و آکنده از اجبار، اکراه و کشمکشهای روانی که تاکتیک بقا را جایگزین عشق ناب ساخت.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🫖 قوریِ راسل و اللهِ جُنُب!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— «تحریم ربیبه» و نظر به عروس
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📺 کمال حیدری و رقص ماله!
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
.➖➖➖
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #تاریخ_اسلام
🌾 @Naqdagin
📘چند نکته در حواشی اخیر
— شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 این روزها بحث از برخی سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی داغ است و بعد از مناظره اخیرش با حامد کاشانی، پیرامون وفات یا شهادت فاطمه، بحث شدت بیشتری یافت.
🍂 با تمام اینها به نظرم سلیمانی بهتر بود اولا به این مباحث وارد نمیشد و ثانیا حالا که بحثی در انداخته، از همان ابتدا نقد کلامی - الاهیاتی خود پیرامون موضوع را بر سر «قرائت مرسوم» نگه دارد و سپس با گذراندن مستندات تاریخی در مناظره شرکت کند.
🍂 به هر صورت من در این نوشته، در پی دفاع از او نیستم؛ چه اینکه دفاع من چندان ثمرهای هم ندارد. اما میخواهم به برخی مسائلی که در حملهی به او مطرح میشود، پاسخ دهم.
الف) آیا شهادت فاطمه مسألهای اعتقادی است؟
🍂 پاسخ من به این پرسش، خیر است. مسائلی مانند نوع مرگ، سنوسال یا تاریخ درگذشت، در گام اول، هیچ ربط اعتقادی ندارد. ما باید نخست در نگاه بیطرفانهی تاریخی و البته مبتنی بر روش تاریخ، با مستندات معتبر یا قرائن موجه، این شهادت را ثابت کنیم. اگر ثابت نشود که با هیچ دلیل و توجیهی نمیتوان باور اعتقادی به نحوهی درگذشت عادی یک پیشوای دینی داشت؛ ولی اگر ثابت گردد، دغدغه ما نسبت به مصائب پیشوای دینی، میتواند برایمان برساخت اعتقادی داشته باشد.
🍂 چنین موضوعاتی هم با حکم فقهی یا تذکرات اعتقادی یا منبر و هیئت حل نمیشود، زیرا به عنوان مثال، اکثریت شیعیان در طول تاریخ باور داشته و دارند که پیامآوراسلام به مرگ طبیعی درگذشته است. اثبات شهادت او با مستنداتی که در دست داریم، بسیار سخت است. در مسألهی شهادت فاطمهیزهرا مستندات چه بسا کمتر از شهادت پیامآوراسلام دستمان را پُر کند، به خصوص اینکه مستندات معارض هم دارند. در نتیجه نه اینکه شهادت فاطمهیزهرا اثباتناشدنی باشد، بلکه خریط فن تاریخ را میخواهد، نه فقیه و متکلم و مداح.
ب) آیا رد شهادت پیشوایان شیعی، اولاً ضربهای به اعتقادات میزند و ثانیاً سابقهای در میان قدما دارد؟
🍂 رد شهادت به گام اول، یعنی «اثبات تاریخی شهادت» برمیگردد، نه اینکه مصائب و مظلومیت انکار شود. به عبارتی ادعا این نیست که «پیشوای دینی با اینکه شهید شده، هیچ ارزش اعتقادی برای آن نباید باشد» یا «مصائب او اهمیتی ندارد»، بلکه ادعا چُنین است که اساساً شهادتی اتفاق نیفتاده است؛ پس رد شهادت به لحاظ تاریخی، اساساً خارج از موضوع اعتقادی خواهد بود.
🍂 علاوه بر این، رد شهادت پیشوایان دینی، سابقهای بس طولانی دارد. شیخ صدوق، محدث بزرگ شیعه، باور داشته که تمامی ائمهی أهلالبیت به شمشیر یا سم، شهید شدهاند و انکار شهادت خروج از اسلام را در پی دارد. (الإعتقادات، ص۹۷)
🔺اما شیخ مفید، فقیه بزرگ شیعه، باور و نظر استاد خود را رد میکند. او معتقد است ما تنها بر شهادت امام علی، امام حسن، امام حسین و امام موسی کاظم دلیل بر شهادت داریم و دربارهی دیگران نیز، هیچ دلیل معتبری مبنی بر شهادت نبوده و گفتهای بر شهادت آنان «ارجاف: دروغ» است و همگی به مرگ عادی از دنیا رفتهاند. (تصحیح الإعتقاد، ص۱۱۰) این گفتهی شیخ مفید، طبیعتاً شامل فاطمهیزهرا نیز خواهد بود.
⁉️آیا شیخ مفید، به دلیل انکار شهادت، مرتد یا منحرف است؟
ج) آیا هر سخنی، لزوماً به معنای توهین به پیشوای دینی است؟
🍂 بد سخن گفتن یا بیادبی دربارهی پیشوایان دینی، هرچند ناخوشایند است، اما «توهین» و باعث «کفر و ارتداد» نیست. علاوه بر این لزوماً هر سخنی که به نظر ما بد یا بیادبی باشد، «توهین» محسوب نمیشود. بگذارید مثالی بزنم؛ همهی ما حجر بن عدی را از یاران مخلص و نزدیک امام حسن میشناسیم. ولی در جریان صلح معاویه بن أبیسفیان با امام حسن، نقل شده که حجر بن عدی نزد او رفت و گفت:
نیز نقل شده که گفت:
🔺❓حال آیا حجر بن عدی بهصرف یک بدگفتاری، توسط امام حسن یا امام حسین، مرتد اعلام و تکفیر شد؟ یا به او گفتند که منحرف است؟ خیر! درحالیکه تمام فقیهان شیعه او را ستودهاند و الان دارای بارگاه و ضریح است.
🔺تمامی این موارد نشان میدهد که اگر سخنان سلیمانی اردستانی - حتی بر پایهی ندانستهها - اشتباه باشد؛ تکفیر، تفسیق و فحاشی به او، عملی اخلاقی و دینی نیست. اگر بر پایهی این بیاناتی که شنیدهایم، مُجاز به تکفیر و تفسیق او باشیم، آیا دربارهی گذشتگانِ بزرگ شیعه هم چنین خواهیم بود؟ یا با آنان روادارانه برخورد کرده و نظرشان را به «اختلاف نظر» تفسیر میکنیم؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— شیخ مفید: شهادتِ زهرا و ۷ امامِ دیگر دروغ است!
✍🏻#محمد_موسوی_عقیقی
🍂 این روزها بحث از برخی سخنان عبدالرحیم سلیمانی اردستانی داغ است و بعد از مناظره اخیرش با حامد کاشانی، پیرامون وفات یا شهادت فاطمه، بحث شدت بیشتری یافت.
🍂 با تمام اینها به نظرم سلیمانی بهتر بود اولا به این مباحث وارد نمیشد و ثانیا حالا که بحثی در انداخته، از همان ابتدا نقد کلامی - الاهیاتی خود پیرامون موضوع را بر سر «قرائت مرسوم» نگه دارد و سپس با گذراندن مستندات تاریخی در مناظره شرکت کند.
🍂 به هر صورت من در این نوشته، در پی دفاع از او نیستم؛ چه اینکه دفاع من چندان ثمرهای هم ندارد. اما میخواهم به برخی مسائلی که در حملهی به او مطرح میشود، پاسخ دهم.
الف) آیا شهادت فاطمه مسألهای اعتقادی است؟
🍂 پاسخ من به این پرسش، خیر است. مسائلی مانند نوع مرگ، سنوسال یا تاریخ درگذشت، در گام اول، هیچ ربط اعتقادی ندارد. ما باید نخست در نگاه بیطرفانهی تاریخی و البته مبتنی بر روش تاریخ، با مستندات معتبر یا قرائن موجه، این شهادت را ثابت کنیم. اگر ثابت نشود که با هیچ دلیل و توجیهی نمیتوان باور اعتقادی به نحوهی درگذشت عادی یک پیشوای دینی داشت؛ ولی اگر ثابت گردد، دغدغه ما نسبت به مصائب پیشوای دینی، میتواند برایمان برساخت اعتقادی داشته باشد.
🍂 چنین موضوعاتی هم با حکم فقهی یا تذکرات اعتقادی یا منبر و هیئت حل نمیشود، زیرا به عنوان مثال، اکثریت شیعیان در طول تاریخ باور داشته و دارند که پیامآوراسلام به مرگ طبیعی درگذشته است. اثبات شهادت او با مستنداتی که در دست داریم، بسیار سخت است. در مسألهی شهادت فاطمهیزهرا مستندات چه بسا کمتر از شهادت پیامآوراسلام دستمان را پُر کند، به خصوص اینکه مستندات معارض هم دارند. در نتیجه نه اینکه شهادت فاطمهیزهرا اثباتناشدنی باشد، بلکه خریط فن تاریخ را میخواهد، نه فقیه و متکلم و مداح.
ب) آیا رد شهادت پیشوایان شیعی، اولاً ضربهای به اعتقادات میزند و ثانیاً سابقهای در میان قدما دارد؟
🍂 رد شهادت به گام اول، یعنی «اثبات تاریخی شهادت» برمیگردد، نه اینکه مصائب و مظلومیت انکار شود. به عبارتی ادعا این نیست که «پیشوای دینی با اینکه شهید شده، هیچ ارزش اعتقادی برای آن نباید باشد» یا «مصائب او اهمیتی ندارد»، بلکه ادعا چُنین است که اساساً شهادتی اتفاق نیفتاده است؛ پس رد شهادت به لحاظ تاریخی، اساساً خارج از موضوع اعتقادی خواهد بود.
🍂 علاوه بر این، رد شهادت پیشوایان دینی، سابقهای بس طولانی دارد. شیخ صدوق، محدث بزرگ شیعه، باور داشته که تمامی ائمهی أهلالبیت به شمشیر یا سم، شهید شدهاند و انکار شهادت خروج از اسلام را در پی دارد. (الإعتقادات، ص۹۷)
🔺اما شیخ مفید، فقیه بزرگ شیعه، باور و نظر استاد خود را رد میکند. او معتقد است ما تنها بر شهادت امام علی، امام حسن، امام حسین و امام موسی کاظم دلیل بر شهادت داریم و دربارهی دیگران نیز، هیچ دلیل معتبری مبنی بر شهادت نبوده و گفتهای بر شهادت آنان «ارجاف: دروغ» است و همگی به مرگ عادی از دنیا رفتهاند. (تصحیح الإعتقاد، ص۱۱۰) این گفتهی شیخ مفید، طبیعتاً شامل فاطمهیزهرا نیز خواهد بود.
⁉️آیا شیخ مفید، به دلیل انکار شهادت، مرتد یا منحرف است؟
ج) آیا هر سخنی، لزوماً به معنای توهین به پیشوای دینی است؟
🍂 بد سخن گفتن یا بیادبی دربارهی پیشوایان دینی، هرچند ناخوشایند است، اما «توهین» و باعث «کفر و ارتداد» نیست. علاوه بر این لزوماً هر سخنی که به نظر ما بد یا بیادبی باشد، «توهین» محسوب نمیشود. بگذارید مثالی بزنم؛ همهی ما حجر بن عدی را از یاران مخلص و نزدیک امام حسن میشناسیم. ولی در جریان صلح معاویه بن أبیسفیان با امام حسن، نقل شده که حجر بن عدی نزد او رفت و گفت:
«سلام بر تو ای خارکنندهی مؤمنان» (الإمامة و السیاسة، ۱۶۳؛ مقاتلالطالبین، ص۴۴؛ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۴)،
نیز نقل شده که گفت:
«ای کاش قبل از این روز مرده بودی و چنین اتفاقی نمیافتاد». (قاموس الرجال، ج۳، ص۱۳۱).
🔺❓حال آیا حجر بن عدی بهصرف یک بدگفتاری، توسط امام حسن یا امام حسین، مرتد اعلام و تکفیر شد؟ یا به او گفتند که منحرف است؟ خیر! درحالیکه تمام فقیهان شیعه او را ستودهاند و الان دارای بارگاه و ضریح است.
🔺تمامی این موارد نشان میدهد که اگر سخنان سلیمانی اردستانی - حتی بر پایهی ندانستهها - اشتباه باشد؛ تکفیر، تفسیق و فحاشی به او، عملی اخلاقی و دینی نیست. اگر بر پایهی این بیاناتی که شنیدهایم، مُجاز به تکفیر و تفسیق او باشیم، آیا دربارهی گذشتگانِ بزرگ شیعه هم چنین خواهیم بود؟ یا با آنان روادارانه برخورد کرده و نظرشان را به «اختلاف نظر» تفسیر میکنیم؟
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
📺 لعنیات زیارت عاشورا
📻 زینت جنایت: زیبایی صفیه، بازیچۀ مشاطهگران دین سیف
.
#نواندیشی #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 افسانۀ پهلویِ فاطمه
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله…
🎙آیتالله #کمال_حیدری
🔻حیدری: نقد قرآن تا حصر
📺 امام صادق: ۲/۳ قرآن [تحریف به] حذف شده!
📺 ۵ دلیل در تحریف قرآن
📺 قرآن اصلی» دست ما نیست رفقا!
📺 قرآن ۱۰۲۴۳ اختلاف دارد
📺 اشکالات صرف و نحوی قرآن
📺 کمال حیدری پاپ میشد اگر
📺 حصر آیتالله…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
🎙#محمد_موسوی_عقیقی
چند نکته:
۱. عقیقی جرات نمیکند بگوید که در رابطهای چنین صمیمی میان نزدیکترین فرد با خودش، عقل و فطرت حکم میدهد که به زبان مادری سخن بگوییم، همانطور که هیچ دیوانهای حکم نمیدهد با مادر به زبانی غیر از زبان مادری، سخن بگوییم.
۲. عقیقی این موضوع مهم را نیز باز نمیکند که چرا حتی روشنفکر دینیای که قرآن را رویانامه نامید، یعنی دکتر سروش، جرات و جسارت نیافت که از این امور بدیهی دربارهی زبان نماز بگوید؛ و نهایتا فتوا داد که میتوان در خلوت و نمازهای شخصی، به زبان مادری نماز خواند.
۳. به این مهم نیز یادآور نمیشود که چرا ترجمۀ کتب مقدس در طول تاریخ، از جمله قرآن، یک تابویِ جدی بودهاست، و سرّ این تاکید شدید صنفِ دینبان بر تقدسِ زبان و اکمل بودن زبانِ بیگانه، چه بودهاست؟
۴. همچنین نمیگوید، چرا مطالعۀ متنِ فارسیِ قرآن بدونِ پیشداوریهای مومنانه، احتمال ترک اسلام را، خصوصا در میان نسلهای نو، بشکل قابل توجهی افزایش میدهد؟ و اگر کسی با متن قرآن کمترین چالشی بیابد، چگونه میتواند برای گفتگو با نزدیکترین وجود به خودش، از متنی منسوب به چنین کتابی بهره ببرد؟
🎙#محمد_موسوی_عقیقی
چند نکته:
۱. عقیقی جرات نمیکند بگوید که در رابطهای چنین صمیمی میان نزدیکترین فرد با خودش، عقل و فطرت حکم میدهد که به زبان مادری سخن بگوییم، همانطور که هیچ دیوانهای حکم نمیدهد با مادر به زبانی غیر از زبان مادری، سخن بگوییم.
۲. عقیقی این موضوع مهم را نیز باز نمیکند که چرا حتی روشنفکر دینیای که قرآن را رویانامه نامید، یعنی دکتر سروش، جرات و جسارت نیافت که از این امور بدیهی دربارهی زبان نماز بگوید؛ و نهایتا فتوا داد که میتوان در خلوت و نمازهای شخصی، به زبان مادری نماز خواند.
۳. به این مهم نیز یادآور نمیشود که چرا ترجمۀ کتب مقدس در طول تاریخ، از جمله قرآن، یک تابویِ جدی بودهاست، و سرّ این تاکید شدید صنفِ دینبان بر تقدسِ زبان و اکمل بودن زبانِ بیگانه، چه بودهاست؟
۴. همچنین نمیگوید، چرا مطالعۀ متنِ فارسیِ قرآن بدونِ پیشداوریهای مومنانه، احتمال ترک اسلام را، خصوصا در میان نسلهای نو، بشکل قابل توجهی افزایش میدهد؟ و اگر کسی با متن قرآن کمترین چالشی بیابد، چگونه میتواند برای گفتگو با نزدیکترین وجود به خودش، از متنی منسوب به چنین کتابی بهره ببرد؟
زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگران
@Naqdagin
🎧 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔻در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید بهصورت ارائۀ ویدیی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
🌾 @Naqdagin
🔻در اپیزودِ هفتادودوم از پادکستِ #نقدآگینگپ به بررسی مقالۀ "سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه"، بهقلم #سیاوش_خرمدین، در نقد یادداشتی از #محمد_موسوی_عقیقی با عنوان "رابطۀ پیامبر اسلام (ص) با صفیه" پرداختهایم.
📺 خلاصۀ مقاله را میتوانید بهصورت ارائۀ ویدیی آن تماشا کنید.
🔸اولین نقد سیاوش خرمدین مبنی بر این است که واژۀ «رابطه» در تیترِ یادداشت موسوی عقیقی آشکارا گمراهکننده و آغاز رویکرد دفاعیهنویسی (در مقابلِ تحقیق و جستجوگریِ آزاد) است.
🔸او سپس به کالبدشکافی ریشهایِ این مغالطه میپردازد: چگونه موسوی عقیقی برای رهبری که ادعای رحمت برای جهانیان و الگوی اخلاقِ بشریت بودن را داشت، در جنایاتِ خیبر پشت عرف قبیلهای آن زمان پنهان شده، و منطق زور چنگاندازی را با واژگانی نرم مانند خرسندی و زیبایی میپوشاند؟
🔸خرمدین رخداد صفیه را نه به عنوان یک پیوند عاشقانه یا گزینش آزاد، بلکه بهمثابه تراژدی قدرت افسارگسیخته بازخوانی میکند؛ جایی که آزادی صفیه چیزی جز یک فریب زبانی نبود (انتخاب میان مرگ اجتماعی و بقای محدود). پرسش کلیدی اینجاست:
چگونه وحی آسمانی، که برای جزئیات کوچک زندگی (مانند وضو) فرمان داشت، در برابر کشتار خانواده صفیه و زفاف بیعده در اردوگاه نظامی، سکوتی تراژیک اختیار کرد و تنها مُهر تأیید قدرت فاتح را زد؟این واکاوی، دعوتی است به رهایی از توهم دفاعیهنویسی و مواجهه با حقیقت تاریخیِ پیچیده و آکنده از اجبار، اکراه و کشمکشهای روانی که تاکتیک بقا را جایگزین عشق ناب ساخت.
🔻شمشیرِ محمد و عقدۀ علی
1️⃣ ذهنیتِ زارِ روضهزده
2️⃣ آنتیگونه در برابرِ حسین
— جدالِ «دو حقیقت»، یا «مطلقِ حق» و «مطلقِ باطل»؟
3️⃣ از اودیپ تا حسین: وقتی غرور، راه به فاجعه میبرد
— کربلا: تقدیرِ مقدس یا تراژدیِ هیبْریس؟
4️⃣ "احیای سنت" از شعار تا واقعیت
— قدیسِ غارتگر؟ رانتگیری از خلافت و قیام برای عدالت؟
5️⃣ سودای مرگ: کالبدشکافی روانِ حسین و بذر فاجعۀ کربلا
— ریشههای جنونِ خونِ زیدیه و هذیانهایِ مختار
6️⃣ سنجشِ خردِ سیاسیِ حسین
— عملکردِ امامِ سوم: مبطلِ ایدۀ «حقّ الهیِ ولایت»
🫖 قوریِ راسل و اللهِ جُنُب!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— «تحریم ربیبه» و نظر به عروس
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕رابطه با زن شوهردار اسیر
📺 «بردگانِ جنسی» در اسلام
📕حقوق زنان: عقبگرد از عرف و ادیان
📺 کمال حیدری و رقص ماله!
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
.➖➖➖
#نقد_اسلام #نقد_روشنفکران #روشنفکری_دینی #تاریخ_اسلام
🌾 @Naqdagin
🔻#محمد_موسوی_عقیقی
🔻پینوشت نقدآگین:
⏺️ خلیفه و آخوند-غلامانِ دستگاه خلافت، با ترکیبی از حماقت و خودشیفتگیِ حاد، گویا کمر بستهاند تا پیش از سقوط از تختِ قدرت، علاوه بر جنبشِ «حجابسوزی» و «عمامهاندازی»، یک جنبشِ ملیِ قرآنسوزی هم در هر کوی و برزن راه بیندازند.
⏺️ این شرابِ شهوتآمیزِ قدرت، چقدر سکرآور است که پیرمردی در آستانهی نود سالگی، بعد از چهار دهه قدرت مطلقه و ناپاسخگو، حاضر است برای سر کشیدنِ آخرین جرعههای آن، تا اندک باقیماندهی عمرِ شوم و پر از نکبت خود (که بنا به پیشبینیِ صادقش، سببِ خونگریستنِ هر روزۀ ملتی شده)، تمامِ میراثِ سنت و اعتبار و حرمتِ دین و مذهب را یکجا به آتش بکشد و نابود کند؟
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
⏺️ هر سال چند نفر پیدا میشن قرآن آتیش میزنن و ویدیوشون پخش میشه. با ضریب دادن و حساسیتسازی برای حاکمیت، این رفتار رو تبدیل به نماد سیاسی برای نشان دادن مخالفت با حاکمیت نکنید.
⏺️ سر حجاب این کار رو کردید، خاکریز ساختید، بعدم از دستش دادید، خانمهای باحجاب هم ضربه خوردن از این سنگر شدن! سر قرآن دیگه این کار رو نکنید!
🔻پینوشت نقدآگین:
⏺️ خلیفه و آخوند-غلامانِ دستگاه خلافت، با ترکیبی از حماقت و خودشیفتگیِ حاد، گویا کمر بستهاند تا پیش از سقوط از تختِ قدرت، علاوه بر جنبشِ «حجابسوزی» و «عمامهاندازی»، یک جنبشِ ملیِ قرآنسوزی هم در هر کوی و برزن راه بیندازند.
⏺️ این شرابِ شهوتآمیزِ قدرت، چقدر سکرآور است که پیرمردی در آستانهی نود سالگی، بعد از چهار دهه قدرت مطلقه و ناپاسخگو، حاضر است برای سر کشیدنِ آخرین جرعههای آن، تا اندک باقیماندهی عمرِ شوم و پر از نکبت خود (که بنا به پیشبینیِ صادقش، سببِ خونگریستنِ هر روزۀ ملتی شده)، تمامِ میراثِ سنت و اعتبار و حرمتِ دین و مذهب را یکجا به آتش بکشد و نابود کند؟
.
#نواندیشی_دینی #حکومت_اسلامی #آخوندیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘رنج در سایهی سرگرمی
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
در این دو ماه که دسترسی به اینترنت قطع بود، سعی کردم علاوه بر نوشتن پروژههای ناتمام و مُسافرکِشی روزگار بگذرانم. یکی از سرگرمیها علاوه بر فیلم دیدن، خواندن مطالب «سایت زومیت»، به خصوص بخش نجوم و فضا بود. مطالب بهروز و خواندنی دارد.
اما در میان سرگرمی دیگری هم دارم و آن خواندن بخش پیامهای زیر هر مطلب است. در بخش بیان شده، آنچیزی که من را آزار میداد، درانداختن حرفها، ایدهها، تئوریها و بعضاً توهمات دینی از سوی برخی کاربران است. فرض کنید مطلبی پیرامون امکان یا عدم امکان حیات موجودات زنده در سیارهها یا کهکشانهای دیگر میشود و چندین هزار نفر درگیر خواندن یک مطلب علمی هستند و یکباره میبینید شخصی در این میان سخنی دینی در حمد و ستایش خداوند که جهان را چنین وسیع آفریده میگوید.
مطلباش نه ربط موضوعی دارد، نه تخصصی بوده و نه در این سَرموضوع، جای گفتناش است. اما همین یک پیام باعث هجمه علیه دین و دیانت شده است.
📌 اینکه مداوماً خود را در بحث دینی بیاندازیم و جامعه را به جدال دین و علم بکشانیم، آن هم با تفکر دینیای که فکر میکند برای هر چیزی پاسخ دارد، از سویی با توجه به سرعت پیشرفتهای علمی و از سوی دیگر ناکارآمدیِ پاسخهای دینداران که هنوز در گرههای کور فقه ثابت مانده یا عقبگرد میکنند، در نهایت بازندهی این جدال، دین خواهد بود؛ آن هم در موضوعی که خودِ دین هیچگاه مدعی نبوده و به نوعی مصرفکننده یا حداقل تطبیقشونده است.
@fekr_rak
➖➖➖
🌾@Naqdagin
✍🏻 #محمد_موسوی_عقیقی
در این دو ماه که دسترسی به اینترنت قطع بود، سعی کردم علاوه بر نوشتن پروژههای ناتمام و مُسافرکِشی روزگار بگذرانم. یکی از سرگرمیها علاوه بر فیلم دیدن، خواندن مطالب «سایت زومیت»، به خصوص بخش نجوم و فضا بود. مطالب بهروز و خواندنی دارد.
اما در میان سرگرمی دیگری هم دارم و آن خواندن بخش پیامهای زیر هر مطلب است. در بخش بیان شده، آنچیزی که من را آزار میداد، درانداختن حرفها، ایدهها، تئوریها و بعضاً توهمات دینی از سوی برخی کاربران است. فرض کنید مطلبی پیرامون امکان یا عدم امکان حیات موجودات زنده در سیارهها یا کهکشانهای دیگر میشود و چندین هزار نفر درگیر خواندن یک مطلب علمی هستند و یکباره میبینید شخصی در این میان سخنی دینی در حمد و ستایش خداوند که جهان را چنین وسیع آفریده میگوید.
مطلباش نه ربط موضوعی دارد، نه تخصصی بوده و نه در این سَرموضوع، جای گفتناش است. اما همین یک پیام باعث هجمه علیه دین و دیانت شده است.
📌 اینکه مداوماً خود را در بحث دینی بیاندازیم و جامعه را به جدال دین و علم بکشانیم، آن هم با تفکر دینیای که فکر میکند برای هر چیزی پاسخ دارد، از سویی با توجه به سرعت پیشرفتهای علمی و از سوی دیگر ناکارآمدیِ پاسخهای دینداران که هنوز در گرههای کور فقه ثابت مانده یا عقبگرد میکنند، در نهایت بازندهی این جدال، دین خواهد بود؛ آن هم در موضوعی که خودِ دین هیچگاه مدعی نبوده و به نوعی مصرفکننده یا حداقل تطبیقشونده است.
@fekr_rak
🔻موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
.
#نواندیشی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
www.zoomit.ir
نجوم و فضا - زومیت
نجوم شامل اخبار و تصاویر مرتبط با آسمان، ستاره شناسی، منظومه شمسی و سیارات و کرات مختلف
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام حسین و جهاد علیه ایرانیها
برای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخی مرجع را باز میکنند و به پرتگویی تاریخی مشغول میشوند. نمونهاش همین سخنان گویندهی ویدیو با نفرت از دین، بازی سیاسی میکند و میگوید امام حسین از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردم دیلم جهاد کند.
اولا مورخین متعددی این نقل را نیاوردهاند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. درنتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.
ثانیا دیلمیان چندان مردم همنوعدوستی هم نبودهاند. برخی تاریخنگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آنها علیه ایرانیهای قبل و بعد از اسلام را نقل کردهاند.
ثالثا دیلم هیچگاه بدلیل سپر بودن کوهها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سالها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و اینگونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.
علاوه بر این، حکومت آلبویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همینها عزاداری برای امام حسین را رواج دادند.
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
⬇️ نقد این متن در یادداشت پست بعد با عنوانِ پرت بودن روایت یا پرت بودن روش نقد؟ به قلم #نیکروز_پارسبان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
برای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخی مرجع را باز میکنند و به پرتگویی تاریخی مشغول میشوند. نمونهاش همین سخنان گویندهی ویدیو با نفرت از دین، بازی سیاسی میکند و میگوید امام حسین از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردم دیلم جهاد کند.
اولا مورخین متعددی این نقل را نیاوردهاند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. درنتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.
ثانیا دیلمیان چندان مردم همنوعدوستی هم نبودهاند. برخی تاریخنگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آنها علیه ایرانیهای قبل و بعد از اسلام را نقل کردهاند.
ثالثا دیلم هیچگاه بدلیل سپر بودن کوهها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سالها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و اینگونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.
علاوه بر این، حکومت آلبویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همینها عزاداری برای امام حسین را رواج دادند.
✍️#محمد_موسوی_عقیقی
⬇️ نقد این متن در یادداشت پست بعد با عنوانِ پرت بودن روایت یا پرت بودن روش نقد؟ به قلم #نیکروز_پارسبان.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🤝 #فراخوان_نقد
🔸جناب #محمد_موسوی_عقیقی، پژوهشگر مستقل و نواندیشِ مسلمان و اهل خیر و دستگیری، که علیرغم تفاوت فکری، پستهای نقادانه و خیرانهی ایشان را در حد بضاعت ناچیزمان منتشر کردهایم و میکنیم، دقایقی پیش در آخرین پست کانال خود، مطلبی منتشر کردهاند که به نظر ما یکی از ضعیفترین پستهای ایشان در دفاعیهنویسی و توجیهگریِ احکام اسلام و قرآن بهسود محمد بن عبدالله است.
🔸ما پیش از این در نقدآگین با انتشار دو مقالهی بلند از نویسندگان مهمان (که یکی از آنها به پادکستی مجزا بدل شد) به نقد متون ایشان پرداخته بودیم [پستهای مربوط به نقد ایشان در انتها خواهد آمد].
🔸دربارۀ متن اخیر منتشر شده در کانال ایشان، مناسب دیدیم از شما مخاطبان دعوت کنیم تا در بخش نظرات همین پست یا از طریق آیدی جناب اشکان [موجود در پستی که در بیوی کانال لینک داده شده]، نقدی منسجم، دقیق، وزین و مستدل بنویسید؛ تا ما از میان نقدها، مواردی که حداقلهای یک نوشتار انتقادی را رعایت کردهباشند را منتشر کنیم. این پیشنهاد را بهمثابه نوعی تمرینِ تفکر انتقادی همراه با کنترلِ احساسات بنگرید؛ نه اینکه چند کلمه به نویسندهی ارادتورز به محمد و اسلام پرتاب کنید، و تصور کنید کار شاقی کردهاید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸جناب #محمد_موسوی_عقیقی، پژوهشگر مستقل و نواندیشِ مسلمان و اهل خیر و دستگیری، که علیرغم تفاوت فکری، پستهای نقادانه و خیرانهی ایشان را در حد بضاعت ناچیزمان منتشر کردهایم و میکنیم، دقایقی پیش در آخرین پست کانال خود، مطلبی منتشر کردهاند که به نظر ما یکی از ضعیفترین پستهای ایشان در دفاعیهنویسی و توجیهگریِ احکام اسلام و قرآن بهسود محمد بن عبدالله است.
🔸ما پیش از این در نقدآگین با انتشار دو مقالهی بلند از نویسندگان مهمان (که یکی از آنها به پادکستی مجزا بدل شد) به نقد متون ایشان پرداخته بودیم [پستهای مربوط به نقد ایشان در انتها خواهد آمد].
🔸دربارۀ متن اخیر منتشر شده در کانال ایشان، مناسب دیدیم از شما مخاطبان دعوت کنیم تا در بخش نظرات همین پست یا از طریق آیدی جناب اشکان [موجود در پستی که در بیوی کانال لینک داده شده]، نقدی منسجم، دقیق، وزین و مستدل بنویسید؛ تا ما از میان نقدها، مواردی که حداقلهای یک نوشتار انتقادی را رعایت کردهباشند را منتشر کنیم. این پیشنهاد را بهمثابه نوعی تمرینِ تفکر انتقادی همراه با کنترلِ احساسات بنگرید؛ نه اینکه چند کلمه به نویسندهی ارادتورز به محمد و اسلام پرتاب کنید، و تصور کنید کار شاقی کردهاید.
چرا زنان پیامآوراسلام دیگر حق ازدواج نداشتند؟
#محمد_موسوی_عقیقی
(۱) قرآن در آیهی ۲۸و۲۹ سورهی احزاب همسران پیامآوراسلام را مخیر میداند که میان مردان دیگر با شرایط مالی بهتر و محمد بن عبدالله(ص) انتخاب کنند تا اگر انتخابشان مردان دیگر است، پیامآور آنها را طلاق دهد. با وجود این حق انتخاب، هیچیک از زنان، پیامآوراسلام را ترک نمیکند.
(۲) مادر بودن در قرآن لوازمی دارد، از جمله اینکه مطابق آیهی ۲۳ سورهی اسراء حفظ حرمت مادر در هر شرایطی که باشد، لازم است و سخن گفتن با آنها باید همراه نرمخویی باشد: «وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا».
قرآن در آیهی ۶ سورهی احزاب، همسرانِ پیامآوراسلام را در حکم مادر برای مسلمانان قرار میدهد: «وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ»؛ چیزی که به اصطلاح امروزه «ام المؤمنین» نامیده میشود؛ یعنی زنان پیامآوراسلام، با تمام ضوابط فقهیاش، در حکم مادر هستند.
(۳) دلیل اینکه همسران پیامآوراسلام در چنین جایگاهی قرار گرفتند این است که آنها مانند دیگر زنان نیستند: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ» (احزاب : ۳۲). از همین رو قرآن در آیهی ۵۳ سورهی احزاب قانونی میگذارد که بعد از مرگ پیامآوراسلام، همسراناش دیگر نمیتوانند با هیچ مردی ازدواج کنند.
در مقابل این حکم، شاید برای اینکه جانب عدالت رعایت شود، پیامآوراسلام هم از ازدواج مجدد، تا زمانی که در قید حیات است، منع شد: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ» (احزاب : ۵۲). به عبارتی منع ازدواج، دوطرفه بود.
🔻نقد موسوی عقیقی
📕سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه
📕پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟
— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
🔻زنان و اندامِ الله
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
📺 عدالت در قرآن!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
.
#زنان_و_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
فکرکهای من | موسوی عقیقی
چرا زنان پیامآوراسلام دیگر حق ازدواج نداشتند؟
#محمد_موسوی_عقیقی
(۱) قرآن در آیهی ۲۸و۲۹ سورهی احزاب همسران پیامآوراسلام را مخیر میداند که میان مردان دیگر با شرایط مالی بهتر و محمد بن عبدالله(ص) انتخاب کنند تا اگر انتخابشان مردان دیگر است، پیامآور…
#محمد_موسوی_عقیقی
(۱) قرآن در آیهی ۲۸و۲۹ سورهی احزاب همسران پیامآوراسلام را مخیر میداند که میان مردان دیگر با شرایط مالی بهتر و محمد بن عبدالله(ص) انتخاب کنند تا اگر انتخابشان مردان دیگر است، پیامآور…
نقدآگین
🤝 #فراخوان_نقد 🔸جناب #محمد_موسوی_عقیقی، پژوهشگر مستقل و نواندیشِ مسلمان و اهل خیر و دستگیری، که علیرغم تفاوت فکری، پستهای نقادانه و خیرانهی ایشان را در حد بضاعت ناچیزمان منتشر کردهایم و میکنیم، دقایقی پیش در آخرین پست کانال خود، مطلبی منتشر کردهاند…
"دربارهی اینکه نقدها را از مخاطبین بگیرید، خیلی کار خوبیست
من کامنتها را مدام چک میکنم و اگر نقدی بود همانجا جواب میدهم و گفتگو میکنیم"
✍ پیام جناب آقای #محمد_موسوی_عقیقی
نقدآگین
👇نقد اول بر نوشتهی جناب محمد موسوی عقیقی به قلم جناب #ر_نجفی👇 📩 دیگر دوستان نیز متنهای بلند خود یا متنهای انتقادیای که نمیخواهند با نام کاربریشان نشر شود، به آیدی جناب اشکان - موجود در بیو- ارسال کنند، تا پس از بررسی، در صورتِ صلاحدیدِ ادمینها، با…
👇نقد دوم بر نوشتهی جناب محمد موسوی عقیقی به قلم جناب #برزو_پارسبان
📩 دیگر دوستان نیز متنهای بلند خود یا متنهای انتقادیای که نمیخواهند با نام کاربریشان نشر شود، به آیدی جناب اشکان - موجود در بیو- ارسال کنند، تا پس از بررسی، در صورتِ صلاحدیدِ ادمینها، با ویراستاریهای لازم، نشر شود.
🤝 فراخوان نقدِ متنِ جناب محمد موسوی عقیقی
🔗 نقد اول: از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی» [۶۵ پست]
🌾 @Naqdagin
📩 دیگر دوستان نیز متنهای بلند خود یا متنهای انتقادیای که نمیخواهند با نام کاربریشان نشر شود، به آیدی جناب اشکان - موجود در بیو- ارسال کنند، تا پس از بررسی، در صورتِ صلاحدیدِ ادمینها، با ویراستاریهای لازم، نشر شود.
🤝 فراخوان نقدِ متنِ جناب محمد موسوی عقیقی
🔗 نقد اول: از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی» [۶۵ پست]
🔻نقد موسوی عقیقی
📕سایه و روشنِ اسارت: بازخوانی «قدرت، وحی و حقیقت» در حیات صفیه
📕پرت بودن روایت یا پرت بودنِ روشِ نقد؟
— نقدی بر دفاعیهنویسیهای محمد موسوی عقیقی
📺 نماز را به فارسی بخوانیم؟
📻 زینتِ جنایت: زیباییِ صفیه، بازیچۀ مشاطهگرانِ دینِ سیف
🔻زنان محمد
📺 از ملکه تا کنیزِ محمد
📺 چرا ازدواج با عایشه؟
📺 «گناهِ» آمنه و «نبوغِ» خدیجه
📺 زینب: زنی که محمد را شکست داد!
📺 تحلیل انتقادی جنگ خیبر
📺 ازدواجهای محمد با زنان یهودی
🔻زنان و اندامِ الله➖➖➖
📕«الله و قانون» در خدمت قدرت
— از «تحریم ربیبه» تا نظر به عروس
📺 عدالت در قرآن!
📻 بدعتِ [قرآنی - عباسیِ] تعدد، علیه حکمتِ [عیسویِ] تعهد
— چگونه سقوط از «خدای عشقِ وفادارانه و محبت» به «خدایِ نکاحِ بینهایت و شهوت»، آلِ علی را برانداخت؟
🫖 قوریِ راسل: اللهِ جُنُب در شکار!
📕طمع به عروس، نقض دهفرمان
📺 نزولِ «سورۀ شمخانی»
— اگر عقلانیتِ مدرن نبود
📺 گناهی به نام زن بودن
📕حقوق زنان عرب قبل اسلام
📕ضرورتِ ویراستاری و نشر آزاد نسخههای قرآن
📺 امضای هوسرانی اسوۀ حسنه؟
📺 «اعجاز اخلاقی/ادبی قرآن؟ قرآن را به فارسی بخوانیم!»
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🤝 #فراخوان_نقد
🔸جناب #محمد_موسوی_عقیقی، پژوهشگر مستقل و نواندیشِ مسلمان و اهل خیر و دستگیری، که علیرغم تفاوت فکری، پستهای نقادانه و خیرانهی ایشان را در حد بضاعت ناچیزمان منتشر کردهایم و میکنیم، دقایقی پیش در آخرین پست کانال خود، مطلبی منتشر کردهاند…
🔸جناب #محمد_موسوی_عقیقی، پژوهشگر مستقل و نواندیشِ مسلمان و اهل خیر و دستگیری، که علیرغم تفاوت فکری، پستهای نقادانه و خیرانهی ایشان را در حد بضاعت ناچیزمان منتشر کردهایم و میکنیم، دقایقی پیش در آخرین پست کانال خود، مطلبی منتشر کردهاند…
📘از تکریم تا تحریم؛ از حرمت تا محرومیت
— واکاویِ استدلالِ #محمد_موسوی_عقیقی دربارهٔ ممنوعیتِ ازدواجِ «امهاتالمؤمنین»
✍🏻 #نیکروز_پارسبان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— واکاویِ استدلالِ #محمد_موسوی_عقیقی دربارهٔ ممنوعیتِ ازدواجِ «امهاتالمؤمنین»
✍🏻 #نیکروز_پارسبان
🤝 فراخوان نقدِ متنِ
📚 نقد اول: از «ملازمانِ فرعون» تا «أُمَّهَاتُ الْمُؤْمِنِينَ»؛ استثناگراییِ حاکم، انضباطِ زنان و «تدفین اجتماعی»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin