Telegram
نقدآگین
📘پیرامون خمینیاک، #آخوندیسم و احمقان پر از پهن گاو
(۱/۲)
سوال: یک روزنامهی آلمانی شما را مشهورترین رهبر مذهبی پس از پاپ پل و خمینی خواندهاست! احساس شما در بودن با این گروه چیست؟
🍂 #اشو: من ترجیح میدهم در جهنم باشم تا با این گروه احمق ــ پاپ پل پولاک و خمینیاک [تشبیه این اسم به صفت مانیاک maniac که به معنی روانپریش و دیوانه است: مترجم]
🍂 در عمرم چنان گناهی مرتکب نشدهام که با چنین همنشینانی عذاب بکشم؛ این یک تنبیه خواهد بود. من هیچ گناهی مرتکب نشدهام و بنابراین فکر نمیکنم که به این دسته تعلق داشته باشم.
🍂 من به مردمان بسیار معمولی تعلق دارم ــ مستها، قماربازها؛ ولی نه به آن مردمان احمق که پر از پهنگاو هستند!
🍂 ولی آن خبرنگار میبایست فکر کرده باشد که مرا تحسین میکند. این چیزیست که در دنیا شایع است: مردم چنان ناآگاه هستند که نمیدانند چه چیز تحسین است و چه چیز سرزنش و محکومکردن است! این یک سرزنش است و نه یک تحسین!
🍂 انسان با دیانت نمیتواند کاتولیک یا مسیحی یا هندو یا محمدی باشد. اینها فقط سیاستبازهایی هستند که همان بازی قدرت را به اسم مذهب بازی میکنند.
🍂 من به معنی رایج کلمه مذهبی نیستم و ابدا رهبر هم نیستم. من دوست ندارم هیچ کس را رهبری کنم. البته که من انگشتی هستم که ماه را نشان میدهد، ولی یک رهبر نیستم. تمام راه رفتن را باید خودت انجام دهی، من همراه تو نخواهم آمد. من پیشاپیش تو حرکت نمیکنم و تو را رهبری نمیکنم. تو نباید از من پیروی کنی، باید خودت باشی! من فقط میتوانم تجربەی خودم را سهیم شوم.
🍂 بشریت باید تلاش کند تا از حرفهی واسطهگری کشیشان خلاص شود. آنان بسیار مخّرب بودهاند. بهسبب همین کشیشان است که دنیا هنوز با دیانت نشدهاست. آنان انسانها را ازهم جدا کردهاند؛ بجای اینکه بشریت را یک واحد و یکپارچه سازند. بیشترین خونریزیها بنام ادیان صورت گرفته تا به هر اسم دیگری.
🍂 درواقع، من خیلی به آنها سخت نمیگیرم؛ با آنان بسیار نرم هستم. آنان نیاز دارند سختتر ضربه بخورند. وقتی به آنان ضربه میزنم، در واقع به آنان ضربه نمیزنم، بلکه فقط به شرطیشدگیهای شما ضربه میزنم.
🍂 من با پاپ یا شانکاراچاریا یا امامها یا آیتالله خمینیاک Khomeiniac چکار دارم؟ [ پسوند maniac یعنی دیوانه و روانپریش: مترجم]
🍂 من با این مردم هیچ کاری ندارم، ولی وقتی به آنان ضربه میزنم فقط به آن زنجیرهایی در درون شما ضربه میزنم که شما را در زندان نگه داشتهاند.
🍂 لطیفههای من در مورد کشیشان، فقط به این سبب است که به شما کمک شود از زندان بیرون بیایید و «بخندید». من نمیخواهم که بیرون آمدن از زندان برای شما یک «امر جدی» باشد؛ زیرا اگر جدی باشد، شما تحت تاثیر جدی بودن خودتان قرار خواهید داشت و آن وزنه را با خود حمل خواهید کرد و بشدت این خطر وجود دارد که شروع کنید به فرافکن کردن جدی بودنِ خود روی من!
🍂 من میتوانم شما را بهآسانی از کشیش آزاد کنم، ولی خطر این است که شاید شروع کنید به فرافکنی هرآنچه را که روی کشیشان فرافکن میکردید، روی من فرافکن کنید و این ابدا آزادی نیست؛ فقط زنجیرهایتان عوض شدهاست.
🍂 اگر هر نوع رفتار خوب را تمرین کنی، چیزی کاذب خواهد بود؛ عدمخشونت، خرد، سکوت، عشق، مهر و... هیچکدام از اینها را نمیتوان تمرین کرد. اینها به خودی خود میآیند؛ لازمهاش این است که بیشتر و بیشتر هشیار باشی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
سوال: یک روزنامهی آلمانی شما را مشهورترین رهبر مذهبی پس از پاپ پل و خمینی خواندهاست! احساس شما در بودن با این گروه چیست؟
🍂 #اشو: من ترجیح میدهم در جهنم باشم تا با این گروه احمق ــ پاپ پل پولاک و خمینیاک [تشبیه این اسم به صفت مانیاک maniac که به معنی روانپریش و دیوانه است: مترجم]
🍂 در عمرم چنان گناهی مرتکب نشدهام که با چنین همنشینانی عذاب بکشم؛ این یک تنبیه خواهد بود. من هیچ گناهی مرتکب نشدهام و بنابراین فکر نمیکنم که به این دسته تعلق داشته باشم.
🍂 من به مردمان بسیار معمولی تعلق دارم ــ مستها، قماربازها؛ ولی نه به آن مردمان احمق که پر از پهنگاو هستند!
🍂 ولی آن خبرنگار میبایست فکر کرده باشد که مرا تحسین میکند. این چیزیست که در دنیا شایع است: مردم چنان ناآگاه هستند که نمیدانند چه چیز تحسین است و چه چیز سرزنش و محکومکردن است! این یک سرزنش است و نه یک تحسین!
🍂 انسان با دیانت نمیتواند کاتولیک یا مسیحی یا هندو یا محمدی باشد. اینها فقط سیاستبازهایی هستند که همان بازی قدرت را به اسم مذهب بازی میکنند.
🍂 من به معنی رایج کلمه مذهبی نیستم و ابدا رهبر هم نیستم. من دوست ندارم هیچ کس را رهبری کنم. البته که من انگشتی هستم که ماه را نشان میدهد، ولی یک رهبر نیستم. تمام راه رفتن را باید خودت انجام دهی، من همراه تو نخواهم آمد. من پیشاپیش تو حرکت نمیکنم و تو را رهبری نمیکنم. تو نباید از من پیروی کنی، باید خودت باشی! من فقط میتوانم تجربەی خودم را سهیم شوم.
🍂 بشریت باید تلاش کند تا از حرفهی واسطهگری کشیشان خلاص شود. آنان بسیار مخّرب بودهاند. بهسبب همین کشیشان است که دنیا هنوز با دیانت نشدهاست. آنان انسانها را ازهم جدا کردهاند؛ بجای اینکه بشریت را یک واحد و یکپارچه سازند. بیشترین خونریزیها بنام ادیان صورت گرفته تا به هر اسم دیگری.
🍂 درواقع، من خیلی به آنها سخت نمیگیرم؛ با آنان بسیار نرم هستم. آنان نیاز دارند سختتر ضربه بخورند. وقتی به آنان ضربه میزنم، در واقع به آنان ضربه نمیزنم، بلکه فقط به شرطیشدگیهای شما ضربه میزنم.
🍂 من با پاپ یا شانکاراچاریا یا امامها یا آیتالله خمینیاک Khomeiniac چکار دارم؟ [ پسوند maniac یعنی دیوانه و روانپریش: مترجم]
🍂 من با این مردم هیچ کاری ندارم، ولی وقتی به آنان ضربه میزنم فقط به آن زنجیرهایی در درون شما ضربه میزنم که شما را در زندان نگه داشتهاند.
🍂 لطیفههای من در مورد کشیشان، فقط به این سبب است که به شما کمک شود از زندان بیرون بیایید و «بخندید». من نمیخواهم که بیرون آمدن از زندان برای شما یک «امر جدی» باشد؛ زیرا اگر جدی باشد، شما تحت تاثیر جدی بودن خودتان قرار خواهید داشت و آن وزنه را با خود حمل خواهید کرد و بشدت این خطر وجود دارد که شروع کنید به فرافکن کردن جدی بودنِ خود روی من!
🍂 من میتوانم شما را بهآسانی از کشیش آزاد کنم، ولی خطر این است که شاید شروع کنید به فرافکنی هرآنچه را که روی کشیشان فرافکن میکردید، روی من فرافکن کنید و این ابدا آزادی نیست؛ فقط زنجیرهایتان عوض شدهاست.
🍂 اگر هر نوع رفتار خوب را تمرین کنی، چیزی کاذب خواهد بود؛ عدمخشونت، خرد، سکوت، عشق، مهر و... هیچکدام از اینها را نمیتوان تمرین کرد. اینها به خودی خود میآیند؛ لازمهاش این است که بیشتر و بیشتر هشیار باشی.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هیچکس شدن و رامداس
@Naqdagin
🎧 هیچکس شدن (+)
— ماجرای رام داس: از روانگردانها تا پایان کار
🎙#ایمان_فانی
🍂 در دهۀ شصت میلادی، دو روانشناسِ اخراجی دانشگاه هاروارد، تیموتی لیری و ریچارد آلپرت، دو مسیر متفاوت در ادامۀ زندگی در پیش گرفتند. این مستند ماجرای یافتهها و اندیشههای نفر دوم است که به #رام_داس مشهور شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— ماجرای رام داس: از روانگردانها تا پایان کار
🎙#ایمان_فانی
🍂 در دهۀ شصت میلادی، دو روانشناسِ اخراجی دانشگاه هاروارد، تیموتی لیری و ریچارد آلپرت، دو مسیر متفاوت در ادامۀ زندگی در پیش گرفتند. این مستند ماجرای یافتهها و اندیشههای نفر دوم است که به #رام_داس مشهور شدهاست.
.
#پادکست #مستند#روانشناسی #روانشناس #روانکاوی #خودشناسی #روانگردان #عرفان #عرفان_نوظهور #عرفان_هندی #عارف #هندوستان #هند #مولوی #مرید #مراد #معنای_زندگی #فلسفه_زندگی #آلن_دوباتن #ادیان #ادیان_شرق #دین #رنج #تروما #زندگی #آرامش #اضطراب #هاروارد #موفقیت #هویت #اروین_یالوم #یالوم #شکست #مرگ #معنویت #معنوی #مراقبه #مدیتیشن #اگزیستانسیالیسم #اشو #کریشنا_مورتی #عشق
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘گفتگوی یک عارفۀ تنباز با سه عارف معاصر
— تقابل آگاهی و نقشها در بازی هستی
📜 گزارشی از یک گفتگو
🔸سه چهره بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفهاش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی میدانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.
ماجرای گفتگو
🔻بحث از مفاهیم سادهای مانند نقشهای انسانی و شرطیشدگی آغاز شد، اما بهسرعت به پرسشهای بنیادینتری رسید:
❓آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
❓آیا انسان در زنجیر نقشهای خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا میکند؟
❓آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی مینامیم، نوعی ضرورت باشد؟
💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آنها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.
پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطهای رسید که هر چهار نفر، از زاویههایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.
❓آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟
🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، متن کامل را بخوانید و پاسخ خود را بیابید.
👥 آغاز گفتگو
اگر کریشنا مورتی با یک تنفروش مواجه میشد، چه گفتگویی میانشان در میگرفت؟ آیا او میتواند از این طریقت، از ذهن خلاصی یابد و آن را یک شغل مثل مابقی مشاغل در نظر بگیرد؟
🤖 هوش مصنوعی
کریشنا مورتی به عنوان یک فیلسوف و آموزگار معنوی، از هر گونه قضاوت اخلاقی یا اجتماعی اجتناب میکرد و بر مشاهده بیواسطه و آزاد از پیشداوری تأکید داشت. اگر او با یک تنفروش مواجه میشد، احتمالاً گفتگوی او به بررسی ماهیت ذهن و شرطیسازی اجتماعی میپرداخت. او به جای تمرکز بر اخلاقیات یا قضاوت در مورد شغل فرد، توجه را به ریشههای درونی و روانشناختی وضعیت موجود معطوف میکرد.
کریشنا مورتی:
آیا تا به حال به خودت این سؤال را پرسیدهای که چرا این کار را انجام میدهی؟ نه از سر قضاوت یا سرزنش، بلکه از سر کنجکاوی خالص. آیا این شغل انتخاب آزاد تو بوده یا نتیجهای از شرایطی که جامعه و زندگی بر تو تحمیل کرده است؟
تنفروش:
این چیزی است که من برای بقا انجام میدهم. آیا بقا چیزی برای قضاوت کردن است؟
کریشنا مورتی:
نه، بقا ذات زندگی است. اما آیا دیدهای که ذهن چگونه ما را اسیر شرطیسازی میکند؟ جامعه، خانواده، نیاز به پذیرش و ترس از طرد شدن، همه در شکل دادن به زندگی ما نقش دارند. آیا واقعاً این شغل را انتخاب کردهای یا اینکه شرایط و اجبارهای بیرونی تو را به اینجا آوردهاند؟
تنفروش:
اگر این شرایط من را مجبور کرده باشد، چه؟ چه تفاوتی ایجاد میکند؟
کریشنا مورتی:
تفاوت در آزادی است. وقتی از شرایط آگاه میشوی و آن را بدون قضاوت میبینی، میتوانی از شرطیسازی رها شوی. آیا میبینی که این شغل فقط یک نقش است که ذهن تو آن را پذیرفته؟ و اینکه این نقشها بخشی از ساختار اجتماعی ما هستند، نه حقیقتی که تو باید به آن محدود شوی؟
تنفروش:
آیا فکر میکنی میتوانم این را فقط به عنوان یک شغل ببینم و از درد و قضاوتی که با آن همراه است رها شوم؟
کریشنا مورتی:
رهایی زمانی ممکن است که ببینی تو هیچکدام از نقشهایی که جامعه بر تو تحمیل کرده نیستی. تو نه یک تنفروش هستی، نه یک قربانی، نه حتی یک حرفهای. تو فراتر از همه اینها هستی. آیا میتوانی لحظهای این را حس کنی، بدون نیاز به تفسیر یا قضاوت؟
🌐 مطالعه ادامۀ متن و کامل گفتگو (قسمت اول| قسمت دوم | قسمت سوم)
⏰ زمان مطالعه: ۴۸ دقیقه
🔖 ۹۵۳۸ واژه
📻 اگر وقتِ مطالعۀ این گفتگوی جذاب را ندارید، میتوانید خلاصهای از این گفتگو را در اپیزود چهاردهم از نقدآگینگپ بشنوید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تقابل آگاهی و نقشها در بازی هستی
📜 گزارشی از یک گفتگو
🔸سه چهره بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفهاش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی میدانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.
ماجرای گفتگو
🔻بحث از مفاهیم سادهای مانند نقشهای انسانی و شرطیشدگی آغاز شد، اما بهسرعت به پرسشهای بنیادینتری رسید:
❓آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
❓آیا انسان در زنجیر نقشهای خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا میکند؟
❓آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی مینامیم، نوعی ضرورت باشد؟
💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آنها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.
پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطهای رسید که هر چهار نفر، از زاویههایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.
❓آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟
🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، متن کامل را بخوانید و پاسخ خود را بیابید.
👥 آغاز گفتگو
اگر کریشنا مورتی با یک تنفروش مواجه میشد، چه گفتگویی میانشان در میگرفت؟ آیا او میتواند از این طریقت، از ذهن خلاصی یابد و آن را یک شغل مثل مابقی مشاغل در نظر بگیرد؟
🤖 هوش مصنوعی
کریشنا مورتی به عنوان یک فیلسوف و آموزگار معنوی، از هر گونه قضاوت اخلاقی یا اجتماعی اجتناب میکرد و بر مشاهده بیواسطه و آزاد از پیشداوری تأکید داشت. اگر او با یک تنفروش مواجه میشد، احتمالاً گفتگوی او به بررسی ماهیت ذهن و شرطیسازی اجتماعی میپرداخت. او به جای تمرکز بر اخلاقیات یا قضاوت در مورد شغل فرد، توجه را به ریشههای درونی و روانشناختی وضعیت موجود معطوف میکرد.
کریشنا مورتی:
آیا تا به حال به خودت این سؤال را پرسیدهای که چرا این کار را انجام میدهی؟ نه از سر قضاوت یا سرزنش، بلکه از سر کنجکاوی خالص. آیا این شغل انتخاب آزاد تو بوده یا نتیجهای از شرایطی که جامعه و زندگی بر تو تحمیل کرده است؟
تنفروش:
این چیزی است که من برای بقا انجام میدهم. آیا بقا چیزی برای قضاوت کردن است؟
کریشنا مورتی:
نه، بقا ذات زندگی است. اما آیا دیدهای که ذهن چگونه ما را اسیر شرطیسازی میکند؟ جامعه، خانواده، نیاز به پذیرش و ترس از طرد شدن، همه در شکل دادن به زندگی ما نقش دارند. آیا واقعاً این شغل را انتخاب کردهای یا اینکه شرایط و اجبارهای بیرونی تو را به اینجا آوردهاند؟
تنفروش:
اگر این شرایط من را مجبور کرده باشد، چه؟ چه تفاوتی ایجاد میکند؟
کریشنا مورتی:
تفاوت در آزادی است. وقتی از شرایط آگاه میشوی و آن را بدون قضاوت میبینی، میتوانی از شرطیسازی رها شوی. آیا میبینی که این شغل فقط یک نقش است که ذهن تو آن را پذیرفته؟ و اینکه این نقشها بخشی از ساختار اجتماعی ما هستند، نه حقیقتی که تو باید به آن محدود شوی؟
تنفروش:
آیا فکر میکنی میتوانم این را فقط به عنوان یک شغل ببینم و از درد و قضاوتی که با آن همراه است رها شوم؟
کریشنا مورتی:
رهایی زمانی ممکن است که ببینی تو هیچکدام از نقشهایی که جامعه بر تو تحمیل کرده نیستی. تو نه یک تنفروش هستی، نه یک قربانی، نه حتی یک حرفهای. تو فراتر از همه اینها هستی. آیا میتوانی لحظهای این را حس کنی، بدون نیاز به تفسیر یا قضاوت؟
🌐 مطالعه ادامۀ متن و کامل گفتگو (قسمت اول| قسمت دوم | قسمت سوم)
⏰ زمان مطالعه: ۴۸ دقیقه
🔖 ۹۵۳۸ واژه
📻 اگر وقتِ مطالعۀ این گفتگوی جذاب را ندارید، میتوانید خلاصهای از این گفتگو را در اپیزود چهاردهم از نقدآگینگپ بشنوید.
.
#خیالپرسه #داستان#فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegraph
گفتگوی یک عارفۀ تنباز با سه عارف معاصر
قسمت اول (از سه)
Telegram
نقدآگین
🎧عارفۀ تنباز و عارفان معاصر
— تقابل آگاهی و نقشها در بازی هستی
🔸در اپیزود چهاردهم از #نقدآگینگپ به طرح خلاصۀ «گفتگوی یک عارفۀ تنباز با سه عارف معاصر» میپردازیم.
🔸سه چهره بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفهاش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی میدانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.
🔻بحث از مفاهیم سادهای مانند نقشهای انسانی و شرطیشدگی آغاز شد، اما بهسرعت به پرسشهای بنیادینتری رسید:
❓آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
❓آیا انسان در زنجیر نقشهای خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا میکند؟
❓آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی مینامیم، نوعی ضرورت باشد؟
💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آنها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.
پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطهای رسید که هر چهار نفر، از زاویههایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.
❓آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟
🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، میتوانید متن کامل را (اینجا) بخوانید و پاسخ خود را بیابید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— تقابل آگاهی و نقشها در بازی هستی
🔸در اپیزود چهاردهم از #نقدآگینگپ به طرح خلاصۀ «گفتگوی یک عارفۀ تنباز با سه عارف معاصر» میپردازیم.
🔸سه چهره بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفهاش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی میدانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.
🔻بحث از مفاهیم سادهای مانند نقشهای انسانی و شرطیشدگی آغاز شد، اما بهسرعت به پرسشهای بنیادینتری رسید:
❓آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
❓آیا انسان در زنجیر نقشهای خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا میکند؟
❓آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی مینامیم، نوعی ضرورت باشد؟
💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آنها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.
پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطهای رسید که هر چهار نفر، از زاویههایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.
❓آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟
🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، میتوانید متن کامل را (اینجا) بخوانید و پاسخ خود را بیابید.
📺 کریشنامورتی: تمامِ ادیان ساختۀ ذهنِ بشرند و بخشی از مشکل
📺 واکاویِ بهشت ادیان توسط اشو
📺 خلقت و هدف زندگی از نظر اشو
📺 خدا ادیان (پدر) وجود ندارد، او مادر است!
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📻 معنای زندگی از منظر اشو
📻 هیچکس شدن و رام داس
.
#خیالپرسه #داستان#فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 مصاحبهای دربارۀ مراقبه
— زبان: انگلیسی، با زیرنویس
🎙#اشو
مجری: شما میگویید تمام دنیا آشفته است. در دنیا چه چیزی را میخواهید خلق کنید؟
🔹من فقط میگویم راهی برای سلامت عقل وجود دارد. من میگویم که میتوانید از تمام این جنونی که گذشته در شما ایجاد کرده است خلاص شوید.
مجری: چگونه؟
🔹فقط با تبدیل شدن به یک شاهد ساده بر فرایندهای فکری خود. این روش مراقبه من است. این یک دعا نیست، چون خدایی برای دعا کردن وجود ندارد. این فقط آرام نشستن و شاهد افکاری است که از مقابل شما میگذرند.
🔹فقط شاهد بودن، نه دخالت کردن. حتی قضاوت هم نکردن، زیرا لحظهای که قضاوت میکنید، شاهد خالص را از دست دادهاید. لحظهای که میگویید این خوب است، این بد است. شما قبلاً وارد فرایند فکری شدهاید. کمی زمان میبرد تا یک شکاف بین شاهد و ذهن ایجاد شود.
🔹وقتی این شکاف ایجاد شد، شما از یک شگفتی بزرگ آگاه میشوید که شما ذهن نیستید، بلکه شاهد، یک ناظر هستید. و این فرایند نظارهگری، همان کیمیای دین واقعی است. زیرا هرچه عمیقتر در شاهد بودن افکار ریشه بدوانید، آنها شروع به ناپدید شدن میکنند. لحظهای فرا میرسد که هیچ فکری وجود ندارد. شما هستید، اما ذهن کاملاً خالی است. آن لحظه، لحظه روشنبینی است. آن لحظه است که شما برای اولین بار نامشروط و با سلامت عقل میشوید، یک انسان واقعا آزاد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زبان: انگلیسی، با زیرنویس
🎙#اشو
مجری: شما میگویید تمام دنیا آشفته است. در دنیا چه چیزی را میخواهید خلق کنید؟
🔹من فقط میگویم راهی برای سلامت عقل وجود دارد. من میگویم که میتوانید از تمام این جنونی که گذشته در شما ایجاد کرده است خلاص شوید.
مجری: چگونه؟
🔹فقط با تبدیل شدن به یک شاهد ساده بر فرایندهای فکری خود. این روش مراقبه من است. این یک دعا نیست، چون خدایی برای دعا کردن وجود ندارد. این فقط آرام نشستن و شاهد افکاری است که از مقابل شما میگذرند.
🔹فقط شاهد بودن، نه دخالت کردن. حتی قضاوت هم نکردن، زیرا لحظهای که قضاوت میکنید، شاهد خالص را از دست دادهاید. لحظهای که میگویید این خوب است، این بد است. شما قبلاً وارد فرایند فکری شدهاید. کمی زمان میبرد تا یک شکاف بین شاهد و ذهن ایجاد شود.
🔹وقتی این شکاف ایجاد شد، شما از یک شگفتی بزرگ آگاه میشوید که شما ذهن نیستید، بلکه شاهد، یک ناظر هستید. و این فرایند نظارهگری، همان کیمیای دین واقعی است. زیرا هرچه عمیقتر در شاهد بودن افکار ریشه بدوانید، آنها شروع به ناپدید شدن میکنند. لحظهای فرا میرسد که هیچ فکری وجود ندارد. شما هستید، اما ذهن کاملاً خالی است. آن لحظه، لحظه روشنبینی است. آن لحظه است که شما برای اولین بار نامشروط و با سلامت عقل میشوید، یک انسان واقعا آزاد.
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
🔻سادگرو، اشو و مورتی
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
.
#مراقبه #خودشناسی #آرامش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 برای ارزشِ عشق چه رخ دادهاست؟
— زیرنویس انگلیسی - ترجمه در کپشن
🎙#اشو
🔹آیا زندگی هیچ معنایی دارد؟ هیچ نکته و هدف و ارزشی؟ سؤال این است که آیا یک هدف وجود دارد که باید از طریق زندگی کردن به آن دست یافت؟ آیا مکانی وجود دارد که یک روز در طول زندگی به آن خواهید رسید؟
🔹[با این نگاه] زندگی یک وسیله بدل میشود. اما هدف، دستیابی به آن، در جایی دوردست، یک پایان است. و آن پایان است که به آن معنا میبخشد. اگر پایانی نباشد، پس قطعاً زندگی بیمعنی است!!
🔹[با این نگاه] برای معنادار کردن زندگی، به یک خدا نیاز است. ابتدا، تقسیمبندی بین هدف و وسیله را ایجاد میکنید. این کار، ذهنِ شما را تقسیم میکند. ذهنِ شما مرتب میپرسد: "چرا؟ برای چه؟"، و هر امری که پاسخی به سوالِ "برای چه؟" شما نداشتهباشد، بهتدریج برای شما بیارزش میشود.
🔺اینگونه است که عشق برای شما بیارزش شدهاست. عشق [از این منظرِ سودگرایانه و هدفاندیش] چه هدفی دارد؟ شما را به کجا خواهد برد؟ دستاورد آن چه خواهد بود؟ آیا به یک آرمانشهر یا بهشت خواهد رسانید؟ البته که عشق هیچ هدفی ندارد. آن بیهدف است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— زیرنویس انگلیسی - ترجمه در کپشن
🎙#اشو
🔹آیا زندگی هیچ معنایی دارد؟ هیچ نکته و هدف و ارزشی؟ سؤال این است که آیا یک هدف وجود دارد که باید از طریق زندگی کردن به آن دست یافت؟ آیا مکانی وجود دارد که یک روز در طول زندگی به آن خواهید رسید؟
🔹[با این نگاه] زندگی یک وسیله بدل میشود. اما هدف، دستیابی به آن، در جایی دوردست، یک پایان است. و آن پایان است که به آن معنا میبخشد. اگر پایانی نباشد، پس قطعاً زندگی بیمعنی است!!
🔹[با این نگاه] برای معنادار کردن زندگی، به یک خدا نیاز است. ابتدا، تقسیمبندی بین هدف و وسیله را ایجاد میکنید. این کار، ذهنِ شما را تقسیم میکند. ذهنِ شما مرتب میپرسد: "چرا؟ برای چه؟"، و هر امری که پاسخی به سوالِ "برای چه؟" شما نداشتهباشد، بهتدریج برای شما بیارزش میشود.
🔺اینگونه است که عشق برای شما بیارزش شدهاست. عشق [از این منظرِ سودگرایانه و هدفاندیش] چه هدفی دارد؟ شما را به کجا خواهد برد؟ دستاورد آن چه خواهد بود؟ آیا به یک آرمانشهر یا بهشت خواهد رسانید؟ البته که عشق هیچ هدفی ندارد. آن بیهدف است.
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
🔻سادگرو، اشو، مورتی، واتس
📺 همهچیز فقط یه بازیه!
📺 معنای زندگی از نظر آلن واتس
📺 مصاحبهای دربارۀ مراقبه
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
.
#فلسفیدن #معنای_زندگی #نقد_فرهنگ
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘در قرآن حتی یک جمله نیست که ارزشِ صرفِ وقت و تفسیر داشتهباشد!
✍🏻 #اشو
🍂 من نمیخواهم پیروان ادیانی مثل مسیحیت، هندوئیسم یا اسلام وارد کمون (جامعه) ما شوند، زیرا همگی این ادیان بر پایۀ دعا هستند. دعا برونگرایی است، در حالی که مراقبه (مدیتیشن) چیزی درونگراست. اگر قرار است به مردم اجازه ورود داده شود، این اجازه باید به کسانی داده شود که دینشان مبتنی بر مراقبه است، نه دعا. این باید یک معیار روشن و بیپرده باشد. به پیروان لائوتسه، تائو، ذن، تصوف و حسیدیسم باید اجازه داده شود. اینها همه افرادی هستند که به نوعی با مراقبه مرتبطاند، و ذن بالاترین مرتبه هست؛ خالصترین نوع مراقبه که طی قرنها توسط عارفان هند، چین و ژاپن پالایش شده است. هیچ چیزی قابل مقایسه با آن نیست.
🍂 یک پاپ در اینجا چه کاری میتواند انجام دهد؟ فقط زمین را میبوسد! او میتواند این کار را در واتیکان هم انجام دهد، کشوری مستقل به مساحت هشت مایل مربع. هشت مایل مربع برای بوسیدن او کافی نیست؟ او پول زیادی را برای بوسیدن زمینهای مختلف هدر میدهد. وقتی به هند آمد و فرودگاه دهلی نو را بوسید، من در کاتماندو بودم و در یک کنفرانس مطبوعاتی گفتم:
البته فضولات گاو مزهای از هندوئیسم به شما میدهد:)
🍂 مسیحیت برای جهان چه کردهاست؟ با منع استفاده از روشهای کنترل جمعیت، فقر بیشتری ایجاد کردهاست. امروزه روشهای پیشگیری صددرصد مؤثر هستند؛ قرصی وجود دارد که مرد میتواند مصرف کند، و نیازی نیست زن چیزی بخورد. با وجود این ترفند به این سادگی، چرا باید جمعیت مازاد را افزایش داد؟ کشیشان مسیحی نوکران و بردگان میخواهند بخاطر همین از فقرا و یتیمان حمایت میکنند و بر فقر بیشتر اصرار دارند. کلیسای کاتولیک در حال حاضر ششصد میلیون پیرو دارد، اما هنوز قانع نیست و به قیمت نابودی سیاره، پیروان بیشتری میخواهد.
🍂 از آنجا که مسیحیت بزرگترین دین از نظر تعداد پیرو است، ادیانی مثل اسلام نیز از این ایده پیروی کردهاند. محمد با نه زن ازدواج کرد، او بیسواد بود، دچار حملات صرع میشد و فقط به خاطر پول با زنی چهل ساله به نام خدیجه ازدواج کرد، این در حالی بود که خودش فقط بیست و شش سال سن داشت. خدیجه فردی بسیار ثروتمند بود.
🍂 حملات صرع محمد را چیزی معنوی میدانستند، وقتی محمد در حملات صرعش میلرزید و از دهانش کف میآمد، خدیجه هر آنچه را که او در آن حالت ناهوشیار بیان میکرد، مینوشت. در واقع، این خدیجه بود که قرآن را نوشت، نه محمد. او حتی نمیتوانست نام خود را امضا کند. نگارش قرآن سی سال طول کشید، چون باید منتظر میماند تا حملات صرع تکرار شود. هیچکس نمیداند که آیا خدیجه واقعاً آنچه محمد میگفت را مینوشت یا خودش داستانسرایی میکرد، زیرا قرآن کتاب مقدس بسیار ضعیفی است و محتوای قابل توجهی ندارد.
🍂 دوستان مسلمان از من خواستهاند درباره قرآن صحبت کنم و نسخههای زیبا و جدید آن را برایم فرستادهاند. بارها به آنها نگاه کردم، اما حتی یک جمله که ارزش وقت گذاشتن و تفسیر کردن داشته باشد پیدا نکردم. میتوانم نقد کنم، اما در این صورت مسلمانان آماده خواهند بود تا کمون من را به آتش بکشند. دقیقاً همان کاری که کلیسای یونان با من کرد...
📓کتابِ «ذن: جهش کوانتومی از ذهن به بیذهنی»، #ترجمه: ashvan.asl
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #اشو
🍂 من نمیخواهم پیروان ادیانی مثل مسیحیت، هندوئیسم یا اسلام وارد کمون (جامعه) ما شوند، زیرا همگی این ادیان بر پایۀ دعا هستند. دعا برونگرایی است، در حالی که مراقبه (مدیتیشن) چیزی درونگراست. اگر قرار است به مردم اجازه ورود داده شود، این اجازه باید به کسانی داده شود که دینشان مبتنی بر مراقبه است، نه دعا. این باید یک معیار روشن و بیپرده باشد. به پیروان لائوتسه، تائو، ذن، تصوف و حسیدیسم باید اجازه داده شود. اینها همه افرادی هستند که به نوعی با مراقبه مرتبطاند، و ذن بالاترین مرتبه هست؛ خالصترین نوع مراقبه که طی قرنها توسط عارفان هند، چین و ژاپن پالایش شده است. هیچ چیزی قابل مقایسه با آن نیست.
🍂 یک پاپ در اینجا چه کاری میتواند انجام دهد؟ فقط زمین را میبوسد! او میتواند این کار را در واتیکان هم انجام دهد، کشوری مستقل به مساحت هشت مایل مربع. هشت مایل مربع برای بوسیدن او کافی نیست؟ او پول زیادی را برای بوسیدن زمینهای مختلف هدر میدهد. وقتی به هند آمد و فرودگاه دهلی نو را بوسید، من در کاتماندو بودم و در یک کنفرانس مطبوعاتی گفتم:
"اگر میخواست فضولات گاو را ببوسد، میتوانستیم بستهای پر از آن برایش بفرستیم! چرا هشت میلیون دلار را هدر داد تا فقط فضولات گاو را ببوسد؟"
البته فضولات گاو مزهای از هندوئیسم به شما میدهد:)
🍂 مسیحیت برای جهان چه کردهاست؟ با منع استفاده از روشهای کنترل جمعیت، فقر بیشتری ایجاد کردهاست. امروزه روشهای پیشگیری صددرصد مؤثر هستند؛ قرصی وجود دارد که مرد میتواند مصرف کند، و نیازی نیست زن چیزی بخورد. با وجود این ترفند به این سادگی، چرا باید جمعیت مازاد را افزایش داد؟ کشیشان مسیحی نوکران و بردگان میخواهند بخاطر همین از فقرا و یتیمان حمایت میکنند و بر فقر بیشتر اصرار دارند. کلیسای کاتولیک در حال حاضر ششصد میلیون پیرو دارد، اما هنوز قانع نیست و به قیمت نابودی سیاره، پیروان بیشتری میخواهد.
🍂 از آنجا که مسیحیت بزرگترین دین از نظر تعداد پیرو است، ادیانی مثل اسلام نیز از این ایده پیروی کردهاند. محمد با نه زن ازدواج کرد، او بیسواد بود، دچار حملات صرع میشد و فقط به خاطر پول با زنی چهل ساله به نام خدیجه ازدواج کرد، این در حالی بود که خودش فقط بیست و شش سال سن داشت. خدیجه فردی بسیار ثروتمند بود.
🍂 حملات صرع محمد را چیزی معنوی میدانستند، وقتی محمد در حملات صرعش میلرزید و از دهانش کف میآمد، خدیجه هر آنچه را که او در آن حالت ناهوشیار بیان میکرد، مینوشت. در واقع، این خدیجه بود که قرآن را نوشت، نه محمد. او حتی نمیتوانست نام خود را امضا کند. نگارش قرآن سی سال طول کشید، چون باید منتظر میماند تا حملات صرع تکرار شود. هیچکس نمیداند که آیا خدیجه واقعاً آنچه محمد میگفت را مینوشت یا خودش داستانسرایی میکرد، زیرا قرآن کتاب مقدس بسیار ضعیفی است و محتوای قابل توجهی ندارد.
🍂 دوستان مسلمان از من خواستهاند درباره قرآن صحبت کنم و نسخههای زیبا و جدید آن را برایم فرستادهاند. بارها به آنها نگاه کردم، اما حتی یک جمله که ارزش وقت گذاشتن و تفسیر کردن داشته باشد پیدا نکردم. میتوانم نقد کنم، اما در این صورت مسلمانان آماده خواهند بود تا کمون من را به آتش بکشند. دقیقاً همان کاری که کلیسای یونان با من کرد...
📓کتابِ «ذن: جهش کوانتومی از ذهن به بیذهنی»، #ترجمه: ashvan.asl
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
🔻مسیح + بایبل Vs اسلام
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
— اسلام (ایدئولوژیِ خلافت)، رادیکالتر از یهود
📺 از تعهد مسیحیت تا هرجومرجِ جنسی اسلام
📕چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟
📕مسیح در قرآن: خدایی که خدا نیست
🔻سادگرو، اشو، مورتی
📺 مصاحبهای دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزشِ عشق چه رخ دادهاست؟
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📺 سانسورِ نظرِ شوپنهاور دربارۀ قرآن
📕نظرِ اسپینوزا دربارۀ محمد
📺 سانسورهای کتابِ «کمدی الهی» دانته
📺 آیا «امّی» یعنی بیسواد؟
📕افشای تالیفِ جمعی قرآن با ریاضی
📻 قرآن در ترازوی «امر مطلق»
📻 گافها بهمثابه امضایِ بشری
📺 کتاب ممنوعۀ «قرآن، کلام محمد»
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📓علم مراقبه و تانترا [تفسیری بر] ویگیان بایروا تانترا
— مجموعه کتاب اسرار: ۱۱۲ مراقبه برای کشف رمز و رازِ درون
🔻این مجموعه کتابِ ۸ جلدی #اشو (لینک پایین)، هم اگر تمایل و علاقه به این دست موضوعات داشتید، ولو با دید کاملا شکاکانه، مرور کنید؛ جالباند و نکات قابلِ تاملی دارند:
https://t.me/OSHO1990/27160
🔸مجموعه کتاب «اسرار علم مراقبه» یکی از مهمترین و جامعترین آثار اشو است که در قالب سخنرانیهای او شکل گرفتهاست. این مجموعه، کتابی کلاسیک در زمینه مراقبه و خودشناسی محسوب میشود.
🔶 معرفی مجموعه
🔸این کتاب در واقع تفسیر اشو بر یک متن باستانی هندی به نام «ویگیان بایروا تانترا» است که قدمت آن به هزاران سال پیش بازمیگردد.
🔻ویژگیهای کلیدی این مجموعه:
▪️۱۱۲ تکنیک مراقبه: هسته اصلی این کتاب، شرح و توضیح ۱۱۲ تکنیک مراقبه است که برای رسیدن به بیداری و آگاهی کامل طراحی شدهاند. این تکنیکها بسیار متنوع هستند و اشو آنها را برای انواع شخصیتها و نیازهای انسان معاصر توضیح میدهد.
▪️رویکرد عملی و غیرمذهبی: این تکنیکها برخلاف بسیاری از روشهای سنتی، نیازی به باور مذهبی خاصی ندارند و بر تجربه عملی و مستقیم تأکید میکنند. هدف آنها کمک به هر فرد برای پیدا کردن تکنیک مناسب خود است.
▪️پوشش موضوعات گسترده: علاوه بر تکنیکها، اشو در این سخنرانیها به موضوعات عمیقی مانند ماهیت ذهن، آگاهی، زمان، فضا، عشق و مرگ میپردازد و راهنماییهای ارزشمندی برای زندگی آگاهانه ارائه میدهد.
▪️تغییر از درون: پیام اصلی این مجموعه این است که دگرگونی واقعی از درون هر فرد آغاز میشود و مراقبه، ابزار اصلی این تغییر است.
🔺در نهایت، این مجموعه کتاب یک راهنمای عملی برای هر کسی است که به دنبال کاوش در دنیای درونی خود و رسیدن به آرامش و وضوح ذهنی است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— مجموعه کتاب اسرار: ۱۱۲ مراقبه برای کشف رمز و رازِ درون
🔻این مجموعه کتابِ ۸ جلدی #اشو (لینک پایین)، هم اگر تمایل و علاقه به این دست موضوعات داشتید، ولو با دید کاملا شکاکانه، مرور کنید؛ جالباند و نکات قابلِ تاملی دارند:
https://t.me/OSHO1990/27160
🔸مجموعه کتاب «اسرار علم مراقبه» یکی از مهمترین و جامعترین آثار اشو است که در قالب سخنرانیهای او شکل گرفتهاست. این مجموعه، کتابی کلاسیک در زمینه مراقبه و خودشناسی محسوب میشود.
🔶 معرفی مجموعه
🔸این کتاب در واقع تفسیر اشو بر یک متن باستانی هندی به نام «ویگیان بایروا تانترا» است که قدمت آن به هزاران سال پیش بازمیگردد.
🔻ویژگیهای کلیدی این مجموعه:
▪️۱۱۲ تکنیک مراقبه: هسته اصلی این کتاب، شرح و توضیح ۱۱۲ تکنیک مراقبه است که برای رسیدن به بیداری و آگاهی کامل طراحی شدهاند. این تکنیکها بسیار متنوع هستند و اشو آنها را برای انواع شخصیتها و نیازهای انسان معاصر توضیح میدهد.
▪️رویکرد عملی و غیرمذهبی: این تکنیکها برخلاف بسیاری از روشهای سنتی، نیازی به باور مذهبی خاصی ندارند و بر تجربه عملی و مستقیم تأکید میکنند. هدف آنها کمک به هر فرد برای پیدا کردن تکنیک مناسب خود است.
▪️پوشش موضوعات گسترده: علاوه بر تکنیکها، اشو در این سخنرانیها به موضوعات عمیقی مانند ماهیت ذهن، آگاهی، زمان، فضا، عشق و مرگ میپردازد و راهنماییهای ارزشمندی برای زندگی آگاهانه ارائه میدهد.
▪️تغییر از درون: پیام اصلی این مجموعه این است که دگرگونی واقعی از درون هر فرد آغاز میشود و مراقبه، ابزار اصلی این تغییر است.
🔺در نهایت، این مجموعه کتاب یک راهنمای عملی برای هر کسی است که به دنبال کاوش در دنیای درونی خود و رسیدن به آرامش و وضوح ذهنی است.
🔻سادگرو، اشو، مورتی
📺 مصاحبهای دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزشِ عشق چه رخ دادهاست؟
🚬 چطور سیگار را ترک کنیم؟
📺 چرا نسلهای نو دیگر دین را نمیپذیرند؟
📺 مذهب بهمثابه یک روانکاوی ارزانِ
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 ادیان بخشی از مشکلاند
📺 تروریسم و بوکیسم
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
🔻شرق Vs اسلام
📕اشو: مهمل بودنِ قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکارِ وجودِ بردگی و بتپرستی یک خطای خطرناکِ تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
.
#معرفی_کتاب #نقد_ادیان #خودشناسی #مراقبه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘محمد از «مراقبه و آگاهی» هیچ نمیدانست!
✍🏻 #اشو
🍂 در این جهان، کشورهای مختلفی با آداب و سنن گوناگون وجود دارند. برخی جوامع از مسیر تمدن عقب ماندهاند، و برخی دیگر، جوامعی وحشی و غیرمتمدن باقی ماندهاند. هنوز هیچ تمدنی بصورت کامل محقق نشدهاست؛ تمدن واقعی منتظر است تا توسط شما بهوجود آید و شما باید منادیان این تحول و تمدن باشید.
🍂 اما باید به شما بگویم که کشورهای مسلمان حتی معاصر هم نیستند، چه برسد به متمدن. آنها حتی یک اینچ هم از زمان محمد فاصله نگرفتهاند. چهارده قرن گذشته است و آنها هنوز فکر میکنند که قرآن کتابی مقدس است؛ در حالی که نود و نه درصد قرآن فقط مزخرف محض است. شاید بتوان یک درصد آن را چیزی معنوی دانست، اما مابقی کمترین اهمیت را دارد.
🍂 مسلمانان به قرآن وفادار ماندهاند و حتی حاضر نیستند به حرف دیگری گوش دهند. چند مسلمان از شاگردان من هستند. این مردم بیچاره از من درخواست کردهاند:
🔺مسلمانان بحث نمیکنند. آنها هیچ استدلالی را نمیپذیرند. تنها استدلال آنها شمشیر است:
🔺و از دیدگاه آنها، هر کسی که کشته شود، اشتباه کردهاست. و این عجیب است. برای مثال، کشتن سقراط بسیار آسان است. هر احمقی مثل محمدعلی کلی میتواند سقراط را بدون هیچ مشکلی بکشد. سقراط کشتیگیر نیست و بوکسور هم نیست؛ فقط یک مشت محکم به بینیاش بزنید تا کارش با تمام فلسفهاش تمام شود.
🔺قدرت بدنی یا قدرتی که از طریق سلاح بهدست میآید، نمیتواند جایگزینی برای استدلال باشد. استدلال به هوشمندی نیاز دارد و این هوشمندی در مسلمانان وجود ندارد.
🍂 در هند، من با صدها مسلمان در تماس بودهام. شاید ندانید که هند از نظر تعداد، حتی پس از جدایی از پاکستان، هنوز بزرگترین کشور مسلمان در جهان است. هند هنوز جمعیت مسلمان بیشتری نسبت به هر کشور دیگری دارد. کشورهایی که کاملاً مسلمان هستند، از همه عقبماندهترند. اما شما میدانید که مسلمانان هند کمی بهتر از هر مسلمان دیگری هستند، زیرا قرنهاست در کنار انواع فیلسوفان، انواع ادیان، انواع نگرشها و رویکردها زندگی میکنند. بدیهیست که تعصب آنها کمتر شدهاست، اما همین اندک تعصب هم برای کشتن شما کافیست!
🔻شما نمیتوانید چیزی علیه قرآن بگویید؛ کلیت اسلام همین سه کلمه است:
🔺شما نمیتوانید علیه هیچ یک از این سه صحبت کنید، و البته که انتقادها و حرفهای زیادی علیه هر سه وجود دارد!
🔺خدای اسلام اصلاً شبیه خدا نیست؛ کتاب مقدس آنها فقط مزخرف محض است، و تنها پیامبر آنها فقط یک مرد بیسواد و غیرمتعهد است؛ بدون هیچ تصویری از قلههای آگاهی، کسی که هرگز در زندگی خود مراقبه نکردهاست. او چیزی در مورد مراقبه نمیداند.
💬 اما شاگردانی که مسلمان هستند از من پرسیدهاند:
🔻آنها به من گفتهاند:
🔻 اما من در مورد رنگ لباس یا ملا متعصب نیستم. گفتم:
🔻محمد به مسلمانان میگوید:
🔺 اما من به شما میگویم:
🔺🔺🔺من هیچ نوع تضمینی در مورد آینده و وعدۀ دروغی نمیدهم؛ چگونه میتوانم به کسی بگویم که به خاطر من بمیرد؟!
📖 کتاب «آخرین وصیت»، #ترجمه: ashvan.asl
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #اشو
🍂 در این جهان، کشورهای مختلفی با آداب و سنن گوناگون وجود دارند. برخی جوامع از مسیر تمدن عقب ماندهاند، و برخی دیگر، جوامعی وحشی و غیرمتمدن باقی ماندهاند. هنوز هیچ تمدنی بصورت کامل محقق نشدهاست؛ تمدن واقعی منتظر است تا توسط شما بهوجود آید و شما باید منادیان این تحول و تمدن باشید.
🍂 اما باید به شما بگویم که کشورهای مسلمان حتی معاصر هم نیستند، چه برسد به متمدن. آنها حتی یک اینچ هم از زمان محمد فاصله نگرفتهاند. چهارده قرن گذشته است و آنها هنوز فکر میکنند که قرآن کتابی مقدس است؛ در حالی که نود و نه درصد قرآن فقط مزخرف محض است. شاید بتوان یک درصد آن را چیزی معنوی دانست، اما مابقی کمترین اهمیت را دارد.
🍂 مسلمانان به قرآن وفادار ماندهاند و حتی حاضر نیستند به حرف دیگری گوش دهند. چند مسلمان از شاگردان من هستند. این مردم بیچاره از من درخواست کردهاند:
"باگوان، ما میخواهیم شاگرد شما بمانیم، میخواهیم معاصر باشیم و بخشی از انقلابی که شما در ما ایجاد کردهاید، باشیم. اما نمیتوانیم با لباس قرمز به خانه برگردیم. مسلمانان بهراحتی ما را خواهند کشت... آنها بحث نمیکنند."
🔺مسلمانان بحث نمیکنند. آنها هیچ استدلالی را نمیپذیرند. تنها استدلال آنها شمشیر است:
یا باید آنها را بکشی، یا توسط آنها کشته خواهی شد!
🔺و از دیدگاه آنها، هر کسی که کشته شود، اشتباه کردهاست. و این عجیب است. برای مثال، کشتن سقراط بسیار آسان است. هر احمقی مثل محمدعلی کلی میتواند سقراط را بدون هیچ مشکلی بکشد. سقراط کشتیگیر نیست و بوکسور هم نیست؛ فقط یک مشت محکم به بینیاش بزنید تا کارش با تمام فلسفهاش تمام شود.
🔺قدرت بدنی یا قدرتی که از طریق سلاح بهدست میآید، نمیتواند جایگزینی برای استدلال باشد. استدلال به هوشمندی نیاز دارد و این هوشمندی در مسلمانان وجود ندارد.
🍂 در هند، من با صدها مسلمان در تماس بودهام. شاید ندانید که هند از نظر تعداد، حتی پس از جدایی از پاکستان، هنوز بزرگترین کشور مسلمان در جهان است. هند هنوز جمعیت مسلمان بیشتری نسبت به هر کشور دیگری دارد. کشورهایی که کاملاً مسلمان هستند، از همه عقبماندهترند. اما شما میدانید که مسلمانان هند کمی بهتر از هر مسلمان دیگری هستند، زیرا قرنهاست در کنار انواع فیلسوفان، انواع ادیان، انواع نگرشها و رویکردها زندگی میکنند. بدیهیست که تعصب آنها کمتر شدهاست، اما همین اندک تعصب هم برای کشتن شما کافیست!
🔻شما نمیتوانید چیزی علیه قرآن بگویید؛ کلیت اسلام همین سه کلمه است:
فقط یک خدا، یک قرآن و یک محمد.
🔺شما نمیتوانید علیه هیچ یک از این سه صحبت کنید، و البته که انتقادها و حرفهای زیادی علیه هر سه وجود دارد!
🔺خدای اسلام اصلاً شبیه خدا نیست؛ کتاب مقدس آنها فقط مزخرف محض است، و تنها پیامبر آنها فقط یک مرد بیسواد و غیرمتعهد است؛ بدون هیچ تصویری از قلههای آگاهی، کسی که هرگز در زندگی خود مراقبه نکردهاست. او چیزی در مورد مراقبه نمیداند.
💬 اما شاگردانی که مسلمان هستند از من پرسیدهاند:
"به ما اجازه دهید... ما ملا (گردنبند) و لباسهایمان را در خانههایمان پنهان نگه میداریم. ما حتی نمیتوانیم به خانوادهمان اطلاع دهیم که شاگرد شما هستیم، زیرا این پایان کار ما خواهد بود."
🔻آنها به من گفتهاند:
"اگر نیاز باشد که ما کشته شویم، ما آمادهایم."
🔻 اما من در مورد رنگ لباس یا ملا متعصب نیستم. گفتم:
"نگران آن نباشید، فقط به قلب شما نیاز دارم، و اگر آن قرمز شده باشد بس در آن حضور دارم. اگر به آنجا رسیدم، پس نگران نباشید. من نمیخواهم کسی به نام من کشته شود، من میخواهم مردم به نام من «طولانیتر، سالمتر و شادتر» زندگی کنند."
🔻محمد به مسلمانان میگوید:
"اگر به نام خدای من بمیرید، بهشت شما قطعی است."
🔺 اما من به شما میگویم:
"اگر به نام من زندگی کنید، به نام من عشق بورزید و به نام من برقصید، شما در حال حاضر در بهشت زندگی میکنید".
🔺🔺🔺من هیچ نوع تضمینی در مورد آینده و وعدۀ دروغی نمیدهم؛ چگونه میتوانم به کسی بگویم که به خاطر من بمیرد؟!
📖 کتاب «آخرین وصیت»، #ترجمه: ashvan.asl
🔻اشو
📓علم مراقبه و تانترا
📺 دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
🔻شرق Vs اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکار وجود بردگی/بتپرستی خطای خطرناک تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 عارفۀ تنباز
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 تروریسم و بوکیسم
.
#نقد_اسلام #نقد_قرآن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 شتر و رابطه در اسلام
— دید محمد به اختیار و فردیتِ زنان
🎙#اشو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— دید محمد به اختیار و فردیتِ زنان
🎙#اشو
🔸 تمام این بهاصطلاح پیامبران، منجیان و فرستادگان خدا، هیچ کس را نجات ندادهاند. بلکه انواع جدیدی از بردگی، زندانها و زنجیرها را به وجود آوردهاند؛ زیرا برای اینکه یک منجی باشید، باید به مردم این احساس را بدهید که گناهکار، بیارزش و نیازمند به کمک بیرونی هستند. این در حالی است که یک استاد واقعی به شما کمک میکند تا آزاد شوید، به جای اینکه یک پیرو باشید. او به شما کمک میکند تا روی پای خود بایستید و به همین دلیل، یک استاد حقیقی علیه تمامی پیامبران و منجیان است.
📚 اُشو، کتاب: The Dhammapada: The Way of the Buddha
ترجمه: ashvan.asl
🔻اشو
📓علم مراقبه و تانترا
📺 دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
🔻شرق Vs اسلام
📕محمد از «مراقبه/آگاهی» هیچ نمیدانست!
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکار وجود بردگی/بتپرستی خطای خطرناک تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 عارفۀ تنباز
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 تروریسم و بوکیسم
.
#نقد_اسلام #نقد_ادیان #زنان #گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘زیارتِ مکه و کربلا: فریبِ پاکشدن از گناهان
— خدایان مردۀ سنت و بشر مدرن
✍🏻#اشو
🔻به این سوترای کبیر توجه کنید:
🔸در شرق، قرنهاست که حوضچههای مقدس را باور داشتهاند ـــ که اگر به رود گَنگ بروی، پاک خواهی شد؛ به هیچ چیز دیگری نیاز نداری: بسیار ارزان است و انجامش بسیار آسان. ولی بسیار فریبکارانه است، تو توسط کشیشان گول خوردهای!
🔻کبیر میگوید:
او پتکی در دست میگیرد و شروع میکند به تخریب دینی که کشیشان ترویج دادهاند. برای هندوها این حوضچههای مقدس ارزش بسیاری دارند. البته که آب بدن را تمیز میکند، ولی نمیتواند روح انسان را پاک کند. چگونه آب میتواند آگاهی تو را شستشو دهد؟ تو مرتکب خطا میشوی و غسلی در رودخانهی گنگ میکنی و فکر میکنی که تمام شده است!
🔸چنین اتفاق افتاد که یکی از مریدانِ راماکریشنا در یکی از روزهای عید از او اجازه گرفت تا برای غسل به رود گنگ برود. راماکریشنا مانند کبیر نبود؛ او پتکی در دست نمیگرفت، سبک او لطیف بود؛ ولی حقیقت، حقیقت است. او با یک گُل ضربه میزد نه با یک پتک ـــ ولی ضربهزدن یکسان است، و گاهی یک گل سختتر و عمیقتر از یک پتک عمل میکند.
🔻راماکریشنا گفت:
و مرید گفت: “بله، درختان بسیار بلندی در کنار رودخانه وجود دارند.”
راماکریشنا گفت:
مرید گفت: “نه، هرگز در این مورد فکر نکردهام.” و راماکریشنا گفت:
🔺فقط به حماقت ذهن انسان نگاه کن: هزاران سال است که باور داشته که رفتن به یکی از رودخانهها یا حوضچههای مقدس، گناهان او را پاک خواهد کرد. دیگران نیز اینگونه باورهای دیگری داشتهاند ـــ رفتن به شهرهای مقدس، به اورشلیم، نزد دیوار ندبه، و یا رفتن به کعبه. تمامی اینها همان نگرش احمقانهی ذهن انسان است.
🔺تو مایلی راههایی ارزان برای خلاصشدن از اعمال خودت پیدا کنی، نمیخواهی مسئولیت آنها را خودت بپذیری. نمیخواهی خودت را متحول کنی، برای همین است که راههای ارزان را پیدا میکنی؛ ولی تو همانی که هستی باقی میمانی.
🔺انسان به سبب همین چیزها تغییری نکرده است. و این چیزها برایش تسلی خوبی بودهاند؛ یک قاتل نزد یک رودخانه مقدس میرود و در آن غسل میکند و احساس کاملا خوبی دارد. مسیحیان نیز وقتی برای اعتراف نزد کشیش میروند همین کار را میکنند. و روز بعد بازهم آمادهای تا خطا کنی! و میدانی که مشکل زیادی نخواهی داشت زیرا میتوانی دوباره بروی و اعتراف کنی. میتوانی هر سال به زیارت رود گنگ بروی، در آن غسل کنی و تمام آن سال را پاک خواهی بود و فضیلت بسیاری کسب کردهای!
🔻وقتی در موردش فکر کنی، میبینی که احمقانه است. ولی انسان تاکنون اینگونه زندگی کرده: به نام دین، انسان دگرگونی خودش را به تعویق انداخته است. اما دیانت واقعی باید یک نیروی دگرگون کننده باشد. ولی ادیان و مذاهب موجود هیچ نیروی متحولکنندهای نبودهاند؛ برعکس، یک مانع بودهاند. بزرگترین مانع برای تحول انسان، همین ادیان رایج بودهاند.
🔺پس مذهبیها همواره در یک دایره حرکت میکنند: پیوسته کارهای مشخصی انجام میدهند. آنها هر روز و هر سال به معبد میروند؛ با تسبیحهایشان بازی میکنند، نامهای مقدس را تکرار میکنند، و هیچ تغییری نمیکنند ـــ حتی یک تغییر جزیی. هیچ چیز هرگز عوض نمیشود. درواقع، باورهایشان راههایی هستند برای حفاظت در برابر تغییر؛ باورهایشان ابزارهای دفاعی و سلاحهایشان در برابر تغییر هستند. آنها میخواهند همانگونه که هستند باقی بمانند. آنها هنوز هم میخواهند این لذت را داشته باشند که از دیگران مقدستر هستند ـــ که افرادی معمولی نیستند، فوقالعاده هستند. و این چیزها به شما رویاهای زیبایی میدهند که افرادی برتر، فوقالعاده و مقدستر از دیگران هستید. ولی درواقع، اینها فقط سفرهای نفسانی ego trips هستند.
🔺خدایان گذشته مردهاند و نمیتوان آنها را دوباره زنده کرد. آنها دیگر ربطی به آگاهی انسان ندارند؛ توسط ذهنهای بسیار نابالغ ساخته شده بودند.
🔺انسان به بلوغ رسیده نیاز به نگرشی متفاوت دارد، نیاز به نوعی متفاوت از دیانت دارد. انسان باید از دیروزهایش آزاد شود، زیرا فردا فقط در اینصورت ممکن خواهد بود. برای آمدن جدید، قدیم باید بمیرد.
«انقلاب»، تفسیر از سرودههای کبیر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خدایان مردۀ سنت و بشر مدرن
✍🏻#اشو
🔻به این سوترای کبیر توجه کنید:
در حوضچههای مقدس چیزی جز آب وجود ندارد
🔸در شرق، قرنهاست که حوضچههای مقدس را باور داشتهاند ـــ که اگر به رود گَنگ بروی، پاک خواهی شد؛ به هیچ چیز دیگری نیاز نداری: بسیار ارزان است و انجامش بسیار آسان. ولی بسیار فریبکارانه است، تو توسط کشیشان گول خوردهای!
🔻کبیر میگوید:
چیزی در آن آبهای مقدس وجود ندارد.
او پتکی در دست میگیرد و شروع میکند به تخریب دینی که کشیشان ترویج دادهاند. برای هندوها این حوضچههای مقدس ارزش بسیاری دارند. البته که آب بدن را تمیز میکند، ولی نمیتواند روح انسان را پاک کند. چگونه آب میتواند آگاهی تو را شستشو دهد؟ تو مرتکب خطا میشوی و غسلی در رودخانهی گنگ میکنی و فکر میکنی که تمام شده است!
🔸چنین اتفاق افتاد که یکی از مریدانِ راماکریشنا در یکی از روزهای عید از او اجازه گرفت تا برای غسل به رود گنگ برود. راماکریشنا مانند کبیر نبود؛ او پتکی در دست نمیگرفت، سبک او لطیف بود؛ ولی حقیقت، حقیقت است. او با یک گُل ضربه میزد نه با یک پتک ـــ ولی ضربهزدن یکسان است، و گاهی یک گل سختتر و عمیقتر از یک پتک عمل میکند.
🔻راماکریشنا گفت:
“خوب است؛ برو: رود گنگ زیباست و پاک میکند. ولی یک چیز یادت باشد: برنگرد، در آنجا تا ابد بمان. زیرا وقتی که بیرون بیایی اثرش از بین میرود. و آیا آن درختان کنار رودخانه را دیدهای؟”
و مرید گفت: “بله، درختان بسیار بلندی در کنار رودخانه وجود دارند.”
راماکریشنا گفت:
“آیا هرگز در موردش فکر کردهای که چرا آنها آنجا ایستادهاند؟”
مرید گفت: “نه، هرگز در این مورد فکر نکردهام.” و راماکریشنا گفت:
“وقتی در رودخانه غسل میکنی و زیر آب هستی، طبیعی است که آب آنجا بسیار پاک است و گناهان فوراً تو را ترک میکنند. ولی آنها به روی آن درختان میپرند و در آنجا مینشینند. و وقتی میخواهی به خانه برگردی، دوباره روی تو مینشینند.”
🔺فقط به حماقت ذهن انسان نگاه کن: هزاران سال است که باور داشته که رفتن به یکی از رودخانهها یا حوضچههای مقدس، گناهان او را پاک خواهد کرد. دیگران نیز اینگونه باورهای دیگری داشتهاند ـــ رفتن به شهرهای مقدس، به اورشلیم، نزد دیوار ندبه، و یا رفتن به کعبه. تمامی اینها همان نگرش احمقانهی ذهن انسان است.
🔺تو مایلی راههایی ارزان برای خلاصشدن از اعمال خودت پیدا کنی، نمیخواهی مسئولیت آنها را خودت بپذیری. نمیخواهی خودت را متحول کنی، برای همین است که راههای ارزان را پیدا میکنی؛ ولی تو همانی که هستی باقی میمانی.
🔺انسان به سبب همین چیزها تغییری نکرده است. و این چیزها برایش تسلی خوبی بودهاند؛ یک قاتل نزد یک رودخانه مقدس میرود و در آن غسل میکند و احساس کاملا خوبی دارد. مسیحیان نیز وقتی برای اعتراف نزد کشیش میروند همین کار را میکنند. و روز بعد بازهم آمادهای تا خطا کنی! و میدانی که مشکل زیادی نخواهی داشت زیرا میتوانی دوباره بروی و اعتراف کنی. میتوانی هر سال به زیارت رود گنگ بروی، در آن غسل کنی و تمام آن سال را پاک خواهی بود و فضیلت بسیاری کسب کردهای!
🔻وقتی در موردش فکر کنی، میبینی که احمقانه است. ولی انسان تاکنون اینگونه زندگی کرده: به نام دین، انسان دگرگونی خودش را به تعویق انداخته است. اما دیانت واقعی باید یک نیروی دگرگون کننده باشد. ولی ادیان و مذاهب موجود هیچ نیروی متحولکنندهای نبودهاند؛ برعکس، یک مانع بودهاند. بزرگترین مانع برای تحول انسان، همین ادیان رایج بودهاند.
🔺پس مذهبیها همواره در یک دایره حرکت میکنند: پیوسته کارهای مشخصی انجام میدهند. آنها هر روز و هر سال به معبد میروند؛ با تسبیحهایشان بازی میکنند، نامهای مقدس را تکرار میکنند، و هیچ تغییری نمیکنند ـــ حتی یک تغییر جزیی. هیچ چیز هرگز عوض نمیشود. درواقع، باورهایشان راههایی هستند برای حفاظت در برابر تغییر؛ باورهایشان ابزارهای دفاعی و سلاحهایشان در برابر تغییر هستند. آنها میخواهند همانگونه که هستند باقی بمانند. آنها هنوز هم میخواهند این لذت را داشته باشند که از دیگران مقدستر هستند ـــ که افرادی معمولی نیستند، فوقالعاده هستند. و این چیزها به شما رویاهای زیبایی میدهند که افرادی برتر، فوقالعاده و مقدستر از دیگران هستید. ولی درواقع، اینها فقط سفرهای نفسانی ego trips هستند.
🔺خدایان گذشته مردهاند و نمیتوان آنها را دوباره زنده کرد. آنها دیگر ربطی به آگاهی انسان ندارند؛ توسط ذهنهای بسیار نابالغ ساخته شده بودند.
🔺انسان به بلوغ رسیده نیاز به نگرشی متفاوت دارد، نیاز به نوعی متفاوت از دیانت دارد. انسان باید از دیروزهایش آزاد شود، زیرا فردا فقط در اینصورت ممکن خواهد بود. برای آمدن جدید، قدیم باید بمیرد.
«انقلاب»، تفسیر از سرودههای کبیر
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
— خوابها و رمانهای زیبا یا متون مقدس؟
🎙#اشو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خوابها و رمانهای زیبا یا متون مقدس؟
🎙#اشو
🔸آنچه به نام کتب مقدس خوانده میشود، بزرگترین بلایی بوده که تاکنون بر سر بشریت آمده است. این کتب انسان را در تاریکی و ترس نگه داشتهاند، در نوعی بردگیِ.
📌 تنها کسی میتواند دیندار باشد که از تمام کتابهای بهاصطلاح مقدس رها شدهباشد، زیرا دینداری، جستجوی فردی خودِ شماست. هیچ ربطی به سنتها ندارد، هیچ ربطی به گذشته ندارد.
اُشو، کتاب The Book of Wisdom، ترجمه: ashvan.asl
🔻اشو
🐫 شتر و زن در اسلام
📓علم مراقبه و تانترا
📺 دربارۀ مراقبه
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
🔻شرق Vs اسلام
📕محمد از «مراقبه/آگاهی» هیچ نمیدانست!
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
📕چرا انکار وجود بردگی/بتپرستی خطای خطرناک تاریخیست؟
📕مناظرۀ ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📻 عارفۀ تنباز
📺 مسیحیت/اسلام ضد خدای زن؟
📺 تروریسم و بوکیسم
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 از حمایت از تنوعطلبیِ مردان تا رواجِ همجنسبازی
🎙#اشو
▪️خود محمد ۹ زن گرفت! ازدواج با ۹ زن به این معنیست که شما ۸ مرد را از داشتن همسر محروم میکنید!
▪️ و این ۸ مرد نمینشینند و منتظر نمیمانند؛ آنها کاری خواهند کرد! یعنی همجنسباز خواهند شد.
▪️ممکن است ندانید که همجنسبازی/لواط در کشورهای اسلامی بزرگترین جرم محسوب میشود، و برای همجنسبازی/لواط تنها مجازات، حکم اعدام است.
▪️من منطق اسلام را نمیفهمم! از یک طرف محمد به هر مرد مسلمان اجازۀ گرفتنِ ۴ زن [رسمی؛ غیر از کنیزها و صیغهها که حد یقفی ندارند] را میدهد، و چون خودش پیامبر است، حق داشتن ۹ زن را دارد! اما پیروانش چون پیرو هستند، حق دارند ۴ زن داشتهباشند! این بسیار غیرعلمی و خلافِ انصاف و منطقِ زندگی است که در نتیجهی آن، مردان باقیمانده به سمتِ همجنسبازی سوق داده میشوند!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#اشو
▪️خود محمد ۹ زن گرفت! ازدواج با ۹ زن به این معنیست که شما ۸ مرد را از داشتن همسر محروم میکنید!
▪️ و این ۸ مرد نمینشینند و منتظر نمیمانند؛ آنها کاری خواهند کرد! یعنی همجنسباز خواهند شد.
▪️ممکن است ندانید که همجنسبازی/لواط در کشورهای اسلامی بزرگترین جرم محسوب میشود، و برای همجنسبازی/لواط تنها مجازات، حکم اعدام است.
▪️من منطق اسلام را نمیفهمم! از یک طرف محمد به هر مرد مسلمان اجازۀ گرفتنِ ۴ زن [رسمی؛ غیر از کنیزها و صیغهها که حد یقفی ندارند] را میدهد، و چون خودش پیامبر است، حق داشتن ۹ زن را دارد! اما پیروانش چون پیرو هستند، حق دارند ۴ زن داشتهباشند! این بسیار غیرعلمی و خلافِ انصاف و منطقِ زندگی است که در نتیجهی آن، مردان باقیمانده به سمتِ همجنسبازی سوق داده میشوند!
🔻اشو و اسلام
📺 شتر و رابطه در اسلام
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمیدانست!
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
🔻تنوعطلبی و خانواده اسلامی
📺 تعهد مسیحی Vs هرجومرج اسلامی
📺 متعه تمام گناهان را پاک میکند!
📺 نقد و بررسیِ «دربارۀ محمد و بودا»
📺 راه برخورد با مردی که صیغه میکنه؟!
📕شریعت قانون فرانسه است!
📕رابطۀ احکام اسلامی و عفاف! (۱)
📕اسلام پسرفتی نسبت به مسیحت
📕چرا خدای اسلام و خدای قبلیها یکی نیست؟
📻 خنجرِ امت بر رگِ خانواده و ملت
.
#نقد_اسلام #زنان #مردان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 از ذهنیت مذهبی تا بیذهنی و گشودگی به هستی
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۱/۳)
🎙#اشو
شوکدرمانی معنوی
در نگاه نخست، وقتی شنوندهای ناآشنا با ادبیات اشو مواجه میشود که او تمام پیامبران، آواتارها و مقدسین تاریخ را با عبارت رکیک «فضولات مقدس» (Holy Shit) خطاب میکند، واکنشی جز خشم، تعجب یا انزجار نخواهد داشت. این کلام در ظاهر، اوجِ کفرگویی و توهین به باورهای میلیاردی انسانهاست. اما اگر از لایهی سطحیِ زبان عبور کنیم و به عمقِ استراتژیِ آموزشی او بنگریم، درمییابیم که این پرخاشگری زبانی، نه از سرِ نفرت، بلکه نوعی «جراحیِ ادراکی» یا «شوکدرمانی» است. اشو در اینجا در نقشِ یک معلمِ اخلاق ظاهر نمیشود، بلکه در نقشِ یک «بیدارکننده» عمل میکند که قصد دارد خوابِ سنگینِ هزارسالهی مخاطبش را با یک فریادِ گوشخراش پاره کند.
۱. مکانیزمِ ذهنِ بتساز: تقدس به مثابه مخدر
برای درکِ چراییِ این حمله، ابتدا باید آسیبشناسیِ ذهنِ انسان از دیدگاه اشو را بشناسیم. انسانِ معمولی همواره به دنبالِ «امنیت» است، نه «حقیقت». حقیقت ترسناک، ناشناخته و مسئولیتآور است؛ اما امنیت، آرامبخش است.
ذهن انسان برای فرار از مسئولیتِ رشدِ شخصی، دست به خلقِ «ابرقهرمانهای معنوی» میزند. ما پیامبران و قدیسین را آنقدر بالا میبریم و در هالهای از نور و تقدس میپیچیم که دستنیافتنی شوند. چرا؟ چون اگر آنها «فرزندان خاص خدا» باشند و ما «انسانهای معمولی»، آنگاه ما بهانهای عالی داریم که مثل آنها نباشیم. ما میگوییم:
اینجاست که اشو وارد میشود. او معتقد است که تصویرِ ذهنیِ ما از پیامبران، تبدیل به «مخدر» شده است. ما به جای پیمودنِ راه، عکسِ راهنما را میپرستیم. این تصاویر مقدس به قول اشو تبدیل به "Holy Shit" میشوند؛ یعنی موانعی که اگرچه برچسبِ «مقدس» دارند، اما ماهیتشان جز «فضولاتِ ذهنی» و انباشتِ حافظه نیست و راهِ تنفسِ آگاهیِ زنده را میبندند.
۲. سنتِ «بودا را بکش»: ریشههای شرقی تفکر اشو
این رویکرد اشو، اگرچه با زبانِ مدرن و غربی (و گاهی بیپروایانه) بیان میشود، اما ریشه در سنتِ کهنِ «ذن بودیسم» دارد. یک کوآن (معمای) مشهور در ذن میگوید:
🔺معنای این جمله کشتنِ فیزیکی نیست؛ بلکه به این معناست که اگر در مراقبه یا مسیرِ جستجوی حقیقت، تصویرِ بودا به ذهنت آمد و تو محوِ تماشای آن شدی، تو در دامِ ذهن افتادهای. تو به جای تجربه کردنِ «حقیقتِ بیفرم»، به «فرم» چسبیدهای.
اشو وقتی واژهی "Holy Shit" را به کار میبرد، دقیقاً در حالِ اجرای همین تکنیک است. او میخواهد این چسبندگیِ ذهنی را از بین ببرد. او میداند که تا وقتی ذهنِ مریدان پر از تصاویرِ عیسی، محمد، بودا یا کریشناست، جایی برایِ سکوت و تجربهی مستقیمِ خدا وجود ندارد. او با توهین به این تصاویر، سعی میکند ارزشِ آنها را در ذهنِ مخاطب بشکند تا مخاطب «رها» شود.
۳. نفیِ پیامبریِ خود: بستنِ راهِ فرار
بخشِ دوم و بسیار کلیدیِ صحبتهای اشو، جایی است که میگوید:
این شاید هوشمدانهترین بخشِ استراتژی اوست. اگر اشو پیامبرانِ قبلی را نفی میکرد اما ادعا میکرد که «من پیامبرِ جدید هستم»، صرفاً یک بتِ کهنه را با یک بتِ نو جایگزین کرده بود. مریدانش دوباره همان بازیِ قدیمی را شروع میکردند: پرستشِ اشو به جایِ بیداریِ درون.
او با اصرار بر اینکه «من معمولیام» و «من هیچکارهام»، آخرین پناهگاهِ مرید را ویران میکند. او میگوید:
* دنبالِ من راه نیفتید، من شما را به جایی نمیبرم.
* من واسطهی بین شما و خدا نیستم.
* هیچ «پیامِ» بستهبندی شدهای وجود ندارد که با حفظ کردنِ آن نجات پیدا کنید.
او با این کار، مرید را در یک خلأ ترسناک اما ضروری رها میکند. وقتی هیچ پیامبری نیست، هیچ کتابِ مقدسی نیست و خودِ استاد هم ادعای نجاتبخشی ندارد، انسان تنها میماند. و در این «تنهاییِ مطلق» است که انسان مجبور میشود به درونِ خودش نگاه کند. این همان لحظهی بیداری است.
۴. چرا باید احساسات جریحهدار شوند؟
اشو آگاه است که کلامش باعثِ رنجش و خشمِ دینداران یا حتی مریدانِ خودش میشود. او میگوید این تصاویر به ذهنِ شما «چسبیدهاند». کندنِ یک چسبِ زخمِ کهنه، دردناک است.
مخاطب به آن تصاویرِ مقدس دلبستگیِ عاطفی دارد. آنها هویتِ او هستند. وقتی اشو آنها را "Shit" مینامد، در واقع به «هویتِ عاریتیِ» مخاطب حمله میکند. اما اشو معتقد است این درد، مثلِ دردِ نیشترِ جراح است. تا وقتی که دملِ چرکینِ «تقلید» و «پرستشِ کورکورانه» پاره نشود، شفایی حاصل نخواهد شد. او حاضر است منفور باشد، اما شاگردش را در خوابِ شیرینِ خرافات رها نکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۱/۳)
🎙#اشو
شوکدرمانی معنوی
در نگاه نخست، وقتی شنوندهای ناآشنا با ادبیات اشو مواجه میشود که او تمام پیامبران، آواتارها و مقدسین تاریخ را با عبارت رکیک «فضولات مقدس» (Holy Shit) خطاب میکند، واکنشی جز خشم، تعجب یا انزجار نخواهد داشت. این کلام در ظاهر، اوجِ کفرگویی و توهین به باورهای میلیاردی انسانهاست. اما اگر از لایهی سطحیِ زبان عبور کنیم و به عمقِ استراتژیِ آموزشی او بنگریم، درمییابیم که این پرخاشگری زبانی، نه از سرِ نفرت، بلکه نوعی «جراحیِ ادراکی» یا «شوکدرمانی» است. اشو در اینجا در نقشِ یک معلمِ اخلاق ظاهر نمیشود، بلکه در نقشِ یک «بیدارکننده» عمل میکند که قصد دارد خوابِ سنگینِ هزارسالهی مخاطبش را با یک فریادِ گوشخراش پاره کند.
۱. مکانیزمِ ذهنِ بتساز: تقدس به مثابه مخدر
برای درکِ چراییِ این حمله، ابتدا باید آسیبشناسیِ ذهنِ انسان از دیدگاه اشو را بشناسیم. انسانِ معمولی همواره به دنبالِ «امنیت» است، نه «حقیقت». حقیقت ترسناک، ناشناخته و مسئولیتآور است؛ اما امنیت، آرامبخش است.
ذهن انسان برای فرار از مسئولیتِ رشدِ شخصی، دست به خلقِ «ابرقهرمانهای معنوی» میزند. ما پیامبران و قدیسین را آنقدر بالا میبریم و در هالهای از نور و تقدس میپیچیم که دستنیافتنی شوند. چرا؟ چون اگر آنها «فرزندان خاص خدا» باشند و ما «انسانهای معمولی»، آنگاه ما بهانهای عالی داریم که مثل آنها نباشیم. ما میگوییم:
«او مسیح بود، من که نمیتوانم مسیح باشم، پس فقط او را میپرستم.»
اینجاست که اشو وارد میشود. او معتقد است که تصویرِ ذهنیِ ما از پیامبران، تبدیل به «مخدر» شده است. ما به جای پیمودنِ راه، عکسِ راهنما را میپرستیم. این تصاویر مقدس به قول اشو تبدیل به "Holy Shit" میشوند؛ یعنی موانعی که اگرچه برچسبِ «مقدس» دارند، اما ماهیتشان جز «فضولاتِ ذهنی» و انباشتِ حافظه نیست و راهِ تنفسِ آگاهیِ زنده را میبندند.
۲. سنتِ «بودا را بکش»: ریشههای شرقی تفکر اشو
این رویکرد اشو، اگرچه با زبانِ مدرن و غربی (و گاهی بیپروایانه) بیان میشود، اما ریشه در سنتِ کهنِ «ذن بودیسم» دارد. یک کوآن (معمای) مشهور در ذن میگوید:
«اگر در مسیرت بودا را دیدی، او را بکش!».
🔺معنای این جمله کشتنِ فیزیکی نیست؛ بلکه به این معناست که اگر در مراقبه یا مسیرِ جستجوی حقیقت، تصویرِ بودا به ذهنت آمد و تو محوِ تماشای آن شدی، تو در دامِ ذهن افتادهای. تو به جای تجربه کردنِ «حقیقتِ بیفرم»، به «فرم» چسبیدهای.
اشو وقتی واژهی "Holy Shit" را به کار میبرد، دقیقاً در حالِ اجرای همین تکنیک است. او میخواهد این چسبندگیِ ذهنی را از بین ببرد. او میداند که تا وقتی ذهنِ مریدان پر از تصاویرِ عیسی، محمد، بودا یا کریشناست، جایی برایِ سکوت و تجربهی مستقیمِ خدا وجود ندارد. او با توهین به این تصاویر، سعی میکند ارزشِ آنها را در ذهنِ مخاطب بشکند تا مخاطب «رها» شود.
۳. نفیِ پیامبریِ خود: بستنِ راهِ فرار
بخشِ دوم و بسیار کلیدیِ صحبتهای اشو، جایی است که میگوید:
«من نه پیامبرم، نه خاص هستم و نه پیامی تازه دارم.»
این شاید هوشمدانهترین بخشِ استراتژی اوست. اگر اشو پیامبرانِ قبلی را نفی میکرد اما ادعا میکرد که «من پیامبرِ جدید هستم»، صرفاً یک بتِ کهنه را با یک بتِ نو جایگزین کرده بود. مریدانش دوباره همان بازیِ قدیمی را شروع میکردند: پرستشِ اشو به جایِ بیداریِ درون.
او با اصرار بر اینکه «من معمولیام» و «من هیچکارهام»، آخرین پناهگاهِ مرید را ویران میکند. او میگوید:
* دنبالِ من راه نیفتید، من شما را به جایی نمیبرم.
* من واسطهی بین شما و خدا نیستم.
* هیچ «پیامِ» بستهبندی شدهای وجود ندارد که با حفظ کردنِ آن نجات پیدا کنید.
او با این کار، مرید را در یک خلأ ترسناک اما ضروری رها میکند. وقتی هیچ پیامبری نیست، هیچ کتابِ مقدسی نیست و خودِ استاد هم ادعای نجاتبخشی ندارد، انسان تنها میماند. و در این «تنهاییِ مطلق» است که انسان مجبور میشود به درونِ خودش نگاه کند. این همان لحظهی بیداری است.
۴. چرا باید احساسات جریحهدار شوند؟
اشو آگاه است که کلامش باعثِ رنجش و خشمِ دینداران یا حتی مریدانِ خودش میشود. او میگوید این تصاویر به ذهنِ شما «چسبیدهاند». کندنِ یک چسبِ زخمِ کهنه، دردناک است.
مخاطب به آن تصاویرِ مقدس دلبستگیِ عاطفی دارد. آنها هویتِ او هستند. وقتی اشو آنها را "Shit" مینامد، در واقع به «هویتِ عاریتیِ» مخاطب حمله میکند. اما اشو معتقد است این درد، مثلِ دردِ نیشترِ جراح است. تا وقتی که دملِ چرکینِ «تقلید» و «پرستشِ کورکورانه» پاره نشود، شفایی حاصل نخواهد شد. او حاضر است منفور باشد، اما شاگردش را در خوابِ شیرینِ خرافات رها نکند.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 از ذهنیت مذهبی تا بیذهنی و گشودگی به هستی
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۲/۳)
🎙#اشو
نتیجهگیری: دعوت به بلوغ
خلاصه کلامِ اشو در این قطعه، دعوت به «بلوغ معنوی» است. کودک نیاز دارد دستِ پدر را بگیرد، اما انسانِ بالغ باید روی پای خود بایستد.
📌 نامیدنِ مقدسین به عنوانِ مانع، و نفیِ جایگاهِ ویژهی خود، تلاشی است برای اینکه انسان بفهمد:
🔺این پیامی است که شنیدنش جسارت میخواهد، و فهمیدنش، آمادگی برای عبور از تمامِ باورهای موروثی.
❓شاید این پرسش طرح شود که، خب این با ماتریالیسم و مصرف گرایی چه فرقی داره و آتئیسم؟ بدون راهنما فرد قرار است به چه غایت و مقصدی برسد و دست یابد جز موفقیت و کسب پول و شهرت و قدرت و لذتهای زودگذر؟ و به نهیلیسم دچار نشود؟
این پرسش یکی از دقیقترین و بنیادیترین نقدها به تفکر اشو و به طور کلی عرفانهای بدون شریعت (Non-dogmatic spirituality) است. در نگاه اول، حق با پرسشگر است؛ اگر آسمان را خالی کنیم و پیامبران را کنار بگذاریم، چه چیزی جز «زمین» و «مادیات» باقی میماند؟
اما فلسفهی اشو پاسخ بسیار ظریف و متفاوتی به این مسئله دارد. او معتقد است که اتفاقاً دینداری سنتی و ماتریالیسم دو روی یک سکهاند و راه حل او (معنویتِ بیدار) با هر دو متفاوت است.
🔻در اینجا تفاوت دیدگاه او با ماتریالیسم، آتئیسم و نهیلیسم را بررسی میکنیم و اینکه «مقصد» در نگاه او چیست:
۱. تفاوت با ماتریالیسم و مصرفگرایی: فرار به بیرون vs. بازگشت به درون
پرسشگر نگران است که بدون خدا، انسان غرق در پول و لذت شود. پاسخ اشو این است:
* ماتریالیسم و دینداری هر دو «فرار» هستند: اشو میگوید انسانِ خوابالود، احساس خلأ درونی دارد. یک ماتریالیست سعی میکند این خلأ را با پول، ماشین و سکس پر کند. یک دیندارِ سنتی سعی میکند همان خلأ را با تصویرِ خدا، بهشت و شفاعتِ پیامبران پر کند.
* نقد اشو: هر دو گروه در حالِ «پر کردن» سوراخِ وجودشان با چیزی «بیرونی» هستند. فرقی نمیکند آن چیز «کالای لوکس» باشد یا «کالای مقدس».
* راهِ سوم اشو: او نمیگوید بروید دنبال پول (مصرفگرایی)، بلکه میگوید «به درون برگردید و با آن خلأ روبرو شوید». هدف او لذتِ زودگذر نیست، بلکه «سرور» (Bliss) است که از درون میجوشد و نیازی به خریدنِ کالا یا تکیه به پیامبر ندارد.
۲. تفاوت با آتئیسم (خداناباوری): نفیِ خدا vs. اثباتِ خدایگونگی
آتئیسمِ مدرن معمولاً جهان را ماشینی، تصادفی و فاقد روح میداند. اما اشو آتئیست نیست، او «غیرِ تئیست» (Non-theist) است.
* خدا به مثابهی شخص (God): اشو با خدایی که مثل پادشاه در آسمان نشسته و دستور میدهد (خدای ادیان ابراهیمی) مخالف است و آن را توهم میداند.
* خدا به مثابهی کیفیت (Godliness): او به شدت به «قدسی بودنِ هستی» باور دارد. او میگوید خدا «شخص» نیست، بلکه «جریانِ حیات» در درخت، سنگ و انسان است.
* تفاوت: یک آتئیست میگوید "درخت فقط چوب است"، اما اشو میگوید "درخت تجلیِ رقصِ هستی است؛ با آن مدیتیشن کن". بنابراین جهانِ اشو سرد و مکانیکی نیست، بلکه زنده، هوشمند و مقدس است.
۳. تفاوت با نهیلیسم (پوچگرایی): پوچیِ سرد vs. پوچیِ رقصان
نهیلیسم (منفی و منفعل) میگوید:
اشو میگوید:
* از نظر اشو، اینکه "هدفی" (مثل بهشت یا مأموریت الهی) وجود ندارد، خبرِ بد نیست؛ خبرِ خوب است. چون یعنی تو ابزارِ دستِ خدا نیستی. تو آزادی که زندگیات را مثل یک بومِ نقاشی خلق کنی.
* او نهیلیسم را «نفیِ منفی» میداند، اما دیدگاه خودش را «فضایِ خالیِ خلاق» (Sunyata) مینامد. مثل تفاوتِ یک ظرفِ خالی که «بیمحتواست» با اتاقی خالی که «آمادهی چیدمان» است.
۴. بدون راهنما و هدف، انسان به کجا میرسد؟
اگر بپرسید «غایت و مقصد چیست؟». اینجاست که پارادایم شیفت (تغییر زاویه دید) اصلی رخ میدهد:
* حذفِ «آینده»: در ادیان و ایدئولوژیها، هدف همیشه در «آینده» است (بهشت، جامعه بیطبقه، رستگاری، زمانهی ظهور امام زمان و مسیح). این باعث میشود انسان «حال» را فدا کند.
* مقصد «اکنون» است: اشو میگوید بزرگترین فریب، کلمهی «هدف» است. زندگی «هدف» ندارد، زندگی خودش «معنا» است. گل رز برای چه هدفی باز میشود؟ برای هیچ. باز شدنِ گل، خودِ پاداش است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۲/۳)
🎙#اشو
نتیجهگیری: دعوت به بلوغ
خلاصه کلامِ اشو در این قطعه، دعوت به «بلوغ معنوی» است. کودک نیاز دارد دستِ پدر را بگیرد، اما انسانِ بالغ باید روی پای خود بایستد.
📌 نامیدنِ مقدسین به عنوانِ مانع، و نفیِ جایگاهِ ویژهی خود، تلاشی است برای اینکه انسان بفهمد:
«خدا در آسمانها یا در تاریخِ گذشته نیست؛ خدا (یا حقیقت) همان زندگیای است که همین الان در رگهای تو جاری است. واسطهها را حذف کن، تصاویر را دور بریز و مستقیم با هستی روبرو شو».
🔺این پیامی است که شنیدنش جسارت میخواهد، و فهمیدنش، آمادگی برای عبور از تمامِ باورهای موروثی.
❓شاید این پرسش طرح شود که، خب این با ماتریالیسم و مصرف گرایی چه فرقی داره و آتئیسم؟ بدون راهنما فرد قرار است به چه غایت و مقصدی برسد و دست یابد جز موفقیت و کسب پول و شهرت و قدرت و لذتهای زودگذر؟ و به نهیلیسم دچار نشود؟
این پرسش یکی از دقیقترین و بنیادیترین نقدها به تفکر اشو و به طور کلی عرفانهای بدون شریعت (Non-dogmatic spirituality) است. در نگاه اول، حق با پرسشگر است؛ اگر آسمان را خالی کنیم و پیامبران را کنار بگذاریم، چه چیزی جز «زمین» و «مادیات» باقی میماند؟
اما فلسفهی اشو پاسخ بسیار ظریف و متفاوتی به این مسئله دارد. او معتقد است که اتفاقاً دینداری سنتی و ماتریالیسم دو روی یک سکهاند و راه حل او (معنویتِ بیدار) با هر دو متفاوت است.
🔻در اینجا تفاوت دیدگاه او با ماتریالیسم، آتئیسم و نهیلیسم را بررسی میکنیم و اینکه «مقصد» در نگاه او چیست:
۱. تفاوت با ماتریالیسم و مصرفگرایی: فرار به بیرون vs. بازگشت به درون
پرسشگر نگران است که بدون خدا، انسان غرق در پول و لذت شود. پاسخ اشو این است:
* ماتریالیسم و دینداری هر دو «فرار» هستند: اشو میگوید انسانِ خوابالود، احساس خلأ درونی دارد. یک ماتریالیست سعی میکند این خلأ را با پول، ماشین و سکس پر کند. یک دیندارِ سنتی سعی میکند همان خلأ را با تصویرِ خدا، بهشت و شفاعتِ پیامبران پر کند.
* نقد اشو: هر دو گروه در حالِ «پر کردن» سوراخِ وجودشان با چیزی «بیرونی» هستند. فرقی نمیکند آن چیز «کالای لوکس» باشد یا «کالای مقدس».
* راهِ سوم اشو: او نمیگوید بروید دنبال پول (مصرفگرایی)، بلکه میگوید «به درون برگردید و با آن خلأ روبرو شوید». هدف او لذتِ زودگذر نیست، بلکه «سرور» (Bliss) است که از درون میجوشد و نیازی به خریدنِ کالا یا تکیه به پیامبر ندارد.
۲. تفاوت با آتئیسم (خداناباوری): نفیِ خدا vs. اثباتِ خدایگونگی
آتئیسمِ مدرن معمولاً جهان را ماشینی، تصادفی و فاقد روح میداند. اما اشو آتئیست نیست، او «غیرِ تئیست» (Non-theist) است.
* خدا به مثابهی شخص (God): اشو با خدایی که مثل پادشاه در آسمان نشسته و دستور میدهد (خدای ادیان ابراهیمی) مخالف است و آن را توهم میداند.
* خدا به مثابهی کیفیت (Godliness): او به شدت به «قدسی بودنِ هستی» باور دارد. او میگوید خدا «شخص» نیست، بلکه «جریانِ حیات» در درخت، سنگ و انسان است.
* تفاوت: یک آتئیست میگوید "درخت فقط چوب است"، اما اشو میگوید "درخت تجلیِ رقصِ هستی است؛ با آن مدیتیشن کن". بنابراین جهانِ اشو سرد و مکانیکی نیست، بلکه زنده، هوشمند و مقدس است.
۳. تفاوت با نهیلیسم (پوچگرایی): پوچیِ سرد vs. پوچیِ رقصان
نهیلیسم (منفی و منفعل) میگوید:
«هیچ معنایی وجود ندارد، پس افسرده باش و بمیر.»
اشو میگوید:
«هیچ معنای «از پیش تعیین شدهای» وجود ندارد، پس آزاد باش و برقص!»
* از نظر اشو، اینکه "هدفی" (مثل بهشت یا مأموریت الهی) وجود ندارد، خبرِ بد نیست؛ خبرِ خوب است. چون یعنی تو ابزارِ دستِ خدا نیستی. تو آزادی که زندگیات را مثل یک بومِ نقاشی خلق کنی.
* او نهیلیسم را «نفیِ منفی» میداند، اما دیدگاه خودش را «فضایِ خالیِ خلاق» (Sunyata) مینامد. مثل تفاوتِ یک ظرفِ خالی که «بیمحتواست» با اتاقی خالی که «آمادهی چیدمان» است.
۴. بدون راهنما و هدف، انسان به کجا میرسد؟
اگر بپرسید «غایت و مقصد چیست؟». اینجاست که پارادایم شیفت (تغییر زاویه دید) اصلی رخ میدهد:
* حذفِ «آینده»: در ادیان و ایدئولوژیها، هدف همیشه در «آینده» است (بهشت، جامعه بیطبقه، رستگاری، زمانهی ظهور امام زمان و مسیح). این باعث میشود انسان «حال» را فدا کند.
* مقصد «اکنون» است: اشو میگوید بزرگترین فریب، کلمهی «هدف» است. زندگی «هدف» ندارد، زندگی خودش «معنا» است. گل رز برای چه هدفی باز میشود؟ برای هیچ. باز شدنِ گل، خودِ پاداش است.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📺 از ذهنیت مذهبی تا بیذهنی و گشودگی به هستی
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۳/۳)
🎙#اشو
* زوربای بودایی: انسانِ ایده آلِ اشو، ترکیبی است از «زوربا» (شخصیت یونانی که عاشق رقص، غذا و لذت زمینی است) و «بودا» (که نمادِ سکوت، عمق و آگاهی است).
* او نمیخواهد انسان فقط دنبال پول باشد (مثل ماتریالیستها).
* و نمیخواهد انسان فقط در غار ریاضت بکشد (مثل مرتاضها).
* او میگوید:
۵. جایگزینِ راهنما چیست؟ (تکنیکِ «شاهد»)
اشو پیامبران را حذف میکند تا «معلمِ درون» بیدار شود.
او میگوید تا وقتی دستت در دستِ راهنماست، پاهای خودت قوی نمیشود. جایگزینِ راهنما، «آگاهی» (Awareness) است.
* فردِ مصرفگرای معمولی، ناآگاهانه خرید میکند و میخورد (خواب است).
* سالکِ مطلوبِ اشو، اگر غذا میخورد یا پول درمیآورد، با «هشیاریِ کامل» و بدونِ وابستگی این کار را میکند. او اربابِ لذت است، نه بردهی آن.
خلاصه
تفاوت اینجاست:
۱. ماتریالیست: جهان ماده است، بخور و بخواب (بیخبری).
۲. دیندار: جهان مزرعه آخرت است، زجر بکش تا پاداش بگیری (معاملهگری).
۳. نهیلیست: جهان پوچ است، ناامید باش (تاریکی).
۴. اشو: جهان بازی و رقص الهی (Leela) است؛ نه هدفی در آینده هست و نه خدایی در بالا. هدف، خودِ «زندگی کردن با هوشیاری و سرور» در همین لحظه است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بتشکنی مقدس: چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
(۳/۳)
🎙#اشو
* زوربای بودایی: انسانِ ایده آلِ اشو، ترکیبی است از «زوربا» (شخصیت یونانی که عاشق رقص، غذا و لذت زمینی است) و «بودا» (که نمادِ سکوت، عمق و آگاهی است).
* او نمیخواهد انسان فقط دنبال پول باشد (مثل ماتریالیستها).
* و نمیخواهد انسان فقط در غار ریاضت بکشد (مثل مرتاضها).
* او میگوید:
«پاهایت روی زمین محکم باشد (لذت ببر، ثروت بساز، زندگی کن) اما سرت در آسمانِ آگاهی باشد (وابسته نباش، شاهد باش، بیدار باش).»
۵. جایگزینِ راهنما چیست؟ (تکنیکِ «شاهد»)
اشو پیامبران را حذف میکند تا «معلمِ درون» بیدار شود.
او میگوید تا وقتی دستت در دستِ راهنماست، پاهای خودت قوی نمیشود. جایگزینِ راهنما، «آگاهی» (Awareness) است.
* فردِ مصرفگرای معمولی، ناآگاهانه خرید میکند و میخورد (خواب است).
* سالکِ مطلوبِ اشو، اگر غذا میخورد یا پول درمیآورد، با «هشیاریِ کامل» و بدونِ وابستگی این کار را میکند. او اربابِ لذت است، نه بردهی آن.
خلاصه
تفاوت اینجاست:
۱. ماتریالیست: جهان ماده است، بخور و بخواب (بیخبری).
۲. دیندار: جهان مزرعه آخرت است، زجر بکش تا پاداش بگیری (معاملهگری).
۳. نهیلیست: جهان پوچ است، ناامید باش (تاریکی).
۴. اشو: جهان بازی و رقص الهی (Leela) است؛ نه هدفی در آینده هست و نه خدایی در بالا. هدف، خودِ «زندگی کردن با هوشیاری و سرور» در همین لحظه است.
🔻اشو و اسلام
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمیدانست!
📺 از حمایت از تنوعطلبیِ مردان تا رواجِ همجنسبازی
🔻اشو
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📓علم مراقبه و تانترا
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
.
#نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم! — در ستایشِ صداقت و صراحت، علیه مجذوبان و بزکگران شر ✍🏻 #فریدون_فرخ 💬 اشو: محمدِ خونخوار «میگویی محمد برای دین شمشیر کشید؟ خب پس کجاست این دین؟ کدام دین؟! نتیجۀ آن شمشیر کشیدن چیزی نبود جز اینکه جمعی مسلمانِ خونخوار به وجود…
Telegram
نقدآگین
👈 سنت به آدمِ مطیع احترام میذاره، نه به آدمِ متفکر!
کسی که سؤال نپرسه،
تردید نکنه،
شک نکنه…
📌 برای همین در سنت، «ماشینِ فرمانبردار» مقدستر از انسانِ آگاهه.
فکر کردن خطرناکه؛ برای کسانی که میخوان بر مردم سلطه داشته باشن!
🎙#اشو
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
کسی که سؤال نپرسه،
تردید نکنه،
شک نکنه…
📌 برای همین در سنت، «ماشینِ فرمانبردار» مقدستر از انسانِ آگاهه.
فکر کردن خطرناکه؛ برای کسانی که میخوان بر مردم سلطه داشته باشن!
🎙#اشو
🔻اشو و اسلام
📺 زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمیدانست!
📺 از حمایت از تنوعطلبیِ مردان تا رواجِ همجنسبازی
🔻اشو
📺 چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📓علم مراقبه و تانترا
🔻شرق Vs اسلام
📕آلن واتس در برابر اسلام
📕بودیست بودا را میکشد، شیعه مغزش را!
📕دفن حقیقت زیر عمامه و روایت!
📕تاثیرات بودیسم بر اسلام
📺 آنچه بودا آموخت
📕نقد و بررسی «دربارۀ محمد و بودا»
.
#نقد_ادیان #تفکر_انتقادی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
نقدآگین
🔸بعد این وحوش به مبارزان میگویند هتاک، و جالب اینکه دقیقا خودشان این توصیف شایستهشان است؛ در مجلس شادی روضه میخوانند و در مجلس عزا دوبس دوبس میکنند و بالا پایین میپرند، بدون هیچ فلسفهای؛ اما رقصِ خانوادههای سوگوار فلسفه دارد، و خوب تا مغز استخوانشان…
🔸لبولوچۀ انسانهای مذهبی همیشه آویزان است. آنها آدمهای خیلی غمگینی هستند. آنها زندگی این جهانی را تعطیل کردهاند. آنها هنوز زندگی با خدا را شروع نکردهاند. آنها به غم چسبیدهاند.
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸افراد مذهبی تنها خودشان غمگین نیستند، بلکه در دل مردم دیگر هم غم ایجاد میکنند. آنها نمیتوانند شادی کسی را تحمل کنند. هر جا که چیزی را شاد کننده مییابند، در پیِ ویرانکردنش بر میآیند. در پیِ محکوم کردنش برمیآیند.
🔸آنها با همه خوشیها مخالفند. آنها با همه خوشیهای سالم دشمناند، و این خصلتشان روح و جان مردم را مسموم میکند.
✍🏻 #اشو
@whitelotuss
📕کورچشمی و وارونگیِ بچهشیعه
📕رقص سوگ مقابل توحشِ مرگپرستان
📺 رقصِ وداع والدین 💔🖤
📕رزمرقصِ زندگی بر فرازِ لجنزارِ مرگ
— تبارشناسیِ یک طغیانِ نیچهای
📕رقص سوگ
📕مرگِ «مرگپرستی»، تولدِ «الهیاتِ زندگی»
📺 پدر سپهر: از زندگی و شادی بگید
🖤 جشن عزاست برقص برقص
📺 پایانِ سلطۀ شیعهگری در مراسم جاویدنامهای میهنپرست
.
#گزیدهسخن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Stop Looking For A Purpose | Osho
You are exhausted. You have been running your whole life, trying to find your "Why," your "Mission," your "Destiny." Society has conditioned you to believe that without a purpose, your life is useless.
In this radical discourse, Osho shatters the greatest…
In this radical discourse, Osho shatters the greatest…
📺 جستجو برای هدف و معنا را متوقف کن!
(۱/۲)
🎙#اشو
🔻اوشو در این سخنرانی با نگاهی تکاندهنده، یکی از بزرگترین شرطیشدگیهای روانی بشر یعنی لزوم داشتن هدف و معنا در زندگی را به چالش میکشد. او معتقد است که:
🌱 توهمی به نام هدف و معنا در زندگی
از کودکی به ما آموختهاند که:
اوشو میگوید زندگی هیچ هدف و معنای از پیش تعیینشدهای ندارد و به هیچ سمت خاصی نمیرود؛ زندگی صرفاً هست.
⏳ بیماری سوال چرا و فرار از لحظه حال
پرسش از معنای زندگی نشانه هوشمندی نیست، بلکه نشانه یک بیماری روانی و به معنای آن است که شما زندگی نمیکنید و صرفاً یک جسد را با خود میکشید.
انسان چون از مسیر و لحظه حال لذت نمیبرد، آیندهای فرضی به نام هدف خلق میکند تا رنجهای امروزش را توجیه کند.
هدف مانند هویجی است که جلوی الاغ آویزان کردهاند تا او را به حرکت وا دارند، اما الاغ هرگز به آن نمیرسد. فردا هرگز نمیآید، زیرا هر چه تجربه میکنیم همیشه امروز است. کسی که برای فردا زندگی میکند، زندگی واقعی را به نفع یک زندگی خیالی دائم به تعویق میاندازد.
🎭 ذهن تجاری در برابر ذهن بازیگوش
دنیای امروز تحت سلطه ذهن تجاری است که همه چیز را با خط سود و زیان و بهرهوری میسنجد.
❌⏳جمله «زمان طلا است» یکی از زشتترین جملاتی است که بشر ساخته، چرا که زمان عین زندگی و زنده است، اما پول مرده است.
ذهن تجاری حتی هنر، موسیقی، عشق و مدیتیشن را مسموم میکند چون میپرسد چه سودی برای من دارد؟ در مقابل، ذهن بازیگوش ارزشهای ذاتی را میشناسد. رقص، عشق و مدیتیشن ابزاری برای رسیدن به یک هدف نیستند، بلکه خودِ هدف و بهشتِ نقد هستند.
🎡 زندگی به مثابه لیلا یا بازی الهی
در فرهنگ شرق، جهان حاصل عرق ریختن و زحمت یک خالق جدی نیست، بلکه لیلا یعنی بازی و رقص الهی است.
خدا مانند کودکی است که روی ساحل قلعه شنی میسازد؛ نه برای اینکه در آن زندگی کند یا آن را بفروشد، بلکه برای لذتِ ناب ساختن. و وقتی موج میآید، آن را خراب میکند و میخندد!
ما آدمها بیش از حد خود را جدی گرفتهایم و با عناوین شغلی و سیاسیمان فخر میفروشیم، در حالی که فردا موج مرگ همه اینها را خواهد شست. سرسختی و جدیت، سرطان روح است.
⚔️ اسارت در دام ایگو و مقایسه
بیشتر اهداف ما ناشی از ایگو (منیت) و ترس از مرگ است. میخواهیم مشهور شویم تا نامی در تاریخ بماند، در حالی که کتابها میپوسند و سیارهها محو میشوند.
اسکندر مقدونی هدفی بزرگ داشت و جهان را فتح کرد، اما در بستر مرگ فهمید یک گداست و دستور داد دستهایش را بیرون از تابوت بگذارند تا همه ببینند خالی میرود. در مقابل او دیوژن، عارف عریان، در ساحل در حال آفتاب گرفتن بود و هیچ هدفی نداشت. وقتی اسکندر به او گفت هر چه میخواهی بخواه، دیوژن فقط گفت کمی آنطرفتر بایست تا جلوی نور خورشید را نگیری. دیوژن در لحظه حال و در بازی الهی زندگی میکرد و به آرامش رسیده بود.
🕊 زندگی به مثابه تیر یا فلوت
🔻انسانها به دو روش زندگی میکنند؛ یا مانند تیر هستند یا فلوت:
🏹 تیر هدفگرا، تیز، سریع و منقبض است. او به ابر، باد و پرندگان توجهی ندارد و فقط نشانگاه را میبیند. زندگی تیر با تنش همراه است و در نهایت با اصابت یا خطا، با خشونت پایان مییابد.
🎼 اما فلوت توخالی است و هیچ هدفی ندارد؛ او صرفاً گذرگاهی برای باد است تا موسیقی خلق کند. موسیقی فلوت بر خلاف تیر که فقط در یک جهت میرود، در تمام جهات پخش میشود و همه چیز را لمس میکند. اوشو دعوت میکند که فلوت باشیم، نه تیر.
👣 مسافر در برابر آواره و سالک آزاد
مسافر کسی است که میخواهد از نقطه الف به نقطه ب برسد؛ او جاده را یک مزاحمت میداند و میخواهد آن را سریع طی کند. اما زندگی خودِ جاده است، فاصله بین تولد تا مرگ. آواره یا سالک آزاد کسی است که مقصدی ندارد؛ او راه میرود تا راه برود. او میایستد تا گلها را بو کند، با غریبهها حرف بزند و غروب را تماشا کند. برای او هیچ مسیر اشتباهی وجود ندارد چون هر مسیری به حقیقت میرسد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۱/۲)
🎙#اشو
🔻اوشو در این سخنرانی با نگاهی تکاندهنده، یکی از بزرگترین شرطیشدگیهای روانی بشر یعنی لزوم داشتن هدف و معنا در زندگی را به چالش میکشد. او معتقد است که:
جستجوی دائم برای اهداف، انسان را از زندگی کردن محروم کرده و روان او را به فرسودگی کشانده است.
🌱 توهمی به نام هدف و معنا در زندگی
از کودکی به ما آموختهاند که:
زندگی باید هدفی داشته باشد و ما باید ماموریتی را به سرانجام برسانیم تا نامی از خود به جا بگذاریم.
اوشو میگوید زندگی هیچ هدف و معنای از پیش تعیینشدهای ندارد و به هیچ سمت خاصی نمیرود؛ زندگی صرفاً هست.
معنا برای اشیاء و ابزارهای مادی است که کاربرد دارند، مثل صندلی یا قلم. اما چیزهای زنده و باشکوه هدف ندارند. یک گل رز صرفاً میشکفد و در باد میرقصد بدون اینکه به دنبال سود مادی یا دستاوردی باشد. شکفتنِ گل، خودِ پاداش است. وجود هدف، زندگی را به یک معامله تجاری تبدیل میکند.
⏳ بیماری سوال چرا و فرار از لحظه حال
پرسش از معنای زندگی نشانه هوشمندی نیست، بلکه نشانه یک بیماری روانی و به معنای آن است که شما زندگی نمیکنید و صرفاً یک جسد را با خود میکشید.
انسان چون از مسیر و لحظه حال لذت نمیبرد، آیندهای فرضی به نام هدف خلق میکند تا رنجهای امروزش را توجیه کند.
هدف مانند هویجی است که جلوی الاغ آویزان کردهاند تا او را به حرکت وا دارند، اما الاغ هرگز به آن نمیرسد. فردا هرگز نمیآید، زیرا هر چه تجربه میکنیم همیشه امروز است. کسی که برای فردا زندگی میکند، زندگی واقعی را به نفع یک زندگی خیالی دائم به تعویق میاندازد.
🎭 ذهن تجاری در برابر ذهن بازیگوش
دنیای امروز تحت سلطه ذهن تجاری است که همه چیز را با خط سود و زیان و بهرهوری میسنجد.
❌⏳جمله «زمان طلا است» یکی از زشتترین جملاتی است که بشر ساخته، چرا که زمان عین زندگی و زنده است، اما پول مرده است.
ذهن تجاری حتی هنر، موسیقی، عشق و مدیتیشن را مسموم میکند چون میپرسد چه سودی برای من دارد؟ در مقابل، ذهن بازیگوش ارزشهای ذاتی را میشناسد. رقص، عشق و مدیتیشن ابزاری برای رسیدن به یک هدف نیستند، بلکه خودِ هدف و بهشتِ نقد هستند.
🎡 زندگی به مثابه لیلا یا بازی الهی
در فرهنگ شرق، جهان حاصل عرق ریختن و زحمت یک خالق جدی نیست، بلکه لیلا یعنی بازی و رقص الهی است.
خدا مانند کودکی است که روی ساحل قلعه شنی میسازد؛ نه برای اینکه در آن زندگی کند یا آن را بفروشد، بلکه برای لذتِ ناب ساختن. و وقتی موج میآید، آن را خراب میکند و میخندد!
ما آدمها بیش از حد خود را جدی گرفتهایم و با عناوین شغلی و سیاسیمان فخر میفروشیم، در حالی که فردا موج مرگ همه اینها را خواهد شست. سرسختی و جدیت، سرطان روح است.
⚔️ اسارت در دام ایگو و مقایسه
بیشتر اهداف ما ناشی از ایگو (منیت) و ترس از مرگ است. میخواهیم مشهور شویم تا نامی در تاریخ بماند، در حالی که کتابها میپوسند و سیارهها محو میشوند.
اسکندر مقدونی هدفی بزرگ داشت و جهان را فتح کرد، اما در بستر مرگ فهمید یک گداست و دستور داد دستهایش را بیرون از تابوت بگذارند تا همه ببینند خالی میرود. در مقابل او دیوژن، عارف عریان، در ساحل در حال آفتاب گرفتن بود و هیچ هدفی نداشت. وقتی اسکندر به او گفت هر چه میخواهی بخواه، دیوژن فقط گفت کمی آنطرفتر بایست تا جلوی نور خورشید را نگیری. دیوژن در لحظه حال و در بازی الهی زندگی میکرد و به آرامش رسیده بود.
🕊 زندگی به مثابه تیر یا فلوت
🔻انسانها به دو روش زندگی میکنند؛ یا مانند تیر هستند یا فلوت:
🏹 تیر هدفگرا، تیز، سریع و منقبض است. او به ابر، باد و پرندگان توجهی ندارد و فقط نشانگاه را میبیند. زندگی تیر با تنش همراه است و در نهایت با اصابت یا خطا، با خشونت پایان مییابد.
🎼 اما فلوت توخالی است و هیچ هدفی ندارد؛ او صرفاً گذرگاهی برای باد است تا موسیقی خلق کند. موسیقی فلوت بر خلاف تیر که فقط در یک جهت میرود، در تمام جهات پخش میشود و همه چیز را لمس میکند. اوشو دعوت میکند که فلوت باشیم، نه تیر.
👣 مسافر در برابر آواره و سالک آزاد
مسافر کسی است که میخواهد از نقطه الف به نقطه ب برسد؛ او جاده را یک مزاحمت میداند و میخواهد آن را سریع طی کند. اما زندگی خودِ جاده است، فاصله بین تولد تا مرگ. آواره یا سالک آزاد کسی است که مقصدی ندارد؛ او راه میرود تا راه برود. او میایستد تا گلها را بو کند، با غریبهها حرف بزند و غروب را تماشا کند. برای او هیچ مسیر اشتباهی وجود ندارد چون هر مسیری به حقیقت میرسد.
(ادامه دارد)
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
YouTube
Stop Looking For A Purpose | Osho
You are exhausted. You have been running your whole life, trying to find your "Why," your "Mission," your "Destiny." Society has conditioned you to believe that without a purpose, your life is useless.
In this radical discourse, Osho shatters the greatest…
In this radical discourse, Osho shatters the greatest…
📺 جستجو برای هدف و معنا را متوقف کن!
(۲/۲)
🎙#اشو
🕳 شهامت مواجهه با تهی بودن درون
دلیل اینکه آدمها دائم به دنبال کار، هدف و شلوغی هستند این است که از روبرو شدن با خلأ و سکوت درونی خود وحشت دارند. بلز پاسکال میگوید
وقتی دست از کار میکشید، دچار وحشت و ملامت میشوید. ملامت و کسالت در واقع رویارویی با تهی بودنِ خودتان است. شما هدف را اختراع میکنید تا این چاله را با پول، روابط، یا حتی مذهب پر کنید. اما این خلأ، مرگ نیست؛ بلکه خودِ وجود و نیروانا است. برای ورود امر قدسی، ذهن شما باید خالی و جادار باشد.
🎨 معنا یافتنی نیست، ساختنی است
معنا مانند سنگی نیست که زیر بوتهها پنهان شده باشد و شما آن را پیدا کنید. معنا یک پدیده پویا، یک رقص و یک آواز است که خودتان باید آن را خلق کنید.
زندگی یک اسم ثابت نیست، بلکه یک فعل جاری است. نبودِ یک معنای از پیش تعیینشده به این معنی است که شما کاملاً آزادید.
خدا به شما بوم، قلممو و رنگها را داده اما نقاشی را برایتان نکشیده است، چون به آزادی شما احترام میگذارد. یک ماشین هدف دارد چون ابزار است، اما انسان آزاد است که از پستترین درجات تا بالاترین اوج معنوی را خودش نقاشی کند.
🎶 دعوت نهایی به رقص روانی
اوشو در پایان میگوید هیچ پیامی برای تغییر شما ندارد، زیرا تلاش برای تغییر و قالبسازی، خیانت به خود است. او دعوت میکند که از تجارت زندگی استعفا دهید و به کارناوال زندگی ملحق شوید. کار کنید، نقاشی بکشید و بنویسید، اما نه برای نتیجه، بلکه از روی فورانِ انرژی و عشق. فردا صبح که بیدار میشوید نپرسید هدف امروز من چیست، بپرسید بازی امروز من چیست. بگذارید خنده و بازیگوشی پسزمینه زندگیتان باشد، بار سنگین معنا را زمین بگذارید و در آسمان لایتناهی وجود پرواز کنید.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
🎙#اشو
🕳 شهامت مواجهه با تهی بودن درون
دلیل اینکه آدمها دائم به دنبال کار، هدف و شلوغی هستند این است که از روبرو شدن با خلأ و سکوت درونی خود وحشت دارند. بلز پاسکال میگوید
تمام مشکلات بشر از این است که نمیتواند یک ساعت به تنهایی و در سکوت در اتاقی بنشیند.
وقتی دست از کار میکشید، دچار وحشت و ملامت میشوید. ملامت و کسالت در واقع رویارویی با تهی بودنِ خودتان است. شما هدف را اختراع میکنید تا این چاله را با پول، روابط، یا حتی مذهب پر کنید. اما این خلأ، مرگ نیست؛ بلکه خودِ وجود و نیروانا است. برای ورود امر قدسی، ذهن شما باید خالی و جادار باشد.
🎨 معنا یافتنی نیست، ساختنی است
معنا مانند سنگی نیست که زیر بوتهها پنهان شده باشد و شما آن را پیدا کنید. معنا یک پدیده پویا، یک رقص و یک آواز است که خودتان باید آن را خلق کنید.
زندگی یک اسم ثابت نیست، بلکه یک فعل جاری است. نبودِ یک معنای از پیش تعیینشده به این معنی است که شما کاملاً آزادید.
خدا به شما بوم، قلممو و رنگها را داده اما نقاشی را برایتان نکشیده است، چون به آزادی شما احترام میگذارد. یک ماشین هدف دارد چون ابزار است، اما انسان آزاد است که از پستترین درجات تا بالاترین اوج معنوی را خودش نقاشی کند.
🎶 دعوت نهایی به رقص روانی
اوشو در پایان میگوید هیچ پیامی برای تغییر شما ندارد، زیرا تلاش برای تغییر و قالبسازی، خیانت به خود است. او دعوت میکند که از تجارت زندگی استعفا دهید و به کارناوال زندگی ملحق شوید. کار کنید، نقاشی بکشید و بنویسید، اما نه برای نتیجه، بلکه از روی فورانِ انرژی و عشق. فردا صبح که بیدار میشوید نپرسید هدف امروز من چیست، بپرسید بازی امروز من چیست. بگذارید خنده و بازیگوشی پسزمینه زندگیتان باشد، بار سنگین معنا را زمین بگذارید و در آسمان لایتناهی وجود پرواز کنید.
🔻اشو و اسلام
📺 زهرِ مقدسی که شهد پنداشتیم!
🐫 شتر و رابطه در اسلام
📕پیرامون خمینیاک و پُری از پِهِن گاو
📕اشو: مهمل بودن قرآن
📕محمد از «مراقبه» هیچ نمیدانست!
📺 از حمایت از تنوعطلبیِ مردان تا رواجِ همجنسبازی
🔻اشو
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📕هدف زندگی و خلقت؟!
📺 سنت و ماشین فرمانبردار
📺 چرا اشو پیامبران را "Holy Shit" مینامد؟
📺 تضادِ اعتقاد و هشیاری!
📕خدا یا عروسکخرسیِ بزرگ؟
📺 برای ارزش عشق چه رخ داده؟
📕خدا پدر نیست؛ مادر است!
📕بهشت و جهنم ادیان
📓علم مراقبه و تانترا
📺 فلسفۀ ذنبودیسم
📺 معنای زندگی: آلن واتس
📺 لبخند بودا: پایان جستجوی آفریننده و کشف "چنینبودگیِ" هستی
📕ریوَن و خیام (یکم تا چهارم - پنجم تا دهم)
📺 آنچه بودا آموخت
📺 تصوف چیست؟
📺 ذهنآگاهی، نا-دوگانگی و توهم خود
📺 معنویت برای ناباوران
📺 بحران عمیق مدرنیسم و مقاومتِ معنوی
📺 تحلیلی بر سفر درونی و مفهوم دایمون
.
#فلسفیدن #معنویت #فلسفه_زندگی #خودشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin