نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📺 گفت‌وگوی اختصاصی با بهرام بیضایی (+)

🍂 قسمت اولِ نمایشِ «داش‌آکُل به گفته‌ٔ مرجان» تازه‌ترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناخته‌شدۀ ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایشِ داستانِ کوتاهِ معروفِ «داش‌آکل» نوشتۀ صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایشِ «داش‌آکُل به گفتۀ مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن بیش از هر چیز، زمینه‌های اجتماعیِ وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده‌است.

🍂 بهرام بیضایی در گفت‌وگویی با رادیو فردا توضیحاتی دربارۀ نوشتن و اجرای نمایشنامه «داش‌آکُل به گفته‌ مرجان» و شخصیت‌های آن داد؛ ازجمله دربارۀ نگاه انتقادی به شخصیت امام‌جمعه در این نمایش گفت:
«آنها همیشه در قدرت بودند. هرگز نبوده که در ضعف باشند. با شست وشوی مغزی یک ملت، عملا همیشه در قدرت ماندند».

«به اسم‌ها نگاه کنید! چند تا اسم داریم با این پیش‌وندِ «غلام» [و «عبد»] (غلام‌علی، علام‌رضا، عبدالعلی و..)؟ ما یک‌مشت بندۀ مطیعیم، که فقط در چارچوبی که جلوی‌مان گذاشته‌اند، فکر می‌کنیم. صادق هدایت کمی از این چارچوب بیرون آمد».



.


#مصاحبه #صادق_هدایت #آخوندیسم #ادبیات #نمایش #ادبیات_نمایشی #نمایش‌نامه #نمایش #داستان #داستان_کوتاه #تئاتر #بهرام_بیضایی



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زیارت قاتل! | طلب آمرزش (+)
داستان کوتاه از صادق هدایت

🎙دکتر #رشید_کاکاوند

🔸داستان کوتاه «طلب آمرزش» از صادق هدایت، روایت زنی‌ست که برای طلب بخشش به کربلا سفر می‌کند. او در گذشته مرتکب جنایات سنگینی شده، ازجمله قتل دو نوزاد و هووی خود. زن که از عذاب وجدان و ترس از مجازات الهی رنج می‌برد، به امید رهایی و آمرزش این سفر را آغاز می‌کند.

🔸در این سفر، او متوجه می‌شود که همسفرانش نیز جنایتکارند و هر یک گناهی بزرگ در گذشته مرتکب شده‌اند. برخلاف انتظار، این کشف زن را نه ناراحت، بلکه خوشحال می‌کند. دانستن اینکه دیگران نیز گناهکارند، به او نوعی آرامش و احساس همدلی می‌دهد. او خود را دیگر تنها نمی‌بیند و سنگینی گناهانش در قیاس با اعمال دیگران برایش قابل‌تحمل‌تر می‌شود.

🔸هدایت در این داستان با نگاهی خاص به مفاهیم گناه و آمرزش، واکنش‌های متضاد انسان را در برابر عذاب وجدان و تنهایی به تصویر می‌کشد. احساس آسودگی زن از همراهی گناهکاران دیگر، نمایشی از پیچیدگی روان انسان و تلاش او برای پذیرش خود در برابر قضاوت‌های اجتماعی و الهی است.


.


#خیالپرسه #داستان_کوتاه #صادق_هدایت #خرافات #نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 انسان، داستان و ناسیونالیسم
— ما چرا عاشق داستانیم؟ داستان چه ارتباطی زندگی واقعی دارد؟ (+)

🔸تا حالا براتون سوال شده که داستان‌های حملۀ بیگانگان به زمین، که عموما هم حمله به آمریکاست، از کجا اومده؟ چی باعث شده که این داستان‌ها تعریف بشن و خواهان داشته‌‌باشن؟ یا چه چیز باعث شد که ابرقهرمان‌هایی مثل آیرون من یا بیوه سیاه خلق بشن؟ یا چرا باید داستان‌های اسطوره‌‌ای خلق جهان ساخته بشن و باقی بمونن؟


.


#فلسفیدن #خیالپرسه #اندیشه #ادبیات #اسطوره #داستان



🌾 @Naqdagin
📘گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر
تقابل آگاهی و نقش‌ها در بازی هستی

📜 گزارشی از یک گفتگو
🔸سه چهره‌ بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفه‌اش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی می‌دانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.

ماجرای گفتگو
🔻بحث از مفاهیم ساده‌ای مانند نقش‌های انسانی و شرطی‌شدگی آغاز شد، اما به‌سرعت به پرسش‌های بنیادین‌تری رسید:
آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
آیا انسان در زنجیر نقش‌های خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا می‌کند؟
آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی می‌نامیم، نوعی ضرورت باشد؟

💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آن‌ها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.

پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطه‌ای رسید که هر چهار نفر، از زاویه‌هایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.

آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟

🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، متن کامل را بخوانید و پاسخ خود را بیابید.

👥 آغاز گفتگو
اگر کریشنا مورتی با یک تن‌فروش مواجه می‌شد، چه گفتگویی میان‌شان در می‌گرفت؟ آیا او می‌تواند از این طریقت، از ذهن خلاصی یابد و آن را یک شغل مثل مابقی مشاغل در نظر بگیرد؟

🤖 هوش مصنوعی
کریشنا مورتی به عنوان یک فیلسوف و آموزگار معنوی، از هر گونه قضاوت اخلاقی یا اجتماعی اجتناب می‌کرد و بر مشاهده بی‌واسطه و آزاد از پیش‌داوری تأکید داشت. اگر او با یک تن‌فروش مواجه می‌شد، احتمالاً گفتگوی او به بررسی ماهیت ذهن و شرطی‌سازی اجتماعی می‌پرداخت. او به جای تمرکز بر اخلاقیات یا قضاوت در مورد شغل فرد، توجه را به ریشه‌های درونی و روان‌شناختی وضعیت موجود معطوف می‌کرد.

کریشنا مورتی:

آیا تا به حال به خودت این سؤال را پرسیده‌ای که چرا این کار را انجام می‌دهی؟ نه از سر قضاوت یا سرزنش، بلکه از سر کنجکاوی خالص. آیا این شغل انتخاب آزاد تو بوده یا نتیجه‌ای از شرایطی که جامعه و زندگی بر تو تحمیل کرده است؟

تن‌فروش:

این چیزی است که من برای بقا انجام می‌دهم. آیا بقا چیزی برای قضاوت کردن است؟

کریشنا مورتی:

نه، بقا ذات زندگی است. اما آیا دیده‌ای که ذهن چگونه ما را اسیر شرطی‌سازی می‌کند؟ جامعه، خانواده، نیاز به پذیرش و ترس از طرد شدن، همه در شکل دادن به زندگی ما نقش دارند. آیا واقعاً این شغل را انتخاب کرده‌ای یا اینکه شرایط و اجبارهای بیرونی تو را به اینجا آورده‌اند؟

تن‌فروش:

اگر این شرایط من را مجبور کرده باشد، چه؟ چه تفاوتی ایجاد می‌کند؟

کریشنا مورتی:

تفاوت در آزادی است. وقتی از شرایط آگاه می‌شوی و آن را بدون قضاوت می‌بینی، می‌توانی از شرطی‌سازی رها شوی. آیا می‌بینی که این شغل فقط یک نقش است که ذهن تو آن را پذیرفته؟ و اینکه این نقش‌ها بخشی از ساختار اجتماعی ما هستند، نه حقیقتی که تو باید به آن محدود شوی؟

تن‌فروش:

آیا فکر می‌کنی می‌توانم این را فقط به عنوان یک شغل ببینم و از درد و قضاوتی که با آن همراه است رها شوم؟

کریشنا مورتی:

رهایی زمانی ممکن است که ببینی تو هیچ‌کدام از نقش‌هایی که جامعه بر تو تحمیل کرده نیستی. تو نه یک تن‌فروش هستی، نه یک قربانی، نه حتی یک حرفه‌ای. تو فراتر از همه این‌ها هستی. آیا می‌توانی لحظه‌ای این را حس کنی، بدون نیاز به تفسیر یا قضاوت؟

🌐 مطالعه ادامۀ متن و کامل گفتگو (قسمت اول| قسمت دوم | قسمت سوم)
زمان مطالعه: ۴۸ دقیقه
🔖 ۹۵۳۸ واژه

📻 اگر وقتِ مطالعۀ این گفتگوی جذاب را ندارید، می‌توانید خلاصه‌ای از این گفتگو را در اپیزود چهاردهم از نقدآگین‌گپ بشنوید.
.


#خیالپرسه #داستان #فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت



🌾 @Naqdagin
🎧عارفۀ تن‌باز و عارفان معاصر
تقابل آگاهی و نقش‌ها در بازی هستی

🔸در اپیزود چهاردهم از #نقدآگین‌‌گپ به طرح خلاصۀ «گفتگوی یک عارفۀ تن‌باز با سه عارف معاصر» می‌پردازیم.

🔸سه چهره‌ بزرگ معنوی – اشو، کریشنامورتی، و سادگرو – در مقابل زنی که زندگی و حرفه‌اش با جنجال و سوالات اخلاقی همراه است، به گفتگویی عمیق پرداختند. این زن، که جایگاه خود را بخشی از جریان بزرگ هستی می‌دانست، ادعاهایی جسورانه مطرح کرد که هر سه متفکر را به چالش کشید.

🔻بحث از مفاهیم ساده‌ای مانند نقش‌های انسانی و شرطی‌شدگی آغاز شد، اما به‌سرعت به پرسش‌های بنیادین‌تری رسید:
آیا هر نقشی، چه در خوابِ غفلت و چه در بیداریِ آگاهی، تجلیِ بازیِ آگاهی/هستی است؟
آیا انسان در زنجیر نقش‌های خود گرفتار است یا بخشی از بازی بزرگ کیهانی را ایفا می‌کند؟
آیا ممکن است آنچه ما خوابِ معنوی می‌نامیم، نوعی ضرورت باشد؟

💃🏻 این زن، با زبانی شیوا و چالشی، رویکرد سه متفکر را زیر سوال برد و آن‌ها را به بازاندیشی درباره مفهوم آگاهی، بیداری و قضاوت فراخواند.

پایانی نامعلوم
🔸گفتگو به نقطه‌ای رسید که هر چهار نفر، از زاویه‌هایی متفاوت، بر مفهومی مشترک اما مبهم تأکید داشتند. پایان این بحث همچنان گشوده است؛ هر مخاطب باید خود نتیجه را دریابد.

آیا حقیقت در بیداری مطلق نهفته است یا بازیگری در خواب نیز بخشی از آن است؟

🔻برای آشنایی با جزئیات کامل این تقابل جذاب، می‌توانید متن کامل را (اینجا) بخوانید و پاسخ خود را بیابید.

📺 کریشنامورتی: تمامِ ادیان ساختۀ ذهنِ بشرند و بخشی از مشکل
📺 واکاویِ بهشت ادیان توسط اشو
📺 خلقت و هدف زندگی از نظر اشو
📺 خدا ادیان (پدر) وجود ندارد، او مادر است!
📺 رقص زندگی و رقص تو: اشو
📻 معنای زندگی از منظر اشو
📻 هیچ‌کس شدن و رام داس

.


#خیالپرسه #داستان #فلسفیدن #عرفان #وحدت_وجود #هندوییسم #بیداری #آگاهی #لیلا #رقص_هستی #مولوی #اشو #کریشنا_مورتی #سادگرو #اسپینوزا #شریعت #حقیقت



🌾 @Naqdagin
📺 گفت‌وگوی اختصاصی با بهرام بیضایی (+)

🍂 قسمت اولِ نمایشِ «داش‌آکُل به گفته‌ٔ مرجان» تازه‌ترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناخته‌شدۀ ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایشِ داستانِ کوتاهِ معروفِ «داش‌آکل» نوشتۀ صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایشِ «داش‌آکُل به گفتۀ مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن بیش از هر چیز، زمینه‌های اجتماعیِ وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده‌است.

🍂 بهرام بیضایی در گفت‌وگویی با رادیو فردا توضیحاتی دربارۀ نوشتن و اجرای نمایشنامه «داش‌آکُل به گفته‌ مرجان» و شخصیت‌های آن داد؛ ازجمله دربارۀ نگاه انتقادی به شخصیت امام‌جمعه در این نمایش گفت:
«آنها همیشه در قدرت بودند. هرگز نبوده که در ضعف باشند. با شست وشوی مغزی یک ملت، عملا همیشه در قدرت ماندند».

«به اسم‌ها نگاه کنید! چند تا اسم داریم با این پیش‌وندِ «غلام» [و «عبد»] (غلام‌علی، علام‌رضا، عبدالعلی و..)؟ ما یک‌مشت بندۀ مطیعیم، که فقط در چارچوبی که جلوی‌مان گذاشته‌اند، فکر می‌کنیم. صادق هدایت کمی از این چارچوب بیرون آمد».



.


#مصاحبه #صادق_هدایت #آخوندیسم #ادبیات #نمایش #ادبیات_نمایشی #نمایش‌نامه #نمایش #داستان #داستان_کوتاه #تئاتر #بهرام_بیضایی



🌾@Naqdagin