نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
😣گریه کنید مسلمونا! ثوابه!!

🎙#محمد_رضوانی

◼️«چنان آن‌ها را ترغیب به گذشته و فقر و مرده‌پرستی و گریه و وافور و توسری می‌کنیم که دست روی دستشان بگذارند و بگویند، باید دستی از غیب برون آید و کاری بکند!» (#صادق_هدایت، توپ مرواری).

◼️ کنایه به عبارتی از مسیح در انجیل: «اینجا، بر رویِ زمین، تاکنون بزرگ‌ترین گناه چه بوده است؟ مگر نه کلامِ آن کس که گفت: «وای بر آنان که اینجا می‌خندند»! او بر روی زمین هیچ دلیلی برای خندیدن نیافت؟ پس درست جست و جو نکرده بود؛ چراکه یک کودک نیز اینجا دلیلی برای این کار می‌یابد» (چنین گفت زرتشت اثر فریدریش نیچه).

◼️«وای بر شما که اینجا می‌خندید! زیرا که روزی ماتم خواهید گرفت و گریه خواهید کرد» [انجیل لوقا، ۲۵:۶].

◼️«فَليَضحَكوا قَليلًا وَليَبكوا كَثيرًا جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ: از اين پس كم بخندند، و به جزای آنچه به دست می‌آوردند، بسيار بگريند» (سوره توبه،۸۲).


#نقد_شیعه #نقدخند #شعرانه


🌾 لذات فلسفه
🌾 نقدآگین
🍂 ‌در علم‌گرایی (و ماده‌گرایی) هم ممکن است دچار نوعی جزم‌اندیشی و افراط شويم. عده‌ای انتظار دارند همه‌ی باورهای عامیانه که برآمده از سنت‌های چندهزارساله است، از فیلتر علم و آزمایشگاه بگذرد‌ و تاییدیه بگیرد.

🍂 #صادق_هدایت هم باوجود نفرتش از خرافات، قبول دارد که با همه‌چیز نباید ستیزه‌جویانه برخورد کرد. اگرچه انتقاد کردن همیشه مجاز است، اما گاهی زحمتِ غیرضروری‌ست.

🍂 انديشه‌های بی‌ضرر، تحمیل‌نشده، بامزه، سالم و حتی شاعرانه، گاهی به احوال و زندگی مردم کمک می‌کنند. پشت ظاهر ساده‌ی بعضی باورها، آموزه‌های اخلاقی و زیستی و فلسفی و... هست. نیاز نیست با همه‌چیز بجنگیم.‌‌‌

🔻هدایت در «نیرنگستان» نوشت:‌‌‌
نباید فراموش کرد که دسته‌ای از این آداب و رسوم، نه‌تنها خوب و پسندیده است، بلکه از یادگارهای روزهای پرافتخار ایران است؛ مانند جشن مهرگان، جشن نوروز، جشن سده، چهارشنبه‌سوری و..‌. که زنده‌کردن و نگاهداری آن‌ها، از وظایف مهم ملی به‌شمار می‌آید و برای آن، باید مقام جداگانه‌ای قائل شد. مثلاً آتش‌افروزی در زمان قدیم مانند یک کارناوال وجود داشته؛ چنان‌که امروزه هم در نزد اروپاییان مرسوم و طرف توجه است. آداب عقد، عروسی، شادی، تمیزی و یا افکار بی‌زیان خنده‌آور و افسانه‌های قشنگ ادبی، بطور کلی تاثیر خوبی در زندگی دارد و همچنین این امر قدمت ملتی را نشان می‌دهد که زیاد پیر شده، زیاد فکر کرده و زیاد افکار شاعرانه داشته‌است؛ ولی خرافاتی که از خارج به ایران آمده زندگی را مشکل و زهرآلود می‌کند.‌‌


✍🏻 #معین_دهاز


#ایران #نقد_روشنفکران


🌾 @Naqdagin
تحلیل بوف کور
@Naqdagin
🎧 تحلیلِ «رمان بوف کور» (+)

🍂 این اثر، در رده‌ی آثار ادبیات مدرن قرار میگیره و کاملا سوژه محوره. یعنی برای درک اتفاقات داستان، باید حتما از دریچه‌ی چشم راوی به مسائل بیندیشید. در غیر اینصورت، توان درک این اثر پیچیده را پیدا نخواهید کرد

🍂 روشنفکران ایران، سالها به‌تقلید از #صادق_هدایت پرداختند، بی‌انکه درکی دقیق از جهان فکری صادق هدایت و آثار او -به‌خصوص بوف‌کور- داشته‌باشد. از حزب توده تا ملی‌گرایان، همه روایت‌های ایدیولوژیک بسیار مضحکی از او ارائه دادند، در فرهنگ انتلکچوالی ایران هم صادق هدایت، به ژست ِ‏دسته‌دومی از کافکا بدل گشت که بسیاری از قایم شدن پشت آن، ژست و اجرایش، حس اسنوبیستیِ "اقلیت‌بودن" را تمنا می‌کردند، اما کماکان صادق هدایت، به‌مثابه رازی حل نشده در تاریخ ادبیات ایران است. کماکان بوف کور او، تصویری وصف‌ناپذیر از وضعیت "انسان ایرانیِ مدرن" است و کماکان طعم تلخ افکارش، به‌مذاق بسیاری از خوانندگانش خوش نمی‌آید.

✍🏻 #الف_هامان

0:32 - صادق هدایت
2:54 - مدرنیسم
5:29 - تفاوت رئالیسم با مدرنیسم
17:22 - تحلیل بوف کور


#نقد_ادبی #خیالپرسه


🌾 @Naqdagin
خوانشِ رمان بوف کور
@Naqdagin
🎧 خوانشِ رمان بوف کور (+)

🎙احسان اطهری

🍂 روشنفکران ایران، سالها به‌تقلید از #صادق_هدایت پرداختند، بی‌انکه درکی دقیق از جهان فکری صادق هدایت و آثار او -به‌خصوص بوف‌کور- داشته‌باشد. از حزب توده تا ملی‌گرایان، همه روایت‌های ایدیولوژیک بسیار مضحکی از او ارائه دادند، در فرهنگ انتلکچوالی ایران هم صادق هدایت، به ژست ‏دسته‌دومی از کافکا بدل گشت که بسیاری از قایم شدن پشت آن، ژست و اجرایش، حس اسنوبیستیِ "اقلیت‌بودن" را تمنا می‌کردند، اما کماکان صادق هدایت، به‌مثابه رازی حل نشده در تاریخ ادبیات ایران است. کماکان بوف کور او، تصویری وصف‌ناپذیر از وضعیت "انسان ایرانیِ مدرن" است و کماکان طعم تلخ افکارش، به‌مذاق بسیاری از خوانندگانش خوش نمی‌آید.

✍🏻 #الف_هامان


#خیالپرسه #کتاب_صوتی



🌾 @Naqdagin
بررسیِ بوف کور
@Naqdagin
🎧 تحلیل و بررسی رمان «بوف کور» #صادق_هدایت

🎙#علی_شاهی


#نقد_ادبی #خیالپرسه



🌾 @Naqdagin
📓این است بوف کور
— تفسیری بر بوف کورِ #صادق_هدایت

✍🏻 نوشتۀ #محمدیوسف_قطبی

📒تعداد صفحات: ۲۶۸

🍂 «بوف کور» هدایت دریای پهناوری‌ست که هرچه بیشتر در آن غور می‌کنی، به کشف ناشناخته‌های بیشتری نائل می‌شوی و شاید به‌همین جهت است که بسیاری صاحب‌نظران، هرگز به یک‌بار، دوبار و ده‌بار خواندن بوف کور قناعت نکرده‌اند. با استناد به‌این اصل اگر ادعا کنیم که «بوف کور»، یکی از کتاب‌های انگشت‌شماری‌ست که به «کشف الآیات» نیازمند است، سخنی گزاف نگفته‌ایم.

🍂 بوف کور کتابی‌ست سمبلیک. جزء به جزء آدم‌ها و اشیاء، هر کدام سمبل هستند. «شراب، افیون، زن لکاته، پیرمرد، عمو، دو ماه و چهار روز، نهر، سرو، نیلوفر، قلمدان، تصویر مینیاتوری، انگشت سبابه دست چپ، پستوی خانه، پلک‌های ناسور، لب شکری» و... همه و همه، هر کدام سمبل‌اند. روش مطالعۀ کتاب‌های سمبولیک نیز این است که بعد از یافتن کلید، باید این کلید در تمامی کتاب صدق کند. سمبل‌هایی که من در طولِ بارها خواندنِ بوف کور برای خودم تعریف کرده بودم، اگر در یک جا جواب می‌داد در ده جا لنگ می‌زد، ولی کلیدهایی که آقای قطبی به دست می‌دهد تا پایان داستان هر دری را باز می‌کند.

در زندگی زخم هایی‌ست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.
🔺شاید یک نویسندۀ تازه‌کار کلمۀ "درد" را در جمله‌ی بالا بر "زخم" ترجیح دهد؛ زیرا معمولن شنیده‌ایم که مردم می‌گویند "درد زندگی" و" زخم زندگی" مصطلح نیست، اما چون تمام موضوع این کتاب، شرح و توصیف زخمی‌ست که بر راوی داستان وارد شده‌است، پس زخم به‌طور قانع‌کننده‌تری گویای حال اوست، ولی مطلب به‌همینجا خاتمه نمی‌یابد؛ چون این کلمه در ذهن خواننده تداعی کنندۀ مخلوطی از «چرک و فساد و خونابه» است که بنحو تهوع‌انگیزی چشم را می‌آزارد، و دیگر آنکه، کلمۀ زخم، با دارا بودن یک «خ» در وسط، بهنگام تلفظ گلو را می‌خراشد و بگوش خوش آیند نیست و انتقاد نویسنده را از جهان اطراف خویش بنحو بارزتری می‌نمایاند، تا درد با آن آهنگ نرم و عاشقانه که بیشتر بدرد مجالس بزم می‌خورد تا نشان دادنِ مفاسد زندگی. بدنبال این کلمه، به «خوره» می‌رسیم که باز با دارا بودن همان حرف «خ» درابتدا، بر شدت تاثیر زخم می‌افزاید و حالت نفوذی میکرب آن را که بر پوست و گوشت و استخوان اثر می‌کند و سال‌های متمادی فرد مبتلا به مرض را در غفلت نگاه می‌دارد و ناگهان با وضع فجیع و هولناکی آشکار می‌شود، نشان می دهد، و درمقایسۀ این کلمه، با کلماتی چون «جذام یا مثلن سفلیس و کوفت» متوجه می‌شویم که هیچ‌کدام مانند خوره، رسانندۀ منظور نویسنده نیست و باز به‌دنبال این کلام، تراشیدن و خراشیدن، با دارا بودن «شین» و «خ»، نه‌تنها بر شدت تاثیر دو کلمه قبل می‌افزایند، بلکه پاشیده شدن حرف شین به هنگام تلفظ، در پشت دندان‌ها، بیهودگی توهمات زندگی را از نظر نویسنده به بوضوح نشان می‌دهد. با یک نگاه سرتاسری به تمام جمله و در نظر گرفتن تجانس حروف تکراری، در می یابیم که نویسنده با چه دقت و توجهی کلمات را دست چین کرده است.

🍂 از مسالۀ «انتخاب کلمات» و «تجانس حروف» که بگذریم، به موضع وجوه تشبیه می‌رسیم. بسرعت درک می‌کنیم که نویسنده در این قسمت نیز کاملن پیروز است؛ زیرا وی از تمام امراض، مرضی را برای وصف حال خویش انتخاب می‌کند که انسان تا مدتی پس از دچار گشتن به آن، از وجودش بی‌اطلاع می‌ماند و آن‌گاه که چرک و فساد سرباز کرد و کراهت منظر بوضع چندش‌آوری رخ نمود و درون و برون را متلاشی ساخت، دیگر امید و دستاویزی در میان نیست. سپس رسوایی‌ست و تلخی و حرمان بر آنچه که بیهوده از عمر سپری شده‌است و آنگاه منفورو انگشت‌نمای خلق شدن است و به انزوا گرویدن و از دیگران رخ در پوشیدن و دامن از اجتماع برچیدن و با سایۀ خود درد دل کردن یا به‌عبارت دیگر غائبانه با دیگران سخن گفتن، زیرا:
«این دردها را نمی‌شود به کس اظهار کرد...».



#کتاب #خیالپرسه #نقد_ادبی


🌾 @Naqdagin
📘نظر خودِ #صادق_هدایت دربارۀ بوف کور

- م.ف: بنظرم بوف کور خیلی «شخصی‌»ست. خواب و خیال شخصی خودتان است. برای اینکه بوف کور را بنویسید، دوا می‌خوردید؟ واضح‌تر بگویم، خیلی معذرت می‌خواهم، آیا مخدرات مصرف می‌کردید؟

- نه، هرگز! بوف کور پر از effect [شگرد] است. حساب و کتاب دقیق دارد. اگر در حالت نشئه بودم که نمی‌توانستم بنویسم! چُرت می‌زدم. تو هم فکر می‌کنی که پرسوناژ بوف کور من هستم؟ اشتباه، اشتباه محض! اتفاقا درست برعکس بود. هر صفحه‌اش را مثل حامل موسیقی، جلوی خودم می‌گذاشتم و تنظیم می‌کردم. جاهائیش که بنظر خیالی می‌آید، درست قسمت‌هائی‌ست که کلمه‌به‌کلمه، سبک‌وسنگین کرده‌ام.

زهر را، چون‌که توش زهر است، زهر را چلانده‌ام و چکه‌چکه روی کاغذ ریخته‌ام. اول از خود می‌پرسیدم که می‌خواهم چه بگویم؟ و بعد می‌گشتم ببینم بهترین شکل و لحن برای گفتنش چیست؟... فقط تو نیستی که عوضی گرفته‌ای! از تو استادترها هم فکر می‌کنند که پرسوناژِ بوف کور، خودِ من است! البته، خب، حرف‌ها مال خودم است، ولی پرسوناژش از من سَواست. هر خطش به‌عمد نوشته‌شده. . .تصورات افیونی هم نیست. وقتی یک چیز وحشتناک می‌نوشتم، خودم می‌خندیدم.



🌾 @Naqdagin
📻 هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم
🖋 دکتر #ماشاالله_آجودانی

🎙فرید حامد

🍂 این کتاب در ۲ فصل با عنوان‌های: «ناسیونالیسم و تجدد» و «جهان نوشته‌ها» و در ۶ بخش با عنوان‌های:
«از باغ تا متن ادبی»،«هدایت وناسیونالیسم»، «جمال‌زاده و هدایت»، «داستان‌ها و نمایشنامه‌ها»، «ساختار بوف کور و ناسیونالیسم» و «در برزخ بوف کور» منتشر شد.

🍂 «هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم» نقد و بازخوانی متفاوتی‌ست از بوف کور و دیگر نوشته‌های هدایت در متن تاریخ و فرهنگ عصر تجدد. «ناسیونالیسم» به عنوان یکی از مهم‌ترین مضمون‌های نوشته‌های هدایت، بحث محوری کتاب است.


#کتاب_صوتی #نقد_کتاب #ایران #صادق_هدایت



🌾 @Naqdagin
رباعیات خیام - هفت‌هزار سالگان
@Naqdagin
🎧 رباعیات #خیام
— هفت‌هزار سالگان؛ بر اساس کتاب ترانه‌های خیامِ #صادق_هدایت

🎙با اجرایِ دل‌نشین #فریدون_فرح‌‌اندوز

۲۹ مِگ

.


#شعرانه #کتاب_صوتی



🌾 @Naqdagin
📺 گفت‌وگوی اختصاصی با بهرام بیضایی (+)

🍂 قسمت اولِ نمایشِ «داش‌آکُل به گفته‌ٔ مرجان» تازه‌ترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناخته‌شدۀ ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایشِ داستانِ کوتاهِ معروفِ «داش‌آکل» نوشتۀ صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایشِ «داش‌آکُل به گفتۀ مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن بیش از هر چیز، زمینه‌های اجتماعیِ وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده‌است.

🍂 بهرام بیضایی در گفت‌وگویی با رادیو فردا توضیحاتی دربارۀ نوشتن و اجرای نمایشنامه «داش‌آکُل به گفته‌ مرجان» و شخصیت‌های آن داد؛ ازجمله دربارۀ نگاه انتقادی به شخصیت امام‌جمعه در این نمایش گفت:
«آنها همیشه در قدرت بودند. هرگز نبوده که در ضعف باشند. با شست وشوی مغزی یک ملت، عملا همیشه در قدرت ماندند».

«به اسم‌ها نگاه کنید! چند تا اسم داریم با این پیش‌وندِ «غلام» [و «عبد»] (غلام‌علی، علام‌رضا، عبدالعلی و..)؟ ما یک‌مشت بندۀ مطیعیم، که فقط در چارچوبی که جلوی‌مان گذاشته‌اند، فکر می‌کنیم. صادق هدایت کمی از این چارچوب بیرون آمد».



.


#مصاحبه #صادق_هدایت #آخوندیسم #ادبیات #نمایش #ادبیات_نمایشی #نمایش‌نامه #نمایش #داستان #داستان_کوتاه #تئاتر #بهرام_بیضایی



🌾@Naqdagin
Forwarded from نقدآگین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 داش آکُل به‌گفتۀ مرجان (Source)
— برشی از اجرای قسمت اول نمایش

🍂 تازه‌ترین اثر #بهرام_بیضایی، با حمایت مرکز مطالعات ایران‌شناسی دانشگاه استنفورد در نخستین روزهای مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایش، داستان کوتاه معروف «داش‌آکل» نوشتۀ #صادق_هدایت را با رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایش «داش‌آکُل به گفته‌ی مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن ضمن حضور بسیار پررنگ زنان، زمینه‌های اجتماعی وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده است.


.


#تئاتر #ادبیات #نمایش #نمایش‌نامه



🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 گفتگوی ویژۀ ایران‌اینترنشنال با بهرام بیضایی

🔸بهرام بیضایی از تاثیرگذارترین نویسندگان و پژوهشگران حوزه ادبیات نمایشی است. در این گفت‌وگو او به اهمیت #صادق_هدایت و آثارش و نمایش داش آکل به روایت مرجان می‌پردازد.


🗄پست مرتبط
📺 آنچه صادق هدایت نگفت
📺گفت‌وگوی رادیو فردا با بهرام بیضایی دربارۀ «داش‌آکل به‌گفتۀ مرجان»
📺 برشی از اجرای قسمت اول نمایش

.


#مصاحبه #گفتگو #بهرام_بیضایی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زیارت قاتل! | طلب آمرزش (+)
— داستان کوتاه از صادق هدایت

🎙دکتر #رشید_کاکاوند

🔸داستان کوتاه «طلب آمرزش» از صادق هدایت، روایت زنی‌ست که برای طلب بخشش به کربلا سفر می‌کند. او در گذشته مرتکب جنایات سنگینی شده، ازجمله قتل دو نوزاد و هووی خود. زن که از عذاب وجدان و ترس از مجازات الهی رنج می‌برد، به امید رهایی و آمرزش این سفر را آغاز می‌کند.

🔸در این سفر، او متوجه می‌شود که همسفرانش نیز جنایتکارند و هر یک گناهی بزرگ در گذشته مرتکب شده‌اند. برخلاف انتظار، این کشف زن را نه ناراحت، بلکه خوشحال می‌کند. دانستن اینکه دیگران نیز گناهکارند، به او نوعی آرامش و احساس همدلی می‌دهد. او خود را دیگر تنها نمی‌بیند و سنگینی گناهانش در قیاس با اعمال دیگران برایش قابل‌تحمل‌تر می‌شود.

🔸هدایت در این داستان با نگاهی خاص به مفاهیم گناه و آمرزش، واکنش‌های متضاد انسان را در برابر عذاب وجدان و تنهایی به تصویر می‌کشد. احساس آسودگی زن از همراهی گناهکاران دیگر، نمایشی از پیچیدگی روان انسان و تلاش او برای پذیرش خود در برابر قضاوت‌های اجتماعی و الهی است.


.


#خیالپرسه #داستان_کوتاه #صادق_هدایت #خرافات #نقد_شیعه



🌾 @Naqdagin
رباعیات خیام - هفت‌هزار سالگان
@Naqdagin
📺 گفت‌وگوی اختصاصی با بهرام بیضایی (+)

🍂 قسمت اولِ نمایشِ «داش‌آکُل به گفته‌ٔ مرجان» تازه‌ترین اثر بهرام بیضایی، چهره شناخته‌شدۀ ادب و فرهنگ و هنر ایران با حمایت مرکز مطالعات ایرانشناسی دانشگاه استنفورد در روزهای ابتدایی مهرماه ۱۴۰۳ در سالن رودای شهر برکلی ایالت کالیفرنیای آمریکا به روی صحنه رفت.

🍂 این نمایشِ داستانِ کوتاهِ معروفِ «داش‌آکل» نوشتۀ صادق هدایت را رویکردی تازه و از نگاه شخصیت مرجان روایت می‌کند.

🍂 نمایشِ «داش‌آکُل به گفتۀ مرجان» را می‌توان یکی از صریح‌ترین آثار بهرام بیضایی در کارنامه‌اش دانست که در آن بیش از هر چیز، زمینه‌های اجتماعیِ وقوع داستان و نقش انتقادی شخصیت‌هایی چون امام‌جمعه و متشرعان مذهبی برجسته شده‌است.

🍂 بهرام بیضایی در گفت‌وگویی با رادیو فردا توضیحاتی دربارۀ نوشتن و اجرای نمایشنامه «داش‌آکُل به گفته‌ مرجان» و شخصیت‌های آن داد؛ ازجمله دربارۀ نگاه انتقادی به شخصیت امام‌جمعه در این نمایش گفت:
«آنها همیشه در قدرت بودند. هرگز نبوده که در ضعف باشند. با شست وشوی مغزی یک ملت، عملا همیشه در قدرت ماندند».

«به اسم‌ها نگاه کنید! چند تا اسم داریم با این پیش‌وندِ «غلام» [و «عبد»] (غلام‌علی، علام‌رضا، عبدالعلی و..)؟ ما یک‌مشت بندۀ مطیعیم، که فقط در چارچوبی که جلوی‌مان گذاشته‌اند، فکر می‌کنیم. صادق هدایت کمی از این چارچوب بیرون آمد».



.


#مصاحبه #صادق_هدایت #آخوندیسم #ادبیات #نمایش #ادبیات_نمایشی #نمایش‌نامه #نمایش #داستان #داستان_کوتاه #تئاتر #بهرام_بیضایی



🌾@Naqdagin
🧶 کلاف سردرگم مدرنیته و سنت
— وقتی هدایت از کوره در می‌رود
(۱/۲)
✍🏻 #محمود_کریمی

«برای استعمال مشروبات حد می‌زنند (در شهرهای زیارتی). هرکس هم که روزه بخورد جریمه و حبس است. تمام کافه‌ها و رستوران‌ها را هم بسته‌اند. این‌ هم از ترقیات روز افزون ما. گمان می‌کنم بالاخره مجبور بشویم یک کفیه عقال هم ببندیم و یک عبا هم بپوشیم و دنبال سوسمار و موش صحرایی بدویم. این هم جواب جوان‌های تحصیل‌کردۀ تربیت‌شدۀ سیاست‌مدار که می‌گفتند دیگر به قهقرا نمی‌شود برگشت و در حال ترانزیسیون [انتقال] هستیم و ایرانی باهوش است. هیچ چیز مضحک‌تر از هوش ایرانی نیست. شاید هوش‌اش سُر خورده توی کون‌اش رفته.»

نامهٔ ۴۱، ۲۰ تیر ۱۳۲۷، صفحهٔ ۱۳۷.


«از وقتی که بگیر و ببند ماه رمضان شده من از خانه، خارج نمی‌شوم و هیچ جور اطلاعِ حتى زبانی هم از اوضاع میهن و دنیا و مافی‌ها ندارم.»

نامهٔ ۴۴، ۲ مرداد ۱۳۲۷، صفحهٔ ۱۴۳.

-
«ماه مبارک رمضان هم هست. همهٔ کافه‌ها بسته شده و مذهب خیلی دموکرات و آزادی‌خواه اسلام به موجب نهی از منکر همه‌جور تظاهر به روزه خوردن را قدغن کرده. تقیه، دروغ مصلحت‌آمیز و سیکیم خیاردی. مثل این‌که اگر من مُسهل می‌خورم همه مجبورند مسهل بخورند و یا ادای مسهل خوردن را دربیاورند. این‌ها عنعنات است. تنها لغتی است که میهن عزیز ما را کاملاً exprimer [بیان] می‌کند.»

نامهٔ ۷۵، ۱۱ تیر ۱۳۲۹، صفحهٔ ۱۹۱.


- "هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی"، نوشتهٔ #صادق_هدایت، چاپ دوم نشر چشم‌انداز.

@erjahat

🔺هدایت در این نامه‌ها (حوالی سال‌های ۱۳۲۷ تا ۱۳۲۹) در واقع دارد شکستِ یک رویا را تماشا می‌کند. او می‌بیند که آن «ایرانیِ باهوش» که قرار بود به سمت ترقی برود، حالا دارد در کوچه و خیابان شلاق می‌خورد چون می‌خواهد خودش باشد، نه آن چیزی که شریعت دستور می‌دهد.

🔺نقد هدایت به مذهب در این‌جا از لایه الهیات رد شده و به استخوان رسیده است. او به مذهبی می‌تازد که به جایِ «رستگاری روح»، دنبالِ «بازرسیِ شکم» است. هدایت با آن مثالِ تند و تیزِ «مسهل خوردن»، پوچیِ نظارت همگانی را به رخ می‌کشد. حرفش ساده است: اگر تو باور داری که باید گرسنگی بکشی، چرا من که باورت را ندارم باید ادایِ تو را در بیاورم؟ این یعنی دین به جایِ دعوت، به «تحقیر» روی آورده است.

(ادامه دارد)


🌾 @Naqdagin