👳🏿♂️ملاها همراه با روسپیانِ با تجربه، دست در همین کارها (قوادی، دلالی محبت) داشتند؛ زیرا در کاروانسراها پر از صیغه بود و همین روسپیان، منبعِ درآمد اصلی آخوندهای دونپایه بودند که این ازدواجها را ترتیب میدادند. در مشهد با صدها هزار زوارِ سالانهاش، ملاها کار نانوآبداری دارند و از چندین زن آمادۀ ازدواج در خانههای خود نگهداری میکنند.
👳🏿♂️هر ملایی که کسی را برای یکی از این زنها پیدا کند، بابت قرارداد ازدواج و نیز برای هزینۀ خورد و خوراکی که زن هنگام زندگی در خانۀ او داشته، پول دریافت میکند. زن پس از پایانِ مدت ازدواج و دریافت مبلغ موعود از شوهرش، به خانۀ حامی روحانیاش برمیگردد و بیصبرانه منتظر سرآمدن چهار ماهی که میباید بگذرد تا او دوباره بتواند ازدواج کند، مینشیند. این مدت البته همیشه آنطور که باید-و-شاید رعایت نمیشود.
👳🏿♂️قانونِ شرع به زن اجازه میدهد فقط ۳ بار ازدواج کند، ولی «ملاهای مهربان» همواره آمادهاند چنین موضوعات پیشپاافتادهای را ندید بگیرند. در واقع، ملاها با «کلاه شرعی» درستکردنهایشان، شریک جرم صیغهها می شدند و مدت قانونی انتظار برای از نو شوهر کردن را کوتاه میکردند و پول در میآوردند. به این دلیل و دلایل دیگر بود که مردم، فرق چندانی میان «صیغه» و «روسپیگری» نمیگذاشتند. بهعقیدۀ ریچارد هِنتس، که سالها در ایران زندگی و طبابت کرد و از فرق میان «زناشویی موقت» و «روسپیگری» آگاه بود، این فرق، گاهی از میان میرفت، چنانکه در شهرهای مرزی سنینشین غرب ایران، ملاها میان روسپیها و مشتریها واسطهگری میکردند.
📓 تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران | نویسنده: ویلم فلور | ترجمه: محسن مینوخرد
#گزیدهکتاب #آخوندیسم #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @asre_roshangary
👳🏿♂️هر ملایی که کسی را برای یکی از این زنها پیدا کند، بابت قرارداد ازدواج و نیز برای هزینۀ خورد و خوراکی که زن هنگام زندگی در خانۀ او داشته، پول دریافت میکند. زن پس از پایانِ مدت ازدواج و دریافت مبلغ موعود از شوهرش، به خانۀ حامی روحانیاش برمیگردد و بیصبرانه منتظر سرآمدن چهار ماهی که میباید بگذرد تا او دوباره بتواند ازدواج کند، مینشیند. این مدت البته همیشه آنطور که باید-و-شاید رعایت نمیشود.
👳🏿♂️قانونِ شرع به زن اجازه میدهد فقط ۳ بار ازدواج کند، ولی «ملاهای مهربان» همواره آمادهاند چنین موضوعات پیشپاافتادهای را ندید بگیرند. در واقع، ملاها با «کلاه شرعی» درستکردنهایشان، شریک جرم صیغهها می شدند و مدت قانونی انتظار برای از نو شوهر کردن را کوتاه میکردند و پول در میآوردند. به این دلیل و دلایل دیگر بود که مردم، فرق چندانی میان «صیغه» و «روسپیگری» نمیگذاشتند. بهعقیدۀ ریچارد هِنتس، که سالها در ایران زندگی و طبابت کرد و از فرق میان «زناشویی موقت» و «روسپیگری» آگاه بود، این فرق، گاهی از میان میرفت، چنانکه در شهرهای مرزی سنینشین غرب ایران، ملاها میان روسپیها و مشتریها واسطهگری میکردند.
📓 تاریخ اجتماعی روابط سکسی در ایران | نویسنده: ویلم فلور | ترجمه: محسن مینوخرد
#گزیدهکتاب #آخوندیسم #نقد_شیعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @asre_roshangary
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 تاثیر پول؛ از مقالۀ «در معنای نیازهای انسانی»
— از کتابِ دستنوشتههای اقتصادی و فلسفیِ ۱۸۴۴ #کارل_مارکس
🎙#مسعود_فراستی
🗄پست مرتبط
📕روسپیگری و پول
📺 چرایی ازدیادِ پدیدۀ شوگر ددی و شوگر مامی
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— از کتابِ دستنوشتههای اقتصادی و فلسفیِ ۱۸۴۴ #کارل_مارکس
🎙#مسعود_فراستی
🗄پست مرتبط
📕روسپیگری و پول
📺 چرایی ازدیادِ پدیدۀ شوگر ددی و شوگر مامی
#نقد_چپ #نقد_فرهنگ #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 طبق نظر آرنت، آنچه سلطه توتالیتری را از استبداد و جباریت خودکامههای تاریخی بیشمار متمایز میکند، فقط مقیاس کشتارجمعی آن نیست، بلکه این واقعیت است که این کشتارها، نوعی «عملیات عقلانی» محسوب میشدند؛ عملیات عقلانیای که با ارجاع به نظریههای خاص ممکن شدند؛ برای مثال، تنازعات نژادی، «قانون طبیعت» بودند، و ملاحظه «آزادی انتخاب» از طرف جلادان یا «معصومیت و گناه» از طرف قربانیان، کاملاً امری بیربط و بیجا مینمود.
🍂 آنچه بهعنوان یک چیز جدید او را تکان میدهد و برای وی هولناک است و نیازمند توضیح، رفتار رباتوار هم قربانیان و هم جلادان در این دو رژیم بود. هر دو آشکارا احساس میکردند که هیچ انتخاب دیگری ندارند، هیچ فرصتی برای عمل کردن ندارند؛ در تجربۀ این مناسک هولناک، انگار چارۀ دیگری برایشان باقی نمانده بود؛ انگار داشتند از نیروی بزرگتری از ارادههای انسانی تبعیت میکردند.
📚 «اندیشه سیاسی هانا آرنت»، مارگارت کانوان، ترجمه دکتر #قربان_عباسی، انتشارات شمع آوید
👈 راههای تهیه کتاب از انتشارات شمع آوید
#گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @ShameAvidpub
🍂 آنچه بهعنوان یک چیز جدید او را تکان میدهد و برای وی هولناک است و نیازمند توضیح، رفتار رباتوار هم قربانیان و هم جلادان در این دو رژیم بود. هر دو آشکارا احساس میکردند که هیچ انتخاب دیگری ندارند، هیچ فرصتی برای عمل کردن ندارند؛ در تجربۀ این مناسک هولناک، انگار چارۀ دیگری برایشان باقی نمانده بود؛ انگار داشتند از نیروی بزرگتری از ارادههای انسانی تبعیت میکردند.
📚 «اندیشه سیاسی هانا آرنت»، مارگارت کانوان، ترجمه دکتر #قربان_عباسی، انتشارات شمع آوید
👈 راههای تهیه کتاب از انتشارات شمع آوید
#گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @ShameAvidpub
Telegram
نقدآگین
📘خمینی از نگاه ابوزید
🔺#نصر_حامد_ابوزید، کتاب «اصلاح اندیشهی اسلامی؛ تحلیلی تاریخی-انتقادی»، #ترجمه: یاسر میردامادی
* نصر حامد ابوزید (۱۹۴۳-۲۰۱۰) متفکر، روشنفکر و نواندیش دینی مصر بود که به دلیل نظریات و نگاه دگراندیشانهاش در باب قرآن، تاریخ و امر دینی، از جانب اسلامگرایان ارتدوکس مطرود شد و حتی محکوم به ارتداد و مجبور به تبعید شد. نگاه ابوزید، نزدیک به نگاه ارکون، سروش و شبستری بود.
#گزیدهکتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«آیتالله خمینی بنیانگذار حکومتی دینسالار در ایران است. در جهانبینیِ او تنها خدا دارای حق است. برخلاف دیدگاههای غربی «انسانها صرفاً از آنرو که انساناند» دارای حقی نیستند. آنها در مقابل خداوند تکالیفی دارند، اما تنها خدا دارای حق است. خدا - یا نمایندهی او بر روی زمین - ممکن است به آدمیان حقوقی عطا کنند، اما کاملاً ممکن است که این حقوق را از آدمیان سلب کنند؛ زیرا حقوقِ آدمیان، ذاتی نیست.
علاوه بر این، خمینی خواستار آن است که هر انسانی باید تابع «خیر عمومی» باشد - یا به تعبیر دقیقتر، تابع «خیر امت اسلامی» باشد. این جهانبینیِ ضدّ لیبرال [جهانبینیِ خمینی] اجازه میدهد که حقوق افراد بهخاطر خیر بالاتری نقض شود؛ زیرا خیر امت همیشه مقدم است. هنگامیکه مصلحتِ امت اقتضا داشته باشد، سانسور و سرکوب و نقضِ حقوق بشر موجه است: آنکس که حاکمِ مسلمانان است، باید همیشه منفعتِ امت را در ذهن داشتهباشد و از احساساتِ شخصی خود فاصله بگیرد؛ بنابراین، اسلام به منافعِ جمعی امت بر منافعِ فردی اولویت میبخشد و گروههای مختلفی را که منبعِ فساد و خرابکاری نسبت به امت بشری هستند، نابود میکند.
بدین ترتیب، خمینی این فرضِ لیبرالی را که انسانها دارای «حقوقِ فردی در مقابل دولت»اند، انکار میکند. در نظر او [خمینی] حقوق بشر از «دسائس شیطان» است که یگانه منفعتِ آن «جلوگیری از پیروزی اسلام» است.
امروزه بسیاری از ایرانیان میاندیشند که اسلامْ راهحل نیست، دستکم اسلامی که محافظهکاران سوار بر مسندِ قدرت آن را تبلیغ میکنند؛ یعنی اسلامی که حقوق بشر را نقض میکند و خود را آشکارا غیردموکراتیک معرفی میکند، راهحل نیست. در نظام ایران، ارادهی مردم اهمیّتی ندارد بلکه این ارادهی خداست که تحقق مییابد، و ارادهی خدا، با تفسیر ولی فقیه که در رأس حکومت هم نشستهاست، بهدست میآید».
🔺#نصر_حامد_ابوزید، کتاب «اصلاح اندیشهی اسلامی؛ تحلیلی تاریخی-انتقادی»، #ترجمه: یاسر میردامادی
* نصر حامد ابوزید (۱۹۴۳-۲۰۱۰) متفکر، روشنفکر و نواندیش دینی مصر بود که به دلیل نظریات و نگاه دگراندیشانهاش در باب قرآن، تاریخ و امر دینی، از جانب اسلامگرایان ارتدوکس مطرود شد و حتی محکوم به ارتداد و مجبور به تبعید شد. نگاه ابوزید، نزدیک به نگاه ارکون، سروش و شبستری بود.
#گزیدهکتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
دربارۀ بت نو: دولت
@Naqdagin
🎧دربارۀ بت نو: دولت (+)
— خوانش و بررسیِ برشی از کتابِ «چنین گفت زرتشت» #نیچه
#فلسفیدن #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— خوانش و بررسیِ برشی از کتابِ «چنین گفت زرتشت» #نیچه
#فلسفیدن #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘تفاوت حساسیتها میان عصر پیامبر با اکنون
— بریدهای از کتاب نسخ سنگسار
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
🍂 وقتی پیامبر و یارانش از کارزار برمیگشتند و در منزلگاه ماقبل مدینه اُطراق میکردند، حضرت از ایشان میخواست همانجا بخوابند و در تاریکی شب به خانه نروند! علّت این رهنمود چیست؟! روایات زیر را بخوانید تا هم علت را دریابیم و هم پی به استبعاد سنگسار در شریعت اسلامی ببریم:
🍂 در نقل مشابهِ زیر، پیامبر خود اشاره میکند که علت نهیش، عدم مواجهۀ شوهر با صحنۀ خیانت همسر است:
🔻ملاحظه کردید زنان فوق چه بیخیال در غیاب شوهران رزمندهشان، بیهیچ نگرانی از کیفری سخت، تن به زنا میدادند! زنا در میان زنان شوهردار چنان ساده اتّفاق میافتاد که حتی در إزای تقدیم کاسهای شیر، راضی به آن میشدند، ولو در آنحال، شوهرشان در رکاب رسول خدا مشغول پیکار علیه دشمنان بود:
(نسخ #سنگسار توسط اسلام ص ۲-۱۳۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
— بریدهای از کتاب نسخ سنگسار
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
🍂 وقتی پیامبر و یارانش از کارزار برمیگشتند و در منزلگاه ماقبل مدینه اُطراق میکردند، حضرت از ایشان میخواست همانجا بخوابند و در تاریکی شب به خانه نروند! علّت این رهنمود چیست؟! روایات زیر را بخوانید تا هم علت را دریابیم و هم پی به استبعاد سنگسار در شریعت اسلامی ببریم:
«پس از اینکه رسول خدا (ص) از جنگ خیبر و وادیالقری با غنائمِ بدست آمده فارغ شد، رو به مدینه نهاد و در منزلگاه جرف به یارانش چنین سفارش کرد: پس از نماز عشاء وارد خانههاتان مشوید. امّا مردی از میان حاضرانِ در منزلگاه شبانه به خانه رفت و چیزی را که نباید، دید. او در پیِ این ماجرا زن را آزاد گذاشت که برود ولی قطع رابطه نکرد. او از وی دارای فرزند بود و خودش را هم دوست میداشت به همین خاطر دلش نیامد که از او جدا شود و وی را طلاق دهد. آری مَرد از دستور رسول خدا (ص) سرپیچی کرد و به بلای رؤیتِ آن صحنه زشت گرفتار آمد».
«هنگامیکه رسول خدا (ص) از سفری بازگشت و در مُعرّس اطراق کرد به همراهانش گفت: شبانه وارد خانه هاتان نشوید امّا دو نفر از همان کسانی که سخن حضرت را شنیده بودند، در همان تاریکیِ شب راه افتادند و بر خانواده وارد شدند که بناگاه هر یک از آن دو، مردی را همبسترِ زنش دید».
🍂 در نقل مشابهِ زیر، پیامبر خود اشاره میکند که علت نهیش، عدم مواجهۀ شوهر با صحنۀ خیانت همسر است:
«وقتی رسولخدا(ص) در معرس فرود آمد به منادی دستور داد که با فریاد بگوید شب هنگام بر همسرانتان وارد نشوید! امّا دو نفر از ایشان عجله کردند [یعنی در اردوگاه نماندند و شبانه روانه خانه هاشان شدند] و هر دو، زنشان را با مردی یافتند. آن دو موضوع را به رسولخدا گزارش دادند و حضرت گفت: مگر اعلام نکردم که در تاریکی شب به خانه نروید».
🔻ملاحظه کردید زنان فوق چه بیخیال در غیاب شوهران رزمندهشان، بیهیچ نگرانی از کیفری سخت، تن به زنا میدادند! زنا در میان زنان شوهردار چنان ساده اتّفاق میافتاد که حتی در إزای تقدیم کاسهای شیر، راضی به آن میشدند، ولو در آنحال، شوهرشان در رکاب رسول خدا مشغول پیکار علیه دشمنان بود:
«رسول خدا (ص): هرگاه برای پیکار در راه خدا از شهر کوچ میکنیم فردی، همچو بُزِ نری تهییج شده، به سروقتِ همسرانمان میرود و با دادنِ مقداری شیر، با آنها همبستر میشود! مگر اینگونه افراد بدستم نیفتند، وگرنه سخت مجازاتشان میکنم»...
(نسخ #سنگسار توسط اسلام ص ۲-۱۳۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @baznegari
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘رجم ≠ #سنگسار
— بازنگری در روایات رجم
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
مقدّمه: مجازات رجم در روایات مربوطه دارای دو تفسیر است:
۱- قتل زانی، با پرتاب سنگهای کُشنده.
۲- تأدیب زانی، با پرتاب سنگریزه به اندام غیر حساس.
🍂 روایاتی که در آنها هدف کشتن زانی نیست و برای اجرا، امر به استفاده از سنگهای کوچک شده و حتی پرتابکنندگان را از زدن به جاهای حساس و نیز از روبرو زدن برحذر داشته (و چه بسا تدابیری در شدت نداشتن ضربِِ پرتاب نیز اتخاذ شده) را میتوان در ذیل همین تفسیر اخیر جای داد.
گام به گام تا پذیرش واقعبینانۀ رجم
اکثریت فقها رجم را با اتّکا به روایات متعدد، حکم اسلام میدانند، ولی اقلیتی از ایشان، تشریع آن را بدلیل عدم مطابقت با قرآن (و سپس با تضعیف روایات مربوطه) زیر سئوال برده و به ردش میپردازند. اینک برای اینکه کیفر رجم را بتوان حکمی اسلامی قلمداد کرد، و در عین حال دغدغه های هر دو گروه اکثریت و اقلیت را مورد ملاحظه قرار داد، میبایست گامهای زیر را پذیرفت:
گام اول- پذیرش صدور روایات
ما با انبوهی از روایات رجم در جوامع حدیثی روبرو هستیم. یک برخورد با این روایات این است که آنها را بهدلیل تقابل با حکم قرآن (البته اگر رجم را عبارت از سنگسار کنونی بدانیم) نپذیریم و با تضعیف سند یا متن، کنارشان گذاریم، اما دیگر راهِ مواجهه، اذعان به صدور آنهاست. کثرت روایات چنان است که احمد قابل را بر آن داشته که قائل به "تواتر اجمالی" در این باره شود؛ به این صورت که اصل رجم در روایات مربوطه را بعنوان امری متواتر پذیرفته، ولی البته تعریف، هدف و کم وکیفش را اختلافی و قابل بحث میداند. برای آگاهی از کثرت روایات رجم میتوان به وسائل الشیعه (نیز کنزالعمّال) و صفحات زیادی که در آن به این امر اختصاص یافته، مراجعه کرد؛ بنابراین، اولین گام در این مسیر، عبارت از پذیرش اجمالی صدور روایات رجم است.
گام دوم- هدف از رجم تنبیه و تنفیر است و نه قتل و معدوم ساختن
همانطور که توضیح دادم، غایت رجم در روایات مربوطه، یکی از این دو مورد است:
۱- قتل، با رعایت تمهیدات منجر به قتل (استفاده از سنگهای کُشنده، زدن به هر جایی از بدن، بستنِ محکوم و...)؛
۲- تنبیه، با رعایت تمهیدات منجر به تنبیه، نه بیشتر نه کمتر (استفاده از سنگهای ریز، زدن به جاهای غیرحساس، خاتمه ( رجم با اصابت شمار معتنابهی سنگریزه به اندام محکوم).
🍂 اگر اجمالاً قائل به «صحت روایات رجم» باشیم، در این صورت بنا به دلایل فقهی و حدیثی، که شرح خواهم داد، میبایست آن دسته از روایات متعدّدی را پذیرفت که فاقد «قصد قتل» بوده و هدف از رجم را عبارت از «تنبیه و ایذاءِ محکوم» و «ابراز تنفّر از کار زشتش» میدانند.
صادقی تهرانی (فقیهِ تازه درگذشته ) و نیز جواد فخّار طوسی، بهخوبی همین تعریف از رجم را مورد توجّه و پردازش قرار دادهاند.
🍂 بنابراین دومین گام در این مسیر، توصیف رجم به «تأدیب و طرد» با «پرتاب ریگ و سنگریزه» است.
گام سوم- عدم تعارض رجمِ تنیهی با قرآن
قدم سوم این است که رجمِ موصوف را سازگار با کیفر موجود در قرآن (و یا دستِ کم فاقد تعارض با آن) بدانیم. برای این مهم، میتوان به یکی از این دو توجیه پرداخت (گفتنیست این اقدامِ توجیهی، بدان دلیل است که اسمی از کیفر «رجم» در قرآن نیامدهاست):
توجیه ۱- چه بسا این رجمِ تنبیهی تنفیری، مصداق رایجی در عصر پیامبر، برای ایذاء مذکور در آیۀ ۱۶ سوره نساء «واللذان یأتیانها منکم فآذوهما» بودهباشد؛ همچنانکه «کتک زدن با لنگهکفش» نیز از دیگر مصادیق ایذاءِ زانی بودهاست. بر این اساس باید «مثنّی» بودنِ «اللذان» را در اشاره به مرد و زن دانست.
توجیه ۲- «رجمِ» موصوف را مجازاتی مازاد بر «جَلدِ» قرآنی، البتّه نه بدلیل عمل زنا (زیرا قرآن بهذکر کیفرِ زنا و فاحشه پرداخته) بلکه بدلیل خیانت جنسی (که سنّت به ذکر کیفر آن پرداخته) بگیریم. توضیح اینکه، مجازات جَلد را بنا به اطلاق آیه ۲ سوره نور و بنا به روایات متعدد (که خواهم آورد) ناظر به همه (چه متأهل چه مجرّد) و ناشی از وقوع زنا بدانیم، ولی رجم را بنا به سنّت، ناظر به متأهلها و ناشی از خیانت جنسی (که در مجردها وجود ندارد) بگیریم.
🔺به این ترتیب، مجازات متأهلان (که از آن به «زنای محصنه» یاد میشود) عبارت از «جَلد+رجم» میگردد که از آن به «کیفرِ جمع» تعبیر میشود و شواهد رواییِ متعددی دارد و نیر رأی غالب فقها نیز همین بوده است.
(نسخ سنگسار توسط اسلام ص ۱۴-۱۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— بازنگری در روایات رجم
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
مقدّمه: مجازات رجم در روایات مربوطه دارای دو تفسیر است:
۱- قتل زانی، با پرتاب سنگهای کُشنده.
۲- تأدیب زانی، با پرتاب سنگریزه به اندام غیر حساس.
🍂 روایاتی که در آنها هدف کشتن زانی نیست و برای اجرا، امر به استفاده از سنگهای کوچک شده و حتی پرتابکنندگان را از زدن به جاهای حساس و نیز از روبرو زدن برحذر داشته (و چه بسا تدابیری در شدت نداشتن ضربِِ پرتاب نیز اتخاذ شده) را میتوان در ذیل همین تفسیر اخیر جای داد.
گام به گام تا پذیرش واقعبینانۀ رجم
اکثریت فقها رجم را با اتّکا به روایات متعدد، حکم اسلام میدانند، ولی اقلیتی از ایشان، تشریع آن را بدلیل عدم مطابقت با قرآن (و سپس با تضعیف روایات مربوطه) زیر سئوال برده و به ردش میپردازند. اینک برای اینکه کیفر رجم را بتوان حکمی اسلامی قلمداد کرد، و در عین حال دغدغه های هر دو گروه اکثریت و اقلیت را مورد ملاحظه قرار داد، میبایست گامهای زیر را پذیرفت:
گام اول- پذیرش صدور روایات
ما با انبوهی از روایات رجم در جوامع حدیثی روبرو هستیم. یک برخورد با این روایات این است که آنها را بهدلیل تقابل با حکم قرآن (البته اگر رجم را عبارت از سنگسار کنونی بدانیم) نپذیریم و با تضعیف سند یا متن، کنارشان گذاریم، اما دیگر راهِ مواجهه، اذعان به صدور آنهاست. کثرت روایات چنان است که احمد قابل را بر آن داشته که قائل به "تواتر اجمالی" در این باره شود؛ به این صورت که اصل رجم در روایات مربوطه را بعنوان امری متواتر پذیرفته، ولی البته تعریف، هدف و کم وکیفش را اختلافی و قابل بحث میداند. برای آگاهی از کثرت روایات رجم میتوان به وسائل الشیعه (نیز کنزالعمّال) و صفحات زیادی که در آن به این امر اختصاص یافته، مراجعه کرد؛ بنابراین، اولین گام در این مسیر، عبارت از پذیرش اجمالی صدور روایات رجم است.
گام دوم- هدف از رجم تنبیه و تنفیر است و نه قتل و معدوم ساختن
همانطور که توضیح دادم، غایت رجم در روایات مربوطه، یکی از این دو مورد است:
۱- قتل، با رعایت تمهیدات منجر به قتل (استفاده از سنگهای کُشنده، زدن به هر جایی از بدن، بستنِ محکوم و...)؛
۲- تنبیه، با رعایت تمهیدات منجر به تنبیه، نه بیشتر نه کمتر (استفاده از سنگهای ریز، زدن به جاهای غیرحساس، خاتمه ( رجم با اصابت شمار معتنابهی سنگریزه به اندام محکوم).
🍂 اگر اجمالاً قائل به «صحت روایات رجم» باشیم، در این صورت بنا به دلایل فقهی و حدیثی، که شرح خواهم داد، میبایست آن دسته از روایات متعدّدی را پذیرفت که فاقد «قصد قتل» بوده و هدف از رجم را عبارت از «تنبیه و ایذاءِ محکوم» و «ابراز تنفّر از کار زشتش» میدانند.
صادقی تهرانی (فقیهِ تازه درگذشته ) و نیز جواد فخّار طوسی، بهخوبی همین تعریف از رجم را مورد توجّه و پردازش قرار دادهاند.
🍂 بنابراین دومین گام در این مسیر، توصیف رجم به «تأدیب و طرد» با «پرتاب ریگ و سنگریزه» است.
گام سوم- عدم تعارض رجمِ تنیهی با قرآن
قدم سوم این است که رجمِ موصوف را سازگار با کیفر موجود در قرآن (و یا دستِ کم فاقد تعارض با آن) بدانیم. برای این مهم، میتوان به یکی از این دو توجیه پرداخت (گفتنیست این اقدامِ توجیهی، بدان دلیل است که اسمی از کیفر «رجم» در قرآن نیامدهاست):
توجیه ۱- چه بسا این رجمِ تنبیهی تنفیری، مصداق رایجی در عصر پیامبر، برای ایذاء مذکور در آیۀ ۱۶ سوره نساء «واللذان یأتیانها منکم فآذوهما» بودهباشد؛ همچنانکه «کتک زدن با لنگهکفش» نیز از دیگر مصادیق ایذاءِ زانی بودهاست. بر این اساس باید «مثنّی» بودنِ «اللذان» را در اشاره به مرد و زن دانست.
توجیه ۲- «رجمِ» موصوف را مجازاتی مازاد بر «جَلدِ» قرآنی، البتّه نه بدلیل عمل زنا (زیرا قرآن بهذکر کیفرِ زنا و فاحشه پرداخته) بلکه بدلیل خیانت جنسی (که سنّت به ذکر کیفر آن پرداخته) بگیریم. توضیح اینکه، مجازات جَلد را بنا به اطلاق آیه ۲ سوره نور و بنا به روایات متعدد (که خواهم آورد) ناظر به همه (چه متأهل چه مجرّد) و ناشی از وقوع زنا بدانیم، ولی رجم را بنا به سنّت، ناظر به متأهلها و ناشی از خیانت جنسی (که در مجردها وجود ندارد) بگیریم.
🔺به این ترتیب، مجازات متأهلان (که از آن به «زنای محصنه» یاد میشود) عبارت از «جَلد+رجم» میگردد که از آن به «کیفرِ جمع» تعبیر میشود و شواهد رواییِ متعددی دارد و نیر رأی غالب فقها نیز همین بوده است.
(نسخ سنگسار توسط اسلام ص ۱۴-۱۱).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
🪨 رجمِ #سنگسار
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
— نقدهای دروندینی بر سنگسار و ردِّ تشریع آن (شامل چندین مقاله از محققان حوزوی و غیر حوزوی
✍🏻 مولف: #امیرحسین_ترکاشوند
📒تعداد صفحات: ۲۵۲
🗄پست مرتبط
📺 خلقِ بز قرآنخور برای وارد کردنِ سنگسار به اسلام
#بازاندیشی #کتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin |…
📘تعارضِ #سنگسار با «اساس هدایت» و «مجوّزهای قتل»
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
«هدف اسلام بازداشتن مردم از منکرات و اعمال زشت بودهاست و نه کشتن آنان بهدلیل ارتکاب اعمال منکر. کشتن انسانها به دلیل ارتکاب عمل زشت با اصلِ هدایت منافات دارد».
🍂 زنا در قرآن، در ردیف «فحشا و کار زشت» است و با «جنایات» («قتل و افساد فیالارض») تفاوت دارد. اگر مرتکب عمل زشت را باید کشت، در این صورت، اصل اساسیِ «هدایت و اصلاح» به چه کار میآید؟ آیا آن کیفر، اعلام تعطیلیِ این اصل قرآنی نمیباشد؟ آیا معدومساختنِ زانی، پاککردنِ صورت مسئله و ناشی از فقدان برنامۀ ارشادی و اصلاحی نیست و به تضعیف اصل هدایت (که تلاشی قرآنی برای حلّ مسائل است) نمیانجامد.
🍂 نیز اگر این قتل از راه سنگسار باشد موجب تعطیلی اخلاق نیست؟ اگر حکم مرتکب زنا را به آیات "هُدیً للنّاس" و "یزکّیهم و یعلّمهم" عرضه کنیم، آیا از این نوع آیات میتوان به اعدام و قتل، آن هم بهروش سنگسار رسید؟
🍂 اگر حکم زانی را از سنّت استفتاء کنیم، در این صورت آیا با توجه به آیۀ «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظالقلب لانفضوّا من حولک»، که نفی سنگدلی از حضرت (ص) و اثبات نرمخوییِ وی است، میتوان به سنگسارِ سنگدلانه، آنهم در قبال "پیروانِ" خطاکار رسید؟ انتخاب روش سنگسار با کجای آیۀ «لعلی خُلُقٍ عظیم» (بویژه که خود فرمود: بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق) همسویی دارد؟
🍂 آیا اجرای سنگسار به هدایتِ رجمکننده میانجامد یا به قساوت و سنگدلیاش؟ آیا قساوت از طایفۀ نور و هدایت است، یا از قبیلۀ تباهی و ظلمت؟ تداومِ پرتاب سنگ به سر و صورت و اندامِ کسی که ضجه میزند و فوارۀ خون از وی جاریست، ضامن چه بخش از تربیت و رشدِ رجمکننده میباشد؟
🍂 قرآن در قبال اعمال زشت (فحشا ، منکر و سیئات) دستور به پرهیز از آن میدهد، و نه حکم به قتلِ مرتکبش؛ این درحالیست که در مورد جنایات (قتل نفس و افساد فی الارض)، حق مقابلهبهمثل و در نتیجه نابودی قاتل و مفسد فیالارض را رد نمیکند که این بهروشنی، گواه تفاوتِ نگاه قرآن در مقولههای "عمل زشت" و "جنایت" است:
🍂 چنانکه ملاحظه شد، تفاوت نگاه قرآن، بهخوبی از مقایسۀ دو آیۀ فوق (که یکی در مورد زنا و دیگری در مورد قتل نفس است) بدست میآید. در این راستا، همچنین میتوان آیات کیفر زنا (حبس خانگی، ایذاء، قهر و تنبیه، جَلد، انقضاء عدّه) را با آیۀ ۳۳ سورۀ مائده (جواز قتل محارب و مفسد فیالارض) مقایسه نمود:
🍂 اساساً مجوّز قتل در فرهنگ قرآن (علاوه بر اوقات جنگ که امری طبیعیست)، محدود به همین دو موردِ «قتل نفس (قصاص)» و «افساد فی الارض (غارت و راهزنی و کشتار)» میشود و در نتیجه، جایی برای «قتل زانی» باقی نمیماند:
🍂 چه بسا از آیۀ اخیر بتوان نتیجه گرفت که خبری از قتل و سنگسارِ زانی، حتی در توراتِ اصیل نبوده و در این راستا، در صورت دلالت متن، میتوان به آیۀ «خُذ بیدک ضغثاً فاضرب به» (که در دلیل ۱۵ آوردم و به نحوۀ مجازات همسر حضرت ایّوب تفسیر شد) نیز استناد کرد.
🍂 چنانکه گفتم، برنامۀ قرآن در «پرهیز از فحشا و عدم جواز قتلِ مرتکب» نشان از آن دارد که این کتاب آسمانی در مقولۀ منکرات، فحشا و سیئات، به هدایت و تغییر انسان و تداوم حیاتش میاندیشد، و نه جواز حذف وی. به عبارت دیگر، قرآن در مواجهه با «فحشا و منکر»، خواهان زدودنِ فعل (و اصلاح و تغییر فرد) است، و نه نابودیِ فاعل!
🍂بنابراین، با قتل و سنگسارِ مرتکب عمل زشتِ زنا، به این تعارضات با قرآن میرسیم:
الف) نادیدهگرفتن هدایت و اصلاح،
ب) سرکوب اخلاق،
ج) نادیده گرفتن ظرفیت تغییر و اصلاح در انسان،
د) تخریب هدایت در رجمکننده،
🔺به همین دلایل، نمیتوان قتل و سنگسار را در راستای قرآن و در نتیجه، کیفر عمل زشت زنا دانست.
(نسخِ سنگسار توسط اسلام، ص ۱۹۰ تا ۱۹۳ دلیل ۲۰).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
✍🏻 #امیرحسین_ترکاشوند
«هدف اسلام بازداشتن مردم از منکرات و اعمال زشت بودهاست و نه کشتن آنان بهدلیل ارتکاب اعمال منکر. کشتن انسانها به دلیل ارتکاب عمل زشت با اصلِ هدایت منافات دارد».
🍂 زنا در قرآن، در ردیف «فحشا و کار زشت» است و با «جنایات» («قتل و افساد فیالارض») تفاوت دارد. اگر مرتکب عمل زشت را باید کشت، در این صورت، اصل اساسیِ «هدایت و اصلاح» به چه کار میآید؟ آیا آن کیفر، اعلام تعطیلیِ این اصل قرآنی نمیباشد؟ آیا معدومساختنِ زانی، پاککردنِ صورت مسئله و ناشی از فقدان برنامۀ ارشادی و اصلاحی نیست و به تضعیف اصل هدایت (که تلاشی قرآنی برای حلّ مسائل است) نمیانجامد.
🍂 نیز اگر این قتل از راه سنگسار باشد موجب تعطیلی اخلاق نیست؟ اگر حکم مرتکب زنا را به آیات "هُدیً للنّاس" و "یزکّیهم و یعلّمهم" عرضه کنیم، آیا از این نوع آیات میتوان به اعدام و قتل، آن هم بهروش سنگسار رسید؟
🍂 اگر حکم زانی را از سنّت استفتاء کنیم، در این صورت آیا با توجه به آیۀ «فبما رحمة من الله لنت لهم ولو کنت فظّاً غلیظالقلب لانفضوّا من حولک»، که نفی سنگدلی از حضرت (ص) و اثبات نرمخوییِ وی است، میتوان به سنگسارِ سنگدلانه، آنهم در قبال "پیروانِ" خطاکار رسید؟ انتخاب روش سنگسار با کجای آیۀ «لعلی خُلُقٍ عظیم» (بویژه که خود فرمود: بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق) همسویی دارد؟
🍂 آیا اجرای سنگسار به هدایتِ رجمکننده میانجامد یا به قساوت و سنگدلیاش؟ آیا قساوت از طایفۀ نور و هدایت است، یا از قبیلۀ تباهی و ظلمت؟ تداومِ پرتاب سنگ به سر و صورت و اندامِ کسی که ضجه میزند و فوارۀ خون از وی جاریست، ضامن چه بخش از تربیت و رشدِ رجمکننده میباشد؟
🍂 قرآن در قبال اعمال زشت (فحشا ، منکر و سیئات) دستور به پرهیز از آن میدهد، و نه حکم به قتلِ مرتکبش؛ این درحالیست که در مورد جنایات (قتل نفس و افساد فی الارض)، حق مقابلهبهمثل و در نتیجه نابودی قاتل و مفسد فیالارض را رد نمیکند که این بهروشنی، گواه تفاوتِ نگاه قرآن در مقولههای "عمل زشت" و "جنایت" است:
«و به زنا نزدیک مشوید چرا که آن همواره زشت و بدراهی است * و نفسی را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود به سرپرست وی قدرتی دادهایم، پس (او) نباید در قتل زیادهروی کند زیرا او (از طرف شرع) یاری شده است» [سورۀ اسراء آیۀ ۳۲ و ۳۳].
🍂 چنانکه ملاحظه شد، تفاوت نگاه قرآن، بهخوبی از مقایسۀ دو آیۀ فوق (که یکی در مورد زنا و دیگری در مورد قتل نفس است) بدست میآید. در این راستا، همچنین میتوان آیات کیفر زنا (حبس خانگی، ایذاء، قهر و تنبیه، جَلد، انقضاء عدّه) را با آیۀ ۳۳ سورۀ مائده (جواز قتل محارب و مفسد فیالارض) مقایسه نمود:
«إنما جزاء الذين يحاربون الله و رسوله و يسعون في الأرض فسادا أنيقتلوا أو يصلبوا أو تقطع أيديهم و أرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخرة عذاب عظيم * إلا الذين تابوا من قبل أنتقدروا عليهم فاعلموا أن الله غفور رحيم»
🍂 اساساً مجوّز قتل در فرهنگ قرآن (علاوه بر اوقات جنگ که امری طبیعیست)، محدود به همین دو موردِ «قتل نفس (قصاص)» و «افساد فی الارض (غارت و راهزنی و کشتار)» میشود و در نتیجه، جایی برای «قتل زانی» باقی نمیماند:
«من أجل ذلك كتبنا على بني إسرائيل أنه من قتل نفساً بغير نفس أو فساد في الأرض فكأنما قتل الناس جميعاً و من أحياها فكأنما أحيا الناس جميعاً ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم إن كثيراً منهم بعد ذلك في الأرض لمسرفون».
🍂 چه بسا از آیۀ اخیر بتوان نتیجه گرفت که خبری از قتل و سنگسارِ زانی، حتی در توراتِ اصیل نبوده و در این راستا، در صورت دلالت متن، میتوان به آیۀ «خُذ بیدک ضغثاً فاضرب به» (که در دلیل ۱۵ آوردم و به نحوۀ مجازات همسر حضرت ایّوب تفسیر شد) نیز استناد کرد.
🍂 چنانکه گفتم، برنامۀ قرآن در «پرهیز از فحشا و عدم جواز قتلِ مرتکب» نشان از آن دارد که این کتاب آسمانی در مقولۀ منکرات، فحشا و سیئات، به هدایت و تغییر انسان و تداوم حیاتش میاندیشد، و نه جواز حذف وی. به عبارت دیگر، قرآن در مواجهه با «فحشا و منکر»، خواهان زدودنِ فعل (و اصلاح و تغییر فرد) است، و نه نابودیِ فاعل!
🍂بنابراین، با قتل و سنگسارِ مرتکب عمل زشتِ زنا، به این تعارضات با قرآن میرسیم:
الف) نادیدهگرفتن هدایت و اصلاح،
ب) سرکوب اخلاق،
ج) نادیده گرفتن ظرفیت تغییر و اصلاح در انسان،
د) تخریب هدایت در رجمکننده،
🔺به همین دلایل، نمیتوان قتل و سنگسار را در راستای قرآن و در نتیجه، کیفر عمل زشت زنا دانست.
(نسخِ سنگسار توسط اسلام، ص ۱۹۰ تا ۱۹۳ دلیل ۲۰).
#بازاندیشی #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 رژیمهای اقتدارگرا به «بسیج مشروط انحصاری و محدود» متکی هستند.
🍂 رژیم اقتدارگرا بهدنبال درگیر کردن مردم (یا حداقل بخشی از آنها) در «زندگی عمومی»، از طریق مشارکتشان در «سازمانهای رسمیِ تحت حمایت رژیم» و «مراسمهای مختلف دولتی» است.
🍂 هدف از این کار، «غیرسیاسی کردنِ» زندگی عمومی و در نهایت، گرفتن «جشن برای رژیم و دستاوردهایش» است. این بسیج یا فعالیت اجتماعی، «کنترلشده» است و هیچگونه «بسیجِ مردمی مستقل»ی اجازۀ تحقق نمییابد.
🍂 روی دیگر اینگونه بسیج مردمی، «تخریب و سرکوب» مداوم تمامی انواع سازمانهای مستقلیست که پتانسیل خصوصیشدن دارند.
🍂 مشکل رژیمهای اقتدارگرا این است که بدون کنترلِ گستردۀ سازمانی و بدون استفاده از اجبار و تهدید، نگهداشتن مردم در وضعیت «منفعل سیاسی» بسیار دشوار خواهد بود.
✍🏻 #گریم_گیل، کتاب «پویایی دموکراسیسازی»
#گزیدهکتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
🍂 رژیم اقتدارگرا بهدنبال درگیر کردن مردم (یا حداقل بخشی از آنها) در «زندگی عمومی»، از طریق مشارکتشان در «سازمانهای رسمیِ تحت حمایت رژیم» و «مراسمهای مختلف دولتی» است.
🍂 هدف از این کار، «غیرسیاسی کردنِ» زندگی عمومی و در نهایت، گرفتن «جشن برای رژیم و دستاوردهایش» است. این بسیج یا فعالیت اجتماعی، «کنترلشده» است و هیچگونه «بسیجِ مردمی مستقل»ی اجازۀ تحقق نمییابد.
🍂 روی دیگر اینگونه بسیج مردمی، «تخریب و سرکوب» مداوم تمامی انواع سازمانهای مستقلیست که پتانسیل خصوصیشدن دارند.
🍂 مشکل رژیمهای اقتدارگرا این است که بدون کنترلِ گستردۀ سازمانی و بدون استفاده از اجبار و تهدید، نگهداشتن مردم در وضعیت «منفعل سیاسی» بسیار دشوار خواهد بود.
✍🏻 #گریم_گیل، کتاب «پویایی دموکراسیسازی»
#گزیدهکتاب #حکومت_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Telegram
نقدآگین
📆 در یادبودِ هشتاد-و-چهارمین سالمرگ زیگموند فروید دکتر رابرت ساموئلز از دانشگاه کالیفرنیا، مدرس نظریات فروید، معلم روانکاوی و نویسنده کتاب: «فروید برای قرن بیستویکم: علم زندگی روزمره»، مهمان پیجِ Freud is alive خواهد بود.
◇ همراه با ترجمۀ همزمان و دسترسی به فایل ضبط شده
◇ دکتر ساموئلز که دارای مدرک دکتری در روانشناسی و ادبیات انگلیسی است در این رویداد در خصوص ۸ مفهوم کلیدی در روانکاوی سخنرانی خواهند کرد و به این موضوع خواهند پرداخت که در مطالعۀ روانکاوی ما ناگزیریم برخی مفاهیم را آنگونه که فروید صورتبندی کردهاست، بازخوانی کنیم، و نشان خواهند داد که در غیر این صورت با چه چالشهایی هم در بحث نظری و هم در مسائل بالینی روبرو خواهیم شد.
◇ تاریخ: دوشنبه ۹ مهرماه، ساعت ۲۰
بهصورت آنلاین و در بستر زوم
◇ برای دوستانی که به زبان انگلیسی تسلط کافی دارند این امکان وجود دارد که در جلسه فقط زبان اصلی را دریافت کنند.
◇ ثبتنام از طریق آیدی تلگرام:
● @freudisalive1
✂️ برشهایی از متن کتابِ «فروید برای قرن بیست و یکم: علم زندگی روزمره»، اثر رابرت ساموئلز
➖➖➖
🌾@Naqdagin
◇ همراه با ترجمۀ همزمان و دسترسی به فایل ضبط شده
◇ دکتر ساموئلز که دارای مدرک دکتری در روانشناسی و ادبیات انگلیسی است در این رویداد در خصوص ۸ مفهوم کلیدی در روانکاوی سخنرانی خواهند کرد و به این موضوع خواهند پرداخت که در مطالعۀ روانکاوی ما ناگزیریم برخی مفاهیم را آنگونه که فروید صورتبندی کردهاست، بازخوانی کنیم، و نشان خواهند داد که در غیر این صورت با چه چالشهایی هم در بحث نظری و هم در مسائل بالینی روبرو خواهیم شد.
◇ تاریخ: دوشنبه ۹ مهرماه، ساعت ۲۰
بهصورت آنلاین و در بستر زوم
◇ برای دوستانی که به زبان انگلیسی تسلط کافی دارند این امکان وجود دارد که در جلسه فقط زبان اصلی را دریافت کنند.
◇ ثبتنام از طریق آیدی تلگرام:
● @freudisalive1
✂️ برشهایی از متن کتابِ «فروید برای قرن بیست و یکم: علم زندگی روزمره»، اثر رابرت ساموئلز
همزمان با پیشرفت تکنولوژی در شبیهسازی واقعیت، افراد بیشتر ترغیب میشوند که دنیای واقعی را نادیده بگیرند و به دنیای مجازی پناه ببرند. به عنوان مثال، یک بار از دانشجویی پرسیدم که چرا دائماً در کلاس از تلفن همراه خود استفاده میکند، و او گفت که هر زمان احساس ناخوشایندی داشته باشد، تلفنش را بیرون میآورد. در واقع، تلفن او بهعنوان وسیلهای عمل میکرد که از طریق جدا ساختن او از دنیای اجتماعی اضطرابآور برایش لذت را رقم میزد.
در ساختار شایستهسالاری، ارزش خود به وسیلهی کسب تحصیلات تعریف میشود و بنابراین فرد به قضاوت دیگران وابسته میشود.
اینکه ما حس میکنیم از طریق قصد و ارادهی خود افکارمان را کنترل میکنیم تنها یک توهم است که از طریق چیزی که فروید بازنگری ثانویه (secondary revision) مینامید ساخته میشود و اگر ما واقعا با خودمان روراست باشیم ناچار میپذیریم که افکارمان به شیوههای غیرقابل پیشبینی و غیرقابل کنترلی به راه خودشان میروند.
علم مدرن به دنبال آن است که با استفاده از قوهی عقل، واقعیت را قضاوت کند، و برای تحقق این هدف ابتدا تمامی پیشفرضها را کنار میگذارد و سپس ایدهها را در برابر بازخوردهای واقعیت تجربی به آزمایش میگذارد.
برای فروید، هدف از تحلیل این بود که به افراد کمک کند تا این روش علمی را در ادراکات خود از زندگی و دنیای پیرامونشان به کار بگیرند.
در بنیادیترین سطح، فروید به این موضوع پرداخت که چرا برای انسانها پایبندی به آنچه او "اصل واقعیت" مینامید، چنین دشوار است و بخش عمدهای از آثار او به بررسی راههای مختلفی میپردازد که افراد برای فرار از واقعیت زندگیشان برمیگزیند.
مدل فروید به دلیل درک او از این موضوع پیچیده میشود که تنها راه نزدیک شدن به واقعیت، استفاده از گفتار است. پارادوکس اینجا است که فکر و گفتار میتوانند ما را گمراه کنند، اما در نهایت، همه آنچه داریم تا به واقعیت نزدیک شویم، زبان است. از آنجا که گفتار به شکل تداعی آزاد تنها وسیله روانکاوی است، استفاده از زبان برای نزدیک شدن به واقعیت ضروری است.
فروید رویاها را با روانپریشی و فرهنگهای روحباور مقایسه میکند زیرا در هر سه، گرایش به مغشوش کردن واقعیت بیرونی با افکار درونی دیده میشود. اما در گام بعدی او نشان میدهد که همه ما تحت تأثیر این فرآیندهای اولیه ناهشیار قرار داریم، اما برخلاف روانپریشان، از عملکرد ذهنی خود آگاه نیستیم. دلیل این ناآگاهی به توانایی ما در جابجایی و جایگزینی افکار ناهشیار با نیتهای آگاهانه برمیگردد.
.
#خبر_نقدآگین #زیستروان#روانکاوی #روانشناسی #فروید #زیگموند_فروید #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾@Naqdagin
وقتی حکومتهای سلطنتی تا حد زیادی برچیده شدند، دیکتاتورهایی مانند ناپلئون یا هیتلر فرافکنی [از خود] را دریافت کردند. این نشان میدهد که مردم باید خود را بر روی یک چهره رهبر فرافکنی کنند. اما این یک ژست کودکانه است و به این دلیل رخ میدهد که ما میخواهیم کودک بمانیم. ما نمیخواهیم مسئولیت را بپذیریم.
دموکراسی کار بسیار دشواری است، زیرا مسئولیت سیاسی را بر دوش فرد میگذارد و اکثر مردم نمیخواهند آن را بپذیرند... آنها نمیخواهند مغز خود را به زحمت بیندازند. آنها ترجیح میدهند فکر کنند که دولت پدر این کار را برای آنها انجام خواهد داد. وقتی مردم سعی میکنند از مشکلات طفره بروند، ابتدا باید بپرسید که آیا این فقط تنبلی نیست.
یونگ زمانی گفت:
«تنبلی بزرگترین اشتیاق بشر است، حتی بزرگتر از قدرت یا رابطه جنسی یا هر چیز دیگری».
✍🏻 ماری لوئیز فون فرانتس، راه رویا
.
#گزیدهکتاب #زیستروان #جامعه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @ravantahlil
📘امین یا کلاهبردار؟
— نظرِ باروخ اسپینوزا دربارۀ پیامبر اسلام
✍🏻 #شهاب_غدیری
🔻ترجمۀ متن:
🔻نقدآگین
🍂 وفق نظرِ قائم آل محمد ساکن در بریتانیا (و البته تلقی بخشی از فیلسوفان مسلمان چون ابراهیم دینانی)، اسپینوزا هم بیشک پیامبری بوده مثل ارسطو. حالا پرسش پیش میآید که در جنگ میان پیامبران، کدام پیامبر صادق است؟ اسپینوزا، فیلسوف بزرگی که فلاسفۀ مدرن و جهان مدرن، بطور جد وامدار او بودهاست، یا محمد بن عبدالله؟
🍂 در جهان مدرن، اکثر مومنانِ که اندک خرد و وجدان مستقلی دارند نیز نظام باور موروثیشان را معجونی از دادههای متناقض با عقل و اخلاق، و اموری اکثرا منسوخ شده، مییابند که در جهان مدرن، جز با تمسک به روایتهای آخرالزمانی و امید بستن به ظهورِ نزدیکِ یک منجی که نظام باوری بکلی نو و کارآمد میآورد، نمیتوانند تهماندۀ باور موروثیشان را حفظ کنند و دچار انواع بحران هویت و معنا نشوند؛ هرچند خود این آخرین مستمسک نیز، آنها را به افرادی دچار شیزوفرنی و بازیچۀ مدعیان مختلف بدل کردهاست؛ بخشی از آنها، بردۀ کامل حکومتِ مدعی نیابت امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله شدهاند و به هر بدعت و جنایت آن لبیک گفتهاند و یا توجیهگر و مالهکش بیشرم آن شدهاند، بخشی از آنها نیز به فرقههای مختلفی که مخالفِ حکومت هستند، پیوستهاند، یا جزئی از جریان سنتی و اصلی شیعه محسوب میشوند که حکومت را بشکلی نامعقول، صرفا حق ۱۲ امامِ معصوم میداند و همۀ حکومتها را «غاصب حق امام» و تکلیف خود را «تقیۀ محض» میدانند. این وضعیت، البته اختصاص به جهان مدرن ندارد، و بارها در میان جامعۀ مومنان در تاریخ رخ داده، و اساسا روایت آخرالزمانی قرآن و اناجیل و احادیث و... معطوف به زمان خودشان بودهاست، اما شدت ضرباتی که زیست-جهان مدرن به نظام باور سنتی وارد کرده، ابدا قابل قیاس با وضعیتهایی که پس از مرگ یک مدعی پیامبری یا منجی بشریت بودن رخ داده، نیست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نظرِ باروخ اسپینوزا دربارۀ پیامبر اسلام
✍🏻 #شهاب_غدیری
🔻ترجمۀ متن:
این روزها هر از گاهی کتابی بهنام «درباری و مرتد» دربارۀ زندگی اسپینوزا و رابطهاش با لایبنیتس میخوانم. . از نامههای اسپینوزا دریافتم که او بهوضوح معتقد است که پیامبر اسلام «شیاد و فریبکار» است نه «پیامبر». حتی یک نفر او را متهم کرد که اسپینوزا برعکس میگوید و اسپینوزا خیلی محکم به مخاطبانش پاسخ میدهد و استدلال میکند که چرا پیامبر اسلام را کلاهبردار میداند.
🔻نقدآگین
🍂 وفق نظرِ قائم آل محمد ساکن در بریتانیا (و البته تلقی بخشی از فیلسوفان مسلمان چون ابراهیم دینانی)، اسپینوزا هم بیشک پیامبری بوده مثل ارسطو. حالا پرسش پیش میآید که در جنگ میان پیامبران، کدام پیامبر صادق است؟ اسپینوزا، فیلسوف بزرگی که فلاسفۀ مدرن و جهان مدرن، بطور جد وامدار او بودهاست، یا محمد بن عبدالله؟
🍂 در جهان مدرن، اکثر مومنانِ که اندک خرد و وجدان مستقلی دارند نیز نظام باور موروثیشان را معجونی از دادههای متناقض با عقل و اخلاق، و اموری اکثرا منسوخ شده، مییابند که در جهان مدرن، جز با تمسک به روایتهای آخرالزمانی و امید بستن به ظهورِ نزدیکِ یک منجی که نظام باوری بکلی نو و کارآمد میآورد، نمیتوانند تهماندۀ باور موروثیشان را حفظ کنند و دچار انواع بحران هویت و معنا نشوند؛ هرچند خود این آخرین مستمسک نیز، آنها را به افرادی دچار شیزوفرنی و بازیچۀ مدعیان مختلف بدل کردهاست؛ بخشی از آنها، بردۀ کامل حکومتِ مدعی نیابت امام زمانِ ۱۲۰۰ ساله شدهاند و به هر بدعت و جنایت آن لبیک گفتهاند و یا توجیهگر و مالهکش بیشرم آن شدهاند، بخشی از آنها نیز به فرقههای مختلفی که مخالفِ حکومت هستند، پیوستهاند، یا جزئی از جریان سنتی و اصلی شیعه محسوب میشوند که حکومت را بشکلی نامعقول، صرفا حق ۱۲ امامِ معصوم میداند و همۀ حکومتها را «غاصب حق امام» و تکلیف خود را «تقیۀ محض» میدانند. این وضعیت، البته اختصاص به جهان مدرن ندارد، و بارها در میان جامعۀ مومنان در تاریخ رخ داده، و اساسا روایت آخرالزمانی قرآن و اناجیل و احادیث و... معطوف به زمان خودشان بودهاست، اما شدت ضرباتی که زیست-جهان مدرن به نظام باور سنتی وارد کرده، ابدا قابل قیاس با وضعیتهایی که پس از مرگ یک مدعی پیامبری یا منجی بشریت بودن رخ داده، نیست.
.
#گزیدهکتاب #اسپینوزا #نقد_ادیان #امام_زمان#آخرالزمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
📘 غربزدگی: مفهومی برای دفن لیبرالیسم؟
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
آیا گفتمان آل احمد و شریعتی، راه بازگشت اسلامگرایی بود؟
🍂 این واقعیت که احیای جهانبینی اسلامی توسط شریعتی توانست بخشهای گستردهای از جامعه ایران را به انقلاب علیه حکومت پهلوی بسیج کند، پرسش مهمی را مطرح میکند: چرا مشروطهخواهان لیبرال در این دوره نتوانستند چنین تاثیری داشته باشند؟ چرا دیدگاه مذهبی، التقاطی و تا حدی عرفانی شریعتی بیشتر از یک برنامه سکولار و دنیوی در حمایت از حقوق برابر، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، و استقلال ملی مورد توجه قرار گرفت؟
🍂 به هر حال، این فلسفه ضد مدرنیستی شریعتی نبود که الهامبخش پیروانش شد، روحانیون محافظهکار مدتها در سیاست ایران بهطور صریح با مدرنیته مخالفت کرده بودند. همچنین اینگونه نبود که محتوای افکار شریعتی برای مخاطبانش بهطور خاص منسجم باشد. علاوه بر این، استفاده شریعتی از مفاهیم مدرن از طیف وسیعی از نظریههای غربی فضایی وسیع برای تفسیرهای مختلف فراهم میکرد، بسته به پیشزمینه و علایق مخاطبانش.
🍂 بسیاری از پژوهشگران به استعدادهای خطابی و توانایی سخنوری شریعتی در انتقال ضرورت عمل و نیاز به بسیج سیاسی اشاره کردهاند. اما این مسئله بیشتر این پرسش را مطرح میکند که چرا قدرت اقناع او بر دیگران غلبه کرد؟ پاسخ، به باور من، در نیروی محتوایی خط مشی انتقادی همزمانی نهفته است که بهویژه علیه لیبرالها و لیبرالیسم به سبک غربی هدفگیری شده بود و با مردم درگیر در سراسر جهان پسااستعماری ارتباط بیشتری داشت. مهمترین نماینده این نقد در ایران جلال آل احمد بود، که مقالات جدلی او بیش از هر کس دیگری در بیاعتبار کردن و خنثی کردن جایگزینهای مشروطهخواهانه لیبرال نقش داشت.
🍂 گفتمان غربزدگی بهعنوان نقدی بر لیبرالیسم الهامگرفته از غرب، راه را برای احیای اسلامگرایی توسط شریعتی بهعنوان بازگشتی به یک «خود اصیل» هموار کرد.
از کتاب لیبرالیسم پنهان/ حسین بنایی
.
#گزیدهکتاب #چپ_ایرانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @Bardiafrh
📘عیسی: «فرزندِ معبد»
— حجاب: مخصوصِ «زنان متاهل» و «فاحشگان»
🍂 در پرستشگاههای سومری، راهبهها، «زنان معابد و خدایان» شمرده میشدند، و برای تشخیص و جدا نمودن آنان از دیگر زنان، میبایستی سرشان پوشیده بود.
🍂 روزگاری بعد (در ۱۵۰۰ ق.م)، پادشاهی آشوری بر اساس قانوننامهای که خود تعیین کردهبود، زنان «متأهل و بیوه» را مجبور به رعایت حجاب و پوشاندن سرشان کرد. در اين قانون، حجاب برای «دختران» و «زنان دوم» ممنوع بود و در صورت مشاهده، مجازات میشدند. این عرف بر یهودیان نیز وارد شد. زنان دیندار یهودی، «بعد از تأهل» زلفشان را میچیدند و سرشان را با روسری میپوشاندند. در مسیحیت نیز راهبهها به همان شکل حجاب داشتند.
[...]
🍂 در سومر، «راهبههای معابد» در صورت ازدواج (رابطه تنانه)، نباید صاحب فرزند میشدند. در غیر اینصورت، فرزندِ حاصل میبایستی کشته میشد؛ چراکه اين زنان «همسران خدایان» بودند و فرزندانشان. «فرزندان خدایان» محسوب میشد!
🍂 سومریان «فرزند خدا» را از شخصی فانی نمیپذیرفتند. در ادامۀ اين باور، آیهای در قرآن که به عیسای پیامبر و مریم اشاره دارد، تفسیری بر این ادعاست:
🍂 با بزرگشدن عیسی و القای اين باور در ذهن عیسی و عوام، همچنین به استناد اناجیل، اصرار عیسی در کلامش که خود را «فرزند خدا» میدانست. مزید بر علت شد تا شایعاتی پیرامون این موضوع بوجود آید، و سرانجام عیسی را مصلوب کنند! [چرا که چنین ادعایی در نزد یهود کفر محسوب میشد].
🍂 در بینالنهرین باستان نیز تا عصر بابل جدید، کودکانی برای «حفاظت شهر از قحطی و خشکسالی» به معابد نذر میشد؛ نذر مریم به معبد نیز در ادامه این عرف به نظر میرسد.
📓صفحات ۴۰ و ۴۲ از کتابِِ «سومریان بهوسعت تاریخ» از پرفسور معزز علمیه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— حجاب: مخصوصِ «زنان متاهل» و «فاحشگان»
🍂 در پرستشگاههای سومری، راهبهها، «زنان معابد و خدایان» شمرده میشدند، و برای تشخیص و جدا نمودن آنان از دیگر زنان، میبایستی سرشان پوشیده بود.
🍂 روزگاری بعد (در ۱۵۰۰ ق.م)، پادشاهی آشوری بر اساس قانوننامهای که خود تعیین کردهبود، زنان «متأهل و بیوه» را مجبور به رعایت حجاب و پوشاندن سرشان کرد. در اين قانون، حجاب برای «دختران» و «زنان دوم» ممنوع بود و در صورت مشاهده، مجازات میشدند. این عرف بر یهودیان نیز وارد شد. زنان دیندار یهودی، «بعد از تأهل» زلفشان را میچیدند و سرشان را با روسری میپوشاندند. در مسیحیت نیز راهبهها به همان شکل حجاب داشتند.
«چون یهودا او را بدید، وی را فاحشه پنداشت؛ زیرا که روی خود را پوشاندهبود» (تورات، پیدایش، باب ۱۵ : ۳۸).🔺چنانچه پیداست، فاحشههای یهودی نیز [مشابه زنان معبد و خدایان در سومر] صورت خود را با روبندی میپوشیدند [تا متمایز شوند و در واقع ناشناخته باقی بمانند].
[...]
🍂 در سومر، «راهبههای معابد» در صورت ازدواج (رابطه تنانه)، نباید صاحب فرزند میشدند. در غیر اینصورت، فرزندِ حاصل میبایستی کشته میشد؛ چراکه اين زنان «همسران خدایان» بودند و فرزندانشان. «فرزندان خدایان» محسوب میشد!
🍂 سومریان «فرزند خدا» را از شخصی فانی نمیپذیرفتند. در ادامۀ اين باور، آیهای در قرآن که به عیسای پیامبر و مریم اشاره دارد، تفسیری بر این ادعاست:
همچون زن عمران که گفت:🔺چنانچه در اين آیه پیداست، و به استناد تورات و انجیل در آن زمان، معابدی هم بود. مریم نذر معبد میشود؛ دختر پرورشیافتهای بالغ، که به استناد برخی کتب، از نامزدش یوسف حامله میشود. پس به مکانی دور دست رفت و چون ترسید، فرزندش را «فرزند خدا» به حساب آورند و او را بکشند. در آنجا پنهانی فرزندش را به دنیا آورد!
پروردگارا! آنجه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده [از مشاغل دنیا برای پرستش تو] باشد. پس از من بپذیر که تو شنوای دانایی.
پس چون فرزندش را بزاد گفت:
پروردگارا؛ من دختر زادهام - و خدا به آنچه او زایید داناتر بود و پسر چون دختر نیست و نامش را مریم نهادم» و او و فرزندانش را از شیطان راندهشده به تو پناه میدهم.
پس پروردگارش وی [مریم] را با حسن قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورده و زکریا را سرپرست وی قرار داد.
زکریا هر بار که در محراب بر او وارد میشد نزد او [نوعی] خوراکی مییافت. [می]گفت: ای مریم! اين از کجا برای تو [آمدهاست؟ او در پاسخ می] گفت: این از جانب خداست که خدابه هرکس بخواهد بیشمار روزی میدهد (آل عمران، ۳۵ الی ۳۷).
🍂 با بزرگشدن عیسی و القای اين باور در ذهن عیسی و عوام، همچنین به استناد اناجیل، اصرار عیسی در کلامش که خود را «فرزند خدا» میدانست. مزید بر علت شد تا شایعاتی پیرامون این موضوع بوجود آید، و سرانجام عیسی را مصلوب کنند! [چرا که چنین ادعایی در نزد یهود کفر محسوب میشد].
🍂 در بینالنهرین باستان نیز تا عصر بابل جدید، کودکانی برای «حفاظت شهر از قحطی و خشکسالی» به معابد نذر میشد؛ نذر مریم به معبد نیز در ادامه این عرف به نظر میرسد.
📓صفحات ۴۰ و ۴۲ از کتابِِ «سومریان بهوسعت تاریخ» از پرفسور معزز علمیه
🗄پست مرتبط
📺 منشاءِ حجاب و روبند در یهودیت
📓روسپیگری مقدس -آیا عیسی اولین پسرِ خدا(یان) بود؟-
📺 تحریفِ «پیشگویی اشعیای» و «باکره»
📺 داستانِ اسطورهایِ «بکارتِ» مریم
📕خلاصۀ کتابِ «چگونه عیسی خدا شد؟ تعالی واعظ یهودی»
.
#گزیدهکتاب #نقد_ادیان #نقد_مسیحیت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 سانسورهای کتابِ «کمدی الهی» دانته (+)
🔸کمدی الهی دانته، کتابی مذهبی-عرفانیست (و شبیه به ادبیاتِ معراجنامه با ادعای نوعی مکاشفه) که بیشتر جنبۀ ادبیاتِ تعلیمی دارد.
🔸کمدی الهی سهگانهایست به شعر که دانته آلیگیری، شاعر و نویسنده ایتالیایی، نوشتن آن را در سال ۱۳۰۸ میلادی آغاز و تا اندکی پیش از مرگش در سال ۱۳۲۱ میلادی کامل کرد. این کتاب از زبان اول شخص است و دانته در این کتاب، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف میکند.
🔸کمدی الهی یکی از نخستین کتابهای ادبیات ایتالیا است و از بزرگترین آثار در ادبیات جهان بهشمار میآید. این کتاب کمک کرد تا زبان توسکانی و شیوهٔ نوشتاری آن به استانداردی برای زبان ایتالیایی تبدیل شود. بهنظر میرسد این کتاب تأثیر زیادی از کتاب ارداویرافنامه داشتهاست چرا که هماهنگی زیادی بین این دو کتاب وجود دارد؛ و کمدیالهی پس از این کتاب زرتشتی نوشته شدهاست.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸کمدی الهی دانته، کتابی مذهبی-عرفانیست (و شبیه به ادبیاتِ معراجنامه با ادعای نوعی مکاشفه) که بیشتر جنبۀ ادبیاتِ تعلیمی دارد.
🔸کمدی الهی سهگانهایست به شعر که دانته آلیگیری، شاعر و نویسنده ایتالیایی، نوشتن آن را در سال ۱۳۰۸ میلادی آغاز و تا اندکی پیش از مرگش در سال ۱۳۲۱ میلادی کامل کرد. این کتاب از زبان اول شخص است و دانته در این کتاب، سفر خیالی خود را به دوزخ، برزخ و بهشت تعریف میکند.
🔸کمدی الهی یکی از نخستین کتابهای ادبیات ایتالیا است و از بزرگترین آثار در ادبیات جهان بهشمار میآید. این کتاب کمک کرد تا زبان توسکانی و شیوهٔ نوشتاری آن به استانداردی برای زبان ایتالیایی تبدیل شود. بهنظر میرسد این کتاب تأثیر زیادی از کتاب ارداویرافنامه داشتهاست چرا که هماهنگی زیادی بین این دو کتاب وجود دارد؛ و کمدیالهی پس از این کتاب زرتشتی نوشته شدهاست.
🗄پست مرتبط
📕نظرِ باروخ اسپینوزا دربارۀ پیامبر اسلام
📕مدعی نبوت/امامت را چگونه بسنجیم؟
📕چه بسیار بیهودهسخنها که زیاده بهدرازا کشید!
📓مسیر پیامبری (صدیقه وسمقی)
.
#گزیدهکتاب #معرفی_کتاب #نقد_اسلام
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 چرا ایلان ماسک «آناباسیس» را میخواند؟ (+)
🎙#نیما_قاسمی
🔸در این ویدئو کوتاه شرح میدهم که چرا ایلان ماسک در این شرایط حساس سیاسی، کتاب «آناباسیس» اثر گزنفن را میخواند. درحالیکه عمل او به عنوان یک غربی، جنگهای بزرگ میان غرب با شرق (ایران) را تداعی میکند، ما ایرانیان فاقدِ حکومت ملی هستیم و خود را در شرایط تاریخی فقدان یک حکومت ایرانی میبینم.
🔸ماجرای حملۀ کوروش جوان به مقر شاهنشاهی پارس، برای غربیها روایتِ کلاسیک حمله به ایران است؛ بر همین اساس آریانوس هم که لشکرکشی اسکندر را به ایران روایت کردهاست، از اثر گزنفون به نام آناباسیس بهره بردهاست. گزنفون که خود سربازی در دسته یونانیهای کوروش جوان بود، این روایت را در کتاب «آناباسیس» میآورد.
🔸واقعیت این است که یونانیها یک ملت واحد نبودند و برای حمله به ایران، توسط کوروش جوان، تطمیع شده بودند. در این ویدئو، بخشهایی از آناباسیس که دلالت به مزدوری سپاه یونان میکند، خوانده میشود.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙#نیما_قاسمی
🔸در این ویدئو کوتاه شرح میدهم که چرا ایلان ماسک در این شرایط حساس سیاسی، کتاب «آناباسیس» اثر گزنفن را میخواند. درحالیکه عمل او به عنوان یک غربی، جنگهای بزرگ میان غرب با شرق (ایران) را تداعی میکند، ما ایرانیان فاقدِ حکومت ملی هستیم و خود را در شرایط تاریخی فقدان یک حکومت ایرانی میبینم.
🔸ماجرای حملۀ کوروش جوان به مقر شاهنشاهی پارس، برای غربیها روایتِ کلاسیک حمله به ایران است؛ بر همین اساس آریانوس هم که لشکرکشی اسکندر را به ایران روایت کردهاست، از اثر گزنفون به نام آناباسیس بهره بردهاست. گزنفون که خود سربازی در دسته یونانیهای کوروش جوان بود، این روایت را در کتاب «آناباسیس» میآورد.
🔸واقعیت این است که یونانیها یک ملت واحد نبودند و برای حمله به ایران، توسط کوروش جوان، تطمیع شده بودند. در این ویدئو، بخشهایی از آناباسیس که دلالت به مزدوری سپاه یونان میکند، خوانده میشود.
.
#آینه_تاریخ #گزیدهکتاب #سیاست #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💃🏻 در آن لحظه، او در حال رقصیدن بود؛ با حرکاتی ساده و موزون، گویی که بدن او یک شیء سبک و بیوزن در یک جریان ناپیدا از باد بود. انگار که هر قدمش در جهان، در حال پاک کردن نشانههایی بود که در گذشته از خود برجای گذاشته بود و تنها یک سایه محو و در حال حرکت از او باقی میماند که به آرامی در سکوت شب محو میشد (رمان «رقص، رقص، رقص» اثر #هاروکی_موراکامی، رماننویس ژاپنی).
🌾 @Naqdagin
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
.➖➖➖
#بزمگه #گزیدهکتاب#رقص #رمان
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«باید برقصی. تا وقتی که موسیقی مینوازد. باید برقصی. به این فکر نکن که چرا. به این فکر نکن که چه معنایی دارد. فقط پاهایت را با ضرباهنگ حرکت بده. برقص. و اگر گیر کردی، گیر کردهای» (#هاروکی_موراکامی - رقص رقص رقص).
«من رقصیدن را آموخته بودم. اکنون بدنم، که مدتها تنها زندانی برای روحم بود، داشت به ابزاری برای شادیام تبدیل میشد. اینجا مسئلهٔ هنر نبود، مسئلهٔ زندگی بود» (#هرمان_هسه - گرگ بیابان).
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
«من رقصیدن را آموخته بودم. اکنون بدنم، که مدتها تنها زندانی برای روحم بود، داشت به ابزاری برای شادیام تبدیل میشد. اینجا مسئلهٔ هنر نبود، مسئلهٔ زندگی بود» (#هرمان_هسه - گرگ بیابان).
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
.
#بزمگه #گزیدهکتاب
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🧠 میل و گرایش به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با شیوههای متعدد، برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است.
🌌 در حال مشاهده و گشت بر روی عرشه بودم. آسمان شب آکنده از ستارگان بود و پنج دقیقهای بود که در تحسین و شگفتی آن غرق شده بودم، که ناگهان شهابسنگی فوقالعاده درخشان پدیدار و سپس درست در برابر چشمانم خاموش شد. این یکی از شگفتانگیزترین منظرههایی بود که در تمام عمرم مشاهده کرده بودم و از واکنش خودم حیرتزده شدم.
💬 بهجای لذت بردن از آن لحظه و تأمل در خوشاقبالی خود، بلافاصله محیط اطرافم را بررسی کردم تا ببینم آیا فرد دیگری نیز بر عرشه حضور دارد یا خیر. تنها آرزوی من این بود که با هر فردی روبرو شوم و بگویم: «آیا دیدید؟!» و حتی از سوی یک غریبه کامل پاسخ بشنوم: «بله، شگفتانگیز بود!»
🌍 بهنظر میرسد که از میان تمام تمایلاتی که تکامل در طول حیات به ما داده است، میل به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با یکدیگر، بیتردید مهمترین نقش را در ارتقای جایگاه ما به رأس زنجیره غذایی ایفا نموده است. ما بهواسطه نیروی ذهنی خود، درندهترین شکارگران این سیاره هستیم. با این حال، حتی ذهن انسان نیز به خودی خود ویژگی ویژهای ندارد، چنانکه اگر یکی از ما را لخت و «تنها» در میان جنگل رها کنند، عملاً به عنوان طعمهای آماده برای جانوران آن منطقه به شمار میرود.
🔗 هیچ چیز برای ما مهمتر از پیوندهای اجتماعی نیست. زیرا برای بقا و تولیدمثل اجدادمان، هیچ امری به این اندازه اهمیت نداشت. در نتیجه، شیوههای متعددی برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است؛ و یکی از مهمترین این شیوهها، آگاهی از افکار دیگران است. آگاهی از افکار دیگران به ما کمک میکند تا با رفتارهای آینده اعضای گروه سازگار شویم و آنها را پیشبینی کنیم. همچنین، ما تمایل داریم که گروهمان از افکار و احساسات ما آگاه یابد، زیرا نمایش باورهایمان در ذهن دیگران، بهترین فرصت را برای ترغیب گروه و هدایت آن به سمت اهداف مورد نظر فراهم میسازد. پذیرش افکار و احساسات ما از سوی دیگران، جایگاه ما را در گروه تثبیت میکند و احساس امنیت نسبت به آینده را به ما میبخشد. از سوی دیگر، این دو هدف ذاتاً خودمحورانه، اساسی برای همکاری موفقیتآمیز نیز هستند؛ هنگامی که از محتوای ذهن دیگران آگاه باشیم، توانایی بسیار بیشتری برای هماهنگی اجتماعی و تقسیم کار خواهیم داشت.
🧬 بههمین دلایل، تکامل میلی همیشگی را در ما ایجاد کرده است تا محتوای ذهنی خود را به اشتراک بگذاریم، حتی در مواردی که این عمل در همان لحظه فایدهای ندارد. این میل به اشتراکگذاری تجربیات که آن شب بر عرشه کشتی بهشدت احساس کردم، در مراحل اولیه زندگی شکل میگیرد. کودکان نوپا دائماً در حال توصیف جهان هستند و به افراد و اشیاء اشاره میکنند، صرفاً برای ایجاد توجه مشترک. میل به اشتراکگذاری فهم و تجربیات ما فراتر از چارچوب تبادل دانش و شناخت میرود، زیرا ما خواهان اشتراکگذاری واکنشهای عاطفی خود با دیگران نیز هستیم. برای آنکه گروه ما بتواند با یک تهدید یا فرصت بهطور بهینه و مؤثر مواجه شود، باید ادراک همه ما از این موقعیت یکسان باشد؛ از همین رو تکامل یافتهایم که در پی دستیابی به اجماع عاطفی باشیم. شاید در زندگی چیزی ناراحتکنندهتر از این نباشد که داستانی عاطفی برای فردی تعریف کنید و واکنش او بیاعتنایی یا ابراز احساسی متضاد با احساسات خودتان باشد. این نیاز به مشارکت در تجربه عاطفی، منشأ تقریباً تمام موارد اغراق و بزرگنمایی است. اگر نگران باشید که تجربه صیدشده تأثیر لازم را بر شما نگذارد، داستانم شاخ و برگ پیدا میکند و ماهی در آن بزرگتر از واقعیت بهنظر میرسد.
📖 هنگامی که اغراق میکنیم یا شایعهپراکنی مینماییم، درک شنوندگان از واقعیت را مخدوش میسازیم. این مسئله را میتوان یکی از عوارض جانبی پرهزینه نیاز به مشارکت دیگران در عواطف دانست، اما نباید از این واقعیت غافل شد که اشتراک عاطفی ریشه تقریباً تمام تعاملات اجتماعی موفق است.
📕 جهش اجتماعی
✍️ ویلیام فون هیپل
♻️ ترجمه: میثم محمدامینی
@CE7EN
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🌌 در حال مشاهده و گشت بر روی عرشه بودم. آسمان شب آکنده از ستارگان بود و پنج دقیقهای بود که در تحسین و شگفتی آن غرق شده بودم، که ناگهان شهابسنگی فوقالعاده درخشان پدیدار و سپس درست در برابر چشمانم خاموش شد. این یکی از شگفتانگیزترین منظرههایی بود که در تمام عمرم مشاهده کرده بودم و از واکنش خودم حیرتزده شدم.
💬 بهجای لذت بردن از آن لحظه و تأمل در خوشاقبالی خود، بلافاصله محیط اطرافم را بررسی کردم تا ببینم آیا فرد دیگری نیز بر عرشه حضور دارد یا خیر. تنها آرزوی من این بود که با هر فردی روبرو شوم و بگویم: «آیا دیدید؟!» و حتی از سوی یک غریبه کامل پاسخ بشنوم: «بله، شگفتانگیز بود!»
🌍 بهنظر میرسد که از میان تمام تمایلاتی که تکامل در طول حیات به ما داده است، میل به اشتراکگذاری محتوای ذهنی با یکدیگر، بیتردید مهمترین نقش را در ارتقای جایگاه ما به رأس زنجیره غذایی ایفا نموده است. ما بهواسطه نیروی ذهنی خود، درندهترین شکارگران این سیاره هستیم. با این حال، حتی ذهن انسان نیز به خودی خود ویژگی ویژهای ندارد، چنانکه اگر یکی از ما را لخت و «تنها» در میان جنگل رها کنند، عملاً به عنوان طعمهای آماده برای جانوران آن منطقه به شمار میرود.
🔗 هیچ چیز برای ما مهمتر از پیوندهای اجتماعی نیست. زیرا برای بقا و تولیدمثل اجدادمان، هیچ امری به این اندازه اهمیت نداشت. در نتیجه، شیوههای متعددی برای حفظ پیوند با گروه در ما تکامل یافته است؛ و یکی از مهمترین این شیوهها، آگاهی از افکار دیگران است. آگاهی از افکار دیگران به ما کمک میکند تا با رفتارهای آینده اعضای گروه سازگار شویم و آنها را پیشبینی کنیم. همچنین، ما تمایل داریم که گروهمان از افکار و احساسات ما آگاه یابد، زیرا نمایش باورهایمان در ذهن دیگران، بهترین فرصت را برای ترغیب گروه و هدایت آن به سمت اهداف مورد نظر فراهم میسازد. پذیرش افکار و احساسات ما از سوی دیگران، جایگاه ما را در گروه تثبیت میکند و احساس امنیت نسبت به آینده را به ما میبخشد. از سوی دیگر، این دو هدف ذاتاً خودمحورانه، اساسی برای همکاری موفقیتآمیز نیز هستند؛ هنگامی که از محتوای ذهن دیگران آگاه باشیم، توانایی بسیار بیشتری برای هماهنگی اجتماعی و تقسیم کار خواهیم داشت.
🧬 بههمین دلایل، تکامل میلی همیشگی را در ما ایجاد کرده است تا محتوای ذهنی خود را به اشتراک بگذاریم، حتی در مواردی که این عمل در همان لحظه فایدهای ندارد. این میل به اشتراکگذاری تجربیات که آن شب بر عرشه کشتی بهشدت احساس کردم، در مراحل اولیه زندگی شکل میگیرد. کودکان نوپا دائماً در حال توصیف جهان هستند و به افراد و اشیاء اشاره میکنند، صرفاً برای ایجاد توجه مشترک. میل به اشتراکگذاری فهم و تجربیات ما فراتر از چارچوب تبادل دانش و شناخت میرود، زیرا ما خواهان اشتراکگذاری واکنشهای عاطفی خود با دیگران نیز هستیم. برای آنکه گروه ما بتواند با یک تهدید یا فرصت بهطور بهینه و مؤثر مواجه شود، باید ادراک همه ما از این موقعیت یکسان باشد؛ از همین رو تکامل یافتهایم که در پی دستیابی به اجماع عاطفی باشیم. شاید در زندگی چیزی ناراحتکنندهتر از این نباشد که داستانی عاطفی برای فردی تعریف کنید و واکنش او بیاعتنایی یا ابراز احساسی متضاد با احساسات خودتان باشد. این نیاز به مشارکت در تجربه عاطفی، منشأ تقریباً تمام موارد اغراق و بزرگنمایی است. اگر نگران باشید که تجربه صیدشده تأثیر لازم را بر شما نگذارد، داستانم شاخ و برگ پیدا میکند و ماهی در آن بزرگتر از واقعیت بهنظر میرسد.
📖 هنگامی که اغراق میکنیم یا شایعهپراکنی مینماییم، درک شنوندگان از واقعیت را مخدوش میسازیم. این مسئله را میتوان یکی از عوارض جانبی پرهزینه نیاز به مشارکت دیگران در عواطف دانست، اما نباید از این واقعیت غافل شد که اشتراک عاطفی ریشه تقریباً تمام تعاملات اجتماعی موفق است.
📕 جهش اجتماعی
✍️ ویلیام فون هیپل
♻️ ترجمه: میثم محمدامینی
@CE7EN
.
#گزیدهکتاب #زیست_روان #روانشناسی_تکاملی #چیستا #علمی #دگرگونش
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘یک خدای درستكار والاترین محصول کار انسان
@nevadera
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
هر ملتی خدایی را خلق کرده است که آن خدا همیشه به خالقش شبیه بوده است.
آن خدا عاشق و متنفر از چیزها و کسانی بود که خالقش عاشق و یا متنفر بود
و بی برو برگرد در طرف کسانی قرار میگرفت که قدرت را در دست داشتند.
هر خدایی بشدت میهنپرست بود و از مردم کشورهای دیگر غیر از ملت خودش بیزار بود.
کلیه این خدایان، ستایش، تملق و عبادت مردم را طلب میکردند.
بسیاری از آنها از قربانی کردن انسان و حیوان لذت میبردند و بوی گوشت و خون تازه موجودات بیگناه برای آنها همیشه یک عطر خوشبوی الهی محسوب شده است.
کلیه این خدایان بر داشتن تعداد زیادی از مقدسین و روحانیها پافشاری کردهاند، و این روحانیها همیشه بر کسب حمایت مردم از خودشان پافشاری کردهاند، و کسب و کار اصلی این روحانیها این بوده که درباره خدای مربوطه خودشان لاف و گزاف بزنند، و اصرار داشتند که بگویند که این خدا قادر است همه خدایان دیگر را تار و مار کند.
کتاب خدایان / رابرت گرین اینگرسول
ترجمه: اعظم کم گویان
@nevadera
.
#گزیدهکتاب #نقد_ادیان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin