تحلیل رمان هرگز رهایم نکن
آرزو آتشکار
#بشنوید
#پیشنهاد_کتاب
#پیشنهاد_تماشا
🎧 بازتاب تحولات فکری و فلسفی قرن ۲۰ و ۲۱ در ادبیات: با تحلیل رمان ویران شهریِ «هرگز رهایم نکن» اثر كازو ايشى گورو
🎙خانم #آرزو_آتشکار (دانشجوی دکترای ادبیات انگلیسی، مترجم و مدرس دانشگاه)
📽ویدیوی لایو: قسمت اول (اینجا) | قسمت دوم (اینجا)
شنبه ۱۸ بهمن ماه ۹۹
گروه آموزشی پل
🖥دانلود فیلم «هرگز رهایم نکن»
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۷٫۲
📘دانلود کتاب «هرگز رهایم نکن»
#لایو
#ادبیات #رمان #فیلم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
#پیشنهاد_کتاب
#پیشنهاد_تماشا
🎧 بازتاب تحولات فکری و فلسفی قرن ۲۰ و ۲۱ در ادبیات: با تحلیل رمان ویران شهریِ «هرگز رهایم نکن» اثر كازو ايشى گورو
🎙خانم #آرزو_آتشکار (دانشجوی دکترای ادبیات انگلیسی، مترجم و مدرس دانشگاه)
📽ویدیوی لایو: قسمت اول (اینجا) | قسمت دوم (اینجا)
شنبه ۱۸ بهمن ماه ۹۹
گروه آموزشی پل
🖥دانلود فیلم «هرگز رهایم نکن»
امتیاز IMDB از ۱۰ : ۷٫۲
📘دانلود کتاب «هرگز رهایم نکن»
#لایو
#ادبیات #رمان #فیلم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
#بشنوید
🎧 از نظامی که در آن، کودکان شکنجه میکشند، تا دمِ مرگ، بیزار خواهم بود.
قرائتِ صفحاتِ ۲۴۳ تا ۲۵۲ از رمانِ طاعونِ #آلبر_کامو
▪️برشی کوتاه از فصل اگزیستانسیالیسم
🎙#ابوذر_شریعتی
#ادبیات #رمان
@aboozarshariati
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
🎧 از نظامی که در آن، کودکان شکنجه میکشند، تا دمِ مرگ، بیزار خواهم بود.
قرائتِ صفحاتِ ۲۴۳ تا ۲۵۲ از رمانِ طاعونِ #آلبر_کامو
▪️برشی کوتاه از فصل اگزیستانسیالیسم
🎙#ابوذر_شریعتی
#ادبیات #رمان
@aboozarshariati
➖➖➖
✅ نقدآگین را دنبال کنید:
📽 یوتیوب
📸 اینستاگرام
🌾@Naqdagin
📘وقوع معجزه برای یک نویسندۀ خداناباور؟
— دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی
✍🏻 #سجاد_زند
✂️ برشی از متن
🍂 جدای از اطلاعاتی که رشدی در «چاقو» دربارۀ جزئیات حمله به خودش ارائه میکند، کتاب چند نکتۀ جذاب برای دوستداران ادبیات و کرمکتابها دارد. رشدی در این کتاب ارجاعات ادبی زیادی به آثار و سرگذشت دیگر نویسندگان دارد، از اشاره به شعرهای شکسپیر تا روایت زندگی نویسندگانی که با دشواریهایی در زیست خود روبهرو بودهاند. برای مثال، رشدی در صفحات پایانی به داستان چاقو خوردن ساموئل بکت در دوران جوانی و حمایت جیمز جویس از او میپردازد.
🍂 در صفحۀ ۱۸۶ کتاب، او شرح میدهد که چگونه ساموئل بکت در سال ۱۹۳۸ توسط فردی ناشناس، که احتمالاً میخواسته جیبهایش را خالی کند، با چاقو مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است. رشدی احتمالاً به این حادثه اشاره میکند تا بر تجربه مشترک خشونت علیه نویسندگان تأکید کند و نشان دهد که این نوع حملات در طول تاریخ بهطور مکرر رخ دادهاند.
🍂 اما ادامۀ داستان بکت و رشدی متفاوت است. بکت با مجرم روبهرو میشود و او بهسادگی میگوید که نمیدانسته چه میکرده و ابراز پشیمانی و بخشش میکند(Je ne sais pas , monsieur: je m’excuse)، اما نویسنده کتاب «آیات شیطانی» هرگز با متهم لبنانیالاصل خود که گفته میشود احتمالاً با حزبالله نیز ارتباطهایی داشته، روبهرو نمیشود.
🍂 اما این تنها بخشی نیست که رشدی خود را با دیگر نویسندگان مقایسه میکند. او چندین بار نیز از ریموند کارور مینویسد؛ این مقایسه هم شامل رابطه عاشقانه کارور و تس گالاگر میشود و هم داستان بیماری او. پزشکان به کارور گفته بودند که بهزودی میمیرد، اما او ۱۰ سال پس از آن پیشبینی زنده ماند و نوشت. رشدی نجات خود از ترور را با این ۱۰ سال بیشتر مقایسه میکند و آن را «زندگی دوباره» مینامد. او رابطه عاشقانه خود با همسرش الیزا را که همچون تس گالاگر شاعر است، به این قیاس وارد میکند.
🍂 یادآوری کتابهایی همچون «چاقوی ظریف» (The Subtle Knife) نوشته فیلیپ پولمن، یا فیلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسکی نیز در همین راستاست. حتی یادآوری زندگی واتسلاو هاول که با نیمی از ریهاش سالها زنده ماند و نوشت، یا صحنه پایانی رمان «محاکمه» که شخصیت اصلی کتاب با چاقوی قصابی «مثل یک سگ» کشته میشود، همگی یادآوریهای رشدی از چاقو در دیگر آثار هنری است.
🍂 انگار رشدی میخواهد هر آنچه را که در تاریخ ادبیات درباره چاقو آمده مرور کند؛ از همینرو است که او داستان حمله با چاقو به نجیب محفوظ را هم از قلم نمیاندازد.
🍂 شاید جالب باشد که او خواسته یا ناخواسته روز ۱۱ سپتامبر را برای ملاقات با ضاربش انتخاب میکند، هر چند که این دیدار انجام مکیشود و به روز دیگری هم موکول نمیگردد، اما عنوان کردن این تاریخ خاص، پازل ارجاعات بیرونی را در کتاب تکمیل میکند.
🍂 کتاب اطلاعات جالبی درباره زندگی نویسندگان دیگری چون پل آستر و ایان مکایوان ارائه میدهد و نیز به جزئیات زندگی شخصی رشدی میپردازد؛ از جمله اینکه او در جوانی خانه پدری را ترک کرده و از خشونت پدرش نسبت به مادرش نگران بوده است. همچنین، خواننده متوجه میشود که نام کامل نویسنده احمد سلمان رشدی است و نام خانوادگی او به دلیل علاقه پدرش به فیلسوف ابنرشد انتخاب شده است. برای خوانندگان ایرانی، اشاره رشدی به علاقهاش به عطار نیز جذاب است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۰ واژه
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی
✍🏻 #سجاد_زند
✂️ برشی از متن
🍂 جدای از اطلاعاتی که رشدی در «چاقو» دربارۀ جزئیات حمله به خودش ارائه میکند، کتاب چند نکتۀ جذاب برای دوستداران ادبیات و کرمکتابها دارد. رشدی در این کتاب ارجاعات ادبی زیادی به آثار و سرگذشت دیگر نویسندگان دارد، از اشاره به شعرهای شکسپیر تا روایت زندگی نویسندگانی که با دشواریهایی در زیست خود روبهرو بودهاند. برای مثال، رشدی در صفحات پایانی به داستان چاقو خوردن ساموئل بکت در دوران جوانی و حمایت جیمز جویس از او میپردازد.
🍂 در صفحۀ ۱۸۶ کتاب، او شرح میدهد که چگونه ساموئل بکت در سال ۱۹۳۸ توسط فردی ناشناس، که احتمالاً میخواسته جیبهایش را خالی کند، با چاقو مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است. رشدی احتمالاً به این حادثه اشاره میکند تا بر تجربه مشترک خشونت علیه نویسندگان تأکید کند و نشان دهد که این نوع حملات در طول تاریخ بهطور مکرر رخ دادهاند.
🍂 اما ادامۀ داستان بکت و رشدی متفاوت است. بکت با مجرم روبهرو میشود و او بهسادگی میگوید که نمیدانسته چه میکرده و ابراز پشیمانی و بخشش میکند(Je ne sais pas , monsieur: je m’excuse)، اما نویسنده کتاب «آیات شیطانی» هرگز با متهم لبنانیالاصل خود که گفته میشود احتمالاً با حزبالله نیز ارتباطهایی داشته، روبهرو نمیشود.
🍂 اما این تنها بخشی نیست که رشدی خود را با دیگر نویسندگان مقایسه میکند. او چندین بار نیز از ریموند کارور مینویسد؛ این مقایسه هم شامل رابطه عاشقانه کارور و تس گالاگر میشود و هم داستان بیماری او. پزشکان به کارور گفته بودند که بهزودی میمیرد، اما او ۱۰ سال پس از آن پیشبینی زنده ماند و نوشت. رشدی نجات خود از ترور را با این ۱۰ سال بیشتر مقایسه میکند و آن را «زندگی دوباره» مینامد. او رابطه عاشقانه خود با همسرش الیزا را که همچون تس گالاگر شاعر است، به این قیاس وارد میکند.
🍂 یادآوری کتابهایی همچون «چاقوی ظریف» (The Subtle Knife) نوشته فیلیپ پولمن، یا فیلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسکی نیز در همین راستاست. حتی یادآوری زندگی واتسلاو هاول که با نیمی از ریهاش سالها زنده ماند و نوشت، یا صحنه پایانی رمان «محاکمه» که شخصیت اصلی کتاب با چاقوی قصابی «مثل یک سگ» کشته میشود، همگی یادآوریهای رشدی از چاقو در دیگر آثار هنری است.
🍂 انگار رشدی میخواهد هر آنچه را که در تاریخ ادبیات درباره چاقو آمده مرور کند؛ از همینرو است که او داستان حمله با چاقو به نجیب محفوظ را هم از قلم نمیاندازد.
🍂 شاید جالب باشد که او خواسته یا ناخواسته روز ۱۱ سپتامبر را برای ملاقات با ضاربش انتخاب میکند، هر چند که این دیدار انجام مکیشود و به روز دیگری هم موکول نمیگردد، اما عنوان کردن این تاریخ خاص، پازل ارجاعات بیرونی را در کتاب تکمیل میکند.
🍂 کتاب اطلاعات جالبی درباره زندگی نویسندگان دیگری چون پل آستر و ایان مکایوان ارائه میدهد و نیز به جزئیات زندگی شخصی رشدی میپردازد؛ از جمله اینکه او در جوانی خانه پدری را ترک کرده و از خشونت پدرش نسبت به مادرش نگران بوده است. همچنین، خواننده متوجه میشود که نام کامل نویسنده احمد سلمان رشدی است و نام خانوادگی او به دلیل علاقه پدرش به فیلسوف ابنرشد انتخاب شده است. برای خوانندگان ایرانی، اشاره رشدی به علاقهاش به عطار نیز جذاب است.
🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
⏰ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۰ واژه
.
#نقد_کتاب#معرفی_کتاب #نقد_اسلام #سلمان_رشدی #کتاب #کتاب_ممنوعه #ترور #تروریسم #بنیادگرایی #اسلامگرایی #رمان #آمریکا #ایران #ابن_رشد #عطار #روحالله_خمینی #امام_خمینی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Telegraph
وقوع معجزه برای یک نویسندۀ خداناباور؟
دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی سجاد زند «چاقو»، روایتی تکهتکه و ضربهوار از حمله خونین یک مهاجم جوان به نویسندهای پا به سن گذاشتهای است که تقریباً نیمی از عمر خود را با ترس از وقوع همین حمله گذرانده بود. سلمان رشدی آگاهانه یا ناخودآگاه، ساختار کتابش را…
تحلیل رمان ۱
@Naqdagin
🎧 تحلیل رمانهای بزرگ جهان (۱)
— «مسخ» اثر فرانتس کافکا (+)
🎙#علی_شاهی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— «مسخ» اثر فرانتس کافکا (+)
🎙#علی_شاهی
.
#نقد_ادبی #خیالپرسه#ادبیات #رمان #رمان_خارجی #تحلیل_رمان #ادبیات_جهان #مسیح #بیگانگی #خودشناسی #زندگی_مدرن #مدرن #فرانتس_کافکا #کافکا
➖➖➖
🌾@Naqdagin
تحلیل رمان ۲
@Naqdagin
🎧 تحلیل رمانهای بزرگ جهان (۲)
— «مرشد و مارگریتا» اثر میخائیل بولگاکف
🎙#علی_شاهی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
— «مرشد و مارگریتا» اثر میخائیل بولگاکف
🎙#علی_شاهی
.
#نقد_ادبی #خیالپرسه#ادبیات #رمان #رمان_خارجی #تحلیل_رمان #میخائیل_بولگاکف #روسیه #ادبیات_روسیه #ادبیات_جهان #شیطان #مسیح #عیسی #عیسی_مسیح #مسیحیت #مسکو #تئاتر #شیزوفرنی #زندگی_مدرن #مدرن
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 آبلوموف؛ در بابِ تنبلی شدید (+)
🍂 میتوانید کتاب آبلوموف را با صدای حسن همایی در تمامی پلتفرمهای کتاب صوتی بشنوید، از جمله فیبیدو (اینجا).
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🍂 میتوانید کتاب آبلوموف را با صدای حسن همایی در تمامی پلتفرمهای کتاب صوتی بشنوید، از جمله فیبیدو (اینجا).
.
#معرفی_کتاب #نقد_کتاب#رمان #روسیه #ادبیات_روسیه #تنبلی #مسئولیتپذریری #خوشگذرانی
➖➖➖
🌾@Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 رمانِ «بیگانه» چه میگوید؟ (+)
🍂 #در_چنین_روزی (۷ نوامبر) آلبر کامو زاده شد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🍂 #در_چنین_روزی (۷ نوامبر) آلبر کامو زاده شد.
.
#معرفی_کتاب #فلسفیدن#نقد_کتاب #آلبر_کامو #کامو #رمان #رمان_فلسفی #بیگانه #برهنگی #اگزیستانسیالیسم #معنای_زندگی #پوچی #نهیلیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نگاهی به رمان سبیل (+)
— رمانی دربارهی هویت و تردید
🔸در روزهای آغازین اردیبهشت هزار و چهارصد و سه رمانی از ادبیات فرانسه خوندم به نام سبیل. این رمان رو امانوئل کارر نوشته که هم رماننویسه و هم فیلمنامهنویس و کارگردان سینما. انقدر این رمان برای من شگفتانگیز بود که برای معرفیاش لحظهای تردید نکردم.
🔸از نظر من این رمان میتونه دربارهی هویت و تردید باشه. این که ما کی هستیم و در این دنیا چی کار میکنیم؟ چقدر در موقعیت خودمون ثبات داریم. جایگاه ما در دنیا کجاست و چه چیزهایی ثبات ما و جایگاه ما رو متزلزل میکنه؟ آیا هویت ما به یه تار ِ سبیل بنده؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:57 خلاصه کتاب
03:02 شما و سبیل
05:30 چگونه با سبیل آشنا شدم
07:30 آثار دیگر امانوئل کارر
09:13 خودِ امانوئل کارر
10:07 چند نکته درباره سبیل
13:00 نظر کاربران گودریدز
14:36 سخن پایانی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— رمانی دربارهی هویت و تردید
🔸در روزهای آغازین اردیبهشت هزار و چهارصد و سه رمانی از ادبیات فرانسه خوندم به نام سبیل. این رمان رو امانوئل کارر نوشته که هم رماننویسه و هم فیلمنامهنویس و کارگردان سینما. انقدر این رمان برای من شگفتانگیز بود که برای معرفیاش لحظهای تردید نکردم.
🔸از نظر من این رمان میتونه دربارهی هویت و تردید باشه. این که ما کی هستیم و در این دنیا چی کار میکنیم؟ چقدر در موقعیت خودمون ثبات داریم. جایگاه ما در دنیا کجاست و چه چیزهایی ثبات ما و جایگاه ما رو متزلزل میکنه؟ آیا هویت ما به یه تار ِ سبیل بنده؟
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:57 خلاصه کتاب
03:02 شما و سبیل
05:30 چگونه با سبیل آشنا شدم
07:30 آثار دیگر امانوئل کارر
09:13 خودِ امانوئل کارر
10:07 چند نکته درباره سبیل
13:00 نظر کاربران گودریدز
14:36 سخن پایانی
.
#خیالپرسه #معرفی_کتاب #نقد_کتاب#هویت #رمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 پرندهای که از خون تغذیه میکند (+)
— نگاهی به رمانِ «زخمزن» اثرِ هانیه کسائیفر
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی به رمانِ «زخمزن» اثرِ هانیه کسائیفر
.
#نقد_کتاب #معرفی_کتاب #خیالپرسه#رمان #ادبیات #رمان_فارسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
از رمانی فلسفی☝️ از رمان نویس سوری ممدوح عدوان که تحت تاثیر زندانهای سوریه نوشته شده👇👇👇
📘رمان فلسفی «حیونة الانسان» که تحت تاثیر زندانهای سوریه نوشته شد
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 حالا که تصاویر هولناک زندان «صیدنایا» روح جامعه را سخت خراشیده، وقت آن است که به وجدانهای دستنخورده عرض کنم که این زندان، بدترین زندان سوریه نبود.
🍂 اگر گزارشهای زندان «تدمر» در پالمیرای دمشق را بخوانید، متوجه میشوید که بازداشتگاهِ صیدنایا به پای سیاهچالههای زندان «تدمر» به مثابهی بهشت میلیون بودهاست.
🍂 مخوفترین زندانی که به پانوپتس غول اساطیر یونانی تشبیه شده، خاطراتی که سلامه کیله نویسندۀ فلسطینی در دو سال حبس از آنجا نوشته، یا فرجبیرقدار شاعر سوری یا حاج یاسین صالح رماننویس سوری، یا استاد محمد برو در «ناج من المقصلة» يا رهاشده از گیوتین، همگی گفتهاند وقتی ما را از تدمر به زندان صیدنایا منتقل کردند، احساس کردیم که به هتل شرایتون استانبول منتقل شدهایم.
🍂 تدمر جایی بود که مرگ برایت به شیرینترین رؤيا بدل میشد، به آن آیهی قرآن تشبیهاشكردهاند که «لایسمعون حسیسها؛ هیچ نجوایی از آن جهنم زمینی به بیرون درز نمیکرد».
🍂 سال ۲۰۱۵م که بنای زندان تدمر توسط داعش منفجر شد، هزاران تن با تاریخ و قصههاشان در آن مدفون شدند؛ چندان که یاسین صالح نوشت که:
🍂 سوریه شاعر، مترجم و رماننویس مشهوری دارد به نام «ممدوح عدوان» که رمان او با عنوان «حیونة الانسان» را باید ارزیابی فلسفی وحشیگری و حیوانشدگی انسانی بنامیم.
🍂 ممدوح عدوان در این اثر با ذکر خاطرات قساوتباری از این سیاهچالههای بشری به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه هویتهای ستمپیشه و ستمدیده، خود به جلادانی بیرحم بدل میشوند؟!
🍂 ممدوح عدوان با روحیات شاعرانهای که از او سراغ داریم، میبینیم که در تحلیل این سنخ از فجایع انسانی، به بدبینیهای هابز نزدیک میشود و چون شوپنهاور میگوید:
🍂 برای همین در این رمان به داستان واقعی سقوط هواپیمای ورزشکاران راگبی در کوهستانهای آند متوسل میشود که از ۴۵سرنشین، تنها ۱۶تن از آنها در قلههای برفی زنده ماندند، و دیری نگذشت که دکتری از آنها پیشنهاد داد که برای مقاومت در برابر یخزدگی، بدن نیاز به پروتئین دارد و این پروتئین تنها در جسد دوستان و همراهان آنهاست، همگی، نهایتاً با اندکی خارش وجدان به خوردن گوشت دوستان و حتا خانواده و نزدیکان خود تن دادند تا روزی که هلیکوپتر امداد ونجات به کمک آنها آمد تنها دو تن زنده بودند و خلبان حامل آنها گفته بود که مشاهده کردیم: که تنها دوتن زنده ماندهاند که انبوهی از استخوانهای انسانی در پیرامونشان مشاهده میشد.
🍂 ممدوح عدوان همچنین به نمایشنامهنویس مصری یوسف ادریس نیز اشاره میکند که ماجرای واقعی دریدهشدن یک مربی سیرک توسط ببر دستآموزش را در مصر نوشته بود. به آن مربی آموختهبودند تا زمانی که با شلاق و نگاه قاطع و دریده و هیبت تردیدناپذیرت به صحنهی سیرک وارد شوی، ببر و پلنگ و هر درندهای از تو میترسند و رام تو خواهند بود.
🍂 اما یک روز که مربی سیرک به فکر مشکلات خانوادگی و رزق عیال و محاسبات اقتصادی زندگیاش بود و آن نگاه نافذش را در مواجهه با ببر از دست دادهبود، ببر با غریزهی ذاتی خود پی برده بود که امروز آن چشمان دریده و هیبت قاطع در مربی هر روزهاش نیست، برای همین جرأت کرده و به او حملهور شده بود و مربی خود را تکه تکه کرده بود.
🔻ممدوح عدوان نیز چون هابز میگوید:
🔻چنانکه ابوالعتاهیه شاعر عهد عباسی گفته بود:
🍂 این نگاه تلخ اگر به صورت فلسفی و انتزاعی نیز قرائنی نداشت، فجایع زندانهایی جون تدمر و صیدنایا تا ابد محکمترین شواهد را برای این درندهخویی آدمیان، تدارک و فراهم کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
✍🏻 #مسعود_بابالحوائجی
🍂 حالا که تصاویر هولناک زندان «صیدنایا» روح جامعه را سخت خراشیده، وقت آن است که به وجدانهای دستنخورده عرض کنم که این زندان، بدترین زندان سوریه نبود.
🍂 اگر گزارشهای زندان «تدمر» در پالمیرای دمشق را بخوانید، متوجه میشوید که بازداشتگاهِ صیدنایا به پای سیاهچالههای زندان «تدمر» به مثابهی بهشت میلیون بودهاست.
🍂 مخوفترین زندانی که به پانوپتس غول اساطیر یونانی تشبیه شده، خاطراتی که سلامه کیله نویسندۀ فلسطینی در دو سال حبس از آنجا نوشته، یا فرجبیرقدار شاعر سوری یا حاج یاسین صالح رماننویس سوری، یا استاد محمد برو در «ناج من المقصلة» يا رهاشده از گیوتین، همگی گفتهاند وقتی ما را از تدمر به زندان صیدنایا منتقل کردند، احساس کردیم که به هتل شرایتون استانبول منتقل شدهایم.
🍂 تدمر جایی بود که مرگ برایت به شیرینترین رؤيا بدل میشد، به آن آیهی قرآن تشبیهاشكردهاند که «لایسمعون حسیسها؛ هیچ نجوایی از آن جهنم زمینی به بیرون درز نمیکرد».
🍂 سال ۲۰۱۵م که بنای زندان تدمر توسط داعش منفجر شد، هزاران تن با تاریخ و قصههاشان در آن مدفون شدند؛ چندان که یاسین صالح نوشت که:
تخریب زندان تدمر "خدمت بزرگی به رژیم بردهداری اسد و پوشاندن جنایات او بود".
🍂 سوریه شاعر، مترجم و رماننویس مشهوری دارد به نام «ممدوح عدوان» که رمان او با عنوان «حیونة الانسان» را باید ارزیابی فلسفی وحشیگری و حیوانشدگی انسانی بنامیم.
🍂 ممدوح عدوان در این اثر با ذکر خاطرات قساوتباری از این سیاهچالههای بشری به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه هویتهای ستمپیشه و ستمدیده، خود به جلادانی بیرحم بدل میشوند؟!
🍂 ممدوح عدوان با روحیات شاعرانهای که از او سراغ داریم، میبینیم که در تحلیل این سنخ از فجایع انسانی، به بدبینیهای هابز نزدیک میشود و چون شوپنهاور میگوید:
«من به واقع متقاعد شدهام که اگر بر رویِ زمین تنها دو مرد باقی مانده باشند، او که از دیگری پر زورتر است، اگر برای برقانداختنِ کفشهایش به چربیِ انسانی نیاز داشته باشد، ابداً در کُشتنِ آن انسانِ همراهش تردید نخواهد کرد».
🍂 برای همین در این رمان به داستان واقعی سقوط هواپیمای ورزشکاران راگبی در کوهستانهای آند متوسل میشود که از ۴۵سرنشین، تنها ۱۶تن از آنها در قلههای برفی زنده ماندند، و دیری نگذشت که دکتری از آنها پیشنهاد داد که برای مقاومت در برابر یخزدگی، بدن نیاز به پروتئین دارد و این پروتئین تنها در جسد دوستان و همراهان آنهاست، همگی، نهایتاً با اندکی خارش وجدان به خوردن گوشت دوستان و حتا خانواده و نزدیکان خود تن دادند تا روزی که هلیکوپتر امداد ونجات به کمک آنها آمد تنها دو تن زنده بودند و خلبان حامل آنها گفته بود که مشاهده کردیم: که تنها دوتن زنده ماندهاند که انبوهی از استخوانهای انسانی در پیرامونشان مشاهده میشد.
🍂 ممدوح عدوان همچنین به نمایشنامهنویس مصری یوسف ادریس نیز اشاره میکند که ماجرای واقعی دریدهشدن یک مربی سیرک توسط ببر دستآموزش را در مصر نوشته بود. به آن مربی آموختهبودند تا زمانی که با شلاق و نگاه قاطع و دریده و هیبت تردیدناپذیرت به صحنهی سیرک وارد شوی، ببر و پلنگ و هر درندهای از تو میترسند و رام تو خواهند بود.
🍂 اما یک روز که مربی سیرک به فکر مشکلات خانوادگی و رزق عیال و محاسبات اقتصادی زندگیاش بود و آن نگاه نافذش را در مواجهه با ببر از دست دادهبود، ببر با غریزهی ذاتی خود پی برده بود که امروز آن چشمان دریده و هیبت قاطع در مربی هر روزهاش نیست، برای همین جرأت کرده و به او حملهور شده بود و مربی خود را تکه تکه کرده بود.
🔻ممدوح عدوان نیز چون هابز میگوید:
انسان در مواجهه با انسان دقیقا به همین گونه عمل میکند؛ کافی است که در برابرش، فقط لحظاتی ضعیف ظاهر شوی!.
🔻چنانکه ابوالعتاهیه شاعر عهد عباسی گفته بود:
الظلم من شیم النفوس؛ بدین معنا که ستمگری خصلت ذاتی روان انسانهاست، فإن تجد ذاعفة فلعلة لا تظلم، یعنی: بنابراین اگر فرد نجیب و عفیفی یافتی، او به یک علت ثانوی و مانع درونی است که از ستمکردن دست برداشتهاست.
🍂 این نگاه تلخ اگر به صورت فلسفی و انتزاعی نیز قرائنی نداشت، فجایع زندانهایی جون تدمر و صیدنایا تا ابد محکمترین شواهد را برای این درندهخویی آدمیان، تدارک و فراهم کرد.
.
#خیالپرسه #رمان #سیاست #خاورمیانه #بشار_اسد #محور_مقاومت
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @translate52arabic
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معرفی و بررسی سریالِ «صد سال تنهایی» (+)
— یک شاهکارِ غیرمنتظره
🔸سریال برخلاف انتظارها، یک شاهکار بود و به نزدیکترین حالت ممکن بعنوان یک اقتباس از کتاب «صد سال تنهایی» تولید شدهبود. صد سال تنهایی نوشتۀ گابریل گارسیا مارکز، جایزۀ نوبل ادبیات را بردهاست و یکی از مشهورترین کتابهای تاریخ ادبیات جهان است. یک داستان با رئالیسم جادویی که شما را در داستان غرق میکند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— یک شاهکارِ غیرمنتظره
🔸سریال برخلاف انتظارها، یک شاهکار بود و به نزدیکترین حالت ممکن بعنوان یک اقتباس از کتاب «صد سال تنهایی» تولید شدهبود. صد سال تنهایی نوشتۀ گابریل گارسیا مارکز، جایزۀ نوبل ادبیات را بردهاست و یکی از مشهورترین کتابهای تاریخ ادبیات جهان است. یک داستان با رئالیسم جادویی که شما را در داستان غرق میکند.
.
#نقد_سریال #خیالپرسه#گابریل_گارسیا_مارکز #معرفی_سریال #رمان #رئالیسم_جادویی #ادبیات #پیشنهاد_سریال
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘«در برابر مردگان»
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 کنزابورو اوئه (نویسندۀ ژاپنی، متاثر از زمانه و محیط خود) با ما از جنگ، شکست و اضطراب سخن میگوید، و از آسیبهای بیشماری که این سه وضعیت بشری بر ما تحمیل میکنند: بیماری، ناامیدی، ترس از مرگ، انتقام.
🍂 تا پانزدهم اوت ۱۹۴۵ همچون همۀ مردم ژاپن فقط یک خدا را میشناختند؛ امپرانور ژاپن که درهمان روز، این خدا دربرابر آمریکا تسلیم شد. کنزابورو میگوید:
🍂 «در برابر مردگان» که لحنی بسیار سرد دارد، رمانیست که در آن راوی، دانشجوی رشتۀ ادبیات، برای کسب درآمد مجبور است مردگان را از حوضچه های مخصوص منتقل کند. سروکارش با مردههاست. جسدهایی که مرگ خود را در سیمای خشک و سرد آنها متبلور میکند. همین جسدها و لاشههای افتاده در حوضچه است که آگاهی او را نسبت به مرگ و زندگی تحریک میکند. میفهمد که خیلی چیزها در این جهان بیهوده است. دهان سرد و مکندۀ مرگ روزی همۀ ما را میبلعد. جسد همان آدم زندهایست که دیگر بیم و امیدی ندارد. جسد در اینجا استعارهای از آدمهای بیهوده، بیاثر و ساکن و ایستاست.
🍂 پسرک که با مردگان سروکار دارد، عاشق دختریست، اما دختر پاسخ منفی میدهد و استدلالش این است که او بوی مردهها میدهد، و شاید بدتر از آن هم باشد؛ او مثل مردهها عمل میکند؛ ایستا و راکد، بدون بیم و امید، افتاده در حوضچۀ زندگی که لاجرم دستِ سرنوشت او را نیز به همانجایی خواهد برد که خود او با جسدها میکند. آنها را در حوضچهای بزرگ میسوزانند و خاکستر میکنند.
🍂 «مردۀ خاکستر شده»، استعارهایست از آرزوهای فرومردۀ آدمی. وقتی میل به زندگی، شور عشق و شیدایی، از وجودمان رخت میبندد، وقتی دیگر بیمی جانمان را نمیگزد و امیدی ما را به تکاپو برنمیانگیزد، در دام پوچی و بیتفاوتی و بیاعتنایی گرفتار میآییم.
🔻مردگان را میتوان یک صفت عام داد، آنها نسبت به زندگی بیتفاوتند؛ مردگان:
▪️آرزو ندارند،
▪️بیمی ندارند،
▪️تحرک ندارند،
▪️شورو شوق ندارند،
▪️بوی مشمئزکنندهای میدهند؛
🔺🔻باید از این صفات برحذر بود. تا مرده به حساب نیامد. «مردههای متحرک» نام برازندهای برای بسیاری از ماست:
▪️ما که میل به زندگی، شور عشق، امید و تمنیات خود را در خود خفه کردهایم؛
▪️ما که خود را به دست خویشتن به صلابه کشیدهایم؛
▪️ما که در حوضچههای زندگی دستوپا میزنیم؛
▪️ما که امیالمان برای آزادی بیشتر را در خود به قتل میرسانیم؛
▪️ما که در برابر زندگی و ارجمندی آن، بیتفاوتیم و بیاعتنا به شتاب زندگی، مبتلای روزمرگی هستیم، و زندگی را هر دم و هر لحظه میکشیم؛
🔺نام دیگر ما مردگان است.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی
🍂 کنزابورو اوئه (نویسندۀ ژاپنی، متاثر از زمانه و محیط خود) با ما از جنگ، شکست و اضطراب سخن میگوید، و از آسیبهای بیشماری که این سه وضعیت بشری بر ما تحمیل میکنند: بیماری، ناامیدی، ترس از مرگ، انتقام.
🍂 تا پانزدهم اوت ۱۹۴۵ همچون همۀ مردم ژاپن فقط یک خدا را میشناختند؛ امپرانور ژاپن که درهمان روز، این خدا دربرابر آمریکا تسلیم شد. کنزابورو میگوید:
تا آن روز میتوانستم بگویم «جانم فدای رهبر»، اما بعد از تسلیمشدن او، تنها یک راه مانده بود، جانم را فدای مرگ کنم.
🍂 «در برابر مردگان» که لحنی بسیار سرد دارد، رمانیست که در آن راوی، دانشجوی رشتۀ ادبیات، برای کسب درآمد مجبور است مردگان را از حوضچه های مخصوص منتقل کند. سروکارش با مردههاست. جسدهایی که مرگ خود را در سیمای خشک و سرد آنها متبلور میکند. همین جسدها و لاشههای افتاده در حوضچه است که آگاهی او را نسبت به مرگ و زندگی تحریک میکند. میفهمد که خیلی چیزها در این جهان بیهوده است. دهان سرد و مکندۀ مرگ روزی همۀ ما را میبلعد. جسد همان آدم زندهایست که دیگر بیم و امیدی ندارد. جسد در اینجا استعارهای از آدمهای بیهوده، بیاثر و ساکن و ایستاست.
🍂 پسرک که با مردگان سروکار دارد، عاشق دختریست، اما دختر پاسخ منفی میدهد و استدلالش این است که او بوی مردهها میدهد، و شاید بدتر از آن هم باشد؛ او مثل مردهها عمل میکند؛ ایستا و راکد، بدون بیم و امید، افتاده در حوضچۀ زندگی که لاجرم دستِ سرنوشت او را نیز به همانجایی خواهد برد که خود او با جسدها میکند. آنها را در حوضچهای بزرگ میسوزانند و خاکستر میکنند.
🍂 «مردۀ خاکستر شده»، استعارهایست از آرزوهای فرومردۀ آدمی. وقتی میل به زندگی، شور عشق و شیدایی، از وجودمان رخت میبندد، وقتی دیگر بیمی جانمان را نمیگزد و امیدی ما را به تکاپو برنمیانگیزد، در دام پوچی و بیتفاوتی و بیاعتنایی گرفتار میآییم.
🔻مردگان را میتوان یک صفت عام داد، آنها نسبت به زندگی بیتفاوتند؛ مردگان:
▪️آرزو ندارند،
▪️بیمی ندارند،
▪️تحرک ندارند،
▪️شورو شوق ندارند،
▪️بوی مشمئزکنندهای میدهند؛
🔺🔻باید از این صفات برحذر بود. تا مرده به حساب نیامد. «مردههای متحرک» نام برازندهای برای بسیاری از ماست:
▪️ما که میل به زندگی، شور عشق، امید و تمنیات خود را در خود خفه کردهایم؛
▪️ما که خود را به دست خویشتن به صلابه کشیدهایم؛
▪️ما که در حوضچههای زندگی دستوپا میزنیم؛
▪️ما که امیالمان برای آزادی بیشتر را در خود به قتل میرسانیم؛
▪️ما که در برابر زندگی و ارجمندی آن، بیتفاوتیم و بیاعتنا به شتاب زندگی، مبتلای روزمرگی هستیم، و زندگی را هر دم و هر لحظه میکشیم؛
🔺نام دیگر ما مردگان است.
.
#خیالپرسه#نقد_فرهنگ #رمان #ژاپن
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @nasaksara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 نقدِ فیلمِ «کنت مونت کریستو» (۲۰۲۴) (+)
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸در این برنامه دربارهی فیلم «کنت مونت کریستو» به کارگردانی متیو دلاپورت و الکساندر دو لا پاتلیر، که بهتازگی در سینمای فرانسه اکران شده، صحبت میکنم. این فیلم بر اساسِ رمان الکساندر دوما ساخته شدهاست.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:35 مقدمه
01:30 دربارۀ فیلم
03:25 پشتوانه و پیشینه ادبی فیلم
11:00 زمینه و خاستگاه داستان
15:00 سابقۀ ترجمههای رمان الکساندر دوما
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🎙دکتر #شروین_وکیلی
🔸در این برنامه دربارهی فیلم «کنت مونت کریستو» به کارگردانی متیو دلاپورت و الکساندر دو لا پاتلیر، که بهتازگی در سینمای فرانسه اکران شده، صحبت میکنم. این فیلم بر اساسِ رمان الکساندر دوما ساخته شدهاست.
⌚️فهرست زمانی - اهم مطالب
00:35 مقدمه
01:30 دربارۀ فیلم
03:25 پشتوانه و پیشینه ادبی فیلم
11:00 زمینه و خاستگاه داستان
15:00 سابقۀ ترجمههای رمان الکساندر دوما
.
#نقد_فیلم #خیالپرسه #رمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💃🏻 در آن لحظه، او در حال رقصیدن بود؛ با حرکاتی ساده و موزون، گویی که بدن او یک شیء سبک و بیوزن در یک جریان ناپیدا از باد بود. انگار که هر قدمش در جهان، در حال پاک کردن نشانههایی بود که در گذشته از خود برجای گذاشته بود و تنها یک سایه محو و در حال حرکت از او باقی میماند که به آرامی در سکوت شب محو میشد (رمان «رقص، رقص، رقص» اثر #هاروکی_موراکامی، رماننویس ژاپنی).
🌾 @Naqdagin
🩸سایهای که رقصش کفرِ مسجّله
📕از شادیِ دریغشده تا رقصِ ممنوع
📕چرا الله از «آزادی، رقص، خنده، موسیقی و شادی» متنفر است؟
📕چرا اسلام پسرفتی اساسی نسبت به مسیحت بودهاست؟
.➖➖➖
#بزمگه #گزیدهکتاب#رقص #رمان
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 زمان چطور از دستمون در میره؟ (+)
— درسی برای زندگی بهتر از پینک فلوید و رمان ابلوموف
🔸ترانهی «Time» از پینک فلوید به ما یادآوری میکنه که اگه غافل باشیم، زندگی و فرصتها از دستمون میره. شخصیت ابلوموف در رمانش میپرسه: «چه زمانی باید زندگی کرد؟» بیایید با هم بررسی کنیم که چطور میتونیم زمان را درک کنیم و مدیریت کنیم تا زندگی بهتری رو تجربه کنیم. این فقط یک معرفی کتاب یا موسیقی نیست؛ این یک سفر هیجانانگیز به دنیای یک کتاب و یک ترانه است!
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— درسی برای زندگی بهتر از پینک فلوید و رمان ابلوموف
🔸ترانهی «Time» از پینک فلوید به ما یادآوری میکنه که اگه غافل باشیم، زندگی و فرصتها از دستمون میره. شخصیت ابلوموف در رمانش میپرسه: «چه زمانی باید زندگی کرد؟» بیایید با هم بررسی کنیم که چطور میتونیم زمان را درک کنیم و مدیریت کنیم تا زندگی بهتری رو تجربه کنیم. این فقط یک معرفی کتاب یا موسیقی نیست؛ این یک سفر هیجانانگیز به دنیای یک کتاب و یک ترانه است!
.
#زیستروان #نقد_کتاب#ادبیات #رمان #خودشناسی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 معرفی کتاب «درک یک پایان» (+)
🔸توی این قسمت کتاب "درک یک پایان: The Sense of an Ending" نوشته جولین بارنز را معرفی کردیم. این رمان، داستان مردی میانسال را روایت میکند که در حال دست و پنجه نرم کردن با گذشتهایست که هرگز سابقا روی آن تفکر و تعمق نکردهاست...
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
🔸توی این قسمت کتاب "درک یک پایان: The Sense of an Ending" نوشته جولین بارنز را معرفی کردیم. این رمان، داستان مردی میانسال را روایت میکند که در حال دست و پنجه نرم کردن با گذشتهایست که هرگز سابقا روی آن تفکر و تعمق نکردهاست...
.
#معرفی_کتاب #خیالپرسه #رمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۵ کیست؟ (+)
— نگاهی به دنیای تاریک لاسلو کراسناهورکایی
🔸لاسلو کراسناهورکایی، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۵، با جملههای عمیق و تاریکش دنیا رو تکون داد! تو این ویدیو، از زندگی، سبک نوشتن، کتابهای معروف مثل «تانگوی شیطان» و اقتباسهای سینماییش براتون میگم.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
— نگاهی به دنیای تاریک لاسلو کراسناهورکایی
🔸لاسلو کراسناهورکایی، برنده نوبل ادبیات ۲۰۲۵، با جملههای عمیق و تاریکش دنیا رو تکون داد! تو این ویدیو، از زندگی، سبک نوشتن، کتابهای معروف مثل «تانگوی شیطان» و اقتباسهای سینماییش براتون میگم.
.
#ادبیات #خیالپرسه #رمان
➖➖➖
🌾 @Naqdagin