نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📘وقوع معجزه برای یک نویسندۀ خداناباور؟
— دربارۀ «چاقو» نوشته سلمان رشدی

✍🏻 #سجاد_زند

✂️ برشی از متن

🍂 جدای از اطلاعاتی که رشدی در «چاقو» دربارۀ جزئیات حمله به خودش ارائه می‌کند، کتاب چند نکتۀ جذاب برای دوستداران ادبیات و کرم‌کتاب‌ها دارد. رشدی در این کتاب ارجاعات ادبی زیادی به آثار و سرگذشت دیگر نویسندگان دارد، از اشاره به شعرهای شکسپیر تا روایت زندگی نویسندگانی که با دشواری‌هایی در زیست خود روبه‌رو بوده‌اند. برای مثال، رشدی در صفحات پایانی به داستان چاقو خوردن ساموئل بکت در دوران جوانی و حمایت جیمز جویس از او می‌پردازد.

🍂 در صفحۀ ۱۸۶ کتاب، او شرح می‌دهد که چگونه ساموئل بکت در سال ۱۹۳۸ توسط فردی ناشناس، که احتمالاً می‌خواسته جیب‌هایش را خالی کند، با چاقو مورد حمله قرار گرفته و به شدت مجروح شده است. رشدی احتمالاً به این حادثه اشاره می‌کند تا بر تجربه مشترک خشونت علیه نویسندگان تأکید کند و نشان دهد که این نوع حملات در طول تاریخ به‌طور مکرر رخ داده‌اند.

🍂 اما ادامۀ داستان بکت و رشدی متفاوت است. بکت با مجرم روبه‌رو می‌شود و او به‌سادگی می‌گوید که نمی‌دانسته چه می‌کرده و ابراز پشیمانی و بخشش می‌کند(Je ne sais pas , monsieur: je m’excuse)، اما نویسنده کتاب «آیات شیطانی» هرگز با متهم لبنانی‌الاصل خود که گفته می‌شود احتمالاً با حزب‌الله نیز ارتباط‌هایی داشته، روبه‌رو نمی‌شود.

🍂 اما این تنها بخشی نیست که رشدی خود را با دیگر نویسندگان مقایسه می‌کند. او چندین بار نیز از ریموند کارور می‌نویسد؛ این مقایسه هم شامل رابطه عاشقانه کارور و تس گالاگر می‌شود و هم داستان بیماری او. پزشکان به کارور گفته بودند که به‌زودی می‌میرد، اما او ۱۰ سال پس از آن پیش‌بینی زنده ماند و نوشت. رشدی نجات خود از ترور را با این ۱۰ سال بیشتر مقایسه می‌کند و آن را «زندگی دوباره» می‌نامد. او رابطه عاشقانه خود با همسرش الیزا را که همچون تس گالاگر شاعر است، به این قیاس وارد می‌کند.

🍂 یادآوری کتاب‌هایی همچون «چاقوی ظریف» (The Subtle Knife) نوشته فیلیپ پولمن، یا فیلم «چاقو در آب» ساخته رومن پولانسکی نیز در همین راستاست. حتی یادآوری زندگی واتسلاو هاول که با نیمی از ریه‌اش سال‌ها زنده ماند و نوشت، یا صحنه پایانی رمان «محاکمه» که شخصیت اصلی کتاب با چاقوی قصابی «مثل یک سگ» کشته می‌شود، همگی یادآوری‌های رشدی از چاقو در دیگر آثار هنری است.

🍂 انگار رشدی می‌خواهد هر آنچه را که در تاریخ ادبیات درباره چاقو آمده مرور کند؛ از همین‌رو است که او داستان حمله با چاقو به نجیب محفوظ را هم از قلم نمی‌اندازد.

🍂 شاید جالب باشد که او خواسته یا ناخواسته روز ۱۱ سپتامبر را برای ملاقات با ضاربش انتخاب می‌کند، هر چند که این دیدار انجام مکی‌شود و به روز دیگری هم موکول نمی‌گردد، اما عنوان کردن این تاریخ خاص، پازل ارجاعات بیرونی را در کتاب تکمیل می‌کند.

🍂 کتاب اطلاعات جالبی درباره زندگی نویسندگان دیگری چون پل آستر و ایان مک‌ایوان ارائه می‌دهد و نیز به جزئیات زندگی شخصی رشدی می‌پردازد؛ از جمله این‌که او در جوانی خانه پدری را ترک کرده و از خشونت پدرش نسبت به مادرش نگران بوده است. همچنین، خواننده متوجه می‌شود که نام کامل نویسنده احمد سلمان رشدی است و نام خانوادگی او به دلیل علاقه پدرش به فیلسوف ابن‌رشد انتخاب شده است. برای خوانندگان ایرانی، اشاره رشدی به علاقه‌اش به عطار نیز جذاب است.

🌐 مطالعۀ ادامه و متن کامل
زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه
🔖 ۲۰۳۰ واژه


.


#نقد_کتاب #معرفی_کتاب #نقد_اسلام #سلمان_رشدی #کتاب #کتاب_ممنوعه #ترور #تروریسم #بنیادگرایی #اسلام‌گرایی #رمان #آمریکا #ایران #ابن_رشد #عطار #روح‌الله_خمینی #امام_خمینی



🌾@Naqdagin
📘وفاق ملی میان گرگ و بره
(۲/۲)
✍🏻#آرمان_امیری

🍂 حکومت اسلام‌گرایان انقلابی، نه تنها در قوانین اساسی و مکتوب، بلکه در کنش رسمی سیاسی و ادبیات روزمره‌ی خود، تمامی دیگر ایرانیان را «غیرخودی» قلمداد کرده و حتی در برخورد با این «غیرخودی»ها به کمترین الفبای انسانیت و وجدان نیز پایبند نبوده‌اند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که حتی حاکم متجاوز مغول، با ملیت و تبار و مذهب به کل بیگانه، پس از غلبه بر ایرانیان، رفتاری به مراتب انسانی‌تر و هم‌دلانه‌تر با این ملت تسلیم در پیش گرفت تا این اسلام‌گرایان انقلابی؛ اما این حقیقتی نیست که فقط در ابعاد تاریخی و کارنامه‌ی سیاسی یک جریان خاص خلاصه شود.

🍂 در عمیق‌ترین لایه‌های نظری و فقهی، اسلامگرایی شیعی مبتنی بر روایت «امت‌گرایی» است. یعنی حتی در اندک موارد استثنایی که متفکران شیعی (همچون حائری یزدی) توانسته‌اند حداقلی از وفاق میان امت‌گرایی با مبانی جغرافیایی و مفهوم مرزهای ملی ایجاد کنند، این ملزومات را صرفا از منظر «ضرورت زمانی» به رسمیت شناخته‌اند. شاید این ضرورت زمانی سبب شود تا مدتی رعایت ملزومات کشورداری از باب فقهی نیز توجیه شود، (یعنی حاکم شیعه از باب اینکه تکه نانی هم جلوی غیرشیعیان می‌اندازد خودش را مدیون در آخرت قلمداد نکند) اما این توجیهات شرعی نیز هرگز بدان معنا نیست که مسلمین و مومنین در نهایت «خواهران و برادران دینی» خود در سراسر جهان را «خودی‌تر» از اغیار نزدیک ندانند. حقیقتی که در شیوه‌ی مواجهه با «هلال شیعی» و «محور مقاومت» به خوبی آن را مشاهده می‌کنیم.

🍂 جامعه‌ی ایرانی، حتی اگر در ترکیب‌بندی مذهبی خودش با عصر مشروطه هیچ تفاوتی نکرده بود (که قطعا تفاوت کرده است)، باز هم امکان تکرار آن تجربه‌ی تاریخی را از دست داده، چرا که وضعیت شکاف دینی حالا دیگر به یک بحران فعال بدل شده است. تجربه‌ی تاریخی نیم قرن گذشته، سبب شده که شهروندان غیرمذهبی نه تنها هرگونه احتمال اعتماد مجدد به اسلام‌گرایان را منتفی قلمداد کنند، بلکه دفع این شر اعظم را به صدر اولویت‌های خود ارتقا داده‌اند تا حدی که حتی اهمیت آن از ضرورت‌های دموکراتیک دولت نیز مهم‌تر جلوه می‌کند.

🍂 پس تا زمانی که سایه‌ی این شراعظم بر سر جامعه سنگینی می‌کند، هرگونه سخن گفتن از «وفاق ملی»، حتی به عنوان یک «مانور تبلیغاتی» هم مضحک و بی‌مسما جلوه می‌کند. اینجا دیگر حتی با وضعیت وفاق «شبان و رمه» هم مواجه نیستیم، کار به ادعای وفاق از جنس «گرگ و بره» رسیده!

🍂 چنین مقدماتی بدان معنا نیست که من هرگونه امکان حصول «وفاق ملی» برای خروج از انسداد سیاسی را منتفی می‌دانم. چنین وفاقی نه تنها «محتمل»، بلکه کاملا «ضروری» است. با این حال، حتی با پذیرش تمامی محدودیت‌های اجرایی و ظرافت‌های ضروری برای گذار از یک وضعیت پر خطر، سخن گفتن از «وفاق ملی» تنها در شرایطی قابل پذیرش است که پیشاپیش چشم‌اندازی برای عبور و گذار از حاکمیت اسلامگرایی را در افق دید خود قرار دهیم.

🍂 حذف این ضرورت اصلی، حتی در سطح یک چشم‌انداز نهایی را نمی‌توان با برچسب «مصلحت‌سنجی عمل‌گرایانه» توجیه کرد، چرا که جلب اعتماد عمومی و ایجاد انگیزه برای حرکت نیز از ضروریات همین «عمل‌گرایی» است. پس تمامی مقدمات دیگر، تنها و تنها زمانی می‌توانند گام‌های ابتدایی در مسیر «وفاق ملی» قلمداد شوند که پیشاپیش بدانیم «بی‌شک باید از مسیر اصلاح قانون اساسی و حذف تمامی بندهایی که حقوق برابر شهروندی را با تبعیض‌های مذهبی و جنسیتی مخدوش کرده است» عبور کنیم.


.


#سیاست #حکومت_اسلامی #پزشکیان #مسعود_پزشکیان #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #مشروطه #سکولاریسم #وفاق #انگلستان #پادشاهی #اسلام‌گرایی #اسلام #مسیحیت #مغول #انقلابی #قانون_اساسی



🌾@Naqdagin | @DivaneSara