Telegram
نقدآگین
📘دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 اما سفسطهی دوم سلطنتطلبها: میگویند کودتا بد است! میگویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا میخواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما میگوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.
🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خردهای بعد نخستوزیر نشد و در دوران نخستوزیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟
🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر میکرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل میداد، رضا خان نخست وزیر چه میکرد؟ شما چه میگفتید؟ آیا نمیگفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخستوزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره میکنند؟
🍂 سلطنتطلبها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نمایندهی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش میدهند اما حتا نمیپذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخستوزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!
🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق میماند یا عزل میشد) سومین نقطهی بازگشت دوبارهی حکومت مطلقهی فراقانونی به جای سلطنت مشروطهی قانونمدار بود. دو نقطهی پیشین عبارت بودند از:
اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر
دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴
🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم میگویند) که جامعهی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوبارهی حکومت مطلقهی فردی کار درستی بودهاست. من میگویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد میتوان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعهبار سلطنت مطلقهی پهلوی هم (با مشاهدهی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقهی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشتهاند.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسولپور
🍂 اما سفسطهی دوم سلطنتطلبها: میگویند کودتا بد است! میگویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا میخواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما میگوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.
🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خردهای بعد نخستوزیر نشد و در دوران نخستوزیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟
🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر میکرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل میداد، رضا خان نخست وزیر چه میکرد؟ شما چه میگفتید؟ آیا نمیگفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخستوزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره میکنند؟
🍂 سلطنتطلبها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نمایندهی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش میدهند اما حتا نمیپذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخستوزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!
🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق میماند یا عزل میشد) سومین نقطهی بازگشت دوبارهی حکومت مطلقهی فراقانونی به جای سلطنت مشروطهی قانونمدار بود. دو نقطهی پیشین عبارت بودند از:
اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر
دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴
🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم میگویند) که جامعهی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوبارهی حکومت مطلقهی فردی کار درستی بودهاست. من میگویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد میتوان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعهبار سلطنت مطلقهی پهلوی هم (با مشاهدهی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقهی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشتهاند.
.
#آینه_تاریخ #مغلطجات #اپوزیشنقد#تاریخ_معاصر #مغلطه #غالطات #سفسطه #کودتا #سلطنت #سلطنتطلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_شاه #مشروطه #مشروطهخواه #مصدق #محمد_مصدق #انقلاب #انقلاب_اسلامی #حزب_توده #تاریخ #استبداد #دیکتاتوری #پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #اپوزیسیون #رضا_پهلوی #سلطنت_مطلقه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ماجرای کودتای ۲۸ مرداد "دقیقا" چه بود ؟ (+)
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
➖➖➖
🌾@Naqdagin
🗄 پست مرتبط
📕دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
.
#آینه_تاریخ #چپ_ایرانی #نقد_چپ #سیاست#کودتا #تاریخ_معاصر #تاریخ #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #صنعت_نفت #ملیگرایی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #انگلستان #آمریکا #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم #شوروی #امپریالیسم
➖➖➖
🌾@Naqdagin
📘کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
✍🏻 #رضا_زمان
🍂 ۲۸ مرداد، بلاشک یک «کودتا» بود، اما نه فقط کودتایی علیه یک دولتِ خاص، شخصِ خاص یا جبههی سیاسیِ خاص. ظاهر این بود که یک دولت برافتاد و دولتی دیگر جای او نشست. کودتای ۲۸ مرداد، در اصل و بنیاد، اِعمال قدرت و اقتدار بود، فراتر از حق و قانون علیه «حاکمیّتِ ملی قانون» به تمامت آن؛ یعنی آنچه جوهر مشروطه بود و با مجاهدتِ مشروطهخواهان به دست آمدهبود.
🍂 کودتا نه فقط یک دولت را، که بنای حاکمیّتِ ملّیِ قانون را برانداخت؛ یعنی بنایی که اولاً و بالذات بر اصلِ «مهارِ قدرت» و «تقدم قانون» استوار شدهبود. با براندازیِ دولتِ قانونی و ملیِ مصدق، در واقع، حکومتِ قانون برافتاد. و این خسرانی عظیم و گزاف بود بر ایران و ایرانی.
🍂 کودتا علیه حاکمیّتِ ملّیِ قانون، سرانجام کودتا علیه نهضتِ مشروطیّت بود که قدرتِ مشروطه، در حدود قانون را، برای ملت و دولت اراده کردهبود؛ ارادهای که خیرِ همگانی و مصلحتِ عمومی را در نظر داشت، و نهادِ حکومت را نهادی پاسخگو میخواست. آری، کودتا بود؛ کودتا علیه حاکمیتِ ملیِ قانون، علیه نهادِ قانون، علیه دولتِ قانون؛ دولتِ وامدارِ مشروطیت، دولتی که میخواست شاهْسلطان باشد و سلطنت کند، نه آنکه حاکم باشد و حکومت کند.
🍂 کودتای مردادی، بهواقع که شکستِ آرمانِ دموکراسیِ ایرانی بود؛ آرمانی که نَسَب از مشروطیت میبُرد و چونان طفلِ نوپا و کودک نوزاد، در دولتِ ملی و قانونیِ مصدق، رخ نمود.
🍂 دموکراسیِ ملی و قانونمندِ ایرانی، چونان ساختاری آبرومند، با بهرهگیری از کثرتِ سیاسی و تکثر حزبی، نخستین نفسهای خود را در حدود محدودی از آزادیهای نسبی و مدنی، میکشید؛ کودتا اما پایان این تنفّسِ دموکراتیکِ ایرانی بود. پیروزیِ کودتا علیه دموکراسیِ نوزادِ ایرانی، آغاز حیاتِ جدیدِ استبداد بود؛ استبدادِ مُطلقِ شاهانه، فرای قانون و حقوقِ ملت، مبتنی بر دولتِ تکحزبی، مجهز به کودتا، و مسلّح به سرکوب و ترور، و عاقبت به شرّ انقلاب.
🍂 اندیشیدن در باب کودتای مرداد، همچنان اساسی است؛ جایی است که تکلیفِ سیاسی ایرانیان باید روشن شود میان قانون و قدرت: از حاکمیتِ ملیِ قانون، باید در برابر قدرتِ فراحقی و اقتدارِ فراقانونی دفاع کرد. قانون را باید بر ولایت و سلطنت برتری بخشید و حاکمیتِ قانون را فراتر از حاکمیّتِ اشخاص قرار داد. حاکمیتِ ملیِ قانون را باید چونان اصل اساسی مشروطه، یعنی مهارِ قدرت، پاس داشت و از آن به مثابهی زیربنای دموکراسی، توسعه و پیشرفت صیانت کرد.
.
#آینه_تاریخ #سیاست#کودتا #تاریخ #حکومت_قانون #انقلاب_اسلامی #آمریکا #انگلستان #تاریخ_معاصر #پهلوی #مصدق #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #سلطنتطلب #مشروطه #مشروطهخواه #ولایت_مطلقه #سلطنت #سلطنت_مطلقه #پادشاهی #حزب_توده #جبهه_ملی #موسی_غنینژاد #ناسیونالیسم
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @shahrvand_sabz
Telegram
نقدآگین
📺 کودتای ۵۳
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
🍂 کودتای ۲۸ امرداد و برکناری دکتر #محمد_مصدق و بازگشت شاه به کشور پس از فرار به رم و مسائل مربوط به ملیشدن نفت، پس از ۷۰سال، هنوز موضوعی زنده و جنجالیست.
🍂 نقطۀ عطف دادههای تاریخی پیرامون کودتای ۳۲، اطلاعات طبقهبندیشدهای بود که در سال…
📘پیرامون مستند «کودتای ۵۳»
(۳/۳)
🍂 گاردین مینویسد:
🍂 دکتر آبراهیمیان نیز در کتابش «کودتا» مینویسد:
🍂 مقالهٔ گاردین اضافه میکند که در تکههایی از مستند «پایان امپراتوری» که پخش نشد، داربیشایر مدعی میشود که
🍂 بریتانیاییها طراحی و اجرای کودتا را «عملیات چکمهها» نامگذاری کرده بودند و آمریکاییها از آن با نام «عملیات آژاکس» یاد میکنند.
🍂 محمدرضاشاه که پس از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از کشور فرار کرده بود و در ایتالیا در تبعید بود، پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت. در روز کودتا، تیمسار فضلالله زاهدی از مخفیگاه خود به مرکز رادیو در تهران رفت و دکتر مصدق را معزول و خود را نخستوزیر ایران اعلام کرد. او با همکاری علی امینی که در آن زمان سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود، قرارداد معروف به «کنسرسیوم» را برای از سرگیری فروش نفت به شرکتهای آمریکایی، انگلیسی، هلندی، و فرانسوی که نزدیک به چهار سال متوقف بود، به سرانجام رساند. تیمسار سپهبد زاهدی، نخستوزیرِ کودتا، نزدیک به دو سال در این مقام بود و سپس در مقام نمایندهٔ ایران به دفتر اروپایی سازمان ملل متحد به سوییس فرستاده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت پلیسی محمدرضاشاه بیشتر از ۲۵ سال برقرار بود تا با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد.
🍂 تقی امیرانی، سازندهٔ مستند «کودتای ۵۳» بهدرستی میگوید:
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
(۳/۳)
🍂 گاردین مینویسد:
شاید تکاندهندهترین شاهد در مستند «کودتای ۵۳»، نقش بریتانیا در «ربودن [و شکنجه] و کشتن تصادفی» محمود افشار طوس، رئیس شهربانی وقت باشد.
🍂 دکتر آبراهیمیان نیز در کتابش «کودتا» مینویسد:
«فجیعترین اقدام در جهت بیثبات کردن کشور، در آخرین روز فروردین ۳۲ صورت گرفت که طی آن هواداران بقایی -با مشارکت و دخالت فعّال «MI6»- سرتیپ محمود افشارطوس، رئیس شهربانی کل کشور… را ربودند و با شکنجه او را به قتل رساندند. قاتلان جسد او را… در خارج از تهران دفن کردند تا… نشان دهند که دولت حتّی قادر نیست از چهرههای برجستهٔ خودش هم محافظت کند» (همان).
🍂 مقالهٔ گاردین اضافه میکند که در تکههایی از مستند «پایان امپراتوری» که پخش نشد، داربیشایر مدعی میشود که
او «روانشناسی شخصیت جمعیت ایرانی را درست میفهمید» و میدانست که آنها «احساس میکردند که از دههٔ ۱۹۲۰ [۱۳۰۰] تا حالا سرشان کلاه گذاشته شدهاست».
🍂 بریتانیاییها طراحی و اجرای کودتا را «عملیات چکمهها» نامگذاری کرده بودند و آمریکاییها از آن با نام «عملیات آژاکس» یاد میکنند.
🍂 محمدرضاشاه که پس از کودتای نافرجام ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ از کشور فرار کرده بود و در ایتالیا در تبعید بود، پس از موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به کشور بازگشت. در روز کودتا، تیمسار فضلالله زاهدی از مخفیگاه خود به مرکز رادیو در تهران رفت و دکتر مصدق را معزول و خود را نخستوزیر ایران اعلام کرد. او با همکاری علی امینی که در آن زمان سرپرست وزارت اقتصاد و دارایی بود، قرارداد معروف به «کنسرسیوم» را برای از سرگیری فروش نفت به شرکتهای آمریکایی، انگلیسی، هلندی، و فرانسوی که نزدیک به چهار سال متوقف بود، به سرانجام رساند. تیمسار سپهبد زاهدی، نخستوزیرِ کودتا، نزدیک به دو سال در این مقام بود و سپس در مقام نمایندهٔ ایران به دفتر اروپایی سازمان ملل متحد به سوییس فرستاده شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حکومت پلیسی محمدرضاشاه بیشتر از ۲۵ سال برقرار بود تا با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شد.
🍂 تقی امیرانی، سازندهٔ مستند «کودتای ۵۳» بهدرستی میگوید:
«این کودتا نهفقط ۶۰ سال مناسبات غرب با ایران را شکل داد، بلکه خاورمیانه را تغییر داد».
.
#آینه_تاریخ#ایران #محمد_مصدق #محمدرضا_پهلوی #تاریخ_معاصر #تاریخ #مستند_تاریخی #کودتا #سلطنت #مشروطه #پادشاهی #دیکتاتوری #انقلاب_اسلامی
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Telegram
نقدآگین
📘وفاق ملی میان گرگ و بره
(۲/۲)
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 حکومت اسلامگرایان انقلابی، نه تنها در قوانین اساسی و مکتوب، بلکه در کنش رسمی سیاسی و ادبیات روزمرهی خود، تمامی دیگر ایرانیان را «غیرخودی» قلمداد کرده و حتی در برخورد با این «غیرخودی»ها به کمترین الفبای انسانیت و وجدان نیز پایبند نبودهاند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که حتی حاکم متجاوز مغول، با ملیت و تبار و مذهب به کل بیگانه، پس از غلبه بر ایرانیان، رفتاری به مراتب انسانیتر و همدلانهتر با این ملت تسلیم در پیش گرفت تا این اسلامگرایان انقلابی؛ اما این حقیقتی نیست که فقط در ابعاد تاریخی و کارنامهی سیاسی یک جریان خاص خلاصه شود.
🍂 در عمیقترین لایههای نظری و فقهی، اسلامگرایی شیعی مبتنی بر روایت «امتگرایی» است. یعنی حتی در اندک موارد استثنایی که متفکران شیعی (همچون حائری یزدی) توانستهاند حداقلی از وفاق میان امتگرایی با مبانی جغرافیایی و مفهوم مرزهای ملی ایجاد کنند، این ملزومات را صرفا از منظر «ضرورت زمانی» به رسمیت شناختهاند. شاید این ضرورت زمانی سبب شود تا مدتی رعایت ملزومات کشورداری از باب فقهی نیز توجیه شود، (یعنی حاکم شیعه از باب اینکه تکه نانی هم جلوی غیرشیعیان میاندازد خودش را مدیون در آخرت قلمداد نکند) اما این توجیهات شرعی نیز هرگز بدان معنا نیست که مسلمین و مومنین در نهایت «خواهران و برادران دینی» خود در سراسر جهان را «خودیتر» از اغیار نزدیک ندانند. حقیقتی که در شیوهی مواجهه با «هلال شیعی» و «محور مقاومت» به خوبی آن را مشاهده میکنیم.
🍂 جامعهی ایرانی، حتی اگر در ترکیببندی مذهبی خودش با عصر مشروطه هیچ تفاوتی نکرده بود (که قطعا تفاوت کرده است)، باز هم امکان تکرار آن تجربهی تاریخی را از دست داده، چرا که وضعیت شکاف دینی حالا دیگر به یک بحران فعال بدل شده است. تجربهی تاریخی نیم قرن گذشته، سبب شده که شهروندان غیرمذهبی نه تنها هرگونه احتمال اعتماد مجدد به اسلامگرایان را منتفی قلمداد کنند، بلکه دفع این شر اعظم را به صدر اولویتهای خود ارتقا دادهاند تا حدی که حتی اهمیت آن از ضرورتهای دموکراتیک دولت نیز مهمتر جلوه میکند.
🍂 پس تا زمانی که سایهی این شراعظم بر سر جامعه سنگینی میکند، هرگونه سخن گفتن از «وفاق ملی»، حتی به عنوان یک «مانور تبلیغاتی» هم مضحک و بیمسما جلوه میکند. اینجا دیگر حتی با وضعیت وفاق «شبان و رمه» هم مواجه نیستیم، کار به ادعای وفاق از جنس «گرگ و بره» رسیده!
🍂 چنین مقدماتی بدان معنا نیست که من هرگونه امکان حصول «وفاق ملی» برای خروج از انسداد سیاسی را منتفی میدانم. چنین وفاقی نه تنها «محتمل»، بلکه کاملا «ضروری» است. با این حال، حتی با پذیرش تمامی محدودیتهای اجرایی و ظرافتهای ضروری برای گذار از یک وضعیت پر خطر، سخن گفتن از «وفاق ملی» تنها در شرایطی قابل پذیرش است که پیشاپیش چشماندازی برای عبور و گذار از حاکمیت اسلامگرایی را در افق دید خود قرار دهیم.
🍂 حذف این ضرورت اصلی، حتی در سطح یک چشمانداز نهایی را نمیتوان با برچسب «مصلحتسنجی عملگرایانه» توجیه کرد، چرا که جلب اعتماد عمومی و ایجاد انگیزه برای حرکت نیز از ضروریات همین «عملگرایی» است. پس تمامی مقدمات دیگر، تنها و تنها زمانی میتوانند گامهای ابتدایی در مسیر «وفاق ملی» قلمداد شوند که پیشاپیش بدانیم «بیشک باید از مسیر اصلاح قانون اساسی و حذف تمامی بندهایی که حقوق برابر شهروندی را با تبعیضهای مذهبی و جنسیتی مخدوش کرده است» عبور کنیم.
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @DivaneSara
(۲/۲)
✍🏻#آرمان_امیری
🍂 حکومت اسلامگرایان انقلابی، نه تنها در قوانین اساسی و مکتوب، بلکه در کنش رسمی سیاسی و ادبیات روزمرهی خود، تمامی دیگر ایرانیان را «غیرخودی» قلمداد کرده و حتی در برخورد با این «غیرخودی»ها به کمترین الفبای انسانیت و وجدان نیز پایبند نبودهاند. تاریخ قضاوت خواهد کرد که حتی حاکم متجاوز مغول، با ملیت و تبار و مذهب به کل بیگانه، پس از غلبه بر ایرانیان، رفتاری به مراتب انسانیتر و همدلانهتر با این ملت تسلیم در پیش گرفت تا این اسلامگرایان انقلابی؛ اما این حقیقتی نیست که فقط در ابعاد تاریخی و کارنامهی سیاسی یک جریان خاص خلاصه شود.
🍂 در عمیقترین لایههای نظری و فقهی، اسلامگرایی شیعی مبتنی بر روایت «امتگرایی» است. یعنی حتی در اندک موارد استثنایی که متفکران شیعی (همچون حائری یزدی) توانستهاند حداقلی از وفاق میان امتگرایی با مبانی جغرافیایی و مفهوم مرزهای ملی ایجاد کنند، این ملزومات را صرفا از منظر «ضرورت زمانی» به رسمیت شناختهاند. شاید این ضرورت زمانی سبب شود تا مدتی رعایت ملزومات کشورداری از باب فقهی نیز توجیه شود، (یعنی حاکم شیعه از باب اینکه تکه نانی هم جلوی غیرشیعیان میاندازد خودش را مدیون در آخرت قلمداد نکند) اما این توجیهات شرعی نیز هرگز بدان معنا نیست که مسلمین و مومنین در نهایت «خواهران و برادران دینی» خود در سراسر جهان را «خودیتر» از اغیار نزدیک ندانند. حقیقتی که در شیوهی مواجهه با «هلال شیعی» و «محور مقاومت» به خوبی آن را مشاهده میکنیم.
🍂 جامعهی ایرانی، حتی اگر در ترکیببندی مذهبی خودش با عصر مشروطه هیچ تفاوتی نکرده بود (که قطعا تفاوت کرده است)، باز هم امکان تکرار آن تجربهی تاریخی را از دست داده، چرا که وضعیت شکاف دینی حالا دیگر به یک بحران فعال بدل شده است. تجربهی تاریخی نیم قرن گذشته، سبب شده که شهروندان غیرمذهبی نه تنها هرگونه احتمال اعتماد مجدد به اسلامگرایان را منتفی قلمداد کنند، بلکه دفع این شر اعظم را به صدر اولویتهای خود ارتقا دادهاند تا حدی که حتی اهمیت آن از ضرورتهای دموکراتیک دولت نیز مهمتر جلوه میکند.
🍂 پس تا زمانی که سایهی این شراعظم بر سر جامعه سنگینی میکند، هرگونه سخن گفتن از «وفاق ملی»، حتی به عنوان یک «مانور تبلیغاتی» هم مضحک و بیمسما جلوه میکند. اینجا دیگر حتی با وضعیت وفاق «شبان و رمه» هم مواجه نیستیم، کار به ادعای وفاق از جنس «گرگ و بره» رسیده!
🍂 چنین مقدماتی بدان معنا نیست که من هرگونه امکان حصول «وفاق ملی» برای خروج از انسداد سیاسی را منتفی میدانم. چنین وفاقی نه تنها «محتمل»، بلکه کاملا «ضروری» است. با این حال، حتی با پذیرش تمامی محدودیتهای اجرایی و ظرافتهای ضروری برای گذار از یک وضعیت پر خطر، سخن گفتن از «وفاق ملی» تنها در شرایطی قابل پذیرش است که پیشاپیش چشماندازی برای عبور و گذار از حاکمیت اسلامگرایی را در افق دید خود قرار دهیم.
🍂 حذف این ضرورت اصلی، حتی در سطح یک چشمانداز نهایی را نمیتوان با برچسب «مصلحتسنجی عملگرایانه» توجیه کرد، چرا که جلب اعتماد عمومی و ایجاد انگیزه برای حرکت نیز از ضروریات همین «عملگرایی» است. پس تمامی مقدمات دیگر، تنها و تنها زمانی میتوانند گامهای ابتدایی در مسیر «وفاق ملی» قلمداد شوند که پیشاپیش بدانیم «بیشک باید از مسیر اصلاح قانون اساسی و حذف تمامی بندهایی که حقوق برابر شهروندی را با تبعیضهای مذهبی و جنسیتی مخدوش کرده است» عبور کنیم.
.
#سیاست #حکومت_اسلامی#پزشکیان #مسعود_پزشکیان #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #مشروطه #سکولاریسم #وفاق #انگلستان #پادشاهی #اسلامگرایی #اسلام #مسیحیت #مغول #انقلابی #قانون_اساسی
➖➖➖
🌾@Naqdagin | @DivaneSara
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 معرفی کتابِ «لیبرالیسمِ محافظهکار هگل»؛ جستاری دربارۀ پادشاهیِ مشروطه در فلسفۀ سیاسی هگل
🎙#مزدا_محمددوست (مترجم)
🍂 کتاب «لیبرالیسم محافظهکار هگل»، نوشتهی اف.آر.کریستی، با ترجمۀ #مزدا_محمددوست
به همراه جستاری از مترجم بهصورت اینترنتی منتشر شدهاست.
🛒 برای خرید فایل پیدیاف کتاب به آیدی زیر در تلگرام پیام بدهید:
خانم فرحناک:
@parvafarahnak
یا آیدی مترجم:
@Mazda_doust
🍂 برای هممیهنان خارج کشور نیز امکان تهیه کتاب از طریق پرداخت با پیپال امکانپذیر است.
🗄پست مرتبط
📓گزیدهای از کتابِ «لیبرالیسم محافظهکار هگل»
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @aporiaaporia
🎙#مزدا_محمددوست (مترجم)
🍂 کتاب «لیبرالیسم محافظهکار هگل»، نوشتهی اف.آر.کریستی، با ترجمۀ #مزدا_محمددوست
به همراه جستاری از مترجم بهصورت اینترنتی منتشر شدهاست.
🛒 برای خرید فایل پیدیاف کتاب به آیدی زیر در تلگرام پیام بدهید:
خانم فرحناک:
@parvafarahnak
یا آیدی مترجم:
@Mazda_doust
🍂 برای هممیهنان خارج کشور نیز امکان تهیه کتاب از طریق پرداخت با پیپال امکانپذیر است.
🗄پست مرتبط
📓گزیدهای از کتابِ «لیبرالیسم محافظهکار هگل»
.
#معرفی_کتاب #نقد_کتاب #سیاست #فلسفیدن#فلسفه_سیاسی #علوم_سیاسی #فلسفه #لیبرالیسم #لیبرال #دولت_مدرن #حقوق_فردی #هگل #فلسفه_هگل #پادشاهی #جمهوری #آزادی #مشروطه #مشروطهخواه
➖➖➖
🌾 @Naqdagin | @aporiaaporia
اما دفاع من صرفاً نهادی نیست؛ هویتی هم هست. جمهوری اسلامی یک تئوکراسی است. مشروعیتش را از «غیب» میگیرد، سیاست را در وضعیت ملکوتی میفهمد، و خودش را مأمور یک پایان تاریخی میداند. در برابر چنین دستگاهی، فقط بحث معیشت و اصلاحات اقتصادی کافی نیست. این نظام با «معنا» با روایت قدسی، شهادت، تکلیف، انتظار، و دشمن سازی مردم را اداره میکند. پس مقابله با آن هم نیازمند یک منبع معناست؛ نه همان معنای مذهبی، بلکه معنایی زمینی، تاریخی و ریشهدار. اینجاست که «ایران شاهنامهای» وارد میشود: یک هویت پیشاایدئولوژیک، یک پیوستگی تاریخی که پیش از اسلام سیاسی بوده و بیرون از آن معنا میدهد.
.
#انقلاب_ملی #پادشاهی #لیبرالیسم #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از همینجاست که نقش «عامل وحدتبخش» در جامعهشناسی انقلاب جدی میشود؛ هر انقلاب، جدای از شور و خروش، خیابان و ایمان و فریاد، نیازمند یک نقطهی اتصال است که بتواند تکههای پراکندهی مخالفان را دور یک محور جمع کند. نه برای آنکه همه عاشق آن محور باشند، بلکه برای آنکه اختلافها را از سطح «جنگ قدرت» به سطح «رقابت سیاسی» منتقل کند. انقلاب بدون چنین چسبی، خیلی زود به فرقهگرایی میرسد. هر گروه خود را حقیقت میداند، و پرچم خودش را مقدس میکند، و آنوقت به جای اینکه دشمن اصلی عقب برود، در دل اپوزیسیون جنگی شکل میگیرد که جان و انرژی انقلاب را میگیرد و نهایتاً راه را برای سرکوب هموار میکند.
تجربههای مدرن نشان میدهد انقلابها معمولاً بدون «چهره» یا «نماد» دوام نمیآورند؛ یا رهبر کاریزماتیکاند، مثل لنین، روبسپیر، کاسترو و خمینی، که شور را سازمان میدهد و قدرت را قبضه میکند؛ یا نماد تاریخی و ملی دارند. مثل جرج واشنگتن که نقشِ محورِ وحدت و انتقال مشروعیت را بازی میکند.
.
#انقلاب_ملی #پادشاهی #لیبرالیسم #ایران
➖➖➖
🌾 @Naqdagin
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM