نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
📚اندر حکایت چپ‌هایِ دلقکِ جهان‌سومی

✍️#عبدی_کلانتری

هجمه‌ی روشنفکران چپ وطنی به لیبرالیسم، دلقک‌بازی است!

انتقاد به لیبرالیسم و تمسخر «لیبرال دموکراسی» توسط برخی از روشنفکرهای چپ ایرانی یکی از عجیب‌ترین پروژه‌هایی است که من با آن مواجه شده‌ام. در نظر من، شگفت و رقت‌انگیز می‌آید تصویر آدمی رنجور که چماق تئوکراسی به مدت چهل سال در نشیمنگاه‌اش گیرکرده، تکان نمی‌تواند بخورد؛ اما مدام جار می‌زند: «لیبرالیسم! بگیرید! لیبرال دموکراسی ما را به خاک سیاه نشاند!».

انگار که مشکلِ جامعه و فرهنگ ما طی این صدسال اخیر لیبرالیسم بوده‌است. در کشوری که هرگز لیبرالیسم را تجربه نکرده، در کشوری که بورژوازی و طبقه‌ی متوسط هرگز نتوانسته روی پای خود بایستد تا صناعت و علم و فرهنگ متجدد را رشد دهد، چپ‌های ما می‌خواهند مثل طوطی حرف‌های فیلسوفان چپِ کشورهای متروپل را تکرار کنند. بی‌آنکه ذره‌ای تاریخ و فرهنگ خودشان و هزار و یک مشکل بومی خویشتن را شناخته باشند.

من اگر بخواهم نقد جدی به لیبرالیسم بخوانم، صدها رساله‌ی گردن کلفت در کتابخانه‌ی جلوی رویم نشسته، چه نیازی دارم به فسفرسوزیِ آن روشنفکرِ جهان سومی‌ای که در کشور خودش یک روز از این پدیده را نه دیده و نه تجربه کرده‌است؟!

هرگز از خود نمی پرسند این بختک هولناک چهل‌ساله و طاعون فرهنگیِ قرین با آن از کجا برما نازل شد؟ به راستی #طاعون_فرهنگی و نه چیزی کمتر. درست به دلیل عقیم ماندنِ رشد لیبرالیسم و فرهنگ بورژایی و جامعه‌ی مدنی در سرزمین ما. درست به دلیل #استبداد_لیبرال‌ستیز_سلطنتی، به دلیل اقتصاد ضدلیبرالِ رانتی (نفتی)، درست به دلیل وابستگی طبقه‌ی متوسطِ جدید به بوروکراسیِ دولتی و دست تکدیش به سوی سلطان و شیخ.

مگر فراموش کرده‌ایم که در جامعه‌ی عقب مانده، روشنفکران چپ باید نه تنها غمخوار طبقه‌ی کارگر، بلکه جبرانگر واپس ماندگیِ بورژوازی نیز باشند. کاش دست کم یک بورژوازی بافرهنگ می داشتیم.

هیچ چیز مضحک‌تر از قیافه‌ی یک مرد روشنفکر بومی نیست که با ژشتی فیلسوفانه از «بیلدونگ» اروپایی انتقاد می کند، کسی که خودش نه آداب سرسفره نشستن آموخته، نه چارتا و نصفی تئاتر و کنسرتِ جدی دیده، و نه حتی اندکی فرهنگ مصاحبت با جنس مخالف را شناخته‌است. شیعه‌ی روستایی‌منش را از در که بیرون کنی از پنجره به زیر لباس روشنفکرِ سکولارِ چپِ ایرانی برمی گردد.

به خاطر ریشه‌های عمیقِ فرهنگ بومی‌گرای ضدلیبرال بود که جنبش پوپولیستی و فاشیسم کلریکال در ایران حاکم شد. چه کسانی نخستین قربانیِ این پوپولیسم پابرهنه‌های ضدلیبرال و غرب‌ستیز شدند؟ نیروی‌های چپ!

نخستین درس انقلاب به هرز رفته‌ی پنجاه و هفت برای ما باید این باشد: جنبش سوسیالیستی جنبشی است توأمان سیاسی و فرهنگی؛ بدون مَدنیت و مُدرنیت و روشنگری، سوسیالیسم در «بهترین» حالت به شکست می‌انجامد و در بدترین حالت به سلاخ خانه‌های پول پوت و فاشیسم جهان سومی از نوع تئوکراسی شیعی در ایران.

این درسی است که ما آموختیم از یک انقلاب بزرگ و جدی که خودمان هم در آن شرکت داشتیم. در شرایط خاص جامعه‌ی ایرانی، چپ ضدلیبرال، یعنی معادل پول پوت و استالین و حزب استالینیستی، به عبارت دیگر جاده صاف کن فاشیسم جهان سومی.

نقد لیبرالیسم مرا به یاد گونی گونی کتاب‌های دوران انقلاب می‌اندازد که به نام «افشاگری لیبرالیسم به عنوان جاده صاف کن امپریالیسم» نوشته می‌شد. آنها هم اصرار داشتند که مثلاً بوخارین و سوسیال دموکراسیِ اروپایی و اوروکمونیسم و گرامشی، خائن به انقلاب و ریویزیونیست‌ هستند و تضاد دوران همان تضاد «خلق‌های» کشورهای مستعمره با «امپریالیسم» است.

این بحث‌ها کهنه است و نخ نما. باور جدی من این است که روشنفکر ایرانی هنوز به درستی جامعه‌ی بورژوایی، لیبرالیسم، و اندیشه‌ی روشنگریِ اروپایی را نمی‌شناسد؛ اما طی یک نسل خودش را با یک بالانس شبه روشنفکری از استالین به میان پُست مدرنیسم پرتاب کرده و حالا فقط با «بادیو» و «آگامبن» حلوا حلوا می کند: «آدم‌های ندید بدید، دوباره جلوی ویترین بوتیک غربی، زل زده به اجناس شیک و آب دهان جاری!». متوجه نیستند که پروژه‌ی روشنگری هنوز در دستور کار جامعه‌ی ما است. ما در ایران هرگز نه فلسفه‌ی لیبرال داشته‌ایم، نه بورژوازی و نه اقتصاد لیبرالی. همه‌ی اینها هیچ ارتباطی به سرمایه‌ی گلوبال، آمریکا، و نئولیبرالیسم ندارد. فرهنگ «روبنا» نیست، از جمله فرهنگ دینی. باید از تکرار این دروغ بزرگ به خودمان که تئوکراسی شیعیِ آخوندها و لومپن‌ها دست‌ساخت آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها بوده دست برداریم.

این دیالکتیک تاریخیِ موقعیت کشورهایی نظیر ماست: «نقد لیبرالیسم تنها با اکتساب و فراتر رفتن از آن میسر است نه با میان‌بر زدن آن، نه با عرض اندام پهلوان پنبه‌ای در مقابله با آن»؛ این درس مارکس است برای آدمی مثل من.


📻 پادکست مرتبط:
اباذری از جان ما چه می خواهد؟


📸
اینستاگرام
🌾@Naqdagin
نقدآگین
#شعرانه 🦠نامه‌‌ای به کرونا جانم افاضاته ما پذیرای تو هستیم و مکان هم داریم میزبانان صبوریم و زمان هم داریم تا به قربان تو ای لعبت چینی بکنیم کودک و مرد و زن و‌ پیر‌ و جوان هم داریم بهر آوردن انواع جهش یافته نیز لطف ماهان نشود کم خلبان هم داریم تو…
#شعرانه

👳🏾‍♂️پای این منبر خون، بزم حماقت برپاست!

شرک می بارد از اعماق مسلمانی شیخ
روسیاهی‌ست پسِ چهره‌ی نورانی شیخ

طالبان، داعش و القاعده مخفی شده‌اند
پشتِ معصومیت گونه‌ی ایرانی شیخ

ریش و عمامه نقابند و نماد تزویر
زیرِ ناف است فقط وجهه‌ی روحانی شیخ

آسمان تار شد از ظلم و کسی هیچ نگفت
تارِ زلفی شده اسباب پریشانی شیخ

چهل سال‌ست که نان از کف ما می‌دزدند
تا که پربار شود سفره‌ی مهمانی شیخ

چه جوانان رشیدی که به خاک افتادند
باز خون می طلبد مسلخ قربانی شیخ

ردّ نفرین دوصد مادرِ غمگین پیداست
پشت لبخند وقیحانه و شیطانی شیخ

پای این منبر خون، بزم حماقت برپاست
رقص اشک من و تو، بانگ رجزخوانی شیخ

ما به زنجیر خرافات اسیریم ای دوست
کل جمعیت ایران شده زندانی شیخ

خاک ایران شده تاراج که سر‌خوش باشند
همسر غزه‌ای و دلبر لبنانی شیخ

از جهان نقشه‌ی ایران بشود کلّا پاک
گر به فرجام رسد نقشه‌ی پنهانی شیخ

یک وجب خاک اگر آخر سر باقی ماند
می‌شود مایه‌ی افسوس و پشیمانی شیخ

ای رعیت! شب تاریک تو را فردا نیست
تا که تن داده‌ای امروز به سلطانی شیخ

کاشکی مایه‌ی آسایش و ثروت می شد
عمر کوتاه تو چون سجده‌ی طولانی شیخ

هردو ابزار معاشند ولی یکسان نیست
پینه‌ی دست تو با پینه‌ی پیشانی شیخ

گله از هیچ‌کسی نیست، گناه من و‌ توست
اگر این کشور زیبا شده ارزانی شیخ


شعری زیبا از شاعری آزاده
🎙 تیروژ


#آخوند #استبداد_دینی
#اعدام_نکنید #واکسن_بخرید

📸ویدیو را در اینستاگرام نقدآگین (اینجا) تماشا کنید.


🖥 مدیای مرتبط:
🦠نامه‌‌ای به کرونا جانم افاضاته



🌾@Naqdagin
📘دو سفسطه دربارۀ کودتای ۲۸ مرداد
(۲/۲)
✍🏻 #خالد_رسول‌پور

🍂 اما سفسطه‌ی دوم سلطنت‌طلب‌ها: می‌گویند کودتا بد است! می‌گویند که کودتا علیه شاه، کاری غیرقانونی و مخالف مصالح ملی است و مصدق با کودتا می‌خواست شاه را ساقط و خود، شاه یا رئیس جمهور شود. ما می‌گوییم به فرض که مصدق واقعا خوسته علیه شاه کودتا کند و خود به جای او بنشیند.

🍂 اما کجای این عمل بد است؟ مگر رضا خان دقیقاً همین دو کار را نکرده بود؟ مگر رضاخان در سال ۱۲۹۹ علیه دولت قانونی کودتا نکرد و یک سال و خرده‌ای بعد نخست‌وزیر نشد و در دوران نخست‌و‌زیری، شاه و قاجاریه را از سلطنت خلع نکرد و چند ماه بعد، خود به جای او بر تخت سلطنت ننشست؟ چرا آن زمان کودتا و خلع شاه بد نبود اما حالا بد شده؟

🍂 اگر آن زمان احمدشاه قاجار (که اتفاقاً او هم در خارج کشور بود) حکم عزل رضاخان را صادر می‌کرد و ساعت یک و نیم نیمه شب به دست فرماندهان نظامی به او تحویل می‌داد، ‌رضا خان نخست وزیر چه می‌کرد؟ شما چه می‌گفتید؟ آیا نمی‌گفتید که مگر ساعت یک و نیم نیمه شب هم می شود حکم عزل نخست‌وزیر صادر کرد؟ مگر حکم عزل را دم در خانه می برند و خانه را توسط ارتش محاصره می‌کنند؟

🍂 سلطنت‌طلب‌ها حتا حالا هم (بعد از گذشت صد سال از تغییر سلطنت قاجار به پهلوی) به پنج نفر نماینده‌ی مجلس که با این کار مخالفت قانونی (و فقط مخالفت قانونی) کرده بودند فحش می‌دهند اما حتا نمی‌پذیرند که ۲۷ سال بعد، خیال چنین کاری هم به ذهن نخست‌وزیر یا چند وزیر رسیده باشد. چرا؟ چون آن زمان رضاخان قرار بود شاه شود اما حالا مصدق!

🔻در واقع، ۲۸ مرداد (فارغ از هر داوری و همدلی یا مخالفت و فارغ از اینکه مصدق می‌ماند یا عزل می‌شد) سومین نقطه‌ی بازگشت دوباره‌ی حکومت مطلقه‌ی فراقانونی به جای سلطنت مشروطه‌ی قانون‌مدار بود. دو نقطه‌ی پیشین عبارت بودند از:

اول: بمباران مجلس شورای ملی در تاریخ ۲ تیر ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه قاجار و شروع استبداد صغیر

دوم: تصویب قانون اعطاء سلطنت به رضاشاه پهلوی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۰۴

🍂 ممکن است بگویند (و فراوان هم می‌گویند) که جامعه‌ی ایرانی آن زمان آمادگی و امکان دموکراسی را نداشت و برپایی دوباره‌ی حکومت مطلقه‌ی فردی کار درستی بوده‌است. من می‌گویم این هم قبول. اما اگر آن ادعا (بدون آنکه فرصت آزمون داشته باشد) درست بوده پس لابد می‌توان ادعا کرد که شکست و فروپاشی فاجعه‌بار سلطنت مطلقه‌ی پهلوی هم (با مشاهده‌ی کامل فرصت آزمونی که در اختیار داشت) نشان داد که که حکومت مطلقه‌ی فردی مناسب مردم و کشور ایران نبوده‌ یا مردم ایران لیاقت این یکی را نداشته‌اند.


.


#آینه_تاریخ #مغلطجات #اپوزیشنقد #تاریخ_معاصر #مغلطه #غالطات #سفسطه #کودتا #سلطنت #سلطنت‌طلب #پهلوی #محمدرضا_پهلوی #رضاشاه #رضا_شاه #مشروطه #مشروطه‌خواه #مصدق #محمد_مصدق #انقلاب #انقلاب_اسلامی #حزب_توده #تاریخ #استبداد #دیکتاتوری #پادشاهی #پادشاهی_مشروطه #اپوزیسیون #رضا_پهلوی #سلطنت_مطلقه



🌾 @Naqdagin