نقدآگین
12.2K subscribers
3.82K photos
3.36K videos
93 files
9.05K links
«حقیقت، خواستار نقد است؛ نه مدح»
— بررسی پدیدارهای فرهنگی با رویکردی انتقادی

🔗 نقدآگين در پلتفرم‌ها:
t.me/Naqdagin/6435

👥 دعوت به مناظره در نقدآگین:
t.me/Naqdagin/11747

📌پیشنهاد ترجمه، مقاله، مطلب:
t.me/Naqdagin/15660

⚡️توضیح ضروری:
t.me/Naqdagin/6
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«ضجه بزن موشعلی داره میاد پهلوی»

«خامنه‌ایِ قاتل، زهی خیال باطل!»

«بسیجی، سپاهی، دشمن ما شمایی!»


🔺مراسم چهلم #جاویدنام #مهرشاد_قائدی در نورآباد ممسنی استان فارس!

🔸با بلندگو چه شعارهایی که ندادند این مردم شجاع! بعد یکی از افراد با سابقه عضویت در جبهه ملی (تیرداد بنکدار) می‌گفت این شعارها دیگه در چهلم شنیده نشده‌است، پس شعارها را اینترنشنال‌ ساخته بوده‌است! آخه چقدر بخش امیالِ ناخودآگاهِ باید بر بخشِ عقلانیِ ما چیره باشه که چیزی که مطلوب نمی‌دانیم به هر دلیل، باعث بشه واقعیت‌هایی که صدها ویدیو ازشون دیدیم را انکار کنیم، و به تئوری‌های توطئه پناه ببریم؟

.


#اپوزیشنقد #انقلاب_ملی



🌾@Naqdagin
📘درباره‌ی ویدیوی احترام به عقاید (پس از واکنشِ نامعقول و ناشیانه‌ی علی کریمی)

🔻ضمن ارج نهادن به دغدغه‌مندی و نیات دلسوزانه‌ی این بانوی محترم، ذکر چند نکته‌ی تحلیلی برای شفاف‌سازیِ بحث و جلوگیری از خلط مفاهیم، ضروری به نظر می‌رسد:

۱. تفکیک «احترام به انسان» از «احترام به عقیده»
گزاره‌ی «باید به تمام عقاید احترام گذاشت» از منظر منطقی و اخلاقی مخدوش است. عقاید، ایده‌ها و افکار، مقدساتِ مصون از خطا نیستند؛ بلکه پدیده‌هایی بشری‌اند که باید زیر تیغ نقد، پرسشگری و راستی‌آزمایی قرار گیرند. برای مثال، باوری که «کودک‌همسری» را مجاز می‌شمارد، صرفاً یک «تفاوتِ سلیقه» نیست؛ بلکه ایده‌ای مخرب و خطرناک است که تجاوز به جسم و روان کودک را تئوریزه و اخلاقی جلوه می‌دهد. در برابر چنین باورهای آسیب‌زایی، سکوت یا احترام معنایی ندارد. وظیفه‌ی مدنی و انسانیِ ماست که این عقاید را با صریح‌ترین، مستدل‌ترین و بُرنده‌ترین بیان‌ها به چالش بکشیم. نقدِ بی‌رحمانه‌ی ایده‌ها، موتور محرکِ پیشرفت و حقوق بشر است.

۲. برابری خدشه‌ناپذیرِ حقوق شهروندی
هرچند عقاید با یکدیگر برابر نیستند و برخی از نظر عقلی و اخلاقی برتر از برخی دیگرند، اما انسان‌ها با هر عقیده‌ای، در پیشگاه قانون و حقوق بشر کاملاً برابرند. داشتن یک عقیده‌ی نادرست، خرافی یا حتی ارتجاعی، مادامی که به اقدام عملی علیه حقوق و امنیت دیگران منجر نشود، باعث سلب حقوق شهروندی، آزادی بیان یا کرامت انسانیِ آن فرد نخواهد شد. جامعه‌ی دموکراتیک موظف است از حقوق مدنیِ انسانی که حتی با عقایدش عمیقاً مخالف است، دفاع کند.

۳. درکِ همدلانه نسبت به پیروانِ عقاید (توجه به جبر محیطی)
در مسیر نقدِ تندترین عقاید، باید مراقب بود که شخصیتِ خودِ افراد هدف تخریب و تحقیر قرار نگیرد. بسیاری از باورها، انتخابِ آگاهانه و آزادانه‌ی افراد نیستند؛ بلکه محصول جبر جغرافیا، تربیتِ موروثی و القائات محیطی از دوران کودکی‌اند. بنابراین، به جای حمله به «فرد معتقد» و برچسب‌زدن به او، باید با رویکردی آسیب‌شناسانه ریشه‌های شکل‌گیری آن باور را درک کرد. نوک پیکانِ حمله باید به سمت «خودِ عقیده» و «نهادهای تولیدکننده‌ی آن» باشد، نه انسانی که خود در واقع قربانیِ ناآگاهِ آن ساختار فکری است.

۴. پرهیز از کنش‌های نامعقول و غیرپراگماتیک (محاسبه‌ی هزینه-فایده)
نقد رادیکال، تاریخی و علمیِ متون و باورهای مقدس، یک ضرورت روشنفکرانه است؛ اما اعمالی که صرفاً با هدف توهین و تحقیرِ نمادهای مقدس‌پنداشته (مثل سوزاندن کتب) انجام می‌شوند، از منظر عمل‌گرایانه (پراگماتیک) خطای استراتژیک هستند. این‌گونه رفتارها معمولاً هیچ دستاوردِ معرفتی یا روشنگرانه‌ای ندارند. نتیجه‌ی آن‌ها غالباً جریحه‌دار شدن شدید عواطف توده‌ها، بسته شدنِ بابِ گفت‌وگو، ایجاد مظلوم‌نمایی برای نهادهای سرکوب‌گر مذهبی، و تشدیدِ تعصباتِ کور است. وقتی کفه «تولید رنج، کینه و هزینه‌ی اجتماعی» بسیار سنگین‌تر از کفه «آگاهی‌بخشی» باشد، یک کنشگر خردمند از آن روش دوری می‌جوید.

.


#اپوزیشنقد #نقد_ادیان #نقد_فرهنگ



🌾@Naqdagin
📘تحلیل جامعه‌شناختی خیزش دی ۱۴۰۴
— بر مبنای نظریه‌ی دینامیک‌های مناقشه و فعال‌سازی مرزها

✍🏻 #مهدی_رضاییان‌

🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دی‌ماه 1404، جای یک نظریه‌ی جامعه‌شناختی که رادیکالیسمِ جناح ملی‌گرا و شکستِ روایت‌های دیگر را ترسیم کند خالی است. به همین دلیل من به سراغ یکی از جامعه‌شناسان به نام چارلز تیلی (Charles Tilly) رفتم که نظریه‌ی «دینامیک‌های فعال‌سازی مرز» را مطرح کرده است. این نظریه کاملاً به دردِ تحلیلِ این موقعیت می‌خورد و خیلی از مسائل را روشن می‌کند.

پرسش اساسی این است که چه اتفاقی افتاد که ناگهان اپوزیسیونِ ملی‌گرا/پادشاهی‌خواه دستِ برتر را پیدا کرد و بقیه‌ی جریانات را به حاشیه راند؟ آیا این یک اتفاق تصادفی است یا ریشه در جریانات مشخص اجتماعی-سیاسی دارد؟ با استفاده از این نظریه می‌توان گفت نه‌تنها این اتفاق تصادفی نیست، بلکه ریشه‌دار است و بر اساس مکانیسم‌های شناخته‌شده شکل گرفته است.

🔸بحرانِ نمایندگی در طیفِ جمهوری‌خواه، عدمِ تحملِ پوزیسیون (جمهوری اسلامی) در به رسمیت‌ شناختنِ گروه‌های متضاد، عدمِ هویت‌سازی و شبکه‌سازیِ جریاناتِ چپ، و شکستِ روایتِ اصلاح‌طلبی... همگی به جنبشی یاری رساندند که به طور ایجابی خود را با شعارها و نمادهای مشخص مطرح نمود، شبکه‌ها و پیوندهای اجتماعی درون‌گروهی مشخصی ایجاد کرد و نمایندگیِ آن نیز توسط رهبر اپوزیسیون به رسمیت شناخته شد.

متن کامل را از اینجا بخوانید.


@amorDei_amorFati

.


#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘تحلیل جامعه‌شناختی خیزش دی ۱۴۰۴ — بر مبنای نظریه‌ی دینامیک‌های مناقشه و فعال‌سازی مرزها ✍🏻 #مهدی_رضاییان‌ 🔸در تحلیل و فهم جریانات پس از دی‌ماه 1404، جای یک نظریه‌ی جامعه‌شناختی که رادیکالیسمِ جناح ملی‌گرا و شکستِ روایت‌های دیگر را ترسیم کند خالی است. به…
🍂 یکی از نکاتی که باید رویش تاکید کرد مسئله‌ی «شفافیت» در وضعیت دوقطبیِ رادیکال است. در متن بالا دو بار تاکید کردم که وضعیتِ دوقطبی نه‌تنها در این شرایط مذموم یا تصنعی نیست، بلکه سازوکاری طبیعی و ضروری برای پیش‌روی جنبش است. اگر دوقطبی ایجاد نشود اصلا جنبش، به معنای دقیق کلمه که در مقابل پوزیسیون صف‌آرایی رسمی کند، به وجود نمی‌آید. یکی از عناصر بنیادین شکل‌گیری این دوقطبی، و نیز تشدید و ثبات آن، شفافیتِ مواضع است.

🍂 این یک الزام ساختاری است تا جامعه از یک فاز تاریخی به فاز دیگری عبور کند، یا به عبارت دیگر شرایط تحقق «فازِ آلترناتیو» ممکن گردد. الزام آن به این دلیل است که جنبش‌ها زمانی موفق به ایجاد یکپارچگی و اعلام وجود می‌گردند که از وضعیت ژلاتینی (وضعیت سیال و شبکه‌های درهم‌تنیده با مرزهای محو) خارج شوند، و لازمه‌ی این امر تقلیل یافتن بحث‌های پیچیده و روایت‌های مبهم به روایتی شفاف و روشن است. در این شرایط مکانیسم‌های اجتماعی به صورت خودکار به سمتِ تولیدِ شفافیتِ مطلق و حذف مناطق خاکستری حرکت می‌کنند.

🍂 همه چیز شفاف می‌شود: کوچک‌ترین مصاحبه و حرفی به دقت توسط مردم رصد می‌شود و به سرعت در مورد اینکه فرد گوینده در کدام قطب قرار می‌گیرد تصمیم‌گیری می‌شود. اگر چپ‌ها یا جمهوری‌خواهان در حال پیچیده‌گویی هستند، مردم با دیدن کوچک‌ترین نشانه‌ای در صحبت هایشان آن‌ها را در قطب مخالف دسته‌بندی می‌کنند و از قطب خود طرد می‌کنند. برای مثال فعال حزب کارگری که شروع به صحبت از رنج کارگران و طبقه فرودست می‌کند و از فعالیت‌های خود و همکارانش برای رهایی ستمدیدگان در ایران سخنرانی می‌کند، مخاطب فقط منتظر می‌نشیند که نشانه‌ای در او بیابد. به محض اینکه آن فعال می‌گوید «ما معتقدیم جنبش نیاز به یک فرد به عنوان رییس یا رهبر ندارد» آن نشانه دریافت می‌شود و مردم با انتساب شباهت، او را به قطب مخالف (جمهوری اسلامی) پرتاب می‌کنند. هیچ‌ میانه‌ای در شرایط دوقطبی مطلق وجود ندارد. همه چیز به سمت روشنی و شفافیت و سادگی حرکت می‌کند. در این بین طیف راست، خصوصا راست محافظه‌گرا، به دلیل روشنی و شفافیت مواضع (دفاع از ملیت، سنت و اسطوره‌ی زمینی و انضمامی) و حمایت از نمایندگی جنبش، از قطب رقیب پیشی می‌گیرد.

🍂 به همین دلیل اکت‌های بدنی (مانند رقصِ داغدیده بر سر مزار) با پذیرش عمومی و محبوبیت مواجه می‌شود، زیرا «بدن» همیشه شفاف‌تر از «زبان» خود را نشان می‌دهد. و نیز به همین دلیل نسل جدید اعلام می‌کند «ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد» بلکه نیاز به همراهی داریم. یعنی ما در این شرایط بحرانی و دوقطبی‌شده، نیاز به مغلق‌گویی‌های نظری نداریم، بلکه شفافیت و اکت می‌خواهیم.

🍂 صف‌بندی دو قطب در دانشگاه‌ها (در اخبار امروز) به وضوح این نکته را نشان می‌دهد: دو گروه در برابر یکدیگر صف کشیده‌اند، و میان‌شان فاصله‌ای چندمتری وجود دارد. هیچ فردی در این میانه (در این فاصله‌ی چند متری) حضور ندارد. افراد یا در این قطب هستند یا در آن قطب. اگر فردی در آن میانه بایستد و بقیه را دعوت به آرامش کند (طرف هیچ‌کدام نباشد) یا نادیده گرفته می‌شود و طرد می‌شود یا انگ و برچسب می‌خورد، زیرا به مثابه یک امر ناشفاف و مضر برای جنبش شناخته می‌شود.

🍂 هر قطب نماینده‌ی مطلق یک طرف اخلاقی است: خیر مطلق، شر مطلق. کسانی که در میانه می‌ایستند و موضع شفافی ندارند و پیچیده‌گویی و ابهام دارند، به عنوان خیانت‌کارانِ بی‌اخلاق (بی‌شرف) شناخته می‌شوند. تمام اینها مکانیسم‌های اجتماعی در این وضعیت است. نمی‌توان آن را دور زد و یا پیچاند. قطعا هرکسی که توانی برای تفکرات پیچیده دارد (بواسطه خواندن زیاد و تحصیل در علوم انسانی)، می‌تواند به راحتی انبوهی از گزاره‌های پیچیده را بنویسد یا بگوید. اما فرد باهوش می‌داند که در این شرایط دوقطبی شده، این سخنان فایده‌ای ندارد. چه بسا حتی خودش با ضعف افکار و حتی ناصادقی خودش مواجه شود، زیرا وقتی همه‌چیز رو به وضوح و سادگی می‌رود، او تازه متوجه می‌شود که تاکنون موضعی شفاف نداشته و تکلیفش با خودش مشخص نیست.

✍🏻 #مهدی_رضاییان‌

@amorDei_amorFati

📻 دی ۱۴۰۴؛ پایانِ عصر خاکستری
📺 قتل‌عام ۵۲ هزار ایرانی؛ تجسمِ فیزیکیِ یک نسل‌کشی
📺 ۱۰۰۰ مصدوم چشمی فقط در یک بیمارستان و یک روز!
ده‌ها هزار کاور جنازۀ اماده، از چه حکایت می‌کند؟
📻 افشاگری شکوری‌راد از قتل‌عام ولی‌فقیه

.


#جامعه #نقد_چپ #نقد_روشنفکران #چپ_ایرانی #اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
📘ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی
(۴)
✍🏻 دکتر #قربان_عباسی

🔻تدوین یک «منشور اخلاقِ گفتگو»‌‎ ‎در فضای سیاسی ایران، نه یک تمرین آکادمیک، بلکه یک ضرورت حیاتی برای خروج از ‏وضعیت «جنگ همه با هم» است. برای عبور از بن‌بستِ برچسب‌زنی و حرکت به سوی یک عقلانیت تفاهمی (به سبک هابرماسی)، ‏می‌توان اصول زیر را به عنوان میثاق فکری کنشگران پیشنهاد داد‎:‎

‏۱‌‎. اصل «تفکیکِ ایده از شخص» (جدایی نقد از تخریب)‏


🍂 هرگونه نقد باید متوجه استدلال و عملکرد افرادباشد، نه ترور شخصیت‎.‌‏ تمسخرِ فیزیکی، نسبت دادنِ بیماری‌های روانی، یا ‏استفاده از القاب تحقیرآمیز برای متفکرانی چون داریوش آشوری یا شهلا شفیق، خروج از دایره‌ی اخلاقِ سیاسی است‎.‌‏ نقدِ ‏رادیکال، نقدی است که ریشه‌ی اندیشه را واکاوی کند، نه اینکه ریشه‌یِ حرمتِ انسانی را بزند‎.‎

‏۲‌‎. اصل «حقِ شدن» و دگرگونی فکری


🍂 انسان موجودی ایستا نیست. هر کنشگری حق دارد بر اساس تجربه‌های زیسته و تاملات جدید، در مواضع گذشته‌ی خود بازنگری ‏کند‎.‌‏ برچسب زدن به افراد بر اساس مواضع ۳۰ یا ۴۰ سال پیش (بدون در نظر گرفتن فرآیند تحول آن‌ها)، نوعی استبدادِ زمانی ‏است‎.‌‏ جامعه‌ی دموکراتیک، جامعه‌ای است که در آن «تغییرِ عقیده» نه یک رسوایی، بلکه نشانه‌ی پویایی عقل است‎.‎

‏۳‌‎. اصل «رسمیت بخشیدن به دیگریِ مخالف»‏


📌 گفتگو با رقیب یا حتی دشمنِ سابق، به معنای پذیرشِ حقانیتِ او نیست، بلکه به معنای پذیرشِ واقعیتِ حضورِ او در ساحت ملی ‏است. سیاستِ دموکراتیک یعنی نشستن با کسانی که لزوماً دوستشان نداریم‎.‌‏ تکفیرِ کسانی که وارد دیالوگ می‌شوند، عملاً بستنِ ‏تنها راهِ مسالمت‌آمیز برای گذار از بحران‌هاست‎.‎


‏۴‌‎. ممنوعیتِ «تکفیرِ سکولار» و برچسب‌زنی ایدئولوژیک


🍂 واژگانی چون «خائن»، «فروخته‌شده»، «سقوط‌کرده» و «مزدور»، ابزارهای سرکوبِ زبانی هستند‎.‌‏ در فضای گفتگو، انتسابِ افراد به ‌‏«کانون‌های قدرت» بدون سند، برای خاموش کردن صدای آن‌ها، رفتاری فاشیستی است‎.‌‏ باید از انحصارِ حقیقت دست کشید؛ ‏هیچ جریانی (چه چپ، چه راست) مالکِ مطلقِ خیرِ عمومی نیست‎.‎

‏۵‌‎. اصل «شنیدنِ همدلانه»


🍂 در نقدِ یک کنش سیاسی (مانند دیدار اخیر)، باید ابتدا سعی کرد بهترین و منطقی‌ترین تفسیر را از آن کنش درک کرد، نه بدترین و ‏غرض‌آلودترین را‎.‌‏ به جای اینکه فرض کنیم آشوری برای «سهم‌خواهی» رفته است، می‌توان فرض کرد او برای «تسهیلِ فهمِ متقابل» ‏قدم برداشته است. این نوع نگاه، فضای گفتگو را از تنشِ غریزی به تاملِ فلسفی می‌برد‎.‎

🔺پایبندی به این منشور، به معنای کنار گذاشتنِ اختلافات نیست، بلکه به معنای «متمدنانه کردنِ مواجهه اختلافات»‌‎ ‎است. برخورد اخیر ‏با داریوش آشوری نشان داد که ما هنوز در مرحله‌ی «قبیله‌گرایی سیاسی» هستیم؛ جایی که هر که با ما نیست، بر ماست و شایسته‌ی ‏تحقیر‎.

🔺گذار به دموکراسی در ایران، پیش از آنکه نیازمند تغییرات ساختاری باشد، نیازمند یک انقلابِ اخلاقی در زبان و ‏رفتار روشنفکران و کنشگران است. ‎باشد که زبان هیچ یک از ما از کردار ما پیشی نگیرد. ‏دموکراسی بیش از آنکه یک صندوق رأی باشد، یک «فرهنگِ مدارا» است. اگر در دوران مبارزه، تمرینِ شنیدن، تکثرگرایی و ‏نقدپذیری نکنیم، پیروزی ما تنها طلوعِ یک زمستانِ دیگر با نامی متفاوت خواهد بود‎.‌

🔺امروز، بیش از هر زمان دیگری، مبارزان نیاز ‏دارند که آینه‌ای در برابر خود بگیرند. آیا ما در حال کشتنِ استبداد هستیم، یا در حالِ یادگیریِ فنونِ آن برای فردا روزِ خودمان؟ ‏پاسخ به این سؤال، سرنوشتِ نسل‌های آتی را رقم خواهد زد

@nasaksara

.


#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
📘دیدار تاریخی برای آینده‌ی ایران

✍🏻 #آزاد_عندلیبی

🔸دیدار شاهزاده رضا پهلوی و داریوش آشوری تاریخی‌ست. از لحظاتی‌ست که در آیندهٔ ایران بارها از آن یاد می‌شود. زلزله‌ای که این دیدار در فضای فرهنگیِ ایران پدید آورده قابل‌انتظار بود. یک‌سو میراث‌دارِ پادشاهیِ مشروطهٔ ایران و رهبرِ انقلابِ شیروخورشید و یک‌سو بزرگِ روشنفکرانِ میهن‌دوستِ ایران و میراث‌دارِ ارجمندترین چهره‌های روشنفکریِ ایرانی از سپیده‌دمانِ مشروطه و موجِ اولِ روشنفکریِ ایرانی. یک‌سو رهبری سیاسی که «همه‌پرسی» را مبنای آیندهٔ ایران قرار داده و یک‌سو کسی که واژهٔ «همه‌پرسی» را در زبانِ ما ساخته است.

🔺مطالعه‌ی ادامه در عکس‌نوشته‌ها

📕ذبح عقلانیت ارتباطی در مسلخ جزم‌گرایی

.


#سیاست #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
🔸مجاهدین خلق در عمل عامل و کمک جمهوری اسلامی بودند، نه صرفاً مترسک ناخواسته. خشونت و فرقه‌سازی‌شان بهترین ابزار سرکوب و مشروعیت‌سازی را به رژیم داد. هر وقت رژیم نیاز داشت بگوید «اگر ما نباشیم، این دیوانه‌ها می‌آیند»، مجاهدین را به میدان می‌آورد. ترس آماده، مشروعیت آماده.

🔸اصلاح‌طلبان هم نسخه نرم همین کار بودند. سیستم را از درون اصلاح نکردند، ولی با ایجاد توهم «می‌شود از داخل درستش کرد»، انرژی اجتماعی را بارها و بارها تخلیه کردند و هزینه سرکوب را برای حاکمیت کاهش دادند. مردم امیدوار می‌شدند، بعد ناامید.

🔺نتیجه؟ دو ابزار متفاوت برای یک هدف: یکی با ترساندن مردم، یکی با آرام کردنشان. هر دو به بقای همان ساختار کمک کردند که ادعای مبارزه با آن را داشتند.

📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)
📺 جمهوری‌خواهان متحد نمی‌شوند و کاسه‌کوزه‌ها را سر پهلوی می‌شکنند!

.


#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق



🌾 @Naqdagin
Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هم‌میهنان عزیزم، در روزهای اخیر، چند گروه‌ تجزیه‌طلب -که در کارنامه‌ بعضی از آنها همکاری با خمینی و صدام، هر دو به چشم می‌خورد- ادعاهایی موهوم و سخیف را درباره تمامیت ارضی و یگانگی ملی ایران مطرح کرده‌اند. چنانکه بارها تأکید کرده‌ام، حفظ و دفاع از تمامیت…
📘چرا امروز حتی یک جریان آلترناتیو جمهوری‌خواه هم برای رژیم سیاسی فعلی وجود ندارد؟

✍🏻 #آرمان_امیری

🔻به عنوان کسی که خودش جمهوری‌خواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان می‌دهم:

🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت.

▪️اپوزوسیون است، چون برای سرنگونی رژیم سیاسی دورخیز کرده.

▪️و مهم‌تر از آن: "جریان سیاسی" است چون منطق ضرورت حفظ و بقای "دولت ملت" را می‌فهمد و بدون لکنت از آن دفاع می‌کند.

بجز شاهزاده پهلوی و انقلاب ملی که او نمایندگی می‌کند، چه نیروی دیگری داریم که این دو ویژگی را داشته باشند؟

🔻انبوهی از ورشکستگان سیاسی که:

اولاً حاضر نیستند حتی در لفظ و با یک فرمول کاملاً خیالی، راهکاری برای مبارزه با رژیم ارائه دهند. آخرین ابتکارشان این بود که ۴۰۰ نفر با هم بیانیه بدهند و خطاب به حکومت بگویند اگر به ما راه ندهی، جریان پادشاهی می‌آید و ما و شما را با هم نابود می‌کند!

در ثانی، آنقدر در حقارت سهم‌خواهی فرو رفته‌اند که همزمان با نصیحت و دریوزگی به درگاه رژیم، در هر فرصتی که پیدا کنند دمی هم برای تجزیه‌طلب‌ها تکان می‌دهند، با این رویا که شاید بتوانند از چماق اسلحه‌ی آن‌ها علیه انقلاب ملی استفاده کنند.

🔺یعنی نه تنها اپوزوسیون واقعی و عملی رژیم حاکم نیستند، بلکه آمادگی کامل برای همکاری و تایید ضمنی یا صریح دشمنان "دولت-ملت" ایران را به صورت مداوم به نمایش می‌گذارند.

🔺آن‌هایی که در خفا و یا گاه حتی آشکارا معترضان انقلابی را به توحش و خشونت متهم می‌کنند تا کراهت سرکوب خونین‌شان را تقلیل دهند، در برابر احزاب تروریستی که تا بن دندان مسلح هستند، نه تنها سکوت می‌کنند، بلکه در هر بزنگاهی روی رفتارهای نظامی و گرایش‌های ضدملی‌شان سرپوش می‌گذارند و توجیه می‌کنند.

🔺چنین جریاناتی، کمترین و بدیهی‌ترین ملزومات یک "جریان سیاسی" را ندارند. در بهترین حالت، یک جور زیست انگلی در فضای سیاسی دارند؛ مثل زالو از درد و رنج یک ملت ارتزاق می‌کنند و باج می‌خواهند.

📌 «تجزیه‌طلبی، امت‌گرایی، انترناسیونالیسم»، هر سه به همین دلیل ساده که منطق ابتدایی و بدیهی زمین بازی "دولت-ملت" را نمی‌فهمند یا اساساً انکارش می‌کنند، اصلاً "جریان سیاسی" نیستند.

🔺انقلابی که سال‌هاست "زیست نرمال" را مطالبه‌ی محوری خود معرفی کرده، منطق نظام جهانی را که بیش از ۵۰۰ سال است از قاعده‌ی دولت/ملت پیروی می‌کند را هم سرلوحه‌ی خود قرار می‌دهد.

🔺در نهایت اینکه "دموکراسی"، مفهوم و قاعده‌ای است در دل زمین "سیاست" که جز در بستر "دولت-ملت" هیچ معنایی ندارد.

🔺 سخن گفتن یا نظر دادن جریانات غیرملی و ضدملی در این مورد حتی مضحک هم نیست! اینان اساساً به جهان "پیشا-سیاست" تعلق دارند و هیچ محلی از اعراب ندارند که بخواهند در مورد مسائل مربوط به جهان سیاست اظهار نظر کنند؛ تا چه رسد به اینکه بخواهند منتقد جریانات سیاسی و مدافع خودخوانده‌ی دموکراسی باشند!

📺 جمهوری‌خواهان متحد نمی‌شوند و کاسه‌کوزه‌ها را سر پهلوی می‌شکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوری‌خواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری‌»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیه‌ای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)

.


#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی #مجاهدین_خلق



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من نمی‌فهمم مگه رهبر رو بصورت منوی رستوران ارائه می‌کنن؟! یعنی میان میگن ما این رهبرا رو داریم بیان ور دارین ببرین تو کوچه و دانشگاه صداش کنین؟ خل و چلین؟! رهبر رو خود جامعه بر اساس شناختی که خودش پیدا می‌کنه انتخاب می‌کنه و جامعه امروز ما، جامعۀ به نسبت آگاه و هوشیار و بیداریه.

🎙✍🏻 #سینا_ولی‌الله


👈 برشی بزرگتر از مصاحبه (اینجا)

📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوری‌خواه وجود ندارد؟
📺 جمهوری‌خواهان متحد نمی‌شوند و کاسه‌کوزه‌ها را سر پهلوی می‌شکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوری‌خواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری‌»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیه‌ای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)

.


#انقلاب_ملی #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در اپوزیسیون ایران یکی از قدیمی‌ترین شکاف‌ها همچنان پابرجاست؛ تقابل میان جریان چپ و جریان نزدیک به پهلوی. اختلافی که از روایت گذشته شروع می‌شود اما به تصویر آینده ایران می‌رسد.

در این گفتگو همراه با بابک کاظمی‌فرد به عنوان یک ایرانی جمهوری خواه و مینا احدی به عنوان فعال چپ و کومونیست تلاش می‌کنیم بدون شعار و برچسب، ریشه‌های این جدال و امکان یا عدم امکان همزیستی سیاسی پس از جمهوری اسلامی را بررسی کنیم.

این چکیده‌ای از یک مناظره یک ساعته در یوتوب من است و پیشنهاد می‌کنم که در صورت تمایل کل آن را ببینید. ما باید بتوانیم، همان‌طور که در آلمان رایج است، با یکدیگر وارد گفت‌وگویی واقعی و محترمانه شویم.


✍🏻🎙 #بامداد_اسماعیلی

📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوری‌خواه وجود ندارد؟
📺 جمهوری‌خواهان متحد نمی‌شوند و کاسه‌کوزه‌ها را سر پهلوی می‌شکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوری‌خواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری‌»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیه‌ای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)

.


#اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
📺 شادی امین کیست و چگونه زندگی ما شغل او شده؟! (+)

🚩 پیشینه سیاسی و اتهامات:
ویدیو ادعا می‌کند که شادی امین (سهیلا امین ترابی) سابقه عضویت در سازمان فداییان خلق (اقلیت) را دارد و او را به داشتن گذشته‌ای مرتبط با گروه‌هایی که کارهای تروریستی انجام می‌دادند متهم می‌کند. همچنین به روابط او با گروه‌های پان‌کورد و رسانه‌هایی مانند بی‌بی‌سی و رادیو زمانه اشاره می‌شود.

💰 کسب درآمد از حقوق بشر (فاند):
در این بخش، ویدیو با استناد به تحقیقات برخی خبرنگاران (مانند غزاله مدیریان و اختر قاسمی) ادعا می‌کند که شادی امین مبالغ کلانی (حدود ۳ میلیون دلار بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳) از نهادهای آمریکایی و بنیادهای خصوصی دریافت کرده است. سازنده معتقد است خروجی کارهای او متناسب با این بودجه‌ها نیست و بسیاری از اطلاعات منتشر شده در پروژه‌های او کپی‌برداری از منابع دیگر است.

🏳️‍🌈 نقد فعالیت‌ها در حوزه اقلیت‌های جنسی (ال‌جی‌بی‌تی):
ویدیو به شدت از ترویج فرهنگ «وکیسم» (Wokeism) و آموزش مسائل جنسیتی به کودکان توسط سازمان‌هایی مانند «شش‌رنگ» انتقاد می‌کند. او مدعی است که شادی امین سعی دارد الگوهای فرهنگی غربی را که با سنت‌های ایرانی همخوانی ندارند، در جامعه ایران جا بیندازد.

🖤 استفاده از نام کشته‌شدگان اعتراضات:
یکی از جنجالی‌ترین بخش‌های ویدیو، اتهام به شادی امین بابت انتساب گرایش‌های جنسی خاص به کشته‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ (مانند نیکا شاکرمی و مهرشاد شهیدی) برای گرفتن بودجه است. ویدیو اشاره می‌کند که خانواده‌های این افراد این ادعاها را تکذیب کرده و از این اقدام ابراز خشم کرده‌اند.

⚔️ تضادهای فرهنگی و لابی‌گری:
در نهایت، ویدیو شادی امین را بخشی از یک شبکه لابی‌گر می‌داند که از طریق باندبازی و نوچه‌پروری در فضای مجازی، به دنبال تغییر فرهنگ ایرانی، تضعیف نهاد خانواده و ایجاد تقابل میان اقوام و جنسیت‌هاست.

📕چرا حتی یک جریان آلترناتیو جمهوری‌خواه وجود ندارد؟
📺 جمهوری‌خواهان متحد نمی‌شوند و کاسه‌کوزه‌ها را سر پهلوی می‌شکنند!
📺 جمهوریِ چپ دربرابر جمهوریِ راست
📕چرا «جمهوری‌خواهی» تا اطلاع ثانوی صرفا یک «امر نظری‌»ست؟
📕انقلاب شیر و خورشید مرثیه‌ای برای جمهوری خواهی
📺 مجاهدین خلق بدون روتوش
— مصاحبۀ نقدآگین با رِی ترابی (از جداشدگانِ مجاهدین خلق)

.


#انقلاب_ملی #اپوزیشنقد #نقد_چپ #چپ_ایرانی



🌾 @Naqdagin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 گزارشی تلویزیون ولات کردستان نزدیک به اتحادیه میهنی در رابطه با همکاری علی جوانمردی (رئیس بخش فارسی صدای امریکا) با جمهوری اسلامی برای دستگیری روح‌الله زم در عراق.

🔗 امضای پتیشن درباره‌ی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!

.


#اپوزیشنقد #نقد_رسانه



🌾 @Naqdagin
نقدآگین
📘چرا امروز حتی یک جریان آلترناتیو جمهوری‌خواه هم برای رژیم سیاسی فعلی وجود ندارد؟ ✍🏻 #آرمان_امیری 🔻به عنوان کسی که خودش جمهوری‌خواه است، پاسخی ساده با مصداق مشخص به شما نشان می‌دهم: 🔻پست پیوست واکنش یک "جریان سیاسی اصیل" است و وضعیت سیاسی یک دولت/ملت. …
🔸صدای آمریکا عملا به نهاد سفیدشویی ادبیاتِ تجزیه‌طلبانه و عادی‌سازی آن و عادی‌سازیِ گروه‌های ناروادار، تروریست و تجزیه‌طلبِ گرفتار ادبیات و ایدئولوژی‌ منقضی‌شده در قرن بیستم شده‌است.

🔸فهیمه خضر حیدری که روزی در برنامۀ تابو موضوعات جذابی در حوزۀ نقد دین را طرح می‌کرد، حال بدل به عروسکِ علی جوانمردی و جریان تجزیه‌طلب بدل شده در حمله به تنها نمادی از ایران که در خیابان‌های شهرهای مختلفِ صدایش می‌زنند و بنا به اعتماد به او جان و تن فدا می‌کنند.

🔸درحالیکه رضا پهلوی صرفا چند گروه تجزیه‌طلب با ادبیات تجزیه‌طلبانه و سابقۀ همکاری با صدام را بدونِ ذکر نامشان یاد کرد، این گروه‌ها پشتِ بخشی از ملت ایران (کردها با تنوع در آرای سیاسی) می‌روند، و می‌گویند شما کردها را تجزیه‌طلب نامیدید و قصدِ سرکوبِ آن‌ها را کرده‌اید!

🔸این سخیف‌ترین نوعِ شارلاتانیزم در مواجهه است! درست مثل این است که وقتی پهلویست‌های افراطی را نقد کنیم در خوی فاشیستی، پهلویست‌های افراطی بگویند شما کل ملتِ ایران و ملی‌گرایان را فاشیست می‌دانید، و پشتِ ملت ایران و حتی پادشاهی‌خواهان با تنوع و گوناگونی‌شان بروند که اکثرا در بخشِ نرمال نمودارِ جمعیت هستند.
🔸فدرالیسم یگانه شکلِ تمرکززدایی از قدرت نیست و الگوبرداری از آن نیازمند درک تمایز تاریخی میان ایران با کشورهایی چون آمریکا است. برخلاف حکومت‌هایی که از دلِ چندپارگی به سمتِ اتحاد فدرال حرکت کردند تا به یکپارچگی برسند، تطبیق این مدل در کشوری با تاریخ متفاوت، مستلزم ملاحظاتِ ملی و ساختاریِ دیگری است.

🔸اما مشکلِ جدی‌تر در بی‌سوادی و شیادیِ حامیان فدرالیسم این است که آن‌ها از فدرالیسم نیز امری قوم‌گرایانه، فاشیستی و خودمرکزپندارانه می‌خواهند، نه امری که به «فرآیندِ دموکراتیک‌ترِ تصمیم‌گیری» و «مدیریتِ کارآمدتر» بیانجامد.

📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیه‌طلبی
🔗 امضای پتیشن درباره‌ی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!

.


#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
📘پارادوکسِ دموکراسی‌خواهی و قوم‌گرایی (۲/۲)
— چرا قوم‌گرایی دشمنِ «دموکراسی» و «حقوقِ شهروندی» است؟

⚖️ ۵. شهروندِ برابر در برابرِ اقلیتِ سیاسی

📌📌📌در نگاهِ جمهوری‌خواهی، مفهومی به نام «اقلیت» که دارای امتیازاتِ ویژه یا حقِ جدایی باشد وجود ندارد؛ تنها مفهومِ موجود، «شهروند آزاد» است.

🟥 «ایران هرگز نخواهد مرد»

🔻موضع شاپور بختیار فراتر از یک تعصب ملی، یک ضرورتِ «بقای تمدنی» است. از منظر علوم سیاسی، او از الگوی «دولتِ ملت‌ساز» (Nation-State Building) دفاع می‌کند که معتقد است:

1️⃣ قدرت چانه‌زنیِ بین‌المللی و توسعه‌ی اقتصادی، تنها در سایه‌ی «یکپارچگیِ سرزمینی» ممکن است.

2️⃣ قومیت نباید به «سیاست» تبدیل شود؛ زیرا سیاستِ قومی، پایانِ دموکراسی و آغازِ بالکانیزه‌شدن (تکه تکه شدن) است.

3️⃣ حقوق برابر شهروندی، تنها و بهترین جایگزین برای مطالباتِ خطرناکِ تجزیه‌طلبانه است.


🔺در نهایت، از نظر بختیار، هر کسی که بخواهد پیکره‌ی ایران را به نام «خودمختاری» یا هر عنوان دیگری تکه کند، تنها به «بدنامیِ تاریخی» دچار خواهد شد؛ چرا که ایران یک موجودیتِ ارگانیک و تجزیه‌ناپذیر است که از تمامِ بحران‌ها عبور خواهد کرد.

📕فدرالیسم کارآمد مدرن یا قوم‌گرایی ارتجاعی؟
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیه‌طلبی
🔗 امضای پتیشن درباره‌ی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!

.


#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
📘مغالطۀ آناکرونیسم؛ چرا نظامِ ایالتی-ولایتیِ قدیم، «فدرال» نبود؟
— تقابلِ «کشور-تمدن» با «کشور-پیمان»؛ چرا الگوی فدرالیسم آمریکایی در ایران بومی‌ناپذیر است؟

🔺این دیدگاه که «فدرالیسم در ایران سابقه دارد» معمولاً ناشی از یک خلط مبحث میان دو مفهوم کاملاً متفاوت است: «اداره‌ی غیرمتمرکز (ایالتی-ولایتی)» و «فدرالیسم مدرن». برای پاسخ به این کامنت، باید از سه زاویه‌ی حقوقی، تاریخی و ژئوپلیتیک به موضوع نگاه کرد:

🏛 ۱. فدرالیسم یعنی «اتحاد»، نه «توزیعِ قدرت»

بسیاری تصور می‌کنند هر کشوری که استان‌هایش اختیارات داشته باشند، فدرال است. اما فدرالیسم (از ریشه *Foedus* به معنای پیمان) یک فرآیند «پایین به بالا» است.

👤 تفاوت ماهوی: در فدرالیسم (مثل آمریکا)، ابتدا ایالت‌های «مستقل» وجود داشتند که تصمیم گرفتند برای قوی‌تر شدن، بخشی از حاکمیت خود را به یک مرکزِ مشترک واگذار کنند (Coming Together Federalism).

👤 در ایران: حاکمیت در ایران همیشه «بالا به پایین» بوده است. ایران یک «واحدِ پیشینی» است که برای اداره‌ی بهتر، قدرت را به مناطق تفویض می‌کرد. در تاریخ ایران، ایالت‌ها هیچ‌گاه واحدهای مستقلی نبودند که با هم «پیمانِ اتحاد» ببندند، بلکه پاره‌های یک پیکر بودند که تحت فرمان «شاهنشاه» (شاهِ شاهان/مرکز) اداره می‌شدند.

۲. مغالطه‌ی نظام ایالتی-ولایتیِ قدیم

🔻قائلین به سابقه داشتنِ فدرالیسم، به دوران قاجار یا صفویه استناد می‌کنند. اما آن سیستم، «فئودالیسمِ اداری» بود، نه فدرالیسم.

👤 واقعیت تاریخی:

در نظام قدیم ایران، حکام ایالت‌ها توسط شاه منصوب می‌شدند و هر لحظه ممکن بود عزل شوند. آن‌ها «حقوقِ حاکمیتیِ غیرقابل‌سلب» نداشتند.

فدرالیسم یعنی ایالت حق داشته باشد قانونی وضع کند که مرکز نتواند آن را لغو کند. در تاریخ ایران، چنین چیزی هرگز وجود نداشته؛ مرکز همیشه منشأِ نهاییِ قانون و مشروعیت بوده است. حتی قانون «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» در مشروطه، تلاشی برای تمرکززدایی اداری بود، نه تقسیمِ حاکمیتِ ملی.

۳. قیاس مع‌الفارق ایران و آمریکا 🇺🇸

🔻ساختارِ شکل‌گیری این دو کشور هیچ شباهتی به هم ندارد:

👤 آمریکا: کشوری است که با «خط‌کش» و بر روی کاغذ ساخته شده است. ایالت‌های آن (مثل وایومینگ یا یوتا) مرزهای مصنوعی دارند و فاقد هویتِ تاریخی یا قومیِ چندهزارساله هستند. فدرالیسم در آنجا منجر به تجزیه نمی‌شود چون «ملتِ آمریکا» هم‌زمان با «ایالت‌ها» متولد شد.

👤 ایران: ایران یک «کشور-تمدن» است. مرزهای داخلی ایران محصولِ هزاران سال جابجاییِ اقوام و جغرافیاست. فدرالیسم در ایران، برخلاف آمریکا، ناچاراً بر روی «گسل‌های قومی» می‌نشیند. فدرالیسمِ قومی در منطقه‌ی پرآشوبِ خاورمیانه، به جای «اتحاد»، به «گریز از مرکز» و در نهایت جنگ داخلی منجر می‌شود (مدل یوگسلاوی در برابر مدل آمریکا).

⚖️ ۴. تفویض اختیار در برابر تقسیم حاکمیت
ما می‌توانیم و باید «تمرکززدایی» کنیم، اما نباید «فدرالیزه» شویم. ایران می‌تواند پیشرفته‌ترین سیستم‌هایِ مدیریتِ محلی، پارلمان‌های استانی برای امور رفاهی و آموزشی، و بودجه‌بندیِ منطقه‌ای را داشته باشد (مثل مدل فرانسه) بدون اینکه «حاکمیت ملی» را تکه‌تکه کند.

🏁 نتیجه‌گیری
استناد به تاریخ برای اثبات فدرالیسم در ایران، یک «آناکرونیسم» (ناهمزمانی تاریخی) است؛ یعنی استفاده از برچسب‌های مدرن برای پدیده‌های کهن. نظام ایالتیِ قدیمِ ایران، ابزاری برای «حفظِ امپراتوری» بود، در حالی که فدرالیسمِ پیشنهادیِ امروز، ابزاری است که در لایه‌های پنهان خود، «پایانِ ملت-دولتِ واحد» را هدف گرفته است.

📕پارادوکسِ دموکراسی‌خواهی و قوم‌گرایی
📕فدرالیسم کارآمد مدرن یا قوم‌گرایی ارتجاعی؟
📺 در بابتِ تمامیت ارضی و یکپارچگی ملی
📕صدای آمریکا نهاد سفیدشویی تجزیه‌طلبی
🔗 امضای پتیشن درباره‌ی صدای آمریکا و علی جوانمردی
📺 علی جوانمردی؛ اسطوره خبرنگاری فیک نیوز!

.


#اپوزیشنقد #چپ_ایرانی #نقد_چپ



🌾 @Naqdagin
1️⃣ در باب دیوانگان «آره بذار بزنه بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم»

اینا قرار بود «تحریم که بشیم مردم گرسنه بشن بعدش ما رژیمو می‌اندازیم»، بعدش شدن «نقطه‌زنی که کنن ما رژیم رو می‌اندازیم، بمب اول بخوره می‌ریزیم بیرون»، حالا رسیدن به «برق و پل و نفت رو بزنه دیگه ما رژیم رو می‌اندازیم». فکر می‌کنید مرحله‌ی آخرشونه؟ نه. مرحله‌ی بعدی: «سدهای آب رو که بزنن دیگه بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم»، بعدش «یه صدتا بمب اتم که بزنن بعدش ما رژیم رو می‌اندازیم».

هپروتی‌های حرومزاده!

2️⃣ در باب «محکوم کردن»

کاش دنیا انقدر کودکانه بود که با «محکوم کردن» ما توش تغییراتی رخ بده. مسئله‌ی من محکوم کردن چیزی نیست. آماده شدن برای پیامدهای چیزاییه که کنترل‌شون دست ما نیست.

دنیا برای من به دسته‌های «خوب» و «بد» تقسیم نمیشه. به «قابل پیشبینی» و «غیرقابل پیشبینی» تقسیم میشه. اینکه جناح‌های مختلف دنبال منافع خودشون باشن برای من قابل پیشبینیه. از چیز قابل پیشبینی هم تعجبی نمی‌کنم. اینکه اسرائیل برای حفظ جان مردمش هرکاری بکنه قابل پیشبینیه. اینکه رژیم ج.ا. برای حفظ نظام هرکاری بکنه قابل پیشبینیه. اینکه آمریکا برای به زانو در آوردن یه مشت جغله که با پهپاد ۳۰ هزار دلاری شاخ و شونه‌ی جهانی می‌کشن حاضره مارو هم به فنا بده قابل پیشبینیه. چیزی که قابل پیشبینیه من رو بهم نمی‌ریزه. تنها چیزی که غیرقابل پیشبینیه و عجیبه یه مشت دیوانه‌ان که تحت هذیانات اینترنشنال و سوشال‌مدیا، نزدیک یک قدمی جهنم هستن و ماجرا رو شوخی گرفتن و هیچ آمادگی‌ای کسب نکردن، نمی‌کنن و حتی ژست عاقل‌اندرسفیه هم می‌گیرن که «هفته‌ی دیگه اینا رفتن بیا برقصیم». بجز این خفیف‌العقل‌ها همه‌ی بازیکنان دارن تلفاتی ایجاد می‌کنن که حداقل مطابق منافعشونه. فقط این جماعتن که بی‌خود و بی‌جهت هم دارن به خودشون آسیب می‌زنن هم به دیگرانی که بهشون گوش میدن.

3️⃣ چند آمار قابل توجه از برق کشورهای منطقه که درگیر جنگ بودن:


۱. قطعی برق در لبنان معمولاً تا ۱۸ ساعت در روز رخ می‌دهد. بسیاری از مناطق، به ویژه در مناطق دورافتاده و حاشیه‌ای، حتی بیشتر از این مدت بدون برق هستند. علاوه بر این، قیمت برق بسیار بالا است و بسیاری از مردم مجبور به استفاده از ژنراتورهای خصوصی برای تأمین برق مورد نیاز خود هستند.

۲. در بسیاری از مناطق یمن، برق فقط چند ساعت در روز (بین ۴ تا ۸ ساعت) در دسترس است و مردم مجبورند برای استفاده از برق به ژنراتورهای خصوصی یا منابع جایگزین روی آورند. در برخی از مناطق جنوبی و روستایی، برق حتی کمتر از ۴ ساعت در روز در دسترس است.

۳. در دهه‌های اخیر، میزان تأمین برق در عراق بسیار ناپایدار بوده و در سال‌های اخیر میان ۸ تا ۱۲ ساعت در روز قابل دسترسی بوده است. البته در برخی مناطق خاص مانند بغداد و اربیل وضعیت بهتر است، اما در مناطق دیگر (مثل بخش‌هایی از موصل، فلوجه، یا دیالی) قطعی‌های طولانی‌تر رخ می‌دهد.

۴. بسیاری از مناطق سوریه به ویژه در حلب، حمص، و دمشق با قطعی‌های برق مواجه هستند که معمولاً ۸ تا ۱۲ ساعت در روز است.

✍🏻 #نولان

@NolanWrites

.


#اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
من خودم دونالد ترامپم ولی بحث بحث وطنه

یکی از بامزه ترین جوک هایی که این روز ها آدم می‌بیند، این کنایه ها به معدود افرادی هست که مدعی هستند تا دیروز منتقد یا مخالف حکومت بوده اند اما امروز چون بحث حمله به وطن است حاضرند حتی با تندروترین ارزشی ها هم یکدست شوند.

خب غرایز قبیله گرایی بخش جدایی ناپذیری از انسان هستند و افرادی که خیلی بر اساس عقل و منطق تصمیم نمی‌گیرند بسیاری رفتار هایشان مبتنی بر این هست که الآن، در این لحظه چه کسی جزو قبیله من هست و چه کسی خارجی.

این قضیه وقتی بامزه بودنش از بین می‌رود که افراد با پیروی از احساسات لحظه ای و غرایز، به جای دفاع کردن، بدتر به کشور، مردم و خانواده خودشون آسیب می‌زنند.

اگر شما زمانی بر اساس عقل و منطق جزو منتقدین افراطیون حکومت بوده باشید، قطعا یادتان هست که یکی از مهم ترین انتقادات این بود که: آقایان شما دارید کشور را به جنگ می‌کشانید!

از بالا تا پایین این مملکت سالیان سال هشدار دادند که غیرممکن است شما نابودسازی یک کشور دیگر را دنبال بکنید و طرف مقابل دست روی دست بگذارد. خب از خورشید روشن تر بود که او هم از موجودیت خودش دفاع خواهد کرد، جنگ بر کشور ما سایه می‌افکند و بهای این جنگ را هم مردم بی‌گناه باید بدهند.

آیا فکر می کنید با دست دادن به افراطی هایی که جز شعار مرگ دادن هنر دیگری ندارند، موفق خواهید شد از چیزی دفاع کنید؟

https://t.me/jangaavaran1390

🔺البته عده‌ زیادی، عموما با گرایش چپ، به‌طور مستقیم نگفتند با ج.ا یکی‌اند و همراه، بلکه با اصرار بر مقصر جلوه‌دادنِ اپوزیسیون و مردم به جان آمده و به خیابان آمده، یا برخی عوام مستاصلی که برچم کشورهای مهاجم را بلند کرده‌بودند، به‌عنوانِ عاملانِ اصلی جنگ، این کار را کردند.

🔺گویا ابرقدرتی چون آمریکا، و قدرتی چون اسرائیل، یک‌باره و بدون هیچ طرح و برنامه‌ی پیشینی‌ای، مطابقِ تبلیغاتِ اینترنشنال، «برای آزادیِ ایرانیان، و به‌خواستِ ایرانیان»، وارد چنین جنگ پرهزینه‌ای شدند، و اگر بازاریان بعد از اجرایی‌شدنِ مکانیزم ماشه و شتاب‌گرفتنِ سیر صعودیِ بدبختی و فقر، صدایشان در نمی‌آمد، و مردم نیز به آن‌ها نمی‌پیوستند و فلاکت روزافزونِ خود را تحمل می‌کردند، برنامه‌ی آمریکا و اسرائیل برای حمله، ولو چند ماه دیرتر تدارک دیده نشده‌بود، و همه‌چیز با مذاکراتِ «همیشه مثبتِ» عراقچی‌، کما فی‌السابق(؟) حل می‌شد.

🔺در واقع، این عزیزان بجای اینکه نوکِ تیز نقدها را به سیاست‌های کلان و شکست‌خورده‌ی جمهوری اسلامی در حوزه‌‌ی تعامل با دنیا ببرند، که برپایه توهم‌های ایدئولوژیکِ آخرالزمانی و آمریکاستیزی - یهودستیزی کور و قائل شدن به نقشِ صاحبِ ام‌القراء و امامتِ امت اسلام برای خود بوده، و درک کنند که مسیر این نیم‌قرنه، جز به تحریم‌های پیاپی و انزوا برای هیچ، و سرانجام تحمیلِ ۳ جنگ ناضرور نمی‌انجامید، صبح و شام مشغول «خودزنی»‌ و امتدادِ رقابت‌های «سیاسی - تاریخی»‌اند؛ بلیه‌ای که البته تا حد قابل توجهی در مورد دیگر گروه‌های اپوزیسیون در مواجهه با چپ‌ها و اصلاح‌طلبان حاکم است؛ چرا که آن‌ها نیز بجای اینکه به کنش و برنامه‌ای روشن بپردازند، اکثریت توان و زمان خود را برای زدن و تخریب گروه‌های چپ و اصلاح‌طلب،‌ که از قضا کمترین میزان نفوذ تاریخی خود را در میان ایرانیان یافته‌اند، مصرف می‌کنند.

.


#اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin
📘حمله به تیم فوتبال و هوادارانش؛ کنش یا ضدکنش؟

✍🏻 #محمود_کریمی

🔸ابتدا موضع کلی‌ام را مشخص کنم: برای این‌جانب اساسا فوتبال و هیچ تیم‌ ورزشی‌ای پشیزی ارزش ندارد (هیچ‌وقت از تماشای این بازی‌های گلادیاتوریِ مدرن لذت نبردم) و هیچ تیمی را تیم ملی و نماینده‌ی یک ملت ندانسته‌ام و نمی‌دانم. با اینکه هنر موضوع علاقه‌ام است تا ورزش، یکی مثل اصغر فرهادی را نیز نماینده‌ی ایرانیان (با سلایق مختلف) و خودم نمی‌بینم، که وقتی رفت و چنان یاوه‌های وسط‌بازانه‌ای را بافت، متعجب و خشمگین شوم. انسان خردمند و فردیت‌یافته، هیچ فرد و جمعیتی را (خصوصا وقتی در انتخابش نقش نداشته) نماینده‌ی خود نمی‌داند، که هویت و شادی و اندوهش را به آن امر بیرونی گره بزند.

🔸اما مواجهه‌ی زبانی و فیزیکی با تیم فوتبال و درگیر شدن با هواداران آن، نه یک کنش سیاسی، بلکه یک اشتباهِ راهبردی و حاصلِ لمپنیزم و بی‌خردی محض است که جمهوری اسلامی هم محتمل است به چنین حرکت‌هایی دامن بزند تا خوراک خبری درست کند. این رفتار تنها یک نتیجه دارد: تقدیم کردن سوژه‌های ناب و رایگان به ماشین تبلیغاتی و رسانه‌های جمهوری اسلامی و اصلاح‌طلبان حکومتی. از سوی دیگر، این کار شکاف و تضاد عمیق و پوچی میان طیف‌های مختلف جامعه ایجاد می‌کند؛ به‌ویژه میان کسانی که شاید جمهوری اسلامی نظام مطلوب‌شان نباشد اما جزو قشر خاکستری و غیرسیاسی جامعه‌اند، یا به سادگی میان حسابِ حکومت و تیم به‌اصطلاح ملی کشورشان تفکیک قائل می‌شوند. این تقابل‌های بی‌مورد، دافعه ایجاد کرده و مردم عادی را از جریانِ مخالفِ نظام دورتر می‌کند.

🚫 مزاحمت خیابانی، ضدکنش است نه مبارزه
این دست حرکت‌ها که عده‌ای راه بیافتند در خیابان یا استادیوم‌ها دنبال آدم‌هایی با پرچم رسمی کشور (ولو آن پرچم را پرچم حکومتی نامشروع و آدم‌کش و داعشی بدانیم) تا آن‌ها را شرمنده کنند، بازخواست کنند و بپرسند «شما چرا فلان پرچم را در دست داری؟»، نه‌تنها هیچ ارزش و وزن سیاسی‌ای ندارد، بلکه یک «ضدکنش» تمام‌عیار است. این رفتارها، ذهنیتِ افکار عمومی را نسبت به مخالفان نظام به شدت منفی و مخدوش می‌کند و از آن‌ها تصویری رادیکال، مداخله‌جو و فاشیست‌مسلک و غیرمنطقی می‌سازد. اصلاً فرض را بر این بگذارید که این زنانِ بی‌حجاب و مردانِ سه‌تیغ‌کرده در ورزشگاه‌ها، همگی از طرفداران سرسخت جمهوری اسلامی هستند؛ به من و شما چه ارتباطی دارد که در نقش پلیسِ عقیده ظاهر شویم و در حریم شخصی افراد دخالت کنیم؟

🎯 آدرس غلط؛ یقه رهبران پوشالی را بگیرید، نه مردم عامی را
به‌جای آنکه تمرکزها بر این باشد که در زمینِ بازی اصلی یعنی «درونِ خاک ایران»، کنش‌گریِ معنادار، هوشمندانه و موثری رخ بدهد، انرژی‌ها در حاشیه‌ها هدر می‌رود. ما باید مدعیانِ رهبریِ رسانه‌ای و سیاسیِ اپوزیسیون را بازخواست کنیم؛ کسانی که باید پاسخ دهند در برابر این هسته‌ی سختِ نظامی و ایدئولوژیک، دقیقاً چه طرح و استراتژی عملی‌ای داشته و دارند؟ وقتی دستاورد این مدعیان چیزی جز مشتی شعار، وعده‌های توخالی، خام‌اندیشی و خیال‌فروشی نبوده است، مزاحمت ایجاد کردن برای مشتی آدمِ عامی در ورزشگاه‌ها و با افتخار فیلم گرفتن از این مزاحمت‌ها، اوج حماقت و اصرار بر استمرارِ این حماقت است. این یعنی خالی کردن خشمِ ناشی از بی‌برنامگی، بر سر ضعیف‌ترین و بی‌ربط‌ترین حلقه‌ی ماجرا.

⚖️ حکمتِ سکوت و پرهیز از هزینه‌تراشیِ بیهوده
کسی که وقتی توانِ انجام یک کنشِ معنادار و اصولی را ندارد، دست به هیچ کنشِ مخربی نمی‌زند، و کسی که وقتی حرفِ سنجیده و راهگشایی برای گفتن ندارد، یا امکانِ طرحش را ندارد، سکوت اختیار می‌کند، یک انسانِ حکیم است؛ زیرا حداقل با دست‌وپازدن‌های هیجانی، گره‌های موجود را کورتر نمی‌کند.

آیا مگر اصلی‌ترین نقد ما به رفتارهای جمهوری اسلامی و رهبرِ بی‌‌کفایت و بی‌کفنش چیزی جز این بوده‌است؟ همیشه گفته‌ایم وقتی توان اقتصادی، تکنولوژیک و نظامیِ درگیری‌ با قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی را نداری، زیپِ دهانت را ببند، بلندپروازیِ بی‌جا نکن و برای کشور، مردم و حتی خودت هزینه‌تراشی نکن. گفته‌ایم با تصمیمات نسنجیده، جامعه را دچار هزار و یک بحران و حادثه‌ی قابل‌پیش‌گیری نکن و رهبرانِ خودت را با ذلت و خواری به کشتن نده. حالا چگونه است که خودمان در مقیاسی دیگر، توان رویارویی با هسته اصلی قدرت را نداریم، اما با رفتارهای نسنجیده و حمله به مردم عادی، دقیقاً همان رفتارِ هیجانی، بی‌دستاورد و هزینه‌زا را تکرار می‌کنیم؟

.


#اپوزیشنقد



🌾 @Naqdagin